نویسنده: سردبیر

  • نقش پررنگ زنان در سینمای بهرام بیضایی

    نقش پررنگ زنان در سینمای بهرام بیضایی

    به گزارش تئاترآنلاین، برنامه کلاسیک‌های کانون؛ با نمایش «سگ کشی» به کارگردانی بهرام بیضایی غروب روز سه‌شنبه، ۲۶ خرداد ماه در سالن سینماتوگراف موزه سینمای ایران برگزار شد و مدیریت برنامه را اصغر نعیمی فیلمساز بر عهده داشت و سعید قطبی زاده، حبیب رضایی، حسن رضایی، غلامرضا موسوی، جابر قاسمعلی، میثم زندی و وحید موسائیان، از جمله حاضران در رویداد بودند.

    اصغر نعیمی در ابتدای جلسه پس از عرض خیر مقدم به حاضران در نشست، با یک دقیقه سکوت یاد بهرام بیضایی را گرامی داشت.

    این هنرمند درباره دلیل تاخیر چند ماهه در برگزاری بزرگداشت استاد بهرام بیضایی از سوی کانون کارگردانان سینمای ایران با اشاره به وقوع جنگ اظهار داشت: برگزاری برنامه‌ای در خور و درشان استاد بهرام بیضایی به خصوص در بزرگداشت و سوگواری درگذشت ایشان بدون شک در برنامه‌های کانون کارگردانان سینمای ایران قرار داشت. شورای مرکزی کانون کارگردانان به جد پیگیر برگزاری یک برنامه بزرگداشت برای این کارگردان یگانه و بی‌بدیل سینمای ایران بود کما اینکه پیش از این، در حیطه انجام وظیفه صنفی خود، مراسم‌های باشکوهی برای درگذشت دیگر اساتید سینما همچون ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی و کامبوزیا پرتوی تدارک دیده بود. متأسفانه با اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم، به طور عملی امکان برگزاری این مراسم را از کانون کارگردانان سینمای ایران سلب کرد.

    همچنان اميدواريم بتوانيم در شرایط دیگری مجلسی کامل و باشکوه را به بزرگداشت این کارگردان و مرور کارنامه سینمایی او اختصاص بدهيم. در حال حاضر و تا زمانی که فرصت مناسب آن بزرگداشت فراهم شود، ترجیح داده شد که برای زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره بهرام بیضایی یکی از بهترین آثار او را با نام «سگ کشی» به نمایش بگذاریم که در زمان اکران هم مورد توجه منتقدان قرار گرفت و همچنین، پرفروش‌ترین فیلم سال شد. در ادامه، از فیلمخانه ملی ایران با مدیریت لادن طاهری برای همکاری تنگاتنگ ایشان با کانون در زمینه مرمت آثار و همینطور، فاطمه محمدی مدیر موزه سینمای ایران برای در اختیار گذاشتن فرصت برگزاری این نشست‌ها تشکر می‌کنم.

    سپس سعید قطبی زاده منتقد سینما در سخنان ابتدایی، عنوان کرد: من دو بار تا به حال امکان مصاحبه را با بهرام بیضایی داشتم. یکبار با محوریت نمایش «شب هزار و یکم» و دیگری در زمان «سگ کشی».هنگامی که با فیلمساز مواجهه صورت می‌گیرد، احساس می‌کنید که این فیلم‌ها، چکیده‌ای از دانش، سواد و درک و فهم او از سینما و همینطور، از جهان است. در خلال این دو گفتگو متوجه شدم که بهرام بیضایی چقدر سینما می‌شناسد و این واضح است که هر سینماگر صاحب سبکی، سینما را می‌شناسد و دو نوع شناخت وجود دارد. یکی خودانگیخته و ثبت گونه که هر کارگردانی را وارد دنیایی می‌کند که ما با دیدن فیلم‌ها، پا به آن دنیا می‌گذاریم. شناخت دوم، اینکه یک فیلمساز چقدر تاریخ سینما را می‌داند و به جریان‌ها مسلط است.

    او ادامه داد: نگاه دیگری که در سینمای بیضایی وجود دارد و کشف دیرهنگام من از سینمای او است، نگاه ژانری او به زنان است. بیضایی تسلط قابل توجهی بر سینما دارد و منظورم از سینما، تاریخ سینماست. بهرام بیضایی عاشق فیلم دیدن بود به طوری که می‌توانستی ساعت‌ها با او راجع به فیلم‌سازان مختلف حرف زد. هر توضیح ایشان راجع به هر گوشه تاریخ سینما یک درس بزرگ بود و مصداقش هم همان کتاب «هیچکاک در قاب» است. این کتاب برگرفته از یک سخنرانی بهرام بیضایی بود که به حالت مکتوب درآمده و می‌توان آن را در کنار بهترین منابع هیچکاک شناسی قرار داد. در «سگ کشی»، شخصیت زن همان شخصیت امیدوار، کوشا و غمگین فیلم نوآر است.

    قطبی زاده درباره خشم نهفته در «سگ کشی» بیان کرد: بین ساخت «مسافران» تا «سگ کشی»۱۰ سال فاصله می‌افتد. در آن۱۰ سال، بیضایی طرحهای‌ زیادی به ارشاد ارائه کرد که با سنگ‌اندازی ها مواجه شد. این تلاش مکرر بیضایی برای ماندن در سینمای ایران، با سنگ‌اندازی های متعدد باعث خشمی شد که از نظر من در «سگ کشی» فوران می‌کند. جز گلرخ کمالی و پدرش با نقش‌آفرینی جمشید لایق، آدم خوبی در این فیلم وجود ندارد. من فکر می‌کنم مگر می‌شود در یک اثر ۱۴۳ دقیقه‌ای، ناگهان این میزان خشم به مجموعه‌ای از شخصیت‌ها تبدیل شود که همگی دلال صفت و با نگرشی ضدزن هستند که در حال تلاش برای به اثبات رساندن این قدرت مردانه هستند. یک زن در میان مردان با همه وجود به علت عشقی که دارد، تلاش می‌کند تا پله پله به حقیقت برسد که این هم یک نگاه اساطیری است.

    آخرین تصویری که گلرخ کمالی از حقیقت می‌بیند، یک تصویر دهشتناک است و مواجه شدن او با حقیقت، شوکی است که در پایان اتفاق می‌افتد.
    این منتقد درباره تأثیرپذیری بیضایی از شاهنامه فردوسی و همچنین، سینمای آلفرد هیچکاک عنوان کرد:قبل از این جلسه و شب گذشته بار دیگر«سگ کشی» را دیدم، حس کردم آغاز فیلم شباهت بسیاری به «۳۹ پله» دارد که یکی از بهترین آثار انگلیسی‌زبان هیچکاک به شمار می‌رود.

    آنجا هم یک زن و یک مرد در خانه هستند و بیرون یک نفر کنار باجه تلفن ایستاده است که قصد کشتن آن زن را دارند. کشمکشی که بین رضا کیانیان و مجید مظفری در ابتدای فیلم وجود دارد، همانند آنچه است که در «۳۹ پله» رخ می‌دهد. این تاکید چندباره بیضایی بر ۳۰ درصد از پولی که قرار است با آن‌ها چک پس گرفته شود به طوری که مژده شمسایی در دیالوگی می‌گوید: «۳۰ درصد از یک چیز بزرگ بیشتر از ۱۰۰ درصد یک چیز کوچک است.» برگرفته از یک دیالوگ معروف فیلم سینمایی «بیلیاردباز» است. بیضایی با اینکه خودش بهترین دیالوگ نویس تاریخ نمایش ایران و تاریخ سینمای ایران است، مثل یک هنرجوی عاشق پیشه و مثل یک عاشق سینما، در ۶۰ سالگی آنقدر آغوشش باز است که ارتباط معنوی با تاریخ سینما دارد و اینها را در جهت پیشبرد فیلم اخذ می‌کند.

    در ادامه، اصغر نعیمی یک فایل صوتی از بهرام بیضایی راجع به رویکرد خودش نسبت به فیلم سینمایی «سگ کشی» پخش کرد.

    سعید قطبی زاده در سخنان پایانی، درباره تاثیر زمانه بر نگاه فیلمساز یادآور شد: در «مسافران»، بیضایی مرگ را به مرحله‌ای برای عشق ورزیدن بدل می‌کند. حتی مرگ عزیزان در «مسافران» را بیضایی به شکل بِرشتی و با شکستن دیوار چهارم نشان می‌دهد در صحنه‌ای که هما روستای جلوی دوربین قرار می‌گیرد. این نگرش امیدوارکننده‌ای که بیضایی در سال‌های پایانی دهه ۶۰ و در «مسافران» داشت، با آغاز دهه ۷۰ و اتفاقاتی که پس از جنگ می‌افتد، آرام آرام یک فضای باز سیاسی شکل می‌گیرد به صورتی که امثال بیضایی فرصت می‌یابند آثارشان را با فراغ بال بهتری بسازند، و خبری از توقیف «باشو غریبه کوچک» نیست، مشخص است که زمانه دارد بر نگاه فیلمساز تاثیر می‌گذارد. این را نمی‌توان نادیده گرفت.

    با پایان نشست نقد و بررسی، مخاطبان به تماشای «سگ کشی» ساخته ماندگار بهرام بیضایی نشستند.

  • پانته‌آ پناهی‌ها پس از ۷ سال به تئاتر بازگشت

    پانته‌آ پناهی‌ها پس از ۷ سال به تئاتر بازگشت

    به گزارش تئاترآنلاین، پروژه‌ «خون‌بَس»، سومین اپیزود از تریلوژیِ «به صرفِ بورش و خون» است که پس از دو تک‌گویی از صابر ابر و الهام کردا، این‌بار با مجموعه‌ای از بازیگران تازه از گروه «سکوتِ گوشت» روی صحنه خواهد رفت.

    صابر ابر پیش‌تر دو نمایش «امشب به صرف بورش و خون» و «امشب به صرف بورش بدون خون به میزبانی نازنین» را در پردیس تئاتر و موسیقی دکر (باغ کتاب) روی صحنه برد که در نمایش اول فاطمه نقوی و در نمایش دوم، الهام کردا، صابر ابر را همراهی می‌کردند.

    ‌‎صابر ابر در مقام کارگردان و طراح با همراهی بهزاد آقاجمالی در مقام نویسنده، موسسه فرهنگی-هنری این/جا میان شهر و گالری بازدید به عنوان تهیه کننده، همچنین امیرسپهر تقی لو در مقام مجری طرح به زودی این نمایش را روی صحنه می‌برد.

    ‌‏زمان پیش فروش بلیت نمایش به زودی اعلام خواهد شد.

    ‌‎عکس از حسین حاجی بابایی است.

  • «یک شب در تهران» راهی جشنواره جهانی ایسکیا ایتالیا شد

    «یک شب در تهران» راهی جشنواره جهانی ایسکیا ایتالیا شد

    به گزارش تئاترآنلاین، فیلم کوتاه «یک شب در تهران» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا خاندانی و تهیه‌کنندگی حسین خدمتی، به جشنواره جهانی ایسکیا (Ischia Global Film Festival) ایتالیا، که جزو جشنواره‌های «الف» سینمای جهان قرار دارد، راه یافت. این رویداد سینمایی از ۱۲ تا ۱۹ جولای ۲۰۲۶ برگزار می‌شود.

    همزمان با اعلام حضور این فیلم در جشنواره جهانی ایسکیا، پوستر بین‌المللی «یک شب در تهران» با طراحی محمد تقی‌پور رونمایی شد.

    در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «سارا و نیما نیمه‌شب در خیابانی خلوت توسط پلیس دستگیر و به کلانتری منتقل می‌شوند. در ادامه و طی بازجویی‌های افسر نگهبان، رازهای مهمی کشف می‌شود… .»

    امین میری، پریسا شاه‌ولیان، سامان صفاری و احسان شاه‌کوه بازیگران اصلی این فیلم کوتاه هستند. همچنین میلاد فرزدق، علی ابراهیمی، سجاد متحملیان، عرفان هاشمی و سعید حق‌نژاد دیگر بازیگران این اثر را تشکیل می‌دهند.
    پخش بین‌الملل این فیلم برعهده کمپانی Iranfilmport است.

    دیگر عوامل فیلم عبارتند از: مدیر فیلمبرداری: آرش رمضانی، گروه فیلمبرداری: رضا خداداد (دستیار اول فیلمبردار)، ایمان رمضانی و مازیار نجاتی (مجریان نور)، تدوین: پگاه احمدی، مدیر صدابرداری: عرفان رضایی، آهنگساز: پیام آزادی، دستیار صدا: سپهر زنده‌رزم، صداگذاری: ایرج شهزادی و علیرضا اکبریان، مدیر تولید: جواد راهزانی، مدیر تدارکات: مهدی میری، دستیار تدارکات: علی دروکی، طراح صحنه: حامد اصلانی، مدیر صحنه: محمد حسینی‌منش، دستیار اول صحنه: ایمان اصفهانی، طراح لباس: الهه نجفی، دستیار لباس: فائزه چالاکی، طراح گریم: علی خورشید، دستیار گریم: شاهین فتحی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: آیدا کنی، دستیار دوم کارگردان: مصطفی دشتی‌زاده، دستیار سوم کارگردان: پویا مصطفوی، منشی صحنه: رویا بابابیگی، مشاوران فیلمنامه: نیما اقلیما و علیرضا طباطبایی، اصلاح رنگ و نور: مرتضی مظلومی، مشاور روان‌شناسی: تارا رضوانی، مسئول هنروران: رامین جهانیان، عکاس: اردلان آذرمی، دستیار عکاس: فرانک ادیب، مترجم و زیرنویس: سمانه یدالهی و مشاور رسانه‌ای: امین اعتمادی‌مجد.

  • «مغازه خودکشی» بار دیگر به عمارت هما رسید

    «مغازه خودکشی» بار دیگر به عمارت هما رسید

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «مغازه خودکشی» به نویسندگی حمیدرضا رحیم متولی با  کارگردانی حسین نصیری و تهیه‌کنندگی سیدمحمد میرمحمدی که پیش از این با بیش از 150 اجرا میزبان مخاطبان بود، بار دیگر در عمارت هما روی صحنه می‌رود.

    داوود ‌گراوند، شهرزاد علیمحمدی ( مهتاب کیوانجو )، آرزو ‌صرّاف ‌رضائی، علی ‌خطیبی، یگانه ‌واقفی، الناز ‌شاکری ، مژده ‌مختاری، محمد‌جواد ‌اله ‌دادی، محمدحسین بیات، عرفان ‌شاهرخی ‌پور، فاطمه ‌زهرا ‌باغچیقی(روح) و کیان مؤید (روح) بازیگران این نمایش به ترتیب ورود به صحنه هستند.

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به مهتاب ‌کیوان ‌جو (طراح لباس)، مهتا ‌فرزام‌‌نیا (طراح گریم)، کیمیا ‌موید و حسین ‌نصیری (طراح دکور)، کیکاووس فرجی (آهنگساز)، منصور کیوان‌جو (ترانه‌سرا)، حسین ‌نصیری (طراح حرکت)، فاطمه ‌بیک ‌محمد (دستیار لباس)، آزاده مقدسی (مجری لباس)، رایا ‌بهمنی، عرفان ‌شاهرخی ‌پور و مژده ‌مختاری (مجری گریم)، مسعود ‌میرزایی‌خالدی (مجری دکور)، کیمیا ‌موید (طراح و مجری آکسسوار)، کیمیا ‌موید و فاطمه ‌بیک‌‌محمد (اتاق فرمان)، آرزو ‌صرّاف ‌رضائی و محمدمهدی علی ‌بابایی (دستیار کارگردان)، مسعود ‌میرزایی ‌خالدی (مدیر صحنه)، فاطمه ‌زهرا ‌باغچیقی (دستیار صحنه)، آرزو ‌صرّاف ‌رضائی (روابط عمومی)، محمدحسین ‌بیات (طراح پوستر)، محمدرضا کشاورزی (طراح سایت) اشاره کرد.

  • نگاهی به آثار تصویرگری منظر سزاوار

    نگاهی به آثار تصویرگری منظر سزاوار

    بسیاری از آثار منتشرشده در بازار امروز، با وجود مهارت تکنیکی قابل‌توجه، در نهایت به تکرار الگوهای آشنا و زبان‌های بصری رایج منتهی می‌شوند. در چنین فضایی، آنچه آثار یک تصویرگر را متمایز می‌کند، نه صرفاً توانایی طراحی، بلکه نوع نگاه او به جهان کودکی است. آثار منظر سزاوار را می‌توان در همین چارچوب مورد بررسی قرار داد.

    نخستین ویژگی قابل‌توجه در آثار سزاوار، توجه به ابعاد عاطفی تجربه کودک است. شخصیت‌های او صرفاً عناصر تزئینی یا حاملان مستقیم روایت نیستند؛ بلکه موجوداتی هستند که احساس می‌کنند، تردید دارند، کشف می‌کنند و رشد می‌یابند. این نگاه موجب شده است که تصاویر او فراتر از نقش متداول تصویرگری کودک عمل کنند و به بخشی از تجربه احساسی مخاطب تبدیل شوند.

    در بسیاری از آثار او، رابطه میان خیال و واقعیت به شکلی طبیعی شکل می‌گیرد. عناصر فانتزی نه به‌عنوان جلوه‌هایی صرفاً سرگرم‌کننده، بلکه به‌عنوان ابزاری برای بیان تجربه‌های انسانی به کار گرفته می‌شوند. این ویژگی سبب می‌شود جهان‌های تصویری او واجد کیفیتی شاعرانه باشند؛ کیفیتی که مخاطب را به مشارکت در روایت دعوت می‌کند، نه صرفاً تماشای آن.

    از منظر طراحی شخصیت، سزاوار توانایی قابل‌توجهی در خلق کاراکترهای به‌یادماندنی از خود نشان می‌دهد. شخصیت‌های او معمولاً دارای هویت بصری مشخص و زبان احساسی قابل‌درک هستند. این ویژگی به‌ویژه در حوزه ادبیات کودک اهمیت دارد؛ زیرا بخش مهمی از ارتباط کودک با کتاب، از طریق همذات‌پنداری با شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. آثار سزوار در این زمینه موفق عمل می‌کنند و نشان می‌دهند که هنرمند به سازوکارهای عاطفی مخاطب کودک آگاهی دارد.

    یکی دیگر از نقاط قوت این مجموعه آثار، انسجام میان فرم، رنگ و روایت است. رنگ در تصاویر او صرفاً نقش تزئینی ندارد، بلکه به خلق فضا، انتقال احساس و هدایت نگاه مخاطب کمک می‌کند. انتخاب پالت‌های رنگی و نحوه استفاده از آن‌ها بیانگر درکی فراتر از جنبه‌های صرفاً زیبایی‌شناسانه تصویر است.

    با این حال، ارزش آثار منظر سزاوار را نباید تنها در مهارت‌های اجرایی جست‌وجو کرد. آنچه این آثار را واجد اهمیت می‌کند، شکل‌گیری تدریجی یک صدای شخصی در میان آن‌هاست. در دوره‌ای که بسیاری از تصویرگران تحت تأثیر روندهای فراگیر جهانی به سمت یکسان‌سازی بصری حرکت می‌کنند، آثار او نشانه‌هایی از هویت مستقل و نگاه فردی را حفظ کرده‌اند. این ویژگی، یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی هنرمندان در عرصه حرفه‌ای و بین‌المللی به شمار می‌رود.

    پیشینه سزاوار در حوزه تصویرگری و مطالعات مرتبط با روان‌شناسی کودک نیز در کیفیت آثار او قابل مشاهده است. این ترکیب میان دانش نظری و مهارت هنری، امکان خلق تصاویری را فراهم کرده که علاوه بر جذابیت بصری، نسبت به جهان ذهنی و عاطفی کودکان حساسیت نشان می‌دهند. چنین رویکردی در تصویرگری کودک معاصر، امتیازی ارزشمند محسوب می‌شود.

    در مجموع، آثار منظر سزاوار را می‌توان نمونه‌ای از تصویرگری معاصر کودک دانست که میان تخیل، روایت و آگاهی روان‌شناختی تعادل برقرار کرده است. آثار او نشان می‌دهند که تصویرگری کودک می‌تواند فراتر از تولید تصاویر زیبا عمل کند و به ابزاری برای ایجاد ارتباط عاطفی، پرورش تخیل و گسترش تجربه زیسته مخاطب تبدیل شود. آنچه در این مجموعه بیش از همه جلب توجه می‌کند، تلاش هنرمند برای خلق جهان‌هایی است که کودک در آن‌ها صرفاً مخاطب نیست، بلکه بخشی از تجربه روایت محسوب می‌شود.

    این ویژگی‌ها، در کنار زبان بصری منسجم و رویکرد حرفه‌ای هنرمند، منظر سزاوار را در زمره تصویرگرانی قرار می‌دهد که ظرفیت تأثیرگذاری و حضور مؤثر در فضای بین‌المللی تصویرگری کودک را دارا هستند و مسیر حرفه‌ای آنان شایسته توجه و پیگیری است.

    نویسنده و منتقد: نوید فلاحت

  • دور دوم اجرای «تلخاب» در تالار مولوی

    دور دوم اجرای «تلخاب» در تالار مولوی

    به گزارش تئاترآنلاین، دور دوم اجرای نمایش «تلخاب» به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی با روایتی دراماتیک از چالش‌های یک ملکه قاجاری در تالار مولوی آغاز می‌شود.

    این نمایش در ژانر درام، داستان ملکه‌ای در دربار قاجار را به تصویر می‌کشد که تحت فشار دوگانه نازایی و قدرت قرار دارد. او در سفری درونی و کابوس‌گونه با ترومای‌های کودکی و سایه‌های پدری روبه‌رو می‌شود و سرانجام رهایی و باززایی را در عمق آگاهی خود کشف می‌کند.
    سعید آقاخانی و محسن عباسی تهیه‌کنندگی این اثر نمایشی که پیش از این در بهمن و اسفند ۱۴۰۴ در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه بوده را برعهده دارند.

    طراحی صحنه و دکور این نمایش را رضا مهدی‌زاده انجام داده و همچنین سعید آقاخانی به عنوان صداپیشه، این گروه نمایشی را همراهی می‌کند.

    دیگر جزئیات و اطلاعات تکمیلی این اثر به زودی منتشر خواهد شد.

  • انتشار دومین پوستر نمایش «بی‌هوده» در هفته دوم اجرا

    انتشار دومین پوستر نمایش «بی‌هوده» در هفته دوم اجرا

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «بی‌هوده» به نویسندگی و کارگردانی یاسین رضوانی و تهیه‌کنندگی محمد قدس از ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۵ اجرای خود را در مجموعه تئاتر شهر، سالن قشقایی آغاز کرده است.

    در این نمایش محمد شاکری، دلارام ابوحمزه، یاسین رضوانی و سیدجواد یحیوی (به ترتیب ورود به صحنه) به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «بی‌هوده» داستان انسان‌هایی است که بی‌هوده در بحران‌ها گرفتار می‌شوند، بی‌هوده دروغ می‌گویند، بی‌هوده زندگی می‌کنند و بی‌هوده پنهان‌کاری می‌کنند.

    عوامل این اثر عبارت‌ند از: مجری طرح: علی اکباتانی، طراح صحنه و لباس: الهام موسوی، طراح صدا: یاسین رضوانی، طراح نور: پدرام رضوانی، طراح پوستر و متریال تبلیغاتی: مجتبی رحامیان، دستیاران تهیه‌کننده: عسل امین‌نیا، سحر نزهت، مدیر تولید: سعید رنجبر، دستیاران تولید: رایسا صفری، یاسمن کاربخش، دستیار اول کارگردان: الهام موسوی، دستیار دوم کارگردان و برنامه‌ریز: صدف حسینیان، گروه کارگردانی: مهران درخشان‌زاده، ناصر آرین، منشی صحنه: صدف حسینیان، مدیران صحنه: حامد حبیبی، علیرضا محمدعلی، دستیاران صحنه و اجرای دکور: پیمان سلمانی، حامد حبیبی، حسام اقوامی، حسین شیرپور، مهشید کابلی، دستیار نور: پیوند ملکیان، روابط عمومی و مشاور رسانه‌ای: علی کیهانی (راوی‌مدیا)، تصویربرداران: مصطفی فراهانی، محمد مالمیر، عکاس تبلیغات: مجتبی رحامیان، عکاس: حسین حاجی‌بابایی.

    نمایش «بی‌هوده» پیش‌تر در چهل‌ودومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به عنوان اثر برگزیده معرفی شد و جایزه بهترین نمایشنامه این دوره از جشنواره را نیز کسب کرد. این اثر همچنین موفق به دریافت تقدیر بازیگر مرد شد و در بخش کارگردانی نیز نامزد دریافت جایزه بود.

    علاقه‌مندان می‌توانند بلیت این اثر را از طریق سایت تیوال تهیه کنند.

  • کلاغ : بازگشت پرقدرت مهدویان با سریال درام عاشقانه در فیلیمو

    کلاغ : بازگشت پرقدرت مهدویان با سریال درام عاشقانه در فیلیمو

    بازگشت پادشاه درام‌های معمایی و پرکشش

    بدون شک، محمدحسین مهدویان یکی از همین نام‌های جریان‌ساز است. کارگردانی که رگ خواب مخاطب ایرانی را می‌شناسد و با کارنامه درخشان خود نشان داده که بلد است چگونه بیننده را روی صندلی میخکوب کند.
    حالا خبر انتشار جدیدترین اثر او با نام «سریال کلاغ» از طریق پلتفرم فیلیمو، بار دیگر فضای رسانه‌ای کشور را تحت تأثیر قرار داده است. «کلاغ» یک درام مدرن، پرتعلیق و با امضای منحصربه‌فرد مهدویان است که قرار است به زودی پنجره جدیدی از قصه‌گویی را به روی مخاطبان باز کند. در این گزارش جامع، نگاهی انداخته‌ایم به شناسنامه این سریال، پیشینه عوامل و بازیگران سرشناس آن، و چرا فیلیمو بهترین خانه برای تماشای این ضیافت تصویری است.

    محمدحسین مهدویان؛ کارگردانی که کلیشه‌ها را می‌شکند

    برای درک بهتر آنچه در سریال «کلاغ» انتظار ما را می‌کشد، باید نگاهی به پشت سر کارگردانش بیندازیم. مهدویان فیلم‌سازی را با سینمای مستند-داستانی و آثاری چون «آخرین روزهای زمستان» آغاز کرد، اما با «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» به جامعه سینمایی ثابت کرد که نگاهی متفاوت و بسیار تکنیکی به تاریخ معاصر دارد. او با ساخت «لاتاری» نشان داد که درام‌های اجتماعی و ملتهب را هم به خوبی کارگردانی می‌کند و با «زخم کاری»، پادشاهی خود را در شبکه نمایش خانگی به تثبیت رساند.

    مهدویان در «کلاغ» دست روی سوژه‌ای گذاشته است که باز هم ترکیبی از تعلیق، روابط پیچیده انسانی و رگه‌هایی از معمای جنایی-سیاسی است. سبک تصویربرداری پویا (کامبت‌کم)، ریتم تند و بازی‌ گرفتن‌های درخشان از بازیگران، از ویژگی‌های بارز قلمرو فیلم‌سازی اوست که انتظار می‌رود در «کلاغ» به اوج پختگی خود رسیده باشد.

    بازیگران اصلی سریال کلاغ و کارنامه‌شان

    هادی حجازی‌فر در نقش محوری (داریوش) ظاهر شده است. حجازی‌فر، متولد ۳۱ خرداد ۱۳۵۵ در خوی، بازیگر و فیلم‌ساز بااستعدادی است که با مهدویان سابقه همکاری طولانی دارد. او در «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز»، «لاتاری» و «رد خون» نقش‌آفرینی‌های ماندگاری داشت. حجازی‌فر فارغ‌التحصیل نمایش عروسکی از دانشگاه تهران است و علاوه بر بازیگری، کارگردانی فیلم «موقعیت مهدی» را هم بر عهده داشته که جوایز متعددی کسب کرد. حضور او در «کلاغ» تضمین‌کننده عمق احساسی و پیچیدگی نقش است.

    محسن قصابیان، متولد ۱ مرداد ۱۳۴۸ در قوچان، بازیگر، کارگردان و مجری باتجربه‌ای است. او با نقش‌هایی در سریال‌هایی مانند «داریوش» و فیلم «منصور» (در نقش شهید ستاری) شناخته می‌شود. قصابیان سابقه طولانی در تئاتر دارد و فارغ‌التحصیل رشته نمایش است. بازی دقیق و قدرتمند او همیشه به غنای آثار اضافه کرده است.

    مهران غفوریان، متولد ۳ شهریور ۱۳۵۳ در تهران، یکی از چهره‌های محبوب طنز و درام ایرانی است. فارغ‌التحصیل رشته نقاشی، او با مجموعه‌هایی مانند «زیر آسمان شهر» و فیلم‌های کمدی متعدد شناخته می‌شود. غفوریان در «کلاغ» احتمالاً نقش متفاوتی ایفا می‌کند که به تنوع احساسی سریال کمک خواهد کرد.

    حبیب دهقان‌نسب، متولد ۱۷ تیر ۱۳۲۸ در شیراز، از پیشکسوتان بازیگری ایران است. فارغ‌التحصیل بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبا، او از دهه ۵۰ فعالیت خود را آغاز کرده و در آثار متعدد سینمایی و تلویزیونی مانند «نسیم حوت» و بسیاری تله‌فیلم‌ها حضور داشته است. تجربه و پختگی او به سریال عمق می‌بخشد.

    مینا وحید، متولد ۱۷ مرداد ۱۳۶۶ در رشت، بازیگر جوان و بااستعداد است. او با سریال «شهرزاد» و فیلم‌هایی مانند «زمان عاشقی» شناخته می‌شود. فارغ‌التحصیل ادبیات نمایشی، وحید در نقش‌های احساسی و پیچیده درخشیده است و حضورش در «کلاغ» جذابیت عاشقانه داستان را دوچندان می‌کند.

    نیک‌آفرید سماواتی، متولد ۱۳۸۰ در تهران، از بازیگران نوظهور و آینده‌دار است. او در سریال‌هایی مانند «خسوف»، «کنکل» و «شکارگاه» بازی کرده و با انرژی جوانی و استعداد طبیعی‌اش، مخاطبان جوان را جذب خواهد کرد.

    دیگر بازیگران شامل مهدی زمین‌پرداز (با سابقه در آثار مهدویان و سریال‌های نمایش خانگی)، جواد یحیوی و شادی خلیلی هستند که هر کدام با کارنامه‌ای قابل احترام، به جمع اضافه شده‌اند. این ترکیب بازیگری، از پیشکسوت تا جوان، نوید یک سریال قوی را می‌دهد.

    ویترین پر ستاره؛ بازیگران «سریال کلاغ» و کارنامه آن‌ها

    یک اثر بزرگ به ویترینی جذاب از بازیگران نیاز دارد. مهدویان برای «کلاغ» ترکیبی هوشمندانه از بازیگران باسابقه و چهره‌های محبوب جوان را گرد هم آورده است تا هر مخاطبی با هر سلیقه‌ای را با خود همراه کند.

    ۱. لیدرهای درام و چهره‌های اصلی

    در صدر لیست بازیگران، نام‌هایی به چشم می‌خورند که حضور هر کدامشان تضمین‌کننده کیفیت یک اثر است. بازیگر نقش اول مرد سریال، با کوله‌باری از تجربه‌های موفق در سینمای بدنه و هنری، در این سریال نقشی خاکستری و بسیار چالش‌برانگیز را ایفا می‌کند. مهدویان همیشه نشان داده که می‌تواند ابعاد جدیدی از توانایی بازیگرانش را کشف کند (همان‌طور که با جواد عزتی در زخم کاری یا هادی حجازی‌فر در ایستاده در غبار انجام داد). در «کلاغ» نیز شاهد بازآفرینی شخصیتی پیچیده هستیم که مخاطب مدام میان حس همذات‌پنداری و نفرت نسبت به او در نوسان است.

    ۲. درخشش بانوان درام

    بازیگران زن سریال «کلاغ» نیز از میان بهترین‌های سینما و تئاتر انتخاب شده‌اند. حضور بازیگرانی که پیش از این سیمرغ‌های بلورین جشنواره فجر را در کارنامه دارند، وزن دراماتیک سریال را به شدت بالا برده است. با توجه به سبک مهدویان در خلق شخصیت‌های زن قدرتمند، کنش‌مند و گاه مرموز (مانند کاراکتر سمیرا در زخم کاری)، پیش‌بینی می‌شود که زنان در «کلاغ» نقش کلیدی و محرک اصلی داستان را بازی کنند.

    ۳. مکمل‌های طلایی و چهره‌های تازه

    یکی از نقاط قوت آثار مهدویان، توجه ویژه به بازیگران مکمل و معرفی استعدادهای جدید است. در «کلاغ»، گروهی از بازیگران باسابقه تئاتر که توانایی‌های اثبات‌شده‌ای در اجرای نقش‌های سخت دارند، به کار گرفته شده‌اند. این ترکیبِ تجربه و انگیزه، اتمسفری زنده و باورپذیر به تک‌تک سکانس‌های سریال بخشیده است.

    عوامل پشت دوربین؛ معماران دنیای مهدویان

    یک فیلم‌نامه خوب و کارگردانی قوی بدون یک تیم فنی حرفه‌ای به ثمر نمی‌رسد. در پشت صحنه سریال «کلاغ» نام‌های بزرگی همکاری دارند که پیش از این بارها امتحان خود را پس داده‌اند:

    ·    نویسندگان: تیم نویسندگی سریال با نظارت مستقیم خود مهدویان، ماه‌ها روی پیرنگ و خرده‌روایت‌های داستان کار کرده‌اند تا دیالوگ‌ها جان‌دار و گره‌افکنی‌ها کاملاً مهندسی‌شده باشند.

    ·    مدیریت فیلمبرداری: تصویربرداری این پروژه بر عهده یکی از مدیران فیلمبرداری شاخص سینمای ایران است که سابقه همکاری‌های موفقی با مهدویان دارد. نورپردازی‌های پرکنتراست و قاب‌بندی‌های خاص که حس خفقان، رازآلودگی و هیجان داستان را به مخاطب القا می‌کند، از ویژگی‌های بصری این سریال است.

    ·    موسیقی متن: موسیقی در آثار مهدویان صرفاً یک پس‌زمینه نیست، بلکه یک کاراکتر مجزا است. آهنگساز سرشناس این اثر با استفاده از ملودی‌های تلفیقی و رازآلود، اتمسفر وهم‌انگیز و پرتعلیق «کلاغ» را دوچندان کرده است.

    چرا داستان «کلاغ» شما را رها نخواهد کرد؟

    هرچند جزییات دقیق داستان برای جلوگیری از لو رفتن (اسپویل) پنهان نگاه داشته شده است، اما بر اساس تیزرها و اخبار منتشر شده، «کلاغ» روایتگر قصه‌ای است که در لایه‌های پنهان جامعه رخ می‌دهد. داستان درباره قدرت، ثروت، انتقام و البته عشقی است که در میان این مثلث شوم گرفتار شده است.

    کلاغ در ادبیات و باورهای عامیانه همواره نمادی از رازآلودگی، طول عمر، هوش بالا و البته با خبر بودن از اسرار پنهان است. نام سریال به خودی خود بزرگ‌ترین سرنخ داستان است؛ کاراکترهایی که هر کدام رازی را در سینه دارند و مانند کلاغ، از بالای شهر ناظر بر سقوط یا صعود دیگران هستند. سرعت تحولات داستان به قدری بالاست که پس از پایان هر قسمت، شما را تشنه تماشای قسمت بعدی نگه می‌دارد.

    فیلیمو؛ بهترین و پویاترین خانه برای تماشای «سریال کلاغ»

    پخش انحصاری سریال «کلاغ» از پلتفرم فیلیمو، مهر تأییدی بر کیفیت و استانداردهای بالای این اثر است. فیلیمو به عنوان بزرگ‌ترین و پیشروترین پلتفرم VOD در ایران، سال‌هاست که با درک درست از سلیقه مخاطب، بهترین آثار نمایشی را تولید و عرضه می‌کند. اما چرا تماشای «کلاغ» در فیلیمو یک تجربه متفاوت خواهد بود؟ در ادامه به برخی از مزایای طلایی این پلتفرم اشاره می‌کنیم:

    ۱. کیفیت پخش بی‌نظیر (Ultra HD / 4K) و سیستم صوت پیشرفته

    آثار مهدویان پر از جزییات بصری، قاب‌های سینمایی و صداگذاری‌های دقیق است. فیلیمو این امکان را فراهم کرده تا شما سریال «کلاغ» را با بالاترین کیفیت تصویری ممکن و متناسب با سرعت اینترنت خود تماشا کنید. سیستم پخش هوشمند فیلیمو از قطع و وصل شدن فیلم جلوگیری می‌کند تا لذت تماشای سینمایی در خانه آسیب نبیند.

    ۲. اینترنت نیم‌بها برای تمامی اپراتورها

    یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های کاربران در هنگام تماشای آنلاین فیلم و سریال، مصرف حجم اینترنت است. فیلیمو با ارائه ترافیک اینترنت نیم‌بها برای تمامی اپراتورهای همراه و خانگی، این دغدغه را کاملاً برطرف کرده است. شما می‌توانید با خیالی آسوده و کمترین هزینه، تک‌تک قسمت‌های این سریال جذاب را تماشا کنید.

    ۳. قابلیت دانلود درون‌برنامه‌ای و تماشای آفلاین

    زندگی پرمشغله امروز گاهی اجازه نمی‌دهد در زمان پخش اصلی به تماشای سریال بنشینیم. با قابلیت دانلود درون‌برنامه‌ای فیلیمو، شما می‌توانید قسمت‌های جدید «کلاغ» را در زمان اتصال به وای‌فای دانلود کرده و سپس در مترو، مسافرت، یا مکان‌هایی که به اینترنت دسترسی ندارید، به صورت کاملاً آفلاین تماشا کنید.

    ۴. یک حساب کاربری برای تمام خانواده

    با خرید یک اشتراک فیلیمو، امکان تماشای همزمان روی چند دستگاه مختلف (تلویزیون هوشمند، لپ‌تاپ، تبلت و گوشی تلفن همراه) وجود دارد. این یعنی در حالی که شما غرق در دنیای پرتعلیق و مافیایی «کلاغ» هستید، سایر اعضای خانواده می‌توانند برنامه‌های مورد علاقه خود را در ژانرهای دیگر تماشا کنند.

    ۵. دسترسی به پشت صحنه و مستندهای اختصاصی

    فیلیمو معمولاً برای پروژه‌های بزرگ خود، محتواهای جانبی جذابی مانند مصاحبه با عوامل، پشت صحنه ساخت سکانس‌های سخت و مستندهای مراحل تولید را منتشر می‌کند. تماشای این بخش‌ها لذت درک داستان «کلاغ» را چندین برابر می‌کند.

    نتیجه‌گیری: خود را برای یک سفر هیجان‌انگیز آماده کنید

    سریال «کلاغ» صرفاً یک مجموعه تلویزیونی جدید نیست؛ یک رویداد فرهنگی و رسانه‌ای است که استانداردهای سریال‌سازی را جابه‌جا خواهد کرد. ترکیب طلاییِ هوش و جسارت محمدحسین مهدویان در کارگردانی، بازیگران تراز اول سینمای ایران، فیلم‌نامه پرپیچ‌خم و زیرساخت پخش قدرتمند فیلیمو، همگی نویدبخش یک شاهکار جدید هستند.

    اگر به دنبال اثری هستید که ذهن شما را به چالش بکشد، آدرنالین خونتان را بالا ببرد و لحظاتی ماندگار را برایتان رقم بزند، ساعت‌های خود را با زمان پخش «کلاغ» تنظیم کنید. اشتراک فیلیمو خود را تمدید کنید، پاپ‌کورن‌ها را آماده کنید و آماده باشید تا وارد دنیای تاریک، جذاب و رازآلود کلاغ‌ها شوید. این ضیافت تصویری را به هیچ وجه از دست ندهید!

    «نویسنده : مجید عباس نژاد»

  • میان ساختن و مقاومت؛ انسان در آیینه سارتر و کامو

    میان ساختن و مقاومت؛ انسان در آیینه سارتر و کامو

    تئاترآنلاین – هومن معتمدنیا: (صحنه تاریک است. صدای تیک‌تاک ساعت شنیده می‌شود. پس از مدتی، نوری گرم بر آوانسن می‌تابد و تصویر کتابی کهنه و بزرگ را نمایان می‌سازد. دستی مصنوعی کشیده، از بیرون کادر، کتاب را ورق می‌زند. صدای خش‌خش کاغذ می‌آید. صفحه، پر از نوشته‌های درهم‌برهم و نامفهوم است. ناگهان، دستی دیگر روی نوشته‌ها خط می‌کشد.)

    آقای قلمبر: این‌گونه بود که در آغاز، هیچ آغاز مشخصی وجود نداشت. یکی بود یکی نبود… هیچکس نبود. جز سوالی که سال‌های سال در ذهنم می‌پیچید و برایش جوابی به عظمت خود نیافته بودم؛ باید نوشت یا ننوشت. شاید… شاید اصلا داستانی وجود ندارد که نوشته شود. گویی فقط تیک‌تاک ساعت است که در ظلمات گسترده می‌شد و ما را به بازی‌کردن رولی جست‌و‌جوگر مشغول می‌کند. آه سیاوش، کجایی که مرا نور زندگانی‌ات دهی… .

    (صدا به‌تدریج محو می‌شود. نور کم می‌شود و صحنه دوباره در تاریکی فرو می‌رود. صدای تیک‌تاک ساعت همچنان ادامه دارد.)

    در چشم‌انداز فلسفی و ادبیات نمایشی قرن بیستم، مواجهه با پرسش‌های بنیادین درباره‌ی معنای وجود و جایگاه انسان در محیطی به‌ظاهر بی‌تفاوت، یکی از موضوعات محوری بوده است. در این میان، ژان پل سارتر و آلبر کامو که هردو، دو اندیشمند برجسته‌ی زمانه‌ی خود بودند، با شیوه‌های منحصربفرد خویش، ابزار نمایش را به کار گرفتند تا این معضلات وجودی را مورد کنکاش قرار دهند. این دو (که اوایل در کنار یکدیگر و در مقطعی در تقابل) مورد بحث قرار می‌گیرند، در آثار نمایشی خود، تجارب متفاوتی از دو فلسفه‌ی زندگی را به تصویر کشیدند. در حالی که سارتر بر آزادی مطلق و مسئولیت ناشی از آن تاکید می‌ورزد، کامو بر پوچی برخاسته از تقابل میان میل انسان به معنا و مرگ جهان و راهکار شورش (که جلو به آن اشاره می‌شود) در برابر آن تمرکز می‌کند.

    سارتر به عنوان یکی از پایه‌گذاران اصلی اگزیستانسیالیسم شناخته می‌شود. او اصلی اساسی را در فلسفه مطرح می‌کند: وجود، مقدم بر ماهیت است. اصل سارتر بدان معناست که انسان، ابتدا وجود می‌یابد و سپس از طریق مجموعه‌ی انتخاب‌هایش، ماهیت خود را می‌سازد. آزادی در مکتب اگزیستانسیالیسم حد و مرزی نمی‌شناسد و در نتیجه، مسئولیت انتخاب‌ها، کاملا بر دوش فرد است. نمایشنامه‌های سارتر، از جمله مرده‌های بی کفن و دفن، صحنه‌هایی از مسئولیت‌پذیری رادیکال را خلق کرده‌اند. بی‌هدفی غایی وجود و نبود هرگونه معیار اخلاقی مطلق، شخصیت را آزار می‌دهد. مفهوم دیگری نیز در اندیشه‌ی سارتر نقشی حیاتی ایفا می‌کند. نگاه دیگری فرد را به شی تشبیه می‌کند و فاصله‌ای اجتناب‌ناپذیر میان خود و من دیگری ایجاد می‌نماید. مواجهه‌ی سارتر با چنین مسئله‌ای اغلب به شکل تنش و خصومت بروز می‌یابد. حال می‌توان گفت: انسان در حال ساختن خویشتن، در فضایی عریان از هرگونه تضمین معنایی و البته، همواره در معرض قضاوت دیگری.

    در مقابل، کامو بر مفهوم پوچی به عنوان شرط اساسی وجودیت انسان تاکید می‌ورزد. پوچی، حاصل تقابل میان میل سیری‌ناپذیر

    انسان به معنا و عقلانیت (و صدالبته وصال) در مقابل بی‌تفاوتی غیرمنطقی جهان است، که نه می‌تواند قابل گریز شاید و نه قابل انکار. نمایشنامه‌های کامو، از جمله کالیگولا و عدل، بر مواجهه و شورش در برابر پوچی مذکور تاکید. اصل این است که کامو برخلاف سارتر، شورش را به عنوان راهبرد اصلی در برابر پوچی مطرح می‌سازد و آزادی ارزش کمتری در فلسفه‌ی معنوی او دارد. ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا کامو شورش را ابزار خویش می‌داند؟ این‌جاست که باید ذکر شود که پذیرش واقعیت پوچی و ادامه‌ی زندگی با تمام شور و اشتیاق ممکن در اعماق وجود نهفته است. کامو، انسان را موجودی می‌داند که باید، تاکید می‌شود، باید بی‌عدالتی جهان را بپذیرد، و بازهم تاکید می‌شود که ولی در برابر آن مقاومت کند و در لحظات، معنای ارزشمند خود را بیابد.

    تقابل دو دوست، بیش از هر چیز در نحوه‌ی تعریف آزادی و مسئولیت و همچنین رویکرد آنان در تقابل با معنا است. سارتر آزادی را یک بار بر دوش فرد و محکومیت به آن می‌داند. او فرد را وادار به خلق مداوم خویشتن می‌کند. به‌قولی، مسئولیت فرد نتیجه‌ی مستقیم آزادی مطلق است. در مقابل، کامو، پوچی را انگیزه‌ای برای زندگی می‌داند. مسئولیت در دیدگاه او، غالبا معنای مقاومت در برابر فشارهای اگزیستانسیل است. معنا حاصل تجربه‌ی زیستن، مواجهه با واقعیت و پذیرش پوچی است. در حالی که سارتر به شکلی عمیق به رابطه‌ی با دیگری و تاثیر آن بر هویت فرد می‌پردازد.

    تئاتر سارتر، نمایشگر جدال درونی انسان با آزادی خویش و تلاش

    برای خلق معنا در خلا است؛ این در حالی‌ست که کامو، به زندگی شورمندانه و آگاهانه در برابر زیستی که معنای از پیش تعیین شده‌ای برای انسان ندارد. هرچند هر دو، انسان را در برابر پرسش‌های اساسی وجودی قرار می‌دهند، اما یکی بر رنج آزادی و دیگری بر امکان زیستن در هاله‌ی پوچی تاکید می‌ورزد. تمایزی که شکل می‌گیرد، قابی چندوجهی از تلاش انسان برای یافتن جایگاه و معنا در وجودیت و زیست ارائه می‌دهد که پاسخ‌های ساده‌انگارانه را برنمی‌تابد.

    اصلا این‌هارا بیخیال، انسان بر چه مبنایی باید میان ساختن و مقاومت یکی را برگزیند؟

  • «هوکوس‌پوکوس»؛ تجربه‌ای متفاوت از تئاتر فیزیکال اروپا + ویدیو

    «هوکوس‌پوکوس»؛ تجربه‌ای متفاوت از تئاتر فیزیکال اروپا + ویدیو

    به گزارش تئاتر آنلاین، این اثر از داستان آفرینش آغاز می‌شود؛ از تاریکی، نور و شکل‌گیری نخستین زوج عاشق. اما خیلی زود، زندگی وارد آشوب روزمره، فرزندآوری، فشارهای خانوادگی و بحران‌های انسانی می‌شود.

    «هوکوس‌پوکوس» با استفاده از تئاتر فیزیکال، ماسک، موسیقی زنده، طراحی تصویر و حرکات بدنی، جهانی شاعرانه و در عین حال تلخ خلق کرده است؛ نمایشی که بدون دیالوگ، احساسات را مستقیم به مخاطب منتقل می‌کند.

    گروه «فامیلی فلوز» یکی از شناخته‌شده‌ترین گروه‌های تئاتر معاصر اروپا در حوزه تئاتر ماسک و بدون کلام است و آثارش در کشورهای مختلف اجرا شده‌اند.

    سبک اجرایی و ویژگی‌ها

    «هوکوس پوکوس» فراتر از یک اجرای نمایشی مرسوم، نمایشی از استیلای ذهن بر جسم و نوعی توهم‌گرایی بصری است. در این اثر که معمولاً در فضاهای مدرن تئاتری اروپا به روی صحنه می‌رود، ویژگی‌های زیر برجسته هستند:

    • طراحی حرکت پیچیده: استفاده حداکثری از پتانسیل فیزیکی بازیگر بدون اتکا به دیالوگ.
    • خطای دید و وهم: خلق تصاویری که قوانین جاذبه و تعادل بدن را به چالش می‌کشند.
    • ریتم و موسیقی بدن: هماهنگی دقیق حرکات با نورپردازی و موسیقی برای القای حس جادو و رازآلودگی به مخاطب.

    تئاتر فیزیکال در بستر اروپا

    در اروپا، تئاتر فیزیکال زبانی بین‌المللی است که به دلیل بی‌نیازی از ترجمه کلامی، در جشنواره‌های معتبر سراسر قاره طرفداران بسیاری دارد. «هوکوس پوکوس» نیز با بهره‌گیری از همین پتانسیل، توانسته در فستیوال‌های بین‌المللی مختلف اجراهای موفقی داشته باشد و جوایز متعددی را به دلیل ساختارشکنی در فرم هنری دریافت کند.

    برای درک بهتر نحوه اجرای تکنیک‌های تئاتر فیزیکال، کنترل بدن و ایجاد توهم حرکتی که در چنین اجراهایی کاربرد دارد:

    ویدیویی از اجرای تئاتر هوکوس‌پوکوس

     

     

    خبرنگار: محمدجواد عبدی

  • صف‌آرایی ستاره‌ها در صحنه‌های تئاتر ایران

    صف‌آرایی ستاره‌ها در صحنه‌های تئاتر ایران

    تئاترآنلاین – علی کیهانی: در ماه‌های اخیر، هنر نمایش در کشور ما دوران بسیار دشوار و پرآسیبی را پشت سر گذاشت. وقایع تلخ و مخرب ناشی از «جنگ تحمیلی رمضان»، ضربه‌ای به پیکره فرهنگ و هنر این مرز و بوم وارد کرد. زیر سایه سنگین این درگیری‌ها، چراغ بسیاری از تماشاخانه‌ها به ناچار خاموش شد و بسیاری از هنرمندان، بازیگران توانمند و دست‌اندرکاران تئاتر، در پی تعطیلی بی‌سابقه مراکز فرهنگی، به اجبار به خانه‌نشینی و بیکاری تن دادند. این رخداد، نه تنها خلاء بزرگی در جریان هنری جامعه ایجاد کرد، بلکه معیشت و انگیزه بسیاری از ستاره‌ها و جوانانِ جویای نام این عرصه را نیز با چالش‌های جدی روبرو ساخت.

    اکنون تئاتر ایران با اقدامات موثر مدیریت هنری در راستای حمایت از تولید، وارد فاز جدیدی از احیا شده و روزهای بهتری را سپری می‌کند، روزنه‌هایی از امید برای بازگشت به زندگی هنری پدیدار شده است؛ و چهره‌های برجسته تئاتر و سینما، دوباره به صحنه‌های نمایش بازگشته‌اند تا با حضور خود، چراغ سالن‌ها را روشن کنند.

    در متن پیش‌رو به معرفی تعدادی از آثار پرداختیم که با بهره بردن از چهره‌های باسابقه تئاتر به عنوان تهیه‌کننده، بازیگر، کارگردان، تولید و اجرای اثر هنری را از سر گرفته‌اند تا در شرایط حساس کنونی تئاتر ایران و مخاطبان آن را تنها نگذارند.

    تلاش برای تمرکززدایی تئاتر از پایتخت

    یکی از ویژگی‌های بارز اجراهای این ماه، تمرکز چهره‌های شناخته‌شده بر حمایت از آثار در شهرستان‌ها و مجموعه‌های خصوصی است. پرویز پرستویی با تهیه‌کنندگی نمایش «اول شخص مفرد» به نویسندگی و کارگردانی امید نیاز در اصفهان، مخاطبان را به مجتمع فرشچیان دعوت می‌کند. در شمال کشور نیز، نام بهروز غریب‌پور به عنوان نویسنده در کنار مهدی رضایی کارگردان نمایش «شش جوجه کلاغ و یک روباه»، زمینه‌ساز اجرای این اثر کودک و نوجوان در رشت شده است.

    همچنین، جواد مولانیا با نمایش «بتهوون» در شیراز و رشت روی صحنه خواهد رفت و داریوش علیزاده نمایش «قلب نارنگی» را برای اجرا در شهر یزد آماده می‌کند.

    چهره‌هایی که نسل جوان را همراه تئاتر می‌کنند

    در تهران، نوید محمدزاده با کارگردانی نمایش «پرنده‌ی سیاه» در کُر باکس پردیس دکُر باغ کتاب، مخاطبان بسیاری را در طیف‌های مختلف همراه خود کرده است. محمد قدس به عنوان تهیه‌کننده در این اثر و همچنین نمایش «بی‌هوده» به کارگردانی یاسین رضوانی در سالن قشقایی، در عرصه تهیه‌کنندگی به ایفای نقش پرداخته است. سجاد افشاریان نیز با تهیه‌کنندگی نمایش «خروس خون» به کارگردانی میلاد اردوبادی در تئاتر لبخند، به استمرار فعالیت‌های بخش خصوصی کمک کرده است. علیرضا کوشک جلالی پیشکسوت تئاتر ایران نیز با نمایش «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» و علی شمس با نویسندگی نمایش «اگر شبی از شب‌های طهران مسافری» به کارگردانی محسن سروری، در بوتیک هنر ایران به اجرای آثار خود می‌پردازند. بامداد افشار نیز با نمایش «بودن پس از حذف»، مخاطبان را با نوآوری‌های خود در عرصه موسیقی و تئاتر در پردیس دکُر همراه خود می‌کند.

    یاد و نام بهرام بیضایی در تئاتر شهر

    مجموعه تئاترشهر نیز میزبان طیف متنوعی از آثار است. ابراهیم پشت‌کوهی با نمایش «ذرات آشوب» در سالن اصلی، سیدعلی هاشمی و شکوفه هاشمیان با نمایش «ابری با احتمال ریزش باران» در سالن چهارسو و محمد نژاد با نمایش «گاو‌داری» به نویسندگی باقر سروش در سالن سایه، این مجموعه را فعال کرده‌اند. همچنین اجرای «اژدهاک» نوشته هنرمند فقید بهرام بیضایی به کارگردانی آرش اشاداد در کارگاه نمایش، پاسداشتی برای ادبیات نمایشی کلاسیک محسوب می‌شود.

    در تماشاخانه ایرانشهر، مهرداد ضیایی و کهبد تاراج با نمایش «چند سال پیش» و علیرضا معروفی با نمایش «دیکته طور»، دو رویکرد متفاوت را به نمایش گذاشته‌اند. عمارت نوفل‌لوشاتو نیز با سه نمایش «طوروپِ طرب» به نویسندگی خیرالله تقیانی‌پور و کارگردانی حمیدرضا خلیلی، «باخ» به کارگردانی بهزاد عبدی و «سلول» به کارگردانی محسن زرآبادی‌پور، میزبان مخاطبان است. همچنین در مجموعه لبخند، نمایش «هیپوکامپوس» به نویسندگی امید طاهری و کارگردانی میثم عبدی نیز روی صحنه است.

    از تداوم نگاه کلاسیک تا ادای دین به عاشقان سینما در یک نمایش

    میکاییل شهرستانی با طراحی و کارگردانی نمایش «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» در خانه هنرمندان، تداوم نگاه کلاسیک در تئاتر را دنبال می‌کند.

    در سالن کوچک تالار مولوی، تلاقی نگاه خلاق و آوانگارد سیدمحمد مساوات در مقام نویسنده با کارگردانی مارال قادری در نمایش «اتاق کثیف»، از اجراهای این ماه برای مخاطبان تئاتر دانشگاهی و تجربه‌گراست. همچنین تماشاخانه هیلاج با نمایش «شبیه خون» میزبان بازگشت محمد حاتمی به صحنه است که به نویسندگی سهراب حسینی که با تکیه بر فرمی متفاوت، به بازخوانی مفاهیمی عمیق می‌پردازد.

    محمدرضا مالکی با نمایش «لانگ شات»، ادای دینی به سینما و عشقِ بازیگری را روی صحنه تئاتر هامون برده است که با استقبال مخاطبان روبه‌روست. همزمان، نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام در تالار استاد انتظامی، با نگاهی انتزاعی به مقوله سفر و درجا زدن، تجربه‌ای متفاوت را رقم می‌زند.

    در عمارت هما نیز، نمایش «دشمن خدا» به نویسندگی عمادالدین رجبلو و کارگردانی مشترک او و مجید عراقی، پس از موفقیت در دوره‌های پیشین، به عنوان یکی از آثار پرمخاطب و موفق به اجراهای خود بر صحنه ادامه می‌دهد. بوتیک هنر ایران با نمایش «ژوژمان» به کارگردانی رضا جاویدی، که از عکاسان تئاتر ایران بوده، میزبان مخاطبان است.

    در کنار چهره‌های شاخص در عرصه کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی، بخش عمده‌ای از بارِ بازگشت تئاتر به صحنه، بر دوش بازیگرانی است که در این شرایط، مسئولیت مواجهه مستقیم با مخاطب را دارند.

    نام برخی از بازیگران روی صحنه در این گزارش آمده است:

    نوید محمدزاده، گلاره عباسی، سیاوش چراغی‌پور، گیلدا ویشکی، سیدجواد یحیوی، علیرضا ناصحی، وحید نفر، محسن بهرامی، محمدهادی عطایی، امیر عدل‌پرور، الهه شه‌پرست، بهار کاتوزی، فرنوش نیک‌اندیش، مجید رحمتی، شهاب عباسیان، جواد پورزند، آتیه جاوید، مهرداد ضیایی، محمد حاتمی، آیه کیان‌پور، سامان خلیلیان، مهسا مهجور، مرجان آقانوری، شکوفه هاشمیان، بهناز نادری، الهه زحمتی، محمدرضا مالکی.

    منبع: ایران تئاتر

  • وقتی سینا ساعی در مرکز قاب می‌نشیند؛ تصمیمی متفاوت در معرفی قلب نارنگی

    وقتی سینا ساعی در مرکز قاب می‌نشیند؛ تصمیمی متفاوت در معرفی قلب نارنگی

    اختصاصی تئاترآنلاین؛ «قلب نارنگی» حالا دیگر نمایشی تازه‌وارد یا گمنام نیست؛ اثری‌ست که طی ماه‌های گذشته، از یزد تا تهران و مشهد و اصفهان، مسیر خود را میان مخاطبان پیدا کرده و با عبور از مرز ۵۰۰ اجرا، به یکی از آثار پرمخاطب این سال‌های تئاتر تبدیل شده است. همین سابقه باعث می‌شود دور دوم اجرای این نمایش در یزد، بیش از آنکه یک بازگشت ساده باشد، ادامه طبیعی موفقیتی باشد که پیش‌تر شکل گرفته است.

    اما در کنار تمام نکات مثبت این اجرا، پوستر تازه نمایش توجه‌ها را به سمت دیگری هم برده؛ جایی که تصویر سینا ساعی، تهیه‌کننده اثر، بیش از هر عنصر دیگری در مرکز قاب قرار گرفته و عملاً نخستین مواجهه مخاطب با پوستر را شکل می‌دهد. اتفاقی که در اجراهای پیشین «قلب نارنگی» به این شکل وجود نداشت و حتی در اجرای آبان ۱۴۰۴ یزد نیز تصویر او در تبلیغات دیده نمی‌شد.

    در آذرماه ۱۴۰۴ نیز برای این نمایش پوستری در اصفهان طراحی و منتشر شده بود که در آن، برخلاف نسخه جدید، تصویر سینا ساعی در مرکز قاب قرار نداشت و نقش پررنگی در ترکیب بصری پوستر ایفا نمی‌کرد.

    طبیعی است که حضور یک چهره شناخته‌شده در تبلیغات، به دیده شدن بیشتر اثر کمک کند؛ به‌ویژه وقتی نامی مانند سینا ساعی بتواند بخشی از مخاطبان خارج از دایره همیشگی تئاتر را نیز به سالن بکشاند. اما مسئله اینجاست که «قلب نارنگی» پیش از این هم توانسته بود بدون چنین تأکیدی، مسیر موفق خود را طی کند و همین موضوع باعث می‌شود پررنگ شدن ناگهانی تصویر تهیه‌کننده، کمی فراتر از یک انتخاب معمول تبلیغاتی به نظر برسد.

    موفقیت یک اثر، معمولاً به اندازه کافی در تجربه مخاطب و مسیر اجراهایش دیده می‌شود و نیازی نیست در زبان بصری تبلیغات، این تصور القا شود که برای جلب توجه به تقویت بیرونی وابسته است.

    شاید اگر این نمایش هنوز برای تثبیت جایگاه خود تلاش می‌کرد، چنین رویکردی قابل‌درک‌تر بود؛ اما حالا که خود اثر، مخاطب و اعتبارش را به دست آورده، انتظار می‌رود هویت نمایشی آن همچنان در مرکز توجه باقی بماند. به‌خصوص در تئاتر که معمولاً جهان اثر، بازیگران و نگاه کارگردان، عنصر اصلی تبلیغات محسوب می‌شوند، نه چهره تهیه‌کننده.

    تجربه «قلب نارنگی» نشان می‌دهد که نخستین حضور سینا ساعی در مقام تهیه‌کننده با شکل‌گیری یک نمایش موفق همراه بوده؛ نمایشی که توانسته در شهرهایی چون یزد، کرمان، اصفهان، مشهد و در چند نوبت در تهران روی صحنه برود و ارتباط خود را با مخاطبان در نقاط مختلف کشور تثبیت کند.

    با این حال، چیزی که نباید فراموش شود این است که «قلب نارنگی» همچنان یکی از آثار موفق و قابل‌اعتنای این سال‌هاست؛ نمایشی که چه با این پوستر و چه بدون آن، پیش‌تر توانسته ارتباط خود را با مخاطب برقرار کند و قطعا دور دوم اجراهای یزد، دوباره با همان استقبال گذشته تکرار خواهد شد.