نویسنده: سردبیر

  • آتش‌سوزی‌ها؛ فرصتی برای اینکه تئاتر دوباره خودش باشد

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، در چنین شرایطی، «آتش‌سوزی‌ها» به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی اتفاق قابل تأملی است؛ نه فقط به دلیل کیفیت اجرایی یا جایگاه نمایشنامه وجدی معود، بلکه از این جهت که نشان می‌دهد هنوز می‌توان به خودِ تئاتر اعتماد کرد.

    «آتش‌سوزی‌ها» با ۳۹ اجرا بیش از ۲۲ هزار مخاطب داشته و حدود ۱۴ میلیارد تومان فروش کرده است.

    این اعداد البته مهم‌اند؛ اما شاید مهم‌تر از خود اعداد، اتفاقی باشد که پشت آنها قرار دارد. بیش از ۲۲ هزار نفر برای دیدن نمایشی به سالن اصلی تئاتر شهر رفته‌اند که قرار نیست تمام جذابیتش را از کمدی‌های تضمین‌کننده فروش، حضور سلبریتی‌ها، بیگ‌پروداکشن‌های موزیکال، زرق‌وبرق‌های بیرون از جهان نمایش یا تکیه صرف بر «چهره» بگیرد.

    این اتفاق را باید جدی گرفت.

    چون در سال‌های اخیر، بخشی از تئاتر حرفه‌ای ایران به سمت تولیدات بزرگ، موزیکال‌های پرهزینه و نمایش‌های سلبریتی‌محور رفته است. این جریان بخشی از واقعیت اقتصادی امروز تئاتر است و طبیعتاً نمی‌توان و نباید وجودش را انکار کرد. مسئله، مخالفت با این نوع تولید نیست؛ مسئله آنجاست که مبادا این شکل از تولید، تبدیل به تنها تعریف ما از «تئاتر موفق» شود.

    • آیا هرچه بیشتر می‌فروشد، الزاماً مهم‌تر است؟
    • آیا هرچه بلیت گران‌تری دارد، الزاماً ارزش هنری بیشتری دارد؟
    • و مهم‌تر از همه، آیا برای پر کردن سالن حتماً باید پیش از آنکه درباره خود نمایش صحبت کنیم، درباره نام بازیگرانش حرف بزنیم؟

    «آتش‌سوزی‌ها» پاسخ دیگری پیش روی ما می‌گذارد.
    تئاتری که به خودش متکی است

    مرتضی میرمنتظمی سال‌هاست در مسیر خودش حرکت می‌کند و اگر کارنامه او را مرور کنیم، می‌بینیم که انتخاب بازیگر و ساخت یک اثر هیچ‌گاه صرفاً بر مبنای محاسبات لحظه‌ای گیشه تعریف نشده است.

    سال ۱۳۹۰، زمانی که هنوز خود میرمنتظمی در جایگاه و شناخته‌شدگی امروز نبود، «ابرها» را با بازیگرانی چون عباس جمالی، امین طباطبایی، محمدرضا علی‌اکبری، فربد فرهنگ، حمید رحیمی و… به صحنه برد. آنها در آن زمان، مانند امروز چهره‌های شناخته‌شده نبودند و همگی از فضای تئاتر دانشگاهی آمده بودند.

    در ادامه مسیر کاری میرمنتظمی نیز نام بازیگرانی چون رضا بهبودی، رویا تیموریان، صابر ابر، ریما رامین‌فر، فرشته صدرعرفایی، ستاره پسیانی، آزاده صمدی، سحر دولتشاهی، الهام کردا، علی سرابی و امیر آقایی در آثار او دیده شده است.

    این مسیر وقتی کنار «آتش‌سوزی‌ها» قرار می‌گیرد، تصویری روشن از یک انتخاب به دست می‌دهد: انتخاب بازیگر برای میرمنتظمی، صرفاً انتخاب یک نام برای تضمین گیشه نیست.

    در «آتش‌سوزی‌ها» نیز ترکیبی از بازیگران شناخته‌شده و حرفه‌ای تئاتر حضور دارند؛ از جمله رضا بهبودی، ستاره پسیانی، ریما رامین‌فر، بهرام ابراهیمی به همراه بازیگران هم نسل میرمنتظمی مثل عباس جمالی، فرزانه میدانی، هادی احمدی، فرنوش نیک اندیش.

    این نکته مهم است که میان «بازیگر شناخته‌شده» و «سلبریتی گیشه‌ای» تفاوت قائل شویم.

    بازیگر شناخته‌شده می‌تواند محصول سال‌ها کار و اعتبار حرفه‌ای باشد؛ کسی که تماشاگر به دلیل کیفیت کارش او را می‌شناسد. این با انتخاب چهره‌ای صرفاً برای کشاندن مخاطب به سالن، یکسان نیست.

    میرمنتظمی در کارنامه‌اش نشان داده که الزاماً به سراغ گزینه‌های درجه دو نمی‌رود تا صرفاً یک نام روی پوستر داشته باشد. حتی زمانی که از بازیگران شناخته‌شده استفاده کرده، انتخاب‌ها عمدتاً از میان بازیگرانی بوده که نسبتشان با تئاتر جدی و روشن است و تمنایی برای دیده شدن ندارند.

    و این همان نقطه‌ای است که «آتش‌سوزی‌ها» را از یک موفقیت معمول گیشه‌ای جدا می‌کند.

    مخاطب را نباید دست‌کم گرفت

    یکی از اشتباهات رایج در مواجهه با مخاطب، این است که تصور کنیم تماشاگر فقط به دنبال سرگرمی آسان است؛ فقط کمدی می‌خواهد، فقط چهره می‌خواهد، فقط موزیکال پرزرق‌وبرق می‌خواهد. «آتش‌سوزی‌ها» نشان داده که این تصویر کامل نیست.

    می‌توان یک تراژدی مدرن را روی صحنه برد، با متنی جدی، با اجرایی که به مخاطب فرصت مواجهه با اثر می‌دهد، و در عین حال سالن را پر کرد. گزارش‌های منتشرشده درباره اجرا نیز بر استقبال مخاطبان و فروش تمام ظرفیت سالن اصلی تأکید داشته‌اند.

    پس شاید مسئله اصلی، «مخاطب» نباشد.

    شاید مسئله این باشد که ما چه چیزی به مخاطب عرضه می‌کنیم. اگر سال‌ها به مخاطب بگوییم برای تئاتر باید چهره ببینی، بخندی، موزیکال ببینی یا با یک تولید پرزرق‌وبرق مواجه شوی، طبیعی است که بازار هم بر همین اساس شکل بگیرد.

    اما اگر به مخاطب امکان انتخاب بدهیم، شاید نتیجه چیز دیگری باشد.

    «آتش‌سوزی‌ها» دست‌کم یک تجربه قابل اعتنا در این زمینه است: مخاطب برای دیدن خودِ تئاتر هم می‌آید.

    خطاب به مسئولان تئاتر

    اینجا دقیقاً همان جایی است که باید خطاب به مدیران تئاتر حرف زد؛ به معاونت هنری، مرکز هنرهای نمایشی و خانه تئاتر.

    اگر یک نمایش جدی می‌تواند بیش از ۲۲ هزار مخاطب داشته باشد و حدود ۱۴ میلیارد تومان فروش کند، آیا نباید این اتفاق برای سیاست‌گذاران تئاتر مهم باشد؟

    نه از این جهت که حالا همه نمایش‌ها باید شبیه «آتش‌سوزی‌ها» شوند؛ بلکه از این جهت که این تجربه یک امکان را ثابت کرده است. امکانِ موفق بودن تئاتر بدون قربانی کردن تئاتر. این شاید مهم‌ترین درسی باشد که می‌توان از این اجرا گرفت.

    مدیریت تئاتر نباید فقط دنبال این باشد که چه چیزی فروش بیشتری دارد. باید ببیند چه چیزی به آینده تئاتر کمک می‌کند.

    ممکن است یک نمایش، فروش بسیار بالایی داشته باشد و در عین حال هیچ اثری بر مسیر هنری تئاتر نگذارد.

    در مقابل، ممکن است یک نمایش نه با فرمول‌های مرسوم بازار، بلکه با اعتماد به متن، کارگردان و بازیگر ساخته شود و در نهایت مخاطب خودش را پیدا کند.

    دومی برای آینده تئاتر اتفاق مهم‌تری است.

    چون سیاست فرهنگی فقط مدیریت امروز نیست؛ ساختن فرداست.

    گیشه مهم است؛ اما همه‌چیز نیست.

    این یادداشت قرار نیست در برابر گیشه بایستد.

    تئاتری که نمی‌فروشد، نمی‌تواند گروهش را حفظ کند، نمی‌تواند تولید بعدی داشته باشد و نمی‌تواند به حیات حرفه‌ای خود ادامه دهد.

    • پس فروش مهم است.
    • قیمت بلیت هم مهم است.
    • اقتصاد تئاتر هم مهم است.

    اما فروش باید یکی از معیارهای موفقیت باشد، نه تعریف موفقیت.

    وقتی فروش تبدیل به تنها معیار شود، انتخاب‌ها هم تغییر می‌کنند. آن وقت طبیعی است که تولیدکننده به دنبال فرمول‌های کم‌خطرتر برود؛ چهره‌های مطمئن، کمدی‌های امتحان‌پس‌داده، موزیکال‌های بزرگ و تولیداتی که از پیش می‌توانند بخشی از بازار را تضمین کنند.

    اما هنر دقیقاً جایی شروع می‌شود که همه‌چیز از پیش تضمین نشده باشد.

    • تئاتر به ریسک نیاز دارد.
    • به کشف بازیگر نیاز دارد.

    به کارگردان‌هایی نیاز دارد که بتوانند با یک گروه، بدون تکیه بر شهرت بیرونی، یک جهان نمایشی بسازند.

    به مخاطبی نیاز دارد که فقط مصرف‌کننده نباشد.

    و به مدیرانی نیاز دارد که این امکان را از بین نبرند.

    «آتش‌سوزی‌ها» چه فرصتی ساخته است؟

    شاید مهم‌ترین اتفاق «آتش‌سوزی‌ها» این نباشد که ۲۲ هزار نفر آن را دیده‌اند. مهم‌تر این است که این نمایش نشان داده میان کیفیت و مخاطب، الزاماً تضادی وجود ندارد.

    این نمایش فرصتی ساخته تا دوباره درباره نسبت تئاتر و گیشه فکر کنیم؛ درباره اینکه آیا واقعاً برای موفق شدن باید از همه فرمول‌های تضمین‌شده استفاده کرد یا هنوز می‌توان به خود اثر اعتماد کرد.

    و شاید این همان فرصتی باشد که باید از آن استفاده کرد.

    نه برای اینکه بگوییم از این پس همه نمایش‌ها باید «آتش‌سوزی‌ها» باشند.

    بلکه برای اینکه بگوییم:

    تئاتر جدی هنوز می‌تواند مخاطب داشته باشد.

    تئاتر باکیفیت هنوز می‌تواند بفروشد.

    و مخاطب ایرانی را نباید فقط با متر و معیار گیشه شناخت.

    حالا توپ در زمین مدیران تئاتر است.

    اگر قرار است از تجربه‌های موفق درس بگیریم، این تجربه می‌تواند یکی از آنها باشد.

    به جای اینکه فقط بپرسیم «چه چیزی بیشتر می‌فروشد؟»، شاید بد نباشد یک بار هم بپرسیم:

    چه چیزی تئاتر را تئاتر نگه می‌دارد؟

    چون اگر روزی همه سالن‌ها پر باشند اما چیزی از تئاتر باقی نمانده باشد، آن وقت دیگر چه چیزی را جشن گرفته‌ایم؟

    «آتش‌سوزی‌ها» شاید بیش از آنکه یک پاسخ باشد، یک سؤال جدی پیش روی ما گذاشته است:

    آیا هنوز به خودِ تئاتر اعتماد داریم؟

  • آدرس سایت آرتیکت برای خرید بلیت تئاتر آرش

    آدرس سایت آرتیکت برای خرید بلیت تئاتر آرش

    خرید بلیت تئاتر آرش در سایت آرتیکت

    articket.shop

    خلاصه نمایش: روایت انسانی که خود را هیچ می‌پنداشت و گمان نمی‌کرد سرنوشت او را با انتخابی بزرگ روبه‌رو کند؛ انتخابی برای همیشه، سفری از میان سرشت بشریت، و داستانی آمیخته از افسانه و حقیقت. همه‌چیز در جوهره کمانی بود یگانه، تیری بی‌مانند و اراده انسانی که حالا دیگر هیچ نبود!

    محل اجرا: هتل اسپیناس پالاس

    طراح و تهیه‌کننده: علی محتشم
    نویسنده: امید سهرابی
    کارگردان: علی سرابی

    خرید بلیت سایت آرتیکت

    بازیگران این نمایش به ترتیب حروف: ناصر آرین‌مهر، مهران اکبری، مهدی افشاری، سجاد بابایی، امین بانی، مجتبی برومندیان، مارال بنی‌آدم، مهدی پاکدل، شیدا خلیق، آرش دادگر، رضا راد، کیوان ساکت‌اف، ندا سیاس، علی شادمان، علیرضا شجاع‌نوری، ایمان شمس، طناز طباطبایی، محسن غفاری، نوید محمدزاده، سام مزینانی، الیکا ناصری
    بازیگران خردسال: وانیار قدس، آرشیدا درستکار

    مجری طرح پروژه: محمد قدس ، مدیر اجرایی پروژه: علی کریم

    طراح صحنه: محسن نصراللهی
    طراح لباس: شیما میرحمیدی
    طراح گریم: بابک اسکندری
    طراح نور: مرتضی نجفی
    طراح صدا: نعیم مسچیان
    طراح جلوه‌های ویژه میدانی: ایمان کرمیان
    طراح و مجری ویدئو مپینگ: خشایار نشوی
    مربی کودکان: آیدا مرادیان
    مشاور هنری: محمد کریمی‌نیا
    مشاور فرهنگی و ارتباطات راهبردی: علی دهقان
    ساخت ویدیو مپینگ: پیام اسکندری
    صدابردار: ارد انزابی پور

    جانشین تهیه کننده: سحر نزهت
    گروه تهیه و تولید: سعید رنجبر، عسل امین نیا، مهدی مساعده، محمد دارآفرین، بابک عبدالملکیان، ایمان راعی، نوگل گودین

    گروه کارگردانی:آیدا پدری، بهزاد اسحاقی، مهتا پناهی، حنا عسگری، نازنین فتاحی

    مدیر هویت بصری: کیانوش غریب‌پور
    طراح تبلیغات: میثم میرزائی
    تبلیغات و فضای مجازی: رعنا نوری
    عکاس: حسین حاجی‌بابایی
    طراح تیزر و تریلر: هومن نجفی

    روابط عمومی: ایلیا شمس
    مشاور رسانه‌ای: علی کیهانی
    همکاران رسانه‌ای: بهناز شیربانی، فریبرز دارایی، ندا آل‌طیب، نسیم قاضی‌زاده

    فیلمبردار مستند: فرید طهماسبی
    دستیار فیلمبردار: امیرحسین ایمان دوست

    مدیر مالی: میثم سلیمی

  • سریال کنکل؛ معمای یک سرقت که همه‌چیز را عوض می‌کند | فیلیمو

    سریال کنکل؛ معمای یک سرقت که همه‌چیز را عوض می‌کند | فیلیمو

    از ۲۸ مرداد، سریال کنکل یکی از پرحاشیه‌ترین و پرستاره‌ترین پروژه‌های نمایش خانگی این فصل، در فیلیمو به تماشا می‌نشیند؛ اثری پلیسی-معمایی که با ترکیبی از بازیگران باتجربه و داستانی چندلایه، یکی از جدی‌ترین گزینه‌های تماشا برای دوستداران درام‌های پرکشش ایرانی است. اگر به دنبال سریالی می‌گردید که از همان قسمت اول شما را درگیر کند و تا پایان رهایتان نکند، کنکل دقیقاً همان چیزی است که باید در فهرست تماشای خود قرار دهید.

    داستانی که از یک سرقت ساده شروع می‌شود

    همه‌چیز از یک صبح معمولی در یک کارخانه بزرگ صنعتی آغاز می‌شود. جاوید گوهریان، مثل هر روز، سر کار خود در کارخانه حاضر می‌شود، اما این بار با وضعیتی غیرمنتظره روبه‌رو می‌شود؛ چیزی تغییر کرده است. مواد اولیه گران‌قیمت کارخانه به سرقت رفته و مدیران برای حفظ آبرو تلاش می‌کنند خبر این دزدی از دیوارهای کارخانه بیرون نرود. اما وقتی سرقت بار دیگر و بار دیگر تکرار می‌شود، دیگر پنهان‌کاری ممکن نیست و بالاخره پای پلیس به ماجرا باز می‌شود. از همین‌جاست که کنکل وارد فاز اصلی خود می‌شود؛ روایتی تودرتو از دروغ، طمع، رازهای خانوادگی و آدم‌هایی که هیچ‌کدام آن‌طور که در نگاه اول به‌نظر می‌رسند نیستند.

    آنچه کنکل را از بسیاری از سریال‌های پلیسی مشابه متمایز می‌کند، پرهیز از کلیشه‌های رایج ژانر است. این سریال به‌جای تمرکز صرف بر تعقیب و گریز، به لایه‌های انسانی و اجتماعی ماجرا هم می‌پردازد؛ اینکه چگونه یک اتفاق به‌ظاهر ساده می‌تواند زندگی چند نفر را برای همیشه دگرگون کند. فضای صنعتی و خاکستری کارخانه، در کنار ریتم رو به افزایش داستان، حس‌وحال خاصی به این اثر بخشیده که آن را از نظر بصری هم قابل‌توجه می‌کند. موسیقی متن سریال با قطعه «رقص در آتش» از کاکوبند همراهی می‌شود که فضای پرتنش داستان را کامل می‌کند.

    رامتین لوافی؛ نویسنده و کارگردانی با کارنامه‌ای درخشان در سینما

    نویسندگی و کارگردانی کنکل بر عهده رامتین لوافی است؛ فیلم‌سازی که پیش از ورود به دنیای نمایش خانگی، در سینمای ایران به‌خوبی شناخته شده بود. آخرین ساخته سینمایی او، فیلم «هت‌تریک»، توانست جایزه بهترین فیلمنامه را از سی‌وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از آن خود کند؛ افتخاری که نشان می‌دهد لوافی در قصه‌گویی و طراحی روایت، دستی توانا دارد. او پیش از این با فیلم‌هایی که به مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته بودند، مخاطبان جدی سینما را با خود همراه کرده بود. کنکل نخستین تجربه او در قامت کارگردانی سریال است و همین موضوع، این اثر را به یکی از پرانتظارترین پروژه‌های سال تبدیل کرده؛ چراکه تماشاگران کنجکاوند ببینند نگاه سینمایی و دقیق لوافی، چگونه در قالب یک روایت طولانی‌تر و چندقسمتی بازتاب پیدا می‌کند. تهیه‌کنندگی این مجموعه را نیز محمد مسعود بر عهده دارد و کنکل با حمایت استودیو فیلیمو تولید شده است.

     

    صابر ابر؛ استاد نقش‌های پیچیده و پُرراز

    یکی از نقاط قوت اصلی کنکل، حضور صابر ابر است؛ بازیگری که در سال‌های اخیر به یکی از پرکارترین و محبوب‌ترین چهره‌های شبکه نمایش خانگی تبدیل شده. ابر که کارنامه‌ای درخشان در سینما و تئاتر دارد، در سریال‌هایی مانند «قورباغه»، «مترجم» و «بازنده» یکی از مهره‌های اصلی بوده و توانسته با انتخاب‌های هوشمندانه، به یکی از معتبرترین بازیگران این حوزه بدل شود. او در کنکل نیز به سراغ یکی دیگر از همان نقش‌های خاص خود رفته؛ کاراکترهایی که در ابتدا می‌توان به ظاهرشان اعتماد کرد، اما رفته‌رفته لایه‌های پنهان و رازهای پیچیده‌شان آشکار می‌شود. همین ویژگی به یکی از امضاهای بازیگری او در آثار اخیرش بدل شده و طرفدارانش را مشتاق‌تر از همیشه به تماشای کنکل کرده است.

    هانیه توسلی؛ بازگشتی پرقدرت به دنیای بازیگری

    حضور هانیه توسلی در کنکل برای بسیاری از مخاطبان، یک اتفاق ویژه محسوب می‌شود. توسلی که سابقه بازی در آثار اجتماعی و درام‌های عمیق را در کارنامه دارد، پس از مدتی دوری از دنیای بازیگری، با کنکل بار دیگر مقابل دوربین قرار گرفته است. این بازگشت که با استقبال گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی همراه شده، توجه ویژه‌ای به سریال جلب کرده و بسیاری از منتقدان، ترکیب او و صابر ابر را یکی از دلایل اصلی جذابیت کنکل می‌دانند. کیفیت بازی این دو بازیگر باتجربه در کنار یکدیگر، وعده یکی از به‌یادماندنی‌ترین دوئل‌های بازیگری فصل اخیر نمایش خانگی را می‌دهد.

    مهدی پاکدل؛ بازیگری با کارنامه‌ای بین‌المللی

    مهدی پاکدل از آن دسته بازیگرانی است که هم در سینمای هنری ایران و هم در پروژه‌های بین‌المللی، نام خود را ثابت کرده است. او با حضور در آثار مطرح سینمای ایران، به بازیگری قابل‌اعتماد در نقش‌های دراماتیک و پیچیده تبدیل شده و تجربه گسترده‌ای در کار با کارگردانان صاحب‌سبک دارد. حضور او در کنار صابر ابر و هانیه توسلی، تیمی همگن و باتجربه را شکل داده که توانایی حمل یک روایت پلیسی چندلایه را دارند.

    ستاره پسیانی و پدرام شریفی؛ نسل جدید بازیگری جدی ایران

    ستاره پسیانی، بازیگری است که در سال‌های اخیر با انتخاب نقش‌های متفاوت، توانسته توجه منتقدان و مخاطبان را جلب کند و حضورش در کنکل، یکی دیگر از دلایلی است که این سریال را از آثار مشابه متمایز می‌کند.

    پدرام شریفی نیز یکی دیگر از بازیگران باکیفیت این مجموعه است. او متولد مرداد سال ۱۳۶۶ در تهران است و فعالیت هنری خود را از سن ۱۸ سالگی و از روی صحنه تئاتر آغاز کرد. بعد از سال‌ها فعالیت جدی در تئاتر، با فیلم «ماهی و گربه» ساخته شهرام مکری وارد سینما شد و پس از آن با فیلم‌های «بادیگارد» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا، «متولد ۶۵» و «سیانور» بیشتر دیده شد. او همچنین در سریال‌های تلویزیونی «گشت ویژه» و «سرباز» ایفای نقش کرده است. شریفی در طول سال‌های فعالیت خود با کارگردانان شناخته‌شده‌ای چون ابراهیم حاتمی‌کیا، رسول صدرعاملی، نرگس آبیار، بهروز شعیبی و مصطفی کیایی همکاری داشته و به‌واسطه انتخاب‌های دقیق خود، به بازیگری قابل‌اتکا در نقش‌های جدی تبدیل شده است.

    در کنار این پنج بازیگر اصلی، نام‌های دیگری چون حسین امیدی، محمد صدیقی‌مهر، مرجان اتفاقیان، محمدرضا صولتی، فرید قبادی، فرزین محدث، بهرام ابراهیمی و مائده طهماسبی نیز در فهرست بازیگران کنکل دیده می‌شوند؛ ترکیبی که نشان می‌دهد تیم سازنده برای هر نقش، حتی نقش‌های فرعی، دقتی ویژه به خرج داده است.

     

    چرا باید کنکل را از فیلیمو تماشا کنید؟

    کنکل صرفاً یک سریال پلیسی معمولی نیست؛ ترکیبی است از فیلم‌نامه‌ای دقیق به قلم کارگردانی جایزه‌گرفته در جشنواره فجر، بازی هم‌زمان چند بازیگر برجسته سینما و تلویزیون ایران، و روایتی که با ریتمی حساب‌شده، از یک حادثه کوچک به یک ماجرای بزرگ و پیچیده می‌رسد. هرکدام از شخصیت‌های داستان، انگیزه‌ها و رازهای خودشان را دارند و همین موضوع باعث می‌شود مخاطب تا پایان هر قسمت، منتظر کشف حقیقت بماند.

    اگر به سریال‌های پلیسی-معمایی با شخصیت‌پردازی قوی علاقه دارید، اگر مشتاق دیدن بازی هم‌زمان صابر ابر، هانیه توسلی، مهدی پاکدل، ستاره پسیانی و پدرام شریفی در یک قاب هستید، و اگر می‌خواهید یکی از تازه‌ترین ساخته‌های استودیو فیلیمو را از همان قسمت اول دنبال کنید، از ۲۸ مرداد فرصت را از دست ندهید. کنکل را می‌توانید به‌صورت مستقیم و با کیفیت بالا از پلتفرم فیلیمو تماشا کنید و خودتان قضاوت کنید که آیا این ترکیب خیره‌کننده از بازیگران و داستان، همان چیزی است که مدت‌ها منتظرش بودید یا نه.

    فیلیمو با تولید آثاری چون کنکل، بار دیگر نشان می‌دهد که تمرکز جدی روی داستان‌گویی باکیفیت و انتخاب بازیگران حرفه‌ای، همچنان در اولویت این پلتفرم قرار دارد. پس اگر به دنبال یک تجربه تماشای متفاوت، پرکشش و حرفه‌ای هستید، اشتراک فیلیمو را فعال کنید و از ۲۸ مرداد، همراه با میلیون‌ها مخاطب دیگر، وارد دنیای معمایی و پرتعلیق کنکل شوید.

    «نویسنده : مجید عباس نژاد»

  • نور شمع، کورسوی امید آن

    نور شمع، کورسوی امید آن

    نقدی از صالح آبسواران بر نمایش مترونوم خون اثری جدید از دکتر بهنام ترابی

    من خیلی بدیهی، خیلی ناامیدانه،

    می‌خواهم دوست داشته شوم و بتوانم دوست بدارم.  • سیلویا پلات

     

    تاریکی درباره‌ی عشق است، نه فقدان آن.

    نورِ شمع، کورسوی امیدِ آن. 

    سیلویا با تمام ناامیدی‌ها و آشفتگی‌هایش منکر عشق نیست. عشق بن‌مایه‌ی تمام اشعار و آثار اوست. و خودکشی‌اش آخرین شعر: تاب نیاوردم زندگیِ بدون عشق را، امیدِ به عشق را.

     

    مترونوم خون، نه صرفا یک نمایش تجربی_رادیکال، بلکه یک هشدار است. هشداری برای زمانه‌ی خودش. قبل از شروع نمایش، هنگامی که سیلویا را زانو زده در تله دیدم، پرده‌ی آخر نمایش را پیش‌بینی کردم. خودکشیِ سیلویا، همان‌گونه که اتفاق افتاده بود. پیش‌بینی‌ام اشتباه بود. آن‌ها دوباره از نو آغاز کردند. شمعی هم خاموش نشد. آن کورسوهای امید، امیدِ به عشق روشن ماندند. تد و سیلویا پروانه‌های این ضیافت بودند. رابطه‌ی سادو_مازوخیستی شان هم نتوانست بر رومنسِ نمایش سایه افکند.

    همانطور که در توضیحات ابتدای نمایش گفته شد، هدف نمایش نه داستان‌پردازی بلکه فضاسازی بود. تاریکی و نور شمع اتمسفر خلسه‌ آوری ایجاد کرده بودند که هم به ظهور هیستری و خشونت، و البته احساس‌گرایی کمک می‌کرد. بازیگران بازیِ بی‌تکلفی ارائه دادند. دو پروانه، جست‌و‌خیز کنان میان شمع‌ها. شروع نمایش با انتخاب هوشمندانه شعری بسیار زیبا از تد هیوز، به نور شمع‌ افزود. مترونوم خون تلاش می‌کند در بستر روایت رابطه‌ای مسئله‌دار و ناکام، رابطه‌ای که دچار بیماریِ خیانت است، عشق را زنده نگه دارد و ارج نهد. هنگامی که نور عشق تد و سیلویا به سبب گناهِ هفتمین، به خاموشی می‌گراید، هویت شخصیت‌ها به یکباره تغییر می‌کند. عشق، زخم خورده و خون‌چکان، اما نمی‌میرد و از نو متولد می‌شود. پرفورمرها چونان الهه‌‌های مرگ، می‌رقصند و در انتظار به خاک سپردن عشق، به انتظار می‌نشینند. اتمسفر نمایش گیراست. چینش ردیف‌های صندلی، درهای ورود‐خروج و حرکات بازیگران و پرفورمرها در طول و عرض صحنه، به مخاطب مجال چشم چرخاندن و قاب‌بندی از اجرا می‌دهد. می‌شود به هر گوشه‌ی صحنه نگاه انداخت بدون آنکه ریتم و عاطفه‌ی سیال اجرا از دست رود. طراحی صحنه و اکت بازیگران با وجود (و توجه) به محدودیت‌های سالن و (در لفافه) محدودیت‌های اجرا، از عهده انتقال عواطف برآمدند. طراحی لباس متناسب و کارآمد است. متن نمایش در منعکس کردن وضعیت روانیِ شخصیت‌ها، خواسته‌ها و محدودیت‌هایشان موفق عمل کرده بود. [سیلویا یه دلیل بهم بده تا زودتر دخل خودمو بیارم.] تمنای خود ویرانگریِ تد با رد اخلاقیات به بهانه‌ی جوششی برای نوشتن، و تمنای عریانِ سیلویا برای تجربه‌ی یک عشق متعارف و خالص، از مستندات یک رابطه‌ی مسئله‌دار بود که با ظرافت در متن گنجانده شده بود. چرخش و جابه‌جاییِ شخصیت‌ها از نکات مهم این نمایش است.

    نویسنده با منشی شاعرانه تباهیِ عشق را انکار می‌کند. گرچه سیلویا پلات خودکشی کرده است، اما مرگ سیلویا با امتداد و تولد عشق، نمود تازه‌ای پیدا می‌کند.  دیگر شاعر اهمیتی ندارد. شعر اوست که می‌ماند و در قلب هنرمندان جوانه می‌زند.

    مترونوم خون، تماما پاسداشتِ شاعرانگی‌ست؛ 

    هر چند خون‌آلود.

  • جنجال یک تئاتر کمدی؛ قصه یک قتل قدیمی دوباره زنده شد

    جنجال یک تئاتر کمدی؛ قصه یک قتل قدیمی دوباره زنده شد

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، اجرای یک تئاتر کمدی در جشنواره فرینج ادینبورگ، یکی از مهم‌ترین رویدادهای تئاتری جهان، به جنجالی تازه درباره یک پرونده قتل قدیمی در ایتالیا تبدیل شده است.

    این نمایش با عنوان «چرخ‌وفلک» را آماندا ناکس، زن آمریکایی‌ای ساخته و اجرا کرده که نامش سال‌ها با پرونده قتل هم‌اتاقی‌اش، مردیث کرچر، گره خورده بود؛ پرونده‌ای جنجالی که ناکس ابتدا در آن محکوم شد اما در نهایت در سال ۲۰۱۵ به‌طور قطعی از اتهام قتل تبرئه شد.

    حالا ناکس در نمایشی کمدی، از تجربه سال‌های زندان، شهرت ناخواسته، قضاوت افکار عمومی و زندگی‌اش پس از آن پرونده می‌گوید؛ اما همین موضوع اعتراض خانواده مردیث کرچر را به دنبال داشته است.

    خواهر مردیث می‌گوید تبدیل شدن ماجرای قتل یک زن جوان به سوژه یک نمایش کمدی، رنج خانواده و قربانی را کم‌رنگ می‌کند. در مقابل، ناکس تأکید دارد که نمایش درباره تجربه شخصی خودش و پیامدهای پرونده‌ای است که زندگی او را نیز برای سال‌ها تحت تأثیر قرار داد.

    با وجود درخواست‌ها برای لغو اجرا و شکل‌گیری یک کارزار اعتراضی، مسئولان فرینج حاضر به توقف نمایش نشده‌اند و بر آزادی بیان و حق هنرمندان برای پرداختن به موضوعات بحث‌برانگیز تأکید کرده‌اند.

    به این ترتیب، یک پرونده جنایی که نزدیک به دو دهه از آن گذشته، حالا در یکی از بزرگ‌ترین جشنواره‌های تئاتری جهان بار دیگر به مرکز بحث برگشته است؛ این بار نه در دادگاه، بلکه روی صحنه تئاتر.

    • ادینبورگ، اسکاتلند، بریتانیا — محل برگزاری جشنواره فرینج؛ ادینبورگ پایتخت اسکاتلند است.
    • جشنواره فرینج ادینبورگ — یکی از بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین جشنواره‌های هنرهای نمایشی جهان که هر تابستان در ادینبورگ برگزار می‌شود.
    • Gilded Balloon Teviot — سالن محل اجرای «Cartwheel»؛ در مرکز شهر ادینبورگ قرار دارد. اجرای این نمایش از ۷ تا ۱۷ اوت ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده و ساعت اجرا ۲۰:۱۵ است.
    • پروجا، ایتالیا — جایی که پرونده قتل مردیث کرچر در سال ۲۰۰۷ اتفاق افتاد؛ کرچر در آپارتمانی در شهر پروجا به قتل رسید و پرونده آماندا ناکس از همان‌جا آغاز شد.
  • مجموعه جدید نمایشنامه‌های منتخب «بلک لیست» منتشر شد

    مجموعه جدید نمایشنامه‌های منتخب «بلک لیست» منتشر شد

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، این مجموعه با هدف معرفی آثار برگزیده نمایشنامه‌نویسان معاصر و فراهم کردن فرصت انتشار و اجرای گسترده‌تر آن‌ها در بازار جهانی تئاتر تهیه شده است.

    در فهرست امسال چهار نمایشنامه منتخب قرار دارند:Maybe You Could Love Me نوشته سما مگی،TUBA! نوشته کلسی هارپر،Mary and the Medicine Man نوشته ای. جی. کلندون وLittle Shakespeare نوشته فردریک منش. این آثار پس از ارزیابی و انتخاب از میان نمایشنامه‌های ثبت‌شده در پلتفرم بلک لیست، به مجموعه رسمی Black List × TRW راه یافته‌اند.

    بر اساس این همکاری، TRW مسئولیت انتشار، مدیریت حقوق اجرایی و صدور مجوز اجرای این آثار را بر عهده دارد تا نمایشنامه‌ها در اختیار طیف گسترده‌ای از تئاترهای حرفه‌ای، دانشگاهی، آموزشی و مستقل قرار گیرند.

    «بلک لیست» که فعالیت خود را با معرفی فیلمنامه‌های شاخص تولیدنشده آغاز کرده بود، در سال‌های اخیر دامنه فعالیت خود را به حوزه نمایشنامه‌نویسی نیز گسترش داده و از طریق همکاری با TRW به شناسایی و معرفی آثار تازه در ادبیات نمایشی معاصر می‌پردازد.

  • دور دوم اجرای نمایش «میان دو نفس» در تئاتر هامون

    دور دوم اجرای نمایش «میان دو نفس» در تئاتر هامون

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «میان دو نفس» با ترجمه و کارگردانی روجا رمضانی، تهیه‌کنندگی بهنام ابوالقاسم و با بازی روجا رمضانی و خسرو پسیانی که از ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ در سالن شماره چهار مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه رفته بود، برای دور دوم اجراهای خود در سالن تئاتر هامون روی صحنه می‌رود.

    دور دوم اجراهای این نمایش از ۱۵ مردادماه ۱۴۰۵، هر روز ساعت ۱۸:۳۰، روی صحنه خواهد رفت.

    فاطمه نقوی، ستاره پسیانی، باران کوثری، رویا جاویدنیا، امید نعمتی، فردین ناجی، پاشا رستمی، سام اصفهانی و جمعی دیگر از هنرمندان تاکنون به تماشای این نمایش نشسته‌اند.

    در این پروژه نمایشی، رها جهانشاهی به‌عنوان مجری طرح و مدیر تولید حضور دارد.

    «میان دو نفس» نوشته دانکن مک‌میلان، نویسنده سرشناس بریتانیایی، است و تازه‌ترین تجربه کارگردانی روجا رمضانی پس از بازگشت او به ایران محسوب می‌شود.

    این نمایش روایت‌گر گفت‌وگویی بی‌وقفه و پرتنش میان زن و مردی جوان است که در میانه صف یک فروشگاه، ناگهان تصمیم به بچه‌دار شدن می‌گیرند؛ تصمیمی که آن‌ها را وارد سفری عاطفی، پیچیده و پرفرازونشیب می‌کند.

    مک‌میلان در این اثر، با زبانی پویا، گزنده و طبیعی، اضطراب‌ها و دغدغه‌های انسان معاصر را به تصویر می‌کشد.

    عوامل این نمایش عبارت‌اند از: مشاور لباس: ندا نصر، طراح پوستر: فریده براتی، طراح نور: نازنین یارویسی، عکاسان: مهرداد متجلی و هومن صداقی، برنامه‌ریز و دستیار کارگردان: نگین شکیبا، مدیر صحنه: والارضا سالاریان، دستیار تهیه: آیدا شکرانه، دستیار نور: علیرضا زمانی، مدیر تبلیغات و روابط عمومی: نوید آغاز، مشاور رسانه‌ای: علی کیهانی (راوی‌مدیا)، مشاور تبلیغات: امیرحسین میرزائی (راوی‌مدیا)، طراحان تیزر و موشن‌گرافی: امیرحسین میرزائی و سهیل فلاح (راوی‌مدیا) و با تشکر از آرمین خیردان (بارکد).

    عکس: مهرداد متجلی

  • معرفی محبوب‌ترین موزیکال تاریخی آمریکا + فیلم

    معرفی محبوب‌ترین موزیکال تاریخی آمریکا + فیلم

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، این اثر که از ۶ ژوئیه تا ۲۲ اوت ۲۰۲۶ اجرا می‌شود، اقتباسی از رمان مشهور بارونس اورتسی است و با موسیقی فرانک وایلدهورن و متن و ترانه‌های نن نایتون، یکی از شناخته‌شده‌ترین موزیکال‌های تاریخی برادوی به شمار می‌آید.

    داستان نمایش در دوران انقلاب فرانسه می‌گذرد و ماجراهای «سر پرسی بلکنی» را دنبال می‌کند؛ اشراف‌زاده‌ای انگلیسی که با هویتی مخفی و با نام «اسکارلت پیمپرنل» جان محکومان را از گیوتین نجات می‌دهد. در مقابل او، مأمور سرسخت حکومت فرانسه، «شوولن»، قرار دارد که در تلاش است هویت این قهرمان مرموز را فاش کند.

    تولید جدید این اثر به کارگردانی دیوید مورگان و با طراحی رقص اشلی گاردنر کارلسون و مدیریت موسیقایی آن پوزی روی صحنه رفته است. در این اجرا جردن نیکولز و اسکات هندریکسون در نقش سر پرسی بلکنی، ریچل بیگلر و مالیا مورلی در نقش مارگریت سنت جاست و چیس پیترسن و برانسون دمرون در نقش شوولن ایفای نقش می‌کنند.

    منتقدان تئاتر در یوتا از این تولید به عنوان اجرایی پرانرژی، ماجراجویانه و پرتحرک یاد کرده‌اند؛ نمایشی که با ترکیب عشق، هیجان، طنز و قهرمانی، یکی از آثار محبوب فصل جاری تئاتر روث محسوب می‌شود.

  • راز موفقیت تئاتر نیجریه چیست؟

    راز موفقیت تئاتر نیجریه چیست؟

    محمدجواد عبدی – تئاترآنلاین: تئاتر «ووله سویینکا» که در سال ۱۹۵۵ در دانشگاه ایبادان تأسیس شد، طی نزدیک به هفت دهه، نسل‌های متعددی از بازیگران، کارگردانان، نمایشنامه‌نویسان، تهیه‌کنندگان، طراحان صحنه، مدیران هنری و تکنسین‌های تئاتر را تربیت کرده است؛ هنرمندانی که امروز بسیاری از آن‌ها در تئاتر، تلویزیون و نالیوود، دومین صنعت فیلم‌سازی جهان از نظر تعداد تولید، فعالیت می‌کنند.

    تئاتر ووله سویینکا نیجریه

    دانشجو فقط بازیگری یاد نمی‌گیرد

    یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تئاتر ووله سویینکا، آموزش چندوجهی است.

    دانشجویان در این مجموعه تنها به بازیگری محدود نمی‌شوند؛ آن‌ها در کنار حضور روی صحنه، با طراحی لباس، گریم، نور، طراحی صدا، مدیریت تولید، کارگردانی، نمایشنامه‌نویسی و حتی مدیریت فرهنگی نیز آشنا می‌شوند.

    همین نگاه باعث شده فارغ‌التحصیلان این مرکز، تنها بازیگر نباشند؛ بلکه بتوانند در بخش‌های مختلف صنعت هنر فعالیت کنند.

    کلاس درس، روی صحنه ادامه پیدا می‌کند

    آموزش در این مجموعه تنها به کلاس‌های دانشگاه محدود نیست.

    دانشجویان از همان دوران تحصیل در تولید و اجرای نمایش‌های حرفه‌ای حضور دارند و تجربه عملی را در کنار آموزش آکادمیک کسب می‌کنند؛ تجربه‌ای که آن‌ها را برای ورود به بازار حرفه‌ای هنر آماده می‌کند.

    تئاتر ووله سویینکا نیجریه

    پلی میان دانشگاه و صنعت سینما

    بسیاری از چهره‌های مطرح تئاتر و سینمای نیجریه، از همین مرکز آموزشی وارد عرصه حرفه‌ای شده‌اند.

    از جمله فارغ‌التحصیلان آن می‌توان به ووله سویینکا، نخستین آفریقایی برنده جایزه نوبل ادبیات، فمی اوسوفیسان، نمایشنامه‌نویس برجسته و برنده جایزه بین‌المللی تئاتر، و نسل جدیدی از بازیگران و فیلمسازان نالیوود اشاره کرد.

    این مرکز طی سال‌ها به پلی میان دانشگاه و صنعت فرهنگ و هنر نیجریه تبدیل شده است.

    روایت داستان‌های بومی، با نگاهی جهانی

    یکی دیگر از ویژگی‌های این مجموعه، توجه به روایت‌های بومی است.

    نمایش‌هایی که در این مرکز تولید می‌شوند، علاوه بر پرداختن به فرهنگ و تاریخ نیجریه، به مسائل مشترک کشورهای آفریقایی نیز می‌پردازند؛ موضوعاتی مانند هویت، سیاست، اقتصاد و مسائل اجتماعی.

    همین رویکرد باعث شده آثار این مجموعه، مخاطبانی فراتر از مرزهای نیجریه پیدا کنند.

    تئاتر؛ کارخانه تولید استعداد

    آنچه تئاتر ووله سویینکا را از یک سالن نمایش متمایز می‌کند، نگاه بلندمدت آن به تربیت نیروی انسانی است.

    این مجموعه خود را صرفاً برگزارکننده اجراهای نمایشی نمی‌داند؛ بلکه مأموریت اصلی خود را پرورش نسلی از هنرمندان تعریف کرده که بعدها بتوانند بدنه اصلی تئاتر، سینما و دیگر شاخه‌های هنر را شکل دهند.

    و اما یک پرسش برای تئاتر ایران…

    شاید مهم‌ترین پرسشی که پس از مرور تجربه این مرکز مطرح می‌شود، این باشد که آیا در ایران نیز مراکز یا سالن‌هایی وجود دارند که بتوانند چنین نقشی را برای تئاتر و سینمای کشور ایفا کنند؟

    آیا امروز دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی تئاتر، تنها محل آموزش هستند یا می‌توانند به فضایی برای کشف، پرورش و معرفی نسل‌های آینده بازیگران، کارگردانان، نمایشنامه‌نویسان، طراحان و مدیران فرهنگی تبدیل شوند؟

    شاید پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه به امکانات وابسته باشد، به نوع نگاه ما به تئاتر و آموزش هنر بازگردد؛ اینکه تئاتر را صرفاً یک اجرا ببینیم یا مدرسه‌ای برای ساختن آینده هنر.

    sceneweb.fr

  • ژاله صامتی: اگر بازیگر نباشی، در تئاتر نمی‌توانی روی صحنه بروی

    ژاله صامتی: اگر بازیگر نباشی، در تئاتر نمی‌توانی روی صحنه بروی

    به گزارش تئاترآنلاین، صامتی در گفت‌وگویی درباره شرایط امروز تئاتر گفت: «اسپانسرهای عجیبی در تئاتر می‌بینم، باز می‌گویم اشکالی ندارد، کنار آنها چهار تا جوان دیگر هم دیده شوند. ولی وقتی ریز می‌شوم می‌بینم به آن جوان‌ها آن‌قدری پول نداده‌اند که به آن بازیگر داده‌اند. اگر آن بازیگر چهره است، باید در تئاتر حضور داشته باشد که به دیده‌شدن جوان‌ها کمک کند.»

    او ادامه داد: «دقیقا انگار ترویج این است که اگر کار بلد نیستی هم می‌توانی چهره شوی. در سینما اتفاق افتاده اما فکر می‌کردیم در تئاتر نمی‌توان چنین کاری کرد. اگر بازیگر نباشی در تئاتر نمی‌توانی روی صحنه بروی. اینها را هم زیر پا گذاشتید؟ و این غم‌انگیز است.»

    این بازیگر همچنین با اشاره به تجربه آموزش هنرجویان تئاتر اظهار کرد: «من مدام با هنرجویانم از این حرف می‌زنم که روی صحنه تئاتر باید چطور بود و آنها گاهی به من می‌گویند خانم صامتی آن بازیگر وقتی حرف می‌زند “ر” و “ز” را از هم تشخیص نمی‌دهیم، با این حال همان آدم در سینما و تئاتر در صدر است. من دیگر چه چیزی به این بچه‌ها یاد بدهم؟»

    صامتی با انتقاد از روند آموزش و انتخاب بازیگران افزود: «هنرجویان الان شبیه زمان ما نیستند و اینها همه نتیجه سیاست‌گذاری‌های غلط است یا اتاق فکرهای غلط‌تر کار را به اینجا کشاندند. گاهی به این فکر می‌کنم که بعد از ما تئاتر یا سینما چه می‌شود؟ من دوست دارم به نسل جوان تجربه‌هایم را انتقال بدهم، دلم می‌سوزد که کم‌کم سینما و تئاتر ما خالی از بازیگر بااستعداد شود.» / شرق

  • کدام صندلی سینما بهتر است

    کدام صندلی سینما بهتر است

    اگر مسئول تجهیز یک سینما، سالن نمایش، فرهنگسرا یا مجموعه چند منظوره باشید، احتمالا خیلی زود متوجه می شوید که پاسخ این سوال با دیدن چند عکس و مقایسه ظاهر صندلی ها به دست نمی آید. حتی بررسی قیمت صندلی آمفی تئاتر نیز زمانی مفید است که بدانید دقیقا چه مشخصاتی را مقایسه می کنید. مدل ارزان ممکن است به علت خرابی مکانیزم یا افت فوم، در دوره بهره برداری هزینه بیشتری ایجاد کند؛ مدل بسیار عریض نیز می تواند ظرفیت سالن را بدون ارزش واقعی کاهش دهد.

    پاسخ عملی این است: بهترین صندلی سینما، مدلی نیست که بیشترین امکانات یا بالاترین قیمت را دارد؛ مدلی است که برای نوع سالن، مدت استفاده، ظرفیت مورد انتظار و بودجه نگهداری درست انتخاب شده باشد.

    کدام صندلی سینما بهتر است؟

    ابتدا نوع سالن را مشخص کنید

    نام های صندلی سینما، صندلی تئاتر، صندلی آمفی تئاتر و صندلی همایش گاهی به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما نیاز این فضاها یکسان نیست. در سینما، مخاطب معمولا مدت طولانی بدون جابه جایی می نشیند و تمرکز او باید روی پرده باقی بماند. بنابراین راحتی پشتی، کیفیت فوم، سکوت مکانیزم نشیمن و فاصله مناسب ردیف ها اهمیت زیادی دارد.

    در سالن آموزشی یا آمفی تئاتر، امکان نصب میز تحریر، نظم ورود و خروج و مقاومت در برابر استفاده مکرر ممکن است مهم تر باشد. در سالن VIP نیز فضای شخصی بیشتر، نشیمن پهن، دسته بزرگ، جای لیوانی و گاهی پشتی متحرک اولویت دارد. اگر کاربری اصلی سالن روشن نباشد، احتمال دارد برای امکاناتی هزینه کنید که در عمل استفاده نمی شوند.

    صندلی اقتصادی بهتر است یا مدل حرفه ای؟

    مدل اقتصادی زمانی انتخاب خوبی است که کاهش قیمت از بخش های تزئینی و امکانات جانبی انجام شده باشد، نه از اسکلت، فوم یا مکانیزم. ساده تر شدن فرم دسته یا حذف تزیینات چوبی می تواند قیمت را کاهش دهد، بدون اینکه عملکرد اصلی صندلی آسیب ببیند.

    اما اگر قیمت پایین نتیجه فلز ضعیف، جوش کاری ناقص، فوم نامناسب، قطعات شکننده یا مکانیزم پرصدا باشد، خرید اقتصادی به هزینه تعمیر زودهنگام تبدیل می شود. برای سالن دانشگاه یا فرهنگسرا، یک صندلی ساده و قابل تعمیر معمولا از مدل ظاهرا لوکس اما کم دوام انتخاب بهتری است.

    در سینمای پرتردد، صندلی باید ساعت های زیادی در روز کار کند، فرم نشیمن را حفظ کند و قطعات آن قابل تعویض باشند. در چنین پروژه ای، پرداخت مبلغ بیشتر برای دوام واقعی منطقی است؛ اما پرداخت هزینه صرفا برای ظاهر یا آپشنی که مخاطب استفاده نمی کند، توجیه ندارد.

    هفت معیار برای تشخیص کیفیت واقعی

    ۱. اسکلت و پایه

    عبارت «اسکلت فلزی» به تنهایی اطلاعات کافی نمی دهد. نوع پروفیل، ضخامت، کیفیت جوش، روش اتصال پایه به کف و پوشش ضد خوردگی باید بررسی شود.

    ۲. فوم نشیمن و پشتی

    فوم ضعیف ممکن است در روزهای اول نرم به نظر برسد، اما پس از مدتی فرو برود و شکل خود را از دست بدهد. درباره نوع فوم، چگالی، ضخامت و مقاومت آن در استفاده طولانی سوال کنید.

    ۳. مکانیزم جمع شدن نشیمن

    این مکانیزم باید نرم، کم صدا و قابل تعمیر باشد. صدای بسته شدن همزمان چند صندلی می تواند تجربه نمایش را مختل کند.

    ۴. ارگونومی

    پشتی بلند یا نشیمن ضخیم همیشه راحت تر نیست. زاویه پشتی، گودی کمر، ارتفاع و عمق نشیمن و محل قرارگیری دسته ها باید هماهنگ باشند. صندلی مناسب اجازه می دهد فرد بدون سر خوردن یا تغییر مداوم حالت بدن، زمان نمایش را طی کند.

    ۵. روکش و نظافت

    مقاومت سایشی، کیفیت دوخت، امکان پاک کردن لکه و قابلیت تعویض روکش از رنگ جذاب مهم تر است.

    ۶. عرض صندلی و فاصله ردیف ها

    عرض بیشتر همیشه مزیت نیست. چند سانتی متر افزایش عرض در یک سالن بزرگ می تواند تعداد قابل توجهی از صندلی ها را کم کند. فشرده کردن بیش از حد ردیف ها نیز عبور مخاطب و تخلیه سالن را دشوار می سازد.

    ۷. تعمیر پذیری و تامین قطعات

    مدلی بهتر است که روکش، دسته، مکانیزم و قطعات پلاستیکی آن جداگانه قابل تعویض باشد. ضمانت زمانی ارزش دارد که مدت، محدوده پوشش و شیوه تامین قطعه مشخص باشد.

    برای هر پروژه چه انتخابی منطقی تر است؟

    نوع پروژه انتخاب مناسب اولویت کمتر
    سالن دانشگاهی و آموزشی مدل ساده، مقاوم، قابل تعمیر و در صورت نیاز دارای میز تزیینات لوکس
    سینمای عمومی فوم بادوام، مکانیزم کم صدا، عرض استاندارد و روکش قابل نظافت امکانات کاهنده ظرفیت
    پردیس پرتردد قطعات قابل تعویض، پایه مقاوم و کیفیت یکنواخت در تیراژ بالا طراحی پیچیده
    سالن VIP نشیمن پهن، دسته بزرگ، جای لیوانی و فضای شخصی بیشتر افزایش تعداد در هر ردیف
    سینمای خانگی راحتی و تناسب با فضای اتاق مشخصات صنعتی بیش از نیاز

    یک مدل ثابت برای همه پروژه ها وجود ندارد؛ محصول مناسب یک سالن کوچک ممکن است در پروژه بزرگ به علت هزینه نگهداری یا محدودیت چیدمان انتخاب خوبی نباشد.

    بهترین صندلی برای هر پروژه

    چهار اشتباه پرهزینه در خرید صندلی

    خرید بر اساس عکس: نورپردازی و زاویه عکاسی می تواند صندلی را بزرگ تر یا نرم تر نشان دهد. برای سفارش عمده، دیدن نمونه یا اجرای یک ردیف آزمایشی تصمیم مطمئن تری ایجاد می کند.

    مقایسه فقط بر اساس قیمت هر صندلی: هزینه حمل، نصب، زیرسازی، شماره گذاری، قطعات یدکی و کاهش احتمالی ظرفیت سالن نیز باید محاسبه شود.

    ثبت تعداد قبل از نهایی شدن پلان: ابتدا عرض راهروها، شیب سالن، محل خروج، فاصله ردیف ها و زاویه دید مشخص شود؛ سپس تعداد صندلی نهایی گردد.

    سفارشی سازی بدون هدف: هر تغییر در رنگ، دوخت، دسته یا مکانیزم می تواند زمان تحویل و تامین قطعه جایگزین را دشوارتر کند. سفارشی سازی باید مسئله مشخصی را حل کند.

    هنگام دریافت قیمت چه سوال هایی بپرسیم؟

    نام مدل برای مقایسه دو پیشنهاد کافی نیست. از فروشنده یا تولید کننده بخواهید این موارد را مکتوب کند:

    • جنس و ضخامت اجزای اصلی اسکلت
    • نوع فوم نشیمن و پشتی
    • جنس روکش و روش نظافت
    • نوع مکانیزم جمع شونده
    • عرض محور تا محور صندلی ها
    • شرایط نصب و زیرسازی
    • مدت ضمانت و موارد خارج از آن
    • زمان تحویل پس از تایید نمونه

    در زمان استعلام از ابزار آرا یا هر مجموعه دیگری، پیشنهادها را بر اساس یک فهرست مشخصات یکسان دریافت کنید. در غیر این صورت ممکن است دو قیمت مشابه، مربوط به دو سطح کاملا متفاوت از کیفیت باشند.

    پس بهترین صندلی برای نشستن تماشاگر کدام است؟

    بخش دیگری از جستجوی «کدام صندلی سینما بهتر است» به انتخاب جای نشستن مربوط می شود. برای بیشتر افراد، صندلی های نزدیک مرکز افقی سالن نقطه مناسبی برای شروع انتخاب هستند؛ اما نمی توان یک شماره ردیف ثابت را برای همه سینماها پیشنهاد کرد. اندازه پرده، شیب سالن، ارتفاع صندلی، فاصله ردیف ها و خط دید تماشاگران می تواند نتیجه را تغییر دهد.

    برای فیلم زیرنویس دار، نشستن بسیار نزدیک به پرده باعث می شود چشم مدام بین تصویر و زیرنویس حرکت کند. ردیفی مناسب تر است که بتوان تصویر را بدون حرکت زیاد سر و چشم مشاهده کرد و نفرات ردیف جلو نیز مانع دید نشوند. در استانداردهای طراحی سالن نیز زاویه دید و برخورداری همه صندلی ها از خط دید بدون مانع، مهم تر از معرفی یک ردیف مشخص دانسته می شود.

    درباره صدا نیز مرکز سالن همیشه تنها محل مناسب نیست. سیستم های صوتی جدید برای پوشش یکنواخت تر صندلی ها طراحی می شوند و می توانند محدوده شنیداری مطلوب را گسترش دهند. با این حال، کیفیت طراحی و تنظیم سیستم صوتی هر سالن همچنان بر تجربه مخاطب اثر می گذارد.

    افرادی که به خروج سریع، فضای پا یا دسترسی آسان نیاز دارند، ممکن است صندلی کنار راهرو را به مرکز ردیف ترجیح دهند. بنابراین بهترین جای نشستن نیز به شرایط سالن و نیاز فرد بستگی دارد

    بهترین صندلی برای نشستن تماشاگر.

    جمع بندی

    برای خریدار پروژه ای، بهترین صندلی سینما مدلی است که چهار شرط را همزمان تامین کند: مخاطب در آن راحت باشد، با پلان سالن هماهنگ شود، استفاده روزانه را تحمل کند و قطعات آن در آینده قابل تعمیر یا تعویض باشد.

    مدل اقتصادی می تواند بهترین انتخاب باشد، به شرط آنکه صرفه جویی از ظاهر و امکانات غیر ضروری انجام شده باشد. مدل VIP نیز زمانی ارزش دارد که فضای بیشتر و امکانات آن بخشی از تجربه مخاطب و مدل درآمدی سالن باشد.

    به جای پرسیدن «گران ترین مدل کدام است؟» بهتر است بپرسید: این صندلی در سالن ما، با این تعداد مخاطب و این میزان استفاده، پنج سال بعد چه وضعیتی خواهد داشت؟ پاسخ همین سوال، بهترین گزینه را از میان مدل های متعدد جدا می کند.