بلاگ

  • نقد و نظری بر نمایش «گاوداری»

    نقد و نظری بر نمایش «گاوداری»

    سعید محبی: نمایش «گاوداری»، به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی محمدِ نژاد که این شب‌ها در تالار سایهِ تئاتر شهر اجرا می‌شود، با بهره‌گیری از عناصر کشف و معما، درصدد است تا با ایجاد چالش در لایه‌های ژرف ساختاری، اندیشه را به پرسش بکشد و مخاطب را به تامل وادارد. محوریت دراماتیک اثر بر پیرامون مرگِ مالک کشتارگاه استوار است؛ پدری که جسدش پیش از خاکسپاری، در فضای خانه بوی تعفن می‌گیرد و این موضوع، بستر را برای مواجهه‌ای میان واقعیت و انکار فراهم می‌کند. فرزندان او در این میان، پیش از خاکسپاری، ناگزیر به بازخوانی روابط خویش، مواجهه با تبعیض‌های ساختاری و بازسازی برداشت‌های ذهنی خود از پدر، چه به تنهایی و چه در تقابل با یکدیگر، می‌شوند.

    در اینجا، محیط «کشتارگاه» فراتر از یک مکان جغرافیایی، به عنوان یک «رویدادگاه نمادین» عمل می‌کند؛ فضایی که در آن زیستِ خانوادگی، تابعِ مطلقِ تصمیمات و اقتدارِ پدری تعریف شده است. این بستر، بستری معنادار برای طرح یک نقد جامعه‌شناسانه فراهم می‌آورد؛ جایی که مرگ پدر، به محرکی برای واکاوی تضادهای خانوادگی و اجتماعی تبدیل می‌شود. این بهانه، از طریق مرگ مشکوک پدر و مواجهه‌ متفاوت فرزندان با این ماجرا، به شکلی معنادار شکل می‌گیرد؛ به‌ویژه زمانی که مشخص می‌گردد پدر بخشی از قلمرو کشتارگاه را پیش‌تر در جریان قمار باخته است و این عاملیتِ از دست رفتن، ابعاد دیگری از فروپاشی اقتدار او را آشکار می‌سازد.

    باقر سروش در لایه‌ متن و محتوا، موفق شده است میان «روایتِ قصه» و «مضمون فلسفی»، پیوندی استوار برقرار کند. او توانسته است قصه را به شکلی منسجم روایت کند. حضور و غیاب متناوبِ شخصیتِ غایب (پدر)، به نویسنده اجازه داده است تا معمای داستان را با دقت دراماتورژیک طراحی و تحلیل کند. نویسنده به جای پیچیدگی‌های فرمیِ بیهوده، بر جذابیتِ محتوایی و قابلیتِ کشف معنا تمرکز کرده است که این امر، برای یک درامِ موفق، کفایت می‌کند. نمایشنامه «گاوداری» از نظر ساختار دراماتیک هم، کفایت مطلوب را داراست؛ هرچند شاید در برخی بخش‌ها از نظر بسطِ ایده، تا حدی موجز و خلاصه عمل کرده باشد و اگرچه چیدمان دراماتیک درستی دارد، اما از منظر نوآوریِ فرمی، چندان تازه و نو نیست.

    با این حال، یک متنِ قوی، مستلزمِ «اجرای متناسب» با ظرفیت‌های دراماتورژیک خود است تا بتواند به غایتِ هنری خود دست یابد. در اجرای «گاوداری»، شکاف میان «کیفیت متن» و «کیفیت اجرا» به وضوح احساس می‌شود. علیرغم تلاش گروه هنرمندان جوان، اجرا در بازنمایی پتانسیل‌های روایی و محتوایی متن با چالش‌های جدی روبه‌روست. نخستین آسیب، در حوزه «ریتم و ضرب‌آهنگ» نمایان است؛ بازیگران با مکث‌های نادرست و تأخیر در اجرای دیالوگ‌ها، فضا را دچار لکنت و تاخیر کرده‌اند، به گونه‌ای که ریتم و ضرب‌آهنگِ لازم برای یک روایت منسجم شکل نمی‌گیرد. این اولین ضربه‌ای است که کیفیتِ اجرا به بدنه متن می‌زند.

    این نقص در دیاگرام ارتباطیِ اجرا، ریشه در بازیگریِ انفرادی و عدم هارمونیِ حسی و شیمیایی میان بازیگران دارد. عدم تناسب میان جنسیت‌های بازیگری و سبک‌های اجرایی، باعث شده است که جریان روایت دچار گسست شود. این عدم یک‌دستی در حضور صحنه‌ای، مانع از ایجاد یک هارمونی و یک‌دستی در روایت شده و در نتیجه، ارتباط کیفی و شهودی میان تماشاگر و صحنه به خوبی برقرار نمی‌شود. یکی از نقاط ضعف ساختاری در اجرا، مدیریتِ «عنصر صحنه» است؛ حضور جسد در مرکز صحنه در ابتدای نمایش، زمانی که تازه تنش‌ها و چالش‌های قصه در حال شکل‌گیری است، نوعی تداخل حسی ایجاد می‌کند. ذهن و حواس تماشاگر بر آن شیء (جسد) متمرکز است، در حالی که کاراکترها گویی از حضور آن بی‌خبرند؛ حتی در لحن و واکنش‌های خود، نشانه‌ای از حس کردن حضور آن ندارند. اگر قرار است این عنصر اصلاً حس نشود، پس حضور فیزیکی آن در صحنه چه هدفی دارد؟ این تناقض میان حضورِ جسد و بی‌تفاوتیِ بازیگران، از انسجام دراماتیک می‌کاهد.

    در مجموع، «گاوداری» نمایشی است که دغدغه‌های روشنفکرانه و محتوایی معناداری را به نمایش می‌گذارد و نشان‌دهنده تلاش گروهی جوان است که دغدغه‌ طرح مضمون را به درستی درک کرده‌اند. اما ضعف در «ساختِ اجرایی»، «فضاسازیِ حسی» و «ضبط ضرب‌آهنگ روایی»، از تحقق کاملِ پتانسیل‌های این اثر جلوگیری کرده و آن را با چالش‌های جدی در مواجهه با مخاطب روبه‌رو ساخته است.

    *عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران

  • «بازی تاج و تخت: پادشاه دیوانه» در لندن روی صحنه می‌رود

    «بازی تاج و تخت: پادشاه دیوانه» در لندن روی صحنه می‌رود

    به گزارش تئاتر آنلاین، کمپانی رویال شکسپیر لندن اعلام کرده است نمایش «بازی تاج‌وتخت: پادشاه دیوانه» به نویسندگی دانکن مک‌میلان و کارگردانی دومنیک کوک از تابستان ۲۰۲۶ در تئاتر استراتفورد روی صحنه خواهد رفت.

    این نمایش اقتباسی تازه از جهان خلق‌شده توسط جرج آر. آر. مارتین است و برخلاف سریال اصلی، روایت خود را بر اتفاقات موسوم به «تورنی هارنهال» متمرکز کرده؛ رویدادی مهم در تاریخ وستروس که سال‌ها پیش از آغاز داستان اصلی «بازی تاج‌وتخت» رخ داده و زمینه‌ساز شورش رابرت و سقوط خاندان تارگرین شد.

    بر اساس اطلاعات منتشرشده، داستان نمایش در دوران حکومت «ایریس تارگرین دوم» ملقب به «پادشاه دیوانه» جریان دارد و فضای سیاسی و فروپاشی تدریجی قدرت در وستروس را به تصویر می‌کشد.

    جرج آر. آر. مارتین که به‌عنوان تهیه‌کننده اجرایی در پروژه حضور دارد، این اقتباس صحنه‌ای را «هیجان‌انگیز و متفاوت» توصیف کرده است. همچنین کمپانی رویال شکسپیر اعلام کرده طراحی اجرا به‌صورت immersive خواهد بود؛ به این معنا که تماشاگران در فضایی نزدیک و درگیر با جهان وستروس قرار می‌گیرند.

    نمایش «بازی تاج‌وتخت: پادشاه دیوانه» قرار است از ۲۰ جولای تا ۵ سپتامبر ۲۰۲۶ در Royal Shakespeare Theatre اجرا شود.

  • نادر با کوروش کبیر می‌آید

    نادر با کوروش کبیر می‌آید

    به گزارش تئاترآنلاین، نادر برهانی‌مرند نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر درباره تازه‌ترین فعالیت‌های خود در زمینه اجرای تئاتر سخن گفت.

    برهانی‌مرند در ابتدای سخنان خود، گفت: «به‌ زودی زندگی کورشِ کبیر را در یکی از تالارهای بزرگ شهر تهران اجرا خواهم کرد.»

    او اضافه کرد: «در حال رایزنی و گفت‌وگو با تهیه‌کنندگان مختلف هستم. بسته به نوع و حضور تهیه‌کننده و امکاناتی که فراهم می‌آورد، محل و شکل و اندازه‌های اجرا متفاوت خواهد بود. شاید کار به صورت کنسرت نمایش با حضور یک یا چند خواننده‌ بزرگ شکل بگیرد. شاید هم نه. به هر حال آن‌چه مسلم است این است که کورش پروژه‌ بزرگ ملی است و شان موضوع ایجاب می‌کند که هرچه باشکوه‌تر و فاخرتر و البته هنری‌تر و زیباتر اجرا شود.»

    برهانی مرند درباره تامین منابع مالی برای اجرای این پروژه، توضیح داد: «مطمئنا با تهیه‌کننده‌ای به نتیجه خواهم رسید که بیشترین امکان را برای هرچه باشکوه‌تر شدن کار فراهم آورد. تهیه‌کننده دولتی یا خصوصی برایم فرقی نمی‌کند. الان برای من مهم اصل پروژه است که کلید بخورد. با توجه به شکل نمایش، حتی ممکن است‌ دو تهیه‌کننده هم‌زمان پای کار باشند.»

    او همچنین درباره مراحل اماده‌سازی این نمایش نیز گفت: «پژوهش و نگارش متن که حدود دو سال زمان برده، تمام شده و در حال گفت‌وگوی اولیه با برخی گروه‌های طراح و بازیگران هستم. امیدوارم اتفاق خوبی بیافتد.»

    برهانی مرند با ارایه جزییاتی دیگر درباره نمایش، افزود: «نام موقت کار، «سپیده از آنشان» است که به بازخوانی دراماتیک زندگی کورش بزرگ از تولد تا فتح هگمتانه می‌پردازد. هم‌زمان فیلمنامه‌ی این کار را هم برای تولید یک فیلم یا مینی سریال آماده کرده‌ام.»

    نادر برهانی مرند، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، زمستان سال ۱۴۰۳ نمایش «هدویگ» را بر اساس نمایشنامه «مرغابی وحشی» نوشته هنریک ایبسن در تالار استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برد.

  • «به علت ضیق مکان»؛ نمایشی درباره زندگی فشرده زیر فشار اقتصاد

    «به علت ضیق مکان»؛ نمایشی درباره زندگی فشرده زیر فشار اقتصاد

    به گزارش تئاترآنلاین، کارگردانان نمایش «به علت ضیق مکان» معتقدند این اثر تنها درباره یک خانه کوچک نیست، بلکه تصویری فشرده از وضعیت اقتصادی و اجتماعی امروز جامعه است؛ جایی که کوچک شدن خانه‌ها، روابط انسانی را نیز تحت فشار قرار داده است.

    این نمایش به نویسندگی مرتضی شاه‌کرم، داستان خانواده‌ای را روایت می‌کند که برای خرید خانه، تمام پس‌انداز خود را هزینه کرده‌اند و ناچارند مدتی را در فضایی بسیار محدود زندگی کنند؛ فضایی که در اجرای جدید، حتی کوچک‌تر از نسخه اصلی طراحی شده و به حدود پنج متر رسیده است.

    فراز غلامی درباره ایده اجرایی نمایش گفته است که محدودیت فضا در این اثر فقط یک انتخاب صحنه‌ای نیست، بلکه بخشی از بحران زندگی شخصیت‌هاست؛ بحرانی که مستقیماً از شرایط اقتصادی و فشارهای معیشتی امروز الهام گرفته شده است.

    احمد صمیمی نیز با اشاره به اینکه متن نمایش با وجود گذشت حدود یک دهه همچنان تازه و قابل لمس است، تأکید کرده فشار اقتصادی باعث کوچک‌تر شدن زندگی مردم شده؛ از خانه‌ها گرفته تا روابط و سبک زندگی.

    این دو کارگردان همچنین از دشواری‌های تولید تئاتر در شرایط فعلی سخن گفته‌اند؛ از افزایش هزینه‌های تولید و محدودیت تبلیغات گرفته تا کاهش دیده‌شدن آثار نمایشی. با این حال آن‌ها معتقدند خالی ماندن صحنه تئاتر خطرناک‌تر از سختی تولید است و تئاتر نباید از زندگی روزمره جامعه حذف شود.

    نمایش «به علت ضیق مکان» از ۲۸ اردیبهشت در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته و بازیگرانی چون هما پارسایی، امین زارع، احمد صمیمی، مجید عراقی، ایمان نظیفی و آذین نظری در آن حضور دارند.

    در خلاصه داستان این نمایش تنها یک جمله آمده است: «جا نداریم.»

    منبع: ایران تئاتر

  • پشت‌کوهی: فراموشی تاریخ، تکرار بحران‌ها را به‌دنبال دارد

    پشت‌کوهی: فراموشی تاریخ، تکرار بحران‌ها را به‌دنبال دارد

    به گزارش تئاترآنلاین، دور جدید اجرای «ذرات آشوب» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی، از شب گذشته (پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت) در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر آغاز شد.

    پشت‌کوهی درباره تغییرات این اثر نسبت به اجراهای قبلی آن و ضرورت اجرای مجدد در حال حاضر گفت: «در کلیت کار تغییرات چندانی رخ نداده است اما در جزئیاتِ محتوایی، تغییراتی اعمال کرده‌ایم. موضوع هرمز که محور اصلی این نمایش است، امروز به یکی از دغدغه‌های روز جامعه تبدیل شده و به همین دلیل صحبت درباره مسائل ملی و جغرافیای فرهنگی کشور اهمیت دوچندان دارد.»

    او ادامه داد: «نمایش «ذرات آشوب» یک اثر پسااستعماری است که بخشی از تاریخ ایران را بازخوانی می‌کند. وقتی نمایش «ذرات آشوب» تولید و اجرا شد در صلح کامل بودیم و شرایط منطقه و کشورمان این‌چنین ملتهب نبود. من براین باورم، مردم نباید فرهنگ و تاریخ گذشته خود را فراموش کنند؛ همانطور که ویل دورانت می‌گوید: آدم‌هایی که تاریخ را فراموش می‌کنند، محکوم به تکرار آن هستند.»

    ذرات آشوب
    عکس – تیوال – دور اول اجراها

    این هنرمند درباره چگونگی فراهم شدن شرایط برای اجرای دوباره این نمایش توضیح داد: «اجرای دوباره این کار با لطف و حمایت آقای اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی و همچنین آقای امیرحسین شفیعی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی سوره میسر شد که به این اثر به چشم یک کار ملی و حماسی نگاه کردند. ما از قبل برنامه‌ریزی‌هایی برای تور اجرای این نمایش در سراسر ایران داشتیم، اما متأسفانه شرایط ایجاد شده به واسطه جنگ تحمیلی اجازه ادامه آن را نداد؛ با این وجود امیدواریم اگر شرایط مهیا باشد، اجراهای خود را در سایر شهرهای ایران ادامه دهیم.»

    پشت‌کوهی درباره به آنچه مخاطب در رویارویی با این نمایش تجربه خواهد کرد، پاسخ داد: «به نظرم این اثر برای همه دوران‌ها -چه صلح و چه جنگ- حرف برای گفتن دارد؛ زیرا شکوه حماسه آزادی هرمز را به تصویر می‌کشد. به تمام کسانی که عاشق ایران هستند و به هنر به مثابه یک رویداد اجتماعی نگاه می‌کنند، توصیه می‌کنم به تماشای این کار بنشینند. بخش زیباشناسی و تاریخ در این نمایش چنان در هم تنیده شده است که می‌تواند برای مخاطب جذاب و حاوی نکات تازه و به‌یادماندنی باشد.»

    او همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان انتظار داشت آثار بعدی او مستقیماً به موضوعات روز و وقایع جاری بپردازد، گفت: «هیچ اثری روی صحنه نمی‌آید مگر اینکه خودش را به جهانِ بیرونی از ذهن هنرمند تحمیل کند. باید دید کدام‌یک از ایده‌ها برای اجرا روی صحنه به بلوغ می‌رسد. در میان طرح‌های من آثاری وجود دارند که بسیار معاصرتر هستند و به رویدادهای اخیر می‌پردازند، اما باید منتظر ماند و دید چه زمانی شرایط برای روی صحنه رفتن آن‌ها مهیا می‌شود.»

    نمایش «ذرات آشوب» از آثار بخش ویژه چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر است که پس از آن در بهار ۱۴۰۴ با اجراهای عمومی خود در سالن اصلی تئاتر شهر و همچنین استان هرمزگان، میزبان علاقه‌مندان شد.

    این اثر در جشنواره بین‌المللی تئاتر بغداد نیز روی صحنه رفت و بالاترین امتیاز منتقدان را از آن خود کرد.

    منبع: ایران تئاتر – عکس: معصومه احمدی

  • دلایل توقیف «تهران کنارت» فاش شد

    دلایل توقیف «تهران کنارت» فاش شد

    به گزارش تئاترآنلاین؛ «تهران کنارت» دومین فیلم بلند علی بهراد بعد از فیلم «تصور» است؛ کارگردانی که پیش‌تر با حضور در جشنواره کن شناخته شد. این فیلم با بازی علی شادمان، آناهیتا افشار، علی مصفا، آیدا ماهیانی و تینو صالحی یک درام اجتماعی و تینیجری درباره تنهایی، عشق و زندگی نسل جوان در تهران امروز است. اما مسیر اکران فیلم از همان ابتدا عادی پیش نرفت.

    فیلمی که سه سال در راه ماند

    فیلمبرداری «تهران کنارت» حدود سه سال پیش تمام شد. اما بعد از پایان مراحل فنی، مدیران وقت سازمان سینمایی اعلام کردند فیلم نه در ایران و نه حتی در خارج از کشور اجازه نمایش ندارد. این تصمیم باعث شد فیلم، چند جشنواره مهم از جمله توکیو را از دست بدهد. بعد از ماه‌ها پیگیری، فقط مجوز نمایش خارجی صادر شد و فیلم سرانجام در جشنواره کارلووی‌واری جمهوری چک اکران شد.

    تغییر نام و توقف دوباره

    بعد از تغییر دولت، مسئولان جدید اعلام کردند کلیت فیلم مشکلی ندارد اما چند سکانس محل اختلاف است. به علی بهراد پیشنهاد شد نام فیلم از «سرندیپیتی» به «تهران کنارت» تغییر کند؛ پیشنهادی که او پذیرفت.

    قرار بود فیلم پاییز ۱۴۰۴ اکران شود اما دوباره متوقف شد و شورای نظارت اعلام کرد: فیلم باید مجدد بررسی شود. حتی برای نمایش در جشنواره فجر هم درخواست حذف چند سکانس مطرح شد. بهراد در واکنش گفته بود: «صحبت از سانسور در سال ۱۴۰۴ شوخی است» و تاکید کرده بود همان سکانس‌هایی که برای فیلم او مشکل‌ساز شده، در بعضی سریال‌های شبکه نمایش خانگی بدون مشکل پخش می‌شوند.

    اما حاشیه‌ها به همین‌جا ختم نشد…

    اتهام نفوذ فرهنگی

    پس از آغاز اکران، کمپینی برای توقیف فیلم در «فارس من» راه افتاد. مخالفان فیلم به کشف حجاب، استفاده از صدای خواننده خارج‌نشین و برخی سکانس‌های رقص و روابط زن و مرد اعتراض کردند و فیلم را «پروژه نفوذ فرهنگی» خواندند. در نهایت قوه قضائیه اعلام کرد رئیس سازمان سینمایی درباره صدور مجوز فیلم احضار شده و نسخه اصلاح‌شده فیلم باید اکران شود.

    حواشی پس از اکران

    فیلم تهران کنارت که طی روزهای اخیر با فشارهای زیادی مبنی بر توقیف مواجه شده بود، از پرده سینماها پائین کشیده شد. امروز شنبه دوم خرداد آخرین روز نمایش فیلم است و تمام سانسهای دیگر روزهای نمایش این فیلم از سامانه های خرید بلیت حذف شد. حالا نسخه اصلاح‌شده «تهران کنارت» بعد از سال‌ها توقیف، تغییر نام، سانسور و جنجال، از فردا یکشنبه سوم خرداد روی پرده می‌‎رود.

    منبع: سلام سینما – نویسنده: مهلا رنجبران

  • آخرین وضعیت جسمانی خسرو احمدی

    آخرین وضعیت جسمانی خسرو احمدی

    به گزارش تئاترآنلاین، کمتر بازیگری را می‌توان در فضای تئاتر ایران یافت که به اندازه خسرو احمدی پیگیر اجراهای همکارانش باشد. همین ویژگی باعث شده او همواره یکی از چهره‌های ثابت مجموعه‌های نمایشی، به‌ویژه تئاتر شهر باشد.

    در روزهایی که تئاتر ایران شرایط چندان پررونقی را تجربه نمی‌کند، حضور او نیز در محافل نمایشی کمتر شده است. با این حال، احمدی به‌تازگی در مراسم بدرقه پیکر بهناز نازی حضور پیدا کرد؛ حضوری که نشان می‌داد وضعیت جسمانی او نسبت به گذشته تغییراتی داشته است. این بازیگر که معمولا تمایلی به گفت‌وگوهای رسانه‌ای ندارد، این روزها مراحل درمان خود را پشت سر می‌گذارد و طبق پیگیری‌ها، حال عمومی‌اش مساعد گزارش شده است.

    خسرو احمدی در طول سال‌ها فعالیت هنری، با بسیاری از کارگردانان شناخته‌شده تئاتر، سینما و تلویزیون همکاری داشته و در آثار متنوعی برای کودکان و بزرگسالان ایفای نقش کرده است. بسیاری از مخاطبان دهه ۶۰ او را با نقش «دولنگ» در مجموعه خاطره‌انگیز النگ و دولنگ به یاد می‌آورند.

    در کارنامه هنری این بازیگر، حضور در نمایش‌هایی چون اسب‌ها، پل، تهرن، ترن، ایوانف، بیژن و منیژه و همچنین بازی در مجموعه‌ها و فیلم‌هایی مانند زیرخاکی، پایتخت، خوابگاه دختران، کلاه قرمزی و بچه ننه و قطار ابدی دیده می‌شود.

    خسرو احمدی ۲۸ خردادماه امسال وارد ۶۳ سالگی خواهد شد؛ هنرمندی که همچنان نامش با تئاتر و حضور مداوم در کنار اهالی این هنر گره خورده است.

    عکس عروسی «خسرو احمدی» در دوران جوانی دهه 60

    در ادامه تصویری جالب و کمتر دیده شده از خسرو احمدی، بازیگر سینما و تلویزیون را در مراسم عروسی اش در دهه 60 مشاهده می کنید.

  • درک شکوه؛ نمایشی بر الفبای هنر تئاتر

    درک شکوه؛ نمایشی بر الفبای هنر تئاتر

    تئاترآنلاین – هومن معتمدنیا: آتن را آتنا ساخت؛ یا دقیق‌تر بگوییم، آتن از کشاکش تقابل میان آتنا و پوسایدون زاده شد. پوسایدون با ضربه‌ی نیزه‌اش از صخره، آب شور بیرون آورد. اما آتنا هدیه‌ای بهتر داد: درخت زیتون. این درخت نشانه‌ای از زندگی، آرامش و برکت بود. خدایان دیدند که مردم به کدام هدیه بیشتر نیاز دارند. آنان آتنا را برگزیدند. از آن پس شهر به نام او شد و زیر نگاه او بالید. پس در اسطوره‌ها، آتن شهر آتناست؛ ساخته‌ی خرد او و پیروزی‌اش بر پوسایدون. چندین سال بعد، شهر در آتش سوخت. آتن که دیگر مادری نداشت تا برایش مادری کند و باز او را بسازد، دست به دامان هدیه‌ای دیگر از جانب المپ شد؛ هنر نمایش.

    تئاتر یونان باستان را اگر فقط از زاویه متون باقی‌مانده نگاه کنیم، به مجموعه‌ای از نمایشنامه‌ها تقلیل پیدا می‌کند. اما اگر آن را در جایگاه خودش (به‌عنوان یک رخداد اجتماعی) ببینیم، تصویر دقیق‌تری از تعریف نمایش به دست می‌آوریم. در آتن کلاسیک، نمایش بخشی از زندگی شهری بود و در قالب جشنواره‌هایی با سازوکار مشخص برگزار می‌شد؛ اجراها در روزهایی معین، در حضور جمع بزرگی از شهروندان و در شرایطی که رقابت و داوری مطرح بود، شکل می‌گرفت. از همین‌جا می‌شود فهمید چرا تئاتر یونان به بشمار می‌آمد؛ یک فصل مشترک عمومی که در آن، شهر و نهادهایش خود را در روایت‌های نویسندگان، صحنه‌ی کارگردانان و بدن بازیگران، بررسی می‌کردند.

    در این چارچوب، پیوند تئاتر با سنت‌های مذهبی و آیینی را هم باید دقیق فهمید. جرقه‌ی تئاتر یونان از جشن‌ها و مراسمات زده شد و در عمل، اجرا به بخشی از مناسک جمعی. اجرا باعث می‌شد رابطه‌ی میان باورهای مشترک و مسائل روزمره‌ی جامعه مستقیما وارد گفت‌وگو شود. زمانی که یک جامعه، اجرای نمایشی را در کنار فعالیت‌های آیینی قرار می‌دهد، طبیعی است که نویسنده، کارگردان، بازیگران و گروه کر هرکدام نقش‌های متفاوتی برای بیان خود پیدا کنند: نویسنده مسیر روایت را می‌چیند و درباره پیامد انتخاب‌ها و حدود اخلاقی جای تامل را باقی می‌گذارد؛ کارگردتن با استفاده از شیوه‌های مدیریت صحنه‌ی خود، برای جان دادن به متن نویسنده خط فکری را به دیدگان مخاطب ارائه می‌دهد؛ بازیگر با شیوه‌ی بدن، صدا و نشانه‌های ظاهری جهان نویسنده را با پیروی از اصول کارگردان قابل دیدن می‌کند؛ گروه کر نیز اغلب آن لایه‌ای می‌شود که مفهوم کلی را به زبان می‌آورد و به مخاطب کمک می‌کند معنای رخداد را از حالت صرف حادثه بیرون بکشد. به همین دلیل، تئاتر یونان همزمان دو کار اساسی برای جامعه‌ی باستان و در آن زمان، سوپر مدرن خود انجام می‌داد: ارائه دادن هنری تجربی و نوپا و گسترش خط فکری و ساخت چارچوبی برای ابحاث عمومی.

    درام یونانی را معمولا با نام دو ژانر اصلی می‌شناسند: تراژدی و کمدی. این دو ژانر فارغ از نظر لحن و موضوع، از نظر شیوه‌ی مواجهه با دیدگاه‌ها نیز تفاوت دارند. تراژدی اغلب بر کشمکش‌های بزرگ انسانی تکیه دارد: تصمیم‌هایی که پیامدهایشان ویران کننده است، موقعیت‌هایی که در آن اختیارات فرد محدود می‌شود و

    تقابل میان اراده‌ی انسانی و نیروهایی خارج از کنترلش. در تراژدی، مسئله‌ی مرکزی معمولا حول مسئولیت اخلاقی می‌چرخد. روایت تراژدی طوری پیش می‌رود که تماشاگر مرحله به مرحله با ابعاد بحرانی مواجه شود؛ فارغ از رخداد بحران، چگونگی در رخداد بحران را اولویت می‌داند. فهم این مسئله، معمولا با سازوکارهای اجرایی تقویت می‌شود. در این‌جا گروه کر و ساختار موسیقایی روایی نقش مهمی در تنظیم صفر تا صد مسیر پیچ‌در‌پیچ لایه‌های ذهن تماشاگر را دارند.

    اما کمدی مسیر دیگری را برمی‌گزیند. در یونان، زبان کمدی به شکل کنایه‌آمیز می‌تواند عادت‌ها، ریاکاری‌ها و سازوکارهای قدرت را نشان دهد. کمدی اغلب میان واقعیت و حقیقت حرکت می‌کند و با برهم زدن توقعات معمول مخاطب، امکان نقد اجتماعی را فعال می‌کند. کمدی در تئاتر آتن، اجزای عادی یا غیرقابل‌بحث را به مخاطب ارائه می‌دهد. تماشاگر با خندیدنش پیام نویسنده را متوجه می‌شود. برای این است که می‌گویند: کمدی ابزاری برای بیان مشکلات اجتماعی است.

    برای اینکه ژانرها مذکور به شکل اثرگذار اجرا شوند، عناصر صحنه وارد جاده‌ی نمایش می‌شوند. معماری فضای اجرا یکی از اساسی‌ترین مولفه‌هاست. تئاتر در یونان معمولا در آمفی‌تئاترهای باز اجرا می‌شد. تماشاگران در طبقات پیرامونی می‌نشستند و اجرای اصلی در مرکز میدان دید رخ می‌داد. در این شکل نشستن، رابطه‌ی میان صحنه و مخاطب مستقیم و دوسویه می‌شد. چون تماشاگران از فاصله نسبتا زیاد مشاهده می‌کردند، خوانایی

    تصویری و آوازی اهمیت زیادی پیدا می‌کرد. این محدودیت باعث شد طراحی نشانه‌ها و شیوه‌ی بازیگری به بخشی از الفبای زبان نمایش اضافه شود. بنابراین، صحنه بخشی از سیستم انتقال پیام به شمار می‌رفت. در پشت یا کناره‌های جایگاه اجرا، عنصری شبیه پس‌زمینه و فضای پشت‌صحنه نقش داشت که به تنظیم ورود و خروج شخصیت‌ها، و همچنین ایجاد زمینه‌ی بصری کمک می‌کرد. درک این سازوکار برای فهم تئاتر یونان ضروری است، چون نشان می‌دهد نمایش از ابتدا برای دیدن طراحی شده است، نه صرف رد و بدل دیالوگ!

    بازیگران در سیستم کلاسیک، نقش محوری داشتند. تعداد بازیگران نسبت به نمایش‌های مدرن معمولا کم بود و از همین جهت، درک پرسوناژ به مهارت اجرایی نیاز داشت. بازیگر در نقش‌های مختلف باید با تغییر صدا، حالت بدن و نشانه‌های قابل تشخیص، شخصیت را برای مخاطب قابل لمس کند. در بسیاری از اجراها ماسک و لباس‌های نقش اهمیت پیدا می‌کند. ماسک‌ها امکان انتقال واضح‌تر حالت‌های احساسی را فراهم می‌کند. افزون بر این، نشانه‌های ظاهری و لباس کمک می‌کنند که تایپ شخصیت، جایگاه یا کارکرد او در روایت از ابتدا قابل فهم باشد تا مخاطب درگیر لایه‌های پیازی درک شخصیت نشود و محرویت را بر دیدن و فهم در داستان بگذارد. در نتیجه، بازیگر باید بتواند معنا را همزمان در سطح گفتار، حرکت و تصویر به مخاطب منتقل کند.

    گروه کر نیز در این نظام جایگاهی ویژه دارد. گروه کر در تئاتر یونان غالبا نوعی ستون فکری و اجتماعی است و به نمایش جهت می‌دهد. گروه کر می‌تواند نمادی از مردم شهر باشد، اما معمولا فراتر از واکنش عمل می‌کند: با ورود و خروج در لحظه‌های تعیین‌کننده، درام را در مسیر مشخصی نگه می‌دارد و یا جهت می‌دهد. تنش اخلاقی را تقویت و همراه با تمپو روی صحنه نگه‌می‌دارد و به مخاطب اجازه می‌دهد معنای رخداد را از میان احساس‌ها بیرون بکشد. در تراژدی، گروه کر معمولا در میان ترس، اندوه، بیم و تامل قرار دارد و به این ترتیب، عمق بحران را به یک موضوع مشترک برای مخاطبان نمایش می‌دهد. در کمدی نیز گروه کر و کارکرد آن، می‌تواند زبان نقد را تقویت کند و به شکلی غیرمستقیم و یا حتی به صلاح‌دید کارگردان، مستقیم، جامعه و رفتارهایش را نقد کند.

    از سوی دیگر، نمایش‌ها در طول زمان در قالب جشنواره‌ها و با سازوکار تولید و ارائه‌ی منظم، تکامل پیدا کردند. رقابت میان نویسندگان و توجه عمومی به کیفیت اجرا باعث می‌شد هر نسل بتواند زبان درام خودش را به جامعه ارائه دهد؛ که می‌توانست در تنظیم گروه کر، در طراحی ریتم روایت، در انسجام صحنه و در شیوه‌ی انتقال پیام در حضور جمعیت این کار را منحصرا انجام دهد. به‌گونه‌ای که می‌توان‌گفت پیوند میان سازوکار اجرایی و فضای عمومی (مخاطب) سنت تئاتری یونان را زنده نگه داشت. به همین دلیل، وقتی امروزه از نام‌هایی مثل آیسخولوس، سوفوکل، اوریپید یا آریستوفان یاد می‌شود، نوعی نظام فکری و فلسفه‌ی نوشتاری درام را می‌توانیم مطالعه کنیم که در عمل، توسط اجراهای متعدد آزموده و تثبیت شده است.

    درضمن؛ هیچ متنی را ارزنده مشمارید، تا آنگاه که واپسین بندش فرا رسد.

  • «بوم» سهیلی در مشهد روی صحنه می‌رود

    «بوم» سهیلی در مشهد روی صحنه می‌رود

    به گزارش تئاتر آنلاین، این اثر با نگاهی متفاوت و طنازانه، جهانی را به تصویر می‌کشد که در آن «سربازها فردوسی می‌خوانند و موشک‌ها از دکارت می‌گویند»؛ جهانی که پاسخ تمام انفجارهایش تنها یک کلمه است: «بوم!»

    در این نمایش، حسام محدث، سهیل سهیلی و روژان نیازی به عنوان بازیگر حضور دارند و سید مهدی موسوی صداپیشگی اثر را برعهده داشته است.

    تهیه‌کنندگی این نمایش را جواد لیانی برعهده دارد و امیر داوری و سید مهدی موسوی به عنوان دستیاران کارگردان در پروژه حضور دارند. همچنین محبوبه سلطانی طراح لباس، آترین آمالی دستیار صحنه و لباس، حسام محدث طراح پوستر و پرنیا پورمیرزایی منشی صحنه این اثر نمایشی هستند.

    نمایش «بوم» در تماشاخانه استاد نوری واقع در مشهد، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲، حوزه هنری روی صحنه خواهد رفت و علاقه‌مندان می‌توانند بلیت این اثر را از طریق سایت گیشات، مرجع رسمی فروش بلیت تئاتر خراسان رضوی و مشهد تهیه کنند.

  • نقد و بررسی نمایش «نامقصد»

    نقد و بررسی نمایش «نامقصد»

    نمایش «نامقصد» که در خانه هنرمندان به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام بر روی صحنه است در سطح روایت داستانی درباره یک تراژدی فردی است، اما در لایه‌های عمیق‌تر به سازوکارهای اجتماعی خشونت و شیوه‌های بازتولید آن در حافظه فردی و جمعی می‌پردازد. تجاوز مهران به آبان در ظاهر یک کنش فردی است، اما نمایش به‌تدریج نشان می‌دهد که این خشونت در خلأ رخ نمی‌دهد؛ بلکه در شبکه‌ای از سکوت، انکار و عادی‌سازی اجتماعی تثبیت می‌شود. آزاده شاهد واقعه است اما مداخله نمی‌کند و همین سکوت، خشونت را از سطح یک جرم فردی به سطح یک شکست جمعی ارتقا می‌دهد. آنچه در ادامه رخ می‌دهد ــ ازدواج آزاده با مهران و تولد کودکی نابینا از این پیوند ــ نشان می‌دهد که خشونت نه تنها سرکوب نمی‌شود، بلکه در ساختار زندگی روزمره جذب و بازتولید می‌گردد.

    در اینجا مفهوم «خشونت نمادین» در اندیشه پیر بوردیو می‌تواند چارچوبی نظری برای فهم این وضعیت فراهم کند. بوردیو خشونت نمادین را نوعی سلطه می‌داند که از طریق سازوکارهای فرهنگی و عادت‌واره‌های اجتماعی اعمال می‌شود و چنان درونی می‌شود که اغلب به‌عنوان امری طبیعی و بدیهی پذیرفته می‌گردد (Bourdieu, ۱۹۹۱).

    در جهان «نامقصد»، خشونت مهران تنها در لحظه تجاوز حضور ندارد؛ بلکه در تداوم رابطه با آزاده و در عادی شدن این پیوند در زندگی روزمره بازتولید می‌شود. سکوت آزاده و پذیرش این وضعیت نشان می‌دهد که خشونت چگونه می‌تواند از سطح کنش فیزیکی به سطح ساختارهای اجتماعی منتقل شود. جامعه در چنین شرایطی نه تنها قادر به مهار خشونت نیست، بلکه آن را در درون نظم خود جذب می‌کند.

    پیامد چنین فرآیندی در نمایش با تولد کودکی نابینا تجسم می‌یابد؛ کودکی که نام آبان را بر خود دارد. نابینایی این کودک را می‌توان استعاره‌ای از جامعه‌ای دانست که حقیقت خشونت را نادیده گرفته و در نتیجه نسلی را پرورش می‌دهد که اساساً قادر به دیدن آن نیست. نام‌گذاری کودک با نام آبان نیز نشان می‌دهد که گذشته‌ای که حل نشده است، در قالب آینده بازمی‌گردد.

    در کنار این خوانش جامعه‌شناختی، نمایش را می‌توان در پرتو نظریه تروما و حافظه جمعی نیز تحلیل کرد. موریس هالبواکس معتقد است که حافظه همواره در چارچوب‌های اجتماعی شکل می‌گیرد و تجربه‌های فردی تنها در بستر این چارچوب‌ها معنا پیدا می‌کنند (Halbwachs, ۱۹۹۲). در چنین چارچوبی، تجربه‌های خشونت‌آمیز اغلب به‌صورت کامل روایت نمی‌شوند، بلکه در حافظه جمعی به شکل گسسته و بازگشتی باقی می‌مانند. نظریه‌پردازان مطالعات تروما، از جمله کتی کاروت، نیز تأکید می‌کنند که تروما معمولاً در قالب بازگشت‌های ناگهانی و تصاویر تکرارشونده ظاهر می‌شود، زیرا تجربه اولیه آن چنان شدید است که در لحظه وقوع به‌طور کامل درک نمی‌شود (Caruth, ۱۹۹۶).

    در «نامقصد» نیز گذشته به شکل خطی بازگو نمی‌شود؛ بلکه در قالب ایمیل‌هایی که پس از ده سال بازمی‌گردند، در خاطرات گسسته شخصیت‌ها و در بازگشت نام آبان در نسل بعدی دوباره ظاهر می‌شود. این بازگشت‌های تکرارشونده نشان می‌دهد که خشونت سرکوب‌شده هرگز به‌طور کامل ناپدید نمی‌شود، بلکه در حافظه جمعی باقی می‌ماند و در لحظه‌ای دیگر خود را آشکار می‌کند. از این منظر، ساختار روایی نمایش را می‌توان نوعی بازنمایی دراماتیک از منطق تروما دانست؛ گذشته‌ای که پایان نیافته و به شکل‌های مختلف به اکنون بازمی‌گردد.

    این منطق تروما در سطح اجرا نیز بازتاب پیدا می‌کند. بدن بازیگران در بسیاری از لحظات به حامل حافظه تبدیل می‌شود. اجرا از رئالیسم روان‌شناختی فاصله می‌گیرد و به بیانی اکسپرسیونیستی نزدیک می‌شود؛ جایی که بدن‌ها حامل رنجی هستند که کلمات قادر به بیان آن نیستند. صحنه حمله خواهر آبان به آزاده با چاقو، به جای آنکه صرفاً یک کنش واقع‌گرایانه باشد، به نوعی انفجار بدنی خشونت تبدیل می‌شود؛ خشونتی که سال‌ها در سکوت انباشته شده و اکنون در حرکت بدن‌ها آشکار می‌شود.

    در کنار این دو چارچوب نظری، روایت نمایش را می‌توان با الگوی اسطوره‌ای «سفر قهرمان» جوزف کمبل نیز مقایسه کرد. کمبل در کتاب «قهرمان هزارچهره» ساختاری اسطوره‌ای را توصیف می‌کند که در آن قهرمان پس از مواجهه با بحران از جهان عادی خارج می‌شود، وارد قلمرو ناشناخته می‌گردد، با نیروهای تاریک روبه‌رو می‌شود و در نهایت با دانشی تازه به جامعه بازمی‌گردد (Campbell, ۲۰۰۸). اما «نامقصد» این الگو را به شکلی وارونه بازآفرینی می‌کند. آبان در لحظه تصادف ــ که خود آن را نوعی «پرواز» توصیف می‌کند ــ از مرز میان زندگی و مرگ عبور می‌کند؛ لحظه‌ای که می‌تواند معادل عبور از آستانه در الگوی کمبل تلقی شود.

    با این حال، این سفر هرگز به مرحله بازگشت نمی‌رسد. در الگوی کمبل، قهرمان پس از عبور از تاریکی با دانشی تازه بازمی‌گردد تا جامعه را دگرگون کند. اما در «نامقصد» چنین بازگشتی رخ نمی‌دهد. قهرمان غایب می‌ماند و جامعه بدون مواجهه با حقیقت به زندگی خود ادامه می‌دهد. در نتیجه چرخه خشونت متوقف نمی‌شود و گذشته در قالبی تازه بازمی‌گردد.

    از این منظر، «نامقصد» را می‌توان روایتی از شکست سفر قهرمان دانست؛ روایتی که در آن جامعه نه قادر به مواجهه با تروماست و نه توانایی گسستن از چرخه خشونت را دارد. فرودگاه در این میان به فضایی نمادین تبدیل می‌شود: مکانی میان جهان‌ها، میان حرکت و توقف، میان رفتن و نرسیدن. در چنین جهانی، پرواز دیگر نشانه رهایی نیست، بلکه تصویری از تعلیقی است که پایان روشنی برای آن وجود ندارد.

    نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام، تهیه کنندگی عماد اخلاقی و بازی ناهید عساکره، سحر بیرانوند و نازنین میهن تا ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ در خانه هنرمندان، تماشاخانه انتظامی هر شب به جز شنبه ها، ساعت ۱۸:۳۰ به روی صحنه خواهد رفت.

  • گیشه تئاتر؛ سامانه‌ای برای حمایت از تئاتر یا پروژه‌ای بدون مخاطب؟

    گیشه تئاتر؛ سامانه‌ای برای حمایت از تئاتر یا پروژه‌ای بدون مخاطب؟

    اختصاصی رسانه تئاترآنلاین : در سال‌هایی که فروش اینترنتی بلیت به یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد هنر تبدیل شده، انجمن هنرهای نمایشی ایران نیز تلاش کرد تا سهم خود را از این تغییر بزرگ جدا نکند. در همین مسیر بود که پروژه‌ای با عنوان «گیشه تئاتر» شکل گرفت؛ سامانه‌ای که قرار بود به‌عنوان یک بستر تخصصی، فروش بلیت تئاتر را یکپارچه کند، از گروه‌های نمایشی حمایت کند و به مرجعی رسمی برای مخاطبان تئاتر تبدیل شود. اما امروز، پس از گذشت سال‌ها از آغاز این پروژه، هنوز این پرسش مطرح است که «گیشه تئاتر» تا چه اندازه توانسته به اهداف اولیه خود نزدیک شود؟

    ردپای شکل‌گیری این ایده به سال‌ها قبل بازمی‌گردد. در مردادماه سال ۱۳۹۲ اعلام شد سایت گیشه مجموعه تئاتر شهر با هدف بهینه‌سازی و ارائه امکانات تازه‌ای مانند انتخاب صندلی، بازطراحی خواهد شد و فروش اینترنتی بلیت این مجموعه از طریق همین سامانه انجام می‌شود. در آن زمان، این پروژه می‌توانست آغاز شکل‌گیری یک گیشه تخصصی برای تئاتر ایران باشد؛ ایده‌ای که در ظاهر، فاصله زیادی با آنچه امروز شاهدش هستیم نداشت.

    گیشه تئاتر

    با این حال، «گیشه تئاتر» در سال‌های اخیر بیش از آنکه به‌واسطه حضور فعال مخاطبان شناخته شود، از طریق فروش بلیت جشنواره‌های دولتی و اجراهای مجموعه‌های وابسته به اداره کل هنرهای نمایشی دیده شده است. در حال حاضر نیز بخش مهمی از فعالیت این سامانه به فروش بلیت اجراهای مجموعه تئاتر شهر، تماشاخانه سنگلج و تالار هنر در یک ردیف محدود شده؛ مجموعه‌هایی که به‌صورت طبیعی زیرمجموعه بدنه رسمی تئاتر کشور محسوب می‌شوند.

    خبر مرتبط: فروش بلیت تئاتر، فقط یک تراکنش ساده نیست؛ بلکه بخشی از تجربه فرهنگی مخاطب است

    نکته مهم اما اینجاست که حضور یک سامانه در فروش بلیت جشنواره‌ها یا سالن‌های دولتی، لزوماً به معنای موفقیت آن در جذب مخاطب نیست. بسیاری از مخاطبان تئاتر، تنها زمانی وارد این سامانه می‌شوند که برای خرید برخی اجراها یا رویدادها انتخاب دیگری نداشته باشند. همین مسئله باعث شده «گیشه تئاتر» برخلاف برخی سامانه‌های دیگر، هنوز نتواند رفتار خرید مستقل و پایدار در میان مخاطبان تئاتر ایجاد کند.

    این وضعیت را حتی می‌توان در ظاهر و ساختار سایت نیز مشاهده کرد. در حالی که تئاتر بیش از هر هنر دیگری با تصویر، خلاقیت و تجربه بصری گره خورده، طراحی گرافیکی و هویت بصری «گیشه تئاتر» همچنان فضایی نزدیک به یک سامانه اداری دارد تا یک پلتفرم فرهنگی و هنری. موضوعی که شاید در نگاه اول جزئی به نظر برسد، اما در فضای رقابتی امروز، بخشی مهم از تجربه مخاطب را شکل می‌دهد.

    بلیت تئاتر

    از سوی دیگر، پروژه «گیشه تئاتر» تنها به تهران محدود نماند. همزمان با آغاز فعالیت این سامانه، تلاش‌هایی برای تبدیل آن به یک بستر سراسری نیز صورت گرفت و حتی از طریق انجمن هنرهای نمایشی کشور، به استان‌ها اعلام شد اجراهای خود را روی این سامانه عرضه کنند تا نوعی «گیشه یکپارچه تئاتر ایران» شکل بگیرد. اما این ایده در عمل هیچ‌گاه به موفقیت کامل نرسید و بسیاری از استان‌ها مسیر مستقل خود را ادامه دادند.

    در همین میان، برخی سامانه‌های استانی و خصوصی توانستند ارتباط مؤثرتری با مخاطبان برقرار کنند. برای مثال، سامانه «گیشات» در مشهد به‌مرور به یکی از بسترهای فعال فروش بلیت در استان خراسان رضوی تبدیل شد و در سطحی محدودتر اما واقعی، مخاطب خود را پیدا کرد. در سطح ملی نیز پلتفرم‌هایی مانند «تیوال» بخش بزرگی از بازار فروش بلیت تئاتر را در اختیار گرفتند و عملاً به مرجع اصلی خرید بسیاری از مخاطبان تبدیل شدند.

    البته این موضوع به معنای بی‌نقص بودن سامانه‌های خصوصی نیست. بازار تئاتر ایران اساساً بازاری محدود و کوچک است و شاید همین مسئله باعث شده شکل‌گیری تعداد زیادی سامانه فروش بلیت، بیش از آنکه به توسعه بازار کمک کند، به پراکندگی مخاطب منجر شود. با این حال، تفاوت مهم در اینجاست که برخی پلتفرم‌ها توانسته‌اند به بخشی از عادت روزمره مخاطب تبدیل شوند و برخی دیگر، همچنان وابسته به حمایت‌های سازمانی باقی مانده‌اند.

    سالن تئاتر

    یکی دیگر از پرسش‌هایی که درباره «گیشه تئاتر» مطرح می‌شود، مسئله هزینه و دستاورد این پروژه است. سامانه‌ای که بیش از یک دهه از آغاز ایده اولیه آن می‌گذرد، طی این سال‌ها چه میزان هزینه مستقیم و غیرمستقیم داشته است؟ چه تعداد نیرو درگیر توسعه و نگهداری آن بوده‌اند؟ سهم واقعی این سامانه از بازار فروش بلیت تئاتر چقدر است و آیا خروجی آن با اهداف اولیه‌اش تناسب دارد؟

    این پرسش‌ها زمانی جدی‌تر می‌شود که نگاهی به وضعیت فعلی سایت بیندازیم. بخش اخبار و اطلاع‌رسانی «گیشه تئاتر» از آذرماه ۱۴۰۴ تاکنون به‌روزرسانی نشده و فعالیت سایت نیز در مقایسه با هدف اولیه «سامانه جامع فروش بلیت تئاتر ایران» بسیار محدود به نظر می‌رسد. موضوعی که باعث شده برخی فعالان تئاتر، امروز از خود بپرسند آیا این پروژه هنوز در حال توسعه است یا عملاً به نمونه‌ای از طرح‌هایی تبدیل شده که با وجود سال‌ها حمایت، نتوانستند جایگاه واقعی خود را در میان مخاطبان پیدا کنند؟

    شاید مهم‌ترین مسئله درباره «گیشه تئاتر» همین باشد؛ پروژه‌ای که با شعار حمایت از تئاتر آغاز شد، اما هنوز پس از سال‌ها نتوانسته به مرجع اصلی مخاطبان تئاتر تبدیل شود.

    رسانه تئاتر آنلاین آمادگی دارد در راستای شفاف‌سازی و تکمیل گزارش، دیدگاه‌ها، توضیحات و پاسخ‌های مدیران و مسئولان مجموعه «گیشه تئاتر» را درباره تمامی موارد مطرح‌شده منتشر کند. آنچه در این گزارش آمده، مبتنی بر مشاهدات، داده‌های در دسترس و وضعیت قابل مشاهده این سامانه از بیرون است و طبیعی است توضیحات مدیران این مجموعه می‌تواند به روشن‌تر شدن ابعاد مختلف موضوع کمک کند.

  • رضا صابری: تئاتر هنر مظلومی است

    رضا صابری: تئاتر هنر مظلومی است

    کلان شهر مشهد به سبب گستره جغرافیایی و حجم درخورتأمل جمعیت، شرایط مهم فرهنگی و هنری و نیز موج جمعیتی که در فصول مختلف در مشهد آمد ورفت دارند از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است، اما متأسفانه از جنبه‌های سخت افزاری مشهد قادر به پاسخ گویی این حجم از فعالیت‌های فرهنگی و هنری نیست. نه تعداد سالن برای کوشش‌های نمایشی کافی است و نه نمایشگاهی که بتوان آثار برجسته هنرمندان مشهدی را در حوزه هنر‌های تجسمی برای عموم مردم علاقه‌مند به نمایش گذاشت. در عرصه سینما و فعالیت‌های سینمایی و نقش پررنگ هنرمندان و سینماگران، اگرچه در این عرصه از شرایط مطلوبی برخورداریم، اما باز هم به لحاظ نداشتن سالن‌ها و پردیس‌های سینمایی بیش از این نیازمند است. توجه داشته باشیم اغلب تهیه کنندگان سینما بعد از تهران تلاش دارند آثارشان در مشهد اکران شود. چرا که مشهد بعد از تهران، بیشترین تماشاگران سینما را در اختیار دارد.

    در زمینه هنر‌های نمایشی، مشهد بعد از تهران دومین پایگاه تئاتر کشور محسوب می‌شود. حجم فعالیت‌های صحنه‌ای، فروش میلیاردی و موج علاقه‌مندان به تئاتر امری است که مکررا تجربه شده و بسیاری از گروه‌های حرفه‌ای تئاتر در تهران تلاش دارند آثارشان را در مشهد روی صحنه ببرند. اما افسوس که مشهد قادر به پاسخ گویی به این حجم درخورتأمل تماشاگران علاقه‌مند به تئاتر نیست و بیشترین نمایشنامه‌ها دور از سالن‌های ویژه تئاتر بیشتر در مکان‌های اقتصادی و اغلب نهاد‌های غیرمرتبط اجرا می‌شود. بدون امکانات، نور و موسیقی و سایر عناصر مرتبط و بدون کیفیت اجرا می‌شود. اما باز هم استقبال مردم مشهد از تئاتر ستودنی است. دو سالن هم جوار سالن اصلی تئاتر مشهد و سالن بهار که هر دو نهاد دولتی هستند، هر دو با جذب تماشاگری محدود مناسب شهری نظیر کلان شهر مشهد، نمی‌توان باور کرد.

    در موضوع پلاتو‌ها و پردیس‌های تئاتر، نظیر پردیس تئاتر مستقل مادامی که فعال بود، از بهترین و فعال‌ترین پردیس‌های تئاتر در مشهد شمرده می‌شد. این پردیس سال‌ها در جا‌های مختلف مشهد فعالیت و تلاش می‌کرد سرپا بماند. اما متأسفانه بر اثر مشکلات مالی، ما از بهترین پردیس تئاتر در مشهد محروم شدیم.

    پردیس تئاتر مایان هم از مکان‌هایی درخورتأمل تئاتر است که سال هاست فعال می‌باشد و آثاری که در این مکان اجرا می‌شود خوشبختانه آثاری در خورتوجه و اغلب میل به آثار حرفه‌ای با تماشاگران سازمان دهی شده و جذب جوانان مشتاق به تئاتر و نقش حمایتگری پردیس تئاتر «مایان» و همان طور پردیس تئاتر «آکتور» با دو سالن هم جوار از سالن‌های تازه تأسیس تئاتر شمرده می‌شود و همچنین سالن‌های پراکنده غیرمرتبطی که در گوشه و کنار شهر فعال هستند.

    اما نکته مهم اینجاست که متأسفانه کشور عزیز ما این روز‌ها زیر هجمه جنگ قرار گرفته و موجب ناراحتی و اندوه ملت ما را فراهم ساخته است و در این شرایط چند ماهی است که تئاتر مشهد فعالیتی ندارد. به گمان من نباید در سالن‌های تئاتر را برروی مردم بست.

    ممکن است علاقه‌مندان به تئاتر این روز‌ها بیش از هر زمان دیگر علاقه‌مند به تئاتر باشند و این امکان را نباید از مردم دریغ کرد. البته تئاتر هنر مظلومی است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید برای این موضوع هم چاره‌ای بیندیشد.

    به هر تقدیر کلان شهر مشهد علاوه بر مرقد شریف و مطهر امام رئوف از جنبه‌های فرهنگی هنری و ورزشی دارای ظرفیت‌ها و قابلیت‌های مهمی است که بایستی برای کمبودهایش چاره‌ای اندیشید، اما وظایف هنرمندان در اوضاعی که کشور درگیر جنگی سنگین است، همدلی و همراهی با مردم است که امری ضروری محسوب می شود.