نویسنده: سردبیر

  • آغاز پیش‌فروش بلیت «ماهی بلژیکی» آروند دشت‌آرای

    آغاز پیش‌فروش بلیت «ماهی بلژیکی» آروند دشت‌آرای

    به گزارش تئاتر آنلاین، «ماهی بلژیکی» تازه‌ترین نمایش آروند دشت‌آرای است که از ۲۳ آذر ماه اجرای خود را در سالن کُر باکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر (باغ کتاب) آغاز می‌کند.

    این نمایش با بازی کاظم سیاحی و طاهره هزاوه روی صحنه می‌رود و پیش‌فروش بلیت سه اجرای نخست آن (شامل روزهای یکشنبه ۲۳ و دوشنبه ۲۴ و سه‌شنبه ۲۵ آذر ماه) از ساعت ۱۴ امروز، یکشنبه، ١۶ آذر ماه در سایت فیدیبو آغاز می‌شود.

    «ماهی بلژیکی» نوشته لئونور کُنفینو است که با برگردان حمیدرضا امانپور قرایی و کارگردانی آروند دشت‌آرای اجرا می‌شود و در خلاصه داستان آن آمده: «روایتی نامعمول از یک دیدار غافلگیرکننده.»

    گروه اجرایی این نمایش به شرح زیر هستند:

    نویسنده: لِئونُر کُنفینو، مترجم: حمیدرضا امان‌پور قرایی، طراح صحنه و کارگردان: آروند دشت‌آرای، دراماتورژ: مارین ‌ون ‌هولک، تهیه‌کننده: سید محمدتقی زاهدی، بازیگران: کاظم سیاحی، طاهره هزاوه، مدیر پروژه: مهتا کریمی، مدیر تولید: امین یزدانی‌نژاد، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: پریسا گودرزی، جانشین تهیه کننده: ایلیا شمس، آهنگساز و طراح صدا: ستاره نفیسی، طراح لباس: شایلان عشایری، طراحان نور: نیلوفر نقیب‌ساداتی، محمدرضا رحمتی، طراحان گرافیک: مهسا قلی‌نژاد، امید نعم‌الحبیب، ویدئو آرتیست و ساخت تیزر: مسعود علیمحمدی، میکس و مستر نهایی و تکنسین صدا: کاوه عابدین، عکاس و ادمین وب سایت: کیارش مسیبی، اجرای ویدئومپینگ و تجهیزات: خشایار نشوی، مدیرفیلمبرداری تیزر: مهرداد حمیدیان، مدیر صحنه: ابوذر کریمی، دستیاران طراح صحنه: پریسا مرادی، علی پویا قاسمی، دستیار طراح لباس: شیرین طیبی، گروه نور: آندیا اسلامی، یگانه نورائی، حجت حاج عبداللهی، عماد ابراهیمی، دستیاران ویدئومپینگ: ابوذر کاشفی، علیرضا کاشفی، شایان دبوری، محمد مهدی قشم‌پور، اجرای دکور: گروه اجرایی هفتاد،مدیر بازاریابی و تبلیغات/ کپی رایتر: رضا سعیدی، روابط عمومی: سارا حدادی، مشاور تبلیغات: صدف رضاپور، امور مالی: نسرین درفشی، امور حقوقی: نازنین ورزی.

    این اثر نمایشی که تازه‌ترین کار کمپانی فیلم و هنرهای اجرایی ویرگول است، از ۲۳ آذر ماه هر شب ساعت ۱۹ در سالن کُر باکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر (باغ کتاب) روی صحنه می‌رود.

  • نقدی بر نمایش «شکستن امواج»

    نقدی بر نمایش «شکستن امواج»

    تئاتر آنلاین – سیدحسین رسولی: نمایش «شکستن امواج» به کارگردانی مجتبی جدی، اقتباسی از متن «قبیله‌ها» اثر نینا رِین است که در «تئاتر لبخند» به اجرا درآمده است. نمایش از لحظه‌ای آغاز می‌شود که شخصیت‌ها در حال گفتگو هستند، اما یکی از آن‌ها به علت ناشنوایی نمی‌تواند حرف بزند که نشان‌دهنده‌ی جایگاه حاشیه‌ای او در «نظم نمادین» است.

    متن ارژنگ ‌طالبی‌نژاد با تغییر بستر رویدادها ـ به ویژه تغییر شخصیت اصلی نینا رِین از «بیلی، پسر ناشنوا» به «نیلی، دختر ناشنوا» ـ موضوعات خانواده، زبان و هویت را به بستر فرهنگی و اجتماعی ایران منتقل کرده است. این تغییر، بیش از جابه‌جایی جنسیتی، بازتعریفی از مفهوم «سوژه‌ی سخنگو» محسوب می‌شود.

    در این اجرا، پرسش‌هایی درباره‌ی زبان، قدرت و جایگاه افرادی که به حاشیه رانده شده‌اند مطرح می‌شود که مخاطب را به تفکر درباره‌ی روابط خانوادگی و اجتماعی دعوت می‌کند. اما یک پرسش کلیدی در مورد دراماتورژی این است که آیا بر اساس پارادایم‌های جدید اجرایی، تغییراتی معاصر در این اجرا رخ داده است یا نه؟

    شکستن امواج

    میز شام؛ میدان نبرد

    در نخستین صحنه‌ی «شکستن امواج»، میز شام خانه‌ای از طبقه‌ی متوسط آرام‌آرام چیده می‌شود. قرار است خانواده‌ای پرادعا، پرحرف و پرخاشگر دور آن جمع شوند، اما به‌جای یک دورهمی صمیمی، فضایی متشنج شکل می‌گیرد. پدر خانواده ـ با بازی پرقدرت عباس جمالی ـ محور اصلی تنش‌های این خانواده‌ی روشنفکر است. خنده‌های عصبی و بی‌موقع، حملات کلامی و حضور نیلی (دختر ناشنوا) با بازی قابل‌توجه شیدا خلیق، فضای صحنه را شکل می‌دهند. نیلی با تلاش برای لب‌خوانی می‌کوشد در میان هیاهوی خانوادگی دیده شود، اما تماشاگر درمی‌یابد مسئله فراتر از این ارتباط‌ناپذیری است.

    نمایش‌نامه بر این پرسش اساسی تأکید می‌کند: آیا ما حاضر به یادگیری زبان اشاره برای ارتباط با فردی ناشنوا هستیم یا ترجیح می‌دهیم همچنان در چرخه‌ی زبان شنیداری و تکراری خود گرفتار بمانیم؟ گفت‌وگوی کنایه‌آمیز خانواده درباره‌ی رابطه‌ی رزا، دختر دیگر خانواده، با پیرمردی شصت‌ساله ـ که دانا، پسر خانواده، او را «شوگرددی» می‌نامد ـ نمونه‌ای از این فضای پرتنش است. در ادامه آشکار می‌شود دانا ـ که معتاد و دانشجو است ـ توان زندگی مستقل ندارد و برخلاف میل پدر دوباره به خانه بازگشته است. «رزا» نیز در موقعیتی مشابه قرار دارد و پدر بارها به هر دو می‌گوید خانه را ترک کنند.

    خانواده، اقتدار و بحران ارتباط

    خانواده‌ی مورد بحث در ظاهر واجد سیمای روشنفکری است: پدر و مادر هر دو استاد دانشگاه‌اند و خود را چهره‌های فرهنگیِ معتبر می‌پندارند. بااین‌حال، تناقض بنیادی در همین نقطه رخ می‌دهد؛ پدر با وسواس و اشتیاقی چشمگیر زبان چینی را می‌آموزد، اما در برابر یادگیری زبان اشاره ـ تنها امکان واقعی برای ارتباط با دختر ناشنوایش ـ مقاومت می‌کند.

    میز شام، یک نشانه‌ی کلیدی و مرکز اصلی فروپاشی این خانواده است که یادآور سنت «نمایش‌های آشپزخانه‌ای» در انگلستان دهه‌ی پنجاه و شصت است؛ آثاری که با تمرکز بر فضای بسته‌ی خانه و مناسک روزمره، فروپاشی روابط خانوادگی و عصبیت نسل جدید را به نمایش می‌گذاشتند.

    نمونه‌های شاخص این سنت، همچون «با خشم به گذشته بنگر» اثر جان آزبورن و «جشن تولد» از هارولد پینتر، خانواده یا جمع کوچک را به میدان تنش‌های اجتماعی و سیاسی بدل می‌کنند. در این آثار، خانه دیگر مکان آرامش نیست، بلکه عرصه‌ای است که تضادهای طبقاتی، نسلی و ایدئولوژیک در آن متراکم می‌شوند. همین الگو در نمایش «شکستن امواج» نیز تکرار می‌شود: میز شام، صرفاً یک موقعیت روزمره نیست، بلکه صحنه‌ای است که در آن بحران‌های عمیق‌تر اجتماعی و فرهنگی بازنمایی می‌گردند.

    افزون بر این، خانواده دیگر صرفاً یک واحد خصوصی نیست؛ بلکه استعاره‌ای از «قبیله» است که نینا رِین در متن اصلی طرح کرده بود. این قبیله در نسخه‌ی ایرانی، به‌وضوح در حال فروپاشی است: پدر و مادر روشنفکر، فرزندان سرکش و دختر ناشنوا، همگی نشان می‌دهند که زبان مشترک از دست رفته و هیچ توافقی بر سر حقیقت وجود ندارد. فروپاشی خانواده، در واقع فروپاشی قبیله‌ای است که قرار بود هویت ببخشد.

    مواجهه با زبان بحرانی

    نمایش «قبیله‌ها» تضاد بنیادین میان زبان گفتاری و زبان اشاره را به میدان اصلی کشمکش بدل می‌کند؛ جایی که بیلی ناگزیر است وفاداری خود را میان دو قبیله‌ی استعاری جابه‌جا کند. همین الگو در «شکستن امواج» نیز تکرار می‌شود، با این تفاوت که روابط میان شخصیت‌ها به سوی نوعی ملودرام خانوادگی حرکت می‌کند.

    در بخش نخست روایت، همه‌چیز به نبرد میان اعضای خانواده و پدر سلطه‌گر و خودشیفته تبدیل می‌شود. روشنفکری پدر، به‌مثابه سرمایه‌ی مشروع فرهنگی، ابزار طرد و تحقیر دیگران است؛ او خود را استاد ممتاز بهترین دانشگاه ایران و صاحب حقیقت می‌داند و از همین جایگاه، دیگران را به حاشیه می‌راند.

    در بخش دوم، روابط عاطفی روشن‌تر می‌شوند. نیلی از آشنایی با دختری کم‌شنوا به نام سیما سخن می‌گوید و تصمیم خود برای ترک خانه را اعلام می‌کند. جمله‌ی او به دانا، یکی از مضمون‌های اساسی است: «خانواده‌ها خوبن… ولی تا یه سنی. از یه‌جایی به بعد برای همه بهتره که جدا زندگی کنن».

    این موقعیت یک نقطه‌ی عطف است: لحظه‌ای که سوژه میان دو قبیله‌ی قدیم و جدید قرار می‌گیرد. این انتخاب صرفاً عاطفی نیست؛ بلکه از منظر ژیژکی، انتخاب میان دو نظم نمادین است. نظم نمادین قدیم همان خانواده‌ی پرحرف است که ناشنوایی نیلی را سال‌ها «نامرئی» کرده است.

    خانواده با کنترل زبان و ممنوعیت‌نامه‌ی زبان اشاره، بدن و هویت نیلی را «نرمال‌سازی» می‌کند. او در این نظم قدیمی، از حق داشتن زبان خود محروم است و در عین حال تحت حمایت پدر و مادر قرار دارد؛ حمایتی که هم‌زمان ابزار سلطه است. از منظر فوکویی، انتخاب نیلی میان دو قبیله، انتخاب میان دو رژیم حقیقت است: یکی که او را «مشکل‌دار اما قابل اصلاح» تعریف می‌کند و دیگری که او را «فردی عادی» می‌بیند. هر دو رژیم، شبکه‌ای از قدرت و نهادهای انضباطی را پشت خود دارند.

    واژگونی خیره‌کننده‌ی استبداد روشنفکری 3

    میدان برخورد نظام‌های دلالتی

    نمایش «شکستن امواج» را می‌توان از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی به‌مثابه میدان برخورد نظام‌های دلالتی متکثر تحلیل کرد؛ جایی که سه نظام ارتباطی ـ زبان گفتاری، زبان اشاره و زبان نوشتاری (زیرنویس و پروژکشن) ـ در کنار هم قرار می‌گیرند و سه سطح متفاوت از تولید معنا را شکل می‌دهند. حتی عنوان «شکستن امواج» خود یک نشانه‌ی چندلایه است. امواج در اینجا استعاره‌ای از فشارهای اجتماعی و زبانی‌اند که مدام بر ساحل زندگی نیلی فرود می‌آیند.

    علاوه‌براین، اگر از منظر دریدایی به «شکستن امواج» نگاه کنیم، با جابه‌جایی و واژگونی دوگانه‌های تثبیت‌شده مواجه می‌شویم. این نمایش، روابط متضاد را به سطح می‌آورد و نشان می‌دهد که هیچ دوگانه‌ای پایدار نیست:

    ۱. مرکز/حاشیه: خانواده‌ای که با زبان گفتاری ارتباط برقرار می‌کند در مرکز قرار دارد، درحالی‌که نیلی (دختر ناشنوا) به حاشیه رانده می‌شود. این وضعیت به دوگانه‌ی مشروعیت گفتار/نامشروعیت اشاره نیز گره خورده است.

    ۲. مشروعیت روشنفکری/نامشروعیت مردم عادی: پدر و مادر استاد دانشگاه‌اند و خود را حامل حقیقت می‌دانند، اما نظر دیگران را حذف می‌کنند. در اینجا روشنفکری به‌عنوان زبان قدرت عمل می‌کند.

    ۳. مشروعیت لذت‌گرایی مردانه/نامشروعیت لذت‌گرایی زنانه: رابطه‌ی رزا با پیرمردی شصت‌ساله «نامشروع» معرفی می‌شود، درحالی‌که همین نوع رابطه پیش‌تر برای پدر و مادر او رخ داده است؛ مادر خانواده، دانشجوی پدر بوده و فاصله‌ی سنی آن‌ها بسیار زیاد است. این تناقض، نشان‌دهنده‌ی بازتولید تبعیض جنسیتی در قالب مشروعیت‌های فرهنگی است.

    نتیجه‌گیری: فروپاشی قبیله

    «شکستن امواج» را می‌توان بازآفرینی‌ای دانست که بحران تعصب اجتماعی، خودشیفتگی زبانی و فروپاشی خانوادگی را در بستر ایرانی بازتاب می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه حاشیه می‌تواند مرکز را به چالش بکشد. این اثر، با جابه‌جایی شخصیت‌ها و بازتعریف موقعیت‌ها، پرسش‌های بنیادین «نینا رِین» درباره‌ی زبان و هویت را به زمینه‌ای بومی منتقل کرده و از خلال آن، سازوکارهای قدرت و طرد را آشکار ساخته است.

    خانواده دیگر یک واحد خصوصی و بسته نیست؛ بلکه استعاره‌ای از «قبیله» است، همان مفهومی که رِین در متن اصلی طرح کرده بود. پدر و مادر روشنفکر، فرزندان سرکش و به‌ویژه دختر ناشنوا، همگی نشان می‌دهند که زبان مشترک از دست رفته و هیچ توافقی بر سر حقیقت وجود ندارد.

    البته باید اذعان کرد که برخی بازی‌ها و به‌ویژه کارگردانی، از متن جلوتر حرکت می‌کنند. متن اقتباسی در مواردی نمی‌تواند انتقاداتی را که مطرح می‌کند به‌طور دراماتیک بپروراند و گاه با رویکردی سطحی از آن‌ها عبور می‌کند؛ نمونه‌ی بارز آن، اشاره‌ی کوتاه و کم‌عمق به شغل «بلاگری» رزا است. بااین‌حال، اجرا توانسته لحظه‌ای را به تصویر بکشد که زبان به میدان اصلی قدرت و مقاومت بدل می‌شود.

    از سوی دیگر، اریکا فیشر-لیشته اعتقاد دارد که در دراماتورژی معاصر، دو پارادایم جدید شکل گرفته که در یکی متن قربانی می‌شود و در دیگری متن تبدیل به یک کار جمعی بازی‌محور می‌شود؛ اما هیچ‌کدام از این پارادایم‌های جدید دراماتورژی در متن ارژنگ ‌طالبی‌نژاد دیده نمی‌شود.

    در نهایت، «شکستن امواج» نه تنها بازنمایی بحران زبان و قدرت در خانواده، بلکه نمونه‌ای قابل‌توجه از کارگردانی است که توانسته متن را به اجرا بدل کند و اجرا را به نقدی فرهنگی ارتقا دهد.

    منبع: ایران تئاتر

  • «شکاف» روی صحنه تئاتر شهر زاهدان

    «شکاف» روی صحنه تئاتر شهر زاهدان

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «شکاف» که تمرین های آماده سازی خود را به کارگردانی علیرضا راشکی قلعه نو به پایان رسانده بود از شب گذشته، 15 آذرماه در سالن اصلی تئاتر شهر زاهدان اجرای عموم خود را آغاز کرد.

    در این نمایش از نوشته های «مهدی حسن زاده» است که و «نجیم سرحدی» در نقش فرزاد، «راضیه نجاری» در نقش مریم، «پیمان سرابندی» در نقش دکتر و «هستی بیگلری زاده» در نقش الهام به بازی پرداختند که نکته تامل بر انگیز در اجرای «شکاف» اولین حضور و تجربه بازی «نجاری» و «بیگلری زاده» بر روی صحنه نمایش است.

    گفتنی است «شکاف» از 15 لغایت 21 آذر ماه اجراهای خود را ساعت 19 در سالن زنده یاد هادی فاضلی ساختمان تئاتر شهر فرهنگسرای جوان زاهدان سپری خواهد کرد و آسیب های روحی یک بیمار اسکیزوفرنی در تقابل او با توهمات و زندگی با معشوقه اش را به نمایش می گذارد.

    ایران تئاتر

  • اجرای «هملت» اثر ویلیام شکسپیر در شاوشپیلهوس «اشتوتگارت»

    اجرای «هملت» اثر ویلیام شکسپیر در شاوشپیلهوس «اشتوتگارت»

    به گزارش تئاتر آنلاین، پیش از این نیز در فصل گذشته، سیمونز کارگردانی اقتباس خود از «شاه لیر» ویلیام شکسپیر را در همین شهر به نمایش گذاشته بود که با استقبال مواجه شد.

    هملت در اثر شکسپیر به دنبال حقیقت است و پاسخی را می‌جوید، اما در این برداشت تاریک و مینیمالیستی یوهان سیمونز، یافتن پاسخ‌های روشن و قطعی، به چالشی دشوار بدل شده است.

    برداشت سیمونز از آغاز با فضایی سرد و استریل همراه است که حس بیگانگی و جدایی را القا می‌کند.

    تیم بازیگری با شدت و تمرکز بالا به ایفای نقش می‌پردازند و با رهبری دقیق سیمونز، هر حرکت و دیالوگ با معنایی عمیق همراه است.

    صحنه با یک کف بتنی تیره و صاف و دیوارهای بلند و خاکستری، محیطی عریان و خالی را تصویر می‌کند.

    لباس‌های بازیگران نیز به رنگ‌های سیاه و سفید محدود شده‌اند، که بر این فضای بی‌روح و نمادین تأکید دارد.

    تنها رنگ قرمزی که از گل‌ها و خون بر صحنه پاشیده می‌شود، این یکنواختی رنگی را می‌شکند و با خود معانی نمادین قدرتمندی را به همراه دارد.

    صحنه به جز یک ردیف صندلی، کاملاً خالی است و حس تهی بودن و پوچی را به مخاطب منتقل می‌کند.

    سیمونز آگاهانه با این فضا و سردی صحنه بازی می‌کند تا تماشاگر را به عمق درونی نمایش و کنش‌های بازیگران سوق دهد.

    یوهان سیمونز، از فصل ۲۰۲۰-۲۱ مدیر هنری تئاتر شاوشپیلهوس «بوخوم» آلمان بوده و برای کارگردانی‌هایش جوایز متعددی را از آن خود کرده است، که اعتبار وی را در صحنه تئاتر اروپا دوچندان می‌کند.

  • زن موسیقی وطن؛ مفاهیمیست که در باردو به آن می پردازیم

    زن موسیقی وطن؛ مفاهیمیست که در باردو به آن می پردازیم

    به گزارش تئاتر آنلاین، احسان محسنی ثانی، تهیه کننده نمایش «باردو» در این نشست هنری با اشاره به اینکه از سال ۹۴ به سمت تئاتر گام برداشته است در خصوص تهیه کنندگی این اثر ابراز کرد: ما در این مدت با بچه‌های تئاتر بیشتری ملاقات کردیم و افتخار همکاری با آنها را داشتیم. از طرف دیگر، احساس نیاز به یک مجموعه حرفه‌ای در زمینه تئاتر در شهر کاملاً مشهود بود. هدف ما این است که به عنوان یک بازوی رسانه‌ای برای این بخش فعالیت کنیم. هنر‌های نوین یا هنر معاصر را اگر بررسی کنیم، می‌توانیم سه ضلع برای آن ترسیم کنیم.

    یک ضلع آن خالقین اثر هستند، ضلع دیگر مخاطب و کسانی که به تماشا یا دیدن این اثر می‌آیند و ضلع سوم رسانه است. امیدوارم در این ضلع سوم بتوانیم کمکی کنیم تا این هنر، به عنوان مرکز مدیریت رسانه شناخته شود و بتوانیم به عنوان یک رسانه تأثیرگذار و مؤثر در این زمینه فعالیت کنیم. ان‌شاءالله با استفاده بیشتر از پتانسیل‌های خوب مشهد و استعداد‌های برجسته‌ای که بچه‌های این شهر دارند، بتوانیم به کشف و پرورش استعداد‌ها کمک کنیم و در سطح ملی و منطقه‌ای فعالیت کنیم.

    نمایش دغدغه‌های انسانی به واسطه هنر تئاتر

    محسنی ثانی با بیان این مطلب که هدف ما این است که معنایی به مخاطب در انتهای نمایش منتقل شود افزود: من به عنوان یک مخاطب تئاتر دوست دارم زمانی که وارد سالن می‌شوم، چیزی بر اندیشه‌ام افزوده شود. مخاطب باید احساس کند که پس از خروج از سالن نمایش، اگر بخواهد نمایش را برای کسی تعریف کند، چه چیزی می‌گوید. امروزه پیام آثار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ بلکه هنر‌ها به سمتی رفته‌اند که تنها بخشی از یک دغدغه یا مشکل را برای مخاطب نشان دهند و اندیشه‌ورزی پس از خروج از سالن اتفاق بیفتد. ما در این نمایش به دنبال این هستیم که احساسات و دغدغه‌های انسانی را از سال ۱۳۲۰ تا ۱۴۰۴ به تصویر بکشیم. این سه اپیزود، هر کدام در یک مقطع زمانی خاص اتفاق می‌افتند و سیر تاریخی را به صورت یک کل واحد به نمایش می‌گذارند. ما به انسان‌ها و زندگی‌هایشان توجه داریم، نه به ایدئولوژی‌ها و سیاست‌ها. در واقع، انسان رکن اصلی هنر‌های معاصر است و ما تلاش کرده‌ایم تا این سیر تاریخی را در سه اپیزود مجزا روی صحنه بیاوریم.

    تهیه کننده باردو و مدیر موسسه رسانه‌ای فراهنگ با تاکید بر این مطلب که ساخت این نمایش بدون هیچ گونه سفارشی و توسط بخش خصوصی انجام شده است، افزود: طبق تجربه بیست و اندی ساله‌ای که دارم به نظرم برای انجام یک کار نباید توقعی از دولت داشت و باید بر توانمندی‌های خود تکیه کرد و اگر دولت اجازه بدهد بخشی از کار‌ها را مردم و با مشارکت بخش خصوصی انجام بدهند به دلیل اینکه این افراد، کار را از خود می‌دانند با دلسوزی و دغدغه‌مندی بهتری آن را انجام می‌دهند و نتایج بهتری نیز حاصل می‌شود.

    به‌خصوص در شرایط اقتصادی کنونی، جایی که حمایت‌های دولتی ممکن است ناکافی باشد، حضور و فعالیت بخش خصوصی می‌تواند به عنوان یک محرک برای رشد و توسعه هنر عمل کند. این نکته که کار‌های مستقل و غیرسفارشی معمولاً کیفیت بالاتری دارند و با دلسوزی بیشتری تولید می‌شوند، تجربه‌ای است که بسیاری از هنرمندان با آن موافق هستند. رهمکاری بین بخش خصوصی و رسانه‌ها نیز می‌تواند به ترویج هنر و افزایش آگاهی عمومی درباره‌ی تئاتر کمک کند.

    باردو، نمایشی از عشق، موسیقی و جنگ و زندگی است

    نمایشی از جنگ و زندگی و عشق در سه مقطع تاریخی ایران

    علی حاتمی‌نژاد، نویسنده و کارگردان تئاتر مشهدی که در این پروژه نویسندگی «باردو» را به عهده دارد بیان کرد: در اصطلاح، «باردو» فاصله‌ای بین دو جهان است و در برخی فرهنگ‌ها به معنای دروازه‌ای بین مرگ و جهان دیگر تعبیر می‌شود. در فرهنگ‌های دیگر، انسان‌ها در لحظه مرگ آرزو‌هایی دارند که به آنها در جهان دیگر می‌رسند؛ این یعنی «باردو» و امیدوارم با دیدن نمایش، این مفهوم بهتر درک شود.

    حاتمی‌نژاد تصریح کرد: نکته اساسی که در نگارش نمایشنامه برای من مهم بود این است که وقتی ما سه مقطع تاریخی از ایران معاصر را روی صحنه نشان می‌دهیم، اگر بخواهیم مستقیماً به خود تاریخ بپردازیم، شکست خورده‌ایم. معتقدم که در عالم ادبیات دراماتیک، تاریخ باید همیشه در پس زمینه قصه باشد، نه در خود قصه. تاریخ تئاتر ایران و جهان نشان می‌دهد آثار موفق‌تر آنهایی هستند که تاریخ در پس‌زمینه صحنه قرار دارد نه روی صحنه. من همیشه به هنرجویان و دانشجویان می‌گویم که اگر بخواهیم درباره خود تاریخ روی صحنه صحبت کنیم، شکست خورده‌ایم.

    وی افزود: مدیوم تئاتر اجازه نمی‌دهد که تاریخ به صورت مستقیم مطرح شود؛ بلکه بیشتر مناسب مقالات پژوهشی و سخنرانی‌های تاریخی است. در تئاتر، ما نیاز داریم که زندگی را با تمام فراز و نشیب‌هایش ببینیم.

    کاستی‌ها و دغدغه‌ها و امیدها؛ بنابراین سعی کردیم تاریخ را در پس‌زمینه قرار دهیم تا انسان‌ها و زندگی‌هایشان را روی صحنه ببینیم. باردو در واقع یک داستان تاریخی در سال‌های ۱۳۲۰، ۱۳۶۲ و ۱۴۰۴ است که نگاه متفاوتی به مواجهه انسان با جنگ و زندگی و عشق دارد.

    باردو، یک تجربه از ترومای شخصی در جنگ ۱۲ روزه بود

    محمد نیازی، «باردو» را یک تجربه جدید عنوان کرد و درباره فرم آن گفت: نمایش ما به شکلی نوآورانه ترکیبی از موسیقی و روایت داستانی است که به آن «موسیقی نمایش» گفته می‌شود. در این نوع نمایش، قطعات موسیقی به‌طور مستقل در دل درام قرار می‌گیرند و نه تنها تزیینی بلکه کاربردی هستند و در پیشبرد داستان مؤثرند. این فرم جدید باعث شده تا یک تجربه متفاوت برای مخاطب ایجاد کنیم.

    وی در خصوص فرایند اجرایی نمایش ابراز کرد: ایده پردازی اواخر شهریور ماه آغاز شد و تمرینات از ابتدای مهرماه و نمایش نیز از ۱۳ آذرماه در تماشاخانه آکتور شروع خواهد شد. ما به دنبال این هستیم که مخاطب بتواند در طول نمایش، عشق، موسیقی و جنگ را لمس کند. دغدغه من این است که جامعه نیاز دارد تا مرهمی برای آرامش بیابد. به عنوان یک کارگردان تئاتر، احساس می‌کنم رسالت من این است که موضوعاتی را که بر مبنای عشق و انسانیت هستند، روی صحنه بیاورم و به مخاطب ارائه دهم.

    نیازی با اشاره به ایده اولیه نمایشنامه توضیح داد: باردو یک تجربه شخصی و حقیقی است که برای خودم در جنگ ۱۲ روزه پیش آمده است. زمانی که جنگ شد من به دنبال خرید یک پیانو بودم که این موضوع باعث ترس من و ایجاد ترومایی بین زندگی و علاقه من به موسیقی شد. وقتی در خیابان‌های شهر راه می‌رفتم هر لحظه گمان می‌کردم امروز ساختمانی نابود می‌شود و امیدی به فردا نداشتم و این درگیری ذهنی و زندگی با ترس، همراهم بود. وقتی این ایده را با آقای حاتمی مطرح کردم استقبال کردند و قرار شد نمایشنامه آن را بنویسند.

    تکامل انسانی با هنر تئاتر

    این کارگردان مشهدی تصریح کرد: در نمایش باردو، ما به موضوعاتی، چون عشق و موسیقی پرداخته‌ایم و سعی کرده‌ایم تا با استفاده از روایت‌های انسانی، مخاطب را به تفکر وادار کنیم. من معتقدم که تئاتر باید به عمق احساسات انسانی توجه داشته باشد و این توجه به انسان، یکی از مبانی اصلی آثار من است.

    حاتمی نژاد در تکمیل صحبت‌های نیازی خاطرنشان کرد: هنر مدرن به انسان به عنوان مرکز عالم توجه دارد. این دیدگاه ما را به سمت تکامل انسانی سوق می‌دهد تا به مسائلی، چون تربیت، آموزش و نیاز‌های اولیه انسان بپردازیم. در این راستا، تلاش ما بر این است که لغزش‌ها، دغدغه‌ها و ترس‌های انسان را به تصویر بکشیم. در آثار قبلی من، انسان به‌طور محوری‌تر مورد توجه قرار گرفته بود، اما اکنون احساس می‌کنم که معنا و هویت انسان در بستر اجتماعی‌اش شکل می‌گیرد. این اجتماع، حاصل جمع فرهنگ، رویداد‌های تاریخی، جنگ، عشق و فقر است. بنابراین، من سعی کرده‌ام دوربین را کمی عقب‌تر بکشم و انسان را در جمع و در اجتماعی پرمخاطره نشان دهم.

    این جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، با دغدغه‌های روزافزون و وقایع پیرامونی متنوعی مواجه است. من در این نمایشنامه به فرهنگ، سیاست، ایدئولوژی و دین به عنوان اجزای تشکیل‌دهنده جامعه ایرانی پرداخته‌ام.

    حاتمی‌نژاد همچنین تاکید کرد: بررسی زیست معاصر و واکنش نسل امروز به جنگ در گفتگویی که با آقای محسنی‌ثانی داشتیم برایم بسیار جالب آمد. این اثر به نوعی نمایانگر احساسات و تجربیات مردم از جنگ به ویژه نسل جوان و دهه هشتادی است.

    گفتنی است نمایش صحنه‌ای «باردو» به تهیه کنندگی احسان محسنی ثانی، کارگردانی محمد نیازی و نویسندگی علی حاتمی‌نژاد و بازی مسعود میرنیکزاد، وحید عباسی، امیربهادر اورعی، دلارام صفری، اسما نیازی و نیلوفر وصالی‌خواه از ۱۳ آذرماه در تماشاخانه آکتور به مدت ۳۰ شب به روی صحنه می‌رود و علاقمندان می‌توانند از طریق سایت گیشات، بلیط آن را تهیه نمایند.

  • نمایش «کانتوس»: تجربه‌ای مینیمال، عمیق و تکان‌دهنده

    نمایش «کانتوس»: تجربه‌ای مینیمال، عمیق و تکان‌دهنده

    به گزارش تئاتر آنلاین، این اثر، که توسط باله ایالتی هسن در ویسبادن، آلمان به روی صحنه رفته، تجربه‌ای غنی و تحریک‌کننده فکری را برای مخاطبان فراهم می‌آورد.

    «کوزمینسکی» که به نوآوری‌هایش و توانایی‌اش در بیان مضامین عمیق از طریق حرکت شهرت دارد، با «کانتوس» اثری خلق کرده که هم از نظر زیبایی‌شناختی جذاب است و هم از لحاظ فکری چالش‌برانگیز.

    این قطعه، سفری است به درون روان انسان، جایی که رقصندگان #رقص_معاصر باله ایالتی هسن، طیف وسیعی از احساسات و مهارت‌های فیزیکی خیره‌کننده را به نمایش می‌گذارند.

    آنها جستجوی مداوم برای یافتن خویشتن را در دنیایی دائماً در حال تغییر تجسم می‌بخشند.

    موسیقی متن، ترکیبی از ساخته‌های معاصر و صداهای الکترونیک، نقش بسزایی در ایجاد فضای کلی اثر دارد.

    این موسیقی، عمق عاطفی نمایش را تقویت کرده و تماشاگر را از میان مراحل مختلف خودکاوی هدایت می‌کند.

    طراحی نور و دکور صحنه مینیمالیستی، به صورت بی‌نقصی تکمیل‌کننده رقص‌آرایی هستند و فضایی متمرکز و تقریباً مراقبه‌گونه ایجاد می‌کنند.

    «کانتوس» فراتر از مجموعه‌ای از صحنه‌های رقص است؛ این یک تجربه روایی منسجم است که بدون نیاز به دیالوگ‌های سنتی، داستان خود را بازگو می‌کند.

    روایت، صرفاً از طریق بدن رقصندگان پیش می‌رود؛ حرکات آنها هم انتزاعی است و هم عمیقاً انسانی.

    از مخاطب دعوت می‌شود تا تفاسیر شخصی خود را بسازد و درگیر کاوشی شخصی با مضامین اصلی اثر شود.

    اجرای دقیق و بیانگر رقصندگان، که دیدگاه #ماچی_کوزمینسکی را با وضوحی چشمگیر به روی صحنه می‌آورند، به ویژه قابل تحسین است.

    توانایی آنها در منتقل کردن داستان‌های فردی در دل یک کل بزرگ‌تر، «#کانتوس» را به تجربه‌ای فراموش‌نشدنی تبدیل می‌کند.

    باله ایالتی هسن، تحت مدیریت «مارتین شلپفر»، بار دیگر با این تولید، جایگاه خود را به عنوان یکی از پیشروترین گروه‌های رقص اروپا تثبیت کرده است.

    «کانتوس» برای علاقه‌مندان به #تئاتر_حرکتی و تمام کسانی که به کاوش عمیق در هویت انسانی علاقه‌مند هستند، اثری دیدنی است.

  • تخفیف ۵۰ درصدی نمایش «شکستن امواج» به مناسبت روز دانشجو

    تخفیف ۵۰ درصدی نمایش «شکستن امواج» به مناسبت روز دانشجو

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «شکستن امواج» به نویسندگی ارژنگ طالبی‌نژاد و کارگردانی مجتبی جدی از ۱۹ آبان‌ماه ساعت ۲۰:۴۵ در سالن سه مجموعهٔ تئاتر لبخند به‌ صحنه رفته است.

    به‌مناسبت روز دانشجو، بلیت نمایش «شکستن امواج» در روز یکشنبه ۱۶ آذرماه ۱۴۰۴ برای دانشجویان با ۵۰ درصد تخفیف ارائه می‌شود. دانشجویان می‌توانند با ارائه کارت دانشجویی در گیشه یا از طریق سایت تیوال بلیت نیم‌بها تهیه کنند.

    بازیگران (به‌ترتیب حروف الفبا):
    نگین تهمتن، عباس جمالی، نازنین حشمدار، شیدا خلیق، دنیز دانش صمدی، باسط رضایی هستند.

    مجری طرح: رها جهانشاهی، مشاور اجرا: مسعود ملکوتی نیا، طراح صحنه: مرتضی فرهادنیا، طراح لباس: مهسا اسمعیل زاده، طراح نور: نازنین یارویسی، آهنگساز و طراح، صدا: مهدی زمانی، مشاور گریم: تینا بخشی، آواز: صبا نظری، مربی زبان اشاره: حوریه مقدسی، مربی حرکت: مصطفی شبخوان، طراح گرافیک: مهرداد رضائی، روابط عمومی: نگار امیری، عکاس تبلیغات: رضا جاویدی، ویدئو مپینگ: مهرداد رضائی، علی نورانی، ساخت تیزر: مانی حمیدی شاد، علی بنایی طاهری، موشن گرافی: پوریا علی محمدی (unreal | آنریل)، مشاور رسانه‌ای: علی کیهانی، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: نرگس پروانیا، گروه کارگردانی: مائده قطبی، رضا سالاریان، کیمیا مظفری، احسان فغانی، محیا طهانی، آیدا عارفی دیگر عوامل این پروژه نمایشی هستند.

    در خلاصه نمایش آمده است:
    «– چرا همش به اون نگاه می‌کنی؟ • کی؟ – دیدم که بوسیدیش…»

  • سارینا رزاق‌مرندی بازیگر تئاتر درگذشت

    سارینا رزاق‌مرندی بازیگر تئاتر درگذشت

    به گزارش تئاتر آنلاین، این هنرمند جوان در تازه‌ترین اثر سینمایی خود، فیلم «۹» به کارگردانی شاهین رشیدی نیز ایفای نقش کرده است؛ اثری که این روزها در پلتفرم فیلم‌نت به‌صورت اکران آنلاین در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

    رزاق‌مرندی متولد ۱۳۷۳ بود و طی سال‌های فعالیتش در عرصه هنرهای نمایشی و سینما، حضوری پرتلاش و اثرگذار داشت. او در آثار سینمایی «نُه»، «مرگ موش»، «شکلات فرنگی» و «سانتیمتر» بازی کرد و توانست توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کند.

    وی در جشنواره‌های مختلف از جمله جشنواره تئاتر استان تهران و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان، جوایزی در بخش‌های بازیگری، کارگردانی و نمایشنامه‌نویسی کسب کرده بود. همچنین برای بازی در فیلم سینمایی «نُه» نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل از یک جشنواره بین‌المللی در برزیل شده بود.

    درگذشت زودهنگام سارینا رزاق‌مرندی را به خانواده ایشان تسلیت می‌گوییم. یاد و آثارش در خاطر هنردوستان ماندگار خواهد ماند.

  • «عچق» به مجموعه تئاتر لبخند می‌رود

    «عچق» به مجموعه تئاتر لبخند می‌رود

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش«عچق» به کارگردانی عبدالرضا شیبانی از ۲۰ آذر در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه می‌رود.

    «عچق» با نام اصلی luv به ترجمه‌ی شهرام زرگر و به معنای علاقه چندم قلبی، یک کمدی آمریکایی با مولفه‌های کمدی ابزورد است که در ۲ پرده به یک مثلث عشقی متفاوت می‌پردازد.

    «عچق» یک کمدی عاشقانه، سیاه و ابزود است که در نمایشنامه و اجرا از انواع ترفندهای کمدی (موقعیت، کلام، رفتار، شخصیت، پارودی، گروتسک، اسلپ استیک، و …) بهره برده است.

    عبدالرضا شیبانی نویسنده، کارگردان، بازیگر و مدرس تئاتر پیش از این نمایش‌های «انگور»، «آی»، «آپ»، «دست برافراشته»، «آنتاگونیست‌ها و پروتاگونیست‌ها»، «شش پنجره مایل به همیشه»، «همه‌ دزدها که دزد نیستند» «افسانه‌ گوراغلی» و … را کارگردانی کرده است.

    در این اثر بابک کیوانی آهنگساز و طراح صدا، سعید یزدانی طراح صحنه، تینا بخشی طراح گریم، سرور ماندی طراح لباس، صادق زرجویان عکاس، گرافیست و ختن تهرانی تبلیغات به عنوان عوامل حضور دارند.

    خبرنگار: محمدجواد عبدی

  • بر اساس داستانی از «استانیسلاو لم»؛ «یک دقیقه از بشریت»

    بر اساس داستانی از «استانیسلاو لم»؛ «یک دقیقه از بشریت»

    به گزارش تئاتر آنلاین، این نمایش با عنوان «یک دقیقه از بشریت» اقتباسی آزاد از جهان‌بینی عمیق و تفکربرانگیز «استانیسلاو لم» نویسنده شهیر لهستانی است.

    این برداشت هنرمندانه، ابعاد تازه‌ای از داستان‌سرایی را پیش روی مخاطب قرار داده و مرزهای میان واقعیت و داستان را به چالش می‌کشد.

    «وُلسیکا» با بهره‌گیری از روایتی پیچیده و لایه‌لایه، فضایی را می‌آفریند که در آن، مسائل فلسفی و اجتماعی از منظری طنزآمیز و تأمل‌برانگیز مورد کاوش قرار می‌گیرد.

    این نمایش فرصتی است برای تجربه کمدی‌ای هوشمندانه که ریشه‌های عمیقی در تفکر «لم» دارد و به شکلی هنرمندانه برای صحنه بازآفرینی شده است.

  • کمدین «جودی لاو»: من یک دختر قوی و رئیس هستم و شما عاشقش خواهید شد

    کمدین «جودی لاو»: من یک دختر قوی و رئیس هستم و شما عاشقش خواهید شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، این هنرمند پیش از شهرت تلویزیونی گسترده، مادری مجرد بود که به طور همزمان به فعالیت در زمینه استندآپ کمدی و کارهای مراقبتی اشتغال داشت.

    اکنون او بار دیگر به صحنه بازگشته تا در نمایش جدید خود، طنز و خنده را از دل تجربیات و رنج‌های گذشته‌اش بیرون بکشد و آن‌ها را با مخاطبان به اشتراک بگذارد.

    «جودی لاو» در این باره می‌گوید: «خنده بود که به من کمک کرد تا از پس مشکلات برآیم.»

    یکی از حکایت‌های تکان‌دهنده‌ای که او در این نمایش روایت می‌کند، مربوط به ربوده شدنش در هفده سالگی است، هرچند او برای تأثیرگذاری بیشتر، هنگام بازگویی این تجربه روی صحنه، چند سالی به سن خود در آن زمان اضافه می‌کند.

    این خاطره تلخ برای دومین بار بود که در یک اجرای آزمایشی در اواخر اکتبر، در حضور تماشاگران نقل می‌شد و با مهارت خاص «لاو» با جملات خنده‌دار و بداهه همراه شده بود.

    با اینکه ساختار و بخش‌های اصلی نمایش جدید او همچنان در حال تکامل و شکل‌گیری است، اما اجرای اخیر او در شب چهارشنبه در «بدفورد در انگلستان» به طور کامل بلیت‌هایش به فروش رسید.

    این استقبال گسترده، به وضوح نشان‌دهنده قدرت جذب و محبوبیت فراوان «جودی لاو» به عنوان یک ستاره تلویزیونی است که توانایی او را در پر کردن سالن‌ها به رخ می‌کشد.

    او نمایش خود را با اجرایی پرانرژی و رقصیدن به سمت کانون توجه آغاز می‌کند، که از همان ابتدا تماشاگران را مجذوب خود می‌سازد.

    سپس «لاو» به طنز از دوران کاری خود به عنوان مددکار اجتماعی و تغییر سبک زندگی‌اش از «مرغ و چیپس به شامپاین و سویچه» سخن می‌گوید، که تضادهای مسیر زندگی او را به تصویر می‌کشد.

    در لابلای این روایت‌ها، او به مهارت مثال‌زدنی خود در بخش‌های بداهه و شوخی‌های فی‌البداهه با جمعیت می‌پردازد که از بهترین لحظات اجرا محسوب می‌شود.

    در ادامه، او به دوران دانشجویی‌اش در رشته فناوری اطلاعات اشاره می‌کند، اما با طنز اعتراف می‌کند که بیشتر وقتش را به «رفتن به اتاق بازی‌ها برای پیدا کردن پسران» می‌گذرانده است.

    درست در همین دوران دانشجویی است که «لاو» با پسری بدون نام و نشان آشنا می‌شود که سرنوشت او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

  • پوستر «مثل یک ترافل ساده» منتشر شد

    پوستر «مثل یک ترافل ساده» منتشر شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، در این تئاتر مولتی مدیا، رامتین هوشمند به ایفای نقش می‌پردازد.

    این اثر تجربه‌ای بینا رشته‌ای بین مونولوگ و ویدیومپینگ است که برای اولین بار در ایران اجرا می‌شود.

    در خط داستانی «مثل یک ترافل ساده» آمده است: تنها یک بار زندگی نمی‌کنیم.

    محمود احدی‌نیا پیش از این نویسندگی تئاترهای «خاک سفید»، «بام»، «کشتی نوح»، «این بود زندگی»، «نامه‌های بی‌نام و نشان» و … را بر عهده داشته است و «مثل یک ترافل ساده» اولین تجربه‌ی او در زمینه کارگردانی تئاتر است.

    مجری طرح این اثر نمایشی امیرسپهر تقی‌لو و تهیه‌کننده آن گروه غذایی ساعدی‌نیا است.

    علاقمندان می‌توانند با مراجعه به تیوال، نسبت به تهیه بلیت اقدام نمایند.

    مثل یک ترافل ساده