سریال بدنام؛ همه چیز برای سود
حتی در پیشرفتهترین و بهظاهر پاکترین کشورها از نظر ساختارهای اقتصادی و نظارتی باز هم موضوع فساد اقتصادی بهعنوان یکی از جذابترین سوژهها برای روایتهای نمایشی مطرح است.
دلیل این توجه مداوم را میتوان در کشش دراماتیک بالای چنین موضوعاتی و همچنین تمایل مخاطب برای شناخت مناسبات پنهان و پشتپرده جستوجو کرد. فساد بهعنوان پدیدهای پیچیده امکان خلق موقعیتهای چالشبرانگیز انسانی و اخلاقی را فراهم میکند؛ موضوعی که باعث میشود شخصیتها در موقعیتهای دشوار تصمیمگیری قرار میگیرند.
در ایران نیز طی سالهای اخیر بارها شاهد تولید فیلمها و سریالهایی با محوریت فساد اقتصادی بودهایم. این آثار تلاش کردهاند ضمن سرگرمکردن مخاطب، نگاهی انتقادی به ساختارهای معیوب و روابط ناسالم بیندازند. حامد عنقا که پیشتر هم تجربه کار روی چنین مضامینی را داشته اینبار با سریال «بدنام» به سراغ روایتی دیگر رفته است؛ روایتی که هم بر روابط انسانی تمرکز دارد و هم به شبکههای درهمتنیده فساد در سطوح بالاتر اشاره میکند. او در این مجموعه سعی کرده با تلفیق داستانهای شخصی و اجتماعی تصویری نسبتاً جامع از تأثیر فساد بر زندگی افراد ارائه دهد.
«بدنام» تا قسمت چهارم چند شخصیت محوری را معرفی کرده که سرنوشتشان بهنوعی به یکدیگر گره خورده است. عماد، یلدا، حاج ابراهیم، اسماعیل و هدیه. هر یک از این شخصیتها نهتنها درگیر مسائل شخصی خود هستند بلکه در یک شبکه پیچیده از منافع و معاملات نیز نقش دارند. عماد که با وجود داشتن خانواده رابطهای پنهانی با یلدا برقرار کرده در تلاش است با استفاده از این رابطه به سود مالی بزرگی دست یابد. او حاضر است یلدا را به نوعی معامله کند تا به خواستههای اقتصادیاش برسد. در سوی دیگر حاج ابراهیم بهعنوان فردی منتفذ در سیستم اقتصادی از این موقعیت برای تثبیت قدرت و گسترش نفوذ خود بهره میبرد.
یلدا در این میان شخصیتی است که بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارد. او برای رهایی از وضعیت فعلی ناچار به پذیرش شرایطی میشود که عماد برایش تعیین کرده است. این انتخابها، هرچند بهظاهر آگاهانه هستند اما ریشه در محدودیتها و فشارهای بیرونی دارند. در قسمت چهارم رابطه میان اسماعیل و یلدا پررنگتر میشود؛ رابطهای که با ورود هدیه دچار تنش و پیچیدگی بیشتری میشود. از سوی دیگر شخصیت لعیا زنگنه که برخلاف نقشهای پیشینش اینبار چهرهای متفاوت دارد، بهعنوان فردی اثرگذار در زندگی یلدا ظاهر میشود و با دخالت خود مسیر داستان را تغییر میدهد.
«بدنام» اگرچه در پرداخت سوژهای جذاب و پرکشش موفق عمل کرده، اما در برخی بخشها دچار پراکندگی روایی است. تعدد شخصیتها و خطوط داستانی باعث شده تمرکز اثر در برخی لحظات از بین برود و مخاطب نتواند بهطور کامل با همه کاراکترها ارتباط برقرار کند.
نقطه قوت سریال در طرح پرسشهایی است که مخاطب را ترغیب میکند قسمتهای بعدی را دنبال کند.
«بدنام» با تکیه بر سوژهای آشنا اما همچنان جذاب تلاش میکند تصویری از پیچیدگیهای روابط انسانی در بستر فساد اقتصادی ارائه دهد.