درباره نمایش «بیست و چهار» به کارگردانی علی حیدری
نمایش «بیست و چهار» به کارگردانی علی حیدری که این روزها در کارگاه نمایش تئاتر شهر اجرا میشود، با تغییر در ترتیب منطق رویدادهای قصه، ساختاری تقریبا متفاوت از درام استاد محمد پیدا کرده است.
تئاتر آنلاین: «بیست و یک روز باید بگذرد تا خون پاک بشود»؛ امیراسعدخان به این امید همه تلاشش را میکند تا دو پسرش را اعتیاد نجات بدهد. دو شب از این بیست و یک شب در نمایشنامه محمود استاد محمد، طوری در فاصله میان جزئیات رویدادهای تلخ اجتماعی و جهان ناتورالیستی آن روایت میشود که توانسته تمام یک قصه کامل را در خود بگنجاند.
استاد محمد در زمان خودش با یک چنین درامی، کار را از طرفی تمام کرده و از سویی دیگر با نگاه متفاوت به جامعه از پشت قاب صحنه تئاتر، تازه آن را (در زمان خودش) در تئاتر ایران آغاز کرده است. برای همین بعد از پایان قصه پسرهای امیر اسعدخان، تماشاگر حالا در میان سطرهای روایت، نوک نیش تند نگاهی انتقادی به جامعه را مییابد و در جستجو برای درک آن متوجه زیرمتن میشود و جهانی را مییابد که معنایش را با کمی تعمق میتواند در اشتراک با دنیای خودش به راحتی درک کند و بفهمد و از فهمیدنش لذت ببرد. بخش مهمی از این معنا را منطق رویدادها و جزئیات عمدتا چرک روابط بین اشخاصی تعریف میکند که بخشی از ساختار یک فرهنگ است؛ فرهنگی که تابع جزییات زمانه و زندگی آن آدمها در خانواده و محله و جامعهشان است.

حالا پرسش من اینست که «شب بیست و یکم» در خوانش امروزش توسط علی حیدری چه اندازه به این مناسبات فرهنگی توجه داشته است؟ منظورم جزئیاتی از فرهنگ است که امروز به سرعت و بارها و بارها در طول یک دهه تغییر میکنند و اصلا متفاوت میشوند. منظور جزئیاتی از رفتار و گفتار و زبان و منش است که به سرعت در حال تغییر و بهروزرسانی خودش است! به بیان دیگر نمایش «بیست و چهار» چقدر براساس نیازسنجی مخاطب امروز طراحی شده و چه اندازه به دنیایی که ما الان در آن زندگی میکنیم نزدیک است؟
نمایش «بیست و چهار» به کارگردانی علی حیدری که این روزها در کارگاه نمایش تئاتر شهر اجرا میشود، با تغییر در ترتیب منطق رویدادهای قصه، ساختاری تقریبا متفاوت از درام استاد محمد پیدا کرده است.
صرفنظر از نقش پررنگ کارکتر نویسنده در ارتباط میان فروغ و فرخ، مهمترین ویژگی این خوانش متفاوت، دریچهای است که حیدری برای بیان جهان قصهاش انتخاب کرده و هدفی است که از اجرای آن دنبال میکند. او هم مثل استاد محمد، نیش تند نقدش متوجه هیولایی است که در جامعهاش میبیند و مردم را نشانه رفته؛ هرچند که مثل شب «بیست و یکم» روی قصهای برای بیان آن متمرکز نشده است. به جای تمرکز بر قصه که ناگزیر جامعه را با جزئیات ترسناک آن بزرگنمایی بکند؛ علی حیدری، خطوط پررنگتری از انتقادات را مثل رگهای ورم کردهای از اجرایش در اختیار تماشاگر قرار میدهد تا واکنش مخاطب را در آنها تزریق کند. همین هم کمی از ارزش کار او کاسته است.

گروه خوب و جوان «بیست و چهار»، توانستهاند این نمایش را با ضرباهنگی یکدست اجرا کنند. «بیست و چهار» با تار پود زمانه «شب بیست و یکم» روایت میشود اما خیلی تلاش میکند تا امروزی شود؛ حرفهای امروزی میزند و کنایههایش را هم می توان درک کرد و دریافت.
حیدری توانسته به خوبی جهانی را خلق کند که قصه در آن هویتی منطقی پیدا کند. از این منظر، «بیست و چهار» را میتوان اجرای خوبی از یک گروه جوان و خلاق ارزیابی کرد که شکل و ساختار درستی را برای بیان مفهوم مورد نظرشان انتخاب کردهاند. و البته برای کاری که دارند میکنند، در عین اینکه ساده به نظر میرسد، مسیر دشواری را انتخاب کردهاند.
*مهدی نصیری – عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران