برچسب: بهرام بیضایی

  • «آرش» بهرام بیضایی در تئاتر شهر خوانده می شود

    «آرش» بهرام بیضایی در تئاتر شهر خوانده می شود

    جلسه نمایشنامه خوانی «آرش» نوشته بهرام بیضایی و کارگردانی هادی سروری روز جمعه ۸ دی در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، جلسه نمایشنامه خوانی «آرش» نوشته بهرام بیضایی و کارگردانی هادی سروری ساعت ۱۸ روز جمعه ۸ دی در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود.

    در این جلسه نمایشنامه خوانی شیرین صمدی، علیرضا جلالی تبار و هادی سروری به عنوان نقش خوان حضور دارند.

    هادی سروری درباره برپایی این جلسه نمایشنامه خوانی گفت: من تا کنون ۱۱ جلسه نمایشنامه خوانی از آثار استاد بهرام بیضایی را برگزار کرده ام اما این جلسه نمایشنامه خوانی یکی از متفاوت ترین و بهترین اجراهایی است که از آثار این نویسنده و کارگردان بزرگ تئاتر ایران خواهم داشت. من علاوه بر اینکه برای خوانش نمایشنامه «آرش» با اجازه مستقیم استاد بیضایی کار را اجرا می کنم، توفیق دیگری هم نصیب من شده است به طوری که ایشان چندی پیش از بنده خواست تا صدای نقش خوانان را حین تمرین جلسات نمایشنامه خوانی ضبط کرده و برای وی ارسال کنم. همین موضوع مقدمه ای برای صحبت کردن با این هنرمند ارزشمند پیرامون مسائل مختلف شد و باعث شد تا در این اجرا برای من تبدیل به یک اجرای بسیار ویژه شود.

  • نمایشنامه خوانی «آرش» در فرهنگسرای رسانه اجرا می شود

    نمایشنامه خوانی «آرش» در فرهنگسرای رسانه اجرا می شود

    نمایشنامه «آرش» نوشته بهرام بیضایی توسط آکادمی بازیگری «ژیوار» به کارگردانی میکاییل شهرستانی، شنبه ۲۰ آبان در فرهنگسرای رسانه و شبکه‎های اجتماعی خوانش می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این برنامه نمایشنامه خوانی با خوانشگری میکاییل شهرستانی و خنیاگران کاوه آهنگرانی، الکساندر آوانسیان و درسا شهرستانی اجرا می شود.

    علاقه مندان برای حضور در این برنامه نمایشنامه خوانی که شنبه ۲۰ آبان از ساعت ۱۹ تا ۲۱ در فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی برگزار می شود.

    فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی در ابتدای خیابان پاسداران، خیابان گل نبی، خیابان ناطق نوری، میدان قبا واقع است.

  • اجرای فیلم‌تئاتر «آینه‌های روبرو» بر اساس متنی از بیضایی

    اجرای فیلم‌تئاتر «آینه‌های روبرو» بر اساس متنی از بیضایی

    فیلم‌تئاتر «آینه‌های روبرو» بر اساس فیلمنامه ای به همین نام از بهرام بیضایی در تالار وحدت روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، فیلمنامه «آینه‌های روبرو» سال ۱۳۵۹ توسط بهرام بیضایی نوشته شد اما هیچ‌گاه امکان ساخته‌شدن این فیلم فراهم نشد. این فیلمنامه دوبار توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است. حالا بعد از ۳۷ سال محمد رحمانیان فیلم‌تئاتر «آینه‌های روبرو» را در تالار وحدت روی صحنه می‌برد.

    «آینه‌های روبرو» تنها اثر بیضایی است که مستقیم به مسایل مربوط به انقلاب ایران در سال ۵۷ می‌پردازد و در ذات خود یکی از عاشقانه‌ترین آثار بیضایی است. بیضایی در بخش از مقدمه مفصل این کتاب در سال ۵۹ نوشته است: هر نوع برداشت اعم از نمایش، نمایش رادیویی، فیلم سینمایی، فیلم کوتاه، فیلم تئاتر و غیره منحصرا تا ابد در انحصار نویسنده است.

    فیلم‌تئاتر «آینه‌های روبرو» مرداد و شهریور ماه ۹۶ در تالار وحدت روی صحنه می‌رود.

  • گزارش از همایش بررسی آثار بهرام بیضایی در دانشگاه «سنت اندروز»

    گزارش از همایش بررسی آثار بهرام بیضایی در دانشگاه «سنت اندروز»

    دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند، روز پنجشنبه اول تیرماه، دکترای افتخاری ادبیات این قدیمی‌ترین دانشگاه اسکاتلند را به بهرام بیضایی، نمایشنامه نویس و کارگردان برجسته تئاتر و سینمای ایران اهدا کرد.

    تئاتر آنلاین /در کنار این مراسم که به پیشنهاد و با برنامه‌ریزی دکتر سعید طلاجوی، مدیر گروه ادبیات فارسی و با حمایت پروفسور علی انصاری، مدیر گروه ایران شناسی دانشگاه سنت اندروز انجام گرفت، برنامه‌های دیگری نیز به مناسبت بزرگداشت شصت سال فعالیت فرهنگی آقای بیضایی در عرصه نمایش، سینما و اسطوره شناسی ایران تدارک دیده شده بود، از جمله نمایش نسخه دیجیتالی ترمیم شده نخستین فیلم بلند بیضایی یعنی کلاغ با حضور بیضایی و نیز اجرای بخشی از نمایش شب هزار و یکم بیضایی با بازی مژده شمسایی.علاوه بر این، یک همایش دو روزه نیز در روزهای دوم و سوم تیرماه در دپارتمان زبان‌های خارجی دانشگاه سنت اندروز برگزار شد که در آن، تعدادی از چهره‌ها و پژوهشگران دانشگاهی در مورد جنبه‌های مختلف آثار بیضایی سخنرانی کردند.
    به گفته سعید طلاجوی، هدف از برگزاری این برنامه‌ها این است که هنرمندان و پژوهشگران غیر ایرانی، که ایران را تنها با برداشتی محدود از آثار فردوسی، حافظ، خیام و مولوی می‌شناسند با هنرمند و پژوهشگر کم نظیری مثل بیضایی آشنا شوند که آثارش گزاره‌های نوینی برای بیان نمایشی و سینمایی جهان به ارمغان آورده است.عنوان سخنرانی سعید طلاجوی، «گفت‌و‌گوی فراسینمایی فیلم رگبار با سینمای ایران: مردانگی، اندیشمندی و به حاشیه رانده شدگی» بود. طلاجوی در مقدمه حرف‌های خود به بررسی عناصر زیبا شناختی، روایی و مضمونی در تئاتر و سینمای بهرام بیضایی پرداخت و در مقاله‌اش کاربرد شیوه‌های آگاهینه سینمامحور در فیلم رگبار را به بحث گذاشت. او نشان داد که پیش از پرداختن به موضوع زن در جامعه، یکی از مضامین برجسته کارهای بیضایی به چالش کشیدن الگوهای مردانگی غالب در جامعه و سینمای ایران بوده است که در آنها درجات مردانگی در قالب ارزش‌های سیاسی، دینی، فرهنگی و اقتصادی جامعه پدرسالار تعریف می‌شوند و با الگو‌سازی برای طبقات اجتماعی گوناگون، تکرار الگوهای سرکوبگر قدیمی را از طریق تصویر، نظارت و توبیخ ممکن می‌کنند. طلاجوی نشان داد که در سینمای دهه چهل و پنجاه خورشیدی، الگوی غالب که همچنان هم در برخی زوایای خود غالب است، قهرمان را در جایگاه نقش‌های راهبردی شاه-موبد-یا نقش‌های حمایتی نظیر کارمندِ ارشد-افسر ارتش-لوتی تعریف می‌کند و توان کنترل از طریق نظارت و خشونت را به مهم ترین ویژگی مردانگی تبدیل می‌کند. طلاجوی ســــــــــــــــــــــپس به بازتاب های خوانش بیضایی از مردانگی در دو فیلم «عمو سبیلو» و «رگبار» پرداخت. به گفته طلاجوی، بیضایی در «رگبار» بارها با بازی کردن با چارچوب تصویر، پوستر و ایجاد صحنه‌های تماشاگر-بازیگر در داخل فیلم نشان می‌دهد که فیلم او قرار است قهرمانان جدیدی را به سینمای ایران معرفی کند و در عین حال قهرمانان پیشین را با نشان دادن خوبی‌ها و بدی‌ها و نقاط ضعفشان واقعی‌تر کند یا از عرصه قدرت پایین بکشد.
    سخنرانی من (پرویز جاهد) هم در مورد جنبه‌های تریلر جنایی و نوآر در سینمای بهرام بیضایی با تمرکز روی سه فیلم شهری بیضایی یعنی «کلاغ»، «شاید وقتی دیگر» و «سگ کشی» بود. به اعتقاد من، تاکنون درباره جنبه‌های مختلف تاریخی، اساطیری، آیینی، اگزیستانسیالیستی یا فمینیستی آثار بیضایی، مقالات و کتاب‌های زیادی نوشته شده اما وجهی از سینمای بیضایی که تقریباً نادیده گرفته شده یا کمتر به آن توجه شده، ویژگی‌های تریلر و جنایی سینمای اوست که من سعی کردم در مقاله خودم به صورت فشرده و با ذکر نمونه‌های دقیقی از فیلم‌های «کلاغ»، «شاید وقتی دیگر» و «سگ کشی» به آن بپردازم. به نظر من بیضایی سینماگری است که قاعدتاً فیلم‌هایش را نباید در محدوده ژانر خاصی بررسی کرد چرا که فیلم‌هایش معمولاً قواعد و کلیشه‌های ژانر را نادیده گرفته و از محدوده آن فراتر می‌رود و این به خاطر خصلت روشنفکرانه سینمای بیضایی است. با این حال می‌توان در کنار دغدغه‌های تاریخی، آیینی، اسطوره‌ای و حماسی بیضایی، علاقه و گرایش او به سینمای جنایی و نوآر و حضور عناصر روایی، سبکی و آیکونیک این ژانر را در فیلم‌ها و نیز فیلمنامه‌های فیلم نشده و نمایشنامه‌های او جست‌و‌جو کرد.
    ساختار معمایی و پر رمز و راز، وجود فیگور شبه کارآگاه و بازرس جنایی، تعلیق، دلهره، کابوس، سوء ظن، زیر نظارت و کنترل دائمی بودن، اتهام، توطئه، پارانویا، بحران هویت، آدم ربایی، قتل و شهر تاریک و درنده، برخی از مهم ترین عناصر روایی تریلر جنایی‌اند که همراه با ویژگی‌های سبکی چون نورپردازی با کنتراست بالا، موسیقی اتمسفریک و پرتنشِ برنارد هرمنی، حرکات دوربین پیچیده و افشاگرانه و فضاسازی نوآرگونه و وهمناک، جهان هیچکاکی و نوآرِ فیلم‌های تریلر بیضایی را می‌سازند.
    حمید احیا، بازیگر تئاتر و مترجم آثار نمایشی که ساکن امریکاست و به عنوان بازیگر در نقش حاجی در نمایش «طرب نامه» با بیضایی همکاری کرده بود، در مورد زبان و شکل‌های نمایشی در «طرب نامه» سخنرانی کرد.حمید احیا در مورد زبان نمایش طرب نامه گفت: «ارزش و شکوه زبان در آثار بیضایی بر هیچ کس پوشیده نیست اما زبان «طرب نامه» شگفت انگیز است. بیضایی با این نمایش تخت حوضی یک بار دیگر ثابت می‌کند که استاد زبان است؛ استادِ دانا و هنرمند و چیره دستی که با زبان تردستی می‌کند.» به گفته حمید احیا، زبان این اثر 9 ساعته، با داستان‌های هزار تو و هزار و یکشبی خود، زبانی است متنوع، زنده، پویا و جذاب و از همه مهم تر نمایشی. احیا با ارائه نمونه‌هایی از متن طرب نامه، به تشریح گستردگی، تنوع، زیبایی و ارزش و اهمیت این زبان در نمایش بیضایی پرداخت و نشان داد بیضایی چگونه خلاقانه از فرم‌های نمایشی و آیینی کهن از تعزیه گرفته تا نمایش تقلید و روحوضی و نیز نقالی و پرده خوانی در طرب نامه استفاده کرده است. به گفته احیا، بیضایی «طرب نامه» را یکسره با زبان خلاقانه می‌سازد و با این کار بدون استفاده از شگردهای نورپردازی و جلوه‌های ویژه و ارکستر بزرگ موسیقی، یکی از جاندارترین و کامل‌ترین نمایش‌های ایرانی را به روی صحنه می‌آورد.
    مقاله فاطمه خانسالار، فارغ‌التحصیل ادبیات از دانشگاه سنت اندروز با عنوان «زبان طبیعت و زمین»، خوانشی بومگرایانه از فیلم‌های روستایی بیضایی یعنی غریبه و مه، چریکه تارا و باشو غریبه کوچک بود. فاطمه خانسالار در این مقاله با تکیه بر این سه فیلم بیضایی، نشان داد که چگونه شخصیت‌های اصلی این فیلم‌ها برای رسیدن به هماهنگی با طبیعت پیرامون خود در تعامل با آن قرار می‌گیرند. به گفته خانسالار، بیضایی با همطراز قرار دادن طبیعت و انسان، مهم‌ترین اصل نگاه بوم‌گرایانه (اکوکریتیسیزم) را در اختیار بیننده می‌گذارد. برابری طبیعت و انسان، صدای سرکوب‌شده طبیعت را به او باز‌می‌گرداند و به این ترتیب، انسان از جایگاه فاعل و قادر بلامنازع فرود می‌آید و در عرض طبیعت به مکالمه با او می‌نشیند. به اعتقاد خانسالار، بیضایی با ترسیم سیمای زنان فیلم‌هایش – رعنا، تارا و نائی- نه تنها قدرت نادیده گرفته شده زنان را به آنها باز می‌گرداند بلکه با پیوند زدن آنها با طبیعت، محیط زیستِ پیرامون آدمی را که همواره به مثابه زمینه زندگی دیده شده است به متن می‌آورد و نشان می‌دهد که مکان‌های فیزیکی مانند جنگل، رودخانه، کشتزار، دریا و غیره، جدای از مفاهیم استعاری معمول خود، مکان‌هایی واقعی هستند که در زندگی شخصیت‌های فیلم حضوری ملموس دارند. به گفته خانسالار، این رابطه عادلانه و برابر میان انسان و طبیعت که با «غریبه و مه» آغاز می‌شود، در تارا توسعه می‌یابد و در «باشو» به بلوغ خود می‌رسد.نیلوفر بیضایی، نویسنده و کارگردان تئاتر ساکن آلمان نیز در سخنرانی خود ضمن نگاه کوتاهی به زندگینامه بهرام بیضایی به عنوان پشتوانه آثار هنری اش، به تشریح ویژگی‌های آثار او پرداخت. نیلوفر بیضایی با اشاره به شناخت عمیق بیضایی از فرهنگ، اساطیر و همچنین تاریخ ایران و در عین حال تحقیقات پیگیر او در مورد شیوه‌های نمایشی در ایران و شرق، گفت که بیضایی، ایرانی‌ترین هنرمند اندیشه ورز عرصه تئاتر و سینمای ایران بوده و هست. به گفته خانم بیضایی، بهرام بیضایی با تکیه بر این شناخت، موفق به نوآوری، گسترش این امکانات و خلق آثار چند لایه شده است. مقاله نیلوفر بیضایی، با ذکر چند نمونه تحلیلی از آثار بیضایی بویژه نمایشنامه «آرش» و نمایشنامه «هشتمین سفر سندباد» همراه بود.
    موضوع سخنرانی سعید زیدآبادی، استاد دانشگاه سواس لندن، زبان «دیگران» و «دیگری کردن» زبان‌ها در فیلم باشو و چندزبانگی در سینمای ایران بود. به گفته زیدآبادی، طی دو دهه اخیر، استفاده از زبانی غیر از زبان فارسی به امری رایج در فیلم‌های ایرانی تبدیل شده است. وی با مقایسه فیلم «چمران» ابراهیم حاتمی کیا و فیلم «باشو» بهرام بیضایی، به بررسی رویکردهای مختلف دو فیلمساز به مسأله چندزبانگی در این فیلم‌ها پرداخت. به گفته زیدآبادی، این فیلم‌ها همچنین به خاطر درگیری‌های مسلحانه با دشمنان خارجی و داخلی که در ساخت و سازهایشان نقش اصلی دارند، قابل مقایسه‌اند. به اعتقاد نویسنده مقاله، با وجود رایج بودن چندزبانگی در فیلم‌های امروز ایرانی، فیلم «باشو» در رویکرد خود منحصر به فرد است.
    مریم قربان کریمی، فارغ‌التحصیل مطالعات فیلم از دانشگاه سنت اندروز، در مقاله خود به هویت زن در فیلم «رگبار» بیضایی پرداخت. به گفته قربان کریمی، با وجود اینکه ویژگی‌های کلی فیلم «رگبار» در نگاه اول شاید مشابه فیلم‌های دیگر آن زمان سینمای ایران به نظر آید اما این فیلم دارای خصوصیات منحصر به فرد و پیشگامانه‌ای است. او همچنین در مقاله خود از طریق تجزیه و تحلیل متنی، به بررسی تفاوت‌های شخصیت‌های زن در فیلم «رگبار» چه از لحاظ ساختار داستانی و چه از لحاظ تصویری پرداخت و آن را با تصاویر زنان در سایر فیلم‌های مطرح دهه‌های چهل و پنجاه شمسی سینمای ایران مقایسه کرد.
    فرشاد زاهدی، محقق سینمای ایران و استادیار دانشگاه کارلوس سوم مادرید، سینمای بهرام بیضایی را از دیدگاه ساختار سینمایی فضا، زمان و خاطره جمعی مورد بررسی قرار داد. او در ابتدا به موضوع ساخت فضای سینمایی در آثار بیضایی پرداخت. به گمان او تصویر خانه و اشیای خانگی مانند آینه یا در و کلید در فیلم‌های شهری این فیلمساز، بیانگر درونیات شخصیت‌ها وهمچنین خود فیلمساز هستند، چیزی که در فیلم‌های روستایی به تصویر طبیعت و کنش طبیعت گرای شخصیت‌ها تبدیل می‌شود. به گفته وی سینمای بیضایی از دانش تقطیع سینمایی بهره می‌گیرد تا اثری مدرن و ایرانی بسازد. با ساخت فضا، زمان هم ساخته می‌شود، چیزی که در آثار بیضایی خطی نیست. گاهی مرز میان واقعیت و مجاز در هم می‌شکند تا از خاطره جمعی شخصی به زمان حال بیاید و گذشته تاریخی گمشده شخصیت‌ها را به آنها یادآور شود. برخورد شخصیت‌ها با گذشته نانوشته خود به آنها نوعی آگاهی می‌بخشد وآنها را به دایره زندگی روزمره بازمی‌گرداند.
    عنوان مقاله نینا خمسی دانشجوی دکترای آنتروپولوژی دانشگاه آکسفورد، غریبه‌های کوچک یا بازنمایی کودک و نوجوان جابه‌جا شده در سینمای ایران بود. وی به بررسی مضمون جابه‌جایی کودکان اقوام مختلف از جمله عرب، آذری و افغان در جامعه ایرانی در فیلم‌های «باشو غریبه کوچک» بیضایی و «باران» مجید مجیدی پرداخت. به گفته خمسی، این جابه‌جایی باعث ایجاد اختلال و تنش و برخوردهای قومیتی، طبقاتی و جنسیتی در جامعه شده و روایت تازه‌ای از تفاوت‌های فرهنگی را به نمایش می‌گذارد.سخنرانی فرشید کاظمی، دانشجوی دوره دکترای رشته مطالعات اسلامی و خاورمیانه دانشگاه ادینبرا مربوط به حضور اسطوره درخت سخنگوی شاهنامه یا «وک» یا همان اسطوره ایزدبانوی اساطیر هندو-ایرانی در آثار بیضایی بویژه اپیزود «درخت سخنگو» در مجموعه «فرش ایرانی» و نیز فیلم «وقتی همه خوابیم» بود.به گفته کاظمی، این اسطوره، نماد زایش، باروری و زندگی در فرهنگ ایرانی است. به گفته این سخنران، اسطوره درخت سخنگو در فیلم‌های بیضایی در قالب یک صدای زنانه ظاهر شده است. وی همچنین با تکیه بر نظریه میشل شیون در مورد صدای اکوسماتیک یا صدای غیرجسمانی، نشان داد که صدای اکوسماتیک در فیلم‌های بیضایی و برخی فیلمسازان ایرانی دیگر، صدایی زنانه است در حالی که این صدا در سینمای هالیوود، غالباً صدایی مردانه است./ روزنامه ایران

  • محمد حاتمی اجرای «پالت» را به بهرام بیضایی تقدیم کرد

    محمد حاتمی اجرای «پالت» را به بهرام بیضایی تقدیم کرد

    محمد حاتمی اجرای جمعه شب نمایش «پالت» جدیدترین اثر نمایشی خود را بهرام بیضایی تقدیم کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، جمعه شب گذشته دوم تیرماه محمد حاتمی کارگردان نمایش «پالت»، در پایان این اجرا و دلیل اعطاء دکترای افتخاری ادبیات از سوی دانشگاه سنت‌اندروز اسکاتلند به بهرام بیضایی، اجرای این نمایش را به این استاد مسلم تئاتر تقدیم کرد.

    سوسن پرور، یزدان جیریایی، مهران رنج بر، بهنام شرفی، سمیرا کریمی، محمد نادری و محمد حاتمی بازیگران نمایش «پالت» هستند.

    همچنین این نمایش شب گذشته نیز به روال شب‌های قبل میزبان بزرگمهر حسین‌پور کاریکاتوریست شناخته شده کشورمان بود.

    نمایش «پالت» به نویسندگی و کارگردانی محمد حاتمی و تهیه‌کنندگی امیرحسین پورعظیمی هر روز غیر از شنبه‌ها ساعت 21:30 در تالار استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.

  • حاشیه ‌های خردادی؛ احتمال بازگشت بهرام بیضایی به تهران و…

    حاشیه ‌های خردادی؛ احتمال بازگشت بهرام بیضایی به تهران و…

    تئاتر آنلاین: فاصله شین تا سین با یک بازیگر اضافه، احتمال خرید بلیط هواپیما توسط بهرام بیضایی برای بازگشت به تهران و دعوت بهاره رهنما از آقایان دو همسره برای دیدن نمایش جدیدش، در نیمه خردادماه جاری بیش از دیگر مسائل، نُقل محافل و جمع‌های تئاتری بود که حواشی‌الدوله برای ما روایت کرد.

    دیروز زمانی‌که داشتم کم‌کم آماده رفتن به خانه می‌شدم سر و کله دوست حاشیه دوست‌مان پیدا شد. یکی از اخلاق‌های خاص حواشی‌الدوله در این سال‌ها که او را می‌شناسم این بوده که نه دوست دارد کسی سر زده و بدون هماهنگی به او سر بزند و نه خودش این کار را می‌کند. کلا یکسری اخلاق‌های خاص منحصر به ‌خودش دارد و اصولا در این باره حاضر به بحث با هیچ احدی هم نیست. ولی بعضی اقات هر قدر هم بخواهی به یکسری پرنسیب‌ها مقید باشی اوضاع طوری رقم می‌خورد که مجبور می شوی برخلاف آن عمل کنی. با این حال اما تفاوت این دوست شفیق ما در این است که هیچ رقم از حرف کم نمی‌آورد. خلاصه خیلی سریع او گفت و من تایپ کردم و آنچه در ادامه می‌خوانید آخرین حاشیه‌های دریافتی ما از بزرگ مرد حاشیه فرهنگ و هنر است.

    فاصله شین تا سین با یک بازیگر اضافی
    اگرچه چند سالیه بازار خواننده‌های اونور آبی یا به قولی لس‌آنجلسی به خاطر کارهای خوبه خواننده‌های پاپ داخلی یه جورایی کساد شده اما خُب هنوز شاید بشه یه جورایی از نام بعضیاشون و قسمت هایی از ریتم‌های شش‌وهشت و بندری به یاد مانده از دهه‌های شصت و هفتاد به شکلی برای جذب مخاطب استفاده کرد. اما اینکه خواننده‌های اونور چه جوری پاشون به تئاتر ما باز شده برمی گرده به خبری که چندی پیش درباره اجرای نمایشی با عنوان «شماعی‌زاده» در رسانه‌ها منتشر شد. بگذریم از اینکه شاید خیلیا تصور کرده باشند که قراره تو این نمایش چیزی درباره ارتباط این خواننده با گیتار معروفش بشنوند و یا به دلائل این رابطه احساسی پی ببرند اما خُب وقتی کارو از نزدیک می‌بینی متوجه میشی که زیاد ربطی به خود این بنده خدا نداره. البته ناگفته نمونه که بعد از چند روز از تبلیغ این نمایش با عنوان «شماعی‌زاده» مشخص شد که اصلا این اثر با عنوان «سماعی‌زاده» مجوز گرفته ولی خُب دوستان اجرایی این اثر یه جورایی بدون اینکه به روی خودشون بیارن از این ترفند تبلیغاتی برای جذب دلدادگان خواننده مورد اشاره و گیتارش استفاده لازم را کردند که خُب لابد معتقدند میشه برای جذب مخاطب به هر ترفندی دست زد! حالا این یه طرف، یه نکته دیگه هم اینکه وقتی بروشور نمایش رو دیدم و هنگام اجرا نگاه می کردم و بعد هم اجرا را تماشا کردم هر چی گشتم یه بازیگر رو صحنه کم بود. یعنی تو بروشور نام 9 بازیگر آمده اما روی صحنه 8 بازیگر بیشتر نمی‌دیدم. اولش فکر کردم به خاطر پیری و کم‌سو شدن چشمم اشتباه می‌کنم به همین خاطر چند بار شمردم و از یکی دو تا از دوستان دیگری که کارو دیده بودند هم پرسیدم و اونا هم بازیگر مورد نظر را روی صحنه ندیده بودند. راستش یه کم بیشتر پیگیر شدم ببینم جریان چیه که گفتند این یه جور شیطنت یا شوخی گروه بوده! حالا اینکه این شیطنت یا شوخی چقدر بامزه هست یا نیست و اینکه گروه اجرایی چه هدفی از این کارشون داشتند را خودشون باید جواب بدن. اما از یه جهت این نکته را نمی‌تونم نگم که حداقل سوءاستفاده‌ای که ممکنه خدای ناکرده از این شیطنت‌ها بشه کرد، به نوعی رزومه‌سازی برای یکسری افرادی است که ممکن است وجود خارجی داشته یا نداشته باشند.

    احتمال خرید بلیط هواپیما توسط بهرام بیضایی برای بازگشت به تهران
    جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر ما آنقدر ویژه است که حالا که خودش نیست باید اهالی تئاتر به بهترین نحو از یادگارهایش که همون نمایشنامه‌هایش باشه خیلی خوب مراقبت کنند. من دو سه بار اجرای «کارنامه بنداربیدخش» را زمانی که خود بهرام خان بیضایی در تئاترشهر با بازی مهدی هاشمی و پرویز پورحسینی اجرا کرد دیدم و بعیده کسی در اینکه اجرای این متن کار هر کسی نیست تردیدی داشته باشه. یعنی خیلیا بودن که سعی کردن متن های او را در انی سال ها اجرا کنند اما یه جورایی هنوز کسی نتونسته از پس اجرای متن های او بربیاد. اخیر که شنیدم یکی از کارگردان های جوان با اجازه خود بهرام خان «کارنامه بندار بیدخش» رو روی صحنه برده، رفتم و کارو دیدم. نسبت به سن و سال و تجربه‌هاشان انصافا معلوم بود تلاش کردند. حتی شنیدم انقدر استقبال از کار خوب بوده که یک بار دیگر هم ان را اجرا کردند. تا اینکه چند روز پیش یکی از این بروبچه‌های جوون بهم گفت که قراره برای سومین بار همون کارگردان «کارنامه بندار بیدخش» رو با یکی دوتا تغییر در بازیگران اجرا کنه. بعدشم یه گفتگو تو موبایلش با همون بازیگر جوون که ظاهرا تهیه‌کننده نمایش هم هست بهم نشون داد. راستش قبل از این در بین اهالی تئاتر ندیده بودمش هر چند خودش می‌گفت که به تئاتر رجوع کرده! حالا کاری به این نداریم که قبلا تئاتر کار کرده یا نه، چون این جای طرح این مسئله اینجا نیست اما یه چیزی که به وقتا نمیشه ازش گذشت اعتماد فراوان و کم اطلاعی زیادِ بعضی از این جوونهاست که چون یه مقدار هم چهره هستن، هر چی دلشون می‌خواد میگن و مصاحبه‌گر هم به هزار دلیل بهشون نمیگه که عزیز داری اشتباه میزنی. همین دوست جوون ما که حاشیه‌های فراوانش در تلویزیون و فضای مجازی یکی از عمده‌ترین دلائل مشهور شدنش بوده، در این گفتگو ضمن حلالیت طلبیدن از استاد بیضایی میگه که خیلی دوست داره که آقای بیضایی افتخار بدهند و اجرای نمایشنامه خودشون رو توسط این گروه ببینند! آخه چطور میشه کسی در عرصه هنر ذره‌ای فعال باشه و ندونه که بهرام خان بیضایی چند سالی است که ایران نیست. عجیب‌تر اینکه این جوون در پاسخ به سوال مصاحبه‌گر که پرسید فکر نمیکنی این متن کمی برای اولین کار تئاتری یه کم سنگین باشه، که جواب میدن مدلشون اینطوریه! خلاصه اگه خودتون دوست داشتید برید و گفتگوشو ببینید. ولی اینکه واقعا چطور کسی که حتی نمیدونه بهرام بیضایی چند ساله ایران نیست میاد و سخت‌ترین نمایشنامه استاد رو اجرا میکنه و تازه می‌خواد از استاد نمره کمتر از 18 هم نگیره، چیزیه که من نمی‌دونم. البته دنیا و خدا را چه دیدی شاید معجزه‌ای شد و به همین بهانه بهرام خان بیضایی بلیط طیاره رزرو کردند و برای تماشای اجرای این دوستان به وطن برگشتند. یعنی میشه؟ اگه بشه چی میشه.

    دعوت از آقایانِ خاص برای تماشای یک نمایش
    بهاره خانم رهنما به عنوان یکی از خوبای فعال در تئاتر و تلویزیون و البته فضای مجازی این روزها در تماشاخانه ایرانشهر نمایش «دیگری» نوشته انزو کرمن فرانسوی رو به صحنه آورده و البته مثل اکثر کارهای قبلی اش علاوه برکارگردانی در این نمایش بازی هم می‌کنه. با اینکه خود بهاره خانم به شدت فمنیست بودنش را رد می‌کند ولی خب یکی دو تا اظهارنظر در سال‌های گذشته جنجال‌های زیادی به پا کرد و خیلیا به فمنیست بودن متهمش کردن. حالا من به اینکه نگاهشون به مردها و زن‌ها چگونه است کاری ندارم اما خب نمیشه منکر شد که طرح مسائل و مشکلات زنان در آثارش همیشه پررنگ و حتی جزو دغدغه‌هایش بوده. رهنما درباره نمایش «دیگری» در اینستاگرامش پیام جالبی برای یکسری از آقایون خاص گذاشته و نوشته «من بهاره رهنما بدون هیچ قضاوتی آقایون چند همسره یا دو همسره رو با ارائه شناسنامه به گیشه ایرانشهر با یک همراه به نمایشم مهمان می‌کنم، تا دنیای زنانه «دیگری» رو تجربه کنند. پی‌نوشت: به قوانین دینم احترام کامل می‌گذارم اما تاکید می‌کنم چند همسری در شرایطی شرعی است که مرد بتواند شرایط عادلانه کاملی را بین همسرانش رعایت کند! نمایش ما در مورد چند همسری است…». البته من نمیدونم چندتا از آقایون خاصی که بهاره خانم دعوتشون کرده تا به حال به این دعوت لبیک گفتند اما اگه بعد از اتمام اجرا در این‌باره هم اطلاع‌رسانی کنه خیلی خوب میشه. ظاهرا نمایش «دیگری» داستان مردی به روایت دو همسرش است.

    ایران تئاتر- حسین سینجلی

  • «پرده خوانی» بهرام بیضایی اجرا می‌ شود

    «پرده خوانی» بهرام بیضایی اجرا می‌ شود

    نمایشنامه «پرده خوانی» اثر بهرام بیضایی با کارگردانی شیما اسدی در روزهای ۱ و ۲ خردادماه در خانه تئاتر خوانش می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، شیما اسدی که کارگردانی نمایشنامه خوانی «پرده خوانی» اثر بهرام بیضایی را بر عهده دارد درباره این اجرا به (تئاتر آنلاین) مهر گفت: دانشجوی تئاتر هستم و به منظور اینکه در دانشگاه ها و مراکز تئاتری به اجرای نمایشنامه های ایرانی بیشتر توجه شود، نمایشنامه «پرده خوانی» استاد بهرام بیضایی را برای اجرا تمرین کردیم.

    وی با اشاره به اینکه «پرده خوانی» برای اجرا در قالب نمایشنامه خوانی آماده است، توضیح داد: تمرین های ما به شکلی پیش رفت که از مرحله خوانش به نوعی وارد اجرا شدیم از این رو «پرده خوانی» یک اجراخوانی است که قرار است روزهای ۱ تا ۲ خردادماه ساعت ۱۶:۳۰ در خانه تئاتر انجام شود.

    این کارگردان جوان تئاتر درباره احتمال اجرای عمومی نمایشنامه «پرده خوانی»، اظهار کرد: ما مجوز اجرای این اثر را از نشر روشنگران گرفتیم و پیش از این با تالارهای محراب، سنگلج و مولوی نیز صحبت هایی برای اجرای صحنه ای «پرده خوانی» داشتیم که پیگیر قطعی شدن یکی از این تالارها برای اجرای نمایش هستیم.

    اسدی با اشاره به حضور ۱۵ بازیگر در نمایشنامه خوانی «پرده خوانی» عنوان کرد: قرار است بعد از اجرا در خانه تئاتر، این اثر نمایشی را در سالن انتظامی خانه هنرمندان ایران هم در قالب اجراخوانی اجرا کنیم.

  • «کارنامه بندار بیدخش» به پایتخت رسید

    «کارنامه بندار بیدخش» به پایتخت رسید

    نمایش «کارنامه بندار بیدخش» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی آرش اشاداد به تماشاخانه پایتخت رسید.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «کارنامه بندار بیدخش» به تهیه کنندگی محسن افشانی و کارگردانی آرش اشاداد از یک خردادماه در تماشاخانه پایتخت به صحنه می رود. محسن افشانی، حمید عرب، ریحانه رضی و مهسا کلانی بازیگران این اثر نمایش هستند.

    از دیگر عوامل نمایش «کارنامه بندار بیدخش» می توان به مؤسسه فرهنگی هنری هنرافشان پارس مجری طرح، امین جوادی و محدثه نویانی دستیار کارگردان، مروارید جعفری مشاور کارگردان، نسترن پارسئیانی، مریم عمادی پور گروه کارگردانی، حامد تهرانی طراح گریم، زهرا عمادی پور طراح صحنه، عباس نصراللهی طراح نور، پریا نوفرستی طراح لباس، سارا حدادی مشاور رسانه ای، مریم عمادی پور منشی صحنه، سپیده محمدترشایی مسئول فنی و اجرا نور، گیسو ازاد نوازنده کمانچه، یزدان دارابی نوازنده تنبک، سمیه افشانی، فاطمه امیری و علیرضا یوسفی عکاس اشاره کرد.

  • «افرا» با یک بازیگر روی صحنه می رود

    «افرا» با یک بازیگر روی صحنه می رود

    نمایشنامه «افرا» به نویسندگی بهرام بیضایی از روز یکشنبه ۱۵ اسفندماه به کارگردانی احمد ارجمندی در پلاتو اجرا مجموعه تئاتر شهر به صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «افرا» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی احمد ارجمندی از ساعت ۱۸ روز یکشنبه ۱۵ اسفند ماه در پلاتو اجرا مجموعه تئاتر شهر به صحنه می رود.

    حضور یک بازیگر به عنوان ایفاگر شخصیت های مختلف نمایشنامه از ویژگی های این اثر نمایشی است.

    حمید شفیعی تهیه کننده، فائزه روز بهانی بازیگر، محمد رشید ارجمندی مدیر اجرایی، رویا دانشجو بازیگر صحنه آرا، پیمان می آبادی دستیار کارگردان، ستاره بختیاری منشی صحنه، احمد ارجمندی طراح صحنه و لباس، کامبیز معماری طراح چهره پردازی، نیلوفر ارجمندی اجرای گریم، نادر بهرامی روابط عمومی و عکاس، بهناز نادری طراح پوستر و بروشور، مهران انامی مدیر صحنه، کیوان ضیاپور طراح نور و امین خوارزمی صدابردار عوامل اجرایی این اثر نمایشی هستند.

     

  • نمایش «میراث» بهرام بیضایی در تماشاخانه سنگلج

    نمایش «میراث» بهرام بیضایی در تماشاخانه سنگلج

    نمایش «میراث» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی «اصغر خلیلی» از روز چهارشنبه ۲۷ بهمن ماه در تماشاخانه سنگلج روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «میراث» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی اصغر خلیلی از روز چهارشنبه ۲۷ بهمن ماه و در ساعت ۱۹:۴۵ در تماشاخانه سنگلج روی صحنه می رود.

    نمایشنامه «میراث» بر مبنای جدال میان ۳ برادر بر سر میراث خانه پدر شکل گرفته است. در این نمایش بازیگرانی چون حبیب دهقان نسب، علی نیکزاد، علی محمد رادمنش، حمیدرضا کاظمی پور، لیلا حقانی، شیما جهانگیری، مصطفی جنتی، بهاره کریمی، سمیه صباغ، آرمان اشتیاق، سید مهدی فولادگر، حسین سعیدی، علی قانع، نیما اولیایی و فاطمه مردانی بازی می کنند.

    از دیگر عوامل نمایش می توان به طراح حرکت: یاسر خاسب، مدیر تولید و دستیار کارگردان: بهزاد بابایی، موسیقی: علی سینا رضانیا، طراح صحنه و لباس: اصغر خلیلی، طراح نور: امیر ترحمی، طراح گریم: فریبا نورشعاع حسینی، طراح پوستر و بروشور: محمدرضا طیاری، روابط عمومی و تبلیغات: امین کردبچه چنگی و عکاس: کوروش برزی اشاره کرد.

    نمایش «میراث و ضیافت» برای اولین بار در سال ۱۳۴۶ به کراگردانی بهرام بیضایی و با بازی بازیگرانی چون جمشید مشایخی، جمشید لایق، حسین کسبیان، محمود دولت آبادی، مهین مهرک، بهمن مفید، عنایت بخشی، سعید اویسی، عزت اله رمضانی فر و محمد ابهری در تماشاخانه سنگلج روی صحنه رفت.

  • کشف بیضایی بر ما مبارک است

    کشف بیضایی بر ما مبارک است

    تئاتر آنلاین – مهندس‌ پور: امروز در زادروزش، می‌دانیم تحسین‌برانگیزترین هدیه‌ای که بهرام بیضایی به ما داده، همین است که او به کشف خود نائل شده است.

    بسیار با مسماست که ٢٥ دسامبر، زادروز مسیح، برای ما ایرانیان برابر است با زادروز یکی از بهترین و کوشاترین نویسندگان، پژوهشگران، آموزگاران و هنرمند تئاتر و سینمای ایران، بهرام بیضایی. بهرام بیضایی در حوزه‌های متنوعی کنش اجتماعی و هنرمندانه داشته و دارد. در روزگار جوانی دانشگاه را رها می‌کند؛ زیرا در جست‌وجوی چیزی بوده است که آن را در مدرک تحصیلی نمی‌یافته است. در کار با گروه تئاتر ملی هم نگنجیده، همچنان که با جریان رسمی تئاتر در آن سال‌‍‌ها و پس از آن هم جز زمانی کوتاه نپاییده و به‌سرعت دریافته است که در شرایط اجتماعی و زیستی این مملکت، برای زنده‌زیستن و هنرمند‌بودن، به توشه و انگیزه‌ای دیگر نیاز دارد. از‌این‌رو ایشان یک آموزنده باهوش در زندگی و زیست با کسانی است که از آنان آموخته که باید ازشان تمایز داشته باشد.

    بهرام بیضایی با اینکه ظرفیت اجرائی سنت‌های نمایش‌های ایرانی از شبیه‌خوانی و تخت‌حوضی و خیمه‌شب‌بازی را بسیار و با سنجیدگی کاویده، ولی هم‌زمان نمی‌خواسته در سنت رسمی روزگارش بنویسد، بیندیشد یا هنر بیافریند. امروز در زادروزش، می‌دانیم تحسین‌برانگیزترین هدیه‌ای که بهرام بیضایی به ما داده، همین است که او به کشف خود نائل شده است. این بزرگ‌ترین رهاورد زندگی بهرام بیضایی است که در قبال آن توانسته‌ایم پژوهش‌ها و نمایش‌نامه‌ها و فیلم‌نامه‌ها و کارگردانی‌هایش را داشته باشیم و افتخار کشورمان بدانیم. نیم‌سده از این کشف بزرگ گذشته است، دوران پر‌فراز‌و‌نشیبی که چند نسل از ایرانیان را از خود بهرمند ساخته است. برای بهرام بیضایی آرزوی تندرستی و شادی و شادکامی داریم، زادروز او و کشف بی‌مانندش بر همه ما خجسته ‌باد.

  • بیضایی باز خواهد گشت

    بیضایی باز خواهد گشت

    تئاتر آنلاین – پنجم دی ماه پیش از آن که زلزله‌­ای در بم بیاید و پیش از مرگ مردمانی ازجمله ایرج بسطامی، یا چند سالی پس‌تر، به سال 1317 خورشیدی در تهران پسری زاده شد با چشمانی آسمانی و فرهنگی زمینی. بهرام نام.

    پسر از تبار کاشان بود و آران بود. عمویش ادیب بود و شاعر بود. پدرش و پدرش و پدرانش هم. پس با شعر بزرگ شد و مهر. اما همیشه پرسش داشت و در پاسخ بود. پاسخ که نه دفاع در برابر دشنام بود. دشمنام به خانواده­‌ای که … بود. روزگارش روزگاری دیگر در آرش بود. دلزده از گوشه­‌گیری و بی‌­همبازی بودن بود. کشفش برای فرار دیگر در تاریکی سالن سینما بود. تنها آنجا بود که با دیگران برابر بود. در مدرسه هرچند که درسش هم خوب بود در جواب معلمی که اعلام کرد برای هر تعداد غلط دیکته باید آن را ضربدر خودش کرد و به تعدادش از روی دیکته نوشت؛ یعنی اگر 20 غط داشتی باید 400 بار از کلش می‌نوشتی، گفت درست نیست نمی­‌فهمم نه؛ معلم گفت تو که دیکته­‌ات خوب است و او گفت من برای خودم نمی‌گویم و سفید داد و تا آخر هم ننوشت؛ از ابتدایش ضدمحافظه‌کاری هم بود. پس پسر که در کلاس دیگر شد چون معلم بگفت آسیابان به طمع زر و مال یزد گرد سوم را بکشت، او فکر کرد و گفت یزدگرد که کشته شده و نمی‌­تواسته پس از مرگ این را بگوید، آسیابان هم که دیوانه نبوده تا این را باز گوید پس چه کسی این راگفته؟ پس شک کرد و باز با دشنام و تنبیه مواجه شد. اما در پاسخ روزگاری دیگر مرگ یزدگرد را نوشت که هم بر صحنه برد هم به تصویر درآورد که موفق بود. روزگاری از هنرپیشه­‌ی معروف سراغ نمایش‌مان را می‌گیرید که می­‌شنود ما نداریم، اما روزگاری دیگر تعزیه را کشف می­‌کند که همان بود که می­‌خواست و لازم بود. در پی‌اش آیین­‌ها و اساطیری که گروهی می­‌گفتند یا فکر می­‌کردند نداریم و شیوه‌­های دیگر بود. که حاصل­‌اش پنج شش پژوهش مهم آیینی نمایشی، بیش از چهل نمایشنامه، پانزده نمایش روی صحنه، بیش از پنجاه فیلمنامه، ده فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه بود. افسوس که هنوز سهراب کشی، سیاوش خوانی، دیباچه­‌ی نوین شاهنامه، ندبه، اشغال، آینه­‌های روبرو، مقصد، مجلس ضربت زدن و … را نساخته، اما هیچگاه خسته نشد، اگر نمی­‌گذاشتند فیلم بسازد نمایشی کار می­‌کرد، اگر نمی­‌گذاشتند نمایشی کار کند می­‌نوشت، و اگر نمی­‌گذاشتند بنویسد می­‌خواند. زیر بار حرف زور نرفت، در زمان جنگ هم کنار ملتش ایستاد و باشو غریبه کوچک را ساخت که در ستایش مهر بود. پسر موی سپید کرد و همچنان در پی حقیقت بود. با مؤلفه­‌هایی مانند سفر، آیینه، جستجوی هویت، تقابل دانش و قدرت، شیوه‌­های آیینی نمایشی، اسطوره، کشف حقیقت و … سفرهایی کرد و بازگشت. شاگردانی پرورش داد و آثارش هم بیش از هرچیز به ما آموخت. حال هم سفر کرده است. همیشه غریب بود، آنگاه که می‌­شد در کنارش بود در برابرش بودیم. او که مدام ما را در آیینه‌­اش نشان‌مان می‌­داد. ما با او چه کردیم؟ آیندگان درباره‌­ی ما چه می‌گویند؟ نسل من او را خواستار است اما نسلی که امروز زمام مدیریت را در دست دارد چه؟ چرا پژوهش نمایش در ایران کامل نشود؟ چرا بسیاری از بهترین آثارش چاپ نشود؟ و به اجرا نرود؟ و تصویر نشود؟ چرا آموزش‌ها به گونه‌ای‌ست که اجرای آثارش اکثرن با خوانش غلط مواجه است؟ چرا؟ چرا؟ و هزاران چرای دیگر… و امروز با وجود تمام ناخوشی‌­ها و فراق­‌ها می­‌خواهم از جانب نسلی با سپاس بی‌­پایان از عزیز سفر کرده بهرام بیضایی، سالروز تولدش را با تمام وجود به همه تبریک بگویم. او با تمام آزردگی­‌ها و سختی­‌ها ایستاد و کار کرد. شاید در پاسخ به پرسش‌­های بی‌­پایان خود، اما کم‌کاریِ جمعی بخشی از جامعه­‌ی فرهنگی ما را یک­‌تنه جبران کرد. همیشه آثارش برایم با کشف و شهود همراه بوده است. پیشتر هم گفته­‌ام افتخار می­‌کنم که همزمان با او در این جهان زندگی می­‌کنم. افتخار می­‌کنم که شاگردش بوده‌ام، بله افتخار می‌کنم که تا حدودی توانسته­‌ام زاویه دید متفاوت، نگاه پژوهشی و شیوه‌­های نمایشی شرقی را از او بیاموزم. اکنون او که ریشه در شرق دارد، به دعوت دانشگاه استنفورد آمریکا برای تدریس و انتقال بخشی از تجربیاتش به غرب رفته، می‌­دانم که برمی‌­گردد؛ همچنان که پیشتر هم در غربت غرب دوام نیاورده. امیدوارم اینبار او را به شایستگی به پیشباز برویم. امیدوارم امروز هرکجا که هستیم حداقل یکبار دیگر آثارش را مرورکنیم. خوشحالم که می­‌توان با آثار چون اویی در این هوای آلوده نفس کشید. خوشحالم که هنوز زنده است. خوشحالم که او را ندزدیدند. می‌­دانم که از هوای آلوده به تنگ می‌­آید. می‌­دانم که از سوختن جنگل‌­ها می‌سوزد. می­‌دانم که با درد مردم درد می‌کشد. می‌­دانم که باران را به طلب می­‌ستاند. او درختی است که در شرق ریشه دارد. پس در سایه­‌سار آن درخت او را چشم در راهیم، باشد که این دوران بگذرد هرچند نه آسان.

    و در آخر جمله­‌ای از زبان فردوسی در دیباچه‌­ی نوین شاهنامه‌­اش که می­‌گوید: این نامه گورستان نیست و من سنگ‌تراش، تا با درمی نام هر مرده بر سنگی بیاورم. من آن می‌­نویسم که خواب‌­زدگان را چشم بینا شود بر خویشتن‌‌شان در آینه.

    یادداشت از: مهراو نوری