برچسب: بهرام بیضایی

  • یادداشت مژده شمسایی به بهانه زادروز استاد بهرام بیضایی

    یادداشت مژده شمسایی به بهانه زادروز استاد بهرام بیضایی

    خوشا به حال تو که در دل بی‌شماری از مردمان سرزمینت به نیکى جاى دارى و سربلندى که همواره ارزش‌هاى انسانى را پاس داشته‌اى و جز بزرگى و سرفرازى سرزمینت و مردمانش نخواستى.

    به گزارش تئاتر انلاین، مژده شمسایی یادداشتی را در زادروز استاد بهرام بیضایی در روزنامه شرق به چاپ رسانده که از نظر می گذرانید.
    داستان به‌دنیاآمدنت را بارها مادرت برایم تعریف کرده بود. شاید به بهانه‌ من این خاطره‌ خوش را با خودش مرور و انگار در زمان سفر مى‌کرد. برق چشمانش و شوروشعف کلامش نشان از رضایت و غرورِ داشتن فرزندى چون تو بود. مى‌گفت و مى‌گفت تا مى‌رسید به آنجا که عموهایت از آران کاشان آمده بودند. اینجا که مى‌رسید شادى در دلش غنج مى‌زد، مى‌خندید و صدایش مى‌لرزید وقتى مى‌گفت یکى از عموها با دیدن تو در گهواره درجا گفته بوده: «بهرامْ پسر که زاده‌ى شیر استى» و دیگرى ادامه داده: «پیداست ز عارضش جهانگیر استى» و ناگهان سکوت مى‌کرد، بغض راه گلویش را مى‌بست، با پشت‌خمیده دودسته‌ صندلى‌اش را مى‌گرفت و جلو مى‌آمد و خَم‌تر مى‌شد تا دستمال سفیدش که به‌دقت چهار لا شده بود را از روى میز بردارد و چشمانش را پاک کند.
    قرار است این یادداشت به مناسبت تولدت در روزنامه‌اى چاپ شود که هرگز نمى‌خوانى. سال‌هاست به سفارش پزشک روزنامه نمى‌خوانى و اخبار گوش نمى‌دهى. از آن زمان که ناتوانى از تغییر اخبار ناگوار روحت را بیمار کرده بود. پس ناچارم یادداشت را خودم برایت بخوانم همچنان‌که اخبار دیگر را گهگاه و جسته‌وگریخته برایت نقل مى‌کنم. یکى از ده خبر بدى را که با همه‌ تلخى خیال مى‌کنم بهتر است بدانى. اغلب اخبار بد را تند مى‌گویم و مى‌گذرم و سعى مى‌کنم لابلاى حرف‌ها و خبرهاى دیگر زهرش گرفته شود تا کمتر اذیت شوى. گرچه کوشش بیهوده‌اى است و بعد خودم را سرزنش مى‌کنم که دیگر نمى‌گویم و این تکرار مى‌شود و تکرار مى‌شود چون انگار اخبار بد تمامى ندارد. ولى زادروز تو جزو اخبار خوش است. براى خیلى‌ها که تو را از نزدیک مى‌شناسند و آن‌ها که به‌واسطه‌ کارهایت به تو نزدیک شده و دوستدارت شده‌اند. آن‌ها که پیام‌ها و تلفن‌هاى پرمهر تبریکشان از چند روز پیش‌تر تا چند روز پس‌تر از پنج دى مى‌رسد. آن‌ها که وقتى زودتر زنگ مى‌زنند مى‌گویند مى‌دانیم ترافیکِ تلفن این روزها سنگین است براى همین زودتر زنگ زدیم. مثل تبریک‌هاى سال نو از راه‌هاى دور که اغلب پیش از تحویل سال گفته مى‌شود. و تو که هرچه مى‌گذرد سخت‌تر و کمتر از میز کارت جدا مى‌شوى و با مشغله‌ کار زمان را گم مى‌کنى با اولین تلفن یا پیام مى‌پرسی «مگر دى شده است؟ چرا یادشان مانده؟» جان من چطور یادشان برود که زادروز تو براى خیلى‌ها چون من ستایش خرد است و اندیشه. تقدیر کوشایى و ممارست است. جشن پژوهش و جستجو است. تحسین بالندگى و شکوفایى است. زادروزت یادآور داستان آقاى حکمتىِ رگبار است و افسانه‌ تارا. یادآور سفر دو پسربچه است براى یافتن پدر و مادرى نداشته و حقیقت و مرد دانا. یادآور هشتمین سفر سندباد است و پهلوان اکبر. یادآور طومار شیخ شرزین است و کارنامه‌ بندار بیدخش. یادآور لیلا دختر ادریس است و افرا. یادآور مسافرانى است که قرار است آینه‌اى را بیاورند براى عروسی و سرگذشت آیت در غریبه و مه. یادآور عیار تنهاست و دنیاى مطبوعاتى آقاى اسرارى. یادآور خاطرات هنرپیشه‌ نقش دوم است و سهراب‌کشى. یادآور باشو است و وقتى همه خوابیم. یادآور مصائب استاد نوید ماکان است و همسرش مهندس رخشید فرزین. یادآور آینه‌هاى روبرو است و اشغال. یادآور آرش است و مجلس قربانى سنمار. یادآور دیوان بلخ است و کلاغ. یادآور پرده خانه است و مرگ یزدگرد. یادآور شب هزارویکم است و سگ‌کشى. یادآور فتح‌نامه‌ کلات است و ندبه. مگر مى‌شود این‌ها را فراموش کرد؟ مگر مى‌شود ادبیات نمایشى و سینما و تئاتر ایران را بدون این آثار تصور کرد؟
    مگر مى‌شود پژوهش نمایش در ایران را از یاد برد یا هزار افسان کجاست را؟ این یادداشت قرار بود شخصى باشد؛ از طرف من به تو، اما مى‌خواهم چند تن را در این شادباشِ به تو شریک کنم. دختر جوان شیرازى که هرسال پنج دی‌ماه با پدرش به حافظیه‌ شیراز مى‌رود با کتابى از تو و دیوان حافظ و با پدرش تولدت را این‌چنین جشن مى‌گیرند. گروه جوانانى که در خراسان گرد هم مى‌آیند و نمایشنامه‌اى از تو را مى‌خوانند و تحلیل مى‌کنند و پنج دى بر کیک تولد برایت شمع روشن مى‌کنند. جوانى که هرسال از کهگیلویه پیام تبریک مى‌فرستد و آن دیگرى از اهواز که دوستدار تئاتر است. آنکه از تبریز پیام مى‌فرستد و مى‌گوید بارهاوبارها آثار تو را خواندن، زندگى‌اش را زیرورو کرده؛ و آن‌ها که در کوه و در دیگر جاها نوشته‌هاى تو را مى‌خوانند. شاگردانى که بخت شرکت در کلاس‌هایت را داشته‌اند و اکنون در گوشه‌کنار جهان خودشان را مدیون آموزه‌هاى تو مى‌دانند؛ و آن‌ها که به‌واسطه‌ آثارت در دل، خود را شاگرد و وامدار تو مى‌دانند. آن‌ها که همکارى با تو را نقطه‌ طلایى کارنامه‌ هنرى‌شان مى‌دانند و آن‌ها که آرزو داشتند با توکار کنند و نشد که بشود و همچنین البته شریک مى‌کنم نیلوفر و نگار و نیاسان فرزندانت را. نازنینم خوشا به حال تو که در زمانه‌ تلخى‌ها و زشتى‌ها، کینه‌ها و نفرت‌ها، خشم‌ها و انتقام گرفتن‌ها، زادروزت بهانه‌اى است براى شادى. خوشا به حال تو که در دل بی‌شماری از مردمان سرزمینت به نیکى جاى دارى و سربلندى که همواره ارزش‌هاى انسانى را پاس داشته‌اى و جز بزرگى و سرفرازى سرزمینت و مردمانش نخواستى و عمر در این راه گذاشته‌اى. حالا مى‌توانم خیال کنم که مادرت در آن چند دقیقه سکوت به چه فکر مى‌کرد… تولدت مبارک بهرامْ پسر!

  • جشنواره ملی تئاتر بهرام بیضایی در بهار ٩۶ برگزار می شود

    جشنواره ملی تئاتر بهرام بیضایی در بهار ٩۶ برگزار می شود

    نخستین جشنواره ملی تئاتر بهرام بیضایی که قرار بود ۵ دی ماه برگزار شود، به دلیل استقبال متقاضیان در بهار ۹۶ برگزار خواهد شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نخستین جشنواره ملی تئاتر بهرام بیضایی که قرار بود ۵ دی ماه همزمان با سالروز بهرام بیضایی در ۴ بخش اصلی نمایشنامه خوانی آثار، نمایشنامه نویسی (اقتباسی و آزاد)، مقالات علمی پژوهشی و سمینار تخصصی (ادبیات، تئاتر و سینما) و بخش جنبی ورک شاپ ها و کارگاه های آموزشی برگزار شود، به دلیل استقبال فراوان متقاضیان در بهار ٩۶ برگزار خواهد شد.

    در این راستا با رای و توافق همگانی اعضای شورای سیاستگذاری و شورای علمی جشنواره مصوب شد به دلیل استقبال گسترده متقاضیان برای شرکت در ۴ بخش این جشنواره، که آثار فراوانی را از سراسر کشور به دبیرخانه جشنواره ارسال داشته اند، زمان کافی و بیشتری برای بررسی و داوری این حجم از آثار اختصاص پیدا کند.

    از این رو مقرر شد زمان برگزاری جشنواره از دی ماه ٩۵ به بهار ٩۶ موکول شود که تاریخ دقیق آن متعاقبا اعلام خواهد شد.

    این تغییر در زمان برگزاری نخستین جشنواره ملی تئاتر بهرام بیضایی به تایید و تصویب اعضای شورای سیاستگذاری و شورای علمی رسیده است.

    اعضای شورای سیاستگذاری و شورای علمی نخستین جشنواره ملی تئاتر بهرام بیضایی احمد الستی، محمد امیر یار احمدی، شهرام زرگر، علی ژکان، فرزان سجودی، بهزاد صدیقی، احمد کامیابی مسک، واروژ کریم مسیحی، مصطفی مختاباد، مهبود مهرنوش و اصغر همت هستند و مهبود مهرنوش طراح و دبیر علمی نخستین جشنواره ملی تئاتر بهرام بیضایی است.

  • «کارنامه بندار بیدخش» در پردیس چارسو اکران می‌شود

    «کارنامه بندار بیدخش» در پردیس چارسو اکران می‌شود

    فیلم-تئاتر «کارنامه بندار بیدخش» به کارگردانی بهرام بیضایی در پردیس سینمایی چارسو اکران می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، در ادامه سلسله برنامه‌های شنبه‌های فیلم تئاتر، «کارنامه بندار بیدخش» به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی در پردیس سینمایی چارسو اکران می شود.

    این نمایش در سال ۱۳۷۶ در تالار چهارسوی مجموعه تئاتر شهر با نقش آفرینی پرویز پورحسینی و مهدی هاشمی به مدت سه ماه اجرا شد. «کارنامه بندار بیدخش» حکایت دانشمندی به نام بندار است که جام جهان نما را برای جم می سازد.

    این فیلم – تئاتر در روز شنبه ۴ دی ماه ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۳۰ به مناسبت تولد بهرام بیضایی اکران خواهد شد.

  • نمایشنامه «شب هزار و یکم» در تئاتر شهر روخوانی می‌شود

    نمایشنامه «شب هزار و یکم» در تئاتر شهر روخوانی می‌شود

    همزمان با سالروز تولد بهرام بیضایی جلسه نمایشنامه‌خوانی «شب هزار و یکم» در تالار مشاهیر تئاتر شهر برگزار می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر ساعت ۱۸ یکشنبه پنجم دی در سالروز تولد بهرام بیضایی میزبان خوانش نمایشنامه‌ای از این نویسنده است.

    در این جلسه نمایشنامه خوانی که به گفته هادی سروری کارگردان این اثر با هماهنگی و اجازه بهرام بیضایی برگزار می شود، معصومه عزیزمحمدی، شیما جان قربان، هادی سروری به عنوان نقش خوان حضور دارند، این در حالی است که صابر الله دادیان نوازنده تنبور و تار، ایمان موسی زاده نوازنده نی و تمبک و محمد سرباز نوازنده تمبک، اسپرینگ و دف گروه نوازندگان این اجرا را تشکیل می دهند.

    نمایشنامه «شب هزار و یکم» هشتمین اثری است که توسط هادی سروری و گروهش از بهرام بیضایی نمایشنامه خوانی می‌شود. کما اینکه در سال‌های گذشته نمایشنامه های «سهراب کشی»، «افرا»، «مجلس ضربت زدن»، «اژدهاک»، «آرش» و «مرگ یزدگرد» در مجموعه تئاتر شهر، فرهنگسرای نیاوران و خانه هنرمندان ایران روخوانی شده اند.

  • به مناسبت زادروز بهرام بیضایی «شب هزار و یکم» برگزار می‌ شود

    به مناسبت زادروز بهرام بیضایی «شب هزار و یکم» برگزار می‌ شود

    تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر در روز میلاد بهرام بیضایی میزبان خوانش نمایشنامه‌ای از این نویسنده بزرگ تئاتر ایران است.

    به گزارش ایران تئاتر، در زادروز بهرام بیضایی، ساعت ۱۸ یکشنبه پنجم دی‌ماه در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر؛ نمایشنامه خوانی شب هزار و یکم به کارگردانی هادی سروری برگزار می‌شود.
    به گفته کارگردان این خوانش اثر حاضر با هماهنگی و اجازه بهرام بیضایی انجام می‌گیرد.
    گروه اجرایی شب هزار و یکم عبارت‌اند از:
    معصومه عزیزمحمدی، شیما جان قربان، هادی سروری
    نوازندگان:
    صابر اله دادیان-تار. تنبور
    ایمان موسی زاده- نی. تنبک
    محمد سرباز- تنبک. اسپرینگ. دف
    این هشتمین اثری که توسط هادی سروری و گروهش از بهرام بیضایی نمایشنامه خوانی می‌شود. در سال‌های گذشته سهراب کشی؛ افرا؛ مجلس ضربت زدن؛ اژدهاک؛ آرش و مرگ یزدگرد ازجمله این کارها بوده که در تئاتر شهر؛ فرهنگسرای نیاوران و خانه هنرمندان خوانش شده‌اند.

  • «چهار صندوق» بهرام بیضایی روی صحنه می رود

    «چهار صندوق» بهرام بیضایی روی صحنه می رود

    اجرای عمومی نمایش «چهار صندوق» نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی آناهیتا زینی وند در سالن رکن الدین خسروی تماشاخانه «سه نقطه» آغاز می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، اجرای عمومی نمایش «چهار صندوق» نوشته بهرام بیضایی و کارگردانی آناهیتا زینی وند از ساعت ۱۸:۳۰ روز یکشنبه ۱۶ آذرماه در سالن رکن الدین خسروی تماشاخانه «سه نقطه» آغاز می شود.

    «چهار صندوق» نمایشنامه‌ای ۲ پرده‌ای از بهرام بیضایی است که سال ۱۳۴۶ نوشته شده و به چاپ رسیده است. در این نمایشنامه چهار شخصیت از چهار طبقه برای نجات خود از خطرهای احتمالی مترسکی می سازند. غافل از این که این مترسک مشکلات بعدی زیادی را برای ایشان به وجود می آورد.

    آناهیتا زینی وند کارگردان این اثر که از سال ۸۴ در حوزه ساخت فیلم های مستند فعالیت داشته و از سال ۸۹ نیز به صورت جدی و مستمر به امر آموزش تئاتر به کودکان کار و خیابان پرداخته، این اثر را با نقش آفرینی تعدادی از این جوانان هنرمند روی صحنه آورده است.

    بر همین اساس در اولین اجرای عمومی نمایش «چهار صندوق» تعدادی از پیشکسوتان، اساتید و مدیران بخش های غیر دولتی مرتبط با حوزه حمایت از کودکان مهمان این نمایش بوده و در شب های آتی نیز بر اساس برنامه ریزی های به عمل آمده تعدادی از هنرمندان و دست اندرکاران حوزه سینما، موسیقی و تئاتر به تماشای این نمایش می نشینند.

    عواملی که در اجرای نمایش «چهار صندوق» همکاری دارند عبارتند از کارگردان: آناهیتا زینی وند، بازیگران: امین غلامی، عارف غلامی، مسعود حیدری، نازیلا احمدی، فردین حبیبی، ساخت موسیقی و نوازنده عود: سامان ویژه، نوازنده تنبک و دف و دهل: مهریار قنبری و مزدا دامادی، طراح گریم: سمیه شبانی، اجرای گریم: فاطمه موسوی، طراح دکور و لباس: آناهیتا زینی وند، طراح پوستر و بروشور: سامان ویژه، عکاس: شهروز شریفی نسب، مشاور اطلاع رسانی و تبلیغات: مصطفی محمودی، امور ارتباطات رسانه ای: ندا الماسیان طهرانی، تبلیغات و اطلاع رسانی فضای مجازی: طراحانه هنر ایرانیان و زهرا نجفی.

    نمایش «چهار صندوق» همه روزه از ساعت ۱۸:۳۰ با مدت زمان ۷۵ دقیقه و بهای بلیت ۱۵ هزار تومان در سالن رکن الدین خسروی تماشاخانه «سه نقطه» به نشانی میدان ولیعصر، بلوار کشاورز، بعد از خیابا فلسطین، خیابان کبکانیان، نبش کوچه مرتضی زاده، پلاک ۱۲، طبقه اول به صحنه می رود.

  • نمایشنامه «فتحنامه کلات» به انگلیسی منتشر شد

    نمایشنامه «فتحنامه کلات» به انگلیسی منتشر شد

    کتاب «فتحنامه کلات» اثر بهرام بیضایی با ترجمه انگلیسی منوچهر انور منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایشنامه‌های بهرام بیضایی تاکنون به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و عربی ترجمه شده و در اروپا و آمریکا روی صحنه رفته است. اخیراً نمایشنامه «چهار صندوق» از این هنرمند عرصه تئاتر و سینمای ایران به همت مریوان حلبچه‌ای به کُردی ترجمه و در سلیمانیه عراق منتشر شد. همچنین به تازگی توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان کتاب «فتحنامه کلات» به زبان انگلیسی منتشر شده است.

    این نمایشنامه از آثاری است که منتقدان حوزه نمایش همواره آن را جزو یکی از بهترین آثار بهرام بیضایی و همچنین تاریخ ادبیات نمایشی در ایران دانسته‌اند. تاریخ تألیف این نمایشنامه به سال ۱۳۶۱ برمی‌گردد و به مقطعی از حضور قوم مغول در ایران می‌پردازد.

    «کلات» نام یکی از روستاهای خراسان است به حکمرانی «توی‌خان». او یکی از سرداران مغول به نام «توغای» را نزد خود می‌خواند تا در بزم کشتاری که کرده‌اند به مهمانی و عیش بنشینند. آنها هم‌زمان برای قتل یکدیگر دسیسه می‌چینند تا با ریختن خون دیگری، رقیب را از میدان به در کنند. روایت ادامه ماجرا، فتحنامه را به خون‌نامه‌ای تبدیل می‌کند که در پس‌زمینه نگاهی تراژیک به تاریخ ایران است. همچنین تأملاتی جزئی‌نگرانه به روابط انسانی و مفاهیم بشری چون عشق، قتل، خیانت و …

    متن این نمایشنامه اولین بار در سال ۱۳۶۲ از سوی انتشارات دماوند چاپ شد. ۱۱ سال بعد، در سال ۱۳۷۳ این اثر به همت انتشارات روشنگران بار دیگر منتشر شد و تاکنون نیز به چاپ‌های متعدد رسیده است و در بازار کتاب موجود است. اما ترجمه انگلیسی این نمایشنامه با عنوان Kalat claimed اولین بار است که در ایران منتشر می‌شود.

    درباره مترجم اثر، منوچهر انور نیز باید گفت او از جمله چهره‌های تأثیرگذار در حوزه نشر ایران است. انور ویراستاری جلد اول کتاب‌های «تاریخ تمدن ویل دورانت» با ترجمه امیرحسین آریان‌پور را به عهده داشت و همچنین ویرایش و بازنویسی ترجمه بهمن شعله‌ور از رمان «خشم و هیاهو»ی ویلیام فاکنر را انجام داد.

    آنونس فیلم‌های آثار کارگردانان مطرحی چون علی حاتمی، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی و همچنین اصغر فرهادی با صدای او پخش شده‌اند. از آثار قدیمی‌ترش نیز می‌توان به گویندگی در فیلم «باد صبا» ساخته آلبرت لاموریس اشاره کرد.

    بهرام بیضایی که هم‌اکنون در آمریکا به سر می‌برد، بعد از اعلام خبر ترجمه کتاب به قلم منوچهر انور در یادداشتی کوتاه خطاب به این چهره نوشت: «دوست و سرور گرامی، منوچهر انور. خوشحالم از رنج بیست ساله به راستی رستید – از فتح‌نامه‌ی کلات و وسواس ترجمه! هم سپاسگزار و هم شرمنده منم! کتاب درآمده را ندیده‌ام و همینطور ندیده شادباش و خسته نمانید بر شما!»

    ترجمه انگلیسی نمایشنامه «فتح‌نامه کلات» اثر بهرام بیضایی با نام Kalat claimed به همت منوچهر انور در ۲۲۷ صفحه چاپ شده است.

  • بیضایی: نیکی را حذف کردید و بدی را پیش چشم گذاشته‌اید

    بیضایی: نیکی را حذف کردید و بدی را پیش چشم گذاشته‌اید

    «آن‌ها سه تن‌اند که می‌میرند. یکی برای ظلمش، یکی برای مکرش و یکی برای عدالتش. ولی نه، حالا پس از قرن‌ها می‌دانیم واقعا چه شد. در عمل، ظالم و مکار جان به در بردند و تنها سومی بود که فرقش شکافت. بلی؛ عدالت می‌میرد و ظلم و مکر می‌ماند. این شروع خوبی است؟» این احتمالا شروع خوبی برای نمایشی است که به حضرت علی (ع) و ظلمی می‌پردازد که نه فقط در دوره خودش که در چهارده قرن بر او رفته است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «مجلس ضربت زدن» محمد رحمانیان، به نویسندگی بهرام بیضایی چند روزی است که روی صحنه تئا‌تر شهر تهران رفته است. نمایش همین‌طور که از نامش پیداست، به ماجرای شب ضربت خوردن امام علی(ع) می‌پردازد اما با نگاهی امروزی از او و ظلمی که بر او رفته است؛ سخن می‌گوید.

    نمایش دو داستان موازی را به صورت هم‌زمان روایت می‌کند؛ یکی شهادت امام علی (ع) و گفتگوهای ابن‌ملجم مرادی با قطامه و دو اعرابی دیگر که قرار است معاویه و عمروعاص را به قتل برسانند و دیگری مشکلات گروه نمایشی که قرار است این ماجرا را روی صحنه ببرند و نویسنده از حذف حضور امام اول شیعیان در مجلس ضربت خوردن ناراضی است.

    «مجلس ضربت زدن» یکی از جدی‌ترین نمایشنامه‌هایی است که درباره امام علی (ع) نوشته شده و برای نخستین بار روی صحنه رفته است؛ نویسنده این نمایشنامه بهرام بیضایی است؛ یکی از هنرمندان فعال عرصه تئا‌تر و سینما در ایران که چند سالی است وطن را ترک کرده و همین هم باعث شد تا محمد رحمانیان در ابتدای اجرای نمایشنامه مجلس ضربت زدن این هنرمند، روی سن بیاید و آرزوی بازگشت او را به ایران کند.

    بیضایی تنها یک راوی نیست؛ هنرمندی است منتقد و نکته‌بین که تاکنون بسیاری از آثارش را خودش نتوانسته بسازد و تنها به انتشار آن‌ها پرداخته است. او برای اجرای هر اثر خود وسواس زیادی به خرج می‌دهد و به گفته رحمانیان حتی اجازه تغییر یک کلمه از گفت‌وگوهای نمایشنامه را هم به او نداده است. بیضایی پیش‌تر در مدیوم سینما، با نگاهی نو، فیلمنامه «روز واقعه» را برای حادثه روز عاشورا نوشته بود و در مجلس ضربت زدن هم به شیوه‌ای نو برای به تصویر کشیدن شهادت امام علی (ع) دست زده است؛ شیوه‌ای خلاف تمام آنچه در این سال‌ها درباره امام اول شیعیان از تلویزیون و سینما و تئا‌تر دیده‌ایم. او می‌پرسد چرا نمی‌توان حضرت علی را در تصویر نشان داد؟ و اساس نمایشنامه را بر همین سوال قرار می‌دهد. بی‌دلیل نیست که رحمانیان، پیش از اجرا گفته بود که منتظر واکنش تند عده‌ای درباره این تئا‌تر است. شروع اجرای این نمایش اواسط ماه مبارک رمضان است و بخشی از اجرا با شب‌های قدر و ایام ضربت خوردن و شهادت امام اول شیعیان هم زمان شده؛ شب‌هایی که فرصت بیشتری برای گفتن و شنیدن از شخصیت و منش امام علی (ع) مهیا می‌کند. خیلی‌ها در این شب‌ها بر منبرها از او می‌گویند تا کردارش الگویی برای شیعیان باشد، اما به گفته بیضایی، در این نمایشنامه مهم‌ترین رسانه‌ها، یعنی نمایش و تصویر از این حضور و ابراز نظر بی‌بهره مانده‌اند. بیضایی می‌گوید شما با حذف تصویر شخصیت اصلی، به زندگی شخصیت‌های فرعی پرداخته‌اید؛ «با حذف علی، ابن ملجم شخصیت اصلی شده. نیکی را حذف کردید و بدی را پیش چشم گذاشته‌اید.»

    مجلس ضربت زدن به روایت بهرام بیضایی، بر سه نکته تاکید می‌کند؛ در این نمایش ما به امام علی (ع) و شهادت او، به مهجور کردن هنرمندان از نقش پیام‌رسانی‌شان و نیز بی‌توجهی به هنر و سنت تعزیه و شبیه‌خوانی مواجه می‌شویم. قرن‌ها، در هنر مردمی تعزیه و شبیه‌خوانی، نقش‌خوانان تجسمی از اولیا و اشقیا را برای بازسازی تراژدی‌ها و حماسه‌های دینی و مذهبی داشته‌اند و حالا بیضایی می‌پرسد چرا نمی‌توانیم همچون آن‌ها، بازیگرانی برای نقش اولیا داشته باشیم؟ مهتاب نصیرپور بازیگر این نمایش هم در گفت‌وگوی مطبوعاتی خود پیش از اجرا، به بیان این مشکل پرداخته بود و از «رستاخیز» احمدرضا درویش صحبت به میان آورد که نتوانست چهره حضرت عباس را با بازیگر به نمایش درآورد و به همین دلیل این شخصیت مهم و نیک از فیلم حذف شد.

    محمد رحمانیان در اجرای این نمایش، شخصیت نویسنده را به جای مرد، یک زن (با بازی مهتاب نصیرپور) انتخاب کرده؛ که به گفته خودش برای این کار از بهرام بیضایی اجازه گرفته است. نقش نویسنده در این نمایش، فردی مذهبی و مقید معرفی نمی‌شود، اما انگار بیش از هر کسی، دغدغه نمایش چهره‌ای واقعی از امام علی (ع) را دارد؛ چهره واقعی کسی که به گفته او، روشنفکر زمان خود بود و از عدل و نیکی می‌گفت.

    نویسنده، به گفته خود خوابی می‌بیند که در آن، امام اول شیعیان از مظلومیت خود و جفایی که بر او رفته می‌گوید؛ نه جفای زمان خود، بلکه ظلمی که ۱۴ قرن بعد بر او رفته و او را تا مقام عرش بالا برده‌اند ولی با حذف او از نمایش، در اصل خود او را حذف کرده‌اند: «من کجا هستم؟ حقیقت من کجاست؟ روزگاری ساکن شهری بودم؛ و اینک قرن‌هاست سرگشته بیابان خضر الیاسم! شما مرا از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. شما با من چه کردید؟ شما با من چه کردید؟ ‌ای شما که دوستداران منید! من کجا هستم؟ بر صحنه شما، حقیقتِ من کجاست؟ حذفم می‌کنید به خاطر نیکی‌هایم. و با من، نیکی را حذف می‌کنید. آری، نیکی بر صحنه شما مرده! و اگر قاتل نیک مردی بودم، با سربلندی نشان می‌دادید! شما که دوستداران منید با من چنین کنید، دشمنانم چه باید بکنند؟ شما با من چه‌ کردید؟ شما با من چه‌ کردید؟ بزرگم کردید برای حذفم! به راستی که من انسان بودم پیش از آن‌که به آسمان برین برانیدم! چنین است که صحنه‌ها از ابن ملجم پر است و از علی خالی! شما دوستداران که با من چنین کنید، دشمنانم چه باید بکنند…» «کسی داره گریه می‌کنه؟»؛ بی‌گمان خیلی‌ها در سالن نمایش، چشم‌هایشان با شنیدن این جملات و تجسم امامشان در امروز و رویارویی با او، خیس شد. شب‌های مبارک قدر با نام امام اول شیعیان گره خورده است و چه کسی است که این شب‌ها به او نیاندیشد؟ این شب‌ها فرصت خوبی برای فکر کردن بیشتر درباره اندیشه‌ها و کردار اوست؛ بهرام بیضایی و محمد رحمانیان، با انتقاد از حذف چهره امام علی (ع)، فرصتی فراهم کرده‌اند تا نگاهی جدید به مسلک و زندگی امامی داشته باشیم که نماد نیکی و عدالت‌خواهی بود.

    «مجلس ضربت زدن» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی محمد رحمانیان، از ۲۹ خرداد تا ۱۵ تیر در سالن اصلی تئا‌تر شهر روی صحنه است.

  • محمد رحمانیان از اجرای «مجلس ضربت‌ زدن» گفت

    محمد رحمانیان که از ۱۸ خرداد نمایش «مجلس ضربت زدن» نوشته بهرام بیضایی را روی صحنه می‌برد درباره روند تمرین و اجرای این اثر و حاشیه‌هایش سخن گفت.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نشست خبری اجرای نمایش «مجلس ضرت‌زدن» با حضور محمد رحمانیان کارگردان و تعدادی از بازیگران و عوامل گروه، ظهر روز یکشنبه ۱۶ خردادماه در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

    رحمانیان در ابتدای این نشست درباره روند تصمیم‌گیری برای تولید و اجرای نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» به نویسندگی بهرام بیضایی، توضیح داد: پیش از عید به من و حمید امجد پیشنهاد شد تا نمایشنامه‌های «مجلس ضربت زدن» و «مهر و آینه‌ها» را اجرا کنیم اما به دلیل اینکه پیگیری نشد، من تولید نمایش «عاشقیت» را شروع کردم. بعد از آن در اردیبهشت‌‌ماه بار دیگر صحبت برای اجرای «مجلس ضربت زدن» در تالار وحدت شد اما سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر برای اجرای ما و طراحی صحنه مدنظر من و محسن شاه‌ابراهیمی مناسب بود.

    وی ادامه داد: قرار بود این نمایش را از ۱۸ خردادماه و همزمان با آغاز ماه رمضان اجرا کنیم اما به دلیل اینکه اجرای نمایش قبلی دیرتر شروع شده بود، زمان آغاز اجرای عمومی ما یک هفته به عقب افتاد.

    این نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر درباره نظر بهرام بیضایی درباره اجرای نمایشنامه «مجلس ضربت خوردن» اظهار کرد: این نمایشنامه چاپ شده و همه با میزان ملتهب بودن آن آشنا هستید. آقای بیضایی فقط به شرط اینکه حتی یک کلمه از اثر هم حذف نشود اجازه اجرا را داد. من هم تصمیم گرفتم اگر حتی یک کلمه از اثر حذف شود، تمرین نمایش را تعطیل کنم که خوشبختانه این کار بازبینی شده و هیچ مشکلی نداشته است.

    رحمانیان با بیان اینکه با اجازه بهرام بیضایی نقش نویسنده در نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» از مرد به زن تغییر کرد، درباره موضوعات اصلی نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» افزود: این نمایشنامه دارای ۳ موضوع اصلی شهادت حضرت علی (ع)، مسأله قتل‌های زنجیره‌ای و سختی‌هایی که بر سر اجرای یک نمایش وجود دارد، است.

    وی درباره مشکلات احتمالی برای اجرای عمومی «مجلس ضربت زدن»، یادآور شد: هیچ کاری از بهرام بیضایی نیست که با مخالفت مواجه نشود. مسئولانی که از ما خواستند این نمایش را اجرا کنیم، مشخص نیست که با حمله احتمالی گروه‌هایی که بعدا اسامی آن‌ها را اعلام خواهم کرد، جا می‌زنند یا در کنار نمایش خواهند ماند. یک عده از مسئولان تنها کت و شلوار خود را عوض کرده‌اند و برخی نیز اسم گروه‌شان را تغییر داده‌اند و از محافظه کار به اصلاح طلب و یا به تدبیر و امید تغییر نام داده‌اند.

    این کارگردان تئاتر با اشاره به مشکلاتی که بر سر آثار خود نظیر «مجلس‌نامه» و «نهر فیروزآباد» رخ داد، درباره احتمال اجرای نمایش «مجلس ضربت زدن» در خارج از کشور اظهار کرد: این نمایش برای اجرا در خارج از کشور اسپانسر دارد و احتمالا در کشورهای حوزه آمریکای شمالی آن را اجرا خواهیم کرد.

    رحمانیان درباره ساعت در نظر گرفته شده برای اجرای «مجلس ضربت زدن»، افزود: این نمایش را در روزهای پنجشنبه و جمعه در ۲ اجرا به صحنه می‌بریم که دومین اجرای نمایش در ساعت ۱۱ شب خواهد بود.

    وی با اشاره به اینکه بعد از مجموعه‌های تلویزیونی «علی شیر خدا» به کارگردانی رکن‌الدین خسروی و «امام علی» به کارگردانی داود میرباقری، نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» از جمله آثار مهم نمایشی با موضوع حضرت علی (ع) است، گفت: در این اثر آقای بیضایی با نگاه قتل یک روشنفکر به دست تعدادی خودسر به موضوع می‌پردازد. در این نمایشنامه درباره رسم نخبه‌کشی صحبت می‌شود و فرق سر یک روشنفکر شکافته می‌شود.

    مهتاب نصیرپور از بازیگران نمایش «مجلس ضربت زدن» هم در ادامه این نشست، اظهار کرد: این نمایشنامه چاپ شده و امیدوارم فضای بحث و گفتگو و اجرای این آثار فراهم شود. در سینما هم این اتفاق با تولید فیلمی چون «روز رستاخیز» افتاد ولی جلوی اکران آن گرفته شد.

    رحمانیان در بخش دیگری از نشست رسانه‌ای نمایش «مجلس ضربت زدن» درباره پیش بینی خود از بازخورد مخاطبان تئاتر خارج از کشور از اجرای این نمایش، توضیح داد: سال‌ها است که مخاطبان مقیم خارج از کشور تماشاگر اجراهای لس‌آنجلسی هستند ولی به واسطه اجراهایی که من و محمد یعقوبی در کانادا داشتیم بخش زیادی از دانشجویان و متفکران به تماشای این آثار در سالن‌های تئاتر نشستند. این فضا با حضور آقای بیضایی در دانشگاه استنفورد هم روی مخاطبان تئاتر در آمریکای شمالی تأثیرگذار شد. درست است که نمایش‌های ما مثل آثار لس‌آنجلسی که شهرام شب‌پره در آن‌ها بازی می‌کند در کشورهای آمریکای شمالی مخاطب نخواهد داشت، ولی مطمئنم که اجرای «مجلس ضربت زدن» با استقبال مخاطبان مواجه می‌شود.

    وی در ادامه سخنان خود درباره برخی برخوردهای احتمالی رسانه‌ای با اجرای نمایش «مجلس ضربت زدن»، اظهار کرد: بخشی از رسانه‌های کشور تحت تأثیر وهابیون هستند و به همین دلیل در مقابل این اثر و کلا هنر مقابله می‌کنند. بخصوص که این نمایش درباره تاریخ شیعه است و وهابیون شمشیر خود را برای شیعه‌کشی بالا برده‌اند.

    در این نشست رضا مولایی، اشکان خطیبی، سانیا سالاری و یاسر خاسب از دیگر عوامل و بازیگران نمایش «مجلس ضربت زدن» حاضر بودند.

  • بیضایی نسخه تایید شده نمایشش را به پردیس چارسو داد

    بیضایی نسخه تایید شده نمایشش را به پردیس چارسو داد

    نسخه مورد تایید بهرام بیضایی از نمایش «کارنامه بندار بیدخش» در پردیس چارسو روی پرده می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، دومین برنامه از شنبه های فیلم تئاتر پردیس چارسو به نمایش فیلم تئاتر «کارنامه بندار بیدخش» به کارگردانی بهرام بیضایی اختصاص دارد.

    فیلم تئاتر «کارنامه بندار بیدخش» شنبه ۸ خرداد ساعت ۱۹:۳۰ در سالن شماره ۲ پردیس چارسو روی پرده می رود.

    این فیلم نسخه تایید شده توسط بهرام بیضایی است که به همراه فیلم ۲۰ دقیقه ای از پشت صحنه تمرینات و اجرای این نمایش در اختیار پردیس چارسو قرار گرفته و قرار است برای اولین بار به نمایش در آید.

    بهرام بیضایی «کارنامه بندار بیدخش» را در سال ۱۳۷۶ در سالن چهارسو مجموعه تئاترشهر با بازی پرویز پورحسینی و مهدی هاشمی روی صحنه برده بود.

    در برنامه قبلی شنبه های فیلم تئاتر پردیس چارسو، استقبال از فیلم تئاتر «بازی استریندبرگ» زنده یاد حمید سمندریان زیاد بود و به همین دلیل نمایش این فیلم تئاتر به سانس فوق العاده رسید.

  • روایت بیضایی از اجرای طرب نامه پس از ۲۳ سال

    روایت بیضایی از اجرای طرب نامه پس از ۲۳ سال

    تئاتر آنلاین، نمایش «طرب نامه» به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی، در کوپرتینو، در ایالت کالیفرنیا در روزهای ۲۶ و ۲۷ مارس و همچنین ۲ و ۳ آوریل ۲۰۱۶ اجرا می شود.

    طرب نامه با نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی

    در این نمایش که فضایی شاد، شوخ و شنگ و موزیکال دارد، افشین هاشمی، بازیگر نام آشنا و مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی نیز در کنار گروهی از ایرانیان بازی می کنند.

    طرب نامه ساختمانی هزار و یک شبی دارد و زبان آن، ترکیبی از شعر و آواز است و با موسیقی و رقص هم همراه.

    بهرام بیضایی درباره این نمایش یادداشتی نوشته است. می خوانیم:

    طرب نامه

    حافظ آن روز طربْ نامه ی عشق تُو نِوشت
    که قلم بر سَرِ اسبابِ دِلِ خُرَّم زَد!

    طَرَبْ نامه را در ۱۳۷۳ خُورشیدی و در سفری بُریده بُریده و یک ماهه میانِ زمین و هوا نوشتم، و همان روزها دریافتم نمایشنامه یی در من نوشته می شَوَد نه برای صحنه یی با تعریف های قراردادی امروزی – که برای اصلِ تختِ حوضی و اجرایی میان جمعیّت. طربْ نامه خُود را به مَن چنین نشان داد که از بُن در یک عروسیِ فرضی می گُذَرَد و زمانِ بلندِ آن از آغازِ تاریکی تا سَرِ سپیده ی پگاه بایستی. خُوشبختانه محرومیّتِ صحنه یی دَه سال پیش تَر و هجده سال پَس تَر از پاییز ۱۳۵۸ به من آموخته بود که امیدی برای اجرایَش نَبَندَم – و طربْ نامه داشت خُودَش را چنان که می خواست می-نوشت.

    طَرَ بْ نامه از هر یک از گونهْ های پیشْ شناخته ی تختِ حوضی چهره های اصلی آن را وام می گیرَد؛ از گونه ی خانگی حاجی و زَنْ حاجی، از گونه ی افسانگی درویشِ ناشناس، از گونه ی تاریخیْ نما سلطان و وزیر و سرداران و گزمه ها – و این هَمه کنار شخصیّت های تکرار شَونده ی همه ی گونه ها؛ جوانِ عاشق و دخترِ پریشانِ زیرِ سِتَم و نُوکری به نامِ پُرشگونِ مُبارک. طَربْ نامه بَر اینان همچنین چهره های ناگُفته ی تختِ حُوضی را می اَفزاید: شاعر و زَنی روی بَسته، جلّاد، بندهْ فروش، عارفْ نمای مکّارِ چندْچِهره، مردُمِ خیابانی چون قَدّارهْ بند و جاهل و رِند و لوتی و دستفروش و پااَنداز؛ و ویژه مُطرب های دُورهْ گرد: مَزَنْ تار، باجی، زَنپوش و جوانْ پوش؛ و در این ساخت شانزده داستانِ اصلی و بیش از آن داستان کوتاهِ فرعی را دَر هَم می بافَد تا به ساختار یگانه یی برسَد از شهری آشُفته و بی سامان تا بیش و کَم، آن سوی داستان هایی را نشان بدهَد که تختِ حُوضی زیرِ فشارِ همیشگیِ متظاهران و اخلاقْ فروشان نمی توانست بر صحنه آوَرَد.

    یازده سال بعد از نوشتن طربْ نامه، به امید رهاشُدن از وسوسه ی نُومیدانه ی تجربه ی صحنه یی اَش بر تختِ حوضِ خانه یی قدیمی و میان تماشاگران، متن سَر و تَهْ زَده ی قابلِ چاپی از کتابچه های چرکنویس آن بیرون کشیدم؛ با حذف بسیار داستان ها و ترانه ها و چهره های گُذَرَنده و تکّه های چندانی از داستان شاعر و زَنَش و رقیب اَش، و نیز بسیار گوشه های داستانِ مُطرب ها – که انتشار آن را هم به فرمایشِ حکیمانه ی خُود فرمودَند: باشد روزگاری که فضا بازتَر شود!

    اکنون، بیست و سه سال پس از نگارشِ طربْ نامه، با پیدا شدنِ بختِ نمایش آزادانه ی آن – نه در ایران، که بسیار دور از آن؛ در دانشگاهِ استنفوردِ کالیفرنیا – بیش و کم هَمه ی تکّه های حذف شُده را برگردانده و از نُو به هم پیوند داده اَم، و اِمروز اجرای آن به نظرم خواب می رسد. من این خواب را تقدیم می کُنَم به هَمه ی مطربان گُمنام و توهینْ شُده ی قرن ها در ایران – که جهانیان را جُز شادی نخواستند و خُود جُز اندوه نَبُردَند!

    زمان و مکان بختِ اجرا بر تَختِ حُوض و میانِ تماشاگران را از ما گرفته است، وگرنه به چشمِ خویش گواهِ گنجایش های دستِ کَم گرفته شده ی تختِ حُوضی در جایگاه واقعی اَش می بودیم. شما که طربْ نامه را نه بر تختِ حوض، بر صحنه ی نمایش می بینید بی گمان نخستین و اِی بَسا که واپسین تماشاگرانِ آن در همه ی تاریخ جهان خواهید بود؛ از آن که اجرای طربْ نامه در هیچ کُجای دیگر این کُره ی خاکی – جُز اکنون و اینجا؛ که زبان و فرهنگ ایران را پشتیبانانی بیش از تعارف است – -عملی نتوانستی شُد. در ایران اگر می شُد، شده بود؛ و دیگر جهان فارسی نمی دانند!

    سپاسگُزاریِ من از دکتر عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایرانْ شناسی دانشگاه استنفورد، که این تجربه با دِلْ به دریا زَدَنِ ایشان جامه ی عمل پوشید، مرزی نمی شناسد.

    سپاسگُزارم از نزدیک ترین تا دورترین همکارانَم در این آزمونِ صحنه یی که صبر مَرا آزمودَند و سختگیری اَم را تحمّل کَردند؛ و سپاسگُزارم از شما دوستدار فرهنگ و زبان خویش، که خواهانِ بهترید!
    بهرام بیضایی
    نوروز ۱۳۹۵