برچسب: بهرام بیضایی

  • نقش پررنگ زنان در سینمای بهرام بیضایی

    نقش پررنگ زنان در سینمای بهرام بیضایی

    به گزارش تئاترآنلاین، برنامه کلاسیک‌های کانون؛ با نمایش «سگ کشی» به کارگردانی بهرام بیضایی غروب روز سه‌شنبه، ۲۶ خرداد ماه در سالن سینماتوگراف موزه سینمای ایران برگزار شد و مدیریت برنامه را اصغر نعیمی فیلمساز بر عهده داشت و سعید قطبی زاده، حبیب رضایی، حسن رضایی، غلامرضا موسوی، جابر قاسمعلی، میثم زندی و وحید موسائیان، از جمله حاضران در رویداد بودند.

    اصغر نعیمی در ابتدای جلسه پس از عرض خیر مقدم به حاضران در نشست، با یک دقیقه سکوت یاد بهرام بیضایی را گرامی داشت.

    این هنرمند درباره دلیل تاخیر چند ماهه در برگزاری بزرگداشت استاد بهرام بیضایی از سوی کانون کارگردانان سینمای ایران با اشاره به وقوع جنگ اظهار داشت: برگزاری برنامه‌ای در خور و درشان استاد بهرام بیضایی به خصوص در بزرگداشت و سوگواری درگذشت ایشان بدون شک در برنامه‌های کانون کارگردانان سینمای ایران قرار داشت. شورای مرکزی کانون کارگردانان به جد پیگیر برگزاری یک برنامه بزرگداشت برای این کارگردان یگانه و بی‌بدیل سینمای ایران بود کما اینکه پیش از این، در حیطه انجام وظیفه صنفی خود، مراسم‌های باشکوهی برای درگذشت دیگر اساتید سینما همچون ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی و کامبوزیا پرتوی تدارک دیده بود. متأسفانه با اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم، به طور عملی امکان برگزاری این مراسم را از کانون کارگردانان سینمای ایران سلب کرد.

    همچنان اميدواريم بتوانيم در شرایط دیگری مجلسی کامل و باشکوه را به بزرگداشت این کارگردان و مرور کارنامه سینمایی او اختصاص بدهيم. در حال حاضر و تا زمانی که فرصت مناسب آن بزرگداشت فراهم شود، ترجیح داده شد که برای زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره بهرام بیضایی یکی از بهترین آثار او را با نام «سگ کشی» به نمایش بگذاریم که در زمان اکران هم مورد توجه منتقدان قرار گرفت و همچنین، پرفروش‌ترین فیلم سال شد. در ادامه، از فیلمخانه ملی ایران با مدیریت لادن طاهری برای همکاری تنگاتنگ ایشان با کانون در زمینه مرمت آثار و همینطور، فاطمه محمدی مدیر موزه سینمای ایران برای در اختیار گذاشتن فرصت برگزاری این نشست‌ها تشکر می‌کنم.

    سپس سعید قطبی زاده منتقد سینما در سخنان ابتدایی، عنوان کرد: من دو بار تا به حال امکان مصاحبه را با بهرام بیضایی داشتم. یکبار با محوریت نمایش «شب هزار و یکم» و دیگری در زمان «سگ کشی».هنگامی که با فیلمساز مواجهه صورت می‌گیرد، احساس می‌کنید که این فیلم‌ها، چکیده‌ای از دانش، سواد و درک و فهم او از سینما و همینطور، از جهان است. در خلال این دو گفتگو متوجه شدم که بهرام بیضایی چقدر سینما می‌شناسد و این واضح است که هر سینماگر صاحب سبکی، سینما را می‌شناسد و دو نوع شناخت وجود دارد. یکی خودانگیخته و ثبت گونه که هر کارگردانی را وارد دنیایی می‌کند که ما با دیدن فیلم‌ها، پا به آن دنیا می‌گذاریم. شناخت دوم، اینکه یک فیلمساز چقدر تاریخ سینما را می‌داند و به جریان‌ها مسلط است.

    او ادامه داد: نگاه دیگری که در سینمای بیضایی وجود دارد و کشف دیرهنگام من از سینمای او است، نگاه ژانری او به زنان است. بیضایی تسلط قابل توجهی بر سینما دارد و منظورم از سینما، تاریخ سینماست. بهرام بیضایی عاشق فیلم دیدن بود به طوری که می‌توانستی ساعت‌ها با او راجع به فیلم‌سازان مختلف حرف زد. هر توضیح ایشان راجع به هر گوشه تاریخ سینما یک درس بزرگ بود و مصداقش هم همان کتاب «هیچکاک در قاب» است. این کتاب برگرفته از یک سخنرانی بهرام بیضایی بود که به حالت مکتوب درآمده و می‌توان آن را در کنار بهترین منابع هیچکاک شناسی قرار داد. در «سگ کشی»، شخصیت زن همان شخصیت امیدوار، کوشا و غمگین فیلم نوآر است.

    قطبی زاده درباره خشم نهفته در «سگ کشی» بیان کرد: بین ساخت «مسافران» تا «سگ کشی»۱۰ سال فاصله می‌افتد. در آن۱۰ سال، بیضایی طرحهای‌ زیادی به ارشاد ارائه کرد که با سنگ‌اندازی ها مواجه شد. این تلاش مکرر بیضایی برای ماندن در سینمای ایران، با سنگ‌اندازی های متعدد باعث خشمی شد که از نظر من در «سگ کشی» فوران می‌کند. جز گلرخ کمالی و پدرش با نقش‌آفرینی جمشید لایق، آدم خوبی در این فیلم وجود ندارد. من فکر می‌کنم مگر می‌شود در یک اثر ۱۴۳ دقیقه‌ای، ناگهان این میزان خشم به مجموعه‌ای از شخصیت‌ها تبدیل شود که همگی دلال صفت و با نگرشی ضدزن هستند که در حال تلاش برای به اثبات رساندن این قدرت مردانه هستند. یک زن در میان مردان با همه وجود به علت عشقی که دارد، تلاش می‌کند تا پله پله به حقیقت برسد که این هم یک نگاه اساطیری است.

    آخرین تصویری که گلرخ کمالی از حقیقت می‌بیند، یک تصویر دهشتناک است و مواجه شدن او با حقیقت، شوکی است که در پایان اتفاق می‌افتد.
    این منتقد درباره تأثیرپذیری بیضایی از شاهنامه فردوسی و همچنین، سینمای آلفرد هیچکاک عنوان کرد:قبل از این جلسه و شب گذشته بار دیگر«سگ کشی» را دیدم، حس کردم آغاز فیلم شباهت بسیاری به «۳۹ پله» دارد که یکی از بهترین آثار انگلیسی‌زبان هیچکاک به شمار می‌رود.

    آنجا هم یک زن و یک مرد در خانه هستند و بیرون یک نفر کنار باجه تلفن ایستاده است که قصد کشتن آن زن را دارند. کشمکشی که بین رضا کیانیان و مجید مظفری در ابتدای فیلم وجود دارد، همانند آنچه است که در «۳۹ پله» رخ می‌دهد. این تاکید چندباره بیضایی بر ۳۰ درصد از پولی که قرار است با آن‌ها چک پس گرفته شود به طوری که مژده شمسایی در دیالوگی می‌گوید: «۳۰ درصد از یک چیز بزرگ بیشتر از ۱۰۰ درصد یک چیز کوچک است.» برگرفته از یک دیالوگ معروف فیلم سینمایی «بیلیاردباز» است. بیضایی با اینکه خودش بهترین دیالوگ نویس تاریخ نمایش ایران و تاریخ سینمای ایران است، مثل یک هنرجوی عاشق پیشه و مثل یک عاشق سینما، در ۶۰ سالگی آنقدر آغوشش باز است که ارتباط معنوی با تاریخ سینما دارد و اینها را در جهت پیشبرد فیلم اخذ می‌کند.

    در ادامه، اصغر نعیمی یک فایل صوتی از بهرام بیضایی راجع به رویکرد خودش نسبت به فیلم سینمایی «سگ کشی» پخش کرد.

    سعید قطبی زاده در سخنان پایانی، درباره تاثیر زمانه بر نگاه فیلمساز یادآور شد: در «مسافران»، بیضایی مرگ را به مرحله‌ای برای عشق ورزیدن بدل می‌کند. حتی مرگ عزیزان در «مسافران» را بیضایی به شکل بِرشتی و با شکستن دیوار چهارم نشان می‌دهد در صحنه‌ای که هما روستای جلوی دوربین قرار می‌گیرد. این نگرش امیدوارکننده‌ای که بیضایی در سال‌های پایانی دهه ۶۰ و در «مسافران» داشت، با آغاز دهه ۷۰ و اتفاقاتی که پس از جنگ می‌افتد، آرام آرام یک فضای باز سیاسی شکل می‌گیرد به صورتی که امثال بیضایی فرصت می‌یابند آثارشان را با فراغ بال بهتری بسازند، و خبری از توقیف «باشو غریبه کوچک» نیست، مشخص است که زمانه دارد بر نگاه فیلمساز تاثیر می‌گذارد. این را نمی‌توان نادیده گرفت.

    با پایان نشست نقد و بررسی، مخاطبان به تماشای «سگ کشی» ساخته ماندگار بهرام بیضایی نشستند.

  • هنرمندان یک دقیقه دست از کار می کشند

    هنرمندان یک دقیقه دست از کار می کشند

    به گزارش تئاتر آنلاین، سه تشکل صنفی هنری در پی درگذشت بهرام بیضایی درخواست کردند که ۸ دی ماه همه گروه‌های هنری «پیش از آغازِ کارِ روزانه، با تصویری از آن اسطوره دوران در ذهن و حضورِ بی‌بدیلش در قلب بایستند و با یک دقیقه سکوت، حرمتِ این وداع را پاس دارند.»

    در متن این فراخوان که توسط خانه سینما، خانه تئاتر و خانه موسیقی منتشر شده، آمده است:

    «به نام خداوندِ جان و خرد

    او تنها سازنده صورت و صحنه نبود؛ که پاسبانِ سخن بود و نگاهبانِ اسطوره‌های این کهن‌بوم و بر.
    اندیشمندی بود که هنر را با خرد درآمیخت و تاریخ را به زبانِ امروز بازگفت.

    اکنون که بهرام بیضایی، آن فرزانه یگانه و هنرمند بزرگ، رخ در نقابِ خاک کشیده است، بر ما ـ اهالی هنر و فرهنگِ این سرزمین ـ واجب است که به حرمتِ نام و یادِ او درنگی کنیم و سرِ تعظیم فرود آوریم؛ نه تنها از سرِ اندوه، بلکه از بهرِ پاسداشتِ اندیشه و آگاهی.

    او که اسطوره را از غبارِ فراموشی برکشید، واژه را به شأنِ خویش بازگرداند و سکوت را به سخن و پرسش بدل کرد؛ سال‌ها چراغِ خرد را فروزان نگاه داشت تا شبِ فراموشی بر این خاک چیره نگردد.

    بدین‌سان، از تمامی گروه‌های فیلم‌سازی در سینما، سریال و نمایشِ خانگی، و از تمامی گروه‌های تئاتری و موسیقایی، و نیز از همه هنرمندانی که خویشتن را وامدارِ نگاه، زبان و شجاعتِ او می‌دانند، درخواست می‌شود: در روز دوشنبه، هشتم دی‌ماه سال ۱۴۰۴، پیش از آغازِ کارِ روزانه، با تصویری از آن اسطوره دوران در ذهن و حضورِ بی‌بدیلش در قلب بایستند و با یک دقیقه سکوت، حرمتِ این وداع را پاس دارند.

    همچنین شایسته است تا تمامی مردمِ ایران‌زمین در این بزرگداشتِ فرهنگی شریک شوند؛ تا هر یک با کلامی، نگاهی، تصویری و یا فیلمی کوتاه از این ایستادگی و همدلی، اثری بر جای گذارند.

    باشد که یادِ او در دیده و دلِ مردمانِ ایران‌زمین، پایدار و جاودان بماند.»

  • امین تارخ در زادروز بهرام بیضایی چه گفت؟

    امین تارخ در زادروز بهرام بیضایی چه گفت؟

    به گزارش تئاتر آنلاین، امین تارخ که تجربه همکاری با بیضایی را در نمایش «مرگ یزدگرد» داشت، درباره این نمایشنامه‌نویس و کارگردان مطرح تئاتر ایران گفته بود: من در بدو ورودم به دانشکده پردیس هنرهای زیبا افتخار این را داشتم که زیر نظر استاد بهرام بیضایی آموزش ببینم. دوستانی که در آن دوره از زمان وارد تئاتر شدند از آن ایام به عنوان دوره طلایی یاد می‌کنند چون از بین ۷۰ تا ۸۰ نفری که بودند هر کدام به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر و نویسنده داستان‌های کوتاه وارد فعالیت شدند.

    وی معتقد بود بهرام بیضایی شخصیتی تأثیرگذار دارد و در این تأثیرگذاری بی‌رقیب است. تارخ یادآور شده بود: استاد بیضایی در ۲۲ سالگی کتاب «نمایش در ایران» را نوشت که بسیار نایاب است. البته به ادعای آقای بیضایی این پژوهش هنوز تمام نشده و ادامه آن ضمیمه کتاب نشد و این از بدشانسی ما بود که نتوانستیم خواننده ادامه این کتاب و پژوهش باشیم.

    این بازیگر تئاتر، بهرام بیضایی را از مؤثرترین شخصیت‌های تئاتری ایران دانسته و تأکید کرده بود: وی در قله‌ای نشسته که کسی نمی‌تواند به راحتی به آن برسد. جایگزینی برای استاد بیضایی پیدا نشد و نتوانستیم پیدا کنیم و اگر غلو نباشد نخواهیم توانست. یکی از بهترین افتخارات من این بود که در سال ۵۸ در بهترین نمایشنامه استاد بیضایی حضور داشتم و حتی بازی در سینما را هم با نسخه سینمایی «مرگ یزدگرد» آغاز کردم.

    تارخ با اشاره به اینکه بیضایی به تئاتر ایران قوت و قدرت بخشید و ابعاد عمیقی را به تئاتر ایران تزریق کرد، یادآور شده بود: فکر می‌کنم بهرام بیضایی به لحاظ تاریخ نگاری و وقایع نگاری خدمت ارزنده‌ای به تئاتر ایران کرد و آثار به جای مانده از او بسیار ارزشمند هستند. استاد بیضایی به عنوان نمایشنامه‌نویس بسیار تأثیرگذار بود و از همه بالاتر در مقام کارگردان اجراهایی را در حد الگو به تئاتر ایران ارائه داد.

    وی تأکید کرده بود: بسیاری از تئاتری‌ها هنوز نتوانستند از موقعیت استاد بیضایی استفاده کنند. هنوز که هنوز است کسانی که در تئاتر به عنوان نسل دوم و سوم آقای بیضایی کار می‌کنند از حضورش بهره‌مند بوده و تغذیه می‌کنند. اندیشمند بودن، خلاقیت و جدیت در کار و مؤمنامه کار کردن همه خصوصیات کسی است که بهرام بیضایی نام دارد و من به احترامش سر تعظیم فرود می‌آورم.

    خبرنگار: محمدجواد عبدی

  • بیضایی یکی از ستون‌های اساسی و استوار تئاتر بود

    بیضایی یکی از ستون‌های اساسی و استوار تئاتر بود

    به گزارش تئاتر آنلاین، علی نصیریان، بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینمای ایران، در پی درگذشت بهرام بیضایی، با ابراز تأسف عمیق، از جایگاه منحصربه‌فرد او در فرهنگ و هنر ایران یاد کرد.

    نصیریان در گفت‌وگویی با اشاره به نقش بی‌بدیل بیضایی در حفظ و اعتلای نمایش ایرانی گفت: «بهرام بیضایی یکی از ستون‌های اساسی و استوار تئاتر و سینمای ایران بود؛ هنرمندی نخبه و یگانه که از نظر زبان، انتخاب موضوع و ساختار، جایگاهی بسیار والا و کم‌نظیر داشت. او در نمایشنامه‌نویسی، کارگردانی تئاتر و سینما و فیلمنامه‌نویسی، چهره‌ای استثنایی بود.»

    او با مرور همکاری‌های اولیه خود با بیضایی، افزود: «از اوایل دهه ۴۰ آقای بیضایی به جمع ما پیوست. ابتدا به‌عنوان دستیار در کنار هنرمندانی چون داوود رشیدی در آثار «ریچارد سوم»، «آنتیگون» و… فعالیت می‌کرد و سپس مسیر نویسندگی و کارگردانی را در دورانی که ما برای تلویزیون تئاتر کار می‌کردیم، آغاز کرد. ایشان نیز یک نمایش تلویزیونی نوشته و اجرا کردند. همه این پیشرفت‌ها حاصل تلاش شخصی، مطالعات گسترده، تماشای فیلم و تجربه‌اندوزی او بود؛ چراکه در آن زمان امکان تحصیلات آکادمیک گسترده در این حوزه وجود نداشت و به واسطه مطالعات خود به این جایگاه نادر و منحصر بفرد رسید.»

    این بازیگر پیشکسوت تأکید کرد: «بیضایی در پژوهش نیز فعال بود و آثار مکتوب ارزشمندی برای ادبیات دراماتیک مملکت ما از خود به‌جا گذاشت، اما نمایشنامه‌های او میراثی ماندگار برای ادبیات نمایشی ایران است. با رفتن بیضایی، بیضایی‌ دیگری نخواهیم داشت؛ او ویژگی خاص خودش را داشت و کاملاً منحصر‌به‌فرد بود.»

    نصیریان با ابراز تأسف از مهاجرت این هنرمند افزود: «دریغ و درد بزرگ این است که بیضایی ایران را ترک کرد و این استعداد درخشان از دست ملت ایران خارج شد. ای‌کاش در کشور می‌ماند و آثار بیشتری خلق می‌کرد تا جامعه از توان و استعداد خلاقه غنی او بهره‌مند شوند.»

    او با اظهار تاسف از اینکه هیچگاه فرصت همکاری با بهرام بیضایی و حمید سمندریان برایش فراهم نشد؛ گفت: «من شخصاً از فقدان بهرام بیضایی بسیار متأثر شدم. فقدان او ضایعه‌ای بزرگ برای فرهنگ و هنر ایران است و نسل‌های آینده نیز از دیدن آثار بیشتر او محروم ماندند.»

    منبع: ایران تئاتر

  • بهرام بیضایی در سالروز تولد خود درگذشت

    بهرام بیضایی در سالروز تولد خود درگذشت

    خبر درگذشت این هنرمند از طریق بیانیه‌ی گروه ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد امریکا و فیسبوک همسر او، مژده شمسایی، تأیید شده است. شمسایی در پست خود نوشت: «زمین زیر پایم سست است وقتی او بر آن راه نمی‌رود. هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمی‌کشد.» همچنین در بیانیه‌ی دانشگاه استنفورد آمده است:

    « گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد درگذشت فخر ادب و هنر ایران، استاد و همکار برجسته‌ی ما در ۱۵ سال اخیر، بهرام بیضایی را به اطلاع همگان می‌رساند. او‌ درست در روز تولد هشتادو هفت‌سالگی‌اش درگذشت: پنجم‌ دی، که به احترامِ زادروزش (و درگذشت اکبر رادی) روز نمایشنامه‌نویس نامیده شده؛ پنج سال پس از تلاش حماسی و درخشانش برای تکمیل متن «داش‌آکل به‌گفته‌ی مرجان». بارها گفته بود موطن و مسلک او عالم فرهنگ است. عشقی عظیم به ایران داشت و به‌رغم تنگ‌نظری‌ها علیه او و خانواده‌اش لحظه‌ای از برکشیدن و پاس داشتن میراث فرهنگی ایران دست نکشید…به قول شاهنامه که بیضایی عمری در آن زیست، اگر مرگ داد است بیداد چیست.»

    بهرام بیضایی یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان در تاریخ تئاتر و سینمای ایران بود که نمایش‌های «ضیافت»، «سلطان مار» و «مرگ یزدگرد» (که آن را در سال ۱۳۶۱ به سینما هم آورد)، فیلم‌های «رگبار» (اولین فیلم بلند بیضایی محصول ۱۳۵۰)، «غریبه و مه» (۱۳۵۲)، «چریکه تارا» (۱۳۵۷) «باشو، غریبه‌ی کوچک» (که آن را در ۱۳۶۴ ساخت، اما تا ۱۳۶۸ به اکران عمومی درنیامد)، «سگ‌کشی» (۱۳۸۰) تنها بخشی از کارنامه‌ی درخشان این اسطوره‌ی سینما را شکل می‌دهند که حتی در سال‌های دور از وطن، دست از نمایشنامه‌نویسی نکشید.

    Bahram Beyzaei

    بیضایی برای فعالیت در ایران، پیش و پس از انقلاب با محدودیت‌های بسیار مواجه شد. نمایش‌های او، مثل نمایش «ندبه»، مجال اجرا نمی‌یافتند و بسیاری از فیلم‌هایش، چون «چریکه تارا» و «مسافران» اکران عمومی نداشتند. دشواری‌ها و محدودیت‌ها سرانجام بهرام بیضایی را مجبور کرد از ایران برود. او نویسندگی را در غربت ادامه داد و حتی در دوره‌ای به ایران بازگشت. اما استمرار محدودیت‌ها، دوباره او را واداشت تا از ایران برود؛ این بار برای همیشه.

    بهرام بیضایی، که در دهه‌ی ۴۰ شمسی راه نمایشنامه‌نویسی پیشه کرد، در ۱۳۴۷ به یکی از پایه‌گذاران کانون نویسندگان ایران تبدیل شد و طی سال‌های آتی به عنوان استادیار نمایش در دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به فعالیت خود ادامه داد؛ هرچند نه حضورش در کانون نویسندگان و نه استادی‌اش دوام زیادی نداشت. مشکلات سانسور و نارضایتی‌اش از سیاست‌ها و وضعیت سینمای ایران، سرانجام او را در ۱۳۸۹ به ترک وطن سوق داد تا به دعوت عباس میلانی، مورخ و ایران‌شناس دانشگاه استنفورد، به فعالیت‌های خود در امریکا ادامه دهد.

    با وجود درخواست طرفداران (و حتی رییس سازمان سینمایی ایران) مبنی بر بازگشت بهرام بیضایی به کشور، این هنرمند با تأکید بر کارنامه‌ی هنری پربار خود در خارج از ایران (با نمایش‌هایی مثل «گزارش ارداویراف»، «طرب‌نامه» و «جانا و بلادور»)، و تجربه‌اش از سال‌ها توقیف و ممیزی در داخل کشور، با دلی آزرده از بازگشت به ایران امتناع کرد.

  • «کارنامه بُندارِ بیدَخش»؛ نقد دانشی که در جامعه گفتمان ندارد

    به گزارش تئاتر آنلاین، بیست‌ و ششمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلم‌تئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران، چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۳، به نمایش فیلم‌تئاتر «کارنامه بُندارِ بیدَخش» (۱۳۷۶) به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی اختصاص داشت. پس از نمایش این فیلم‌تئاتر نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری میزبان و علیرضا نراقی منتقد تئاتر برگزار شد.

    عباس غفاری در این نشست گفت: نمایش «کارنامه بُندارِ بیدَخش»، نخستین بار در نیمه دوم دهه ۷۰ در سالن چهارسو مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفت و با استقبال مخاطبان همراه بود.

    علیرضا نراقی در این نشست گفت: صحبت درباره آقای بیضایی و آثارشان، خیلی موقعیت مغتنم و خوش‌حال‌کننده‌ای برای من است. صحبت درباره آقای بیضایی از یک سو می‌تواند ساده باشد؛ زیرا بسیار در مورد ایشان صحبت شده و می‌شود. از آن مهم‌تر اینکه ایشان در تاریخ معاصر ایران، از آن دست فیگورهایی است که سرشار از ایده، رویکرد برای شناخت جامعه، تاریخ خودمان هستند. از همین رو راه‌های زیادی را برای نقادی و تحلیل باز می‌کنند. آقای بیضایی دست‌کم در جایگاه تفکر نقادانه و نقد به معنای واقعی کلمه فارغ از مرور، توضیح و تحلیل، نویسنده‌ای کشف نشده به شمار می‌آید.

    وی افزود: فارغ از کارهای ارزشمندی که خوانش اسطوره شناختی یا مشخصا درباره جایگاه تاریخی زن از آثار آقای بیضایی دارد، اما نکات بسیار زیادی مغفول واقع شده است. در واقع هنوز جای اینکه آثاری چه درباره موضوعاتی که بیان کردم و چه درباره موضوعات گسترده‌تری که سعی می‌کنم به فراخور بحث، کوتاه به آنها اشاره کنم، وجود دارد. به زعم کارشناسان بسیاری، آقای بیضایی یکی از کم اشتباه‌ترین روشن‌فکران تاریخ مدرن ایران است.

    این منتقد تئاتر در ادامه بیان کرد: در مورد آقای بیضایی دوگانه‌ای وجود دارد که ایشان در آن محدود شده‌اند. یک طرف این دوگانه برخوردهایی است که مثلا با فیلم درخشان و پیش‌گویانه «وقتی همه خوابیم» ایشان صورت گرفت. و یک طرف دیگر نیز رویکردی است که اگر قرار است درباره او صحبت کنیم، باید دهان خود را آب بکشیم. این دو گانه غلط است. زیرا اجازه نمی‌دهد که بهرام بیضایی از اثر خود رها شود و در جامعه ما راجع به مفاهیم بلند و بسیار موثر آثارش بحث شود. یکی از دلایلی که درباره آقای بیضایی، در عین حال که کارهای زیادی انجام شده، خیلی کار جدی صورت نگرفته است، همین دوگانه‌ای است که بهرام بیضایی در تمام آثارش آن را نقد می‌کند. به عنوان مثال در خصوص تاریخ، اساطیر ایران در همین آثار این موضوع را می‌بینیم.

    نراقی در ادامه صحبت‌هایش گفت: در نمایش «کارنامه بُندارِ بیدَخش»، جم در عین حال که جز پادشاهان اساطیری بسیار پراهمیت و مثبت در تاریخ ماست، دچار غرور شده و این غرور سبب شده تا توسط ضحاک سرنگون شود. در این نمایش می‌بینیم، در عین حال که آن تصویر مثبت و سازنده جم ارائه می‌شود، آن ویژگی که موجب غرور او شده و سبب شده تا جلوی دانش بایستد، در صریح‌ترین شکل ممکن نقد می‌شود. از دیگر سو، دانش چون عاملی که در بُندارِ بیدَخش نمادین شده هم به عنوان امری که در جامعه گفتمان ندارد، مورد نقد قرار می‌گیرد. یعنی اندیشیده شده، دانش در آن جامعه جریان پیدا نمی‌کند.

    وی ادامه داد: درباره آقای بیضایی و تاثیری که ایشان بر حوزه‌های آموزش و… گذاشته‌، بسیار می‌توان صحبت کرد. آموزش تئاتر در ایران مدیون بهرام بیضایی است. بدون شک ایشان مهم‌ترین نمایشنامه‌نویس، تاریخ ادبیات نمایشی ایران است. او یکی از مهم‌ترین فیلمسازان سینمای ایران بوده و به گواه کسانی که در موسسه فیلم نیویورک، فیلم «غریبه و مه» و «رگبار» را تصحیح کردند، یکی از متمایزترین و متفاوت‌ترین فیلمسازان تاریخ سینمای جهان است. بنابراین اهمیت آقای بیضایی، چیزی نیست که پوشیده باشد اما تذکر آن، از این جهت برای ما لازم است که این روشنفکر مهم و مهم‌ترین نمایشنامه‌نویس ما زنده بوده و همچنان کار می‌کند اما در وطن خودش و بین ما نیست. نمی‌تواند در وطن خود و بین ما باشد. به قول خود آقای بیضایی، در اتاقی که در آن سر دنیا دارد، ایرانی ساخته و در آن ایران ذهنی و انتزاعی خود زندگی می‌کند. این بر ما است و این را بر ما می‌نویسند که چنین آدمی دیگر در کنار ما زندگی نمی‌کند. البته آثارشان هست و به ما می‌رسد.

    منبع

  • نمایش فیلم‌تئاتر «کارنامه بُندارِ بیدَخش» در خانه هنرمندان ایران

    نمایش فیلم‌تئاتر «کارنامه بُندارِ بیدَخش» در خانه هنرمندان ایران

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی رویداد، بیست‌وششمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلم‌تئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش فیلم‌تئاتر «کارنامه بُندارِ بیدَخش» اختصاص دارد.

    فیلم‌تئاتر «کارنامه بُندارِ بیدَخش» (۱۳۷۶) به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آید.

    پس از نمایش این فیلم‌تئاتر نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری میزبان و علیرضا نراقی منتقد تئاتر برگزار می‌شود.

    بُندار دانشمندی است که جامِ جهان‌نما را برای جم ساخته است و چنان که برمی‌آید بیدخشِ اوست. او با اعتماد کامل، انواع دانش‌ها را به شاه می‌آموزد و جم نیز با این دانش‌ها بر جهان حکم می‌راند. اما جم، بندار را تنها نردبانی از بهر صعود به قله قدر می‌داند و قدرت نیز چشمانش را کور کرده‌است. وی بندار بیدخش را فراموش کرده و از بیم اینکه مبادا روزی بندار دانشمند، این دانش‌ها را به دشمنی بیاموزد، او را به زندان «روئینه دژ» که ساخته دست و دانش خود بندار است می‌افکند. بندار در گوشه زندان به گذشته خود می‌نگرد و افسوس می‌خورد که چرا آن اندازه نسبت به شاه خوش‌بین بود و هنگام ساختن «روئینه دژ»، دست کم راهی پنهان برای روز مبادای خود هم تعبیه نکرد تا بگریزد.

    نخستین بار بیضایی این نمایش را از بهمن سال ۱۳۷۶ تا اردیبهشت ۱۳۷۷ در تالار چهارسوی تئاتر شهر با بازی پرویز پورحسینی (در نقش جَم) و مهدی هاشمی (در نقش بُندارِ بیدَخش) بر صحنه برد.

    علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

    منبع

  • چرا ما دنباله‌روی تئاتر غرب شدیم؟/ لزوم ایجاد رشته دانشگاهی نقالی

    چرا ما دنباله‌روی تئاتر غرب شدیم؟/ لزوم ایجاد رشته دانشگاهی نقالی

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط‌عمومی انجمن مستندسازان ایران، پس از نمایش مستند «نقل زندگی» که در قالب سی‌امین نشست مستندهای ایران‌شناسی اشا و با حضور لاله تقیان، داود فتحعلی بیگی، محمدحسین ناصربخت، آرتا تاری و پریسا سیمین مهر برگزار شد شهریار قاسمی به عنوان مجری با ارائه توضیحاتی درباره این مستند و کارگردانش از مهمانان این نشست دعوت کرد که روی صحنه حاضر شوند.

    در ابتدای این نشست لاله تقیان درباره اهمیت میراث فرهنگی معنوی متنی را خواند و با اشاره به اینکه نمایش‌های آیینی و سنتی در تمام جوامع جهان ارزش دیرینه دارند، تأکید کرد: طبق کنوانسیون بین‌المللی حفظ میراث ناملموس یونسکو فرهنگ معنوی یا غیرمادی شامل همه صورت‌های ذهنی و رفتاری آثار انسان است. کنسوانسیون یاد شده به دقت این میراث و چگونگی شناخت آن را بیان کرده و از همه کشورها به ویژه کشورهایی که از نظر تاریخی قدمت بیشتری دارند خواسته که محافظت از آن‌ها را بسیار جدی تلقی کنند و طی پرونده‌های خاصی آنها را به تصویب و ثبت در این سازمان برسانند. می‌دانیم که یونسکو از طریق دولت‌ها به این مهم می‌پردازد و وظیفه دولت‌هاست که امکانات تشکیل این پرونده‌ها را فراهم کند. در کشور ما نیز وزارت میراث فرهنگی و گردشگری مسئول این کار است که متأسفانه کار چندانی هم انجام نمی‌دهد.

    وی افزود: امروز در میان نمایش‌های سنتی و آیینی تنها تعزیه به ثبت در سازمان یونسکو رسیده است و از نمایش‌های بسیار مهمی که در کشورمان وجود دارد هیچ‌یک به ثبت نرسیده است.

    تقیان تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین اهداف برای حفظ میراث فرهنگی و هنری پاسداری از این هنرها، شناسایی هنرمند و ثبت و عرضه هنرش و همچنین آموزش آن به نسل دیگر بسیار ضروری است. چنین کار استمرار فرهنگ و شرط بقای آن است. ما پیش از این هنرمندان ارزشمندی داشتیم که با خاموشی‌شان بخش مهمی از فرهنگی ملی ما از بین رفت که می‌توان به سعدی افشار و بسیاری دیگر اشاره کرد.

    این منتقد در بخش دیگر اظهاراتش گفت: نمایش به عنوان میراث فرهنگی هنری در ایران گاه در آیین‌های مذهبی جلوه‌گر شده و گاه در هنر نقالی و با مرور کردن قصه‌ها و افسانه‌های حماسی و اسطوره‌ای امکان اجرا یافته است و یا در بازی با عروسک‌ها و نمایش‌های شادی‌آور و بخش عظیمی هم به آداب خاص مردم در ماوراءالطبیعه متجلی شده است؛ مثل مراسم دعای باران و یا رسم آیینی ویژه برای برداشت محصول میان روستاییان. نقالی شاید یکی از مهم‌ترین این هنرها باشد، نقالی و قصه‌گویی یکی از قدیمی‌ترین شیوه‌های انتقال فرهنگ در ایران است. در جامعه‌ای که کتابت سابقه رونق چندانی در عوام نداشت جز قصه‌های عامیانه که در خانواده‌ها و برای نسل بعد گفته می‌شد ادبیات از طریق شفاهی سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد.

    وضعیت موازی کنش زندگی

    وی با اشاره به انواع نقالی بیان کرد: متأسفانه جامعه ما از دوران مشروطیت و به ویژه از زمانی که خواستیم میان زندگی سنتی و مدرن همزیستی ایجاد کنیم دچار مسائلی شده که اثرات آن تا امروز ادامه دارد. یعنی در کشورمان نه مشروطیت به جریانی جدی در سیاست منجر شد و نه مدرنیته با سنت‌ها تلفیق شد. بنابراین هر ۲ در وضعیتی موازی کنش زندگی را به نوعی بی‌ثبات کردند و امروز این بی‌ثباتی بیش از پیش به چشم می‌آید در حالی‌که باید دانش بومی با جریان فرهنگ جاری پیوند می‌خورد.

    در ادامه این نشست محمدحسین ناصربخت با اشاره به اینکه قصه‌گویی یکی از کهن‌ترین هنرهای بشری است، اظهار کرد: دانش اولیه بشر از این طریق انتقال پیدا کرده است. اولین قصه‌گویانی که ما می‌شناسیم مادرها و مادربزرگ‌هایمان و معمولاً زنان فامیل بودند. قصه‌گویی ابتدا کار زنان بوده و فرهنگ از طریق زنان منتقل می‌شده است که شاید ریشه در جهان مادرسالاری دارد، خیلی پیش از اینکه این جهان مردسالار شکل بگیرد. این قصه‌گویی که معمولاً توسط قصه‌گویان غیرحرفه‌ای منتقل می‌شد بعدها کم‌کم بر عهده قصه‌گویان حرفه‌ای قرار گرفت. امروز برخی از گونه‌های قصه‌گویی ثبت و ضبط شده‌اند که جای خوشحالی دارد ولی بحث عمده‌ای از این تجربه از بین رفته است. در ایران‌زمین کهن‌ترین قصه‌گویانی را که به شکل حرفه‌ای قصه می‌گفتند در دوره پارتی ثبت کرده‌اند؛ قصه‌گویانی که تحت عنوان «گوسان‌ها» از آن‌ها یاد می‌شود، قصه‌گویانی بودند که با ساز قصه می‌گفتند و نمونه‌هایش را در دوره‌های اخیر هم می‌توانیم مشاهده کنیم و این کهن‌ترین شیوه نقل حرفه‌ای ثبت شده است.

    این پژوهشگر با اشاره به اینکه برخی نمایش‌های سنتی کم‌کم فراموش شده‌اند، گفت: ما توجه جدی به نمایش‌ها را از دهه ۱۳۴۰ به بعد به صورت جدی داریم که به دنبال موجی است که پس از جنگ جهانی دوم در جهان ایجاد شده بود. از آنجا که در دوره صفویه قهوه‌خانه و مکتب نقل اصفهان شکل گرفت و در کنار آن‌ها نقاشان پرده هم حضور پیدا می‌کردند. این جمع شدن هنرمندان باعث شد که جنبه دیداری نقالی‌ها افزوده شود. بعدها که پایتخت به تهران منتقل شد در دوره قاجار اوج نمایش‌های سنتی را داریم و این دوره هم دوره اوج نمایش‌های سنتی و هم دوره ورود نمایش‌های جدید است که شاید بتوان آن را دوره آغاز افول نمایش‌های سنتی نیز دانست.

    وی درباره نمایش تک‌نفره نقالی گفت: این نمایش تک‌نفره آن‌قدر ظرفیت دارد که می‌شود با آن هر قصه‌ای را روایت کرد. ثبت و ضبط و نگهداری اصل این نمایش اهمیت زیادی دارد چرا که اگر امروز کسی می‌خواهد خلاقیتی داشته باشد باید اصل را بشناسد و البته آن اصل فرهنگی را تقویت می‌کرده که بخشی از هویت ماست. در این نمایش هر قصه‌ای را می‌توان عرضه کرد و در دهه‌های اخیر جوانانی را داشتیم که با استفاده از این قالب حتی قصه‌هایی را گفته‌اند که شاید از فرهنگ ما هم نیامده است و این نشان می‌دهد که در این شکل روایت می‌توان قصه‌های معاصر را هم روایت کرد.

    ناصربخت با اشاره به ثبت جهانی تعزیه‌خوانی گفت: نقل و روایتگری هم در کنوانسیون مربوطه به عنوان میراث در خطر ثبت شده اما متأسفانه برای تقلیل و خیمه‌شب‌بازی حرکتی نشده که ثبت و ضبط شوند. شیوه اجرای نقال به طور کامل متکی و محدود به متن نیست و در آن یک بداهه وجود دارد که هر مجلس نقل را جذاب می‌کند. «رستم و سهراب» مرشد ترابی را اگر در سال ۱۳۶۰ شنیده باشید با همان نقل در سال ۱۳۷۰ متفاوت است بنابراین نقال مثل هر بازیگری که کار میدانی می‌کند با توجه به مخاطب قصه‌اش را تغییر می‌دهد. گریزهایی که نقال به قصه‌های دیگر می‌زند یکی از تکنیک‌های نقالی است و این گریزها و نقدهایی که در قصه ارائه می‌دهد مجلس نقال را یگانه می‌کند. نقال می‌تواند قصه «رستم و سهراب» را روایت کند اما آن را به قصه امروز مخاطب وصل می‌کند و این ویژگی در تعزیه‌خوانی ما هم وجود دارد چون قصه عاشورا می‌تواند در همه زمان‌ها تکرار شود.

    امروز دیگر پاتوقی برای نقل نداریم!

    در ادامه این نشست داود فتحعلی‌بیگی توضیح داد: قریب به ۳۰ یا ۳۵ سال پیش ما حلقه‌ای را تشکیل دادیم که زیر نظر کانون نمایش‌های آیینی سنتی شکل گرفت که خانم تقیان، مرحوم ستاری و همچنین جناب آقای ناصربخت و چند تن از دوستان با ما همکاری داشتند. موفق شدیم ۲۰ دوره جشنواره نمایش‌های آیینی سنتی را برگزار کنیم تا بتوانیم بسیاری از این جلوه‌ها را ثبت و ضبط کنیم یا حداقل به احیای آن‌ها کمک کنیم. امروز کسی درباره بقال‌بازی چیزی نمی‌داند، شاید از بین افراد حاضر کسی بخواهد نقالی کار کند اما اصلاً جایی برای آموزش و یادگیری وجود ندارد. در زمانی قهوه‌خانه‌های بزرگی بود که مردم برای گذران اوقات فراغت به قهوه‌خانه‌ها می‌رفتند و پای نقل می‌نشستند. رفته رفته آن قهوه‌خانه‌ها جمع شد و الان به قلیان‌سرا تبدیل شده‌اند و دیگر به مغازه‌های کوچکی تبدیل شده‌اند که قلیان و چای سرو می‌کنند. جوان علاقه‌مند امروز ما دیگر جایی ندارد که بخواهد این هنرها را بیاموزد. اگر ما سکوت می‌کردیم، همین هنرهایی که امروز داریم هم وجود نداشت. برای اینکه ما بتوانیم اینگونه آثار را امروز آموزش دهیم، نیازمند آن بودیم که روش کار قدما ثبت و ضبط و تئوریزه شود به این معنا که روش کار بزرگان را تجزیه و تحلیل کنیم و رفته رفته به یک شیوه آموزش دانشگاهی و آکادمیک تبدیل کنیم.

    این بازیگر سینما و تئاتر اظهار کرد: سی سال پیش تصمیم گرفتم رویه هنری، قصه گویی و نقالی را تئوریزه کنم. از سی سال پیش هر گاه مرشد ترابی یا مرشد سعیدی را می‌دیدم، جلوه‌های هنری و فنی کارشان را یادداشت می‌کردم تا اینکه چند سال پیش موفق شدم در قالب کتاب «آداب نقل و نقالی از نگارش تا نمایش» این مطالب را منتشر کنم. تا ما این‌گونه آثار، روش کارشان را ثبت و ضبط و در قالب نظریه‌های عملی و تئوریک مطرح نکنیم دیگر امکان نگهداری آن‌ها وجود ندارد چرا که امروز پاتوقی نیست که هر شب بخواهند نقل بگویند این هنر حفظ شود.

    وی با اشاره به اینکه در کشورهایی چون هند و چین مدارس و رشته‌های دانشگاهی مختلفی درباره نمایش‌های سنتی و آیینی وجود دارد، تصریح کرد: ما مطمئناً به یک مرکز حفظ و اشاعه نمایش‌های آیینی و سنتی نیاز داشتیم و مطمئناً یک رشته دانشگاهی برای آموزش نمایش‌های آیینی سنتی و به تعبیری نمایش‌های ایرانی نیاز داریم. ما واحد درسی تعریف کردیم، شرح درس نوشتیم اما هنوز که هنوز است از وزارت علوم هیچ اقدامی در این راستا انجام نشده است. ما در امر آموزش ناچار هستیم که از رویه‌های ثبت و ضبط شده استفاده کنیم.

    سبک نقالی که جهانی روایت می‌کند

    در بخش دیگر این نشست آرتا تاری کارگردان مستند «نقل زندگی» اظهار کرد: فیلم مربوط به سال ۱۳۸۸- ۱۳۸۹ است، زمانی که مرشد سعیدی به دانشگاه ما آمدند و اجرا کردند و من شیفته اجرای ایشان شدم و به دانشگاه پیشنهاد دادم که مستندی از ایشان بسازیم، هیچ حمایتی نشد و با هزینه شخصی این فیلم ساخته شد. وقتی سبک قصه‌گویی آقای سعیدی را دیدم برایمان بسیار جالب بود، سبکی که هیچ پرده‌ای نداشت و جهانی را که روایت می‌کرد خودش می‌ساخت و مخاطبش را به جهان «شاهنامه» می‌برد. ساختن این فیلم برای من که بعدها مشغول تدریس شدم خیلی مفید بود به شکلی که یاد گرفتم باقی افراد را مشتاق کنم چرا که من در کلاس شروع به قصه گفتن می‌کردم.

    چگونه ما پیرو تئاتر غرب شدیم وقتی آنها پیرو تئاتر شرق هستند؟

    در ادامه این نشست داود فتحعلی بیگی در پاسخ به پرسشی درباره گریز در متن که امروزه چگونه می‌توان این تکنیک را حفظ کرد، گفت: یک بار فیلمی درباره نقالی معاصر در چین دیدم، چینی‌ها در گذشته مثل ایران نقالی‌هایشان در قهوه‌خانه‌ها بود، حالا که کارکرد قهوه‌خانه‌ها عوض شده است، آمده‌اند و سالن‌های کوچکی ویژه نقالی درست کرده‌اند. در واقع شرایط ارائه این هنرها به طریقه امروزی فراهم شده است اما در کشور ما متأسفانه این امر اتفاق نیفتاد.

    وی افزود: من به اعضای شورای شهر پیشنهاد دادم که مکان‌هایی برای اجرا وجود دارد ولی هیچ اقدامی نشد. چندین سال است که به دنبال ساخته شدن پردیس تئاتر البرز هستیم، باید جایی باشد که ما به عنوان یک پدیده هنری این نمایش‌ها را عرضه کنیم. بهرام بیضایی در کتاب «نمایش در ایران» می‌گوید در زمانی‌که تئاتر غرب می‌خواهد دیوارهای تنگ صحنه‌اش را به هم بریزد و به یک رهایی با نگاه به تئاتر شرق برسد، ما دنباله‌روی تئاتر غرب شدیم. البته این تئاتر بسیار قابل احترام است اما خودمان را نباید فراموش کنیم. ما حدود ۵۳۷ عنوان مستقل مجلس تعزیه و شبیه‌خوانی داریم، کجای دنیا چنین گنجینه‌ای دارند و در خانه‌ها مانده است؟

    این کارگردان تئاتر تأکید کرد: عرب‌‎ها نمایش نداشتند، تعزیه یک نمایش ایرانی است، شیری که در تعزیه‌ها وارد نمایش امام حسین (ع) می‌شود ما ایرانی‌ها هستیم که آمدیم و از این فرهنگ نگهداری کردیم. تا وقتی ما جایی نداشته باشیم که به طور دائم و همیشگی این آثار هنری را عرضه کنیم، وضعیت همین است.

    این نشست با پرسش و پاسخ حضار و مهمانان ادامه پیدا کرد.

    منبع

  • ایوب آقاخانی و ادای احترام به بهرام بیضایی بر صحنه تئاتر

    ایوب آقاخانی و ادای احترام به بهرام بیضایی بر صحنه تئاتر

    به گزارش تئاتر آنلاین، ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان تئاتر و از شاگردان بهرام بیضایی در دهه ۷۰، قصد دارد با احترام به آموزه‌های این چهره تأثیرگذار تئاتر ایران و «سه‌برخوانی» بیضایی، نمایش «ترانه‌های تب: داستان‌های عبرت‌آموز برای خوابیدن کودکان امروز» را به صحنه ببرد.

    سرپرست گروه تئاتر «پوشه» در یادداشتی کوتاه درباره این نمایش چنین آورده است:

    «از روزگار کم‌حافظه و مردمان کم‌مهرش خسته‌ام. از یادآوری مکرر جایگاه و تاثیر اساتید سَلَف به دانشجویان امروزم دلمرده‌ام. هیچ کجای جهان به اندازه ما داشته‌هایشان را از یاد نمی‌برند. «بهرام بیضایی» یک تنه تاریخ تئاتر این مُلک را جابجا کرده است. زمستان ۷۶ و بهار ۷۷ افتخار آموختن مستقیم نمایشنامه‌نویسی را از او داشتم و این کلاس‌های دانشگاه بهانه‌ای شد وجود او را بیشتر بشناسم؛ جهان بینی‌اش؛ سلوکش؛ نگاهش و مهارتش در مدیریت فضایی که در اختیار اوست … «بهرام بیضایی» برای من تجسم «تاریخ فرهیخته» و «نیمرخ زیبای فهم پارسی» است. من فراموشکار نیستم. دست‌بوس این تاج مرصع تئاترمان خواهم بود تا ابد.

    «ترانه‌های تِب» پیشکش به او که با تن آزرده‌اش در ذهن من برومند است و بالا تمام.»

    نمایش «ترانه‌های تِب: داستان‌های عبرت‌آموز برای خوابیدن کودکان امروز» بیست و هفتمین نمایش ایوب آقاخانی و اقتباس او از اسطوره «ادیپ شهریار» است که به زودی به عنوان جدیدترین تولید گروه تئاتر «پوشه» روی صحنه می‌رود.

    اطلاعات مربوط به زمان و مکان اجرا و عوامل این اثر نمایشی متعاقبا منتشر می‌شود.

    منبع

  • اسکار ۴۸۷ عضو جدید پذیرفت/ بهرام بیضایی در فهرست

    اسکار ۴۸۷ عضو جدید پذیرفت/ بهرام بیضایی در فهرست

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ورایتی، در حالی که اکادمی اسکار ۴۸۷ عضو جدید را به آکادمی دعوت کرده بهرام بیضایی، جسیکا آلبا، لیلی گلدستون، گرتا لی، کاترین اوهارا و اس اس راجامولی کارگردان فیلم «RRR» از جمله این هنرمندان هستند که برای پیوستن به آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک دعوت شده‌اند.

    به این ترتیب اعضای آکادمی از ۱۰۸۱۷ عضو سال پیش به ۱۰۹۱۰ نفر افزایش می‌یابد.

    در میان دعوت‌شدگان امسال ۴۴ درصد را زنان تشکیل می دهند که افزایش ۴ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۳ نشان می دهد و ۴۱ درصد از جوامع قومی و نژادی متفاوت انتخاب شده اند که افزایش قابل توجه ۷ درصدی را نشان می دهد.

    در شاخه کارگردانان در کنار بهرام بیضایی، چهره هایی مانند لیلا آویلس سازنده «توتم»، جایرو بوستامانت سازنده «لیورونا»، جی دی دیلار، آلیس دیوپ سازنده «سن اومر»، بوتس رایلی سازنده «متاسفم که مزاحم شما شدم»، ای وی راکول سازنده «هزار و یک»، اما سلیگمن و انجل مانوئل سوتو جای دارند.

    در میان دعوت شدگان، ۱۹ برنده اسکار از جمله داواین جوی راندولف (بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم «جاماندگان»، هالی وادینگتون طراح لباس فیلم «بیچارگان» و ۷۱ نامزد دریافت جایزه از جمله سامی برچ برای فیلمنامه «می دسامبر» جای دارند.

    بهرام بیضایی سینماگر سرشناس ایرانی در دو شاخه کارگردانی و نویسندگی برای عضویت در آکادمی اسکار دعوت شده تا یکی از ۸ نفری باشد که در بیش از یک شاخه به آکادمی دعوت شده است. ایلکر چاتاک سازنده «تالار معلمان»، کورد جفرسون سازنده «داستان آمریکایی»، سلین سانگ سازنده «زندگی های گذشته»، ژوستین تریه سازنده «آناتومی یک سقوط»، ندیم چیخروها سازنده «چهار دختر»، کریستین ترنر سازنده «آرایشگر لیتل راک» و مایکل اندروز سازنده «مرد عنکبوتی: در سراسر جهان عنکبوتی» نیز دیگر افرادی هستند که در بیش از یک شاخه دعوت شده اند.

    یگانه مقدم سازنده انیمیشن کوتاه «یونیفورم ما» که نامزدی اسکار را کسب کرد و مارال محمدیان انیمیشن ساز دیگر اعضای جدید آکادمی اسکار هستند.

    منبع

  • پرویز پرستویی برای بهرام بیضایی نوشت: خداوند نگذرد از جفاکاران…

    پرویز پرستویی برای بهرام بیضایی نوشت: خداوند نگذرد از جفاکاران…

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، در چند روز گذشته صحبت هایی درباره بیماری استاد بهرام بیضایی با عکسی خاص منتشر شده است.

    پرویز پرستویی درباره این عکس نوشت:

    از دیروز که عکس استاد بهرام بیضایی را در فضای مجازی دیدم بسیار نگران شدم، دلم نمی خواست این عکس را منتشر کنم.

    ولی امروز عزیز و بزرگوار جناب آقای پرویز جاهد منتقد و نویسنده در اینستاگرامشان پستی درباره بیماری استاد بیضایی منتشر کردند و نوشتند استاد بیضایی گرفتار هیولای وحشتناکی شده و با آن می جنگد تا آن را شکست دهد.

    پرستویی در ادامه می نویسد: آرزوی سلامتی برای استاد بی بدیل دارم ، اما خداوند نگذرد از جفاکاران که قدر گوهران گرانبها را نمی دانند و باعث غربت نشینی این بزرگواران می شوند.

  • بهرام بیضایی به سرطان مبتلا شد

    بهرام بیضایی به سرطان مبتلا شد

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، پرویز جاهد نویسنده و منتقد سینما با انتشار تصویری از بهرام بیضایی نوشت: «عکس ظاهرا غیر متعارفی از بهرام بیضایی در فضای مجازی تکثیر شده و دوستانی درباره‌اش تحلیل و نظریه‌پردازی کرده و می‌کنند. تا جایی که اطلاع دارم متاسفانه آقای بیضایی مدتی است گرفتار هیولای وحشتناکی شده‌اند و با آن می‌جنگند. امیدوارم ایشان بتوانند این هیولا را شکست دهند و همچنان به آفرینش‌های خلاقه و منحصربفرد خود بپردازند.»

    این تصویر را نخستین بار شهرام ناظری؛ خواننده مطرح در صفحه اش منتشر کرد و به نظر می‌رسد مربوط به امسال و در دیدار این دو هنرمند در آمریکاست.