برچسب: آرش دادگر

  • آرش دادگر با «او» به صحنه می رود

    آرش دادگر با «او» به صحنه می رود

    نمایش «او» به کارگردانی آرش دادگر از ۸ شهریور در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «او» نوشته مهدی تاج الدین است که با کارگردانی آرش دادگر از ۸ تا ۲۵ شهریور در ۲ نوبت ۱۹ و ۲۱ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اجرا می شود.

    وحید لک مجری طرح و امین طباطبایی، سوگل قلاتیان، عمار عاشوری، نازنین نادرپور، شهاب خاضع حق، ندا حبیبی، راحله بدیعی، شیما جهانگیری و پرستو علی نسب بازیگران «او» هستند. حورا رستگار نیز به عنوان بازیگر خردسال در این نمایش حضور دارد.

    مشاور کارگردان: شهرام احمدزاده، طراح صحنه: آرش دادگر، طراح نور و ساخت ویدئو: علی‌رضا زندیه، ساخت تیزر و ویژوآل: محمد خاکزاد، طراح پوستر و بروشور: امیر رجبی، استوری بورد: امین دهقان، مهندسی صدا: علی کلانتری، گروه کارگردانی: عمار عاشوری، زهره رستمی، حامد مقدسی، مدیر اجرا: بهروز سمامی و مدیر صحنه: امیر علی پَریز دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

    در خلاصه داستان نمایش «او» چنین آمده است: «تصویر جان دادن مقتول را همه دیدند ولی او را کسی ندید. ۱۰ سال گذشت. او و اسلحه‌اش به غبار فراموشی سپرده شدند تا اینکه یک دوربین مداربسته تصویری از او را شکار می‌کند! کارآگاهی از دایره جنایی باهمین سرنخ پرونده قدیمی را از سر می‌گیرد.»

    کد خبر 4387578
    فریبرز دارایی
  • «اودیسه» منتشر شد

    «اودیسه» منتشر شد


    نمایشنامه «اودیسه» که بر اساس اثر ماندگار هومر توسط امین طباطبایی نوشته شده است، منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، امین طباطبایی نمایشنامه «اودیسه» را بر اساس اثر جاودانه هومر نوشته و این اثر توسط نشر نودا منتشر شده است. مراسم رونمایی نمایشنامه «اودیسه» شنبه ۲۶ خرداد با حضور امین طباطبایی نویسنده اثر و آرش دادگر کارگردان نمایش «اودیسه» که فروردین و اردیبهشت ۹۵ در تالار حافظ به صحنه رفت، در رَد کافه برگزار می شود.

    همچنین بخش هایی از نمایشنامه «اودیسه» توسط حسام منظور بازیگر تئاتر خوانده می شود.

    نمایشنامه «اودیسه» در ۱۱۲ صفحه و با قیمت ۱۰ هزار تومان منتشر شده است.

    این اثر به شرح وقایع بازگشت اودیسه قهرمان حماسی یونان باستان از جنگ تروا به سمت سرزمین مادری اش ایتاکا، می پردازد.

    کد خبر 4318314
  • «اسب» سر از کارگاه دکور تالار وحدت در آورد

    «اسب» سر از کارگاه دکور تالار وحدت در آورد

    نمایش «اسب» به کارگردانی آرش دادگر که در سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر نیز حضور دارد، از ۱۲ بهمن اجرای عمومی خود را در کارگاه دکور تالار وحدت آغاز می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آرش دادگر کارگردان و بازیگر درباره جدیدترین فعالیت خود در زمینه کارگردانی تئاتر به مهر گفت: حدود ۳ ماه است که مشغول تمرین نمایش «اسب» که تولیدی از کارگاه آموزشی انجمن هنرهای نمایشی استان تهران است هستیم. در این تمرین ها که روزی ۷ ساعت به طول می انجامد جوان های فارغ التحصیل و کارکرده تئاتر استان تهران حضور دارند.

    وی ادامه داد: قرار است نمایش «اسب» را در سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر در کارگاه دکور تالار وحدت روی صحنه ببریم و از ۱۲ بهمن نیز اجرای عمومی این اثر را در همان مکان آغاز خواهیم کرد.

    دادگر درباره ایده و روند تمرین های «اسب» یادآور شد: ما روزی ۷ ساعت روی لحظات، تمرین می کنیم نه روی شکل اجرا. این نمایش حاصل کنار هم قرار گرفتن چند ایده است؛ از دل مشغولی های خودم گرفته تا آزمایش هایی که سعی کردیم در نوع روایت و شیوه اجرایی داشته باشیم.

    به گفته وی، جرقه این کار از سال گذشته و کاری که روی نمایشنامه «مکبث» شروع کرده بود، زده شد.

    این کارگردان تئاتر درباره گروه بازیگران حاضر در نمایش «اسب» اظهار کرد: این نمایش نیازمند حضور بازیگران سرباز است که در خدمت کار باشند تا جهان نمایش را بسازند. تمرین این نمایش زمانبر است، ضمن اینکه برای راهکارهای جدیدتر نیازمند نیروی جوان و پرانرژی تر هستیم که می توانند زمان بیشتری بگذارند.

    وی درباره سایر عوامل این اثر نمایشی افزود: الهام شعبانی و خودم طراح لباس، علی زندیه طراح نور، علی کلانتری طراح صدا، رضا کرمی زاد و خودم طراح صحنه و تینا بخشی طراحی گریم این نمایش هستیم.

    دادگر در پایان تأکید کرد: به دلیل شکل و شیوه اجرای نمایش «اسب»، ما در هر اجرای این نمایش که حدود ۷۰ دقیقه است، پذیرای ۳۰ تماشاگر خواهیم بود.

  • نمایشنامه‌های دژاکام تنه به تنه آثار کلاسیک ایرانی می‌زند

    نمایشنامه‌های دژاکام تنه به تنه آثار کلاسیک ایرانی می‌زند

    آرش دادگر نمایشنامه‌های دژاکام را با نمایش‌های کلاسیک ایرانی مقایسه کرد و گفت:  آثار امیر دژاکام در داستان‌های تو در تو ما را به گذشته می‌برد و این را وام دار ادبیات فارسی است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، به نقل از روابط عمومی‌فرهنگسرای اندیشه، نشست معرفی و بررسی مجموعه نمایشنامه «عروسی چاه»، نوشته امیر دژاکام، رحمت امینی، آرش دادگر و حسین آشتیانی به عنوان مجری برگزار شد، با نمایشنامه خوانی آثار «شیشه» و «ضیافت شیطان» نیز همراه بود. بازیگران این نمایشنامه خوانی مرتضی آقاحسینی، بهرام ابراهیمی، تینو صالحی، ابوالفضل جمشیدی، حسن شهبازی، حامد پورمحمد، روشنک شهبازی و آزاده آقاخانی بودند.

    پس از خوانش نمایشنامه «شیشه»، آرش دادگر به تاثیر امیر دژاکام، محمد رحمانیان و محمد چرمشیر بر تاتر کلاسیک ایران اشاره کرد و گفت: درام نویسی ایران عمری ندارد و با گذر از آثار دهه ۶۰ و ۷۰ است که توانسته ایم به تاتر رئال، پست مدرن و سوررئال برسیم. امیر دژاکام حتی در اجرای آثار قدیمی‌اش نیز ، مسائل اجتماعی روز را وارد نمایش خود می‌کند.

    وی تاکید کرد: نسل جدید باید هم چنان ارتباط خود را با ادبیات کلاسیک ایران حفظ کند و امیدوارم بیشتر به سمت خوانش ادبیات داستانی خودمان برویم؛ ادبیاتی که خارجی‌ها خیلی بیشتر از ما از آن استفاده می‌کنند.

    سپس، امیر دژاکام در مورد این اثر خود گفت: در «شیشه» سعی کردم به انسانی ترین شکل ممکن مهاجرت را بررسی کنم؛ یک سوتفاهم کوچک، یک تراژدی بزرگ را ایجاد می‌کند و چرا جوان‌ها می‌گذارند و می‌روند؟

    در ادامه و پس از خوانش نمایشنامه «ضیافت شیطان»، امینی تاثیر آثار کلاسیک ادبیات ایرانی بر نمایشنامههای دژاکام را ریشهیابی کرد و گفت: در «شهرزاد» اثر هزار و یک شب، در «ترانه دختر شاه پریون» و «مجلس سیاوش خوانی» اثر شاهنامه و الهی نامه عطار در «ضیافت شیطان» مشهود است.

    وی ۴ دسته کلی نمایش سنتی ایرانی، سیاه بازی و تخت حوضی، شبیه خوانی، نقالی و پرده خوانی و نمایش عروسکی را نام برد و بیان کرد که نمایش‌های ایرانی قبل از آشنایی با درام، معمولا ویژگی‌های خاص خود را داشتند و فاقد متن بوده اند. نویسندگانی مانند بهرام بیضایی علی حاتمی‌و علی نصیریان سعی کردند نه فقط با دانشی که از درام داشتند، بلکه بر پایه آثار کلاسیک، به خلق اثر بپردازند.

    امینی ادامه داد: امیر دژاکام توانسته دانشی که از تاتر آکادمیک و تخصصی دارد را با نمایش‌های سنتی ترکیب کند. در این اثر، یعنی «ضیافت شیطان»، بحر طویل خوانی، شگردهای تکرار در سیاه بازی و غافل گیری را می‌بینیم. حتی زمانی هم که اثر در شکل قدیمی‌اش پیش می‌رود، ناگهان عناصر امروزی هم دیده می‌شوند.

    پس از آن، حسین آشتیانی، مجری جلسه، این سئوال را از امیر دژاکام مطرح کرد که چرا او در سایر نمایشنامه‌هایش متون کهن را دنبال نکرده است؟

    دژاکام در پاسخ به این سئوال گفت: خودم را نمایشنامه نویس نمیدانم و این آثار به شکل زنجیره واری به یکدیگر مربوط هستند. در «یک نامه عاشقانه سانسور شده»، همان حرفی را زدهام که در «عروسی چاه» به نوعی دیگر بیان کرده‌ام. عروسی چاه آیینی است که در یزد برای چاه خشک شده، زایش زن، زمین، چشمه و… گرفته می‌شود. چاهی خشک شده و چوپانی- بسیاری از پیامبران هم چوپان بوده اند- که همسری نازا دارد برای به آب آوردنش می‌رود؛ چوپان می‌میرد، چاه آب می‌آورد و زن باردار می‌شود.

    او ادامه داد: در «یک نامه عاشقانه سانسور شده»، انسانی خودش را سانسور، و با وسواس ابراز عشق می‌کند اما در نهایت نمی‌داند این نامه عاشقانه را به چه کسی می‌خواهد بدهد. در «ترانه دختر شاه پریون» و «نصرت خانم»-که نام مادرم نیز هست- عشق را دنبال کرده ام. من هم چنین در مورد «ایوب خان»، پدرم نوشته ام و این را از نویسندگانی مثل تنسی ویلیامز، چخوف و… یاد گرفته ام که در مورد روابط خود نوشته اند. «شیشه» نثری امروزی و «ضیافت شیطان» نثری پیچیده تر دارد اما این دو اثر جدای از هم نیستند.

    آرش دادگر در ادامه، نمایشنامه‌های دژاکام را با نمایش‌های کلاسیک ایرانی مقایسه کرد و گفت: آثار امیر دژاکام در داستان‌های تو در تو شما را به گذشته می‌برد و این را وام دار ادبیات فارسی و نمایش ایرانی است. نمایش‌های کلاسیک ایرانی مثل تعزیه، خیمه شب بازی و … همه نمایش‌هایی ایستا هستند که در آن‌ها پویایی وجود ندارد. بهرام بیضایی میزانسن‌های هندسی را در اجراها به وجود آورد که هیچ گاه تکامل پیدا نکرد اما دژاکام توانسته اجراها را به شکلی پویایی در بیاورد.

    دادگر افزود: در موضوعات حماسی و بزرگی که به تاریخ و گذشته مربوط است، به سراغ مردمی‌می‌رویم که هیچ گاه صدایشان را نشنیده ایم و نمی‌توانیم آپارتمانی با این نوع موضوعات برخورد کنیم. در «ضیافت شیطان»، نیاز کامل زن در دل تاریخ گفته می‌شود که چطور انکار شده، نادیده گرفته شده و مورد ظلم قرار گرفته است؛ که این روایت تمام زن‌های تاریخ و داستان‌های شفاهی ماست.

    سپس، حسین آشتیانی، به طرح این نکته پرداخت که تمام نمایشنامه‌های دژاکام از «هرجا جماعتی گرد هم آیند» شکل گرفته شده و برای سالن تاتر نوشته نشده است.

    دژاکام در پاسخ به این نکته توضیح داد: در تاریخ تاتر، به اعتبار مکان، دو نوع تاتر وجود دارد، یکی تاتر رسمی‌و دیگر تاتر غیررسمی‌که به آن تاتر بیرونی می‌گوییم. به عقیده من، تاتر ایرانی جز تاتر بیرونی محسوب می‌شود. به طوری که در مزرعه، میدان شهر یا در معماری که حیاط خانه ای پشت بام دیگری است، قابل اجراست. خصلت نمایش ایرانی این است که هرکجا بیننده آرامش داشته باشد و تماشگر و بازیگر بتوانند با یکدگیر مواجه شوند، تبدیل به یک صحنه می‌شود. چرا «هر جماعتی که گرد هم آیند»؟ چون من در کنار مردم هستم و این جز زیبایی شناسی من است که خیلی از کارهای نمایش را خودم انجام دهم یا با نبود امکانات صحنه کنار بیایم. اگر مردم نباشند، نمایشی هم نیست.

    در نهایت، دکتر امینی نتیجه گیری کرد که نمایشنامه‌های امیر دژاکام در کنار تماشایی بودن، خواندنی هم هستند و اگر تاتر به معنای اخص کلمه در هر اقلیمی‌حضور داشته باشد، به فرهنگ آن اقلیم کمک شایانی خواهد کرد.

  • «اسب» به تالار حافظ می‌ آید

    «اسب» به تالار حافظ می‌ آید

    آرش دادگر از اجرای نمایش «اسب» در تالار حافظ و انتخاب بازیگران این اثر نمایشی از میان منتخبان فراخوان بازیگری خبر داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آرش دادگر کارگردان تئاتر درباره فراخوانی که به تازگی برای جذب بازیگر اعلام کرده است به مهر گفت: انجمن هنرهای نمایشی استان تهران با همکاری گروه تئاتر کوآنتوم به سرپرستی من فراخوانی را برای انتخاب بازیگر و برگزاری یک دوره آموزشی برای افراد انتخاب شده جهت حضور در یک اثر نمایشی اعلام کرد که بر اساس آن تعدادی بازیگر انتخاب شدند.

    وی ادامه داد: در این فراخوان ۱۵۰ نفر ثبت نام کردند که بعد از بررسی های لازم ۱۲ نفر از آنها که شامل ۵ دختر و ۷ پسر هستند، انتخاب شدند. این فراخوان برای انتخاب بازیگران نمایش «اسب» صورت گرفت که قرار است اسفند ماه در تالار حافظ به صحنه برود به همین جهت ۱۲ نفری که انتخاب شده اند باید آموزش های لازم برای همکاری در این پروژه را ببینند.

    وی در پایان صحبت هایش بیان کرد: در واقع منظور از برگزاری دوره بازیگری، آموزش بازیگری به شیوه معمول نیست بلکه قرار است این افراد برای حضور در نمایش «اسب» آموزش داده شوند. ترجیح می دهم درباره ویژگی های نمایش و بازیگران آن صحبتی نکنم چون این اثر نمایشی فعلا در مرحله انتخاب عوامل و بازیگران قرار دارد.

    آرش دادگر تاکنون نمایش هایی چون «آژاکس»، «مکبث»، «کالون و قیام کاستلیون»، «صبحانه برای ایکاروس»، «شاه لیر»، «بازگشت افتخارآمیز مردان جنگ»، «هملت»، «اودیسه» و … را به صحنه برده است.

  • «هملت» به سیل‌ زدگان تقدیم شد

    «هملت» به سیل‌ زدگان تقدیم شد

    نمایش «هملت» به کارگردانی آرش دادگر در حالی شامگاه 28 فروردین ماه، میزبان اهالی رسانه بود که گروه نمایشی این تئاتر را به بازماندگان داغدار و سیل‌زده آذربایجان، کردستان و اردبیل تقدیم کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، در پایان نمایش آرش دادگر ضمن همدردی با آسیب‌دیدگان سیل اخیر، متنی را بدین شرح قرائت کرد:«در روزگاری که مرگ ارزان به دست می‌آید و زندگی بی‌ارزش‌تر از آن است تا برایش عزاداری کنیم.

    در روزگاری که زندگان و مردگان یکسان به غم نشسته‌اند، جز سکوت چه می‌توان کرد.

    روزگار غریبی است هموطن، روزگاری که در آن من و تو و همه مردم ایران به هنگامه غم تنها تسلیت می‌گوییم و فردا فراموش می‌کنیم، فراموش می‌کنیم چرا که سال‌هاست عادت کرده‌ایم.

    گروه تاتر «کوانتوم« اجرای امشب خود را تقدیم می‌کند به هموطنان سیل‌زده آذربایجان، کردستان و اردبیل باشد که تسلایی برای بازماندگان باشد.»

    این نمایش که از ۱۷ فروردین در سالن اصلی مجموعه تاترشهر به روی صحنه رفته‌ است، برداشتی آزاد از نمایش «هملت» شکسپیر است که توسط شهرام احمدزاده بازخوانی شده و با رویکرد اجرایی مدرن به روی صحنه می‌رود.

    این نمایش پیش از این توسط آرش دادگر در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اجرا شده بود. ازبازیگران این نمایش به ترتیب ورود به صحنه عبارتند از: مهران امام بخش، حسام منظور، بهروز کاظمی، عمار عاشوری، علیرضا آرا، امین طباطبایی، شبنم فرشاد جو، پانته آ پناهی ها، مونا فرجاد، امیر رجبی، رسول مکوندی، نامیرا حفیظی، افشین صفری.

    نمایش «هملت» هر شب ساعت 19:30 در سالن اصلی مجموعه تئاترشهر به روی صحنه می رود.

  • نقد نمایش هملت به کارگردانی آرش دادگر

    نقد نمایش هملت به کارگردانی آرش دادگر

    تئاتر آنلاین: هملت نمایشنامه معروفی است که حتی می‌توان گفت اکثر مردم یا آن‌هایی که تحصیلات متوسطه و دانشگاهی دارند با آن آشنا هستند و یا لااقل داستان آن را شنیده، دیده و یا درجایی خوانده‌اند.

    نمایشنامه هملت به‌گونه‌ای است که هر کاری هم بخواهی روی آن انجام دهی و با هر زاویه و خوانش و نگرشی که بخواهی به سویش بروی باز ناچاری که داستان و یا قصه نمایشنامه‌ای را که شکسپیر نوشته است بازگو کنی. به دیگر سخن نمی‌توان مثلاً در انتهای نمایش شاه را نکشت و یا هملت را طوری نشان داد که خیانت مادر و کشته شدن پدر به دست عمو برایش اهمیتی نداشته باشد و… بس علی‌هذا. پس به هر دری که بزنی باید داستان نمایش و سرنوشت هملت و دیگر شخصیت‌ها را آن‌طور که شکسپیر نوشته بازبنمایی. حال اگر بخواهی داستان‌ها و یا ماجراهای دیگری را بر این نمایش « نمی‌گویم حق نه» که اضافه کنی مجبوری می‌شوی در لابلای آن، داستان هملت را آن‌گونه که در نمایشنامه اصلی هست بازگویی و یا ماجرای خودت را در لابلای داستان هملت بگنجانی.
    در حال هر کاری که بکنی در واقع هملت هملت است و دست ازسرت بر‌نمی‌دارد. حال اگر ماجرای خودت را بخواهی به ماجرای هملت شکسپیر اضافه کنی به‌نوعی به زیاده‌گویی و تعدد موضوع و به بی‌راهه رفتن و اعوجاج نوشتاری دچار می‌شوی و تازه در انتها هم باید همان داستان همیشگی هملت را بگویی. پس دیگر این‌همه اضافه گویی و شعار دادن و لقمه را دور سر چرخاند ن برای چه؟ اگر هم بخواهی حرف خودت را در قالب نمایشنامه هملت بگویی زیر سایه سنگین شکسپیر وهملت قرارگرفته و از دست می‌رود .حرف خود را زدن و حرف امروز و اکنون جامعه و مردم را گفتن کار پسندیده‌ای است .که از این بابت نویسنده زحمت خود را کشیده است ؛اما به شرطی که اولاً به سمت شعار و شعارزدگی نرود . دوما تحت‌الشعاع نمایشنامه اصلی قرار نگیرد. شاید به همین دلایل دادگر با هوشمندی به سمت نوعی کولاژ رفته است .متن با نوعی ازهم‌گسیختگی و چند پارگی مواجه است توگویی ماجرای هملت از چند زاویه نگریسته شده و هر بار یک شخصیت به‌اصطلاح بولد شده و یا در مرکزیت قرارگرفته است و سپس این‌ها توسط کارگردان کولاژ شده و حالا این هملت آرش دادگر است که روی صحنه جان می‌گیرد و نه حتی نویسنده.
    از سویی همان‌طور که نمی‌توان داستان هملت را از نمایشنامه جدا کرد وهملت دیگری ساخت که آن‌وقت دیگر نامش هملت نخواهد بود. همان‌گونه هم شکسپیر را نمی‌توان از نمایشنامه هملت جدا نمود و مثلاً در بروشور و پوستر و… نامی هم از او نیاورد و حتی ننوشت که بر اساس نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر .این البته بدعتی است که در دو سه سال اخیر توسط بعضی از به‌اصطلاح نویسندگان گذاشته‌شده. براساس نویسی ونیاوردن نام نویسنده اصلی ،بدعتی است که از پایه و اساس اشتباه است وکسی هم این را گوشزد نکرده.هر چند که ما جسته وگریخته مطالبی را در این خصوص داشته ایم . این مانند آن است که مثلا هنگامی‌که پیتر بروک کنفرانس مرغان را کارمی کرد نام عطار نیشابوری خالق اصلی اثر را نمی‌آورد. البته ایشان هرگز دست به چنین کار غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای و غیر هنری و غیر تئاتری نزدند که هیچ کلی هم در خصوص عطار قلم فرسایی کرده اند .در اینجا باید گفت «دمشان گرم» ؛ اما ما در ایران این کار را می‌کنیم ! یعنی خالق اثر را به‌کلی حذف می‌نماییم و آب هم از آب تکان نمیخورد. در اینجا مجال آن نیست که در خصوص چند وچون بر اساس نویسی که در دو سه سال اخیر همچون یک اپیدیمی در تئاتر ما باب شده است بنویسیم و یک آسیب شناسی جدی از آن ارائه دهیم . این را می گذاریم برای مقالی دیگر در آینده نزدیک انشااله .اما اگر خیلی دلمان می‌خواهد که ما هم خالق یک هملت باشیم، خب بنشینیم و یک هملت ایرانی بنویسیم به شرطی که اصلاً شبیه به هملت شکسپیر نباشد.
    اسمش را هم می‌توانیم بگذاریم مثلاً شملت و یا هر چیز دیگری به‌غیراز هملت. پس این نمایش بر اساس نمایشنامه جاویدان هملت اثر ویلیام شکسپیر نوشته شده است متن رویه‌ای سیاسی اجتماعی دارد که وجه سیاسی و مذهبی آن بارزتر از دیگر وجوهش است. هرچند که این مقوله در سطح می‌ماند و بیشتر رنگ شعار تکرار و کلیشه به خود می‌گیرد. مثلاً هملت از همان ابتدای نمایش حتی قبل از اینکه روح پدرش را ببیند جمله معروفش را می‌گوید « بودن یا نبودن مسئله این است» حال‌آنکه او پس از صحبت با روح و گذشت زمانی از تردیدها و شک‌هایش این جمله را به زبان می‌آورد؟ چرا؟ فرقش چیست؟ چون در ابتدای نمایش هنوز شخصیت او شکل کامل خودش را نگرفته تأثیر مرگ پدر و خیانت مادر و عمو و صحبت با روح در او یک تحول فکری ایجاد می‌کند. آنگاه شنیدن این جمله از او به لحاظ دراماتیک و ایضاً وجوه روان‌شناسانه که در شخصیت‌پردازی او متبلور می‌شود منطقی است؛ اما اگر این جمله در همان ابتدای نمایش گفته شود او چون یک حکیم و فیلسوف نشان داده می‌شود و آنگاه دیگر اعمالی که در طول نمایش انجام می‌دهد تصنعی است و باورپذیر نیست.
    این گونه برمی آید او مطالبی را دریافته که نمی‌دانسته و یا پیش‌ازاین بدا ن ها فکر نکرده بود ه و همین دانستن جدید از سر آگاهی تازه یافته او را به کشف و شهودی درونی می‌رساند همین خودآگاهی او را شوکه کرده و به‌اصطلاح به هم می‌ریزد و دنیای دیگری را به رویش می‌گشاید. درواقع اگر پدر هملت کشته نمی‌شد و مادرش و عمویش خیانت نمی‌کردند و روح پدر بر او ظاهر نمی‌گشت. شاید هملت به این مرتبه از آگاهی درونی و رها شدن از قیدوبندهای دنیوی که عشق زمینی و مجازی نیز جزای از آن است نمی‌رسید.
    اصلاً شاید مفهوم جمله او برعکس باشد. درواقع او می‌خواهد نباشد تا به یادها بماند. نه اینکه مسئله‌اش مردن یا نمردن، کشته شدن یا کشتن و… باشد. یا اگر افلیا را باردار نشان دهیم دیگر هملت به او نمی‌تواند بگوید به صومعه برود؛ زیرا دختران در دوشیزگی است که به صومعه می‌روند و خود را وقف خدمت به مسیح و مادر مقدس می‌کنند و به مقام راهبی و خواهر روحانی می‌رسند. چون باید گناهی نکرده و پاک باشند. دوری از غرایز به‌منزله یکی از مهم‌ترین ریاضت‌های آنان است؛ و وسیله‌ای برای نزدیکی به خدا. ما به ازا این پاکی همان باکرگی است. یا چرا افلیا خود را در آب غرق می‌کند. مگر نمی‌توانست سم بخورد یا خود را حلقه آویز نماید؟ سم خوردن که آسان‌تر است و مرگش راحت‌تر از خفگی در آب است. شکسپیر چرا او را در آب غرق می‌کند؟ غرق شدن در آب یکی دیگر از نشانه‌های پاکی و باکرگی اوست. افلیا چون آب لطیف است و زلال و پاک. این‌ها و موارد دیگر نیاز یک دراماتورژی را در متن الزامی می‌کند؛ اما به کارگردانی که می‌رسیم اوضاع متفاوت است چون کارگردان از میان متونی که نویسنده با خوانش ها یا برداشت‌های مختلف از متن اصلی هملت نگاشته انتخاب کرده. آرش دادگر را از همان کارهای اولیه‌اش می‌شناسم و او و کارهایش را دنبال کرده‌ام و بسیار نقد بر آثارش نوشته‌ام؛ او کارگردان و هنرمند نقدپذیری است.
    هنرمندی بی‌ادعا که هر چه دانشش افزون می‌گردد تواضعش بیشتر می‌شود؛ واین یعنی هنرمند تئاتر. دادگر از سر اندیشه هماره دغدغه جامعه و مردمش را دارد. دغدغه وطنش ایران. اینکه مردم باید بفهمند و آگاه شوند. ازاین‌رو کارهایش چه در دهه هشتاد برای همین بود. آگاهی دادن به جامعه و طرح مسایل و مشکلات و معضلات مبتلابه روز. چه اکنون در دهه نود. حالا هم مسایل و معضلات مشکلات روز جامعه و مردم را مطرح می‌کند. حالا هم دغدغه او ایران است. او کلاژی دراماتیک را ترتیب می‌دهد. توگویی هر عضو هملت و داستان او را از جای‌جای متون نگاشته شده توسط احمدزاده، بیرون کشیده وهملت خود را در قالب اجرایی دراماتیک می‌سازد. دادگر هماره نشانه‌های دیداری خود را داشته است؛ مانند آن رداهای بلند کشیشان مسیحی که شاید دیگر چون ترجیح بندی در کارهای او خودنمایی می‌کند. او در مقام کارگردان تو را به فکر وا‌می‌دارد؛ و ردپایش در جای‌جای نمایش مشهود است؛ مانند طنزهایی که خاص آثار اوست هرچند که باید درجاهایی کنترل شود و فرمان بداهه از دست دوستان بازیگر بدر نشود که به سمت‌وسوی طنز غیر دراماتیک نروند. در حال شاید یکی از مواردی که در اجرا باید به آن توجه شود ریتم و زمان نمایش است. درجاهایی ریتم می‌افتد. درجاهایی هم‌صدای موسیقی مانع شنیدن دیالوگ‌ها می‌شود.
    بازیگران به‌خوبی توانسته بودند نسبتاً بازی‌های روانی را ارائه دهند. بخصوص پانته‌آ پناهی‌ها، مهران امام بخش و امین طباطبایی. این به هدایت کارگردان بازمی‌گردد و البته تلاش بازیگران. طراحی صحنه با سردی وبی روحی‌ای که داشت همسو با فضای حاکم بر نمایش بود. چون ما با نمایش اکسپرسیونیستی با رگه‌های از سورئال وگروتسک روبرو بودیم. از این‌ها که بگذریم باید گفت دیدن کارهای آرش دادگر با تو کلنجار می‌رود و ساعت‌ها با تو همراه خواهد بود. او پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که شاید می‌باید خودت به‌عنوان تماشاگر به دنبالش باشی و این از نقاط قوت کار اوست و نتیجه اندیشه‌ای است که هماره در پس‌کارهایش نهفته است. یکی دیگر از نقاط قابل‌توجه او حفظ هسته اصلی گروهی است که سال‌هاست با آنان کار می‌کند ازاین‌رو به‌راحتی حرف یکدیگر را می‌فهمند و می‌توانند ارتباط پویا و مستمری باهم و لاجرم با مخاطب برقرار نمایند؛ و می‌دانیم که تئاتر یعنی با گروهی ثابت کار کردن؛ یعنی تشکیل یک گروه خوب و منسجم و ایضاً حفظ آن گروه. به آرش دادگر و گروهش برای ارائه کاری درخور خسته نباشید می‌گویم.

    ایران تئاتر_سید علی تدین صدوقی

  • هیجان ورود به تئاتر فجر از بین رفته است

    هیجان ورود به تئاتر فجر از بین رفته است

    آرش دادگر معتقد است سهل الوصول شدن ورود به جشنواره بین المللی تئاتر فجر برای گروه های تئاتری، هیجان جشنواره را کمتر کرده است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آرش دادگر از اعضای هیأت داوران مسابقه تئاتر جوان سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر و از جمله کارگردانان تئاتر ایران درباره روند جشنواره تئاتر فجر و وضعیت این دوره از جشنواره به مهر گفت: از لحاظ سازماندهی جشنواره، تعداد سالن های میزبان جشنواره و برنامه ریزی اجراها، نسبت به دوره های گذشته سیر صعودی داشته‌ایم همچنین تأخیر در اجراها و بی برنامگی در این دوره کمتر دیده می شود و روند برگزاری جشنواره دقیق شده است.

    وی ادامه داد: البته از سوی دیگر شور و هیجان جشنواره خیلی کمتر شده است.

    دادگر درباره دلایل نبود شور و هیجان از سوی مخاطبان و همچنین گروه های تئاتری برای حضور در جشنواره بین المللی تئاتر فجر، اظهار کرد: در دوره هایی همه تلاش می کردیم که وارد جشنواره تئاتر فجر شویم ولی به دلیل اینکه تصمیمات توسط یک فرد گرفته می شد، این امکان میسر نبود و ورود به جشنواره خیلی سخت تر بود. اصولا وقتی چیزی را از ما دور نگه می دارند نسبت به آن حریص تر و هیجان زده تر می شویم و وقتی آزادانه تر در اختیارمان باشد، هیجان مان کم می شود. فکر می کنم جشنواره تئاتر فجر قابل دسترس شده و همین باعث کم شدن هیجان آن شده است.

    این بازیگر و کارگردان شناخته شده تئاتر با بیان اینکه جشنواره تئاتر فجر در این دوره خیلی منظم تر از قبل شده ولی ورود به آن خیلی راحت تر از قبل است، یادآور شد: وقتی ورود به جشنواره سهل الوصول می شود، هیجان اش پایین می آید.

    وی درباره این موضوع که تولیدات جدید چقدر می تواند در ایجاد هیجان در جشنواره تئاتر فجر تأثیرگذار باشد، بیان کرد: زمانی در جشنواره تئاتر فجر مشکل اکثر کارگردان ها این بود که زمان کافی برای تولید اثری تازه در اختیار ندارند و تنها ۳ یا ۴ کار خوب تولید می شد و هیجانات پیرامون آن کارها بود. البته وقتی تولید جدیدی هم نباشد هیجان کمتر می شود ولی این بدان معنا نیست که همه کارهای حاضر در جشنواره تولید جدید باشند.

    دادگر پیشنهاد داد که دبیر جشنواره سی و ششم تئاتر فجر می تواند از بهار سال ۹۶ و بعد از انجام برنامه ریزی های لازم به چند هنرمند حرفه ای تئاتر اعلام کند تا تولیدات جدیدی را برای جشنواره سی و ششم داشته باشند.

    وی در پایان تصریح کرد: الان ساختار جشنواره تئاتر فجر خیلی منظم و دقیق شده ولی از نظر من، جشنواره خنثی شده است. نزدیک به ۷۰ درصد گروه های تئاتری گویا اجرای عمومی شان را در جشنواره تئاتر فجر ادامه می دهند و گروه ها نیز هیجان اجرا در جشنواره را ندارند. با این روند گویا حضور در جشنواره تئاتر فجر برای گروه های تئاتری نیز عادی شده است.

  • «فریز مکبث فریز» به کارگاه ساخت دکور تئاتر شهر نرسید

    «فریز مکبث فریز» به کارگاه ساخت دکور تئاتر شهر نرسید

    آرش دادگر که قصد داشت نمایش «فریز مکبث فریز» را در کارگاه ساخت دکور تئاتر شهر به صحنه ببرد، اظهار کرد که به دلیل فراهم نشدن شرایط فنی، اجرای این اثر در کارگاه دکور میسر نیست.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آرش دادگر درباره وضعیت اجرای نمایش «فریز مکبث فریز» که پیش تر قرار بود در سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر اجرا شود به مهر گفت: این نمایش برداشت متفاوتی از نمایشنامه «مکبث» اثر ویلیام شکسپیر است و قرار بود این اثر را در جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر به صحنه ببرم ولی شرایطی پیش آمد که ترجیح دادم از حضور در جشنواره انصراف دهم.

    وی درباره وضعیت اجرای عمومی این اثر اظهار کرد: قرار بود در ابتدا این نمایش را در پلاتوهای تمرین مجموعه تئاتر شهر اجرا کنیم که بعد تصمیم بر این شد تا نمایش «فریز مکبث فریز» برای اجرا در کارگاه ساخت دکور مجموعه تئاتر شهر طراحی شود ولی شرایط اجرا در کارگاه دکور تئاتر شهر خیلی خاص بود و ما در هر اجرا تنها می توانستیم میزبان ۱۵ تماشاگر باشیم.

    این کارگردان تئاتر افزود: با وجود تلاش های مدیریت مجموعه تئاتر شهر، به دلیل اینکه نمی شد هماهنگی فنی لازم بین سالن سایه و قشقایی ایجاد شود، اجرای نمایش «فریز مکبث فریز» در کارگاه ساخت دکور مجموعه تئاتر شهر هم منتفی شد. یکی از دلایل اصلی فراهم نشدن شرایط اجرا این بود که صدای اجرای ما وارد سالن ها می شد و به صورت متقابل صدای اجراهای این ۲ سالن هم وارد اجرای ما می شد. ضمن اینکه در نظر گرفتن ساعتی متفاوت برای اجرا نیز میسر نبود.

    دادگر با اشاره به اینکه نمایش «فریز مکبث فریز» دارای ۱۰ بازیگر است، یادآور شد: این نمایش هم در راستای نگاه قبلی من به آثار شکسپیر است ولی با این تفاوت که درگیری های کاراکترها در این نمایش خیلی بیشتر شده و فضایی گروتسک دارد.

    وی در پایان تأکید کرد: ما فعلا به تمرین نمایش «فریز مکبث فریز» ادامه می دهیم و امیدواریم که بتوانیم این نمایش را در سالن یا فضایی دیگر به صحنه ببریم. نوع معماری این اجرا بسته به سالن و فضا طراحی می شود.

  • آرش دادگر: تئاتر کار کردن تاوان دارد

    آرش دادگر: تئاتر کار کردن تاوان دارد

    آرش دادگر با اشاره به اینکه به همراه گروه خود به صورت مستمر در حال تمرین هستند، اظهار کرد که این روزها تئاتر کار کردن تاوان دارد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آرش دادگر درباره فعالیت‌های جدید تئاتری خود در مقام کارگردان به مهر گفت: سال آینده در لیست نوبت اجراهای تماشاخانه ایرانشهر قرار داریم اما در حال حاضر ترجیح می دهم تا به همراه اعضای گروه، تمرین کنیم تا اگر به آمادگی لازم برای اجرای یک اثر نمایشی رسیده ایم، آن را روی صحنه ببریم به همین منظور هم اکنون به صورت مستمر و ادامه‌دار تمرین می کنیم.

    این بازیگر و کارگردان تئاتر ادامه داد: یک گروه تئاتر باید مدام تمرین و آثار مختلفی را برای اجرا آماده کند. اینکه یک گروه تنها بابت یک پروژه تئاتر دور هم جمع شود و بعد از پایان پروژه از هم جدا شوند، روند مناسبی نیست.

    وی با اشاره به تمرین آثار مختلف گروه خود نظیر «هملت»، «بازگشت» و «اورستیا» اظهار کرد: در حال حاضر شرایط تئاتر به صورتی است که نمی توانیم به شکل قبل کار کنیم، کمپانی تئاتر که نداریم و دولت هم حمایت مناسبی از تئاتر ندارد. از سوی دیگر جشنواره تئاتر فجر نیز که برآیند ما نیست. این در حالی است که یک گروه تئاتری باید مدام تمرین و کار کند و چندین کار را آماده داشته باشد.

    دادگر با آرزوی موفقیت برای همه هنرمندان تئاتر ایران تصریح کرد: در حال حhضر تئاتر کارکردن تاوان دارد و با زندگی، پول و باقی مسائل زندگی باید تاوان آن را پرداخت.

    این هنرمند عرصه تئاتر در پایان عنوان کرد: در شرایطی که اگر قرار باشد در جامعه به موضوعی گیر داده شود اول سراغ فرهنگ و هنر می آیند، سعی می کنیم خودمان را پنهان کنیم و فعلا به تمرین بپردازیم.

  • «هملت» ایرانی در راه لهستان

    «هملت» ایرانی در راه لهستان

    کارگردان نمایش «هملت» با اشاره به اینکه فعلا قصد کارگردانی نمایش جدیدی را ندارد از اجرای نمایش «هملت» در جشنواره گدانسک شکسپیر کشور لهستان خبر داد.

    آرش دادگر نویسنده، مدرس و کارگردان تئاتر درباره اجرای نمایش «هملت» در لهستان به (تئاتر آنلاین) مهر گفت: نمایش «هملت» قرار است ۱۵ مردادماه در جشنواره گدانسک شکسپیر کشور لهستان به صحنه برود. گروه تئاتر کوآنتوم ۱۲ مردادماه تهران را به مقصد لهستان ترک خواهند کرد.

    وی با اشاره به اینکه این نمایش یک اجرا در جشنواره دارد درباره تغییرات اثر نسبت به اجرای عمومی بیان کرد: متاسفانه خسرو شهراز و محمدرضا علی اکبری نمی توانند در این اجرا گروه را همراهی کنند اما به جای این دو بازیگری جایگزین نشده و کمبودشان توسط خود اعضا گروه ترمیم شده است.

    دادگر درباره گروه «کوآنتوم» و انرژی که برای کارشان می گذارند، عنوان کرد: همه اعضای گروه کوآنتوم برای کاری که انجام می دهند انرژی زیادی می گذارند تا نتیجه عملشان به بهترین شکل ممکن انتقال یابد که امیدوارم بالاخره تلاش هایشان به ثمر بنشیند. همچنین شبنم فرشادجو هم که به عنوان مهمان در گروه ما حضور دارد بسیار با گروه همراه است و دغدغه این را دارد که «هملت» به بهترین شکل در جشنواره گدانسک شکسپیر به صحنه برود. او جزو بازیگرانی است که برای بهتر شدن کار خودش و دیگر افراد گروه وقت و انرژی زیادی می گذارد.

    کارگردان نمایش «اودیسه» در پایان درباره دیگر فعالیت هایش یادآور شد: فعلا قصد ندارم نمایش جدیدی را برای اجرا آماده کنم. در حال حاضر مثل سوارکاری می مانم که از اسب افتاده و دیگر می ترسد سوار اسبشش شود بنابراین شاید مدتی استراحت کنم.

    نمایش «هملت» برداشتی آزاد از نمایشنامه شکسپیر و اثر برگزیده سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر است که سال ۹۳ در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفته بود.

    امین طباطبایی، حسام منظور، مهران امام بخش، شبنم فرشادجو، بهروز کاظمی، عمار عاشوری، ساناز نجفی، وحید راد، امیر رجبی، مهراب رستمی بازیگرانی هستند که در این سفر آرش دادگر را همراهی می کنند.

  • آغاز اجرای ” اودیسه ” از 16 فروردین ماه

    آغاز اجرای ” اودیسه ” از 16 فروردین ماه

    نمایش “اودیسه” نوشته امین طباطبایی و کارگردانی آرش دادگر از روز دوشنبه 16 فروردین ماه جاری اجرای عمومی خود را در سالن حافظ آغاز می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این نمایش که کاری از گروه تئاتر کوانتوم است و بازیگرانی همچون کامبیز امینی ، نگار عابدی ، آرش دادگر، حسام منظور، امین طباطبایی، عمار عاشوری و سیاوش دادگر، امیر رجبی، مهراب رستمی، رسول مکوندی، جلال وفایی، رضا مرشد در آن ایفای نقش می‌کنند در ساعت 20 و با مدت 100 دقیقه روی صحنه می رود.

    “اودیسه” در سه روز اول اجرا با 30 درصد تخفیف برای عموم مخاطبان اجرا می‌شود و علاقه‌مندان می توانند از طریق سایت تیوال نسبت به پیش خرید بلیط اقدام کنند.

    با توجه به تعداد محدود بلیت‌های باقی مانده در سه روز آغازین ، صفحه فروش این نمایش در روزهای پنجشنبه و جمعه برای دو سانس 18 و 20 از 8 فروردین در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.

    “اودیسه هومر” سرگذشت بازگشت یکی از سران جنگ تروا (ادیسیوس یا الیس) فرمانروای ایساکا است. در این سفر که بیش از بیست سال به درازا می‌انجامد ماجراهای مختلف و خطیری برای وی و همراهانش پیش می آید. در نهایت ادیسیوس که همگان گمان می‌ کردند کشته شده است به وطن خود بازگشته و دست متجاوزان را از سرزمین و زن و فرزنداش کوتاه می‌کند.

    “اودیسه” در کنار “ایلیاد” دومین اثر حماسی هومر، داستان‌سرای یونانی است. این کتاب که در اواخر قرن ۸ پیش از میلاد مسیح نگاشته شده است یکی از تأثیرگذارترین آثار ادبیات مغرب‌زمین به شمار می‌آید.

    امین طباطبایی نمایشنامه را بر اساس این اثر منظوم نوشته و دراماتورژی آن را مهدی تاج الدین انجام داده است. امیر سرافرازیان طراحی صحنه ، مرضیه برزی طراحی لباس ، امیر رجبی طراحی پوستر و بروشور ، رضا قاضیانی عکاسی آن را بر عهده دارند.

    در این پروژه مهتاب شکریان، مهراب رستمی به عنوان دستیاران کارگردان ، کاملیا غزلی مدیر روابط بین الملل ، سارا یحیی مشاور فنی ، مصطفی حسین خانی ، امید نجومی و یاسمین هاشمی به عنوان دستیاران صحنه و سید مصطفی هاشمی نسب در ساخت دکور همکاری دارند.