دسته: برگزیده

  • مصدومیت مرجان آقانوری و لغو اجرای نمایش هتل

    مصدومیت مرجان آقانوری و لغو اجرای نمایش هتل

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «هتل» که نخستین دوره اجرای خود را از اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز کرده بود، تا پایان خردادماه ۱۴۰۵ میزبان مخاطبان بود و قرار بود با دو اجرای ویژه در روزهای ۱۱ و ۱۲ تیرماه بار دیگر روی صحنه برود.

    با این حال، در پی حادثه‌ای که برای مرجان آقانوری، نویسنده، کارگردان و از بازیگران این اثر، در جریان تمرینات نمایش جدیدش رخ داد و منجر به شکستگی پا و آسیب‌دیدگی ناحیه لگن او شد، این دو اجرای ویژه به تعویق افتاد.

    گروه اجرایی نمایش «هتل» ضمن ابراز تأسف از این اتفاق، اعلام کرد زمان جدید اجرای این اثر پس از بهبود شرایط جسمانی مرجان آقانوری اطلاع‌رسانی خواهد شد.

    نمایش «هتل» از اسفندماه ۱۴۰۴ تا خردادماه ۱۴۰۵ در بوتیک هنر ایران روی صحنه بود.

  • پانته‌آ پناهی‌ها پس از ۷ سال به تئاتر بازگشت

    پانته‌آ پناهی‌ها پس از ۷ سال به تئاتر بازگشت

    به گزارش تئاترآنلاین، پروژه‌ «خون‌بَس»، سومین اپیزود از تریلوژیِ «به صرفِ بورش و خون» است که پس از دو تک‌گویی از صابر ابر و الهام کردا، این‌بار با مجموعه‌ای از بازیگران تازه از گروه «سکوتِ گوشت» روی صحنه خواهد رفت.

    صابر ابر پیش‌تر دو نمایش «امشب به صرف بورش و خون» و «امشب به صرف بورش بدون خون به میزبانی نازنین» را در پردیس تئاتر و موسیقی دکر (باغ کتاب) روی صحنه برد که در نمایش اول فاطمه نقوی و در نمایش دوم، الهام کردا، صابر ابر را همراهی می‌کردند.

    ‌‎صابر ابر در مقام کارگردان و طراح با همراهی بهزاد آقاجمالی در مقام نویسنده، موسسه فرهنگی-هنری این/جا میان شهر و گالری بازدید به عنوان تهیه کننده، همچنین امیرسپهر تقی لو در مقام مجری طرح به زودی این نمایش را روی صحنه می‌برد.

    ‌‏زمان پیش فروش بلیت نمایش به زودی اعلام خواهد شد.

    ‌‎عکس از حسین حاجی بابایی است.

  • میان ساختن و مقاومت؛ انسان در آیینه سارتر و کامو

    میان ساختن و مقاومت؛ انسان در آیینه سارتر و کامو

    تئاترآنلاین – هومن معتمدنیا: (صحنه تاریک است. صدای تیک‌تاک ساعت شنیده می‌شود. پس از مدتی، نوری گرم بر آوانسن می‌تابد و تصویر کتابی کهنه و بزرگ را نمایان می‌سازد. دستی مصنوعی کشیده، از بیرون کادر، کتاب را ورق می‌زند. صدای خش‌خش کاغذ می‌آید. صفحه، پر از نوشته‌های درهم‌برهم و نامفهوم است. ناگهان، دستی دیگر روی نوشته‌ها خط می‌کشد.)

    آقای قلمبر: این‌گونه بود که در آغاز، هیچ آغاز مشخصی وجود نداشت. یکی بود یکی نبود… هیچکس نبود. جز سوالی که سال‌های سال در ذهنم می‌پیچید و برایش جوابی به عظمت خود نیافته بودم؛ باید نوشت یا ننوشت. شاید… شاید اصلا داستانی وجود ندارد که نوشته شود. گویی فقط تیک‌تاک ساعت است که در ظلمات گسترده می‌شد و ما را به بازی‌کردن رولی جست‌و‌جوگر مشغول می‌کند. آه سیاوش، کجایی که مرا نور زندگانی‌ات دهی… .

    (صدا به‌تدریج محو می‌شود. نور کم می‌شود و صحنه دوباره در تاریکی فرو می‌رود. صدای تیک‌تاک ساعت همچنان ادامه دارد.)

    در چشم‌انداز فلسفی و ادبیات نمایشی قرن بیستم، مواجهه با پرسش‌های بنیادین درباره‌ی معنای وجود و جایگاه انسان در محیطی به‌ظاهر بی‌تفاوت، یکی از موضوعات محوری بوده است. در این میان، ژان پل سارتر و آلبر کامو که هردو، دو اندیشمند برجسته‌ی زمانه‌ی خود بودند، با شیوه‌های منحصربفرد خویش، ابزار نمایش را به کار گرفتند تا این معضلات وجودی را مورد کنکاش قرار دهند. این دو (که اوایل در کنار یکدیگر و در مقطعی در تقابل) مورد بحث قرار می‌گیرند، در آثار نمایشی خود، تجارب متفاوتی از دو فلسفه‌ی زندگی را به تصویر کشیدند. در حالی که سارتر بر آزادی مطلق و مسئولیت ناشی از آن تاکید می‌ورزد، کامو بر پوچی برخاسته از تقابل میان میل انسان به معنا و مرگ جهان و راهکار شورش (که جلو به آن اشاره می‌شود) در برابر آن تمرکز می‌کند.

    سارتر به عنوان یکی از پایه‌گذاران اصلی اگزیستانسیالیسم شناخته می‌شود. او اصلی اساسی را در فلسفه مطرح می‌کند: وجود، مقدم بر ماهیت است. اصل سارتر بدان معناست که انسان، ابتدا وجود می‌یابد و سپس از طریق مجموعه‌ی انتخاب‌هایش، ماهیت خود را می‌سازد. آزادی در مکتب اگزیستانسیالیسم حد و مرزی نمی‌شناسد و در نتیجه، مسئولیت انتخاب‌ها، کاملا بر دوش فرد است. نمایشنامه‌های سارتر، از جمله مرده‌های بی کفن و دفن، صحنه‌هایی از مسئولیت‌پذیری رادیکال را خلق کرده‌اند. بی‌هدفی غایی وجود و نبود هرگونه معیار اخلاقی مطلق، شخصیت را آزار می‌دهد. مفهوم دیگری نیز در اندیشه‌ی سارتر نقشی حیاتی ایفا می‌کند. نگاه دیگری فرد را به شی تشبیه می‌کند و فاصله‌ای اجتناب‌ناپذیر میان خود و من دیگری ایجاد می‌نماید. مواجهه‌ی سارتر با چنین مسئله‌ای اغلب به شکل تنش و خصومت بروز می‌یابد. حال می‌توان گفت: انسان در حال ساختن خویشتن، در فضایی عریان از هرگونه تضمین معنایی و البته، همواره در معرض قضاوت دیگری.

    در مقابل، کامو بر مفهوم پوچی به عنوان شرط اساسی وجودیت انسان تاکید می‌ورزد. پوچی، حاصل تقابل میان میل سیری‌ناپذیر

    انسان به معنا و عقلانیت (و صدالبته وصال) در مقابل بی‌تفاوتی غیرمنطقی جهان است، که نه می‌تواند قابل گریز شاید و نه قابل انکار. نمایشنامه‌های کامو، از جمله کالیگولا و عدل، بر مواجهه و شورش در برابر پوچی مذکور تاکید. اصل این است که کامو برخلاف سارتر، شورش را به عنوان راهبرد اصلی در برابر پوچی مطرح می‌سازد و آزادی ارزش کمتری در فلسفه‌ی معنوی او دارد. ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا کامو شورش را ابزار خویش می‌داند؟ این‌جاست که باید ذکر شود که پذیرش واقعیت پوچی و ادامه‌ی زندگی با تمام شور و اشتیاق ممکن در اعماق وجود نهفته است. کامو، انسان را موجودی می‌داند که باید، تاکید می‌شود، باید بی‌عدالتی جهان را بپذیرد، و بازهم تاکید می‌شود که ولی در برابر آن مقاومت کند و در لحظات، معنای ارزشمند خود را بیابد.

    تقابل دو دوست، بیش از هر چیز در نحوه‌ی تعریف آزادی و مسئولیت و همچنین رویکرد آنان در تقابل با معنا است. سارتر آزادی را یک بار بر دوش فرد و محکومیت به آن می‌داند. او فرد را وادار به خلق مداوم خویشتن می‌کند. به‌قولی، مسئولیت فرد نتیجه‌ی مستقیم آزادی مطلق است. در مقابل، کامو، پوچی را انگیزه‌ای برای زندگی می‌داند. مسئولیت در دیدگاه او، غالبا معنای مقاومت در برابر فشارهای اگزیستانسیل است. معنا حاصل تجربه‌ی زیستن، مواجهه با واقعیت و پذیرش پوچی است. در حالی که سارتر به شکلی عمیق به رابطه‌ی با دیگری و تاثیر آن بر هویت فرد می‌پردازد.

    تئاتر سارتر، نمایشگر جدال درونی انسان با آزادی خویش و تلاش

    برای خلق معنا در خلا است؛ این در حالی‌ست که کامو، به زندگی شورمندانه و آگاهانه در برابر زیستی که معنای از پیش تعیین شده‌ای برای انسان ندارد. هرچند هر دو، انسان را در برابر پرسش‌های اساسی وجودی قرار می‌دهند، اما یکی بر رنج آزادی و دیگری بر امکان زیستن در هاله‌ی پوچی تاکید می‌ورزد. تمایزی که شکل می‌گیرد، قابی چندوجهی از تلاش انسان برای یافتن جایگاه و معنا در وجودیت و زیست ارائه می‌دهد که پاسخ‌های ساده‌انگارانه را برنمی‌تابد.

    اصلا این‌هارا بیخیال، انسان بر چه مبنایی باید میان ساختن و مقاومت یکی را برگزیند؟

  • «هوکوس‌پوکوس»؛ تجربه‌ای متفاوت از تئاتر فیزیکال اروپا + ویدیو

    «هوکوس‌پوکوس»؛ تجربه‌ای متفاوت از تئاتر فیزیکال اروپا + ویدیو

    به گزارش تئاتر آنلاین، این اثر از داستان آفرینش آغاز می‌شود؛ از تاریکی، نور و شکل‌گیری نخستین زوج عاشق. اما خیلی زود، زندگی وارد آشوب روزمره، فرزندآوری، فشارهای خانوادگی و بحران‌های انسانی می‌شود.

    «هوکوس‌پوکوس» با استفاده از تئاتر فیزیکال، ماسک، موسیقی زنده، طراحی تصویر و حرکات بدنی، جهانی شاعرانه و در عین حال تلخ خلق کرده است؛ نمایشی که بدون دیالوگ، احساسات را مستقیم به مخاطب منتقل می‌کند.

    گروه «فامیلی فلوز» یکی از شناخته‌شده‌ترین گروه‌های تئاتر معاصر اروپا در حوزه تئاتر ماسک و بدون کلام است و آثارش در کشورهای مختلف اجرا شده‌اند.

    سبک اجرایی و ویژگی‌ها

    «هوکوس پوکوس» فراتر از یک اجرای نمایشی مرسوم، نمایشی از استیلای ذهن بر جسم و نوعی توهم‌گرایی بصری است. در این اثر که معمولاً در فضاهای مدرن تئاتری اروپا به روی صحنه می‌رود، ویژگی‌های زیر برجسته هستند:

    • طراحی حرکت پیچیده: استفاده حداکثری از پتانسیل فیزیکی بازیگر بدون اتکا به دیالوگ.
    • خطای دید و وهم: خلق تصاویری که قوانین جاذبه و تعادل بدن را به چالش می‌کشند.
    • ریتم و موسیقی بدن: هماهنگی دقیق حرکات با نورپردازی و موسیقی برای القای حس جادو و رازآلودگی به مخاطب.

    تئاتر فیزیکال در بستر اروپا

    در اروپا، تئاتر فیزیکال زبانی بین‌المللی است که به دلیل بی‌نیازی از ترجمه کلامی، در جشنواره‌های معتبر سراسر قاره طرفداران بسیاری دارد. «هوکوس پوکوس» نیز با بهره‌گیری از همین پتانسیل، توانسته در فستیوال‌های بین‌المللی مختلف اجراهای موفقی داشته باشد و جوایز متعددی را به دلیل ساختارشکنی در فرم هنری دریافت کند.

    برای درک بهتر نحوه اجرای تکنیک‌های تئاتر فیزیکال، کنترل بدن و ایجاد توهم حرکتی که در چنین اجراهایی کاربرد دارد:

    ویدیویی از اجرای تئاتر هوکوس‌پوکوس

     

     

    خبرنگار: محمدجواد عبدی

  • «شهروند درجه دو تئاتر»؛ یک واقعیت یا روایتی احساسی

    «شهروند درجه دو تئاتر»؛ یک واقعیت یا روایتی احساسی

    اختصاصی تئاترآنلاین : وقتی از «شهروند درجه دو بودن» هنرمندان تئاتر شهرستان صحبت می‌شود، پیش از هر چیز باید پرسید معیار این گزاره چیست؟ آیا صرفِ فعالیت خارج از تهران به معنای قرار گرفتن در جایگاهی پایین‌تر در تئاتر ایران است یا مسئله بیش از آنکه تحلیلی باشد، به یک روایت احساسی و قدیمی از مرکزگرایی فرهنگی شباهت دارد؟

    شام خداحافظی

    تصویری از تئاتر شام خداحافظی به کارگردانی حسین عبدالهی که در اصفهان اجرا می‌شود

    بدون تردید تهران همچنان مهم‌ترین مرکز تئاتر ایران از نظر تعداد سالن‌ها، رسانه‌ها، جشنواره‌ها و تمرکز ارتباطات حرفه‌ای محسوب می‌شود؛ اما این موضوع لزوماً به معنای «شهروند درجه دو» بودن هنرمندان دیگر شهرها نیست. در بسیاری از کشورهای جهان نیز پایتخت یا شهرهای مرکزی، سهم بیشتری از امکانات فرهنگی را در اختیار دارند؛ از London و جریان وست‌اند گرفته تا New York City با برادوی و حتی Paris که بخش مهمی از تئاتر فرانسه را در خود متمرکز کرده است. با این حال، تئاتر منطقه‌ای و مستقل در همین کشورها نیز نقش جدی و اثرگذار دارد و کمتر کسی صرفاً به دلیل فعالیت خارج از پایتخت، با عنوان «درجه دو» شناخته می‌شود.

    تصاویری از تئاتر دریاچه قو (تولید بخش خصوصی) در سالن اصلی تئاتر مشهد که بیش از 21 هزار تماشاگر به تماشای آن نشستند.

    از سوی دیگر، اگر معیار این ادعا نبودِ حمایت یا پوشش رسانه‌ای باشد، باید توجه داشت که امروز بخش بزرگی از تئاتر تهران نیز با مشکلات مشابه روبه‌رو است. بسیاری از گروه‌های نمایشی پایتخت هم با بحران فروش، تبلیغات، هزینه تولید و نبود حمایت مؤثر دست‌وپنجه نرم می‌کنند و اساساً وضعیت اقتصادی تئاتر در سراسر کشور دشوار شده است.

    نکته جالب توجه اینجاست که در سال‌های اخیر، برخی هنرمندانی که فعالیت حرفه‌ای خود را در تهران گسترش داده‌اند، آثار تولیدشده خود را دوباره در شهرهای زادگاهشان نیز روی صحنه برده‌اند؛ اتفاقی که نشان می‌دهد تئاتر خارج از پایتخت امروز بیش از گذشته ظرفیت جذب مخاطب و بازخورد مؤثر را پیدا کرده، چراکه چنین روندی در دهه‌های گذشته یا کمتر رخ می‌داد یا اساساً امکان شکل‌گیری گسترده آن وجود نداشت.

    ضمن اینکه فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی نیز در سال‌های اخیر تغییر کرده است. اگر در دهه‌های گذشته بیشتر جریان رسانه‌ای تئاتر در تهران متمرکز بود، امروز بسیاری از شهرها رسانه‌های محلی فعال، صفحات تخصصی، بلاگرها و بسترهای اطلاع‌رسانی مستقل خود را دارند و حتی در برخی موارد، ارتباط رسانه با مخاطب محلی مستقیم‌تر و مؤثرتر از تهران عمل می‌کند.

    • تمرکز امکانات در یک شهر، الزاماً به معنای حذف یا بی‌ارزش بودن شهرهای دیگر نیست.
    • تقریباً در همه صنایع فرهنگی دنیا این تمرکز وجود دارد؛ سینما، موسیقی، مد، رسانه و تئاتر.

    نمونه‌هایی مانند مشهد نیز نشان می‌دهد که شکل‌گیری جریان تئاتر در یک شهر، صرفاً وابسته به پایتخت نیست. تئاتر مشهد از دهه ۱۳۹۰ به این سو به‌تدریج توانست مخاطب گسترده‌تری جذب کند و همین روند باعث شد رسانه‌ها، سرمایه‌گذاران و تهیه‌کنندگان نیز بیشتر به این حوزه ورود کنند. در سال ۱۴۰۴ نیز برخی اجراهای این شهر مانند «دریاچه قو» و «یوتانازی» (برگرفته از آمار سایت گیشات) توانستند به فروش‌های قابل توجهی دست پیدا کنند؛ اتفاقی که نشان می‌دهد اگر جریان حرفه‌ای و مخاطب‌سازی شکل بگیرد، امکان ایجاد اقتصاد تئاتر خارج از تهران نیز وجود دارد.

    استفاده مداوم از واژه «شهرستان» در ادبیات فرهنگی، گاهی ناخواسته نوعی تقسیم‌بندی مرکز و حاشیه را بازتولید می‌کند؛ گویی تهران نقطه اصلی مشروعیت فرهنگی است و دیگر شهرها در موقعیتی فرعی قرار دارند، در حالی که شهرهایی مانند مشهد، شیراز، اصفهان یا تبریز خود دارای پیشینه و ظرفیت مستقل فرهنگی‌اند.

    در این میان شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که آیا تکرار ادبیاتی مانند «شهروند درجه دو» کمکی به حل بحران‌های تئاتر می‌کند یا صرفاً نوعی دوگانه‌سازی میان تهران و دیگر شهرها را بازتولید می‌کند؟ چراکه بخش مهمی از بدنه حرفه‌ای تئاتر ایران را نیز هنرمندانی تشکیل می‌دهند که از شهرهای مختلف وارد فضای حرفه‌ای شده‌اند و توانسته‌اند در سطح ملی فعالیت کنند.

    تصاویر از تئاتر یوتانازی که در تماشاخانه مایان (تولید بخش خصوصی) که بیش از 13 هزار مخاطب داشت. در پی همین استقبال در سال 1405 یوتانازی 2 نیز تولید شد.

    شاید مسئله امروز تئاتر ایران بیش از آنکه «تهران و شهرستان» باشد، بحران کلی اقتصاد فرهنگ، کاهش حمایت‌ها، دشوار شدن تبلیغات و رقابت سنگین برای جذب مخاطب باشد؛ بحرانی که تقریباً تمام گروه‌های نمایشی، فارغ از موقعیت جغرافیایی، با آن روبه‌رو هستند.

  • معرفی یکی از عظیم‌ترین صحنه‌های نمایشی اروپا | عکس

    معرفی یکی از عظیم‌ترین صحنه‌های نمایشی اروپا | عکس

    اختصاصی تئاترآنلاین: Central Academic Theatre of the Russian Army یا همان تئاتر ارتش روسیه، یکی از شناخته‌شده‌ترین و متفاوت‌ترین مجموعه‌های نمایشی جهان به شمار می‌رود؛ سالنی که بیش از آن‌که تنها یک تماشاخانه باشد، نمادی از معماری و نمایش حکومتی در روسیه محسوب می‌شود.

    این مجموعه در شهر مسکو قرار دارد و ساختمان آن با طراحی ستاره‌مانند خود، از آثار شاخص معماری دوران شوروی به حساب می‌آید. ساخت این بنا در دهه ۳۰ میلادی آغاز شد و به دلیل ابعاد عظیم صحنه و امکانات مکانیکی ویژه، خیلی زود به یکی از مهم‌ترین مراکز اجرای نمایش‌های حماسی و نظامی تبدیل شد.

    سالن اصلی تئاتر ارتش روسیه از بزرگ‌ترین صحنه‌های نمایشی اروپا برخوردار است؛ به‌طوری که امکان ورود تجهیزات بزرگ، دکورهای عظیم و حتی وسایل نقلیه به صحنه در آن فراهم شده است. همین ویژگی باعث شده بسیاری از اجراهای این مجموعه به استفاده از جلوه‌های بصری گسترده، طراحی صحنه پرجزئیات و میزانسن‌های بزرگ مشهور شوند.

    اگرچه این مجموعه در ابتدا بیشتر میزبان آثار ایدئولوژیک و نظامی بود، اما در سال‌های اخیر اجرای نمایشنامه‌های کلاسیک جهان از جمله آثار آنتون چخوف، شکسپیر و نویسندگان معاصر نیز جایگاه ویژه‌ای در برنامه‌های آن پیدا کرده است.

    تصاویر سالن ارتش روسیه

    تئاتر ارتش روسیه امروز نه‌تنها یک مرکز نمایشی، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی تئاتر روسیه محسوب می‌شود؛ سالنی که همچنان تلاش می‌کند شکوه صحنه را به عنصر اصلی تجربه تماشاگر تبدیل کند.

    خبرنگار: محمدجواد عبدی

  • تولید تئاتر در این شرایط «ریسک بزرگ» است

    تولید تئاتر در این شرایط «ریسک بزرگ» است

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، وحید نفر که این روزها با دو نمایش «سلول» و «خشم قلمبه» روی صحنه است، درباره وضعیت این روزهای تئاتر گفت: «همه فقط دنبال این هستند که تئاتر روی صحنه باشد اما اینکه این اتفاق با چه شرایطی رخ بدهد، برای کسی چندان مهم نیست.»

    وحید نفر به عنوان بازیگر نمایش طوروپِ طرب به کارگردانی حمیدرضا ‌خلیلی در عمارت ‌نوفل‌لوشاتو تا 29 خرداد 1405 روی صحنه است

    این بازیگر و کارگردان که پیش از این با نمایش‌های «سلول» و «زندانی خیابان دوم» روی صحنه بود، با اشاره به تعطیلی اجراها در دوران جنگ تحمیلی سوم افزود: «بعد از اعلام آتش‌بس دوباره اجراها را آغاز کردیم و خوشبختانه مخاطبان بار دیگر به سالن‌های تئاتر برگشتند.»

    تصاویر نمایش خشم قلمبه

     

    تصاویر نمایش سلول

    وحید نفر با تاکید بر اینکه تئاتر نباید تعطیل شود، ادامه داد: «تئاتر همیشه در بحران‌ها نقش درمانگر داشته و می‌تواند برای مدتی ذهن مخاطب را از فشارهای اجتماعی و روانی دور کند.»

    او یکی از مهم‌ترین مشکلات فعلی گروه‌های نمایشی را افزایش شدید هزینه‌های تولید دانست و گفت: «در شرایطی که هنوز به صلح پایدار نرسیده‌ایم، تولید یک نمایش تازه ریسک بزرگی است. بسیاری از اجراهای فعلی یا پیش‌تر تولید شده‌اند یا با حداقل هزینه روی صحنه رفته‌اند.»

    این کارگردان همچنین درباره دشواری تبلیغات تئاتر در نبود اینترنت بین‌الملل توضیح داد: «با محدود شدن اینستاگرام، عملا به شیوه‌های تبلیغاتی اواخر دهه ۸۰ برگشته‌ایم؛ از پیامک و تراکت گرفته تا استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی و پلتفرم‌هایی مانند آپارات.»

    زندانی خیابان دوم
    زندانی خیابان دوم

    وحید نفر این روزها نمایش «سلول» به نویسندگی و کارگردانی محسن زرآبادی‌پور را هر شب ساعت ۱۸:۳۰ در عمارت نوفل‌لوشاتو و نمایش کودک «خشم قلمبه» را به نویسندگی سعید ابک و کارگردانی خود، ساعت ۱۷:۴۵ در مرکز تئاتر کودک و عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روی صحنه دارد.

    معرفی وحید نفر

    وحید نفر متولد 26 آبان 1358 در تهران ، بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون است.

    وحید نفر دارای مدرک کارشناسی بازیگری از موسسه آموزش عالی سوره تهران 1383 و کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتراز دانشکده هنرهای زیبای تهران 1386 است. ، از جمله دیگر فعالیت های او می توان به نویسندگی ، صداپیشگی ، عروسک گردانی اشاره کرد.

    بصورت جدی فعالیت خود را از سال 1378 وقتی 20 ساله بود از دانشگاه شروع کرد.

    در سال 79 اولین بار با نمایش سفرنامه مرجان در جشنواره دفاع مقدس روی صحنه رفت و همین سال مسئول امور نمایش خانه دانشجو انتخاب شد و تا سال 81 در این مسئولیت فعالیت داشت.

    برای اولین بار در سال 82 بود که در فیلم بیست و یک اینچ به کارگردانی ابوذر صفاریان ، فعالیت هنری خود را در سینما آغاز کرد و با سریال رنگ نوروزی از شبکه 4 در سال 1386 وارد قاب تلویزیون شد.

    عکس: تیوال – متن: ایسنا – بازنویسی: تئاترآنلاین

  • از عکاسی تا کارگردانی تئاتر

    از عکاسی تا کارگردانی تئاتر

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، نمایش «ژوژمان» به نویسندگی و کارگردانی رضا جاویدی، از ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه رفته است؛ نمایشی که با اقتباس از نمایشنامه «خدا» نوشته وودی آلن، تلاش می‌کند طنز تلخ و پرسش‌های فلسفی این نویسنده را در فضایی بومی و آشنا برای مخاطب ایرانی بازآفرینی کند.

    رضا جاویدی که دانش‌آموخته مهندسی کامپیوتر در مقطع کارشناسی ارشد و سال‌ها به عنوان عکاس هنری و عکاس تئاتر فعالیت کرده، در این اثر فضای نمایش را از آمفی‌تئاتر یونان باستان به یک پلاتوی دانشگاهی و جلسه ژوژمان منتقل کرده است؛ فضایی که در آن شخصیت‌ها مدام در حال داوری اثر، شکستن دیوار چهارم و پرسش درباره معنای وجود، هنر و نقش خالق هستند.

    او درباره جهان نمایش گفته است: «ما سوالات فلسفی زیادی داریم… ما وجود داریم؟ اینا وجود دارن؟»؛ پرسش‌هایی که به گفته او، نه در قالب فلسفه‌ای خشک بلکه از دل موقعیت‌های کمیک و سردرگمی شخصیت‌ها بیرون می‌آید. جاویدی معتقد است راز جذابیت نمایش، «جدی گرفتن پوچی» است؛ جایی که تماشاگر هم می‌خندد و هم ناگهان به فکر فرو می‌رود.

    این کارگردان که حدود ۱۵ سال سابقه عکاسی تئاتر دارد، مهم‌ترین چالش اقتباس از وودی آلن را بومی‌سازی شوخی‌ها و ارجاعات فرهنگی دانسته و تلاش کرده به جای ارجاعات صرف غربی، موقعیت‌هایی آشنا برای مخاطب ایرانی خلق کند؛ موقعیت‌هایی که اضطراب، بلاتکلیفی و بحران هویت نسل جوان را در بستری آکادمیک روایت می‌کنند.

    خلاصه این نمایش آمده است: «دو دانشجو در پلاتوی دانشگاه، در حالی که هنوز پروژه عملی پایان‌ترم‌شان را به اتمام نرسانده‌اند، منتظر ورود استاد و برگزاری ژوژمان هستند اما با مسائل و اتفاقاتی روبه‌رو می‌شوند که تا پیش از این هرگز به آن فکر نکرده بودند…»

    میرعلیرضا دریابیگی تهیه‌کنندگی نمایش «ژوژمان» را برعهده دارد و امیرعلی شابازیان، امیرمحمد قیصری، روشا حمزه‌پور، النا مهر فاخر، علی صابری، ملیکا خان‌علیلو، ابوالفضل حسین‌پور، علی اژدریان، غزل سلوکی، ستایش مقدم، ستایش طهرانی، مصطفی قاسمی، محمد پرهام حوریان و آتنا صامی بازیگران این اثر هستند.

    نیما ثبوتی مشاور متن، یاس جیواد دستیار کارگردان، فاطمه الماسی منشی صحنه، معین پاس‌راد مدیر تولید، عارفه خراسانی مدیر صحنه، غزل پارساپور و محمدمتین سخا دستیاران صحنه و علیرضا دانش‌آرا عضو اتاق فرمان این پروژه نمایشی هستند.

    همچنین فرشاد نصیری طراحی نور، میرحسین دریابیگی طراحی صحنه، آتنا صامی طراحی لباس و اکسسوار، نیما کاشانی طراحی موسیقی، رضا جاویدی طراحی پوستر، روشا حمزه‌پور طراحی حرکت، عرفان آقائی عکاسی و امیر ناصری ساخت تیزر این اثر را برعهده داشته‌اند. بهناز شهسوار روابط عمومی و نگار امیری مشاور رسانه این نمایش هستند.

    نمایش «ژوژمان» هر شب ساعت ۱۹ در بوتیک هنر ایران میزبان تماشاگران است و بلیت آن از طریق سایت‌های تیوال عرضه می‌شود. همچنین از همراه داشتن کودکان زیر ۱۲ سال در این اجرا جلوگیری خواهد شد.

  • تئاتر ایران از سکوت خارج شد

    تئاتر ایران از سکوت خارج شد

    به گزارش رسانه خبری تئاتر آنلاین، تئاتر در تهران پس از حدود سه ماه تعطیلی، بار دیگر فعالیت خود را از سر گرفته و تماشاخانه‌های مختلف پایتخت این روزها میزبان مخاطبان علاقه‌مند به هنر نمایش هستند. در این میان، تماشاخانه «هما» با مدیریت سام درخشانی نیز فعالیت دوباره خود را آغاز کرده و با استقبال قابل توجه مخاطبان روبه‌رو شده است.

    مدیریت این تماشاخانه با انتشار یک استوری و بازنشر پستی از صفحه رسمی اینستاگرام «هما» به بازگشایی دوباره این مجموعه اشاره کرده و نوشته است: «بعد از سه ماه دوری».

    این تعطیلی‌ها در پی شرایط جنگی و تنش‌های اخیر میان ایران و آمریکا رخ داده بود؛ شرایطی که باعث توقف بسیاری از اجراهای نمایشی و تعطیلی سالن‌های تئاتر در ایران شده بود.

    با این حال، به نظر می‌رسد این فاصله چند ماهه نه تنها مخاطبان را از تئاتر دور نکرده، بلکه اشتیاق بیشتری برای بازگشت به سالن‌های نمایش ایجاد کرده است. طبق مشاهدات، بسیاری از اجراهای تازه در روزهای اخیر با استقبال قابل توجه تماشاگران همراه شده‌اند و برخی سالن‌ها دوباره به روزهای پررفت‌وآمد خود نزدیک می‌شوند.

    اکنون نه فقط تماشاخانه «هما»، بلکه بخش زیادی از تماشاخانه‌های شهر تهران اجراهای خود را از سر گرفته‌اند و جریان تئاتر دوباره در سطح پایتخت به حرکت افتاده است. این روند تنها محدود به تهران نیست و در شهرهای دیگر ایران نیز فعالیت‌های نمایشی دوباره آغاز شده‌اند.

    اجرای تئاتر در دیگر شهرهای ایران – مشهد و شیراز با یوتانازی 2 و بتهوون

    برای نمونه، در شهر مشهد نمایش «یوتانازی ۲» در تماشاخانه «مایان» به کارگردانی محمد طهان روی صحنه رفته و بلیت‌فروشی آن نیز از طریق سامانه «گیشات» انجام می‌شود. همچنین نمایش «بتهوون» به کارگردانی جواد ‌مولانیا در شیراز روی صحنه رفته که فروش آن از طریق تیوال آغاز شده است. بازگشت تدریجی اجراها در شهرهای مختلف، نشانه‌ای از تلاش جامعه تئاتر برای احیای دوباره فضای فرهنگی کشور پس از ماه‌ها رکود است.

    پست منتشر شده از سوی تماشاخانه «هما»

    استوری سام درخشانی

    «این سرزمین سوگ را می‌شناسد؛
    این سرزمین جنگ را می‌شناسد؛

    سال‌هاست که رنج در حافظه‌اش خانه دارد. از آن روز که تهمینه با قلبی شکسته نام سهراب را زمزمه می‌کرد، تا امروز که عزا در کوچه‌های وطن جاری‌ست.

    اما ما در سوگ و ویرانی نمانده‌ایم. ما مردمانِ روایتیم؛ رنج را گرد هم گفته‌ایم، دست در دست هم ایستاده‌ایم و از دلِ تاریکی صدا ساخته‌ایم.

    تئاتر، همین ایستادن کنار یکدیگر است؛ همین اتحاد نفس‌ها در تاریکی‌ای مشترک برای دیدن نوری کوچک بر صحنه.
    و «هما» نام پرنده‌ای‌ست که در افسانه‌ها، سایه‌اش نویدِ امید است.

    تماشاخانه هما بعد از گذشت سه ماه سکوت و همراهی با مردم در این روزهای عزا، با قلبی اندوهگین اما با ایمان به امید و اتحاد، چراغ صحنه را دوباره روشن می‌کند. باشد که این نور یادآور آن باشد که هیچ وطنی با ایستادن کنار هم تنها نمی‌ماند.»

    بازگشت دوباره تئاتر در شرایط فعلی را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های احیای فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی در کشور دانست؛ جایی که سالن‌های نمایش بار دیگر به محلی برای همدلی، روایت و نفس کشیدن جمعی تبدیل شده‌اند.

    خبرنگار:محمدجواد عبدی
    عکس خبر: تیوال – امیر ناصری

  • خواهر فرشته حسینی هم‌بازی نوید محمدزاده شد

    خواهر فرشته حسینی هم‌بازی نوید محمدزاده شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، کُر ‌باکس ‌پردیس ‌تئاتر ‌و ‌موسیقی ‌دکُر از سی‌ام اردیبهشت، اثری تازه از «دیوید هریر» با عنوان «پرنده سیاه» با طراحی و کارگردانی نویدمحمدزاده را روی صحنه دارد.

    در این نمایش یک ساعت و ۲۰ دقیقه‌ای، نوید ‌محمدزاده و مریم حسینی ایفای نقش می‌کنند. این اثر با ترجمه‌ای مشترک از پوریا ‌سیدی و مریم حسینی با تهیه‌کنندگی مشترک محمد قدس و نوید محمدزاده اجرا می‌شود.

    پوستر نمایش پرنده سیاه

    اینکه نمایش تا چه روزی روی صحنه خواهد بود، تاکنون اعلام نشده است.

    مشاور پروژه با یوسف ‌باپیری بوده و طراحی نور و صحنه این نمایش را هم نوید ‌محمدزاده برعهده دارد.

    نویدمحمدزاده و فرشته حسینی

    طراح گرافیک پرنده سیاه، مریم ‌برادران و طراح لباس آن فرشته ‌حسینی است.

    این نمایش با مدیر تولیدی داوود ‌ونداده، دستیاری کارگردان کسری فریادی و عکاسی مهرداد متجلی اجرا می‌شود.

    پرنده سیاه از سی‌ام اردیبهشت و از ساعت ۲۰ روی صحنه می‌رود. پرنده سیاه دومین تجربه کارگردانی نوید محمدزاده پس از «شهربازی» است که آذر سال ۱۴۰۳ در تماشاخانه لبخند روی صحنه رفت.

    تهیه‌کنندگی نمایش «درد» دیگر فعالیت محمدزاده در کارنامه نمایشی اوست. تهیه بلیت از طریق سایت تیوال است.

  • نصیریان:‌ ایران ریشه‌دار است، ۲۵۰ ساله نیست

    نصیریان:‌ ایران ریشه‌دار است، ۲۵۰ ساله نیست

    به گزارش تئاتر آنلاین، علی نصیریان بازیگر قدیمی تئاتر، سینما و تلویزیون به تازگی در گفت‌وگویی تصویری که توسط روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده، درباره ادعاهای اخیر رئیس جمهور آمریکا واکنش نشان داده است.

    علی نصیریان در این ویدئو، می‌گوید: «ایران از بین رفتنی نیست، خیلی از بربرها و مغول‌ها آمدند و خواستند ایران را از بین ببرند اما نتوانستند. ما تا شاهنامه، حافظ و سعدی و تا فرهنگ و ریشه داریم، کسی نمی‌تواند ایران را از بین ببرد.»

    او ادامه می‌دهد: «ممکن است در ظاهر جایی خراب شود ولی دوباره ساخته خواهد شد هر چند این‌ها زمان‌بر است. تمدن ما از بین رفتنی نیست؛ چون ما ملت ریشه‌داری هستیم، ۲۵۰ساله نیستیم.»

  • اولین تغییر مدیریتی اتابک نادری؛ پریسا مقتدی از سنگلج رفت

    اولین تغییر مدیریتی اتابک نادری؛ پریسا مقتدی از سنگلج رفت

    به گزارش تئاتر آنلاین، جلسه معارفه سرپرست جدید تماشاخانه سنگلج با حضور اتابک نادری و همکاران این مجموعه برگزار شد.

    مدیرکل هنرهای نمایشی در این مراسم، با تبریک ولادت حضرت امام رضا(ع) و گرامی‌داشت این روز فرخنده، از زحمات پریسا مقتدی طی سال‌های تصدی مدیریت تماشاخانه سنگلج قدردانی و با اهدای حکم، مهدی افشین‌نژاد را به عنوان سرپرست این تماشاخانه منصوب کرد.

    تماشاخانه سنگلج

    اتابک نادری درباره اهمیت تماشاخانه سنگلج گفت: «آقای افشین‌نژاد دوست و همکار شماست که سال‌های سال در کنار شما برای اعتلای تماشاخانه سنگلج و نمایش ایرانی تلاش کرده است. خودتان می‌دانید که سنگلج فرزند معنوی من است و می‌دانید که همواره تلاش کرده‌ام هر نقطه کوری که در این مجموعه وجود دارد، از بین برود.»

    مدیر کل هنرهای نمایشی افزود: «این روز را مبارک می‌دانم و امیدوارم به حق این روز، اتفاق خوبی برای مجموعه تئاتر ایرانی و ملی بیفتد.»

    او در پایان بر لزوم همدلی و همکاری همه خانواده تئاتر و کارکنان سنگلج برای گذر از مشکلات تاکید و برای آقای افشین‌نژاد و همکارانش در این مسیر آرزوی موفقیت کرد.

    مهدی افشین‌نژاد نیز با قدردانی از زحمات همکاران این تماشاخانه گفت: «تنها چیزی که لازم می‌دانم بگویم این است که با همکاری یکدیگر این مسیر را طی خواهیم کرد.»

    مهدی افشین‌نژاد

    متن حکم انتصاب مهدی افشین‌نژاد

    «جناب آقای مهدی افشین‌نژاد،

    «تماشاخانه سنگلج» به عنوان یکی از نهادهای ارزشمند هنر نمایش ایرانی و پایگاه پویایی تولید و نمایش آثار ارزشمند، از دیرباز در تارک بلند هنر نمایش ایران در درخشش است. پاسداشت و تلاش برای هر چه پویاتر کردن این گنجینه ارزشمند و «نمایش ایرانی» بی‌گمان وظیفه‌ای سترگ است.

    با قدردانی از زحمات ارزشمند سرکار خانم پریسا مقتدی در مدیریت این مجموعه، براساس این ابلاغ به عنوان «سرپرست تماشاخانه سنگلج» منصوب می‌شوید. امید که در سایه الطاف پروردگار و با بهره گرفتن از تجربیات و تلاش همکاران محترم آن مجموعه، مشاوره‌های هنرمندان و پیشکسوتان نمایش ایرانی و ارتباط مستمر با اداره‌کل هنرهای نمایشی در راه اعتلای آن تماشاخانه پیروز و سربلند باشید.»

    سوابق مهدی افشین‌نژاد

    مهدی افشین‌نژاد دارای نشان درجه دو هنری است و علاوه بر پیشینه سال‌ها فعالیت در شبکه‌های مختلف رادیویی، در سال‌های فعالیت تئاتری خود، دو دوره به عنوان معاون تالار هنر، دو دوره در معاونت تماشاخانه سنگلج و یک دوره در معاونت مجموعه تئاترشهر مشغول به‌خدمت بوده است. او همچنین، مجری طرح و مدیر تولید چندین پروژه تئاتری بوده است.