نویسنده: سردبیر

  • «من و خاله جانم» به کارگردانی رویا کاکاخانی در تئاتر شهر روی صحنه است

    «من و خاله جانم» به کارگردانی رویا کاکاخانی در تئاتر شهر روی صحنه است

    به گزراش تئاتر آنلاین، نمایش «من و خاله جانم» نوشته موریس پنیچ با ترجمه پژمان طهرانیان و کارگردانی رویا کاکاخانی، از ۲۸ شهریورماه ساعت ۱۸ در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفته است.

    این نمایش با تهیه‌کنندگی ماهور ماجدی و بازی کامبیز امینی و هاله گرجی اجرا می‌شود.

    در خلاصه داستان نمایش آمده است: «من و خاله جانم» کمدی سیاهی از موریس پنیچ است؛ داستان مردی تنها که برای دیدار خاله‌ی رو به مرگش به خانه‌اش می‌رود، اما این ملاقات ساده بدل به سفری تلخ‌وشیرین می‌شود. در تنهایی اتاقی کوچک، عشق و نفرت، حقیقت و دروغ، مرگ و زندگی به شکلی شاعرانه و گاه خنده‌دار با هم در می‌آمیزند.

    مجری طرح: محمد حسن درباغی فرد، طراح صحنه: سینا ییلاق بیگی، طراح نور: رضا خضرایی، طراح گریم: افسانه قلی‌زاده، طراح گرافیک و تبلیغات: علی زندیه، طراح صدا و موسیقی: اشکان جوبه، مدیر صحنه: کیان قدرشناس، گروه کارگردانی: مهرو ماجدی، محمدرضا صدوق شهمیرزادی، دستیار طراح صحنه: حمیدرضا صابری، دستیار صدا: عرشیا شیخ‌باقری، عکاس: امیر ناصری، سرپرست ساخت دکور: حامد رمضانی، گروه ساخت دکور: محمد عیوضی، ناصر نصرتی دیکر عوامل این پروژه نمایشی هستند.

  • نادر فلاح با یک نمایش جدید به تماشاخانه ایرانشهر می‌آید

    نادر فلاح با یک نمایش جدید به تماشاخانه ایرانشهر می‌آید

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «ببر سفید بنگال در باغ وحش بغداد» به نویسندگی راجیو جوزف و ترجمه سمیه نصرالهی، با طراحی و کارگردانی نادر فلاح و تهیه‌کنندگی افسانه کاشفی از ۷ مهر ساعت ۲۱ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

    رامین سیاردشتی، علیرضا اخوان، حامد فعال، سعید یعقوبی، مصطفی خیرالهی، ایوب بویزل، آوا بخشی، یسنا فلاح، حسنا فلاح بازیگران این نمایش هستند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «فقط مردگان پایان جنگ را دیده‌اند.»

    طراح پوستر: صالح تسبیحی، تیزر: مصطفی قاهری، مدیر روابط عمومی و تبلیغات: نوید آغاز، طراح صحنه: فرزاد هدایت، طراح لباس: نادر فلاح، طراح گریم: صالح شعبانلو، طراح صدا و آهنگساز: بنیامین وزیر، گروه چَرخِ، نقاش صحنه: نازلی ملکی، دستیاران کارگردان: یسنا فلاح، امیرحسین ولی‌زاده، مدیر تولید: مهدی محبی، عکاس: ساجده سادات سیفی، دستیار نقاش: سارا یوسف‌زاده، دستیاران صحنه: محمدرضا مهرآبادی، ایمان درمانی، دستیار لباس: الینا برخورداری، اجرای گریم: آرسا حسین‌زاده، پریناز نوری، تنظیم سازهای الکترونیک: اشکان جوبه، مهندس صدا: آریا کیایی راد، خواننده و طراح آواز: حجت طالب‌نژاد، ویولن و ویولا: میلاد کاظمی، ویولنسل: افرا شاه‌آبادی، پیانو: پارسا موسی‌زاده، فلوت: متین محمودی، سه‌تار: سارا داداش‌زاده دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

  • نگاهی به نمایش باغ بی‌آلبالو و نوجوانان غبطه‌برانگیزش

    نگاهی به نمایش باغ بی‌آلبالو و نوجوانان غبطه‌برانگیزش

    تئاتر آنلاین – مهین بهزادی: لیلی رشیدی و محمد عاقبتی با همراهی مهدی چاکری در جایگاه نویسنده، در گام نخست توانستند گروهی از نوجوانان نسل زد را گرد هم آورده و پایشان را به دنیای یکی از رشک‌برانگیزترین نمایشنامه‌های تاریخ باز کنند؛ «باغ آلبالو» نوشته آنتوان چخوف. این تجربه نه در هیاهو، که در نهایت سادگی شکل گرفت. سادگی‌ای همراه با صداقت، که از یک سو نوجوانان را با هنری یگانه به نام تئاتر پیوند داد و از سوی دیگر آن‌ها را به پدیده‌ای جادویی به نام صحنه نزدیک‌تر کرد.

    نمایش باغ بی آلبالو

    در گام بعدی، این ابتکار منجر شده مخاطب با اجرایی نسبتا حرفه‌ای از گروهی بازیگر نوجوان مواجه شود که با پیش رفتن اجرا بیش از پیش به آن پی خواهد برد.

    آنچه در «باغ بی‌آلبالو» چشمگیر است، این است که هدایتگران این نمایش توانایی بازیگران نوجوان خود را کاملا جدی گرفته‌اند و همین باور را به آن‌ها منتقل کرده‌اند که می‌توانند بی‌هراس و بی‌واهمه روی صحنه زندگی کنند. ویژگی‌ای که این اجرای هفتاد دقیقه‌ای را به اثری دوست‌داشتنی تبدیل می‌کند، این است که سازندگان ـ که من دوست دارم آن‌ها را هدایتگر بنامم ـ هیچ‌گاه تلاش نکرده‌اند نوجوان بودن بازیگران را از آن‌ها بگیرند. همه‌چیز نشان می‌دهد با تئاتری روبه‌رو هستیم که کاملا به میزان تجربه و دریافت بازیگرانش آگاه است و در گام نخست کوشیده متن «باغ آلبالو» را برای آنان ساده کند؛ سادگی‌ای که البته به ساده‌انگاری دچار نمی‌شود.

    نمایش باغ بی آلبالو

    «باغ بی‌آلبالو» در حقیقت روایتگر دغدغه‌های بازیگران نوجوان خود است. نویسنده توانسته بدون تظاهر و ریا، از ظرفیت‌های «باغ آلبالو» برای بازنمایی دلمشغولی‌های این نوجوانان بهره ببرد. از سوی دیگر، یکی از نکته‌های جذاب اجرا هماهنگی تیم نوجوان آن است؛ بازیگرانی که حضور یکدیگر را روی صحنه حس می‌کنند و بی‌هراس از دیوار چهارم و نگاه تماشاگران روی صحنه می‌گردند. انرژی بالای آنان باعث می‌شود که مخاطب ناگهان خود را در یک جشن کوچک صحنه‌ای، با همه کم‌و‌کاستی‌هایش، شریک ببیند و دلش بخواهد تا پایان نمایش همراه آن‌ها بماند.

    حضور لیلی رشیدی به عنوان کارگردان در بخش‌هایی از اجرا و شکستن فضای کلی نمایش، یکی از شگردهای پیش‌برنده کار است که در نهایت هم تماشاگر و هم اجراگران را در فضایی راحت‌تر و صمیمی‌تر قرار می‌دهد. همچنین اجرای یک نقش توسط دو بازیگر، هرچند شاید ناشی از شمار بالای بازیگران و محدودیت شخصیت‌های نمایشنامه باشد، با این حال با فضای کلی کار هماهنگ است و به وصله‌ای ناجور بدل نمی‌شود.

    نمایش باغ بی آلبالو

    تماشای اجرای «باغ بی‌آلبالو» به ما یادآور می‌شود که تئاتر ساخته‌شده با نوجوانان تا چه اندازه برای جامعه و نسل تازه یک نیاز اساسی است؛ هنری که امکان فعالیت گروهی، هم‌نشینی و درک دیگری را به بهترین شکل در مهم‌ترین دوره زندگی یک انسان فراهم می‌آورد.

    اجراگران نوجوان «باغ بی‌آلبالو» با همه کم‌تجربگی، روی صحنه به‌خوبی از یکدیگر مراقبت می‌کنند و هیچ‌گاه در پی بیشتر دیده شدن نیستند. هدایتگران با گزینش متنی سنجیده، نخست تجربه‌ای دلپذیر برای بازیگران و سپس برای تماشاگران می‌سازند؛ تماشاگرانی که می‌توانند از درخشش و شور نوجوانانی ناشناخته لذت ببرند.

  • معرفی راه یافتگان به بخش رقابتی دومین دوره‌ی جشنواره‌ مهر دوبی

    معرفی راه یافتگان به بخش رقابتی دومین دوره‌ی جشنواره‌ مهر دوبی

    دومین دوره‌ی جشنواره‌ مهر دوبی شامل بخش‌های فیلم‌ کوتاه، انیمیشن، عکس، تئاتر و موسیقی است.

    هیئت دبیران این جشنواره را تورج اصلانی(فیلم)، سیف‌الله صمدیان (عکس)، محمدمهدی گورنگی (موسیقی) و محمد رحمانیان (تئاتر) تشکیل می‌دهند و دبیر جشنواره مهر هیلا صدیقی است.

    جشنواره‌ی مهر با همت خانه فرهنگ و هنر مهر و ماه از ۲۶ سپتامبر تا ۴ اکتبر (۴ مهر تا ۱۲ مهر) در دوبی برگزار می‌شود.

    اسامی راه یافتگان بخش‌های مختلف این جشنواره به شرح زیر است:

    لیست فیلم‌های منتخب:

    بخش تجربی

    خارج از قفس، کارگردان: وحید مباشری، تهیه‌کننده: اسما درویش خوب
    مادر، کارگردان: نعمت‌الله سرگلزائی، تهیه‌کننده: سجاد انتظاری
    شمارش، کارگردان: صبا نوروزی، تهیه‌کننده: صبا نوروزی
    روش قرمز، کارگردان: اصغر بشارتی، تهیه‌کننده: اصغر بشارتی
    رستگاری، کارگردان: کیارش پویان، تهیه‌کننده: یوسف سلیمی نمین
    آژنگ، کارگردان: محسن سلمانی، تهیه‌کنندگان: ایمان فلاح، محسن سلمانی
    هفت پیکر، کارگردان: رهی اسکندری، تهیه‌کننده: احمد علمداری
    یاشا، کارگردان: محمد مستوفی، تهیه‌کننده: محمد مستوفی

    بخش انیمیشن

    In a Framework ، کارگردان: جعفر صیادی، تهیه‌کننده: جعفر صیادی
    پاپیتال، کارگردان: نرگس ذاکری، تهیه‌کننده: نرگس ذاکری
    راهی، کارگردان: بهروز سلیمانی نذیر، شیرین سلیمانی نذیر، فرناز موذن، تهیه‌کننده: فرناز موذن
    دا، کارگردان: نسیم عینی، تهیه‌کننده: نسیم عینی
    خورشید آسمان، خورشید کاشی، کارگردان: زیبا ارژنگ، تهیه‌کننده: زیبا ارژنگ
    محراب آرامش، کارگردان: زیبا ارژنگ، تهیه‌کننده: زیبا ارژنگ

    بخش داستانی

    اتاق، کارگردان: الهام محمدزاده، تهیه‌کننده: الهام محمدزاده و سینمای جوان کاشان
    پیله، کارگردان: مونا فرخنده، تهیه‌کننده: پوریا حیدری اوره
    چپ دست، کارگردان: نسرین محمدپور، تهیه‌کننده: فریبا عرب
    کیفسان، کارگردان: اکبر شهبازی، تهیه‌کننده: آناهیتا کبیرکوه
    قارقالان، سید حمید کرمانی، تهیه‌کننده: سید حمید کرمانی
    تبعید، کارگردان: سید سجاد حسینی، تهیه‌کننده: سید سجاد حسینی، علیرضا همت آبادی
    ماهنا، کارگردان: اصغر محمدی، تهیه‌کننده: اصغر محمدی
    پیام‌بر، کارگردان: سجاد انتظاری، تهیه‌کننده: علیرضا رضایی
    وقتی که نیستی، کارگردان: صدرا نائیجی، تهیه‌کننده: علی صالحی
    خورشید صبح، کارگردان: آزاده قچاق، تهیه‌کنندگان: آزاده قچاق، مرتضی قدی، بنیامین قچاق

    بخش مستند

    زن عمو و اکبر، کارگردان: محمد جواد دهقان، تهیه‌کننده: محمد جواد دهقان
    دتک، کارگردان: حجت دهقان، تهیه‌کننده: حجت دهقان

    بخش عکس

    اسامی عکاسان راه‌یافته به دومین دوره جشنواره‌ی مهر:

    مریم ابراهیمه (1 عکس)، حسین اسماعیلی (1 عکس)، عالیه اسمعیل نژاد (3عکس)، ارسلان امانتی (2 عکس)، احمد امیراحمدی (1 عکس)، داود ایزدپناه (1 عکس)، محمد آهنگر (1 عکس)، محمد بقال اصغری باغمیشه (1 عکس)، محمدرضا بلندی (1 عکس)، شیما بنای رضازاده (1 عکس)، محمدرضا بهمرام (4عکس)، میترا بهمنی (2 عکس)، جواد پورصمد (1 عکس)، احمد تاجی (2 عکس)، فاطمه تاجیک (1 عکس)، سهند تاکی (1 عکس)، رضا تجویدی (1 عکس)، میلاد جلیلیان (1 عکس)، سروش جوادیان (1 عکس)، شایان جوان خوشدل (1 عکس)، یاسر حاج محمدخانی (2 عکس)، میلاد حدادیان (1 عکس)، مصطفی حسن زاده (1 عکس)، سیدعلی حسینی فر (2 عکس)، میرسجاد حمزه لو (1 عکس)، نریمان خلیلی (1 عکس)، هادی دهقان‌پور (2 عکس)، یاشار دهقانی (1 عکس)، رضا رادپور (1 عکس)، امین رحمانی (1 عکس)، فتانه رحیمی (1 عکس)، مریم زمانپور (1 عکس)، عرفان سامان فر (2 عکس)، گل‌آرا سجادیان (2 عکس)، ستاره سرداری (1 عکس)، رسول سعیدی (1 عکس)، مینتا سمیعی (1 عکس)، علی سوته (1 عکس)، اکبر شهبازی 1(عکس)، ریحانه صادقی (1 عکس)، سعید صادقی (2 عکس)، علیرضا عطاریانی (1 عکس)، شریفه علی آبادی (1 عکس)، مونا علیخواه (1 عکس)، امید علیزاده (1 عکس)، حسن غفاری (2 عکس)، حسن فتاحیان (2 عکس)، جمشید فرجوند فردا (1 عکس)، محمد فوقانی (1 عکس)، امیر قادری (1 عکس)، رضا قاسمی (1 عکس)، سعید قاسمی (3عکس)، محسن کابلی (3عکس)، سهراب کاوه (1 عکس)، سروش کریمی (1 عکس)، امیرحسین کمالی (2 عکس)، بابک کنعانی (2 عکس)، پردیس مالکی (1 عکس)، شیرکو مام آقا (1 عکس)، آرمیتا مبین (1 عکس)، کیهان محمدی (2 عکس)، نرگس مطلبی (1 عکس)، نغمه مقصودلو (1 عکس)، الهه ملائی (1 عکس)، شبنم ملکی (2 عکس)، حسین ملکی (1 عکس)، میثم ملکی قزوینی (1 عکس)، پریسا (نیره) مهدیون (1 عکس)، مهرا مهندس نیا (1 عکس)، پژمان مولایی (1 عکس)، علی نجات بخش (1 عکس)، بهار نصرتی (1 عکس)، علیرضا نظیری (1 عکس)، امیرعلی نواده شهلا (1 عکس)، متین هاشمی (1 عکس)، قدیر وقاری (1 عکس)

    بخش تئاتر

    ازدواج، جنایت یا مکافات، کارگردان: شبنم بهوار
    پادکس، کارگردان: احسان خرسند
    جاسوس، کارگردان: ونوشه واحدی
    جهان عقب نشینی می‌کند، کارگردان: مزدک علی‌آبادی
    «د»، کارگردان: بهرنچ اصفیا
    دلیریوم، کارگردان: نرگس کاشانی
    رقص پا، کارگردان: محسن میرزایی
    زخمه‌های باد، کارگردان: احسان مالمیر
    زمین‌گیر، کارگردان: بهار محمدپور
    ژن‌آرتی، کارگردان: بهرنگ اصفیا
    قیمت آخر، کارگردان: امیر شریفی
    قرار ملاقات (خارج از مسابقه)
    کارگردان: علی شورابی

    بخش موسیقی

    گروه موسیقی «تریوی ما و بهار» از ایران، تهران
    گروه موسیقی «تورک‌سوی» از آذربایجان، باکو
    گروه موسیقی «ژیندار» از ایران، سنندج
    گروه موسیقی «گریز» از ایران، تهران
    برگزیدگان بخش نوازندگی:
    سلمان اوجانی، سهراب بحیرایی، علی درافشان، سینا شبانپور، وصال صالحیان
    برگزیدگان بخش خوانندگی:
    امید رحمانی، رضا صالحی، مفتون صفرلی، دریا کاکایی، رابر کردستانی
    برگزیدگان بخش آهنگسازی و تنظیم:
    گروه تارما، رضا عسگرزاده، کاوان کریمی، اقبال ناصر، پوریا ورزیری

  • مصاحبه با لیلی رشیدی و مهدی چاکری در مورد نمایش باغ بی‌آلبالو

    مصاحبه با لیلی رشیدی و مهدی چاکری در مورد نمایش باغ بی‌آلبالو

    تئاتر آنلاین – مهین بهزادی: نمایش «باغ بی‌آلبالو» برگرفته از «باغ آلبالو»ی آنتون چخوف است که مهدی چاکری نگارش آن را بر عهده داشته است. لیلی رشیدی و محمد عاقبتی نیز در مقام کارگردان این اثر را روی صحنه برده‌اند. با این همه نخستین موضوعی که در این نمایش جلب توجه می‌کند، نه صرفا اقتباس به‌روز و هوشمندانه از نمایش‌نامه‌ چخوف، بلکه حضور گروهی از نوجوانان هنرجو و بااستعداد روی صحنه است.

    نمایش باغ بی آلبالو

    لیلی رشیدی و مهدی چاکری در گفت‌وگوی اختصاصی با سلام سینما و تئاتر آنلاین درباره‌ اهداف و دغدغه‌های این تجربه، ارتباط آن با شرایط امروز و همچنین ویژگی‌های نسل جوان صحبت کردند. آنچه می‌خوانید چکیده‌ای از این گفت‌وگوست.

    دلیل انتخاب باغ آلبالو نوشته چخوف

    رشیدی: بچه‌هایی که امروز اجرایشان را دیدید، تقریبا دو سال و نیم یا در مورد بعضی حتی سه سال است که در دوره‌های آموزشی که من و محمد عاقبتی با هم داشتیم شرکت می‌کنند. بعد از حدود یک سال و نیم، به بچه‌ها گفتیم نمایشنامه‌های چخوف را بخوانند. نمایشنامه‌های «سه خواهر»، «مرغ دریایی»، «باغ آلبالو»، «ایوانف» و «دایی وانیا» را خواندند. بعد از آشنایی نسبی آن‌ها با نمایشنامه‌ها و صحبت‌هایی که با هم داشتیم، قرار شد به‌عنوان پایان یکی از دوره‌ها، پرده‌های مختلفی از این نمایش‌ها را انتخاب و اجرا کنند. حاصل این کار دو شب اجرا در باغ کتاب، بدون بلیت‌فروشی و برای خانواده‌ها و دوستان‌مان، بود. ولی از همان زمان دوست داشتیم که بچه‌ها حضور در یک اجرای حرفه‌ای روی صحنه را تجربه کنند و افرادی جز خانواده‌های آن‌ها هم کارشان را ببیند. چون فکر می‌کنم همین بودن روی صحنه از هر کلاس درسی بهتر است.

    نمایش باغ بی آلبالو

    این‌جا بود که آقای چاکری به کمک ما آمدند. آن زمان فکر می‌کردیم که شاید بتوانیم خط ربطی بین صحنه‌های این نمایش‌ها پیدا کنیم اما با حرف‌هایی که زدیم به این نتیجه رسیدیم که ابتدا روی نمایش «باغ آلبالو» کار کنیم.

    چرا نوجوانان؟

    نمایش باغ بی آلبالو

    رشیدی: در صحبت‌هایی که با بچه‌ها داشتیم سعی کردیم دغدغه امروز بچه‌های ما را بفهمیم تا آن‌ها را پررنگ کنیم. من، مهدی چاکری و محمد عاقبتی نمی‌خواستیم مسئله خودمان را در این نمایش‌ها بیاوریم بلکه می‌خواستیم مسئله بچه‌ها معلوم شود. وقتی با بچه‌ها حرف زدیم متوجه شدیم که تقریبا مسئله همه آن‌ها رفتن و مهاجرت بود که یا خودشان درگیر این قضیه بودند یا خانواده‌شان یا دوستان‌شان؛ این‌که خانواده‌ها و جمع‌ها دارد روز به روز کوچک‌تر می‌شود مسئله بچه‌ها بود و به همین خاطر خواستیم این موضوع را در نمایشنامه پررنگ کنیم.

    نمایش باغ بی آلبالو

    چاکری: همان‌طور که خانم رشیدی گفتند از سمت ما هیچ توضیحی نبود که چیز خاصی بگویند یا موضوع را جور خاصی مطرح کنند. سعی کردیم دیدگاه‌های خود بچه‌ها خیلی خالصانه و در دنیای نوجوانی‌شان بازتاب داده شود. من، در کنار خانم رشیدی و آقای عاقبتی، فقط کمک‌کننده این بودیم که این بازتاب قوی‌تر و زیباتر باشد.

    ارجاعات باغ بی‌آلبالو به حوادث اخیر اجتماعی

    نمایش باغ بی آلبالو

    چاکری: خاصیت تئاتر به زنده‌بودنش است؛ به این‌که در لحظه بتواند به هر چیزی در جامعه اتفاق می‌افتد واکنش نشان دهد و این واکنش هم باید صادقانه باشد. وقتی این واکنش از سمت بچه‌ها بیاید احتمالا درصد صداقتش بالاتر می‌رود. این نوجوانان هر لحظه در معرض آسیب (آسیب‌های اجتماعی و آسیب‌های روانی) هستند. آن‌ها یک جنگ را پشت سر گذاشته‌اند؛ جنگی که هر چند کوتاه اما بر آن‌ها بسیار مؤثر بود. سعی کردیم این را هم لابه‌لای این متن عجیب و غریب چخوف بگنجانیم. خیلی جالب بود که تمرینات ما با جنگ مواجه شد. تا قبل از آن مسئله جنگ برای ما مطرح نبود اما وقتی بچه‌ها برگشتند و نوعی افسردگی را (که در خودمان هم بود) در بچه‌ها دیدیم، احساس کردیم این مسئله هم علاوه بر مهاجرت، خانواده، وطن‌دوستی، خاک و مواردی از این دست که رگ و ریشه‌هایش در متن چخوف وجود دارد باید برجسته شود. سعی کردیم این کار ضمن این‌که بر مبنای اثر چخوف است، خودش هم باید شخصیت و کاراکتر داشته باشد.

    نمایش باغ بی آلبالو

    رشیدی: این نوجوانان دو، سه سال کنار هم بودند اما اگر اشتباه نکنم در 6 یا 7 ماه اخیر، بیشتر با هم بودن را تجربه کردند. می‌خواهم بگویم صحنه تئاتر به نوجوانان ما این امکان را می‌دهد که خیلی از مسائل زندگی را یاد بگیرند. نمی‌دانم چند تن از این 25-6 نفری که امروز روی صحنه بودند تئاتر را ادامه می‌دهند ولی مطمئنم تأثیری که این اجرای تئاتر و بودن کنار هم روی آن‌ها گذاشته، هر جای دنیا و دنبال هر کاری که بروند با آن‌ها خواهند ماند: این‌که کنار هم و مواظب هم باشند، و روی صحنه به هم کمک کنند تا نفر روبه‌روی آن‌ها دیده شود، همه این‌ها را تئاتر می‌تواند به آدم یاد بدهد. امیدوارم صاحبان فرهنگ و هنر مملکت یا حتی آموزش و پرورش دنبال این باشند که حضور نوجوانان را روی تئاتر افزایش دهند.

    نمایش باغ بی آلبالو

    در مورد تفاوت نسل‌ها

    رشیدی: ما خیلی چیزها از نوجوانان و بچه‌های الآن یاد می‌گیریم. ولی نمی‌خواهم آرمان‌گرا باشم. فراموش نکنیم که برای این نسل، مملکت، دنیا و زندگی خیلی بزرگ‌تر از نوجوانی ما است. اگر من در جوانی‌ام کسی بودم که دلم برای کشورم می‌تپید یا فکر می‌کردم باید این‌جا باشم، دنیای این نسل خیلی بزرگ است و اتفاقا فکر نمی‌کنند حتما باید این‌جا باشند تا به چیزی برسند. رفتن و دل کندن برای آن‌ها خیلی راحت‌تر شده است. شاید به خاطر اینترنت و فضای مجازی است که همه جا به هم نزدیک شده اما این یک واقعیت است. شاید من در جوانی‌ام دلم می‌خواست این‌جا کاری انجام دهم اما بچه‌های الآن فکر می‌کنند این‌جا هم اگر نشد، جای دیگر. وابستگی‌هایی که شاید در نسل من تعریف شده بود، الآن کمرنگ شده و فکر نمی‌کنم این محدود به بچه‌های ایران باشد بلکه جهانی است. جایی جمله‌ای به نمایش اضافه کردیم با این مضمون که: «خدا را شکر داریم می‌رویم. آن موقع‌ها وقتی می‌خواستیم برویم فکر می‌کردیم باغ‌مان را چه کار کنیم ولی الآن دیگر باغی نداریم. با خیال راحت می‌رویم». این، جایی است که مسئولان باید مواظب باشند. چون خیلی راحت داریم جوان‌های‌مان را از دست می‌دهیم.

    نمایش باغ بی آلبالو

    نقش پردیس تئاتر و موسیقی دکُر در اجرای باغ بی‌آلبالو

    رشیدی: باید از پردیس تئاتر و موسیقی دکُر تشکر کنم که به ما این امکان را دادند که این مدت در این مکان کلاس‌هایمان را برگزار و مدت طولانی تمرین کنیم. واقعا قدردان‌شان هستیم. فکر می‌کنم آن‌ها هم اهمیت نوجوانان را فهمیدند. آقای مهرداد احمدزاده اهمیت آن‌ها را متوجه شد و فهمید که باید کنار آن‌ها و بعضی جاها حامی آن‌ها باشیم تا بتوانند خودشان را نشان دهند. فکر می‌کنم هر جایی این امکان را پیدا نمی‌کردیم که بتوانیم کاملا مثل یک اجرای حرفه‌ای با بچه‌ها کار کنیم.

  • نمایش «مغازه خودکشی» برای ششمین بار تمدید شد

    نمایش «مغازه خودکشی» برای ششمین بار تمدید شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، اجراهای نمایش «مغازه خودکشی» به کارگردانی حسین نصیری پس از نزدیک ۱۶۰ اجرا و میزبانی از ۱۷ هزار تماشاگر تا جمعه ۴ مهرماه در سالن یک عمارت نمایشی هما تمدید شد.

    نمایش «مغازه خودکشی» که براساس کتابی به همین نام با ترجمه احسان کرم‌ویسی چاپ شده در نشر چشمه به قلم حمیدرضا رحیم متولی نوشته شده است، از آثار برگزیده بیست‌ونهمین جشنواره تئاتر استان تهران به شمار می‌آید که به تهیه‌کنندگی سیدمحمد میرمحمدی برای ششمین بار پیاپی تمدید شد.

    داوود گراوند، مهتاب کیوان‌جو، آرزو صراف‌رضائی، رضا همتی، یگانه واقفی، الناز شاکری، مژده مختاری، آرزو اکبری، حدیثه صالحی، جواد الله دادی، حمیدرضا اسفندیاریان، عرفان شاهرخی‌پور، فاطمه زهرا باغچیقی و کیان موید بازیگران این نمایش به ترتیب ورود به صحنه هستند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «خانواده تواچ مغازه‌ای منحصر به‌ فرد را مدیریت می‌کنند که برای چند نسل است که به صورت موروثی اداره می‌شود. نام آن «مغازه خودکشی» و به افرادی که قصد خودکشی دارند خدمات ارائه می‌دهد. تا آنکه فرزند متفاوت آنها به دنیا می‌آید و زندگی و کسب و کار آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

  • روال عادی در تئاتر شهر | عباس غفاری پس از ۶ سال

    روال عادی در تئاتر شهر | عباس غفاری پس از ۶ سال

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش«روال عادی»درباره ی انسان امروز است ،انسانی که درون یک حکومت ایدئولوژیک نظام بند،حل شده اما از جایی به بعد این فرد است که برای خود ساختاری فراتر از حکومت را برای خود می‌سازد.

    این شاهکار ژان کلود کریر،انسان چند لایه ی مدرن امروز را در برابر چشمان حیرت زده ی مخاطب به نمایش می گذارد.

    «روال عادی »به کارگردانی عباس غفاری به زودی در سالن قشقایی تئاتر شهر اجرا خواهد شد.

    اسامی بازیگران و دیگر عوامل اجرایی متعاقباً اعلام خواهد شد.

  • نقد نمایش هیپوکامپوس | از «نوسنگی» تا الان رحمتم | عکس

    نقد نمایش هیپوکامپوس | از «نوسنگی» تا الان رحمتم | عکس

    به گزارش تئاتر آنلاین، «هیپوکامپوس» در ژانر کمدی نوشته شده است یا بهتر است همانطور که گروه اعتقاد دارد، بگوییم یک کمدی فلسفی است. در بافت فرهنگی ما با وجود تلاش‌های بسیار موفقی که معدود گروه‌های تئاتری، کمدین‌ها و فیلمسازان ژانر کمدی انجام داده‌اند، همچنان فهم دقیقی از ظرفیت‌های بالای این ژانر وجود ندارد. در بافت کمدی نمایشنامه «هیپوکامپوس» هم خنده‌های تلخ وجود دارد (صحنه بریدن سر گوسفند، یا تلاش‌های رحمت برای دیده و شنیده شدن) هم کمدی‌های موقعیت مبتنی بر فضای التقاطی خواب ( مانند پرش‌های زمانی از مشروطه تا اکنون، یا عدم تقید جغرافیایی؛ پلیس انگلیس در کنار دیگر کاراکترها) هم کمدی موقعیت وجود دارد، هم کمدی کلام، رفتار و … مجموعه این‌ها وقتی در بافت تماتیک اثر گره می‌خورد، یک وضعیت کمیک ایجاد می‌کند که مخاطب را مدام میان خنده، گاهی بغض و اغلب تفکر برآمده از«اکنونیت» اجرا قرار می‌دهد.

    به دیالوگ‌نویسی این متن توجه ویژه‌ای داشته باشید. دیالوگ‌ها در عین حالی که مدام ارجاعات متنی و فرامتنی ایجاد می‌کنند، از دیگر سو موقعیت‌هایی برای صحنه خلق می‌کند و امر تماشا را ممکن می‌سازد. (دارم خواب می‌بینم یه قطره اشک از چشمام می‌افته؛ اشک اول، اشک دوم، اشک سوم. از چشمای من یه سلسله شکل می‌گیره و با این خنجر، یه سلسله به پایان می‌رسه)

    امید طاهری در نمایشنامه «هیپوکامپوس» مانع تورم ایده، بافندگی افسار گسیخته‌ی رویا، و شعارزدگی و پراکنده‌گویی می‌شود. همه چیز در این متن، در جای خود قرار گرفته است. ممکن است ما به مجرد اینکه کلمه خواب و رویا را بشنویم، تصور کنیم می‌توان یک جهان خواب زده‌ی عجیب و غریب و آشنازدایی شده را روی صحنه بیاوریم، اما این بر خلاف بافت تماتیک اثر است. نمایشنامه «هیپوکامپوس» سعی دارد شناسه‌ی زندگی امروز را از بیداری به خواب تغییر دهد. چون همانطور که خود نویسنده گفته و در نمایشنامه می‌بینیم، منطق‌گریزی زندگی امروز، با هوشیاری بشر در تضاد مطلق است.

    کارگردانی

    میثم عبدی پیش از این بارها نمایشنامه‌های امید طاهری را روی صحنه برده است. سالها پیش خاطره‌ی اجراهایی چون «ارتباطات» در تئاتر شهر، «اکتشافات» در مولوی، «ارتفاعات» و «استشمامات» در تئاتر شهر و نیاوران یادآور می‌شود که ترکیب این دو نفر منتج به تولید اثری شده که در تئاتر ما قابل توجه و اثرگذار بوده است.

    این‌بار با وجود اینکه بافت نمایشنامه جدید طاهری نسبت به آثار قبلی تفاوت‌های زیادی دارد، میثم عبدی در کنار مسعود صالحی به عنوان مشاور کارگردان، به خوبی توانسته است ویژگی‌های اجرایی متناسب با متن را ایجاد کند و اجرایی را خلق کند که در اتصال با متن بتواند به یکپارچگی برسد و آنچه بر صحنه می‌بینیم، لغو و الصاق شده نباشد. گرچه ممکن است کارگردان دیگری بتواند این نمایشنامه را در فضای اجرایی کاملا متفاوتی روی صحنه ببرد، اما آنچه در اجرای عبدی شاهدیم، به قدری با متن نسبت درستی پیدا کرده که به نظر می‌رسد بهترین انتخاب باشد.

    رگه‌هایی از سبک و سیاق کارگردانی میثم عبدی را در اجرای «هیپوکامپوس» می‌توان مشاهده کرد. در عین حال او به خوبی توانسته نقاط افتراق متن با آثار قبلی را در اجرای صحنه‌ای هدایت کند و در نتیجه با نمایشی از گروه تئاتر «اشتباهات» روبه‌رو هستیم که چه در متن و چه کارگردانی، گام بلندی به جلو محسوب می‌شود.

    استفاده عبدی از لوپ و تکرار برخی صحنه‌ها و میزان‌ها، برآمده از مولفه‌های خواب و رویاست و همین نکات ظریف در کارگردانی است که نشان می‌دهد هوشمندی ویژه‌ای در میزانسن و هدایت اجرا وجود دارد.

    عبدی از تکلف و جلوه‌پردازی‌های گول‌زننده دوری کرده است. همه چیز به سادگی در نمایش ایجاد می‌شود. او بر قراردادهای نمایشی تکیه دارد و به بازیگرانش فرصت می‌دهد تا هر آنچه روی صحنه لازم است را به واسطه‌ی بازی خلق کند. او خانه را با کمترین نشانه‌ها به تصویر می‌کشد تا ذهنیت تماشاگرش را محدود نکند. وسایل صحنه را حذف می‌کند تا توجه مخاطب را به بدن‌ها و رفتارها جلب کند.

    تغییرات صحنه بر اساس وضعیت‌های موجود در متن از خرده روایتی به خرده روایت دیگر بدون هیچ مکثی اتفاق می‌افتد و همین مساله ریتم کلی نمایش را متناسب و مناسب کرده و لحظه‌ای در اجرا وجود ندارد که بتوان تصور کرد اضافی است یا خسته کننده است. میثم عبدی، به پیروی از نمایشنامه در اجرا نیز میزانسن را جایی میان جدیت و سنگینی محتوا و همچنین فیگوری موقعیت‌ساز برای خلق لحظات کمدی قرار می‌دهد. در نهایت توازن میان امر جدی و امر کمدی و آمد و شد مخاطب میان این دو است که یک کمدی فلسفی را ایجاد کرده است که نه دچار اطوار لوده می‌شود و نه قصدش صرفا خنداندن مخاطب است. بلکه ما را نسبت به وضعیت خودمان به خنده می‌اندازد. خنده‌ای که گاهی تلخ است، گاهی محصول مواجه‌شدن متفاوت با فلاکت‌های جهان معاصر است. جهانی که به گفته اجرا، از مدار خارج شده و تمام منطق‌هایش را از دست داده است.

    بازیگری

    هشتاد و پنج دقیقه حضور صحنه‌ای برای هشت بازیگر و اجرای سه نقش کوتاه برای یک بازیگر دیگر، ایفای نقش در نمایشنامه‌ای که کاراکتر محور نیست و وضعیت محور است؛ غوطه‌ور شدن در فضایی غیر عینی که هم از جانب نویسنده و هم کارگردان، از فانتزی فاصله گرفته و در عین حال که سعی دارد اتمسفر خواب را ایجاد کند، نمی‌خواهد زیست مخاطب امروز را در جهان خواب‌زده آشنایی‌زدایی کند و تلاش دارد تا نشانه‌های روشنی از زندگی روزمره را برای مخاطب ایجاد کند.

    بازیهای یک‌دست در نمایش«هیپوکامپوس» نشان از تمرینی جدی و بلند مدت دارد. آنها به خوبی با لحظات پرکنتراست متن و کارگردانی همراه می‌شوند. در سراسر اجرا میان صحنه‌های مختلف، پاساژی وجود ندارد و این انتقال حس برای بازیگر کار آسانی نیست. بازیگران نمایش«هیپوکامپوس» در لحظه‌های کمدی، اغراق نمی‌کنند، حد و اندازه کمدی‌ها را حفظ می‌کنند و لحظه قطعی کمدی را می‌شناسند. طبیعی است که در هر ترکیب بازیگری، نقش‌هایی وجود دارد که باعث درخشش بیشتر بازیگری خاص می‌شود. در این اجرا ترکیب بازیگران است که بیش از همه به چشم می‌آید. تقریبا تمام بازیگران درست همان چیزی هستند که کاراکترها طلب می‌کنند.

    طراحی صحنه

    بیش از هر مولفه دیگری در صحنه این نمایش، کف‌پوش آیینه‌ای استفاده شده جلب توجه می‌کند. انعکاس‌های روی این کف‌پوش، چه آن بخشی که از زاویه دید تماشاگر پیداست و چه انعکاس‌هایی که روی دیوار و روی سر و صورت و بدن بازیگران ایجاد می‌شود، وهمی به اندازه در صحنه ایجاد می‌کند. سایه‌ها در سراسر اجرا وجود دارند. همچون موجودات مرموزی که ما در خواب‌های‌مان می‌بینیم و نمی‌بینیم!

    قاب‌هایی که گاهی در صحنه‌های مختلف توسط بازیگران استفاده می‌شود، علاوه بر تاکید روی برخی از میزانسن‌‎ها، مانند درهایی هستند که این‌سو و آن‌سوی‌شان یکی است. این مفهوم برآمده از وضعیت متن است. جایی که عده‌ای در خواب گیر کرده‌اند اساسا هزارتوهای خواب و لوپ خواب بیان‌گر همین محتوا هستند. میز بزرگی که گاهی کاراکترها دور آن جمع می‌شوند یا در صحنه‌ای به تخت بیمارستان تبدیل می‌شود، نقطه تجمع کاراکترهاست. هر کجا وحدتی قرار است شکل بگیرد، این میز بزرگ است که محل گفت‌گو می شود، و هر کجا از هم گسیختگی رخ می‌دهد، کاراکترها از دور میز پراکنده می‌شوند.

    طراحی لباس

    به نظرم طراحی لباس این نمایش اگر چیزی غیر از این بود، وجه تماتیک متن را به بیراهه می‌برد. در عین حال که لباس‌ها تفاوت‌های ظریفی با هم دارند، اما یک‌دستی حساب شده‌ای در آنها موج می‌زند. و مهم‌تر از همه اینکه لباس‌ها از جهان عینی به بهانه دنیای خواب فاصله نمی‌گیرند تا برای مخاطب تماشای خودش در این وضعیت، ناممکن نشود.

    رنگ بندی لباس‌ها در محدوده‌ی خاکستری رنگی می‌چرخد و تاکید خاصی روی هیچ کاراکتری وجود ندارد تا وضعیت محوربودن متن و اجرا دچار خلل نشود.

    موسیقی

    یکی از مولفه‌های بسیار اثرگذار و درخشان نمایش «هیپوکامپوسپوس» موسیقی، افکت‌ها و بازی‌های صوتی این نمایش است. صدا در نمایش «هیپوکامپوس» پرسپکتیو دارد. تخت نیست. ما را به یک دالان عمیق می‌کشاند.

    چه موسیقی‌های انتخابی  و چه قطعه‌هایی که توسط «عرفان بیات» ساخته شده است، مبتنی بر فضای خواب است و در عین حال پیرو همان ایده‌ی محوری نمایشنامه و اجراست که مساله نه خود خواب، که تشابه بیداری امروز ما با جهان منطق‌گریز امروز است.

    در نهایت گروه تئاتر«اشتباهات» یکی از نمایش‌های قابل تامل این سال‌های تئاتر ایران را روی صحنه دارد و پیشنهاد می‌شود تماشای این اثر درخشان را از دست ندهید.

    ایران تئاتر – مژده نورالهیان

  • فراخوان جشنواره ملی فیلم و تئاتر «لوتوس» منتشر شد

    فراخوان جشنواره ملی فیلم و تئاتر «لوتوس» منتشر شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، نخستین دوره این رویداد(جایزه پروین اعتصامی) فراخوان خود را منتشر کرد.

    این رویداد هنری به دبیری مازیار رضاخانی در زمستان ۱۴۰۴ در جزیره کیش برگزار خواهد شد.

    جشنواره «لوتوس» نخستین جشنواره ملی با موضوع توانمندسازی زنان است و با هدف قدردانی از هنرمندان زن و نیز مردانی که در آثار خود به مسائل زنان جامعه پرداخته‌اند، طراحی شده است.

    موضوعات این جشنواره شامل نقش زنان در تحکیم بنیان خانواده، تربیت نسل‌ها، کاهش فاصله بین‌نسلی و ایجاد همگرایی اجتماعی، هویت‌سازی با الگوی ایرانی، کاهش آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد و بزهکاری و همچنین استقلال فردی زنان در انتخاب‌های مهم زندگی است.

    این جشنواره در دو بخش سینما و تئاتر برگزار می‌شود. در بخش سینما، آثار در قالب‌های مختلف داستانی، مستند، پویانمایی و تجربی به رقابت می‌پردازند. همچنین بخش تئاتر در نخستین دوره به‌صورت دعوتی برگزار می‌شود.

    از جمله جوایز ویژه جشنواره می‌توان به جایزه بزرگ لوتوس (به ارزش ۲۰۰ میلیون تومان برای حمایت از ساخت اثر بعدی هنرمند)، جایزه «طوبی»، جایزه «ترمه»، جایزه «چشمه»، جایزه «خلیج فارس» و نیز تندیس زرین نقش مردان در حمایت از زنان اشاره کرد.

    علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به سایت رسمی جشنواره به نشانی www.lotusfestival.ir فرم ثبت‌نام را تکمیل و آثار خود را بارگذاری کنند. مهلت ارسال آثار تا ۲۰ آبان ۱۴۰۴ تعیین شده است.

     pdf | 2.72 MB | فراخوان جشنواره ملی فیلم و تئاتر «لوتوس» منتشر شد 1404

  • بازگشت کنت برانا به تئاتر سلطنتی شکسپیر پس از سه دهه

    بازگشت کنت برانا به تئاتر سلطنتی شکسپیر پس از سه دهه

    به گزارش تئاتر آنلاین، او در سال آینده میلادی در دو اثر مهم «طوفان» نوشته ویلیام شکسپیر و «باغ آلبالو» اثر آنتون چخوف ایفای نقش خواهد کرد.

    برانا در نمایش «طوفان» به کارگردانی ریچارد آیر، در نقش «پروسپرو» ظاهر می‌شود. این اجرا از سیزدهم ماه مه تا بیستم ژوئن برگزار خواهد شد. این نخستین بار است که او نقش «پروسپرو» را روی صحنه بازی می‌کند؛ شخصیتی دانشور، خردمند و آشنا به فلسفه و نجوم که بعدها به جادوگری نیرومند بدل می‌شود. ریچارد آیر نیز برای اولین بار این نمایش را روی صحنه می‌برد.

    نمایش دوم، «باغ آلبالو» به کارگردانی تامارا هاروی است که از دهم ژوئیه تا بیست و نهم اوت روی صحنه خواهد بود. در این اثر، برانا نقش «یرمولای لوپاخین» ـ تاجر دهقان‌زاده ـ را بازی می‌کند. در کنار او، هلن هانت، بازیگر برنده جایزه اسکار، در نقش «مادام رانوسکی» حضور خواهد داشت.

    بازگشت کنت برانا به تئاتر سلطنتی شکسپیر، رویدادی مهم برای علاقه‌مندان تئاتر به شمار می‌آید و آغاز دوباره همکاری او با این مجموعه پس از سه دهه را رقم می‌زند.