نویسنده: سردبیر

  • نمایش «رامسس دوم» تمدید شد

    نمایش «رامسس دوم» تمدید شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «رامسس دوم» کاری از رضا گوران، تهیه‌کنندگی محمد قدس و با همراهی فیدیبو، از هفتم مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۲۰ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفته است. این نمایش که تاکنون با 32 اجرا، میزبان بیش‌از 18 هزار مخاطب بوده فروشی بیش‌از 8 میلیارد میلیون تومان داشته است.

    «رامسس دوم» با استقبال و تحسین مخاطبان در روزهای 25، 26 و 27 آبان‌ماه 1404 تمدید شد.

    (به ترتیب حروف الفبا) سعید چنگیزیان، سحر دولتشاهی، علی شادمان و حدیث میرامینی گروه بازیگران نمایش «رامسس دوم» را تشکیل می‌دهند.

    نمایش «رامسس دوم» نوشته سباستین تیری و ترجمه‌ای از شهلا حائری، کمدی‌سیاهی است با فضایی پرتعلیق و طنزآلود که مرز میان واقعیت و توهم را به چالش می‌کشد.

    داستان نمایش درباره زوجی است که با نگرانی و هیجان در انتظار بازگشت دامادشان هستند، اما با ورود او از یک سفر طولانی، همه‌چیز شکل عجیبی به خود می‌گیرد…

    دراماتورژ: فریور خراباتی، انتخاب موسیقی: آرش گوران، مشاور صحنه: سیامک احصائی، مشاور نور: رضا خضرائی، طراح صحنه: رضا گوران، طراح لباس: ندا نصر، طراح گریم: مونا جعفری، طراح نور: پدرام رضوانی، مجری طرح: علی اکباتانی، مدیر اجرا: پگاه خورطلب، دستیار تهیه‌کننده: سحر نزهت، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: الهه پورسند، گروه کارگردانی: بهزاد اسحاقی، محمدرضا زاهدی، دستیار گریم: محمدرضا فروتن، هانیه روحانی، ساخت ماسک و پروک: صادق مشهدی، دستیار لباس: مریم صفوی، احسان خدر، دوخت لباس: زهرا ابوالحسنی، طراح صدا: شایان صفوی، مهندس صدا: عزیز اکبری، شایان صفوی، محمد ‌اصغری ‌اصل، مجری صدا: محمد ‌اصغری ‌اصل، تکنسین میکروفون: پوریا نجفی، مدیر صحنه: سعید رنجبر، ناصر آرین، دستیار صحنه: آرمان خسروی، پگاه رسائی، یاسمن کاربخش، پیام شیخ نواز جاهد، پگاه زارع، ساخت دکور: محمد حسین نفری آزاد، دستیار ساخت دکور: مهدی نفری آزاد، کیارش حاجی زاده، امور مالی: مهسا قدوسی، دستیار نور: نازنین غلام‌زاده، تکنسین تصویر: امیر خوارزمی، طراح گرافیک و تبلیغات: میثم میرزایی، مدیر تبلیغات: رعنا نوری، عکاس: حسین حاجی بابایی، عکاس تبلیغات: کیارش مسیبی، روابط عمومی و مشاور رسانه‌ای: علی کیهانی دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

    عکس خبر: حسین حاجی‌بابایی

  • نگاهی به نمایش «مبانی تاریکی» به کارگردانی میلاد شجره

    نگاهی به نمایش «مبانی تاریکی» به کارگردانی میلاد شجره

    این تصور اولیه خیلی زود دگرگون می‌شود. مهام میقانی، به‌عنوان نویسنده، با هوشمندی مسیر روایت را تغییر می‌دهد و روشن می‌کند که موضوعِ اثر، چیزی فراتر از «تئاتر درباره تئاتر» است. در فضای تئاتر، «نمایش در نمایش» به الگویی پرکاربرد و تا حدی خسته‌کننده بدل شده است. کارگردانان بارها تلاش کرده‌اند با این قالب، پشت‌صحنه‌ی تمرین‌ها، مشکلات مالی یا کشمکش‌های درونی گروه‌های نمایشی را بازگو کنند. اگرچه در آغاز این مسیر می‌توانست جذاب باشد و حتی نوعی خودآگاهی جمعی را برای جامعه‌ی تئاتری ایجاد کند، اما به‌مرور به کلیشه‌ای تکراری و پیش‌بینی‌پذیر تبدیل شد. بسیاری از تماشاگران در مواجهه با چنین آثاری با خود می‌گفتند: «باز هم همان روایت همیشگی از یک گروه خسته و گرفتار مشکل!«

    در همین نقطه است که میقانی با انتخابی جسورانه، راهی متفاوت می‌گشاید. او به‌جای تکرار مسیر فرسوده‌ی بازنمایی مشکلات صنفی، داستانی پلیسی طراحی می‌کند که در محوریت آن سرقتی مرموز قرار دارد. این تغییر مسیر، نه‌تنها نمایش را از تله‌ی کلیشه رها می‌کند، بلکه آن را در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار می‌دهد؛ موقعیتی که در آن، مخاطب به‌جای تماشای بازتاب مستقیم مسائل تئاتری، وارد جهان داستانی‌ای می‌شود که از همان ابتدا با عنصر تعلیق و کنجکاوی درگیرش می‌کند.

    اهمیت این تصمیم دقیقاً در همین جاست: «مبانی تاریکی» به تئاتر پشت نمی‌کند، اما در آن غرق هم نمی‌شود. متن، با بهره‌گیری از فضای یک گروه نمایشی، بستری برای ورود به یک روایت جنایی می‌سازد. بدین‌ترتیب، تماشاگر با لایه‌ای تازه از تجربه مواجه می‌شود؛ تجربه‌ای که هم نشانه‌های آشنا از جهان تئاتر دارد و هم با گشودن دری به سوی ژانر پلیسی، او را در موقعیتی پیش‌بینی‌ناپذیر قرار می‌دهد. همین غافلگیری اولیه است که انرژی و جذابیت لازم برای پیگیری داستان را تا انتهای نمایش تأمین می‌کند.
    یکی از بزرگ‌ترین خطراتی که همواره روایت‌های چندلایه را تهدید می‌کند، فروغلتیدن به دام ابهام‌های تصنعی است؛ جایی که پیچیدگی نه از دل ضرورت‌های دراماتیک، بلکه به‌عنوان یک آرایه‌ی بیرونی و به قصد ایجاد ظاهری «روشنفکرانه» یا «پیچیده» به متن تحمیل می‌شود. چنین رویکردی در بسیاری از آثار تئاتری سال‌های اخیر دیده شده است؛ آثاری که به جای گشودن چشم‌اندازهای تازه، مخاطب را سردرگم و دلزده کرده‌اند. در این موارد، پیچیدگی به جای آن‌که عمق بیافریند، همچون سدی میان اثر و تماشاگر عمل می‌کند و او را از تجربه‌ی ناب تئاتری بازمی‌دارد.

    نمایش«مبانی تاریکی»‌ با هوشمندی از این دام گریخته است. میقانی در مقام نویسنده و شجره به‌عنوان کارگردان، توانسته‌اند زبانی مشترک بیابند؛ زبانی که بر پایه‌ی شفافیت استوار است و در عین حال اجازه می‌دهد لایه‌های پنهان متن همچنان قابل کشف و تحلیل باقی بماند. این هماهنگی، حاصل تنها یک همکاری ساده نیست، بلکه نشانه‌ی رابطه‌ای خلاقانه و رفاقتی هنری است که به دو ذهن امکان داده تا در مسیری مشترک حرکت کنند.

    نتیجه‌ی این هم‌افزایی، خلق روایتی است که در ظاهر ساده و روان پیش می‌رود، اما در عمق خود حامل پرسش‌ها و تعارض‌های پیچیده است. تماشاگر می‌تواند بدون آن‌که انرژی زیادی صرف گشودن رمز و رازهای مصنوعی کند، به راحتی با خط اصلی داستان همراه شود. هم‌زمان، در زیر این روایت روشن، لایه‌هایی روان‌شناختی و جامعه‌شناختی نهفته است که ذهن جستجوگر مخاطب را به تأمل بیشتر وامی‌دارد. این همان نقطه‌ای است که اثر از سطح یک داستان جنایی ساده فراتر می‌رود و به تجربه‌ای اندیشمندانه بدل می‌شود.

    چنین کیفیتی کم‌نظیر است، چرا که هم نیاز مخاطب عام برای درگیر شدن با یک روایت پرکشش را تأمین می‌کند و هم عطش منتقد و مخاطب جدی‌تر را برای کشف ابعاد پنهان اثر برمی‌انگیزد. درواقع، این نمایش نشان می‌دهد که پیچیدگی الزاماً با دشواری و ابهام گره نخورده است؛ می‌توان در عین چندلایگی، شفاف و روان باقی ماند. همین امر، «مبانی تاریکی» را در موقعیتی ویژه میان آثار معاصر قرار می‌دهد و نشانه‌ی روشن پیوندی موفق میان متن و اجراست.

    «مبانی تاریکی» در سطح نخست، با ساختار یک نمایش جنایی پیش می‌رود؛ سرقت، تعلیق و کشف رازهایی که آرام‌آرام لایه‌های پنهان شخصیت‌ها را آشکار می‌سازند. اما اثر به همین سطح بسنده نمی‌کند. شخصیت اصلی، به‌ظاهر قهرمانی است که در برابر بی‌عدالتی‌ها ایستاده و تصمیم گرفته است حقوق پایمال‌شده‌ی خود را بازپس گیرد. او در این مسیر، خود را در مقام رابین‌هودی مدرن می‌بیند که قانون را دور می‌زند تا عدالت را برقرار کند. این سطح اجتماعی و اخلاقی روایت، مخاطب را درگیر می‌کند و حتی می‌تواند همدلی او را برانگیزد.

    با این حال، میقانی هوشمندانه اجازه نمی‌دهد شخصیت در قامت یک قهرمان تمام‌عیار تثبیت شود. لایه‌ی زیرین روایت به‌تدریج روشن می‌کند که او بیش از آنکه دغدغه‌ی عدالت داشته باشد، درگیر یک عطش روان‌شناختی عمیق است: میل به برتری و اثبات توانایی‌ها. او می‌خواهد نشان دهد که از دیگران باهوش‌تر، جسورتر و بی‌نقص‌تر است. سرقت، برایش صرفاً راهی برای احقاق حق نیست؛ صحنه‌ای است برای نمایش مهارت‌ها، همان‌گونه که یک نویسنده یا هنرمند می‌کوشد شاهکاری بی‌عیب خلق کند. اینجاست که متن وارد قلمروی روان‌شناسی شخصیت می‌شود.

    این تقابل ــ میان نیاز اجتماعی به عدالت و نیاز فردی به اثبات خویشتن ــ نقطه‌ی کانونی نمایش را شکل می‌دهد. تماشاگر در طول روایت مدام میان همدلی و تردید معلق می‌ماند: آیا با قهرمانی اخلاقی روبه‌رو است یا با فردی که اسیر عقده‌ی برتری‌جویی است؟ این ابهام پربار، «مبانی تاریکی» را از یک داستان سرگرم‌کننده به اثری فلسفی و روان‌شناختی ارتقا می‌دهد. در نهایت، پرسشی بنیادی پیش روی مخاطب قرار می‌گیرد: مرز میان عدالت‌خواهی و خودخواهی کجاست؟ و آیا هنرمند، در مقام خالق، همیشه در خطر گرفتار شدن به همین میل پنهان به برتری نیست؟

    میلاد شجره در مقام کارگردان، با انتخاب شیوه‌ای هایپررئالیستی، جسورانه‌ترین و در عین حال پرریسک‌ترین تصمیم ممکن را گرفته است. او به‌جای اتکا به دکورهای پرجزئیات یا جلوه‌های بصری پیچیده، همه‌چیز را به سطحی از سادگی رسانده که در نگاه نخست می‌تواند «کم‌خرج» یا «بی‌آرایه» جلوه کند؛ اما این سادگی، در واقع محصول یک طراحی هوشمندانه و پرجزئیات است. تماشاگر از همان لحظه‌ی اول با فضایی روبه‌رو می‌شود که مرز میان تئاتر و زندگی را محو می‌کند: بازیگرها خود را با نام واقعی‌شان معرفی می‌کنند، صحنه تهی از هر نشانه‌ی نمایشی متداول است، و حتی نورپردازی نیز به‌گونه‌ای تنظیم شده که بیش از آنکه «تئاتری» باشد، یادآور روشنایی‌های عادی روزمره است.

    این رویکرد در ظاهر ممکن است «بازی با واقعیت» تلقی شود، اما در عمل، طراحی پیچیده‌ای پشت آن نهفته است. هایپررئالیسمِ شجره به معنای بازتولید زندگی روزمره در سطحی خام و بی‌واسطه نیست؛ بلکه نوعی بازآفرینی دقیق از جزئیات زندگی است که به‌گونه‌ای اغراق‌آمیز به نمایش درمی‌آید تا خودِ واقعیت زیر سؤال برود. حتی تپق‌ها، مکث‌های طولانی، نگاه‌های پراکنده‌ی بازیگران یا لحظاتی که به نظر می‌رسد متن از دستشان در رفته، همه بخشی از برنامه‌ای حساب‌شده‌اند که هدفش القای «توهم حقیقت» است. این لحظات نه نشانه‌ی ضعف، که جلوه‌ای از مهارت اجرایی‌اند؛ چرا که درست همان‌جا تماشاگر بیش از همیشه احساس می‌کند با یک رویداد زنده و ناب مواجه است.

    اوج این رویکرد را می‌توان در بازی سعید چنگیزیان مشاهده کرد. او موفق شده است چنان ظریف مرز میان نقش و واقعیت شخصی‌اش را در هم بشکند که تماشاگر مدام در تردید باقی می‌ماند: آیا این واکنش، از دل یک شخصیت نوشته‌شده بیرون آمده یا از خودِ چنگیزیان؟ همین پرسش بی‌پاسخ است که کیفیتی تکان‌دهنده به بازی او می‌بخشد و به جهان هایپررئالیستی اثر عمق بیشتری می‌دهد.

    میلاد شجره، در مقام کارگردان و هم‌زمان بازیگر، نیز توانسته این مرز لرزان میان زندگی و بازی را نگه دارد. فریال سنگری و دلسا کریم‌زاده نیز با درک درست از زبان اجرایی اثر، اجراهایی مینی‌مالیستی و کنترل‌شده ارائه داده‌اند که در عین بی‌پیرایگی، از شدت و عمق عاطفی قابل‌توجهی برخوردارند. این سه بازیگر، همراه با چنگیزیان، موفق شده‌اند به مخاطب القا کنند که چیزی فراتر از یک «نمایش» در حال رخ دادن است؛ گویی صحنه تبدیل به پنجره‌ای به زندگی واقعی شده است.

    در مجموع، رویکرد هایپررئالیستی «مبانی تاریکی» نه یک انتخاب تزئینی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از منطق اثر است: جهانی که در آن جنایت، عدالت و عقده‌های روانی در بستری چنان واقعی به تصویر کشیده می‌شوند که تماشاگر احساس می‌کند خود نیز بخشی از ماجراست..

    نمایش «مبانی تاریکی» با مونولوگی بالنسبه طولانی به پایان می‌رسد؛ مونولوگی که نه تنها به‌مثابه جمع‌بندی روایت عمل می‌کند، بلکه می‌توان آن را مانیفست اندیشه‌ی نویسنده نیز تلقی کرد. در این بخش، زبان اثر به سمت بیانی آشکارا فلسفی و تأملی حرکت می‌کند؛ جایی که شخصیت از دل تجربه‌های شخصی و دراماتیکش، پرسش‌های کلانی درباره‌ی عدالت، قدرت، محرومیت و میل انسان به برتری‌جویی را مطرح می‌سازد. این متن از نظر اندیشه و ساختار زبانی، غنی و پرمغز است و نشان می‌دهد که نویسنده نمی‌خواسته نمایش صرفاً در سطح یک روایت جنایی یا روان‌شناختی متوقف بماند، بلکه هدفش رساندن پیام نهایی به‌صورت شفاف بوده است.

    با این همه، جایگاه این مونولوگ محل بحث است. روایت در طول دو ساعت، با ریتمی پرکشش و ساختاری چندلایه، توانسته بود مخاطب را درگیر کند و او را وادار به مشارکت در کشف معنا نماید. درست در چنین شرایطی، ورود به یک بخش طولانی و خطابی می‌تواند انسجام و تعادل دراماتیک اثر را بر هم بزند. تماشاگر که تا پیش از آن با نشانه‌ها، کنش‌ها و سکوت‌ها معنا را ساخته بود، ناگهان با لحن «بیان مستقیم» مواجه می‌شود؛ لحنی که به‌نوعی او را از فرآیند کشف فعالانه بیرون می‌کشد و به موضع شنونده‌ی منفعل می‌نشاند. این تغییر موقعیت می‌تواند برای بخشی از مخاطبان، تجربه‌ای خسته‌کننده یا حتی زائد جلوه کند.

    بااین‌حال، نمی‌توان انکار کرد که همین مونولوگ برای گروه دیگری از تماشاگران می‌تواند نقش کلیدی ایفا کند. کسانی که از پیچیدگی و لایه‌مندی روایت اصلی سرخورده یا سرگردان شده‌اند، در این نقطه با نوعی «کلید تفسیری» مواجه می‌شوند که امکان درک یکپارچه‌ی اثر را فراهم می‌سازد. از این منظر، مونولوگ پایانی همچون پلی است میان جهان نمایشی و اندیشه‌ی مؤلف؛ پلی که اگرچه ممکن است از نظر دراماتیک سنگین یا طولانی باشد، اما برای برخی تماشاگران، لحظه‌ی روشنایی و مکاشفه محسوب می‌شود.

    در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا یک اثر نمایشی باید اجازه دهد مخاطب در ابهام و چندمعنایی باقی بماند یا موظف است راهی برای تأویل نهایی در اختیار او بگذارد؟ «مبانی تاریکی» با انتخاب مونولوگ پایانی، بیشتر به سمت امکان دوم حرکت کرده است. تصمیمی که هرچند انسجام ساختاری را تا حدی مخدوش می‌سازد، اما سویه‌ی بیانی و فلسفی اثر را تقویت می‌کند و به آن لایه‌ای آشکارتر از تعهد فکری می‌بخشد.

    «مبانی تاریکی» نه گرفتار شعارزدگی است و نه در دام پیچیدگی‌های تصنعی می‌افتد. این نمایش نمونه‌ای شاخص از تئاتر اندیشه‌محور امروز ایران است که توانسته مرز میان سرگرمی و تفکر را جابه‌جا کند. اثری که هم برای مخاطب عام قابل‌درک و جذاب است و هم منتقدان جدی را به چالش می‌کشد. در شرایطی که بخش بزرگی از تولیدات نمایشی ایران یا درگیر تجاری‌سازی‌اند یا به تکرار الگوهای نخ‌نما روی آورده‌اند، چنین نمایشی می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده از جریان‌های تازه و جدی در تئاتر ایران باشد.

    «مبانی تاریکی« با متنی دقیق و اجرایی حساب‌شده، موفق می‌شود تجربه‌ای پیچیده اما شفاف بیافریند. جهان پلیسی و پرتعلیق آن، در ترکیب با لایه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، اثری چندوجهی ساخته است. کارگردانی شجره با تکیه بر هایپررئالیسم، بازی‌هایی زنده و ملموس را رقم زده و طراحی صحنه و نور نیز به عمق معنایی نمایش افزوده‌اند. به همین دلیل، این اثر را باید یکی از مهم‌ترین اجراهای سال و نمونه‌ای موفق از تئاتر امروز ایران دانست؛ نمایشی که تعادل میان اندیشه و اجرا را برقرار کرده و هم ذهن را به چالش می‌کشد و هم دل را درگیر می‌سازد.

  • آثار راه یافته به بخش خیابانی جشنواره تئاتر استان تهران معرفی شدند

    آثار راه یافته به بخش خیابانی جشنواره تئاتر استان تهران معرفی شدند

    در استان تهران, آثار راه یافته به بخش خیابانی سی امین جشنواره تئاتر استان تهران معرفی شدند.

    هیئت انتخاب بخش نمایش‌های خیابانی متشکل از داریوش نصیری، امیر زارع زاده، حسین تاجیک، پس از بررسی ۳۰ اثر نمایشی در این بخش که از شهرستان‌های استان تهران حضور پیدا کرده بودند، 9 نمایش خیابانی را در بخش مسابقه و 4 نمایش را در بخش میهمان انتخاب و معرفی کردند.

    لازم به ذکر است نمایش های خیابانی بخش مسابقه از ۲۰ الی ۲۲ آبان در شهرستان اسلامشهر و بخش میهمان نیز در محوطه مجموعه تئاتر محراب برگزار خواهد شد.

    اسامی نمایش های منتخب بخش مسابقه

    «پوشالی‌ها» به کارگردانی حسین کاظمی(ورامین)

    «فرکانس» به کارگردانی علیرضا رجبی(شهرقدس)

    «ضیافت» به کارگردانی ایمان امیراحمدی(قرچک).

    «دست به یک» به کارگردانی محمد قدیمی(شهریار)

    «بخت بیدار»کارگردانی فروزان حسینی(شهرری)

    «گره» به کارگردانی رضا کاشی‌لو(شهریار)

    «باران و موشک» به کارگردانی هانیه شریفی(اسلامشهر)

    «اسپاگتی با طعم رشته» به کارگردانی هومن حسینی(ملارد)

    «بازگشت به آینده» به کارگردانی علیرضا تاجیک(قرچک)

    اسامی نمایش‌های بخش میهمان

    «تانگوی در جزیره تمساح‌ها» به کارگردانی علی اصغر نجات(پردیس)

    «انتری که لوطی‌اش مرده بود» به کارگردانی سید امین موسوی زاده(پردیس)

    «دنیای سلیکونی» به کارگردانی فرزانه دلیر(پاکدشت)

    «ایراندخت» به کارگردانی آدینه رحیم‌نژاد(ورامین)

    سی‌امین جشنواره تئاتر استان تهران ۲۰ تا ۲۸ آبان برگزار می‌شود.

  • پوستر نمایش «پس از مگریت» رونمایی شد

    پوستر نمایش «پس از مگریت» رونمایی شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، در آستانه آغاز اجراهای نمایش «پس از مگریت» به کارگردانیسهیل رفیعی از پوستر این نمایش رونمایی شد.

    سهیل رفیعی، پگاه مرادی، مریم خدمتی، رضا نیکنام و گودرز هاجری بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.
    در خلاصه داستان این اثر می‌خوانیم: «خانواده هریس به همراه مادر مشغول بحث درباره صحنه‌ای هستند که وقتی در حال برگشت از گالری بوده با آن روبرو شده‌اند؛ بازرس و پاسبان وارد می‌شوند و جرمی را درباره آن ماجرا به آنها نسبت می‌دهند.»

    نمایش «پس از مگریت» به نویسندگی تام استوپارد با ترجمه هوشنگ حسامی از امشب، هجدهم آبان ساعت 21 در تماشاخانه طهران میزبان تماشاگران خواهد بود.

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به طراح دکور: مریم خدمتی، طراح نور: سهیل رفیعی، طراح گریم: عاطفه رضایی، طراح لباس: گروهی، طراح صدا و آهنگساز: عماد اسماعيلي، دستیار اول کارگردان: ملینا پولادوندی، برنامه‌ریز و دستیار: هیما جاوید، عکاس و فیلمبردار: سهیلا سرمدی، مدیر صحنه و مجری دکور: علیرضا رضوانی، منشی صحنه: ساجده احمدی، سرپرست گریم: مجید آریان‌پور، مجری گریم: محبوبه طحانی، مدیر رسانه: نگار امیری، طراح پوستر و گرافیک: مریم خدمتی و دستیاران گریم: مهسا نادری، زهرا فلاح و سما محمدی اشاره کرد.

    علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال یا گیشه تماشاخانه مراجعه کنند.

  • نمایش «سیرک» راهی خانه نمایش دا شد

    نمایش «سیرک» راهی خانه نمایش دا شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «سیرک» به نویسندگی و کارگردانی سپنتا پزشکی با تهیه‌کنندگی یوسف حقی از هجدهم تا سی‌ام آبان ساعت 19 در خانه نمایش دا روی صحنه می‌رود.

    فرانک یوسفی، کیمیا نصیری، علی سیبی، الناز زاهدی، شیدا قربانی‌خواه مینا هادی‌زاده، محمدرضا خسروی، آترینا زرکانی، کیانرخ نعمت گرگانی و مهدی رفائی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان این اثر می‌خوانیم: «هانری یکی از بهترین دلقک‌هایی است که تازگی به سیرک آمده ولی رئیس سیرک با وجود اینکه آمار فروش از وقتی که او آمده تغییر کرده است می‌خواهد که او را از سیرک بیرون بیندازد و هانری به طور ناگهانی توسط یک جعبه متوجه دلیل آن می‌شود…» .

    از دیگر عوامل این نمایش عبارتند از دستیاران کارگردان: پرنیا شاکر، بیتا صابری و نوید بهنیایی، طراح حرکت: بیتا صابری، طراح لباس و گریم: نوشین پزشکی و ریحانه شیری، دستیار لباس: فاطمه صفری نفعی، طراح نور: ایمان اسماعیلی، دستیار نور: علیرضا اسدی، مجری نور: محمدحسین باکوئی، طراح صحنه: سپنتا پزشک، دستیار صحنه: نوید بهنیایی، مدیر روابط عمومی و رسانه: نگار امیری، طراح پوستر: محمد جواد مهدویان و طراح موشن و تیزر: محمدرضا خسروی.

    علاقه‌مندان برای تهیه بلیت نمایش «سیرک» می‌توانند به سایت تیوال یا گیشه خانه نمایش دا مراجعه کنند.

  • گفت‌وگو با ایوب آقاخانی بازیگر نمایش کازابلانکا

    گفت‌وگو با ایوب آقاخانی بازیگر نمایش کازابلانکا

    به گزارش تئاتر آنلاین، این روزها تئاتر ایران بیش از همیشه درگیر چالش بقاست؛ هنری که باید میان هزینه‌های سنگین، کمبود حمایت و رقابت برای دیده شدن، راهی برای ادامه زندگی پیدا کند. با این حال، هنوز هستند کسانی که تئاتر را نه یک شغل یا سرگرمی، که سنگری فرهنگی می‌دانند. «ایوب آقاخانی»، نویسنده، کارگردان و بازیگر باتجربه، از همین نسل است؛ هنرمندی که بیش از سه دهه روی صحنه مانده و دغدغه اصلی‌اش همچنان حفظ شأن فرهنگی تئاتر است، نه دنبال کردن هیاهوی شهرت یا سود.

    او در گفت‌وگوی اخیر خود از تجربه حضور در نمایش «کازابلانکا» می‌گوید؛ اجرایی متفاوت که به گفته خودش، تلاش دارد سینما را به صحنه تئاتر بیاورد. آقاخانی در کنار روایت این تجربه، نقدی جدی هم به وضعیت تئاتر خصوصی امروز دارد، تئاتری که به باور او از مسیر فرهنگی خود فاصله گرفته و بیش از آنکه ادامه‌دهنده سنت هنری گذشته باشد، به بازاری بی‌قاعده و پر سروصدا تبدیل شده است.

    تجربه‌ای نو در تئاتر ایران

    آقاخانی درباره نمایش «کازابلانکا» توضیح می‌دهد که این اثر رویکردی متفاوت در تئاتر ایران دارد: «ما تلاش کردیم یک فیلم سینمایی را روی صحنه بیاوریم.» او اضافه می‌کند که فیلم «کازابلانکا» اثر ویکتور فلیمینگ، از آثار مهم تاریخ سینماست و در دهه ۴۰ میلادی اهمیت ویژه‌ای داشته است. گروه نمایش تصمیم گرفت با تنظیم متن و بهره‌گیری از امکانات صحنه، این فیلم را برای اجرا آماده کند.

    این بازیگر می‌گوید در ابتدا تولید نمایش به او پیشنهاد همکاری داده شده بود، اما به دلایل مختلف نتوانست با دوستان همراه شود: «خوشبختانه یا متاسفانه، تولید در آن زمان پیش نرفت و دوباره در دو ماه گذشته پروژه فعال شد و به تیم دعوت شدم.»

    او نقش ویکتور لازلو را بازی می‌کند؛ یکی از نقش‌های مثلث عشقی داستان. لازلو رهبر یک جنبش آزادی‌خواه در دوران جنگ جهانی دوم است و داستان نشان می‌دهد چگونه از آمریکا به کازابلانکا می‌رسد و از آنجا فرار می‌کند. آقاخانی درباره انتخاب نقش می‌گوید: «به دلیل علاقه‌ای که به فیلم داشتم و اینکه نقش مناسبی برای من بود، با کمی ملاحظات چه از نظر ترکیب نقش با سایر بازیگران و چه از نظر زمان در اختیار داشتن، تصمیم گرفتم نقش ویکتور لازلو را بازی کنم.»

    درباره تجربه کم‌سابقه تبدیل فیلم به نمایش در ایران توضیح می‌دهد که ساختن تئاتر بر اساس یک فیلم موفق، تا پیش از این تجربه چندانی نداشته است. به گفته آقاخانی، این سنت برادوی در ایران کمتر اجرا شده و اگر هم شده، بیشتر مربوط به تبدیل انیمیشن‌ها به صحنه بوده که تنها دو تا سه مورد داشته است: «با مرور اتفاقات می‌توانم بگویم که تنها سه الی چهار بار چنین رویکردی در ایران اتفاق افتاده و هیچ سابقه‌ای وجود نداشت که یک فیلم سینمایی به معنای متعارفش روی صحنه آورده شود.»

    ساخت کازابلانکا بدون توجیه اقتصادی

    آقاخانی درباره تولید نمایش «کازابلانکا» می‌گوید این کار فراتر از توان و ظرفیت اقتصادی معمول تئاتر کشور ساخته شده و همه اعضای تیم با یک سری گذشت‌ها و انعطاف‌ها کنار هم قرار گرفتند تا این نمایش روی صحنه بیاید، چرا که از نظر اقتصادی چنین کاری توجیه نداشت: «حتی وقتی بهترین حالت را در نظر می‌گیریم، یعنی از اولین روز با حداکثر ظرفیت سالن مخاطب داریم و فروش کار بسیار قابل قبول است، اگر یک محاسبه یک ماهه انجام بدهیم و هزینه‌هایی که چنین کاری می‌طلبد را مقایسه کنیم، باز هم توجیه اقتصادی ندارد.»

    با این حال، تیمی نزدیک به ۴۰ نفر در کنار هم قرار گرفتند تا نمایش شکل بگیرد. هر کدام از اعضا تا حد توان خود از چیزهایی که در شرایط معمول باید مطالبه می‌کردند، صرف‌نظر کردند تا کار تولید شود. آقاخانی درباره تفاوت نمایش با نسخه سینمایی می‌گوید که این تفاوت‌ها عمدتا در زمینه کرئوگرافی و طراحی حرکت است: «برای این کار، یک سری لحظه‌ها و جزئیاتی اضافه شده که در فیلم نبود و نباید هم می‌بود و به ضرورت تئاتر و جلوه‌گری روی صحنه، این کارها انجام شده است.»

    با وجود این که مشخص نیست تجربه مشابهی در آینده قابل تکرار باشد، آقاخانی اعتقاد دارد این کار قابل دفاع است و خوشحال است که در آن سهم دارد. همچنین می‌گوید بازخوردها نشان می‌دهد مخاطبان از نقش و ایفای او در نقش ویکتور لازلو رضایت دارند و همین رضایت، خستگی تیم را از بین می‌برد.

    روند فعلی تئاتر خصوصی، زایندگی ندارد

    آقاخانی درباره وضعیت تئاتر خصوصی در ایران می‌گوید که مسیر امروز آن بیشتر شبیه بازار آزاد نمایش شده و نه ادامه مسیر استقلال از دولت که در آغاز هدف تئاتر خصوصی بود. او تاکید می‌کند که این روند را نمی‌توان بلوغ حرفه‌ای دانست و آن را انحراف از تئاتر حرفه‌ای می‌داند: «این نظر مسبوق به سابقه مصاحبه‌های من با رسانه‌های مختلف است؛ من هرگز نظر خودم را تغییر نداده‌ام.» او معتقد است که چنین کاری سیستم‌مند نیست، زایندگی و فزایندگی ندارد و به عبارت خودش «یاوه» است. منظور او از «یاوه» این است که تئاتر خصوصی باید در چرخه مواجهه با فرمت‌های اقتصادی جامعه توجیه خود را پیدا کند.

    به گفته این بازیگر، تئاتر در شرایط فعلی هیچ توجیه اقتصادی ندارد و حتی در بهترین حالت هزینه‌های تولید بازمی‌گردد. همچنین اشاره می‌کند که وقتی دولت دست خود را از حمایت تولید تئاتر برمی‌دارد، سرنوشت آثار خصوصی به این شکل در خواهد آمد.

    او اضافه می‌کند که حتی خوش‌اقبال‌ترین آثار روی صحنه هم، از حدود ۱۴۰ نمایش شبانه، شاید تنها به تعداد انگشتان یک دست موفق باشند: « تئاتر خصوصی ذاتا چیز بدی نیست و می‌تواند نشانه بلوغ باشد، اما مسئله اصلی پاسخ دادن به سه سوال مهم است کجا، کی و چگونه؟»

    آب ریختن در آسیاب شارلاتانیزم تئاتر

    آقاخانی درباره وضعیت تئاتر خصوصی در ایران معتقد است که در شرایط فعلی، بیشتر کسانی از این فضا بهره می‌برند که دغدغه فرهنگی ندارند و تنها به سود اقتصادی می‌اندیشند: «تئاتر خصوصی تنها برای شارلاتان‌ها برد دارد؛ یعنی کسانی که بدون دغدغه فرهنگی کار می‌کنند.» او اضافه می‌کند که هدف تئاتر هرگز دوری از دغدغه‌های فرهنگی نبوده و زیرساخت‌های آن باید فرهنگی باشد.

    او باور دارد در شرایط فعلی برنده اصلی کسانی هستند که سالن‌ها را به گروه‌ها اجاره می‌دهند و هیچ کاری با اخلاق و هزینه‌های تولید ندارند؛ این افراد معمولا حتی اجاره 30 شب اجرای نمایش را بدون تخفیف همان روز اول دریافت می‌کنند. این بازیگر توضیح می‌دهد که برنده واقعی کسی است که یک چهارپایه بردارد، روی صحنه برود، با خلاقیت و مدیریت دقیق، هزینه‌های بازیگر، دکور و عوامل تولید را منطقی مدیریت کند و مخاطب را راضی نگه دارد.

    با این حال، آقاخانی تاکید می‌کند که اغلب در مواجهه با مخاطب و در شتاب تبلیغات یا موج‌سواری‌های سیاسی، نتیجه به نفع کسانی است که کمترین دغدغه فرهنگی را دارند:«این جریان در کشور شکل گرفته اما به دلیل نبود زیرساخت و الگوسازی، تنها به «آب ریختن در آسیاب شارلاتانیزم تئاتر» منجر شده و چیزی نیست که بشود بابت آن خوشحال بود.»

    دهه ۷۰، تئاتر بازوی فرهنگی کشور بود

    آقاخانی درباره نقش دولت و شرایط تئاتر در ایران می‌گوید که اگر نگاه کلان و آگاهانه‌تری به تئاتر وجود داشت، هرگز حمایت دولتی تا این حد کاهش نمی‌یافت: «دولت ما -نه به معنای رئیس‌جمهور فعلی، بلکه به معنای کلان- اگر منطقی‌تر عمل می‌کرد و نگاه مهرورزانه‌تر و آگاهانه‌تری به تئاتر داشت، هرگز تا این حد از حمایت خود عقب نمی‌کشید.» او اشاره می‌کند که در دهه ۷۰، تئاتر می‌توانست ابزار فرهنگی کشور باشد، اما امروز این امکان وجود ندارد.

    به گفته این بازیگر دهه ۷۰ تنها دورانی بود که تئاتر به معنای واقعی کلمه نقش بازوی فرهنگی کشور را ایفا می‌کرد. تئاتر در آن زمان می‌توانست شرایط اجتماعی را نقد کند، توضیح دهد و همزمان سرگرمی سالم فرهنگی فراهم کند. اما از اواخر دهه ۸۰، مسیر تئاتر تغییر کرد و امروز در مسیرهای عجیبی قرار دارد که بازگرداندن آن دشوار است. آقاخانی وضعیت امروز را چنین توصیف می‌کند: «هر کسی با هر میزان پول و به هر دلیلی می‌تواند روی صحنه بیاید و هیچ فیلتر مشخصی برای حضور حرفه‌ای وجود ندارد.» او این رویکرد را در مقابل دهه ۷۰ قرار می‌دهد، زمانی که ده‌ها فیلتر برای حضور روی صحنه وجود داشت و عبور از آنها، هنرمند را به شخصیتی تبدیل می‌کرد که خود به خود سرباز جبهه فرهنگی محسوب می‌شد.

    این بازیگر با یادآوری تجربه شخصی خود در دهه ۷۰ می‌گوید که دغدغه اصلی‌اش در تولید تئاتر، ارائه جدیدترین فکر و مضمون خود بوده و نه جلب اقبال مخاطب: «دغدغه من این بود که چه چیزی برای من مهم است و دوست دارم روی صحنه بیاید، نه اینکه آیا این کار با اقبال مخاطب مواجه می‌شود یا نه.» او اضافه می‌کند که نگاه امروز تئاتر متفاوت است و عمدتا هدف آن حفظ چرخه تولید و جذب مخاطب است، موضوعی که به باور آقاخانی آسیب بزرگی به ماهیت فرهنگی هنر تئاتر زده است.

    دغدغه هنر جای خود را به شهرت داده

    آقاخانی درباره نسل امروز بازیگران و انگیزه‌های آنها توضیح می‌دهد که دغدغه خلق اثر هنری، اغلب جای خود را به جستجوی سود و شهرت داده است و تاکید می‌کند که در نسل گذشته چنین دغدغه‌ای وجود نداشت. همچنین جنس تئاتر امروز را تحت تاثیر خصوصی‌سازی غیرقابل توجیه و در حال نابودی می‌بیند: « اگر هنوز نفس‌های فرهنگی در تئاتر دیده می‌شود، محصول فکرهایی است مثل من؛ کسانی که هنوز به تئاتر به عنوان یک جبهه فرهنگی مهم نگاه می‌کنند و برای آن هزینه می‌کنند.»

    این بازیگر با اشاره به تجربه شخصی‌اش توضیح می‌دهد که در چهار کار اخیر خود، همواره شخصا هزینه کرده و این هزینه‌ها به او بازنگشته است: «این کار را فقط انجام دادم که «سنگر خالی» نشود. کافی است امثال من هم سنگر را خالی کنیم تا جریان ناسالم تئاتر خصوصی، فضا و جبهه‌ای را قبضه کند که به نفع هیچ‌کس نیست.» او درباره وضعیت فعلی تئاتر خصوصی می‌گوید: «واقعیت این است که این وضعیت هیچ توجیهی ندارد؛ نه از نظر هنر، نه اقتصاد و نه منطق حرفه‌ای.»

    با این حال، آقاخانی افراد حاضر در این جریان را گناهکار نمی‌داند: «آنها صرفا به دنبال زندگی خودشان هستند، نه کارشان. مشکل از ماست که اصرار داریم حضورشان در این فضا ادامه پیدا کند. ذات این تفکر قابل بحث نیست؛ من حضور آنها را جدی نمی‌گیرم، پایدار نمی‌دانم و گناهکارشان نمی‌دانم. مسئولیت این وضعیت بر دوش ما و مسئولان فرهنگی است.» در پایان، آقاخانی امید خود را برای آینده تئاتر ابراز می‌کند و بر لزوم همکاری همه مسئولان فرهنگی و هنرمندان تاکید دارد: «فقط آرزوی قلبی من این است که همه ما با هم، گشایش فرهنگی و روشنی افق پیش‌روی تئاتر را تجربه کنیم. شاید به قامت گذشته‌اش نه، اما قطعا رنگ بهبود، آرام‌آرام دیده خواهد شد.»

    منبع: هفت صبح

  • نمایش «عروس انار» تمدید شد

    نمایش «عروس انار» تمدید شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «عروس انار» به نویسندگی و کارگردانی حسین جمالی به دلیل استقبال تماشاگران پس از پایان مهلت اجرا در سالن سمندریان تماشاخانه‌ی ایرانشهر، با تغییر در سالن اجرا برای مدت زمان محدود تمدید شد.

    براین اساس نمایش «عروس انار» اجراهای خود را از فردا، 18 آبان ساعت 18 در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه‌ی ایرانشهر از سر خواهد گرفت.

    رامونا شاه، لویی سیفی، الناز سلیمانی، فربد فرهنگ، آرش غلام‌آزاد، سالار دریامج، بهاءالدین مرشدی، مژگان چارانی و مائده کیوانی بازیگرانی هستند که در نمایش «عروس انار» به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «درخت در حال انتخاب قربانی بعدی خود است.»

    نمایش «عروس انار» پیش از این ۱۵ مهر تا ۱۶ آبان در سالن سمندریان روی صحنه رفت.

    علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال یا گیشه تماشاخانه ایران‌شهر مراجعه کنند.

  • پیش فروش نمایش «نامه اداری» شروع شد

    پیش فروش نمایش «نامه اداری» شروع شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «نامه اداری» به نویسندگی واسلاو هاول و کارگردانی آریو راقب کیانی از روز سه‌شنبه بیستم آبان‌ ماه در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.

    کارگردان این نمایش، «نامه اداری» را در سبک کمدی سیاه و روایت‌گر پادآرمان‌شهری توصیف کرده است که در آن کارکنان یک سازمان با ورود یک زبان جدید به نام تایدپه به مکاتبات اداری دچار مشکل در ارتباطات می‌گردند. گفتنی است آریو راقب کیانی پیش از این نمایش‌ “هتل کوهستانی” از همین نویسنده چک تبار  را روی صحنه برده است که با استقبال مخاطبان تئاتر مواجه شده بود.

    در ترکیب بازیگران این نمایش نام‌های بهادر ‌باستان ‌حق ، الناز ‌شاهوردی ، محمد ‌سلطانی ، نسا توافق، مهرو ‌ذبیحی ، علیرضا ‌شایانی ، علی ‌ایزدی ‌سفیددشتی ، نیما ‌زنده ‌روحیان ، زهرا ‌انصاری ‌فرد ، آیناز ‌کاکاوند و پویا ‌فراهانی دیده می‌شود.

    در خلاصه داستان این نمایش که برای اولین بار در ایران روی صحنه می‌رود آمده است :” ما نمی‌تونیم موضع توده‌های مردم رو نادیده بگیریم … “.

    لازم به ذکر است که بلیط‌فروشی این اثر در سایت تیوال به نشانی www.tiwall.com آغاز شده است و علاقه‌مندان می‌توانند نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.

  • «بانوی دریا» با «جان پنهان» همراه شد؛ اجرای چهارمین بخش رپرتوار ایبسن

    «بانوی دریا» با «جان پنهان» همراه شد؛ اجرای چهارمین بخش رپرتوار ایبسن

    به گزارش تئاتر آنلاین، رپرتوار نمایشی «جان پنهان؛ کاوشی روانکاوانه از سفر قهرمانی در آثار ایبسن» با پژوهش و هدایت سروناز نانکلی مجموعه‌ای از نمایشنامه‌خوانی‌ها و نشست‌های تحلیلی است که با نگاهی درونی و روانکاوانه به بازخوانی آثار برجسته‌ هنریک ایبسن می‌پردازد.

    بخش اول، دوم و سوم این پروژه که هر هفته روزهای یکشنبه در سالن شیشه‌ای تماشاخانه هما برگزار می‌شود به نمایشنامه خوانی «مرغابی وحشی»، «خانه عروسک» و «اشباح» اختصاص داشت و بخش چهارم این رپرتوار نمایشنامه «بانوی دریا» را خوانش و مورد نقد و تحلیل قرار می‌دهد.

    خوانشگران این اجرای نمایشنامه‌خوانی (به ترتیب حروف الفبا) عبارتند از: امیر ادیب، شیما بخشنده، جهانگیر رمضانی، علی شجره، شیدا شلالوند، شیرین صفایی، شهاب الدین علیشاهی.

    بعد از پایان این نمایشنامه خوانی جلسه نقد و بررسی این اثر نمایشی با حضور دکتر لاله خسروی کارشناس تئاتر و ارغوان علیپور کارشناس روانشناس برگزار می‌شود.

    طراح صدا: آنکیدو دارش، طراح نور: علی کوزه گر، طراح گرافیک: علی انصاری، عکاس: حدیث شاهنگی، گروه کارگردانی: شاهین کرمی، حنانه صفدری، ملیکا اعظمی، مشاور رسانه‌ای: آروین موذن زاده، مدیر بازاریابی: ریحانه آیت دیگر عوامل این رپرتوار نمایشی هستند.

    در رپرتوار نمایشی «جان پنهان» ۶ اثر مهم ایبسن شامل «مرغابی وحشی»، «خانه عروسک»، «اشباح»، «بانوی دریا»، «روسمرسهولم» و «هدا گابلر» نمایشنامه‌خوانی، نقد و تحلیل می‌شوند.

    در نشست‌های تخصصی این رپرتوار، جمعی از روان‌شناسان، روانکاوان و کارشناسان تئاتر به بررسی ابعاد روانی، فلسفی و اسطوره‌ای آثار می‌پردازند و مسیر درونی شخصیت‌های ایبسن را در پیوند با مفاهیمی چون فردیت، ناخودآگاه، رهایی و بازشناسی خویشتن تحلیل می‌کنند.

    رپرتوار نمایشی «جان پنهان» از ۲۰ مهر تا ۲ آذر هر هفته روزهای یکشنبه ساعت ۱۹:۳۰ در سالن شیشه‌ای تماشاخانه هما برگزار می‌شود. علاقه‌مندان به تئاتر، روان‌کاوی و مطالعات فرهنگی آزاد برای تهیه بلیت می توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

  • نمایش «چند روایت معتبر» در تماشاخانه‌ صحنه آبی

    نمایش «چند روایت معتبر» در تماشاخانه‌ صحنه آبی

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «چند روایت معتبر» به نویسندگی و کارگردانی کوشیار مشائی با تهیه‌کنندگی رکسانا خلوتی از 14 آبان ساعت 18 در تماشاخانه صحنه آبی اجرا می‌شود.

    امید محمدی، مریم زاداحمد، مهیار مهرابی، محمدهادی جعفری، سما وظیفه‌شناس، امیرعباس ربیعی، الین خاوری، مطهره حسینی و برهان عبدل‌نیا بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان این اثر می‌خوانیم: «نمایش با تلاش راوی برای نگارش انشایی درباره‌ی برجی نادیده آغاز می‌شود؛ تلاشی که او را به سفری درون همه چیز میان کودکی، خیال و شخصیت‌هایی بی‌زمان و مکان می‌کشاند. در این مسیر، ادعای «مبهم» یک کودک مبنی بر دیدن «بالا» (بالای همان برج)، ناکامی‌ای را در دستیابی به معنایی روشن عیان می‌سازد؛ معنایی که قرار بود از حقیقتِ آن برج سربرآورد؛ هر یک از شخصیت‌ها با ابژه‌ای (اشیائی) شخصی، در جست‌وجوی ردّی از بودن با دستیابی به حقیقت بالای برج هستند؛ اما در پایان، آنچه باقی می‌ماند نه پاسخ، که سکوتی‌ست بر صفحه‌‌ای خالی در دفترچه‌‌….»

    پانیذ اسماعیل‌زاده به عنوان مدیر تولید و علیرضا رحیم‌زاده به عنوان مجری طرح این پروه نمایشی را همراهی می‌کنند.

    از دیگر عوامل این اثر می‌توان به دستیاران کارگردان: مهتاب رسولی، شهاب شیرمردی و دینا ملاحسنی، طراح صحنه و لباس: مائده محمودی، موسیقی: آرین سلماسی، تیزر: سینا صفوی‌فر، روابط عمومی: نگار امیری، مجری طرح: آکادمی بازیگری پانیذ اشاره کرد.

    علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این اثر نمایشی به سایت تیوال یا گیشه تماشاخانه‌ صحنه آبی مراجعه کنند.

  • بلیت‌فروشی نمایش «کلسیم» آغاز شد

    بلیت‌فروشی نمایش «کلسیم» آغاز شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، همزمان با آغاز بلیت‌فروشی نمایش «کلسیم» به نویسندگی مشترک ستاره فرسا و مهدی ضیا چمنی با کارگردانی مهدی ضیاچمنی پوستر این نمایش با طرحی از حامد فرهی رونمایی شد.

    نمایشنامه «کلسیم» یک درام روانشناختی برگرفته از کتاب «تمام نخ» اثر شل سیلوراستاین است که ستاره فرسا و مهدی ضیاچمنی آن را نوشته‌اند و محمدرضا حسینی تهیه کنندگی آن را به عهده دارد.

    ستاره فرسا و مهدی ضیاچمنی بازیگرانی هستند که در این نمایش حضور دارند.

    این نمایش روایتی چالش‌زا از زندگی زنی به نام سیلوا است که زیر فشار نظام پدرسالارانه، سیستم آموزشی اشتباه و روابط انسانی ناکام در آستانه فروپاشی روانی قرار می‌گیرد.

    «کلسیم» با تمرکز بر وضعیت زنان، به کاوش در موضوعاتی چون سرخوردگی، انزوا، ترس و چرخه‌های روانی مخرب می‌پردازد.
    این نمایش با بهره‌گیری از طراحی صحنه مینیمال، استفاده‌ از مدیوم‌های دیجیتال و بازیگری روان‌شناختی، تجربه‌ای بصری و عاطفی خلق می‌کند که مخاطب را به تأمل در لایه‌های پنهان روان و ساختارهای اجتماعی دعوت می‌کند.

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به مجری طرح: عرفان الماسی، جانشین تهیه‌کننده: عماد کریم‌پور، طراح گرافیک و موشن: حامد فرهی، طراح صحنه: عارفه پویانسب (ریتالین)، طراح لباس: فائزه فرسا، عکاس: هلیا احمدی‌پناه، موسیقی: پرلود و فوگ شماره ۱۰ در می‌مینور اثر یوهان سباستیان باخ، ساراباند در رمینور اثر گئورگ فریدریش هندل دستیاران کارگردان: مبینا وحدتی، عارفه پویانسب، منشی صحنه: الهه عبدی، عکس و ساخت ویدئو صحنه: شایان بهداد، ساخت دکور: امیر پناهی‌فر، مدیر روابط‌عمومی و مشاور رسانه: نگار امیری با سپاس از میلاد قنبری اشاره کرد.

    علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این نمایش می‌توانند به سایت تیوال یا گیشه پردیس تئاتر شهرزاد مراجعه کنند.

  • ۷۰ هزار نفر نمایش موزیکال «الیور توئیست» را دیدند

    ۷۰ هزار نفر نمایش موزیکال «الیور توئیست» را دیدند

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش موزیکال «الیور توئیست» جدیدترین اثر حسین پارسایی که این روزها در حال اجراست، میزبان بیش از 70 هزار نفر مخاطب بوده است.

    بر اساس گزارش برگزارکنندگان، اجرای نمایش موزیکال «الیور توئیست» برای روزهای 21، 22 و 23 آبان‌ماه 1404 تمدید شده است.

    از جمله مهمانان ویژه این نمایش در روزهای گذشته، علیرضا قربانی، خواننده آواز کشور است که با واکنش مثبت مخاطبان نمایش رو به رو شد و مورد تشویق چند دقیقه‌ای قرارگرفت.

    هوتن شکیبا، بهنوش طباطبایی، بانیپال شومون، امیرکاوه آهنین‌جان، با حضور سیامک انصاری و کاظم سیاحی ایفاگر نقش‌های اصلی این نمایش هستند

    در این اجرا رایان سرلک نقش «داجر ناقلا» را ایفا می‌کند و دو بازیگر نوجوان، پرهام غلاملو و آرشام جهان‌پناه، در شب‌های مختلف نقش «الیور توئیست» را بازی می‌کنند.

    جلیل کیا تهیه‌کننده «الیور توئیست» است و محمود شبیری نیز به عنوان مشاور عالی پروژه معرفی شده است.

    بلیت فروشی روزهای جدید این نمایش موزیکال برای تاریخ های 21، 22 و 23 آبان‌ماه 1404 در سایت «ایران تیک» آغاز شده است.

    عکس: رضا معطریان