برچسب: محمد رحمانیان

  • صحنه تئاتر میزبان «مجلس ضربت زدن» بیضایی شد

    صحنه تئاتر میزبان «مجلس ضربت زدن» بیضایی شد

    نمایشنامه‌خوانی «مجلس ضربت زدن» نوشته بهرام بیضایی که در سال 1379 نوشته شده بود با کارگردانی محمد رحمانیان ساعت 18 روز دوشنبه 30 تیرماه در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر اجرا شد.

    نمایشنامه «مجلس ضربت خوردن» از جمله آثار بهرام بیضایی است که بعد از نگارش به مرحله تولید و اجرا نرسید. این نمایشنامه درباره شخصیت حضرت علی (ع) از زبان ابن ملجم، قطامه و 2 اعرابی است که به موضوع ضربت خوردن امیرالمؤمنین نیز می‌پردازد. در عین حال در دل نمایشنامه داستان دیگری نیز شکل می‌گیرد که آن چالش‌های یک نمایشنامه نویس و گروهی تئاتری است. به نمایشنامه نویسی سفارش داده شده تا درباره حضرت علی (ع) نمایشنامه‌ای بنویسد، اما او طی روند نگارش با چالش‌هایی مواجه است.

    «مجلس ضربت زدن» در سال 79 نوشته شد و بعد از 14 سال با کارگردانی محمد رحمانیان در قالب نمایشنامه خوانی در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت. ساعت 18 روز دوشنبه 30 تیرماه سالن اصلی تئاتر شهر میزبان مخاطبان و علاقه‌مندان به تئاتر بود تا شاهد اجرای نمایشنامه‌ای از بهرام بیضایی باشند، البته نه اجرا بلکه نمایشنامه خوانی آن.

    محمد رحمانیان که پیش از این و در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر نمایشنامه «آسیدکاظم» زنده‌یاد محمود استادمحمد را در قالب نمایشنامه خوانی اجرا کرده بود، این بار کارگردانی خوانش «مجلس ضربت خوردن» بیضایی را بر عهده داشت. وی با حضور بر صحنه سالن اصلی تئاتر شهر و خطاب به مخاطبانی که در این سالن تئاتری حضور داشتند، گفت: از شما تشکر می‌کنم با وجود اینکه در ماه رمضان هستیم و در عین حال ساعت این نمایشنامه خوانی هم زمانی است که هنوز خورشید در آسمان است و حس تماشای تئاتر به انسان دست نمی‌دهد، برای تماشای نمایشنامه ‌خوانی «مجلس ضربت زدن» به تئاتر شهر آمده‌اید.

    وی در ادامه یادآور شد: کارگردانی نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» بسیار سخت است و وقتی تصمیم گرفتیم این اثر را خوانش کنیم، چنین تصوری نداشتم.

    بعد از سخنان محمد رحمانیان نقش خوانان در بین تشویق مخاطبان و حاضران در سالن اصلی روی صحنه حاضر شدند و پشت صندلی‌های تعیین شده قرار گرفتند. علی عمرانی، سها سناجو، رامین ناصرنصیر، امیرکاوه آهنین‌جان، علی سرابی، اشکان خطیبی و پرستو رحمانیان بعد از حضور بر صحنه سالن اصلی به ترتیب نقش‌های نویسنده، قطامه، اعرابی اول، ابن ملجم، اعرابی دوم، کارگردان و دستیار کارگردان را خوانش کردند.

    مهدی ساکی نیز اجرای زنده موسیقی برای این نمایشنامه خوانی را بر عهده داشت. این نمایشنامه خوانی که در 70 دقیقه انجام شد با بازخورد خوبی از سوی حاضران در سالن مواجه شد.

    رحمانیان بعد از پایان این نمایشنامه خوانی که خود دستور صحنه‌ها را طی آن خوانش می‌کرد، رو به حاضران در سالن اصلی تئاتر شهر گفت: عذرخواهی می‌کنم از این که نتوانستیم کلام گهربار بهرام بیضایی عزیز را به صورت کامل و به درستی منتقل کنیم.

    نمایشنامه خوانی «مجلس ضربت زدن» روز سه‌شنبه 31 تیرماه نیز ساعت 18 در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر انجام می‌شود.

  • محمد رحمانیان با مادرش روی صحنه رفت

    محمد رحمانیان با مادرش روی صحنه رفت

    مراسم بزرگداشت محمد رحمانیان نویسنده و کارگردان تئاتر شب گذشته 24 اسفند ماه با حضور هنرمندان عرصه‌های مختلف در سالن کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد که در این مراسم بخش‌هایی از نمایش‌های «هامون بازها» و«روز حسین» روی صحنه رفت.

    مراسم بزرگداشت محمد رحمانیان نویسنده و کارگردان تئاتر، شب گذشته 24 اسفند ماه در سالن آمفی تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان وزرا برگزار شد.

    در این بزرگداشت که به همت دوستان، شاگردان و همکاران این هنرمند برگزار شده بود هنرمندانی همچون محمد چرمشیر، رضا کیانیان، امیر اثباتی، حمید امجد، مازیار میری، علی قربان زاده، محسن شاه ابراهیمی، حمیدرضا صدر، هوشنگ گلمکانی، رضا بابک، علی عمرانی، رکسانا مهرافزودن، هاله مشتاقی نیا، سیف الله صمدیان، امید سهرابی، عباس جهانگیریان، شکرخدا گودرزی، غزل شاکری، اشکان خطیبی، چکامه چمن ماه، رضا بهبودی، منوچهر محمدی، فقیه سلطانی، علی سرابی، لوریس چکناواریان، فردین خلعتبری، فرشته طائرپور، هنگامه قاضیانی و … حضور داشتند.

    احسان کرمی که اجرای این برنامه را بر عهده داشت در ابتدا از محمد چرمشیر همکار و دوست قدیمی رحمانیان خواست تا روی سن رفته و درباره ویژگی های وی صحبت کند.

    چرمشیر در سخنانی عنوان کرد: میلان کوندرا نقل قولی از سروانتس دارد که خیلی دوستش دارم و هر وقت آن را می خوانم بی تردید یاد رحمانیان می افتم. او می گوید برخی آدم ها هستند که اجازه نمی دهند دنیا چیزی را که می خواهد به آن ها تحمیل کند بلکه این خودشان هستند که خواسته هایشان را به دنیا تحمیل می کنند. برای من رحمانیان کسی است که همیشه به هر چه خواسته رسیده است.

    وی ادامه داد: جوان شورشی دهه 60 فردی بود که من با او آشنا شدم. نمی دانید او چه شوری داشت. امیدوارم همچنان این شور و اشتیاق را حفظ کند. ما در یک روز زمستان در منزل زنده یاد جمشید اسماعیل‌خانی با هم آشنا شدیم و این دوستی سی و اندی سال است که ادامه یافته است نمی دانید چقدر خوشحال و خوشبختم که با او و در کنار او زندگی می‌کنم.

    این نمایشنامه‌نویس متذکر شد: رحمانیان فراز و نشیب‌های زیادی را در این سی و چند سال از سر گذرانده که من افتخار می کنم که از او شور را آموختم، جدی بودن در زمینه تئاتر، بی غرض به جهان نگاه کردن، جسارت داشتن را آموختم. همچنین آموختم هر کاری در جهان شدنی است و یاد گرفتم که ما در جهانی زندگی می‌کنیم که بر اساس ندانسته‌های ما پا بر جاست و ما می رویم که دانسته ها را در جهان برقرار کنیم. رحمانیان درس های بزرگی به تئاتر ما داده و امیدوارم تئاتر این ظرفیت را داشته باشد که از این ظرفیت ها استفاده کند.

    چرمشیر در پایان صحبت هایش یادآور شد: همیشه به جوانان از حافظه، متانت و پشتکار رحمانیان می گویم و عنوان می کنم که شما با مردی طرف هستید که مردانه ایستاد و حرفش را زد. او با همه مسائل جنگید و امروز در کنار ماست. من به خانم رحمانیان مادر محمد برای داشتن چنین پسری تبریک می گویم.

    بعد از صحبت های چرمشیر، مهتاب نصیرپور سه دقیقه از نمایشنامه «روز حسین» را که چند سال پیش رحمانیان نتوانسته بود به صحنه ببرد، اجرا کرد. پس از آن نماآهنگی درباره رحمانیان پخش شد که در آن هنرمندانی چون عباس جوانمرد، امیر اثباتی، فرهاد آئیش، شهرام زرگر، رضا بابک، فرشته طائرپور، گلاب آدینه، اصغر فرهادی، محمد حاتمی، حمیدرضا صدر، لوریس چکناواریان و فریده سپاه منصور درباره ویژگی های این هنرمند و بیشتر از همه درباره ریش انبوه و پرپشت او صحبت کردند.

    پس از آن پیام بهرام بیضایی نویسنده و کارگردان شناخته شده تئاتر ایران که چند سالی است در آمریکا به سر می برد توسط حمید امجد خوانده شد. بیضایی در بخشی از یادداشتش آورده بود: محمد رحمانیان راهی را پیدا کرد که نسل ما گم کرده بود. هنر او در غلبه بر زبان است.

    در بخش دیگری از مراسم، هوشنگ گلمکانی نویسنده و منتقد سینما پشت میکروفن قرار گرفت و با اشاره به کاغذهایی که در دست داشت عنوان کرد: این کاغذها که می بینید صحبت هایی بود که می خواهم درباره رحمانیان در یک هزار و سیصد و بیست و سه بیت ارائه کنم البته قبل از خواندن بخش مکتوب می خواهم مقدمه ای کوتاه بیان کنم. در چند سال اخیر جریانی در تئاتر ما به وجود آمده که بیشتر بر ابهام و انتزاع استوار است که احتمالاً آقای چرمشیر بیشتر می تواند درباره اش صحبت کند.

    وی ادامه داد: زمانی که من در حال دیدن نمایشی هستم بعد از نیم ساعت اول مدام ساعتم را نگاه می کنم که نمایش کی تمام می شود، صندلی سالن های ما هم طوری ساخته شده که نمی توان به آن ها تکیه داد و چرت زد بنابراین مجبورم سر را روی ستون فقرات ثابت نگه دارم و تا انتها نمایش ها را تحمل کنم اما در نمایش های رحمانیان برعکس هیچ گاه ساعتم را نگاه نمی کنم و وقتی تمام می شود حسرت می خورم که چرا بیش از این نبوده است.

    وی در پایان صحبتهایش گفت که از خواندن 1323 بیت شعر درباره رحمانیان می گذرد و اجازه می دهد کاغذهای در دستش به عنوان آکساسوار صحنه شناخته شود. در ادامه این برنامه اشکان خطیبی مونولوگی از نمایشنامه «هامون بازها » را خواند که باز هم سال ها قبل قرار بود توسط رحمانیان به صحنه برود اما این اتفاق به دلایلی رخ نداده بود.

    خطیبی بعد از خواندن این قسمت عنوان کرد: زمانی که در حال مرور این بخش ها برای اجرا بودن متوجه شدم که بخش زیادی از مغز من را متن های اجرا نشده آقای رحمانیان به خودش اختصاص داده امیدوارم متن های او زودتر اجرا شود تا این بخش از ذهن من هم بتواند به آزادی برسد.

    رضا کیانیان نیز خطاب به رحمانیان گفت: من همیشه به تو حسودیم می شده. به تو، حمید امجد و محمد چرمشیر. چون شما خیلی می دانید و من نمی دانم. من در زندگی به اکثر چیزهایی که می خواستم رسیدم و حسرت زیادی در دل ندرم اما این حسرت همیشه در دلم هست که چرا مثل شما نیستم.

    وی افزود: محمد رحمانیان را همه می بینند چه در دنیای نمایشنامه نویسی، چه کارگردانی و چه زمانی که در تلویزیون کار می کرد. تو همیشه دیده می شدی و وقتی که نیستی بازهم هستی. امیدوارم این بودنت همیشه ادامه داشته باشد.

    در ادامه بخش های از نمایش «شهادت خوانی قدمشاه مطرب در طهران» به کارگردانی رحمانیان و بازی زنده یاد احمد آقا که تنها یک شب به صحنه رفته بود، پخش شد. پس از آن نیز صدای ضبط شده رحمانیان در حال خواندن نمایشنامه «ترانه های قدیمی» روی تصویرش نمایش داده شد که این صدا بدون اطلاع رحمانیان ضبط شده بود.

    در بخش دیگری از این برنامه تعدادی از هنرجویان رحمانیان در یک قطعه نمایشی بخشی از نمایشنامه «عشقه» وی را اجرا کردند. پس از آن نمایش اسلایدهای عکسی از پشت صحنه نمایشهای «ترانه های قدیمی» و «در روزهای آخر اسفند» پخش شد که افرادی چون مسعود کیمیایی، هانیه توسلی، آنا نعمتی، عباس کیارستمی، بهرام عظیمی، مهناز افشار، هومن بهمنش، حمید نعمت الله، حجت الله ایوبی، احمد مسجد جامعی و…. را نشان می داد که به دیدن این آثار آمده بودند. همچنین در این نماهنگ همخوانی رحمانیان با بازیگران نمایش «ترانه های قدیمی» نیز پخش شد که تصنیف «ایران ایران» را می خواندند.

    همچنین در ادامه مراسم علی زندوکیلی نیز تصنیف «تا بهار دلنشین» را بدون موسیقی روی صحنه اجرا کرد که مدعوین حاضر در سالن در بخشهایی او را همراهی می کردند. پس از آن یک قطعه نمایشی با نام «خط خطی روی خط» به نویسندگی و کارگردانی حمید امجد و با بازی علی عمرانی، علی سرابی، هنگامه قاضیانی، پریسا قهرمانی، بهرنگ علوی و خواهرزاده رحمانیان و با صدای مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی و افشین هاشمی اجرا شد.

    بعد از نمایش این قطعه کیانیان خطاب به حمید امجد گفت: باید از رحمانیان تشکر کنیم که بالاخره باعث شد شما یک نمایش را روی صحنه ببرید.

    پس از آن به درخواست کرمی، حسین هدایتی سرمایه دار و مدیر ورزشی که حامی مالی این مراسم نیز بود روی صحنه رفت و در سخنانی کوتاه عنوان کرد: من نمی توانم مثل این هنرمندان به درستی صحبت کنم اما بسیار خوشحالم که در این مراسم حضور دارم. امیدوارم چنین برنامه هایی تکرار شود و ما قدردان بزرگان و اساتید هنر باشیم.

    بعد از آن وی به رسم یادبود هدیه ای به محمد رحمانیان اهدا کرد. رحمانیان همراه با مادرش منصوره نوذری روی صحنه رفت و این هدیه را تحویل گرفت. وی که از این مراسم شگفت زده شده بود، گفت: از روزی که این داستان بزرگداشت به واقعیت پیوست روزها و شبهای سختی را می گذرانم. دوست داشتم این برنامه اگر هم قرار است برگزار شود در حاشیه مراسم دیگری باشد. الان دارم مثل شمع آب می شوم و واقعا خجالت زده ام.

    وی افزود: از همه شما سپاسگزارم. از حمید امجد عزیز که سالها بود نمایشی از او روی صحنه ندیده بودم. بخشی از دلیل نوشتن نمایشنامه های مذهبی مثل «امیر»، «پل»، « اسبها»، «عشقه» و «روز حسین» به خاطر مادرم بوده است چون او از من می خواست که در این باره بنویسم. از مهتاب سپاسگزارم که تکه ای از نقش ام البنین در «روز حسین» را اجرا کرد، نمایشنامه ای که باعث کوچ اجباری ما شد.

    رحمانیان با چشمانی اشکبار ادامه داد: شما من را با یک روی پر بغض اینجا رها کردید. چیزی جز تشکر نمی توانم بگویم و اینکه لایق مهربانی شما نیستم. سال گذشته که همین موقع با خون و اشک داشتم نمایشنامه «شب سال نو» را با طرحی از حمید امجد می نوشتم، فکر نمی کردم سال بعد اینجا باشم و برایم بزرگداشت بگیرند.

    در انتهای برنامه، تابلو نفیسی هدیه حسین فوده رییس سابق بیمارستان روانی آزادی که در نمایش « آرش ساد» منبع الهام رحمانیان قرار گرفته بود توسط رضا کیانیان به وی اهدا شد.

  • روانکاوی یک جنایتکار در روزهای آخر اسفند!

    روانکاوی یک جنایتکار در روزهای آخر اسفند!

    محمد رحمانیان نویسنده و کارگردان تئاتر ایران را با اجرای آثار متفاوتی همچون «فنز»، «مانیفست چو»، «پل»، «اسب ها»، «عشقه»، «اسم»، «چخوف ساد» و… می شناسیم.

    وی حدود سه سال است که همراه با همسرش مهتاب نصیرپور در کشور کانادا ساکن شده اما در طول این مدت نمایش های «ترانه های قدیمی» و «آرش ساد» را در ایران به صحنه برده و اجرای کنسرت نمایش «در روزهای آخر اسفند» سومین اثر وی بعد از مهاجرتش است که قرار است از شامگاه دوشنبه 5 اسفند ماه شاهد اجرایش در تالار وحدت باشیم.

    رحمانیان در این اثر نمایشی که تلفیقی از موسیقی و نمایش است از اشکان خطیبی و غزل شاکری به عنوان بازیگر و خواننده بهره گرفته و در بخش موسیقی بهروز صفاریان به عنوان آهنگساز با گروه همکاری می کند. رحمانیان بخش نمایشی این اثر را با نگاهی به نمایشنامه «ایکواس» اثر پیتر شفر، نمایشنامه نویس بزرگ انگلیسی به نگارش درآورده است.

    در واقع «در روزهای آخر اسفند» یک music performance است که در آن بر خلاف تئاتر موزیکال یا موسیقی ـ نمایش اولویت با جنبه های تئاتریکالیستی اثر نیست و این موسیقی و ترانه ها هستند که سمت و سوی اجرا را مشخص می کنند.

    اجرای این گونه نمایشی برای اولین بار است که در ایران تجربه می شود و با نگاهی به موسیقی پاپ – راک ایرانی و خارجی و استفاده از آثار خوانندگانی چون اندی ویلیام، نوئل هریسون، جان لنون، لئوناردو کوئن، استینگ و نیز گروهایی چون آبا و مودی بلوز شکل گرفته است.

    10 ترانه خاطره انگیز از این هنرمندان شناخته شده در طول اجرا پخش می شود که ترانه‌ها مانند «تصور کن» از جان لنون و «مرد مالیخولیایی» از گروه مودی بلوز و ترانه افشاگرانه «پول. پول. پول» از گروه آبا از جمله آنهاست.

    تنها ترانه ایرانی این نمایش قطعه پایانی اثر با عنوان «در روزهای آخر اسفند» نوشته محمدرضا شفیعی‌کدکنی است که توسط رضا یزدانی اجرا خواهد شد. این ترانه پیش از این توسط فرهاد مهراد خوانده شده است. «در روزهای آخر اسفند» نیز در واقع ادای دینی به این خواننده فقید و هنرمندان دیگری چون فریدون فروغی محسوب می‌شود.

    داستان بخش نمایشی «در روزهای آخر اسفند» در یکی از بعد از ظهرهای آخر اسفند می گذرد. یک پزشک جوان روانکاو به نام بهار عارف که تخصصش  در جرم شناسی است و معمولا در پرونده هایی که انگیزه های روانی نامشخص بزهکار، عامل اصلی جرم شناخته می شود، همکاری می کند.

    بهار عارف در انتظار بیماری است که جرمی مرتکب شده و با پای خود به پلیس مراجعه و خود را معرفی کرده و اینک قاضی پرونده برای کشف جنبه های پنهان جرم، او را نزد روانکاو فرستاده است. از نخستین برخوردها، پزشک جوان متوجه نوعی شخصیت دو قطبی در او می شود و می فهمد داروهایی که برای بیماری سرگیجه اش  مصرف می کند، حالات عصبی و بیمارگونه او را تشدید کرده است. کشف بعدی دکتر یافتن عشق بزرگ و علاقه جوان بیمار یعنی موسیقی است. او تحصیل در دبیرستان را به عشق عضویت در یک گروه موسیقی رها کرده و …

    برای تهیه گزارش تمرین از این کنسرت – نمایش به تالار وحدت می روم. ساعت 13:30 ظهر است و بچه های گروه موسیقی شامل علی بیرنگ، آرش سعیدی، فرشاد حسامی، امین طاهری، امیر دانایی، بهنود فدوی و صابر جعفری به سرپرستی صفاریان روی صحنه تالار وحدت در حال تنظیم و کوک کردن سازهایشان هستند. رايسا آوانسيان، ملاني آوانسيان و صحرا بيرنگ نیز همخوان های اجرا هستند که در صحنه حضور دارند اما هنوز نوبت اجرای تمرینشان نرسیده است.

    محمد رحمانیان به همراه خطیبی و شاکری در انتهای تالار روی صندلی ها نشسته و در حال چک کردن دیالوگ های نمایش هستند. از ساعت 13:30 تا 17:30 زمان تمرین و آماده سازی بخش موسیقی است و بعد از آن گروه بازیگران به طبقه هفتم تالار وحدت می روند و تمرین‌های نمایش تا ساعت 20 در آنجا ادامه می یابد.

    اشکان خطیبی که در این اجرا علاوه بر خواننده و بازیگر، مجری طرح نمایش هم هست تلاشش را می کند که بر همه امور نظارت داشته باشد و هیچ نکته ای از چشمش دور نماند در واقع خطیبی در این اجرا به عنوان رابط بین رحمانیان و صفاریان عمل می کند.

    رحمانیان نیز آرام و دقیق در تالار نشسته و در دفترچه اش نکاتی را یادداشت می کند. او منتظر است تا گروه موسیقی در روزهای آخر تمرین با آرامش همه نکات را برای اجرای یک کنسرت مد نظر قرار دهند تا با خیال راحت ساعت 17:30 به سراغ کار اصلی اش که هدایت بخش نمایشی کار است، برود.

    فرصتی دست می دهد تا با رحمانیان درباره اجرای این اثر صحبتی داشته باشم. رحمانیان این اجرا را در راستای علاقه شخصی اش به موسیقی می داند، علاقه ای که از سال 83 در نمایش‌هایش نمود بیرونی یافته است.

    این کارگردان در این باره می گوید: من سالهاست نمایش‌هایی می نویسم که در تلفیق با موسیقی هستند. «مسافران» اولین نمایشی بود که سال 83 به این شیوه کار کردم  که با موسیقی سعید ذهنی در تالار وحدت اجرا شد. بعدها و همین دو سه سال قبل در جشنواره فیلم شهر آقای شهسواری به من پیشنهاد کاری داد که موسیقی اش را فردین خلعتبری با الهام از ترانه های قدیمی نوشته بود و من برای این ترانه ها 5 – 6 تک‌گویی نوشتم که همین اجرا هم در نهایت بعد از اینکه من به ایران برگشتم، شد نمایش «ترانه های قدیمی». می توان گفت آن نمایش به شکلی ادای دین به موسیقی و ترانه های قدیمی ایرانی است.

    وی ادامه می دهد: اما «در روزهای آخر اسفند» تفاوتی اساسی با همه کارهایی که من قبلا در این زمینه کرده ام، دارد. چون درآنها درام نقش اصلی را داشت اما اینجا موسیقی در مقام اصلی قرار می گیرد. اصلا این کار از طرف بهروز صفاریان به من پیشنها شد چون آنها از قبل همه کارهایشان را برای بازخوانی ترانه های فرنگی از دهه 30 تا 70 کرده بودند و بعدا من برای نوشتن متن به گروه اضافه شدم. در این اجرا این ترانه ها هستند که مسیر کلی اثر را جلو می برند.

    در حین صحبت با رحمانیان، بهروز صفاریان از همخوان ها می خواهد که پشت میکروفن قرار گیرند تا گروه مستقر در اتاق فرمان تالار بتواند صدایشان را برای پخش در سالن تنظیم کند. علی بیرنگ نیز پشت پیانو می نشیند و همخوان ها را همراهی می کند.

    بعد از چک شدن صدای گروه کر، با غزل شاکری درباره حضورش در این اثر نمایشی صحبت می کنم. شاکری را به عنوان بازیگر سینما و طراح صحنه و لباس می شناسیم که از کودکی فعالیتش را آغاز کرده اما این نمایش اولین حضور او در تئاتر به حساب می آید و رحمانیان بعد از مدتی که به دنبال بازیگر زنی که مسلط به زبان انگلیسی باشد و صدای خوبی هم داشته باشد، می گشته از طریق سیف الله صمدیان شاکری را یافته است.

    شاکری درباره حضورش در این نمایش می گوید: من همیشه ارادت خاصی به تئاتر داشتم و فکر می کردم بازیگران تئاتر بسیار زحمتکش و با استعداد و باهوش هستند و خودم هم علاقمند بودم که روزی آن را تجربه کنم. اما فکر می کردم ورودم به تئاتر باید با برنامه ریزی خاصی صورت گیرد ولی در نهایت این اتفاق و حضورم در این نمایش خود به خود و بدون دخالت من رخ داد. در واقع «در روزهای آخر اسفند» خودش به سراغ من آمد و شاید اگر حضور محمد رحمانیان نبود من در این فاصله کوتاه نمی توانستم خودم را به همچنین تجربه ای بسپارم. اما این نمایش ارزشش را داشت که خودم را تمام مدت به دست کارگردان بسپارم و همه تلاشم را بکنم تا حضوری قابل قبول روی صحنه داشته باشم چون نتیجه کار برایم خیلی مهم است.

    وی درباره تجربیاتی که پیش از این در زمینه موسیقی داشته است، توضیح می دهد: خوشبختانه تا امروز شانس با من یار بوده و در همه کارهایم اساتید بزرگی حضور داشته و من توانستم از وجودشان استفاده های زیادی بکنم. من علاوه بر تجربیات گران بهایی که در زمینه موسیقی با استاد احمد پژمان، فردین خلعتبری و… داشتم در برخی فیلم های سینمایی هم صدایم حضور داشته و حتی چند اجرای زنده با گروه دنگ شو نیز داشته ام.

    در حین صحبتهای ما، اشکان خطیبی نیز پشت میکروفن  قرار می گیرد و شروع به خواندن آهنگ «My Way» می کند. طنین صدای خطیبی تالار وحدت را در بر می گیرد. شاکری هم قرار است روی صحنه برود و قطعه ای را با همراهی گروه کر اجرا کند. بنابراین وی بیشتر از اینکه حواسش به مصاحبه باشد درگیر وقایع روی صحنه است.

    از من می خواهد بقیه گفتگو را به بعد از اجرایش موکول کنیم و به سرعت خودش را روی صحنه می رساند و آماده خواندن می شود.

    بخش ابتدایی تمرین گروه شامل تنظیم شدن گروه موسیقی با هم و هماهنگی نوازنده ها با گروه همخوان و خواننده ها است که در اینجا اشکان خطیبی و غزل شاکری نقششان را ایفا می کنند.

    ساعت نزدیک 16:30 دقیقه است و ناهار بچه های گروه از راه رسیده و بیشتر افراد صحنه را به قصد استراحت و صرف ناهار ترک می کنند. بعد از ناهار با خطیبی درباره نقش چند گانه ای که در این نمایش ایفا می کند صحبت می کنم. خطیبی می گوید که اعتقادی به القاب و عنوان در یک اثر نمایشی ندارد و خودش را مجری طرح گروه نمی داند.

    وی توضیح می دهد: ما 8 سال کار کردیم و اجرا نرفتیم. 3 -4 سالش که آقای رحمانیان ایران نبودند و بقیه اش را هم صرف اجراهایی کردیم که به صحنه نرفت و یا در شب اجرا توقیف شد.

    وی می افزاید: در حال حاضر من خودم را موظف می دانم تا هر کاری از دستم بر می آید از ریختن چایی گرفته تا بازیگری و هر کار دیگری که رحمانیان از من بخواهد انجام دهم تا حالا که شرایط برای روی صحنه رفتن نمایشی از محمد رحمانیان فراهم شده همه چیز به خوبی به سرانجام برسد. حالا نمی دانم اسم این کار را مجری طرح گذاشته اند یا هر چیز دیگر اما خودم در پی هیچ عنوان و لقبی در این نمایش نبودم. در نمایش «آرش ساد» هم به این دلیل مجری طرح کار شدم چون آقای رحمانیان ایران نبود و من مجبور بودم برخی کارها را انجام دهم اما الان که خودشان حضور دارند فکر نمی کنم احتیاجی به عنوان مجری طرح باشد. من مسئول ربط دادن گروه نمایش و موسیقی به هم هستم و چون از کودکی موسیقی کار می کردم دانش حضور در این بخش را دارم و چون بچه های موسیقی همه بخشهای نمایشی کار را به طور کامل ندیده اند لازم است که من در این زمینه مطالبی را برایشان بازگو کنم.

    بازهم وسط صحبت با خطیبی، گروه موسیقی از او می خواهند تا برای همراهی با غزل شاکری روی صحنه برود بنابراین گفتگویمان نیمه تمام می ماند. خطیبی روی صحنه می رود و در میان اجرای شاکری که ترانه «عجب روزگاری بود» اثر مری هاپکین را که متعلق به دهه 70 است، می خواند جملاتی را از زبان شخصیت مرد نمایش بیان می کند: طبقه اول. کاوه تنهاست. داره گوش می ده به گرامافون این ترانه قدیمی …

    ساعت نزدیک 17:30 است و من ادامه صحبت‌هایم را با خطیبی به پایان رسانده ام. گروه موسیقی نیز کم کم در حال جمع کردن وسایلشان هستند. تمرین این بخش پایان یافته و پدیده جمالها و علیرضا فولادشکن دستیاران همیشگی و وفادار رحمانیان نیز در حال انتقال وسایل برای رفتن به طبقه هفتم تالار وحدت و آغاز تمرین های بخش نمایشی کار هستند.

    در فاصله شروع تمرین های بخش نمایشی از بهروز صفاریان درباره این تجربه و همکاری اش با رحمانیان می پرسم. صفاریان توضیح می دهد: تلفیق موسیقی و درام کار تازه ای به حساب نمی آید اما برای اولین بار است که در کشور ما تجربه می شود. من واقعا متاسفم که در ایران تعامل بین سینما و تئاتر و موسیقی و هنرهای دیگر کمتر وجود دارد. در این کار ما تلاش کردیم موسیقی و نمایش را با حفظ تعادل در کنار هم قرار دهیم و امیدوارم بتوانیم در نهایت به جریان سازی این اتفاق کمک کنیم. این اجرا بیشتر از اینکه تئاتر باشد یک کنسرت است و تعداد نوازندگان و گروه موسیقی این برنامه بسیار بیشتر از گروه نمایش آن هستند. در واقع این اجرا کنسرتی است که در برخی نقاط با نمایش گره خورده است.

    بعد از صحبت با صفاریان همراه با گروه به طبقه بالا می رویم. بازیگران بدون فوت وقت لباس‌هایشان را عوض کرده و بعد از خوردن چای و شیرینی خودشان را برای شروع تمرین گرم می کنند. به سرعت صحنه نمایش چیده می شود و بازیگران در جایشان مستقر.

    با اعلام رحمانیان صحنه اول «در روزهای آخر اسفند» گرفته می شود. بهار عارف در مطبش نشسته و تلفنی با نامزدش صحبت می کند و می خواهد او را به دیدن یک کنسرت موسیقی دعوت کند. اما به نظر می رسد نامزد دکتر که شهریار نام دارد بر خلاف وی علاقه ای به موسیقی و رفتن به کنسرت ندارد.

    دکتر منتظر ورود بیماری است که از لحاظ روانی دچار اختلال است و جرم سنگینی را مرتکب شده است. البته قرار نیست به این زودی ها بدانیم جرم مرد بی نام و نشان که در طول نمایش دکتر عارف او را «هی من» صدا می کند، چه بوده است. «هی من» در بدو ورودش به مطب دکتر شروع می کند به انگلیسی حرف زدن و از دکتر هم می خواهد که فقط با زبان انگلیسی با او صحبت کند. اما عارف با ترفندی این بیمار را که ابتدا فقط به زبان انگلیسی واکنش نشان می دهد وادار به فارسی صحبت کردن می کند.

    در حین تمرین، رحمانیان جاهایی که لازم می داند به بازیگران تذکر می دهد و قرار گرفتن در جای درست و برخی مکث ها را به آنها گوشزد می کند. اما در نهایت مشخص است که بعد از مدت ها تمرین بازیگران دیگر با نقششان خو گرفته و می دانند که قرار است چه کارهایی روی صحنه انجام دهند. بنابراین در روزهای ابتدایی ماه اسفند، محمد رحمانیان تنها به روتوش نهایی «در روزهای آخر اسفند» می‌پردازد.

    «هی من» از علاقه اش به موسیقی و غم از دست دادن دوستی که رفاقتی دیرینه و خاطرات مشترکی با او داشته است، می‌گوید: بعضی وقتا احساس نمی کنی که یه مشت دایره مارپیچ دور سرت می چرخن.

    دکتر: این دایره ها تو سره همه ما هست. یکی احساسش می کنه، یکی به روش نمی یاره.

    هی من: ماله من، گمون می کنم شبیه یک آسیاب بادی باشه. همونایی که دن کیشوت به جنگشون می رفت. ماله تو چجوریه؟ اصلا احساسش می کنی؟

    در فواصل صحبتهای دکتر با مرد جوان با ویژگی های شخصیتی و بیماری این جوان عاشق موسیقی بیشتر آشنا می شویم. رحمانیان در این نمایش تلاش کرده ادای دینی به دنیای موسیقی و هنرمندان آغازگر سبک پاپ – راک در ایران داشته باشد تا جایی که «هی من» نام خودش را فرهاد مهراد گذاشته و او را الگوی رفتاری خود برای آموختن موسیقی قرار داده است.

    همین مسئله بهانه ای می شود تا در فواصل نمایش شاهد اجرای زنده ترانه های نوستالوژیکی باشیم که این جوان با آن خاطره داشته است: 927،927، 927. بار 927 ائه که به این ترانه گوش می دم…

    رحمانیان عنوان می کند برای اجرای این اثر نگاهی به حادثه ناگواری که برای گروه موسیقی ایرانی «سگهای زرد» در خارج رخ داد نیز داشته است. وی در این زمینه توضیح می دهد: رابطه اصلی دو شخصیت نمایش از نمایشنامه «ایکواس» پیتر شفر با ترجمه آناهیتا بنایی گرفته شده که نمایشنامه ساده ای درباره گروه های موسیقی پاپ و راک است. تازه طرح اولیه را نوشته بودم و هنوز داستان به درستی شکل نگرفته بود که اتفاق ناگواری که برای گروه «سگهای زرد» رخ داد و ذهن من را بسیار به خودش مشغول کرد و موضوع برایم پیچیده شد.

    وی ادامه می دهد: بنابراین نگاهم به این طرح عمیق‌تر شد و با تحقیق بیشتر و با دقت زیادتری نمایشنامه را نوشتم. حالا من با یک پدیده مواجه بودم که در موقعیتهای دیگر اسمش را می گذارند فرار مغزها اما اینجا می شود آن را به فرار دل‌ها تعبیر کرد. تلخی این حادثه راه من را روشن کرد و متوجه شدم که حالا برای چه می نویسم و چرا می نویسم. الان موضوع انسان بیشتر از موسیقی و نمایش برایم مطرح بود. تلاش کردم نمایشنامه خوبی بنویسم تا با تلفیق موسیقی ها تماشاگر با فاجعه ای که رخ داده نزدیکتر روبرو شود.

    ساعت 8 شب بعد از ساعتها، تمرین گروه به پایان می رسد. از همه خسته تر غزل شاکری و اشکان خطیبی هستند که عنصر مشترک هر دو بخش کار به حساب می آیند. گروه با خوشرویی و همچنان پر انرژی با یکدیگر خداحافظی می کنند تا روز بعد تمرین نهایی را انجام داده و به پیشواز اجرای عمومی «در آخرین روزهای اسفند» بروند.

    هی من: حالا ترانه تموم شده و تنها چیزی که مونده صدای خش خش صفحه 33 دوره. فقط صدای خش خش …

  • محمد رحمانیان «صدام» را به صحنه می‌ برد

    محمد رحمانیان «صدام» را به صحنه می‌ برد

    محمد رحمانیان قصد دارد نمایش تازه‌ای را با نام «صدام» اجرا کند.

    به گزارش MrArt.ir به نقل از ایسنا، این نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر درباره‌ی این نمایش گفت: نمایش «صدام» زندگی صدام حسین دیکتاتور عراق است که از ابتدای زندگی تا زمان اعدام او و پیامدهای بعد از اعدامش را روایت می‌کند.

    او اضافه کرد: این نمایش پروژه بسیار سنگینی است که با هشتاد بازیگر به صحنه خواهد رفت و مدت زمان تقریبی اجرای آن حدود چهار ساعت خواهد بود.

    رحمانیان احتمال داد: این نمایش پاییز آینده در ایران اجرا شود.

    این هنرمند تئاتر که مدتی است در کانادا زندگی می‌کند، اضافه کرد: بعد از اجرای دو نمایش «آرش ساد» و «در روزهای آخر اسفند» که بهمن و اسفند امسال در تالار وحدت به صحنه می‌روند به کانادا بر می‌گردم و دوباره نیمه خرداد ماه برای تمرین نمایش «صدام» به ایران بازخواهم گشت چراکه این نمایش حدود سه ماه و نیم تمرین نیاز دارد.

    وی یادآور شد: قرار بود چهار سال پیش نمایش «صدام» را کار کنم که نشد. در سفر اخیری که به ایران داشتم برای اجرای آن گفت‌وگوهایی انجام دادم از آنجا که هزینه‌ی اجرای این نمایش بسیار بالاست، نیازمند کمک بخش خصوصی هستم.

    این کارگردان در عین حال مطرح کرد:البته همزمان چند نهاد دولتی برای تهیه‌کنندگی این کار اعلام آمادگی کردند که من با کمال احترام، پیشنهاد آنان را رد کردم چون این نمایش به گونه‌ای است که حتما باید با مشارکت بخش خصوصی اجرا شود زیرا نمی‌خواهم چیزی از بیرون به آن تحمیل شود.

    رحمانیان با اشاره به نقش مهم موسیقی در نمایش«صدام» اضافه کرد: در این نمایش نیز مانند آثار برشت یا همه آثاری که رنگ و بوی اپیک دارد، موسیقی عنصر مهمی است. به همین دلیل از همان ابتدا با آقای فردین خلعتبری هنرمند آهنگساز صحبت کردم تا در اجرای این نمایش در کنار ما باشد.

    او ادامه داد: از سوی دیگر در کنار موسیقی، ترانه‌های زیادی در نمایش«صدام» خواهیم داشت. در حال حاضر مضمون ترانه‌ها را می‌نویسم اما فکر می‌کنم حتما با یک هنرمند ترانه‌سرا همکاری داشته باشیم.

    این هنرمند تئاتر درباره گروه بازیگران این نمایش که یک گروه بزرگ 80 نفره خواهد بود، توضیح داد: بخش عمده‌ای از بازیگران نمایش کسانی هستند که پیش از این با هم کار کرده‌ایم و در کنار آنها با هنرجویان جوان همکاری خواهیم داشت چرا که این نمایش به دلیل تحرک و سرزندگی که دارد، اجرایی جوان خواهد بود و باید سعی کنیم در فرصت کمی که برای تمرین در اختیار داریم، این اثر را آماده کنیم.

    رحمانیان درباره سالن اجرای این نمایش نیز گفت: با مدیران قدیم و جدید تالار وحدت گفت‌وگو کرده‌ایم اما از آنجا که نمی‌شود چیزی را پیش‌بینی کرد‌، همه چیز بستگی به شرایط کاری من و برنامه‌ریزی این تالار دارد. چرا که به هر حال پروژه بزرگی است و در وهله اول باید ببینیم اصلا تمایلی به اجرای این نمایش در این سطح وسیع وجود دارد یا نه.

    محمد رحمانیان این روزها مشغول تمرین و آماده سازی دو نمایش«آرش ساد» و «در روزهای آخر اسفند» است، نمایش اول براساس برخوانی «آرش» نوشته بهرام بیضایی روزهای 10 و 11 بهمن ماه در دو روز پایانی جشنواره تئاتر فجر در تالار وحدت به صحنه می‌رود و پس از آن نیز از روزهای 21 تا 23 بهمن ماه در همین سالن اجرا دارد.

    نمایش «در روزهای آخر اسفند» نیز از اوایل تا اواخر اسفند ماه در تالار وحدت اجرا می‌شود

  • تصاویر تئاتر “عشقه” / تئاتر های دهه 80

    تصاویر تئاتر “عشقه” / تئاتر های دهه 80

    نمایش “عشقه ” / نویسنده : محمد رحمانیان / کارگردان ها : محمد رحمانیان ، حبیب رضایی / بازیگران : علی عمرانی ، مهتاب نصیرپور ، سیما تیرانداز ، آشا محرابی ، ستاره اسکندری ، بهناز جعفری ، هنگامه صالحی ، مریم شیرافکن ، ملیکا اسلافی / همیاران : نسترن حرسلاک ، نسیم بهادری ، رزیتا شیخ علیزاده ، آزاده گودرزی ، فرانک میری ، رزیتا بهمنش ، ساناز فلاح فرد.

    طراح : محسن شاه ابراهیمی / ترانه سرا : سپیده ذهنی / طراح موسیقی و آهنگساز : سغید ذهنی / مرداد ماه 1386 . تئاتر شهر . تالار چهارسو .

    05 04 03 02 01 00

    06 07 08

  • تئاتر های دهه هشتاد ایران / تصاویر تئاتر اسم

    تئاتر های دهه هشتاد ایران / تصاویر تئاتر اسم

    نمایش “اسم” به  کارگردانی محمد رحمانیان بهمن 82 به روی صحنه رفت.

    به گزارش MrArt.ir، بازیگران این نمایش احمد اقالو، علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، ،سینا رازانی، رزیتا فضایی، نسترن حرسلاک.

    عکس از سیامک زمردی

    01

    02

    03

    04

    05

    06

    07

    08

    09

  • کمبود سالن تئاتر یک مشکل جدی است

    کمبود سالن تئاتر یک مشکل جدی است

    2سامان احتشامی که در نمایش “ترانه های قدیمی” به کارگردانی محمد رحمانیان به عنوان نوازنده پیانو و سه‌تار حضور دارد با گلایه از نامناسب بودن امکانات سالن این اجرا عنوان کرد این نمایش به خاطر عشق و علاقه مخاطبان روی صحنه می‌رود.

    سامان احتشامی آهنگساز و نوازنده که در نمایش “ترانه های قدیمی” به کارگردانی محمد رحمانیان به عنوان نوازنده پیانو و سه‌تار حضور دارد درباره همکاری با این کارگردان پیشکسوت تئاتر به مهر گفت: این افتخار این را دارم که برای دومین‌بار با محمد رحمانیان همکاری می‌کنم. پیش از این نیز آهنگسازی نمایش‌ها و فیلم های سینمایی دیگری را نیز بر عهده داشتم که می‌توانم به فیلم‌های” این ترانه عاشقانه نیست”، “رستگاری در هشت دقیقه”،” شکاف” و انیمیشن “شازده کوچولو” به کارگردانی نورالدین زرین‌کلک اشاره کنم.

    وی افزود: من رفاقت دیرینه‌ای با فردین خلعتبری دارم که در این نمایش به عنوان تنظیم‌کننده آهنگ‌ها و مشاور کارگردان حضور دارد. خلعتبری در این نمایش به من پیشنهاد داد که به چه شکل قرار است پیانو و سه‌تار بنوازم. معتقدم اجرای موسیقی زنده در یک نمایش به حال و هوای اثر کمک بیشتری می‌کند اما به دلیل هزینه‌هایی که دارد معمولا هنرمندان ما ترجیح می دهند موسیقی به شکل پلی‌بک پخش شود.

    این آهنگساز با اشاره به اینکه “ترانه‌های قدیمی” هر شب در دو سانس 20 و 22 اجرا می‌شود، بیان کرد: خوشبختانه تا امروز شاهد استقبال بسیار خوب تماشاگران بودیم اما متاسفانه این سالن نمایشی از کوچکترین امکاناتی که یک سالن تئاتر باید داشته باشد برخوردار نیست. من و همه عوامل نمایش به خاطر عشقی که به تئاتر داریم روی صحنه هستیم. صحنه تئاتر صحنه مقدسی است و اجرای یک نمایش حرمت و اعتبار یک هنرمند است اما باید حداقل شرایط برای اجرای یک اثر نمایشی فراهم شود.

    احتشامی یادآور شد: متاسفانه در موسسه اکو حتی امکانات اولیه برای آب خوردن هم وجود ندارد و ما در دستشویی سالن لباسهایمان را تعویض می‌کنیم. من حتی سر تمرین ها با یک ساز فوتی کوچک ملودیکا حاضر می شدم چون فضایی برای پیانو تعبیه نشده بود. کوچکترین سالن های دنیا هم باید جایی برای قرار دادن پیانو داشته باشند. اگر همراهی و همت کمپانی یاماها و محبت فرزاد قیصری‌پور و حسام ساختیان‌چی نبود من حتی برای اجرا در صحنه، پیانو هم در اختیار نداشتم اما با لطف این دوستان که بدون هیچ چشم داشتی پیانو 100 میلیونی شان را در اختیار من قرار دادند مشکلات تا حدی برطرف شد.

    این نوازنده متذکر شد: یکی دیگر از مشکلات این سالن نداشتن تهویه مناسب است که برای تماشاگران و گروه‌های نمایش مشکل به وجود می آورد. اما مردم به خاطر علاقه به رحمانیان و این کار به دیدن نمایش می آیند و من همین جا از انرژی مثبت تماشاگران سپاسگزاری می کنم. آرزوی بزرگ من این است که افراد متمولی بیایند و در هرجای تهران که شده مراکز فرهنگی و تئاتری بسازند تا هنرمندان ما تا این اندازه محتاج سالن نمایش نباشند.

    احتشامی درباره حال و هوای نمایش گفت: “ترانه های قدیمی” از هشت اپیزود مختلف که هرکدام با توجه به ترانه های قدیمی ساخته شده اند، تشکیل شده است که من نیز به عنوان نوازنده پیانو و سه تار از اول تا آخر اجرا روی صحنه هستم. فردین خلعتبری تنظیم و چگونگی اجرای آهنگ‌ها را بر عهده دارد. در واقع این اثر اجرای کنسرت و نمایش همزمان با هم است.

    وی در پایان درباره دیگر فعالیت‌هایش گفت: قرار است اواخر شهریور ماه آلبوم “ملودیکا” را روانه بازار کنم. همچنین ضبط آلبوم “سعدی‌خوانی” را با صدای ژاله صادقیان به تازگی به اتمام رسانده ام. قرار است در پاییز امسال نیز موسیقی فیلم های سینمایی که ساخته ام در قالب یک آلبوم منتشر شود.

    در نمایش “ترانه‌های قدیمی” بازیگرانی چون علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی، افشین هاشمی، علی سرابی، سحر دولتشاهی، اشکان خطیبی، بهاره مشیری، معصومه رحمانی و… ایفای نقش می‌کنند. این نمایش که از چند بخش کوتاه تشکیل شده و پایان هر قطعه ترانه ای قدیمی در آن خوانده می شود، روایتگر تنهایی آدم ها در تهران است.

    “ترانه های قدیمی” نوشته و کار محمد رحمانیان تا 22 شهریور هر شب در دو نوبت 20 و 22 در تالار شمس موسسه بین المللی فارسی‌زبانان اکو به نشانی اقدسیه، بعد از چهار راه آجودانیه، کوچه نیلوفر، پلاک 3 روی صحنه می‌رود.

  • «ترانه‌های قدیمی» محمد رحمانیان روی صحنه می‌رود

    «ترانه‌های قدیمی» محمد رحمانیان روی صحنه می‌رود

    1نمایش «ترانه‌های قدیمی» به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان با بازی بازیگرانی چون علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی و… از ۱۲ شهریور در تالار شمس روی صحنه می‌رود.

     به گزارش MrArt، نمایش «ترانه‌های قدیمی» به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان از 12 شهریور روی صحنه می‌رود.

    رحمانیان که به تازگی از کانادا به ایران بازگشته است، پیش از اجرای این نمایش، نمایش‌نامه «شب سال نو» را در فرهنگسرای اندیشه، نمایش‌نامه‌خوانی کرد. او در جدیدترین فعالیت خود به سراغ ترانه‌های قدیمی تهران رفته است و در خلاصه این نمایش آمده «ترانه‌های قدیمی» از تعدادی قطعات کوتاه نمایشی درباره تهران و مردم این شهر تشکیل شده که به نوعی تئاتر موزیکال با بهره‌‌گیری از ترانه‌های قدیمی ایرانی محسوب می‌شود و پاساژ‌های نمایشی وصل کننده قطعات اثر به یکدیگر هستند.

    علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی، افشین هاشمی، علی سرابی، اشکان خطیبی، بهاره مشیری و معصومه رحمانی در نمایش «ترانه‌های قدیمی» ایفای نقش می‌کنند. همچنین فردین خلعتبری،‌آهنگساز این نمایش است.

    نمایش «ترانه‌های قدیمی» از 12 تا 22 شهریور هر روز ساعت 20 در تالار شمس سازمان فرهنگی هنری AIT به نشانی اقدسیه، بعد از چهار راه آجودانیه، کوچه نیلوفر، پلاک 3 روی صحنه می‌رود.