حسین پارسایی قصد دارد سه نمایش عاشورایی مرتبط با واقعه کربلا را ایام محرم و صفر به صحنه ببرد.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی گروه نمایش، حسین پارسایی کارگردان نمایش های مذهبی قصد دارد در صورت حمایت و تامین هزینه های تولید، سه نمایش عاشورایی «بانوی آب و آیینه»، «سردار مهر و ماه» و «خواهرانه به وقت خیزران» به نویسندگی محمدرضا کوهستانی را در قالب یک اثر عاشورایی بازنویسی و در ایام محرم و صفر اجرا کند.
پارسایی پیش از این و در ابتدای دهه ۹۰ نمایش «بانوی آب و آیینه» را با حضور دانیال حکیمی و رویا نونهالی و نمایش «سردار مهر و ماه» و «خواهرانه به وقت خیزران» را با حضور کوروش سلیمانی، سعید داخ، بهناز جعفری، فقیهه سلطانی و تبسم هاشمی در تالار اندیشه و تالار وحدت روی صحنه برده است.
این تریلوژی عاشورایی روایتی متفاوت از واقعه کربلا و قهرمانان آن است.
پارسایی در این زمینه اظهار کرد: علیرغم پیگیری های متعدد تاکنون هیچ نهاد دولتی و حتی بخش خصوصی برای اجرای این نمایش عاشورایی ابراز تمایل و همکاری نکرده است.
در نمایش «مولن روژ» شیما میرحمیدی طراحی صحنه و لباس، حسام نورانی تکنیک و کیارش بختیاری طراحی صدا را بر عهده دارند.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از نقل از روابط عمومی گروه نمایش، شیما میرحمیدی طراح لباس نمایش های «الیور توئیست» و «بینوایان» در مقام طراح صحنه و لباس با نمایش «مولن روژ» همکاری میکند.
میرحمیدی طراحی صحنه و لباس نمایش های «نامبرده» اصغر دشتی، «اگه بمیری» سمانه زندی نژاد، «نفر دوم» مهین صدری، «پرومته و طاعون» شهاب آگاهی، «صدای آهسته برف» جابر رمضانی و «مفیستو» مسعود دلخواه را در کارنامه حرفه ای خود دارد.
همچنین حسام نورانی به عنوان طراح تکنیک، کیارش بختیاری طراح صدا و شقایق کفیلی دستیار و برنامه ریز در نمایش «مولن روژ» همکاری دارند.
نمایش «مولن روژ» نوشته آرش عباسی با حضور محسن تنابنده و احمد مهرانفر به کارگردانی حسین پارسایی و تهیه کنندگی محمد قدس از ابتدای تابستان در پردیس سینمایی باغ کتاب به صحنه خواهد رفت.
احمد مهرانفر به نمایش «مولن روژ» به کارگردانی حسین پارسایی اضافه شد.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، نمایش ««مولن روژ» نوشته آرش عباسی و کارگردانی حسین پارسایی مضمونی اجتماعی با حضور ۲ پرسوناژ دارد.
احمد مهرانفر که به تازگی به این نمایش پیوسته است دومین همکاری مشترک خود را در صحنه تئاتر بعد از نمایش «شوایک» با محسن تنابنده در «مولن روژ» تجربه میکند.
محمد قدس به عنوان تهیه کننده، میثم احمدی به عنوان مشاور تهیه و تولید، مهتاب کُرک وندی به عنوان مدیر تبلیغات و ارتباطات و گلاویژ نادری به عنوان مشاور رسانهای در این نمایش همکاری دارند.
نمایش «مولن روژ» تابستان سالجاری به صحنه خواهد رفت.
محسن تنابنده قرار است با نمایش «مولنروژ» به کارگردانی حسین پارسایی دوباره به تئاتر بازگردد.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی گروه، محسن تنابنده بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما بعد از ۱۳ سال با نمایش «مولنروژ» به کارگردانی حسین پارسایی روی صحنه میرود.
آخرین حضور صحنهای محسن تنابنده نمایش «شوایک» به کارگردانی کوروش نریمانی بوده است که در سال ۱۳۸۵ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت.
«مولنروژ» نوشته آرش عباسی جدیدترین اثر حسین پارسایی بعد از موزیکال «بینوایان» است.
«مولنروژ» که این روزها با تهیهکنندگی محمد قدس در حال آماده سازی است تابستان سال جاری به صحنه خواهد رفت.
بازسازی مجموعه «تئاتر شهر» و سالن اصلی این مجموعه، پروژهای است که وارد دوازدهمین سال خود شده ولی هنوز و باتوجه به تجربیات گذشته، نمیتوان تصویری روشن از سرانجام این بازسازیها متصور بود.
تئاتر آنلاین – فرهنگ و هنر- فریبرز دارایی: در تئاتر ایران در کنار واژههای مختلف مانند «بودجه»، «ممیزی»، «نظارت»، «حمایت»، «نوبت اجرا»، «تئاتر خصوصی»، «تئاتر دولتی»، «شورای نظارت و ارزشیابی»، «ادارهکل هنرهای نمایشی»، «مدیرکل هنرهای نمایشی» و نام برخی از مدیران و دستاندرکاران تئاتر که هر کدام مخاطرهای برای اذهان هنرمندان و خانواده تئاتر است؛ واژه «بازسازی» نیز جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است.
این واژه بخصوص درباره مجموعه «تئاتر شهر» معنای واقعی خود را به رخ میکشد؛ معنایی که همراه آن موقعیتهایی همچون «تعطیلی چندماهه مجموعه»، «بدتر شدن اوضاع مجموعه»، «انجام تغییرات غیرکارشناسانه و سلیقهای» در ذهن تداعی میکند به خصوص با یادآوری جملهای از بهرام بیضایی درباره بازسازی مجموعه تئاتر شهر در سال ۸۶ که گفته بود: «راهروهای تئاتر شهر، شبیه چلوکبابیها شده است.»
فارغ از تاریخچه بلند تحولات ریز و درشت اما این مجموعه بالغ بر یک دهه است که شاهد آمد و شد مدیرانی است که ایده مشترکی را در سرفصل برنامههای خود طرح میکنند؛ ایده بازسازی و نوسازی زیربنایی که هنوز پس از ۱۲ سال کمتر ناظری امید به تحقق آن لااقل در آیندهای نزدیک دارد. در این گزارش مروری بر این بلاتکلیفی ۱۲ ساله داشتهایم.
خشت اول چون نهد معمار کج…
اولین مرحله از بازسازی مجموعه تئاتر شهر که مصداق «خشت اول چون نهاد معمار کج / تا ثریا میرود دیوار کج» بود، بازسازی تاریخی و معروف این مجموعه در سال ۸۶ و در زمان وزارت محمدحسین صفار هرندی، معاونت هنری محمدحسین ایمانیخوشخو، مدیرکلی حسین پارسایی و مدیریت تئاتر شهر مهرداد رایانی مخصوص بود.
در آن زمان قرار بود بازسازی مجموعه تئاتر شهر با مدیریت بهروز غریبپور انجام شود که این امر به ناگاه به بنیاد رودکی سپرده شد. با پایان سیزدهمین جشنواره نمایشهای آئینی و سنتی مجموعه تئاتر شهر تعطیل و وارد بازسازی شد و طبق اعلام مدیران نام برده وقت، بعد از پایان ماه رمضان، سالنهای اصلی و چهارسوی مجموعه مورد بهرهبرداری مجدد قرار گیرند.
مهرداد رایانی مخصوص
قرار بر این بود بازسازی سالن اصلی با نوسازی امکانات فنی و تجهیزات، تعمیر کف سالن و همچنین تعویض صندلیها همراه باشد و پس از آن بهرام بیضایی با نمایش «افرا» از آبان سال ۸۶ در این سالن حضور پیدا کند.
مهرداد رایانی مخصوص مدیر وقت مجموعه تئاتر شهر طی چند گفتگوی رسانهای ابراز نگرانی کرد که بازسازی مجموعه در زمان تعیین شده قبلی به پایان نمیرسد. طی وعدههای داده شده بازسازی سالن اصلی و چهارسوی مجموعه نه در پایان مهرماه، نه در پایان آبانماه و نه در پایان آذرماه به سرانجام نرسید! نمایش «افرا» هم به تالار وحدت رفت و زندهیاد حمید سمندریان با نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» به سالنی آمد که به دلیل بازسازیای که قرار بود آن را به روزگار جوانی بازگرداند، فرسوده و سالخوردهتر از قبل هم شده بود.
مشکلات تازه سر باز میکند
سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر در دی ماه سال ۸۶ با اجرای «ملاقات بانوی سالخورده» فعالیت خود از سر گرفت ولی فعالیت مجدد آن نه تنها نسبت به گذشته قبل از بازسازی قدرتمندتر نبود، بلکه با مشکلات جدیدی هم مواجه شد. نداشتن سیستم گرمایشی و تهویه مناسب باعث شد تا مخاطبان در فصل زمستانی در هوایی سرد به تماشای آخرین نمایش زندهیاد سمندریان بنشینند.
سرپرست پیشین دفتر طرحهای عمرانی درباره بازسازی انجام شده مجموعه تئاتر شهر در سال ۸۶ با صراحت گفت که در آن بازسازی گمان میکردند کاری انجام دادهاند اما آنها تنها کاری که کرده بودند چسباندن سنگها به دیواره و کف راهروها و ایجاد سقف کاذب در راهروها بوده است تعمیر کف سالن مجموعه باعث شد تا صدای کوچکترین حرکتی روی آن در تمام سالن شنیده شود. صندلیهای کارکرده سالن نیاوران به جای صندلیهای قبلی سالن اصلی نصب شد. وضعیت نامناسب پشت صحنه سالن اصلی مشکلات متعددی را برای گروه اجرایی نمایش ایجاد کرد و یکی دیگر از دستاوردهای بازسازی معروف سال ۸۶ برای سالن اصلی، به هم ریختن وضعیت آکوستیک سالن بود.
دیگر سالنهای مجموعه نیز وضعیت بهتری از سالن اصلی نداشتند ولی این سالن به عنوان ویترین مجموعه تئاتر شهر نه تنها به شرایط ایدهآلی که با بازسازی برای آن تصور میشد نرسید بلکه از شرایط قبلی خود نیز بدتر شد.
مسعود معمار سرپرست پیشین دفتر طرحهای عمرانی در گفتگویی رسانهای درباره بازسازی انجام شده مجموعه تئاتر شهر در سال ۸۶ با صراحت گفت که در آن بازسازی گمان میکردند کاری انجام دادهاند، آنها تنها کاری که کرده بودند چسباندن سنگها به دیواره و کف راهروها و ایجاد سقف کاذب در راهروها بوده است.
بار دیگر واژه بازسازی در زمان معاونت هنری حمید شاهآبادی، و مدیریت سیدصادق موسوی در مجموعه تئاتر شهر و در ابتدای دهه ۹۰ مطرح شد که این بازسازی هم طبق گفته موسوی در دومین نشست خبری خود در ۲۲ اسفند سال ۹۱ و بعد از مدیریت ۲۲ ماههاش در این مجموعه تئاتری، با خرج هزینه حدود یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومانی در تئاترشهر توسط شرکت پیمانکار «پیکر نهاد» برای طراحی و ساخت ۴۲ تابلوی برق، نصب سیستم برق اضطراری و نصب ۲ برج خنک کننده در بام تئاتر شهر همراه بوده است.
سیدصادق موسوی
دومینوی بازسازی به اتابک نادری دیگر مدیر مجموعه تئاتر شهر و در دوره معاونت هنری علی مرادخانی و حضور حسین طاهری در ادارهکل هنرهای نمایشی هم رسید اما در هیچکدام از این مراحل اتفاقی برای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر رخ نداد و این سالن همچنان با همان وضعیت گذشته خود به فعالیت ادامه داد.
در زمان مدیریت نادری در این مجموعه تئاتری نیز بازسازیهایی اتفاق افتاد که هر کدام از آنها نیز جای بحث و تأمل دارد اما وی در ۹ اردیبهشت سال ۹۳ در گفتگویی اعلام کرد که درهای سالن اصلی مجموعه از ۱۵ خردادماه همان سال بسته و این سالن طی یک تعطیلی ۳ ماهه وارد فاز دوم بازسازی خود میشود. باید آکوستیک سالن مورد بازنگری قرار گیرد. همچنین صندلیهای سالن تعویض میشوند و کف سالن نیز موکت خواهد شد. مرمت دیواره و سقف و نصب سیستم اعلام و اطفای حریق هم دیگر مواردی است که در بازسازی سالن اصلی مدنظر قرار دارند.
وی درباره اینکه آیا برای بازسازی از نظرات کارشناسانه و تخصصی اهل فن استفاده میشود یا نه؟ تأکید کرده بود: قرار است طی جلساتی بررسیهای لازم نظیر شناسایی نقاط کور آکوستیک سالن اصلی یا موارد دیگر انجام شوند و در اختیار مجری بازسازی قرار گیرند تا از ۱۵ خردادماه بازسازی سالن اصلی آغاز شود.
اتابک نادری
اما عمر مدیریت اتابک نادری به بازسازی سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر قد نداد و با استعفا از مدیریت تئاتر شهر، جای خود را به پریسا مقتدی داد.
یک پروژه ۵ ماهه و مشکلات نوظهور
در زمان مقتدی نیز بخش دیگری از بازسازی مجموعه تئاتر شهر انجام و تغییراتی در آن ایجاد شد که بحثهایی درباره نحوه کارشناسی و کیفیت این تغییرات مطرح شد که همچنان نیز ادامه دارد اما این مدیر وقت مجموعه تئاتر شهر درباره وضعیت بازسازی سالن اصلی، در گفتگویی رسانهای اظهار کرده بود: جلسهای با حضور آقای طاهری مدیرکل هنرهای نمایشی، آقای شفیعی معاون اجرایی ادارهکل، من، آقای افشیننژاد معاون پشتیبانی، مهندس معمار سرپرست دفتر طرحهای عمرانی، مهندس جمالی مدیر شرکت پیکر نهاد به عنوان مجری پروژه، آقای اکاسره کارشناس دفتر طرحهای عمرانی و مدیر پروژه برگزار و طی آن مقرر شد مدت زمان بازسازی تالار اصلی از ۳ ماه به ۵ ماه افزایش پیدا کند و از آنجا که اجرای «دنکامیلو» تا پایان خرداد تمدید شد، قرار بر این بود دوستان از تیرماه پروژه را آغاز کنند و آبان ماه کار را در یک پکیج کامل به ما تحویل دهند.
پریسا مقتدی
وی درباره موارد مورد نظر برای بازسازی در سالن اصلی چنین گفته بود: به دوستان گفتم ترجیح میدهم تمام بخش فنی، ماشینری، آکوستیک، صندلیها و کف صحنه همه با هم انجام شود و اگر به لحاظ اعتباری، چنین امکانی وجود ندارد، بازسازی را از سالن کوچکتری آغاز کنیم اما کار آمادهای تحویل بگیریم تا وقتی هنرمندی سالنی را تحویل میگیرد، تمام نیازهایش تأمین شده باشد. دو، سه روز بعد آقای آکاسره مدیر پروژه و نماینده و کارشناس دفتر طرحهای عمرانی تماس گرفت و گفت با بررسیهای انجام شده و به دلیل حساسیتی که ما در زمان بندی پروژه داریم و از آنجا که بخشی از خریدها، به دلیل مشکلات گمرک و ارز انجام نشده است، به صلاح دیدیم این زمانبندی به بعد از جشنواره تئاتر فجر موکول شود.
بازسازی سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر همچنان به دلیل تأمین نشدن بودجه بلاتکلیف ماند تا در روند آمادهسازی نمایش «ترور» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی پیشانی سالن اصلی به دلیل فرسودگی کابلهای نگهدارنده، با وزنی حدود ۱۰ روی سن سالن سقوط کرد. در همان روز وقوع حادثه معاون هنری وقت وزیر ارشاد، مهدی شفیعی مدیرکل وقت هنرهای نمایشی و مسعود معمار سرپرست وقت دفتر طرحهای عمرانی وزارت ارشاد در سالن اصلی حضور پیدا کردند.
تعویق چندباره با یک بهانه مشترک؛ بودجه!
در همان زمان قرار بر این شد تا بررسیهای لازم برای مرمت و بازسازی سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر انجام شود و سخنان علی مرادخانی، مهدی شفیعی و مسعود معمار بر اهمیت بازسازی سالن اصلی تأکید داشت اما باز هم بارها و بارها مهدی شفیعی و مسعود معمار در گفتگوهای متعدد رسانهای اعلام کردند که بازسازی سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به دلیل نبود بودجه امکانپذیر نیست و این بازسازی مدام به تعویق افتاد.
پیمان شریعتی
البته بسیاری از هنرمندان تئاتر معتقد بودند با توجه به بازسازی نامناسبی که طی چند سال در مجموعه تئاتر شهر و سالنهای مربوطه آن اتفاق افتاده و این بازسازیهای کمتر با نگاههای کارشناسانه همراه بوده، چشماندازی برای بازسازی مجموعه تئاتر شهر نمیتوان متصور شد.
این روند ادامه پیدا کرد و در دوره مدیریت پیمان شریعتی در مجموعه تئاتر شهر نیز بحث بازسازی ادامه داشت. شریعتی سال ۹۵ در نمایشگاه مطبوعات در گفتگویی رسانهای درباره بازسازی سالن اصلی مجموعه گفت: بعد از اتفاقات خوبی که در بازسازی سالنهای سایه و قشقایی رخ داد، اولویت بازسازی برای خود ما امکانات فنی و ماشینری سالن اصلی است نه صرفاً بازسازی صندلی و فضای فیزیکی آن.
مسعود معمار سرپرست وقت دفتر طرحهای عمرانی وزارت ارشاد در ۲۱ اسفند سال ۹۵ در یک گفتگوی رسانهای دیگر درباره وضعیت بازسازی سالن اصلی، تصریح کرد: تعویض ماشینری سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر نیازمند بودجه بالغ بر ۱۰ میلیارد تومان است و با اعتبار ۳ میلیاردی در نظر گرفته شده، انجام این کار به طور کامل عملی نیست. نامه نگاریهایی را انجام دادیم تا اعتبار بیشتری برای بازسازی تئاتر شهر و سالن اصلی آن اختصاص پیدا کند.
وی یادآور شد: دولت بخشنامهای دارد که طی آن میشود خرید تجهیزات و ماشینریهای مورد نیاز را از طریق فاینانس انجام داد. ما با توجه به این بخشنامه برای خرید ماشینری سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر از طریق یک کمپانی ایتالیایی اقدام کردیم و اقدامات اولیه برای این امر انجام شد ولی بعد از مدتی کمپانی مدنظر به صورت کتبی اعلام کرد که به دلیل اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در لیست تحریمهای بینالمللی است، این کار امکانپذیر نیست.
مسعود معمار در مهرماه سال ۹۶ در گفتگویی که در فضای رسانهای منعکس شد، درباره بازسازی سالن اصلی تئاتر شهر، تأکید کرد: ما در سال ۹۶ نیز منتظر پول هستیم ولی هنوز ریالی برای بازسازی سالن اصلی تئاتر شهر پرداخت نشده است. ظاهراً به صورت اوراق اسناد خزانه مبلغی در نظر گرفته شده ولی هنوز دستورالعمل اجرایی برای اینکه چگونه میتوانیم آن را هزینه کنیم، نیامده است.
وی ادامه داد: از اعتبارات سال گذشته تجهیزات نور و صوت سالن اصلی تئاتر شهر خریداری و در انبار وزارتخانه ارشاد نگهداری میشود. در انتظار این هستیم که بودجه بازسازی در اختیار ما قرار گیرد تا بدون وقفه بازسازی سالن اصلی را آغاز و به پایان برسانیم.
مدیران تازهنفس و وعدهای کهنه
ماجرای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر و بازسازی ماشینری، تعویض صندلیها، بهبود وضعیت آکوستیک سالن، نوسازی امکانات نور و صدای آن به دوره مدیریت سعید اسدی در مجموعه تئاتر شهر، مدیرکل شهرام کرمی در اداره کل هنرهای نمایشی و معاونت هنری سیدمجتبی حسینی رسید.
از سال ۹۷ بحثها درباره ادامه بازسازی مجموعه مطرح شد و در خصوص سالن اصلی، اعلام شد که از اردیبهشت سال ۹۸ و با پایان اجرای عمومی نمایش «ملاقات» به کارگردانی پارسا پیروزفر این سالن تعطیل و مورد بازسازی قرار میگیرد.
سعید اسدی
زهرا نوروزی سرپرست جدید دفتر طرحهای عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که جایگزین مسعود معمار در این سمت شده است، در ۱۹ اسفند سال ۹۷ در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره وضعیت بازسازی مجموعه تئاتر شهر و اولویتبندی مدنظر برای این امر گفت: قرار است بعد از نوروز سال ۹۸ و با پایان اجرای نمایش «ملاقات» آقای پارسا پیروزفر در سالن اصلی مجموعه، طی ۲ تا ۳ ماه سالن اصلی تئاتر شهر به منظور تعمیر و بازسازی تعطیل شود. در حال حاضر اقداماتی برای ماشینری سالن اصلی انجام شده و قرار است در تعطیلی مدنظر ماشینری این سالن تکمیل شود.
وی درباره اعتبار مدنظر برای ماشینری سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر افزود: نزدیک به ۴ میلیارد تومان برای این منظور اعتبار در نظر گرفته شده است.
سعید اسدی: به ما گفتهاند تا پایان شهریور کار بازسازی سالن اصلی تمام میشود اما من قولی برای آن نمیدهم ولی امیدوارم در نیمه دوم سال بتوانیم برای اجرا در این سالن برنامهریزی کنیم نوروزی درباره دیگر اقداماتی که قرار است در زمان تعطیلی سالن اصلی تئاتر شهر انجام شود، اعلام کرد: سیستم صوت و نور سالن اصلی خریداری شده و قرار است در سالن نصب شود. همچنین قرار است کل صندلیهای سالن تعویض شود که چند نمونه صندلی نیز ساخته و به مدیریت مجموعه ارائه شده تا در صورت تأیید جایگزین صندلیهای قدیمی شوند.
سرپرست دفتر طرحهای عمرانی وزارت ارشاد یادآور شد: اگر قرار باشد که فاصله بین صندلیهای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر تغییر کند، باید کف سالن را هم تعویض کنیم در غیر این صورت صندلیهای جدید روی همان اسکلت قبلی نصب میشوند و نیازی به تغییر کف سالن نیست.
سعید اسدی مدیر مجموعه تئاتر شهر در اولین نشست خبری خود بعد از حضوری چندماهه در مجموعه، روز ۳ اردیبهشت سال ۹۸، درباره بازسازی سالن اصلی گفت: در سال ۹۶ بودجهای مصوب شده بود برای ماشینری سالن اصلی و در پایان آن سال با یک مجوز دولتی توانستند بخشی از این بودجه را به سال قبل منتقل کنند و سال ۹۷ باید این کار انجام میشد اما امکان تعطیلی کل سالن نبود و بخشی از کارها انجام شد و امسال طبق برنامه از ۱۵ اردیبهشت سالن اصلی برای بهسازی ماشینری تعطیل خواهد شد.
وی تأکید کرد: به ما گفتهاند تا پایان شهریور کار بازسازی سالن اصلی تمام میشود اما من قولی برای آن نمیدهم ولی امیدوارم در نیمه دوم سال بتوانیم برای اجرا در این سالن برنامهریزی کنیم.
در حال حاضر سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر تعطیل شده و قرار است بازسازی این سالن انجام شود. هنوز نمیتوان تصویری واضح و شفاف از بازسازی سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر متصور شد. اینکه چگونه ماشینری این سالن که در اسفند سال ۹۵ نیازمند بودجهای ۱۰ میلیارد تومانی برای تعمیر و نوسازی داشت، حال در بهار سال ۹۸ با اعتباری ۴ میلیارد تومانی تعمیر و نوسازی خواهد شد؛ گویی تنها در بخش بازسازی ماشینری سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر تورم، تحریم و گرانی تأثیرگذار نبوده است.
بودجههایی که صرف شد و نتیجهای که حاصل نشد!
با نگاهی اجمالی به روند بازسازیهای انجام شده در مجموعه تئاتر شهر شاهد آن هستیم که در یک پروسه زمانی ۱۲ ساله و با صرف هزینههایی بالغ بر چند میلیارد تومان، وضعیت این بنای ملی و مهم تئاتری ایران تغییر قابل توجهی به لحاظ فنی و نوسازی و بهینهسازی و حتی مرمت و نگهداری، نسبت به سالهای قبل از این بازسازیها نکرده است.
در این ۱۲ سال مدیران تئاتری و هنری در زمینه بازسازی مجموعه تئاتر شهر تحت تأثیر نبود بودجه و اعتبارات بودهاند و در زمانی هم که بودجه و اعتباری برای بازسازی بود، کمترین تصمیمگیری درست را در خصوص بازسازی کارشناسانه بخشها و سالنهای مختلف این مجموعه داشتهاند.
۱۲ سال گذشته را میتواند یک دوره درخشان درباره ناتوانی مدیران تئاتری در امر بازسازی مجموعه تئاتر شهر و سالن اصلی این مجموعه تئاتری دانست و باید دید در بازسازی فعلی قرار است چه اتفاقی برای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر رقم بخورد؛ آیا این مجموعه با پایان تعطیلات تابستانی فعالیت خود را از سر میگیرد یا به خواب زمستانی میرود؟ آیا سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر بعد از این تعطیلی و بازسازی، حال و احوال و شرایطی متفاوت از ۱۲ سال گذشته را تجربه خواهد کرد یا نه؟
آخرین نشست از سلسله نشستهای پژوهشی «تاریخ شفاهی تئاترایران» جمعه سوم اسفند ماه با حضور سه هنرمند فعال عرصه تئاتر در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.
به گزارش تئاتر آنلاین، آخرین نشست از سلسله نشستهای پژوهشی «تاریخ شفاهی تئاتر ایران پس از انقلاب اسلامی» جمعه سوم اسفند ماه همزمان با آخرین روز از برگزاری سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.
در این نشست که با اجرای امین عظیمی منتقد، پژوهشگر و مدرس تئاتر برگزار شد، حسین پاکدل نویسنده، کارگردان و مدیر اسبق مجموعه تئاترشهر، حسین پارسایی نویسنده و کارگردان تئاتر و علی شمس نویسنده و کارگردان تئاتر، به بیان نقطه نظرات خود در حوزه تاریخ شفاهی تئاتر ایران طی دهه ۹۰ پرداختند.
روایتهایی ناگفته از مدیریت تئاتر شهر
حسین پاکدل درابتدای این برنامه ضمن اشاره به دوران مدیریتی خود در مجموعه تئاتر شهر طی سالهای گذشته و نحوه حضورش در این مجموعه گفت: وقتی امین عظیمی برای حضور در این جلسه از من دعوت کرد دوست داشتم فرصتی به وجود میآمد که بتوانم حرفهایی بزنم که به درد مخاطب بخورد. در اینجا من فقط اشارهای به حضورم در مجموعه تئاتر شهر میکنم. در آن دورهای که علی منتظری به مرکز هنرهای نمایشی آمد من با او دوستی داشتم اما بنا به دعوت سیدمهدی شجاعی و تعلق خاطری که به تئاتر داشتم عضو شورای مرکز هنرهای نمایشی در دوران مدیریت علی منتظری شدم و تا سالهایی که از تئاتر شهر رفتم به عنوان مشاور در مرکز هنرهای نمایشی حضور داشتم.
وی ادامه داد: هنر ما خیلی نمیتواند دربرگیرنده تحولات مختلفی در حوزههای اجتماعی شود. البته دراین زمینه استثنائاتی وجود دارد که میتوان به سخنرانیهای دکتر علی شریعتی اشاره کرد. این موضوع در حوزههای مختلف رادیو وتلویزیون هم وجود داشت که میتوان در حوزه تاریخ شفاهی رادیو و تلویزیون نیز پرداخت. اما در سالهای بعد از انقلاب میتوانم بگویم که تحولات سال ۷۶ در برگیرنده تحولات عجیبی شد، که بسیار غافلگیرکننده بود و روی فرهنگ ما تاثیر زیادی داشت.
پاکدل افزود: حتی اگر بخواهیم فکر کنیم که تحولات اجتماعی کارکرد خود را از دست داده اصلا درست نیست چرا که نمیتوان به راحتی جلوی آن را گرفت. زیرا من شاهد بودم که جلساتی برای کنترل فضای فرهنگی وجود داشت اما ویژگیهایی باعث شد که حداقل هشت سال اصلاحات دوام بیاورد و بر فرهنگ و هنر کشور ما تاثیر بگذارد. منِ حسین پاکدل هم جزو کوچکی از این اتفاق بودم.
جلسات معروف چهارشنبهها بود باعث شد که کارهای هنرمندان جوان و مستعد این عرصه دیده شوند و به تئاتر ایران وارد شوند. این را هم بدانید همه اینها را هم خودم انجام میدادم و در حوزه انتخاب این من بودم که کارها را انجام میدادم. پاکدل ادامه داد: من فقط از باب مثال بگویم وقتی که تالارسایه در مجموعه تئاترشهر راه افتاد هیچ تالار خصوصی وجود نداشت و تنها مراکز تئاتری مجموعه تئاتر شهر، تئاتر مولوی، تالار سنگلج و برج آزادی بودند که یک باره ما را با انبوه خواستهها مواجه کرد. منظور من از این اشاره این است که آن موقع با ناچیزی محض، ماجرا را شروع کردیم.
وی افزود: حتی روزی به خودم گفتم چرا من این کار را کردم؟ اما کاری بود که باید انجام میدادم. وقتی موضوع را با وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی در میان گذاشتم به او گفتم: «ما برای درست کردن تئاتر شهر به دو میلیارد تومان پول و شش ماه تعطیلی مطلق احتیاج داریم» که وی گفت: «نه دو میلیارد تومان پول داریم و نه شش ماه تعطیلی». حتی زمانی که تصمیم داشتیم تالار نو را در مجموعه تئاترشهر راه اندازی کنیم موضوع برآورد بودجه پیش آمد که ما در کمترین شکل ممکن آن را راهاندازی کردیم. به هر ترتیب ما تلاش کردیم مطابق معیار زمان، کارها را انجام دهیم.
مدیر اسبق مجموعه تئاتر شهر درباره حضور هنرمندان جوان و مستعد عرصه تئاتر در مجموعه تئاتر شهر برای تولید آثار نمایشی گفت: جوانهایی بودند که طی دهه هفتاد اصلا فضایی برای کار تئاتر نداشتند. من حتی در زمانی که مدیر پخش تلویزیون بودم از دوستانی چون زنده یاد خسروی و داریوش کاردان خواستم که بیایند و برای تولید مجموعههای تلویزیونی خود از جوانان تئاتری استفاده کنند. زیرا در آن موقع شرایط تولید آثار تلویزیونی به شکلی بود که عمده هنرمندان افراد مسن بودند. اما من برای اولین بار کسانی را وارد تلویزیون کردم که امروز میبینید این افراد چه کسانی هستند.
پاکدل تأکید کرد: اینها خون تازهای وارد تلویزیون کردند که در تئاتر فعالیت بسیار خوبی داشتند. همین مهران مدیری فردی بود که پیش از ورود به تلویزیون به بازی در تئاتر مشغول بود. به هر حال وقتی من وارد تئاتر شهر شدم همان موقع برنامهای ریختم که هرکس در آن دوره کار تئاتری دارد بیاید و در روزهای چهارشنبه هر هفته من نشان دهد. وقتی کار خوبی را از این جوانها دیدم آنها را انتخاب میکردم و از آنها برای اجرا درتئاتر شهر دعوت میکردم. همین جلسات معروف چهارشنبهها بود باعث شد که کارهای هنرمندان جوان و مستعد این عرصه دیده شوند و به تئاتر ایران وارد شوند. این را هم بدانید همه اینها را هم خودم انجام میدادم و در حوزه انتخاب این من بودم که کارها را انجام میدادم.
مدیریت خودجوش، تئاتر را اداره میکند
حسین پارسایی هم درباره نحوه ورودش به تئاتر در مقام مدیر توضیح داد: آقای پاکدل خیلی فروتنانه کارهایی را که انجام میدادند به سیستم ارتباط میدادند اما او با همین مثالی که زد مشخص کرد که یک مدیریت خودجوش، تئاتر را مدیریت میکند. در حالیکه ما هنوز نمیدانیم قرار است در چند سال آینده چه کارهایی را انجام میدهیم. بنابراین باید گفت کارنامه مدیریتی هر مدیریتی محصول همان دوره است که برخیها توانایی دارند و برخیها هم ندارند. من و گروه «آیین» هم محصول همان چهارشنبههایی هستیم که آقای پاکدل به آن اشاره کرد.
وی افزود: ما روزی به آقای پاکدل مراجعه کردیم و برای اجرای یک نمایش و نمایش دیگری به نام «هذیان» اقدامات لازم را انجام دادیم. موضوعی که برای دربرگیرنده اتفاقات خوبی بود و باعث شد که بعد از دو ماه این دو نمایش را در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر اجرا کنیم. اینها را گفتم که به این نکته اشاره کنیم که هر مدیری تلاش میکند تا اوضاع را سامان بدهد اما در اینجا چه موانعی وجود دارد که باعث میشود کارهایی انجام نشود؟ این موضوع مستقیما به شرایط سیاسی و اجتماعی برمی گردد که اولین آسیب آن به فرهنگ و هنر ارتباط پیدا میکند. طبیعی است که یک مدیر در این مسیر با چالشهای متعددی رو به رو میشود.
پارسایی با ذکر خاطراتی از دوران حضورش به عنوان کارگردان و بازیگر قبل از مدیریت مرکز هنرهای نمایشی اظهار کرد: من زمانی مشغول کارگردانی نمایش «یلدا» بودم. در آن زمان آقای خسرو نشان به عنوان مدیر مرکز هنرهای نمایشی اعتقاد داشت که همه کارها باید به صورت شورایی اجرا شود و در آن زمان بود که دکتر اسماعیل شفیعی به عنوان واسطه بنده را به آقای نشان معرفی کرد و گفت که بنده توانایی کار اجرایی دارم و در آن زمان بود که بنده دبیر اجرایی تئاتر شهر شدم. دیری نپایید که عملکرد شورایی در مجموعه تئاتر شهر ادامه پیدا نکرد و من در شرایط قرار گرفتم که برای مدیریت مجموعه تئاتر شهر باید میگفتم آری یا نه؟ بالاخره دوستان و اعضای محترم شورای تئاتر شهر با نشان صحبت کردند و گفتند اینجا مدیری میخواهد و قطعا الگوی مدیریتی اینجا عملکرد شخصی به نام حسین پاکدل است که همه دوست داشتند اوضاع مدیریتی ایشان در اینجا اتفاق بیفتد. سال ۸۳ بود که بنده مدیر مجموعه تئاتر شهر شدم. البته آن شورای مشورتی تئاتر شهر هم وجود داشت و من کماکان از راهنمایی این عزیزان و البته حسین پاکدل نیز استفاده میکردم.
وی افزود: به هر ترتیب دوره تئاتر شهر با همه مشکلات و محدودیتهای مالی سپری شد تا زمانی که آقای احمدینژاد به عنوان رییس جمهور انتخاب شدند و آقای ایمانی خوشخو به عنوان معاون هنری وزارت ارشاد ابقا شدند. در آن دوران ایمانی دوست نداشت که خسرو نشان در مدیریت مرکز هنرهای نمایشی باشد. من به خاطر دارم به جهت اعمال این تغییر مدیریتها در آن زمان اسامی به وزیر وقت آن دوران (محمد حسین صفار هرندی) که ارائه شد بنده نیز جزو آن اسامی بودم. تا اینکه به من تماس گرفته شد و من به دفتر وزیر رفتم. من در آن زمان عدم تمایل خود را به وزیر اعلام کردم اما از آن جا که اصرار بود که از بین چند گزینه بنده به عنوان مدیر مرکز هنرهای نمایشی حضور داشته باشم بنده با جلسات فراوان روز ۲۵ آبان ماه ۸۴ به عنوان مدیر مرکز هنرهای نمایشی انتخاب شدم.
حسین پاکدل : من به شدت مخالف تفکر شورایی در مدیریت تئاتر بودم زیرا معتقد بوده و هستم که مدیر مجموعه تئاتر شهر نباید عمله بی اختیار افرادی در شورا باشد. حسین پاکدل در این بخش از برنامه بود که به موضوع استعفای خود از مدیریت مجموعه تئاترشهر و اختلافاتی که با مدیروقت مرکز هنرهای نمایشی داشت اشاره کرد و گفت: من معتقدم در راه مدیریت باید بستر مدیریتی نیز فراهم شود. پشتوانه من مدیر در مجموعه تئاتر شهر وزیر وقت فرهنگ و ارشاد بود. من به خاطر دارم وقتی برای نمایش «دایره گچی قفقازی» نامهای از سوی قوه قضاییه برای توقیف نمایش آمد وزیر بود که ضمن ارائه گزارشی کاری کرد که این اجرا در قالب یک نامه متین و قاطعانه به اجرای خود ادامه دهد.
وی افزود: زمانی هم که خسرو نشان قرار بود به عنوان مدیر مرکز هنرهای نمایشی مشغول به کار شود بنده و احمدرضا درویش به اصفهان رفته بودیم و او از ما برای حضور در مجموعه مرکز پیشنهاد گرفت که من قطعا گفتم این کار را انجام ندهید. این مخالفت ما هم زمانی بیان شد که وی مسئولیت را پذیرفته بود. البته وی بعد از حضور در مرکز پیشنهاد حضور در مدیریت مجموعه تئاتر شهر را داد که من قبول نکردم. من در آن دوران بود که به شدت مخالف تفکر شورایی در مدیریت تئاتر بودم زیرا معتقد بوده و هستم که مدیر مجموعه تئاتر شهر نباید عمله بی اختیار افرادی در شورا باشد. زیرا زمانی که بنده به مجموعه تئاتر شهر وارد شدم این تفکر جاری بود اما خوشبختانه این بلا با حضورم در مجموعه تئاتر شهر رفع شد اما متاسفانه در دوره حضور خسرو نشان این بلای شورایی وارد تئاتر شهر شد و دیدیم که ماجرا را به سمتی هدایت کرد که بعد از شش ماه آسیبهای زیادی به مدیریت مرکزهنرهای نمایشی و مجموعه تئاتر شهر وارد کرد.
تلاش «دولت پنهان» برای نفوذ در تئاتر
وی در این بخش از صحبتهای خود بود که به موضوع دخالت برخی از نهادها در امور مدیریتی تئاتر در حوزه نظارت و ممیزی گفت: فشار بیرونی و «دولت پنهان» بسیار تلاش میکرد که روی تئاتر نفوذ پیدا کند. حتی یادم میآید در زمانی گروه انصارحزبالله به ما اعلام کرد که نمایش «دندون طلا» باید تعطیل شود. اما من به آنها گفتم کار شما تعطیل کردن تئاتر است اما کار من این است که شرایطی را فراهم کنم که تئاتر اجرا شود. دوستان به هیچ عنوان انتظار چنین واکنشی را نداشتد و خوشبختانه به دلیل اینکه این دوستان عقبه کار ما در نظام و جنگ را نداشتند نتوانستد مقابل من باشند و این نمایش بالاخره اجرا شد.
پاکدل افزود: در پایان دوره اصلاحات اما فشارها زیاد شد و میخواستند که ما مجری اوامر این فشارها باشیم اما من در آن دوران، موضوع را نپذیرفتم. اخرین ماموریتی هم که در دوره تئاتر داشتم مسئولیت حضور ۵ گروه ایرانی در کشور فرانسه برای اجرای آثارشان بود که موجب بروز حاشیههایی هم شد. بنده این گروهها را در تئاتر شهر جمع کردم و چشم انداز سیاه تئاتر ایران را به آنها گفتم. من یادم هست که رحمانیان به من گفت: «چرا اینها را در مطبوعات نمینویسی؟» اما من به آنها گفتم اینها برای اهالی تئاتر است که نباید به این پدیدهها عادت کنیم و این رویکرد همان رویکردی است که به آن ادامه نخواهم داد. من دوست ندارم احساساتی شوم و بگویم چریک هستم اما براین باورم این اعتقادات نباید در تئاتر وجود داشته باشد. ما در زمانی حتی نگذاشتیم هنرمندی وارد زندان شوند. من آن موقع از تئاتر رفتم تا اینکه کار را درست انجام دهم زیرا دوست نداشتم کسی از بیرون برای تئاتر تصمیم گیری کنند.
وی افزود: شما بدانید لکه از یک قطره شروع میشود. اما بعد حضور آدمهای در سایه باعث میشوند که یک نمایش به یک باره توقیف شوند. من از اینجا رفتم و بر این باورم که تعیین کنندگی بسیار مهم است. این به منزله دیکتاتوری نیست. من بر این باورم نباید خودمان را ثابت کنیم. ما باید حرکتهایی را ایجاد کنیم که چشم اندازهای مناسبی را برای هنرمندان داشته باشیم.
علی شمس: برخی از هنرمندان که من از آنها به عنوان هیولای پیشکسوتان یاد میکنم با دریافت پولهای هنگفت آثاری را روی صحنه میبرند که آثارشان بیش از ۲۵۰ تماشاگرهم نداردعلی شمس نویسنده و کارگردان تئاتر هم در این نشست به برخی صحبتهای پاکدل و پارسایی و شرایط اجرای نمایش در دهه ۹۰ اشاره کرد و گفت: هم آقای پاکدل و هم آقای پارسایی بخشی از تاریخ تئاتر ما بودند که در آن نقش تعیینکنندهای داشتند. من هم در این مجال ناظر بر رفتار مدیریتی این دو عزیز بودم که میتوان درباره آنها تفسیری داشته باشم.
شمس ادامه داد: اما در این فضا به این موضوع اشاره میکنم بسیاری از هنرمندان بودند که در دورههای مدیریتی بسیاری از هنرمندان جوان ظهور کردند که به شدت با استعداد بودند که بخش عمده ای از آنها به واسطه حضور افرادی چون حسین پاکدل به تئاتر ایران معرفی شدند. زیرا ما آن موقع اصلا تئاتر خصوصی نداشتیم و در تئاترهای دولتی هم فضا به گونه ای بود که صف برای اجرای نمایش بسیار طولانی بود. تا اینکه اتفاق سال ۷۶ باعث میشوند که هنرمندان به اتکا استعداد و نگاه به تئاتر وارد مقوله اجرای نمایش میشوند. ما از اواسط دهه ۷۰ با تورم خلاقیت در حوزه تولید متن و نمایشنامه مواجه میشویم که هنوز هم از محصولات آن در این دهه استفاده میکنیم.
این نویسنده و کارگردان تئاتر ادامه داد: به اعتقاد من دهه ۷۰ این سالها نسلی را تربیت کرد که ذائقه تئاتر ایران را عوض کرد. ما در آن دوران افرادی را داشتیم که بورسیههای مختلفی را برای حضور در کشورهای اروپایی دریافت کردند. یعنی در این مجال فرصتی برای برخی هنرمندان وجود آمد که بیرون آمده از جهان بیرونی این هنرمندان بود.
وی ادامه داد: زمانی حضور هنرمندان در فستیوالهای خارجی فقط از طریق مرجع دولتی مرکز هنرهای نمایشی صورت میگرفت اما در دورانی که طی سالهای ۷۰ اتفاق افتاد هنرمندان به صورت خودجوش و به واسطه توانایی خودشان در فستیوالهای بین المللی حضور پیدا کردند. در این سالها اما معتقدم ما همچنان سیاست زده هستیم و دارای کنشهای عصبی در تئاتر هستیم که واقعا شرایط خوبی را برای اهالی تئاتر فراهم نکرده است. الان بزرگترین آسیبی که در تئاتر هست آسیبی بی رحمانه به نام سانسور است که واقعا هنرمندان را تحقیر کرده است. این شبح بدون اینکه من هنرمند آن را بشناسم باعث شده که بسیاری از هنرمندان با قید وثیقه در زندان نباشند. ما هیچ کاری هنوز درباره این موضوع انجام ندادهایم و هر اعتراضی هم در این زمینه صورت میگیرد آن را به برخی عقاید ارتباط میدهند. از سوی هنرمند القای پیشزمینه ذهنی مواجهه هنرمند با هنرمند نیز موجب بروز اتفاقات بدی در حوزه تئاتر طی این سالها شده است.
حسین پارسایی هم در این بخش از نشست به موضوع ممیزی و سانسور و مواجهه دوران مدیریتی خود با این رویکرد بیان کرد: من فکر میکنم همه مواردی که به آن اشاره شد، وجود داشته است. اما فرق اینجاست شکل ماجرا در دوران مختلف فرق کرده است. موقعی میآمدند گفتکو میکردند و میرفتند در زمانی هم ماجرا شکل دیگری است. زمانی که من تئاتر شهر بودم تابع مجوز شورای نظارت وارزشیابی بودم. در دوره ای که بنده رییس مرکز هنرهای نمایشی شدم به بنده هم تماسهایی گرفته میشد اما سعی و اراده ما به این گونه بود که همه ماجرا در درون مرکز هنرهای نمایشی مرتفع شود. این رویه هم تبدیل به یک گفتگو شده بود که ماجرا هم در همان مرکز هنرهای نمایشی به اتمام میرسید.
مدیرکل اسبق هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به برخی اقدامات خود در دوران مدیریتی اش با هدف پرهیز از تشنج حاصل از برخوردهای ممیزی گفت: ما در زمانی شورای بسیار فهیم و ارزشمندی به نام شورای عالی تئاتر داشتیم که تمام تولیدات تئاتر ایران در آن مطرح میشد. خوشبختانه دوستان ما در این شورا بسیار صریح من را نقد و درباره این اجراها با من تبادل نظر میکردند. این موضوع در تداوم همان دوره سالهای ۷۰ بود که ما محمد اطبایی را به مرکز هنرهای نمایشی آوردیم و از او خواستیم درباره نحوه حضور گروههای ایرانی در فستیوالهای بین المللی با ما همکاری داشته باشد. ما در آن زمان اصل را بر راستی آزمایی قرار دادیم و با اختصاص بودجه ای شرایط را برای اجرای گروههای ایرانی در محافل خارجی فراهم کردیم. در همان دوران اتفاقات بسیار خوبی افتاد که در نتیجه همکاری با کمپانیهای بزرگ دنیا انجام گرفت. این کارها مانند دو امدادی بود که من به گذشته خودم لگد نمیزدم وتلاش میکردم تا آن را به مسیر بعدی برسانم.
معضلی به نام سوءتفاهم و مقایسه
پارسایی تصریح کرد: هر اتفاقی در هر دورهای افتاده شما بدانید که فردی نیست. یعنی گروهی تلاش میکنند تا تئاتر را به نقطه امن برساند. در این راه معضلاتی وجود دارد که مهم ترین آن سوتفاهم و مقایسه است. یعنی سوتفاهمی وجود دارد که آدمها سعی میکنند درباره هر پدیده اظهار نظر کنند و آن پدیده را نیز به اثبات برسانند. همین موضوع و طرح آن در رسانه نیز باعث میشود که جریان ممیزی هم به ماجرای تئاتر حساس تر شود اصلا یکی از اشکالات ما این است که بلند بلند حرف میزنیم. آن چیزی که سهم هنرمندان تئاتراست و اصلا به مدیریت تئاتر ربطی ندارد صیانت از تئاتر است ما نباید احساس کنیم که همه بار در صندوق دولت است. به همین دلیل ما با تکناهایی مواجه شدیم که هیچ چشم اندازی هم برای تئاتر ایران ندارد. ما باید بدانیم آسیبهای ما کجاست و کجا باید در کمار هم قرار گرفته و در یک محدود پشت هم بایستیم.
وی درباره افزایش برخی دخالت ونفوذهای دستگاههای غیر تئاتری در جریان ممیزی تئاترطی دوران مدیریتی خود گفت: هر آدمی در دوران مدیریتی خود در عین حال که توجه میکنند که بهترین تصمیم را بگیرد ممکن است در آینده نسبت به تصمیم مدیریتی خود در فلان زمان انتقادهایی داشته باشد.
موضوع انحلال «انجمن نمایش» و تغییر ماهیت آن در مرکز هنرهای نمایشی بحث دیگری از این نشست بود که حسین پارسایی در این بخش به بیان نقطه نظرات خود پرداختند.
پارسایی: هر شخصی در دوران مدیریتی خود در عین حال که توجه میکنند که بهترین تصمیم را بگیرد ممکن است در آینده نسبت به تصمیم مدیریتی خود در فلان زمان انتقادهایی داشته باشد. پارسایی در این بخش ضمن ارائه توضیحانی درباره روند اداری انحلال انجمن نمایش و تغییر نام آن با عنوان «انجمن هنرهای نمایشی ایران» گفت: دکتر منتظری در دوره خود انجمنی را برای جمایت از آثار در شهرستانها تاسیس میکند و این انجمن سبب میشود که تئاتر گسترش پیدا گرده و به فعالیت خود ادامه دهند. اما در طول زمان و تا زمانی که سازمان بازرسی حکم به انحلال انجمن نمایش را داد. مدیران وقت مجبور میشوند به دلیل محدودیتهای استخدامی از صندوق این انجمن برای کارهای استخدامی استفاده کنند.
وی افزود: سازمان بازرسی از دورهای که آقای خوشخو معاون هنری وزیر ارشاد بود مدام نامه میزد که حساب شما دارای اختلافات مالی است و باید در این زمینه اصلاحاتی صورت گیرد. اما کسی گردن نگرفت تا جایی که بودجه انجمن قطع شد و حتی گفته شد که تعدادی از افراد در استخدام انجمن هستند و در حالی که همچنان در خارج از کشور هستند هنوز حقوق دریافت میکنند. به هر حال با حکم مراجع قضایی بودجه انجمن در اردیبهشت ۸۵ قطع شد و ما در تنگنایی قرار گرفتیم که مجبور شدیم در راستای ماجرای فصل ۵ انجمن دیگری را تاسیس کرده و ماجراهای استخدامی کارکنان انجمن نمایش به وزارت ارشاد انتقال دهیم. همین اتفاق باعث شد که آقای مسافر آستانه بابت عدم پرداخت مالیات بردرآمد توسط امورمالی دورههای مختلف انجمن در دورههای پیشین هنوز ممنوع الخروج باشد. من در فکر میکنم در حوزه انجمن نمایش مقداری بی انصافی صورت گرفت که خیلیها شاید از آن آگاه نباشند. یعنی برخی از دوستان خودخواهی داشتند که متاسفانه بستر در برخی بی عدالتیهایی بود که از طرف مراجع قانونی قابل پذیرش نبود.
علی شمس نیز در بخش دیگری از صحبتهای خود واژه «هیولای پیشکسوتان» را مطرح کرد و گفت: هیچ کس معترض پولی که از طرف دولت به بزرگانی چون بهرام بیضایی، علی رفیعی و تعدادی دیگر از بزرگان داده شده نیست. اما برخی از هنرمندان که من از آنها به عنوان هیولای پیشکسوتان یاد میکنم با دریافت پولهای هنگفت آثاری را روی صحنه میبرند که آثارشان بیش از ۲۵۰ تماشاگرهم ندارد. اما همینها بعضا در مواجهه با نسل کارگردان دهه نود از کلید واژههایی چون «جوانک» و کلماتی دیگر استفاده میکنند که من نمیدانم قرار است تا کی سایه سنگین این هیولا بر سر تئاتر ایران باشد.
همزمان با برگزاری نمایشگاه اسناد تئاتر ایران پس از انقلاب در جشنواره تئاتر فجر، نشست های پژوهشی تاریخ شفاهی تئاتر ایران از ۳۰ بهمن الی ۳ اسفند در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار میشود.
به گزارش تئاتر آنلاین، تاریخ شفاهی (Oral History) یکی از شیوه های پژوهش در تاریخنگاری و مشتمل بر مجموعه منظمی از اظهارات افراد زنده در مورد تجربیات شان و روایت زنده ای از رویدادهای تاریخی است. تئاتر به عنوان هنری زمانمند بیش از گونه های دیگر هنری می تواند از ظرفیت ها و امکانات تاریخ شفاهی برای بررسی و شناخت جریان های درونی خود استفاده کند. بر این مبنا جلسات تاریخ شفاهی تئاتر ایران پس از انقلاب با هدایت امین عظیمی پژوهشگر و مدرس دانشگاه طراحی شده است.
در هر یک از این جلسات که اختصاص به دهه های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ شمسی دارد، شاهدان عینی و چهره های تاثیرگذار هر مقطع تاریخی به تشریح فضای تئاتر کشور می پردازند و پاسخگوی پرسشهای مخاطبان خواهند بود. از چهرهای حاضر در این نشست ها می توان به هنرمندانی همچون علی منتظری، هوشنگ توکلی، مجید جعفری، قطب الدین صادقی، تاجبخش فنائیان، داود فتحعلی بیگی، حسین پاکدل، کیومرث مرادی، علی شمس، امیر اسمی، فرشید مصدق، اردشیر صالح پور و حسین پارسایی اشاره کرد.
نشست های پژوهشی تاریخ شفاهی از ۳۰ بهمن تا ۳ اسفند هر روز ساعت ۱۱ الی ۱۳ میزبان تمامی علاقمندان، پژوهشگران، دانشجویان و اهالی تئاتر کشور خواهد بود.
نمایش موزیکال «بینوایان» به کارگردانی حسین پارسایی تا ۱۴ دی ماه تمدید شد.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، تا کنون طی ۳۶ سانس بیش از ۹۰ هزار نفر به تماشای نمایش موزیکال «بینوایان» نشسته اند.
نمایش موزیکال «بینوایان» به کارگردانی حسین پارسایی و با رهبری ارکستر بردیا کیارس با همراهی ۳۰۰ بازیگر، خواننده و نوازنده از بیستم آبان ماه روی صحنه است و قرار است تا ۱۴ دی ماه روی صحنه باشد.
پارسا پیروزفر در نقش ژان والژان، نوید محمدزاده در نقش ژاور، نیلوفر خوش خلق در نقش فانتین، سحر دولتشاهی در نقش مادام تناردیه، هوتن شکیبا در نقش موسیو تناردیه، اشکان خطیبی در نقش ماریوس و امیرحسین فتحی در نقش آنژولراس (به ترتیب حضور صحنهای) به همراه حدود ۳۰۰ بازیگر، خواننده و نوازنده در این اجرا حضور دارند.
سیامک احصایی طراح صحنه، سارا اسکندری طراح چهرهپردازی، شیما میرحمیدی طراح لباس، علی براتی طراح حرکت، بامداد افشار طراح صدا، مرتضی نجفی طراح نور، فراز اسکندری ویدئو دیزاینر، هاسمیک کاراپتیان سرپرست بخش آوازی و سحر ستوده به عنوان مترجم و ترانه سرا دیگر عوامل این نمایش موزیکال هستند.
محمدصادق رنجکشان سرمایهگذار این پروژه است و میثم احمدی و محمد قدس تهیهکنندگی آن را برعهده دارند.
اجرای نمایش موزیکال «بینوایان» به کارگردانی حسین پارسایی برای دومین بار تا ۱۴ دی ماه تمدید شد.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، موزیکال «بینوایان» پیش از این تا چهارم دی ماه تمدید شده بود برای دومین بار تا ۱۴ دی ماه تمدید شد.
تاکنون بیش از ۵۵ هزار نفر به تماشای این نمایش نشستند و بیش از ۹۰ هزار نفر اقدام به خرید بلیت کرده اند و همچنان استقبال از پیشفروش بلیتها ادامه دارد.
حسین پارسایی کارگردانی این نمایش را برعهده دارد و بردیا کیارس رهبر ارکستر موسیقی این نمایش است.
پارسا پیروزفر در نقش ژان والژان، نوید محمدزاده در نقش ژاور، پریناز ایزدیار در نقش فانتین، سحر دولتشاهی در نقش مادام تناردیه، هوتن شکیبا در نقش موسیو تناردیه، اشکان خطیبی در نقش ماریوس و امیرحسین فتحی در نقش آنژولراس (به ترتیب حضور صحنهای) به همراه حدود ۳۰۰ بازیگر، خواننده و نوازنده در این اجرا حضور دارند.
سیامک احصایی طراح صحنه، سارا اسکندری طراح چهرهپردازی، شیمامیرحمیدی طراح لباس، علی براتی طراح حرکت، بامداد افشار طراح صدا، مرتضی نجفی طراح نور، فراز اسکندری ویدئو دیزاینر، هاسمیک کاراپتیان سرپرست بخش آوازی و سحر ستوده به عنوان مترجم و ترانه سرا دیگر عوامل این نمایش موزیکال هستند.
محمدصادق رنجکشان سرمایهگذار این پروژه است و میثم احمدی و محمد قدس تهیهکنندگی آن را برعهده دارند.
نمایش موزیکال «بینوایان» روزهای ۲۴ و ۲۵ آذر و ۱ دی اجراهای فوق العاده خواهد داشت.
به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش موزیکال «بینوایان» به دلیل استقبال مخاطبان روزهای ۲۴ و ۲۵ آذر و یکم دی ماه اجرای فوق العاده برگزار می کند. نمایش موزیکال «بینوایان» به کارگردانی حسین پارسایی و با رهبری بردیا کیارس با همراهی ۳۰۰ بازیگر، خواننده و نوازنده از بیستم آبان روی صحنه است.
ارکستر ۱۵۰ نفره موسیقی به همراه بردیا کیارس به طور زنده از ابتدا تا انتهای اجرا گروه نمایش را در سالن تهران ـ رویال هال همراهی میکنند.
پارسا پیروزفر در نقش ژان والژان، نوید محمدزاده در نقش ژاور، پریناز ایزدیار در نقش فانتین، سحر دولتشاهی در نقش مادام تناردیه، هوتن شکیبا در نقش موسیو تناردیه، اشکان خطیبی در نقش ماریوس و امیرحسین فتحی در نقش آنژولراس (به ترتیب حضور صحنهای) به همراه حدود ۳۰۰ بازیگر، خواننده و نوازنده در این اجرا حضور دارند.
سیامک احصایی طراح صحنه، سارا اسکندری طراح چهرهپردازی، شیما میرحمیدی طراح لباس، علی براتی طراح حرکت، بامداد افشار طراح صدا، مرتضی نجفی طراح نور، فراز اسکندری ویدئو دیزاینر، هاسمیک کاراپتیان سرپرست بخش آوازی و سحر ستوده به عنوان مترجم و ترانه سرا دیگر عوامل این نمایش موزیکال هستند.
محمدصادق رنجکشان سرمایهگذار این پروژه است و میثم احمدی و محمد قدس تهیهکنندگی آن را برعهده دارند.
اجرای نمایش موزیکال «بینوایان» به کارگردانی حسین پارسایی تا پایان آذرماه تمدید شد.
به گزارش تئاتر آنلاین، اجرای نمایش موزیکال «بینوایان» به کارگردانی حسین پارسایی که از ۲۰ آبانماه در سالن رویال هال هتل اسپیناس روی صحنه رفته است، تا پایان آذر ماه تمدید شد.
ارکستر 150 نفره موسیقی به رهبری بردیا کیارس این گروه نمایش را همراهی میکنند.
پارسا پیروزفر در نقش ژان والژان، نوید محمدزاده در نقش ژاور، سحر دولتشاهی در نقش مادام تناردیه، پریناز ایزدیار در نقش فانتین، هوتن شکیبا در نقش موسیو تناردیه، اشکان خطیبی در نقش ماریوس و امیرحسین فتحی در نقش آنجلراس (به ترتیب حضور صحنهای) به همراه حدود 300 بازیگر، خواننده و نوازنده در این اجرا حضور دارند.
سیامک احصایی طراح صحنه، سارا اسکندری طراح چهرهپردازی، شیمامیرحمیدی طراح لباس، علی براتی طراح حرکت، بامداد افشار طراح صدا، مرتضی نجفی طراح نور، فراز اسکندری ویدئو دیزاینر، کوروش دالوند کامپیوتر گرافیک، هاسمیک کاراپتیان سرپرست بخش آوازی و سحر ستوده به عنوان مترجم و ترانه سرا دیگر عوامل این نمایش موزیکال هستند.
محمدصادق رنجکشان سرمایهگذار این پروژه است و میثم احمدی و محمد قدس تهیهکنندگی آن را برعهده دارند.
از کجا آوردهای؟
«من خیلی شفاف دارم میگویم که از دولت پول نگرفتهام، از ارشاد پول نگرفتهام، سالن دولتی را هم اشغال نکردهام. شخص محترمی در این پروژه [تئاتر موزیکال بینوایان] سرمایهگذاری کرده که هیچ ارتباطی با فرهنگ ندارد.»
اینها صحبتهایی بود که شنبهشب حسین پارسایی در برنامه «شبهای تئاتر» شبکه چهار سیما خطاب به مجری برنامه گفت که اتفاقا خودش از تئاتریهاست. آقا پیام دهکردی که در سریال «شهریار» نقش رفیق و همخانهای استاد شهریار را هم بازی میکرد در مقام مجری از جناب پارسایی که با حفظ سمت، مدیرکل شبکه نمایش خانگی وزارت ارشاد هم محسوب میشود درخواست کرده بود که خیلی شفاف بگوید هزینه میلیاردی تئاتر بینوایان را از کجا آورده است. حالا ما هم که در جامجم سرمان برای این پلیسبازی درد میکند رفتیم دنبال اینکه بفهمیم سرمایهگذار بینوایان میلیاردی کیست و چه میکند. با ما در این گزارش همراه باشید.
برحسب آنچه که توسط سایت تیوال اعلام شده، سرمایهگذار این نمایش فردی به نام محمدصادق رنجکشان است. جناب رنجکشان رئیس هیات مدیره و همچنین موسس یکی از خوفترین و خفنترین آژانسهای مسافرتی و توریستی کشور است. شرکت متبوع جناب رنجکشان به نام دلتابان حدود 20 سال است که تاسیس شده و طی سه دوره متوالی در سالهای 94، 95 و 96 برگزیده برتر ملی گردشگری هم انتخاب شده است. در بخشی از خدمات این شرکت آمده است: «ما توانستهایم خدمات شایان توجهی به بخش توریسم کشور که همانا ارائه سرویس و امکانات لوکس سفر با استفاده از پروازهای منظم و ایمن شرکتهای هواپیمایی داخلی و بینالملی و گارانتی هتلهای معتبر و زنجیرهای پنج ستاره در سراسر دنیا خدمات مناسبی برای یک سفر به یاد ماندنی خانوادگی و کاری را برای مسافران ورودی و خروجی فراهم سازیم.» کانال این شرکت در پیامرسان تلگرام هم 21 هزار نفر فالوئر دارد.
دور دنیا در چند روز؟!
سوئیس، فرانسه، اسپانیا، روسیه، تایلند، ویتنام، هند، کانادا، ارمنستان، چین و دبی از جمله مقاصدی هستند که این شرکت مسافران خود را در قالب تور به بازدید از این مناطق میبرد. دلتابان همچنین مالک دو هتل 4 و 5 ستاره در جزیره کیش هم هست و علاوه بر تهران در یکی از کشورهای حاشیه خلیجفارس هم دفتر دارد. هرچند پارسایی در برنامه شبهای تئاتر شبکه چهار سیما اعلام کرده بود سرمایهگذار بینوایان ارتباطی با حوزه فرهنگ ندارد، اما این مساله به آن شکلی هم نیست که پارسایی اعلام کرده است.
سلبریتیبَرون به روسیه
محمدصادق رنجکشان در بازسازی سینما آستارا که یکی از قدیمیترین سینماهای تهران محسوب میشود با سیدجمال ساداتیان همکاری داشته است. رنجکشان همچنین اخیرا در تامین سرمایه فیلمی به نام «سرکوب» هم مشارکت داشته که قرار است به کارگردانی رضا گوران تولید شود. دلتابان بجز این موارد، در موارد دیگری هم التفاتی به هنرمندان و چهرههای معروف داشته است. این شرکت در روزهای جام جهانی 2018 روسیه تعدادی از بازیگران از جمله پوریا پورسرخ و یوسف تیموری را با هزینه خود به روسیه فرستاد و در ایام برگزاری مسابقات هم اقدام به تولید مستندی تحتعنوان «ایران به توان دو» به تهیهکنندگی فردی به نام فرناز امیری کرده است. در بعضی از دیگر مراسم و برنامههای این شرکت همچنین چهرههایی مانند مرحوم ناصر ملکمطیعی و مجید مظفری هم دیده شدهاند.
اجاره سالن؟! شبی 100 میلیون تومان
هرچند جناب پارسایی از بیان هزینه اجرای «بینوایان» طفره رفته و صرفا به تکذیب اینکه سرمایه این تئاتر به جاهایی مثل سفارت فرانسه ارتباطی ندارد بسنده کرده، اما شنیدههای ما در جامجم حکایت از آن دارد که این تئاتر چیزی حدود 16 میلیارد تومان هزینه داشته است. انصافا تشتکتان پرید نه؟! در وحشتناک بودن این رقم آن هم در تئاتر همینقدر بدانید که ساخت فیلمی مثل «به وقت شام» با آن دکور و دفتر و دستک حدود هشت میلیارد تومان آب خورده است. مثلا اگر بدانیم هزینه اجاره محل اجرای بینوایان چقدر است مویرگهای مغزتان رگ به رگ میشود. بینوایان قرار است در سالن 2500 نفری یکی از هتلهای لاکچری غرب تهران برگزار شود. باز هم طبق پیگیریهایی که ما در جامجم کردیم هزینه اجاره یک شب این سالن بدون در اختیار قرار دادن امکانات صوتی آن چیزی بین 100 تا 150 میلیون تومان است. حالا فرض کنید بینوایان یک ماه روی صحنه باشد و 26 اجرا (بجز چهار تعطیلی در ماه) داشته باشد. چیزی حدود دو میلیارد و 600 میلیون تومان فقط هزینه اجاره یک ماه این سالن خواهد بود و اگر اجرا به دو یا سه ماه برسد این عدد هم به 5 و 5/7 میلیارد تومان خواهد رسید. انصافا رقمها را دارید؟! هرچند سالن مورد نظر برای اجراهایی در این سر و شکل به دریافت کرایه بسنده نکرده و قرارداد جداگانهای تنظیم میکند که احتمالا درصدی خواهد بود. شما هم باشید طبعا چنین کاری خواهید کرد نه؟!
دستمزد بازی در اولیور توئیست شبی 30 میلیون تومان؟
یکی از نکات بامزه برنامه شنبهشب «شبهای تئاتر» وقتی بود که پارسایی رو به دیگر مهمان حاضر در استودیو کرده و از عملکرد شفاف خود دفاع میکند و در ادامه به پیامخانِ شاعرپیشه تئاتری برنامه میگوید به من حق بدهید با اتفاقاتی که برایم افتاده است در این یک قلم خیلی شفاف نباشم.
البته جناب پارسایی برخلاف ادعایش در مورد نمایش پرسروصدای قبلی و میلیاردی اولیور توئیست هم چندان شفاف عمل نکردهاند.
نمایشی که فقط در مورد یک قلمش گفته میشد که مهناز افشار بابت بازی در آن هر شب 30 میلیون تومان حقالزحمه دریافت کرده است. جناب پارسایی درباره سرمایه محل تامین سرمایه این نمایش اعلام کرده بود که سرمایه اولیور توئیست توسط موسسهای به نام «حریر شرق» تامین شده است.
این موسسه که نام کامل آن «حریر هنر شرق» است در شهریورماه 1391 ثبت شده است. آقایان منصور پارسایی معروف به حسین پارسایی و محمدرضا کوهستانی و خانم شهلا کوهستانی از اعضای هیات مدیره این موسسه محسوب میشوند. شهلا کوهستانی همسر حسین پارسایی است.
برگزاری همایشهایی مانند سمپوزیم مغز و اعصاب، اختتامیه جایزه بزرگ مصطفی(ص)، ساخت تماشاخانه سرو و جشنواره ملی فرهنگی و هنری «ایران ساخت» از جمله رویدادهایی است که در کارنامه این موسسه به چشم میخورد. حال اینکه چنین موسسهای چگونه از پس تامین هزینه میلیاردی نمایشی مانند اولیور توئیست برآمده هم سوالی است که کاش پاسخی برای آن پیدا شود.
سرمایهگذار مورد نظر در دسترس نمیباشد
راستش را بخواهید ما سراغ جناب محمدصادق رنجکشان که رئیس هیات مدیره و موسس شرکت دلتابان محسوب میشود هم رفتیم تا حداکثر سعیمان را کرده باشیم که صحبتهای سرمایهگذاری میلیاردی نمایش بینوایان را هم شنیده باشیم و بگذاریم توی همین صفحه. خروجی تلاش ما اما هیچ بود. با وجود تماسهایی که با دفتر جناب رنجکشان داشتیم در نهایت موفق به صحبت با ایشان نشدیم هرچند خانم منشی خوشاخلاق دفتر آقای رئیس، این را به ما گفت که تقاضای شما را به گوش جناب رنجکشان رساندهایم، اما ایشان فعلا وقت ندارند. با این حساب فعلا همین گزارش نصفه و نیمه ما را از سرمایهگذار محترم این پروژه داشته باشید تا ببینیم بعد چه پیش خواهد آمد. شاید آقای سرمایهگذار در روزهای آینده در دسترستر باشند.
بیلبوردبازی در پایتخت
یکی از موضوعاتی که بدجور باعث داغ شدن هشتگ بینوایان شده است، تبلیغات عجیب و غریب بیلبوردی در سطح بزرگراهها و خیابانهای پایتخت است؛ بیلبوردهایی که برای در اختیار گرفتن هر کدام از آنها باید میلیونی هزینه کرد. کمپین تبلیغاتی بینوایان بهطور انحصاری در اختیار یک شرکت تبلیغاتی به نام «آینه تهران ویژن» است. یک شرکت تبلیغاتی با 17 سال سابقه که تعدادی از بیلبوردهای تهران و حومه را انحصاری در اختیار دارد. مرور اجمالی بیلبوردهای در اختیار این شرکت کافی است تا نشان دهد که خدمات تبلیغاتی و سطح اقتصادیاش در چه سطحی است: هفت بیلبورد در شمشک، ده بیلبورد در لواسانات و 61بیلبورد در تهران (پاسداران، الهیه، مدرس، حکیم، چمران، سعادتآباد، نیایش، رسالت، فرمانیه، فرشته، نیاوران، طالقانی، بهشتی، آزادگان، ولنجک، شریعتی و اتوبان تهران – کرج و…) اگر به ذهنتان اندکی فشار بیاورید احتمالا تایید میفرمایید که در بسیاری از این مناطق، بیلبورد تبلیغاتی بینوایان را دیدهاید.