به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از بیبیسی، ایان مک کلن بازیگر بریتانیایی در حین اجرای نمایش «پادشاهان بازیکن» در تئاتر نوئل کوارد در «وست اند» لندن از صحنه سقوط کرد و در بیمارستان بستری شد.
این بازیگر در حال بازی صحنه نبرد بود که تعادل خود را از دست داد و سقوط کرد. بلافاصله تماشاگران از سالن خارج شدند و نمایش لغو شد.
در بیانیه تئاتر گفته شده این بازیگر ۸۵ ساله روحیه خوبی دارد و به سرعت و به طور کامل حالش خوب میشود.
اجرای سه شنبه ۱۸ ژوئن هم لغو شده تا این بازیگر بتواند استراحت کند.
مککلن نقش جان فالستاف را در «پادشاهان بازیکن» که اقتباسی از «هنری چهارم، قسمتهای اول و دوم» ویلیام شکسپیر است، بازی میکند. این نمایش در ماه آوریل شروع شد تا به مدت ۱۲ هفته روی صحنه باشد.
در این نمایش مک کلن پس از دور زدن صحنه مبارزه با ۲ شخصیت دیگر، از جلوی صحنه پایین افتاد. یکی از حضار این حادثه را «بسیار تکاندهنده» خواند و افزود: تا آنجا که من دیدم، او هوشیار بود زیرا درخواست کمک میکرد.
چارلی جانسون روزنامهنگار ساکن لندن که در این نمایش حضور داشت، نوشت: فقط شاهد بودم که ایان مککلان پس از سقوط از صحنه در تئاتر نوئل کوارد به شدت مجروح شد. صدای فریاد وی از شدت درد شنیده میشد و ماموران فوری به کمک او شتافتند. نمایش هم لغو شد.
مککلن از هنرپیشههای شکسپیری است و نقشهایی از جمله مکبث، شاه لیر، ریچارد دوم، کوریولانوس، یاگو و ریچارد سوم را در کارنامه دارد. او همچنین امسال در یک فیلم اقتباسی از کارگردان شان ماتیاس نقش هملت را بازی کرد.
ایان مککلن بازیگر نقش گندالف در سهگانه «ارباب حلقهها» پیتر جکسون و همچنین مگنتو در فیلمهای «مردان ایکس» است.
وی سال ۲۰۱۸ هم بازی در «شاه لیر» را پس از آسیب دیدگی از ناحیه پا لغو کرد؛ چون در حالی که میدوید تا به قطار برسد افتاده بود.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، نمایش «۱۲۳۶» (دوازده سی و شش) به کارگردانی امید دانشوران و تهیهکنندگی کوروش شاهونه در اردیبهشت ۱۴۰۳ در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه خواهد رفت.
امید دانشوران نویسنده، کارگردان، بازیگر تئاتر، اهل کازرون است که سال گذشته در جشنواره «همآغاز» تئاتر شهر شرکت کرده بود و توانست جایزه دوم کارگردانی و سوم طراحی صحنه را از آن خود کند.
کوروش شاهونه، کارگردان، نویسنده و بازیگر تئاتر ایران که در سالهای اخیر نمایشهای «مانستر» و «هیدن» را کارگردانی کرده است، بهعنوان تهیهکننده همراه این گروه جوان تئاتری خواهد بود.
اسامی بازیگران و عوامل نمایش «۱۲۳۶» (دوازده سی و شش) بهزودی اعلام خواهد شد.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از مشاور رسانهای پروژه، پروژه نمایشیموسیقایی «و تو هم برنگشتی» به نویسندگی ساغر رجبی و کارگردانی و آهنگسازی مهیار علیزاده در میان استقبال قابل توجه مخاطبان به میزبانی تماشاخانه «ملک» پیش روی مخاطبان قرار گرفت. این در حالی است که هم زمان با آغاز اجرای این پروژه از پوستر نمایش نیز منتشر شد.
پروژه نمایشیموسیقایی «وتو هم برنگشتی» اولین اثر مهیار علیزاده در عرصه کارگردانی است که پس از پروژههای متعدد خود درعرصه موسیقی فیلم، آلبوم و اجراهای زنده موسیقایی، به صحنه رفته است.
علیزاده درباره این پروژه نمایشی موسیقایی متفاوت نوشته است: زمانی که همه چیز در حال نابودی است، گذشته به سمتت هجوم میآورد … ؛ «و تو هم برنگشتی» درامی در ستایش زندگی و نشان دهنده نحوه تقابل انسان مدرن با گذشته، امروز و آینده خود است.
محمد شمس لنگرودی، امیرحسین فتحی، فرزین محدث، یلدا عباسی، ساغر رجبی، مریم مشهور و آرش الیگودرزی (خواننده-بازیگر)، وصال علوی (خواننده-بازیگر) از هنرمندانی هستند که در این پروژه حضور دارند.
پروژه نمایشیموسیقایی «و تو هم برنگشتی» به نویسندگی ساغر رجبی و کارگردانی و آهنگساز مهیار علیزاده ساعت ۲۱:۳۰ در تماشاخانه ملک تهران روی صحنه میرود و علاقهمندان برای تهیه بلیت این اثر میتوانند به سامانه تیوال مراجعه کنند.
مهیار علیزاده از جمله هنرمندان شاخص عرصه موسیقی است که طی سال های گذشته به عنوان آهنگساز در پروژههای «حریق خزان» به خوانندگی علیرضا قربانی، «در شعله با تو رقصان» با همکاری صابر ابر، «دخت پریوار» به خوانندگی علیرضا قربانی، «افسانه چشمهایت» به خوانندگی علیرضا قربانی و همایون شجریان، «صبرکن» به خوانندگی محمد معتمدی، «هفت الف» به خوانندگی پارسا خائف، «ایستگاه» به خوانندگی امید نعمتی و تعدادی از آثار دیگر حضور داشته است.
آهنگسازی پروژه های سینمایی، تلویزیونی و نمایشی چون «صبحانه با زرافهها» به کارگردانی سروش صحت، «ساکن طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی، «دورهمی» به کارگردانی مهران مدیری، «فرشتهها با هم میآیند» به کارگردانی حامدمحمدی، «پردهنشین» به کارگردانی بهروز شعیبی، «زعفرانی» به کارگردانی حامد محمدی، «ملکاوان» به کارگردانی احمد معظمی، «نگاهمان میکنند» به کارگردانی محمدرضا اصلی و «درخت پرتقالی» به کارگردانی امیرهوشنگ معین هم بخش دیگری از فعالیتهای مهیارعلیزاده را تشکیل میدهند.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، بینوایان به عنوان یکی از آثار صوتی رادیو گوشه (بخش صوتی نشر چشمه) منتشر میشود و اولین قسمت آن روز یکم فروردینماه در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.
در خوانش این کتاب، مسعود کرامتی (ژان والژان)، مجید آقاکریمی (ژاور)، مهتاب نصیرپور (فانتین)، رضا بهبودی (پدر روحانی)، ترمه وثوق (کودکی کوزت)، بهار کاتوزی (جوانی کوزت)، هوتن شکیبا (تناردیه)، ستاره پسیانی (خانم تناردیه)، نیما رییسی (ماریوس) و… حضور دارند. همچنین بانیپال شومون، سهیل مستجابیان، مجید یوسفی، علیرضا ناصحی، سوگل خلیق، الهام اخوان، ناهید مسلمی، نگار نیکدل، لیلی فرهادپور، ژولیوت رضاعی و … از دیگر چهرههایی هستند که در خوانش این کتاب همکاری کردهاند. اشکان عقیلیپور نیز راوی داستان است.
فرزانه ابراهیمزاده، مدیر این پروژه توضیح داد که تاکنون نسخههای گوناگونی از کتاب «بینوایان» در کشورمان منتشر شده اما هیچ کدام از ترجمهها کامل نبوده است.
او ادامه داد: در این پروژه از ترجمه محمد پارسایار که از سوی نشر هرمس منتشر شده، استفاده میکنیم. ایشان کل رمان «بینوایان» را ترجمه کرده که یک اثر دوجلدی است و ما آن را در قالب پنج کتاب صوتی ارائه میکنیم که به صورت ماهانه منتشر میشود.
ابراهیمزاده با ارائه توضیحاتی درباره شیوه خوانش این اثر افزود: آنچه برای ما اهمیت داشته این است که هیچ یک از همکاران بازیگر، صداسازی نکنند بلکه همه در سن خودشان، شخصیتها را روایت کنند. بنابراین همه خوانشها رئال است و ما سمت نمایش رادیویی یا نمایشنامهخوانی نرفتهایم تا آنچه آماده میشود، کاملا مطابق تعریف کتاب صوتی باشد که البته کار سختی است ولی با توجه به حضور چهرههای حرفهای بازیگری، این هدف محقق شده است.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، عصر دیروز دوشنبه ۲۱ اسفندماه برنامهای با حضور جمعی از اهالی تئاتر در تماشاخانه سنگلج برگزار شد که با تصنیفخوانی علی نصیریان و حرکات موزون نمایشهای ایرانی توسط او همراه بود. این برنامه به منظور اهدای رخصتنامه مکتبخانه سنگلج با حضور جمعی از هنرمندان تئاتر برپا شد و علی نصیریان به عنوان هنرمند پیشکسوت نمایشهای ایرانی رخصتنامه هنرجویان این مکتبخانه را امضا و به آنان اهدا کرد.
او در آغاز با ابراز خشنودی از تجدید خاطراتش در تماشاخانه سنگلج گفت: این تجدید دیدار برایم بسیار عزیز است. تماشاخانهای که از زمان شکلگیریاش به آن رفت و آمد داشتهام. او با تاکید بر اهمیت مدیریت فرهنگی ادامه داد: توسعه فرهنگی با مدیریت خوب رخ میدهد. مدیریت فرهنگی بسیار دقیق و حسابشده است و مانند دیگر شاخهها نیست.
سپس پریسا مقتدی، مدیر تماشاخانه سنگلج خطاب به نصیریان گفت: استاد به خانه خودتان خوش آمدید. خودتان سرسلسله مدیریت هنری هستید.
او با اشاره به طرح گسترش تماشاخانه سنگلج از همراهی نصیریان برای اجرایی شدن این طرح قدردانی کرد و افزود: ساختمان مجاور تماشاخانه خریداری شده و کارهای لازم هم انجام شده ولی این طرح هنوز اجرایی نشده است. همچنین محمدحسین ایمانی خوشخو، عضو شواری عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر جایگاه مهم هنر ملی خطاب به هنرمندان حاضر در برنامه گفت: همه شما استادان دغدغه تئاتر ملی داشتهاید.
او از تصویب بنیاد تئاتر ملی ایران خبر داد و افزود: بودجه کلانی در اختیار این بنیاد قرار میگیرد که برای تولید تئاتر ملی هزینه خواهد شد و این بودجه خارج از بودجه مرکز هنرهای نمایشی است.
او تاکید کرد: آنچه در دنیا میتوانیم عرضه کنیم، تئاتر ملی است. به همین دلیل، در اولین فرصت، اساسنامه این بنیاد را تصویب میکنیم.
در ادامه، کاظم نظری، مدیرکل هنرهای نمایشی هم خبر داد که وزیر ارشاد اعلام کرده ساختمان مجاور تماشاخانه سنگلج، به زودی در اختیار این تماشاخانه قرار میگیرد و گفت امور آموزشی و حتی بنایی شبیه تکیه دولت میتواند در آن قرار بگیرد.
نظری از بازسازی ساختمان اداره تئاتر خبر داد و افزود: با دستور وزیر ارشاد قرار است اداره تئاتر به موزه تئاتر ایران تبدیل شود.
نصیریان اما پیشنهاد کرد که ساختمان اداره تئاتر به برگزاری چند کارگاه آموزشی برای فعالیت جوانان اختصاص یابد و توضیح داد: موزه را در مکانهای دیگری میتوان راهاندازی کرد. مانند تئاتر نصر که ریشه تاریخی دارد.
نصیریان همچنین تاکید کرد که بنای اداره تئاتر حتما باید مقاومسازی و بازسازی شود تا از استحکام لازم برخوردار شود. ایرج راد، دیگر هنرمند حاضر در برنامه و رئیس هیاتمدیره خانه تئاتر نیز بیان کرد که بعضی سنگاندازیها سبب تاخیر در راهاندازی تئاتر نصر به عنوان موزه تئاتر شد.
در ادامه، داوود فتحعلیبیگی، مدیر مکتبخانه سنگلج توضیحاتی درباره سبک و سیاق آموزشی این مکتبخانه که ویژه نمایشهای ایرانی راهاندازی شده، ارائه کرد.
نصیریان بعد از توضیحات او تاکید کرد: مهم است کسانی که میخوهند نمایشنامه ایرانی بنویسند، از پیشینه این هنر آگاه باشند و با آثار کسانی مانند عباس جوانمرد، بهرام بیضایی، اکبر رادی و … آشنا شوند.
او همچنین با تاکید بر اهمیت اقتباس ادبی در تئاتر و سینما خاطرنشان کرد: اقتباس اهمیت زیادی دارد. همچنانکه نمونه موفق آن فیلم “ناخدا خورشید” است که تماشاگر باور نمیکند از روی یک اثر خارجی اقتباس شده باشد.
این هنرمند تاکید کرد: من نمایشنامهنویس نبودم. در اصل بازیگر بودم و کارگردان هم نبودم. آنچه نوشتم، دستمایهای بوده برای کارهای خودم. ما در زمینه اقتباس با آثار صادق هدایت آغاز کردیم.
نصیریان ادامه داد: باید به هنرجویان این مکتبخانه پیشینه نمایشنامهنویسی ایران را بگویید، بچهها باید با آثار درخشانی مانند” مرگ یزدگرد” آشنا شوند. همچنانکه زبان در تئاتر خیلی مهم است.
در بخش پایانی برنامه، کیک جشن پایان دوره آموزشی سنگلج توسط نصیریان بریده شد و هنرجویان اولین دوره این مکتبخانه رخصتنامههای خود را از دست این هنرمند دریافت کردند. رضا بابک که این مراسم همزمان با زادروزش برگزار شد، نیز در پاسخ به تبریک پریسا مقتدی، ابراز خشنودی کرد و گفت: من خوشحالم ما همزمان با بزرگان هنر کشور قد کشیدیم. اولین نمایشی که در این تماشاخانه دیدم، “چوب به دستهای ورزیل” نوشته غلامحسین ساعدی بود.
بعد از این جمله، نصیریان به طنز گفت: بزرگان همه از دنیا رفتند و فقط من دوام آوردهام.
در ادامه، کیک جشن پایان دوره مکتبخانه سنگلج توسط نصیریان بریده شد.
در بخش پایانی این برنامه صمیمانه که با حضور هنرمندانی همچون داریوش مودبیان، شهرام زرگر، هادی مرزبان، قطبالدین صادقی، اصغر همت، هادی عامل، محمدحسین ناصربخت و … برگزار شد، علی نصیریان با همراهی افشین هاشمی، تصنیف برف میاد را که سالها پیش در فاصله دو پرده نمایشنامه سلطان و سیاه برای تماشاگران اجرا کرده بود، برای حاضران در این برنامه اجرا کرد.
او که به سر ذوق آمده بود، با عصای خود حرکات موزون نمایشهای ایرانی را نیز اجرا کرد.
اجرای قطعات موسیقی و آوازهای نمایش ایرانی از دیگر بخشهای این برنامه بود که با استقبال حاضران همراه شد.
علی نصیریان دهه ۷۰
تصنیف برف میاد را در فاصله دو پرده نمایش “سلطان و سیاه” که خودش متن آن را به عنوان اثری پژوهشی نوشته بود، اجرا کرده بود. این نمایش با کارگردانی داوود فتحعلیبیگی در جشنواره آیینی سنتی اجرا شده بود و حالا اجرای دوباره موسیقی و آواز آن، برای حاضران و خود نصیریان، تجدید خاطره ای شیرین بود. در این برنامه، مجید افشار، از مهمترین سیاهبازان کشورمان که تجربه همکاری با نصیریان را دارد، نیز حضور داشت.
همچنین عکسی از عزتالله انتظامی به عنوان یادگاری و برای قدردانی به نصیریان اهدا شد.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، ناصر ممدوح در گفت و گویی حال جسمی این روزهایش را اینگونه شرح میدهد: خدا را شکر این روزها حالم خوب است و خیلی بهترم و سرِ کار هستم. سال هاست که کار تصویر انجام نمیدهم اما در دوبله فعالیت میکنم.
خدا را شکر شرایطم خوب است
این هنرمند در توضیح عکس و فیلمی که چندی پیش از او در برخی رسانه ها منتشر شد، می گوید: روزی که برای مراسم ختم آقای ناصر طهماسب حاضر شدم متاسفانه کمرم درد شدیدی داشت. آن روز گویا عکاسها و فیلمبردارها هم به من لطف داشتند و ول کن نبودند. آن روز از روزهایی بود که من به زحمت در مراسم حاضر شدم و درد کمرم بسیار شدید بود اما الان خدا را شکر خیلی بهترم و با مراعات، زندگی و کارم را می کنم. اگر هم برای کاری دعوت شوم میروم و میآیم.
این دوبلور باسابقه درباره کیفیت فعلی کارهای دوبله هم اظهار می کند: مسلماً کارها، دیگر کارهای گذشته نیستند. اگر شما این کارها را با دهه ۴۰ مقایسه کنید میبینید که خیلی سطحشان پایین است یا گویندگان در آن سطح نیستند یا بازیگران و اصلاً فیلمها چیز دیگری اند.
اگر با هوش مصنوعی از صدایم استفاده کنند شکایت می کنم
ممدوح در ادامه درباره بازسازی صدای گویندگان و خوانندگان با استفاده از هوش مصنوعی هم بیان میکند: به نظرم این کار کاملاً غلط است. تا زمانی که منِ ناصر ممدوح خودم میتوانم صحبت کنم و زنده هستم، هوش مصنوعی معنی ندارد. اصلا چه در زمان حیات و چه پس از حیات هنرمند نباید با استفاده از هوش مصنوعی صدایش را بازسازی کرد؛ چراکه باور مردم از صدا هنرمند تغییر میکند.
او یادآور میشود: این روزها درست است که هوش مصنوعی کارها را راحت کرده، هزینه ندارد، معطلی ندارد اما اصلاً درست نیست. اگر روزی از صدای من استفاده کنند بلافاصله اقدام قانونی میکنم. حتما از طرف من اعلام و تاکید کنید که ناصر ممدوح گفت اگر هوش مصنوعی از صدای من استفاده کند حتماً شکایت خواهم کرد چراکه باور مردم نسبت به صدای من تغییر میکند. ما باید امنیت صدایی داشته باشیم به خصوص تا زمانی که خودمان زنده هستیم.
ما مسوولیم
او ادامه می دهد: منِ گوینده هر متنی را نمیخوانم بلکه متنی را میخوانم که از نظر شنونده درست است. صدای من در جامعه به گونهای جا افتاده که وقتی چیزی را تبلیغ میکنم حتماً درست است. سال ها پیش از طرف یک شرکت معتبر به من تبلیغی پیشنهادی شد اما قبول نکردم.
ناصر ممدوح بر اینکه صدایش تبلیغی نیست تاکید کرد
ناصر ممدوح در پایان بار دیگر با تاکید بر اینکه صدایش تبلیغی نیست، می گوید: آن زمان یادم هست سرِ سریال «آسمان همیشه ابری نیست» یک روز خانم آتنه فقیه نصیری آمدند و گفتند مادرم سلام رساند و گفت به ممدوح بگو چیزی که تبلیغ کرده بود را خریدم اما خوب نبود! همان موقع انگار دنیا روی سر من خراب شد. ما در مقابل جامعه مسوولیم. صدای من تبلیغی نیست. منِ گوینده با صدایم پیام میدهم اما تبلیغ دیگر هرگز.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از مشاور رسانه، نمایش «داستان نیمه شب» به نویسندگی مهدی میرباقری و کارگردانی محمد قیاسی از ۱۴ آذر ماه ساعت ۱۷ در سالن شماره یک تماشاخانه دا به روی صحنه میرود.
نمایش داستان نیمه شب در مورد عشق قدیمیاست که جنون به بار میآورد…
شیوا جوانمرد، تینا حاج محمدرضا، شاهین پاکزاد و ماهان علیزاده بازیگران نمایش داستان نیمه شب هستند.
از دیگر عوامل نمایش داستان نیمهشب میتوان از محمد کاظمتبار مشاور کارگردان، عطیه آقا محسنی فشمی دستیار کارگردان، نگین مکیان و طاهره یلور پارسا گروه کارگردانی، احد شاملو منشی صحنه،ماهان علیزاده نوازنده، زهره اسماعیلی طراح پوستر و بروشور، رضا کریمی مدیر تبلیغات و روابط عمومی و ناصر ارباب به عنوان مشاور رسانه نامبرد.
در خلاصه نمایش داستان نیمهشب آمده است:
درمان این درد رو پیدا نکردم که پناه بردم به دامن اون زنیکه روسپی و شدم شهرهی شهر به بد کاری…
علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت به سایت تیوال مراجعه نمایند.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از ایرنا، آیین گرامیداشت توران مهرزاد با عنوان «بانوی مهر» بهپاس هشت دهه فعالیت هنری این چهره پیشکسوت به همت گروه تولیدی مهرام، فرهنگسرای ارسباران و موسسه فرهنگی و هنری فرهیزش در روز ۲۸ آبان در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
در این مراسم بهزاد فراهانی، مریم معترف، اسماعیل خلج، حسن خجسته، ایرج راد، میکاییل شهرستانی، منوچهر والیزاده و جمعی از هنرمندان تئاتر، سینما و رادیو حضور داشتند.
ایرج راد، بازیگر و کارگردان تئاتر در این مراسم، همکاری با توران مهرزاد در عرصه نمایش را یکی از افتخارات دوران حرفهای خود دانست و گفت: «دو ساعت و ۱۰ دقیقه مصاحبه تصویری با ایشان در خانه تئاتر داشتیم و سعیمان بر این بود که حتی ثانیهای از صحبتهایشان حذف نشود، چراکه سخنان ایشان نکات مهمی درباره تاریخ تئاتر ایران دربرداشت.»
او اضافه کرد: «از اینکه از چنین بزرگانی قدردانی میشود تشکر میکنم و باعث افتخار است که سپاسگزار بزرگان عرصه تئاتر کشور هستیم.»
در ادامه حسن خجسته استاد دانشگاه و مدیر سابق رادیو گفت: «من نمیدانم چرا اینقدر رادیو را دوست دارم. بزرگداشت خانم مهرزاد بهانهای شد که اهالی رادیو دور هم جمع شوند و دیداری تازه کنند. ارتباط اهالی رادیو گرم و صمیمی است و به نظر من رادیو همچنان یک خانواده بزرگ و پرقدرت است.»
خجسته گفت: «بزرگان و قدیمیها ثروت هستند و ادب کردن در مقابلشان ذخیرهای معنوی برای خود فرد است. گاهی جوانترها غفلت دارند و متوجه اثر وضعی این غفلت نیستند. هر چه به بزرگان و پیشکسوتان احترام بیشتری بگذاریم، آثار بهتری در زندگی خود میبینیم. از برگزارکنندگان این نشست تشکر میکنم و از لطف خانم مهرزاد برای حضور در این مراسم سپاسگزارم. همه اهالی رادیو به وجود ایشان مفتخریم.»
بهزاد فراهانی، بازیگر و کارگردان نیز ضمن تشکر از برگزارکنندگان مراسم گفت: «مکتبخانه میدان ارک بزرگانی همچون پرویز بهرام، ژاله علو و… را پرورش داده و افرادی در رادیو حضور داشتند که از تکتکشان میتوان آموخت اما همیشه یک اَبَربانو به نام توران مهرزاد در زمینه صدا حرف اول را میزد. آموزشی که ایشان نزد عبدالحسین نوشین دیدهاند، باعث این پختگی در صدایشان است.»
او بابیان اینکه یکی از ویژگیهای شاخص شاگردان نوشین، منش و اخلاق حرفهای است، گفت: «علت اینکه بچههای رادیو با وجود همه مشکلات کنار هم هستند، توجه به عواطف و عشق است. این عشق بهسادگی به وجود نیامده و معلمان دلسوز آن را ایجاد کردهاند. معلمانی که ما را با میکروفون آشنا کردند.»
فراهانی گفت: «توران مهرزاد بانوی رشید تئاتر ایران است و از هفتسالگی روی صحنه تئاتر خوش درخشیده و توانسته گوی سبقت را از رقبای قَدَر برباید. بسیاری از بازیگران زن تلاش کردند به این جایگاه دست پیدا کنند اما بازیهای قدرتمند ایشان در سطح متفاوتی بود.»
اسماعیل خلج بازیگر و کارگردان پیشکسوت تئاتر نیز در این آیین گفت: «در سالهای دور تئاتری به نام تئاتر کسری در لالهزار بود که خانم مهرزاد هم در آنجا بازی میکردند. من دو نمایش «گناهکاران بیگناه» و «محاکمه» را در این سالن دیدم.»
خلج در ادامه گفت: «سالها بعد سریالسازی در تلویزیون را آغاز کردم و به دلیل علاقهام به هنرمندان رادیو و تئاتر، برای بازی در این مجموعهها از آنان دعوت کردم. نخستین کارم «سایه همسایه» نام داشت که در فاصله سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۵ افتخار همکاری با خانم مهرزاد را داشتم. در این سریال ۱۳ قسمتی با بازیگران هم مشورت زیادی داشتیم. بزرگداشت خانم مهرزاد را به ایشان تبریک میگویم و از ملاقات دوباره با ایشان بسیار خوشحالم.»
در بخش دیگری از این آیین نکوداشت نمایشی رادیویی با بازی میکاییل شهرستانی و شهین نجفزاده به قلم گووان مهر اسماعیلپور اجرا شد. تکنوازی پیانو توسط انوشیروان پویان و نمایش برشی از مستند «بانوی مهر» به روایت غزاله عربگل از دیگر بخشهای برنامه بود.
استاد توران مهرزاد از دوازدهسالگی به درخواست عبدالحسین نوشین به کلاسهای آموزشی او راه یافت و در دهه ۲۰ جزو شاگردان برگزیده و ممتاز این استاد نمایش بوده است. مهرزاد سالها زیر نظر بنیانگذار تئاتر نوین ایران و بانو لرتا در تئاتر فردوسی، سعدی و… در میان استقبال و ستایش فراوان علاقهمندان هنر به اجرای نمایشهایی همچون ولپن، محتکر، مستنطق، سرگذشت و دهها اثر دیگر پرداخت.
مهرزاد در ادامه فعالیت هنری خود در سال ۱۳۳۶ با نمایشنامه «قربانگاه عشق» در نقش مقابل نصرتالله محتشم به رادیو، این رسانه همهگیر وارد شد، او همچنین سال ۱۳۳۸ فعالیت خود در بخش دوبله را آغاز کرد. زمان ورود مهرزاد به عرصه بازیگری در سینما به سال ۱۳۴۷ بازمیگردد و سال ۱۳۵۲ قاب تلویزیون را برای نقشآفرینی انتخاب کرد.
او در طول سالها فعالیت هنری خود در سینما و تلویزیون با کارگردانهایی همچون جلال مقدم، علی حاتمی، داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، اسماعیل خلج، ابراهیم حاتمیکیا، داوود میرباقری و… همکاری داشته است.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، طبق آخرین آمار فروش منتشر شده توسط روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، ۲ نمایش سالن اصلی این مجموعه یعنی «پدر» و «آواز عاشقانه دختر دیوانه» به فروش بالای چهار میلیارد تومان دست یافتند.
نمایش «پدر» به کارگردانی آروند دشتآرای که از روز 17 مهرماه در تالار اصلی با ظرفیت 579 تماشاگر و قیمت بلیت 200 و 100 هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده بود با مجموع 35 اجرا و میزبانی از 15 هزار و 114 مخاطب (با احتساب بلیت تمامبها، نیمبها، تخفیفدار و مهمان) و فروش 2 میلیارد و 468 میلیون و 60 هزار تومان به اجرای خود پایان داد.
و همچنین نمایش «آواز عاشقانه دختر دیوانه» به کارگردانی آروند دشتآرای که اجرای خود را از 7 آبان ماه در تالار اصلی با ظرفیت 579 نفر و قیمت بلیت 120 تا 250 هزار تومان آغاز کرد، روز جمعه 26 آبان ماه، با مجموع 18 اجرا و جلب 7 هزار و 832 تماشاگر، توانست به فروش معادل 1 میلیارد و 634 میلیون و 415 هزار تومان دست پیدا کند.
یکی از وجوه اشتراک این دو نمایش حضور بازیگران چهرهای مانند رضا کیانیان در نمایش «پدر» و الناز شاکردوست در نمایش «آواز عاشقانه دختر دیوانه» است.
حضور بازیگری چون الناز شاکردوست بر صحنه تئاتر که بیشتر او را به عنوان یک بازیگر توانمند سینما میشناسیم، و فروش میلیاردی این نمایش با تنها 18 اجرا، بهانهای شد برای بررسی حضور بازیگران چهره یا همان به اصطلاح سلبریتی ها در تئاتر.
شاید بهتر باشد گمی از عقبتر شروع کرده و ضرروت و تاثیرات حضور سلبریتیها در جامه را بررسی کنیم. سلبریتیها میتوانند تأثیرات مثبت و منفی بر جامعه داشته باشند. از جمله تأثیرات مثبت آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: انگیزهبخشی: سلبریتیها میتوانند الهامبخش دیگران باشند و آنها را به دنبال اهداف خود سوق دهند. ترویج فرهنگ و هنر: سلبریتیها میتوانند نقش مهمی در ترویج فرهنگ و هنر داشته باشند. افزایش آگاهی اجتماعی: سلبریتیها میتوانند از شهرت خود برای افزایش آگاهی اجتماعی و حمایت از اهداف خیریه استفاده کنند. از جمله تأثیرات منفی سلبریتیها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: تمرکز بر ظاهر: سلبریتیها اغلب به دلیل ظاهر خود مورد توجه قرار میگیرند. این امر میتواند باعث ایجاد توقعات غیرواقعی در بین مردم شود. ترویج مصرفگرایی: سلبریتیها اغلب محصولات و خدمات خاصی را تبلیغ میکنند. این امر میتواند باعث افزایش مصرفگرایی و تأثیرات منفی آن بر محیط زیست شود. ایجاد الگوهای رفتاری نامناسب: سلبریتیها اغلب رفتارهایی را از خود نشان میدهند که ممکن است برای مردم الگو باشد. این امر میتواند باعث ایجاد الگوهای رفتاری نامناسب در جامعه شود. در مجموع، ماهیت به وجود آمدن سلبریتی، ترکیبی از عوامل مختلف است که میتواند تأثیرات مثبت و منفی بر جامعه داشته باشد. تاثیر حضور سلبریتیهای سینما در عرصه تئاتر چیست حضور سلبریتیهای سینما در عرصه تئاتر میتواند تأثیرات مثبت و منفی داشته باشد. از جمله تأثیرات مثبت این حضور میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
افزایش مخاطبان تئاتر
سلبریتیها به دلیل شهرت و محبوبیت خود، میتوانند مخاطبان بیشتری را به تئاتر جذب کنند. این امر میتواند به رونق تئاتر و افزایش درآمد هنرمندان این عرصه کمک کند.
ارتقای سطح کیفی تئاتر
حضور سلبریتیهای سینما میتواند باعث افزایش رقابت در عرصه تئاتر شود. این امر میتواند به ارتقای سطح کیفی نمایشهای تئاتر منجر شود.
تنوعبخشی به تئاتر
سلبریتیها میتوانند با حضور در نمایشهای مختلف، به تنوعبخشی به تئاتر کمک کنند. این امر میتواند باعث جذب مخاطبان بیشتری از اقشار مختلف جامعه شود.
از جمله تأثیرات منفی حضور سلبریتیهای سینما در عرصه تئاتر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تمرکز بر چهرهها به جای محتوا: حضور سلبریتیها ممکن است باعث شود که تمرکز از محتوای نمایش به چهرههای بازیگران معطوف شود. این امر میتواند به کاهش کیفیت نمایشها منجر شود.
افزایش هزینههای تولید: حضور سلبریتیها میتواند هزینههای تولید نمایشها را افزایش دهد. این امر میتواند باعث محدود شدن دسترسی گروههای کمبضاعت به تئاتر شود.
تبعیض در انتخاب بازیگران: حضور سلبریتیها ممکن است باعث ایجاد تبعیض در انتخاب بازیگران شود. این امر میتواند به نادیده گرفته شدن استعدادهای جوان و تازهکار منجر شود.
در مجموع، حضور سلبریتیهای سینما در عرصه تئاتر میتواند تأثیرات مثبت و منفی داشته باشد. این تأثیرات به عوامل مختلفی مانند میزان شهرت و محبوبیت سلبریتیها، کیفیت نمایشها و سیاستهای مدیران تئاتر بستگی دارد.
حوالی چهل روز پیش، همزمان با دومین جمعه ماه مهر، خبر درگذشت آتیلا پسیانی، جامعه غمزده هنری را غصهدارتر کرد و به گفته سحر دولتشاهی، پاییز را پاییزتر کرد.
به انگیزه چهلمین روز درگذشت این هنرمند، یادی میکنیم از او که زندگی کردن را خوب میدانست و با مرگش هم همه دوستانش را گرد هم آورد.
از فاصله درگذشت پسیانی تا به امروز جامعه هنری، دوستان عزیز دیگری را به آغوش خاک سپرده است و شگفت آنکه هر جان عزیزی که میرود، خاطره درگذشتگان قبلی را دوباره زنده میکند. اما اجازه بدهید برای آتیلا پسیانی آه و ناله نکنیم که خودش هرگز چنین مرام و مسلکی نداشت.
او در سالهای پر شمار فعالیتش هرگز نخواست نقش قربانی را بازی کند، به شیوه خود زندگی کرد و با آنکه آثار سبک و سیاق کارهایش مورد پسند برخی از هنردوستان و هنرمندان نبود اما هرگز به کسی باج نداد تا محبوبیتی دروغین به چنگ آورد. او برای اجرای هر اثرش به دل خود رجوع میکرد و آنچنان که خود گفته، بسیاری از نمایشهایش را با الهام از خوابها، رویاها و کابوسهایش به صحنه برد.
پسیانی اهل شو کردن نبود و علاقهای نداشت تا خود را فرهیختهتر یا روشنفکرتر از آنچه بود، نشان دهد. او خود خود خودش بود. حتی در موقعیتهای سادهای مانند گپ و گفتهای دوستانه، هرچند همیشه نسبت به زبان فارسی و استفاده به جای واژگان و عبارات، حساسیت زیادی داشت و در این زمینه تذکر میداد، اما هرگز با خشکاندیشی یا تعصب این کار را انجام نداد و همواره توصیههایش به رعایت قواعد درست زبان فارسی، شیرین و آمیخته با طنز ویژه خودش و عموما همراه با این عبارت بود که «فارسیتون رو خوب کنین!»
نسبت به محیط زیست و وضعیت آب و هوا حساسیتی جدی داشت ولی مانند یک کارشناس حرفهای درباره این موضوعات اظهار نظر نمیکرد و به کنشهای فردی خود به عنوان یک شهروند مسئول بسنده میکرد.
سالها پیش که آلودگی هوای تهران به اوج خود رسیده بود، در گفتگویی دوستانه با همان لحن طنزآمیز همیشگیاش گفته بود تاریخ بعدها از مابه عنوان سسلسله «سختجانان» یاد خواهد کرد که نه بحران بیآبی، نه کرونا و نه آلودگی هوا نتوانستند ما را بکشند!
در فضای حرفهای نیز همواره از حق خود دفاع کرد و در دورانی که امکانات تئاتر بسیار اندک و سالنهای نمایشی بسیار محدود بود، هرگز ژست مظلومنمایی به خود نگرفت. اهل قهر کردن هم نبود، او همیشه با کار، آشتی بود و حتی زمانی که معتقد بود حقش ادا نشده، نه آه و نالهای به راه انداخت و نه شکوه و شکایتی کرد. آتیلا پسیانی هرگز اهل نق زدن نبود و با تمام همتی که برای تحقق رویاهایش داشت، اما او نیز مانند هر انسان دیگری، آرزوهایی داشت که هرگز به آنها نرسید. پسیانی دوست میداشت تا در برج طغرل تئاتری اجرا کند که شرایط این کار هرگز فراهم نشد.
او که همیشه از تجربههای تازه استقبال میکرد، با آغوش باز به سالنهای تازه ساز تئاتر میرفت، جاهایی که کمتر کسی برای اجرای نمایش در آنها پیش قدم میشد و سکوت هر سالن ناشناختهای را با تئاترش میشکست و به تاریکی آن رنگی از نور و حیات میداد.
او که سالها پیش گروه تئاتر «بازی» را پایهگذاری کرده بود، همواره آرزو داشت تا این گروه سالنی برای خود داشته باشد و بتواند به طور مرتب برنامههایش را در آن اجرایی کند. با همین شوق بود که در راهاندازی کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر مشارکتی جدی داشت. به یاد دوران نوجوانیاش و به سبب عِرق و علاقهای که به کارگاه نمایش داشت، همین نام را برای این سالن برگزید. در قید و بند نبود که این سالن کوچک است یا بزرگ، برایش مهم بود که مکانی تازه به فضاهای تئاتر که تا ۱۰ سال پیش بسیار محدود بود، اضافه شود.
پس از آن نیز با اجرای یک پرفورمنس، تالار استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر را افتتاح کرد. مکانی که پیش از آن به عنوان سولهای در مجاورت خانه هنرمندان ایران شناخته میشد. او خطر میکرد و به گسترش تئاتر میاندیشید و به گفته آروند دشتآرای، آینده را میدید و لابد پیشبینی میکرد که روزی همکارانش برای اجرا در همین سالن ناشناخته، مدتها منتظر بمانند.
شاید پس ذهنش این بود خوب میشد اگر یکی از این مکانها به گروه تئاتر «بازی» اختصاص داده شود، شاید در گفتگوهای دوستانه یا معدود گفتگوهای رسانهای خود، اشاره ظریفی به این موضوع میکرد اما هرگز از این بابت گله و انتقادی نداشت و همواره تاکید میکرد مهم این است که فضایی تازه به تئاتر اختصاص پیدا کرده است.
آتیلا پسیانی با وجود این نامرادیها هرگز به خاطر مشکلات، زندگی را متوقف نکرد
شاید همپای زمان ندوید ولی اجازه نداد که موانع، فرصت کار را از او بگیرند. این چنین بود که در عمر نه چندان طولانی خود، فهرستی بلند بالا از تجربههای گوناگون ثبت کرد.
او برخلاف بعضی از ما، آداب زیستن را میدانست و به گواه تصاویری که از آخرین روزهای زندگیاش به جای مانده، خوب بلد بود با خندههای از ته دل، از بیرحمیهای زندگی انتقام بگیرد. شاید یادآوری این روحیه او برای امروز ما که به مشکلات گوناگون آمیخته شده، تلنگری کارساز باشد.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از مشاور رسانه پروژه، نمایش «به دنبال دروغگو» به نویسندگی دیمیتریس پساتاس و ترجمه کریم عظیمیجحین با طراحی و کارگردانی رامین دولتآبادی بهزودی در عمارت ارغوان روی صحنه خواهد رفت.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «نماینده به یک ماشین دروغساز نیازمنده.»
«گربه در نیمه شب» و «خوک هندی» نمایشهایی هستند که دولتآبادی پیش از این تجربه کارگردانی آنها را برعهده داشته است.
دیگر اطلاعات «به دنبال درغگو» بهزودی منتشر خواهد شد.
سیامک صفری خود را بازیگری خوش شانس میداند که بخت با او یار بوده و در بخش بزرگی از آثار درخشان تئاتر بازی کرده و به قول خودش کمتر در انتخابهایش به جاده خاکی زده است.
قطعا بخشی از خاطرات خوش تماشاگران دو دهه اخیر تئاتر ایران، با نام سیامک صفری گره خورده است. بازیگری که در تعداد زیادی از نمایشهای خاطرهانگیز کشورمان بازی کرده است. او این روزها با بازی در دو نقش قوام السلطنه و ملکالشعرای بهار در نمایش «کلنل» در تالار وحدت روی صحنه میرود. به انگیزه نقش آفرینی این بازیگر در نمایش «کلنل» گفت و گویی با او داریم:
شما قبلا هم نقش افراد واقعی را که در تاریخ کشورمان حضور داشتهاند، بازی کردهاید، از آغا محمد خان تا جامهدار و … اصولا بازی در نقش کارکترهای واقعی که ممکن است تماشاگر نسبت به آنان اطلاعات، دیدگاههایی یا حتی تعصباتی داشته باشد، چگونه تجربهای است؟
اولین برداشت درباره این کارکترها این است که بازیگر باید به آن پرسوناژها وفادار بماند ولی بازیگر در چارچوب و ظرفیتی که متن از آن شخصیت تعریف میکند، میتواند کار کند. جالب است که بگویم وقتی در نقش پرسوناژی تاریخی بازی میکنم که برای مردم آشناست، خیلی به این فکر نمیکنم که باید تلاش کنم شبیه او باشم و معتقدم آنچه متن از آن پرسوناژ معرفی میکند، محل شکلگیری بازی بازیگر است. مثلا در همین نمایش «کلنل» با دو پرسوناژ رو به رو هستم؛ ملک شعرای بهار و قوامالسلطنه. بهار ضمن اینکه عنصری سیاسی است، شخصیتی ادبی، روزنامهنگار، شاعر و … بوده است ولی قوامالسلطنه فردی سیاستمدار بوده.
کدام یک از این دو شخصیت برایتان جذابتر است؟
منهای همه خصوصیاتی که برشمردم، وقتی با این دو پرسوناژ رو به رو شدم و ظرفیتهای هر یک از آنان را در متن دیدم، بیشتر جذب قوام شدم چون صحنهای که در آن نقش بهار را بازی میکنم، به نظرم خیلی محدود است و ابعاد مختلف این پرسوناژ را نشان نمیدهد. صرفا به انگیزه حضور در دفتر بهار، یکسری اطلاعات ارایه میشود. به همین دلیل برای من خیلی جای کار نداشت. ولی قوام را دو موقعیت میدیدیم؛ یکی وقتی که والی خراسان است و با کلنل رو به رو میشود و او را جوانی میبیند که کلهای پر باد و ایدههایی عجیب و غریب دارد و یک بار هم او را در موقعیتی میبینیم که توقیفش کردهاند و واکنشها یا دیدگاههایش را نسبت به این وضعیت میبینیم. در همین محدوده کوچک، قوام برای من پرسوناژ جذابتری بود اما من برای بازی در نقش او تلاش زیادی نمیکنم و این طور نیست که خیلی تحقیق و جست و جو کنم. بلکه یک اطلاعات کلی درباره او دارم.
چرا؟ به منابع تاریخی اعتماد ندارید؟
اگر اسم متن به جای «کلنل»، احمد قوامالسلطنه بود و قرار بود من این نقش را بازی کنم، حتما آن را دنبال میکردم تا ابعاد مختلف این شخصیت و تجربیات او را به دست آورم ولی در ظرفیت این متن، نیازی نمیدیدم که خیلی کنکاش کنم در حالیکه مثلا نمایشنامه «شکار روباه» مرا علاقهمند کرد که در تاریخ درباره آغا محمد خان قاجار جست و جو کنم و نتیجهاش آن شد که این پرسوناژ ضمن تاریخی بودن، از ذهن و تخیل نویسنده و کارگردان و بازیگر هم عبور کرده بود. به طوری که ما لحظاتی را از این شخصیت میدیدیم که در تاریخ وجود ندارد مانند پیچیدگیهای عاطفیاش یا ارتباطش را با مضمون عشق یا نگاهش به خشونت و … موضوعاتی که در تاریخ نمیتوانی درباره پرسوناژی مانند آغا محمد خان به دست آوری ولی در تئاتر تعریف شد. در نمایش«کلنل» هم قوامالسلطنه عنصری است که کلنل از کنار او عبور میکند. ظرفیتی که متن از این پرسوناژهایی مانند قوام یا بهار معرفی میکند، خیلی عمیق و گسترده نبود که رغبت کنم فراتر از اینها دربارهشان جستجو کنم.
قوام این قابلیت را دارد که به نقش محوری یک اثر هنری تبدیل شود؟
بله. پرسوناژ جذاب، عمیق و هوشیاری است و اگر در تاریخ درباره او جستجو کنیم، متوجه جذابیت و اثرگذاری او در دوره خودش میشویم. البته با قضاوتی که تئاتر درباره افراد دارد و نه قضاوت صرفا تاریخی. در همین نمایش «کلنل» اشارههایی که به شخصیت قوام میشود، نشان میدهد ظرفیت خوبی دارد برای تبدیل شدن به یک شخصیت محوری و میتوان روایت نمایشی او را کار کرد و گسترش داد.
به عنوان بازیگری که چند نقش تاریخی بازی کردهاید، فکر میکنید چقدر در آثار نمایشی به شخصیتهای مهم ملی و تاریخیمان میپردازیم تا تلنگری باشد برای مخاطب که درباره آن شخصیتها و آن برهه تاریخی مطالعه کند؟
تجربه خود من هم در برخورد با مخاطب است. واکنش مثبتی که مردم نسبت به این گونه شخصیتها نشان میدهند، نشانگر علاقه آنان به این پرسوناژهاست. همین الان در برخورد با نمایش «کلنل»، شاید بسیاری از تماشاگران، این شخصیت را خیلی نمیشناختند ولی با دیدن نمایش برایشان جالب میشود که چه آدم عجیب و پرکار و میهن دوستی بوده و نسبت به او خیلی سمپاتی پیدا میکنند. تجربیاتی که داشتهام مانند نمایش «شکار روباه» که برگرفته از شخصیت آغامحمد خان قاجار است یا «خاطرات و کابوسهای جامهدار…» که نقش دلاکی را بازی میکردم که شاهد قتل میرزاتقی خان فراهانی است، استقبال و توجه مردم نشانگر علاقه آنان به این پرسوناژها بود. الان هم در این اجرا با همین موضوع مواجهیم.
شما در تالار وحدت در چند نمایش خاطرهانگیز بازی کردهاید؛ از همین «شکار روباه» و «خاطرات و کابوسها» که گفتید تا «میسیسیپی نشسته میمیرد» و … حالا بعد از چند سال در «کلنل» روی صحنه این تالار هستید. در فاصله میان این نمایشها تا «کلنل»، فضای تئاتر چقدر عوض شده است؟
برای من خیلی. من با هنرمندی کار کردم که معلم من است و اجراهای خیلی زیادی را با هم در این تالار روی صحنه بردیم که نامش دکتر علی رفیعی است که هم سبک هنری خودش را به خوبی میشناسد و هم آن را درست انتقال میدهد و کارهای بزرگی در تالار وحدت روی صحنه آورد مانند «یک روز خاطرهانگیز از زندگی داشمند بزرگ وو»، «عروسی خون»، «یادگار سالهای شن» که قبل از این نمایشها اجرا شدند و مثلا همین «یادگار سالهای شن» از نظر طراحی، بینظیر بود. امروز چیزی از دستم رفته و آن امکان کار با دکتر رفیعی است. اصلا مدتی از تئاتر دور بودهام. با این اجرا بعد از مدتها دوباره کار میکنم. نمیخواهم بگویم فضای تئاتر بد شده یا خوب ولی این تغییر را حس میکنم.
بخصوص که شما با بسیاری از کارگردانهای خوب تئاتر همکاری داشتهاید که مدتی است از فضای کار دور بودهاند.
بله، با زندهیاد آتیلا پسیانی کار کردم. به عنوان یک کارگردان خلاق که همیشه نگاهی تازه و جوان داشت، برایم خیلی جذاب بود یا فرهاد مهندسپور که 3 نمایش با او کار کردم و حالا سالهاست کار نمیکند. این فرصت را داشتم که با آدمهای درجه یکی کار کنم. مثل کورش نریمانی که فصل مفصلی داشتیم از اجراهای خلاقی که او داشت و نوع نگاهش که ویژه است. کورش در سبک تئاتری خود، یک کارگردان کاملا منحصر به فرد است. با نادر برهانی مرند چند اجرای خیلی خوب داشتیم، با علیرضا نادری عزیز، نمایشی بسیار زیبا کار کردیم که جزییاتی دیوانهکننده داشت یا حسین پاکدل که دو اجرای خیلی خوب با هم داشتیم؛ «سمفونی درد» متن بسیار جذابی داشت و خیلی اجرای مدرن و قشنگی بود و تیم خوبی هم داشتیم و نمایش دیگری هم داشتیم به اسم «عشق و عالیجناب» که فقط یک شب در جشنواره اجرا شد و نفهمیدم چرا آن همه زحمتی که کشیدیم، در همین یک اجرا خلاصه شد. به هر حال حیف شد چون کار قشنگی بود درباره دکتر مصدق. با حسین کیانی تجربیات خوبی داشتیم. او هم در نوع تئاتر خود، کاربلد بود یا همایون غنیزاده که در نسل جوان، یکی از درجهیکهاست که نبوغ عجیبی در میزانسن کردن و نگاه به صحنه دارد و همیشه هم کارهایش عالی، خلاقانه و حیرتانگیز بوده و خوشبختانه من در دو تا از کارهایش بازی کردهام. امیدوارم اسمی را از قلم ننداخته باشم ولی همانطور که میبینید آدم خوش شانسی بودم! بازیگری بودهام که بیشتر اوقات در کارهایی حضور داشتهام که اتفاقات خوبی رقم زدهاند و خیلی کم پیش آمد که به جاده خاکی زده باشم. بیشتر اوقات با کارگردانهای خوب همکاری کردهام که متنهای جذابی اجرا کردند و من هم پرسوناژهای خوبی را بازی کردهام که میتوانم مدعی باشم خیلیها با دیدن همین اجراها به تئاتر علاقهمند شدند و به تماشاگران آن اضافه شدند. به همین دلیل فکر میکنم مجموعه حضورم در تئاتر یک نوع شانس بود.
این موضوع هم خوشحالکننده است و هم حسرتبرانگیز.
بله وقتی دور میشوی و دیگر آن تجربهها تکرار نمیشود، کمی حال آدم گرفته میشود.
اگر این نامهایی را که گفتید به عنوان بخشی از سرمایههای انسانی کشورمان در نظر بگیریم، چقدر از این سرمایهها درست استفاده کردهایم؟
به نظر من ظرفیت این افراد خیلی بزرگتر از چیزی بود که ما از آن بهره بردیم. ما از بخش کوچکی از بودن و حضور آنان بهرهمند شدیم.
در این سالها به جز بازیگری، کارگردانی هم کردهاید. چقدر کارگردانی برایتان در اولویت است؟
من شاگرد هنرمندی به نام علی رفیعی هستم که فقط بازیگر تربیت نمیکند، او طراح صحنه، نویسنده، کارگردان و … تربیت میکند. من همیشه دو زانو جلوی او نشستهام برای یادگیری. هرچند متاسفانه هیچ وقت نتوانستهام آنچه را که از او یاد گرفتهام، متناسب با ظرفیتی که بوده، به کار ببرم ولی به کارگردانی، نوشتن و نگاه به صحنه گرایش دارم. معلمم آن نگاه را به من داده. وقتی هم تئاتری را میبینم، به تمام جزییات آن دقت میکنم و اغلب متوجه میشوم از خیلی از عناصر نمایشی به خوبی استفاده نشده است.
چقدر تئاتر میبینید؟
خیلی کم. برنامه سیستماتیک و مرتبی برای دیدن تئاتر ندارم. شاید به این دلیل که خیلی حوصله ندارم. اتفاقا خیلی هم دوست دارم تئاتر ببینم ولی انگار چیزی در من مقاومت میکند و مانع میشود شاید تنبلی است یا اینکه اگر تئاتر ببینم، ممکن است به این فکر کنم که چرا خودم کار نمیکنم. خیلی از اجراها را ندیدهام. از آنها تعریف هم شنیدهام، افسوس هم میخورم ولی …
برنامهای دارید برای یک کار جدید؟
دوست دارم متن جمع و جوری با دو سه بازیگر پیدا کنم و خودم هم کارگردانی کنم و هم بازی. فعلا مشغول خواندن نمایشنامه هستم. دوست دارم کمی خودم را به سمت تئاتر بکشانم. احساس میکنم از آن دور شدهام و چون میدانم چه کار سختی است، میخواهم زودتر به سمت آن برگردم که کمکم دچار ترس از آن نشوم. اگر از این دورتر بشوم، دیگر جرات نمیکنم به تئاتر برگردم چون میدانم چه کار سختی است.
کار سختی شده یا همیشه بوده؟
همیشه بوده. تئاتر کار آسانی نیست بلکه بسیار سخت است و خلاقانه.
برای سینما برنامهای دارید؟
اگر پیشنهاد بازی باشد، کار میکنم ولی سینما اصلا بحث دیگری است و به نظرم با تئاتر خیلی متفاوت است. از نظر من دنیای سینما و تئاتر ربط چندانی به هم ندارند. تئاتر، جای دیگری است. شاید هم اشتباه میکنم ولی به نظر من این طور میآید.