برچسب: نمایشنامه

  • رادی و استاد محمد در منشور هنر

    رادی و استاد محمد در منشور هنر

    امروز نمایشنامه «گل یاس» نوشته‌ زنده‌یاد محمود استاد محمد و نمایشنامه‌ «تانگوی تخم‌مرغ داغ»، نوشته‌ زنده‌یاد اکبر رادی، توسط گروه «وَ ناگهان»، به کارگردانی مرتضی حقیقت بیان در تماشاخانه‌ فنی‌زاده‌ موسسه‌ منشور هنر، خوانده می‌شوند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، مرتضی حقیقت بیان، کارگردان این دو نمایشنامه‌نویسی در خصوص خوانش این دو اثر گفت: «گروه وَ ناگهان از زمان تأسیس خود (هفده سال پیش) اجرا و پژوهش‌های نظری-عملی بر متون نمایشی نویسندگان دهه‌ چهل و پنجاه را در برنامه‌ اصلی خود داشته است. نویسندگانی چون زنده‌یاد بیژن مفید، محمود استاد محمد و اکبر رادی از آن جمله بوده‌اند. همچنین نظر به نمایش‌نامه‌های عباس نعلبندیان، بهرام بیضایی و غلامحسین ساعدی هم در برنامه‌های آتی این گروه خواهد بود.»

    حقیقت بیان که دو سال است مدیریت اجرا گروه «وَ ناگهان» را نیز بر عهده دارد، درباره‌ خوانش همزمان این دو اثر افزود: «این دو زنده‌یاد، از دور و نزدیک، قرابت و ارادتی متقابل نسبت به یکدیگر داشته‌اند، احوالی که در نسل‌ من، نسل امروز تئاترمان و به‌ویژه در ارتباط نویسندگان تئاتر، کم‌تر به چشم مان می‌آید. شاید این یاد مشترک در کنار هم با گروهی مشترک، معنایی فراتر از خوانش دو نمایش‌نامه را دست‌کم برای خودمان داشته باشد.»

    نقش خوانان نمایش «گل یاس»، به ترتیب ایفای نقش: سهیل بابایی، محمدپارسا، ماندانا جباری، دریا یاسری و پریسا صنعت‌کار هستند و نقش خوانان نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»، علی افشاری، سعید جمشیدی پور، دریا یاسری، محمد پارسا، ماندانا جباری، سهیل بابایی، پریسا صنعت کار، صبا آزادی و نگار بیگی خواهند بود.

    گفتنی‌ است گروه «وَ ناگهان» که روزبه حسینی مؤسس و سرپرست آن است، امروز ششم آذرماه رأس ساعت ۱۸ در تماشاخانه‌ فنی زاده‌ موسسه‌ منشور هنر به نشانی، خیابان انقلاب، خیابان نجات اللهی (ویلا). کوچه مراغه. پلاک ۲ برگزار می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند بلیت‌های این نمایش را از سایت تیوال یا به صورت حضوری خریداری کنند.

  • ۱۰ نمایشنامه از آرام محضری منتشر شد

    ۱۰ نمایشنامه از آرام محضری منتشر شد

    ۱۰ نمایشنامه از آرام محضری از سوی نشر مکتوب همزمان منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «سگ نگهبان و درختی در باغ»، «مُراودۀ جنازه‌ها»، «اختراع بزرگ و بشریت»، «چه کسی شلیک کرد؟»، «عشق به دیکتاتورها کمک نمی‌کند»، «جایی میان دو سرزمین»، «بر فراز ابرهای آن پایین»، «من قربانی‌ زیبایی‌ام شدم»، «آنچه به آتش کشیده خواهد شد» و «دیگران و ماجرای عاشقانه آیدا» عناوین این ۱۰ نمایشنامه‌ را تشکیل می‌دهند.

    در بخشی از نمایشنامه «سگ نگهبان و درختی در باغ» می‌خوانیم:

    نمی‌دونم چرا فعل چرخیدن رو استفاده کردم. ولی به نظرم طبیعیه… چون سگ با یه طناب به درخت بسته شده بوده و حول یه محور، فقط می‌تونسته بچرخه… اصلا به نظرم، فعل زندگی کردن، در واقع همون دور یه محور چرخیدنه… همه‌ ما داریم دور خودمون می‌گردیم. فقط شعاعش فرق می‌کنه… اما به هر حال، محدوده

    همچنین در بخشی از نمایشنامه «مُراودۀ جنازه‌ها» که در پشت جلد کتاب درج شده، آمده است:

    «ارباب» به سمت یکی از تابلوهای روی دیوار می‌رود و مقابل آن می‌ایستد. تابلو؛ صحنه نبرد میان دو ارتش است.

    ارباب: صحنه جنگ، فقط توی تابلوها باشکوهه. وقتی که به تاریخچه و دلایل به وجود آومدنشون پی می‌بری، به نظرت خیلی حقیرانه و احمقانه میان… کاشکی جنگجوها به دلایل منطقی می‌جنگیدن… اون وقت نقاشا مجبور بودن از نبردای خیالی نقاشی کنن.

    پیشکار:…اما آقا، این رسم رو خود شما اربابا به وجود آوردین… حتما برایش دلیل داشتین.

    ارباب: (به «پیشکار» نزدیک می‌شود) راست می‌گی، اما دلایل عوض می‌شن.

    پیشکار:… و ما رعیت‌ها، همچنان باید به اون رسوم احترام بذاریم.

    در بخشی از نمایشنامه «اختراع بزرگ و بشریت» می‌خوانیم:

    مخترع جوان: آره، مقصر خودمم… همیشه خودم بودم. اگه یه کم عاقل‌تر بودم، الان «آنا» توی اون اتاق داشت تلویزیون نگاه می‌کرد… به جای اینکه توی اون سوئیت، کنار خونه‌ اون مرتیکه زندگی کنه…! شایدم الان توی سوئیتش نباشه… شاید دارن با هم سیب گاز می‌زنن… از همون سیب‌هایی که دیگه این دوره زمونه پیدا نمی‌شه.
    مشاور خیالی: اون برمی‌گرده.
    مخترع جوان: اون دیگه برنمی‌گرده. ازش خبر دارم… هر روز دارم بهش زنگ می‌زنم، اما جوابمو نمی‌ده… حسابی سرش گرمه و از زندگی جدیدش، راضیه.
    مشاور خیالی: باید بذاری یه کم بگذره… اون احتیاج داره کمی فکر کنه.
    مخترع جوان: اون به هیچی فکر نمی‌کنه… الان فقط داره سیب گاز می‌زنه.

    در بخشی از نمایشنامه «چه کسی شلیک کرد؟» که در پشت جلد کتاب درج شده، آمده است:

    توماس: خوب منم عین توام…منم طرف کسی نیستم… فقط یه عکاس خبری‌ام، همین…! این شغل لعنتیمه… باید خرج زن و بچه‌ام رو بدم… نمی‌خواستم قبول کنم اما مجبورم کردن…
    کارم در خطر بود… منو با چندرغاز حق مأموریت زورکی فرستادن اینجا، وسط این مهلکه… گور بابای همه‌شون!
    سرباز (متیو)، ناگهان به سرعت اسلحه‌اش را برمی‌دارد و به سمت «توماس» نشانه می‌گیرد.
    متیو: داری به کی فحش می‌دی؟
    توماس: (با دستپاچگی و استیصال) به خدا با شما نبودم… به اون بی‌ناموسای توی اداره بودم.
    متیو: کجا؟
    توماس: رئیسای خودم توی خبرگزاری.
    متیو: رئیسا؟
    توماس: آره، به رئیسا باید فحش داد!
    سرباز (متیو)، پس از مکثی کوتاه؛ اسلحه‌اش را دوباره به دیواره گودال تکیه می‌دهد.

    در بخشی از نمایشنامه «عشق به دیکتاتورها کمک نمی‌کند» می‌خوانیم:

    صدای مارتا: (از بلندگو) : نمی‌تونم.
    خوزه: با من بیا…
    خوزه: بیا از اینجا بریم بیرون… همه چیزو درست می‌کنم.
    صدای مارتا: (از بلندگو) : گفتم که، نمی‌تونم باهات بیام…
    دیگه بین ما، خیلی فاصله‌ست.
    خوزه: می‌دونم چرا با پدرت اینجایین… می‌خواهم نجاتتون بدم.
    صدای مارتا: (از بلندگو) : ما اومدیم اینجا شام بخوریم، فقط همین.
    خوزه: با من بیا، بذار نجاتتون بدم.
    صدای مارتا: (از بلندگو) دو سال پیش هم می‌گفتی می‌خوای مردمو نجات بدی… نتیجه‌اش رو ببین.
    خوزه: (دستش را جلو می‌آورد) دستتو بده به من… همه چیز رو عوض می‌کنم… من حالا خیلی عوض شدم.
    صحنه تاریک می‌شود و صدای شلیک سه گلوله، شنیده می‌شود.

    در بخشی از نمایشنامه «جایی میان دو سرزمین» که در پشت جلد کتاب درج شده، آمده است:

    جمیل: قراره موقتا اینجا باشیم… من و «حنانه» خیلی سخت نمی‌گیریم… یه گوشه وسایلمونو می‌ذاریم… شبا هم یه کناری می‌خوابیم… فکر کنم همین چند روزه بتونیم از اینجا بریم.
    شهران: اسمشه که موقته، ما الان نه ماهه که اینجاییم…! توی کمپ، آدمایی هستن که بیشتر از یه ساله اینجان… تا چند وقت دیگه، همین جا یه قبرستون هم واسمون درست می‌کنن… فقط شیش نفر، توی این مدت مردن!…
    فؤاد: (به «آمنه» نگاه می‌کند) یا شاید هم باید یه اداره ثبت احوال اینجا درست کنن واسه‌ اونایی که ازدواج می‌کنن و بچه‌دار می‌شن.
    حنانه: (رو به «جمیل») می‌بینی…! بهت که گفتم: از اینجا راحت نمی‌شه بیرون رفت.
    جمیل: (رو به «حنانه») شرایط ما فرق می‌کنه.

    در بخشی از نمایشنامه «من قربانی‌ زیبایی‌ام شدم» می‌خوانیم:

    زن سیاه‌پوش: دوستم داشت؟… واقعا فکر می‌کنی دوستم داشت؟
    زن سفیدپوش: آره، دوستت داشت.
    زن سیاه‌پوش: پس تو هم جزو همه اون احمقایی هستی که اشتباه فکر می‌کنن «رت باتلر» اسکارلت رو دوست داشت!
    زن سفیدپوش: اوه، خدای من!
    زن سیاه‌پوش: (انگار در رویای عمیقی فرو رفته است) من برای اون هیچی نبودم، جز به رویای شخصی… اون با زیبایی من، با غرور من، با سرخوشی من و با بی‌توجهی که به من می‌شد، برای خودش داشت تاریخ درست می‌کرد. (مکثی می‌کند) می‌دونم که تو اینا رو نمی‌فهمی.

    در بخشی از نمایشنامه «بر فراز ابرهای آن پایین» که در پشت جلد کتاب درج شده، آمده است:

    رحمان: می‌دونی! فکر می‌کنم مشکل بشر از اونجایی شروع شد که اولین نفر تصمیم گرفت به تجارت نمک و ادویه‌جات بپردازه… از اونجا بود که آدما متوجه شدن همه چیز می‌تونه طعم و مزه بهتری داشته باشه… بعد شروع کردن به مثلا خوشمزه‌تر کردن زندگی‌شون و در ادامه، تلخ‌مزه‌ترین موجودات کره زمین؛ بیشتر و بیشتر شدیم. (کمی فکر می‌کند) می‌بینی این بالا چه حرفای مهمی به ذهنم می‌رسه؟ (کمی مکث می‌کند) چی دارم می‌گم، تو الان داری می‌پزی.

    در بخشی از نمایشنامه «دیگران و ماجرای عاشقانه آیدا» می‌خوانیم:

    علیرضا: ببین «خسرو» خودتم می‌دونی که این راهش نیست… الان عصبانی هستی… اگه مهلت بدی بگذره، بعد آروم می‌شه و زندگی ادامه پیدا می‌کنه… مگه این زندگی چه ارزشی داره؟… ما، سرد و گرم چشیده‌ایم، چی شد؟… همه‌اش تموم شد…! اینم تموم می‌شه…! یادته؛ یه روزایی خیال می‌کردیم همه زندگی، توی او ن محله خلاصه می‌شه اما حالا که بهش فکر می‌کنیم، می‌بینیم هیچ چیز او محله اونقدرها هم مهم نبود…! بچگی‌مون، انقلاب، جنگ، تیر، ترقه، بمباران… یادته؟ برای اتوبوس سوار شدن هم پول بلیط نداشتیم… کدومش الان اهمیت داره؟
    «خسرو»، از روی صدلی بلند می‌شود و کلت را در کمرش می‌گذارد.
    خسرو: …اما اینطوریام نیست…!
    یه چیزایی همیشه با آدمه.

    در بخشی از نمایشنامه «آنچه به آتش کشیده خواهد شد» که در پشت جلد کتاب درج شده، آمده است:

    «استفان: لازمه برای هدفی که داری براش آماده می‌شی، هر کاری که به نظرت درست نمی‌آد رو هم انجام بدی.
    مورگان: … اما من فکر می‌کردم قراره هر کاری که به نظرم درست می‌آد رو انجام بدم!
    استفان: اون وقتیه که توی یه ساختار درست و برای خدمت به اون ساختار داری اقدامی می‌کنی… اما کار ما شکستن این ساختارهاست. ما ساختارهای خودمونو درست می‌کنیم… می‌فهمی که؟»

    بر اساس این گزارش، ۱۰ نمایشنامه فوق هر کدام با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۸۰۰۰ تومان منتشر شده است.

  • دژاکام «نصرت خانم» را روانه بازار کتاب کرد

    دژاکام «نصرت خانم» را روانه بازار کتاب کرد

    مجموعه‌ای تازه از نمایشنامه‌های امیر دژاکام با عنوان «نصرت خانم» روانه بازار کتاب شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، انتشارات کتاب نیستان مجموعه جدید از نمایشنامه های امیر دژاکام را با عنوان «نصرت خانم» منتشر کرد.

    مجموعه نمایشنامه «نصرت خانم» در برگیرنده چهار نمایشنامه کوتاه از امیر دژاکام است که می‌توان آن را حاصل چهار زاویه دید به برخی موضوعات اجتماعی قابل توجه و حساسیت‌­برانگیز و البته به نوعی در حال فراموشی دانست که با زبان تلخ و صریح دژاکام گردآوری شده است.

    مجلس تقلید، کرشمه چنگیزی، باد کافر و فرار مختصر عناوین نمایشنامه‌های این اثر به شمار می‌روند.

    نمایش‌نامه مجلس تقلید اثری است پرکاراکتر که در بستری انتقادی و با نگاهی به بی‌تفاوتی عمومی نسل جوان به نسل کهنسال جامعه، نوشته شده است. دژاکام این نمایشنامه نگاه تند و تیزی به فراموش شدن سنت‌ها و باورهای کهن جامعه ایرانی انداخته است و حل شدن آنها در ساختار زیستی مدرن را نکوهش کرده است.

    نمایشنامه کرشمه چنگیزی نیز روایتی است شاعرانه از مواجهه نویسنده در قالب یک کاراکتر از کودکی تا امروزش با مولانا.

    در نمایشنامه باد کافر داستانی عاشقانه در بستر جنگ تحمیلی روایت می‌شود و در نمایشنامه فرار مختصر نیز بر اساس رمان «پرواز ایکار» نوشته‌ رمون کنو، ترجمه کاوه سید حسینی نوشته شده است و نوعی برداشت آزاد از این اثر به شمار می‌رود.

    این کتاب را انتشارات کتاب نیستان در ۱۱۲ صفحه و با قیمت ۷۵۰۰ تومان منتشر کرده است.

  • نمایشنامه “شهادت یا یک کم آسایشی که داریم”

    نویسنده: تادئوش روژه ویچ
    کارگردان: رضا درودی
    خوانشگران: بنفشه انصاری-رضا درودی-حمیدرضا رحیمی-مهرداد صوابی فر
    روابط عمومی: محمد جواد آبجوشک
    سلسله نشستهای تخصصی نمایشنامه خوانی شنبه های خوانش زیر نظر حسین وحدتی همراه با نقد وبررسی اثر برگزار می شود.
    مکان و زمان:
    شنبه ده خرداد ماه-پارک ملت-مجتمع امام رضا (ع)-تئاتر شهر-تالار عروسکی
    ساعت 17

  • نمایشنامه خوانی رخشان بنی‌ اعتماد برای زلزله‌ زدگان

    نمایشنامه خوانی رخشان بنی‌ اعتماد برای زلزله‌ زدگان

    جلسات نمایشنامه‌خوانی انجمن بازیگران خانه تئاتر در حمایت از مردم زلزله‌زده آذربایجان شرقی همچنان با استقبال هنرمندان و مردم روبرو است.

    شامگاه 18 آذرماه در ادامه این جلسات نمایشنامه «رقص روی لیوان‌ها» نوشته امیررضا کوهستانی و کار رخشان بنی‌اعتماد با نقش‌خوانی افشین هاشمی، سهیلا گلستانی و همراهی حبیب رضایی نمایشنامه‌خوانی شد.

    این نمایشنامه با حضور جمع زیادی از چهره‌های هنری و هنرمندانی همچون بهروز بقایی، فرشته طائرپور، رویا تیموریان، مسعود رایگان، امیررضا کوهستانی، شایسته ایرانی، جهانگیر کوثری، شهرام کرمی، باران کوثری، هوتن شکیبا، سلما سلامتی، سمیرا مهدوی، نوید محمدزاده، فهیمه رحیم‌نیا و … نمایشنامه‌خوانی شد.

    پیش از شروع برنامه هنرمندانی چون بهروز بقایی، رویا تیموریان، مسعود رایگان و … کمک‌های مردمی را جمع‌آوری کردند.

    همزمان با این جلسه تعداد زیادی کتاب از سوی نشر قطره به انجمن بازیگران اهدا شده است.

    این کتاب‌ها که ارزش آن‌ها 40 میلیون تومان است به صورت همت عالی به فروش می‌رسد.

    نشر «قطره» اعلام کرده است که حتی اگر تمام این کتاب‌ها در ایام نمایشنامه‌خوانی به فروش نرسد، آن‌ها را به صورت تخفیف‌دار در اختیار کتابفروشی‌ها قرار می‌دهد تا درآمد به دست آمده از آن به آذربایجان فرستاده شود.

    در این جلسه بهزاد فراهانی رییس هیات مدیره انجمن بازیگران خانه تئاتر در سخنان کوتاهی گفت: مشکل آذربایجان کم‌کم داشت فراموش می‌شد، وظیفه ماست پس‌لرزه‌های آن را به مردم یادآوری کنیم.

    این بازیگر و کارگردان تئاتر ادامه داد: مردم آذربایجان نگهبانان مرزهای ما هستند. آن‌ها رنج بزرگی را تحمل کرده‌اند و امروز وظیفه ماست که از آن‌ها حمایت کنیم.

    فراهانی با تقدیر از همکاری نشر «قطره» در ارائه کتاب‌هایش به این برنامه اضافه کرد: اگر آنچه به دست آوریم کفاف ساخت یک مرکز فرهنگی را بدهد اتفاق بسیار خوبی خواهد بود.

    او همچنین از تمام هنرمندانی که با این طرح همکاری کرده‌اند، اردشیر رستمی که طراحی پوستر و بروشورها را تقبل کرده و از همراهی فرهنگسرای اندیشه قدردانی کرد. سپس قطعه شعر کوتاهی را که برای مردم زلزله‌زده آذربایجان سروده شده بود، خواند.

    پس از سخنان فراهانی، رخشان بنی‌اعتماد در میان تشویق حاضران روی صحنه آمد و با اجازه امیررضا کوهستانی، خوانش نمایشنامه او را آغاز کرد.

    امشب 19 آذرماه نیز نمایشنامه «اقتباس از ادبیات خارجی» نوشته و کار سیروس ابراهیم‌زاده با نقش‌خوانی بهاره رهنما، سروش صحت، فرهاد قائمیان و … نمایشنامه‌خوانی می‌شود.

    این جلسات فرداشب با روخوانی نمایشنامه «آناکارنینا» نوشته محمد چرمشیر و کار هما روستا با نقش‌خوانی حسن معجونی ، ترانه علیدوستی، اشکان خطیبی و … به پایان می‌رسد.