برچسب: نقد تئاتر

  • نشست نقدوبررسی «روزی روزگاری سمنگان» برگزار می‌شود

    نشست نقدوبررسی «روزی روزگاری سمنگان» برگزار می‌شود

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از روابط عمومی پروژه، نشست نقد و بررسی نمایش «روزی روزگاری سمنگان» با کارگردانی محمودرضا رحیمی شامگاه چهارشنبه نهم اسفند ساعت ۱۹:۳۰ با مدیریت رضا آشفته و همراهی نصرالله قادری و فریال آذری در تالار مشاهیر تئاتر شهر برگزار خواهد شد.

    «روزی روزگاری سمنگان» نوشته مشترک نازنین گودرزیان و محمودرضا رحیمی است که به داستان زندگی اهالی محله‌ای به نام سمنگان در دوران پر از التهاب دهه ۶۰ اشاره دارد.

    عبدالرضا شیبانی، ساغر مختاری، بهار مشیری،فاطمه محمدیان، امیر صادقین، نازنین گودرزیان، الهام ابنی، جواد صداقت و بهرام سروری‌نژاد بازیگران این نمایش به ترتیب ورود به صحنه هستند.

    امیر صادقین همچنین به عنوان نوازنده پیانو و خواننده در این نمایش حضور دارد.

    حضور تمامی علاقه‌مندان در این نشست نقدوبررسی آزاد است.

    خبرنگار: محمد جواد عبدی

  • نگاهی به نمایش «فردریک» اثر جدید حمیدرضا نعیمی/ کارگردانی که عنوان تئاتر فاخر با نامش گره خورده است

    نگاهی به نمایش «فردریک» اثر جدید حمیدرضا نعیمی/ کارگردانی که عنوان تئاتر فاخر با نامش گره خورده است

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، این شب‌ها نمایش «فردریک» نوشته اریک امانوئل اشمیت، توسط گروه تئاتر «شایا» به سرپرستی و کارگردانی حمیدرضا نعیمی تا 10 دی ماه در سالن اصلی تئاتر شهر  به روی صحنه می‌رود.

    «فردریک» سرگذشت ستاره‌ بازیگری تئاتر بولوار در پاریس و فرانسه‌ قرن نوزدهم است. فردریک لومتر، بازیگری افسانه‌ای است که تمام نقش‌ها و ژانرها را آزموده است. او میلی سیری‌ناپذیر برای بازیگری دارد. از لذاتِ زندگی چیزی نیست که تجربه نکرده باشد اما چند ماهی است که در میان تماشاگران متوجه دو چشمِ میشی‌رنگ می‌شود که در تاریکی فضای سالنِ نمایش هم‌چون چشمانِ گربه می‌درخشند و این سرآغازِ نمایشنامه‌ شورانگیزِ اریک امانوئل اشمیت است.

    نگاهی به نمایش «فردریک»

    شاید مدت‌ زیادی بود که تئاتری این چنین بر صحنه نرفته بود و همین امر ارزش دیدن این نمایش را برای علاقمندان به تئاتر کلاسیک دوچندان می‌کند. نمایش «فردریک» در مجموع اثری قابل قبول است که توانسته است به خوبی داستان را روایت کند و مخاطب را درگیر خود کند. یکی از نقاط قوت نمایش، بازی بازیگران این اثر نمایشی است. حمیدرضا نعیمی به عنوان بازیگر نقش فردریک، توانسته است به خوبی این شخصیت پیچیده را به تصویر بکشد. او در کنار بازیگران دیگر مانند بهناز نازی، امیرکربلایی‌زاده، کتانه افشاری‌نژاد و کامبیز امینی و … بازی‌های قابل قبولی ارائه داده‌اند. یکی از نکات اصلی این اجرا عدم استفاده هاش‌اف توسط بازیگران کار است. شاید دیگر به این نکته که بازیگران در سالن های بزرگی مانند تالار وحدت و یا سالن اصلی تئاتر شهر از هاش‌اف برای رسایی بیشتر صدا استفاده کنند عادت کرده باشیم. اما در واقع یکی از ویژگی‌های دیدن نمایش در این گونه سالن ها دیدن توانایی بازیگران و صدای رسای آنهاست. حال مخاطب در نمایش فردریک بعد از مدت ها شاهد همچین موضوعی است و می‌تواند تماشای توانایی بازیگر را نیز در بخشی از لذت دیدن این نمایش بگنجاند.

    تئاتر فردریک

    از دیگر نقاط قوت نمایش، طراحی صحنه و لباس است. طراح صحنه، سعید معروف‌پور، فضایی را ایجاد کرده است که هم به زمان و مکان نمایش نزدیک است و هم به خوبی می‌تواند حال و هوای نمایش را منتقل کند. طراح لباس، مژگان عیوضی، نیز لباس‌هایی را طراحی کرده است که هم به شخصیت‌ها می‌آید و هم به فضای نمایش کمک می‌کند.

    با این حال، نمایش «فردریک» خالی از ایراد هم نیست. در برخی صحنه‌ها، دیالوگ‌ها بیش از حد طولانی هستند و باعث می‌شوند که مخاطب خسته شود. ولی در پی این اندک کاستی‌ها، ذات نمایشنامه، طنز به جا و به دور از شوخی سخیف، موسیقی، توانایی بازیگران و عوامل دیگر همگی ذهن مخاطب در دیدن اثری فاخر یاری می‌کنند.

    در نمایش «فردریک»، آواز کلاسیک در صحنه‌های مختلف به کار رفته است.استفاده ای درست و به جا ، به همراه خوانندگان توانایی که شنیندن صرفِ صدایشان برای لذت بردن از یک اثر کافی است. آواز کلاسیک فرانسوی در این صحنه ها صرفا نقش زیبایی بخشی به اثر ندارد و در انتقال مفهوم وتا پایان یاری رسان نمایش خواهد بود، برای مثال در صحنه‌ای که فردریک در حال تمرین نقش خود است، آواز کلاسیک به عنوان پس‌زمینه استفاده شده است تا فضایی حماسی و پرشور ایجاد کند. در حالی که در صحنه‌ای که فردریک در حال اجرای نقش خود است، آواز کلاسیک به عنوان بخشی از نمایش استفاده شده است تا مخاطب را در فضای نمایش غرق کند.

    یکی از عناصر بسیار مهم در این نمایش متن نمایشنامه فردریک اثر اریک امانوئل اشمیت است که درون خود کنایه های بسیاری متناسب با زمان و فضای حال ما دارد. این کنایه‌ها هم طنز ایجاد می‌کنند و هم تماشاگر را به فکر فرو می‌برند. کنایه‌ها به خوبی تفکر مخاطب را برمی‌انگیزانند و باعث می‌شوند که مخاطب به موضوعاتی مانند ماهیت بازیگری، جایگاه هنر در جامعه، و ارزش‌های انسانی فکر کند.

    نمایش فردیک همان درک احساس تماشاگر از زندگی هنرمند و مسائل و مشکلات آنان است که به باور می رسد. آیا هنرمند خود را جدا از مشکلات جامعه می داند یا با جامعه همدرد است؟ برای نفس کشیدن در عرصه هنر چه مشکلاتی دارند؟ در این نمایش خستگی معنای چندانی ندارد چون با روح تماشاگر ارتباط می گیرد. لحظه هایی که هم می خندیم، هم غمگین می شویم و هم تفکر و تامل می کنیم و این همان ارتباط از صحنه با روح تماشاگر می باشد.

    حمیدرضا نعیمی یکی از کارگردانان مطرح و صاحب‌نام تئاتر ایران است که در طول سال‌های فعالیت خود، نمایش‌های متعددی را کارگردانی کرده است که از نظر محتوایی، اجرایی، و فرم، موفق بوده‌اند. از جمله آن‌ها می‌توان به نمایش‌های «روزنه»، «وعده‌گاه نهنگ‌ها»، «زمانی برای زندگی»، «دختری با شنل ارغوانی»، «داستان‌های کاروِر»، «فاوست»، «خیال»، «درخشش در ساعت مقرر»، «سقراط»، «ترور»، «شرق دور… شرق نزدیک»، «شوایک»، «ریچارد» و «فردریک» اشاره کرد.

    نعیمی در کارگردانی، توجه ویژه‌ای به متن نمایشنامه دارد. او سعی می‌کند که متن نمایشنامه را به خوبی درک کند و آن را به شکلی هنرمندانه روی صحنه اجرا کند. این موضوع باعث شده است که نمایش‌های او از نظر محتوایی غنی باشند. او همچنین توجه ویژه‌ای به بازیگران دارد و سعی می‌کند که از بازیگران نهایت بهره را ببرد و بازی‌های قابل قبولی و اندازه‌ای از آن‌ها بگیرد. این موضوع باعث شده است که نمایش‌های او از نظر اجرایی و هم از نظر فرم نیز موفق باشند. همچنین، او در کارگردانی، توجه ویژه‌ای به بازیگران دارد. او سعی می‌کند که از بازیگران نهایت بهره را ببرد و بازی‌های قابل قبولی از آن‌ها بگیرد. بازیگرانی که در حافظه مخاطب با توانایی‌هایشان در بازیگری روی صحنه ثبت شده‌اند.

    نمایش فردریک بار دیگر اثبات کرد که حمیدرضا نعیمی به عنوان یک کارگردان موفق عرصه نمایش همچنان تسلط خود را بر مخاطب حفظ کرده و هم می‌تواند تماشاگر خاص را با خود همراه کند و هم تماشاگری که کمتر سخت می‌گیرد.

    نویسنده: الهام حسینی

    عکس از محمد صادق زرجویان و شیما خان‌آبادی

  • نقد و بررسی نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند»‌

    نقد و بررسی نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند»‌

    به گزارش تئاترآنلاین و به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاترشهر جلسه نقد نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند»‌ به کارگردانی مجید شکری که در تالار سایه تئاترشهر، روی صحنه است روز 27 شهریورماه با حضور چهار منتقد، گروه و علاقه‌مندان برگزار شد.

    جلسه نقد نمایش«کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند»‌ با حضور رضا آشفته، فریال آذری، سپیده اسکندرزاده و پژمان دادخواه به عنوان اعضای حلقه نقد تهران مورد نقد و بررسی و واکاوی از جنبه‌های مختلف فلسفی، روانشناختی و ساختاری قرار گرفت.

    نقد تئاتر

    در ابتدای جلسه رضا آشفته درباره گروه حلقه نقد تهران توضیح داد و گفت: این گروه از سال 98 تشکیل شد و به شکل بینارشته‌ای به نقد تئاترها می‌پردازد تا کنون 50 نمایش رادیویی و صحنه‌ای را مورد بررسی قرار داده و در کنار آن نقد فیلم به شکل تصویری یا مکتوب در مجلات تخصصی داشته است.

    مجید شکری کارگردان و نویسنده نمایش نیز درباره تنهایی و رابطه انسان با تکنولوژی چنین اظهار کرد: تنهایی انسان همیشه دغدغه من بوده است، هر روز به تنهاییِ انسان افزوده می‌شود. شاید ما در فضای مجازی دوستان زیادی داشته باشیم اما زمانی که به وجود آنها نیاز داریم و عمیقا بودن آنها را طلب می‌کنیم، شاید تعداد کمی از آنها حضور داشته باشند. تکنولوژی با تمام حسن‌هایی که برای بشر داشته، فرهنگ آن رشد نکرده است. با وجود تکنولوژی، انتقال احساس حذف شده است. قبلاً کسانی که به دلیل کم‌مایه بودن نمی‌توانستند به رسانه دسترسی پیدا کنند با وجود فضای مجازی، رسانه به دست آنها افتاده که خوراک مسموم و غیرفرهنگی به مردم می‌رسانند اما متاسفانه عناصر نخبه گوشه‌نشین شده‌اند. شکری در پاسخ سوال یکی از منتقدان مبنی بر عامدانه بودن شیوه روایی پست مدرن، چنین بیان کرد: من همیشه دوست دارم به روز باشم. انتخاب شیوه روایی متناسب بود با موضوع بود. ما بدون اینکه بخواهیم به شکل پست مدرن زندگی می‌کنیم بنابراین روایت این موضوع هم خود به خود به سمت پست مدرن رفت.

    نقد و بررسی نمایش

    نظرات، نقد و بررسی گروه حلقه نقد تهران

    در ادامه، دکتر فریال آذری هم در مورد انواع تنهایی چنین گفت: ما یک تنهایی عمیق اگزیستان داریم که فاصله عمیقی بین خود و دیگران قائلیم، حتی در میان جمع هم احساس تنهایی را با خود حمل می‌کنیم. از این جنس تنهایی در نمایش دیده می شود. جایی که انسان از ارتباط با خانواده و خاطرات حرف می‌زند، تنهایی اگزیستان است و نماد آن هم جعبه‌ای است که به آن هر چیزی را می‌شود، گفت. این تنهایی فردی گاهی به شکل از خودبیگانگی رخ نشان می‌دهد و این گوریل‌شدگی اشاره به همین نوع تنهایی است. جایی در نمایش که یکی از شخصیت‌ها لباس خود را درمی‌آورد و دیگر نمی‌تواند بپوشد، این تنهایی را نداریم و هر دو یکی می‌شوند. و چون متن، پست مدرن است، نمایش فرجام گریز است. شخصیت راهنما به انسانی که دنبال تحول است می‌گوید اگر از این سمت بروی گوریل می‌شوی و اگر از آن سمت بروی، معلوم نیست که چه بشود؟ و اگر شخص می‌خواهد به فرجامی برسد باید در یک ناآگاهی به این فرجام برسد برای همین باید بخوابد که نفهمد چه می‌شود. این انسان پس از کش و قوس‌های زیاد و یکی شدن با مرشد(راهنما)، رفتن به بخش ضایعات را هم می‌پذیرد. آذری درباره یکی شدن با مرشد و راهنما و رهایی از تنهایی اگزیستانسیال چنین بیان کرد: در جایی که نقش مرشد و انسانِ تنها عوض می‌شود انگار می‌خواهد بگوید رنج این تنهایی فقط در این شرایط فقط کم خواهدشد. همه این گوریل شدگی و مراحل تحول برای این است که انسان با خودش آشتی کند و با جهان واقعی آشتی کند، مسیر را اگر حتی ضایعات شدن باشد، بپذیرد. در جهانی که ربات دارد برای انسان تصمیم می‌‌گیرد، با تأسی از مکتب فرانکفورت باید گفت ربات‌ها به بخش ضایعات نمی‌روند، این انسان است که به بخش ضایعات می‌رود. انگار انسان در اسارت جدیدی به سر می‌برد.

    فریال آذری

    سپیده اسکندرزاده دیگر منتقد جلسه هم با اشاره به بحث خاطره و هویت،‌ اظهار داشت: سه نکته مهم و کلی در این نمایش وجود دارد؛ یکی خاطره است، یکی ربات است و یکی هم هویت است. خاطره و هویت خیلی با هم در ارتباط هستند. انسان در این نمایش آخرین چیزی که رها می‌کند، خاطره است و خاطره چیزی است که ما را به آینده وصل می‌کند. وقتی خاطره از بین برود هویت انسان از بین می‌رود. انسان حاضر است گوریل بشود اما خاطره را برای خودش نگه دارد. هویت بشر دایما در دوره تکنولوژی در حال تغییر است. بحث دیگر این است که گوریل، نماد کسانی است که مجبور به مهاجرت شده‌اند. فرودستان امروزی کسانی نیستند که سرکوب می‌شوند بلکه کسانی هستند که صدایشان دیگر شنیده نمی‌شود و اینها کسانی هستند که در موسسه تحول حقیقی دایما کسانی این جمله را خطاب به آنها تکرار می کنند که خودتان به اندازه کافی تلاش نکردید. پانزده دقیقه ابتدای نمایش به شدت نفس گیر است اگر بخواهیم فوکویی نگاه کنیم به من مخاطب گفته می‌شود اگر به جایی نرسیدم تقصیر خودم است و تحقیر می‌شوم. وی در ادامه با اشاره به صحبت والتر بنیامین، فیلسوف مکتب فرانکفورت می‌گوید: هر سندی از تمدن برابری می‌کند با سندی از بربریت. ما با سرعت نور به سمت تاریکی می‌رویم. در این نمایش وضعیتی به ما نشان داده می‌شود که ممکن است انسان به عقب برگردد و گوریل شود. همین برگشتن هم برای انسان امروزی بهتر است تا بخواهد در وضعیت بلاتکلیفی باشد. و بدن‌هایی که به سمت حاشیه برود.

    سپیده اسکندرفر

    رضا آشفته با اشاره به آرزوی خود برای جهانی شدن تئاتر کشور گفت: من دغدغه‌ام خود تئاتر و شاکله تئاتر است و آرزویی که عمرم را پای آن گذاشته‌ام، جهانی شدن تئاتر ماست. فهم ساختار مهمترین نکته در جهانی شدن یا نشدن تئاتر ایران است. خیلی از کارگردانها در بخش ساختار شاید پیشرو باشند اما بیشتر آن برپایه تقلید است. هنر، با خلاقیت می‌تواند بودن خود را به نتیجه و اثبات برساند. یکی از پیشروان تئاتر ملی، بهرام بیضایی است و متأسفانه متون او کم خوانده می‌شود. او تمام شکل‌های نمایش ایرانی را در متون خود آورده و تجربه کرده است. کارگردانهای ما در استفاده از تئاتر غرب هم ناموفق بوده است. تمام کسانی که داعیه اجرای تئاتر غربی را داشته‌اند، مسیر غلطی را طی کرده‌اند؛ چون کپی بوده است. و این دلیل اصلی برای این است که تئاتر ما دیده نشده است. اگر هم گاهی به تئاتر کشور ما توجه شده است، ارائه شکلی از تعزیه بوده است. در نمایش مذکور اتفاقا در شاکله، یک نمایش غربی است، جه در فرم و چه در ابعاد فلسفی تماما غربگرایانه است. اما این نکته که ضعف به نظر می‌رسد، به نقطه قوت نمایش تبدیل شده است. نمونه این نمایشها می‌تواند سرآغازجهانی شدن نمایش ما باشد. افلاطون 2500 سال پیش آرزویی داشت که با تقلید مخالف بود. اما درست‌تر از ارسطو داشت بیان می‌کرد چون مکاشفه انسانی برایش مهم‌تر از تقلید بود. معتقد به انتزاع از واقعیت بود. قرن 19 که «بوخنر» جزو اولین کسانی است که متنی را براساس تئوری افلاطون خلق می‌کند. متن «ویستک»‌که بارها در ایران اجرا شده است. واقعیت‌هایی ذهنی در نمایش خلق می‌شوند. انسان آن چیزی نیست که از بیرون می‌بینیم، ‌انسان چیزی است که از درون دیده می‌شود. آلفرد ژاری و بوریس مترلینگ و انتوان چخوف (نه در متن‌های کوتاه)هم جزو همین دسته هنرمندان هستند. در واقع درونی بودن بشر را بیان می‌کنند. شاید دلیل آن برمی‌گردد به صنعتی‌شدن و تنها شدن بشر و اینکه انسان باید به سمت درون خودش سوق پیدا کند تا خودش را ارائه کند. اما در مورد نمایش «کسی برای گوریل غمگین کاری نمی‌کند»‌ با اینکه ماهیت ایرانی ندارد،‌ تاریخ و جغرافیا وجود ندارد اما چون نمونه خارجی آن هم وجود ندارد، برداشتی ایرانی می شود از نمایش کرد. چیزی که هنر را به وجود می‌آورد، رویا داشتن است و قابل تکثیر به دیگران نیست. ایرانی بودن در تکمیل رویا می‌تواند کمک زیادی به پیشبرد هنر و اصالت کند. تفاوت جغرافیا و تاریخ باعث ایجاد تازگی و شگفتی در متن و شوق مردم سایر کشورها برای خواندن متنش می‌شود.

    رضا آشفته

    متن مجید شکری به ساموئل بکت نزدیک است اما کاملا شبیه آن نیست و مستقل است. یا اکثر نمایش‌های پست مدرن در جامعه قابل فهم نیست چون جامعه ما هنوز مدرن نشده است. اما مساله‌ای که در این نمایش مطرح می‌شود متعلق به همه مردم جهان است. ما در دنیایی که به سمت صنعتی شدن پیش می‌رود، هر روز تنهاتر می‌شویم. انسان در گذشته رهاتر بوده است در واقع، انسان‌تر بوده است. زندگی شهری به انسان قید و بند بیشتری داده است.

  • «شازده کوچولو ۲۰۲۳» نقد و بررسی می‌شود

    «شازده کوچولو ۲۰۲۳» نقد و بررسی می‌شود

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، جلسه نقد و بررسی نمایش «شازده کوچولو ۲۰۲۳» به کارگردانی نیما گودرزی ساعت ۱۷ روز دوشنبه نهم مرداد با حضور رضا آشفته، فریال آذری، سپیده اسکندرزاده و پژمان دادخواه از پژوهشگران، منتقدان و مدرسان عرصه تئاتر در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود.

    «شازده کوچولو ۲۰۲۳» عنوان یکی از آثار نمایشی جدید تئاتر شهر است که از رو سه شنبه بیستم تیر به طراحی و کارگردانی نیما گودرزی پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.

    در این اثر نمایشی که ساعت ۱۹:۴۵ به مدت زمان ۶۰ دقیقه در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر به صحنه می رود (به ترتیب حروف الفبا) محمد صادق اسدی، شاهین بامداد، مریم تولایی، الهام زارعی و نیما گودرزی به عنوان بازیگر حضور دارند.

    منبع

  • درباره «نویسنده مرده است»/ از یک اجرای درخشان تا نمایشی متوسط

    درباره «نویسنده مرده است»/ از یک اجرای درخشان تا نمایشی متوسط

    به گزارش تئاتر آنلاین، محدثه واعظی‌پور روزنامه‌نگار و منتقد سینما و تئاتر طی یادداشتی به بررسی نمایش «نویسنده مرده است» به نویسندگی آرش عباسی پرداخته است که این روزها با کارگردانی بهنام شرفی و بازی شرفی و یکتا ناصر در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.

    این نمایش پیش از این ۲ بار و با کارگردانی آرش عباسی اجرا شده بود که در اجرای اول ایوب آقاخانی و لادن مستوفی در مجموعه تئاتر شهر و در اجرای دوم آرش عباسی و لادن مستوفی در تالار حافظ به ایفای نقش پرداختند.

    در یادداشت محدثه واعظی‌پور درباره اجرای «نویسنده مرده است» به کارگردانی بهنام شرفی چنین آمده است:

    «آذر و دی ماه سرد سال ۹۱ نمایش «نویسنده مرده است» به کارگردانی آرش عباسی، با بازی ایوب آقاخانی و لادن مستوفی در سالن سایه اجرا می‌شد، آنها که تجربه تماشای این نمایش را در تئاتر شهرِ آن روزها داشتند، فراموش نکرده‌اند که تا انتهای نمایش، تماشاگران به شوخی‌ها، موقعیت شخصیت‌ها و «بازی در بازی» که فرهاد (ایوب آقاخانی) و لیلی (لادن مستوفی) راه انداخته بودند می‌خندیدند.

    بده بستان‌های مستوفی و آقاخانی که هر ۲ بهترین انتخاب‌ها برای آن ۲ نقش بودند، در آن دکور ساده و محقر، درخشان بود و به طنز و شیطنتی که در نمایشنامه وجود داشت، عینیت می‌بخشید. وقتی درباره درک بازیگر از متن، صحبت می‌کنیم، می‌توانیم بگوییم که مستوفی و آقاخانی به درستی روح نهفته و امتیاز اصلی متن «نویسنده مرده است» را دریافته بودند و در هر لحظه، به آن وفادار بودند. لیلی ستاره سینما و فرهاد، فیلمنامه نویس بود. آنها در یک بازی جذاب و شیرین، به یکدیگر رو دست می‌زدند و چند بار این کار را تکرار می‌کردند. در پایان نمایش، کل کل‌های آنها همچنان ادامه داشت و با تشویق تماشاگران اجرا به پایان می‌رسید. دیالوگ‌های خوب نوشته شده نمایش، ارجاع‌های سینمایی و حس و حال لیلی و فرهاد نسبت به یکدیگر در هر صحنه، از «نویسنده مرده است» یک اجرای درجه یک با ۲ بازیگر به یادماندنی ساخته بود.

    در اجرای بعدی نمایشنامه «نویسنده مرده است» به کارگردانی آرش عباسی، آرش عباسی و لادن مستوفی این بار در تالار حافظ و بهار سال ۹۶ همبازی شدند، ترکیب ۲ بازیگر به اندازه زوج آقاخانی-مستوفی موفق نبود، اما در بازی عباسی هم نوعی شیرینی و شیطنت وجود داشت که تماشای «نویسنده مرده است» را دلپذیر می‌کرد. اگر چه فقدان بده بستان‌ها و تقابل دو بازیگر اجرای قبلی، نفس اجرای دوم را گرفته بود.

    این شب‌ها در تماشاخانه ایرانشهر، «نویسنده مرده است» به کارگردانی بهنام شرفی برای سومین بار روی صحنه رفته. اجرای سوم دکوری زیبا دارد و یک خواننده هم به نمایش اضافه شده که حضورش پذیرفتنی است و گاهی، مکمل شوخی‌هاست. شرفی به متن وفادار بوده و البته به عنوان کارگردان کوشیده، نگاه خودش را وارد ماجرا کند. مشکل «نویسنده مرده است» ِ فعلی این است که ۲ بازیگر اصلی با وجود تلاشی که کرده‌اند، قادر به درک ظرافت‌های متن نبوده‌اند و قدرت ساختن «بازی در بازی» جذاب به اندازه متن را نداشته‌اند. پس، همه غافلگیری‌ها از دست رفته و نمایش به اثری بسیار معمولی تبدیل شده که لبخندی روی لب‌های تماشاگر نمی‌نشاند.

    آن‌هایی که ۲ اجرای قبلی را دیده‌اند، از تماشای اجرای فعلی حیرت نمی‌کنند. گریم و آرایش یکتا ناصر، ربطی به تئاتر ندارد و حضورش در دقایق اولین نمایش، سرد و تصنعی است، هر چه نمایش پیش می‌رود ناصر، بیشتر با نقش همراه می‌شود.

    «نویسنده مرده است» در سالن کوچک سایه و با دکور ساده، فراتر از انتظار بود. آن خاطره هنوز روشن‌ترین تصویر از نمایشنامه آرش عباسی است، نمایشنامه‌ای درباره عشق به سینما، نوستالژی و بازیگری.»

    عکس از رضا جاویدی است.

    منبع

  • سعی «۶۵۷» نزدیک شدن به زبان مخاطب است/ درک رنج و روایت آن

    سعی «۶۵۷» نزدیک شدن به زبان مخاطب است/ درک رنج و روایت آن

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مشاور رسانه ای نمایش، نشست نقد و بررسی نمایش «۶۵۷» به کارگردانی شهرام گیل‌آبادی با حضور رضا آشفته، فریال آذری، سپیده اسکندرزاده و محسن خیمه‌دوز اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد.

    محسن خیمه‌دوز منتقد و پژوهشگر تئاتر در ابتدای این نشست که با مدیریت رضا آشفته برگزار شد، گفت: بازیگری، موضوع نمایش، متن و اجرا از مهم‌ترین مباحثی هستند که در نمایش «۶۵۷» مورد توجه قرار می‌گیرد. موضوع نمایش «۶۵۷» پیش از این کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در نتیجه نویسنده، کارگردان و بازیگر باید اطلاعات خوبی در این زمینه داشته باشند. نویسنده با تمرکز بر زیست جهان کولبر، متن را روایت کرده است و به جای اینکه از اسطوره‌ها و شخصیت های طنز بگوید به موضوعی بسیار ساده و در عین حال جذاب و دراماتیک پرداخته که جزو ویژگی‌های نویسنده است.

    این منتقد تئاتر افزود: متن ظاهرا ساده است ولی ابعاد پیچیده و جذابی دارد. سوژه پر است و نویسنده روی سوژه‌ای سهل و ممتنع کار کرده است. همچنین ۲ خوانش در متن هست؛ خوانش برونگرایانه و دیگری خوانش درونگرایانه.

    خیمه‌دوز با بیان اینکه خوانش درونگرایانه با تاملات روانشناسی همراه است و خوانش برونگرایانه با عملکرد اجرایی، بیان کرد: کارگردان در این اجرا تابع خوانش دوم است. در اجرا کمتر سکوت و تامل می‌بینیم و بیشتر از عنصر حرکت استفاده می‌شود. این خوانش کارگردان باعث می‌شود تماشاگر تا انتها با کار همراه شود اما متاسفانه کاراکترها در سطح می‌ماند و ما در هیچ بخشی شاهد ورود به لایه‌های عمیق شخصیتی آنها نیستیم. در واقع هر بار که می‌خواهیم به سمت عمق برویم بازیگر ما را به سطح دیگری از کاراکتر می‌برد. اگر این ویژگی تعمدی باشد، مثبت است اما اگر بر اجرا تحمیل شده باشد یک معضل خواهد بود.«نمایش «۶۵۷» یکی از ترس‌های اگزیستانسیال ما یعنی مرگ را از ناخودآگاه به خودآگاه می‌آورد و درباره‌اش حرف می‌زند. مرگ به معنای ایستادن ضربان قلب است اما در اینجا مفاهیمی مثل خانواده، ارتباط و … دچار مرگ شده‌اند

    این منتقد با بیان اینکه این شیوه اجرایی مخاطب را وارد داستان نمایش می‌کند، گفت: تئاتر کاربردی با فاصله‌گذاری برشت تفاوت دارد. فاصله‌گذاری برشتی یک نوع گسست بین فضای تئاتر و مخاطب ایجاد می‌کند و او را نسبت به موضوع هشیار می‌کند اما در تئاتر کاربردی در عین حال که مخاطب هشیار است با کار ارتباط می‌گیرد. یعنی در عین حال که بخشی از مسئله نمایش می‌شود؛ حتی انتهای نمایش را هم تعیین می‌کند. در واقع مخاطب به گونه‌ای در این اجرا تاثیر دارد که هر شب شاهد یک پایان‌بندی متفاوت خواهیم بود.

    وی درباره بازیگری در «۶۵۷» توضیح داد: این اجرا بازیگر محور است و از این منظر باید برای انتخاب سیما تیرانداز و دیگر بازیگران به کارگردان تبریک گفت چرا که افراد دیگری را برای بازی در این اثر نمی‌توان متصور شد. این خوب بازی کردن صرفا مبتنی بر تکنیک بازیگری نیست. خانم تیرانداز ۲ ویژگی دارد که ناخواسته و بی‌آنکه به رخ بکشد مخاطب را میخکوب می‌کند؛ یکی موسیقی گفتار است که یک پدیده کاملا فراموش شده در بازیگری تئاتر ایران به شمار می‌آید. موسیقی گفتار به این معنا که می‌توان خوانش‌های متفاوتی از متن داشت اما تنها یکی از آن‌ها را که بهترین است برای بیان استفاده کرد. دیگر ویژگی این بازیگر موسیقی رفتار است. این موسیقی غیر از آمادگی بدن به شمار می‌آید و به عبارت دیگر در بسیاری از موارد مخاطب را از وابستگی به کلام و زبان بی‌نیاز می‌کند.

    این منتقد گفت: متاسفانه نمایش بیشتر از نزدیک شدن به تئاتر کاربردی در مرحله فاصله‌گذاری باقی می‌‎ماند و پایان بندی‌ها روی دوش بازیگر و کارگردان است تا مخاطب. در مورد موضوع نیز مسأله کولبر در حد آسیب‌شناسی باقی می‌ماند و به سمت نقد زیستی و تعاملاتی که جامعه بر این افراد تحمیل کرده است، وارد نمی‌شود. این موضوع شاید به دلیل سانسور و شاید به واسطه عدم خواست کارگردان باشد.

    سپیده اسکندرزاده دیگر منتقد حاضر در این نشست گفت: در این نمایش هم بازی می‌بینیم، هم بازی می‌خوریم و هم بازی می‌گیریم. فرم این بازی به دلیل نداشتن یک روایت تک خطی باعث می‌شود مخاطب وارد بازی نمایشنامه و بازیگر شود. در واقع این فرم نشان دهنده دنیای پست مدرن ماست چراکه یکی از نشانه‌های ادبیات پست مدرن بازی دادن و شناور بودن است.

    وی با بیان اینکه بحث دوم بازی در این نمایش ورود به مرزهای جدید است؛ ادامه داد: شخصیت حاضر در این نمایش به خاطر پول، نقش‌های جدیدی ایفا می‌کند. نقش‌هایی از کولبری، مرده‌شوری، کافه‌من و … در این بازه شرایط اجتماعی هویت و حرمت‌ها را تغییر می‌دهد.

    این منتقد با بیان اینکه پسااستعمار و تغییر هویت بنا به شرایط اجتماعی یکی دیگر از موارد قابل توجه در «۶۵۷» است، گفت: پول در این اثر اصل ماجرا و سازنده روابط ماست. شخصیت به خاطر پول حاضر است در هر نقشی و جایگاه شغلی از کولبری تا کافه‌منی قرار بگیرد.

    اسکندرزاده در پایان سخنانش با اشاره به اینکه نکته مهم نمایش تک‌افتادگی است، مطرح کرد: ما در نمایش «۶۵۷» شاهد ۲ مهاجرت هستیم. ابتدا مهاجرت شغلی از کولبری به نقش‌های دیگر و دیگری مهاجرت از خاک و سنت‌ها. تاثیر گسست بین دهه‌های اخیر با نسل دهه شصت در این اثر به خوبی روایت می‌شود. ما به سمت تنهاشدگی و اجتماع تک افتاده‌ها می‌رویم. ما همیشه به جامعه نیاز داریم اما با آن ارتباط نمی‌گیریم. امروزه بیشتر با اپلیکیشن‌های مجازی ارتباط داریم چون چشم‌ها دروغ می‌گویند و زبان نیز باعث سوتفاهم می‌شود. در اصل نکته مهم نمایش تک‌افتادگی است.شخصیت نمایش مجموعه‌ای از همذات پنداری و رنج‌های یک جامعه و ملت را نشان می‌دهد نه اینکه یک شخص که تنها از کولبری تا ماشین‌خوابی را سپری کرده باشد

    فریال آذری دیگر منتقد حاضر در این نشست، گفت: «نمایش «۶۵۷» یکی از ترس‌های اگزیستانسیال ما یعنی مرگ را از ناخودآگاه به خودآگاه می‌آورد و درباره‌اش حرف می‌زند. مرگ به معنای ایستادن ضربان قلب است اما در اینجا مفاهیمی مثل خانواده، ارتباط و … دچار مرگ شده‌اند. شخصیت نمایش در جاهایی دچار فرافکنی است. او ماشین خوابی را که به مثابه بی‌خانمانی است، بهترین اتفاق می‌داند و در اصل تمام رنج‌هایش را فرافکنی می‌کند.

    این منتقد تئاتر با بیان اینکه بخشی از مرگ مفاهیم به دلیل پویایی جامعه اتفاق می‌افتد، اظهار کرد: تحولات اجتماعی در بسیاری از مواقع سخت اما لازم است. اگر ما اکنون از اتوبوس‌خوابی و … حرف می‌زنیم در واقع این تحول حتی برای افراد بی‌خانمان هم شکل دیگری از خود را نشان می‌دهد و با توجه به شرایط اجتماع رنج‌ها هم تغییر کرده است.

    وی با اشاره به دانش ابجد و عددشناسی گفت: در مورد اعداد فکر می‌کنم ابجد «۶۵۷» کلمه خنز را به ذهن متبادر می‌کند به معنای گوشت متعفن و لاشه حیوان مرده باشد که با شخصیت اصلی داستان به مثابه یک لاشه متعفن برخورد می‌شود. شخصیت نمایش مجموعه‌ای از همذات پنداری و رنج‌های یک جامعه و ملت را نشان می‌دهد نه اینکه یک شخص که تنها از کولبری تا ماشین‌خوابی را سپری کرده باشد. از نظر من او رنج‌ها را درک کرده و اکنون راوی آن‌ها است.

    آذری با بیان اینکه هرچه جامعه مدرن‌تر می‌شود و مفاهیم زنانه پر رنگ‌تر می‌شود، مفهوم خانواده نیز دستخوش تغییرات و تحولاتی است که همیشه خوشایند نیست، تاکید کرد: به دلیل تغییرات جامعه نقش پدر در این داستان کم است و مادر نقش موثری دارد. مفهوم پدر با مفهوم پول یکی است و به همین دلیل ما ردپای مادر را در قصه ۳ برابر پررنگ تر از پدر می‌بینیم.

    شهرام گیل آبادی کارگردان نمایش «۶۵۷» نیز با اشاره به اینکه نقد یک معرفی جامع از یک اثر خواهد بود، گفت: به نظر من اگر جامعه به سمت بیراهه‌های متنوع می‌رود به دلیل این است که نقدی وجود ندارد و بهتر است بگوییم، نقد در جامعه مرده است. جهان، جهان مدل است و در این روزها همه جای دنیا و هر نحله فکری مدلی را درون خودش نهفته دارد. جوامعی که به سمت شکل دادن مدل نمی‌روند، جوامع التقاطی هستند که به توسعه نمی‌رسند یا توسعه‌یافتگی آن‌ها به شدت به تاخیر می‌افتد.

    وی توضیح داد: ما در حال تمرین یک مدل هستیم. این مدل ارتباط آیینی ملاک‌ها و معیارهایی دارد. در این مدل هر اتفاقی برای ما اصالت دارد چراکه چیز دیگری مدنظر ماست و در حال پژوهش و ثبت پژوهش‌های‌مان هستیم. در این نوع اجرا یازده ساحت از گفتگوی ظاهری تا دیالکتیک درونی وجود دارد.

    این مدرس و کارگردان تئاتر در پایان سخنانش با بیان اینکه ای کاش گروه‌های هنری مستقل، فضای بیشتری برای اجرا در دسترس داشته باشند، گفت: سعی ما این است که در نمایش «۶۵۷» دائم به زبان مخاطب نزدیک شویم و قصه را سخت و پیچیده نکنیم. فضا را به سمت تفریح نبریم و درد عمومی جامعه را در اثر به سامان برسانیم. در هر حال مهم این است که در هر جایگاهی موثر عمل کنید.

    منبع

  • نقدی بر نمایش «خانه برناردا آلبا» به کارگردانی آرش امیری

    نقدی بر نمایش «خانه برناردا آلبا» به کارگردانی آرش امیری

    تئاتر آنلاین – قصه «خانه برناردا آلبا» مربوط به یک خانواده روستایی متمول در اسپانیاست که پنج دختر دارد. ماجرا پس از مراسم خاک‌سپاری پدر خانواده شروع می‌شود؛ مادر خانواده زنی متعصب و خشک‌مذهبی و سخت پایبند سنن و عرف است و در استیلای این رویکرد بر فضا و نیز افراد خانه سخت می‌کوشد، ازاین‌رو محیط زن‌سالارانه‌ای بر خانه حاکم است و او چون مستبدی دیکتاتور در این خانواده خودنمایی می‌کند.

    نمایشنامه «خانه برناردا آلبا» به‌ظاهر در خصوص این پنج دختر و زندگی‌شان است که به‌ناچار می‌باید به دستورات و خواسته‌های مادر یعنی «برناردا» تن در دهند. دخترانی که همگی هنگام ازدواج‌شان رسیده اما میان دیوارهای خانه به‌نوعی اسیر شده‌اند. مادر اما می‌گوید باید بر اساس سنت و عرف هشت سال عزاداری کنیم و لباس سیاه را از تن به در نکنیم و هیچ‌کس نباید وارد خانه شود و دخترها نیز اجازه ندارند که از خانه بیرون بروند. برناردا زن مغرور و خودپسندی است که کسی را داخل آدم حساب نمی‌کند و به تبار و اصل و نسب خویش می‌نازد و هیچ‌کس را در حد خود و دخترانش نمی‌دانند، ازاین‌رو چند خواستگاری را که برای دخترانش آمده بودند، رد می‌کند، تنها به دلیل اینکه اصل و نسب‌شان به آن‌ها نمی‌خورد و از قشر پایین جامعه هستند. درواقع «برناردا» خود و خانواده‌اش را بالاتر از همه مردمان می‌داند. او فکر می‌کند هر آنچه می‌داند و بر آن باور دارد درست است و همه باید از او و افکارش پیروی کنند و گوش‌به‌فرمانش باشند.

    اما چنانچه نیک بنگریم لورکا به‌عنوان نویسنده اثر نمی‌خواهد صرفاً این‌ها را مطرح کند و از آمال و آرزوهای چند دختر دم‌بخت بگوید. هرچند که لورکا اصولاً شاعرانگی را با نمایشنامه‌هایش عجین کرده و اهل‌فن متون نمایشی او را به‌عنوان درام شاعرانه می‌شناسند اما در این نمایش شاید وجه شاعرانگی لورکا کمتر شده باشد.

    اصولاً چرا لورکا چنین فضایی را برای نمایشش انتخاب می‌کند؟ چرا پنج دختر دم‌بخت و جوان؟ چرا مادری تا بدین حد مستبد و زن‌سالار؟ و…

    «برناردا» همان دیکتاتور اسپانیا

    لورکا نمایش خود را در زمان دیکتاتوری مخوف «فرانکو» نوشته است، درواقع نمایش «خانه برناردا آلبا» واگویه‌ای از اوضاع‌واحوال آن روز اسپانیای دیکتاتور زده است. حدیث نفسی تراژیک که ترجمان آن چیزی است که بر اسپانیا رفته است.

    «خانه برناردا آلبا» همان اسپانیاست و «برناردا» همان دیکتاتور اسپانیا با اعتقادات متعصبانه و خشک‌مذهبی و سنتی و خرافی. دخترها درواقع همان نسل جوان و آماده شکوفایی و زایش هستند، نسلی که فرانکو آن‌ها را در زندان‌های مخوفش زندانی و شکنجه کرده و کشته است.

    و ازاین‌رو اسپانیا از نسلی که می‌تواند آن را از چنگال استبداد و دیکتاتوری نجات دهد، محروم مانده و این نسل می‌رود که سترون شود و در این خانه که چون زندان‌های فرانکوست، بپوسد یا دست به خودکشی بزند. همان‌گونه که در عالم واقع دارد اتفاق می‌افتد.

    «برناردا» وجه مذهبی کلیسا را هم با خود دارد؛ تعصب خشک و کورکورانه و خرافی که با عرف و سنت‌های جامعه عجین شده است، همان‌گونه که ارباب کلیسا با فرانکو همراه شده بودند و او را تأیید کرده و بر اعمالش صحه می‌گذاشتند و چشمان‌شان را به روی کشتار او بسته بودند. درواقع فرانکو به حمایت کلیسا بود که می‌توانست دست به اعمال شنیع و ضدانسانی بزند.

    زمانی که «په‌په» به خواستگاری خواهر بزرگ‌تر می‌آید، درواقع همه دخترها به‌نوعی عاشق او می‌شوند؛ په‌په همان مرد یا همان نسلی است که باید با اسب تیزتک بتازد و مردمان اسپانیا را که حالا این پنج دختر نماد آن هستند، نجات دهد و از شرِ این خانه که زندانی با دیوارهای بلند دارد و زندانبانی چون «برناردا» بر درِ آن نشسته است، برهاند.

    نسلی که البته در زندان‌های فرانکو در حال پوسیدن و کشته شدن است و هم ازاین‌روست که اسپانیا به‌رغم استعداد زایش، سترون مانده است.

    حتی خدمتکارهای خانه برناردا که نماینده قشر کارگر هستند نیز در چنگال این زن دیکتاتور و تعصباتش اسیر هستند؛ آنان نیز تا مغز استخوان‌شان از خرافه و تعصب پر شده است. هر چند که آنان منتظر فرصتی برای رهایی هستند؛ اما منفعل برجای مانده‌اند و کاری را برای رسیدن به آزادی و رهایی خویش انجام نمی‌دهند. په‌په پس از شلیک برناردا به او می‌گریزد تا به‌زعم لورکا امید به رهایی و آزادی همچنان زنده بماند و عشق نمیرد تا در آینده کاری را که باید انجام دهد، به ثمر برساند. درست برخلاف «رومئو و ژولیت» که لورکا در این نمایشنامه نگاهی نیز به این اثر شکسپیر داشته است. در «رومئو و ژولیت» تراژدی به‌تمامی اتفاق می‌افتد و تقدیر کار خود را می‌کند، هرچند در آنجا نیز پای کلیسا و تعصبات خشک در میان است؛ اما لورکا به‌توسط این عشق، امید را همچنان زنده نگه می‌دارد. عشقی که پایه‌های خانه برناردا را لرزاند، برناردایی که همچنان بر افکار مذهبی و خرافی خودش پایبند و استوار است و پس از خودکشی دخترش می‌گوید: «همه‌جا بگویید که دخترم باکره مرد!» حال ‌آنکه می‌دانیم این‌گونه نبود‌ه است. شاید به‌زعم لورکا باکرگی اسپانیا باید زایل شود تا بتوان دیکتاتور را سرنگون کرد. این باکرگی به‌نوعی نشانه‌ای از ترس است. اینکه باید از آن نترسی و به‌تمامی خود را در برابر سرنوشت که در اینجا رهایی و آزادی اسپانیاست عرضه کنی، اینکه باید بزرگ شوی و این باکرگی فکری را که از تعصب خشک مذهبی و خرافی و سنتی سرچشمه گرفته بِدری، ترس از اعتراض کردن، ترس از بروز و ظهور خویش و… ترس از عاشق شدن و دل را به دریا زدن و دریادل بودن، ترس از عشق، عشق به دیگری، عشق به وطن و عشق به رهایی و آزادگی. دخترانی که درواقع نماد اسپانیا هستند و هرکسی که عاشق‌شان بشود در خطر است اما چونان «په‌په» و «آدلا» تا این خطر را به جان نپذیری به عشق نخواهی رسید و اسپانیا را از چنگال دیکتاتور رها نخواهی کرد و روی آزادی را نخواهی دید. هرچند که دیکتاتور-در اینجا برناردا- به عاشق شلیک کند و معشوق در فراق عاشق با بچه‌ای در شکم خودکشی کند؛ اما باید گفت این تراژدی‌ای است که برای اسپانیای آن روز رقم می‌خورد لیک می‌باید همه این‌ها را به جان پذیرفت تا نسلی به دنیا بیاید که بتواند اسپانیا را از چنگال دیکتاتور رهایی بخشد و نسیم آزادی را به مشام اهل خانه برساند.

    اما چند نکته‌ای را هم در مورد چارچوب و شیوه اجرای این نمایش با هم مرور کنیم؛ گروه «خانه برناردا آلبا» گروه جوانی است و کارگردان آن آرش امیری تجربه‌های اولیه کارگردانی‌اش را می‌گذراند. باید گفت دوستان جوان می‌باید بگذارند تا تجارب بیشتری کسب کنند و پس آنگاه به‌سوی متونی این‌چنین سخت که جزو قله‌های ادبیات نمایشی جهان هستند، بروند.

    نمایش به لحاظ کارگردانی هنوز جای کار دارد؛ بازی‌ها، حرکات، میزانسن‌ها، کنش و واکنش، تحول‌های حسی، بده‌بستان‌ها، پرداخت‌های موضوعی و موضعی، شخصیت‌پردازی‌ها و کاراکتر‌پردازی‌ها، ریتم‌ها و… دچار اشکال است. باید گفت نمایش هنوز جای کار بسیار دارد و خیلی مانده است تا حق متن لورکا ادا شود؛ به‌واقع این متن است که به کارگردانی ارجحیت پیدا کرده و نمایش به لحاظ اجرایی در سطح مانده و تحت سایه نام لورکا و نمایشنامه «خانه برناردا آلبا» قرار گرفته است.

    اما باید گفت همین‌که در این شرایط سخت تئاتر، گروهی جوان توانسته نمایشی این‌چنین را با همه سختی‌ها و هزینه‌ها و دردسرهایش به روی صحنه بیاور خود ستودنی است.

    شاید بتوان گفت آن قاب آینه خالی که در مقابل تماشاکنان قرار دارد، وجه دراماتیک کار و ایضاً طراحی صحنه است؛ اینکه مخاطبان نیز از این قاعده مستثنا نیستند و در این قاب آینه که در برابرشان قرار گرفته، اسیر شده‌اند.

    منبع: ایران تئاتر – نویسنده: سیدعلی تدین صدوقی عکس: رضا جاویدی

  • «کتابخورها» در بوته‌ نقد قرار می‌گیرد

    «کتابخورها» در بوته‌ نقد قرار می‌گیرد

    جلسه نقد و بررسی نمایش «کتابخورها» به نویسندگی و کارگردانی اسماعیل رحیمی‌سروش با حضور رضا آشفته و هومن نجفیان در تالار هنر برگزار می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط‌ عمومی تالار هنر، در برنامه این هفته دوشنبه‌های نقد تئاتر کانون ملی منتقدان تئاتر ایران رضا آشفته و هومن نجفیان به واکاوی نمایش «کتابخورها» می‌پردازند. این جلسه امروز دوشنبه ۱۴ شهریور ماه ساعت ۱۷ در تالار هنر برگزار خواهد شد.

    ورود علاقه مندان به این برنامه آزاد است. این نمایش در بخش نمایشنامه‌نویسی بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان عنوان برگزیده و در سومین جشنواره تئاتر شهر تقدیر بهترین نمایشنامه را کسب کرده است.

    نمایش «کتابخورها» داستان سه موریانه را روایت می‌کند که به همراه یک سوسک چوبخوره در قفسه کتابخانه‌ای زندگی می‌کنند و کتاب‌ها را می‌خورند. با ورود عنکبوت، دردسرها و خطرات جدی برای آنها ایجاد می‌شود.

    نمایش «کتابخورها» تا ۲ مهرماه هر روز به جز شنبه‌ها ساعت ۱۹:۳۰ برای مخاطب کودک و نوجوان در تالار هنر به نشانی میدان هفت تیر، خیابان مفتح جنوبی، خیابان ورزنده، جنب ورزشگاه شهید شیرودی روی صحنه می‌رود.

  • «باغ» حسن معجونی نقد و بررسی شد/ اثری با نگاه به امروز جامعه

    «باغ» حسن معجونی نقد و بررسی شد/ اثری با نگاه به امروز جامعه

    نشست نقد و بررسی نمایش «باغ» به کارگردانی حسن معجونی عصر روز یکشنبه ۵ تیر در مجموعه باغ کتاب تهران برگزار شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، عصر روز یکشنبه ۵ تیر و با حضور احسان زیورعالم، محمدحسن خدایی و حسین رسولی به عنوان ۳ منتقد تئاتر و همچنین حسن معجونی کارگردان نمایش «باغ» که تا ۱۱ تیر در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب روی صحنه می‌رود، این اثر نمایشی در محل کتابفروشی بزرگسال مجموعه باغ کتاب تهران مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

    در این نشست که با حضور علاقه‌مندان و مخاطبان تئاتری برگزار شد، منتقدان حاضر در جلسه به بررسی نگاه چخوف نمایشنامه‌نویس شهیر روسی در نمایشنامه «باغ آلبالو» و برداشت‌های مختلفی که طی دهه‌های مختلف از سوی جریانات و افراد مختلف و همچنین منتقدان جهانی تئاتر از این اثر وجود داشته، پرداختند.

    «باغ» حسن معجونی نقد و بررسی شد/ اثری با نگاه به امروز جامعه

    پس از آن هر کدام از منتقدان به ارائه نقطه نظرات خود از نمایش «باغ» به کارگردانی حسن معجونی پرداختند و در نقطه نظری مشترک، احسان زیورعالم، محمدحسن خدایی و حسین رسولی دراماتورژی صورت گرفته بر نمایشنامه «باغ آلبالو» و همچنین نگاه به روز کارگردان اثر را از ویژگی‌های نمایش «باغ» بر شمردند. همچنین نکاتی درباره روند فعالیت حسن معجونی در عرصه تئاتر و تأثیرگذاری این هنرمند مطرح شد.

    حسن معجونی نیز در این نشست درباره نگاهی که به آثار چخوف از جمله «باغ آلبالو» داشته و تغییراتی که در نمایش «باغ» نسبت به اثر چخوف مدنظر قرار داده، به ارائه توضیحاتی پرداخت.

    پرسش و پاسخ و شکل‌گیری گفتگو میان حاضران در نشست و کارگردان و منتقدان برگزار کننده جلسه از دیگر بخش‌های نشست نقد و بررسی نمایش «باغ» بود.

    نمایش «باغ» ساعت ۲۰:۳۰ در سالن کُر پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب اجرا می‌شود.

    در این نمایش به ترتیب حروف الفبا وحید آقاپور، برنا انصاری، رضا بهبودی، داود پژمان‌فر، مهسا جمشیدی، هدیه حسینی‌نژاد، مازیار سیدی، آوا شریفی، کتایون طلایی، زینب عباسی، هومن کیایی و فرزانه میدانی به ایفای نقش می‌پردازند.

  • نقد و بررسی «اسب های انباری» در فصل جدید «دوشنبه های نقد تئاتر»

    نقد و بررسی «اسب های انباری» در فصل جدید «دوشنبه های نقد تئاتر»

    فصل جدید پروژه «دوشنبه های نقد تئاتر» کانون ملی منتقدان تئاتر ایران از دوشنبه سی ام خرداد با برگزاری جلسه نقد و بررسی نمایش «اسب های انباری» در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر آغاز می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، کانون ملی منتقدان تئاتر ایران با همکاری مجموعه تئاتر شهر ویژه برنامه های «دوشنبه های نقد تئاتر» را از روز دوشنبه سی ام خرداد ماه در تالار مشاهیر تئاتر شهر برگزار می کند.

    در اولین نشست از فصل تازه ویژه برنامه «دوشنبه های نقد تئاتر» کانون ملی منتقدان تئاتر ایران، جلسه نقد و بررسی نمایش «اسب های انباری» ساعت ۱۷ روز دوشنبه ۳۰ خرداد ماه با حضور رضا آشفته منتقد، پژوهشگر، مدرس تئاتر و عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران، هومن نجفیان منتقد، پژوهشگر تئاتر و عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و عوامل اجرایی نمایش در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود.

    نمایش «اسب های انباری» به نویسندگی رضا گشتاسب، کارگردانی رضا کرمی زاده و بازی نازنین نادرپور، سید محمد سعیدی، سجیه آشوری، صدف نظری، بهنام مهدی پور، پوریا ریحانی، سپاس رضایی و کمند شمس طی این روزها در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است.

    ویژه برنامه «دوشنبه های نقد تئاتر» کانون ملی منتقدان تئاتر ایران نزدیک به یک دهه است که با هدف تحلیل و بررسی هرچه موثرتر آثار نمایشی به صحنه رفته در تالارهای مختلف برگزار می شود. این ویژه برنامه ها به واسطه شیوع بیماری کرونا و تعطیلی بسیاری از تالارهای نمایشی مدتی متوقف شد اما طی برنامه ریزی های صورت گرفته فصل تازه پروژه با برگزاری جلسه نقد و بررسی نمایش «اسب های انباری» در تئاتر شهراز سر گرفته خواهد شد.

  • «تجربه های اخیر» در تئاتر شهر نقد می‌شود

    «تجربه های اخیر» در تئاتر شهر نقد می‌شود

    جلسه نقد و بررسی نمایش «تجربه‌های اخیر» به کارگردانی حسین کشفی اصل دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ماه در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، گروه اجرایی نمایش «تجربه‌های اخیر» به کارگردانی حسین کشفی اصل که این روزها در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است، روز دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ماه جلسه نقد و بررسی این اثر نمایشی را برگزار می‌کند.

    در این جلسه که ساعت ۱۶ تاریخ یاد شده در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار خواهد شد، رضا آشفته، پژمان دادخواه، سپیده اسکندرزاده، فریال آذری، شادی جاوید و آرزو گلشاهی به عنوان منتقد حضور دارند.

    نمایش «تجربه‌های اخیر» به نویسندگی امیررضا کوهستانی، کارگردانی حسین کشفی اصل و تهیه کنندگی وحید کریمی هر روز غیر از شنبه ها ساعت ۱۹ در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه‌مندان تئاتر است.

    در این اثر نمایشی کیمیا جواهری، امین قنبری، دلارا نوشین، رامونا شاه، مرضیه موسوی، محمد ارفعی و شهاب عباسیان به عنوان بازیگر حضور دارند.

  • دبیر و داوران بخش منتقدان جشنواره ملی پانتومیم معرفی شدند

    دبیر و داوران بخش منتقدان جشنواره ملی پانتومیم معرفی شدند

    با حکم دبیر جشنواره ملی پانتومیم، مصطفی محمودی به عنوان دبیر و امین اشرفی و علی آقاجانلو به عنوان داوران بخش منتقدان جشنواره ملی پانتومیم انتخاب و معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از امور ارتباطات رسانه ای و روابط عمومی جشنواره ملی پانتومیم، ساسان قجر دبیر جشنواره ملی پانتومیم گفت: مقوله مهم نقد و منتقد همواره پل ارتباطی بسیار مهمی میان هنرمند و مخاطب بوده و می توانند با پرداختن به لایه های مختلف یک اثر و کشف و شرح نشانه ها، مخاطب را به شناخت بهتر اثر برسانند. از این رو نقد جایگاهی خاص و موثر، همچنین انواع و رویکردهای گوناگون دارد. بنابراین با توجه به ضرورت رویکرد نقد علمی به مثابه یک ابزار آموزشی مهم و با توجه به تجربیات موفق پیشین و همچنین لزوم استاندارد سازی منطبق بر جشنواره های معتبر بین المللی، جایزه منتقدان، یکی از بخش های مهم جشنواره ملی پانتومیم خواهد بود و سه چهره مطرح در قالب بخش منتقدان، آثار بخش رقابتی جشنواره را به قضاوت نشسته و در مراسم پایانی جشنواره، جایزه ویژه منتقدان را به اثر یک برتر اهدا می کنند.

    به گفته ساسان قجر، نشست های تحلیل و بررسی نمایش های شرکت کننده در جشنواره، در پایان هر روز با رویکرد آموزشی، علمی و تحلیلی، برنامه ویژه بخش منتقدان جشنواره امسال است.

    بر این اساس مصطفی محمودی به عنوان دبیر و عضو و امین اشرفی به همراه علی آقاجانلو به عنوان اعضای گروه منتقدان جشنواره ملی پانتومیم ایران، آثار شرکت کننده در بخش رقابتی جشنواره را مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

    جشنواره ملی پانتومیم ایران از ۲۰ تا ۲۲ اردیبهشت امسال با ریاست امرالله حسنی مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان و دبیری ساسان قجر هنرمند پیشکسوت پانتومیم در استان زنجان برگزار می شود.