برچسب: نصرالله قادری

  • معرفی داوران دومین جشنواره نمایشنامه‌نویسی «گلدسته‌ها»

    معرفی داوران دومین جشنواره نمایشنامه‌نویسی «گلدسته‌ها»

    مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری داوران دومین جشنواره نمایشنامه‌نویسی «گلدسته‌ها» را معرفی کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی حوزه هنری، مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری نصرالله قادری، محمدرضا آزاد و سینا دلشادی را به عنوان داوران دومین جشنواره نمایشنامه‌نویسی «گلدسته‌ها» معرفی کرد.

    نصرالله قادری متولد سال ۱۳۳۹ در سمنان است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد ‏کارگردانی تئاتر از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی کارگردانی سینما از دانشگاه هنر بوده و به عنوان کارگردان، منتقد، نویسنده، مدرس سینما و تئاتر شناخته می‌شود.

    وی دارای عناوینی همچون عضویت در کانون ملی منتقدان تئاتر ایران وابسته به A.T.C.T ، مدیر انتشارات نمایش، سردبیر ماهنامه تخصصی نمایش، عضو شورای پژوهشی مرکز هنرهای نمایشی‏، قائم‌مقام سردبیر ماهنامه تخصصی تئاتر و صحنه و سمت‌های دیگری بوده که همگی آنها افزون بر ۲۵ عنوان است.

    نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها»، درباره حادثه تروریستی سرچشمه و همچنین زندگی و شخصیت شهید آیت‌الله دکتر بهشتی، از آثاری است که به قلم این هنرمند به همت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری از سوی انتشارات سوره مهر به تازگی منتشر شده است.

    محمدرضا آزاد دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته ادبیات نمایشی از دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران است. وی همچنین دارای تحصیلات دوره مقدماتی حوزه علمیه قم در مدرسه کاظمی قم است.

    وی فعالیت‌های هنری و علمی بسیاری دارد که از جمله آن می‌توان به مسئولیت‌های گوناگون در حوزه هنری ستاد و استان قم اشاره کرد.

    سینا دلشادی متولد ۹ اردیبهشت ۵۴ در کرمانشاه و دارای مدرک تحصیلی دکتری حرفه‌ای مدیریت استراتژیک دانشگاه صنایع و معادن ایران است. وی از سال ۱۳۷۴ نویسندگی و شاعری را در اراک آغاز و در حوزه‌های کودک و نوجوان، نمایش صحنه‌ای و نمایش خیابانی متن نوشته و در جشنواره‌های مختلف ملی و استانی شرکت و حائز رتبه‌های زیادی شده است. «ظهور به وقت کریسمس» و «پدر خط فاصله پسر» کتاب‌هایی است که به قلم این هنرمند از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر کتاب شده است.

    حوزه هنری انقلاب اسلامی با مشارکت ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد کشور (فهما)، در راستای پویا نگه‌داشتن جریان مردمی تئاتر بچه‌های مسجد و ارتقای کیفی نمایشنامه‌های ویژه اجرا در مساجد، دومین جشنواره نمایشنامه‌نویسی «گلدسته‌ها» را برگزار می‌کند.

    علاقه‌مندان طرح‌ها و متون مورد نظر خود را در فرمت PDF طبق گاه‌شمار فراخوان به نشانی الکترونیکی mosque.office@Gmail.com و یا از طریق پیام‌رسان واتساپ به شماره ۰۹۱۰۸۰۶۲۹۳۷ ارسال کنند.

  • نشست پژوهشی تئاتر مقاومت برگزار می شود

    نشست پژوهشی تئاتر مقاومت برگزار می شود

    نشست پژوهشی تئاتر مقاومت با همکاری منطقه فرهنگی و گردشگری عباس آباد و انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس برگزار می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، در این ویژه برنامه که به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار خواهد شد کارشناسان و صاحب نظران در خصوص وضعیت کنونی و دورنمای تئاتر مقاومت به بحث و تبادل نظر خواهند پرداخت.

    در این نشست نصراله قادری پژوهشگر، نویسنده، کارگردان و استاد دانشگاه، محمودرضا رحیمی نویسنده، بازیگر، کارگردان و استاد دانشگاه و مهدی متولیان مدیر مرکز مطالعات و رصد بنیاد فرهنگی روایت فتح به عنوان کارشناس حضور دارند.

    مهدی نصیری به عنوان دبیر علمی این نشست و سیدجواد روشن نیز به عنوان مجری-کارشناس در این نشست حضور دارند.

    این ویژه برنامه به مناسبت هفته گرامیداشت دفاع مقدس چهارشنبه هفتم مهر ماه از ساعت ۱۶ در مرکز همایش های سپهر واقع در میدان آرژانتین، بلوار آفریقا، بالاتر از ساختمان راه آهن منطقه گردشگری عباس آباد با حضور مدیران و علاقمندان عرصه تئاتر مقاومت برگزار می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، در این ویژه برنامه که به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار خواهد شد کارشناسان و صاحب نظران در خصوص وضعیت کنونی و دورنمای تئاتر مقاومت به بحث و تبادل نظر خواهند پرداخت.

    در این نشست نصراله قادری پژوهشگر، نویسنده، کارگردان و استاد دانشگاه، محمودرضا رحیمی نویسنده، بازیگر، کارگردان و استاد دانشگاه و مهدی متولیان مدیر مرکز مطالعات و رصد بنیاد فرهنگی روایت فتح به عنوان کارشناس حضور دارند.

    مهدی نصیری به عنوان دبیر علمی این نشست و سیدجواد روشن نیز به عنوان مجری-کارشناس در این نشست حضور دارند.

    این ویژه برنامه به مناسبت هفته گرامیداشت دفاع مقدس چهارشنبه هفتم مهر ماه از ساعت ۱۶ در مرکز همایش های سپهر واقع در میدان آرژانتین، بلوار آفریقا، بالاتر از ساختمان راه آهن منطقه گردشگری عباس آباد با حضور مدیران و علاقمندان عرصه تئاتر مقاومت برگزار می شود.

  • شهید بهشتی هنر متعهد را تعریف کرد/ نویسنده و ورود به میدان مین!

    شهید بهشتی هنر متعهد را تعریف کرد/ نویسنده و ورود به میدان مین!

    مراسم رونمایی از نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها» نوشته نصراله قادری عصر روز دوشنبه ۷ تیر در مجتمع فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها» نوشته نصراله قادری در نکوداشت زنده‌یاد شهید آیت‌الله دکتر محمد بهشتی شب گذشته دوشنبه ۷ تیرماه با حضور رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، رئیس شورای ارزشیابی و نظارت اداره کل هنرهای نمایشی و جمعی از هنرمندان و مدیران تئاتر در مجتمع فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی رونمایی شد.

    در ابتدای این مراسم که اجرای آن بر عهده پیمان شیخی بود، آیاتی چند از کلام‌الله مجید قرائت و سپس سرود جمهوری اسلامی ایران پخش شد.

    کوروش زارعی رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در ادامه مراسم گفت: بیش از چند ماه صرف زمان و خواندن چندین جلد کتاب، آقای نصراله قادری روی نگارش نمایشنامه‌ای با موضوع شهید بهشتی کار کرد. در ابتدا طرحی به ما ارائه داد که تلفیقی از شهدای کربلا و شهدای هفتم تیر بود.

    شهید بهشتی هنر متعهد را تعریف کرد/ نویسنده و ورود به میدان مین!

    وی ادامه داد: من به آقای قادری گفتم که ما پرتره‌ای از شهید بهشتی می‌خواهیم که درباره شخصیت و شهادت ایشان باشد تا دین مان را به این شهید بزرگوار ادا کنیم.

    رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها» برای اجرا نوشته شده و با چند ارگان برای اجرای میدانی اثر نیز رایزنی کرده‌ایم.

    سپس با حضور عطیه غبیشاوی، علی محمدرادمنش، مسعود شامی، انوش معظمی و کوروش زارعی قطعه‌ای ۱۵ دقیقه‌ای از این اثر در قالب نمایشنامه‌خوانی اجرا شد.

    شهید بهشتی هنر متعهد را تعریف کرد/ نویسنده و ورود به میدان مین!

    در ادامه قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد نیز به ایراد سخنانی پرداخت. وی گفت: زمانی که در جهاد دانشگاهی بودم تمام نوارهای سخنرانی دکتر بهشتی را شنیدم و از این رو بر این باورم که شهید بهشتی را خوب می‌شناسم.

    آشنا یادآور شد: در کشور ما انقلابی شکل گرفت و نظام سیاسی جدید شعار اسلام سیاسی را داشت که یعنی اسلام برای اداره جامعه حرف دارد. گفتمان اسلام سیاسی بر چه اساسی باید باشد نکته‌ای است که شهید بهشتی آن را شکل می‌دهد. دکتر بهشتی ساختاری را برای اسلام سیاسی امام (ره) تعریف کرد که در کل دنیا بی‌همتا است.

    شهید بهشتی هنر متعهد را تعریف کرد/ نویسنده و ورود به میدان مین!

    مدیرکل هنرهای نمایشی تأکید کرد: دکتر بهشتی بدون تردید طراح اصلی ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی است. ایشان ویژگی‌های منحصر به فردی داشت؛ شجاعت‌اش بی‌همتا بود. شهید بهشتی شخصیتی فوق‌العاده داشت. ایشان اولین نفر در انقلاب بود که هنر متعهد و غیر متعهد را تعریف کرد.

    در بخش دیگری از این مراسم نصراله قادری صحنه‌ای از نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم ترین تنها» را برای حاضران خوانش کرد.

    وی قبل از خوانش بخشی از نمایشنامه گفت: در ابتدا تشکر می‌کنم از آقای کوروش زارعی که با پیگیری ایشان این اثر بعد از سال‌ها دوباره جان گرفت. قرار است در ادامه این پروژه نمایشنامه هایی درباره شهید مطهری و شهید مرتضی آوینی نیز نوشته شود.

    شهید بهشتی هنر متعهد را تعریف کرد/ نویسنده و ورود به میدان مین!

    قادری با بیان اینکه با احتساب این نمایشنامه و ۲ رمانی که پیش از این نوشته ۳ اثر دارد که درباره شخصیت یک آخوند می نویسد، متذکر شد: وقتی درباره شخصیت یک آخوند می‌نویسم می‌دانم که روی میدان مین حرکت می‌کنم و همه من را متهم می‌کنند چه روشنفکران و چه مذهبیون.

    نویسنده نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم ترین تنها» با اشاره به اینکه تمام اسناد، نوشته‌ها و سخنرانی‌های شهید بهشتی را خوانده و از لحظه تولد تا شهادت شهید بهشتی را بررسی کرده است، افزود: نمایشنامه توسط ۳ زن روایت می شود و در ۷ پرده و برای اجرا نوشته شده است. البته بعید می‌دانم اجرا شود.

    این هنرمند عرصه تئاتر در ادامه سخنان خود تصریح کرد: حقیقتاً همه ترس من این است که روز میزانی وجود دارد و خداوند در آن روز از حق‌الناس نمی گذرد، من همه توانم را برای نگارش این نمایشنامه گذاشتم و ترسم این است که در پل صراط شهید بهشتی از من راضی نباشد.

    قادری در پایان تأکید کرد: من این اثر را نه برای پول، سفارش، حوزه هنری و هیچ نهاد دیگری بلکه فقط برای دل خود نوشتم.

    در بخش پایانی مراسم نیز با حضور رئیس حوزه هنری، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد و رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری نمایشنامه رونمایی شد.

  • نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها» رونمایی می‌شود

    نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها» رونمایی می‌شود


    آیین رونمایی از نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها»، درباره حادثه تروریستی سرچشمه و زندگی و شخصیت شهید آیت‌الله بهشتی هفتم تیر در مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، هفتم تیر ۱۳۶۰ یادآور حادثه تلخ بمب‌گذاری در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران است که منجر به شهادت ۷۲ تن از اعضای این حزب شد. از جمله مهم‌ترین شهدای این حادثه آیت‌الله سیدمحمد حسینی‌ بهشتی رئیس دیوان عالی کشور و دبیرکل حزب بود. به همین منظور مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با همکاری انتشارات سوره مهر، نمایشنامه‌ای با موضوع شهید بهشتی را تولید و کتاب آن را منتشر کرده است.

    کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با اعلام خبر برگزاری آیین رونمایی نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها» گفت: شهید مظلوم بهشتی گفتار زیبایی با این مضمون دارند که «اسلام زیباست و هنر برای بیان زیبایی، چرا دشمنان خدا از این حربه استفاده می‌کنند ولی دوستان خدا برای ارائه مفاهیم اسلام از زبان هنر استفاده نمی‌کنند»، که ما هم در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با هدف ارائه باورها و نگرش‌های استاد شهید، زبان هنر«نمایش» را انتخاب کردیم.

    وی با بیان اینکه این نمایشنامه در واقع سوگنامه شهید بزرگوار آیت‌الله بهشتی است، افزود: این اثر با قلم آقای نصرالله قادری، از نمایشنامه‌نویسان و کارگردان‌های مطرح تئاتر کشور روایت می‌شود.

    مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در پایان عنوان کرد: این نمایشنامه درباره حادثه تروریستی سرچشمه و همچنین زندگی و شخصیت شهید بهشتی است که تمام وقایعی که در نمایشنامه روایت می‌شوند مستند به کتاب‌هایی است که درباره ایشان نوشته شده و یا برگرفته از اسنادی است که در رابطه با حادثه تروریستی سرچشمه وجود دارد.

    کتاب نمایشنامه «تنهاترین مظلوم، مظلوم‌ترین تنها» به قلم نصرالله قادری، همزمان با سالروز شهادت سیدمحمد حسینی‌ بهشتی از روحانیون مؤثر در انقلاب اسلامی ایران، طی مراسمی در مجتمع فرهنگی سرچشمه رونمایی می‌شود.

    این مراسم ۷ تیر ۱۴۰۰ ساعت ۱۹ با پخش مستقیم از صفحه‌های مجازی نیز همراه خواهد بود.

  • ۲۷۳ هنرمند بسیجی بیانیه دادند/ امروز رزمنده جبهه انتخاباتیم

    ۲۷۳ هنرمند بسیجی بیانیه دادند/ امروز رزمنده جبهه انتخاباتیم


    ۲۷۳ هنرمند بسیجی با صدور بیانیه ای آمادگی خود را برای حضور در انتخابات اعلام کردند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از سازمان بسیج هنرمندان، در آستانه فرارسیدن ۲۸ خرداد، ۲۷۳ هنرمند بسیجی برای حضور در انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اعلام آمادگی کردند.

    متن بیانیه ۲۷۳ هنرمند بسیجی به شرح زیر است:

    «بسمه تعالی

    به تحقیق که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، تا آنکه آنان خود را تغییر دهند. قرآن کریم

    ملت عزیز ایران سربلند!

    عزت، عظمت و سربلندی ایران اسلامی، با ایثار و فداکاری جوانمردان این مرزوبوم حاصل شده و دوام آن به استمرار همان فداکاریهاست.

    گاه سربلندی و آرامش و آسایش، با دادن سر و دست رقم می خورد، گاه با دادن رأی!

    در آزمونهای سخت، جوانمردانی چون حاج قاسم با روحیه ای پولادین ایستادند و از دادن سر و دست دریغ نکردند.

    اکنون نوبت ماست.

    آزمون ما هم سخت است. چون تمامی جبهه استکبار جهانی با ایادی داخلی دست به دست هم داده و بودجه های هنگفتی خرج کرده اند، تا عملیات انتخابات با شکست مواجه شود.

    امروز ما رزمنده جبهه انتخاباتیم.

    خودمان را برای عملیات ٢٨ خردادماه آماده کنیم.

    یاعلی

    کوروش زارعی، نصرالله قادری، شهرام احمدزاده، اعظم رحمان بروجردی، سعید نجفیان، سید حسین فدایی حسین، علی سلیمانی سرنسری، محسن سلیمانی فارسانی، قادر آشنا، رحیم مخدومی، احمد شاکری، کامران پارسی نژاد، جهانگیر خسروشاهی، میر شمس الدین فلاح هاشمی، سیده عذرا موسوی، کمال الدین شاهرخ، ناصر افراسیابی، داود یاراحمدی، حسین حاجیلری، مرتضی فخری نژاد، شهاب الدین واجدی، رضا اسماعیلی، مصطفی محدثی خراسانی، علیرضا قزوه، محمد مهدی عبداللهی، حسین اسرافیلی، عالیه مهرابی، جمشید جم، بابک رضایی، حسین دی پیر، سید احمد میرمعصومی، شهروز حقی، رضا خسروی، صادق چراغی، رضا مهدوی، داود نیکنام، مجید فدایی منش، عظیم فلاح، محمد بخشی زاده، روح الله حسین زاده قالهری، محمد حبیبی، علی حسین امینی، محمد اسدی جوزانی، سیده معصومه حسینی، علی شعبانی، بشیر نظری، انسیه شاه حسینی، مهدی عظیمی میرآبادی، پرویز فارسیجانی، محمدتقی فهیم، حبیب الله بهمنی، سید سعید سیدزاده، آرش زینال خیری، مهداد پایدار، ندا تنهای مقدم، سید داوود قریشی، شهرام خزرایی، اروجعلی شهودی، غلامرضا میرزازاده، ناصر طریحی، رضا قلی زاده، محمد مهدی قلی زاده، هومن بخشایی، پدرام رحمانی، سعید سلیمان پور، مصطفی قلی زاده، سید فرشید پاکروان، کمال خلیلی، حمیدرضا توکلی، جواد ایزد دوست، دوست مجید صدیقی، علی جعفری، احمد غلامی، جعفر میرناصری، مقداد رازی، مهتاب مبارکی، صادق اکبری، احمد غلامی، عباس صیدی، محمد حاجیان، حشمت الله کرمی نژاد، محمدرضا احمدی فر، یاسر درازی، محمود صادقی، اسماعیل روشن روان، عبدالکریم نیسنی، فضل الله عمرانی، علی بحرینی، وحید خرد، سعید میمنی، علیرضا عزیزی، ربابه چراغی، رضا مافی، محسن متین وفا، محمد رضا غلامحسین نژاد، وحید دهنوی، یاور بالسینی، رضا شاه محمدی، اشرف السادات سادات، پیمان رفیعی، بهرام شمسی پور، حبیب نجفی دهکردی، فرشته محمدی، محمد غفاری گوشه، علی باصری، رمضان معمر، ابوالفضل گلشنی، امیر محمد محسنی ازغندی، علی روحی، حمید عشقی، حسین انفرادی، محمد علی صباغی، مریم جهانگشته، محمد قربانی، علی حسن نیا، جلیل حق پرست، رسول فخر قاسمی، رضا محمدی، رضا لنگری، فاطمه صفرزاده، مهدی اسماعیلی مود، محمد فرجادنیا، رضا خالدی، علی فرسادی، حسین یوسفی، علی اکبر حسامی، عبدالله مولوی حقیقی، ایمان خوشحال، هادی صباغ زاده، داوودرضا کاظمی، مجید محمدخواه، علی اکبر پشم فروش، عبدالحسین احساندوست، حسین جلودار، عبدالصاحب رومزی، محمد کمائی، عبدالله میری، فاطمه عبداللهی، مهدی حسن خانلو، زهره ولیی، فیاض حاجیلو، منصور کلامی فرد، محبوبه نوری، محمد علی خامه پرست، علیرضا اسماعیل زاده، میثم قدس پور، مهدی پازوکی، مصطفی باقرآبادی، علی عشق، علیرضا همتی، طیبه جعفری، احمد بستانی، سعید سرگزی، علی میر، عبدالرحمان حواشی، غلامرضا سرگزی، محسن رجایی، احمد گلیانی، محسن رجایی، نادر کامرانی، عطاءالله امیدواری، مریم همایونی، محمدعلی گلستانی، هاشم عرفان منش، معصومه کلانتری شاهیجانی، احمد مومنی، محمدحسین انصاری نژاد، علیرضا کرمی، اکبر صحرایی، امیر حسامی نژاد، مجتبی قانونی، سیدسعید میرصادقی، رضا یزدانی، حسن حاج ابراهیمی، داوود جلیلی، رضا یزدانی، سیدیحیی عرشیا، علی آشوری، محمد شهادتی، جعفر حسینی، محسن اعتصامی ، صغری بهرامی، محمدرضا میرحبیبی، احمد ایزدی، مصطفی عزیزاللهی، منیژه یوسفی میرآقایی، زهرا احمدی، منوچهر پروینی، عبدالعارف روستایی، کامران رضایی، سید علی نقی کرامت، رضا حسین پور، سید محمد حسینی، عبادالله کرمی کالوس، محمود خرم آبادی، قاسم بدره، حسین موسوی، حجت الله وفایی نیک، نرگس رضایی، مسعود احمدپور، امین محصل تبریزی، فرزین احمدی کلورزی، سلمان اسماعیل زاده، رسول شریفی، ولی نیکوکار، صدیقه مهرانگیز، فهیمه سرور حقیقی، کریم فزونی، شعبانعلی یازرلو، مهرنوش حاجی احمدی، فرشید کلته، الله قلی نظری، یحیی کریم آبادی، موسی جرجانی، مهرنوش حاجی احمدی، سیدنصرالله شاهرخی، محسن مرادی، آرش فروغی، رامین صادقی، محمدتقی عزیزیان، مسعود پورحمزه، سیدغلامرضا نعمت‌پور، سیده فرشته حسن زاده، علیرضا اکرمی، رحمان هدایتی، ابوالقاسم رجبی، محمد شفیعیان، حسین بهرامی، سیده فاطمه شاکری، یاسر محمودی، سیدحمزه کاظمی، عباس زارع، علی سروی، یوسفعلی یونسی، علی احمدی، جواد مختاری، آرش صحرانورد ، مینا فراهانی، حسن ساروقی، ابراهیم فراهانی، سمیه باستین، ابوذر ذاکری سولقانی، ایرج انصاری فرد، هانیه اکبری، محمد اکبری زاده، مهراب بهرامی سعادت آبادی، هادی زارعی حاجی آبادی، محدثه زائری فخرآبادی، جواد مومنی، آذین حقایق، کبری یوسفی، فواد ابراهیمیان، حسن کرمی نور، سعید شادفر، علی رنجبر، بهناز ضرابی زاده، ولی رهبریزدی، محمدعلی دادخواهی، مهدی قانع، محسن شاکری، مصطفی ملاحسینی، محمدرضا واشقانی فراهانی، سعید محمودی، وحید سمنانی، علی حق پرست، شفیع آقامحمدیان، کوثر دانش»

  • پرپر شدن «شاپرک‌ها» توسط رژیم صهیونیستی/ دولتی‌ها دغدغه ندارند!

    پرپر شدن «شاپرک‌ها» توسط رژیم صهیونیستی/ دولتی‌ها دغدغه ندارند!

    نصراله قادری در دهه ۷۰ نمایش «شاپرک‌ها» را با موضوع فلسطین برای گروه سنی کودک و نوجوان تولید و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روی صحنه برد.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر- فریبرز دارایی: ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تئاتر آنلاین تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در نهمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «شاپرک‌ها» به کارگردانی نصراله قادری رفته‌ایم.

    پرداختن به موضوع فلسطین برای گروه سنی کودک و نوجوان

    طی ۴ دهه گذشته تئاتر ایران پرداختن به برخی موضوعات باعث می‌شود که اثری سفارشی تلقی شود و این ذهنیت ایجاد شود که هنرمند و گروه تئاتری از نهاد یا سازمانی سفارش و بودجه بالایی گرفته‌اند تا به این موضوعات بپردازند. این امر و نگاه باعث شده تا تعداد زیادی از هنرمندان با سابقه و مطرح تئاتر کمتر به سراغ برخی موضوعات مذهبی و سیاسی بروند و درباره آنها اثری را تولید و روی صحنه ببرند.

    یکی از این موضوعات پرداختن به مسأله فلسطین و جنایات رژیم صهیونیستی است. اصولاً به خاطر نوع نگاه سیاست زده‌ای که در عرصه فرهنگ و هنر وجود دارد و همچنین نگاه سطحی تصمیم گیرندگان سیاسی و فرهنگی در تولید آثار در این زمینه، کمتر شاهد به صحنه رفتن اثری درخور با موضوع فلسطین و مسائل مربوط به آن بوده‌ایم.

    پرداختن به این موضوع برای کودکان و نوجوانان هم از این امیر مستثنی نبوده و نیست.

    در این شرایط برخی هنرمندان با دغدغه شخصی خود و به دور از بهره‌گیری از حمایت‌های خاص به موضوع فلسطین پرداخته‌اند که از جمله آنها نصراله قادری است که در سال ۱۳۷۴ نمایش «شاپرک ها» را ویژه گروه سنی نوجوان با این موضوع تولید و روی صحنه برد.

    پرپر شدن «شاپرک‌ها» توسط رژیم صهیونیستی/ دولتی‌ها دغدغه ندارند!

    این نمایش در مرداد و شهریور سال ۷۴ در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اجرا شد.

    قادری درباره زمان و موضوع تولید و اجرای نمایش «شاپرک‌ها» به تئاتر آنلاین می‌گوید: زمانی بود که در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان حضور داشتم و گروهی داشتیم که ثابت بود و بر اساس تئوری «مغناطیس دست فراتر از تمرکز» کار می‌کردیم. در سال‌های ۷۳ و ۷۴ با این گروه ۲ نمایش «بازی تابلوی آخر» و «شاپرک‌ها» را تولید و اجرا کردیم. «شاپرک‌ها» در ارتباط با مسأله فلسطین است و داستان برای گروه کودکان و نوجوانان نوشته شده و روایتگر عنکبوت پیری است که شهر شاپرک‌ها را غصب می‌کند و در پایان همه را از بین می‌برد و شهر را تصاحب می‌کند.

    وی با اشاره به اینکه در آن گروه ثابت هنرمندانی چون سیروس همتی، امین زندگانی و مهرخ افضلی جزو بازیگران بودند و ناتالی متوسلیانی ساخت موسیقی، حسن دادشکر طراحی نور و زنده یاد بیژن نعمتی شریف طراحی ماسک، لباس و صحنه نمایش «شاپرک‌ها» را انجام دادند، یادآور می‌شود: این نمایش یک ماه اجرا شد و بعد از یک ماه اجرا هم گروه شهید شد و هم اجرا تمام شده بود. بعد از این اجرا مثل خیلی از جاهای دیگری که اخراجم کردند اخراج شدم و گروه از هم پاشید.

    پرپر شدن «شاپرک‌ها» توسط رژیم صهیونیستی/ دولتی‌ها دغدغه ندارند!

    قادری درباره دلایل اخراج خود از مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اظهار می‌کند: همانطور که از دانشگاه و همچنین حوزه هنری در دوره آقای زم اخراج شدم از مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون هم اخراج شدم. انشاءالله تاریخ مشخص می‌کند که چرا این اتفاق‌ها رخ داد.

    این کارگردان تئاتر درباره بازخورد و استقبال مخاطبان از نمایش «شاپرک‌ها»، چنین می‌گوید: نمایش «شاپرک‌ها» را یک نوبت صبح برای مدارس اجرا می‌کردیم و بعد از ظهرها هم برای خانواده‌ها و مخاطبان تئاتر. در تمام مدتی که اجرا داشتیم هیچوقت سالن نیمه یا خالی نبود و بعد هم تقاضا برای اجرا وجود داشت ولی چون گروه وجود نداشت و نوبت اجرایی بعدی بود، اجرایمان تمام شد.

    دولتمردان دغدغه تولید آثار هنر با موضوع فلسطین را ندارند

    وی درباره اینکه آیا امکان تداوم اجرای این اثر نمایشی در سالن‌های دیگر وجود داشته یا نه، ادامه می‌دهد: امکان اجرای «شاپرک‌ها» در سالنی دیگر وجود نداشت. بازیگران در این نمایش روی طناب‌هایی که از سقف آویزان بود بازی می‌کردند و امکان اینکه دکور را جمع و در سالن دیگری نصب کنیم وجود نداشت.

    پرپر شدن «شاپرک‌ها» توسط رژیم صهیونیستی/ دولتی‌ها دغدغه ندارند!

    قادری درباره اینکه چرا درباره موضوعی چون فلسطین کمتر شاهد تولید و اجرای آثار نمایشی با کیفیت و در خور هستیم، تأکید می‌کند: حقیقت قضیه خیلی روشن است، اولین مسأله این است که وقتی به این موضوعات بپردازید گفته می‌شود که کار سفارشی است. وقتی به موضوع فلسطین بپردازید به دلیل نوع حمایتی که حکومت از فلسطین کرده این تصور به وجود می‌آید که کار سفارشی است. برخی هنرمندان به این موضوع علاقه مند هستند و به سراغ تولید و اجرای کار می‌روند ولی در تئاتر ایران که تهیه کننده اصلی دولت است و مدیران دولتی باید برای تولید و اجرای با کیفیت آثار سفارش می‌دادند ولی هرگز برای مدیران دولتی این مسأله مطرح نبوده که در زمینه تولید و اجرای آثار نمایشی درباره موضوع فلسطین از هنرمندان دعوت به کار کنند.

    وی معتقد است وقتی هنرمند نتواند دغدغه‌های خود را به صحنه ببرد که ارضای عاطفی شود قطعاً درباره مسائلی چون فلسطین و بوسنی و هرزگوین به ندرت شاهد شکل گیری آثار هنری بوده‌ایم.

    این هنرمند تئاتر در پایان سخنان خود تصریح می‌کند: نکته دیگر ممیزی است، در پرداختن به موضوع فلسطین برخی نکات دچار ممیزی می‌شود که این امر کار هنرمند را الکن خواهد کرد. نکته دیگری که در سینما و تئاتر وجود دارد این است که وقتی فیلم یا تئاتری تولید می‌کنیم نگاه مان به آن‌سوی مرزها جشنواره‌های بین المللی نیز هست و مسأله فلسطین موضوع جشنواره پسند خارجی نیست.

  • شماره‌ جدید ماهنامه‌ «نمایش» منتشر شد

    شماره‌ جدید ماهنامه‌ «نمایش» منتشر شد


    جدیدترین شماره‌ ماهنامه‌ «نمایش» ویژه‌ اسفند ماه ۹۹ و فروردین ۱۴۰۰ با نگاه ویژه‌ به تئاتر و کرونا منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، این شماره از مجله‌ «نمایش» با نگاه ویژه‌ به تئاتر و کرونا با مطالبی همچون «نگاهی به همه‌گیری‌های پیشین برای تعیین آینده تئاتر و تئاتر در دوران کووید ۱۹» » نوشته جیک نوینز، «هنرمندان تئاتر در مناطق مختلف چگونه با جولان همه‌گیری کنار می‌آیند» نوشته جیم فرانجیونی با ترجمه مجید کیانیان، «تئاتر در دنیای کووید ۱۹: پیدایش قالب های جدید» نوشته گووری اس، «مدرسان تئاتر برای روشن نگه داشتن چراغ تئاتر در کرونا می جنگند» نوشته‌ کوری میشل با ترجمه‌ نسیبه جمشیدی شاهرودی، «تئاتر در صحنه کووید ۱۹» نوشته‌ مارک براون با ترجمه‌ بابک عبدالملکیان، «تئاتر و پاندومی: محدودیت‌ها، عادات و نمایشنامه‌های جدید» نوشته‌ استفانا پوپ کرسو با ترجمه‌ ابراهیم ابراهیمی، «تئاتر دیجیتالی – تئاتر پاندمی – تئاتر پساپاندمی» نوشته‌ سولماز غلامی، «تجربه‌های تئاتر آنلاین ایران در کرونا» نوشته‌ سبا حیدرخانی به همراه گفتگو با آریان رضایی با عنوان «حرکتی موثر و رو به جلو» منتشر شده است.

    خوانندگان مجله در بخش نقد و تحلیل می توانند مطالبی درباره نگاهی به نمایشنامه «صیادان» اثر اکبر رادی با عنوان «صیادان، از مرگامرگی تا کاهیدن مرگ» به قلم همایون علی‌آبادی، نقد و تحلیل نمایشنامه هملت با عنوان «گنجینه‌ گرانقدر ادبیات نمایشی جهان» به قلم منصور خلج، نقد نمایشنامه‌ «چیمریکا» با عنوان «عمیق در محتوی، شکیل در ساخت و بافت» به قلم عبدالرضا فریدزاده، نقد و تحلیل نمایشنامه «چهارراه» با عنوان «خودکشی در پیونگ یانگ!» به قلم شهرام خرازی‌ها، یادداشتی برای نمایش «گرگاس‌ها یا روز به خیر آقایِ وزیر» با عنوان «نبض اندیشه» به قلم علی‌اصغر راسخ‌راد و نقد نمایش «ویری ویری در سرزمین سلامت» با عنوان «این ویروس ناقلا و سرزمینی همچنان سالم و سازنده» به قلم رضا آشفته را در این شماره بخوانند.

    همچنین مخاطبان می‌توانند مقالاتی همچون «میرنوروزی/ مُغّ‌کشُی/ شاه‌کشُی در نمایشنامه‌نویسی ایران» نوشته‌ جمشید ملک‌پور، «نمایشگان (هنر نمایش = تئاتر) سنتی و نوگانی (مدرن) در هندوستان» به قلم فرهاد ناظرزاده کرمانی، «متافیزیک حضور و حضور متافیزیکی نمایش شرقی در جهان مدرن» به قلم سید مصطفی مختاباد، «سنت های نمایشی شرق در برخورد با مدرنیسم غرب» (با نگاهی به نمایش پکن)، به قلم سهیلا نجم، «تئاتر پارسی تجلی گستره نمایش ایران تا جنوب شرق آسیا» به قلم محمود دهقان هراتی، «انعکاس مراسم آیینی زار در ۸ اثر شاخص تئاتر هرمزگان از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۹۰ ه.ش» به قلم علیرضا داوری، «متن و دراماتورژ» نوشته‌ ژیتکا پلاشووا با ترجمه‌ ابراهیم ابراهیمی را نیز در این شماره بخوانند.

    در بخش دیگری از مجله گفتگویی با داوود کیانیان با عنوان «با خرد جمعی از پس همه‌ آن «نشدن‌ها» بر آمده‌ایم» که توسط منصور خلج انجام شده و گفتگویی با فیض‌الله فروغی پیشکسوت تئاتر کرمانشاه با عنوان «مگر مرگ این جدال را پایان دهد» که توسط علی زیستی انجام شده، گفتگویی با احمد بیگلریان با عنوان «امیدی برای احیای مجدد سنن و آئین‌های ملی نیست» که توسط محبوبه صادقی انجام شده است و همچنین گفتگویی با قادر آشنا با عنوان «فهم مشترک» که توسط مرجان سمندری انجام شده است، منتشر شده است.

    سرمقاله‌ این شماره با نام « نوروز و خویشکاری عقل سوفیای جاودان!» به قلم نصرالله قادری منتشر شده است.

    شماره‌ ۲۵۹-۲۵۸ ماهنامه‌ «نمایش» ویژه‌ اسفند ماه ۱۳۹۹ و فروردین ۱۴۰۰ با سردبیری نصرالله قادری و با بهای ۱۵ هزار تومان برای عموم علاقه‌مندان حوزه‌ تئاتر چاپ و توزیع شده است.

  • شماره ‌۲۵۷ ماهنامه‌ «نمایش» بر روی پیش‌خوان

    شماره ‌۲۵۷ ماهنامه‌ «نمایش» بر روی پیش‌خوان


    جدیدترین شماره‌ ماهنامه‌ «نمایش» ویژه‌ بهمن ۹۹ با نگاه ویژه‌ به تئاتر و جشنواره منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، جدیدترین شماره‌ ماهنامه‌ «نمایش» ویژه‌ بهمن ۹۹ با نگاه ویژه‌ به تئاتر و جشنواره با سردبیری نصرالله قادری منتشر شد.

    نگاه ویژه‌ این شماره از مجله‌ «نمایش» تئاتر و جشنواره با مطالبی همچون «جشن و جشنواره» نوشته یدالله آقاعباسی، «جشنواره، مسیری به سمت توسعه» نوشته‌ عبدالرضا فریدزاده، «فستیوال: ریخت‌شناسی و معنا» نوشته‌ الساندرو فالاسی با ترجمه‌ مجید کیانیان، «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟ (پیرامون فلسفه شناخت‌گرایی در امر تئاتریکالیته جشنواره یا ویترینی برای تماشا؟)» تالیف و ترجمه‌ معین محب علیان و گلناز اصل دینی و گزیده یادداشت‌ها، گزارش‌ها و گفتگوهایی که مکتوب از دوره‌های گوناگون جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر موجود است یا عنوان جشنواره‌ای با فراز و فرودهای فراوان … نوشته‌ نگین کهن به همراه گفتگو با صادق رشیدی با عنوان «هنرمندی که دیدگاه دارد، جهان بینی دارد» منتشر شده است.

    همچنین مخاطبان می‌توانند نقد و تحلیل کتاب «روند دگرگونی ادبیات نمایشی زنان ایران» با عنوان «تلاش برای یافتن و خواندن» نوشته‌ منصور خلج، نقد و تحلیل نمایشنامه «مویزی در آفتاب» با عنوان «چون تاولی که برمی آید و می ترکد» نوشته‌ شهرام خرازی‌ها، «تئاتر و تجربه آمریکای لاتین» نوشته‌ گارلوس سولورزانو ترجمه‌ داود دانشور، «تئاتر و تاثیرات فن آوری های نوین و دیجیتال» نوشته‌ مهرداد رایانی مخصوص، «تئاتر بودگی: ویژگی خاص زبان تئاتری» نوشته‌ ژوزت فرال، رونالد پی. برمینگام با ترجمه مجید کیانیان و «آینده هنرها؛ تئاتر آنلاین بخش جدایی ناپذیر از هنر تئاتر است» نوشته‌ سوزانا کلاپ با ترجمه سمیه یعقوبی را نیز در این شماره بخوانند.

    سرمقاله‌ این شماره با نام «گیتی تئاتر و «روان بدفرما» و «نقاب» در اکنونیت!» به قلم نصرالله قادری منتشر شده است.

    شماره ‌۲۵۷ ماهنامه‌ «نمایش» ویژه‌ بهمن ماه ۱۳۹۹ با سردبیری نصرالله قادری و با بهای ۱۵‌ هزار تومان برای عموم علاقه‌مندان حوزه‌ تئاتر چاپ و توزیع شده است.

  • شماره ‌۲۵۶ ماهنامه‌ «نمایش» بر روی پیش‌خوان

    شماره ‌۲۵۶ ماهنامه‌ «نمایش» بر روی پیش‌خوان


    جدیدترین شماره‌ ماهنامه‌ «نمایش» ویژه‌ دی ماه ۹۹ با نگاه ویژه‌ به تئاتر آنلاین منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، نگاه ویژه‌ این شماره از مجله‌ «نمایش»، تئاتر آنلاین است با مطالبی همچون «اجراهای آنلاین می‌تواند صنعت نمایش را حفظ کند؟» نوشته‌ آناندا پِلِرین با ترجمه‌ آبتین جاوید، «اگر تئاتر بمیرد، چه چیزهای دیگری با آن می‌میرد؟» نوشته هلن لوئیس و «تئاتر در بحبوحه کووید ۱۹ مرزهای قصه پردازی را با مخاطبین آنلاین جابجا می کند» نوشته کلسی جاکوبسان با ترجمه‌ نسیبه جمشیدی شاهرودی، «اینترنت، تئاتر و زمان: ترارسانه‌ای کردن تئاترون» نوشته‌ اندی لَوِندِر و «تئاتر ندارید؟ مشکلی نیست نمایش‌ها و موزیکال‌ها پخش اینترنتی خواهند داشت» نوشته‌ الیزابت وینسنتلی با ترجمه‌ مجید کیانیان، «نقد تئاتر و رسانه‌های جدید: از فضای خالی به فضای مجازی» نوشته‌ پورتر اندرسون با ترجمه‌ ابراهیم ابراهیمی و «سایبر دراما چیست؟» نوشته‌ احسان زیورعالم به همراه گفتگویی با علیرضا کوشک‌جلالی توسط مرجان سمندری با عنوان «مرز بین خلاقیت و جنون به باریکی تار مویی است» منتشر شده است.

    همچنین مخاطبان می‌توانند نقد و تحلیل نمایشنامه «عَرَق» را با عنوان «یکی از ما باید بمونه» نوشته‌ منصور خلج، نقد و تحلیل نمایشنامه «سوفیای من» با عنوان «سوفیای من، شهلای آنها» نوشته‌ آزاده فخری، مقاله‌ «تئاتر عروسکی روسیه از نیمه دوم قرن ۲۰ تا دوران معاصر نوشته‌» سارا دافعی، «تاثیر تئاتر بر شکل گیری مفهوم شهروندی؛ با نگاهی به کتاب «تئاتر و شهروندی» نوشته دیوید وایلز» نوشته‌ رحمان هوشیاری، «درام ابسورد» نوشته‌ نیوشا صادقان و «رکن پنجمِ تئاتر در گرفت و گیرِ دورانِ کرونایی» نوشته علی‌اصغر راسخ‌راد را نیز در این شماره بخوانند.

    سرمقاله‌ این شماره با نام «ادراک معنای هنر قدسی در ذات واقعه فاطمی» به قلم نصرالله قادری منتشر شده است.

    شماره ۲۵۶ ماهنامه‌ «نمایش» ویژه‌ دی ماه ۱۳۹۹ با سردبیری نصرالله قادری و با بهای پانزده‌ هزار تومان برای عموم علاقه‌مندان حوزه‌ تئاتر چاپ و توزیع شده است.

  • نسبت هنرمندان نسل جدید با قهرمانان ملی/ درام‌نویس هم رزمنده است

    نسبت هنرمندان نسل جدید با قهرمانان ملی/ درام‌نویس هم رزمنده است

    نصرالله قادری و ایوب آقاخانی در ادامه بررسی جای خالی قهرمانان ملی در عرصه هنرهای نمایشی، به آسیب‌شناسی نسبت نسل جدید هنرمندان با قهرمانان و اسطوره‌های ملی پرداختند.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ نصرالله قادری و ایوب آقاخانی از نمایشنامه‌نویسان و کارگردان‌های تئاتر ایران طی نشستی در تئاتر آنلاین به علل کمبود آثار دراماتیک درباره چهره‌ها و قهرمان‌های ملی پرداختند.

    در بخش اول این نشست این ۲ هنرمند تئاتر به تأثیر نگاه ممیزی و وجود نگاه خودی و غیرخودی بین سیاستگذاران و تصمیم‌گیرندگان فرهنگی در کنار کشیدن نمایشنامه‌نویسان مطرح و حرفه‌ای در زمینه نگارش آثاری در این خصوص و موضوعات دفاع مقدس و جنگ به دلیل خودسانسوری اشاره کردند.

    در بخش دوم این نشست نیز قادری و آقاخانی به حضور نسل جوان در نمایشنامه‌نویسی دفاع مقدس، مقاومت و جنگ و همچنین نگاهی که در این نسل وجود دارد و نحوه حمایتی که باید سیاستگذاران فرهنگی برای عمق بخشیدن به تفکر این نسل داشته باشند، پرداختند.

    در ادامه بخش دوم نظرات و دیدگاه‌های نصرالله قادری و ایوب آقاخانی در این خصوص را می‌خوانید.

    * زمانی نمایش‌هایی که با موضوع دفاع مقدس و جنگ نوشته و اجرا می‌شدند خیلی پرمخاطب بودند زیرا نمایشنامه نویسان مطرح در این زمینه آثار با کیفیتی می‌نوشتند و نمایش‌هایی با کیفیت روی صحنه اجرا می‌شدند. در مقطعی از زمان هنرمندان با دغدغه شخصی به نگارش و تولید این آثار می‌پرداختند و حتی اگر سفارشی هم داده می‌شد به نمایشنامه‌نویسان و کارگردان‌هایی بود که حرفی برای گفتن داشتند اما نگاه خودی و غیرخودی از یکسو و سفارش‌های دم دستی و سطحی باعث شد تا این روند درست ادامه پیدا نکند. حالا نسل جوان به موضوع دفاع مقدس و جنگ ورود پیدا کرده است. چه مسیری باید مدنظر قرار گیرد که این نسل هم دل‌زده نشود؟ البته برای بخشی از این نسل که کارهای قابل تأملی می‌نویسند و تولید می‌کنند این موضوع مدنظر است. در عین حال چگونه باید با این نسل برخورد کرد که برای چهره‌ها و قهرمان‌های ملی با دغدغه بنویسند نه اینکه نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت باشند؟

    نصرالله قادری: قهرمانان ما مصادره شده‌اند. فیلمی به نام «۳۰۰» ساخته می‌شود که درباره تاریخ ایران و خشایارشاه دروغ گفته و مردم ایران را وحشی نشان داده است، آیا ما پاسخی به آن فیلم دادیم؟ آقای جعفری جوزانی سال‌هاست که قصد دارد فیلمی درباره «کوروش» بسازد اما شرایط برای ساخت این فیلم فراهم نمی‌شود. نسل جدیدی که می‌آید سرخوردگی‌ها نسل گذشته را می‌بیند. تمام نمایشنامه نویسان خوب ما در نسل گذشته همچون علیرضا نادری، حمیدرضا آذرنگ و حمیدرضا نعیمی برای دفاع مقدس نوشتند و شناخته شدند اما حالا انقطاعی شکل گرفته که باعث شده نسل جدید ارتباطی با این نسل نداشته باشد. نسل جدید باید بداند که در گذشته اثری تولید شده و روی صحنه رفته، تنها چند اجرا داشته و برخی جلوی اجرا را گرفته‌اند.

    قهرمانان ما مصادره شده‌اند. فیلمی به نام «۳۰۰» ساخته می‌شود که درباره تاریخ ایران و خشایارشاه دروغ گفته و مردم ایران را وحشی نشان داده است، آیا ما پاسخی به آن فیلم دادیم؟ آقای جعفری جوزانی سالهاست که قصد دارد فیلمی درباره «کوروش» بسازد اما شرایط برای ساخت این فیلم فراهم نمی‌شود مدیریت باید از نمایشنامه‌نویسان حمایت کند زیرا ساخته شدن یک نمایشنامه‌نویس امری راحت نیست و عمر و تلاش صرف آن شده است. البته حمایت این نیست که نمایشنامه‌نویسان را تبدیل به آدم دولتی کند بلکه باید از او حمایت کند تا بتواند درباره موضوعی که به آن می‌اندیشد و باور دارد، بنویسد.

    البته آثار نسل جدید را نباید با آثار آقایان بیضایی، رادی و دیگر نمایشنامه‌نویسان مطرح مقایسه کرد زیرا نسل جدید در ابتدای راه قرار دارد و همین که با دغدغه درباره دفاع مقدس و جنگ می‌نویسد قابل توجه است. نسل جدید باید قدر خود را بداند.

    مهمترین کار فرهنگی دولت این است که پژوهشی انجام دهد تا بر اساس آن مشخص شود چرا نمایشنامه‌نویسان مطرح ما گوشه‌گیر شده و دیگر نمی‌نویسند. اگر پژوهشی علمی در این خصوص انجام شود به برنامه‌ریزان فرهنگی ما بسیار کمک می‌کند تا چگونه نسل جدید را نه برای ارائه یک تفکر خاص بلکه برای ارائه تفکر و یاددادن شیوه اندیشیدن به مخاطب، جذب کنند. قطعاً در این روند به قهرمانان ملی ما که کم هم نیستند، توسط نسل جوان پرداخته می‌شود.

    در دایره دفاع مقدس قهرمانان فقط چند نفری که می‌شناسیم نیستند، بلکه قهرمان‌هایی وجود دارند که حتی اسم شان را هم تا کنون نشنیده‌ایم. بروید جانبازان اعصاب و روان را ببیند که هر ۳۰ تا ۴۰ نفرشان یک پرستار دارند. اینجا آمریکا نیست که هنوز قهرمان‌های خود را که برای اشغالگری به ویتنام رفته بودند، گرامی می‌دارند.

    هنرمند احساس دارد و بی تردید اگر برنامه‌ریزان فرهنگی اطلاعات و پژوهش‌های درستی را در خصوص این قهرمانان در اختیار هنرمندان قرار دهد، آثار قابل توجهی در این خصوص تولید خواهد شد. اگر سیستم فرهنگی برای این موضوع اهمیت قائل شود برای فرهنگ، کشور و دینمان قدم بزرگ و مؤثری برداشته است.

    ایوب آقاخانی: ما یک انقباض و گرفتاری فرهنگی داریم که نسل آینده را برای زایشی که به آن امیدواریم لزوماً در دسترس ما قرار نمی‌دهد. این نسل اساساً یک مشکل عمیق دارد، ما با نسلی مواجهیم که در شکل عام و عمومی به هیچ چیزی ایمان سترگی ندارد. به هر چیزی هم که باور دارند، باور شکننده‌ای است.

    * عمیق و آگاهانه نیست…

    آقاخانی: همه باورهایشان سطحی، ساده، دم‌دستی و شکننده است. با نسلی مواجهیم که درست است سرمایه ما هستند اما به شدت روی کارتن‌هایی که درون آن‌ها قرار گرفته‌اند با تأکید مهر «شکستنی» خورده است؛ این را به عنوان کسی که حدود ۲۰ سال است بی وقفه با دانشجویان سر و کار دارم و آموزش می‌دهم. حتی بخش غالب تر نسل جوان هم که هیجان تفکرات و فعالیت‌های سیاسی تفکرات اپوزیسیون هم دارند، تفکرات اپوزیسیون شان هم شکننده است.

    ما یک انقباض و گرفتاری فرهنگی داریم که نسل آینده را برای زایشی که به آن امیدواریم لزوماً در دسترس ما قرار نمی‌دهد * خب آیا نسل قبل در شکل‌گیری چنین باور و تفکر شکننده‌ای در نسل جدید بی‌تأثیر بوده است؟

    آقاخانی: بخشی مربوط به انقطاع است و بخش دیگر به این خاطر است فرهنگ سفر کردن، لمس کردن، کاویدن و غرق شدن منها شده است و من نمی‌دانم از چه زمانی این اتفاق افتاده است. ما برای هر کدام از تک جمله‌هایی که پیدا می‌کردیم باید ۳ جلد کتاب می‌خواندیم.

    * الان اطلاعات فست فوودی و از طریق سرچ های اینترنتی شده است.

    آقاخانی: الان فرهنگ مطالعه عمیق در بین نسل جوان و دانشجو وجود ندارد و همه چیز را از طریق اینترنت جستجو و مطالعه می‌کنند. البته منظورم این نیست که استفاده از اینترنت اشتباه است بلکه باعث شده تا افراد سطحی‌تری در دسترس شما قرار بگیرند که این موضوع به این بر می‌گردد که ما فرهنگ استفاده از تکنولوژی روز از جمله اینترنت را نداریم.

    به دانشجویی گفتم که فکر می‌کنی چگونه می‌توان نگاه نوآورانه‌ای به واقعه «کربلا» در سال ۶۱ هجری قمری داشت؟ با حدود ۵ دقیقه تأمل به من گفت: «طلحه و زبیر» کنار رود فرات منتظر امام حسین (ع) هستند اما امام حسین (ع) نمی‌آید!

    * طلحه و زبیر که در آن مقطع زمانی نبودند و نمایشنامه «در انتظار گودو» را به عنوان نوآوری به شما ارائه داده…

    آقاخانی: چرا باید اوج پرواز مغز یک دانشجو باید «در انتظار گودو» باشد؟ آیا من می‌توانم در آینده به این نسل متکی باشم. من نسبت به نسل جدید بدبین نیستم اما از نسل جوان به جایی نمی‌رسیم، البته نسل جدید گناهکار نیست ولی نباید فکر کنیم صرف داشتن جسارت عناصر مفیدی برای درام نویسی هستند. باید به نسل جوان خط داده شود، منظورم خط فکری نیست بلکه عمق بخشیدن به همان خط فکری خودش. اگر سیاستگذار فرهنگی بینش لازم را داشت به نسل جوان نمی‌گفت پیکسل حاج قاسم سلیمانی را به سینه‌اش بزند تا نشان دهد متعهد است و اگر این کار را نکند مورد ملامت و برخورد قرار بگیرد. سیاستگذار فرهنگی با این روش نسل جوان را به راهی که مدنظرش هست هدایت نمی‌کند و نسل جوان دیگر به سیاستگذار فرهنگی اعتماد نمی‌کند.

    الان جسارت نسل جدید در فضاهای آزاد و اجتماعی خوب دیده می‌شود، کافی است نسل جدید را در قیدی قرار دهید و بگویید درباره مقاومت، حاج قاسم سلیمانی و دکتر هشترودی بنویسند؛ در اینجاست که متوجه می‌شوید این کاره نیستند، نه اینکه خودشان نخواسته باشند بلکه معلم درست نداشتند، سیستم آموزش در حق شان اجحاف کرده و با نسل‌های پیشین کارآمدتر ارتباط درست نداشتند و دولت، افراد ذی نفوظ تصمیم گیرنده هم به عنوان سرمایه‌ای زنگار گرفته به آنها نگاه نکرده که باید زنگارشان را از بین ببرند. نسل جدید سرمایه‌های بالقوه هستند ولی چه کسی باید این سرمایه‌های بالقوه را به بالفعل تبدیل کند؟

    آقاخانی: الان جسارت نسل جدید در فضاهای آزاد و اجتماعی خوب دیده می‌شود، کافی است نسل جدید را در قیدی قرار دهید و بگویید درباره مقاومت، حاج قاسم سلیمانی و دکتر هشترودی بنویسند؛ در اینجاست که متوجه می‌شوید این کاره نیستند، نه اینکه خودشان نخواسته باشند بلکه معلم درست نداشتند ضعیف‌ترین دانشجوی من که با نمره ۱۰ ناپلئونی قبول شده در حال حاضر در دانشگاه نمایشنامه نویسی تدریس می‌کند. این امر چگونه ممکن است و رخ داده؟ بر چه اساس و گزینشی این اتفاق افتاده است؟ خروجی زیر دست این فرد چه خواهد بود؟

    باید یک جریان عمیق هدایت شده فرهنگی وجود داشته باشد و زمانی این اتفاق می‌افتد که در رئوس هرم آدم‌های کننده قرار بگیرند نه آدم‌های متعهد.

    * شما در حال حاضر در حوزه هنری پروژه «چهار فصل تئاتر ایران» را در دست انجام دارید که به حوزه نمایشنامه نویسی توجه دارد. در این پروژه چگونه به ارتقای سطح تفکر و توانایی نسل جوان توجه کرده‌اید؟

    آقاخانی: از زمانی که قبول کردم با حوزه هنری همکاری کنیم همه طراح‌ها در راستای همین نکات بود. طرح «مسابقه نمایشنامه نویسی چهارراه» را ارائه دادم و اجازه ورود هیچ قید و بندی را ندادم و همچنین پروژه پژوهشی آموزشی «چهار فصل تئاتر ایران». همه اینها هم آسان به دست نمی‌آید و باید برایشان ده‌ها بار به پرسش‌های ریز و درشت جواب داد. باید اصطکاک‌ها از مسیر برداشته شود.

    کسی که در رأس هرم می‌نشیند باید گشاده و با سعه صدر به ماجرا نگاه کند که اجازه دهد علیرغم هزینه‌هایی که دارد به افقی روشن‌تر به آینده نگاه کنیم و با نگاهی باز مانع از بین رفتن سرمایه‌های آینده خود شویم.

    نسل جدید امیدی به آینده ندارند و سردمداران ما در زمینه فرهنگی فکری برای آنها نمی‌کنند. آدمی که درونش پر است دشمن شما باشد ارزشمندتر از آدمی است که درونش خالی است و دوست شما دارد. چرا اجازه داده نمی‌شود نسل جدید حتی خلاف تفکر تصمیم گیرندگان رشد پیدا کنند؟ حداقل آدم‌های فکوری می‌شوند و جامعه‌ای پر از آدم‌های فکور راه گفتمان فرهنگی را پیدا می‌کند نه اینکه برای خالی کردن هر خشمی سطل زباله خیابان که یکی از مفیدترین عناصر سطح شهر است، به آتش بکشند.

    درام ما خالی از معناست، ادبیات معاصر ما خالی از معناست و با انگ‌های سفارشی و فرمایشی ارزش‌های آن نیز نادیده گرفته می‌شود. ۱۰ درصد این ماجرا دست من به عنوان درام‌نویس است و ۹۰ درصد آن دست کسانی است که در رأس نشسته‌اند. تخصص سالاری باید جای تعهدسالاری را بگیرد زیرا تخصص مطمئناً تعهد می‌آورد ولی تعهد تخصص را نمی‌آورد. تخصص عمیق و صاحب باور حتماً در مسیر تعهد و باور به وطن حرکت خواهد کرد. زمانی که این را بفهمم چیدمان هرم را تغییر خواهیم داد.

    * شما به عنوان یک درام‌نویس تا چه حد قادر خواهید بود دغدغه‌مندی‌تان را برای پرداختن به چهره‌های ملی حفظ کنید؟ با توجه به اینکه سیستم تصمیم گیرنده معیوب است و نشان داده که به راحتی تغییر نمی‌کند و مدام به دنبال آثار شعاری و سطحی است حتی اگر قائل به آن نباشد.

    قادری: یک درام‌نویس خصلت‌ها و صفت‌هایی دارد. اول باید به چند پرسش فلسفه‌ای «از کجا آمده‌ام؟ چرا؟»، «چرا زندگی می‌کنم؟» و «به کجا می‌روم؟ چرا؟» که متعلق به همه انسان‌ها است پاسخ دهد. درام‌نویس بسته به پاسخی که برای این پرسش‌ها دارد دست به قلم می‌شود و می‌نویسد. درام‌نویس باید صاحب دیدگاه باشد. متأسفانه بعد از انقلاب با شعار جوانگرایی اجازه داده‌اند هر کسی بنویسد. درام‌نویس صاحب دیدگاه باید فن و تکنیک را بشناسد و ضمناً بداند که هدفش از زنده بودن چیست.

    باید به قهرمانانمان نگاه ملی داشته باشیم نه حاکمیتی. باید در شرایطی که به مدد فضای مجازی چاپ و نشر مکتوبات آسان شده، درباره نگارش خود و آثاری که می‌نویسیم سخت گیر باشیم باید به قهرمانانمان نگاه ملی داشته باشیم نه حاکمیتی. باید در شرایطی که به مدد فضای مجازی چاپ و نشر مکتوبات آسان شده، درباره نگارش خود و آثاری که می‌نویسیم سخت گیر باشیم. باید هیاهو و جنجال‌ها و ژورنالیسم دروغین را کنار بگذاریم. باید بپذیرم همانند رزمنده‌ای که در میدان نبرد با جان خود بازی می‌کند من هم به عنوان یک درام‌نویس با جان و نام خود بازی می‌کنم؛ همانند بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان نظیر میلان کوندرا و مارگریت دوراس که سختی‌ها و تهمت‌های بسیاری را متحمل شدند اما آثار درخشان خود را ثبت کردند.

    اگر درام‌نویس حاضر به این مبارزه نیست بهتر است قلم را کنار بگذارد. من به اینکه سیاست حمایت یا مانع می‌شود باور ندارم زیرا اگر هنرمند باشید راه گریزی را پیدا می‌کند به شرط اینکه سیاست زده نباشید. ویلیام شکسپیر تمام شاهکارهای خود را در دوران حکومت پادشاهی نوشت و در همه آثارش به نقد حکومت پرداخت. اگر من باور دارم که باید راجع به یک قهرمان بنویسم نباید درباره او سطحی بنویسم، این یعنی تعهد درام‌نویس.

    درام‌نویس نباید به خود دروغ بگوید، باید ببینیم که به قلم وفادار مانده‌ایم یا برای نان و نام آن را خرج کرده‌ایم. بورخس می‌گوید «نوشتن عرق ریزان روح است» و من می‌گویم خون ریزان روح است. نوشتن سهل و ساده نیست و کار بسیار دشواری است و در مقابل به لحاظ مادی آورده‌ای ندارد. اگر برای خودمان شخصیت قائل باشیم به تعهد و قلم مان ایمان خواهیم داشت.

  • دایره پرداختن به «قهرمانان ملی» را تنگ کرده‌ایم/حرکت در میدان مین

    دایره پرداختن به «قهرمانان ملی» را تنگ کرده‌ایم/حرکت در میدان مین

    نصراله قادی و ایوب آقاخانی با اشاره به موانع موجود در مسیر پرداختن به قهرمانان ملی در آثار نمایشی از تنگ شدن دایره ورود به این عرصه از سوی مدیران دولتی و نیز خودسانسوری برخی هنرمندان گفتند.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-فریبرز دارایی؛ در تاریخ معاصر ایران چهره‌های مختلفی در عرصه‌های گوناگون به عنوان شخصیت‌های ملی شناخته می‌شوند؛ از فعالان عرصه‌های فرهنگ، دانش و فناوری گرفته تا ورزش و بالاخص قهرمانان دفاع مقدس و مقاومت.

    طی ۴ دهه گذشته کمتر در عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون زندگی و شخصیت چهره‌های ملی سوژه تولید اثر شده است که این روند در زمینه نگارش فیلمنامه یا نمایشنامه و همچنین تولید فیلم، تئاتر و سریال وجود داشته و دارد.

    در عرصه تئاتر این کمبود از زوایای مختلف قابل بررسی و هنرمندان و صاحبنظران این عرصه نقطه نظرات متفاوتی در این زمینه دارند.

    همزمان با ایام نخستین سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی به‌عنوان یکی از چهره‌های ملی تا به امروز مغفول مانده در عرصه تولیدات نمایشی، طی نشستی در تئاتر آنلاین با حضور نصراله قادری پژوهشگر، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و همچنین ایوب آقاخانی پژوهشگر، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر درباره چرایی این موضوع و دلایلی که وجود دارد گفتگویی شکل گرفت.

    قادری در حال حاضر مشغول نگارش نمایشنامه‌ای درباره شخصیت و زندگی شهید بهشتی است و آقاخانی نیز تا کنون نگارش و اجرای آثاری چون «اروند خون» با موضوع شهدای غواص، «کابوس شب نیمه آذر» با موضوع شهید کشوری، «تکه‌های سنگین سرب» در ارتباط با شهید چمران و «هفت عصر هفتم پاییز» درباره شهید جهان آرا را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است.

    این ۲ هنرمند درباره چرایی کمتر پرداختن به چهره‌های ملی در عرصه ادبیات نمایشی و تئاتر و مشکلات و معضلاتی که در این راه وجود دارد، نظرات خود را ارائه دادند که در ذیل بخش اول این نشست و گفتگو آمده است.

    * آیا تا کنون شرایط و بستر برای پرداختن به چهره‌های ملی در ادبیات نمایشی و تئاتر فراهم بوده است؟ ما چهره‌های ملی بسیاری داریم که کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. شاید برخی بگویند که این کم کاری از سوی هنرمندان تئاتر است ولی می‌خواهیم چرایی این روند را از زبان شما به عنوان ۲ نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر بشنویم؛ به ویژه که شما در زمینه پرداختن به چهره‌های ملی دست به قلم شده و آثاری را در این خصوص نوشته‌اید.

    نصراله قادری: در ارتباط این مسأله باید در وهله اول به یک نکته سیاسی توجه کنیم. هنر به طور عام و تئاتر به طور خاص از یک دهه‌ای تحت سیطره یک تفکر قرار می‌گیرد که معتقد است هر آن چیزی که سیاست بر علیه حاکمیت باشد هنر است و اگر بر علیه حاکمیت نباشد هنر نیست. سردمدار این قضیه در آن دوران جلال آل‌احمد بود. در همان دوران یک ممنوعیت سیاسی حاکمیتی جدا از این تفکر حزبی وجود دارد که طی آن شما نمی‌توانید به بسیاری از چهره‌های ملی و سیاسی بپردازید. در دوران گذشته شما نمی‌توانستید به ستارخان، باقرخان و خیلی از چهره‌های دیگر بپردازید. در آن دوران نمونه بارزی که به آن پرداخته شده «آرش» است که هم جناب بیضایی آن را نوشته و هم دیگران به آن پرداخته‌اند. البته نگارش «آرش» نیز با ممیزی مواجه می‌شد.

    قادری: شما اگر بخواهید به چهره‌های ملی یعنی هر فردی با هر دیدگاهی که بوده و کار کرده بپردازید، برخی از این افراد با ممیزی مواجه می‌شوند و نمی‌توان آنها را مطرح کرد. بخش دیگر نیز نگاه سیاسی علیه حاکمیت یا روشنفکرنمایی است که باعث می‌شود به سراغ برخی از این افراد و چهره‌ها نروند این امر بعد از انقلاب نیز ادامه دارد. شما اگر بخواهید به چهره‌های ملی یعنی هر فردی با هر دیدگاهی که بوده و کار کرده بپردازید، برخی از این افراد با ممیزی مواجه می‌شوند و نمی‌توان آنها را مطرح کرد. بخش دیگر نیز نگاه سیاسی علیه حاکمیت یا روشنفکرنمایی است که باعث می‌شود به سراغ برخی از این افراد و چهره‌ها نروند. سومین عامل نیز این است که اساساً تصور شرق بر این است که اگر می‌خواهید درباره یک چهره ملی بنویسید باید تاریخ نگار باشید. در حالی که تمام آثار یونان قدیم قهرمان‌های یونان هستند که اشیل و سوفوکل همه را اقتباس کرده‌اند.

    قهرمان می‌تواند مثبت یا منفی باشد. در دوره رنسانس هم همین‌گونه است و شکسپیر تمام آثار درخشان خود را از تاریخ اقتباس کرده است اما نکته سر این است شکسپیری که «مکبث» یا «هملت» را خلق می‌کند تاریخ نگار نیست، او درام‌نویس است. توقعی که اینجا وجود دارد این است که باید تاریخ‌نویس باشید.

    نکته دیگری که باید به آن توجه کنیم این است که بخشی از قهرمانان ما مذهبی هستند و چون ما منع نشان دادن و پرداختن به معصومین (ع) را داریم این منع به رتبه‌های پایین‌تر هم وارد شده تا جایی که اگر شما بخواهید درباره قهرمان‌های مذهبی نمایشنامه بنویسید باید مطلقاً مثبت باشند. در حالی که در درام، قهرمان یا درگیر «هامارتیا» یا «هوبریس» می‌شود ولی شما نمی‌توانید به نقاط ضعف این قهرمانان در اثر خود بپردازید.

    عامل دیگر که باعث ساقط شدن نوشتن درباره چهره‌های ملی شده، سفارشی نوشتن است. هیچ نویسنده‌ای در جهان را نمی‌شناسم که سفارشی ننوشته باشد؛ سفارش را از دولت، کمپانی یا از خود می‌گیرد.

    * سفارشی نوشتن در ذات منفی نیست…

    قادری: به شرطی که شما اعتقاد و دیدگاه خود را بنویسید اما در اینجا سفارش مترادف است با پروپاگاندا. یعنی هر آنچه که درباره چهره‌های ملی اعم از قهرمانان مذهبی یا سرداران جنگ ما نوشته شده است تماماً پروپاگاندا است. به عنوان مثال آثار معدودی که درباره زندگی شهید همت و شهید باکری نوشته شده را مطالعه کنید، طی آن آثار شما نمی‌توانید در زندگی هیچکدام از شهدا نقطه ضعفی پیدا کنید، این روند مانع این می‌شود که شما به عنوان درام‌نویس آنچه که واقعاً هست را بگویید.

    نکته دیگر این است که وقتی قرار است راجع به یک قهرمان یا چهره‌های ملی بنویسید باید پژوهش کنید، که امر دشواری است. اول باید پژوهش کنید و اطلاعات وسیعی را داشته باشید که البته بخشی از این اطلاعات به درد دنیای درام نمی‌خورد و باید حذف کنید و باقیمانده اطلاعات را با استفاده از تخیل خود برای نگارش درام مورد استفاده قرار دهید. این بخش تخیل درام‌نویس با ممیزی‌های فراوان مواجه می‌شود. یکی از مهمترین ممیزی‌ها خانواده آن قهرمان یا چهره ملی است. من نمونه‌های بسیاری دارم که رمان نوشته و چاپ شده اما خانواده شکایت کرده و رمان جمع شده است.

    شما نمی‌توانید راجع به یک چهره تا زمانی که خانواده‌اش اجازه نداده، بنویسید. در خانواده هم اینگونه نیست که شما وقتی با همسر یا فرزند آن قهرمان به توافق برسید کارتان بدون مشکل ادامه پیدا کند بلکه برادر یا خواهر یا اقوام دیگر نیز مدعی می‌شوند. هر کدام از این افراد در رمان یا نمایشنامه به دنبال خودشان می‌گردند و اگر نباشند اعتراض و شکایت می‌کنند که شما به چه حقی به این چهره پرداخته‌اید. به دلیل اینکه چهره‌ای که قصد دارید به او بپردازید خاص است در محکمه هم نمی‌توانید بگویید که من به عنوان یک درام‌نویس مجاز هستم بنویسم و قرار نیست برای نوشتن درباره این فرد یا افراد دیگر مجوز بگیرم.

    قادری: پیش‌تر اینگونه بود که قادری حق دارد درباره حاج قاسم بنویسد و آقاخانی چنین حقی ندارد ولی اخیراً این نگاه ملایم‌تر شده است، باعث شده تا نمایشنامه‌نویسان متعددی برای نگارش در حوزه مقاومت و دفاع مقدس وارد عرصه شوند و دست به قلم ببرند در چند سال اخیر نگاه خودی و ناخودی تلطیف شده است. یعنی پیش‌تر اینگونه بود که قادری حق دارد درباره حاج قاسم بنویسد و آقاخانی چنین حقی ندارد ولی اخیراً این نگاه ملایم‌تر شده است، باعث شده تا نمایشنامه‌نویسان متعددی برای نگارش در حوزه مقاومت و دفاع مقدس وارد عرصه شوند و دست به قلم ببرند.

    ایوب آقاخانی: واقعیت این است نوشتن درباره چهره‌های ملی در کشور ما به دلایلی که گفته شد دشوار است. متأسفانه نگاه نظارتی حاکم در خیلی از درام‌هایی که در خصوص شخصیت‌های ملی، تاریخ معاصر و دوران جنگ تحمیلی نوشته می‌شود، از شما مطالبه می‌کند که گزارش و گزاره او را نسبت به آن شخصیت بنویسید. خیلی وقت‌ها این برتافته نمی‌شود که درام‌نویس نگاه خود، پژوهش خود و آگاهی احتمالاً درست تر خود را بنویسد. کمااینکه درباره چهره‌هایی که طی چند سال اخیر با سوگ فراوان از دست دادیم چیزهایی شنیده می‌شود که در نگاه نظارت حاکم خیلی محلی از اعراب ندارد؛ به عنوان مثال علاقه‌مندی یکی از شهدای عالیقدر به موسیقی. وقتی من قصد دارم در نمایشنامه خود به این موضوع بپردازم نگاه نظارتی حاکم می‌گوید حتی اگر اینگونه هم بوده الان برای ما ضرورت ندارد و با این ادبیات نرم و آرام به من می‌فهمانند که تمایلی ندارند بحثی در این رابطه اتفاق بیفتد.

    در واقع چیزی که از درام‌نویس مطالبه می‌شود یک شخصیت برساخته بر مبنای واقعیت است. من معتقدم برساختگی به ذات در نفس درام وجود دارد چون ما نمی‌توانیم کپی نعل به نعل داشته باشیم و آن را روی صحنه ببریم، در نتیجه ما یک به گزینی از شرایط و موقعیت‌ها، وضعیت، تفکر و نوع زندگی شخصیت داریم و این مجموعه مساعد جان درام است. ولی نظارت حاکم می‌گوید این به گزینی که درام‌نویس انجام داده کنار بگذارد و چیزی که آنها گمان می‌کنند برای تبلور شخصیت مناسب‌تر است در نقطه تمرکز مخاطب قرار دهد. در این وضعیت است که همه چیز به هم می‌ریزد.

    تعداد بی شماری از آثار ما در این عرصه آثار بنجل، بی ارزش و به گمان من ترک خورده و فاقد معنا هستند. ما کارهای خوبی در این زمینه نوشته و داریم و اگر بخواهم بگویم که همه کارها بد هستند خود را نیز زیر سوال می‌برم که باورم این نیست. منظور من این است به میزان بودجه‌ای که صرف شده و تعداد قلم‌هایی که در خصوص این موضوعات روی کاغذ رفته، تعداد کارهای خوب اقلیت کشنده‌ای است. چون تعداد آدم‌هایی که در مقابل این بگذار و بردار و بایدها و نبایدها راه‌های مطمئن دراماتیکی پیدا می‌کنند که هم توجه به خواسته نظارت حاکم بکنند و هم از خواسته‌های دراماتیک خودشان عقب نشینی عمیقی نکنند، زیر انگشتان ۲ دست است.

    ما تعدادی درام‌نویس سترگ داریم که بر سر مرزبندی خودی و غیرخودی کنار گذاشته می‌شوند. این نگاه وجود دارد که قائل به این نیستند هر کسی درباره سردار سلیمانی بنویسد. کسی درباره این خودی و غیر خودی حرف نمی‌زند و این دردناک‌تر است اما عمل می‌کنند.

    * در عمل این مرزبندی‌ها مشخص می‌شود…

    آقاخانی: در کلام همه می‌گویند که نخیر اینگونه نیست. فرهنگ ما زمانی صاحب گشایش می‌شود که این مرزبندی‌ها برداشته شود و ما امکان استفاده حداکثری از قوای دراماتیک داشته باشیم. این مثالی که می‌زنم بر اساس حب و بغض نیست ولی باور کنید بسیاری از فیلم‌هایی را که آقای ابراهیم حاتمی‌کیا ساختند، آقای مسعود کیمیایی نمی‌توانست بسازد نه به این معنا که توانایی ساختنش را ندارد احتمالاً بهترش را هم می‌ساخت ولی اصلاً اجازه ساخت به او داده نمی‌شد. یا به آقای مهرجویی اجازه ورود به خیلی از عرصه‌هایی که کمال تبریزی به آنها وارد شد و شوخی نیز کرد داده نمی‌شد. بنابراین این مرزبندی وجود دارد و حرف آقای قادری درست است که این سال‌ها این نگاه و مرزبندی تلطیف شده اما من امروز با ایمان به این موضوع نگاه نمی‌کنم که تلطیف شده بلکه می‌گویم احتمالاً شوی تلطیفش جدی تر اجرا می‌شود.

    آقاخانی: باور کنید بسیاری از فیلم‌هایی را که آقای ابراهیم حاتمی‌کیا ساختند، آقای مسعود کیمیایی نمی‌توانست بسازد نه به این معنا که توانایی ساختنش را ندارد احتمالاً بهترش را هم می‌ساخت ولی اصلاً اجازه ساخت به او داده نمی‌شد. یا به آقای مهرجویی اجازه ورود به خیلی از عرصه‌هایی که کمال تبریزی به آنها وارد شد و شوخی نیز کرد داده نمی‌شد احساس می‌کنم نگرانی ما از خدشه پذیرفتن چهره‌هایی که در تاریخ معاصر ما نقش‌های مساعدی بازی کردند بیش از اندازه‌ای است که باعث بروز آثار درخشان بشود. این مقدار نگرانی آزاردهنده است و قلم را عمیقاً متوقف می‌کند.

    در «تکه‌های سنگین سرب» که بر اساس زندگی شهید چمران نوشتم، در نمایشنامه‌ام شهید چمران را از ابتدا دچار یکسری واگویه های هذیانی اصوات و گفتارهایی در ذهن نشان دادم. بدیهی است که من کنار شهید چمران نبودم و نمی‌دانم این وضعیت را داشته یا نه ولی به این موضوع فکر می‌کنم چمران شاعر، عاشق‌پیشه، نقاش که به هزار و یک دلیل دیگر چهره و درون حساسی دارد، چطور ممکن است هر روز کابوس غرق شدن پسرش را در استخر در غیاب خود نبیند؟

    من کاملاً انسانی به ماجرا نگاه می‌کنم، خودم را با چمران مقایسه می‌کنم حتی اگر مقایسه ناپذیر باشم و می‌گویم امکان ندارد یک انسان با حساسیت‌های بالا دچار این گرفتاری‌ها نباشد. این بخش‌هایی که من در نمایشنامه به شخصیت شهید چمران اضافه می‌کنم به بلوغ کاراکتر در عرصه دراماتیک کمک می‌کند اما باور کنید اصلی‌ترین نگرانی حوزه نظارت در روی صحنه رفتن این نمایشنامه و چاپ آن این موضوع بود. آنقدر این نگرانی افزون شد که من از برادر ایشان خواستم ۲ شب قبل از شروع اجرای عمومی به تماشای تمرین کامل ما بنشینند و در نهایت خانواده حکم را به ما بدهد.

    جالب این است که برادر شهید چمران هم با قضیه خیلی راحت نبودند ولی در پایان با جمله «انشاالله خیر است» عبور کردیم. اتفاقاً در زمان اجرا این موضوع جزو نقطه طلایی‌های نمایشنامه من ارزیابی شد. در «کابوس شب نیمه آذر» که درباره شهید کشوری نوشتم صادقانه می‌گویم که اگر علی کشوری پسر شهید کشوری نبود این اثر نوشته و اجرا نمی‌شد زیرا من خیلی آگاهانه پلات «هملت» شکسپیر را روی زندگی مدنظر در نمایشنامه نشان دادم که بر اساس گزارش علی کشوری از زندگی پس از شهید کشوری در خانواده به من نشان می‌داد.

    بدی ماجرا این است که چهره‌های ملی ده‌ها متولی و صاحب ارث دارند که منظور من خانواده نیست. رئیس فلان شرکت یا سازمان می‌گوید که من همرزم شهید بودم و درباره چیزهایی ادعا می‌کند که من شخصاً باور نمی‌کنم ولی مجبورم به این حرف‌ها اعتنا کنم. جالب است وقتی «اروند خون» را درباره شهدای غواص نوشتم و اجرا شد، هر کسی که نمایش را می‌دید بعد از اجرا با چشم‌های خیس به من می‌گفت «خاطرات ما را زنده کردید، ما آنجا بودیم». من مانده بودم که چطور ممکن است این همه آدم در کربلای ۴ بوده و برگشته‌اند بدون اینکه اتفاقی برایشان افتاده باشد. جالب است سن افرادی که این حرف‌ها را می‌زدند کمی با سن من اختلاف داشت در حالی که اگر منطقاً تاریخ ماجرا و سن طبیعی رزمنده‌ها در نظر بگیرید، حضور این افراد در آن مقطع زمانی و عملیات امکانپذیر نبود.

    جعلی که احتمالاً سودآور هم هست در پرداختن به تاریخ معاصر ما به ویژه تاریخ وابسته به ایدئولوژی، مذهب و دین ما وجود دارد که جعل مفیدی نیست و بنیه درام ما و تئاتر ما را ضعیف می‌کند و تئاتر ما را راستگو نشان نمی‌دهد. چقدر درخشان است که یک رزمنده که دل در گرو میهن، مذهب و دین دارد به یک نوع از موسیقی سنتی علاقه مند باشد، چرا ما نباید به این وجه در درام خود بپردازیم وقتی شخصیت را جذاب‌تر می‌کند؟ اینکه شخصیت‌ها نورانی به خط مقدم بروند و از آنجا مستقیم به بهشت بروند چه دستاوردی برای مخاطب دارد؟ این کار برای مخاطب آموزه‌ای ندارد بلکه باعث دافعه‌ای اعلام نشده در مخاطب می‌شود که باعث ریزش در این ژانر طی سال‌های گذشته شده است. این روند باعث شده نه تئاتر دفاع مقدس ما به اندازه تئاتر اجتماعی مخاطب داشته باشد نه فیلم دفاع مقدسمان مگر اینکه فرد خاصی در آن بازی یا فرد خاصی آن را کارگردانی کرده باشد که آدم‌ها بخواهند برای تماشای آن کنجکاوی داشته باشند.

    آقاخانی: من این بحران را در نمایشنامه «هفت عصر هفتم پاییز» درباره شهید محمد جهان آرا تجربه کردم، هیچ اطلاعاتی درباره این کاراکتر که برایش سرود وجود دارد و همه او را می‌شناسند وجود ندارد. من به خرمشهر و آبادان رفتم و با هم‌رزمانش صحبت کردم که حدود ۵ ساعت فایل صوتی شد ولی هیچکدام از این سخنان به لحاظ دراماتیک به درد من نخورد این باخت است و باعث این باخت مدیریت فرهنگی و نظارت حاکم است؛ نظارتی که راستگویی جذاب دراماتیک را کنار گذاشته و یک راستگویی گزیده شده یا به اصطلاح دروغ مهندسی شده یا شبه دروغ مهندسی شده را جایگزین کرده است.

    الان می‌گویند چرا درباره سردار سلیمانی کار تولید نمی‌شود. از شما سوال دارم که در این دوران ملتهب هیجان زده چه چیزی می‌توان نوشت که درست باشد؟

    * نگاه سلیقه‌ای نظارت باعث شده که آثار به درستی شکل نگیرند و درام نویسان مطرح برای نگارش اثر وارد عرصه نشوند اما این نکته را هم فراموش نکنیم که پژوهش حلقه مفقوده بسیاری از آثاری است که درباره چهره‌های ملی و اتفاقات تاریخ معاصر نوشته شده‌اند. اکثر آثاری که نوشته می‌شود هیجانی و احساسی نوشته می‌شود و به همین خاطر آثار سطحی هستند. درست است که در نگاه مدیریت پژوهش کم اهمیت است ولی متأسفانه نمایشنامه نویسان هم کمتر به سراغ پژوهش می‌روند.

    آقاخانی: بعد از پایان مصاحبه خواهش می‌کنم چون من به دلایلی درباره حاج قاسم سلیمانی پژوهش کرده‌ام، جستجو کنید ببینید چه اطلاعاتی وجود دارد. مسأله این است که نظارت حاکم دریچه‌های پژوهش را نسبتاً مسدود نگه داشته است و آن چیزی که وجود دارد غیر از یک یا ۲ عنوان، در دوران حیات حاج قاسم چاپ شده‌اند. از این رو ما فقط گزارشی داریم از یک عملیات و خاطراتی که تعدادی همرزم که با ستایش از حاج قاسم سلیمانی یاد کرده‌اند.

    من این بحران را در نمایشنامه «هفت عصر هفتم پاییز» درباره شهید محمد جهان‌آرا تجربه کردم، هیچ اطلاعاتی درباره این کاراکتر که برایش سرود وجود دارد و همه او را می‌شناسند وجود ندارد. من به خرمشهر و آبادان رفتم و با هم‌رزمانش صحبت کردم که حدود ۵ ساعت فایل صوتی شد ولی هیچکدام از این سخنان به لحاظ دراماتیک به درد من نخورد. حتی نزدیکان جهان آرا نیز درباره خلوت‌های او که در کتاب‌ها نبود، نکته‌ای به من نگفتند که یا وجود نداشته یا آن‌ها نمی‌دانستند و یا نمی‌خواستند بگویند.

    درباره شهید حاج قاسم سلیمانی نیز وضعیت اینگونه است. هر جایی که دستورالعملش پژوهش را هم ایجاب می‌کند با سعه صدر و گشاده رویی اجازه دهد فضا بازتر شود. ما درباره حاج قاسم سلیمانی با ۲ بعد مواجهیم، یک بعد دفاع مقدس ایشان که درباره برخی اطلاعات وجود دارد و بعد دیگر حضور ایشان در سپاه قدس است که هیچ‌گونه اطلاعاتی در این باره وجود ندارد. من پژوهش کردم و در این زمینه حتی یک جمله هم پیدا نکردم.

    اگر قرار باشد درباره حاج قاسم سلیمانی بنویسم آنگونه که درباره محمد جهان‌آرا نوشتم، خواهم نوشتم. من به موضوعی در ارتباط با شهید جهان آرا پرداختم زیرا هیچ اطلاعات درستی درباره این شهید وجود ندارد. حتی بسیاری هنوز نمی‌دانند که محمد جهان آرا در سقوط هواپیما شهید شد و گمان می‌کنند که ایشان در جنگ به شهادت رسید. این یعنی یک گذاره ساده نظارتی حاکم در ذهن همه جای فایل یک شخصیت را می‌گیرد و حالا شما می‌خواهید به جنگ این گزارش بتونی ثابت شده در ذهن مخاطب بروید خیلی دردسر دارید و سخت است.

    فکر نکنید درام‌نویس پژوهش نمی‌کند، ببینید چه چیزهایی برای پژوهش وجود دارد و دریچه‌های باز پژوهش کجاست بخصوص درباره شخصیت‌های حساسی همچون حاج قاسم سلیمانی؟ درباره شخصیت‌های حساسی که در سیاست بین‌المللی ما تحت‌الشعاع قرار می‌دهند به شدت انقباض ماده خام برای پژوهش وجود دارد.

    اگر با ترفندهایی که درام نویسان بلدند درباره زندگی شهید قاسم سلیمانی صحبت نشود به راحتی و به زودی درام خوبی در این زمینه تولید نخواهد شد زیرا ماده خام برای پژوهش در خصوص این شخصیت وجود ندارد. مگر اینکه همه کمک کنند و تمام مسئولانی که دغدغه این امر را دارند به سینماگر و تئاتری کمک کنند و ماده خام لازم را برای پژوهش در اختیار هنرمندان قرار دهند.

    * آقای قادری شما در حال حاضر نگارش نمایشنامه‌ای در خصوص شخصیت شهید بهشتی را عهده دار هستید. در این مسیر فضای پژوهش برای شما فراهم بود و جایگاه پژوهش در نگارش چنین آثاری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    قادری: مجدداً تأکید می‌کنم که درام‌نویس تاریخ‌نویس نیست و نباید از او توقع داشت زندگی تاریخی شخصیت را بنویسد. یک پژوهش دروغین وجود دارد که در سطح جامعه وجود دارد و ساخته شده و شکستن آن بسیار سخت است. در ایران قهرمان را حتی در پژوهش‌هایی که وجود دارد خالی از زندگی می‌بینید در حالی که هر فرد یک خانواده دارد که ارتباطش با همسر، فرزند و با خودش مهم است. حتی خود هنرمندان نیز اگر بخواهند بیوگرافی خود را بنویسند صادقانه نمی‌نویسند و جلال آل‌احمد تنها کسی بود که جسارت بیوگرافی خود را نوشت.

    قادری: یک خودسانسوری نیز در میان نمایشنامه‌نویسان ما وجود دارد که ناشی از ترس حذف شدن از دنیای هنر است. نمایشنامه‌نویس گمان می‌کند اگر بخواهد درباره حاج قاسم سلیمانی بنویسد انگ حکومتی بودن به او زده می‌شود و در نتیجه از دنیای هنر کنار گذاشته خواهد شد تصویری که از فرد ساخته شده بر بنیان پژوهش نیست و شما باید در ابتدا این تصویر را بشکنید. درباره سردار سلیمانی صحبت شد، کار درام‌نویس برای شناخت این شخصیت سخت است زیرا منبعی در این زمینه وجود ندارد و اگر هم باشد به دست درام‌نویس نمی‌رسد. در نتیجه نویسنده باید وارد تحقیقات میدانی شود. نویسنده فیلمنامه، نمایشنامه و رمان‌نویس در این مملکت یتیم ابدی هستند و درآمدی ندارند تا به عنوان مثال به سوریه سفر کند تا ببیند ارتباط حاج قاسم با مردم عادی چگونه بوده است. وقتی با کانال‌های رسمی گفتگو شود پاسخ‌های رسمی داده می‌شود، حتی خانواده نیز پاسخ‌های رسمی می‌دهند اما مردم اینگونه نیستند. این روند تحقیقات میدانی مرارت زیادی دارد و مستلزم زمان است و صرف بودجه. البته این روند برای زمانی است که شما بخواهید یک درام یا گزارش تاریخی بنویسد.

    حال در نظر بگیرید درام‌نویس بخواهد شرافتمندانه به عنوان یک انسان با هر دیدگاهی درباره یک چهره ملی بنویسید. وقتی قرار است اینگونه بنویسید باید تمام جوانب زندگی فرد را بررسی کنید ولی در اینجاست که عمدتاً دروغگویی می‌شود و فرد را فقط برای یک جریان فکری خاص مصادره به مطلوب می‌کنند. طبیعتاً یک درام‌نویس که نمی‌خواهد درام تاریخی بنویسد، برای نگارش در ابتدا نیازمند یک علت مادی است و راجع به کاراکتری که خلق می‌کند حتی اگر واقعیت تاریخی نداشته باشد باید پژوهش کند تا بر اساس اطلاعاتی که به دست می‌آورد یک شناسنامه شکل دهد. در اینجا شما نمی‌توانید توقع داشته باشید که بر اساس این شناسنامه من یک درام تاریخی بنویسم.

    برخی آدم‌ها اگر وجود نداشتند دیگر ایران وجود نداشت. یک بار از یک نویسنده بزرگ مصری می‌پرسند با وجود اینکه تمدن مصر از تمدن ایران کهن‌تر است چه چیزی باعث شد تا زبان خود را از دست بدهید و زبانتان عربی شود، نویسنده پاسخ داد چون ما حکیمی به مانند حکیم طوس نداشتیم. اگر فردوسی نبود امروز زبان فارسی نبود. فردوسی سرمایه دار بود و تمام سرمایه خود را صرف حفظ زبان فارسی کرد اما اگر نمایشنامه‌نویس ما پشتوانه‌ای نداشته باشد نمی‌تواند پژوهشی انجام دهد.

    یک خودسانسوری نیز در میان نمایشنامه نویسان ما وجود دارد که ناشی از ترس حذف شدن از دنیای هنر است. نمایشنامه‌نویس گمان می‌کند اگر بخواهد درباره حاج قاسم سلیمانی بنویسد انگ حکومتی بودن به او زده می‌شود و در نتیجه از دنیای هنر کنار گذاشته خواهد شد. از طرف دیگر این هم وجود دارد که فردی فیلمی می‌سازد که در آن عده‌ای لمپن به جبهه می‌روند و متحول می‌شوند و کارگردان دیگری غیر از آن فرد خاص اجازه ساخت چنین فیلمی را نداشت!

    * در تئاتر علیرضا نادری «پچپچه‌های پشت خط نبرد» را نوشت و اجرا کرد که همان افرادی که بعدها از سوژه این نمایش به سطحی‌ترین شکل ممکن استفاده کرده و دست به کار ساخت فیلم شدند در مقابل این نمایش ایستادند و هجمه ایجاد کردند.

    قادری: الان عمده کسانی که در رابطه با جنگ و شخصیت‌های ملی می‌نوشتند آنقدر ضربه خوردند که دیگر نمی‌نویسند. آنقدر دایره را تنگ کردیم که آدم‌ها دیگر نمی‌نویسند. نسل جدیدی که وارد شده همچون نسل قدیم جسور است ولی بعد از یک مدت تجربه جسورانه، سرخورده می‌شود و کنار می‌رود.

    از سوی دیگر باید این نکته اصلی را هم بگویم که به خود درام نویسان بر می‌گردد.تمام سلاح و ایمان و امکان یک نمایشنامه‌نویس کلمه است و خدا این استعداد را به او داده است تا بنویسد. نوشتن درباره شخصیت‌های ملی مانند راه رفتن روی میدان مین است و نویسنده در ابتدا باید این را بپذیرد که احتمال دارد هر اتفاق، تهمت و بلایی سرش بیاید ولی چون متعهد به قلم، عاشق کشورش و علاقه مند به یک شخصیت و قهرمان ملی است اثر خود را خلق کند. این جرأت کمتر در نویسندگان ما هست و حوصله ورود به این میدان و مبارزه کردن را ندارند.

    اگر تعهد وجود داشته باشد پس همه ما ایرانی هستیم و این چهره‌ها و شخصیت‌ها قهرمان‌های ملی ما هستند و محدود نیستند. اگر از یک جوان ایرانی بپرسید سیاوش، مصدق و جهان آرا چه کسانی هستند آن‌ها را نمی‌شناسند ولی به صورت دقیق می‌دانند که مایکل جکسون در فلان روز و فلان لحظه چه کاری کرده است. این موضوع بسیار دردناک است. ما الان نیازمند حکیم طوسی هستیم که ایثار کند شخصیت‌های ملی را وارد جهان هنر کند تا ماندگار شوند زیرا تنها اندیشه از طریق هنر ماندگار می‌شود.

    یادمان باشد حاج قاسم سلیمانی مانند من زندگی می‌کرده و دارای خانواده، همسر و فرزند بوده است. اگر به درستی به این شخصیت در درام پرداخته شود می‌تواند برای نسل‌های آینده الگو باشد.

    در تئاتر تصورمان این است اثری که نوشته می‌شود تا اجرا نشود مرده است که اصلاً اینگونه نیست. درام یکی از ارکان ادبیات است، ما باید کارمان را انجام دهیم با فرض بر اینکه اجرا نشود.

    ادامه دارد…

  • شماره‌ ۲۵۵ ماهنامه‌ «نمایش» روی پیش‌خوان

    شماره‌ ۲۵۵ ماهنامه‌ «نمایش» روی پیش‌خوان


    جدیدترین شماره ماهنامه‌ «نمایش» ویژه آذرماه ۹۹ با نگاه ویژه‌ به مایل بکتاش منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط‌ عمومی اداره‌ کل هنرهای نمایشی، نگاه ویژه‌ این شماره از مجله‌ «نمایش» پرداختن به مایل بکتاش است که با مطالبی همچون «مایل بکتاش، پژوهشگری اصیل و تنها!»، «قاضی بغداد نشانه‌های جدید از اولین حرکت تئاتر در ایران (۱۳۱۳ ۱۲۸۸ق)» نوشته‌ مایل بکتاش، «به سوی جامعه‌شناسی تئاتر ایران» (تأملی در پژوهش‌های مایل بکتاش) نوشته‌ غلامحسین دولت‌آبادی، «یادی از مایل بکتاش و نخستین مقاله تئاتری‌اش» نوشته‌ نیایش ‌پورحسن، «گستره‌ حضور نام یک پژوهشگر» (مایل بکتاش یا غریبه‌ای در مه) نوشته‌ رضا آشفته و «حاشیه‌ای بر نقد مایل بکتاش از اجرای در انتظار گودو» نوشته‌ آراز بارسقیان به همراه گفتگو با یدالله آقاعباسی، تاجبخش فنائیان، داود فتحعلی بیگی و رحمت امینی منتشر شده است.

    همچنین مخاطبان می‌توانند نقد و تحلیل نمایشنامه‌ «تاریکی بالای پله‌ها» را با عنوان «زندگی بدون اصطکاک» نوشته‌ منصور خلج و مقالاتی همچون «دست آخر زمین، با تمسک به خوش‌بینی» نوشته‌ ریچارد شکنر ترجمه‌ مجید کیانیان، «هیلد هگارد، جواهر بینگن» ترجمه و تالیف پریسا مهجور و «شرکت‌های تئاتری در میانه همه‌گیری کرونا مرزهای داستان‌پردازی را به سمت مخاطبان تئاتر سوق می‌دهند» نوشته‌ کلسییاکوبسن با ترجمه‌ سمیه یعقوبی را نیز در این شماره بخوانند.

    سرمقاله‌ این شماره با نام «تئاتر، حقیقت، پژوهش و پژوهش کاران!» به قلم نصرالله قادری منتشر شده است.

    شماره‌ ۲۵۵ ماهنامه‌ «نمایش» ویژه‌ آذرماه ۱۳۹۹ با سردبیری نصرالله قادری در ۹۶ صفحه و با بهای پانزده‌ هزار تومان برای عموم علاقه‌مندان حوزه‌ تئاتر چاپ و توزیع شده است.