برچسب: قطب الدین صادقی

  • انتقاد از نگاه گلادیاتوری به رقابت در جشنواره‌ها/ میلی عمل نکنیم

    انتقاد از نگاه گلادیاتوری به رقابت در جشنواره‌ها/ میلی عمل نکنیم


    قطب‌الدین صادقی نویسنده و کارگردان تئاتر ضمن مخالفت با رقابتی بودن جشنواره‌ها از جمله جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، معتقد است حضور در جشنواره‌ها برای محک زدن تفکر و سطح خلاقیت گروه‌ها است.

    قطب‌الدین صادقی نویسنده و کارگردان تئاتر در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره ضرورت تدوین آیین‌نامه برای جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان که سال گذشته در کانون تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر تلاش‌هایی برای آماده‌سازی پیش‌نویس آن شده بود، گفت: من نمی‌دانم این آیین‌نامه تصویب خواهد شد یا نه اما هر نوع چارچوب آیین‌نامه‌ای برای روشن شدن اهداف و فعالیت‌های یک جشنواره بسیار ضروری است. جشنواره تعاریف و اهدافی خاص دارد و براساس این تعاریف و اهداف است که آثار، انتخاب و دعوت می‌شوند. بنابراین از نظر من هر نوع اقدام قانونمند و چارچوب‌دار در راستای تصویب آیین‌نامه، به نفع جشنواره خواهد بود.

    وی ادامه داد: اگر افراد هوشمند باشند و بدانند که یکی از ویژگی‌های فرهنگ شهری ساختارمند بودن و نهادهای مشخص داشتن، است؛ ساختارها و نهادهایی که باید تعریفی مشخص، روشن و هدفمند داشته باشند و میلی اجرا نشوند. پس بی‌شک جشنواره‌ها نیز باید به سمت تصویب آیین‌نامه بروند. جشنواره نمی‌تواند میلی، باری به هر جهت و براساس سلیقه افراد برگزار شود و نیازمند چارچوب است.

    این مترجم و مدرس دانشگاه درباره اینکه جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان باید میزبان بهترین نمایش‌های سال باشد یا در مقام تهیه‌کننده به حمایت از تولیدات تازه بپردازد، بیان کرد: تعریف پذیرفته‌شده جشنواره در جهان که تعریف من از جشنواره نیز هست، این است که برگزارکنندگان جشنواره از کارهایی دعوت کنند متعلق به گروه‌هایی که در خلوت خودشان در حال تجربه کردن هستند؛ گروه‌هایی که دستاوردهایی نوین با خود به ارمغان می‌آورند. جشنواره محل عرضه آثاری است که از لحاظ شکل و محتوا تجربی‌اند و نو؛ آثاری که در جشنواره روی صحنه می‌روند و بعد به اجراهای سال آینده تزریق می‌شوند و در واقع گروه‌های حرفه‌ای نتیجه آن را جذب می‌کنند.

    صادقی متذکر شد: متولیان جشنواره می‌توانند در کنار دعوت از گروه‌هایی که ذکر شد، کارهایی را نیز به برخی از کارگردانان هوشمند و تجربه‌گرا سفارش دهند. به عقیده من با این روش که هر کس کاری را که در طول سال روی صحنه برده است به جشنواره ببرد اتفاقی تازه رخ نخواهد داد. مبنای حضور آثار در جشنواره از منظر من تازه بودن‌ و تجربی بودن‌ است، ابداع تازه و خلاقیت نوین است که باید در جشنواره مورد توجه قرار گیرد. جشنواره محل عرضه آثار نو و تجربه‌گرایانه‌ای است که می‌توانند در این رویداد معرفی شوند و بعد نتایجشان ما را غنی کند.

    مدیر تماشاخانه خصوصی شانو درباره رقابتی یا غیررقابتی بودن جشنواره و این که کدام شیوه زمینه‌ساز بستری مناسب‌تر برای رشد و توسعه تئاتر کودک و نوجوان است، بیان کرد: در هیچ کجای دنیا جشنواره، مسابقه دو نیست که در پایان یک نفر سرش را جلو بیاورد و بینی‌اش را از خط عبور دهد و اول شود! جشنواره محل دوستی و تبادل اندیشه و آراست، محل برخورد اندیشه‌ها و محل عرضه آخرین دستاوردها. از ۱۹۷۵ به این سو یعنی از ربع آخر قرن بیستم به این سو، امر فلسفی مورد توجه قرار گرفته در جهان و به تبع در هنر، دیدن دیگری و اعتراف به وجود دیگری‌ است؛ هدفی که از صلح و دوستی برمی‌خیزد، نه از جنگ. برای تحقق این امر، میدان‌های فرهنگی بهترین عرصه‌ برای رسیدن از جنگ و ستیز به گفتگو و برقراری دیالوگ هستند در نتیجه در جشنواره‌های بزرگ جهانی از کشورهای مختلف دعوت می‌شود تا یکدیگر را ببینند و به فرهنگ هم احترام بگذارند و این موجب تفاهم بیشترشان می شود نه این که با انتخاب نفر اول، دوم، سوم و الی‌آخر رقابت‌ها را تشدید و جنگ و جدل و به تبع کینه‌ورزی‌ها را بیشتر کنند.

    وی در پایان صحبت‌هایش تصریح کرد: اما ظاهرا ما حاضر به درک این موضوع نیستیم چون تفکرمان جدلی و قبیله‌ای است و براساس رسیدن به تفاهم و درک یکدیگر پیش نمی‌رویم. جایزه غلط است و مسابقه هم غلط است. ما به جشنواره نمی‌رویم که بقیه را زمین بزنیم، ما در جشنواره شرکت می‌کنیم تا طرز تفکر و سطح خلاقیت‌مان را نشان دهیم و طرز تفکر و سطح خلاقیت دیگران را ببینیم و فرهنگ و هنر است که می‌تواند این نکته را به ما بیاموزد. مشکل این است که ما به جای دیدن دیگری به حذف او می‌اندیشیم و به جای آموختن، همچون گلادیاتورها به مصاف یکدیگر می‌رویم تا دیگری را از پا دربیاوریم.

  • قطب‌الدین صادقی سمینار یک روزه برگزار می‌کند

    قطب‌الدین صادقی سمینار یک روزه برگزار می‌کند


    سمیناری با حضور قطب‌الدین صادقی در چهاردهمین جشنواره بین المللی عروسکی دانشجویان برگزار می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ستاد خبری جشنواره، چهاردهمین جشنواره بین المللی عروسکی دانشجویان سمینار یک روزه ای با حضور قطب الدین صادقی در پردیس باغ ملی هنر برگزار می کند.

    قطب الدین صادقی در این سمینار با محوریت تئاتر کودک و نوجوان و تئاتر عروسکی، جایگاه این شکل از هنر نمایش در دنیا، فانتزی و تعاریفش و تئاتر دانشگاهی سخنرانی خواهد کرد.

    این سمینار روز دوشنبه ۲۲ مهر ماه ساعت ۱۳ تا ۱۶ در پردیس باغ ملی هنر برگزار خواهد شد.

    علاقه مندان به حضور در این سمینار برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۳۵۷۱۳۱۱۴۳ (واتس اپ ) زهرا اسماعیلی مجری کارگاه ها تماس بگیرند.

    این جشنواره از ۱۲ تا ۳۰ آذر ماه برگزار می شود.

  • برپایی سومین نشست از «سه‌شنبه‌های پژوهشی تئاتر»

    برپایی سومین نشست از «سه‌شنبه‌های پژوهشی تئاتر»

    قطب‌الدین صادقی و محمودرضا رحیمی در سومین نشست از «سه‌شنبه‌های پژوهشی تئاتر» به بررسی «مغایرت یا همجواری تئاتر دانشجویی با تئاتر تجربی» می‌پردازند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره‌ کل هنرهای نمایشی، سومین نشست از دور اول نشست‌های تخصصی دفتر پژوهش و انتشارات اداره‌کل هنرهای نمایشی با موضوع «مغایرت یا همجواری تئاتر دانشجویی با تئاتر تجربی» برگزار می‌شود.

    در این نشست که از سری نشست‌های «سه‌شنبه‌های پژوهشی تئاتر» است قطب‌الدین صادقی و محمودرضا رحیمی در خصوص تعریف، ویژگی‌ها و جایگاه تئاتر تجربی و تئاتر دانشجویی و همچنین تفاوت‌ها و اشتراکات آنها صحبت و نگاهی به تاریخ تئاتر تجربی در ایران و جهان می‌کنند.

    «سه‌شنبه‌های پژوهشی تئاتر» با مدیریت و اجرای سیدجواد روشن به صورت ماهانه در مجموعه تئاترشهر برگزار می‌شود و در نشست‌های آتی آن به موضوعات مختلفی از قبیل دراماتورژی، حقوق معنوی مترجمان، مسائل صنفی، اقتصاد تئاتر، تئاتر کاربردی و غیرسالنی و… پرداخته می‌شود.

    نشست «مغایرت یا همجواری تئاتر دانشجویی با تئاتر تجربی» روز سه‌شنبه ۱۶ مهرماه از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در سالن مشاهیر مجموعه تئاترشهر برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.

  • اسامی «سارقان هنری» را هم منتشر کنید/ نه اهل قانون هستیم نه اخلاق

    اسامی «سارقان هنری» را هم منتشر کنید/ نه اهل قانون هستیم نه اخلاق

    نشست حقوقی «سرقت هنری و بررسی حقوقی مالکیت فکری آثارهنری» با حضور جمعی از حقوقدانان و هنرمندان در سالن اجتماعات خانه موسیقی ایران برگزار شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی خانه موسیقی ایران، نشست حقوقی «سرقت هنری و بررسی حقوقی مالکیت فکری آثارهنری» با حضور جمعی از حقوقدانان و هنرمندان با همکاری خانه موسیقی و موسسه حقوقی داتیکان یکشنبه ۱۶ تیرماه در سالن اجتماعات خانه موسیقی ایران برگزار شد.

    مهدی نوده مدیر موسسه حقوقی «داتیکان» در ابتدای این نشست ضمن معرفی اجمالی فعالیت‌های این مجموعه در حوزه‌های حقوقی توضیح داد: ما همیشه این دغدغه را داشتیم که علاوه بر فعالیت‌های حرفه‌ای به مشکلات اصناف و نهادهای مدنی هم بپردازیم. بنابراین در سال جدید تصمیم گرفتیم به صورت منظم و منسجم این کار را انجام دهیم. جلسه امروز ما هم درباره مشکلات حقوقی هنرمندان است و از آنجا که مالکیت فکری مهمترین بحث در این حوزه است اولین نشست را در این زمینه برگزار می‌کنیم. هدف ما این است که حقوقدانان و هنرمندانی که در این زمینه علاقمند و دغدغه‌مند هستند به کمک ما بیایند تا در جهت منافع ملی و عمومی گامی برداریم.

    اوضاع اقتصادی هنرمندان مضمحل است

    حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ایران هم در این برنامه ضمن ابراز خرسندی از برگزاری این نشست در خانه موسیقی گفت: امروز مهمترین بخش هنر به ویژه موسیقی مساله کپی‌رایت است. به هر حال تمام مسائلی که حول محور موسیقی مطرح است از جمله تولید آثار، مسائل معیشتی هنرمندان، تنزل آثار تولیدی همه به اقتصاد هنر ارتباط پیدا می‌کند که این شرایط هم صد در صد به مساله کپی رایت برمی‌گردد. امروزه با اینکه گردش مالی موسیقی بسیار زیاد است اما اوضاع اقتصادی هنرمندان مضمحل است. مصرف‌کنندگان هزینه بسیار زیادی صرف می‌کنند اما تنها کسی که پولی دریافت نمی‌کند هنرمندان موسیقی هستند و سود عمده به دیگران می‌رسد. این معضل این مساله همیشه برای ما همه بوده ولی در چند سال اخیر بسیار به آن پرداخته‌ایم و اعتقاد داریم اگر این مساله حل شود بخش زیادی از مشکلات جامعه موسیقی برطرف می‌شود.

    مدیرعامل خانه موسیقی بیان کرد: ما همواره از برگزاری چنین جلساتی استقبال می‌کنیم چرا که در حال حاضر مشکل جامعه ما نداشتن اطلاعات و آگاهی در زمینه مالکیت فکری است. ضمن اینکه باید با نهادهای مربوط هم تعامل داشته باشیم تا این مساله را به سرمنزل مقصود مناسب برسانیم.

    کامبیز نوروزی: ما نه تنها قانونی برای حمایت از حقوق معنوی داریم بلکه این قانون به نظر من قانون خوبی هم هست و الان هم با برخی اصلاحات می‌تواند پاسخگوی نیازها باشد، اما این قانون در عمل اجرا نمی‌شود. نوربخش به عدم آگاهی مردم از کپی آثار اشاره کرد و گفت: حتی برخی افراد فکر می‌کنند با کپی و انتشار آثار دیگران در حال کمک و لطف به هنرمند محبوب خود هستند. در حالی‌که این کار ضربه به هنرمند است. اینکه چرا مردم در مورد کپی آثار بی اعتنا هستند بخش زیادی از آن بر می‌گردد به عدم آگاهی و اینکه در مورد کپی رایت بحثی صورت نگرفته. امروز خانه موسیقی به عنوان کارشناس به پرونده‌های قضایی که در محاکم پیگیری می‌شود ورود جدی پیدا کرده و از استادان به عنوان کارشناس دعوت می‌کند. امیدواریم که هر چه زود تر خلأهایی که در کپی رایت وجود دارد هم برطرف بشود و مردم هم آگاه تر بشوند.

    کاوه رضوانی راد مشاور حقوقی خانه موسیقی و کارشناس برنامه نیز بعد از صحبت‌های نوربخش با ارائه مقدمه‌ای در مورد بحث‌های این نشست از جواد طوسی خواست تا سخنرانی خود را آغاز کند.

    جواد طوسی و ارائه تاریخچه‌ای از چگونگی حل اختلافات صنفی

    جواد طوسی منتقد سینما و قاضی بازنشسته در مورد تاریخچه نهاد داوری خانه سینما و آیین دادرسی آن توضیح داد که نهاد داوری به عنوان یک نهاد، برای حل اختلافات صنفی در حوزه سینما به همت دکتر سریر شکل گرفت که این نیاز را به مجموعه خانه سینما نشان داد.

    طوسی از پیچیدگی و دو مرحله‌ای بودن شیوه رسیدگی مرجع داوری خانه سینما انتقاداتی کرد و به ابتکار سید ضیاء هاشمی در زمان مسئولیت در خانه سینما اشاره کرد که قصد داشت سیستمی شبیه به اتاق داوری را پیاده کند. به این شکل که خانه سینما فهرستی از داوران دارای صلاحیت را تهیه کرده و طرفین دعوا بتوانند از بین آنها داور معتمد خود را انتخاب نمایند.

    مکانیسم ارزیابی خسارت در صورت نقض مالکیت فکری نداریم

    کاوه رضوانی‌راد در ادامه گفت: نیم قرن است قانونی برای حمایت از آفرینندگان آثار هنری وضع شده و نظام کیفری هم برای نقض مالکیت فکری در نظر گرفته شده است. ضمن اینکه در تهران هم دادسرای فرهنگ و رسانه به صورت تخصصی به این موضوع می‌پردازد. اما یک مشکل اساسی این است که ما مکانیسم ارزیابی خسارت در صورت نقض مالکیت فکری نداریم. مثلاً در دعوای پرسروصدای این روزها ادعا شده فیلمنامه فیلمی که میلیاردها تومان درآمد داشته از رمان شخص دیگری کپی شده است. فرض کنیم این ادعا ثابت شود در مرحله بعد با این مشکل روبرو می‌شویم که چگونه میزان خسارت وارد شده را محاسبه کنیم.

    وقتی «هیچ» پرویز تناولی به شکل نمکدان وارد بازار می‌شود

    کامبیز نوروزی حقوقدان و روزنامه نگار هم در ادامه گفت: ما نه تنها قانونی برای حمایت از حقوق معنوی داریم بلکه این قانون به نظر من قانون خوبی هم هست و الان هم با برخی اصلاحات می‌تواند پاسخگوی نیازها باشد، اما این قانون در عمل اجرا نمی‌شود. مثلاً مجسمه «هیچ» اثر پرویز تناولی ساخته شده و بعد کپی آن به شکل‌های مختلف حتی به صورت نمکدان وارد بازار می‌شود.

    نوروزی ادامه داد: سوال اینجاست که چرا ما اتومبیل (قانون) را داریم ولی این اتومبیل حرکت نمی‌کند؟ پاسخ این سوال در خود حقوق نیست بلکه در جامعه شناسی حقوق باید به دنبال آن گشت. تصویر غالبی که از هنرمند در ذهن عموم مردم وجود دارد این است که ایشان یک انسان رنجور و کمی خمیده و سیگاری است که در خانه فرتوتی زندگی می‌کند ولی انسان مهمی است زیرا که خلق هنری دارد. در چنین وضعیتی، اگر هنرمند بر روی اثر هنری خود قیمت بگذارد، در واقع ارزش خودش را پایین آورده است.

    وی در ادامه به مسأله انواع سرقت هنری در ایران اشاره کرد و گفت: من موارد متعددی سراغ دارم که یک بخشی از اثر هنری یک هنرمند به نوعی سرقت می‌شود و وقتی به او می‌گویید که پیگیر این ماجرا باشد، از آن استنکاف می‌کند و به بهانه اینکه پیگیری آن دردسر زیادی دارد، از حق خود می‌گذرد. با این مقدمه، باید بگویم که هر کالای هنری به طرق مختلف در ایران سرقت می‌شود: یک نوع سرقت فیزیکی است که با تکنولوژی امروز بسیار سریع و راحت شده است. یک موقع سرقت مربوط به یک قطعه موسیقایی است که توسط دیگران انجام می‌شود. این ممکن است صرفاً جنبه استفاده شخصی داشته باشد و در شرایطی نیز ممکن است استفاده تبلیغاتی داشته باشد. طبیعتاً سرقتی که برای استفاده تبلیغاتی باشد، داستان دیگری دارد. یک موقع است که یک قطعه موسیقی را برای یک قطعه دیگر استفاده می‌کنند که البته فهمیدن آن سخت است. گاهی از یک قطعه موسیقی برای سکانس یک فیلم استفاده می‌شود که این هم مساله دارد. حتی استفاده از موسیقی در اماکنی مثل کافی‌شاپ و رستوران و آسانسور، نیز سرقت است. البته همه این‌ها در شرایطی است که صاحب اصلی اثر مطلع نباشد و بدون اجازه وی از قطعه او استفاده کنند.

    انتقاد صریح از برخی اقدامات سازمان صدا و سیما

    این حقوقدان در بخش دیگری از صحبت‌های خود تصریح کرد: یکی از گروه‌های ذی‌نفع که البته بیشترین سرقت را انجام می‌دهد، صداوسیما است. حدود ۴۰ الی ۵۰ درصد از برنامه‌های رادیو را موسیقی تشکیل داده است. گروه ذی‌نفع دیگر، نوازندگان و سازندگان تازه‌پا هستند که چون آثارشان شنیده نمی‌شود، حاضر هستند مبلغی را به صدا و سیما بپردازند و حتی در یک برنامه تلوزیونی لب خوانی کنند تا بدین طریق به شهرت برسند. بخش دیگر نیز شامل تولیدکنندگان می‌شوند. به باور من، به جز شعرای کلاسیک، استفاده از اشعار شعرای جدید هم اگر بدون اجازه این افراد باشد، نوعی سرقت است. در کنار این مجموعه که به صورت حرفه‌ای و برای تجارت اقدام به سرقت می‌کنند مصرف کنندگان عادی نیز هستند که بیشتر برای لذت اقدام به سرقت می‌کنند تا تجارت و کسب سود. البته باید گفت که کار مصرف کنندگان عادی نیز نقض قوانین است ولی نوع آن‌ها متفاوت از سایر گروه‌هاست.

    کامبیز نوروزی: مسأله اصلی ناقضان حرفه‌ای هستند که برای کسب منفعت، اقدام به سرقت موسیقی می‌کنند و اتفاقاً در زمینه سرقت نیز بسیار متخصص هستند. اگر اصناف برای مقابله با این جریان، به حرکت درنیایند، مشکل حل نخواهد شد. این پژوهشگر رشته حقوق در ادامه راه‌های مقابله با این گروه‌ها را نیز بدین شرح بیان کرد: در خصوص مصرف کنندگان عادی، مهمترین کار برای پیشگیری از سرقت، سهولت دسترسی است. در این خصوص، نقش اصناف بسیار تعیین کننده است و با عرضه اینترنتی آثار، می‌توان بخشی از این سرقت‌ها را مانع شد. مسأله اصلی ناقضان حرفه‌ای هستند که برای کسب منفعت، اقدام به سرقت موسیقی می‌کنند و اتفاقاً در زمینه سرقت نیز بسیار متخصص هستند. اگر اصناف برای مقابله با این جریان، به حرکت درنیایند، مشکل حل نخواهد شد. متأسفانه ما اخلاق را متروک گذاشته‌ایم و این در حالی است که اخلاق را تنها در قالب نصیحت می‌شناسیم. اخلاق فقط به نصیحت معطوف نمی‌شود و زمانی که کارکرد ضمانت اجرایی داشته باشد، می‌تواند اثرگذار باشد.

    نوروزی در پایان صحبت‌های خود به این مسأله پرداخت که چنانچه نهادهایی همچون خانه موسیقی، تئاتر و سینما تعارف را کنار بگذارند، ضمانت اجرای اخلاقی عملی خواهد شد. او در این خصوص گفت: من معتقدم مقابله با این رویه نیاز به نوشتن لایحه ندارد. وقتی کسی می‌گوید اثر من سرقت شده، باید صراحتاً اعلام شود و البته در اعلام هم قرار نیست توهین و فحاشی شود. تقبیح و انگشت نما شدن از ده تا رای دادگاه تاثیرگذارتر است. باید اصناف واکنش نشان دهند و این واکنش‌ها منتشر شود ولی معمولاً ملاحظه‌کاری می‌شود. اگر معتقدیم این حق وجود دارد، باید آن را رواج داد. این جزء قواعد مسلم اخلاق حرفه‌ای است و باید رعایت شود.

    محمدرضا شجریان، جدایی نادر از سیمین و چند روایت جالب

    رضوانی راد نیز در ادامه صحبت‌های نوروزی گفت: اساساً کپی رایت یک وضعیت فرهنگی است. تفاوت زیادی میان نقض غیر سیستماتیک با نقض سیستماتیک کپی رایت وجود دارد که هرکدام از این‌ها را باید جداگانه بررسی کرد. مثلاً چندوقت پیش یک پرونده داشتم که یک تاکسی اینترنتی به مصادف تولد استاد شجریان، برند مجموعه خودشان را در کنار عکس شجریان روی بیلبورد زده بود. عکاس از وی شکایت کرد و دادگاه نیز وی را محق دانست. تصور تیم تاکسی اینترنتی این بود که اقدام آن‌ها نقض کپی‌رایت نیست. در واقع می‌خواهم بگویم که در کپی رایت، ملاک حسن نیت و عدم آن مطرح نیست، بلکه ملاک اصلی استفاده تجاری و غیر تجاری از آن است.

    مشاور حقوقی خانه موسیقی در ادامه مثال دیگری را در خصوص کپی رایت مطرح کرد: یک شرکت داروسازی، بخشی از فیلم «جدایی نادر از سیمین» را برای تبلیغ قرص مسکن استفاده کرده که بسیار فاجعه بار است. در اینجا باید به این مسأله اشاره کنم که یکی از موارد ارزیابی خسارت هنری، میزان دیده شدن یک تیزر است. کانال این شرکت دارویی، حدود ۱۶ هزار دنباله کننده داشت ولی این تیزر بیش از ۴۰۰ هزار بار دیده شد. ما از دادگاه تقاضای خسارت سنگین داشتیم و پس از مراجعه به دادگاه، این پرونده به خانه سینما ارسال شد. آقای شاهسواری مدیرعامل خانه سینما، به نماینده آن شرکت دارویی گفت که چرا این کار را کرده‌اید؟ پاسخ نماینده شرکت بسیار جالب بود. وی با جدیت تمام و بدون هیچ‌گونه سوءنیتی، گفت: ما فیلم را از سوپر مارکت خریدیم و چون پولش را پرداخت کرده‌ایم، هر استفاده‌ای از آن می‌توانیم بکنیم. در واقع اینجا مشکل از ذهنیت فرد است زیرا فکر می‌کند چون بابت سی‌دی پول پرداخت کرده، می‌تواند آن را تقطیع کند و از آن استفاده تبلیغاتی ببرد.

    اسامی سارقان هنری را منتشر کنید

    قطب‌الدین صادقی کارگردان تئاتر و استاد دانشگاه هم در ادامه این نشست تخصصی به مشکلات حقوقی مربوط به تئاتر اشاره کرد و گفت: به باور من سه ایراد اساسی وجود دارد؛ نخست اینکه در ایران هنر ارزشی ندارد. ۲۵ سال قبل، من مقاله‌ای نوشتم در مورد تئاتر ایران و به این موضوع اشاره کردم که بودجه‌ای که برای مسأله دخانیات در ایران اختصاص داده‌اند بیشتر از هفت هنر است و این یعنی فاجعه. مطلب دیگر اینکه، ما قانون را نمی‌فهمیم و بی‌قانونی در حوزه هنر بیداد می‌کند. سومین ایراد هم بی‌اخلاقی در این حوزه است. من معتقدم اخلاق تجلی عرفی قانون است.

    قطب‌الدین صادقی: واقعاً یک بلبشو در تئاتر و سینما وجود دارد. تمام اینها ناشی از این است که ما گرفتار یک سری بی‌اخلاقی‌ها و بی قانونی‌ها هستیم. اینها فقط در تئاتر نیست و در همه جا وجود دارد. من نمی‌دانیم به چه شکلی می‌شود با قانون مانع از این بی‌اخلاقی‌ها و سرقت‌ها شد. صادقی در ادامه به تفاوت کپی رایت در ایران و فرانسه اشاره کرد و در این زمینه گفت: در کشوری مثل فرانسه یک اثر بعد از ۶۰ سال که از مرگ نویسنده گذشت، همه می‌توانند از آن استفاده کنند. در ایران چنین چیزی وجود ندارد. وقتی در اروپا درس می‌خواندیم، اولین چیزی که به ما گفتند این بود که استفاده از اثر دیگری باید با ذکر منبع باشد و جدای از این، فقط حق داشتیم که از یک اثر دیگر، ۳۸ خط استفاده کنیم و اگر بخواهیم ۳۹ خط استفاده کنیم، باید از مؤلف اجازه بگیریم.

    وی افزود: من در اینجا یک استاد تمام را می‌شناسم که ۴۱ صفحه از یک اثر خارجی را استفاده کرده و استاد دانشگاه هم است. اساتیدی را می‌شناسم که به دانشجو پول می‌دهد تا متنی را ترجمه کنند و بعداً به اسم خود چاپ می‌کند. یا به عنوان نمونه، من چند سال داور کتاب سال بودم. یک‌بار یک نمایشنامه کوتاه را خواندم و فهمیدم که ۶۰ غلط در آن وجود دارد و بعد مشخص شد که این نمایشنامه کار کلاسی بوده که دانشجو به استاد داده و وی به اسم خودش زده است. من هم مانند آقای نوروزی معتقدم که در عرصه هنر و سرقت نباید تعارف کنیم و باید اسامی را منتشر کنیم. این کارگردان تئاتر در بخشی دیگر از صحبت‌های خود گفت که در جشنواره فجر، موردی بود که یک جوانی رفته و اجرایی را از مونیخ آورده و آن را کپی کرده و جالب اینجاست که جایزه اول فجر را نیز گرفته است. فاجعه اینجاست که ندانستن داوران نیز بر گسترش این سرقت‌ها افزوده است. یا مثلاً یک کارگردان تئاتر، نمایشنامه خارجی را در یک سالن اجرا می‌کند و هم‌زمان کپی ایرانی آن را می‌زند و بعد از یک ماه در سالن دیگری به اجرا می‌گذارد و هیچکس هم نمی‌فهمد. بی‌اخلاقی دیگر این است که برخی ترجمه را به اسم خودشان می‌زنند، مثلاً نمایش اتاق ورونیکا را خانومی به اسم خودش زده و حتی اشتباهات و غلط‌ها را هم پاک نکرده است.

    صادقی با بیان اینکه باید یک جایی آثار مؤلفان ثبت شود تا شاهد این سرقت‌ها نباشیم، گفت: در تئاتر اصلاً خبری از ثبت نیست و بسیار بی در و پیکر است. در کشوری مثل فرانسه، حدود ۱۵ هزار بازیگر وجود دارد که همه این افراد کارت انجمن بازیگران را دارند و اگر کسی کارت نداشته باشد، حق فعالیت را نداشته و هیچ شخصی هم نمی‌تواند با آن‌ها قرارداد ببندد. حتی اگر قرارداد کاری را برای چهار ماه ببندند و مثلاً روز ۳۱ تیرماه پایان قراردادشان باشد، اگر در همین روز با مجموعه دیگری قرارداد ببندد، کارتش را باطل می‌کنند. ولی در اینجا یک بازیگر صبح در رادیو است، عصر در تئاتر و شب در سینما و این بی‌نظمی ایجاد می‌کند.

    این استاد دانشگاه در پایان صحبت‌های خود گفت: واقعاً یک بلبشو در تئاتر و سینما وجود دارد. تمام اینها ناشی از این است که ما گرفتار یک سری بی‌اخلاقی‌ها و بی قانونی‌ها هستیم. اینها فقط در تئاتر نیست و در همه جا وجود دارد. من نمی‌دانیم به چه شکلی می‌شود با قانون مانع از این بی‌اخلاقی‌ها و سرقت‌ها شد. مثلاً گروهی که کارشان حمله به تئاترها بوده، الان تبدیل شده‌اند به بزرگترین تولید کنندگان تئاترهای تجاری. آنهایی که خودشان پرچم دار فرهنگ داخلی بودند، الان کارهای غربی را کپی می‌کنند. ما متاسفانه برخلاف شعارهایی که می‌دهیم، نه اهل

    اظهارات حقوقی مدیر مرکز مالکیت صنعتی ایران

    محمد حسین کیانی استاد دانشگاه و مدیر مرکز مالکیت صنعتی ایران گزارشی در مورد ظرفیت‌های علائم تجاری در حمایت از مالکیت فکری ارائه کرد و گفت: اولین قانون در این زمینه سال ۱۳۰۴ تصویب شد و بعد از آن هم قوانین دیگری در این زمینه به تصویب رسید و الان هم طرح جامعی برای قانون مالکیت صنعتی در کمیسیون حقوقی و قضایی در دست بررسی است که مباحثی مثل رقابت غیرمنصفانه و اسرار تجاری در آن گنجانده شده که به حوزه مالکیت ادبی و هنری هم کمک می‌کند. در حوزه حقوق مالکیت ادبی و هنری هم دو قانون در سال‌های ۴۸ و ۵۲ وضع شد و اکنون هم لایحه جامع کپی رایت را در مجلس داریم که برخی ضعف‌های قانون فعلی مثل نبودن سازمان‌های مدیریت جمعی مالکیت فکری در آن برطرف شده است.

    وی افزود: سازمان جهانی مالکیت معنوی هم در ژنو برای حمایت از این موضوع تاسیس شده اما متاسفانه ایران عضو هیچکدام از معاهدات حقوق ادبی و هنری نشده است اما در حوزه حقوق مالکیت صنعتی در اکثر معاهدات هستیم و اگر کسی در ایران اثر خود را ثبت کند در سایر کشورها هم مورد حمایت قرار می‌گیرد.

    کامبیز نوروزی در ادامه بحث مطرح شده بیان کرد: برای جلوگیری از این سرقت‌ها باید جامعه مدنی و فشار گروه ذینفع که به حقوق آنها تجاوز شده فعال شود. حکومت فقط در حد سیستم قضایی می‌تواند اقدام کند ولی مهمتر از آن فشار اجتماعی است. تقبیح اجتماعی و انگشت نما شدن متخلفین از ده رای دادگاه موثرتر است. مثلاً در مثال‌هایی که آقای قطب‌الدین صادقی گفتند خود کسانی که اثرشان سرقت شده باید این مساله را آشکارا بگویند و علنی کنند. این اعلام هم می‌تواند فردی باشد و هم صنفی. یعنی هنرمندان به انجمن صنفی خودشان موضوع را گزارش دهند و آنها هم بررسی کرده و اعلام کنند. در ابتدای جامعه بشری حقوق وجود نداشت. ابتدا قواعد اخلاقی ساخته شد و قواعدی که ارتباطش با جامعه بیشتر بود به قاعده حقوقی تبدیل شدند. مثلاً در اولین گروه‌های انسانی سرقت معنی نداشت، ابتدا مفهوم مالکیت شکل گرفت و بعد سرقت به عنوان یک امر غیراخلاقی مطرح شد و بعداً برای آن مجازاتی تعیین شده و قاعده حقوقی شکل گرفت.

    در سینما قراردادهایی می‌بندند که ترکمنچای را توی جیبش می‌گذارد

    جواد طوسی در ادامه به مساله مهم عدم وجود قرارداد تیپ که زمینه بسیاری از مشکلات را در حوزه سینما ایجاد کرده است، اشاره کرد و گفت: ما قراردادهایی می‌بینیم که کاملاً یکطرفه است و ترکمنچای را گذاشته تو جیبش! اما اگر قرارداد تیپ داشتیم خیلی از این پرونده‌ها پیش نمی‌آمد. در صدور مجوز فیلم هم باید دقت شود که افرادی بدون داشتن سابقه و آشنایی با هنر با ولخرجی بیش از حد و حاتم بخشی بیش از حد وارد سینما نشده و ساختار عرفی سینما را به هم نزنند و با اعمال نظر خودشان فیلم‌ها را نسازند. گاهی کارگردان‌ها نزد خودشان اینگونه استدلال می‌کنند اکه اگر من این فیلم را نسازم یک نفر دیگر اینکار را می‌کند، اما به این توجه نمی‌کنند که اگر این کار رایج شود به قاعده تبدیل می‌شود و متاسفانه این اتفاق اکنون افتاده است.

    کاوه رضوانی راد هم با اشاره به این موضوع که در حوزه مالکیت ادبی برخلاف مالکیت صنعتی نیاز به ثبت اثر برای حمایت قانونی از آن نیست، توضیح داد: کسی که اختراعی می‌کند باید اثر خود را ثبت کند ولی برای حمایت قضایی از اثر ادبی و هنری به تاریخچه آپلود و نظر کارشناس و گواهی شهود و سایر دلایل اثبات دعوا می‌توان استناد کرد. البته یک نکته مهم هم که بسیاری از آن غفلت می‌کنند این است که مدت مرور زمان برای شکایت کیفری یک سال است. در این خصوص، ماده ۳۱ قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان گفته است که این جرم از جرایم قابل گذشت است و ماده ۱۰۶ قانون مجازات اسلامی می‌گوید جرایم قابل گذشت یک سال مرور زمان دارند. پس هنرمندی که به سرقت اثرش معترض است باید در این مهلت یک ساله اقدام کند.

    مصداق‌های برای نقض قانون کپی رایت

    رضوانی راد در ادامه گفت: نکته دیگر اینکه در قانون و رویه قضایی ایران معیار کمی در نظر گرفته نمی‌شود. یعنی میزان استفاده از اثر غیر مهم نیست بلکه ملاک استفاده تجاری است. اگر پنج ثانیه هم از یک قطع موسیقی استفاده تجاری شود نقض مالکیت فکری است. مثلاً در همان پرونده‌ای که شخصی برند خودش را روی عکس آقای شجریان قرار داده بود فقط از یک عکس شجریان استفاده شده بود اما چون استفاده تجاری بوده، نقض کپی رایت محسوب می‌شود.

    رضوانی‌راد: همایون شجریان می‌گفت، قطعه «رگ خواب» من پنج میلیون بار دانلود شده است. فرض کنید ما امکان دانلود این قطعه به قیمت صد تا تک تومنی را برای علاقمندان فراهم می‌کردیم شاید بسیاری از مصرف کنندگان آن را به صورت قانونی دانلود می‌کردند مشاور حقوقی خانه موسیقی با ذکر خاطره‌ای در این حوزه اظهار کرد: یک بار با همایون شجریان و سهراب پورناظری در همین سالن صحبت می‌کردیم. همایون گفت قطعه رگ خواب من پنج میلیون بار دانلود شده است. فرض کنید ما امکان دانلود این قطعه به قیمت صد تا تک تومنی را برای علاقمندان فراهم می‌کردیم شاید بسیاری از مصرف کنندگان آن را به صورت قانونی دانلود می‌کردند.

    وی افزود: اگر تولیدکننده زمینه مصرف قانونی را فراهم نکند مصرف کننده هم به سمت استفاده غیرقانونی سوق پیدا می‌کند. یک مشکل دیگر ما در زمینه پیدا کردن ورثه هنرمندان برای گرفتن مجوز استفاده از آثار است. فرض کنیم کسی بخواهد روی تصنیف‌های یک هنرمند درگذشته کار کند، چطور ورثه‌اش را پیدا کند؟ حتی برای ما که در خانه موسیقی هستیم هم این کار بسیار دشوار است چه برسد برای بقیه. منطقی نیست که از یک طرف داغ و درفش مجازات را در قانون داشته باشیم اما در عمل امکان رعایت قانون فراهم نباشد.

    در شرایط «ضد نظم» هستیم نه «بی‌نظمی»

    بر اساس این گزارش بخش پایانی نشست به پرسش و پاسخ حاضران در نشست اختصاص داشت که در ابتدا صنم حقیقی هنرمند و از متخصصان حوزه حقوقی نفت و گاز محور پرسش خود را از ماجرای پرحاشیه نقاشی‌های تهمینه میلانی آغاز کرد و گفت: در حال حاضر در جامعه هنری سوء استفاده از آثار هنری خارجی باب شده است. نکته دیگر اینک یک خانمی یک گالری هنری نقاشی برگزار کرد و یک خانم دیگر آمد و ادعا کرد که این خانم از کارهای من کپی کرده است اتفاقی که افتاد این بود که نظر کارشناسی که آقای طوسی به آن اشاره کردند از یکی از مهمترین مراجع مملکت خواسته شد که آیا این اثر کپی هست یا خیر؟ و آن نظری که کارشناس داده بود نظر به واسطه یک رانت‌هایی داده شده و دادگستری طبعاً نمی‌توانست ورود کند به این موضوع و رای به ضرر تولید کننده واقعی اثر داده شد.

    کامبیز نوروزی در این باره گفت: در مجموع ما در شرایط ضد نظم هستیم نه بی‌نظمی. به نظر من در دوره مدرن ما برای اولین بار فرآیند توسعه اجتماعی اقتصادی را طی می‌کنیم. مورد خانم تهمینه میلانی که فرمودید، خیلی مثال خوبی است. اگر بخواهم در آن مورد متمرکز شوم باید بگویم که اتفاقاً اثرش را گذاشت. یعنی معمولاً در امر اخلاقی یک قضاوت موج نمی‌سازد، اما عملاً یک هشدار بود و اینکه اهل صنف نقاش‌ها، حتی افراد علاقه‌مند نظرشان جلب شد. من فکر می‌کنم اینجا حداقل تاثیری که می‌گذارد این است که اگر فردای روزگار کسی بخواهد تقلب بکند یکم زیرکانه تر تقلب می‌کند، کار خانم میلانی مثل کسی که اسکناس هفت هزار تومانی جعل کرده است. البته ما معمولاً در تمام بحث اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از یک فاکتور خیلی مهم غافل می‌مانیم و آن هم عنصر زمان است. ما یک نهال می‌کاریم و به هرحال زمان می‌خواهد تا رشد کند اما به بحث‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که می‌رسیم این عنصر زمان از ذهنیتمان محو می‌شود.

    خانم میلانی نباید خود را در معرض اتهام قرار می‌داد

    جواد طوسی گفت: در خصوص خانم میلانی جلوتر از این مساله گالری، در یک فیلم دیگر هم برای ایشان پرونده قضایی تشکیل شده بود. به نظر من خانم میلانی که وجهه اجتماعی دارد نباید خودش را در معرض اینگونه اتهامات قرار دهد.

    کاوه رضوانی راد هم درباره این موضوع گفت: در خصوص صحبت‌های خانم حقیقی در خصوص آثار خانم میلانی باید بگویم که یک دلیلی که شکایتی از خانم میلانی در خصوص کپی از آثار خارجی نشده است این است که قانون کپی رایت ایران فقط از آثار حمایت می‌کند که برای اولین بار در ایران عرضه و منتشر شده باشند در نتیجه آثاری که در خارج از کشور عرضه و تهیه شده‌اند را نمی‌توان به لحاظ قانون کپی رایت مورد حمایت قرار داد.

    طرح چند پرسش حقوقی در حوزه‌های هنری

    به‌آفرید غفاریان بازیگر سینما و تئاتر هم با بیان این پرسش که کارگردان تا چه حد قدرت تصرف در حوزه مالکیت فکری بنده را دارد؟ گفت: چون بارها دیده شده از تصویر و صدای من کارگردان اجازه داده برای مسائل دیگر استفاده شود یا حتی در خود آن فیلم روی صدای بازی من صدای دیگری قرار داده شده است.

    جواد طوسی پاسخ داد: کارگردان در جهت بهبود هرچه بهتر اثر خود می‌تواند هرگونه تصمیمی بگیرد و هر بازی می‌خواهد با فرم بکند این بازی می‌تواند با صدا باشد می‌تواند جنس بازیگری شما را حتی در زمان تدوین تغییر دهد، که البته تا حد زیادی این موارد به قرارداد شما بستگی دارد.

    نوروزی نیز گفت: در این موارد عرف حرفه‌ای نیز حائز اهمیت است که البته این را اهل حرفه تشیص می‌دهند به حسب خود فیلم سوژه موقعیت کاراکتر و همان بازیگری که آن کاراکتر را بازی می‌کند، همانطور که آقای طوسی فرمودند کارگردان در این زمینه مختار است ولی اگر این تغییری که ایجاد شده عرف حرفه‌ای آن را تغییری بداند که ضربه بزرگی به فیلمنامه یا شخصیت حرفه‌ای بازیگر بزند قضیه فرق می‌کند.

    جاویدان یکی دیگر ازحاضران در جلسه هم با طرح این سوال که نهاد صنفی چه نقشی در عرصه سرقت هنری ایفا می‌کند؟ تصریح کرد: خیلی از آثاری که در ایران تولید می‌شود از نمونه خارجی سرقت شده مثل فیلم بعد از ظهر سگی آقای حاتمی کیا، در این مورد نهاد صنفی مربوط خانه سینما است، آیا خانه سینما آقای حاتمی کیا را تقبیح می‌کند؟ وظیفه‌ای در این مورد دارد؟ یا در حوزه نشر مثلاً در مورد شازده کوچولو تعداد زیادی ترجمه وجود دارد، و هر کدام هم ناشران در خصوص ترجمه آن برای خود حقی قائل شده‌اند، و در واقع یک اثر که خود سرقت شده را برای خود حقی در آن زمینه قائل شده‌اند.

    کامبیز نوروزی در پاسخ این پرسش گفت: یکی از کارکردهای نهادهای صنفی که در ایران متاسفانه فراموش شده است استخراج و ثبت اخلاق حرفه‌ای است، یک اشتباهی در مورد اخلاق هست که اخلاق هم مثل قانون وضع می‌کنند، اخلاق وضعی نیست، ما نمیتونیم اخلاق را وضع کنیم، اخلاق تولید جامعه است در صنوف مختلف هم صنف تولید می‌کند آن‌را و به تدریج شکل می‌گیرد.نهاد صنفی جایی است که باید کدهای اخلاقی را استخراج و ثبت کند.

  • برنامه ریزی مهمتر از انتخاب دبیر است/ پیشنهاد حذف بخش صحنه‌ای

    برنامه ریزی مهمتر از انتخاب دبیر است/ پیشنهاد حذف بخش صحنه‌ای


    دومین روز از سلسله نشست‌های «آسیب‌شناسی جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر» جمعه ۲۰ اردیبهشت در سه قسمت برگزار شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، دومین روز از سلسله نشست‌های «آسیب‌شناسی جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر» جمعه ۲۰ اردیبهشت در سه قسمت در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

    از جمله حاضران در این نشست که مدیریت آن بر عهده مهرداد رایانی‌مخصوص بود می‌توان به شهرام کرمی، مدیر کل هنرهای نمایشی و نادر برهانی‌مرند دبیر سی و هفتمین و سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر اشاره کرد.

    بخش اول: ساختار اجرایی و هنری

    در قسمت اول که با عنوان «ساختار اجرایی و هنری» از ساعت ۱۵ تا ۱۶:۴۵ دقیقه برگزار شد بهروز غریب‌پور، حسین مسافرآستانه و ناصر حبیبیان در ۲ فرصت ۱۰ دقیقه‌ای به ارائه نظرات خود پرداختند و ۴۵ دقیقه پایانی به بحث و تبادل نظر میان آنها و حاضران گذشت. در این قسمت حسین مسافرآستانه جایگزین حسین پارسایی شده بود که علی‌رغم اعلام نامش به عنوان مهمان این بخش نتوانسته بود، حضور یابد.

    دبیر جشنواره باید بلندپرواز باشد

    بهروز غریب‌پور در اولین فرصت ۱۰ دقیقه‌ای خود گفت: ایرادی اساسی که در زمینه برگزاری جشنواره‌ها وجود دارد این است که ما هر سال، با دلایل مختلف جشنواره را از نو ابداع و از صفر آغاز می‌کنیم. همچنین آسیب‌شناسی را به خاطر آسیب‌شناسی انجام می‌دهیم نه برای بررسی کارشناسانه. من می‌پذیرم که محدودیت‌هایی وجود دارد که هنگام اجرا دست و پای دبیر جشنواره را می‌بندد و بلندپروازی‌های او را به حداقل می‌رساند به گونه‌ای که تصور می‌کنیم دبیر حرف هیچ کسی را گوش نداده و هیچ نوع آسیب‌شناسی‌ای را مدنظر قرار نداده است اما چون خودم هم در این جریان حضور داشته‌ام، اذعان می‌کنم گاهی گرفتار پدیده‌ای می‌شوید که در برنامه‌ریزی اولیه‌تان وجود نداشته است به همین دلیل این سوال مطرح می‌شود که اساساً بودن جشنواره خوب است یا نه؟ هر چند چون جز آدم‌های خوش‌بینم می‌گویم بودنش بهتر از نبودنش است به رغم اینکه معتقدم هر جشنواره فارغ از جشنواره قبلی داستان را از نو شروع کرده است و گاهی دبیر اصلاً فرصت نمی‌کند که نقاط قوت دوره قبل را ببیند.

    این نویسنده و کارگردان تئاتر ادامه داد: ساختار هنری موقت خلاف نیت کسانی است که بانی جشنواره‌ها بوده‌اند. جشنواره‌های جهانی عموماً به دلیل اهمیت سیاسی و اجرایی‌شان همواره یک روز بعد از برگزاری هم آسیب‌شناسی می‌شوند و هم برای دوره‌های بعدی‌شان برنامه‌ریزی می‌شود در حالی که ما همواره حتی برای انتخاب دبیر دچار تردیدیم و زمانی دبیر را می‌آوریم که بودجه بسته شده و ارکان تعیین شده‌اند و او باید شاهکاری بیافریند. جشنواره‌ای، به معنای واقعی جشنواره است که دبیرش دارای یک بلندپروازی قابل قبول، قابل اجرا و قابل تسری به سال بعد باشد

    وی با تاکید بر لزوم بلندپرواز بودن دبیر جشنواره، تصریح کرد: اولین نکته حرکت بلندپروازانه‌ای است که دبیر باید داشته باشد چون من دبیر را کمتر از یک نویسنده یا کارگردان نمی‌دانم و در غیر این صورت، دبیر تبدیل به یک کارمند می‌شود. بلندپروازی یک کارگردان، یک نویسنده، یک بازیگر و یک هنرمند اگر در دبیر نباشد آن جشنواره فاقد امتیاز هنری است. فرض کنید دبیر جشنواره بگوید من می‌خواهم به هر شکل ممکن به کسانی بها دهم که سنت نمایش ایرانی را احیا یا آن را برای نسل فعلی، معاصرسازی کرده‌اند. بنابراین جشنواره‌ای، به معنای واقعی جشنواره است که دبیرش دارای یک بلندپروازی قابل قبول، قابل اجرا و قابل تسری به سال بعد باشد. اگر این فرض که بها دادن به آثار سنتی که با دوره معاصر متناسب‌سازی شده‌اند در پیشینه ذهنی دبیر جشنواره وجود داشته باشد قطعاً اولین کسی است که همه کارها را رصد می‌کند تا ببیند تأثیر خواسته‌اش بر جشنواره چه بوده است و در غیر این صورت جشنواره به عنوان یک وظیفه اداری و سالانه به پایان می‌رسد.

    بزرگ‌ترین آسیب تغییر مداوم دبیر جشنواره است

    حسین مسافرآستانه که ۲ دوره دبیری جشنواره تئاتر فجر را نیز در کارنامه دارد در اولین فرصت ۱۰ دقیقه‌ای که در اختیارش قرار گرفت، گفت: ما از ابتدا تاکنون جشنواره برگزار کرده‌ایم که جشنواره برگزار کرده باشیم و تئاترمان یک جریان بزرگ ملی و بین‌المللی داشته باشد. اگر موفقیت‌هایی هم در دوره‌هایی داشته‌ایم و در دوره‌هایی نه، بسته به ذوق شخصی دبیرانی بوده است که جشنواره را مدیریت کرده‌اند والا هیچ وقت با برنامه‌ای هدفمند روبرو نبوده‌ایم.

    وی با اشاره به دیدارش با دبیر جشنواره ادینبورگ گفت: مثالی از جشنواره ادینبورگ می‌زنم. من در دوران مدیریتم این فرصت را داشتم که چندین بار با دبیر این جشنواره گفتگو کنم. در یکی از این گفتگوها بسیار کنجکاو شدم که بدانم جشنواره‌ای که به این حد رسیده است و جزو بهترین‌های دنیاست و از همه جای جهان پول می‌دهند که در آن حضور پیدا کنند، چگونه این چنین شده است. از دبیر جشنواره پرسیدم انتخاب او چگونه صورت گرفته است و بعد فهمیدم ایشان اصلاً بریتانیایی نیستند و از کشور اروپایی دیگری آمده‌اند. او گفت مجمع بزرگی از فیلسوفان و هنرمندان جمع می‌شوند و اهداف و سیاست‌هایی را تدوین می‌کنند که بخشی از آن به وسیله تئاتر دست‌یافتنی است. اهداف اعلام می‌شوند و هر کسی که می‌تواند برای تحقق آنها برنامه دهد پیش می‌آید و او از بین صدها نفر که برنامه داده بودند برای مدت ۱۰ سال انتخاب شده بود و می‌گفت اگر بعد از چند سال به این نتیجه برسند که توانایی اجرای برنامه‌هایم را ندارم عذرم را می‌خواهند. آن سال، هفتمین سالی بود که او دبیر جشنواره بود. من فکر کردم و دیدم معلوم است که جشنواره‌شان می‌داند در حال حرکت به چه سمتی است. آن سال که ما دعوتش کردیم خودش به تنهایی به ایران آمد، بدون هیچ همراهی و سه، چهار کار دید و رفت و می‌گفت مسئول انتخاب آثار خود من هستم.

    این کارگردان تئاتر ادامه داد: نمی‌خواهم بگویم چرا ما آن گونه نیستیم. چون شرایط آنها با ما متفاوت است ولی می‌توانیم به بخشی از آن‌چه آنها انجام می‌دهند فکر کنیم. شورای سیاستگذاری هر سال تعیین می‌شود و دبیر به این شورا گزارشی می‌دهد و می‌گوید من این کارها را کرده‌ام و این کارها را می‌خواهم بکنم و آنها هم می‌گویند موفق باشید! ما فراموش کرده‌ایم که داشتن برنامه برای برگزاری جشنواره، مهم‌تر از انتخاب دبیر است. الان زحمت اول تا آخر کارهای جشنواره با دبیر است. یعنی ما به دنبال آدمی قدرتمند و محبوب می‌گردیم، مسئولیت همه کارها را بر عهده‌اش می‌گذاریم و بعد هم بازخواستش می‌کنیم و او هم خسته می‌شود و می‌رود.

    وی متذکر شد: بزرگ‌ترین آسیب تغییر مداوم دبیر جشنواره است و اینکه دبیر بعدی با سلیقه خودش از خانه اول شروع می‌کند و بعد هم عوض می‌شود. جشنواره ما به این شکل رشد نخواهد کرد و نباید از آن توقع رشد داشته باشیم. هر چند می‌دانم که اهداف تغییر می‌کند و به عنوان مثال هدف‌هایی که از دوره اول تا به عنوان مثال، دوره پانزدهم داشتیم امروز تغییر کرده است و طبیعی هم است ولی ما باید برنامه‌های هدفمند و به روز داشته باشیم و آنها را با آینده‌نگری تدوین کنیم.

    وی در پایان اولین قسمت از صحبت خود افزود: به اعتقاد من جشنواره تئاتر فجر نباید جشنواره‌ای تولیدمحور باشد و تولید را یکی از آفت‌های جشنواره می‌دانم. تئاتر ما این گونه نیست که محصولی نداشته باشد و ملزم باشیم جشنواره برگزار کنیم تا تولید داشته باشیم. ما تئاتر داریم و زیاد هم داریم. من در دوره اول دبیری خود جلوی این مسئله ایستادم.

    باید نظام‌نامه‌ای بنویسیم که جنبه حقوقی داشته باشد

    ناصر حبیبیان دیگر مهمان این نشست در اولین فرصتی که در اختیارش قرار گرفت، گفت: معتقدم باید نظام‌نامه‌ای بنویسیم که جنبه حقوقی داشته باشد. من سه، چهار سال پیش چنین کاری کردم و اینجا رئوسش را خدمت‌تان می‌خوانم. فاز یک، تاریخچه است. بخش دوم اسناد پشتیبان است و بررسی آئین‌نامه‌های داخلی و بین‌المللی که اولی در طول بود و دومی در عرض. در دومی می‌خواهیم بدانیم جشنواره‌های کشورهای همسایه چه می‌کنند و این دانستن، اسناد پشتیبان ما را شکل می‌دهد. آسیب‌شناسی حقوقی مقررات و آئین‌نامه‌ها و به‌روزآوری قوانین توسط متخصصان تئاتر بخش دیگر ماجراست. با جمع شدن همه اینها می‌توانیم به تنظیم بیانیه مأموریت و ارائه تعاریف‌مان بپردازیم و سپس به اساسنامه برسیم.

    وی ادامه داد: در مورد جشنواره ادینبورگ صحبت شد و من می‌خواهم بگویم هیچ وقت چنین اتفاقی برای ما نمی‌افتد و ما باید در همین شرایط و با همین ابزار و اختیاراتی که در دست داریم، کاری کنیم. اینکه تئاتر ما جشنواره‌زده است یا نه محل بحث من نیست چون می‌دانم که با مطرح کردن آن، در حال جایگزینی‌اش با بحثی اساسی‌تر هستم. یک سری سوال دیگر هست از جمله اینکه بخش صحنه‌ای رقابتی باشد یا نه، با حجم تماشاگران بلیت در دست و ظرفیت محدود سالن‌ها چه کنیم، با قیمت دلار و بخش بین‌الملل چه کنیم، با هزینه اسکان و اقامت شهرستانی‌ها چه کنیم، نارضایتی‌ها و غر زدن‌ها به کنار اما بارها از زبان نیروهای ستادی جشنواره می‌شنویم که مگر اختیارات ما چقدر است؟ بیش از یک اداره کل؟

    وی بیان کرد: این سوال پیش می‌آید که آیا باید سازمان تئاتر درست کنیم؟ یک مدیر چگونه می‌تواند ظرف دو سال، کاری زیرساختی کند و چه تضمینی هست که مدیر بعدی کارش را ادامه دهد؟ من در حال رد شدن از روی این سوال‌ها هستم و گمان می‌کنم بخشی از این‌ها عارضه جشنواره است. همه فکر می‌کنیم جشنواره تئاتر فجر نیاز به تحولی اساسی دارد اما پرسش اصلی که به نظرم باید در مورد این جشنواره مطرح شود این است که چرا شکل گرفته، ضرورتش چه بوده است و چرا باید ادامه یابد؟ برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها نیز چاره‌ای جز رجوع به تاریخ نداریم.

    جشنواره ترکیبی و شامل آثار تولیدی و مرور آثار پیشین باشد

    بهروز غریب‌پور در دومین فرصت ۱۰ دقیقه‌ای که در اختیارش قرار گرفت، گفت: اینکه ما ایراد می‌گیریم و می‌گوئیم جشنواره هر سال از نو شروع می‌شود به این معنی نیست که پس نباید باشد و معتقدم نادر برهانی‌مرند می‌تواند تا شب جشنواره به این نکته فکر کند که می‌خواهد بلندپروازانه حرکت کند یا نه و با توجه به پیشینه کاری او و شهرام کرمی خوشبختانه هیچکس نمی‌تواند بگوید که اینها کارمندند.

    وی با اشاره به سوالاتی که از سوی برگزارکنندگان به عنوان محورهای این نشست در اختیارش قرار گرفته بود، بیان کرد: پرسیده شده است که «جشنواره بهتر است تولیدمحور باشد یا مرور آثار تولید شده پیشین؟ ترکیبی؟ چرا؟» من می‌گویم جشنواره بهتر است ترکیبی باشد، یعنی هم بخش تولیدی داشته باشد و هم مرور باشد. در سوال دوم آمده است «شایسته است در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر تمرکز بر بخش‌های محدود باشد یا وسیع؟ چرا؟» به عقیده من جشنواره باید وسیع فکر کند. چون با گسترش رخداد کمی، رخداد کیفی هم اتفاق می‌افتد. سوال سوم در مورد ضرورت حضور دانشجویان در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر است که به نظر من حضورشان ضروری است چون آنها افکاری نو با خود می‌آورند و با این فرض که در صورت حضور آنها در جشنواره تئاتر فجر، جشنواره دانشجویی متوقف می‌شود مخالفم. به عقیده من بهتر است بخشی برایشان تعریف شود با عنوان فرضی «نخستین کارها» و در صورتی که خودشان هم بپذیرند و مایل به حضور باشند، بهتر است که باشند. سوال کرده‌اند «توجه جشنواره باید به کدام قسمت باشد، حرفه‌ای، تجربی، نیمه‌حرفه‌ای یا آماتور؟» که به عقیده من جشنواره مکان عرضه تولیدات حرفه‌ای است. وقتی می‌گویند طرف دولتی است فکر می‌کنیم خودفروخته است و فقط دستورات را اجرا می‌کند. این خط‌کشی‌ها که تو دولتی هستی و من خصوصیپ غیرمنطقی است.

    غریب‌پور در آخرین بخش از صحبت خود گفت: وقتی می‌گویند طرف دولتی است فکر می‌کنیم خودفروخته است و فقط دستورات را اجرا می‌کند. این خط‌کشی‌ها که تو دولتی هستی و من خصوصی، من شرف دارم و تو نداری غیرمنطقی است. بنابراین جناب آقای کرمی و برهانی‌مرند از این نترسند که عده‌ای روشنفکر که حقوق‌شان را از دولت می‌گیرند آنها را دولتی بنامند. من معتقدم حضور هر ۲ بخش خصوصی و دولتی، اگر عاشق تئاتر باشند ضروری است. امرا و طاعتا در نظام خصوصی هم ممکن است رخ دهد و این تفکری غلط است.

    ترکیبی بودن جشنواره نباید به معنای سهمیه‌بندی تلقی شود

    حسین مسافرآستانه نیز در دومین فرصت ۱۰ دقیقه‌ای خود با اشاره به سوالاتی که غریب‌پور از آن‌ها نام برده بود، گفت: در مورد بخش دانشجویی، من با تعریف قسمتی جداگانه به عنوان این بخش مخالفم و آن را تخفیف دانشجویان می‌دانم، گویی که نتوانسته‌اند با دیگران رقابت کنند و ما حقیرشان می‌شماریم. کار خوب و خلاقانه چه دانشجویی باشد و چه غیردانشجویی باید بتواند حضور داشته باشد. عذر می‌خواهم که این عبارت را به کار می‌برم اما نگاه کمیته امدادی به هیچ بخشی درست نیست. همین را در مورد تئاتر شهرستان‌ها هم می‌گویم. تئاتر شهرستان گاهی می‌تواند بهتر از تئاتر تهران باشد. دانشجو، شهرستانی، تهرانی و غیره باید با کارشان مدنظر قرار بگیرند و کارشان را ملاک ارزیابی قرار دهیم. این لطف نیست و نگاهی سخیف است.

    وی ادامه داد: در مورد ترکیبی بودن می‌خواهم تذکر دهم که این ترکیبی بودن نباید به معنای سهمیه‌بندی تلقی شود. بخش تولیدی باید به این معنا باشد که کاری را در راستای اهداف‌مان سفارش دهیم که گمان می‌کنیم حضورش لازم است. اینکه در بخش تولیدی تعداد زیادی متن دریافت کنیم که قسم می‌خورم هیچگاه خوانده نمی‌شوند و فرض کنیم که خوانده هم شوند اما بسیار بیش از ظرفیت موجود ما باشند و نتوانیم برایشان کاری انجام دهیم سر کار گذاشتن گروه‌های تئاتری است. تولیدی بودن در راستای اهداف توجیه‌پذیر است نه چیزی دیگر.

    وی با اشاره به یکی از سوالاتی که در قالب محورهای کلی این نشست آمده بود گفت: پرسیده شده است «ضرورت حضور داشتن یا نداشتن بخش غیردولتی و سالن‌های خصوصی در جشنواره چیست؟»، به عقیده من هر آن ظرفیتی از تئاتر خصوصی را که برای جشنواره آبرو می‌آورد باید مورد توجه قرار داد. از ضرورت حضور تئاتر استان‌ها در جشنواره پرسیده‌اند و به نظر من حتماً باید باشند اما تاکید می‌کنم با سهمیه‌بندی مخالفم و به نظرم کاری اشتباه است. بگذارید ساکنین شهرستان‌ها به واسطه نقاط قوت کارشان به جشنواره تئاتر فجر بیایند. به عقیده من صرف حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر یک ارزش است و این ارزش را نباید مفت بخشید. باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که حضور در جشنواره تئاتر فجر افتخار باشد و جایزه آفت این افتخار است.

    تئاتر سالنی و بخش صحنه‌ای از جشنواره تئاتر فجر خارج شود

    ناصر حبیبیان نیز در دومین فرصتی که در اختیارش قرار گرفت، گفت: آقای علی منتظری در سال ۶۰ مقاله‌ای می‌نویسد به نام نگاهی به نخستین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر که من جاهایی از آن را علامت زده‌ام و برایتان می‌خوانم. وی به فراهم کردن امکانات برای بیش از ۴۰۰ مهمان و به دست‌اندرکاری نهادهای مختلف از حوزه علمیه قم تا جهاد دانشگاهی اشاره می‌کند.

    وی یادآور شد: ایشان در سال ۶۶ دبیر جشنواره می‌شوند و به نظرم آن چیزهایی که به دنبالش بودند محقق می‌شود. سال ۶۸ جشنواره تئاتر استانی شکل می‌گیرد. جشنواره‌ای که ظرفیت‌های فراوانی برای جشنواره تئاتر فجر ایجاد می‌کند و باعث می‌شود بسیاری از شهرهای ایران صاحب گروه‌های نمایشی شوند. شهرهایی که پیش از آن مطلقاً سابقه تئاتری نداشتند. در سال ۶۹ مدیر تئاتر آوینیون به جشنواره تئاتر می‌آید و سپس گروه‌های خارجی. این جاست که عدم اعتماد به نفسی که در سال‌های اول برگزاری جشنواره وجود داشت به اعتماد به نفسی تبدیل می‌شود که می‌تواند تئاترش را به جهان ارائه دهد.

    حبیبیان با اشاره به این روند تاریخی افزود: این شکل‌گیری تا سال ۱۳۷۰ ادامه پیدا می‌کند و سپس نوبت به معرفی و باز کردن پنجره‌های تئاتر ایران به جهان می‌شود، پنجره‌هایی که جهان می‌تواند از طریق آن نظاره‌گر آن‌چه در این جشنواره می‌گذرد باشد. دوره بعد، دوره باز کردن درهاست و از سال ۱۳۷۷ جشنواره تئاتر فجر بین‌المللی می‌شود. یعنی جشنواره درهای خود را می‌گشاید و در عرض آن نیز شاهد اتفاقاتی و از جمله گسترده شدنش هستیم. اوج این گستردگی با مدیریت آقای سرسنگی اتفاق می‌افتد. اکنون ما چه جشنواره تئاتر فجر را برگزار کنیم و چه نکنیم سالن‌های تئاتر خصوصی و دولتی، صحنه‌شان خالی نمی‌ماند در حالی که در دهه ۶۰ خالی می‌ماند. پیشنهاد من این است که تئاتر سالنی و بخش صحنه‌ای چه به صورت رقابتی و چه به صورت غیررقابتی به طور کامل از جشنواره تئاتر فجر خارج شود. بخش صحنه‌ای امروز کودک نابالغ دهه ۶۰ نیست، جوانی بالغ است که باید چرخ‌های کمکی را از او باز کرد و گمان می‌کنم تحقق واقعی شعار تئاتر برای همه، در حوزه تئاتر غیرصحنه‌ای، خیابانی و دیگرگونه‌های اجرایی است که رخ می‌دهد.

    بخش دوم: فعالیت‌های بین‌الملل

    بخش دوم این نشست با عنوان «فعالیت‌های بین‌الملل» با حضور قطب‌الدین صادقی، محمدرضا علی‌اکبری و آرش عباسی برگزار شد و مانند بخش پیشین مهمانان در ۲ نوبت ۱۰ دقیقه‌ای به ارائه نظرات خود پرداختند و ۴۵ دقیقه پایانی صرف پرسش و پاسخ شد.

    وقتی کمیت را بر کیفیت ارجح می‌دانیم

    قطب‌الدین صادقی در نخستین فرصتی که در اختیارش قرار گرفت، گفت: اشکال بخش بین‌الملل جشنواره فجر به خود جشنواره برمی‌گردد. اولین مشکل، تعریف آن است. یعنی معلوم نیست تعریفش چیست. تمام جشنواره‌های عالم یا به مناسبت‌های موسمی شکل گرفته‌اند یا تاریخی. جشنواره فجر ظاهراً و باطناً قرار است به مناسبت دگرگونی بزرگی که در عرصه سیاسی رخ داد ویترینی برای تئاتر ارائه دهد. زمانی که انسان وارد جامعه می‌شود هر نهادی که می‌آفریند برای برطرف کردن یکی از نیازهایش است. ما چه نیازی داشته‌ایم که جشنواره تئاتر فجر را راه انداختیم؟ تا زمانی که به این پرسش بازنگردیم نمی‌توانیم به باقی پرسش‌ها جواب دهیم. مشکل جشنواره این است که تعریف ندارد. تمام جشنواره‌های جهان تعریف دارند، مدیر هنری دارند و در عبارت تحت‌الفظی دلال هنری یا پژوهشگرانی دارند که در طول سال به دنبال خوراک برای جشنواره می‌گردند. جشنواره در بخش بین‌الملل باید جایی برای رو کردن آخرین دستاوردها و آخرین تکنیک‌ها باشد نه مرور آثار. یکی از مهم‌ترین عیب‌های ما در بخش بین‌الملل این است که کمیت را بر کیفیت ارجح می‌دانیم

    وی افزود: من نمی‌دانم جشنواره تئاتر فجر چیست؟ حرفه‌ای است، داخلی است، سنتی است؟ یک جا باید آن را تعریف و جایگاه و سهم خارجی‌اش را هم مشخص کنیم. ما برای چه آثار خارجی را می‌آوریم؟ یا برای آموختن تکنیکی است که آن را نداریم یا به خاطر برخی محتواهاست که نیاز داریم خود را در زمینه‌شان قوی‌تر کنیم یا برای ادای احترام به فرهنگ‌های بزرگ جهان است. ما باید کاری کنیم که از این کمیت‌گرایی و شلوغ‌بازی به طرف کیفیت برویم. جشنواره در بخش بین‌الملل باید جایی برای رو کردن آخرین دستاوردها و آخرین تکنیک‌ها باشد نه مرور آثار. یکی از مهم‌ترین عیب‌های ما در بخش بین‌الملل این است که کمیت را بر کیفیت ارجح می‌دانیم. به نظرم باید معیارهای‌مان را تغییر دهیم و بر کیفیت متمرکز شویم تا تأثیرگذار باشیم.

    این نویسنده و کارگردان تئاتر ادامه داد: نکته دیگر این است که جشنواره مدیر خوب می‌خواهد. مدیری که به خصوص مداومت داشته باشد. بپرسید و ببینید که در جشنواره آوینیون هیچ مدیری کمتر از ۱۰ سال در سِمَتِ خود نبوده است. مدیریت جشنواره تخصصی است و نیازمند مداومت. ما بزرگ‌ترین ضربه را از عدم مداومت خورده‌ایم. این‌ها از جمله چیزهایی است که به جشنواره تئاتر فجر صدمه زده است؛ نداشتن تعریف و کیمت‌گرایی و اینکه کسانی که به دنبال دعوت از گروه‌های خارجی هستند معلوم نیست صاحب صلاحیتند یا نه.

    پیرامون حضور گروه‌های خارجی چقدر پنل، گفت‌وگو و تألیف صورت می‌گیرد؟

    محمدرضا علی‌اکبری در نخستین فرصت ۱۰ دقیقه‌ای خود گفت: نکته این است که ما چه انتظاری از جشنواره‌ای داریم که روزی و روزگاری برای پاس‌داشت هدفی خاص طراحی شده است. همه ما و کسانی که دست‌اندرکار جشنواره هستند، می‌دانیم که بدون تعارفی انتظار ما از جشنواره تئاتر فجر انتظاری بیش از حد است. همه ما می‌خواهیم سهم خود را از آن برداریم و انتظار داریم که همه مشکلات تئاترمان را حل کند. جشنواره تئاتر فجر قرار نیست تمام نیازهای یک کشور را پوشش دهد. شاید یکی از راهکارها این باشد که برحسب نیازسنجی‌های خودمان به پخش شدن جشنواره در طول سال فکر کنیم یا محول کردن بخشی از انتظارات به جشنواره‌های دیگر که در طول سال برگزار می‌شوند. حتی می‌توانیم راه دوری هم نرویم و نگاهی به جشنواره بین‌المللی فیلم بیندازیم که چطور دانشگاه‌ها را درگیر برگزاری کارگاه‌های آموزشی خود می‌کند.

    وی تصریح کرد: ما می‌توانیم این گونه بنگریم که بین تئاتر ما و دانشگاه نسبتی وجود دارد. مدیران تئاتر ما همگی نسبتی با دانشگاه دارند و نسبت تئاتر حرفه‌ای و دانشگاه چیزی است که نادیده گرفتنش گول زدن خودمان است. فارغ از استثناهایی که در دنیا وجود دارد همه تئاترهای حرفه‌ای از این نسبت برخوردارند. می‌شود برای کاهش هزینه‌ها به تبادلات میان دانشگاه و جشنواره فکر کرد.

    علی اکبری ادامه داد: انتظاری که ما از جشنواره فجر داریم این است که ساختاری مشخص داشته باشد اما به نظر می‌رسد که چنین اصلاح ساختاری به عمر مفید کاری خیلی از ما قد نخواهد داد. با این وجود من به تأثیرات فردی و تأثیرات مقطعی معتقدم. اینکه از ظرفیت حضور نادر برهانی‌مرند استفاده کنیم و بدانیم که چه تأثیراتی می‌تواند بگذارد. اینکه یک تئاتر خارجی بیاید و فرضا در تالار وحدت ببینیمش به هر حال محدود به تعداد معدودی می‌شود اما آن‌چه مهم است رخدادهای پیرامون این رویداد است که اجرای صحنه‌ای تنها بخشی از آن است. ما لمس کرده‌ایم که حضور یک گروه و یک هنرمند صاحب‌نام و صاحب تکنیک چطور می‌تواند منجر به اتفاقاتی خوب شود و باید بر آن سرمایه‌گذاری کرد. بخش تئاتر بین‌الملل یک قسمت مهم سلیقه فردی و ارتباطاتی است که هر کدام از مسئولان دارند. این موضوعی است که باید باورش کنیم و بدانیم که یک فرد ارتباطات خاص خود، سلیقه خاص خود و علاقه‌مندی‌های خاص خود را در حوزه تئاتر دارد. حال ما می‌توانیم مقابل این جریان بایستیم یا به فردی که در آن جایگاه قرار گرفته است اعتماد کنیم و پیشنهادهایی به او بدهیم.

    می‌توانیم روی تماشاگرمان به عنوان تماشاگر آثار بین‌المللی حساب کنیم یا خیر؟

    آرش عباسی در نخستین فرصت خود، گفت: وقتی می‌خواهیم در مورد جشنواره و بخش بین‌الملل آن حرف بزنیم اولین چیزی که به ذهنم می‌آید این است که بخش بین الملل در دهه ۷۰ به شخص من کمک بسیار زیادی کرد اما در دهه فعلی، نخست باید ببینیم تئاترمان در ابعاد جهانی می‌گنجد یا خیر و مهم‌تر از آن می‌توانیم روی تماشاگرمان به عنوان تماشاگر آثار بین‌المللی حساب کنیم یا نه. من معتقدم بخش عمده‌ای از تماشاگران‌مان این ظرفیت را ندارد و شعار تئاتر برای همه را شعاری اشتباه می‌دانم که لطمه‌های بسیار زیادی از آن خوردیم.

    وی ادامه داد: تئاتر به هیچ عنوان برای همه نیست، همان طور که فلسفه برای همه نیست. تئاتر نمی‌تواند دغدغه همه باشد و به همین دلیل است که از جانب عده‌ای رفتاری زننده می‌بینیم. اساساً ما به عنوان تئاتربین‌های ایرانی، آدم‌های پرمدعایی هستیم که در مقابل همه چیز گارد می‌گیریم. مسئله این است که در اروپا تکلیف تماشاگر تئاتر با خودش مشخص است و در ایران مشخص نیست. شما بلیت خریده‌اید و به تماشای یک اثر نشسته‌اید به این معنا که کسی وادارتان نکرده است آن را ببینید. تماشاگر اروپایی وارد تئاتر شهر که می‌شود مطمئن است آدم‌هایی در آنجا هستند که لیاقت پرداخت پول برای تماشای کارهایشان را دارند. نکته دیگر آن است که تئاتر حرفه‌ای آنها برنمی‌تابد که هر کسی از جایش بلند شود و بگوید من کارگردانم، پول هم دارم و هر جا دلم بخواهد اجرا می‌روم. پس نخست باید به این سوال پاسخ دهیم که تئاتر ما تا چه میزان در حد و اندازه دنیا هست و بعد برای آن تصمیم بگیریم. معتقدم کم حوصله‌ترین جاندار روی کره زمین، تماشاگر تئاتر ایرانی است و گاهی رفتارهایی می‌کند که حرفه‌ای نیست.

    این نویسنده و کارگردان تئاتر در ادامه تصریح کرد: من اساساً به وجود کارگاه‌های آموزشی در جشنواره معتقد نیستم. جشنواره جای برگزاری کارگاه نیست. جای تعامل است. نکته دیگر که جشنواره تئاتر فجر با آن دست و پنجه نرم می‌کند بلیت‌فروشی است. درآمدزایی از جشنواره تئاتر فجر به چه معناست و چه مفهومی می‌تواند داشته باشد. ما اگر کار درخشانی داریم می‌توانیم بعدتر با آن قرارداد اجرا ببندیم نه این در طول جشنواره برایش بلیت بفروشیم.

    از مسائل مالی تا حضور گروه‌های ایرانی در مسابقه بین‌الملل

    قطب‌الدین صادقی در دومین فرصتش گفت: از اینکه جشنواره در آغاز چه بود بگذریم. جشنواره به مرور روندی را طی کرد و تعریف هنری بر محتوای ایدئولوژیک چربید و الان به جایی رسیده است که باید مشخص کنیم بخش خارجی چه کمکی می‌تواند کند. چند مشکل اصلی داریم و یکی از آنها این است که آثار انتخابی، آثار خوبی نیستند. خیلی از گروه‌های تئاتری حاضر نیستند بیایند و این مشکل بزرگی است که باید حلش کنیم. مشکل دوم پول است. بسیاری از گروه‌هایی که می‌آیند پول می‌خواهند. مشکل بعدی جا دادن گروه‌های ایرانی در دل مسابقه بین‌الملل است که در برابرش باید پرسید این شوخی‌ها چیست که می‌کنید؟! ایرانی‌هایی که در قالب گروه‌های خارجی و به اسم کار خارجی به مسابقه بین‌الملل می‌آیند شوخی بعدی است. اصلاً مسابقه بین‌الملل به چه معناست؟ وقتی گروه‌های خارجی تا اختتامیه منتظر نمی‌مانند که جوابش را بگیرند و بعد از اجرایشان می‌روند.

    صادقی با برشمردن سه نوع رابطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ادامه داد: رابطه‌های میان کشورها یا سیاسی است یا اقتصادی یا فرهنگی. رابطه سیاسی توأم با هژمونی و سلطه‌جویی است. در رابطه اقتصادی نیز تمام کشورهایی که اقتصاد مقتدر دارند دوست دارند کالایشان را بفروشند و ما را زیر چنگ خود بگیرند اما پیام رابطه فرهنگی پیامی انسانی است و جشنواره‌های جهانی تئاتر بزرگ‌ترین تجلی‌گاه این ارتباطات فرهنگی‌اند. در هیچکدام از این جشنواره‌ها جایزه وجود ندارد و مسابقه‌ای هم نیستند. دادن جایزه به نظر من کوچک کردن و سبک کردن جشنواره است. از همه بدتر اینکه رفیق‌مان در قسمت مهمان شرکت کرده است، به مسابقه بین‌الملل می‌آوریمش و در نهایت جایزه را هم به او می‌دهیم.

    وی تصریح کرد: مسئله دیگر که بخش جهانی جشنواره تئاتر فجر را ضعیف می‌کند سانسور است و مسئله دیگر ذوق پایین در هنگام انتخاب.

    صادقی در پایان صحبت‌های خود گفت: ما باید از فرهنگ‌های دیگر اطلاع پیدا کنیم و خودشیفته نباشیم. فرهنگ‌های جهان را بشناسیم و از دستاوردهای آنها استفاده کنیم.

    برجسته‌ترین دستاورد بخش بین الملل حضور گروه‌های خیابانی است

    محمدرضا علی‌اکبری در دومین فرصت ۱۰ دقیقه‌ای که در اختیارش قرار گرفت، گفت: من به عنوان مخاطب، برجسته‌ترین دستاورد حضور گروه‌های خارجی را، حضور گروه‌هایی می‌بینم که در زمینه تئاتر خیابانی کار می‌کنند. چه می‌شود که غنیمت حضور کسی مثل یوجینیو باربا در ایران این قدر ساده و نادیده انگاشته می‌شود؟ ما در جهانی زندگی می‌کنیم که ارتباطات در آن راحت‌تر شده است، خیلی از دوستان ما در کشورهایی زندگی می‌کنند که در هر کوچه‌اش سالنی با ظرفیت حداقل ۱۰ نفر وجود دارد. پس انتخاب برای بخش بین‌الملل بسیار فراوان است و با سفر به هر کشوری می‌توان با تعداد زیادی از آن‌ها آشنا شد اما مهم این است که بدانیم چه کسانی قرار است بیایند و این انتخاب‌ها بر چه اساسی صورت می‌گیرد. این گونه فکر کنیم که شاید یک سال جشنواره‌مان مهمان خارجی نداشته باشد. من این را از جایگاهی می‌گویم که نسبتی با سیاستمداران ندارد و قطعاً آنها توقعاتی دارند اما گمان می‌کنم ایستادگی در برابر این توقعات بسیار مهم است.

    هیأت انتخاب سرطان هر جشنواره است

    آرش عباسی در دومین فرصت خود گفت: من معتقدم اصلاً جای افتخاری ندارد اگر جشنواره‌ای مملو از کارهای دانشگاهی باشد. حتی شاید اگر بعدها تحقیق درستی در این زمینه انجام شود بتوان به عنوان خیانت هم از آن نام برد. اینکه من یک دانشجو را پررنگ و بر سر داوران داد و فریاد کنم که باید به او جایزه بدهید، پدیده‌ای می‌آفریند مانند برفی که بسیار زود آب می‌شود. ما آنها را باد کرده و با دنیایی از توهم در دل دنیایی رهایشان می‌کنیم که پول حرف اولش را می‌زند. من جشنواره تئاتر دانشگاهی را با اینکه در سال‌های اول آن حضور داشتم چیزی جز دستگاه متوهم‌سازی نمی‌بینم. اینکه جوانی در ۲۵ سالگی در تئاتر شهر اجرا کند، باعث می‌شود در همان سن به سقف آمال و آرزوهای خود برسد. آن جوان چگونه ممکن است بعد از آن باز هم فکر کند و به اجرا در کجا فکر خواهد کرد؟ قطعاً به کم‌تر از تالار وحدت رضایت نخواهد داد. معتقدم هیأت انتخاب، سرطان هر جشنواره است. هر جشنواره باید یک دبیر داشته که بتواند پای آنچه انتخاب می‌کند بایستد

    وی ادامه داد: معتقدم هیأت انتخاب، سرطان هر جشنواره است. هر جشنواره باید یک دبیر داشته که بتواند پای آنچه انتخاب می‌کند بایستد. در غیر این صورت، تئاتر حرفه‌ای نیست و تئاتر صدقه‌ای است. اینها باعث می‌شود ما به جایی نرسیم و پیشرفتی نکنیم. چرا فکر می‌کنیم جشنواره تئاتر فجر ویترین تئاتر است؟ تعدد کارهای خارجی چیزی جز پول دور ریختن نیست و امری خنده‌دار و کارکردش بستن دهان‌هاست. مشخصاً اگر چهار نفر کارگردان خارجی با چهار کار باکیفیت بیایند، چه دوست‌شان داشته باشیم و چه دوست‌شان نداشته باشیم برای‌مان کافی است.

    بخش سوم: چشم‌انداز جشنواره براساس الگوها و نمونه‌های جهانی

    بخش سوم و پایانی دومین روز از سلسله نشست‌های «آسیب‌شناسی جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر» با عنوان «چشم‌انداز جشنواره براساس الگوها و نمونه‌های جهانی» با حضور مهدی مشهور، علی شمس و اصغر نوری برگزار شد. برنامه زمان‌بندی این بخش نیز مانند ۲ قسمت قبل بود.

    تقسیم جشنواره‌ها به سه دسته؛ تفریحی، پداگوژیک و هنری

    اصغر نوری در اولین فرصت خود گفت: من در این ۱۰ دقیقه تلاش می‌کنم منظم حرف بزنم، در ۱۰ دقیقه اول در مورد جشنواره‌های خارجی‌ای که در آن‌ها حضور داشته‌ام و در ۱۰ دقیقه دوم در مورد جشنواره تئاتر فجر. آن قدر جشنواره در دنیا هست که ما هیچ وقت نمی‌توانیم در مورد همه آن‌ها حرف بزنیم. یک سری از جشنواره‌ها کاملاً تفریحی هستند. یعنی در یک شهر کوچک یا بزرگ جشنواره‌ای برگزار می‌شود که وقتی به تاریخچه آن نگاه می‌کنید می‌بینید شهرداری تصمیم گرفته است آن را به شکل کارناوال برگزار کند و کنارش هم برنامه‌هایی است که مردم برای یک هفته یا ۱۰ روز خوش بگذرانند و بعضی از آن‌ها بین‌المللی هم هستند و میزبان کشورهای نزدیک خود نیز می‌شوند.

    وی افزود: دسته دوم جشنواره‌های پداگوژیک و با هدف آموزش هستند که بانی‌شان یک کمپانی تئاتر یا یک مدرسه تئاتر است. من در این جشنواره‌ها شرکت کرده‌ام. اینها بانی‌شان یک کمپانی تئاتر و هدف‌شان آموزش است. یک کمپانی که برای اجرای عمومی تولیدات خود فعالیت می‌کند و کمپانی‌های آموزشی دیگر مثل خودش را نیز از شهرهای دیگر یا کشورهای دیگر دعوت می‌کند. در این بخش در عین اهداف پداگوژیک، اهداف تفریحی هم دیده می‌شوند و سمینارهایی علمی هم برگزار می‌شوند. گروه سوم جشنواره‌های هنری هستند. یعنی جشنواره‌های جدی دنیا که همه‌تان می‌شناسیدشان. جشنواره‌های هنری شناسنامه تئاتر یک کشورند و هدف‌شان تولید تئاتر باکیفیت است. اینجا انتخاب‌ها کاملاً برای بهبود کیفیت تئاتر و تجربه‌های تئاتری است. از جمله این جشنواره‌های هنری، جشنواره آوینیون است که هم کارناوال را در آن می‌بینید یعنی همان بخش تفریحی، هم پداگوژیک را و هم هنر را. مهم‌ترین ویژگی جشنواره‌های هنری این است که هیأت انتخاب ندارند و رقابتی هم نیستند. یک دبیر دارند که با مسئولیت خودش کارها را انتخاب می‌کند و تصمیم گیرنده‌ای جز خودش نیست.

    رقابتی بودن و وابستگی دولتی اشتباهاتی بزرگ هستند

    مهدی مشهور به عنوان دومین سخنران در نخستین فرصت ۱۰ دقیقه‌ای خود گفت: جشنواره تئاتر فجر شبیه هیچ جشنواره‌ای نیست، شبیه خودش است و اولین مشکلش رقابتی بودن است. رقابتی کردن یک جشنواره اشتباهی بزرگ است. مشکل دیگر وابستگی دولتی است. جشنواره تئاتر فجر به شدت به آن‌چه از سوی دولت می‌آید وابسته است. مسئله دیگر این است که گویی تمام راه‌ها و آمال یک گروه تئاتری به جشنواره تئاتر فجر ختم می‌شود. متمرکز شدن بر جشنواره و همه چیز را به سمت آن سوق دادن کاری اشتباه است. مسئله بعدی این است که به عنوان مثال دبیر جشنواره آوینیون ۱۵ کار را با سلیقه شخصی انتخاب می‌کند ولی به جز آن ۱۵ کار، ده‌ها کار توسط کمپانی‌های کوچکی اجرا می‌شود که در بخش آف قرار دارند. همه جشنواره‌های بزرگ دنیا این بخش را علیه خود یا در حاشیه خود دارند. اینکه یک جشنواره اجازه می‌دهد بر علیه خودش، کارهایی در کنارش اجرا شوند با ذکر این نکته که کارهای بخش اصلی هم در قالب رقابتی روی صحنه نمی‌روند نکته بسیار مهمی است و اساس این بخش کمپانی‌محوری یا گروه‌محوری است.

    مشکل اصلی‌مان عدم تداوم و برگزارکردن همه چیز به شکل دوره‌ای است

    علی شمس در نخستین ۱۰ دقیقه خود گفت: وقتی در مورد اجرا در فستیوالی مانند آوینیون یا ادینبورگ حرف می‌زنیم و در مورد بخش‌های آف و فرینج‌شان باید به اختیار تام دبیران‌شان نیز دقت کنیم و اینکه دبیر است که کارهای بخش اصلی را دعوت می‌کند. همچنین وقتی می‌گوئیم در اروپا شبی ۱۵۰ یا ۲۰۰ اجرا روی صحنه می‌رود صرفاً مقصودمان اجرای تئاتر در سالن‌ها نیست و این یک سوءتفاهم است که به علت نبودن فهمی رئالیستی پیش می‌آید. آن تصویری که ما از اروپای تئاتربین و سالن‌های هر شب پرشان داریم کاملاً غلط است.

    وی ادامه داد: با غیررقابتی بودن بسیار موافقم چون بزرگترین فستیوال‌های دنیا این گونه‌اند. عدم تداوم مشکل اصلی ماست و همچنین برگزار کردن همه چیز به شکل دوره‌ای. آن‌چه فستیوال‌های دنیا از اواسط دهه ۸۰ در حال انجامش هستند بر گسترده کردن فضاهای اجرایی در تمام شهر متمرکز است. فضای اجرایی گسترده است و مفهوم اجراست که اصالت دارد و نه مفهوم نمایش.

    اصغر نوری نیز یادآور شد: بعضی از آدم‌های ۴۰، ۵۰ ساله‌ای که اکنون به عنوان نویسندگان و کارگردانانی خوب می‌شناسیم‌شان حاصل جشنواره‌اند. من می‌توانم حداقل از ۱۰ نفر نام ببرم که بین ۴۰ تا ۵۰ سال سن دارند و هنرمندان خوبی‌اند و حاصل حمایت مرکز هنرهای نمایشی از حضور آنها در جشنواره هستند. اتفاقی که نتیجه‌اش آدم‌هایی شده‌اند که حرفی برای گفتن دارند اما جشنواره تئاتر فجر کم‌کم این بخش را از دست داد و تنها بودجه‌ای صرف شد تا ما جشنواره‌ای برگزار کنیم که همه چیزش ناقص است. مهمان خارجی دعوت می‌کنیم که مهمان خارجی دعوت کرده باشیم، از شهرستان‌ها حمایت می‌کنیم که حمایت کرده باشیم. وقتی کلی نگاه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که اگر جشنواره تئاتر فجر مهم‌ترین اتفاق مرکز هنرهای نمایشی است که است، یک بار باید به شکل اساسی به این نکته فکر کند که جشنواره تئاتر فجر را به چه دلیل برگزار می‌کنیم.

    تخصیص بودجه می‌تواند براساس میزان فعالیت گروه‌ها متغیر باشد

    مهدی مشهور در دومین بخش از صحبت‌های خود گفت: ما تلاش می‌کنیم همه را به جشنواره تئاتر فجر بکشانیم تا نشان دهیم هیچ مشکلی وجود ندارد و بعد در طول سال رهایشان می‌کنیم. بحث کیفیت و کیمیت یک چیز است و مسئله دیگر این است که ما می‌خواهیم با تئاتر چه کنیم. در مورد بودجه چه اتفاقی می‌افتد و چگونه در اختیار جشنواره قرار می‌گیرد؟ آیا جشنواره در حین تخصیص بودجه پارامترهایی چون تعداد اجراهای یک گروه، مکان‌هایی که در داخل و خارج از کشور در آنها اجرا کرده است، کتاب‌هایی که چاپ کرده است، تالیفاتی که داشته است و غیره را مدنظر قرار می‌دهد؟ بودجه می‌تواند براساس میزان فعالیت متغیر شود. بنابراین به نظرم این بخش هم که چگونه بودجه را میان گروه‌ها تقسیم می‌کنیم باید مورد توجه قرار بگیرد. دبیر جشنواره مشاورانی دارد که در حین انتخاب به او مشاوره می‌دهند که این کارها را در بخش اصلی بیاور یا نه ولی اینکه یک سری داور را در مقابل یک سری هنرمند بگذاریم و بگوییم مشخص کنید کدام خوب است و کدام کار بد، غلط است.

    برای احضار ابژه‌های بزرگ غایب تئاترمان، به آرشیوسازی نیازمندیم

    علی شمس در دومین قسمت از زمان خود و در بخش پایانی دومین روز از سلسله نشست‌های «آسیب‌شناسی جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر»، گفت: سرفصل‌وار می‌گوئیم که با توجه به شرایط موجود چه باید کرد. حضور دبیر جشنواره باید تداوم داشته باشد. تداوم حضور دبیر بسیار مهم است. فستیوال آوینیون تقریباً از سال ۲۰۰۰ روی تکنولوژی‌های نو کار می‌کند، چیزی که ما سرجمع ۷۰۰ صفحه کتاب در موردش نداریم. ما تولید مفهوم نداریم، کاری که فستیوال‌ها می‌کنند؛ تداوم حضور دبیر با تمرکز بر هنرهای اجرایی و هر چیزی به مثابه اجرا و تکثر فضاهای اجرایی با زیرساخت‌های مناسب و اینکه بخش آف نباید بخش طفیلی باشد. وقتی می‌گوئیم در اروپا شبی ۱۵۰ یا ۲۰۰ اجرا روی صحنه می‌رود صرفاً مقصودمان اجرای تئاتر در سالن‌ها نیست و این یک سوءتفاهم است که به علت نبودن فهمی رئالیستی پیش می‌آید. آن تصویری که ما از اروپای تئاتربین و سالن‌های هر شب پرشان داریم کاملاً غلط است

    این نویسنده و کارگردان تئاتر ادامه داد: مسئله دوم آرشیوسازی است. من اگر به جای شهرام کرمی بودم همه فیلم‌های موجود از اجراها را در اداره کل هنرهای نمایشی دیجیتالی می‌کردم. چیزی که به آن احتیاج داریم. ما به مدون کردن و آرشیو کردن تاریخ‌مان احتیاج داریم. ما باید در این اَبَر رویداد که همیشه بنا بر مصلحت خود را از آن کنار کشیده‌ایم، سهیم شویم. تا چیزی تداوم پیدا نکند شکل نمی‌گیرد. ما ابژه‌های غایب بزرگی در تئاترمان داریم که کوچک‌ترین کاری برای احضارشان نمی‌کنیم. مسئله‌ای که وجود دارد تداوم حضور دبیر، غیررقابتی شدن و اختیار دادن به دبیر است. بخش رقابتی مسلماً بخش مضری است. مسئله بعدی مفهوم رزیدنسی و تعامل است و مواجه مدرن با دنیا. ما باید از این فضای دهه شصتی که به آن مبتلاییم و گمان می‌کنیم الف در نقش ب بازی می‌کند تا پ او را نگاه کند فاصله بگیریم و بر اجرا متمرکز شویم. تجربیات بزرگ کارگردانان دنیا را مرور کنیم و ببینیم که اصلاً به شیوه‌ای که ما عمل می‌کنیم، عمل نمی‌کنند.

    شهرام کرمی، مدیر کل هنرهای نمایشی و رئیس جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نیز در پایان دومین روز از سلسله نشست‌های «آسیب‌شناسی جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر» ضمن تشکر از حاضرین و برگزارکنندگان با اشاره به آن‌چه در طول این ۲ روز گذشت، گفت: چون سال‌هاست کار مدیریت اجرایی می‌کنم همواره با این تضارب آرا و نظرات مواجه بوده‌ام که عصاره‌شان می‌تواند برای تصمیم‌گیری درست یاری‌مان کند. مسئولیت دشواری بر عهده نادر برهانی‌مرند است برای اینکه بتواند تمام این مطالبات را تبدیل به واقعیت کند. جشنواره تئاتر فجر نمی‌تواند یک تنه به تمام این مطالبات پاسخ دهد و امیدوارم بتوانیم با سعه‌صدر به تمام آنها بپردازیم. این جلسات حداقل برای من افقی را روشن کرد و گمان می‌کنم برای نادر برهانی‌مرند هم همین گونه بوده است.

    پایان بخش سلسله نشست‌های «آسیب‌شناسی جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر» به دبیری مهرداد رایانی‌مخصوص و مدیریت اجرایی میلاد نیک‌آبادی پس از ۲ روز برگزاری در قالب ۶ نشست در روزهای پنجشنبه ۱۹ و جمعه ۲۰ اردیبهشت، گفتگو و تبادل آرای اهالی تئاتر، رسانه و علاقه‌مندان با رئیس و دبیر سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، شهرام کرمی و نادر برهانی‌مرند است. نشستی که امروز شنبه، ۲۱ اردیبهشت از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر برگزار می‌شود.

  • «آرش کمانگیر» شهرام ناظری منتشر شد/ روایت قطب الدین صادقی

    «آرش کمانگیر» شهرام ناظری منتشر شد/ روایت قطب الدین صادقی

    آلبوم موسیقی «آرش کمانگیر» بر اساس منظومه آرش کمانگیر سیاوش کسرایی، صدای شهرام ناظری و آهنگسازی پژمان طاهری پس از مدت‌ها در دسترس علاقه‌مندان موسیقی قرار گرفت.

    به گزارش تئاتر آنلاین، محمد حسین توتونچیان مدیرعامل شرکت فرهنگی‌هنری ققنوس و تهیه‌کننده آلبوم «آرش کمانگیر» درباره جزئیات این اثر توضیح داد: «آرش کمانگیر» یک اثر ارکسترال محسوب می‌شود که با صدای استاد شهرام ناظری و بر اساس شعری از سیاوش کسرایی توسط پژمان طاهری آهنگسازی شده است. بخش ارکسترال این اثر در «کنسرت هاوس» شهر وین توسط ارکستر مجلسی اتریش و به رهبری طاها عابدیان ضبط شده است و باید اذعان داشت که با توجه به خاستگاه ارکستر، نوعی از موسیقی ارکسترال را در یک اثر ایرانی با زبان پارسی تجربه خواهید کرد که کاملاً منحصر به فرد و شنیدنی است.

    وی افزود: قطب‌الدین صادقی نویسنده و کارگردان شناخته شده تئاتر نیز به عنوان راوی داستان، استاد شهرام ناظری و پژمان طاهری را همراهی کرده است.

    توتونچیان در معرفی نوازندگان این اثر گفت: پژمان طاهری، طاها عابدیان، فرهاد صفری و بابک غسالی تکنوازان آلبوم «آرش کمانگیر» هستند و غیر از تکنوازی ویولای طاها عابدیان که در وین ضبط شده است، دیگر تکنوازی‌ها و دکلمه در تهران صدابرداری شده است.

    مدیرعامل «ققنوس» همچنین بیان کرد: «آرش کمانگیر» هفت قطعه به نام‌های «شب»، «قصه»، «امید»، «آهنگ دگر»، «بدرود»، «آرش» و «سوگ» را شامل می‌شود. این اثر به زودی طی مراسمی شایسته رونمایی خواهد شد.

  • قطب‌الدین صادقی «طریقه حکومت گجرخان» را افتتاح می‌کند

    قطب‌الدین صادقی «طریقه حکومت گجرخان» را افتتاح می‌کند


    آیین «سرچراغ» نمایش «طریقه حکومت گجرخان» امروز پنجشنبه ۹ اسفند با حضور قطب‌الدین صادقی در تماشاخانه سنگلج برگزار می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «طریقه حکومت گجرخان» نوشته مجید امرایی و کارگردانی مشترک امرایی و احسان ملکی امروز پنجشنبه ۹ اسفند در تماشاخانه سنگلج اجرای عمومی خود را آغاز می کند. در آیین «سرچراغ» یا افتتاح اجرای عمومی این نمایش، قطب‌الدین صادقی به عنوان مهمان ویژه حضور دارد.

    در نمایش «طریقه حکومت گجرخان» که یک نمایش کمدی ایرانی است، به ترتیب حروف الفبا، زری اماد، شاهین علایی نژاد، سعید عبدالهی، فرامرز قلیچ خانی، شهرام مسعودی و میثم یوسفی به ایفای نقش می پردازند.

    این نمایش ساعت ۱۹:۳۰ به صحنه می رود.

  • هسته‌های روشنفکری تئاتر از بین رفت/ خصوصی سازی یا خصوصی بازی

    هسته‌های روشنفکری تئاتر از بین رفت/ خصوصی سازی یا خصوصی بازی


    قطب الدین صادقی معتقد است که در دهه ۷۰ هسته های روشنفکری، پژوهشی و مطالعاتی تئاتر از بین رفت و این خطر همچنان گریبان تئاتر ایران را گرفته است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، دومین نشست تاریخ شفاهی تئاتر ایران با حضور قطب الدین صادقی، تاجبخش فناییان و داود فتحعلی بیگی روز چهارشنبه ۱ اسفند در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

    تاجبخش فناییان در ابتدای این نشست به ارائه توضیحاتی پرداخت و گفت: قبل از انقلاب و در دهه ۵۰ می رفت که برنامه ریزی منتج به نتیجه صورت بگیرد که بواسطه انقلاب ناکام ماند، حال آنکه درباره خوب یا بدی واقعه نظر نمی دهم. بعد از انقلاب هم هیچگاه تبیین نشد که ما از تئاتر چه می خواهیم، در تمام کشورها از یک دهه برای دهه بعد برنامه ریزی می کنند و هر کسی هم مدیریت را می پذیرد طبق همان برنامه پیش می رود.

    وی ادامه داد: بعد از انقلاب مسئولان رده بالای وزارت ارشاد هیچ آشنایی، تاکید می‌کنم هیچ آشنایی نسبت به تئاتر نداشتند. بعضا تئاتر را اتفاقی برای خنداندن مردم می دانستند یا چیزی برای سرگرمی. آنها شاید می توانستند برای اقتصاد برنامه ریزی کنند ولی در زمینه تئاتر مطلقا تخصص نداشتند. هیچ اعتمادی هم به افراد وجود نداشت که امر برنامه ریزی را به آنها بسپارند.

    سپس قطب الدین صادقی درباره ارزیابی خود درباره دهه ۶۰ و ۷۰ تئاتر ایران، اظهار کرد: صحبت های من جنبه ارزشگذاری ندارد. این ۴۰ سالگی انقلاب ۴ دوره فرهنگی تاریخ معاصر را در برمی گیرد که نقطه عطف هایی دارد که اولینش وقوع انقلاب است. این اتفاق یک دموکراسی خودجوش بوجود می آورد که همه نیروها در آن فعالیت می کردند. طبق مطالعات من این دوره بسیار پرجوش و خروش است. مثل تمام انقلاب های جهان یک نیرو باید باقی می ماند و دیگران باید می رفتند. وقوع جنگ همه چیز از جمله فرهنگ و اقتصاد و این دموکراسی خودجوش را تحت الشعاع قرار داد.

    وی با بیان اینکه تئاتر هم در دوران جنگ به بخشی از بسیج عمومی شکل گرفته در جامعه تبدیل شد، افزود: جریان تئاتر ایران در این دهه معطوف به پیش بردن یک اندیشه سیاسی و ایدیولوژیک است. فضایی که تا صلح ادامه پیدا می کند، نقطه عطف دوم صلح است. بعد از صلح جوان خوش فکری آمد که در یک دفترچه ۴۰ برگ برنامه هایش را نوشته بود. بی نهایت هوشمند و دلسوز بود. او تمام تئاتر تعطیل شده را فعال کرد، آن هم در زمانی که تئاتر شهرستان نابود شده بود و به تئاتر بعنوان یک بزه نگاه می کردند.

    در ادامه صادقی تأثیر علی منتظری را به عنوان رئیس مرکز هنرهای نمایشی در دهه ۶۰ بر تئاتر ایران بسیار بالا و مثبت ارزیابی کرد و گفت: در آن دوران شور مسئولیت همه ما را فرا گرفته بود. دهه دوم انقلاب زندگی تئاتری احیا شد و ۱۸ دانشکده تئاتری احداث شدند که هدف از احداث آن ها تنها سود برای دانشگاه آزاد نبود بلکه شور فرهنگ و فرهنگ ایجاد شده در جوانان بود.

    وی اظهار کرد: موج روی آوردن به فرهنگ و هنر به خصوص تئاتر ناشی از خوش بینی به زندگی بود. دهه اول انقلاب دهه قناعت و اقتصاد سازمان یافته است ولی در همان قناعت که دلار ۷ تومان بود، در سینما ۷۰ فلم در سال ساخته شد در حالی که در کشور عراق در همان دوران ۳ فیلم سینمایی ساخته شده بود. از دوره صلح به بعد مجوز فعالیت های فرهنگی و هنری به نهادهای نظامی و سیاسی نیز داده شد.

    صادقی با اشاره به بودجه ۸۰ میلیون تومانی تئاتر در دهه اول انقلاب، توضیح داد: این بودجه تقلیل پیدا کرد و آقای منتظری با ۲۴ میلیون تومان بودجه باید تئاتر را اداره می کرد که از این مبلغ، ۲۲ میلیون تومان هزینه کارمندان و بخش اداری می شد و تنها ۲ میلیون تومان برای تولید تئاتر می ماند. در آن زمان هزینه تولید یک فیلم معمول سینمایی ۶ میلیون تومان بود. آقای منتظری با تلاشی کرد بودجه تئاتر را بالا برد و وقتی مرکز هنرهای نمایشی را ترک کرد این بودجه به ۸۰۰ میلیون تومان رسیده بود.

    این هنرمند تئاتر درباره وضعیت تئاتر در دهه ۷۰ افزود: تربیت نسل جدیدی از بازیگران و کارگردانان تئاتر در این دهه اتفاق افتاد. فرهنگ نوین دانشگاهی کمابیش اصولی در تمام عرصه ها شروع شد اما ناهماهنگی بخشی از فرهنگ ما بود و هماهنگی میان نهادها و سازمان های مختلف در این زمینه شکل نمی گرفت.

    سپس داود فتحعلی بیگی از هنرمندان با سابقه عرصه نمایش های آیینی و سنتی نیز به ذکر خاطراتی از مشکلاتی که برای رسمی شدن این حوزه نمایشی در دهه ۶۰ وجود داشت، پرداخت و افزود: همزمان با شکل گیری انجمن نمایش، کانون نمایش های آیینی و سنتی راه افتاد و من مدیریت تالار محراب را هم بر عهده داشتم. از سال ۶۶ به تبع شکل گیری این کانون جشنواره نمایش های آیینی و سنتی را راه انداختیم که از ابتدا دیدگاه پژوهشی داشت. ما هیچوقت بودجه مصوب و جداگانه ای نداشتیم ولی کانون نمایش های آیینی و سنتی و جشنواره آیینی و سنتی باعث شد تا اندوخته های مختلفی داشته باشم.

    فناییان در ادامه این سخنان یادآور شد: آقای منتظری زحمات زیادی در تئاتر ایران کشید اما الان کجاست؟ وی شبانه روز تلاش کرد و دموکراسی خودجوش ناشی از دیدگاه انفرادی آقای منتظری بود، وی سعی می کرد به تئاتری ها آسان بگیرد و همه کار کنند. بعد آقای منتظری تئاتر را ترک کرد و گفت دیگر به تئاتر بر نمی گردم، چرا این اتفاق باید رخ دهد؟ آقای منتظری رفت چون بستر آماده نبود و او را تأیید و پشتیبانی نمی کرد.

    وی افزود: آقای منتظری به تنهایی تصمیم می گیرد و کاری می کند که با بستر موجود تطابق ندارد و در نتیجه خسته می شود. همه چیز به لحاظ فرهنگی علیه افراد از جمله مدیریت حرکت می کند. گذشته تئاتر معلوم نیست که بر پایه چه ایده و فرهنگی شکل گرفته است. اگر نقشه راه نباشد همه چیز آشفته می شود، هماهنگی میان ارگان ها و نهادها می تواند ثمرات بلند مدتی داشته باشد.

    این کارگردان و مدرس تئاتر متذکر شد: نقصان تئاتر ما در دهه های مختلف گذشته این است که ارگان های مرتبط با هم در ارتباط نیستند، بحث سیاسی نیست بلکه فرهنگی است و در حوزه تئاتر این هماهنگی ایجاد نشد.

    سپس داود فتحعلی بیگی و تاجبخش فناییان احداث و راه اندازی پردیس تئاتر تهران در منطقه جنوب تهران را ناشی از نبود برنامه و دیدگاه مناسب در خصوص تئاتر دانستند.

    در ادامه فناییان تصریح کرد: اگر ما برای ۴۰ سال آینده سنگ بنای مبانی و برنامه ریزی را نگذاریم تا ۴۰۰ سال دیگر هم برای تئاتر ایران اتفاقی نخواهد افتاد. اداره کل های مختلف زیر نظر معاونت هنری وزارت ارشاد کاری از دست شان بر نمی آید.

    در بخش دیگری از این نشست، قطب الدین صادقی با اشاره به وجود فرهنگستان هنر، تأکید کرد: ما نهاد عظیمی به نام فرهنگستان هنر داریم که مهندسی عظیم فرهنگ و هنر کشور را در دست دارد ولی برای تئاتر چه کار کرده است؟ در دهه ۷۰ نسلی آمد که بر خلاف نسل آرمان خواه پیش از خود، آرمان گرا نبود و این طبیعی است. مسائل نسل جوان و دغدغه اش از اسطوره به واقعیت آمد و مسائل عاطفی برایش مهم شد.

    این کارگردان و پژوهشگر تئاتر با بیان اینکه مسائل نسل جوان در دهه ۷۰ کاملا متفاوت با نسل پیش از خود بود، اظهار کرد: از نیمه دوم دهه ۷۰ ارتباط با جشنواره های بین المللی زیاد شد و همین امر باعث کپی کردن تئاتر از روی آثار دست چندم خارجی شد. در این دوران مسائل اجتماعی نسل جوان، مسائل عاطفی شد و آثار زیباشناسانه ملی دور و زیبایی شناسی جعلی خارجی وارد شد. در ادامه تئاتر پول محور، چهره گرای تجاری و مبتذل شکل گرفت.

    صادقی تصریح کرد: باید جاه طلبی و منفعت طلبی متوقف شود و منفعل نباشیم. باید اصول را طراحی و برنامه ریزی کنیم.

    فتحعلی بیگی نیز در ادامه این سخنان متذکر شد: نمی دانم از چه تاریخی اینقدر حقارت طلب شدیم و مدام فکر می کنیم که دیگران از ما بهتر هستند.

    وی اظهار کرد: یکی از تأثیرات جشنواره نمایش های آیینی و سنتی این بود که باعث شد رفته رفته نمایش های آیینی و سنتی به رسمیت شناخته شود اما دانشگاه ها نسبت به نمایش های ایرانی بی مهر هستند.

    صادقی در بخش دیگری از این نشست تأکید کرد: از دهه ۷۰ به بعد هسته های روشنفکری نابود شد. جوان ها پاسخ پرسش های شان را از طریق تئاتر می گرفتند و تئاتر اندیشه های نوین را وارد می کرد و در زندگی اجتماعی نقش داشت. متأسفانه از دهه ۷۰ به بعد رساله ها را می فروشند و برخی استادان را می شناسم که رساله دکترای شان را دانشجویان شان نوشته اند. خطر بزرگی که هنوز ادامه دارد، جلوگیری از هسته های مطالعاتی، پژوهشی و روشنفکری است.

    در بخش پایانی نشست پژوهشی تاریخ شفاهی تئاتر ایران در دهه ۷۰، یادآور شد: در دهه ۶۰ جامعه به دسته جات مختلف تقسیم شد که هیچ اشکالی هم نداشت و طبیعی بود. در دهه ۷۰ هم دسته جات مختلف وجود داشتند. باید دسته جات مختلف شناسایی شوند و بر اساس شناخت و نیاز گونه ها تئاتر تولید، تعرف و اجرا و همچنین با مدیریت مالی یکسان پشتیبانی شوند.

    وی تصریح کرد: خصوصی سازی یا خصوصی بازی هرج و مرج ایجاد کرده است و آن ها که این موضوع را مطرح کردند، هدف شان همین بود.

  • تئاتر کودک و نوجوان وارد «شانو» می‌شود/ روایت سفرنامه آبجی مظفر

    تئاتر کودک و نوجوان وارد «شانو» می‌شود/ روایت سفرنامه آبجی مظفر


    قطب‌الدین صادقی مدیر تماشاخانه «شانو» اعلام کرد که اجرای تئاتر کودک و نوجوان در نوبت صبح و ظهر از برنامه‌های اجرایی این تماشاخانه خصوصی تئاتر است.

    قطب‌الدین صادقی نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و مدیر تماشاخانه «شانو» که این روزها در بخش به علاوه فجر سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نیز میزبانی تعدادی از آثار نمایشی را بر عهده دارد، درباره شرایط اجراهای این سالن خصوصی تئاتر در جشنواره به تئاتر آنلاین گفت: خوشبختانه بیش از توقع ما استقبال مخاطبان از آثار نمایشی جشنواره در این تماشاخانه زیاد بود و در اجرای نمایش «کافکا با من سخن بگو» هم تعداد مخاطبان بیش از ظرفیت سالن بود.

    وی درباره برنامه اجرایی تماشاخانه «شانو» بعد از پایان سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، افزود: قرار است نمایش‌های «سه روز فقط هملت» سروش طاهری و «شکلک» با کارگردانی خانم منادی به همراه یک اثر جدید دیگر، اسفندماه در تماشاخانه «شانو» روی صحنه بروند.

    صادقی در ادامه سخنان خود به برنامه‌ریزی تماشاخانه «شانو» برای میزبانی از اجرای آثار کودک و نوجوان اشاره کرد و توضیح داد: در حال برنامه‌ریزی هوشمندانه‌ای هستیم تا از سال ۹۸ در نوبت‌های صبح و ظهر میزبان کارهای ارزشمند تئاتر کودک و نوجوان باشیم و از ظرفیت تماشاخانه «شانو» برای این بخش از تئاتر نیز استفاده کنیم. سعی می‌کنیم برنامه ریزی مدنظر به درستی انجام شود تا در ایام تابستان نیز اجرای تئاترهای کودک و نوجوان را داشته باشیم.

    این کارگردان و نمایشنامه‌نویس تئاتر درباره اینکه آیا قصد اجراهای قدیمی خود را در شکل بازتولید یا رپرتوآر دارد یا نه؟ اظهار کرد: من ۱۲ نمایشنامه جدید دارم و معتقدم که تکرار کارهای قبلی خوب نیست و نیروی تولید گروه را می‌گیرد.

    وی در پایان سخنان خود درباره متون جدیدی که برای تولید و اجرا در سال ۹۸ مدنظر دارد، گفت: نمایشنامه «سفرنامه آبجی مظفر» را که اثر کمدی و بر اساس اتفاقات مستند در دوره قاجار برای آخرین گروه بنگاه‌های شادمانی خیابان سیروس شکل گرفته، در سال آینده روی صحنه ببرم. همچنین نمایشنامه‌های «ابوشاه»، «آنتیگونه» اثر ژان آنوی و «ترس و نکبت رایش سوم» دیگر آثاری هستند که برای من در اولویت تولید و اجرا در سال ۹۸ قرار دارند.

  • تئاتر کودک و نوجوان وارد «شانو» می‌شوند/ روایت سفرنامه آبجی مظفر

    تئاتر کودک و نوجوان وارد «شانو» می‌شوند/ روایت سفرنامه آبجی مظفر


    قطب‌الدین صادقی مدیر تماشاخانه «شانو» اعلام کرد که اجرای تئاتر کودک و نوجوان در نوبت صبح و ظهر از برنامه‌های اجرایی این تماشاخانه خصوصی تئاتر است.

    قطب‌الدین صادقی نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و مدیر تماشاخانه «شانو» که این روزها در بخش به علاوه فجر سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نیز میزبانی تعدادی از آثار نمایشی را بر عهده دارد، درباره شرایط اجراهای این سالن خصوصی تئاتر در جشنواره به تئاتر آنلاین گفت: خوشبختانه بیش از توقع ما استقبال مخاطبان از آثار نمایشی جشنواره در این تماشاخانه زیاد بود و در اجرای نمایش «کافکا با من سخن بگو» هم تعداد مخاطبان بیش از ظرفیت سالن بود.

    وی درباره برنامه اجرایی تماشاخانه «شانو» بعد از پایان سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، افزود: قرار است نمایش‌های «سه روز فقط هملت» سروش طاهری و «شکلک» با کارگردانی خانم منادی به همراه یک اثر جدید دیگر، اسفندماه در تماشاخانه «شانو» روی صحنه بروند.

    صادقی در ادامه سخنان خود به برنامه‌ریزی تماشاخانه «شانو» برای میزبانی از اجرای آثار کودک و نوجوان اشاره کرد و توضیح داد: در حال برنامه‌ریزی هوشمندانه‌ای هستیم تا از سال ۹۸ در نوبت‌های صبح و ظهر میزبان کارهای ارزشمند تئاتر کودک و نوجوان باشیم و از ظرفیت تماشاخانه «شانو» برای این بخش از تئاتر نیز استفاده کنیم. سعی می‌کنیم برنامه ریزی مدنظر به درستی انجام شود تا در ایام تابستان نیز اجرای تئاترهای کودک و نوجوان را داشته باشیم.

    این کارگردان و نمایشنامه‌نویس تئاتر درباره اینکه آیا قصد اجراهای قدیمی خود را در شکل بازتولید یا رپرتوآر دارد یا نه؟ اظهار کرد: من ۱۲ نمایشنامه جدید دارم و معتقدم که تکرار کارهای قبلی خوب نیست و نیروی تولید گروه را می‌گیرد.

    وی در پایان سخنان خود درباره متون جدیدی که برای تولید و اجرا در سال ۹۸ مدنظر دارد، گفت: نمایشنامه «سفرنامه آبجی مظفر» را که اثر کمدی و بر اساس اتفاقات مستند در دوره قاجار برای آخرین گروه بنگاه‌های شادمانی خیابان سیروس شکل گرفته، در سال آینده روی صحنه ببرم. همچنین نمایشنامه‌های «ابوشاه»، «آنتیگونه» اثر ژان آنوی و «ترس و نکبت رایش سوم» دیگر آثاری هستند که برای من در اولویت تولید و اجرا در سال ۹۸ قرار دارند.

  • کالبدشکافی تئاتر ایران در حضور شاهدان عینی

    کالبدشکافی تئاتر ایران در حضور شاهدان عینی


    همزمان با برگزاری نمایشگاه اسناد تئاتر ایران پس از انقلاب در جشنواره تئاتر فجر، نشست های پژوهشی تاریخ شفاهی تئاتر ایران از ۳۰ بهمن الی ۳ اسفند در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، تاریخ شفاهی (Oral History) یکی از شیوه های پژوهش در تاریخنگاری و مشتمل بر مجموعه منظمی از اظهارات افراد زنده در مورد تجربیات شان و روایت زنده ای از رویدادهای تاریخی است. تئاتر به عنوان هنری زمانمند بیش از گونه های دیگر هنری می تواند از ظرفیت ها و امکانات تاریخ شفاهی برای بررسی و شناخت جریان های درونی خود استفاده کند. بر این مبنا جلسات تاریخ شفاهی تئاتر ایران پس از انقلاب با هدایت امین عظیمی پژوهشگر و مدرس دانشگاه طراحی شده است.

    در هر یک از این جلسات که اختصاص به دهه های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ شمسی دارد، شاهدان عینی و چهره های تاثیرگذار هر مقطع تاریخی به تشریح فضای تئاتر کشور می پردازند و پاسخگوی پرسش‌های مخاطبان خواهند بود. از چهرهای حاضر در این نشست ها می توان به هنرمندانی همچون علی منتظری، هوشنگ توکلی، مجید جعفری، قطب الدین صادقی، تاجبخش فنائیان، داود فتحعلی بیگی، حسین پاکدل، کیومرث مرادی، علی شمس، امیر اسمی، فرشید مصدق، اردشیر صالح پور و حسین پارسایی اشاره کرد.

    نشست های پژوهشی تاریخ شفاهی از ۳۰ بهمن تا ۳ اسفند هر روز ساعت ۱۱ الی ۱۳ میزبان تمامی علاقمندان، پژوهشگران، دانشجویان و اهالی تئاتر کشور خواهد بود.

  • یاد شهید قشقایی در «قشقایی» زنده شد/ رسالت هنرمندان انقلابی

    یاد شهید قشقایی در «قشقایی» زنده شد/ رسالت هنرمندان انقلابی


    مراسم نکوداشت شهید حسین قشقایی با حضور خانواده این شهید، مقامات و چهره‌های سیاسی و همچنین هنری در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، مراسم نکوداشت شهید حسین قشقایی شامگاه شنبه ۲۹ دی با حضور خانواده این شهید، مقامات و چهره‌های سیاسی و همچنین هنرمندان عرصه تئاتر و دوستان و همکاران شهید قشقایی در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

    در ابتدای این مراسم که اجرای آن برعهده حسین مسافرآستانه بود، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ با ویژگی‌های متمایز و متفاوتی تعریف می‌شود، عنوان کرد: یکی از این ویژگی‌ها حضور اقشار وسیع و طبقات مختلف اجتماعی در انقلاب اسلامی ایران بود. یکی دیگر از ویژگی‌ها این بود که اهالی فرهنگ، هنر و رسانه در این رویداد فعال و حضوری متمایز داشتند. مطبوعات با فعالیت و در برخی مواقع سکوتی که می‌کردند بسیار تأثیرگذار بودند. سرودها و موسیقی‌های انقلابی در ایجاد شور مردمی و حماسی تأثیرگذار بودند، در حوزه شعر و ادبیات نیز شعارهای مردم رگه‌هایی از شعر را در خود داشتند.

    وی ادامه داد: در حوزه هنرهای تجسمی نیز عکاسی در مقطع انقلاب، سهم قابل توجهی از ثبت انقلاب را بر عهده داشت و عکاسان این حماسه دینی و ملی را ثبت کردند. نقاشان نیز در سبک‌های سنتی، سقاخانه‌ای و مدرن به ثبت انقلاب پرداختند. در حوزه هنرهای نمایشی هم شاهد اجرای تئاتر و نمایش‌های سیاسی و اجتماعی بودیم که برخی مواقع در مراکز رسمی و در اکثر اوقات در مراکز غیر رسمی عرضه می‌شدند.

    وزیر ارشاد تأکید کرد: انقلاب بزرگ ملت ایران نمی‌تواند بدون نقش هنرمندان روایت شود. ما بسیار نیازمند این نکته هستیم که بدانیم هنرمندان در این آفرینش و رستاخیز ملی چگونه نقش داشتند. به نظر می‌آید خیلی از بخش‌های این روایت و تصویر ناخوانده مانده است. نیازمندیم انقلاب اسلامی ۵۷ را که وارد ۴۰ سالگی شده بیشتر بشناسیم. شهید قشقایی یکی از خیل عظیم هنرمندان بود که در این اتفاق بزرگ سهیم بود.

    در این بخش از مراسم کلیپی درباره شهید حسین قشقایی پخش شد که طی آن همکاران و دوستان این شهید درباره فعالیت‌های تئاتری او سخن گفتند.

    کاش زودتر برای معرفی شهید قشقایی اقدام می‌کردیم

    سپس قطب الدین صادقی با بیان اینکه شهید قشقایی جزو آن دسته از هنرمندانی است که خوشبختی برای شان معنای اجتماعی دارد و خودشان را با اجتماع گره می‌زنند، اظهار کرد: پرومته شخصیت اسطوره‌ای یونان باستان بود که نمونه ایثار و از خودگذشتگی برای جامعه بود. ایثار و از جان گذشتگی بدون ذره‌ای توقع، ویژگی‌های پرومته‌های جوامع مختلف است و به نظر من شهید قشقایی شخصیتی عادی نیست زیرا بعضی شخصیت‌ها تبدیل به نماد می‌شوند.

    وی یادآور شد: در انقلاب شعارهاو آرمان‌های بزرگ تحقق پیدا می‌کنند و در دوران پسا انقلاب آرمان‌ها کمرنگ و آدم‌ها به زندگی فردی تعلق پیدا می‌کنند. زنده کردن نام افرادی چون شهید قشقایی بسیار مهم است زیرا می‌تواند آن آرمان‌ها و شعارهای بزرگ را به ما یادآوری کند. ای کاش زودتر در معرفی شهید قشقایی اقدام می‌شد. از نظر من ایشان یک شهید و یک مقام والای فرهنگی است. هنگامی که جامعه به مقطعی می‌رسد که ارزش‌های بزرگ سست می‌شوند و جامعه گمان می‌کند که از ریل خارج می‌شود، یادآوری اسطوره‌ها و شهدا جامعه را کمک می‌کند تا وارد ریل شود.

    صادقی تأکید کرد: نسل جوان نیاز دارد با شخصیت‌های جدی و ایثارگری مثل شهید قشقایی آشنا شود. امیدوارم افرادی اینگونه در این زمان نیز بیایند و به ما یادآوری کنند که خوشبختی‌های مان فردی نیست.

    در ادامه مراسم مرشد محسن میرزاعلی به اجرای نقلی درباره شهدا و شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) پرداخت.

    اهالی هنر باید عادل و خادم انسان و جامعه باشند

    سپس حجت الاسلام ابوترابی فرد امام جمعه تهران با بیان اینکه نگاه به جامعه و مردم از آموزه‌های دینی است، اظهار کرد: به تعبیر علامه طباطبایی، اسلام در بین همه مکاتب نگاه ویژه‌ای به جامعه انسانی داشته است. هنرمندان با آنچه خلق می‌کنند مسیر رسیدن جامعه به معرفت، معنویت و عدالت گرایی را سهل می‌کنند و این رسالت خطیری است که رسالت انبیای الهی بوده است.

    وی تأکید کرد: شهدا همه هستی خود را برای جامعه انسانی که در آن حضور دارند تقدیم می‌کنند و چون این ایثار بالاترین عمل صالح است، بالاترین نقش را برای جایگاه آن شهید و تعالی جامعه ایفا می‌کند. کسانی که در این مسیر قدم بر می‌دارند بخصوص اهالی قلم، علم و هنر نقش مؤثری در تعالی و تکامل جامعه ایفا می‌کنند. این انسان‌ها اگر این گام را عالمانه بردارند گامی در قامت شهدا برداشته‌اند و این قدم انسان ساز است و لذا می‌تواند از کار شهدا ارزشمندتر باشد. اهالی هنر باید عادل و خادم انسان و جامعه باشند.

    در ادامه با حضور حجت الاسلام ابوترابی فرد امام جمعه تهران، طیبه سیاوشی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلام، سردار دهقان مشاور فرماندهی کل قوا در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی از نیروهای مسلح، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانواده شهید قشقایی از نمایشنامه «ماناترین لحظه‌های قشقایی» درباره شهید حسین قشقایی که توسط ندا ثابتی نوشته شده است، رونمایی شد.

    در بخش پایانی این مراسم نیز حسین قشقایی فرزند شهید حسین قشقایی ضمن قدردانی از برگزارکنندگان این مراسم، تأکید کرد: حرکت‌هایی اینگونه به‌عنوان یادواره شهیدان، به نوعی زمینه‌ساز ظهور و حضور هنرمندان انقلاب و متعهد در عرصه هنر کشور است. خلاء این هنرمندان به شدت احساس می‌شود.

    در پایان این مراسم نیز هدایایی از سوی وزیر ارشاد و نهادهای دیگر به خانواده شهید قشقایی اهدا شد.

    حجت الاسلام محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، حمید شاه‌آبادی معاون صدای جمهوری اسلامی ایران، سید مجتبی حسینی معاون هنری وزیر ارشاد، سیدمرتضی حسینی مدیرکل امور هنری بنیاد شهید، مجید رجبی معمار مدیرعامل خانه هنرمندان، شهرام گیل آبادی مدیرعامل خانه تئاتر، اصغر همت، داود فتحعلی بیگی، اسماعیل خلج، محمود فرهنگ، آرش دادگر، محمود عزیزی، نصرالله قادری، مریم معترف، داود دانشور، یدالله وفاداری، تاجبخش فناییان، حسین فرخی، افضلی مدیرعامل مؤسسه توسعه هنرهای معاصر و شکرخدا گودرزی از جمله حاضران در این مراسم بودند.