برچسب: سیامک صفری

  • اجرای ۵ اثر در عمارت نوفل‌ لوشاتو

    اجرای ۵ اثر در عمارت نوفل‌ لوشاتو

    برنامه اجراهای تئاتر عمارت نوفل‌ لوشاتو در مهر ماه مشخص شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی عمارت نوفل‌ لوشاتو، نمایش«مثل شلوار جین آبی» به نویسندگی و کارگردانی احسان گودرزی و تهیه‌کنندگی رامبد جوان، پس از سه‌بار اجرا در سال‌های ۹۳و ۹۵ این‌بار در عمارت نوفل‌ لوشاتو اجرا می شود. این اثر نمایشی از تاریخ ۵ تا ۳۰ مهرماه ساعت ۱۹:۳۰ در سالن شماره یک روی صحنه می‌رود.

    نمایش «مینیمالیست‌هایی برای کودکی» به نویسندگی و کارگردانی نیلوفر تاجیک از ۲ تا ۱۹ مهرماه ساعت ۱۸ در سالن شماره یک عمارت نوفل‌ لوشاتو روی صحنه می‌رود.

    نمایش «گوریل» نیز به نویسندگی و کارگردانی مهدی رضایی و نمایش «قویتر» به نویسندگی آگوست استریندبرگ و کارگردانی نیما خطیب از ۸ تا ۲۹ مهرماه در سالن شماره ۲ روی صحنه می‌رود.

    نمایش«دقیقا ۹ سال و ۳ ماه و ۲۰ روز پیش کجا بودی؟» به کارگردانی و نویسندگی فرشاد هاشمی از ۱۲ مهر ساعت ۱۸:۳۰ به صحنه می‌رود و اجرای آن تا ۱۵ آبان ادامه دارد.

    همچنین «حراج تئاتر» به کارگردانی سیامک صفری که از ۱۰ شهریور در روزهای شنبه اجراهای خود را آغاز کرده است تا ۲۵ اسفندماه روی صحنه می‌رود. این نمایش حاصل کارگاه‌های آموزشی سیامک صفری است.

  • حسین محب اهری «دن کیشوت» می‌شود

    حسین محب اهری «دن کیشوت» می‌شود

    حسین محب اهری و سیامک صفری ایفاگران نقش دن کیشوت و هملت در جدیدترین تجربه کارگردانی تاجبخش فناییان شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «هملت و دن کیشوت» جدیدترین تجربه کارگردانی تاجبخش فناییان مدرس و کارگردان تئاتر است که در بهمن و اسفند سال جاری در سالن اصلی مجموعه تئاترشهر به صحنه خواهد رفت. نمایش «هملت و دن کیشوت» این روزها تمرین های خود را سپری می کند.

    در این اثر نمایشی که طراحی صحنه آن برعهده خسرو خورشیدی و موسیقی آن بر عهده سعید ذهنی است، حسین محب اهری در نقش دن کیشوت و سیامک صفری در نقش هملت حضور دارند.

    کاظم بلوچی، امیر کربلایی زاده، بهناز نادری، شیوا خسرومهر، وحید نفر، بهرام بهبهانی و مهدی حاجیان از دیگر بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    این اثر نمایشی با حدود ۳۲ بازیگر به صحنه خواهد رفت.

  • «لامبورگینی» در تاریکی اجرا شد

    «لامبورگینی» در تاریکی اجرا شد

    نمایش «لامبورگینی» به کارگردانی سیامک صفری شامگاه ۲۵ تیرماه با نور موبایل مخاطبان حاضر در تئاتر شهرزاد اجرا شد و در عین حال فروش بلیت اینترنتی این نمایش نیز متوقف شده است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، شامگاه یکشنبه ۲۵ تیرماه اجرای نمایش «لامبورگینی» به کارگردانی سیامک صفری که در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه می رود با رفتن برق های سالن در تاریکی و با نور گوشی های همراه تماشاگران اجرا شد.

    قطعی برق سالن زمانی اتفاق افتاد که حمید صفت روی صحنه آمد ولی وی با نور موبایل تماشاگران به بازی اش ادامه داد. صفت که پیش از این حضورش به عنوان خواننده رپ در نمایش منتفی شده بود از شب گذشته اجازه حضور در نمایش را به عنوان بازیگر و نه خواننده دریافت کرده بود.

    بعد از این اتفاق فروش اینترنتی بلیت نمایش «لامبورگینی» نیز متوقف شده است و به نظر می رسد که عوامل این اثر نمایشی می خواهند کارشان را در سالن دیگری ادامه دهند.

    سیامک صفری کارگردان نمایش در تماس تلفنی (تئاتر آنلاین) مهر عنوان کرد که ترجیح می دهد فعلا درباره این مساله صحبتی نکند و در چند روز آینده به اظهار نظر بپردازد.

    این اثر نمایشی از ۲۲ تیرماه با بازی سیامک صفری و اشکان خطیبی در سالن شماره ۲ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه رفته است که از شب گذشته حمید صفت نیز به عنوان یکی دیگر از بازیگران به کار پیوسته بود.

    پیش از این نیز اجرای نمایش «خانه بوشاسپ درازدست» به کارگردانی علی اتحاد قرار بود در مجموعه تئاتری شهرزاد به صحنه برود که اجرای این نمایش به دلیل اختلاف با مدیریت سالن و نمایشی که همزمان با این اجرا در سالن به صحنه می رفت، منتفی شد.

  • بازیگر باید تماشاگر را صید کند

    بازیگر باید تماشاگر را صید کند

    وقتی تعداد تماشاگر یک نمایش کم است شما به عنوان بازیگر دچار گونه‌ای از افسردگی می‌شوید. (با خنده) نوعی از افسردگی که شاید بتوان آن را افسردگی فرهنگی نامید.

    021 علاوه بر این که کد مخابراتی تهران است نام انسانی تنها هم هست، مردی که به همراه سه برادرش از ده مهاجرت کرده است. یکی از آنها به شیراز، دیگری به زاهدان و سومی به شاندرمن (حوالی شاهرود) رفته است و 021 هم تهران را انتخاب کرده است. او با ورود به تهران از تئاتر شهر و کافه تریای آن سر درمی‌آورد، دل به دختری بازیگر می‌بندد، پاسخ منفی می‌گیرد، عاشق می‌ماند و شاعر می‌شود… این روزها 021 سرگذشت شاعر شدنش را در سالن کنش معاصر روایت می‌کند.

    سیامک صفری؛ بازیگر این نمایش تک نفره است که بر اساس متنی از سجاد افشاریان اجرا می‌شود. «021 (صد سال پیش از تنهایی ما)» تا 31 خرداد‌ماه هر شب ساعت 20:45 در سالن تازه تاسیس کنش معاصر روی صحنه می‌رود. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌و‌گویی است با سیامک صفری به بهانه کارگردانی و بازی در «021 (صد سال پیش از تنهایی ما).»

    با توجه به این‌که پیش از این هم در سال 91 «بام طهران» را در تئاتر شهر اجرا کردید؛ می‌خواهم بدانم سیامک صفری به شهر تهران و موضوعات حول آن علاقه‌مند است یا این‌که این موضوع را برای روی صحنه بردن یک نمایش مناسب می‌بیند؟

    من نام این اتفاق را علاقه نمی‌گذارم. تهران شهری بسیار بزرگ، چند لایه و پر از اتفاق است. به شخصه معتقدم آن‌قدر که باید در آثار هنری مختلف اعم از شعر، داستان یا نمایشنامه به تهران پرداخته نشده است. همان‌طور که اشاره کردید من نیز یکی دو بار نمایش‌هایم به سمتی رفته است که تهران را دست‌مایه قرار دهم.

    معتقدم تهران، شهری پر‌مسئله است و برای من مانند زمینی پر از قابلیت کشت کردن است که می‌توان آثار هنری مختلفی در مورد آن ساخت.

    شاید به‌جای علاقه‌تان به شهر تهران باید از علاقه‌تان به گمگشتگی و تنهایی آدم‌های این شهر می‌پرسیدم.

    اگر بخواهم سر‌راست بگویم همه می‌دانیم که تهران شهری نیست که مردمش آسه بروند و آسه بیایند. این شهر پر از آدم‌های مختلف از نقاط مختلف کشور با داستان‌های عجیب و غریب است. به نظرم قشری که مدعی انجام کار هنری است می‌تواند به تهران به عنوان یکی از زمینه‌های کارش نگاه کند. این شهر آن قدر آدم‌های عجیب و اتفاقات عجیب‌تر دارد که بتواند دست‌مایه تولید ده‌ها اثر هنری قرار بگیرد. بد نیست گاهی اوقات فکر کنیم تهران از این هفتاد و دو ملتی که روز را در آن شب می‌کنند چه ساخته است یا این هفتاد و دو ملت از تهران چه ساخته‌اند؟

    با توجه به این‌که زمان کمی برای تمرین داشتید. «021 (صد سال پیش از تنهایی ما)» آسیبی بابت زمان کوتاه تمرین ندید؟

    شاید بتوانم بگویم تنها آسیبی که این عجله کردن به «021 (صد سال پیش از تنهایی ما)» رساند؛ نداشتن زمان کافی برای تبلیغات بود. من نتوانستم آن‌طور که باید در مورد نمایش اطلاع‌رسانی کنم. گمان می‌کنم خیلی‌ها از روی صحنه رفتن «021 (صد سال پیش از تنهایی ما)» و اساسا از وجود سالن تازه تاسیس کنش معاصر بی‌اطلاع هستند. هر چند کنش معاصر نسبت به بسیاری از سالن‌های خصوصی از شرایط بهتری برخوردار است اما به دلیل تازه تاسیس بودن هنوز ناشناخته است. من انرژی خوبی از این سالن می‌گیرم و فکر می‌کنم مخاطب بعد از دیدن «021 (صد سال پیش از تنهایی ما)» ناراضی از سالن بیرون نخواهد رفت.

    این حرف به این معنی است که از تعداد تماشاگران «021 (صد سال پیش از تنهایی)» ناراضی هستید؟

    نه به این معنی اما امیدوارم نه فقط این سالن که همه سالن‌های تئاتر پر و پیمان باشند. وقتی سالن از تماشاگر پر است شما به عنوان بازیگر انرژی مضاعفی برای اجرا دارید اما وقتی تعداد تماشاگر کم است دچار گونه‌ای افسردگی می‌شوید. (با خنده) نوعی از افسردگی که شاید بتوان آن را افسردگی فرهنگی نامید.

    در اجرای «021 (صد سال پیش از تنهایی)» شاهد بداهه‌پردازی نیز هستیم. با توجه به این‌که خودتان تنها بازیگر و کارگردان این نمایش هستید تا چه میزان دستتان را برای بداهه‌پردازی باز می‌گذارید؟

    بداهه‌پردازی می‌تواند یکی از مشخصه‌های یک نمایش باشد. این مشخصه به واسطه ذات تئاتر و زنده بودن آن معنی پیدا می‌کند. معتقدم اساسا پایه هر نمایشی می‌تواند بداهه‌پردازی باشد. من متن از پیش نوشته شده و تمرینی که پیش از شروع اجرا انجام می‌شود را به معنای حذف بداهه‌پردازی نمی‌دانم.

    گاهی اوقات و در بعضی شب‌ها اتفاقاتی رخ می‌دهد که زمینه بداهه‌پردازی را برای من فراهم می‌کند و گاهی اوقات هم طبق متن پیش می‌روم. این اتفاق می‌تواند شامل چیزهای پیش پا افتاده‌ای هم‌چون زنگ خوردن موبایل یکی از تماشاگران در میانه اجرا تا صدای دستگاه تهویه سالن یا واکنش تماشاگران به دیالوگی خاص و هر چیز دیگری باشد.

    اساسا اجرای مونولوگ را نسبت به اجرای نمایشی با چندین شخصیت کار دشوارتری می‌دانید؟

    اصولا بر صحنه رفتن کار دشواری است. به شخصه روی صحنه بودن را در هر شکلی کاری بسیار دشوار می‌دانم. این دشواری به معنای خسته شدن بازیگر نیست بلکه به معنای مسئولیت بالایی است که بازیگر روی صحنه در قبال شخصیت و تماشاگر دارد. برای من روی صحنه رفتن همیشه با نوعی نگرانی، دلهره یا هیجان همراه است. وقتی روی صحنه تنها هستید این دلهره بیشتر هم می‌شود.

    بازی در نمایش مونولوگ به رعایت اصولی نیازمند است. با توجه به این‌که در مونولوگ تمام تمرکز تماشاگر روی یک نفر است بازیگر باید بتواند قلابش را به درستی بیندازد و تماشاگر را صید کند. بازیگر نمایش مونولوگ نباید حتی لحظه‌ای به تماشاگر اجازه دهد که از دستش بیرون برود یا حواسش پرت شود. وقتی به تنهایی روی صحنه هستید ابزارهایتان برای جذب تمرکز مخاطب کمتر است و محدودیت‌های بیشتری نسبت به نمایشی با چند شخصیت دارید. این سخت بودن، ویژگی ذاتی مونولوگ است نه این‌که بخواهم آن را نسبت به سایر انواع نمایش در جایگاه بالاتری قرار دهم.

    باید بر این نکته تاکید کنم همان‌طور که دیدید شخصیت این نمایش مونولوگ در حوزه ادبیات کار می‌کند. همان حوزه‌ای که در کشور ما طرفدار زیادی ندارد و این مسئله را می‌توان از تیراژ اندک کتاب‌های منتشر شده فهمید. متاسفانه مردم کشور ما چندان اهل ادبیات نیستند، کمتر به مطالعه علاقه‌مندند و بیشتر ترجیح می‌دهند سرشان را به مسائل دیگر گرم کنند.

    با توجه به این‌که سیامک صفری جزو بازیگران حرفه‌ای تئاتر است که در دنیای تصویر هم حضور داشته است؛ گمان می‌کنید نقش‌هایی که در سینما و تلویزیون به بازیگران تئاتر پیشنهاد می‌شود با قابلیت‌ها و توانایی‌های آنها همخوان است؟

    من سابقه زیادی در دنیای تصویر ندارم و کارهای اندکی انجام داده‌ام که شاید به زحمت به تعداد انگشتان یک دست برسد به همین خاطر رسیدن به یک جمع‌بندی درست برایم دشوار است.

    شاید این پاسخ برایتان عجیب باشد اما من بیش از آن‌که حد و اندازه نقش‌های تلویزیونی یا سینمایی برایم مهم باشد وجود این چرخه و رفتن بازیگران تئاتری به دنیای تصویر برایم مهم است. مشخصا منظورم این است همین که اهالی تصویر بدانند که می‌توانند از قابلیت‌های بازیگران تئاتری هم استفاده کنند برای من کافی است.

    گمان می‌کنم بیش از آن‌که خودمان را درگیر کمیت و کیفیت نقش‌ها کنیم اجازه دهیم این چرخ بچرخد و اهالی تئاتر هم بتوانند وارد دنیای تصویر شوند. بحث انتخاب بازیگر یک بحث تخصصی است و نمی‌توان به اهالی دنیای تصویر گفت چرا بازیگران تئاتری را انتخاب نمی‌کنند. بهتر است به‌جای صحبت در مورد این موضوع عواملی را که مانع از چرخش این چرخه می‌شود از میان برداریم.

    در مورد نقش‌هایی که در تلویزیون یا سینما به خودتان پیشنهاد می‌شود؛ چطور؟

    به شخصه در مورد انتخاب نقش در تلویزیون یا سینما، بازیگر برنامه‌ریزی نیستم و هیچ حساب و کتابی برای آن باز نمی‌کنم. ترجیح می‌دهم بیشتر خودم را رها کنم و ببینم چه پیشنهادهایی سر راهم قرار می‌گیرد. (با خنده) این کار را به چیدن طرح و توطئه برای به دست آوردن یک نقش ترجیح می‌دهم.

    در خبرها آمده بود که اجرای دیگری هم در سالن کنش معاصر خواهید داشت.

    از شهریورماه با متنی از نیل سائمون که ترجیح می‌دهم فعلا نامی از آن نبرم روی صحنه سالن کنش معاصر خواهم بود و امیدوارم شب‌های پر‌رونقی در شهریور‌ماه داشته باشم. در متن نیل سائمون تغییراتی ایجاد کرده‌ام که نمی‌خواهم نام آن را دراماتورژی بگذارم و ترجیح می‌دهم از نام آداپته کردن استفاده کنم.

    دلیلم برای امتناع از واژه دراماتورژی این است که به شخصه معتقدم دراماتورژی با عمق بخشیدن به متن یا کشف لایه‌های زیرین آن همراه است اما تلاش من صرفا در حد نزدیک‌تر کردن حال و هوای متن به مخاطب ایرانی بوده است. در واقع متن نیل سائمون را به سمت مناسبات خودمان آورده‌ام و تغییری دیگری جز آنچه به آن اشاره کردم و عوض کردن نام در آن نداده‌ام.

    ZOOM

    دلیل اجرای مجدد «021 (صد سال پیش از تنهایی ما)»

    اگر در خاطرتان باشد من از آبان‌ماه تا دی‌ماه سال 90 نمایش «021 (صد سال پیش از تنهایی ما)» را به شکل محیطی در تئاتر شهر اجرا کردم. شاید توضیحی که برای اجرا مجدد این نمایش می‌دهم به نظر ساده‌دلانه برسد یا با ادبیاتی نباشد که انتظار دارید؛ نمی‌توانم بگویم مجددا ضرورت اجرای این نمایش را احساس کردم.

    با توجه به نوبت اجرایی که در سالن کنش معاصر داشتم، «021 (صد سال پیش از تنهایی ما)» آماده‌ترین نمایشی بود که من می‌توانستم به کارگردانی خودم روی صحنه بیاورم. حرفه من روی صحنه بودن است و هر وقت روی صحنه نیستم یا دوری‌ام از صحنه طولانی می‌شود آزار می‌بینم. روی صحنه بودن به زندگی‌ام نظم می‌دهد و صادقانه می‌توانم بگویم جمعم می‌کند.

    وقتی مسئولان سالن کنش معاصر به من گفتند که می‌توانم بدون معطلی از دهم تا سی و یکم خرداد‌ماه در این سالن روی صحنه بروم به اثری فکر کردم که در کوتاه‌ترین زمان ممکن اما با کیفیت مناسب بتوان آن را اجرا کرد. با توجه به این‌که پیش از این هم دو ماه این نمایش را اجرا کرده بودم و خودم تک بازیگر آن بودم طبیعتا به تمرین زیادی احتیاج نداشتم.

    نرگس کیانی – خبرگزاری صبا

  • «۰۲۱» قصه مردی است که شعر می‌گوید و از دیوارها عبور می‌کند

    «۰۲۱» قصه مردی است که شعر می‌گوید و از دیوارها عبور می‌کند

    بازیگر و کارگردان «۰۲۱» با اشاره به تغییراتی که نمایش نسبت به اجرای قبلی داشته، عنوان کرد این اثر درباره فردی اهل ادبیات و شعر است که گذشته اش او را به این سمت سوق داده است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، سیامک صفری بازیگر و کارگردان «۰۲۱» درباره اجرای مجدد این اثر نمایشی به مهر گفت: نمایش «۰۲۱» نوشته سجاد افشاریان است که سال ۹۰ با نام «صد سال پیش از تنهایی ما» در کافه تریای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفته بود از یکشنبه ۹ خردادماه در سالن «کنش معاصر» مجددا اجرا خواهد شد.

    وی درباره تغییراتی که نمایش نسبت به اجرای قبلی داشته است، عنوان کرد: به هرحال چند سال از اجرای قبلی گذشته و من اندکی کم حوصله تر شده ام اما نمایش با توجه به اینکه قبلا به صورت محیطی اجرا شده بود و حالا در یک سالن تئاتر به صحنه می رود دچار تغییراتی در فضاسازی و میزانسن شده و همچنین دخالت هایی متناسب با سالن «کنش معاصر» در متن نمایشنامه داده شده است.

    این بازیگر تئاتر یادآور شد: این نمایشنامه نوشته سجاد افشاریان و اثر جذابی است اما با توجه به تعطیلی هایی که پیش‌رو داریم کار تنها ۱۸ اجرا خواهد داشت که البته امیدوارم با توجه به تبلیغات اندکی که نمایش داشته است مورد استقبال قرار گیرد.

    صفری درباره داستان نمایش توضیح داد: «۰۲۱» داستان فردی اهل شعر و ادبیات است. فردی که سرنوشت، او را به سمت شعر سوق داده و طی اتفاقاتی که در زندگی اش رخ داده گوهر وجودی اش را پیدا کرده است. این فرد که ۰۲۱ نام دارد قرار است در مراسمی آخرین سروده اش را بخواند که در همین حین پلی می زند به گذشته و اتفاقاتی را که برایش رخ داده تا تبدیل به یک شاعر شود مرور می کند. در واقع این نمایش روایت مردی است که شعر می‌گوید و از دیوارها عبور می‌کند.

    بازیگر مجموعه «دندون طلا» در پایان صحبت هایش متذکر شد: شخصیت این نمایش مونولوگ در حوزه ادبیات کار می کند؛ همان حوزه ای که در کشور ما طرفدار زیادی ندارد. این مساله را می توان از تیراژ اندک کتاب های منتشر شده دریافت. متاسفانه مردم کشور ما اهل ادبیات نیستند و کمتر علاقه مند به مطالعه اند و بیشتر ترجیح می دهند سرشان را به مسایل دیگر گرم کنند.

    «۰۲۱» (صدسال پیش از تنهایی ما) نوشته سجاد افشاریان و با بازی سیامک صفری از یکشنبه ۹ خرداد ماه هر شب ساعت ۲۰:۴۵ در سالن کنش معاصر روی صحنه رفته است.

    این اثر نمایشی به دلیل محدودیت زمان شنبه‌ها هم روی صحنه می‌رود. همچنین یک گروه موسیقی در اجرای این نمایش حضور خواهند داشت.

  • بزنم به تخته همه‌چیز خوب است!

    بزنم به تخته همه‌چیز خوب است!

    نمایش، با مرد عام آغاز می‌شود. سیامک صفری یا همان مرد عام نمایشنامه «مردی برای تمام فصول» آغازگر صحنه ابتدایی این نمایش است؛ نمایشی که به کارگردانی «بهمن فرمان‌آرا» در تالار وحدت به صحنه خواهد رفت.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ایسنا،مرد عام آغاز می‌کند: «خانم‌ها! آقایان! به قرن 16 خوش‌آمدید، من مرد عام هستم، قرن شانزده قرن مرد عام است، مثل همه قرون دیگر، در این قرن، ما مردان عام خیلی کارها انجام می‌دهیم …»

    آنچه در ادامه می‌آید، گزارش یک روز تمرین این نمایش است.

    وسوسه بازی در نمایش «مردی برای تمام فصول» سال‌ها با رضا کیانیان همراه بود. بهمن فرمان‌آرا نیز این نمایشنامه را دوست داشت و سرانجام اصرار کیانیان و علاقه خود فرمان‌آرا باعث شد تا بپذیرد بعد از سال‌ها فیلمسازی، صحنه تئاتر را هم تجربه کند. هشت سال پیش برای اولین‌بار خبر اجرای این نمایش در تالار وحدت منتشر شد؛ اما نمایش به صحنه نرفت و در این هشت سال به‌عنوان یکی از پروژه‌های عقب‌افتاده‌ی این دو هنرمند به حساب می‌آمد تا این‌که سرانجام تابستان امسال خبر رسید که طلسم اجرای «مردی برای تمام فصول» به کارگردانی بهمن فرمان‌آرا شکسته می‌شود. گروهی از بازیگران حرفه‌ای تئاتر دور هم جمع شدند و این روزها آخرین تمرین‌های نمایش‌شان را انجام می‌دهند تا از 17 آبان‌ماه در تالار وحدت به صحنه بروند.

    پای این نمایش‌نامه ایستادیم

    از فرمان‌آرا می‌پرسیم، اگر اصرار آقای کیانیان نبود، اجرای این نمایش برای شما چقدر در اولویت بود؟ او پاسخ می‌دهد: «همیشه در اولویت بود. من هم این متن را دوست می‌داشتم و در همراهی با رضا کیانیان، هر زمان که فرصتی پیش می‌آمد، پای این ماجرا ایستادیم.»

    این نمایش براساس ترجمه فرزانه طاهری اجرا می‌شود و امید سهرابی نویسنده جوان، این متن را برای اجرای صحنه‌ای تنظیم کرده است. او پیش‌تر هم با نوشتن فیلمنامه «دلم می‌خواد» با فرمان‌آرا همکاری کرده بود.

    فرمان‌آرا درباره‌ی این همکاری‌ها توضیح می‌دهد: «امید را به‌عنوان نمایشنامه‌نویس می‌شناختم. سر فیلم جدیدم «دلم می‌خواد» طرحی داشتم که می‌خواستم آن را به فیلمنامه تبدیل کنم، اما چون در اوج بیماری بودم برای اولین‌بار پذیرفتم شخص دیگری متن را بنویسد و نمونه کار بیاورد. چهار پنج‌ماه طول کشید تا متن نهایی نوشته شد. در این مدت از سلیقه، دانش و وسواس امید سهرابی باخبر شدم.»

    او ادامه می‌دهد: «اجرای متن اصلی چهار و نیم ساعت زمان می‌برد و تماشاگری در ایران نداریم که بتواند نمایشی این اندازه طولانی را ببیند. به همین دلیل با امید صحبت کردم تا متن را برای اجرای صحنه‌ای خلاصه و آماده کند و خوشبختانه از این همکاری هم راضی هستم. در واقع او به‌عنوان دراماتورژ با ما همکاری دارد.»

    کم فحش نخورده‌ایم

    صحنه عوض می‌شود. این‌بار خود فرمان‌آراست که همراه رضا کیانیان تمرین می‌کند. او در این نمایش نقش «کاردینال» را بازی می‌کند.

    فرمان‌آرا که پیش از این در دوره دانشجویی تجربه بازی روی صحنه تئاتر را داشته، درباره بازی‌اش در این نمایش‌ می‌گوید: «14 ماه است که کورتون می‌خورم و مثل بادکنک باد کرده‌ام.»

    بعد با همان لحن طنز همیشگی‌اش اضافه می‌کند: «البته قبلش هم همچین لاغر نبودم! در اینجا نیز مشابه همان اتفاقی افتاد که قبل‌تر در فیلم «بوی کافور، عطر یاس» با آن روبه‌رو شدیم. زمانی که داشتیم نقش‌های مختلف را بررسی می‌کردیم، فکر کردیم من هم می‌توانم در صحنه کوتاه کاردینال و سر تامس مور بازی کنم. البته جسارت است با این همه بازیگران حرفه‌ای تئاتر، یک نفر برای اولین‌بار با نقشی نسبتا مهم در نمایشی بزرگ روی صحنه برود. به هر حال گفتم 73 سالم است،‌ نهایتش این است که فحشم می دهند، که آن هم در این سال‌ها کم نخورده‌ام!»

    گفت‌وگویی که همدلانه نیست

    نیمه‌شب است و سر تامس مور که نقش‌اش را رضا کیانیان بازی می‌کند، نزد کاردینال فراخوانده شده است. شتابزده از همسر و دختر جوانش خداحافظی می‌کند تا نزد کاردینال برود. کاردینال به‌دنبال مجوز جدایی شاه از ملکه کاترین، همسر قانونی‌اش است، ملکه‌ای که زمین او حاصلخیز نیست و نمی‌تواند به شاه فرزندی ببخشد، اما گفت‌وگوی او با تامس مور چندان همدلانه نیست چراکه مور، اصول خاص خود را دارد. او به آسانی از اصولش سرپیچی نمی‌کند.

    سهیلا رضوی، دیگر بازیگر حرفه‌ای تئاتر در این نمایش نقش «آلیس» همسر تامس مور را بازی می‌کند. او که یکی از اعضای ثابت گروه علی رفیعی است، با ابراز خرسندی از حضور دوباره‌اش در تئاتر می‌گوید: «بعد از نمایش “شکار روباه” دیگر کار تئاتر نکردم. امسال 60 سالم تمام شده و خوشحالم که دوباره می‌توانم روی صحنه بیایم و با آقای فرمان‌آرا و رضا کیانیان کار می‌کنم.»

    او توضیح کوتاهی درباره نقش «آلیس» می‌دهد و اضافه می‌کند: «او یک زن ساده خانه است، با موقعیتی اجتماعی که به‌دلیل وضعیت همسرش برایش پیش می‌آید. به‌دلیل مسائلی که در نمایش پیش می‌آید، موقعیت زندگی آلیس به خطر می‌افتد، اما او می‌کوشد موقعیتش را حفظ کند.»

    بزنم به تخته مشکلی وجود ندارد!

    رضوی به تجربه فرمان‌آرا در سینما اشاره می‌کند و می‌گوید: «ایشان در سینما هنرمند بنامی هستند، البته ما نتوانستیم در سینما با هم کار کنیم. خودم هم صحنه را بیش از تصویر دوست دارم و حالا باعث افتخارم است که با ایشان همکاری دارم.»

    بازیگر نمایش‌های «در مصر برف نمی‌بارد» و «شکار روباه» به همان اندازه که بازیگری حرفه‌ای است، گزیده‌کار هم هست.

    او درباره کم‌کاری‌اش در تئاتر می‌گوید: «به‌دلیل شرایط مالی است، در سنی هستم که دوست ندارم فقط برای دلم کار کنم. به هر حال، شغل من بازیگری است. آپارتمان ندارم که اجاره بدهم. تئاتر را دوست دارم، اما آنقدر عاشقش نیستم که بدون هیچی روی صحنه بیایم.»

    رضوی یادآور می‌شود: «از طرف دیگر دلم می‌خواهد کارگردان بتواند به‌خوبی مرا به‌عنوان بازیگر هدایت کند که این اتفاق در کارهای دکتر رفیعی به‌طور کامل می‌افتد، اما مشکل دیگر این است که ضمانت اجرا وجود ندارد. ممکن است برای یک کار چند ماه تمرین کنیم، اما آن کار به اجرا نرسد. هرچند این روزها در سینما و تلویزیون هم ضمانتی وجود ندارد.»

    بازیگر فیلم «یه حبه قند» گروه بازیگران نمایش «مردی برای تمام فصول»‌ را گروهی گرم، دوست‌داشتنی، خوب و یک‌دست توصیف می‌کند و با لبخند می‌گوید: «فضای کارمان خیلی گرم و صمیمی است و بزنم به تخته مشکلی وجود ندارد!»

    سهیلا رضوی با تأکید بر لزوم حضور در تئاتر برای بازیگران، ادامه می‌دهد: «تئاتر پاکسازی می‌کند، کسی که کار تصویری می‌کند، حتما باید سالی یک کار تئاتر هم داشته باشد، اما پیشنهادها خیلی جذاب نیستند، بویژه که این روزها برخی جوان‌ها ساعت تمرین‌شان خیلی غیرمعقول است چون سالن تمرین ندارند، ناچارند در مکان‌های خصوصی تمرین کنند. به همین دلیل گاهی ساعت تمرین‌ها مثلا بین 10 شب تا 2 صبح است که این ساعت‌ها با نوع زندگی من هماهنگ نیست.»

    صحنه دیگر، صحنه رویارویی تامس‌ مور با بازی رضا کیانیان، ریچارد ریچ با بازی هدایت هاشمی و کرامول با بازی فرزین صابونی است. کرامول اتهام‌های تامس مور را تشریح می‌کند؛ اتهاماتی که در آغاز، ابهام می‌نامدشان، اما هم او و هم تامس مور می‌دانند که همان اتهام است. ریچارد ریچ یادداشت برمی‌دارد. ریچ همان جوانک جویا نامی است که توصیه تامس مور را برای انتخاب شغل معلمی نادیده می‌گیرد و به‌دنبال پست و مقام است و حالا مشغول طی کردن پله‌های ترقی است؛ پله‌هایی که الزاما با اصول اخلاقی طی نمی‌شوند.

    اما تامس مور مردی نیست که با تهدیدهای کرامول، ترس به دلش راه بدهد. او این تهدیدها را مناسب ترساندن کودکان می‌داند! ولی این‌بار کرامول، چیزی برای ترساندن سر تامس دارد؛ متنی به قلم شاه.

    وفادار اما خلاصه

    فرزین صابونی، بازیگر نقش «کرامول» درباره‌ی تغییرات متن در مقایسه با متن اصلی می‌گوید: «متن در اصل هیچ تغییر اساسی نکرده است، بلکه جاهایی به قصد خلاصه و روان شدن دست برده شده تا دیالوگ‌ها روان‌تر بیان شوند، ولی همه‌چیز تقریبا با همان چینش متن اصلی است.»

    او ادامه می‌دهد: «امید سهرابی واقعا زحمت کشید و متن را به درست‌ترین شکل و وفادارانه‌ترین حالت ممکن، تنظیم کرد. اگر همان متن اصلی اجرا می‌شد، شاید لحظاتی تماشاگر را از کار دور می‌کرد و به نمایش لطمه می‌زد. نقش «کرامول» هم نسبت به متن اصلی کوتاه‌تر شده، اما در کل تفاوت زیادی ندارد.»

    صابونی که پیش از این در فیلم «خاک آشنا» با فرمان‌آرا همکاری داشته است، درباره‌ی تجربه مشترک خود در تئاتر نیز می‌گوید: «آقای فرمان‌آرا جزو معدود فیلم‌سازانی است که همیشه تئاتر می‌بیند. به همین دلیل با این‌که تجربه کار تئاتر ندارد، به‌دلیل شناخت هنرهای نمایشی، از بسیاری کارگردان‌های سینمایی که می‌خواهند تئاتر کار کنند، جلوتر است، چون دیدن تئاتر تأثیر بسیار زیادی بر آشنایی افراد با این مدیوم دارد.»

    او با ابراز خرسندی از حضور در این گروه نمایشی اضافه می‌کند: «همه بچه‌ها با تجربه و جزو بازیگران خوب تئاتر هستند. هر کدام پیشنهاداتی دارند که می‌تواند در پیشبرد کار موثر باشد. مشاور خوبی مثل حمید پورآذری نیز در کنار ماست و رضا کیانیان و دیگر بچه‌های گروه نیز همفکری‌های خوبی دارند.»

    قدر با هم بودن را بدانیم

    صحنه پایانی است و دادگاه. مرد عام صندلی‌ها را می‌چیند. «کرامول» کلاهی بر سرش می‌گذارد تا او رئیس هیأت منصفه شود و از مرد عام می‌پرسد کلاه اندازه است؟!

    احمد ساعتچیان در نقش «دوک نورفک» حاضر در دادگاه است. او می‌گوید: «باید قدر بودن در این گروه را بدانیم، چون هر کدام تجربیات کم و زیادی داریم که با کنار هم جمع شدن برای پیش‌برد کارمان استفاده می‌کنیم.»

    ساعتچیان ادامه می‌دهد:‌ «در این گروه بازیگران خیلی پیشنهاد می‌دهند. آن‌هایی که قبلا با یکدیگر کار کرده‌ایم، بیشتر به یکدیگر کمک می‌کنیم. هر نقشی هم سختی‌های خاص خودش را دارد، اما همه در کنار هم هستیم و این موقعیتی زیباست.»

    مرگ سهم همگان است حتی شاهان

    دادگاه است، اما تامس مور هیچ دفاعی ندارد. مردی که فقط سکوت کرده و بابت آن مجازات شده، حالا می‌داند مجازات دیگری پیش رو دارد، مرگ، سرنوشتی که به گفته تامس مور در انتظار شاهان هم هست. مردی که به‌خاطر پایبندی به اصولش، از جان می‌گذرد، آرام سخن می‌گوید و به‌تدریج صدایش خسته‌تر می‌شود. شاید خسته از سالیان زندگی، مرگ را بر می‌گزیند. ناظران نیز در دادگاه هستند. ریچ زنجیری به گردن دارد زنجیری که نشان از مقام تازه‌ای دارد. او به دادستانی کل ولز منصوب شده است و او که حالا به‌عنوان «سِر» ملقب شده، در جایگاه قرار می‌گیرد. سخنانش که به پایان می‌رسد، «سر تامس مور» با تأسف می‌گوید: «ریچ! بیشتر از آن‌که برای مرگ خودم متأسف باشم، برای شهادت دروغین تو متأسفم.»

    او مردی است که سرنوشت مرگ را انتخاب می‌کند، نه به‌خاطر اعمالش، بلکه به‌خاطر آنچه در دل دارد.

    سِر تامس مور می‌گوید: «من به پادشاهم وفادارترینم، عمل، کلام و فکرم بی‌زیان است، اما این‌ها برای زنده ماندن کافی نیست …»

    رأی به اعدام صادر می‌شود. مرد عام صندلی‌ها را جمع می‌کند، کلاهش را برمی‌دارد و با سر تامس مور به راه می‌افتد.

    سر تامس بعد از سکوتی طولانی، بی‌پرده می‌گوید: «مرگ سهم همگان است، حتی هنگام تولد هر روز به فاصله کمی از ما ایستاده است و این قانون طبیعت است و خواست خداوند. مطمئنم که خداوند دست رد به سینه کسی که مشتاقانه به سویش می‌رود، نمی‌زند.»

    مردی که به استقبال مرد می‌رود، جامی را که در واپسین لحظه به او تعارف می‌شود، نمی‌پذیرد و می‌گوید: «به سرورم عیسی مسیح به هنگام شهادت زهراب و سرکه دادند.»

    و تمرین همچنان ادامه دارد…

    به گزارش ایسنا، عوامل اجرایی این نمایش به این شرح هستند:

    نویسنده؛ رابرت بولت، مترجم؛ فرزانه طاهری، تنظیم برای اجرا؛ امید سهرابی، کارگردان؛ بهمن فرمان‌آرا، مشاور کارگردان؛ حمید پورآذری.

    بازیگران؛ رضا کیانیان، سهیلا رضوی، سیامک صفری، بهناز جعفری، فرزین صابونی، امیررضا دلاوری، هدایت هاشمی، احمد ساعتچیان، علیرضا آرا، رضا مولایی، محمدرضا مالکی و بهمن فرمان آرا.

    طراح صحنه؛ منوچهر شجاع، طراح لباس؛ نگار نعمتی، ندا نصر، آهنگساز؛ کارن همایونفر، طراح پوستر و بروشور؛ ساعد مشکی، طراح گریم؛ سارا اسکندری، طراح نور؛ رضا حیدری، منشی صحنه و برنامه‌ریز؛ سعیده نیازخانی، گروه کارگردانی؛ حسین ایرجی، شیما مرادی، مهدی پور آذری، علی جلالی فراهانی، عکاس؛ رضا معطریان، عکاس پشت صحنه؛ مانی لطفی‌زاده، مشاور رسانه‌ای؛ امیرحسین رسائل ، مریم نراقی، تبلیغات مجازی؛ امیر قالیچی، مربی حرکت؛ کامیار صالح‌پور، تهیه‌کننده؛ بهمن فرمان‌آرا، دستیار تهیه و مدیر تولید؛ نورالدین حیدری ماهر.

  • “پسران آفتاب” حال مردم را خوب می‌ کند

    “پسران آفتاب” حال مردم را خوب می‌ کند

    سیامک صفری کارگردان “پسران آفتاب” در نشست خبری این نمایش با اشاره به اینکه این اثر می‌تواند حال مردم را خوب کند عنوان کرد در کارگردانی این نمایش آزمون و خطایی نخواهد داشت.

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست رسانه ای نمایش “پسران آفتاب” نوشته نیل سایمون به کارگردانی سیامک صفری که قرار است به زودی اجرای خود را در سالن اصلی تئاتر شهر آغاز کند صبح امروز دوشنبه 10 تیرماه در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار شد. در این نشست علاوه بر کارگردان، فرزین صابونی و بهاره رهنما بازیگران نمایش نیز حضور داشتند.

    در ابتدای جلسه صفری درباره دلایل انتخاب این متن برای اجرا توضیح داد: این روزها به واسطه اتفاقاتی که در کشور رخ داده همه مردم ما شاد و خوشحال هستند. بنابراین معتقدم در عرصه تئاتر هم مردم نیاز به یک هوای تازه و فضایی دارند که روحیه شان را تلطیف کند. “پسران آفتاب” یک اتفاق از این دست است که می تواند تماشاگران را راضی کرده و حالشان را خوب کند. من دوست دارم مردم را بخندانم نه اینکه حالشان را بگیرم.

    وی ادامه داد: این نمایشنامه نوشته نیل سایمن است که یکی از نویسندگان درجه یک در عرصه کمدی به حساب می آید. آمریکایی ها از سایمن به عنوان یک نویسنده پول‌ساز که می توان روی آثارش سرمایه‌گذاری کرد، یاد می کنند. یعنی آثار این نویسنده مخاطبان را به تئاتر می کشاند و این نشانه خوبی است که می توان به اجرای موفق این نمایش در ایران هم امیدوار بود. در حال حاضر نیز همین نمایش در آمریکا روی صحنه است که نشان دهنده این نکته است که “پسران آفتاب” هنوز حرف برای گفتن زیاد دارد.

    در ادامه فرزین صابونی بازیگر نمایش درباره تجربه همکاری با صفری گفت: نمی توانستم به سیامک صفری و پیشنهادش نه بگویم. کارکردن با صفری برایم بسیار لذت‌بخش است چون او را به عنوان معدود افراد واقعا تئاتری قبول دارم. او بازیگر بسیار خوبی است و انتخاب بسیار هوشمندانه ای با انتخاب نمایشنامه “پسران آفتاب” برای این روزها انجام داده است.

    وی ادامه داد: درست است که این متن کمدی است اما کمدی استخوان‌داری است و این جزو امتیازات کار به حساب می آید. به این نتیجه رسیدم که نیل سایمن، آرتور میلر حوزه کمدی است و نگاه بسیار درستی به اتفاقات اجتماعی پیرامونش دارد. نقشم در این نمایش را بسیار دوست دارم چون نسبت به دیگر کارهایم متفاوت است. آثار نیل سایمون حال و هوایی گروتسک به لحاظ مفهومی دارد و همین آثارش را جذاب می کند.

    این بازیگر یادآور شد: من همیشه این ترس را دارم که نباید دست و بال خودم را در بازیگری ببندم بنابراین ترجیح دادم نسخه های خارجی را که از این نمایش درست شده کامل نبینم و تنها چند پلان را ببینم تا با فضا و حال و هوای اثر آشنا شوم. اما همه این فیلم ها را به کپی کردم و به بچه های گروه دادم.

    صفری در ادامه جلسه با اشاره به حذف یکی از شخصیتهای نمایش عنوان کرد: متاسفانه ما هنوز ظرفیت کمدی را نمی شناسیم. وسواس ها و حساسیت ها خیلی زیاد است و هنوز بسیاری از مسائل برای مردم هضم نشده است. بنابراین ما مجبور هستیم خودمان برخی صحنه ها را حذف کنیم چون قابلیت اجرا در ایران را ندارند.

    بازیگر “منهای دو” درباره تغییراتی که در اجرای نمایش نسبت به متن اصلی انجام داده‌اند، گفت: زمانی که یک متن از زبان یا فرهنگ دیگری ترجمه می شود در واقع ما متن را به فضای دیگری می‌آوریم. در واقع کلام فارسی بار دیگری را با خودش می آورد. از طرف دیگر وقتی مخاطب تغییر می کند و ما دیگر با شهروندان آمریکایی روبرو نیستیم به صورت اتوماتیک تغییراتی در اجرا به وجود می آید. اصولا آداپته کردن یک متن برای همین به وجود آمده است.

    وی متذکر شد: در اجرای این نمایش تلاش کردیم روی بخش هایی که در متن اجرایی تر بودند بیشتر مانور دهیم. نیل سایمون در این نمایشنامه همه چیز را در موقعیت تعریف می کند و درست هم تعریف می کند بنابراین در این اجرا نیز تماشاگر احساس نمی کند که به دلیل آشنا نبودن با برخی شخصیت‌هایی که از آنها در نمایش نام برده می شود ارتباطش را با کار از دست می دهد.

    وی درباره تجربه کارگردانی اش توضیح داد: من نه از کارگردانی می ترسم و نه می خواهم تجربه کنم. کارگردانی رشته تحصیلی من است و سالهای زیادی نیز در کنار علی رفیعی به عنوان بازیگر فعالیت داشتم. حضور در کنار رفیعی می تواند یک فرد را به طراح لباس و یا کارگردانی حرفه ای تبدیل کند. بنابراین خودم را در یک آزمون و خطا در اجرای این نمایش نمی بینم. معتقدم که تماشاگر پلان اول یک اثر نمایشی است و ابتدا باید نظر او را جذب کنیم. من متنی را انتخاب کردم که به آن اطمینان دارم با این متن می شود تماشاگر را به تئاتر علاقمند کرد. بنابراین به هیچ وجه نمی‌خواهم در کارم خطایی داشته باشم.

    در ادامه بهاره رهنما درباره حضورش در این نمایش عنوان کرد: سیامک صفری همان حس و حالی را که مرحوم شکیبایی در سینما به ما می داد در تئاتر به بازیگران و عواملش می دهد. یعنی در همان حالی که انگار هیچ چیز جدی نیست اما همه چیز هم جدی گرفته می شود.

    وی درباره این نمایش و فضا و حال و هوای ان که متعلق به دهه 70 امریکا است توضیح داد: تئاتر یکی از عوامل روشنگری در هر فرهنگی بوده اما دلیلی ندارد هر تئاتری را به فرهنگ خودمان نزدیک کنیم. ما نمایش‌های ایرانی بسیاری را داریم که فرهنگمان را در طول سال رواج می دهند. یکی از دلایلی که ما به جلو پیشرفت نمی کنیم این است که معتقدیم فرهنگ ما بالاترین فرهنگ است. درست است ما فرهنگ بسیار والا و دوست داشتی داریم اما آشنایی با فرهنگ های مختلف نیز باعث پیشرفت ما می شود.

    وی ادامه داد: این نمایش در دهه 70 آمریکا روی می دهد. این دهه حال و هوایی دارد که قابلیت عرضه به صورت کمدی را پیدا می کند پس دیدن این حال و هوا می تواند برای ما بسیار جذاب باشد و نیازی هم نیست که آن را به فضای خودمان نزدیک کنیم.

    نمایش “پسران آفتاب” به کارگردانی سیامک صفری و بازی فرزین صابونی، سیامک صفری، بهاره رهنما، جواد عزتی، جواد پولادی و… از یکشنبه 16 تیرماه ساعت 21 در سالن اصلی تئاتر شهر اجرای خود را آغاز می کند.