به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، همزمان با اعلام رسمی زمان آغاز پیشفروش بلیت نمایش «نبرد رستم و سهراب» به کارگردانی حسین پارسایی که از چهارشنبه ۳ مرداد ماه از ساعت ۱۴ در سامانه ایران تیک آغاز میشود، از پوستر رسمی این نمایش رونمایی شد.
استادیوم تنیس باشگاه انقلاب برای نخستین بار میزبان یک رویداد نمایشی به تهیه کنندگی سید محمود شبیری و حسین پارسایی می شود.
امیر آقایی، الناز شاکردوست، سینا مهراد، پردیس احمدیه، بانیپال شومون، و علی زندوکیلی از جمله بازیگران نمایش هستند.
همچنین سیامک صفری، امیررضا دلاوری، امیر کاوه آهنین جان، علی فرحناک، سارا پارسایی، نیکا افکاری، امیر حسین ساربان، فرحان فرحناک، سروین ضابطیان، الکس ملک کرم ایفاگر نقشهای مختلف در این نمایش هستند.
همکاران این پروژه بزرگ میدانی عبارتند از نویسنده: متین ایزدی، مدیر هنری، طراح صحنه و لباس: سهیل دانش اشراقی، آهنگساز: بامداد افشار، طراح چهره پردازی: علی شفیعی ثابت، طراح نور: مرتضی نجفی، جلوه های ویژه میدانی: ایمان کرمیان، طراح حرکت: سروش کریمی نژاد، طراح انیمیشن: مسعود علی محمدی مدیر تولید: وحید مشاری، سرپرست گروه کارگردانی و دستیار اول کارگردان: مونا صوفی، برنامه ریز: مهتاب کرکوندی، مشاوران پروژه: محمدرضا مقدسیان، نادر رجب پور، علی شفیعی ثابت، ترانه سرا: علی صفری، ساخت ملودی قطعات با کلام: محمد زندوکیلی، تنظیم کننده: مجتبی ابوالقاسم پور، دستیار تهیه کننده: مرضیه امیری، مدیر فنی پروژه: علیرضا کبریایی، مدیر صحنه: شراره جلالی، دستیار اول طراحی صحنه: مائده عامر، دستیار اول طراحی لباس: سوین بیگدلی، دستیار اول طراحی نور: علیرضا افشاری، دستیار آهنگساز: مهدی زمانی، دستیاران حرکت: میلاد محمدزاده، محمد امین پازکی، سامان توحیدی، محمد مرادی، الهام کرمی، ویدئو مپینگ: خشایار نشوی، کارگاه ساخت دکور: محمدرضا پناهی، علیرضا پناهی، عکاس: فتاح ذینوری، مدیر روابط عمومی: مریم کریمیان.
نمایش «نبرد رستم و سهراب» از ۱۰ مرداد ماه ۱۴۰۳ ساعت ۲۰:۳۰ در استادیوم تنیس مجموعه فرهنگی ورزشی انقلاب روی صحنه می رود.
علاقمندان برای تهیه بلیت می توانند به سایت ایرانتیک به آدرس www.irantic.com مراجعه کنند.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، با نزدیک شدن به زمان اجرای نمایش «نبرد رستم و سهراب» به کارگردانی حسین پارسایی از گریم سیامک صفری در نقش کیکاووس شاه و علی فرحناک در نقش طوس نوذر رونمایی شد.
طراحی لباس این پروژه برعهده سهیل دانش اشراقی و طراحی و چهره پردازی را علی شفیعیثابت برعهده داشته اند.
نمایش «نبرد رستم و سهراب» به نویسندگی متین ایزدی و تهیه کنندگی سید محمود شبیری و حسین پارسایی به زودی روی صحنه میرود.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، کنسرت نمایش «کلنل» نوشته محمد نقایی و کارگردانی امیر بشیری که روایتی از زندگی و زمانه محمدتقی خان پسیان و عاشقانهای گمشده در تاریخ معاصر ایران است، از ۲۵ مهر در تالار وحدت به روی صحنه رفت.
«کلنل» با حدود ۳۰ هزار مخاطب تاکنون یکی از پرمخاطبترین آثار نمایشی سال جاری است. این نمایش قرار بود در روز جمعه ۱۰ آذر به اجرای عمومی خود پایان دهد که به دلیل درخواستهای مکرر مخاطبان برای تمدید اجرای این اثر، اجرای عمومی خود را تمدید کرد.
بر این اساس کنسرت نمایش «کلنل» تنها به مدت یک هفته دیگر و تا ۱۷ آذر به روی صحنه میرود.
کاظم سیاحی، نازنین بیاتی، رحیم نوروزی، سیامک صفری، اتابک نادری، امیر محاسبتی، الهه شهپرست، مجید رحمتی، علی عطایی، سعید ملکنژاد، محمدباقر صفانور و محمد معتمدی در نقش عارف قزوینی، در این اثر به ایفای نقش میپردازند.
امین اشرفی تهیهکننده، حسن جودکی مجری طرح و مدیرتولید و امیرحسین سمیعی آهنگساز «کلنل» هستند.
محمد تقی خان را اولین بنیان گذار سرودملی ایران و نخستین خلبان ایرانی می شناسند. او را با القاب و صفاتی چون کلنل، شاعر، مترجم، وطنپرست، قهرمان ملی و … خطاب می کنند. مانند تصنیفی که عارف قزوینی برای او؛ به نام «کلنل» سرود و در سال 1301 در صحنه گراند هتل اجرا کرد. زندگی محمد تقی خان، زندگی بسیار پرفراز و نشیبی است که به بخش مهمی از تاریخ معاصر کشورمان گره خورده است. این نمایش، عاشقانه ای از زندگی اوست. قهرمانی که بعد از یک قرن، هنوز نامش زنده مانده است و می شود برای امروز و فردایمان، به زیست سلحشورانه او مراجعه کرد.
کنسرت نمایش «کلنل» ساعت 18 در تالار وحدت به روی صحنه میرود و فروش بلیت آن از طریق سایت ایرانکنسرت انجام میشود.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، کنسرت نمایش «کلنل» نوشته محمد نقایی و کارگردانی امیر بشیری که هفته پایانی اجراهای خود در تالار وحدت را پشت سر خواهد گذاشت، از ۲۵ مهر روی صحنه رفته و تاکنون با استقبال بیش از ۲۰ هزار مخاطب روبرو شده است.
این اثر هنری روز شنبه ۲۷ آبان در قالب اجرایی ویژه هنرمندان و دانشجویان و به صورت نیم بها به روی صحنه میرود.
امین اشرفی تهیهکننده، حسن جودکی مجری طرح و مدیرتولید «کلنل» هستند و کاظم سیاحی، نازنین بیاتی، رحیم نوروزی، سیامک صفری، اتابک نادری، امیر محاسبتی، الهه شهپرست، مجید رحمتی، علی عطایی، سعید ملکنژاد، محمدباقر صفانور و محمد معتمدی در نقش عارف قزوینی، در این اثر به ایفای نقش میپردازند.
«کلنل» داستان یک قهرمان ملی است که کارهای بزرگی برای این سرزمین کرده است ولی نامش در تاریخ به فراموشی سپرده شده است.
تهیه بلیت این کنسرت نمایش از طریق سایت ایران کنسرت امکانپذیر است.
سیامک صفری خود را بازیگری خوش شانس میداند که بخت با او یار بوده و در بخش بزرگی از آثار درخشان تئاتر بازی کرده و به قول خودش کمتر در انتخابهایش به جاده خاکی زده است.
قطعا بخشی از خاطرات خوش تماشاگران دو دهه اخیر تئاتر ایران، با نام سیامک صفری گره خورده است. بازیگری که در تعداد زیادی از نمایشهای خاطرهانگیز کشورمان بازی کرده است. او این روزها با بازی در دو نقش قوام السلطنه و ملکالشعرای بهار در نمایش «کلنل» در تالار وحدت روی صحنه میرود. به انگیزه نقش آفرینی این بازیگر در نمایش «کلنل» گفت و گویی با او داریم:
شما قبلا هم نقش افراد واقعی را که در تاریخ کشورمان حضور داشتهاند، بازی کردهاید، از آغا محمد خان تا جامهدار و … اصولا بازی در نقش کارکترهای واقعی که ممکن است تماشاگر نسبت به آنان اطلاعات، دیدگاههایی یا حتی تعصباتی داشته باشد، چگونه تجربهای است؟
اولین برداشت درباره این کارکترها این است که بازیگر باید به آن پرسوناژها وفادار بماند ولی بازیگر در چارچوب و ظرفیتی که متن از آن شخصیت تعریف میکند، میتواند کار کند. جالب است که بگویم وقتی در نقش پرسوناژی تاریخی بازی میکنم که برای مردم آشناست، خیلی به این فکر نمیکنم که باید تلاش کنم شبیه او باشم و معتقدم آنچه متن از آن پرسوناژ معرفی میکند، محل شکلگیری بازی بازیگر است. مثلا در همین نمایش «کلنل» با دو پرسوناژ رو به رو هستم؛ ملک شعرای بهار و قوامالسلطنه. بهار ضمن اینکه عنصری سیاسی است، شخصیتی ادبی، روزنامهنگار، شاعر و … بوده است ولی قوامالسلطنه فردی سیاستمدار بوده.
کدام یک از این دو شخصیت برایتان جذابتر است؟
منهای همه خصوصیاتی که برشمردم، وقتی با این دو پرسوناژ رو به رو شدم و ظرفیتهای هر یک از آنان را در متن دیدم، بیشتر جذب قوام شدم چون صحنهای که در آن نقش بهار را بازی میکنم، به نظرم خیلی محدود است و ابعاد مختلف این پرسوناژ را نشان نمیدهد. صرفا به انگیزه حضور در دفتر بهار، یکسری اطلاعات ارایه میشود. به همین دلیل برای من خیلی جای کار نداشت. ولی قوام را دو موقعیت میدیدیم؛ یکی وقتی که والی خراسان است و با کلنل رو به رو میشود و او را جوانی میبیند که کلهای پر باد و ایدههایی عجیب و غریب دارد و یک بار هم او را در موقعیتی میبینیم که توقیفش کردهاند و واکنشها یا دیدگاههایش را نسبت به این وضعیت میبینیم. در همین محدوده کوچک، قوام برای من پرسوناژ جذابتری بود اما من برای بازی در نقش او تلاش زیادی نمیکنم و این طور نیست که خیلی تحقیق و جست و جو کنم. بلکه یک اطلاعات کلی درباره او دارم.
چرا؟ به منابع تاریخی اعتماد ندارید؟
اگر اسم متن به جای «کلنل»، احمد قوامالسلطنه بود و قرار بود من این نقش را بازی کنم، حتما آن را دنبال میکردم تا ابعاد مختلف این شخصیت و تجربیات او را به دست آورم ولی در ظرفیت این متن، نیازی نمیدیدم که خیلی کنکاش کنم در حالیکه مثلا نمایشنامه «شکار روباه» مرا علاقهمند کرد که در تاریخ درباره آغا محمد خان قاجار جست و جو کنم و نتیجهاش آن شد که این پرسوناژ ضمن تاریخی بودن، از ذهن و تخیل نویسنده و کارگردان و بازیگر هم عبور کرده بود. به طوری که ما لحظاتی را از این شخصیت میدیدیم که در تاریخ وجود ندارد مانند پیچیدگیهای عاطفیاش یا ارتباطش را با مضمون عشق یا نگاهش به خشونت و … موضوعاتی که در تاریخ نمیتوانی درباره پرسوناژی مانند آغا محمد خان به دست آوری ولی در تئاتر تعریف شد. در نمایش«کلنل» هم قوامالسلطنه عنصری است که کلنل از کنار او عبور میکند. ظرفیتی که متن از این پرسوناژهایی مانند قوام یا بهار معرفی میکند، خیلی عمیق و گسترده نبود که رغبت کنم فراتر از اینها دربارهشان جستجو کنم.
قوام این قابلیت را دارد که به نقش محوری یک اثر هنری تبدیل شود؟
بله. پرسوناژ جذاب، عمیق و هوشیاری است و اگر در تاریخ درباره او جستجو کنیم، متوجه جذابیت و اثرگذاری او در دوره خودش میشویم. البته با قضاوتی که تئاتر درباره افراد دارد و نه قضاوت صرفا تاریخی. در همین نمایش «کلنل» اشارههایی که به شخصیت قوام میشود، نشان میدهد ظرفیت خوبی دارد برای تبدیل شدن به یک شخصیت محوری و میتوان روایت نمایشی او را کار کرد و گسترش داد.
به عنوان بازیگری که چند نقش تاریخی بازی کردهاید، فکر میکنید چقدر در آثار نمایشی به شخصیتهای مهم ملی و تاریخیمان میپردازیم تا تلنگری باشد برای مخاطب که درباره آن شخصیتها و آن برهه تاریخی مطالعه کند؟
تجربه خود من هم در برخورد با مخاطب است. واکنش مثبتی که مردم نسبت به این گونه شخصیتها نشان میدهند، نشانگر علاقه آنان به این پرسوناژهاست. همین الان در برخورد با نمایش «کلنل»، شاید بسیاری از تماشاگران، این شخصیت را خیلی نمیشناختند ولی با دیدن نمایش برایشان جالب میشود که چه آدم عجیب و پرکار و میهن دوستی بوده و نسبت به او خیلی سمپاتی پیدا میکنند. تجربیاتی که داشتهام مانند نمایش «شکار روباه» که برگرفته از شخصیت آغامحمد خان قاجار است یا «خاطرات و کابوسهای جامهدار…» که نقش دلاکی را بازی میکردم که شاهد قتل میرزاتقی خان فراهانی است، استقبال و توجه مردم نشانگر علاقه آنان به این پرسوناژها بود. الان هم در این اجرا با همین موضوع مواجهیم.
شما در تالار وحدت در چند نمایش خاطرهانگیز بازی کردهاید؛ از همین «شکار روباه» و «خاطرات و کابوسها» که گفتید تا «میسیسیپی نشسته میمیرد» و … حالا بعد از چند سال در «کلنل» روی صحنه این تالار هستید. در فاصله میان این نمایشها تا «کلنل»، فضای تئاتر چقدر عوض شده است؟
برای من خیلی. من با هنرمندی کار کردم که معلم من است و اجراهای خیلی زیادی را با هم در این تالار روی صحنه بردیم که نامش دکتر علی رفیعی است که هم سبک هنری خودش را به خوبی میشناسد و هم آن را درست انتقال میدهد و کارهای بزرگی در تالار وحدت روی صحنه آورد مانند «یک روز خاطرهانگیز از زندگی داشمند بزرگ وو»، «عروسی خون»، «یادگار سالهای شن» که قبل از این نمایشها اجرا شدند و مثلا همین «یادگار سالهای شن» از نظر طراحی، بینظیر بود. امروز چیزی از دستم رفته و آن امکان کار با دکتر رفیعی است. اصلا مدتی از تئاتر دور بودهام. با این اجرا بعد از مدتها دوباره کار میکنم. نمیخواهم بگویم فضای تئاتر بد شده یا خوب ولی این تغییر را حس میکنم.
بخصوص که شما با بسیاری از کارگردانهای خوب تئاتر همکاری داشتهاید که مدتی است از فضای کار دور بودهاند.
بله، با زندهیاد آتیلا پسیانی کار کردم. به عنوان یک کارگردان خلاق که همیشه نگاهی تازه و جوان داشت، برایم خیلی جذاب بود یا فرهاد مهندسپور که 3 نمایش با او کار کردم و حالا سالهاست کار نمیکند. این فرصت را داشتم که با آدمهای درجه یکی کار کنم. مثل کورش نریمانی که فصل مفصلی داشتیم از اجراهای خلاقی که او داشت و نوع نگاهش که ویژه است. کورش در سبک تئاتری خود، یک کارگردان کاملا منحصر به فرد است. با نادر برهانی مرند چند اجرای خیلی خوب داشتیم، با علیرضا نادری عزیز، نمایشی بسیار زیبا کار کردیم که جزییاتی دیوانهکننده داشت یا حسین پاکدل که دو اجرای خیلی خوب با هم داشتیم؛ «سمفونی درد» متن بسیار جذابی داشت و خیلی اجرای مدرن و قشنگی بود و تیم خوبی هم داشتیم و نمایش دیگری هم داشتیم به اسم «عشق و عالیجناب» که فقط یک شب در جشنواره اجرا شد و نفهمیدم چرا آن همه زحمتی که کشیدیم، در همین یک اجرا خلاصه شد. به هر حال حیف شد چون کار قشنگی بود درباره دکتر مصدق. با حسین کیانی تجربیات خوبی داشتیم. او هم در نوع تئاتر خود، کاربلد بود یا همایون غنیزاده که در نسل جوان، یکی از درجهیکهاست که نبوغ عجیبی در میزانسن کردن و نگاه به صحنه دارد و همیشه هم کارهایش عالی، خلاقانه و حیرتانگیز بوده و خوشبختانه من در دو تا از کارهایش بازی کردهام. امیدوارم اسمی را از قلم ننداخته باشم ولی همانطور که میبینید آدم خوش شانسی بودم! بازیگری بودهام که بیشتر اوقات در کارهایی حضور داشتهام که اتفاقات خوبی رقم زدهاند و خیلی کم پیش آمد که به جاده خاکی زده باشم. بیشتر اوقات با کارگردانهای خوب همکاری کردهام که متنهای جذابی اجرا کردند و من هم پرسوناژهای خوبی را بازی کردهام که میتوانم مدعی باشم خیلیها با دیدن همین اجراها به تئاتر علاقهمند شدند و به تماشاگران آن اضافه شدند. به همین دلیل فکر میکنم مجموعه حضورم در تئاتر یک نوع شانس بود.
این موضوع هم خوشحالکننده است و هم حسرتبرانگیز.
بله وقتی دور میشوی و دیگر آن تجربهها تکرار نمیشود، کمی حال آدم گرفته میشود.
اگر این نامهایی را که گفتید به عنوان بخشی از سرمایههای انسانی کشورمان در نظر بگیریم، چقدر از این سرمایهها درست استفاده کردهایم؟
به نظر من ظرفیت این افراد خیلی بزرگتر از چیزی بود که ما از آن بهره بردیم. ما از بخش کوچکی از بودن و حضور آنان بهرهمند شدیم.
در این سالها به جز بازیگری، کارگردانی هم کردهاید. چقدر کارگردانی برایتان در اولویت است؟
من شاگرد هنرمندی به نام علی رفیعی هستم که فقط بازیگر تربیت نمیکند، او طراح صحنه، نویسنده، کارگردان و … تربیت میکند. من همیشه دو زانو جلوی او نشستهام برای یادگیری. هرچند متاسفانه هیچ وقت نتوانستهام آنچه را که از او یاد گرفتهام، متناسب با ظرفیتی که بوده، به کار ببرم ولی به کارگردانی، نوشتن و نگاه به صحنه گرایش دارم. معلمم آن نگاه را به من داده. وقتی هم تئاتری را میبینم، به تمام جزییات آن دقت میکنم و اغلب متوجه میشوم از خیلی از عناصر نمایشی به خوبی استفاده نشده است.
چقدر تئاتر میبینید؟
خیلی کم. برنامه سیستماتیک و مرتبی برای دیدن تئاتر ندارم. شاید به این دلیل که خیلی حوصله ندارم. اتفاقا خیلی هم دوست دارم تئاتر ببینم ولی انگار چیزی در من مقاومت میکند و مانع میشود شاید تنبلی است یا اینکه اگر تئاتر ببینم، ممکن است به این فکر کنم که چرا خودم کار نمیکنم. خیلی از اجراها را ندیدهام. از آنها تعریف هم شنیدهام، افسوس هم میخورم ولی …
برنامهای دارید برای یک کار جدید؟
دوست دارم متن جمع و جوری با دو سه بازیگر پیدا کنم و خودم هم کارگردانی کنم و هم بازی. فعلا مشغول خواندن نمایشنامه هستم. دوست دارم کمی خودم را به سمت تئاتر بکشانم. احساس میکنم از آن دور شدهام و چون میدانم چه کار سختی است، میخواهم زودتر به سمت آن برگردم که کمکم دچار ترس از آن نشوم. اگر از این دورتر بشوم، دیگر جرات نمیکنم به تئاتر برگردم چون میدانم چه کار سختی است.
کار سختی شده یا همیشه بوده؟
همیشه بوده. تئاتر کار آسانی نیست بلکه بسیار سخت است و خلاقانه.
برای سینما برنامهای دارید؟
اگر پیشنهاد بازی باشد، کار میکنم ولی سینما اصلا بحث دیگری است و به نظرم با تئاتر خیلی متفاوت است. از نظر من دنیای سینما و تئاتر ربط چندانی به هم ندارند. تئاتر، جای دیگری است. شاید هم اشتباه میکنم ولی به نظر من این طور میآید.
به گزارش خبرگزاری تئاترآنلاین، کنسرت نمایش «کلنل» به کارگردانی امیر بشیری و تهیهکنندگی امین اشرفی از روز سهشنبه ۲۵ مهر، ساعت ۱۸ در تالار وحدت روی صحنه میرود.
در این کنسرت نمایش که توسط محمد نقایی نگاشته شده و روایتی از زندگی و زمانه محمدتقی خان پسیان و عاشقانهای گمشده در تاریخ معاصر ایران است، محمد معتمدی خواننده شناخته شده موسیقی ایران در نقش عارف قزوینی، کاظم سیاحی در نقش کلنل محمدتقی پسیان، نازنین بیاتی در نقشهای ایرنه و آموزگار، رحیم نوروزی در نقشهای افسر آلمانی، پریداکس و ژنرال گلروپ و سیامک صفری در نقشهای قوامالسلطنه و ملکالشعرای بهار، به ایفای نقش میپردازند.
همچنین اتابک نادری ، الهه شهپرست، مجید رحمتی، علی عطایی، امیر محاسبتی، سعید ملکنژاد، محمدباقر صفانور دیگر بازیگران این پروژه هنری هستند.
به گزارش تئاترآنلاین، محمد معتمدی، خواننده شناختهشده موسیقی ایران در تجربهای متفاوت و در مقام بازیگر و خواننده، با کنسرتنمایش «کلنل» به کارگردانی امیر بشیری روی صحنه تالار وحدت میرود. همچنین کاظم سیاحی، نازنین بیاتی، رحیم نوروزی و سیامک صفری از چهرههای نامآشنای بازیگری نیز در این پروژه هنری به ایفای نقش میپردازند.
اتابک نادری، امیر محاسبتی، الهه شهپرست، مجید رحمتی، علی عطایی، سعید ملکنژاد، محمدباقر صفانور، دیگر بازیگران کنسرت نمایش «کلنل» هستند که روایتی از زندگی و زمانه محمدتقی خان پسیان و عاشقانهای گمشده در تاریخ معاصر ایران است.
پوستر کنسرتنمایش «کلنل» هم پیشتر با طراحی محمدصادق زرجویان منتشر شده است.
پیشفروش بلیتهای این اثر نیز از ظهر روز چهارشنبه ۱۹ مهر از طریق سایت ایرانکنسرت آغاز میشود.
امین اشرفی تهیهکننده، حسن جودکی مجری طرح، محمد نقایی نویسنده، نادر برهانیمرند مشاور کارگردان، امیرحسین سمیعی آهنگساز، رضا مهدیزاده طراح صحنه، محبوبه سلطانی طراح لباس، مونا جعفری طراح گریم، رضا خضراییشاد طراح نور، محمدصادق زرجویان طراح گرافیک و بهزاد جاودانفر طراح حرکت کنسرت نمایش «کلنل» هستند.
محمد معتمدی (زادهٔ ۲ مهر ۱۳۵۷) خوانندهٔ موسیقی سنتی اهل ایران است. او فراگیری آواز و نواختن ساز نی را به صورت خودآموز و از نوجوانی آغاز کرد. وی در سال ۲۰۱۳ از سوی رادیو بینالمللی فرانسه به عنوان خواننده منتخب در رشتهٔ موسیقی ملل معرفی شد.او فارغالتحصیل رشتۀ کارگردانی از دانشگاه صدا و سیما ایران است.از آثار او میتوان به آرام من و بازخوانی آهنگ سوگند اشاره کرد.
تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذنزاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۴ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالنهای تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطرهانگیز و پرمخاطب.
شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهههای ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.
از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمعآوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروریبر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم که این گزارشها تا نیمه سال ۱۴۰۱ ادامه یافت و بعد از وقفهای چند ماهه قرار بر این است که از ابتدای سال ۱۴۰۲ این روند مجدداً ادامه پیدا کند.
از این رو در پنجاه و دومین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «پسران آفتاب» به کارگردانی سیامک صفری رفتهایم.
نمایش «پسران آفتاب» از جمله نمایشنامههای شناخته شده نیل سایمون کمدینویس معاصر آمریکایی است که سیامک صفری بعد از سالها بازیگری در عرصه تئاتر و تجربه کوتاهی که با کارگردانی نمایش «بام طهران» در فستیوال مونولیو داشت برای اولین گام در کارگردانی تئاتر این نمایشنامه را برای اجرا انتخاب کرده بود. نمایش «پسران آفتاب» تیر و مرداد ۱۳۹۲ در سالن اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفت و پس از آن با جایگزینی مهشاد مخبری به جای بهاره رهنما اجرای خود را در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران ادامه داد.
صفری در این نمایش علاوه بر کارگردانی، نقش ویلی کلارک را هم که یکی از نقشهای اصلی نمایش است بازی میکرد. نقش در این نمایش کاملاً به تن صفری نشسته بود و خودش هم اعتقاد داشت که نیل سایمون این نقش را برای او نوشته است. فرزین صابونی، جواد عزتی، بهاره رهنما (مهشاد مخبری)، صبا گرگین پور و جواد پولادی نیز دیگر بازیگران نمایش بودند.
نمایش داستان ویلی کلارک (سیامک صفری) و اَل لوییس (فرزین صابونی) ستارههای قدیمی دنیای نمایش هستند که بعد از نزدیک به ۴۰ سال همکاری، با یکدیگر قطع رابطه کردهاند. این قطع رابطه همچنان ادامه مییابد تا هنگامی که با یک پیشنهاد سودآور از طرف یک کارگردان تلویزیونی، برای اجرای مجدد یکی از نمایشهایی که در گذشته روی صحنه داشتهاند، مواجه میشوند. حال میپذیرند تا با بی میلی، دوباره یکدیگر را ملاقات کنند. دیدار مجدد این ۲ در حالی است که سرنوشتی مشترک انتظار آنها را میکشد.
«پسران آفتاب» درباره زوال ستارههایی است که در سالهای دور، محبوب و مشهور بودند و حالا به فراموشی سپرده شدهاند اما خودشان نمیخواهند این مساله را قبول کنند. این نمایش میتواند ادای دینی به زوجهای کمدی مانند لورل و هاردی و یا چیچو و فرانکو باشد که سالها در کنار یکدیگر درخشیدند و شاید هویت هنری هرکدامشان بدون دیگری معنایی پیدا نمیکرد.
نیل سایمون یکی از بارزترین و پردرآمدترین نمایشنامهنویسان طنز معاصر در آمریکا است. بیشتر آثار او در چهار دهه پایانی قرن بیستم علاوه بر تئاتر در سینما و تلویزیون نیز با استقبال فراوانی روبرو شدهاند. بزرگانی چون ویتوریو دسیکا، پیتر سلرز، فرانک سیناترا، وودی آلن و … بر روی آثار سایمون کار کردهاند. آثار او تاکنون جوایز متعددی را برایش به ارمغان آوردهاند که مهمترین آنها جایزه پولیتزر برای نمایشنامه «گمشده در یانکر» است. سایمون عنوان «پادشاه کمدی» را در برادوی یدک میکشد.
نمایش «پسران آفتاب» اولین بار در سال ۱۹۷۲ در نیویورک روی صحنه رفت و در همان سال از طرف موسسه کیو (Cue) به عنوان بهترین نمایشنامه سال انتخاب شد. چند سال بعد اقتباسی سینمایی از آن ساخته شد و بعد از آن نیز به عنوان سریالی تلویزیونی با بازی وودی آلن و پیتر فالک اجرا شد.
سیامک صفری و جواد عزتی در گفتگویی که با تئاتر آنلاین در روزهای منتهی به اجرا و در زمان تهیه گزارش تمرین از نمایش انجام دادند درباره شکلگیری این اثر نمایشی و تجربه همکاری با یکدیگر و حال و هوای متن صحبت کردند که در ادامه بخشهایی از آن را میخوانید.
جواد عزتی که در آن سالها به عنوان یک بازیگر کمدی خلاق در سریالهای تلویزیونی خوش درخشیده بود همچنان ارتباطش را با تئاتر حفظ کرده و به قول خودش تلاش میکرد حداقل سالی یک تئاتر روی صحنه داشته باشد و حضور در کارهای تصویری و تئاتر را به موازات هم پیش ببرد. عزتی در این گفتگو بر این نکته تاکید کرد که با حضور در این نمایش تلاش داشته از بابا اتی مجموعه «قهوه تلخ» و پیرمردهای دیگری که در طول سالهای گذشته بازی کرده است، فاصله بگیرد.
عزتی در پاسخ به اینکه در سالهای اخیر تمرکزش روی تئاتر بیشتر شده و در کنار بازی در آثار تلویزیونی ترجیح میدهد در تئاتر هم حضور پررنگتری داشته باشد، گفت: در واقع ترجیحم این است که تئاتر و کار تصویر را در کنار هم داشته باشم. خدا را شکر حدود ۱۶-۱۵ سال است که به صورت مداوم تئاتر کار میکنم و تلاش کردم که هر سال حداقل در یک نمایش حضور داشته باشم. البته کارهایی هم بوده که تمرین کردهایم اما نتوانستند به مرحله اجرا برسند به همین دلیل به نظر رسیده که در تئاتر کم کار شدهام. امسال قبل از این نمایش کاری را تمرین میکردیم که نتوانست اجرا بگیرد پیش از آن هم در کار مسعود رایگان بازی میکردم که در ایرانشهر اجرا شد. دوست ندارم از تئاتر فاصله بگیرم اما متاسفانه به دلیل حضورم در کار تصویر مجبورم پیشنهادهای تئاتر کمتری را قبول کنم و اگر همین پیشنهادها کم هم به اجرا نرسند متاسفانه یک سالم بدون بازی در تئاتر هدر میرود که این برایم خیلی بد است.
وی درباره تجربه همکاری با سیامک صفری عنوان کرد: من حدود ۱۵ سال است که با سیامک دوست هستم اما جالب اینجاست که تا به حال در هیچ نمایشی با هم همبازی نبودیم اما در ۲ تله فیلم یکی به کارگردانی بهروز شعیبی و دیگری ژرژ هاشمزاده با هم همکاری داشتیم. سر صحنه کار آخر، سیامک به من گفت که دیگر باید طلسم را بشکنیم و در تئاتر با هم کار کنیم و در نهایت بازی در «پسران آفتاب» را به من پیشنهاد داد. این نمایشنامه ۲ نقش پیرمرد داشت و یک پسر جوان. سیامک به من لطف کرد و گفت هر نقشی را که دوست دارم، بازی کنم. من هم ترجیح دادم که نقش پیرمردها را بازی نکنم چون دوست داشتم از تیپ سازی به این شکل و حضور دوباره در نقش یک پیرمرد کمی فاصله بگیرم. در سالهای اخیر در این نوع نقشها زیاد حضور داشتم. بنابراین با وجود اینکه نقشهای پیرمرد نمایش خیلی خیلی وسوسه انگیز بودند و جای کار زیاد داشتند با مقاومت زیاد نقش پسر جوان نمایش را قبول کردم.
سیامک صفری هم به عنوان بازیگر و کارگردان نمایش درباره اینکه با وجود تحصیل در رشته کارگردانی تئاتر چرا کمتر تمایل به کارگردانی داشته و تا قبل از این نمایش بیشتر به عنوان بازیگر در تئاتر فعال بوده است، توضیح داد: من همیشه کارگردانی را دوست داشتم و چون رشته تحصیلی خودم هم کارگردانی است علاقه مند بودم تا کارگردانی را هم تجربه کنم. پیش از این بارها میخواستم کاری را شروع کنم که به دلایلی منتفی میشد. این روزها همه میدانیم که وضعیت تئاتر نامشخص است این نمایش هم مدتها زمان برد تا بالاخره توانستیم به مرحله اجرا برسیم.
وی در پاسخ به این پرسش که قرار است از این پس حضورش به عنوان بازیگر در تئاتر کمرنگ تر شود، عنوان کرد: به هیچ وجه. من حتی در این نمایش خودم هم به عنوان بازیگر حضور دارم. فکر میکنم که من حق ندارم بازیگری را کنار بگذارم. تئاتر یک هنر ترکیبی است و مثلاً منِ بازیگر قرار نیست فقط به صورت تخصصی بازیگری بلد باشم. من سالها در کنار علی رفیعی کار کردم. سیستم رفیعی هم به شکلی است که بازیگرش را به درستی تربیت میکند و تفکری به آدم میدهد که فضای اجرا را بهتر بشناسیم. رفیعی در حین آموزش بازیگری، کارگردانی، طراحی صحنه و خیلی چیزهای دیگر را هم به شاگردانش یاد میدهد. من مسیری را با رفیعی طی کردم که در آن به کارگردانی یک نمایش تشویق شدم. البته این یک مسیر معمول است و در همه جای دنیا بازیگرانی هستند که به کارگردانی روی میآورند. به هر حال خوشحالم که این اتفاق برایم افتاده است.
البته در سالهای اخیر حضور سیامک صفری به عنوان بازیگر در تئاتر کمرنگ تر شده و به نظر میرسد که وی بیشتر علاقه مند به آموزش هنرجویان جوان تئاتر و اجرای اثری با حضور آنها روی صحنه و ادامه فعالیت بازیگری اش در آثار تصویری است.
صفری در بخش دیگری از این گفتگو درباره تجربه همزمان کارگردانی و بازیگری در این نمایش توضیح داد: به هر حال در چنین موقعیتی آدم چندپاره میشود چون باید بخشی از ذهنت به بازیگر مقابلت باشد و بدانی که در حال حاضر موقعیت متن چیست و هم باید به کارگردانی و اتفاقات پشت صحنه توجه کنید. این مسئله باعث میشود لحظاتی از خودت غافل شوی. این اتفاقات در طول کار رخ میدهد اما کم کم در پروسه تمرین به آن عادت میکنید و برایت همه چیز حل میشود. به شخصه این فرم برخورد با تئاتر که کارگردان خودش هم روی صحنه بازی میکند برایم لذت بخش و دوست داشتنی است. دوست دارم شش دانگ بودنم را در همه مراحل نمایش چه در صحنه و تقابل با بازیگر مقابلم و چه در پشت صحنه به دوستان و همکارانم منتقل کنم.
بازیگر نمایش «شکار روباه» در پایان درباره ایفای نقش شخصیت ویلی در «پسران آفتاب» که در عین جدی بودن بیشتر بار طنز نمایش را بر دوش میکشد و طنازی هایی که خود صفری به این کاراکتر اضافه کرده است، بیان کرد: من تلاش کردم آن چیزی را که ویلی هست پیدا کنم و آن را ارائه دهم اما با ریتم، خصلتها و تایمینگ رفتاری خودم. فکر میکنم همین کافی است. شخصیت ویلی را با همه چیزی که من و خصلتهایم را میسازد، ترکیب کردهام. گاهی وقتها احساس میکنم نیل سایمون اصلاً این شخصیت را برای من نوشته است چون با نوع بازی من خیلی جور در میآید.
تصویربرداری مجموعه تلهتئاتر «کاتب اعظم» از محصولات مرکز سریال سوره آغاز شد
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی پروژه، همزمان با آغاز تصویربرداری مجموعه تلهتئاتر تلویزیونی «کاتب اعظم» که برداشتی آزاد از رمان «اعترافات کاتب کشته شده» به قلم ساسان ناطق از انتشارات سوره مهر است سیامک صفری، امین زندگانی، حدیث میرامینی و نادر فلاح به عنوان نخستین گروه از بازیگران این پروژه معرفی شدند.
مجموعه ۷ قسمتی «کاتب اعظم» به تهیهکنندگی مرکز سریال سوره، نخستین محصول این مرکز تازه تاسیس در سازمان سینمایی سوره است که پس از گذشت ۲ ماه از پیشتولید، به تازگی مقابل دوربین رفته است.
کارگردان هنری مجموعه «کاتب اعظم» مهدی غفوری و کارگردان تلویزیونی آن علی عبادی است.
همزمان با آغاز تصویربرداری تله تئاتر «کاتب اعظم» از لوگوی رسمی آن با طرحی از حسین والفی رونمایی شد. همچنین طراحی و تولید لوگوموشن با مدیریت هنری وهب رامزی، گرافیک و تدوین حسین والفی و تصویربرداری محمد مصلحی بوده است.
نمایش «پرسه در تاریکی» به کارگردانی سیامک صفری در خانه نمایش دا روی صحنه میرود.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی خانه نمایش دا، نمایش «پرسه در تاریکی» به طراحی و کارگردانی سیامک صفری، نویسندگی ارمغان سروی، نرگس کامروا، فرید عبدل پور، سعادت قاضی پور و با حمایت خانه نمایش دا خرداد ماه در خانه نمایش دا روی صحنه میرود.
این نمایش برداشتی از سه نمایشنامه «سوءتفاهم»، «خرده جنایت های زن و شوهری» و «اتاق ورونیکا» است.
در توضیح این نمایش آمده است: «پرسه در تاریکی» جستجوی خود در ذهن و یافتن خود در تنهایی است که مضمونی همیشگی در همه آثار نمایشی دارد و آنچه تنهایی انسان را تهدید می کند خشونتی است که در مواجهه با آن، ترسهای بزرگ را تجربه می کند. «پرسه در تاریکی» در شکل و ظاهر، مضامین خود را در فضایی اکسپرسیونیسم عینیت داده است و آنچه را که در درون پرسوناژهاست در فضای نمایش آشکار ساخته و به قضاوت می گذارد.
بازیگران نمایش ارمغان سروی، نرگس کامروا و فرید عبدل پور هستند.
دیگر عوامل این نمایش عبارتند از دستیاران کارگردان: محمدحسین خدمتپرست، علیرضا اسدی، روابط عمومی: بهناز شهسوار، عکاس: سمیرا بختیاری و موسیقی این نمایش نیز اثری از Alva Noto است.
«پرسه در تاریکی» از یکم خرداد ماه ۱۴۰۱ به مدت ۱۵ شب در محل جدید خانه نمایش دا به آدرس خیابان انقلاب، خیابان خارک، بن بست اول، پلاک ۵، روی صحنه خواهد رفت.
سیامک صفری با اشاره به اجرای همزمان ۲ نمایش در تماشاخانه سپند از اقدام شهرداری در قرار دادن نیوجرسی جلوی تماشاخانه انتقاد و عنوان کرد این اتفاق باعث شرمندگی گروهها از مخاطبانشان شده است.
سیامک صفری بازیگر و کارگردان تئاتر در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره اجرای همزمان ۲ اثر نمایشی در تماشاخانه سپند گفت: از ۱۴ اردیبهشت ماه ۲ نمایش «سودولوس» و «توپ شناور» را به ترتیب در ساعتهای ۱۹ و ۲۱ در سالن شماره یک تماشاخانه سپند روی صحنه بردهام. نمایش «سودولوس» اثری مستقل است که با حضور بازیگران جوان تئاتر روی صحنه میرود. نمایشنامه براساس اثری از کمدی نویس رومی تیتوسماکیوسپلوتوس نوشته شده که قدمت سه هزار و پانصد ساله دارد و تا به حال هم در ایران اجرا نشده است. البته نمایشنامه پولوتوس متفاوت از چیزی است که در حال حاضر روی صحنه میرود و من متن را برای اجرا بازنویسی کردهام.
وی ادامه داد: این نمایش ساختاری کمدی دارد و در بازنویسی متن فضایی شکل گرفته که مناسب همه اقشار جامعه باشد و از شوخیهای نامناسب در اجرا پرهیز شده است.
این بازیگر و کارگردان تئاتر درباره نمایش دیگری که روی صحنه دارد نیز توضیح داد: «توپ شناور» براساس ۲ نمایشنامه «بالابر غذا» هارولد پینتر با ترجمه رضا دادویی و «داستان باغ وحش» ادوارد آلبی نوشته شده است که نمایشنامه «داستان باغ وحش» را من و مجتبی بیات ترجمه کردهایم. در واقع نمایش «توپ شناور» ماحصل ۲ متن است و براساس این ۲ نمایشنامه شناخته شده، دوباره نویسی شده است. این اثر نمایشی در فضایی کاملاً مجرد و متفاوت از این ۲ نمایشنامه اتفاق میافتد و سه بازیگر دارد که علاوه بر خودم، مهدی رضایی و مجتبی بیات نیز در آن به ایفای نقش میپردازند.
صفری درباره وضعیت نامناسب رفت و آمد در تماشاخانه سپند که مدتی است به دلیل برخی اختلافها با شهرداری جلو در ورودی آن نیوجرسی گذاشته شده است، توضیح داد: متاسفانه در آن منطقه جلوی خیلی از ساختمانها، نیوجرسی کار گذاشتهاند که من در جریان حساب و کتابهایی که این ملکها با شهرداری دارند، نیستند اما حداقل کاش در برخورد با تماشاخانه سپند که مکانی فرهنگی است، اتفاق دیگری رخ میداد و لااقل رعایت حال تماشاگران را میکردند چون الان مردم باید از بین این بلوکها رد شوند تا بتوانند به تماشاخانه وارد شوند که متاسفانه باعث شرمندگی و خجالت ما از مخاطبانمان میشود اما دستمان به جایی بند نیست.
وی در پایان صحبتهایش بیان کرد: فکر میکنم شهرداری وظایف دیگری هم حداقل در حوزه فرهنگ و هنر به جز گرفتن مالیات برعهده دارد و میتوانست از روش دیگری به جز این شیوه برای حل مشکلاتش استفاده کند که جای تاسف دارد.
نمایش «سودولوس» به نویسندگی و کارگردانی سیامک صفری با بازی شهرام آریا، رامین بذرافشان، نادیا بهداروند، حانیه بیات، مهسا پارساراد، رامیار جنانی، نیوشا دلشادیان هر شب ساعت ۱۹ در سالن شماره یک پردیس تئاتر سپند به صحنه میرود همچنین نمایش «توپ شناور» نیز به نویسندگی سیامک صفری و مجتبی بیات و طراحی و کارگردانی سیامک صفری هر شب ساعت ۲۰ اجرا میشود.