برچسب: ساناز بیان

  • «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» ساناز بیان در مشهد

    «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» ساناز بیان در مشهد

    به گزارش تئاتر آنلاین، این نمایش که با نگاهی انسانی و اجتماعی به زندگی سه زن متهم به قتل می‌پردازد، پیش‌تر نامزد دریافت جوایز «بهترین نمایشنامه» و «بهترین بازیگر زن» از جشنواره تئاتر فجر شده و همچنین عنوان «بهترین بازیگر زن سال» را از جشن بازیگر و نامزدی جایزه ادبی پروین اعتصامی را در کارنامه دارد.

    در این اجرا، گیتی قاسمی، نسیم ادبی، رویا میرعلمی و آیه کیان‌پور به ترتیب ورود ایفای نقش می‌کنند.

    فروش بلیت این اثر از طریق سایت «گیشاتGishot.ir» انجام می‌شود.

    «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» پیش از این در استکهلم (کنفرانس جهانی زنان نمایشنامه‌نویس، ۱۳۹۱)، تالار شمس مؤسسه اکو (۱۳۹۲)، تئاتر باران تهران (۱۳۹۴)، مجموعه تئاتر لبخند تهران (بهار و تابستان ۱۴۰۴) و در مهرماه ۱۴۰۴ در دبی اجرا شده است.

    بر اساس اعلام گروه اجرایی، به دلیل محتوای اثر، تماشای نمایش برای افراد زیر ۱۵ سال توصیه نمی‌شود.

  • اختتامیه نخستین جشنواره نمایشنامه نویسی «ثمر» به تعویق افتاد

    اختتامیه نخستین جشنواره نمایشنامه نویسی «ثمر» به تعویق افتاد

    به گزارش تئاتر آنلاین، اختتامیه نخستین جشنواره نمایشنامه نویسی «ثمر» با رویکرد خانه و خانواده در دهه اول اسفندماه برگزار می شود پیش از این زمان برگزاری این برنامه بهمن ماه اعلام شده بود.

    همچنین آثار دریافتی به جشنواره نمایشنامه نویسی «ثمر» توسط فارس‌ باقری، بهزاد آقاجمالی، ساناز بیان، آزاده انصاری و محمد منعم در حال داوری است و نامزدهای هر بخش بهمن ماه اعلام می شوند.

    ۱۶۴ اثر از سراسر کشور به دفتر این جشنواره رسیده و شامل ۱۰۷ اثر در بخش صحنه، ۳۴ اثر در بخش کودک و نوجوان و ۲۳ اثر در بخش محیطی و میدانی است.

    از آثار دریافت شده ۴۱ اثر توسط بانوان نمایشنامه نویس به دفتر جشنواره ارسال شده است.

    فراخوان نخستین جشنواره نمایشنامه نویسی «ثمر» از سوی فرهنگسرای خانواده ۱۷ مرداد ماه سال جاری منتشر و با توجه به استقبال علاقه مندان از سراسر کشور تا ۱۸ دی‌ ماه تمدید شد.

  • داوران جشنواره نمایشنامه‌نویسی «ثمر» معرفی شدند

    داوران جشنواره نمایشنامه‌نویسی «ثمر» معرفی شدند

    اعضای هیات داوران جشنواره نمایشنامه‌نویسی «ثمر» معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای خانواده، فارس باقری نویسنده، کارگردان و مدرس دانشگاه، بهزاد آقاجمالی نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و مدرس دانشگاه، آزاده انصاری نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر عروسکی، ساناز بیان نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر و محمد منعم نمایشنامه نویس و مترجم به عنوان اعضای هیات داوران جشنواره نمایشنامه نویسی «ثمر» معرفی شدند.

    این جشنواره به همت فرهنگسرای خانواده با مشارکت مدیریت هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به منظور کشف استعدادهای جدید در حوزه نمایشنامه‌نویسی و بهره‌گیری از تجارب نمایشنامه‌نویسان و هنرمندان تئاتر با رویکرد خانه و خانواده در سه بخش نمایشنامه‌نویسی برای آثار صحنه‌ای، نمایش کودک و نوجوان و نمایش محیطی و میدانی برگزار می‌شود.

    شرایط حضور در جشنواره به این شرح است:

    آثار ارسالی نباید قبلا در جایی چاپ، اجرا و یا در مسابقه دیگری شرکت کرده باشند، جشنواره محدودیت سنی ندارد، شرکت کنندگان می‌توانند در تمام بخش ها حضور داشته باشند و در هر بخش تنها ۲ اثر می توانند ارائه کنند و آثار اقتباسی باید با ذکر منبع ارسال شوند.

    نمایشنامه‌نویسان برای حضور در جشنواره باید فرم تکمیل شده شرکت در جشنواره را به همراه فایل PDF نمایشنامه مورد نظر تا ۱۱ دی به نشانی jashnvareh.samar۱۴۰۰@gmail.com ارسال کنند. نام و نام خانوادگی کامل متقاضی/ شماره تماس/ آدرس و میزان تحصیلات باید در ابتدای فایل نمایشنامه نوشته و تصویر کارت ملی یا شناسنامه همراه سایر مدارک ارسال شود. فرم شرکت در جشنواره در سایت فرهنگسرا به نشانی khanevadeh.farhangsara.ir در دسترس است.

    جوایز نخستین دوره جشنواره نمایشنامه‌نویسی «ثمر» در بخش صحنه‌ای شامل نفر اول ۵۰ میلیون ریال، نفر دوم ۴۰ میلیون ریال و نفر سوم ۳۰ میلیون ریال، در بخش کودک و نوجوان؛ نفر اول ۴۰ میلیون ریال، نفر دوم ۳۰ میلیون ریال، نفر سوم ۲۰ میلیون ریال و بخش میدانی و محیطی؛ نفر اول ۳۰ میلیون ریال، نفر دوم ۲۰میلیون ریال و نفر سوم ۱۰میلیون ریال است.

    داوری آثار ۱۱ تا ۳۰ دی انجام می‌شود و اعلام برگزیدگان و آئین پایانی جشنواره سوم بهمن در صورت مهیا بودن شرایط به صورت حضوری برگزار و در غیر این صورت برگزیدگان از طریق رسانه‌ها معرفی می‌شوند.

  • پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    نمایش «هتلی‌ها» نوشته ساناز بیان و کارگردانی حمیدرضا آذرنگ از جمله نمایش‌های مهم دهه ۹۰ است که به تحولات جامعه در اواخر دهه ۶۰ و اوائل ۷۰ می پردازد.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در بیست و پنجمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «هتلی‌ها» به نویسندگی ساناز بیان و کارگردانی حمیدرضا آذرنگ رفته‌ایم.

    نمایش «هتلی‌ها» آبان و آذر ۹۴ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت و مورد توجه منتقدان و مخاطبان نیز قرار گرفت؛ نمایشی با دغدغه‌های اجتماعی و انسانی که که در ۲ مقطع زمانی اوایل دهه ۷۰ و زمان حال روایت می‌شود. بیان در این نمایشنامه مقطعی از تاریخ معاصر را به تصویر می‌کشد که در آن بیش از یک دهه از وقوع انقلاب و چند سالی از پایان جنگ ایران و عراق گذشته و جامعه با پشت سر گذاشتن این وقایع در حال پوست اندازی است.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    «هتلی‌ها» داستان زندگی از هم پاشیده خانواده‌ای در اوایل دهه هفتاد است که در این میان روایتی از زندگی آوارگان جنگی که در هتلی مخروبه در تهران اقامت گزیده‌اند نیز بیان می‌شود. رخدادها از زبان نگین دختر خانواده در هفت سالگی و جوانی او با یکدیگر گره می‌خورند؛ در حالی که پایبندی به اعتقادات گذشته و آرمان‌های ایدئولوژیک زوج داستان در حال رنگ باختن است شاهد حضور جنگ زده‌ها و قضاوت جامعه در مورد آنها که به اجبار در هتلی مخروبه به عنوان پناهگاه سکنی گزیده‌اند نیز هستیم.

    حمیدرضا آذرنگ در این اثر نمایشی برخلاف کارهای گذشته از نمایشنامه خودش استفاده نکرده و متن همسرش ساناز بیان را برای اجرا انتخاب کرده است؛ نمایشنامه‌ای که البته به دیدگاه‌ها و دغدغه‌های اجتماعی و انسانی خود آذرنگ نزدیک است و نگاهی آسیب شناسانه به روابط آدم‌ها و دیدگاه‌هایشان در یک برهه حساس دارد. یکی از نکات جالب توجه در نمایشنامه این است که این اثر توسط یک نویسنده دهه شصتی به نگارش درآمده که در زمان وقوع رخدادهای نمایش کودکی ۸ ساله بوده است و بخشی از وقایع داستان نیز برگرفته از خاطرات شخصی ساناز بیان و حاصل زیست نویسنده در آن دوران بوده است. پرداختن به اتفاقات دهه ۶۰ و ۷۰ از دید یک جوان دهه شصتی می‌تواند جالب توجه و متفاوت باشد چون می‌توان به رخدادهای آن دوران از دید فردی نگاه کرد که خودش متولد همان دهه است.

    این اثر نمایشی با بازی حمیدرضا آذرنگ، نسیم ادبی، سام کبودوند، آیه کیان پور، ستایش محمودی، آناهیتا همتی و در مقطعی بهاره کیان افشار و مونا فرجاد به عنوان بازیگران جایگزین به صحنه رفت و در جشنواره سی و چهارم تئاتر فجر نیز اجرا شد.

    در همین راستا با ساناز بیان نویسنده نمایشنامه درباره پرداختن به این سوژه، دلایل ورودِ خاطرات شخصی‌اش به نمایشنامه و دغدغه‌ای که درباره نوشتن از رخدادهای دهه ۶۰ و ۷۰ داشته است، صحبت کردیم.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    ساناز بیان درباره نگارش نمایشنامه «هتلی‌ها» به تئاتر آنلاین گفت: سال ۸۷ من نمایشنامه‌ای با عنوان «خواب های خاموشی» به طور مشترک با امیر کیان‌پور نوشته بودم که درباره کودکی ما دهه شصتی ها بود. این نمایش درباره دختری بود که فکر می‌کرد در شکمش بمبی وجود دارد که قرار است منفجر شود و در ادامه به یاد زمان جنگ و بمب‌های عمل نکرده عراقی‌ها می‌افتاد و در فضای ذهنی که برای خودش ساخته بود تصور می‌کرد این بمب‌ها عمل نکرده‌اند و حالا قرار است در شکمش منفجر شوند. این نمایش به کارگردانی مشترک من و کاظم سیاحی در تالار مولوی اجرا شد و چندسال قبلش جایزه نمایشنامه نویسی جشنواره دانشگاهی را گرفته بود و اجراهای خارجی زیادی هم داشت. همزمان با نگارش این متن من ایده «هتلی‌ها» را هم در ذهنم داشتم چون تمام نمایشنامه‌های من بخشی از زیست و زندگی ام هستند و آنقدر فکر کردن به این موضوعات ذهنم را درگیر می‌کند که باید آنها را در قالب نمایشنامه بنویسم.

    وی افزود: همان زمان ایده «هتلی‌ها» را نوشتم تا اینکه چندسال بعد حمید آذرنگ از این ایده خوشش آمد و خواست آن را به صحنه ببرد که برایم تجربه بسیار خوشایندی بود. اما تجربه تلخی که در این زمینه داشتم این بود که در آن مقطع از اطرافیانم می‌شنیدم که این نمایشنامه را حمید آذرنگ نوشته است چون فضای فکری متن شبیه به دیدگاه و دغدغه‌های اوست. طبیعتاً وقتی ۲ نویسنده با هم ازدواج می‌کنند اشتراکاتی در آنها وجود داشته است و من نیز قطعاً از حمید تاثیر زیادی گرفته‌ام چون نویسنده مورد علاقه ام است و برایم نیز بسیار خوشحال کننده است که او نمایشنامه‌ای از من را به صحنه ببرد اما اینکه بگویند او نمایشنامه «هتلی‌ها» را نوشته و به نام من به صحنه برده است برایم خیلی تلخ بود چون من بخشی از زندگی، رنج‌ها و زخم‌هایم را نوشته بودم و مشخصاً خاطرات کودکی ام را وارد نمایشنامه کرده بودم. این اتفاق به من نشان داد که هنوز در جامعه زندگی می‌کنیم که زن‌ها نمی‌توانند هویت و تشخص مستقل خودشان را داشته باشند.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    این نویسنده درباره نوشتن از خانواده‌های جنگ زده و سکنی گزیدن بخشی از آنها در هتلی واقع در خیابان سیدخندان بیان کرد: من متولد سال ۶۲ هستم و در سال ۷۰ که اتفاقات نمایش رخ می‌دهد ۸ ساله بودم و هربار که از روی پل سیدخندان رد می‌شدیم پنجره‌های شکسته هتل تهران اینترنشنال را که مشرف به پل بود، می‌دیدم و اصلاً همین نام هتل (TEHRAN INTERNATIONAL HOTEL) که بالای ساختمان نوشته شده بود تناقضی آشکار با منظره نامناسبی داشت که ما از بیرون می‌دیدیم. ساختمانی که زمانی قرار بود شکوه و جلال یک هتل ۵ ستاره را به نمایش بگذارد حالا به خرابه‌ای تبدیل شده و محل اسکان خانواده‌های جنگ زده‌ای بود که بیشترشان اهل خرمشهر بودند و همین کنتراست توجه من را به خودش جلب می‌کرد.

    وی ادامه داد: آن دوران منزل ما در خیابان سهروردی و همان حوالی سیدخندان بود از این رو بخشی از کودکی من با یک علامت سوال بزرگ درباره این مکان گره خورده است. من از دوم تا پنجم دبستان در مدرس ه‌ای درس می‌خواندم که بچه‌های جنگ زده و ساکن این هتل را هم ثبت نام می‌کرد بنابراین بعد از کنجکاوی‌هایی که نسبت به ساکنان این هتل داشتیم مواجهه بعدی ام با ساکنان این هتل، برخورد نامناسبی بود که خانواده‌های دانش آموزان نسبت به حضور کودکان جنگ زده در این مدرسه داشتند و حتی برخی والدین به مادرم پیشنهاد می‌دادند که نام من را در این مدرسه ننویسد چون بچه‌های هتلی هم در اینجا هستند و به جایش من را در مدرسه دیگری ثبت نام کند که با وجود داشتن قنات در مدرسه و ناامن بودن، بچه‌های جنگ زده را ثبت نام نمی‌کند. یعنی حاضر بودند بچه‌هایشان در یک مدرسه ناامن درس بخوانند اما با هتلی‌ها همکلاس نباشند.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    بیان با اشاره به اینکه این مواجهه همیشه در بخشی از خاطراتش زنده بوده است، عنوان کرد: در صحنه‌ای از نمایش که یک دخترِ هتلی با دسته گل گلایل آبی به جشن تولد نگین می‌آید و در آنجا از طرف دیگر بچه‌ها مورد تمسخر و تحقیر قرار می‌گیرد نیز برگرفته از خاطره‌ای واقعی است که در مهمانی تولدی که من و خواهرم برگزار کرده بودیم، رخ داد. در واقع شاید این نمایشنامه پاسخی باشد به بخشی از عذاب وجدانی که من درباره این اتفاق دارم. چون در آن مهمانی من اصلاً به یاد ندارم که آن دختر، کی خداحافظی کرد و از مهمانی ما بیرون رفت. در آن دوران خانواده‌هایی مانند خانواده من که دیدگاه منفی نسبت به جنگ زده‌های ساکن در آن محله نداشتند، خیلی در اقلیت بودند و این اقلیت بودن باعث شد من حتی در جشن تولد خودم آنقدر احساس قدرت نکنم که به دیگر بچه‌ها اعتراض کنم و بگویم حق ندارید با کسی که مهمان من است برخورد تحقیرآمیز داشته باشید.

    وی تصریح کرد: با توجه به تجربیات خودم و صحبت‌هایی که درباره افراد جنگ زده در این هتل با افراد مختلف داشتم می‌توانم بگویم در این هتل فضایی همچون «لیان‌شامپو» جریان داشت؛ زندگی در این هتل به مثابه یک جنگ دیگر بود. در این مکان اقشار مختلف از طبقات اجتماعی و تحصیلی متفاوت در کنار هم زندگی می‌کردند. حتی به یاد دارم در مدرسه بچه‌هایی بودند که برای ما تعریف می‌کردند قبل از جنگ خانه بزرگ و وضع مالی بسیار خوبی داشتند اما با توجه به ظاهرشان کسی حرفشان را باور نمی‌کرد و فکر می‌کردیم آنها دروغ می‌گویند. در واقع خیلی از تصورات منفی که نسبت به آنها وجود داشت به خاطر ناآگاهی خودمان بود و اینکه شناخت درستی از آنها نداشتیم و هیچ اطلاع رسانی هم درباره آنها صورت نمی‌گرفت. این افراد هنوز سودای بازگشت به زندگی قبلی خود را داشتند اما اگر به خرمشهر و آبادان بروید، می‌بینید هنوز بعد از ۴۰ سال بازسازی درستی انجام نگرفته است و خیلی از خانواده‌های جنگ‌زده نتوانستند به زندگی گذشته خود بازگردند.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    این کارگردان تئاتر ادامه داد: در واقع جنگ برای امثال من هرگز تمام نمی‌شود چون به بخشی از زیست و وجود ما تبدیل شده است. ما نمی‌توانیم به آدمی که قبل از تجربه شنیدن صدای آژیر قرمز بودیم، برگردیم و داشتن اضطراب پس از حادثه در نسل من به دلیل تاثیری که جنگ در وجود هرکدام از ما گذاشته، غیر قابل انکار است.

    کارگردان نمایش «آبی مایل به صورتی» درباره پرداختن به فضای روشنفکرانه و ایدئولوژیک آن دوران در بخش دیگری از نمایشنامه اش توضیح داد: درباره پرداختن به فضای فکری افرادی که بعد از گذشت چندسال از عقایدشان عقب نشینی کرده‌اند نیز به تجربیات شخصی ام رجوع کردم چون در اطرافمان خانواده‌هایی را می‌دیدیم که اوایل انقلاب تحت تاثیر فضای روشنفکری مذهبی که به وجود آمده بود، قرار گرفته بودند اما بعدها از آرمان‌هایشان فاصله گرفتند. یا جوانانی را می‌دیدیم که در فضای خانوادگی کم اعتقادتری نسبت به مسایل مذهبی رشد کرده بودند اما در زمان انقلاب به خاطر شور و هیجانی که به وجود آمده بود تغییر رویکرد داده و به فرد مذهبی تبدیل شده بود و با یکی از همکلاسی‌های هم عقیده باخودشان هم ازدواج می‌کردند اما بعد از چندسال از عقاید گذشتشان برمی گشتند و به دوگانگی در روابط و زندگی شخصی نیز می‌رسیدند.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    بیان یادآور شد: دهه ۷۰ دهه متفاوتی نسبت به دهه‌های دیگر در مملکت ما به حساب می‌آید چون کمی بیشتر از یک دهه از اتفاق بزرگ انقلاب گذشته و چندسالی هم است که جنگ تمام شده است و مدتی از دورانی که همه مردم جامعه با هم همدل و جلو توپ و تانک دشمن سینه سپر کرده بودند و با شور اشتیاق نسبت به اتفاقات واکنش نشان می‌دادند، گذشته است و حالا نوبت بازسازی جامعه و نگاه کردن به پشت سر است. در نمایش صحنه‌ای وجود دارد که پدر به گودالی وسط خانه همسایه نگاه می‌کند؛ گودالی که در اثر انفجار بمب به وجود آمده است. این اتفاق واقعاً برای من رخ داده است و در حیاط خانه همسایه روبرویی ما جای یک بمب بود. من همیشه به این فکر می‌کنم که این ویرانی قدیمی در یک حیاط متروکه تصویری نمادین است که می‌توان آن را واقعیت دهه ۷۰ دانست. زمانی که تازه مردم جامعه با آسیب‌هایی که جنگ بر زندگی و روانشان گذاشته است، مواجه می‌شوند.

    وی تصریح کرد: نمی‌دانم این چه برخورد غلطی است که با دهه ۶۰ و ۷۰ در سینما و تئاتر می‌شود چون همیشه تنها بُعد خاطره انگیز این دهه‌ها را می‌بینیم و هیچ گاه نگاه انتقادی عقلانی به آن دوران نداریم در حالی که می‌توان نگاه آسیب شناسانه و گسترده‌تری به این دوران مانند توجه به تقابلات ایدئولوژیک بین افراد مختلف و … داشت. البته خود من همیشه این حسرت را دارم که آنچه می‌خواستم بگویم و تقابل نگاه‌هایی که مد نظرم بوده است آنطور که باید در نمایشنامه در نیامده است از این رو علاقه مند هستم در صورت فراهم شدن شرایط، مجدداً این نمایش را با بازنویسی تازه در متن به صحنه ببریم.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    بیان با اشاره به خاطره‌ای که از اجرای نمایش داشته است، بیان کرد: زمان اجرای نمایش خیلی از تماشاگران بعد از نمایش به ما می‌گفتند که از ساکنان این هتل بوده‌اند اما نکته تلخ ماجرا این بود که به صورت مستقیم این حرف را به ما نمی‌زدند حتی به یاد دارم که یکی از تماشاگران روی بلیتش که در دست حمید آذرنگ گذاشت، نوشته بود که «من هم یکی از هتلی هستم و امشب با تمام وجودم اشک ریختم» اما تاکید داشت بعد از رفتنش این یادداشت خوانده شود.

    وی در پایان صحبت‌هایش یادآور شد: مساله ناراحت کننده این بود که به جای اینکه ما از رفتارمان شرم زده باشیم آنها خجالت زده بودند و همچنان این احساس با آنها وجود دارد. حتی اگر در آن دوره هم هتل بین المللی تهران خاستگاه رفتارهای ضداجتماعی شده بود، مقصرش خود جامعه و مسئولان وقت بودند چون اگر از ابتدا به این افراد می‌گفتند که قرار نیست به این زودی سر خانه و زندگی شان برگردند، آنها هم از همان ابتدا به دنبال ساختن پایه‌های جدید برای زندگی شان می‌رفتند. بیگانه دانستن هموطنانمان به فاصله گذشتن چندسال از انقلاب و جنگ مساله بسیار دردناکی است و این ما مردم جامعه و مسئولان هستیم که باید از برخوردی که با این افراد داشتیم عذرخواهی کنیم چون برای مهمانانمان میزبان خوبی نبودیم.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در بیست و پنجمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «هتلی‌ها» به نویسندگی ساناز بیان و کارگردانی حمیدرضا آذرنگ رفته‌ایم.

    نمایش «هتلی‌ها» آبان و آذر ۹۴ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت و مورد توجه منتقدان و مخاطبان نیز قرار گرفت؛ نمایشی با دغدغه‌های اجتماعی و انسانی که که در ۲ مقطع زمانی اوایل دهه ۷۰ و زمان حال روایت می‌شود. بیان در این نمایشنامه مقطعی از تاریخ معاصر را به تصویر می‌کشد که در آن بیش از یک دهه از وقوع انقلاب و چند سالی از پایان جنگ ایران و عراق گذشته و جامعه با پشت سر گذاشتن این وقایع در حال پوست اندازی است.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    «هتلی‌ها» داستان زندگی از هم پاشیده خانواده‌ای در اوایل دهه هفتاد است که در این میان روایتی از زندگی آوارگان جنگی که در هتلی مخروبه در تهران اقامت گزیده‌اند نیز بیان می‌شود. رخدادها از زبان نگین دختر خانواده در هفت سالگی و جوانی او با یکدیگر گره می‌خورند؛ در حالی که پایبندی به اعتقادات گذشته و آرمان‌های ایدئولوژیک زوج داستان در حال رنگ باختن است شاهد حضور جنگ زده‌ها و قضاوت جامعه در مورد آنها که به اجبار در هتلی مخروبه به عنوان پناهگاه سکنی گزیده‌اند نیز هستیم.

    حمیدرضا آذرنگ در این اثر نمایشی برخلاف کارهای گذشته از نمایشنامه خودش استفاده نکرده و متن همسرش ساناز بیان را برای اجرا انتخاب کرده است؛ نمایشنامه‌ای که البته به دیدگاه‌ها و دغدغه‌های اجتماعی و انسانی خود آذرنگ نزدیک است و نگاهی آسیب شناسانه به روابط آدم‌ها و دیدگاه‌هایشان در یک برهه حساس دارد. یکی از نکات جالب توجه در نمایشنامه این است که این اثر توسط یک نویسنده دهه شصتی به نگارش درآمده که در زمان وقوع رخدادهای نمایش کودکی ۸ ساله بوده است و بخشی از وقایع داستان نیز برگرفته از خاطرات شخصی ساناز بیان و حاصل زیست نویسنده در آن دوران بوده است. پرداختن به اتفاقات دهه ۶۰ و ۷۰ از دید یک جوان دهه شصتی می‌تواند جالب توجه و متفاوت باشد چون می‌توان به رخدادهای آن دوران از دید فردی نگاه کرد که خودش متولد همان دهه است.

    این اثر نمایشی با بازی حمیدرضا آذرنگ، نسیم ادبی، سام کبودوند، آیه کیان پور، ستایش محمودی، آناهیتا همتی و در مقطعی بهاره کیان افشار و مونا فرجاد به عنوان بازیگران جایگزین به صحنه رفت و در جشنواره سی و چهارم تئاتر فجر نیز اجرا شد.

    در همین راستا با ساناز بیان نویسنده نمایشنامه درباره پرداختن به این سوژه، دلایل ورودِ خاطرات شخصی‌اش به نمایشنامه و دغدغه‌ای که درباره نوشتن از رخدادهای دهه ۶۰ و ۷۰ داشته است، صحبت کردیم.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    ساناز بیان درباره نگارش نمایشنامه «هتلی‌ها» به تئاتر آنلاین گفت: سال ۸۷ من نمایشنامه‌ای با عنوان «خواب های خاموشی» به طور مشترک با امیر کیان‌پور نوشته بودم که درباره کودکی ما دهه شصتی ها بود. این نمایش درباره دختری بود که فکر می‌کرد در شکمش بمبی وجود دارد که قرار است منفجر شود و در ادامه به یاد زمان جنگ و بمب‌های عمل نکرده عراقی‌ها می‌افتاد و در فضای ذهنی که برای خودش ساخته بود تصور می‌کرد این بمب‌ها عمل نکرده‌اند و حالا قرار است در شکمش منفجر شوند. این نمایش به کارگردانی مشترک من و کاظم سیاحی در تالار مولوی اجرا شد و چندسال قبلش جایزه نمایشنامه نویسی جشنواره دانشگاهی را گرفته بود و اجراهای خارجی زیادی هم داشت. همزمان با نگارش این متن من ایده «هتلی‌ها» را هم در ذهنم داشتم چون تمام نمایشنامه‌های من بخشی از زیست و زندگی ام هستند و آنقدر فکر کردن به این موضوعات ذهنم را درگیر می‌کند که باید آنها را در قالب نمایشنامه بنویسم.

    وی افزود: همان زمان ایده «هتلی‌ها» را نوشتم تا اینکه چندسال بعد حمید آذرنگ از این ایده خوشش آمد و خواست آن را به صحنه ببرد که برایم تجربه بسیار خوشایندی بود. اما تجربه تلخی که در این زمینه داشتم این بود که در آن مقطع از اطرافیانم می‌شنیدم که این نمایشنامه را حمید آذرنگ نوشته است چون فضای فکری متن شبیه به دیدگاه و دغدغه‌های اوست. طبیعتاً وقتی ۲ نویسنده با هم ازدواج می‌کنند اشتراکاتی در آنها وجود داشته است و من نیز قطعاً از حمید تاثیر زیادی گرفته‌ام چون نویسنده مورد علاقه ام است و برایم نیز بسیار خوشحال کننده است که او نمایشنامه‌ای از من را به صحنه ببرد اما اینکه بگویند او نمایشنامه «هتلی‌ها» را نوشته و به نام من به صحنه برده است برایم خیلی تلخ بود چون من بخشی از زندگی، رنج‌ها و زخم‌هایم را نوشته بودم و مشخصاً خاطرات کودکی ام را وارد نمایشنامه کرده بودم. این اتفاق به من نشان داد که هنوز در جامعه زندگی می‌کنیم که زن‌ها نمی‌توانند هویت و تشخص مستقل خودشان را داشته باشند.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    این نویسنده درباره نوشتن از خانواده‌های جنگ زده و سکنی گزیدن بخشی از آنها در هتلی واقع در خیابان سیدخندان بیان کرد: من متولد سال ۶۲ هستم و در سال ۷۰ که اتفاقات نمایش رخ می‌دهد ۸ ساله بودم و هربار که از روی پل سیدخندان رد می‌شدیم پنجره‌های شکسته هتل تهران اینترنشنال را که مشرف به پل بود، می‌دیدم و اصلاً همین نام هتل (TEHRAN INTERNATIONAL HOTEL) که بالای ساختمان نوشته شده بود تناقضی آشکار با منظره نامناسبی داشت که ما از بیرون می‌دیدیم. ساختمانی که زمانی قرار بود شکوه و جلال یک هتل ۵ ستاره را به نمایش بگذارد حالا به خرابه‌ای تبدیل شده و محل اسکان خانواده‌های جنگ زده‌ای بود که بیشترشان اهل خرمشهر بودند و همین کنتراست توجه من را به خودش جلب می‌کرد.

    وی ادامه داد: آن دوران منزل ما در خیابان سهروردی و همان حوالی سیدخندان بود از این رو بخشی از کودکی من با یک علامت سوال بزرگ درباره این مکان گره خورده است. من از دوم تا پنجم دبستان در مدرس ه‌ای درس می‌خواندم که بچه‌های جنگ زده و ساکن این هتل را هم ثبت نام می‌کرد بنابراین بعد از کنجکاوی‌هایی که نسبت به ساکنان این هتل داشتیم مواجهه بعدی ام با ساکنان این هتل، برخورد نامناسبی بود که خانواده‌های دانش آموزان نسبت به حضور کودکان جنگ زده در این مدرسه داشتند و حتی برخی والدین به مادرم پیشنهاد می‌دادند که نام من را در این مدرسه ننویسد چون بچه‌های هتلی هم در اینجا هستند و به جایش من را در مدرسه دیگری ثبت نام کند که با وجود داشتن قنات در مدرسه و ناامن بودن، بچه‌های جنگ زده را ثبت نام نمی‌کند. یعنی حاضر بودند بچه‌هایشان در یک مدرسه ناامن درس بخوانند اما با هتلی‌ها همکلاس نباشند.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    بیان با اشاره به اینکه این مواجهه همیشه در بخشی از خاطراتش زنده بوده است، عنوان کرد: در صحنه‌ای از نمایش که یک دخترِ هتلی با دسته گل گلایل آبی به جشن تولد نگین می‌آید و در آنجا از طرف دیگر بچه‌ها مورد تمسخر و تحقیر قرار می‌گیرد نیز برگرفته از خاطره‌ای واقعی است که در مهمانی تولدی که من و خواهرم برگزار کرده بودیم، رخ داد. در واقع شاید این نمایشنامه پاسخی باشد به بخشی از عذاب وجدانی که من درباره این اتفاق دارم. چون در آن مهمانی من اصلاً به یاد ندارم که آن دختر، کی خداحافظی کرد و از مهمانی ما بیرون رفت. در آن دوران خانواده‌هایی مانند خانواده من که دیدگاه منفی نسبت به جنگ زده‌های ساکن در آن محله نداشتند، خیلی در اقلیت بودند و این اقلیت بودن باعث شد من حتی در جشن تولد خودم آنقدر احساس قدرت نکنم که به دیگر بچه‌ها اعتراض کنم و بگویم حق ندارید با کسی که مهمان من است برخورد تحقیرآمیز داشته باشید.

    وی تصریح کرد: با توجه به تجربیات خودم و صحبت‌هایی که درباره افراد جنگ زده در این هتل با افراد مختلف داشتم می‌توانم بگویم در این هتل فضایی همچون «لیان‌شامپو» جریان داشت؛ زندگی در این هتل به مثابه یک جنگ دیگر بود. در این مکان اقشار مختلف از طبقات اجتماعی و تحصیلی متفاوت در کنار هم زندگی می‌کردند. حتی به یاد دارم در مدرسه بچه‌هایی بودند که برای ما تعریف می‌کردند قبل از جنگ خانه بزرگ و وضع مالی بسیار خوبی داشتند اما با توجه به ظاهرشان کسی حرفشان را باور نمی‌کرد و فکر می‌کردیم آنها دروغ می‌گویند. در واقع خیلی از تصورات منفی که نسبت به آنها وجود داشت به خاطر ناآگاهی خودمان بود و اینکه شناخت درستی از آنها نداشتیم و هیچ اطلاع رسانی هم درباره آنها صورت نمی‌گرفت. این افراد هنوز سودای بازگشت به زندگی قبلی خود را داشتند اما اگر به خرمشهر و آبادان بروید، می‌بینید هنوز بعد از ۴۰ سال بازسازی درستی انجام نگرفته است و خیلی از خانواده‌های جنگ‌زده نتوانستند به زندگی گذشته خود بازگردند.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    این کارگردان تئاتر ادامه داد: در واقع جنگ برای امثال من هرگز تمام نمی‌شود چون به بخشی از زیست و وجود ما تبدیل شده است. ما نمی‌توانیم به آدمی که قبل از تجربه شنیدن صدای آژیر قرمز بودیم، برگردیم و داشتن اضطراب پس از حادثه در نسل من به دلیل تاثیری که جنگ در وجود هرکدام از ما گذاشته، غیر قابل انکار است.

    کارگردان نمایش «آبی مایل به صورتی» درباره پرداختن به فضای روشنفکرانه و ایدئولوژیک آن دوران در بخش دیگری از نمایشنامه اش توضیح داد: درباره پرداختن به فضای فکری افرادی که بعد از گذشت چندسال از عقایدشان عقب نشینی کرده‌اند نیز به تجربیات شخصی ام رجوع کردم چون در اطرافمان خانواده‌هایی را می‌دیدیم که اوایل انقلاب تحت تاثیر فضای روشنفکری مذهبی که به وجود آمده بود، قرار گرفته بودند اما بعدها از آرمان‌هایشان فاصله گرفتند. یا جوانانی را می‌دیدیم که در فضای خانوادگی کم اعتقادتری نسبت به مسایل مذهبی رشد کرده بودند اما در زمان انقلاب به خاطر شور و هیجانی که به وجود آمده بود تغییر رویکرد داده و به فرد مذهبی تبدیل شده بود و با یکی از همکلاسی‌های هم عقیده باخودشان هم ازدواج می‌کردند اما بعد از چندسال از عقاید گذشتشان برمی گشتند و به دوگانگی در روابط و زندگی شخصی نیز می‌رسیدند.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    بیان یادآور شد: دهه ۷۰ دهه متفاوتی نسبت به دهه‌های دیگر در مملکت ما به حساب می‌آید چون کمی بیشتر از یک دهه از اتفاق بزرگ انقلاب گذشته و چندسالی هم است که جنگ تمام شده است و مدتی از دورانی که همه مردم جامعه با هم همدل و جلو توپ و تانک دشمن سینه سپر کرده بودند و با شور اشتیاق نسبت به اتفاقات واکنش نشان می‌دادند، گذشته است و حالا نوبت بازسازی جامعه و نگاه کردن به پشت سر است. در نمایش صحنه‌ای وجود دارد که پدر به گودالی وسط خانه همسایه نگاه می‌کند؛ گودالی که در اثر انفجار بمب به وجود آمده است. این اتفاق واقعاً برای من رخ داده است و در حیاط خانه همسایه روبرویی ما جای یک بمب بود. من همیشه به این فکر می‌کنم که این ویرانی قدیمی در یک حیاط متروکه تصویری نمادین است که می‌توان آن را واقعیت دهه ۷۰ دانست. زمانی که تازه مردم جامعه با آسیب‌هایی که جنگ بر زندگی و روانشان گذاشته است، مواجه می‌شوند.

    وی تصریح کرد: نمی‌دانم این چه برخورد غلطی است که با دهه ۶۰ و ۷۰ در سینما و تئاتر می‌شود چون همیشه تنها بُعد خاطره انگیز این دهه‌ها را می‌بینیم و هیچ گاه نگاه انتقادی عقلانی به آن دوران نداریم در حالی که می‌توان نگاه آسیب شناسانه و گسترده‌تری به این دوران مانند توجه به تقابلات ایدئولوژیک بین افراد مختلف و … داشت. البته خود من همیشه این حسرت را دارم که آنچه می‌خواستم بگویم و تقابل نگاه‌هایی که مد نظرم بوده است آنطور که باید در نمایشنامه در نیامده است از این رو علاقه مند هستم در صورت فراهم شدن شرایط، مجدداً این نمایش را با بازنویسی تازه در متن به صحنه ببریم.

    پساجنگ از دید یک دهه شصتی/ «هتلی‌ها» پاسخی به عذاب وجدانم بود

    بیان با اشاره به خاطره‌ای که از اجرای نمایش داشته است، بیان کرد: زمان اجرای نمایش خیلی از تماشاگران بعد از نمایش به ما می‌گفتند که از ساکنان این هتل بوده‌اند اما نکته تلخ ماجرا این بود که به صورت مستقیم این حرف را به ما نمی‌زدند حتی به یاد دارم که یکی از تماشاگران روی بلیتش که در دست حمید آذرنگ گذاشت، نوشته بود که «من هم یکی از هتلی هستم و امشب با تمام وجودم اشک ریختم» اما تاکید داشت بعد از رفتنش این یادداشت خوانده شود.

    وی در پایان صحبت‌هایش یادآور شد: مساله ناراحت کننده این بود که به جای اینکه ما از رفتارمان شرم زده باشیم آنها خجالت زده بودند و همچنان این احساس با آنها وجود دارد. حتی اگر در آن دوره هم هتل بین المللی تهران خاستگاه رفتارهای ضداجتماعی شده بود، مقصرش خود جامعه و مسئولان وقت بودند چون اگر از ابتدا به این افراد می‌گفتند که قرار نیست به این زودی سر خانه و زندگی شان برگردند، آنها هم از همان ابتدا به دنبال ساختن پایه‌های جدید برای زندگی شان می‌رفتند. بیگانه دانستن هموطنانمان به فاصله گذشتن چندسال از انقلاب و جنگ مساله بسیار دردناکی است و این ما مردم جامعه و مسئولان هستیم که باید از برخوردی که با این افراد داشتیم عذرخواهی کنیم چون برای مهمانانمان میزبان خوبی نبودیم.

  • فاش شدن رازهای زندگی سه قاتل زن در «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه»

    فاش شدن رازهای زندگی سه قاتل زن در «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه»


    نمایش «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» نوشته و کارگردانی ساناز بیان نمایشی مستند درباره سه پرونده قتل است؛ پرونده‌هایی که وجه اشتراک آن‌ها حضور متهمان زن بوده است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه‌مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان دیدن فیلم-تئاترهای مختلف پیشنهاد می‌شود که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» نوشته و کارگردانی ساناز بیان می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

    این فیلم-تئاتر متعلق به اجرای سال ۹۴ نمایش در تماشاخانه باران است که با حضور بازیگرانی چون گیتی قاسمی، نسیم ادبی و بهاره رهنما به صحنه رفت.

    این نمایش برای اولین بار در مهر و آبان سال ۱۳۹۲ در تالار شمس موسسه اکو روی صحنه رفته بود و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.

    «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» نمایشی درباره افکار و زندگی سه زن جنایتکار معروف با برداشتی آزاد از زندگی واقعی آن‌هاست.

    این نمایش در حوزه‌ تئاتر مستند قرار می‌گیرد و به مقوله‌ آسیب‌پذیری زنان در جامعه‌ ایران‌ می‌پردازد. ساناز بیان نمایشنامه‌ «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» را پس از مطالعه‌ دقیق و تحقیق درباره‌ سه پرونده‌ جنایی پر سر و صدای سال‌های اخیر ایران نوشته است. اما آنچه این پرونده‌ها را از نمونه‌های دیگر جدا می‌کند متهم‌های اول آن‌ها هستند که هر سه زن بوده‌اند. بر اساس این پرونده‌ها، هر کدام از این سه زن به دلیلی مرتکب قتل شده‌ و به حکم دادگاه به اعدام محکوم شده‌اند.

    راوی نمایش زن خبرنگاری در نقش یک پرسشگر است که برای یافتن دلیل این قتل‌ها شروع به کندوکاو در زندگی آن‌ها می‌کند. تماشاگر از خلال گفتگوی خبرنگار با این زنان −که اعدام شده‌اند− رازهای زندگی‌شان را می‌بیند.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌های مختلف این محصولات را با هزینه مناسب‌تری تماشا کنند.

  • «مامان بد» سال ۹۹ به صحنه می‌رود/ تجربه پیچیده والد بودن

    «مامان بد» سال ۹۹ به صحنه می‌رود/ تجربه پیچیده والد بودن


    ساناز بیان از اجرای نمایش «مامان بد» در نیمه دوم سال ۹۹ خبر داد.

    ساناز بیان نویسنده و کارگردان تئاتر درباره فعالیت‌های تازه اش به تئاتر آنلاین گفت: مدتی است نگارش نمایشنامه «مامان بد» را به پایان رسانده‌ام و قصد داشتم آن را نیمه اول سال ۹۹ در تماشاخانه سپند به صحنه ببرم که با شرایط پیش آمده و تعطیلی اجراها و تماشاخانه‌ها به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا احتمالا اجرا تا نمیه دوم سال به تعویق می‌افتد.

    وی درباره ویژگی‌های این اثر نمایشی بیان کرد: این نمایش بخش دیگری از چندگانه‌ای است که با «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» آغاز و با «آبی مایل به صورتی» ادامه پیدا کرد و می‌توان گفت نمایش «مامان بد» بخش آخر این سه گانه است که مراحل پژوهش، تحقیق و نگارش آن مدتی به طول انجامید و انرژی زیادی نیز از من گرفت.

    بیان یادآور شد: این نمایش به تجربه والد بودن و این که تا چه اندازه پدر و مادر بودن کار پیچیده‌ای است، می‌پردازد. «مادر بد» درباره تجربیات عاطفی است که خیلی از ما در زندگی از سرگذرانده ایم و به مساله مهمی چون مسئولیت پدر و مادر بودن اشاره دارد.

    نویسنده «هتلی‌ها» در پایان صحبت‌هایش درباره بازیگران نمایش توضیح داد: این نمایش چند بازیگر دارد که فعلا آیه کیان پور، مرضیه بدرقه و امین میری برای حضور در نمایش انتخاب و دعوت شده اند. همچنین نسرین ریاحی پور به عنوان پژوهشگر در کنار گروه حضور دارد که پیش از این در نمایش «آبی مایل به صورتی» نیز با هم همکاری داشتیم.

  • میثم غنی‌زاده بازیگر «آبی مایل به صورتی» شد

    میثم غنی‌زاده بازیگر «آبی مایل به صورتی» شد


    میثم غنی‌زاده در چند اجرای آخر جایگزین محمدهادی عطایی در نمایش «آبی مایل به صورتی» شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، به دلیل سفر کاری محمدهادی عطایی و با توجه به توافق های پیشین و هماهنگی هایی که از قبل با گروه اجرایی «آبی مایل به صورتی» صورت گرفته بود، از ۱۹ تیر میثم غنی‌زاده جایگزین عطایی می‌شود.

    میثم غنی‌زاده از اعضای گروه فیلم و تئاتر «و ناگهان» است که اخیراً در ۲ نمایش «سیم و سرمه» روزبه حسینی و «کالبدشکافی» سامان ارسطو به ایفای نقش پرداخته است.

    بازیگران این نمایش به ترتیب حروف الفبا آناهیتا اقبال نژاد، مرضیه بدرقه، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، آیه کیان پور، امین میری، (بازیگر نوجوان) یاسمن رادمنش هستند. حمیدرضا آذرنگ نیز گفتار متن نمایش را انجام می‌دهد.

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به طراح صحنه رضا مهدی زاده، طراح گریم ماریا حاجیها، طراح صدا و آهنگساز شاهین انتظامی، طراح لباس مهسا عبدالهیان خامنه، طراح نور علیرضا میرانجم، طراح پوستر و بروشور همراز بیان، مجری طرح و مدیر تولید آرش دهقان شاد، دستیار کارگردان و برنامه ریز راحیل مرشدی، روابط عمومی و امور تبلیغات ایلیا شمس، طراح و ساخت تیزر، موشن و ویدیو مهیار گودرزی، عکاس حسین حاجی بابایی، گرافیست سعید رضوانی، گروه پژوهش ساناز بیان، مسعود خلج زاده و مرضیه فراهانی، پژوهشگر انسان شناس نسرین ریاحی پور، مدیران صحنه دانیال حبیبی و اشکان شهروزی، منشی صحنه راضیه اسماعیلی، دستیاران طراح صحنه سعید معروف پور، میلاد ابراهیمی و راغب فرامرز پور اشاره کرد.

    علاقمندان برای تهیه بلیت این نمایش به سایت tiwall.com مراجعه کنند.

    نمایش «آبی مایل به صورتی» تا ۲۳ تیر روی صحنه می‌رود.

  • «آبی مایل به صورتی» تمدید شد/ اجرا تا ۱۶ تیرماه

    «آبی مایل به صورتی» تمدید شد/ اجرا تا ۱۶ تیرماه


    اجرای نمایش «آبی مایل به صورتی» به کارگردانی ساناز بیان تا ۱۶ تیر تمدید شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، «آبی مایل به صورتی» به نویسندگی و کارگردانی ساناز بیان که از ۱۶ خرداد در تماشاخانه سپند روی صحنه رفته است و قرار بود زودتر از موعد اجرای خود را در ۳۱ خرداد به پایان برساند پس هماهنگی های صورت گرفته با گروه اجرایی و درخواست تماشاگران تا ۱۶ تیر تمدید شد.

    بازیگران این نمایش به ترتیب حروف الفبا آناهیتا اقبال نژاد، مرضیه بدرقه، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، آیه کیان پور، امین میری، (بازیگر نوجوان) یاسمن رادمنش هستند. حمیدرضا آذرنگ نیز گفتار متن نمایش را انجام می‌دهد.

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به طراح صحنه رضا مهدی زاده، طراح گریم ماریا حاجیها، طراح صدا و آهنگساز شاهین انتظامی، طراح لباس مهسا عبدالهیان خامنه، طراح نور علیرضا میرانجم، طراح پوستر و بروشور همراز بیان، مجری طرح و مدیر تولید آرش دهقان شاد، دستیار کارگردان و برنامه ریز راحیل مرشدی، روابط عمومی و امور تبلیغات ایلیا شمس، طراح و ساخت تیزر، موشن و ویدیو مهیار گودرزی، عکاس حسین حاجی بابایی، گرافیست سعید رضوانی، گروه پژوهش ساناز بیان، مسعود خلج زاده و مرضیه فراهانی، پژوهشگر انسان شناس نسرین ریاحی پور، مدیران صحنه دانیال حبیبی و اشکان شهروزی، منشی صحنه راضیه اسماعیلی، دستیاران طراح صحنه سعید معروف پور، میلاد ابراهیمی و راغب فرامرز پور اشاره کرد.

    نمایش «آبی مایل به صورتی» تا ۱۶ تیر ما هر شب ساعت ۲۱ در تماشاخانه سپند روی صحنه می‌رود.

  • اجرای مجدد «آبی مایل به صورتی» در تماشاخانه سپند

    اجرای مجدد «آبی مایل به صورتی» در تماشاخانه سپند


    ساناز بیان از اجرای دوباره نمایش «آبی مایل به صورتی» خبر داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، «آبی مایل به صورتی» که روایتی از یک تغییر جنسیت است به نویسندگی و کارگردانی ساناز بیان پس از اجرای موفق خود در سال ۹۶ که بیش از ۴ ماه اجرا شد، برای بار دوم در خردادماه امسال در تماشاخانه سپند به صحنه می‌رود.

    عاطفه رضوی، آناهیتا اقبال نژاد، بهنام شرفی، امین میری، محمدهادی عطایی، مرضیه بدرقه، آیه کیان پور، امید سلیمی، ستایش محمودی و ملیکا پارسا در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند. همچنین حمیدرضا آذرنگ گفتار متن نمایش را انجام می‌دهد.

    همچنین پس از دریافت مجوز اجرا اطلاعات تکمیلی نمایش «آبی مایل به صورتی» اعلام خواهد شد.

    عکس کنار خبر از حسین حاجی بابایی است.

  • نقدی بر تئاتر «آبی مایل به صورتی» به کارگردانی ساناز بیان

    نقدی بر تئاتر «آبی مایل به صورتی» به کارگردانی ساناز بیان

    تئاتر «آبی مایل به صورتی» به کارگردانی ساناز بیان در هشتمین نشست «نقد صحنه» بررسی می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، هشتمین نشست «نقد صحنه» با حضور ساناز بیان، عاطفه رضوی، نسیم ادبی، آناهیتا اقبال نژاد، بهنام شرفی، رضا مهدی زاده، رسول نظر زاده و بهزاد صدیقی و با همکاری موسسه افرامانا در سالن ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

    تئاتر «آبی مایل به صورتی» نوشته و کارگردانی ساناز بیان ساعت ۱۷ روز شنبه ۱۴ بهمن ماه ۹۶ در سالن ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران نقد و ‌بررسی می شود.

    در این نشست رسول نظرزاده منتقد تئاتر و بهزاد صدیقی دبیر سلسله نشست های نقد صحنه، ساناز بیان نویسنده و کارگردان تئاتر، رضا مهدی زاده طراح صحنه به همراه عاطفه رضوی، نسیم ادبی، آناهیتا اقبال نژاد، بهنام شرفی بازیگران و نسرین ریاحی پور پژوهشگر انسان شناسی درباره این اثر گفتگو خواهند کرد.

    تئاتر «آبی مایل به صورتی» که از ۶ آذرماه ماه ۹۶ به روی صحنه رفته، تا ۲۳ بهمن ماه سال جاری در تماشاخانه پالیز با بازی عاطفه رضوی، آناهیتا اقبال نژاد، نسیم ادبی، بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، امین میری، ملیکا پارسا، امید سلیمی و گیتی قاسمی اجرا می شود. در خلاصه داستان این نمایش آمده­ است: «اگه خوب خوبش رو بخوای… خود کلمه های زن و مرد چیزی بیشتر از یه توهم نیستن. هیچ مردی صد درصد مرد نیست و هیچ زنی هم صد درصد زن نیست که اگه این جوری بود همه مون تبدیل می شدیم به یه مشت هیولا …»

    سلسله نشست های «نقد صحنه» توسط باشگاه تئاتر فرهنگسرای ارسباران با همکاری موسسه افرا مانا با هدف نقد و بررسی نمایش های در حال اجرای تهران، هر ماه در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

    علاقه مندان برای شرکت در این نشست می توانند در تاریخ یادشده به نشانی خیابان شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران، سالن استاد ذوالفقاری مراجعه کنند.

  • ساناز بیان: «آبی مایل به صورتی» یک قصه از جامعه است

    ساناز بیان: «آبی مایل به صورتی» یک قصه از جامعه است

    کارگردان «آبی مایل به صورتی» با اشاره به اینکه در این نمایش به یک تابوی فرهنگی پرداخته است، درباره چگونگی شکل گیری این اثر نمایشی سخن گفت.

    به گزارش تئاتر آنلابن، ساناز بیان نویسنده و کارگردان تئاتر درباره نمایش «آبی مایل به صورتی» که در تماشاخانه پالیز به صحنه می رود، به مهر گفت: با توجه به اینکه ساعت اجرای نمایش ساعت ۱۸:۱۵ است و این زمان اوج ترافیک به حساب می‌آید و معمولا اکثر مردم تازه در حال بازگشت از محل کارشان هستند بسیاری از مخاطبان ما به سختی خودشان را به تماشاخانه می رسانند اما تا امروز شاهد استقبال بسیار خوبی بوده ایم.

    وی درباره شکل گیری ایده این اثر نمایشی بیان کرد: مادرم الهام خاکسار یک روزنامه نگار بود و در دهه ۷۰ گزارشی با عنوان «غریبه های عالم خلقت» نوشت. او برای نوشتن این مطلب با چند ترنس صحبت کرد که در میان آنها ترنسی بود به نام دنیا که دفتر خاطراتش را در اختیار مادر من قرار داد و آن زمان می‌گفت که مطمئن است روزی کشته می شود. سال ها بعد ما در روزنامه مطلبی خواندیم مبنی بر اینکه فردی به نام دنیا توسط پسرش کشته شده است. البته معلوم نبود که این فرد همان دنیا بوده است یا خیر ولی این سوال تا سال ها در ذهن من وجود داشت که چه اتفاقی برای دنیا افتاده است و فارغ از درست بودن یا نبودن خبر، این سرنوشتی بود که خیال و ذهن من برای دنیا ساخته بود.

    بیان ادامه داد: من از همان دوران نوجوانی با موضوع ترنس‌ها آشنا شدم اما مساله نمایشنامه «آبی مایل به صورتی» خیلی فراتر از موضوع ترنس ها است. مساله مهم برای من در این اثر نمایشی جنسیت و نسبت آن با هویت جنسی در جامعه است. در چنین جامعه ای من بیش از هر چیز به واسطه جنسیتم هویت پیدا می کنم و شناختی که جامعه از من دارد بستگی به جنسیتم دارد مثلا من به عنوان یک نویسنده زن باید خودم را بیشتر از یک مرد نویسنده ثابت کنم.

    این نویسنده یادآور شد: به عنوان نمونه در زمان اجرای نمایش «هتلی ها» که به نویسندگی من و کارگردانی حمیدرضا آذرنگ همسرم اجرا می شد چون آذرنگ یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان حوزه جنگ است بسیاری معتقد بودند که نمایشنامه «هتلی ها» را او نوشته است. من بسیار از او آموخته ام و افتخار می کنم نمایشنامه ای که نوشته ام با نوشته‌های درخشان همسرم اشتباه گرفته شود اما اصلا سوژه این نمایشنامه خاطره شخصی من بود و ادامه نمایشنامه «خواب های خاموشی» من به حساب می آمد و حتی اسم شخصیت ها هم اسم شخصیت های آن نمایشنامه است. تازه ما با قشر تحصیلکرده و نخبه سر و کار داریم اما همین افراد وقتی می خواهند به فردی آسیب بزنند جنسیتش را به یک نقطه ضعف تبدیل می‌کنند حالا ببینید در چنین جامعه ای چه اتفاقی برای افرادی که در هیچ کدام از این ۲ طیف زن و مرد قرار نمی گیرند، می افتد بنابراین معتقدم حرف «آبی مایل به صورتی» مساله جنسیت در جامعه است.

    بیان درباره واقعی بودن کاراکترهای نمایش بیان کرد: برخی از کاراکترهای نمایش به نمونه های واقعی نزدیک هستند و بعضی خیر. البته تمام دیالوگ ها و شخصیت پردازی های نمایش براساس نمونه های واقعی و جملاتی که طی تحقیقاتم از این افراد شنیده ام، شکل گرفته است و این کار بسیار سختی بود. من به عنوان نویسنده باید فردی را با یک سازوکار روانی خلق می کردم که همه جوره در معرض سنجش قرار دارد و ممکن است روانشناسان و خود افراد واقعی به دیدن آن نمایش بنشینند و دست به مقایسه بزنند پس کار بسیار سختی در پیش داشتم.

    وی درباره مشاوره هایی هایی که برای تحقیق درباره مضمون نمایشنامه دریافت کرده است، گفت: دوستان من در انجمن حمایت از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی خیلی در معرفی ترنس ها به من کمک کردند و ۱۰ نفر از حدود ۸۰ نفر از افرادی که با آنها در این زمینه مصاحبه کردم از طریق این انجمن به من معرفی شدند. در طول تمرین ها و حتی زمانی که متن را می نوشتم نیز نمایشنامه را به چندین نفر که اتفاقا برخی شان بسیار هم اهل هنر و مطالعه هستند، دادم تا نظراتشان را مطرح کنند و کلا این متن با مشورت مدام این افراد و بعضا اعضای خانواده‌های درگیر با موضوع نوشته شد و حالا هم تماشاگرانی از این طیف به دیدن کار می نشینند. سوای این ما در این کار یک گروه پژوهش و یک مشاور جامعه شناس و انسان شناس در کنارمان داشتیم و مدام با روانشناسان در ارتباط بودیم.برخی از بازیگران نگران دشواری‌های نقش یا برچسب هایی هستند که در جریان بازی کردن در نقش یک ترنس یا آدم های درگیر با این قضیه ممکن است به آنها بخورد

    کارگردان نمایش «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» درباره انتخاب بازیگران و بازی های خوب این نمایش عنوان کرد: در روند انتخاب بازیگران چند اتفاق افتاد که برای ما خیلی سخت بود. ابتدا من با دوستانی برای بازی در نمایش صحبت کردم و حتی برخی در تمرین ها هم حضور پیدا می کردند اما هرکدام به دلایلی انصراف دادند و بعد متوجه شدم که برخی از بازیگران نگران دشواری‌های نقش یا برچسب هایی هستند که در جریان بازی کردن در نقش یک ترنس یا آدم های درگیر با این قضیه ممکن است به آنها بخورد. به جز این، بازیگری که نقش‌های منفی و شخصیت های متجاوز و قاتل را به راحتی بازی می‌کند، می ترسد نقش یک ترنس را ایفا کند.

    وی تصریح کرد: نکته دیگر در مورد بازیگران نیز این بود که ما تمرین های بسیار سختی داشتیم و در این میان بازیگران باید اطلاعات زیادی را دریافت می کردند. مدام باید مطلب و مقاله می‌خواندند و در همین راستا چند جلسه با جامعه شناس و انسان‌شناسان داشتیم و ساعت ها فیلم دیدیم و صدای این افراد را می شنیدیم.

    نویسنده «هتلی‌ها» ادامه داد: پرداختن به چنین موضوعی یک تابو فرهنگی است. استارت این کار چهار سال پیش زده شد و ما ۲ بار تا آستانه اجرا پیش رفتیم که به دلایل و موانعی میسر نشد اما در نهایت روی صحنه رفتن این نمایش حاصل تعامل با آقای شفیعی مدیرکل هنرهای نمایشی است. در مورد نمایش «شلتر» که نوشته من و کارگردانی امین میری و درباره زنان کارتن خواب بود هم آقای شفیعی بسیار پیگیر بودند که کار به نتیجه برسد. تا امروز نیز تنها متکی به گیشه بوده ایم و به جز بخش پوستر و بروشور هیچ حامی مالی نداشته ایم.

    وی درباره اطلاعتی که این نمایش قصد انتقالش را داشته است، گفت: بسیاری از همکاران و دوستان من و حتی از جامعه پزشکان و مهندسان تماشاگرانی داشته ایم که بعد از اجرا به من گفتند که هیچ چیز درباره ترنس ها و مشکلاتشان نمی دانستند. درباره این حوزه صحبت نمی شود و من تلاشم را کردم که همه آدم هایی را که درگیر مساله جنسیت هستند در این نمایش به تصویر بکشم.

    بیان در پایان درباره شیوه اجرایی نمایش توضیح داد: برای من تصمیم سختی بود که روایتم را به شکلی مستقیم به تصویر بکشم و هیچ اتفاق عجیب و غریب و فوق العاده در نمایش نیفتد چون می دانم که تماشاگر امروز ما تشنه جلوه های نمایشی است اما در ذات این کار حالت مستندگونه و گزارشی وجود دارد پس اگر می خواستم به اجرا فضای نمایشی بدهم کار از حالت واقع گرایانه خود دور می شد اما انتخاب این شیوه اجرایی به معنای تبدیل شدن نمایش به نمایش رادیویی نیست. کاش برویم فقط کمی درباره مونولوگ مطالعه کنیم دانشمان را بالا ببریم و کارهای موفق خارجی را ببینیم و بفهمیم مونولوگ یا شکل مستقیم روایی معنایش نمایش رادیویی نیست!

    نمایش «آبی مایل به صورتی» نوشته و کارگردانی ساناز بیان با بازی نسیم ادبی، آناهیتا اقبال نژاد، ملیکا پارسا، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمدهادی عطایی، گیتی قاسمی، امین میری، با صدای: حمیدرضا آذرنگ تا ۶ دی ماه در تماشاخانه پالیز روی صحنه است.

  • ساناز بیان: به هنر بی درد و دغدغه دلبستگی ندارم

    ساناز بیان: به هنر بی درد و دغدغه دلبستگی ندارم

    تئاتر آنلاین: آبی مایل به صورتی نمایشی است که این روزها به نویسندگی و کارگردانی ساناز بیان در تماشاخانه پالیز به صحنه می رود. آبی مایل به صورتی یک نمایش تلخ اندیش رئالیستی در باره اندوه ، سختی ها و چالش های دوجنسیتی ها و ترنس ها است. نمایشی که می کوشد مردم را با واقعیت وجودی این نوع افراد آشنا کند.

    ساناز بیان دانش آموخته دانشگاه هنر و معماری در رشته نمایش با گرایش ادبیات نمایشی است و از جمله استعدادهای نسل جوان تئاتر است که در سال های اخیر به خصوص با اجرای موفق نمایش قاتلانه،عامدانه، عاشقانه، با بازی بهاره رهنما و یا نوشتن متن نمایش نامه مستند شلتر نامش را به عنوان هنرمندی متفکر و دارای سبک و ایده در حوزه تئاتر مستند ثبت کند.بیان قبل تر نمایش تحسین شده «هتلی ها» را برای حمید رضا آذررنگ نوشته بود. او همچنین اجراهایی از نمایش خانه عروسک ایبسن، سایه روشن هدایت و مهاجران اسلاومیرمروژک هم داشته است. عاطفه رضوی،‌ نسیم ادبی، گیتی قاسمی، آناهیتا اقبال‌نژاد، بهنام شرفی، محمدهادی عطایی، امین میری، امید سلیمی و ملیکا پارسا در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند. همچنین حمیدرضا آذرنگ گفتار متن نمایش را انجام می‌دهد. آبی مایل به صورتی آذر ودی ماه در تماشاخانه پالیز روی صحنه می‌رود واین اثر یک نمایش پژوهشی است که از سال ۹۲ و چهار سال در مرحله میدانی و کتابخانه‌ای در مرحله تحقیق و پژوهش بوده است. نگارش این نمایش در کنار یک تیم پژوهشی و با همراهی نسرین ریاحی‌پور (پژوهشگر جامعه‌شناس و انسان‌شناس) شروع شده است. ساناز بیان پیش از این نمایش عامدانه، عاشقانه، قاتلانه را روی صحنه برده بود که در ۲ نوبت در تماشاخانه اکو و تماشاخانه باران روی صحنه رفت و با استقبال مخاطبان و منتقدان مواجه شد. دیگر عوامل آبی مایل به صورتی عبارتند از: طراح صحنه: رضا مهدیزاده، طراح صدا و موسیقی: شاهین انتظامی، طراح لباس: مهسا عبداللهیان، طراح نور: رضا حیدری، طراح گریم: ماریا حاجیها، طراح پوستر و بروشور: همراز بیان، عکاس، ساخت تیزر و مواد تبلیغاتی: مهیار گودرزی، مشاور رسانه ای: مریم نراقی، تبلیغات مجازی: ایلیا شمس، دستیار کارگردان و برنامه ریز: راحیل مرشدی، منشی صحنه: راضیه اسماعیلی، پژوهشگر: نسرین ریاحی پور و مدیر تولید و مجری طرح: وحید لک . با ساناز بیان در باره اجرای نمایشش گفت وگویی انجام داده ایم.

    در اجراهای شما یک تلخی در منش و عاقبت شخصیت های نمایش دیده می شود. آیا این ویژگی بر اساس فضای نمایش های شما است؟

    اصراری ندارم که کارهایم تلخ باشند. از دوران کودکی داستان می نوشتم و دوست داشتم داستان نویس بشوم، در کنارش هم به طور جدی به نقاشی پرداختم و فکر می کردم در آینده در یکی از این دو حوزه فعالیت خواهم داشت. در شخصیت من چیزی وجود دارد که به هنر بی درد و دغدغه دلبستگی ندارم و به هنر بدون رنج نیز علاقه ای ندارم و آن را نمی فهمم. دوست دارم در کارهایم به ترمیم و التیام رنج ها بپردازم. البته قبل ترها در دوران دانشجویی در اجراهایی مثل ترانه هایی برای سایه، فضاهای انتزاعی را نیز تجربه کرده بودم؛ نمایشی که اولین تئاتر دیجیتال اینتراکتیو در ایران که به شعر نزدیک بود. در روزگاری که آدمها نسبت به درد دیگران بی تفاوت شده اند، دوست دارم واقعیت هایی را فریاد بزنم.

    ساختار اجرایی نمایش را بر اساس چه الگوهایی شکل دادید؟

    اساس اصلی کار پژوهش محور است و سبک اجرایی یک جورهایی شبیه به نمایش تئاتر مستند در فضای درام اجتماعی است؛ برای نوشتن پژوهش های گسترده ای انجام دادم و مانند همان کارهای مستند برای تحقیقات و پژوهش آن وقت زیادی صرف کردم، اما به دلیل اینکه ارتباط آدم ها در این نمایش عینی نیست و به نوعی سوبژکتیو است نمی توانم به آن تئاتر مستند بگویم ولی این اثر هم یک درام اجتماعی پژوهش محور است. نمایش قاتلانه، عامدانه ، عاشقانه در باره زن بودن بود، اما آبی مایل به صورتی در باره زن نبودن است. همیشه دوست دارم کاری را انجام دهم که در آن به نوعی بیان حقیقت و نقد اجتماعی وجود داشته باشد و در نقد اجتماعی یک پله جلوتر از جامعه باشم. برای نمایش جدیدم با بیش از ۸۰ نفر به صورت میدانی مصاحبه کردم و قصه همان آدم ها را روایت می کنم. فضای این نمایش، یک جورهایی یادآور فضای متن شلتر است و یک نوع رئالیسم اجتماعی در باره آدم های فرو دست اجتماع که دارای زخم های متعددی هستند در بطنش وجود دارد؛ آدم هایی که از یاد رفته هستند.

    حضور شما به عنوان نویسنده و خالق در ابتدا و انتهای نمایش یاد آور نمایش ترن نوشته حمید رضا آذر رنگ است که چنین شخصیتی در آن وجود داشت؟

    در نمایش عامدانه ، عاشقانه ، قاتلانه هم بازیگری وجود داشت که نقش پرسشگری را بر عهده داشت و در واقع گفت وگوهای من با شخصیتها بود. درآنجا از بازیگر برای ایفای نقش استفاده کردم؛ زیرا علاقه ای به روی صحنه بودن ندارم. در نمایش هتلی ها که من نوشتمتش هم این رویکرد وجود دارد و کلا حضور خودم را در داستان هایم می بینم. حمید رضا آذررنگ سوای اینکه همسرم است، به عنوان نویسنده ای تاثیر گذار در کارهای من و خیلی از همنسلانم قابل ارزیابی است. نیازی وجود داشت که این حضور را داشتم باشم. در بخش هایی که راجع به بارداریم صحبت می کنم و بحث به دنیا آمدن فرزندم و سر آغاز شکل گیری نوشتن نمایش نامه آبی مایل به صورتی مطرح می شود، به عنوان واسطه بین تماشاگر و شخصیتهای اثر، حضورم نیز قابل تعریف است و نه به عنوان نویسنده صرف، بلکه به عنوان یک مادر حضورم هم حس می شود؛ البته این حضور فاصله گذاری را در نمایش ایجاد می کرد که دوستش داشتم.

    به چه دلیل میزانسن های نمایش ایستا و کم تحرک است؟

    این انتخاب خیلی سختی بود. علاقه دارم در حین کارگردانی با تفکر در ذهنم تصویر سازی کنم و به ایده های مختلفی هم فکر می کنم. دو ماه مانده به شروع اجرا به این جمع بندی رسیدم که آنقدر صدای این آدمها نشینده شده و در سایه مانده اند که نمی خواهم از میزانسن های نمایشی و شکل اجرایی نمایشی استفاده کنم و رفتم به سمت فرم و شکلی مستند و با استفاده از مستقیم گویی و صراحت کارم را انجام دادم و دوست داشتم مخاطب احساس کند که آدم های واقعی روبه رویش نشسته اند.

    در اغلب کارهایی که با موضوع دوجنسی ها مثل نمایش های سامان ارسطو در ایران اجرا شد، داستان حول محور یک شخصیت می گذرد؛ اما در نمایش شما بیش از 5- 6 شخصیت چنین ویژگی ای دارند. دلیل این تعدد شخصیتها در نمایش آبی مایل به صورتی چه بود؟

    سامان ارسطو همکار محترم تئاتریم درگیر این موضوع بوده است و خیلی خوب است در این نوع اجراها تفاوت نوع نگاه دیده شود و من جور دیگری به قضیه نگاه کردم. موقعی که من در نمایشم در باره هر موضوعی مثل هویت جنسی حرف می زنم، بحث گسترش پیدا می کند و در نمایشم هم اشاره ام فقط به ترنس ها نیست. ترنس ها به عنوان طیفی انتخاب شدند که بیش از سایر دوجنسیتی ها درگیر قضاوت شده اند؛ زیرا در مرزی که جامعه تعیین می کند شما باید مرد و یا زن باشید و این مرز هم برایش بسیار مهم است. اینها یک جایی این مرز را جابه جا کرده اند و بنابراین پس زده می شوند. اگر به شخصیت هایی که به نمایندگی از این جنس از آدمها انتخاب شده اند نگاه کنید متوجه می شوید با هویت جنسی مواجه هستید. یک جورهایی این آدمها یک اجتما ع کوچک را شکل داده اند و اقشار متفاوتی در آنها دیده می شوند.

    گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی- ایران تئاتر