به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش خیابانی «استقبال ویژه» به نویسندگی محمد پارساییخواه و کارگردانی سیدمسلم حجتی با حمایت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران تا پایان تابستان ۱۴۰۲ در بوستانهای تهران اجرا میشود.
در این اجرای خیابانی ابوالفضل کریمزادهنائینی و سیدمسلم حجتی به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه این نمایش خیابانی آمده است: «گورخری از سیاره نیبیرو نامهای دریافت میکند مبنی بر اینکه او یک نخبه است و میتواند در این سیاره فعالیت کند. به نامه پاسخ مثبت میدهد و همراه خود دوستش را هم میبرد. اما آنجا درگیر مشکلاتی میشوند و … .»
نگار زاهدی و محمد رسولی (موسیقی)، علی کیهانی (مشاور رسانهای)، یاسمن یوسفیراد (عکاس) و سجاد مرآتی (گرافیست) دیگر عوامل نمایش خیابانی «استقبال ویژه» هستند.
این اثر خیابانی در هفته اول اجراهای خود در روزهای (دوشنبه۲۹ خرداد، سهشنبه۳۰ خرداد و چهارشنبه۳۱ خرداد) ساعت ۱۸:۳۰ در بوستان «شفق» به اجرا در میآید.
همچنین در روزهای (پنجشنبه ۱ تیر و جمعه ۲ تیر) ساعت ۱۸:۳۰ این نمایش خیابانی در بوستان «آب و آتش» اجرا خواهد شد.
علاقهمندان بهصورت رایگان میتوانند به تماشای این نمایش خیابانی بنشینند.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «کمدی الهی» اثر دانته به کارگردانی حافظ خلیفه از کشور تونس روز شنبه ۸ بهمن و در ۲ نوبت بهجای نمایش «قطار باقوره» از کشور اردن، در سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت و مهرداد باقری رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با همراهی میلاد عرفانپور و حمید نیلی مدیر تماشاخانه ایرانشهر ، به تماشای این نمایش نشست.
تماشاخانه ایرانشهر در روزهای یکشنبه و دوشنبه نیز در ساعت ۲۰:۳۰ میزبان نمایش «ابرهای بیباران» از بخش بین الملل جشنواره تئاتر فجر میشود.
کارگردان نمایش «هفت شب و هفت روز» عنوان کرد که این اثر نمایشی داستان چهار مدافع آب و اولین زن شهید در سال ۱۳۵۷ است.
فروزان حسینی که نمایش «هفت شب و هفت روز» نوشته آرش رضایی را در بخش ایثار جشنواره تئاتر استان تهران روی صحنه میبرد، در این باره به تئاتر آنلاین گفت: یکی از اهدافم در تولید این نمایش پرداختن به اتفاقات اخیر است که برای دانش آموزان رخ داده است. به دلیل عِرق ملی که داشتم فکر کردم پرداختن به اولین شهید زن موضوعی جالب برای تولید یک نمایش است و بعد که کار را شروع کردم، متوجه شدم که اولین شهید زن یک دانشآموز در تهران بوده که در سال ۱۳۵۷ وقتی میخواهد در جایی پناه بگیرد بر اثر شلیک گلوله به سینه، به شهادت رسیده است.
وی در تشریح مضمون «هفت شب و هفت روز» که با همکاری اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران در قالب دومین فصلواره فرهنگ و هنری «ایثار» اجرا میشود، بیان کرد: این اثر نمایشی داستان چهار سربازی است که از آب دفاع میکنند اگرچه در داستان به اولین شهید زن انقلاب یعنی محبوبه دانش آشتیانی که سال ۱۳۵۷ در میدان ژاله به شهادت رسیده، نیز پرداخته شده است.
حسینی اظهار کرد: برای پرداختن به این موضوع فضای سال ۱۳۵۷ را با امروز تطبیق دادم تا تفاوتهای آن دوره با آنچه اکنون شاهد هستیم، مشخص شود.
کارگردان نمایش «هفت شب و هفت روز» درباره فضاسازی و ویژگیهای نمایش بیان کرد: در صحنه ۴ سرباز مرد حضور دارند که در مهر ماه۱۳۵۹ و در دفاع از پل کرخه به شهادت رسیدهاند. سربازان ۴۸ ساعت وقت برای ساخت پل شناور داشتند تا مانع از ورود دشمن شوند بنابراین در طراحی صحنه از ۴۸ سطل فلزی استفاده شده است. چهار سرباز به عناوین مختلف اتفاقات و حال و هوای آن دوره را روایت میکنند؛ یکی در حال صحبت با نامزدش است و دیگری با مادرش صحبت میکند تا در میانه نمایش قصههایی از زبان مادر روایت شود. یکی دیگر از سربازان یک دانشجو است که در داستان میگوید هیچکس منتظر من نیست و چهارمین سرباز یک جوان جنوبی است که با گویش شیرین این خطه از کشور، یک سری از اتفاقات را بازگو میکند.
این کارگردان تئاتر تاکید کرد: اگرچه داستان از زبان چهار سرباز روایت میشود اما «هفت شب و هفت روز» دارای کاراکترهای دیگری چون یک مادر و یک نامزد نیز است.
حسینی در پایان با اشاره به دلایل استفاده از گویشهای بومی در نمایش بیان کرد: در این اثر نمایشی برای تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب از گویشهای لری و جنوبی استفاده کردهام تا نشان دهم در آن دوره افراد از همه اقوام در کنار هم قرار میگرفتند. محسن بیات، رضا طاهری، صالح حیدری، مهدی روزبهانی، فروزان حسینی در این اثر نمایشی به ایفای نقش میپردازند.
بیست و هفتمین جشنواره تئاتر استان تهران، با حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد استان تهران و با همکاری اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران، حوزه هنری استان تهران و سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران به دبیری امیرحسین شفیعی از ۱ تا ۶ آذرماه برگزار میشود.
کاظم نظری مدیرکل هنرهای نمایشی ضمن توضیح درباره روند برگزاری رویداد «اربعین؛ فراتر از کلام» در استانهای مرزی کشور از اجرای کارناوال «آیینهداران آفتاب» برای اولین بار در تهران خبر داد.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، قرار است اداره کل هنرهای نمایشی با همراهی امور استانهای این اداره کل و مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی چهار استان و منطقه آزاد اروند رویداد «اربعین؛ فراتر از کلام» را به مناسبت فرا رسیدن اربعین حسینی از ۲۴ تا ۲۶ شهریور در استانهای کرمانشاه، ایلام، خوزستان، کردستان و منطقه آزاد اروند برگزار میکند.
رویداد «اربعین؛ فراتر از کلام» در مسیر راهپیمایی زائران حسینی شامل مسیرهای منتهی به مرز شلمچه، مهران، دهلران، قصر شیرین، اسلامآباد غرب، مرز خسروی و باشماق با حضور گروههای نمایشی میزبان عزاداران حسینی خواهد بود. اداره کل هنرهای نمایشی برای عزاداران حسینی که موفق به شرکت در راهپیمایی اربعین نشدهاند نیز برنامههایی در نظر گرفته است.
در این راستا مدیرکل هنرهای نمایشی درباره جزییات برنامههای اداره کل هنرهای نمایشی برای برگزاری مراسم راهپیمایی اربعین حسینی گفت: اداره کل هنرهای نمایشی، وظیفه خودش میدانست تا در کنار همه عزاداران و عزیزانی که در پیادهروی اربعین، شرکت میکنند و همچنین جاماندگان این مراسم برای سوگواری امام حسین (ع)، برنامهریزی داشته باشد.
وی افزود: به همین منظور با طراحی رویداد «اربعین؛ فراتر از کلام» برای برگزاری اجراهای آیینی و عاشورایی در مرزهای کشور از یک ماه پیش شورای سیاستگذاری با حضور مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانهای ایلام کرمانشاه، خوزستان، کردستان و منطقه آزاد اروند تشکیل شد تا بتوانیم با برنامهریزی دقیق و روشن، گروههای نمایشی را به مناطق مرزی اعزام کنیم.
مدیرکل هنرهای نمایشی با اشاره به مناطق اجرای برنامه های نمایشی گفت: گروههای نمایشی با برنامهریزی مشخص در دهلران، مهران، کرمانشاه، مرز خسروی، اسلامآباد غرب، خوزستان، مرز چزابه، سوسنگرد، هویزه، مدخلهای ورودی تردد زوار در شهر اندیمشک، منطقه آزاد اروند، مرز شلمچه، خرمشهر و آبادان، کردستان، مریوان، مرز باشماق، سلیمانیه و کرکوک عراق اجرا خواهند داشت.
این مدرس تئاتر ادامه داد: هنرمندان نمایشهای خیابانی و اجراهای پرفورمنس شامل سیلورمن و گلدمن با موضوعات اربعین در مرزهای ذکرشده میزبان عزاداران اربعین حسینی هستند و خوشبختانه تاکنون اجراها مورد استقبال مردم قرار گرفته است.
وی درباره تاریخ آغاز اجراهای گروه ها در رویداد «اربعین؛ فراتر از کلام» گفت: گروههای شرکتکننده در رویداد «اربعین؛ فراتر از کلام» در طول سه روز با احتساب روزی ۲ برنامه از ۲۴ تا ۲۶ شهریور ۶ اجرا خواهد داشت. هر استان در هر روز با احتساب ۳ گروه نمایشی و هر گروه ۶ اجرا در مجموع با ۱۸ اجرا میزبان عزاداران حسینی خواهد بود. اجراگران ۵ استان حاضر در رویداد «اربعین، فراتر از کلام»، ۱۵ گروه نمایشی هستند و بیش از ۹۰ گروه به اجرای نمایش پرفورمنس با مضامین اربعین میپردازند.
مدیرکل هنرهای نمایشی عنوان کرد: ۳۰ نفر گلدمن هر روز با سه اجرا در این رویداد حضور دارند که در مجموع روزی ۹۰ اجرا از ۵ استان ذکرشده در حال برگزاری است. بر طبق این برنامه درمجموع سه روز، استانها ۲۷۰ اجرا خواهند داشت.
نظری با اشاره به برنامه های اداره کل هنرهای نمایشی برای جاماندگان اربعین حسینی در تهران گفت: برای جاماندگان اربعین حسینی در استان تهران، برنامهای با عنوان «آیینهداران آفتاب» در نظر گرفته شده است. این برنامه روز شنبه ۲۶ شهریور از میدان امام حسین (ع) تا حرم عبدالعظیم حسنی (ع) بهصورت کارناوال متشکل از ۱۵۰ هنرمند از سراسر ایران با اجرای برنامههای جذاب نمایشی خواهد بود.
وی اظهار کرد: رویداد هنری «آیینهداران آفتاب» شامل چهار موکب تشکیلشده از موکب هنرهای آیینی با حضور هنرمندان و پیشکسوتان عرصه هنرهای نمایشی است که به نقالی، پردهخوانی، مقتلخوانی و روایتگری خواهند پرداخت. موکب تعزیه که با اجرای مجلس شهادت حضرت عباس(ع)، مجلس شهادت امام حسین(ع)، مجلس شهادت قاسم ابن حسن (ع) و مجلس شهادت حر بن ریاحی (ع) میزبان شرکتکنندگان خواهد بود. موکب هنرهای نمایشی، دیگر موکبی است که به اجرای نمایش «اشک و مشک»، بازسازی کاروان اسرای دشت کربلا، اجرای پرفورمنس و نمایش خیابانی میپردازد. موکب آیینهای عاشورایی شامل، آیین عزاداری «گیل و دیلم»، «شروهخوانی» و «سنج و دمام» که از گروههای بوشهر هستند.
مدیرکل هنرهای نمایشی با تاکید بر اینکه «آیینهداران آفتاب» در قالب کارناوالهای حرکتی برای اولین بار در پیادهروی اربعین حسینی اتفاق میافتد و جایگاه خاصی در حوزه هنرهای دینی دارد، گفت: اجراهای کارناوالهای نمایشی چهار موکب ذکر شده، از میدان امام حسین(ع) آغاز خواهد شد. کارناوالها از میدان شوش و خیابان فدائیان اسلام عبور میکنند و در نهایت پس از هفت ساعت اجرا به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، نقطه پایانی برنامه میرسند.
وی درباره اجرای هنرمندان حاضر در «آیینهداران آفتاب» توضیح داد: هنرمندان سراسر کشور در این برنامه به اجرای آیینهای کمتر دیدهشده در تهران میپردازند. هدف ما ارائه آیینهای استانها و شهرهای مختلف کشور برای یک مشارکت مردمی و عمومی است. امیدواریم که زائران پیادهروی اربعین در مسیر حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، شاهد این کار باشند.
نظری در پایان گفت: «آیینهداران آفتاب» به همت اداره کل هنرهای نمایشی، معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و برخورداری از حمایت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، ستاد اربعین تهران و هنرمندان عرصه نمایشی برای اجرا در روز شنبه بیست و ششم شهریور برابر با اربعین حسینی شکل گرفته است. شایسته است که از زحمات تمام عزیزان، هنرمندان و کسانی که در عرصه هنرهای آیینی کشور زحمت میکشند، قدردانی کنم. از حمایتهای محمدمهدی اسماعیلی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمود سالاری معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهرداد باقری رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، امیرحسین شفیعی مدیر اجرایی «آیینهداران آفتاب» و مهدی یوسفیکیا روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی نیز سپاسگزارم.
فرهنگسرای خاوران طی دهه اول ماه محرم میزبان اجرای بیست و نهمین آیین مجلس تعزیه با عنوان «تعزیت خورشید» است.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران امسال با اجرای آیین تعزیه با عنوان «تعزیت خورشید» در ۱۲ منطقه تهران پذیرای علاقمندان به مجلس تعزیه است. یکی از این مناطق که اجرای تعزیه در آن مسبوق به سابقه است منطقه ۱۵ فرهنگسرای خاوران است.
بیست و نهمین مجلس تعزیه در فرهنگسرای خاوران از اول محرم به مدت ۱۰ شب در سالن روباز سوم خرداد این فرهنگسرا برگزار میشود.
حفظ صیانت و ترویج سنت آیینی تعزیه خوانی با تاکید بر آواهای اصیل و نسخ مستند، افزایش آگاهی تاریخی و مذهبی مردم درباره واقعه عاشورا، معرفی الگوهای راستین و ایجاد پیوند عمیق عاطفی با آنان، آشنایی نسل جوان با آرمانهای امام حسین (ع) و آشنایی با هنر اصیل شبیه خوانی از اهداف کاربردی برپایی مراسم تعزیه است.
برنامه مجالس تعزیه فرهنگسرای خاوران برای اطلاع شهروندان به شرح ذیل است:
مجلس اول شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) ۸ مردادماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۸
مجلس شهادت شاهچراغ ۹ مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۸
مجلس متوکل عباسی ۱۰ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۸
مجلس شهادت حضرت مسلم (ع) ۱۱ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۸
مجلس شهادت دوطفلان مسلم (ع) ۱۲ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۸
مجلس شهادت حرابن یزید ریاحی ۱۳ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۸
مجلس شهادت حضرت قاسم (ع) ۱۴ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۸
مجلس شهادت حضرت علی اکبر (ع) ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۸
مجلس شهادت حضرت عباس(ع)
مراسم تعزیه خوانی فرهنگسرای خاوران به سرپرستی حاج مرتضی نمکی برگزار میشود و مهران فرج اللهی، محمد میر هدایتی، عباس میر ابراهیمی، مهدی میر ابراهیمی، محمدرضا رجبی، علی معینیان، بیژن معینیان به عنوان موافق خوان و همچنین عبدالله حاج حسن، قاسم صادقی و محمد معینیان در مقام مخالف خوان، علی اصغر معینیان جامه دار، حمید فرخی نوازنده شیپور، ابوالفضل ملک محمدی نوازنده طبل و عباسی نوازنده نی و امیر علی رضایی بچهخوان ایشان را همراهی میکنند.
دبیر پنجمین جشنواره «نقالان علوی» از کمتوجهی نهادها و سازمانهای مختلف به ویژه وزارت میراث فرهنگی به نقالی و روایتگری و همچنین فعالان این عرصه انتقاد کرد.
به گزارش تئاتر آنلاین، نشست پنجمین جشنواره پردهخوانی و نقالی «نقالان علوی» با حضور علیرضا حبیبی مدیر رادیو فرهنگ، امیرحسین سمیعی معاون هنری سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و مرشد محسن میرزاعلی دبیر رویداد صبح سهشنبه ۲۱ تیر در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد.
در ابتدای این نشست مرشد میرزاعلی گفت: این رویداد از دور اول برگزاری خود رفتهرفته رشد کرد و طومارهایی در اختیار جوانانی که عاشق غدیر بودند قرار گرفت. در این دوره ۲۱۰ اثر به دبیرخانه ارائه شد و ما در گروههای سنی کودک، نوجوان و بزرگسال انتخابها را انجام دادیم.
وی ادامه داد: ۵۰ اثر به مرحله دوم انتخاب آثار رسید و در نهایت ۳۲ اثر به مرحله نهایی رویداد رسید. در بخش کودک ۱۰ نفر حضور دارند که این بخش رقابتی نیست و همگی برنده هستند. در ۲ گروه سنی دیگر آقایان و بانوان به صورت جداگانه داوری و برگزیدگان انتخاب میشوند که البته تفکیک جنسیتی مدنظر نیست بلکه هدفمان توجه به تمام استعدادها است.
میرزاعلی با اشاره به اینکه پنجمین جشنواره نقالان علوی در ۲ بخش میدانی و رادیویی برگزار میشود، تأکید کرد: ویژگی این دوره توجه به موضوع مباهله است و ما ۲۰ طومار را در این خصوص در اختیار نقالان قرار دادیم.
سپس حبیبی مدیر رادیو فرهنگ نیز به ایراد سخنانی پرداخت و گفت: محتوای هنر در کنار قالب هنر به اوج میرسد. هنر نقالی میتواند از فرهنگ ملت ایران در دنیا پاسداری کند. غدیر خم باید به عنوان یک فرهنگ برای نوجوانان و جوانان ایران یاد شود.
وی ادامه داد: رادیو فرهنگ به واسطه وظیفه خود که پاسداری از هنر ایرانی اسلامی است، در رویداد نقالان علوی حضور دارد و هر شب نقالی علوی را از رادیو فرهنگ پخش خواهیم کرد. محتوای تصویری نیز برای ایرانصدا تدارک دیده میشود. همچنین از ۲ چهره نقالی کشور قدردانی خواهیم کرد.
حبیبی یادآور شد: نقالی یک میراث معنوی است که باید از آن پاسداری کنیم و باید از میراث بانان این هنر ایرانی اسلامی تجلیل و قدردانی شود.
در ادامه سمیعی معاون هنری سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران نیز گفت: غدیر قله عرفانی و حماسی ما شیعیان است. هنرهای نمایشی به ویژه هنرهای آیینی ما در این حوزه پرچمدار بوده و هستند. پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی در این رویداد مورد توجه قرار گرفته است. هنر در راستای فرهنگسازی علوی نقش بسزایی دارد.
در بخش دیگری از این نشست، مرشد میرزاعلی گفت: در بخش رادیویی از امیر صادقی و علی ناری قدردانی و تجلیل میشود. در بخش میدانی نیز آثار در میدان امام حسین (ع) و ایستگاه متروی میدان ولیعصر (عج) اجرا میشوند.
وی یادآور شد: جشنواره نقالان علوی در این ۵ سال جریانساز بوده است. ابزار نقالی و پردهخوانی برای رشد و فرهنگسازی بسیار مؤثر است.
دبیر پنجمین جشنواره نقالان علوی افزود: خروجی جشنواره نقالان علوی روایت راویان اربعین حسینی است. در اربعین حسینی به زبان انگلیسی، عربی و آذری روایتگری خواهیم داشت. امسال اهل تسنن نیز حضور دارند که اتفاق مهمی است.
میرزاعلی با بیان اینکه هنر نقالی در یونسکو ثبت جهانی شده، اظهار کرد: کاملترین نوع روایتگری نقالی و پردهخوانی ایرانیهاست. ما به بینالمللی برگزار شدن این رویداد فکر کردیم ولی فعلاً به اجرا نرساندیم.
وی متذکر شد: چرا جشنواره نقالان علوی به سختی باید برگزار شود. متأسفانه دغدغه مدیران ما نقالی و پردهخوانی نیست. وزارت میراث فرهنگی را که در این عرصه نمیبینیم. خدا را شاکریم که جشنواره برگزار میشود ولی باید مدیران و مسئولان پای کار بیایند. امروز کشورهای دیگر روی فرزندان ما به لحاظ فرهنگی ورود کردهاند، چرا تفکر فرزندان ما نباید ایرانی اسلامی باشد؟ ما به استعدادهای نقالی و پردهخوانی توجه نمیکنیم و حتی به لحاظ بیمه مشکل دارند.
دبیر ششمین جشنواره «نقالان علوی» افزود: کوروش زارعی به عنوان مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری دغدغه نقالی، روایتگری و پردهخوانی را داشته و دارد و طی این چند سال از جشنواره حمایت کرده است که جای تشکر دارد.
حبیبی در این بخش از نشست در پاسخ به پرسش که چرا علیرغم اینکه بر اهمیت موضوع غدیر و فرهنگ علوی تأکید میشود ولی مدیران و مسئولان صدا و سیما و نهادهای دیگر به صورت مقطعی و مناسبتی به این موضوع میپردازند، گفت: ما به صورت تخصصی و ویژه ۲ برنامه رادیویی را با عنوان «سفرهخانه» و «پردهخانه عشاق» در رادیو فرهنگ داریم که ۳ سال است پخش میشوند. این امر نشاندهنده این است که رادیو فرهنگ در طول سال به موضوع نقالی و پردهخوانی توجه دارد.
میرزاعلی در ادامه تأکید کرد: آموزش و پرورش بستر بسیار خوبی برای آموزش نقالی و پردهخوانی است.
وی در پایان این نشست تأکید کرد: در پنجمین جشنواره نقالان علوی گروه سنی نقالان از ۵ سال تا ۷۱ سال است.
مدیریت فرهنگی هنری منطقه ۵ به مناسبت ماه مبارک رمضان، ویژه برنامه «شکیبا» را با اجرای ۳۰ نمایش خیابانی برگزار میکند.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر، «شکیبا» عنوان ویژه برنامهای است که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به همت مدیریت فرهنگی هنری منطقه ۵ همزمان با ماه مبارک رمضان و در ذیل بسته برنامه مناسبتی «بر آستان جانان»، در قالب اجرای ۳۰ نمایش خیابانی از ۲۴ تا ۳۱ فروردین در سطح شهر تهران و در محل فرهنگسراها و ایستگاههای مترو برگزار میکند.
نمایشهای «صابر» به کارگردانی مجتبی خلیلی، «رهایم نکن» به کارگردانی حسنا قبادی، «انشای متولد ۸۴» به کارگردانی مهدی صالح یار، «اغما» به کارگردانی ابراهیم رحیمی، «صابرین» به کارگردانی مرتضی وکیلیان و «پیگرد» به کارگردانی شهاب راحله به عنوان ۶ نمایش منتخب «شکیبا»، طی ۳۰ اجرا در مناطق مختلف شهر تهران به اجرای میدانی میپردازند.
مکانهای روباز برگزاری این نمایشها عبارتند از: فرهنگسراهای خاوارن، عترت، تهران، باغ موزه قصر و فرهنگسرای مترو (در ایستگاههای مختلف شهری) که با رعایت پروتکلهای بهداشتی میزبان عموم شهروندان تهرانی خواهند بود.
علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر از زمان و مکان برگزاری نمایشها جهت تماشای حضوری، میتوانند با شماره ۴۴۰۵۸۹۰۰ (دبیرخانه «شکیبا» در فرهنگسرای فردوس) تماس بگیرند.
به گزارش تئاتر آنلاین، در چهل و سومین بهار انقلاب «گزارش واقعه» روایت تصویری تاریخ شفاهی تئاتر دفاع مقدس و کتاب «بدرود سردار و ۶ نمایشنامه همراه» شامل آثار برگزیده نخستین مسابقه نمایشنامهنویسی «سردار دلها» از سوی سازمان فدهنگی هنری و با حضور جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر رونمایی شدند.
در این برنامه، سعید اسدی مدیر دفتر انتشارات و پژوهش ادارهکل هنرهای نمایشی، با اشاره به اهمیت مستند «گزارش واقعه» گفت: رخداد تئاتر میتواند حاوی مفهوم و معنای عمیق گزارش کردن باشد، «گزارش واقعه» نیز میتواند گزارشی از واقعه با اهمیت دفاع مقدس به تاریخ باشد.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: دفاع مقدس به هیچ وجه نمیتواند از زندگی ما خارج شود، واقعه پراهمیتی است و باید با آن مسوولانه برخورد کنیم. اما موضعی که امروز در تئاتر دفاع مقدس ما در آن قرار گرفتهایم، یک افول و بنبست است و شاید در «گزارش واقعه» بتوان طنین این هشدار را شنید.
وی درباره اهمیت تلاش برای ثبت تاریخ شفاهی تئاتر دفاع مقدس در مستند «گزارش واقعه» افزود: معتقدم در فقر تاریخ نگاری در همه حوزهها به سر میبریم و تاریخ نوین و تاریخ بعد از انقلاب ما نوشته نشده است، تاریخ تئاتر قبل از انقلاب هم جسته و گریخته نوشته شده است، اینها منابع و مراجع بسیار مهمی خواهد شد برای اینکه تاریخ نگاری اتفاق بیافتد، اگر یک تصویر تاریخی قابل مراجعهای از تاریخ تئاتر ایران بعد از انقلاب شکل بگیرد که قطعا یک بخشی از آن تاریخ مربوط به تئاتر جنگ خواهد بود.
اسدی گفت: جهان هنر این امکان را به ما میدهد که وسیع و متنوعتر به یک موضوع نگاه کنیم، جنگ برای ما یک وضعیت هستیشناختی بود و فقط یک وضعیت ایدئولوژی نبود. بنابراین اگر با رویکرد جدیدی در تئاتر دفاع مقدس به عنوان یک وضعیت هستیشناختی ملاحظه کنیم، میتواند به صورت انفجاری این تئاتر را احیا کند و از معضل بازتولید کردن یک نوع شکل و فرم و زیباییشناسی رها شود.
سمیعی معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران هم ضمن تبریک دهه مبارک فجر گفت: زندگی شهدا در مواردی بعد از شهادتشان آغاز میشود، بسترهای فرهنگی و هنری و رسانهای تازه فعال میشود و آن بخشی که در زندگی طبیعی این بزرگواران دیده نمیشد، آشکار میشود. معمولا در دنیای حاضر که قهرمانان پوشالی میسازند، ما با وجود داشتن بزرگان و قهرمانانی به صورت کلان کمی کمکاری کردیم، گاهی به این نتیجه میرسیم که در آثار هنری خود نمیتوانیم بخشی از آن بزرگی را نشان دهیم، سینماگران بزرگ در این حوزه ورود میکنند که این موضوع جای تقدیر و ستایش دارد گاهی اوقات در قالب یک هنر خاص نمیتوانیم تمامی آن قهرمانی و اسطوره را بیان کنیم، ما در ساختن قهرمان ملی هم باید رویکرد مستمر و پرقدرتی داشته باشیم.
معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران گفت: در این حوزه، هنرهای نمایشی وظیفه بسیار مهمی دارد و بار سنگینی را به دوش میکشد. تلاش داریم که از تمام امکانات سازمان فرهنگی هنری شهرداری در راستای این هدف مقدس و متعالی بهره ببریم و «گزارش واقعه» بخشی از آغاز این جریان .
شهرام کرمی مدیر فرهنگی هنری منطقه ۵ و نماینده داوران مسابقه نمایشنامهنویسی «سردار دلها» هم با تبریک دهه مبارک فجر اظهار کرد: متاسفانه سعید تشکری یکی از بهترین درام نویسان هنر انقلاب اسلامی را از دست دادیم، مردی که عمر خود را صرف هنر دینی کرد و به خصوص در هنر جنگ آثار ارزشمندی داشت.
این نویسنده و کارگردان تئاتر با اشاره به رونمایی از کتاب «بدرود سردار و ۶ نمایشنامه همراه» آثار برگزیده نخستین مسابقه نمایشنامهنویسی «سردار دلها» گفت: سردار سلیمانی شخصیتی مردمی بود، خصلتهای رفتاری ممتازی داشت که بسیار قابل احترام برای مردم و جامعه هنری است. گردآوری آثار برگزیده مسابقه نمایشنامهنویسی «سردار دلها» در قالب کتاب و رونمایی از آن، اقدامی پسندیده است، امیدوارم این حرکت تداوم داشته باشد که میتواند باعث یک اتفاق مهم هنری شود.
کرمی درباره مستند «گزارش واقعه» گفت: ثبت تاریخ شفاهی کاری لازم و بزرگ است. چنین کاری تا کنون در تئاتر ایران صورت نگرفته است. تئاتر ایران پیش از انقلاب که جسته گریخته انجام شده و پس از انقلاب هم اقدام ویژهای در این زمینه دیده نشدهاست. ثبت تاریخ شفاهی تئاتر دفاع مقدس برای اولین بار در کشور در سازمان به دست آقای عطایی و همکاران عزیزم اتفاق افتاده است.
«گزارش واقعه» با بررسی نحوه شکلگیری و وضعیت امروز و فردای تئاتر دفاع مقدس به همت مدیریت هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تهیه و تولید شده است و در آن نویسندگان و کارگردانان شاخص حوزه تئاتر جنگ درباره علل شکلگیری این گونه تئاتری گفتهاند.
این مجموعه به کارگردانی و تدوین احمد عربسعیدی و تهیهکنندگی علی عطایی پژوهشی دیداری درباره چیستی و چگونگی تئاتر دفاع مقدس است و سعید اسدی، ایوب آقاخانی، فارس باقری، امیرحسین شفیعی، سیدحسین فدای حسین، لیلی عاج، شهرام کرمی، کیومرث مرادی، رحیم نوروزی، حمید نیلی و سیروس همتی در این مستند درباره حضور و آثار خود در حوزه تئاتر مقاومت و وضعیت فعلی و گذشته آن میگویند.
کتاب «بدرود سردار و ۶ نمایشنامه همراه» نیز شامل آثار برگزیده نخستین مسابقه نمایشنامهنویسی «سردار دلها» است، نخستین دوره مسابقه نمایشنامهنویسی «سردار دلها» است.
تئاتر آنلاین -گروه هنر-فریبرز دارایی؛ بیش از ۴ دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته و جای خالی یک سیاستگذاری مشخص و مدون از سوی مدیران فرهنگی و هنری برای پرداختن به این موضوع و مفاهیم مرتبط با آن در عرصههای هنری احساس میشود.
این امر در عرصه تئاتر ایران نیز مشهود است و با وجود اینکه سازمان و نهادهای مختلف نظیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، بنیاد روایت فتح، بنیاد فرهنگی هنری رودکی، معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم طبق وظایف خود باید در عرصههای فرهنگی و هنری حضوری تأثیرگذار داشته باشند و به مفاهیمی چون انقلاب اسلامی بپردازند اما طی دهههای اخیر شاهد برنامهریزی و سیاستی مؤثر در این خصوص نبودهایم.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهعنوان متولی هنر در کشور نتوانسته یک سیاستگذاری مشخص در این زمینه داشته باشد و از سوی دیگر با موضوعاتی چون انقلاب اسلامی به صورت مناسبتی و مقطعی برخورد کرده است.
از سوی دیگر سایر سازمانها و نهادهایی که نامشان ذکر شد نیز بهصورت جزیرهای و بدون برنامهریزی مشخص و مؤثر فقط در مناسبتها و برای ارائه آمار به این موضوع پرداختهاند.
این روند باعث شده تا سطح کیفی آثار معدود تولید شده با موضوع انقلاب اسلامی ایران و مفاهیم مرتبط با آن، که موضوعات اجتماعی را نیز شامل میشود، دارای سطح کیفی قابل قبولی نباشند. نگاه مقطعی مدیران، مسئولان و تصمیم گیرندگان فرهنگی باعث شده تا تولیدات هنری و تئاتری در این حوزه با انگ «سفارشی» همراه شود و همین امر موجب دافعهای برای حضور هنرمندان نسلهای مختلف و تولید آثار نمایشی با کیفیت قابل قبول شده است.
نکته قابل تأمل این است که چرا طی ۴ دهه مدیریت کلان فرهنگی و هنری کشور به یک سیاستگذاری مشخص و مدون برای تولیدات آثار هنری از جمله آثار تئاتری با موضوع انقلاب اسلامی، گفتمان انقلاب اسلامی و به طور کل مفهوم انقلاب اسلامی نرسیده و نهادها و مراکز مختلف بدون داشتن سیاستی مشخص در مناسبتهای مرتبط به تولید آثار سفارشی پرداختهاند، در حالی که وجود یک سیاستگذاری مشخص و مدون باعث میشود این مفهوم و مفاهیم مرتبط با آن در طول سال و توسط هنرمندان نسلهای مختلف در تولیدات هنری و تئاتری مدنظر قرار گیرد.
از این رو و برای بررسی چرایی شکل نگرفتن چنین روندی در عرصه تئاتر برگزاری سلسله نشستهایی با مدیران و مسئولان نهادها و مراکز ذکر شده در گروه هنر تئاتر آنلاین مدنظر قرار گرفت. سومین نشست در این خصوص با حضور کوروش زارعی بازیگر، نویسنده و کارگردان با سابقه تئاتر و رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد.
زارعی در این نشست با صراحت بیدغدغه بودن و فقر فرهنگی مدیران و مسئولان کلان فرهنگی و بیتوجهی آنها نسبت به فرهنگ و هنر و به ویژه تئاتر را به نقد و چالش کشید. زارعی در این گفتگو بیتوجهی مدیران و مسئولان به فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص اهمیت فرهنگ و نیاز جدی به این مقوله را به نوعی متأثر از جریان نفوذ در بدنه مدیریت کلان فرهنگی کشور دانست.
در ذیل مشروح این گفتگو آمده است:
* جایگاه گفتمان انقلاب اسلامی ایران در حوزه تئاتر موضوع مدنظر ما است. قصدمان بررسی ۴ دهه گذشته تئاتر ایران و پرداختن آن به موضوع انقلاب اسلامی و مفاهیم مرتبط با آن است. از دیدگاه شما بهعنوان یک هنرمند باسابقه تئاتر که در زمینه تولید و اجرای آثاری با موضوعات دفاع مقدس و دینی و مذهبی نیز فعالیتی مستمر دارد و همچنین به عنوان رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز حضور دارید، آیا در این ۴ دهه به لحاظ تولیدات مرتبط با این موضوع به درستی برنامهریزی و اقدام شده است؟ آیا مدیران و مسئولان فرهنگی برنامهریزی درستی برای توجه به گفتمان انقلاب اسلامی در عرصه هنر و تئاتر داشتهاند که توقع دارند هنرمندان نیز در این زمینه فعالیت کنند؟ وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
کوروش زارعی: اصلاً دغدغهای وجود دارد؟ کدامیک از مسئولان فرهنگی و دوستان ما در مجلس شورای اسلامی دغدغه فرهنگ و هنر انقلاب را دارند؟ اگر در ۴۰ سال گذشته دغدغه داشتند که وضعیت ما این نبود. من تنها تئاتر مدنظرم نیست بلکه در سینما هم وضع به همین گونه است. دهه ۶۰ را که تازه انقلاب شکل گرفته بود و مردم و هنرمندان شور انقلابی داشتند و کارهای انقلابی در عرصه سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی و موسیقی تولید میشد کنار بگذاریم، آیا طی بیش از ۲ دهه گذشته مسئولان فرهنگی و دوستان مجلس دغدغه تئاتر را داشتهاند که بخواهند دغدغه تئاتر انقلابی را هم داشته باشند؟
اگر دغدغه تئاتر را داشتند که این وضع بودجه تئاتر نبود. سال ۹۷ در جمعی خصوصی با همراهی ۲۰ هنرمند تئاتر در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی بودیم و راجع به تئاتر از وجوه مختلفی صحبت شد. حضرت آقا در ابتدای جلسه فرمودند که «امشب در خدمت شما هستم تا شما بگویید و ما بشنویم و هر کاری از دست من بر بیاید برای شما خواهم کرد، آمدهام بشنوم که ببینم چه کمکی به تئاتر ایران میتوانم داشته باشم، راحت با من صحبت کنید»؛ ببینید کار طی ۴ دهه انقلاب به لحاظ وضعیت فرهنگی و هنری در مملکت به کجا رسیده و کسی حرف گوش نکرده که رهبر خودشان وارد میدان شدهاند. ایشان ۲ هفته یک بار هنرمندان حوزههای مختلف را در محضرشان گردهم جمع میکنند تا صحبت کنند و مشخص شود مشکل کجاست که اتفاقی نمیافتد و وضعیت فرهنگ و هنر اینگونه است.
در آن دیدار هنرمندان تئاتر حاضر صحبت کردند و سپس شهرام کرمی مدیر وقت ادارهکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد راجع به بودجه تئاتر حرف زد و گفت که حضرت آقا یکی از مشکلات اساسی ما بودجه است. حضرت آقا پرسیدند که چقدر بودجه سالیانه تئاتر است و شهرام کرمی پاسخ داد ۳۰ میلیارد تومان که البته بخشی از آن نیز محقق نمیشود و آن بخش دیگر هم بیشتر صرف جشنواره و حقوق کارمندان و مسائل جاری و عمرانی میشود. حضرت آقا از بنده نیز پرسیدند که ما در حوزه هنری چقدر برای تئاتر بودجه داریم که من آبروداری کردم و گفتم ۱ میلیارد تومان. حضرت آقا فرمودند که این بودجهها خیلی کم است و اینگونه نمیتوان تئاتر را سر و سامان داد. بعد از شنیدن حرف بچههای حاضر در آن دیدار، وقتی نوبت به سخنرانی حضرت آقا رسید، ایشان فرمودند اولین کاری که باید انجام شود افزایش بودجه تئاتر است زیرا با این بودجه اندک نمیتوان تحولی در تئاتر ایجاد و کاری برای تئاتر انجام داد.
بارها در جلسات مختلف با مدیران بالادستی از جمله نظامی، انقلابی، سیاسی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری که کار فرهنگی میکنند گفتهام که حضرت آقا فرمودهاند با این بودجه ناچیز نمیتوان در تئاتر ایران تحولی ایجاد کرد و حضرت آقا فرمودهاند که هر کمکی که بتوانند برای تئاتر انجام میدهند. به مدیران و مسئولان بارها گفتم که این فرمایشات مقام معظم رهبری درباره تئاتر ثبت و ضبط شده و آنها باید پیگیر این فرمایشات باشند ولی هیچکس حاضر نیست این فرمایشات را پیگیری کند پس با این وضعیت چه ارادهای وجود خواهد داشت که در تئاتر اتفاقی بیفتد و شما چگونه میخواهید تئاتر توسعه فرهنگی ایجاد کند؟ تئاتر انقلاب و تئاتر دفاع مقدس که در این میان در تئاتر ایران محلی از اعراب ندارد.
اگر واقعاً افرادی که خودشان دغدغه دارند و کارهای مذهبی و دفاع مقدس تولید و اجرا میکنند نباشند همین اتفاقات را هم نخواهیم داشت. این اتفاقات ناشی از دغدغه شخصی هنرمندانی است که خودشان را موظف به تئاتر آیینی و مذهبی و تئاتر دفاع مقدس میدانند و با هزار سختی و مشقت و با هزار قرض و بدهی و هزار و یک حرف و حدیث شنیدن کار تولید و اجرا میکنند.
* مدیران و مسئولان فقط اهل شعار و کارهای تبلیغاتی در زمینه فرهنگ و هنر هستند.
وقتی کسی حاضر نیست در کمیسیون فرهنگی مجلس حضور پیدا کند و سرریز کمیسیونهای دیگر وارد این کمیسیون میشوند، وضعیت فرهنگ و هنر اینگونه خواهد بود. ما آنقدر که فقر فرهنگی داریم فقر اقتصادی نداریم. اقتصاد خیلی مهم است ولی در این مملکت به خاطر فقر فرهنگی دختران و پسران جوان در حال نابود شدن هستند. دشمن با جنگ، تحریم و فتنه و هر در و دیوار زدنی نتوانست ما را مغلوب کند ولی فهمید که از کجا باید وارد شود. چندین سال است که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودهاند که مراقب شبیخون فرهنگی باشید. حضرت آقا هر سال پیوستی فرهنگی برای شعار سال دارند و به هر رئیس جمهوری هم که بر سر کار میآید بر اهمیت فرهنگ اشاره میفرمایند، به رئیس جمهور اخیر هم فرمودهاند که ۲ مشکل مهم باید مورد توجه قرار گیرند؛ اقتصاد و معیشت و فرهنگ.
ما آنقدر که فقر فرهنگی داریم فقر اقتصادی نداریم. اقتصاد خیلی مهم است ولی در این مملکت به خاطر فقر فرهنگی دختران و پسران جوان در حال نابود شدن هستند. دشمن با جنگ، تحریم و فتنه و هر در و دیوار زدنی نتوانست ما را مغلوب کند ولی فهمید که از کجا باید وارد شود * مقام معظم رهبری مدام بر اهمیت فرهنگ تأیید میفرمایند و طبق سخنان شما بر توجه و اهمیت تئاتر تأکید دارند ولی عجیب است که مدیران کلان و میانی فرهنگ و هنر هیچ توجهی به این امر ندارند و تنها در برخی مواقع کارهای تبلیغاتی سطحی در راستای نشان دادن دغدغه خود انجام میدهند.
بعد از امیرالمؤمنین حضرت آقا مظلومترین «علی» روی زمین هستند. کسی به فرمایشات حضرت آقا و تأکیدشان بر فرهنگ و هنر گوش نمیکند. من در چندین جلسه در خدمت حضرت آقا بودهام و ایشان در تمام این جلسات تأکید فرمودهاند که به گنجینه بزرگ دفاع مقدس توجه کنید و به این گنجینه بپردازید و آن را فراموش نکنید. هیچکس به این فرمایشات توجه نمیکند. ما گنجینههای زندهای داریم که خدا به آنها عمر با عزت عطا کند ولی اگر روزی در میان ما نباشند سینه آنها که گنجینه بزرگی از اتفاقات هشت سال دفاع مقدس است نیز بسته خواهد ماند در حالی که این گنجینهها میتواند دستمایه سینما، تئاتر، تلویزیون و ادبیات ما باشد.
الان جنگ، جنگ رسانه است و ما میدانیم که این جنگ را باختهایم و عقب هستیم و هر روز داخل رینگ مشت میخوریم و دفاعی نداریم. دشمن جوانان ما را هدف گرفته است. بت موسیقی نسل جوان ما «تتلو» شده که مایه تأسف است. دشمن از اینجا به ما ضربه زده، میزند و ضربههای محکمی خواهد زد که البته تا کنون هم زده است.
هیچکدام از مسئولان کلان فرهنگی نه به تئاتر، نه به تئاتر انقلاب و نه به تئاتر دفاع مقدس، دغدغهای ندارد. هر چقدر هم که من و امثال من حرف میزنیم به هیچ نتیجهای نمیرسیم و هیچ کسی توجهی نمیکند، برخی مواقع به این فکر میکنم که تئاتر را رها کنم و به کناری بروم. من دیگر بریدهام و به جایی رسیدهام که به رها کردن تئاتر فکر میکنم زیرا تنهایی دویدن و به در و دیوار زدن به نتیجهای ختم نمیشود.
* شما به درستی سخنان خود را از بحث دغدغه نداشتن مدیران و مسئولان شروع کردید. مدیران و مسئولان فقط شعار میدهند زیرا اگر دغدغهای داشتند باید در برنامهریزیشان دیده میشد.
اگر دغدغه داشتند چیزی به عینه در عملکردشان دیده میشد.
* مگر میشود مدیر و مسئول بگوید دغدغهمند است اما چهار دهه اتفاقی نیفتاده باشد. جالب است که مدیران و مسئولان دغدغه ندارند و برنامهریزی نمیکنند ولی توپ را به زمین هنرمندان میاندازند و میگویند هنرمندان در پرداختن به مفاهیم انقلاب و دفاع مقدس کوتاهی میکنند. در مناسبتها مدام شعار میدهند. از سوی دیگر این سؤال مطرح میشود که طی ۴ دهه گذشته در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی هیچکدام از وزرا و معاونانشان دغدغه تئاتر و برنامهریزی برای آن را نداشتهاند؟ هنرمند به تنهایی نمیتواند کاری را پیش ببرد زیرا مدام مانع پیش روی او میتراشند.
مدیران و مسئولان نه تنها از هنرمندان حمایت نمیکنند بلکه آنها را رها میکنند. مگر میشود چهار دهه از انقلاب گذشته باشد ولی برای تئاتر برنامهریزی نکرده باشیم؟ هر سال که به زمان برگزاری جشنواره فیلم و تئاتر فجر نزدیک میشویم مسئولان شروع به صحبت درباره هنر انقلابی میکنند. قرار بود جشنوارههای فیلم، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی فجر به مناسبت جشن پیروزی انقلاب برگزار شوند ولی وقتی به این جشنوارهها نگاه میکنیم رنگ و بوی انقلاب کجاست؟ جالب است که چنین جشنوارهای خط مشی برای تئاتر استانها تعیین میکند. در تمام دنیا و فستیوالهای معتبر تئاتر برای مردم اجرا میشود، ما هم سالهاست میگوییم تئاتر برای مردم ولی کجاست تئاتر برای مردم؟ دغدغه مردم و جامعه ما در تئاتر و سینما کجاست؟ سیاستگذاران وزارت ارشاد و مجلس نباید خط مشی درست برای تئاتر و سینما تعیین کنند؟ مردم نیاز به امید و کارهای خوب دارند تا دارای اندیشهگی باشد و مردم را وادار به فکر کردن کنند. باید حس و حال مردم را با تئاتر و سینما خوب کنیم در حالی که یکی از وظایف هنر در کنار انتقال پیام، اندیشه و تفکر، خوب کردن حال مخاطب است.
قرار بود جشنوارههای فیلم، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی فجر به مناسبت جشن پیروزی انقلاب برگزار شوند ولی وقتی به این جشنوارهها نگاه میکنیم رنگ و بوی انقلاب کجاست؟ جالب است که چنین جشنوارهای خط مشی برای تئاتر استانها تعیین میکند. در تمام دنیا و فستیوالهای معتبر تئاتر برای مردم اجرا میشود، ما هم سالهاست میگوییم تئاتر برای مردم ولی کجاست تئاتر برای مردم؟ تفکر و اندیشه در تئاتر ما کمرنگ شده است و تئاتر ما بیهویت شده و هیچ نشانه، هویت و رسمیتی ندارد. در این شرایط مقصر هنرمند نیست بلکه مقصر مدیر، مسئول و سیاستگذار است، مقصر کسی است که با رأی مردم وارد مجلس شده و از رأی مردم به درستی صیانت نمیکند. وقتی با تئاتر مثل طفلی یتیم برخورد شود چه توقعی میتوان داشت. بودجههایی که برای حمایت از تئاتر در نظر گرفته میشود شوخی است.
* فکر میکنید این رفتار مدیران و مسئولان فرهنگی در قبال تئاتر به عمد بوده است؟
اگر عمد نباشد چیست؟
* عجیب است که مدیران و مسئولان تصمیم گیرنده علیرغم فرمایشات مقام معظم رهبری هیچ کاری برای حمایت درست از تئاتر نمیکنند.
مدیران و مسئولان فرهنگی ما اکثراً اشتباهی آمدهاند، مثل این است که به کوروش زارعی تحصیل کرده سینما و تئاتر بگویند طرحی برای زراعت قطرهای ارائه بده و یا معاون جهاد سازندگی باشد. باید کسی که در عرصه فرهنگ و هنر حضور دارد اخلاقمدار باشد ولی خوب بودن و متعهد بودن لازمه است و باید دید فرد مورد نظر تخصص هم دارد؟
در خیلی از بخشهای ما اینگونه است. به هر حال باید فکری به حال فرهنگ و هنرمان کنیم وگرنه ضربههای بسیار شدیدی از این ناحیه میخوریم که جبرانپذیر نخواهد بود. اگر مسئولان و سیاستگذاری فرهنگی کشورمان در همه دستگاههایی که کار فرهنگی میکنند اعم از وزارت ارشاد، شهرداری، بنیاد شهید، بنیاد روایت و دانشگاهها، مقداری فکر کنند متوجه میشوند که رهبر معظم انقلاب اسلامی در شعارهای سال و در فرمایشات خود به دولتها و رؤسای جمهور بر اهمیت فرهنگ و هنر تأکید میفرمایند و دغدغه فرهنگ دارند. فرهنگ شامل چند بنر و پوستر تبلیغاتی زدن نیست بلکه بخش اصلی فرهنگ، هنر است.
هالیوود با سینما دنیا را قبضه کرده، «شیر شاه»، «شرک» و «سیندرلا» میسازد و تمام بچههای ما را عاشق آن میکند. ما چه کار کردیم؟ امام خمینی (ره) میفرمودند ما باید انقلابمان را به جهان صادر کنیم، آیا واقعاً انقلابمان را به جهان صادر کردیم؟ با چه چیزی غیر از فرهنگ و هنر میتوان انقلابمان را به جهان صادر کرد؟ حاج قاسم سلیمانی با اخلاق، رفتار، منش و نگاه فرهنگی خود سردار قلوب مردم ایران و منطقه شد. سردار سلیمانی آنقدر که چهره فرهنگی بود چهره نظامی نبود، درست است که در سطح نظامی متخصص و فرمانده بود ولی آنقدر شخصیت فرهنگی برجستهای داشت که قلوب مردمان بسیاری را از آن خود کرده بود. معتقدم آنجا که گلوله کاری را از پیش نمیبرد این فرهنگ و هنر است که تأثیر خود را میگذارد و در قلبها وارد میشود. حاج قاسم سلیمانی با نگاه و اندیشه فرهنگیاش محبوب قلوب مردم شد.
بارها رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید فرمودهاند که تمامی مدیران از مدیران کلان تا سطوح میانی و پایینتر کنار مردم باشند و با مردم حشر و نشر داشته باشند تا بفهمند مسأله و مشکلات مردم چیست. کدامیک از مدیران فرهنگی ما خود را موظف میداند که حتی ماهی یک بار با خانواده خود به تماشای تئاتر بنشیند یا به سینما برود؟ تا وقتی مدیران فرهنگی در سالنهای سینما و تئاتر حضور پیدا کنند و به گالریها نروند و با فضا و آثار موجود در آنها مواجه نشوند چگونه میتوانند برنامهریزی کنند؟
* فقط در بزنگاههای تبلیغاتی و سیاسی است که به یک باره مدیران و مسئولان فرهنگی به سراغ سینما، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و به طور کلی هنرمندان میروند.
درد و حرف زیاد است. دیگر خسته شدهایم. بارها به من گفتهاند که چرا مدام پیگیر این موضوعات هستی و صحبت میکنی وقتی میبینی که اتفاقی نمیافتد.
* خب نمیتوانید بی تفاوت باشید زیرا دغدغه دارید.
واقعاً با ۳۰ میلیارد تومان بودجه میتوان تئاتر را در کشور مدیریت کرد؟
* متوجه دلیل این بازدارندگی نمیشویم که وقتی در رأس نظام جمهوری اسلامی ایران دغدغه فرهنگ و هنر و حمایت از آن وجود دارد چرا این نگاه در بین مدیران و مسئولان تسری پیدا نمیکند؟
واقعاً نمیدانم، واقعاً برای ما هم معمایی شده است.
* خیلی عجیب است.
واقعاً من هم این موضوع را درک نمیکنم. برخی مواقع صحبت از اقتصاد هنر میشود ولی به این امر توجه نمیشود که در دنیا تئاتر نهادهای مختلف که مهمترینشان دولت و شهرداریها هستند از تئاتر حمایت میکنند. شهرداری ما که از تئاتر خبر ندارد و تنها کاری که نمیکند کار درست فرهنگی و هنری است. برخی مواقع کارهایی انجام میدهد که فقط بگوید من هم کار کردهام. سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران کدام کار فرهنگی و هنری درست را انجام میدهد؟ کدام فیلم سینمایی را میسازد؟ کدام کنسرت موسیقی را برگزار میکند؟ کدام تئاتر را تولید و اجرا میکند؟ اسمش هم سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران یا شهرهای دیگر است و ساختمانی عریض و طویل دارد و آنقدر در آن ساختمان کارمند و نیروی اداری دارد ولی به اندازه آن تولید و فعالیت فرهنگی و هنری ندارد. بخش اعظم بودجه سازمان صرف حقوق و مسائل درونی خود میشود. شهرداری با این همه درآمد چقدر بودجه را صرف فرهنگ و هنر میکند؟
* تازه پول تبلیغات محیطی را از تئاترها میگیرد.
جالب است شهرداری اذعان میکند که چرا این اندازه مشکلات و معضلات شهری داریم. شهرداری چقدر به لحاظ فرهنگی و هنری کار کرده تا معضلات و مسائل شهری در آثار سینمایی، تئاتر و غیره منعکس و بررسی کرده که توقع کم شدن آنها را دارد؟ برای بچهها، نوجوانان و جوانان چقدر با کارهای فرهنگی و هنری فرهنگسازی کرده است؟ برای نسلهای جدید کارهایی برای مسائل اخلاقی و دینی انجام داده است؟ رهبر معظم انقلاب اسلامی چندی پیش فرمودند که غیرت دینی داشته باشید، این نشانگر این است که غیرت دینی در جامعه کمرنگ شده است. مدیران و مسئولان حتی به دین و مذهب ما بیتفاوت هستند.
حرف و درد زیاد است و زبان ما هم تند است و شاید برخی افراد این سخنان را بشنوند و ناراحت شوند.
دورهم جمع نمیشوند تا کاری بزرگ برای سردار سلیمانی تولید کنند. فقط به دنبال این هستند که هر کدام بگویند ما برای سردار سلیمانی کار کردهایم. سردار سلیمانی متعلق به کل مردم ایران و کل دستگاهها است، چند دستگاه فرهنگی و غیر فرهنگی دور هم جمع شوند تا یک یا ۲ کار درست برای سردار سلیمانی انجام دهند. هر کدام به فکر جایگاه و تبلیغ خودشان هستند * دیگر جای تعارف نیست. فرهنگ و هنر متولی دارد و بسیاری نهادها و مراکز هستند که بودجههای فرهنگی و هنری دریافت میکنند ولی دریغ از اینکه یک همافزایی با هم داشته باشند تا این بودجهها را در حمایت از فرهنگ و هنر صرف کنند.
دعوا بر سر آرمها و اسمها است. یکی از مشکلات بزرگ در تئاتر و فعالیتهای هنری این است که بالغ بر ۲۰ تا ۲۵ دستگاه فرهنگی و هنری و حتی غیر فرهنگی بودجه برای تولید و اجرای تئاتر دارند ولی هیچکدام حاضر نیستند با هم همافزایی داشته باشند. هیچکدام هم قرار نیست در کنار هم قرار بگیرند تا کاری بزرگی در زمینه دفاع مقدس یا آیینی، دینی، مذهبی و کاری ملی انجام دهند. دور هم جمع نمیشوند تا کاری بزرگ برای سردار سلیمانی تولید کنند. فقط به دنبال این هستند که هر کدام بگویند ما برای سردار سلیمانی کار کردهایم. سردار سلیمانی متعلق به کل مردم ایران و کل دستگاهها است، چند دستگاه فرهنگی و غیر فرهنگی دور هم جمع شوند تا یک یا ۲ کار درست برای سردار سلیمانی انجام دهند. هر کدام به فکر جایگاه و تبلیغ خودشان هستند.
* اگر هم هنرمندی بخواهد کار کند آنقدر برای او سنگاندازی میکنند و با اعمال نگاههای سیاسی و سلیقهای هنرمند را از کار کردن پشیمان میکنند.
همه حرفهای ما آب در هاون کوبیدن است و اگر کسی هم این حرفها را بشنود خودش را به نشنیدن میزند. اگر فردی هم در جایی کار میکند سریع میگویند آن فرد خیلی کار میکند و باید سریع ترمزش کشیده شود. این واژه را راجع به خود من به کار بردهاند، گفتهاند لوکوموتیو کوروش زارعی زیادی کار میکند باید ترمزش کشیده شود و ترمز من را کشیدند. من فرد متعهدی هستم و اگر کاری را بپذیرم تمام توانم را به کار میگیرم، چه یک یا ۲ سکانس در یک فیلم بازی داشته باشم به اندازه یک نقش اول انرژی میگذارم.
در ۲ سال اول مدیریتم در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری از زمین و زمان گفتند که باید ترمز کوروش زارعی کشیده شود و نگذارید این همه کار کند. وقتی دست و دل من را ببندند ترمز من کشیده میشود.
من ۸ دوره در جشنواره تئاتر فجر جایزه بازیگری و کارگردانی گرفتهام. دغدغه من هنر، مردم، جوانان، دین و مذهب، اعتقادات و مملکتمان است. به این فکر میکنم که روزی وقتی در گور قرار میگیرم باید جواب پس بدهم. نمیدانم برخی مدیران و مسئولان فرهنگی چه جوابی در آن زمان خواهند داشت. پاسخ اینکه چرا در زمان داشتن مسئولیت کمکاری کردند چه خواهند داد؟
تئاتر بچههای مسجد امری مهم است زیرا دربرگیرنده تئاتر، مسجد به عنوان محل عبادت و مکان متدینین است.
* در فرهنگسازی هم بسیار تأثیرگذار است.
اصلاً کسی پای این کار نیست و حوزه هنری به تنهایی در حد وسعش دارد در راستای تئاتر بچههای مسجد کار میکند و اخیراً کانون مساجد هم کنار ما قرار گرفته و همکاری میکند. مسجد دارای اهمیت بسیاری است و آنقدر اهمیت دارد که پیامبر اکرم (ص) خانه خود را در مسجد قرار دارد و مزارشان نیز در مسجد است. تمام تصمیمگیریهای بزرگ پیامبر در مسجد گرفته شد و مرکز خلافت امیرالمؤمنین (ع) در مسجد کوفه بود و امام زمان (عج) در مسجدالحرام ظهور پیدا میکنند و مسجد صحنه به همراه خانواده زندگی میکنند و مقر فرماندهی و حکومتشان مسجد کوفه است. ببینید مسجد چه جایگاهی نزد خداوند دارد ولی کسی نیست که برای فعالیت تئاتر بچههای مسجد گام بردارد.
اولین نهادی که از فعالیت بچههای مسجد جلوگیری میکند و بچهها را از مسجدها بیرون میکنند، متولیان مسجدها هستند. همه اتفاقات و تصمیمگیریهای جهان اسلام در زمان پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و ائمه در مسجد شکل گرفته است. تئاتر مکارمالاخلاق است و ما میتوانیم مباحث اخلاقی و اجتماعی را در مسجد برای متدینین و آحاد مردمی که در مسجدها حضور دارند ارائه دهیم. متأسفانه بچهها را از مسجدها فراری دادهاند گویی مسجد فقط جای عبادت است و جای فعالیتهای دیگر نیست. در صورتیکه نوجوان و جوان باید در مسجدها حضور داشته باشند.
* گویا نفوذ فرهنگی در میان مدیران و مسئولان خیلی پرقدرتتر اتفاق افتاده تا بین مردم و هنرمندان.
واقعاً نفوذ فرهنگی در بین دستگاههای ما بسیار عجیب است. اینقدر که باید نگران نفوذ در دستگاههای امنیتی باشیم باید نگران نفوذ در دستگاههای فرهنگی باشیم.
* مدیران بیدغدغه بسیار خطرناک هستند، فردی خود را دغدغهمند نشان دهد و مدام شعار بدهد ولی در راستای دغدغه هیچ قدمی برندارد.
اگر یک مسئول فرهنگی میخواهد تئاتر، سینما، موسیقی و تجسمی را بشناسد و با مسائل آنها شود باید مدام در میدان فعالیت حضور داشته و بازدید کند. باید کنار هنرمندان باشد تا ببیند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. حاج قاسم سلیمانی وسط میدان بود و میدانست که چه کار باید انجام دهد و موفق بود. دلیل موفقیت و کارایی حاج قاسم در کشور و منطقه این بود که حاج قاسم در وسط میدان حضور داشت و مرد میدان بود. حضرت آقا بارها و بارها به مدیران و مسئولان فرمودهاند که به میان مردم بروند و در وسط میدان حضور داشته باشند تا ببینند چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
وقتی مدیران و مسئولان که وسط میدان حضور نداشته باشند، هر چقدر هم که کوروش زارعی و امثال او صحبت کنند اتفاقی نمیافتد. طی ۴ دهه گذشته آنقدر مدیران و مسئولان درگیر منازعات سیاسی و درگیریهای سیاسی بودهاند به فرهنگ توجه نکردهاند.
* مسئولان ما فقر فرهنگی دارند.
مسئولان ما زیر خط فرهنگی هستند. درگذشته آدمهای بزرگ ما التماس میکردند که مسئولیت نپذیرند ولی الان آدمها خود را به در و دیوار میزنند که رئیس شوند و پست بگیرند.
* یک شبه هم مدام پلههای ترقی را طی میکنند.
تخصص هم ندارند و مملکت و انقلاب را به زمین میزنند. این غیر از نفوذ چه جریانی میتواند باشد؟ بزرگترین مشکل مدیران و مسئولان ما این است که تقوا ندارند. بیتقوایی وقتی در جامعه موج بزند شرایط اینگونه میشود. حب جاه و مقام ما را دیوانه کرده است.
* شما خیلی با صراحت صحبت کردید و به درستی هم به مسائل اشاره کردید. تکلیف نسل جوان ما چیست وقتی میبیند کسانی که شعار انقلاب و دین و ارزش را میدهند خودشان پایبند هیچ چیزی نیستند؟ هنرمند دغدغهمند هم آنقدر اذیت میشود که ترجیح میدهند کنار بکشد. سرانجام چه میشود؟
سرانجام همین است که در تئاتر و سینمای وجود دارد. شاید این مدیران و مسئولان هدفشان به زمین زدن انقلاب است، گویا دستهایی در کار است که انقلاب را به زمین بزنند. ببینید در مدارس و دانشگاهها چه خبر است، بچهها بیشتر از اینکه در خانواده باشند در جامعه حضور دارند و از جامعه تأثیر میپذیرند و وقتی بچهها ببینند بزرگترها در جامعه چگونه حرکت میکنند آنگونه حرکت خواهند کرد. ما در جامعه ریلگذاری اشتباه انجام میدهیم. ریلهایی که میچینیم به سرمنزل مقصود نمیرسد.
به گزارش تئاتر آنلاین ، صد و یکمین نشست شورای مدیران سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران دوشنبه ۲۷ دی ماه در فرهنگسرای فردوس برگزار شد و در این نشست تکریم و معارفه تعدادی از مدیران این سازمان انجام شد.
در این نشست از زحمات علیرضا زندوکیلی معاون هنری سابق سازمان فرهنگی هنری تقدیر شد و امیرحسین سمیعی با دریافت حکمی، سرپرست این معاونت شد.
همچنین با تقدیر از زحمات حسین هوشیار، احمد زارعی جایگزین وی در مدیریت فرهنگی هنری منطقه ۲۲ و فرهنگسرای تهران و با تقدیر از زحمات رحیم خاکی، سعید زکیلو جایگزین وی در فرهنگسرای قرآن شد.
حمید نوری نیز حکم خود را به عنوان مشاور رییس سازمان فرهنگی هنری دریافت کرد.
به گزارش تئاتر آنلاین، علی عطایی مدیر امور هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران درباره پیگیریهایی که برای احداث موزه شبیه خوانی و مرکزشبیه پژوهی داشته است به مهر اظهار داشت: متاسفانه با وجود اینکه شبیهخوانی هنری با ریشههای اصیل ایرانی است و مهمترین گونهاش تعزیه سالهای سال در این سرزمین عزیز راوی و پرچمدار حقیقت عاشوراست اما هیچ موزه یا مرکز پژوهشی در کشور ندارد.
وی افزود: بنا بر ضرورت ریشههای اصیل و حفظ فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تصمیم گرفتیم که چنین مرکزی تاسیس شود تا هم برای اولینبار موزهای در خور و شایسته به این هنر گرامی اختصاص دهیم و هم در آن مرکز امکانی فراهم آوریم تا در یک آزمایشگاه تجربی جوانان مستعد با استفاده از ابزارها و نشانههای نمایشهای ایرانی دست به خلق تجربههای جدید بزنند. در کنار اینها این مرکز میتواند به عنوان یک مرکز گردشگری هنرهای نمایشی مورد توجه باشد و هر گردشگر داخلی و خارجی در هر فصل و ماهی از سال نمایشهای ایرانی را بر صحنه این مرکز تماشا کند.
این مدیر هنری یادآور شد: در همین راستا مدتی است که با شورای اسلامی شهر و شهرداری تهران مکاتبه کردهایم و منتظریم که دوستان به ما پاسخی راهگشا بدهند. به خصوص امیدواریم برخی از اعضای شورای اسلامی شهر که از همکاران قدیمی سازمان هستند و سابقه فرهنگی بیشتری دارند برای تحقق این ضرورت مشارکت و مساعدت ویژه داشته باشند.
عطایی با اشاره به محل احداث موزه عنوان کرد: «مرکز نمایشهای آیینی صبا» اولین گزینه ما برای احداث موزه و مرکزشبیه پژوهی است. خود مرکز هم از ابتدای تاسیس بنا بوده که محلی برای ارائه نمایشهای ایرانی و آیینی باشد. هزینههای بسیاری هم برای آن شده است اما اکنون به دلیل اختلاف حقوقی میان پیمانکار و شهرداری مدتهاست که بلا استفاده مانده است.
وی با ابراز تاسف از رهاشدگی این مکان به مدت چندین سال گفت: این مرکز اکنون با میلیاردها تومان هزینه در آستانه فرسودگی قرار گرفته است. امیدوارم مشکل این ملک به زودی در شهرداری و شورای شهر حل شود و هنرمندان هنرهای نمایش ایرانی و آیینی بتوانند فضای تازهای برای ارائه آثار خود در اختیار بگیرند.
وی در پایان صحبتهایش درباره نهادها و مراکز دیگری که میتوانند در تحقق این امر مثمرثمر باشند، بیان کرد: در کنار شهرداری، سازمان فرهنگی هنری و حتی وزارت ارشاد و دیگر نهادها، فکر میکنم هنرمندان و البته رسانهها هم باید داشتن چنین فضاهایی را مطالبه کنند و پیگیر روند کار باشند و هر جا نقص یا کمکاری وجود دارد، گوشزد کنند و حتی پیشنهادهای راهگشا بدهند.
مدیر امور هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران معتقد است تئاتر طی ۴ دهه گذشته محل زد و خورد جناحهای مختلف سیاسی بوده و از این رو برای آن برنامهریزی نشده است.
خبرگزاری هنر-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ بیش از ۴ دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته و جای خالی یک سیاستگذاری مشخص و مدون از سوی مدیران فرهنگی و هنری برای پرداختن به این موضوع و مفاهیم مرتبط با آن در عرصههای هنری احساس میشود.
این امر در عرصه تئاتر ایران نیز مشهود است و با وجود اینکه سازمانها و نهادهای مختلف نظیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، بنیاد روایت فتح، بنیاد فرهنگی هنری رودکی، معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم طبق وظایف خود باید در عرصههای فرهنگی و هنری حضوری تأثیرگذار داشته باشند و به مفاهیمی چون انقلاب اسلامی بپردازند اما طی دهههای اخیر شاهد برنامهریزی و سیاستی مؤثر در این خصوص نبودهایم.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی هنر در کشور نتوانسته یک سیاستگذاری مشخص در این زمینه داشته باشد و از سوی دیگر با موضوعاتی چون انقلاب اسلامی به صورت مناسبتی و مقطعی برخورد کرده است.
از سوی دیگر سایر سازمانها و نهادهایی که نامشان ذکر شد نیز به صورت جزیرهای و بدون برنامهریزی مشخص و مؤثر فقط در مناسبتها و برای ارائه آمار به این موضوع پرداختهاند.
این روند باعث شده تا سطح کیفی آثار معدود تولید شده با موضوع انقلاب اسلامی ایران و مفاهیم مرتبط با آن، که موضوعات اجتماعی را نیز شامل میشود، دارای سطح کیفی قابل قبولی نباشند. نگاه مقطعی مدیران، مسئولان و تصمیم گیرندگان فرهنگی باعث شده تا تولیدات هنری و تئاتری در این حوزه با انگ «سفارشی» همراه شود و همین امر موجب دافعهای برای حضور هنرمندان نسلهای مختلف و تولید آثار نمایشی با کیفیت قابل قبول شده است.
نکته قابل تأمل این است که چرا طی ۴ دهه مدیریت کلان فرهنگی و هنری کشور به یک سیاستگذاری مشخص و مدون برای تولیدات آثار هنری از جمله آثار تئاتری با موضوع انقلاب اسلامی، گفتمان انقلاب اسلامی و به طور کل مفهوم انقلاب اسلامی نرسیده و نهادها و مراکز مختلف بدون داشتن سیاستی مشخص در مناسبتهای مرتبط به تولید آثار سفارشی پرداختهاند، در حالی که وجود یک سیاستگذاری مشخص و مدون باعث میشود این مفهوم و مفاهیم مرتبط با آن در طول سال و توسط هنرمندان نسلهای مختلف در تولیدات هنری و تئاتری مدنظر قرار گیرد.
از این رو و برای بررسی چرایی شکل نگرفتن چنین روندی در عرصه تئاتر برگزاری سلسله نشستهایی با مدیران و مسئولان نهادها و مراکز ذکر شده در گروه هنر تئاتر آنلاین مدنظر قرار گرفت. اولین نشست در این خصوص با حضور حمید نیلی مدیرعامل انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت و مدیرعامل سابق انجمن هنرهای نمایشی ایران اداره کل هنرهای نمایشی برگزار شد و دومین نشست میزبان علی عطایی مدیر امور هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران شد که خود از هنرمندان تئاتر است که سالهای متمادی در این هنر فعالیت کرده و در حوزه تئاتر دفاع مقدس هم فعالیت مستمری داشته است.
عطایی در این نشست نقطه نظرات خود را درباره چرایی نبود یک برنامهریزی و سیاستگذاری مشخص از سوی مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری برای پرداختن به موضوع انقلاب اسلامی و مفاهیم مرتبط با آن در تئاتر مطرح کرد.
در ذیل این گفتگو را میخوانیم:
* وضعیت تئاتر ایران به لحاظ مدیریت و برنامهریزی شرایط مناسبی ندارد و سالهاست که این وضعیت در تئاتر ایران وجود دارد اما نکتهای که اینجا مدنظر داریم و قرار است به آن بپردازیم چرایی نبود یک برنامهریزی و سند مدون برای پرداختن به موضوع انقلاب اسلامی و مفاهیم مرتبط با آن در تئاتر است. با مدیرعامل انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس پیش از این درباره اینکه چرا مدیران و مسئولان فرهنگی که همواره این مطالبه دارند چرا تئاتر به موضوع انقلاب اسلامی نمیپردازد، هیچگاه خودشان برنامهریزی و چشماندازی برای این امر تعریف نکردهاند؟ چرا با وجود گذشت ۴ دهه از انقلاب اسلامی یک سیاستگذاری مشخص از سوی مدیران فرهنگی و هنری برای پرداختن به این موضوع در تئاتر وجود نداشته است؟ شما به عنوان یک هنرمند تئاتر که در مقام بازیگر نیز در آثار تئاتر و آثاری با موضوع دفاع مقدس به ایفای نقش پرداختهاید و همچنین به عنوان مدیر امور هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران که میتواند به عنوان یک حامی در فعالیتهای تئاتری تأثیرگذار باشد، نظرتان درباره چرایی نبود این سیاستگذاری چیست؟ آیا سیاستگذاری در این زمینه سخت است یا مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری دغدغه لازم در این خصوص را ندارند؟ یا بهطور کلی چون مدیران و مسئولان فرهنگی با تئاتر غریبه هستند و چگونگی سیاستگذاری و برنامهریزی برای تئاتر را نمیدانند، در خصوص موضوع مدنظر نیز کارآیی ندارند؟
خیلی بحث پیچیدهای است و جنبههای متفاوتی دارد. فکر میکنم یکی از اساسیترین نکات با احترام به تمام کسانی که در این کشور روزی متولی امر حمایت، گسترش و برنامهریزی کلان برای فرهنگ و هنر بودند، باید بگویم که اغلب اوقات متأسفانه در کشورمان به خصوص در پستهای کلیدی حوزه فرهنگ و هنر و برنامهریزی فرهنگی از افراد غیر متخصص استفاده کردهایم. افراد غیر متخصص وقتی منصوب میشوند در حیطه فرهنگ و هنر شناخت و دانش لازم برای برنامهریزی را ندارند. همچنین مسأله بیلان کاری و کسب جایگاه بعدی برتر در مقامهای دولتی باعث میشود که برنامهریزیها زودگذر و هیجانی باشد و به تبع آن محصولاتی هم که به دست میآیند زودگذر و هیجانی هستند و عمرشان کوتاه است و اغلب ماندگاری ندارند.
مسأله بعدی این است که مدیران خیلی سخت شرایطی را فراهم میکنند که هنرمندان به آنها اعتماد کنند و وارد شرایط مطلوب و دلخواه مدنظر مدیران برای کار شوند. بحث دیگر این است که مدیران با انواع بخشنامهها، شیوههای نظارتی، بستن راهها و سؤالها و سدهایی که ایجاد میکنند برای هنرمندان در حیطه برخی کارها هزینه ایجاد میکنند. هنرمند اگر ببیند که باید چندین بار بر سر برخی مسائل جواب پس بدهد و هیچکس نیز از او حمایت نمیکند، خود را کنار میکشد. در حالی که تئاتر هنر اندیشه و مفاهمه است. بخشی از راه تولید موثر و ماندگار در این عرصه باید به شکل خودجوش از میان هنرمندان باشد و مهمترین کار یک مدیر فرهنگی هنری این است که شرایط این کار را فراهم کند حتی اگر خودش خیلی در منظر مدیران بالادستی دیده نشود. اما بعید میدانم مدیران ما وقت فکر کردن به این موضوع را کرده باشند یا شاید هم مجال و مجوزش را نداشتهاند.
هنرمندی از بچههای تئاتر انقلاب و دفاع مقدس را میشناسم که میگفت سالها در این حیطهمتن نوشتهام ولی آنقدر مرا اذیت کردند که دیگر نوشتن در این حوزه را رها کردم و در حال حاضر برای گروه سنی کودک و نوجوان کار میکنم تا کسی با من کار نداشته باشد در حالی که من آن حیطه را خیلی دوست داشتم هنرمندی از بچههای تئاتر انقلاب و دفاع مقدس را میشناسم که میگفت سالها در این حیطهمتن نوشتهام ولی آنقدر مرا اذیت کردند که دیگر نوشتن در این حوزه را رها کردم و در حال حاضر برای گروه سنی کودک و نوجوان کار میکنم تا کسی با من کار نداشته باشد در حالی که من آن حیطه را خیلی دوست داشتم زیرا خانوادهام درگیر انقلاب و همچنین خودم و خانوادهام درگیر جنگ و دفاع مقدس بودیم. اغلب اوقات کسانی از هنرمندان درباره انقلاب و دفاع مقدس سؤال میکنند که نه خودشان در این حیطه بودهاند، نه آن روزگار را درک کردهاند و صلاحیت کافی به لحاظ دانشهای هنری و دانشهای فرهنگی و اجتماعی برای سؤال کردن از هنرمندان را ندارند. این افراد مانع و سد و حتی بعضی اوقات باعث تغییر شکل اولیه اثر هنری هنرمند میشوند. خب مردم چگونه میتوانند با چنین اثر ناقص و ابتری ارتباط برقرار کنند؟
وقتی اینگونه مدیران به سمت تولید سفارشی میروند، کارها به صورت سفارشی تولید میشود. سفارشی تولید کردن یعنی اینکه فقط در یک دایره مشخص و محدود میتوانیم حرف بزنیم و از این دایره یک قدم آنطرفتر نباید برویم. اغلب اوقات محصولی که اینگونه به دست میآید خیلی متفاوت از آن چیزی است که مردم و بخصوص جوانان امروز در زندگی اطرافشان درک میکنند. این تفاوت هم مانع دیگری است که ارتباط با این آثار هنری برقرار نشود و وقتی اینگونه باشد هنرمند ترجیح میدهد خود را کنار بکشد.
کارهای سفارشی اغلب ضعیف و ناصادق هستند و همین یکی از دلایل فراری دادن هنرمندان و مخاطبان و در نتیجه جلوگیری از جوشش درونی و خودجوش برای تولید در این عرصه است.
یک نکته مهم دیگر هم ساختارهای اشتباه ما در عرصه هنر نمایش است از آموزش تا تولید که موجب میشود برنامهریزیها ابتر بمانند. این ساختار فعلی با فعالیتهای موازی و پراکندگیهای بودجه و امکانات و کاستیهای رها شده، امکان هرگونه برنامهریزی منسجم و درازمدت را در عرصه هنرهای نمایشی از مدیران سلب میکند.
در عرصه مدیریت و برنامهریزی، تئاتر باید به اهلش سپرده شود و غیرمتخصصان باید از دخالت و اظهارنظر درباره آن به منظور کسب مطامع خود منع شوند.
ضمن اینکه منابع در نظر گرفته شده برای تئاتر به عنوان مادر همه هنرهای نمایشی دیگر بسیار محدود. پراکنده است. عدد بودجه مرکز هنرهای نمایشی یا حوزه هنری یا همین سازمان ما را اگر ببینید اول خندهتان میگیرد و بعد به گریه خواهید افتاد.
نمیدانم چرا در این ۴ دهه این مشکلات حل نشده است.
* چرا اصلاً به این موضوع فکر نشده است؟
این مسایل خیلی ساده و بدیهی است ولی همچنان لاینحل مانده است. متأسفانه در کشور ما هنرهای نمایشی و تئاتر به صورت اخص، محل زد و خورد جناحهای مختلف سیاسی است و به نظر میرسد اغلب اوقات اصلاً توجهی به هنر ملی، منافع ملی و ایران ندارند و به دنبال پیگیری اهداف خود هستند. در این شرایط هنر آسیب میبیند. اگر مدیری بر سر کار بیاید تازه متوجه میشود که باید جوابگوی گروهها، بخشها و افراد اغلب نامرتبط باشد. از این رو طوری قدم برمیدارد که به دردسر نیفتد.
در مجموع معتقدم هنر به این شکل از مدیریت کلان، با این پراکندگی و چندپارگی، بالنده نخواهد بود و رشد نخواهد کرد.
* زمانی خیلی از هنرمندان مطرح تئاتر ایران در حوزه دفاع مقدس فعالیت میکردند…
یکی از بهترین نمایشنامه نویسان تاریخ تئاتر ایران یعنی علیرضا نادری در این عرصه فعالیت میکرد که خودش دفاع مقدس را تجربه کرده بود و درک درستی از آن داشت.
* دقیقاً، ولی برخی افراد در کسوت مدیر و مسئول دفاع مقدس را از آن خود دانسته و اعمال سلیقه کردند و در نتیجه هنرمندان نیز ترجیح دادند در این عرصه فعالیت نکنند. با وجود این شرایط در حوزه تئاتر دفاع مقدس زمانی یک برنامه ریزیای وجود داشت و شاهد اتفاقات خوبی در عرصه نمایشنامه نویسی و تولید تئاتر بودیم ولی در حوزه انقلاب اسلامی و مفاهیم مرتبط با آن چنین اتفاقی رخ نداد. گویا حساسیت در زمینه پرداختن به موضوع انقلاب اسلامی در تئاتر خیلی بیشتر از موضوع دفاع مقدس است یا آنقدر که به موضوع دفاع مقدس پرداخته شده دیگر مدیران توجهی به موضوع انقلاب و مفاهیم مرتبط با آن ندارند. شما به عنوان هنرمندی که در حال حاضر مدیر هنری نیز هستید آیا گمان میکنید حساسیت در زمینه پرداختن به مفاهیم انقلاب اسلامی در تئاتر زیاد است یا اصلاً مدیران دغدغه و ضرورتی برای برنامهریزی در این زمینه ندارند؟ چهار دهه هست که هیچ توجهی به این موضوع نشده است.
منظورتان از توجه چیست؟
ادارهکل هنرهای نمایشی به عنوان یک ادارهکل نه قدرت لازم و نه منابع لازم را در اختیار دارد در حالی که سازمانها و نهادهای فرهنگی و هنری بسیاری در کشور وجود دارند که سالانه بودجههای هنگفتی را دریافت میکنند و میبایست طی سالهای گذشته در این حیطه عملکرد موفق و مؤثر میداشتند ولی کسی از آنها سؤال نکرده و نمیکند * اینکه مدیران و مسئولان برای این حوزه برنامهریزی داشته باشند و از آثاری با سطح کیفی قابل قبول حمایت کنند و این آثار در طول سال اجرا شوند نه اینکه وقتی زمان برگزاری جشنواره تئاتر فجر میرسد خود مدیران و مسئولان این سؤال را مطرح کنند که تناسب تئاتر فجر با انقلاب اسلامی چیست؟ مدیران و مسئولان هیچ برنامهریزیای برای حتی انجام پژوهش در حوزه مفاهیم انقلاب اسلامی انجام ندادهاند تا بر اساس این پژوهشها آثاری تولید و نه تنها در تهران بلکه در شهرهای مختلف کشور اجرا شوند.
منظورم این است که آیا منظورتان این است که مدیران برنامهریزی برای تولید آثاری بکنند که به تاریخ انقلاب اسلامی و نحوه شکلگیری آن بپردازند؟ یا درباره سپهر اندیشه و فکر انقلاب اسلامی در زمینه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آثار تولید شوند؟ به نظر من در هر ۲ مورد برنامهریزی در سطح کلان کم بوده است. فکر میکنم مشکل اینجا است که یکپارچگی برای برنامهریزی در این حیطه وجود ندارد؛ یعنی یک جای مشخص به عنوان متولی اصلی تئاتر که در این خصوص برنامهریزی کند وجود ندارد.
به طور اخص فکر میکنم متولی چنین موضوعی باید ادارهکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد. یعنی همه گروههای سیاسی و اجتماعی مداخله کننده در حیطه ایران و انقلاب، ادارهکل هنرهای نمایشی را به عنوان پایگاه اصلی برنامهریزی و اجرای چنین برنامههایی در کل کشور و در انواع مختلف تئاتر قبول داشته باشند و حمایت کنند. آنجا را به مدیرانی آگاه به دانش روز تئاتر، مدیریت و سابقه قابل توجه از حضور بر صحنه و تجربه تولید و اجرا بسپارند. تئاتر را جدی بگیرند و مدیر را حمایت و از او مطالبه کنند. باید توجه کنیم که ساختار ادارهکل هنرهای نمایشی و کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی الکن و نادرست است. ادارهکل هنرهای نمایشی به عنوان یک ادارهکل نه قدرت لازم و نه منابع لازم را در اختیار دارد در حالی که سازمانها و نهادهای فرهنگی و هنری بسیاری در کشور وجود دارند که سالانه بودجههای هنگفتی را دریافت میکنند و میبایست طی سالهای گذشته در این حیطه عملکرد موفق و مؤثر میداشتند ولی کسی از آنها سؤال نکرده و نمیکند که چه کاری انجام میدهند و بودجهها را صرف چه کارهایی میکنند.
متأسفانه مدیران به صورت چرخشی، بدون توجه به تواناییهای شان و اغلب بر پایه سفارش عوض میشوند و کسی از آنها سؤال نمیکند چه برنامه و کاری را اجرا کردهاند، حتی از مدیران بعدی که منصوب میشوند هم کسی برنامه نمیخواهد. شاید مدیران بالادستی صلاحیت ارزیابی این را ندارند که ببینند آیا مدیران زیردست توانایی اجرای برنامههایی را که ارائه میدهند دارند یا نه. این شکل مدیریت در بسیاری از حیطهها ما را به بنبست رسانده است. این مدیریت انقلابی نیست، این هنر انقلابی نیست.
مدیریت انقلابی مدیریتی است که فرصت و امکان را برای حضور داوطلبانه و تحرک خودجوش هنرمند در همه حوزههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی انقلاب فراهم میکند. مدیریت و هنر انقلابی زمینه را برای سؤال کردن فراهم و از هنرمندان برای طرح پرسش حمایت میکند. به نظر من با حمایت باید هنرمند را به اندازه یک مصلح اجتماعی بالا برد. هنرمند به خاطر تیزبینی و نگاه درستش در اغلب موارد، میتواند پرسشهای خوبی مطرح کند و دیگران باید به آن پرسشها پاسخ بدهند.
ما میتوانستیم در شهر تهران به جای هدر دادن بودجههای هنگفت در جشنوارههای بیمایه، غیر مفید و بدون تأثیر، سالنهای متعددی را در مناطق مختلف شهر بسازیم و در آن سلیقههای مختلف تئاتری را ایجاد کنیم. فضایی بسازیم که هنرمندان به اندازه کافی جا برای بروز و ظهور خود داشته باشند، این مسأله باعث میشود که هنرمندان آرامش خاطر برای پرداختن به مسائل و موضوعات بنیادین مانند موضوع انقلاب اسلامی و مفاهیم مرتبط با آن داشته باشند. چنین آرامشی هرگز برای هنرمندان ایجاد نشده است. تولید یک اثر هنری ماندگار از تضارب آرا و فضای گفتگو و برخورد سلیقههای مختلف با هم انجام میشود در غیر این صورت هم هنرمند و هم مدیر به دنبال برطرف کردن نیازهای زودگذر و مقطعی خود هستند. اینگونه نمیتوان یک برهه تاریخی مهم را برای آیندگان ثبت و ضبط کرد و انتظار تولد اندیشههای نو و راهگشا از بن مایه فکری آن داشت.
* ما در بخش مستندنگاری کوتاه مدت هم هیچ برنامهای نداریم.
بله غفلت بسیار کردهایم. باید زود دست به کار شویم. اخیراً یک مستندنگاری با عنوان «گزارش واقعه» را در مدیریت هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران آغاز کردهایم که تصویری است و قرار است از تلویزیون پخش شود. این پروژه شروع یک واکاوی در تئاتر دفاع مقدس است؛ اینکه تئاتر دفاع مقدس چه بوده و از کجا شروع شده، به کجا میرود و حال کنونیاش چطور است و قرار است سرانجامش چه شود. با هنرمندان و فعالان این عرصه گفتگوهایی را انجام دادهایم ولی حرفهای برخی از آنها بسیار تلخ است. این هنرمندان بچههای همین کشور و انقلاب هستند و مدیران باید به حرفهایشان گوش دهند. کسانی که در سطح کلان برای فرهنگ تصمیمگیری میکنند باید حرفهای این هنرمندان را بشنوند.
ما زمان زیادی را از دست دادهایم و باید به سرعت یک مقطع مهم را ثبت کنیم زیرا اکثر هنرمندان اصیل این حوزه در سنین پیری قرار گرفتهاند و باید داشتههایشان جمعآوری و در حافظه تاریخی ثبت شود.
* فکر میکنید به عمد جریانی وجود دارد که نمیخواهد به درستی به موضوعات مختلف پرداخته شود؟
نمیدانم به عمد است یا نه.
* عجیب است که مدیر انقلابی دغدغه پرداختن درست به دفاع مقدس و انقلاب اسلامی در حوزه تئاتر را ندارد.
یک مسأله اصلیای وجود دارد، متأسفانه علیرغم اینکه شخصیتهای مهم نظام جمهوری اسلامی ایران برای موضوع فرهنگ اهمیت قائلاند و در اکثر سخنرانیهایشان نیز بر اهمیت این موضوع تأکید دارند اما در مدیران میانی بنا به دلایل مختلف در کشورمان مسأله فرهنگ و هنر مسأله اصلی کشور در نظر گرفته نمیشود. اگر مسأله فرهنگ و هنر به عنوان مسأله اصلی در نظر گرفته میشد تمام مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز تا حد زیادی بهبود پیدا میکردند زیرا آنها تابع مسأله فرهنگ و هنر هستند نه بالعکس. باید مدیران تصمیمگیرنده طی این سالها به این مهم فکر میکردند تا در فضایی یکپارچه به این مهم بپردازند اما اینگونه نبوده و فرهنگ و هنر برایشان در اولویتهای پایینتر قرار دارد.
* در بخشی از صحبتها به تخصص نداشتن مدیران اشاره کردید. شما به عنوان یک هنرمند تئاتر که در این زمینه تحصیل و فعالیت کرده و تخصص دارید، حال که در جایگاه مدیری هنری قرار گرفتهاید، آیا راه برای فعالیت و برنامهریزی شما به عنوان یک مدیر متخصص باز است؟ آیا برای شما به عنوان مدیری که دغدغه هنرمندان و تئاتر را دارید و سالها در عرصه تئاتر دفاع مقدس نیز فعالیت داشتهاید، فضا برای برنامهریزی و پرداختن به مفاهیم درست امکانپذیر هست یا نه؟
در حد امکاناتی که دارم و توانی که موجود هست و حیطه اختیاراتی که برایم تعریف شده، سعیام را میکنم زیرا به دلیل کار چه به عنوان بازیگر و چه به عنوان تهیهکننده با مسائل حوزه تئاتر آشنا هستم. مشکلات را به خصوص مشکلات هنرمندان را بسیار خوب درک میکنم. ولی به دشواری یک دست صدا خواهد داشت. مضاف بر اینکه در این دوره که من به عنوان مدیر هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران حضور دارم با مشکل کرونا و تنگناهای مالی هم مواجه بودیم.
یکی از اصلیترین برنامههایی که در سازمان دنبال میکنم و اگر کرونا کمرنگتر شود خیلی جدیتر آن را دنبال میکنم راهاندازی خانههای نمایش در هر منطقه از تهران است. اگر مدیران مناطق همراهی کنند خانههای نمایش محل خوبی برای پرورش سلیقههای مختلف تئاتری متناسب با مردم آن منطقه و محله است. طبق برنامهریزی من اگر با حمایت دوستان در سازمان این طرح به عمل تبدیل شود، آنوقت برنامهریزی فرهنگی مدنظرمان به عنوان بخشی از هنر انقلابی را پیگیری خواهیم کرد.
* بسیار هم تأثیرگذار خواهد بود…
هدف ما این است که افراد فعال در خانههای نمایش را به نوعی تسهیلگران اجتماعی تبدیل کنیم. کسانی که با شیوههای نو در هنرهای نمایشی بتوانند مدیران منطقهای خود را پای کار بیاورند و از آنها مطالبه کنند و در صورت انجام کارهای خوب آنها را تشویق کنند. این نهایت ایده من از این طرح است. البته راه سخت و طولانی تا اجرایی شدن طرح وجود دارد ولی در حیطه امکانات سازمانی میتوان به آن فکر کرد و سازمان را در زمینه تولید تئاتر در مناطق مختلف خود به خودکفایی رساند.
* این طرح خیلی خوب و پایهای است و میتواند ماندگار شود. ولی یک سؤال پیش میآید. همیشه وقتی نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین شهرداری به میان میآید از آنها به عنوان ۲ حامی اصلی تئاتر یاد میشود. عجیب است که چرا هیچوقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری تهران همکاری درست و تأثیرگذاری نداشتهاند؟ اگر این همکاری بین وزارت ارشاد و شهرداری وجود داشته باشد سازمانها و نهادهای دیگر نظیر حوزه هنری، بنیاد روایت و بنیاد شهید هم همراه میشوند. در حال حاضر همه از هم جدا هستند.
این موضوع جزو آن بدیهیاتی است که برایم عجیب است چرا تاکنون اتفاق نیفتاده است. همه میتوانند دور هم جمع شده و برای تئاتر یک برنامهریزی منسجم انجام دهند. حتی صدا و سیما میتواند یک شبکه تلویزیونی برای تئاتر راهاندازی کند یا بخشی از برنامههای برخی شبکههای خود را به تئاتر اختصاص دهد. از این سو تلهتئاتر تولید شود و حیطه آموزشی تئاتر برای عموم تعریف شود و حتی مسابقههای نمایشی برای مردم تولید شود. از این طریق هم میتوانیم وقت مردم را به بهترین شکل با تئاتر که هنر اندیشه است پر کنیم و هم برای هنرمندان اشتغالزایی شود. نباید هنرمند تئاتر دستفروشی کند یا کارهای غیر تخصصی انجام دهد. نباید هنرمند از وظیفه اصلی خود که کشور برای آن هزینه کرده دور شود.
شاید این مطالبه و دعوت از سوی رسانه باید صورت بگیرد تا این نهادها گردهم جمع شده و به صورت یکپارچه به تئاتر بپردازند و برای آن برنامهریزی کنند. درست وقتی که تئاتر به عنوان یکی از مؤثرترین هنرهای جهان به حاشیه رانده شده است.
یک نکته دیگر هم وجود داشته و آن این است که در اکثر مواقع دولتها و شهرداریها از دو جریان سیاسی متفاوت بودهاند و این یکی از عواملی بوده که مانع همکاری مؤثر و تأثیرگذار این ۲ بوده است. سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تنها سازمان شهرداری است که معاونت هنری و مدیریت هنرهای نمایشی دارد که اتفاق بسیار خوبی است و ایدههای بسیار خوبی برای بهبود وضعیت نمایشی شهر دارد اما منابع مالی کافی در این زمینه ندارد. این سازمان در اکثر اوقات دچار تنگناهای مالی است.
* اگر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران قدرت و بودجه داشته باشد بیشترین تأثیرگذاری را در بحث فرهنگی شهر و اقشار مختلف ساکن در آن خواهد داشت.
بله خیلی مهم است. من به عنوان یکی از خدمتگزاران شهر تهران درخواستم از شهرداری تهران این است که اولاً به سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران نگاه ویژه داشته باشد. از توانایی افراد متخصص سازمان استفاده و به آنها اعتماد کند. کمک کند تا تعامل و همکاری یکپارچهای که درباره آن صحبت میکنیم شکل بگیرد.
کار زمین مانده در عرصه هنرهای نمایشی زیاد داریم. فکر میکنم باید کمی تعریف مدیر انقلابی را هم تغییر دهیم؛ مدیر انقلابی یعنی کسی که تشخیص میدهد چه کارهایی بر زمین مانده و برای آنها شروع به کار کردن میکند. کار باید انجام شود و خیلی هم مهم نیست که چه کسی انجام میدهد، فقط باید انجام شود.
مدیر انقلابی مساله شناس است و بدون شلوغ کاری و جلب توجه آرام و بی صدا میکوشد و اولویت را به کار کردن میدهد. زیرا او بهتر از همه میداند چه قدر کار بر زمین مانده هست.