برچسب: تماشاخانه ایرانشهر

  • جدال چه‌گوارا و لری کینگ آغاز شد/ «چه» در ایرانشهر

    جدال چه‌گوارا و لری کینگ آغاز شد/ «چه» در ایرانشهر

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مشاور رسانه‌ای نمایش، اولین اجرای نمایش «چه» که پرتره‌ای از ارنستو چه‌گوارا سیاست‌مدار و آزادی‌خواه آرژانتینی است با حضور علی‌اکبر صالحی معاون پژوهشی و قائم مقام رئیس فرهنگستان علوم و مهدی حجت بنیان‌گذار میراث فرهنگی و جمعی از هنرمندان از جمله کاوه آفاق در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر دوشنبه ۱۲ تیر ماه به صحنه رفت.

    نمایش «چه» به نویسندگی و کارگردانی مهران رنج‌بر و تهیه‌کنندگی مهدی بابایی به جدال میان ارنستو چه‌گوارا و لری کینگ مجری شبکه سی‌ان‌ان می‌پردازد و با بازی مهران رنج‌بر، مهدی یگانه و با حضور علیرضا عبدالکریم خواننده اپرا در قالب یک مونوگرافی‌ هر شب به جز شنبه‌ها به صحنه می‌رود.

    تاکنون پرتره‌های نمایشی مختلفی مانند «استیو جابز»، «کریم لوژی»، «مارلون براندو»، «قائم مقام فراهانی» و «مارادونا» توسط مهران رنج‌بر نوشته و کارگردانی شده است.

    سایر عوامل نمایش «چه» عبارتند از رها جهانشاهی مجری طرح، علیرضا عبدالکریمی آهنگساز، رضا کرمی‌زاده طراح صحنه، الهام شعبانی طراح لباس، حمید جلالی طراح نور، سپاس رضایی طراح حرکت، علیرضا لاجورد عکس و تیزر، کاظم بابایی دستیار کارگردان، آرمینا ضیانور و لیلا فرداد گروه کارگردانی، رعنا زندی گرافیک، فاطمه بابایی روابط عمومی، برهان رکنی مدیر تبلیغات، کوشا کریمی دستیار صحنه، امین ملکی و سعید کرمی‌زاده ساخت دکور، حسین پناهی دوخت لباس، حمید طاهری و مقداد صفری دستیار نور و مینا صمدی مشاور رسانه‌ای.

    نمایش «چه» به مدت ۲۹ شب از ۱۲ تیر تا ۲۰ مرداد، ساعت ۱۹ در سالن سمندریانِ تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت.

    منبع

  • «آخرین سه شنبه‌ سال» در تماشاخانه‌ ایرانشهر

    «آخرین سه شنبه‌ سال» در تماشاخانه‌ ایرانشهر

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ ایرانشهر، نمایش «آخرین سه‌شنبه سال» نوشته‌ شهاب مهربان و وهاب مهربان به کارگردانی الهام شعبانی و تهیه کنندگی مسعود والا در تماشاخانه‌ ایرانشهر به صحنه می‌رود.

    این اثر نمایشی با بازی سیما ‌تیرانداز، امین ‌میری، آیه ‌کیان ‌پور، خاطره ‌اسدی، میلاد ‌معیری، جواد ‌پولادی، محمدحسین ‌خادمی، مهرزاد ‌جعفری، پرتو ‌مهر، مرتضی ‌طهرانی از چهارشنبه ۱۴ تیر ماه ساعت ۲۱ در سالن ناظرزاده کرمانی این تماشاخانه اجراهای خود را آغاز می‌کند.

    سایر عوامل این نمایش عبارتند از داود نامور مجری طرح، امیرحسین دوانی طراح صحنه، حمید جلالی طراح نور، فواد فرهمند و امیر پاشا فاطمی آهنگسازان، مهدی دوایی طراح پوستر، امیر دلفانی مدیر تولید، محمدحسن درباغی‌فرد دستیار کارگردان و برنامه ریز، مهسا ‌اسمعیل ‌زاده، مجتبی تنها و محمدرضا ولی زاده دستیاران، غزال ‌فرخندی منشی صحنه، علیرضا لاجورد عکاس و ساخت تیزر، الهام ‌ملاحسنی ساخت تیزر پشت صحنه، شروین ‌عقیلی طراح ویدئو و مپینگ، علی حسن‌زاده، هلیا شادی فر و شروین ‌عقیلی گروه مپینگ، نوید ‌آغاز روابط عمومی و تبلیغات، حمید صباغی مشاور رسانه‌ای.

    منبع

  • گزارش آماری اجراهای تماشاخانه‌ ایرانشهر منتشر شد

    گزارش آماری اجراهای تماشاخانه‌ ایرانشهر منتشر شد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، آمار فروش و تعداد تماشاگران نمایش‌های «خوش‌دلان»، «اتول سورن طهران الف»، «۶۵۷» و «این‌جا پنجره‌ای بازمانده است» که از ابتدای خرداد تا نهم تیر ماه ۱۴۰۲ در سالن‌های سمندریان و ناظرزاده کرمانی به صحنه رفتند، مشخص شد.

    نمایش «خوش‌دلان» به کارگردانی پریزاد سیف که از تاریخ ۲ خرداد تا ۹ تیر ماه در سالن ناظرزاده کرمانی با ظرفیت ۲۱۲ صندلی و قیمت بلیت ۲۰۰ و ۲۲۰ هزار تومان به صحنه رفته است با ۳۰ اجرا و میزبانی از ۵۷۴۰ تماشاگر، به فروشی معادل ۹۳۲.۴۰۰.۰۰۰ تومان دست پیدا کرده است.

    نمایش «اتول سورون طهران الف» به کارگردانی شهروز دل افکار نیز که از ۲ خرداد ماه در سالن ناظرزاده کرمانی به صحنه رفته است با قیمت بلیت ۱۵۰ و ۱۲۰ هزار تومان و ۲۸ اجرا تا تاریخ ۹ تیر ماه توانست با میزبانی از ۴۴۷۳ تماشاگر به فروش ۵۳۸.۹۵۵.۰۰۰ تومان دست پیدا کند.

    نمایش «۶۵۷» به کارگردانی شهرام گیل آبادی از تاریخ ۸ خرداد ماه و طی ۲۵ اجرا تا تاریخ ۹ تیر ماه در سالن سمندریان با ظرفیت ۲۹۲ صندلی و قیمت بلیت ۲۲۰ و ۱۸۰ هزار تومان با میزبانی از ۶۰۵۳ تماشاگر فروشی معادل ۱.۰۷۲.۹۴۵.۶۸۸ تومان داشته است.

    نمایش «این‌جا پنجره‌ای باز مانده است» به کارگردانی مشترک ندا شاهرخی و یاسمن خواجه‌ای که از روز ۲ خرداد ماه در سالن سمندریان با ظرفیت ۱۵۰ صندلی به صحنه رفت با ۲۸ اجرا تا تاریخ ۸ تیر ماه توانست با میزبانی از ۲۶۸۵ تماشاگر به فروشی معادل ۲۸۳.۴۳۰.۰۰۰ تومان دست پیدا کند.

    تماشاخانه ایرانشهر از ۱۲ تیر ماه میزبان چهار نمایش جدید در سالن‌های سمندریان و ناظرزاده کرمانی خواهد بود که علاقه مندان به کسب اطلاعات در خصوص نمایش‌های تازه این مجموعه می‌توانند به سایت تماشاخانه ایرانشهر مراجعه کنند.

    منبع

  • تئاتری که درد ندارد، باید تعطیل شود/ سیما تیرانداز چطور کولبر شد؟

    تئاتری که درد ندارد، باید تعطیل شود/ سیما تیرانداز چطور کولبر شد؟

    شهرام گیل‌آبادی کارگردان و مدرس تئاتر و سرپرست گروه تئاتر «ب» که این روزها با نمایش «۶۵۷» در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر میزبان مخاطبان است درباره این اثر نمایشی به تئاتر آنلاین گفت: ما در نمایش «۶۵۷» با قصه‌ای مواجهیم که طی آن، در عین سادگی کولبری عاشق می‌شود و به دنبال چشم‌های خودش می‌گردد. این متن نوشته من و محمد چرمشیر است اما تألیف اجرا و کارگردانی‌ام با آنچه در متن آمده، تفاوت دارد. اگر روزی نمایشنامه آن چاپ شود، خوانندگان حتماً به تفاوت ماهوی متن و اجرا پی خواهند برد.

    این هنرمند درباره انتخاب سیما تیرانداز برای بازی در نقش یک کولبر، گفت: من به واسطه استعاره دراماتیک، سیما تیرانداز را برای این نقش انتخاب کردم. شاید اگر فرد دیگری بعدها این نمایش را روی صحنه ببرد از یک بازیگر مرد دعوت به همکاری کند.

    گیل آبادی توضیح داد: تئاتر تعاملی سعی می‌کند تا با بیان موضوعات روز انسانی، مخاطب را به سمت خود ببرد. در واقع ما برای بیان درد عمومی جامعه روی صحنه هستیم.

    کارگردان نمایش «۶۵۷» در پاسخ به اینکه آیا می‌توان این نمایش را با طراحی فعلی در سالن‌های دیگر روی صحنه برد، مطرح کرد: من این کار را فقط برای اجرا در سالن سمندریان طراحی کردم. اگر تصمیمی برای اجرا در دیگر سالن‌های نمایشی گرفته شود؛ قطعاً باید طراحی‌ام را نسبت به سالن تغییر دهم. در واقع «۶۵۷» را نمی‌توان با همین طرح در سالن‌های دیگر اجرا کرد.

    تئاتری که درد ندارد، باید تعطیل شود/ سیما تیرانداز چطور کولبر شد؟

    وی یادآور شد: از آنجا که این نوع نمایش نیاز به برخورد نزدیک با مخاطب و صمیمیت با او دارد، نمی‌تواند در فضای باز اجرا شود. ما در مدل ارتباط آیینی برای همگرایی، پیوستگی، همبستگی و انتقال پیام جمعی حتماً نیاز به یک فضای گرم داریم.

    این مدرس و کارگردان تئاتر افزود: در نمایش «۶۵۷» سعی کرده‌ام، هر آن چیزی که ما را به سمت تئاتر به مفهوم عام می‌برد، حذف کنم و تئاتری داشته باشم که تنها ماهیت آن گفتگو و حرف به عنوان اکسیر گمشده جامعه امروز باشد.

    گیل آبادی با بیان اینکه بداهه در تئاتر تعاملی تاثیر کمی دارد، گفت: ما می‌دانیم ممکن است بداهه در چه بخش‌هایی از کار شکل بگیرد. به همین دلیل اکثر مدل‌ها را پیش بینی کرده‌ایم ولی در مجموع تلاش کردیم محور اصلی نمایش که محور پیش‌برنده آن است، تغییر نکند.

    تئاتری که درد ندارد، باید تعطیل شود/ سیما تیرانداز چطور کولبر شد؟

    کارگردان نمایش «عاشقانه‌ها» در پایان با اشاره به اینکه تئاتر نقاد، پرسشگر و تحلیل‌گر است، اظهار کرد: نگاه تئاتر، توسعه فکری جامعه است. اگر تئاتر درد نداشته باشد باید تعطیلش کرد. این هنر اگر فرمایشی باشد وارد سانتیمانتالیزمی می‌شود که حتی به خودش هم وفادار نیست، چه برسد به جامعه‌اش. به همین دلیل دغدغه ما در نمایش «۶۵۷» بیان دردهای جامعه و حرف دل مردم است.

    سیما تیرانداز، امیر عظیمی، حمیدرضا ترکاشوند، فرانک جواهری، هلیا عمرانی، سحر رضاقلی، سینا صفری، محمد مهدی قاسمی، محمد سنجری و محمدحسین ابراهیمی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

    «۶۵۷» به شیوه تعاملی روایتگر موضوعات عاطفی، اجتماعی و عاشقانه یک ماشین خواب است و تا ۹ تیر ماه ساعت ۱۹ روی صحنه خواهد بود.

    عکس‌های نمایش از رضا جاویدی است.

    منبع

  • ساعت اجرای «۶۵۷» تغییر کرد

    ساعت اجرای «۶۵۷» تغییر کرد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مشاور رسانه نمایش، اختتامیه نمایش «۶۵۷» به نویسندگی محمد چرمشیر و شهرام گیل‌آبادی با تهیه‌کنندگی وحید بصیری و کارگردانی شهرام گیل‌آبادی با تغییر ساعت اجرا جمعه نهم تیر ساعت ۲۰ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.

    سیما تیرانداز، امیر عظیمی، حمیدرضا ترکاشوند، فرانک جواهری، هلیا عمرانی، سحر رضاقلی، سینا صفری، محمدمهدی قاسمی، محمد سنجری و محمدحسین ابراهیمی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

    دیگر عوامل این نمایش عبارت‌اند از مهدی گودرزی مدیرتولید، امیر پارسائیان‌مهر مجری طرح، ابراهیم حقیقی طراح گرافیک، نوید فرح‌مرزی مدیر هنری، مهدی گودرزی طراح تیزر، رضا جاویدی عکاس، امیر پارسائیان مهر مدیر ارتباطات و روابط عمومی، نگار امیری مشاور رسانه، شقایق رحیمی‌نژاد مشاور کارگردان، کیمیا آژیراک و فاطمه گیل‌آبادی دستیاران کارگردان، علی شرفی تدارکات.

    نمایش «۶۵۷» به شیوه تعاملی روایتگر موضوعات عاطفی، اجتماعی و عاشقانه یک ماشین‌خواب است.

    علاقه‌مندان می‌توانند به منظور تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال مراجعه کنند.

    منبع

  • بهنام شرفی و یکتا ناصر در ایرانشهر/ از ۱۲ تیر «نویسنده مرده است»

    بهنام شرفی و یکتا ناصر در ایرانشهر/ از ۱۲ تیر «نویسنده مرده است»

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ ایرانشهر، نمایش «نویسنده مرده است» به کارگردانی بهنام شرفی و با بازی یکتا ناصر و بهنام شرفی از دوازدهم تیر ماه، ساعت ۱۹:۱۵ در سالن ناظرزاده کرمانی این تماشاخانه اجراهای خود را آغاز می‌کند.

    سایر عوامل این نمایش عبارتند از نورالدین ‌حیدری ‌ماهر مجری طرح، امیرحسین ‌دوانی طراح صحنه، فرهنگ ‌سرخوش و محمد ضیایی موسیقی، هلیا ‌شکری طراح لباس، مهتاب ‌حسنی طراح گریم، حمیدرضا جلالی طراح نور، بهرام ‌رامه طراح پوستر و بروشور، رضا ‌جاویدی عکاس، پریسا ‌نقدی ‌زاده برنامه ریز، نیلوفر ‌رازمند دستیار کارگردان، سعید ‌اردشیری، فرهاد ‌قدیم ‌خانی، کوروش ‌شرفی و محمد خالد گروه کارگردانی، محمدرضا آقارضایی مدیر صحنه، سام بیوتی تبلیغات.

    منبع

  • تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-فریبرز دارایی، آروین مؤذن‌زاده؛ این روزها تماشاخانه ایرانشهر میزبان نمایش «خوشدلان» به کارگردانی پریزاد سیف است، نمایشی که توسط سعید پورصمیمی هنرمند شناخته شده عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون به نگارش درآمده و وی در آن به ایفای نقش هم پرداخته است.

    «خوشدلان» ماجرای علاقه پادشاه به کتاب شعری است که تمامی اشعار آن بی‌محتوا است. پادشاه از خوانده اشعار این کتاب لذت می‌برد و برای کسی که سراینده این اشعار است جایزه‌ای گرانبها تعیین می‌کند. هر کسی در شهر که از این موضوع مطلع می‌شود قصد دارد خود را به جای سراینده این اشعار جا بزند و برنده جایزه شود!

    این نمایش که به شیوه نمایش‌های ایرانی و با حال و هوایی طنز اجرا می‌شود، مجموعه‌ای از چند نسل بازیگری را روی صحنه دارد. سعید پورصمیمی، مسعود کرامتی، بهرام ابراهیمی، الهام پاوه‌نژاد، پریزاد سیف، رضا مولایی، بهروز پوربرجی، شاهین علایی‌نژاد، علی‌پویا قاسمی، شهاب عباسیان، حامد مهدی‌نژاد، رضا فیض‌بخش، مریم محبی بازیگران این اثر نمایشی هستند که توانسته با استقبال مخاطبان و علاقه‌مندان تئاتر اجرا شود.

    حضور چهره‌های بازیگری تئاتر در کنار هم در نمایشی ایرانی بهانه‌ای شد تا نشستی را در تئاتر آنلاین تدارک ببینیم و درباره این حضور و شکل‌گیری و اجرای نمایش «خوشدلان» به گفتگو بنشینیم. در این نشست مسعود کرامتی، پریزاد سیف، رضا مولایی، بهروز پوربرجی، علی‌پویا قاسمی و حامدی مهدی‌نژاد به همراه سعید خانی تهیه‌کننده و پخش‌کننده سینما که تهیه‌کنندگی نمایش «خوشدلان» را هم عهده‌دار است، حضور پیدا کردند.

    این هنرمندان در بخش دوم گفتگوی خود درباره چالش‌های آموزش نسل جوان تئاتر، تقابل نسل‌های مختلف بازیگران تئاتر در کنار یکدیگر در این اثر نمایشی، چگونگی حضور بازیگرانی که خودشان هم کارگردان هستند در یک اثر و مواجهه شان با کارگردان، شیوه برخورد سعید پورصمیمی با بازیگران جوان نمایش و همچنین انعطاف و همراهی اش با کارگردان و اهمیتی که همچنان بعد از این همه سال تجربه برای تئاتر کار کردن قائل است، صحبت کردند.

    در ذیل بخش دوم این گفتگو را می‌خوانیم:

    * آقای قاسمی شما به‌عنوان نماینده نسل جوان تئاتر ایران مساله آموزش تخصصی در تئاتر را چگونه ارزیابی می‌کنید. آیا آموزش‌های تئوری در دانشگاه تواند به تربیت هنرمندان حرفه‌ای تئاتر کمک کند یا حضور در کنار افراد با تجربه روی صحنه تئاتر و یا رفتن به آموزشگاه‌های خصوصی کمک بیشتری به حرفه‌ای شدن و کسب تجربه علاقه مندان جوان می‌کند؟

    علی پویا قاسمی: من فکر می‌کنم تئاتر ما از دانشگاه نابود شده است. به عنوان نمونه خانم سیف وقتی از استادان بزرگی که در دهه ۷۰ در دانشگاه داشته، نام می‌برد من واقعاً متعجب می‌شوم چون در حال حاضر افرادی در دانشگاه تدریس می‌کنند که من اصلاً آنها را نمی‌شناسم و مثلاً یکی از استادان ما با افتخار می‌گوید که ۱۰ سال است تئاتر ندیده و در این فضا حضور ندارد اما تئاتر تدریس می‌کند. پس ما دانشگاهی نداریم که من ِجوان از آنجا یاد بگیرم.

    سیف: در توضیح صحبت‌های علی پویا من نکته‌ای را متذکر شوم؛ همیشه وقتی علاقه مندان به هنر از من می‌پرسند که چطور می‌توانند وارد این حرفه شوند من علاوه بر موارد مختلف همیشه به آنها می گویم که به دانشگاه بروید و هنوز هم بر این باور هستم. الان علی پویا می‌گوید برایش سخت است که باور کند آن زمان ما چه اساتیدی در دانشگاه داشتیم در حالی که در زمان ما هم همین شرایط وجود داشت و مثلاً وقتی استاد سمندریان به ما می‌گفت در سال‌های قبل چه هنرمندان بزرگی استادان دانشگاه بودند، باورش برای ما خیلی سخت بود در واقع این قضیه به درازای تاسیس رشته تئاتر در دانشگاه تهران است. مثلاً من ۱۵ سال قبل متوجه شدم در سال‌های پیش یکی از کسانی که خیلی خوب جزوه می نوشته آقای اصغر همت بوده است و از ایشان خواهش کردم که جزوه‌های کلاس شمیم بهار را در اختیار من بگذارد.

    سیف: معتقدم دانشگاه رفتن خوب است چون شما در کلاس‌های آزاد همه چیز یاد می‌گیرید اما در دانشگاه یاد می‌گیرید چطور برنامه‌ریزی و مطالعه کنید. دانشگاه بی اختیار مطالبی را که بلد هستید برایتان کلاسه می‌کند و به آنها نظم می‌دهد. متاسفانه استادان در این دوره و زمانه کاری برای دانشجویان نمی‌کنند خود من از جمله کسانی بودم که تئاتر را با دانشگاه شروع نکردم؛ تئاتر را با حمید سمندریان شروع کردم و در کنارش این افتخار و شانس بزرگ زندگی ام را داشتم که بتوانم شاگرد بهرام بیضایی و بعد از آن احمد آقالو باشم. کار کردن با این افراد من را به این نتیجه رساند که باید به دانشگاه بیایم اما واقعیت این است که در دانشگاه اتفاقی برای من نیفتاد و در کل دوره لیسانس و فوق لیسانس تنها آقای عباس شادروان بود که من از او چیز یاد گرفتم چون ایشان آن زمان تازه از آلمان آمده بود و در دوران نبود دنیای مجازی، فیلم‌هایی که با خودش آورده بود و تجربیات و دیده‌ها و شنیده‌هایش به من در زمینه بازیگری خیلی کمک کرد.

    هنوز هم معتقدم که دانشگاه رفتن خوب است چون شما در کلاس‌های آزاد همه چیز یاد می‌گیرید اما در دانشگاه یاد می‌گیرید چطور برنامه ریزی و مطالعه کنید. دانشگاه بی‌اختیار مطالبی را که بلد هستید برایتان کلاسه می‌کند و به آنها نظم می‌دهد. متاسفانه استادان در این دوره و زمانه کاری برای دانشجویان نمی‌کنند و وقتی نام استادان را از بچه‌ها می پرسم هیچ کدامشان به گوشم آشنا نیست که این مساله به کلاس‌های آزاد هم رسیده و آدم‌هایی که متعلق به این رشته نیستند در حال تدریس این رشته هستند. مثلاً بازیگر جوانی می‌آید و به من می‌گوید که ۱۰ سال است تئاتر کار می‌کند اما برای گفتن یک دیالوگ روی صحنه تئاتر مشکل دارد چون از پایه چیزی یاد نگرفته است و من باید از ابتدا تنفس و بیان و صدا را به او یاد بدهم.

    قاسمی: در حال حاضر شرایط به گونه‌ای شده که هر کس با داشتن مدرک فوق لیسانس می‌تواند در یکی از مراکز آموزشی تئاتری تدریس کند و وضعیت به گونه‌ای است که اگر کسی نتواند در حرفه خودش به صورت عملی پیشرفت کند، می‌رود و استاد دانشگاه می‌شود.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    سیف: الان راه‌های زیادی از طریق آموزشگاه‌های مختلف برای بازیگر شدن وجود دارد در حالی که زمان ما اصلاً چنین چیزی وجود نداشت. تنها یک آموزشگاه حمید سمندریان بود و یک آموزشگاه آزاد بازیگری امین تارخ. تازه در دوره من آموزشگاه امین تارخ هم وجود نداشت و ما از طریق یک آگهی کوچک در روزنامه اطلاعات متوجه شدیم که کانون تئاتر تجربی زیر نظر حمید سمندریان در اداره تئاتر کلاس آموزشی برگزار می‌کند و هنوز این آموزشگاهی که امروزه می‌شناسیم نیز وجود نداشت. اما الان با احترام به بچه‌های امروزه و امکاناتی که در اختیارشان است باید بگویم در گذشته، بازده خیلی بیشتر بود.

    حامد مهدی‌نژاد: خانم سیف شما مبنای آموزش را از دانشگاه گذاشتید پس ماقبل دانشگاه چه می‌شود؟ خود من از اول دبیرستان به اجبار خانواده ام رشته ریاضی فیزیک را انتخاب کردم و در مدرسه تیزهوشان نیز درس خواندم. در دانشگاه هم مهندسی الکترونیک خواندم اما همیشه علاقه مند به تئاتر بودم ولی در دوران مدرسه هیچ بهایی به هنر و تئاتر نمی‌دادند. از این رو معتقدم از همان دوران مدرسه باید آموزش‌های هنری وجود داشته باشد تا وقتی فرد وارد دانشگاه می‌شود یک پیش زمینه از قبل داشته باشد.

    سیف: من دانشگاه را پایه اصلی آموزش قرار ندادم و خودم هم آموزشم را ابتدا از کلاس‌های آزاد شروع کردم و بعد وارد دانشگاه شدم اما معتقدم که دانشگاه را باید رفت و مهم است. دانشگاه یادتان می‌دهد چطور آکادمیک تئاتر کار کنید.

    مهدی نژاد: من در دانشگاه تئاتر نخواندم اما همیشه در دانشگاه‌های مختلف هنر چه در کارهای کلاسی و چه پایان نامه‌ها به عنوان بازیگر حضور داشتم و حتی خیلی از استادان فکر می‌کردند من دانشجوی آن دانشگاه یا یکی از دانشگاه‌های هنر هستم. اما جدا از دانشگاه من ۱۰-۱۵ سال دستیار آقای سعید ساحلی در زمینه صدا و بیان بودم و به جرات می گویم الان از اساتید صدا و بیان در دانشگاه یک پله بالاترم چون آنها تئوری یاد گرفتند اما من عملی یادگرفتم.

    * آقای مهدی‌نژاد و قاسمی شما جزو نسل جوانی هستید که در نمایش «خوشدلان» در کنار هنرمندانی از نسل‌های قدیمی تر به ایفای نقش می‌پردازید. پیوستنتان به این نمایش و تعاملی که با بقیه عوامل مخصوصاً آقای پورصمیمی داشتید چطور رقم خورد؟

    مهدی‌نژاد: تجربه من از حضور در «خوشدلان» برایم به یک خاطره تبدیل شده است. من و علی پویا دوستان صمیمی هستیم. چند روزی بود که علی در تمرینات نمایش «خوشدلان» شرکت می‌کرد و به من هم گفت یکی از نقش‌ها مناسب تو است بیا و این کاراکتر را بخوان. قبلش او برایم از تجربه برخوردش با آقای پورصمیمی گفت که وقتی برای اولین بار سر صحنه رفته با آقای پورصمیمی سلام و علیم کرده و گفته سلام من علی پویا هستم و ایشان هم در جواب گفته است که سلام من هم پورصمیمی هستم. روزی که من هم سر تمرین‌ها رفتم همین اتفاق برایم رخ داد و آقای پورصمیمی بدون ادعا بعد از معرفی من خودشان را به من معرفی کردند.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    در ادامه قرار بود یک از نقش‌ها را بخوانم و چون برای اولین بار بود که آن نقش را اجرا می‌کردم با میزانس آشنا نبودم. در آن صحنه آقای کرامتی و مولایی بازی داشتند. آقای کرامتی که من را این‌طور روی صحنه دید گفت این پسر اصلاً متن را خوانده؟ چرا آنقدر روی صحنه گیج است؟ در حالی که من اولین بار بود روی صحنه این نمایش می‌رفتم. البته حالا یکی از حامی ترین افرادی که در کار با آن برخورد داشتم آقای کرامتی است. حضور ایشان برای ما واقعاً مثل یک کلاس درس است.

    قاسمی: من آدمی هستم که همیشه دیر سر تمرین‌ها حاضر می‌شدم اما سر این کار ناخودآگاه ۲ ساعت زودتر در سالن حاضر می‌شوم چون این فضا خیلی برایم جذاب است و هر لحظه بیشتر یاد می‌گیرم.

    * بعضی بازیگران صرفاً بازیگر هستند اما برخی از بازیگران علاوه بر بازیگری کارگردان هم هستند. بازیگرانی که کارگردان هستند وقتی در محیطی قرار می‌گیرند که قرار است کارگردانی شوند، ممکن است احساس متفاوتی داشته باشند. هم خانم سیف و هم آقای کرامتی و مولایی این تجربه را دارند چون علاوه بر بازیگر، کارگردان هم هستند. به طور کلی چه در «خوشدلان» و چه تجربیات دیگر کاری این موقعیت را چطور توصیف می‌کنید؟

    کرامتی: به طور کلی وقتی من به عنوان یک بازیگر در پروژه‌ای حضور می یابم تقریباً تمام تلاشم را می‌کنم که درست بازی کنم. اینکه می گویم تقریباً برای این است که نمی‌خواهم به خودم نمره بالا بدهم بلکه تلاش می‌کنم آنچه را که از پسش بر می آیم انجام دهم. سعی می‌کنم در کارگردانی دخالت نکنم و از این منظر به پروژه نگاه نکنم. تمام تلاشم را می‌کنم که به عنوان بازیگر در خدمت کار باشم. ممکن است به صورت ناخودآگاه به پارتنرم یا کارگردان چیزی را که به نظرم می‌آید بگویم. این اسمش کارگردانی نیست بلکه پیشنهادات دوستانه‌ای است که هر کدام از ما مطرح می‌کنیم از این رو تلاش می‌کنم که در اختیار گروه باشم.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    کار کردن در این نمایش هم برای من کار خاصی بود چون اصولاً تا به حال نه این جنس از بازیگری هدفم بوده و نه به دنبال این اکسپرسیون و اغراق در بازی ام بودم. از ابتدا هم با خانم سیف کمی در این زمینه کل کل داشتم و ناخودآگاه دافعه‌ای نسبت به این جنس بازی داشتم اما تلاش کردم کم کم این مساله را از بین ببرم.

    الان بی هیچ تعارفی می گویم که در همه فیلم‌ها و تئاترهایی که بازی می‌کنم با خودم می گویم اگر من کارگردان بودم فلان صحنه را به شکل دیگری کارگردانی می‌کردم اما این ایده‌ها برای خودم است و به زبان نمی آورم.

    سیف: می‌گویند «بازیگر سلطان صحنه است» اما من آن را قبول ندارم چون معتقدم بازیگر امانت دار صحنه است. یعنی من باید آن چیزی باشم که کارگردانم می‌خواهد و همه دعواها و کل کل کردن‌ها برای بیرون صحنه است و روی صحنه من باید آن چیزی باشم که کارگردانم می‌خواهد. من از استادانم این مساله را یاد گرفتم سیف: واقعیتش این است که من قبل از هر کارگردان بودنی، بازیگر هستم و بیشتر روی بازیگری تمرکز کردم اما چیزی را یاد گرفتم؛ وقتی بازیگر یک اثر هستم، تحلیلم را به کارگردان ارائه داده‌ام و بیشتر مواقع کارگردان‌ها به ایده‌ای که داده‌ام، فکر کرده‌اند و گفته‌اند همین کار را بکن اما اگر کارگردان به من بگوید نه و باید آنچه را که مد نظر من است، اجرا کنی همانطور که آقای کرامتی گفتند، تمام ایده‌هایم را کار می‌گذارم و آنچه را که کارگردان می‌خواهد اجرا می‌کنم.

    می‌گویند «بازیگر سلطان صحنه است» اما من آن را قبول ندارم چون معتقدم بازیگر امانت دار صحنه است. یعنی من باید آن چیزی باشم که کارگردانم می‌خواهد و همه دعواها و کل کل کردن‌ها برای بیرون صحنه است و روی صحنه من باید آن چیزی باشم که کارگردانم می‌خواهد. من از استادانم این مساله را یاد گرفتم.

    * خانم سیف یعنی شما هیچ چالشی با آقای پورصمیمی نداشتید؟

    سیف: خیر به هیچ عنوان. در صورتی که ایشان هم متن را نوشته و هم بازیگر کار است و هم تجربه کارگردانی دارد.

    کرامتی: من واقعاً از این قضیه حیرت می‌کنم و این همه هیچ چیز نگفتن سعید پورصمیمی در طول این کار برایم حیرت انگیز و جالب است.

    سیف: شاید من اعتماد آقای پورصمیمی را جلب کرده‌ام. در این کار من بارها شده که متن ایشان را بی رحمانه کوتاه کرده‌ام. این نمایشنامه بسیار بلند است همانطور که «داستان ضحاک» همینطور بود و من ۱۵ -۱۶ بازیگر را برای اجرای نمایشنامه خوانی این متن تبدیل به ۵ بازیگر کردم. با این وجود آقای پورصمیمی هیچ دخالتی در این کار نداشت. ایشان می‌گوید بعد از اینکه من متن را نوشتم دیگر این متن از من جداست و شما کارگردانی و تصمیم می گیری که با متن من چه کار کنی. این تفکر یعنی نهایت بی طرفی و هوشمندی. حتی خیلی جاها به من گفته من حرف تو را قبول ندارم اما کارگردان تو هستی پس هرچه می‌خواهی را عملی کن. در کارگردانی و بازیگری هم آقای پورصمیمی همینطور است. همیشه جمله شان را با «ببخشیدا، ببخشیدا» شروع می‌کند و می‌گوید حرفی که می‌خواهم بزنم یک پیشنهاد است و تو می‌توانی آن را قبول کنی یا نکنی.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    یک نویسنده در زمان نگارش متنش خیلی از صحنه‌ها و موقعیت‌ها را به صورت ناخودآگاه پیش برده و مثلاً برای آقای پورصمیمی این‌طور نبوده که بگوید خب من می‌خواهم بنشینم و یک نمایشنامه براساس ویژگی‌های نمایش ایرانی و مثلاً تخت حوضی بنویسم. حالا من از نمایشنامه ایشان یک معنای ابزورد بیرون کشیدم که برایشان خیلی عجیب بود. یا در نمایش صحنه‌هایی داریم که در متن اصلی اصلاً وجود ندارد اما زمینه‌اش در متن وجود داشته است. مثلاً بازیگران در صحنه‌هایی برخی جملات را تکرار می‌کنند. آقای پورصمیمی به من گفت چرا این تکرار وجود دارد و من برایشان توضیح دادم که یکی از ویژگی‌های کار ابزورد تکرار و درهم ریختگی زبان است که البته فاکتورهای آن در متن نمایشنامه وجود دارد مانند اشعار بی معنایی که می‌توان از درونشان معنا بیرون کشید. آقای پورصمیمی وقتی می‌بینند من برای کاری که می‌کنم تحلیل دارم، به من اعتماد می‌کنند و آنچه را که از او می‌خواهم، می‌پذیرند. شاید او در خیلی از صحنه‌ها اگر قرار بود خودش کارگردانی کند به شیوه دیگری بازی می‌کرد.

    به عنوان نمونه من معتقدم در یکی از پرده‌های نمایش ریتم کند است و آنچه که می‌خواهم نیست. آقای پورصمیمی به من گفتند اگر من کارگردانی می‌کردم این پرده نه تنها خسته‌کننده نمی‌شد بلکه یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های نمایش می‌شد. اما نمی‌توانم ایده‌ام را به شما بگویم چون نگاهی که به نمایش داری عوض می‌شود. نه اینکه نخواهم بگویم اما در این نمایش تو تحلیل و سبکی را پیش گرفتی که با تحلیل و سبک من همخوانی ندارد.

    مولایی: من وقتی قرار است سر کاری برم قبل از شروع همه گپ‌ها را می‌زنم و صحبت‌هایم را با کارگردان می‌کنم و با اعتماد کامل و یک ذهن سفید سر آن کار می‌روم. برای همین هم است که می گویم سر هر کاری نمی‌روم و برایم بازی کردن در تئاتر امری دلی است پس اگر نقش و کارگردان را دوست داشته باشم خودم را مثل یک خمیر در اختیار کارگردان قرار می‌دهم.

    در این نمایش هم نگاه خانم سیف را به این متن خیلی دوست داشتم. من نمایش ایرانی کمتر کار کردم اما می دانم اگر ظرائف کار از دست برود نمایش متلاشی می‌شود. مثلاً اگر بخواهید به هر طریقی از تماشاگر خنده بگیرید خیلی از ثانیه‌ها و لحظات و کاراکترها از دست می‌روند و به اصطلاح می‌گوییم کار چرک شده است. این مسائل برایم خیلی مهم بود اما وقتی که می بی نم نگاه خانم سیف چطور است و فضایی ایجاد شده که تک تک افراد گروه مراقب کار هستند و با هم حرف می‌زنند و درباره اجرا نظر می‌دهند از اینکه در این گروه هستم راضی ام و حالم خوب است و می بی نم که تماشاگر هم حالش خوب است.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    بهترین آماری که می‌توانید از میزان رضایت تماشاگران بگیرید زمانی است که به رورانس می آیید چون در طول اجرا نفس تماشاگر به شما خورده است و متوجهید که واکنشش به اجرا چگونه است از این رو نمی‌توانید خودتان را گول بزنید. با توجه به واکنش‌هایی که ما هر شب در رورانس می‌گیریم، می‌توانم بگویم که ۸۰ درصد مخاطبان کار را دوست دارند و خب هیچ اثر هنری هم نمی‌تواند رضایت ۱۰۰ درصد مخاطبانش را داشته باشد.

    مولایی: حس می‌کنم این نمایش بزرگداشتی برای آقای پورصمیمی است. از دید من این نمایش کاری کرده که آقای پورصمیمی مثل یک بچه ۵ ساله سرحال و شاداب روی صحنه برود. کاش این اتفاق برای همه هنرمندان پیشکسوت ما بیفتد چون هنرمند تا وقتی که روی صحنه است، زنده است و من خیلی کیف می‌کنم وقتی این اتفاق را می بی نم درباره حرف آقای کرامتی هم که گفتند از اینکه آقای پورصمیمی هیچ دخالتی در کار نداشته، حیرت کرده باید بگویم این رفتار از هوشمندی وی است و خود ما هم از این برخورد حیرت کرده بودیم چون معمولاً نویسنده‌ها خیلی نسبت به تغییر و حذف بخش‌هایی از متنشان حساس هستند و من این برخورد را با رفتار استانیسلاوسکی و چخوف مقایسه کردم که با هم بر سر اجرای آثار چخوف خیلی درگیر بودند در حالی که آقای پورصمیمی متنی را نوشته و اجازه داده که پرداخت شود. من درباره کاراکتر خودم با آقای پورصمیمی گپ زدم و پرسیدم آیا آنچه که مد نظر شما بوده در اجرا شکل گرفته و جالب اینجاست که آقای پورصمیمی دوست داشت کاراکترهایش را رها کند و ببیند هر بازیگر با شخصیتی که در اختیارش است چگونه برخورد می‌کند و این آزاد گذاشتن بازیگران و کارگردان خیلی هوشمندانه است.

    سیف: در همین زمینه یک نکته جالب را یادآوری کنم که تنها ۲ نفر از بازیگران نمایش قبل از اینکه سر کار بیایند درباره نقش‌هایشان با من بحث کردند یکی بهروز پوربرجی و دیگری رضا مولایی. من قبلاً تجربه همکاری با بهروز پوربرجی را در نمایش «تیاتر قجری» به عنوان بازیگر داشتم که او در آن نمایش نقش اعتمادالسلطنه را بازی می‌کرد و ابتدا این شبهه برایش پیش آمد که نقش وزیر در نمایش «خوشدلان» شبیه نقشش در نمایش «تیاتر قجری» است. من توضیحی برای بهروز ندادم و نقش را برایش تحلیل نکردم و تنها به او گفتم که اصلاً این‌طور نیست و این ۲ نقش شباهتی به هم ندارند و او به من اعتماد کرد. البته پارسال در تمرین‌ها به من گفت که حالا می فهمد که چرا او را برای نقش وزیر انتخاب کردم.

    اما با رضا مولایی قبلاً کار نکرده بودم و به او حق می‌دهم که درباره نقشش از من سوال بپرسد. او به من گفت که تحلیلت برای نقش کتاب فروش چیست؟ و معتقد بود که این نقش خیلی نقش مهمی نیست. اما وقتی برایش توضیح دادم که این شخصیت را چگونه می بی نم، پذیرفت و قبول کرد که در نمایش ایفای نقش کند.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    قاسمی: نکته جالبی در صحنه‌ای که من و آقای پورصمیمی و آقای پوربرجی در کنار هم حضور داریم وجود دارد؛ اینکه تفاوت عجیب نسلی در این صحنه دیده می‌شود. من دهه هفتادی هستم، آقای پوربرجی دهه پنجاهی است و آقای پورصمیمی دهه ۲۰ که من به آن می‌گویم شکاف نسل‌ها. من واقعاً اوایلش می‌ترسیدم سر تمرین‌ها حاضر شوم و حتی برای اولین بار بود که تلاش کردم متنم را حفظ کنم چون آقای پورصمیمی و پوربرجی متن را حفظ بودند و به کار اشراف داشتند و من واقعاً می‌ترسیدم جلوی این ۲ عزیز بازی کنم. قبل از حضورم در نمایش هم من را ترسانده بودند که آقای پورصمیمی بداخلاق و جدی است در حالی که اصلاً این طور نبود و هم آقای پورصمیمی و هم بهروز عزیز آنقدر در صحنه‌های مشترکی که داشتیم با من همراه بودند که من این تفاوت نسلی را احساس نمی‌کردم. در خیلی از مواقع من آقای پورصمیمی را رفیق خودم می دانم و با اینکه من جای نوه ایشان هستم هروقت می‌خواهند نکته را به من بگویند ابتدا می‌گویند «ببخشیدا، ببخشدا» و بعد حرفشان را می‌زنند.

    * آقای خانی با توجه به وضعیت اقتصادی که درباره اش صحبت شد، نقطه پایان «خوشدلان» برایتان کجاست؟ برنامه‌ای برای ادامه نمایش دارید.

    خانی: واقعیت این است که ما ماه‌ها و روزهای خوبی را در سال گذشته سپری نکردیم. قرار بود این نمایش مهر ماه سال ۱۴۰۱ به صحنه برود که این امکان فراهم شد. مساله این است که میزان استقبال از یک اثر حالا در سینما کمتر و در تئاتر خیلی بیشتر، بستگی به وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی جامعه و حال مردم دارد. من در این شب‌ها تا جایی که وقت دارم در سالن حضور پیدا می‌کنم و برایم جذاب است که در میان تئاتری‌ها بگردم. برخی مواقع می شنوم که یکی می‌گوید حاضر است در این شرایط روی اسنپ کار کند تا اینکه بخواهد در تئاتری حضور یابد. خب این تفکر برای من جالب است. ولی در نهایت فکر می‌کنم اگر شرایط مناسب و حال مردم هم خوب باشد نمایش می‌تواند تا قبل از ماه محرم و صفر اجرا برود. من به عنوان تهیه کننده حس خیلی خوبی می‌گیرم وقتی که می بی نم در رورانس، مردم بازیگران را تشویق می‌کنند و کار را دوست داشتند. از این رو تا جایی که مخاطب از نمایش استقبال کند علاقه مند هستم که اجرا ادامه پیدا کند.

    * برخلاف تجربه قبلی که در تئاتر داشتید آیا این تجربه خوشایند شما را ترغیب می‌کند که تهیه کنندگی در تئاتر را ادامه دهید؟

    خانی: من در سینما فرد شفاف و رک گویی هستم و بعضاً تاوان آن را هم داده‌ام. صادقانه اش این است که انگیزه اولم از تهیه کنندگی این نمایش سعید پورصمیمی بود اما از زمان اجرا به بعد همه بچه‌ها انگیزه من برای ادامه کار شدند و کل این گروه حال من را خوب کرد. مساله‌ای که وجود دارد این است که در تئاتر تهیه کنندگی به اصطلاح خیلی «کیلویی» شده است و من خیلی از افرادی را که نامشان تحت این عنوان مطرح می‌شود، نمی‌شناسم. این مساله در سینما هم وجود دارد اما در تئاتر خیلی بیشتر به چشم می‌آید.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    بنابراین تهیه کنندگی تئاتر هم نیاز به آموزش دارد چون شاهد هستیم فردی به عنوان سرمایه گذار وارد می‌شود و بعد از مدتی ادعای تهیه کنندگی دارد. خود من فرد بی تجربه‌ای در تئاتر هستم برای همین وقتی خانم سیف، نورالدین حیدری ماهر را به عنون مجری طرح نمایش پیشنهاد داد با کمال میل پذیرفتم چون او بلد کار است و به مسائل تولید آشناست. به هر حال اگر در آینده کار خوبی پیشنهاد شود که البته کم پرسوناژ هم باشد (خنده جمع) چرا که نه، از آن استقبال می‌کنم.

    خانی: فلان بازیگر یک فیلم بازی کرده و بعد به خودش اجازه می‌دهد که ورکشاپ بازیگری برگزار کند بعد فردی مثل پورصمیمی با این همه سابقه و تجربه و سن و سال، بازی در یک تئاتر را برای خودش کلاس درس می‌داند و برایش آنقدر مهم است که کار اجرا برود * و حرف آخر؟

    رضا مولایی: اتفاق جذابی که از نظر من در این نمایش افتاده و می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که حس می‌کنم این نمایش بزرگداشتی برای آقای پورصمیمی است. از دید من این نمایش کاری کرده که آقای پورصمیمی مثل یک بچه ۵ ساله سرحال و شاداب روی صحنه برود. کاش این اتفاق برای همه هنرمندان پیشکسوت ما بیفتد چون هنرمند تا وقتی که روی صحنه است، زنده است و من خیلی کیف می‌کنم وقتی این اتفاق را می‌بینم.

    سیف: البته در مورد آقای پورصمیمی، این مساله که کنج خانه بنشینند و از فضا دور باشند، صدق نمی‌کند و خوشبختانه ایشان از همه ماها پرکارتر و پرتحرک تر هستند و این مساله شاید در مورد من بیشتر صدق کند و این آقای پورصمیمی است که باعث می‌شود من از خانه بیرون بیایم و کار کنم.

    خانی: زمانی که در اجرای نمایش وقفه‌ای افتاده بود من به آقای پورصمیمی پیشنهاد دادم که نقش کوتاهی را در یکی از سریال‌هایی که در دست داشتم بازی کند که اتفاقاً دستمزد خوبی هم داشت اما آقای پورصمیمی به من گفت تا وقتی که این تئاتر تمام نشود من سر کار دیگری نمی‌روم و این تئاتر برای من مانند یک کلاس است و من با خودم فکر کردم فلان بازیگر یک فیلم بازی کرده و بعد به خودش اجازه می‌دهد که ورکشاپ بازیگری برگزار کند بعد فردی مثل پورصمیمی با این همه سابقه و تجربه و سن و سال، بازی در یک تئاتر را برای خودش کلاس درس می‌داند و برایش اآنقدر مهم است که کار اجرا برود.

    سیف: این اتفاق در زمان نمایش «آواز قو» هم رخ داد چون آن موقع هنوز زمان اجرای کار مشخص نبود و آقای پورصمیمی هم برای بازی در یک سریال طولانی مدت که فیلمبرداری اش ۱۸ ماه طول می‌کشید و یک فیلم سینمایی قرارداد داشت اما وقتی زمان اجرای ما مشخص شد با وجودی که ایشان صحبت‌های زیادی با تیم نویسندگان سریال در مورد نقشش کرده بود و این ۲ پروژه تداخل آن‌چنانی هم با اجرا نداشت، قراردادشان را با آن ۲ کار کنسل کردند و گفتند من تئاتر دارم و اصلاً نباید فکر من هنگام اجرای تئاتر مشغول باشد. در نتیجه وقتی شما روی یک کار تمرکز می‌کنید نتیجه اش یک اتفاق درخشان می‌شود که در مورد آقای پورصمیمی شاهد هستیم.

    خانی: می‌خواهم از همه عوامل گروه و همچنین مدیر شهرک سینمایی غزالی که بخشی از لباس‌های نمایش را تامین کرد، تشکر کنم. همچنین از طرف گروه نمایش درگذشت آقای اسماعیل سلطانیان بازیگر پیشکسوت و قدیمی سینما و تلویزیون را هم تسلیت می گویم و برای خانواده شان طلب صبر دارم.

    منبع

  • طیب حاج رضایی در تماشاخانه‌ ایرانشهر

    طیب حاج رضایی در تماشاخانه‌ ایرانشهر

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ ایرانشهر، نمایش «طیب» به کارگردانی مجید رحمتی که به مقاطع گوناگون زندگی طیب حاج رضایی می‌پردازد با بازی مه‌لقا باقری، کهبد تاراج، شهروز دل‌افکار، آبتین رحمتی، سید صدرا سبحانیان، شهاب عباسیان، امیر عدل پرور، سید جواد یحیوی از سیزدهم تیر ماه ساعت ۲۰:۳۰ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اجراهای خود را آغاز می‌کند.

    سایر عوامل نمایش «طیب» عبارتند از کهبد تاراج مشاور کارگردان، کارن کیانی و هانیه تائبی دستیاران کارگردان، روشان رستم‌پور منشی صحنه، حسین ورزنده، محمد فرجی پور و خدیجه بابادی مدیر صحنه، کهرام تاراج مدیر تولید، ماریا حاجیها طراح گریم، رضا خضرایی طراح نور، سهیلا جوادی طراح لباس، مجید رحمتی طراح صحنه، آرش موسوی طراح صدا و آهنگساز، شایان کیانی طراح پوستر و بروشور و تیزر تبلیغاتی، رضا جاویدی عکاس.

    منبع

  • همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین مؤذن‌زاده، فریبرز دارایی؛ طی سال‌های مختلف در عرصه تئاتر نمایش‌های متعددی روی صحنه رفته‌اند. برخی از این آثار دارای یک ویژگی قابل توجه بوده‌اند و آن حضور چهره‌های شناخته شده بازیگری و ایفای نقش آن‌ها روی صحنه تئاتر بوده است.

    در حال حاضر تماشاخانه ایرانشهر میزبان یکی از این آثار ویژه است. سالن ناظرزاده کرمانی این مجموعه تئاتری چند هفته‌ای است که پذیرای نمایش «خوشدلان» به کارگردانی پریزاد سیف است؛ نمایشی که توسط سعید پورصمیمی چهره شناخته شده تئاتر و سینمای ایران نگاشته شده است.

    «خوشدلان» ماجرای علاقه پادشاه به کتاب شعری است که تمامی اشعار آن بی‌محتوا است. پادشاه از خوانده اشعار این کتاب لذت می‌برد و برای کسی که سراینده این اشعار است جایزه‌ای گرانبها تعیین می‌کند. هر کسی در شهر که از این موضوع مطلع می‌شود قصد دارد خود را به جای سراینده این اشعار جا بزند و برنده جایزه شود!

    این نمایش که به شیوه نمایش‌های ایرانی و با حال و هوایی طنز اجرا می‌شود، مجموعه‌ای از چند نسل بازیگری را روی صحنه برده است. سعید پورصمیمی، مسعود کرامتی، بهرام ابراهیمی، الهام پاوه‌نژاد، پریزاد سیف، رضا مولایی، بهروز پوربرجی، شاهین علایی‌نژاد، علی‌پویا قاسمی، شهاب عباسیان، حامد مهدی‌نژاد، رضا فیض‌بخش، مریم محبی بازیگران این اثر نمایشی هستند که توانسته با استقبال مخاطبان و علاقه‌مندان تئاتر اجرا شود.

    حضور چهره‌های بازیگری تئاتر در کنار هم در نمایشی ایرانی بهانه‌ای شد تا نشستی را در تئاتر آنلاین تدارک ببینیم تا درباره این حضور و شکل‌گیری و اجرای نمایش «خوشدلان» به گفتگو بنشینیم.

    در این نشست مسعود کرامتی، پریزاد سیف، رضا مولایی، بهروز پوربرجی، علی‌پویا قاسمی و حامدی مهدی‌نژاد به همراه سعید خانی تهیه‌کننده و پخش‌کننده سینما که تهیه‌کنندگی نمایش «خوشدلان» را هم عهده‌دار است، حضور پیدا کرده و درباره دلایل خود برای حضور در «خوشدلان» و نقطه نظرات خود درباره وضعیت کنونی تئاتر پرداختند.

    در ذیل بخش اول این گفتگو را می‌خوانیم:

    * در چند سال اخیر آقای پورصمیمی تنها با خانم پریزاد سیف در عرصه تئاتر همکاری کرده است. از این همکاری و روندی که برای نگارش و کارگردانی نمایش «خوشدلان» به عنوان جدیدترین تجربه همکاری طی شد بگویید.

    پریزاد سیف: واقعیت این طور نیست که آقای سعید پورصمیمی فقط در تئاتر با بنده کار می‌کند. آقای پورصمیمی در زمینه سینما هیچوقت درگیر این نیست که کارگردان یا نویسنده اثر حتماً باید فرد شناخته شده و پیشکسوتی باشد. برای ایشان اول از همه متن مهم است و دوم اینکه بتواند در خصوص درک درست کار به کارگردان اعتماد کند. به همین دلیل در کارنامه کاری ایشان در سینما تجربه همکاری با کارگردان‌های جوان و حتی کاراولی دیده می‌شود. در حوزه تئاتر این همکاری به آشنایی ۲۰ ساله ما برمی‌گردد. من اولین بارها افتخار این را داشتم که با آقای پورصمیمی هم‌بازی باشم و به مرور شاید این شناخت و اطمینان در ایشان ایجاد شد که می‌توانم از پس کار کارگردانی بربیایم.

    مطمئناً اگر در این مدت به ایشان متن‌هایی پیشنهاد می‌شد که دوستش داشته باشند و به لحاظ ساختاری با آن مشکلی نداشتند و نقش را نیز مناسب خود می‌دانستند حتماً با دیگران نیز همکاری می‌کردند. این اتفاق در نمایش «آواز قو» رخ داد. من این نمایش را حدود ۲۰ سال پیش خوانده بودم و همیشه گوشه ذهنم بود و به آن فکر می‌کردم. آقای پورصمیمی به قول سینمایی‌ها اصل جنس برای آن نقش بودند و وقتی به ایشان پیشنهاد بازی در نمایش را دادم متوجه شدم ایشان از جوانی دوست داشتند این نقش را بازی کنند. این اتفاق مهمی بود که یک بازیگر در تمام سال‌های کاری خود دوست داشت نقشی را بازی کند و این پیشنهاد به او شد. «آواز قو» بارها و بارها بازنویسی شد و با متن ابتدایی بسیار تفاوت پیدا کرد و اینگونه شد که ما با هم همکاری کردم.

    آقای پورصمیمی از دوران جوانی خود دستی بر قلم دارند و آثاری چون «داستان ضحاک» و «بارگه داد» را نوشته و کارگردانی کرده‌اند. آقای پورصمیمی از سال ۹۹ و دوران کرونا شروع به نگارش نمایشنامه «خوشدلان» کردند. ایشان تا زمانی که نمایشنامه‌شان به طور کامل نوشته نشود درباره اثر صحبت نمی‌کنند. من توفیق این را داشتم که متن را بخوانم. از نظر من سوژه بسیار پاک بود و تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته بود و خود من هم نمی‌دانستم که سوژه نمایشنامه «خوشدلان» اتفاقی واقعی و تاریخی است. برای من جالب بود که حدود ۲۰۰ سال پیش در ایران شاعری از هیچ صحبت کند و کاری ابزورد و پوچ انجام دهد و صاحب سبک باشد. این برای من خیلی جالب بود و تا به حال هیچ نویسنده‌ای برای پرداختن به این سوژه پیش نرفته بود.

    نمایشنامه «خوشدلان» به کارگردان و خواننده می‌گوید که در شکل و قالب نمایش ایرانی نوشته شده‌ام؛ نمایش ایرانی و نمایش‌واره‌های ایرانی. شما در این نمایش فاکتورهایی از سیاه‌بازی و تخته حوضی می‌بینید و حتی جایی معرکه‌گیری که نمایش‌واره است. این برای من جالب بود که محتوا اینقدر مدرن است و حرف تازه دارد ولی من می‌توانم این فرصت را داشته باشم که آن در قالب نمایش ایرانی نشان دهم.

    * آقای کرامتی شما پیش از این کمتر تجربه بازی در نمایش ایرانی داشتید و بیشتر نقش‌های رئالیستی ایفا کرده‌اید. چطور شد که در نمایش «خوشدلان» حضور پیدا کرده و به ایفای نقش پرداختید؟

    کرامتی: آقای پورصمیمی با من تماس گرفت و پیشنهاد کار را داد و من بدون اینکه بدانم متن چیست از آن جایی که با هم دوست هستیم و در عرصه بازیگری بزرگ ما و برای‌ام قابل احترام است، پذیرفتم. بعد که متن را به من داد و آن را خواندم کمی ترسیدم زیرا تاکنون به شکل و شیوه اجرایی اکسپرسیونیستی که در شکل نمایش‌های ایرانی وجود دارد فکر نکرده بودم. با احتیای وارد تمرین‌ها شدم و یکی از دغدغه‌هایی که در ابتدا خانم سیف و سعید پورصمیمی درباره بازی من داشتند این بود که چرا در بازی‌ام اغراق ندارم و من می‌گفتم که اجازه دهید آرام آرام این روند را درک کنم. واقعیت این است که تجربه خاصی برای‌ام بود و برای خودم هم به شخصه تجربه خوبی است و امیدوارم مخاطب نیز این کار را دوست داشته باشد.

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    اصولاً در بازیگری ضدیتی با بازی اغراق‌آمیز دارم و همیشه آزارم می‌دهد.

    * نقش‌آفرینی‌های‌تان بیشتر به ناتورالیستی نزدیک بوده است.

    کرامتی: واقعاً تمام تلاش‌ام این بوده که نقش‌آفرینی‌هایم اغراق‌آمیز نباشد و حتی اگر تیپ‌سازی هم می‌کنم قابل باور باشد و نمایش نباشد. «خوشدلان» تجربه خوبی برای‌ام بود و وارد یک جهان بازیگری دیگری شدم و در دنیای خودم تجربه تازه‌ای بود.

    * سال‌ها است که علیرغم کارگردانی در سینما رابطه خودتان را با تئاتر حفظ کرده و همچنان در تئاتر کارگردانی و بازی می‌کنید.

    کرامتی: من تحصیل کرده تئاتر هستم. در آن زمان تفکر اینگونه بود که سینما و تلویزیون در مقابل تئاتر حد پایینی دارند و اگر دغدغه فرهنگی دارید باید در تئاتر فعال باشید. بعد از انقلاب و انقلاب فرهنگی شرایط به گونه‌ای دیگر شد و بسیاری از فعالان تئاتر کم‌کار شدند و نمونه بارز این امر آقای حمید سمندریان بود که رستورانی را راه‌اندازی کرد و بچه‌های تئاتری نظیر احمد آقالو، حمید لبخنده و حسین عاطفی نیز در آن‌جا مشغول به کار شدند.

    اتفاقی برای من افتاد و به سمت کار عروسکی رفتم. رفتن و فعالیت در سینما و تصویر چند صباحی من را تحت تأثیر خود قرار داد و این تصور در من شکل گرفت که سینما خیلی مهم‌تر و هنر معاصر است و تئاتر کهنه است و ماندگاری ندارد و متعلق به این عصر نیست. تا دوباره دغدغه‌ای برای تجربه مجدد حضور در تئاتر در من ایجاد شد. برگشتم به جهان فراموش شده‌ام باعث اتفاق عجیبی در من شد. متوجه شدم که ویژگی بارز تئاتر این است که انسانی است زیرا ارتباط مداوم با مخاطب دارید؛ این ارتباط از تمرین‌ها شروع و تا آخرین لحظه اجرا وجود دارد. در تئاتر فضای بازی برای تجربه وجود دارد. اتفاقی که برای من به عنوان کارگردان و یا بازیگر تئاتر که البته در بازیگری بیشتر رخ می‌دهد، تجربه‌ای ناب و حیرت‌انگیز است.

    سینما برای خود جایگاه دارد ولی برای من به عنوان شخصی که علاقه‌مند به تئاتر است جایگاه بالایی ندارد زیرا مثل همه پدیده‌های جهان مدرن و صنعتی شده بخشی از ذات انسانی آدم‌ها را از بین می‌برد و تغییر می‌دهد. سینما هنر نمایش را تبدیل به چیز دیگری می‌کند. منظورم بد یا خوب بودن آن نیست بلکه برای من اینگونه است که آن ذات انسانی بودن هنر تئاتر را در سینما نمی‌بینم.

    * آقای سعید خانی به‌عنوان یک تهیه‌کننده سینما در تئاتر حضور پیدا کرده‌اید. کمتر شاهد حضور تهیه‌کننده سینما در این عرصه بوده‌ایم. شما به عنوان تهیه‌کننده سینما تجربه همکاری با آقای سعید پورصمیمی را داشتید. آیا ورودتان به عرصه تئاتر به دلیل این تجربه همکاری بود و یا خودتان مایل بودید که در تئاتر نیز تهیه‌کنندگی را تجربه کنید؟

    خانی: جزو معدود تهیه‌کننده‌های سینما هستم که پخش‌کننده فیلم هم هستم. وقتی در حوزه پخش‌کننده فیلم فعالیت می‌کنید باید در حوزه مارکتینگ و تجاری هم تجربه کرده و فعال باشید. دغدغه‌ام این بود در تئاتر هم حضور داشته باشم تا با تجربه و توانی که داشتم در این حوزه کمک کنم. با همین دغدغه در حوزه تولید فیلم کوتاه نیز ورود کردم. اساساً دغدغه‌ام این بود که ما در حوزه تولید کمپانی داشته باشیم. سال‌ها پیش کار یک کارگردان جوان تئاتر را تهیه‌کنندگی کردم ولی تجربه خوبی برای من نبود و از تهیه‌کنندگی تئاتر دلزده شدم.

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    بعدها در هنگام تولید فیلم «دوزیست» به کارگردان پیشنهاد دادم که برای ایفای یک نقش با آقای پورصمیمی صحبت کنیم. جلسه قرارداد ما با آقایی پورصمیمی ۴ ساعت به طول انجامید. در آنجا متوجه شدم که برای آقای پورصمیمی نظم بسیار مهم است. بعد از تجربه «دوزیست» رابطه‌مان خیلی خوب شد و وقتی با ایشان صحبت می‌کردم می‌گفتم که خیلی دوست دارم با شما در عرصه تئاتر تجربه همکاری داشته باشم. مدام این پیشنهاد را دادم تا روزی آقای پورصمیمی به من گفت که آیا واقعاً دغدغه حضور در تئاتر را دارم یا نه که من گفتم کاملاً روی این پیشنهاد جدی هستم. پس از آن گفتگو همکاری‌مان برای تولید و اجرای «خوشدلان» آغاز شد.

    * با توجه به شرایط اقتصادی تئاتر و همچنین شرایط اقتصادی امروز جامعه آیا حضور به عنوان تهیه‌کننده تئاتر توجیه اقتصادی برای‌تان دارد؟

    خانی: من همیشه معتقد هستم که باید یک محتوا آگاهانه تولید شود و بدانیم که هدف‌مان از تولید آن محتوا چیست. اولین بار که نمایش «خوشدلان» را خواندم مشکلی که با آن داشتم تعداد بالای بازیگر نمایش بود. صادقانه این است که آگاهانه خودم را آماده ورود به تهیه‌کنندگی تئاتر و حتی ضرر مالی کرده بودم. از روز اولی که ورود کردم خیلی‌ها از من این پرسش را می‌پرسیدند که آیا برای‌ام توجیه اقتصادی دارد یا نه. همیشه به دولت و حاکمیت انتقاد می‌کنیم که نسبت به پیشکسوتان عرصه فرهنگ و هنر بی‌تفاوت است ولی خودمان حاضر نیستیم در این زمینه کاری انجام دهیم. با خودم فکر کردم که بعد از این همه تولید فیلم و پخش اشکالی ندارد برای اینکه حالمان خوب باشد کمی متضرر شویم.

    اولین انگیزه‌ایم برای این تجربه آقای سعید پورصمیمی بود ولی الان از تمامی اعضای گروه که بسیار حرفه‌ای هستند و با عشق و علاقه در کار حضور دارند، حس و انرژی می‌گیرم و مخاطب هم این حس را از طرف گروه دریافت می‌کند. به لحاظ اقتصادی خودم را آماده کرده بودم که ضرر کنم. چه ایرادی دارد ما که در عرصه‌های دیگر فعال هستیم و در سینما صرفاً بحث مارکت و درآمد را داریم در تئاتر به عنوان فعالیتی فرهنگی حضور پیدا کرده و حمایت کنیم.

    * الان استقبال از نمایش خوب است ولی خود را برای ضرر آماده کرده‌اید، آیا با این شرایط امکان آورده اقتصادی در تئاتر وجود دارد؟

    خانی: اگر کار با تعداد بازیگر کمتری باشد احتمال اینکه آورده اقتصادی داشته باشد بیشتر است. شرایط تبلیغات در تئاتر هم مناسب نیست و شهرداری هم به لحاظ تبلیغات حمایتی نمی‌کند. کار ما هم مثل فلان کار نمایشی نیست که نهاد بزرگی حامی‌اش است و در تمام نقاط شهر تبلیغات دارد.

    * جدا از تعداد بازیگر کم، استمرار اجراهای یک اثر نمایشی و تعداد اجرای بالا مهمترین نکته در بحث اقتصادی تئاتر است. در تمام دنیا تئاترها با تعداد اجرای بالا در مقاطع زمانی طولانی اجرا می‌شوند و این امر آورده اقتصادی برای گروه آن اثر دارد.

    خانی: بله درست است. البته وقتی تعداد بازیگران زیاد باشد امکان اجرا در شهرهای دیگر و همچنین خارج از کشور هم سخت می‌شود زیرا هزینه‌های سفر و اسکان بسیار زیاد می‌شود.

    رضا مولایی: در تمام دنیا یک اثر نمایشی برای ۲۰ تا ۳۰ اجرا تولید نمی‌شود و به تعداد اجراهای بالا در شهرهای مختلف فکر می‌شود و حدود یک سال نمایش اجرا می‌شود. قبلاً به تئاتر کمک می‌شد و اداره‌کل هنرهای نمایشی شورای ساختی داشت که کمک‌هزینه‌هایی برای ساخت دکور و لباس پرداخت می‌کرد.

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    * در حال حاضر بر عکس شده و گروه‌ها از اداره‌کل هنرهای نمایشی حمایت مالی می‌کنند.

    مولایی: الان با ۳۰ اجرا حتی اگر یک نمایش ۲ بازیگر هم داشته باشد، باز هم ضرر است.

    * الان به دلیل نبود شرایط مناسب اقتصادی در تئاتر، بسیاری از هنرمندان تلاش می‌کنند در پروژه‌های تصویری حضور داشته باشند تا تأمین شوند.

    خانی: در نمایش «خوشدلان» همه اعضای گروه به احترام آقای پورصمیمی خیلی همکاری کردند و دستمزدها بسیار ناچیز است ضمن اینکه خانم سیف و آقای پورصمیمی دستمزدی دریافت نکردند.

    سیف: از روز اولی که با آقای خانی برخورد داشتم، حرفی زدند که از نظر من تا به حال پای‌اش ایستاده‌اند. به من گفتند شاید تئاتر برای من توجیه اقتصادی نداشته باشد ولی دوست دارم در تئاتر یاد بگیرم. من این حرف را از هیچ فرد تهیه‌کننده دیگری نشنیده بودم ولی درباره آقای خانی تا الان صدق کرده است. ما تهیه‌کننده‌هایی را می‌بینیم که خط‌کشی به دست گرفته‌اند و به خود اجازه می‌دهند در هر کار ما حتی کارهای تخصصی دخالت کنند زیرا معتقدند همه چیز را آن‌ها فراهم می‌کنند. ولی درباره آقای خانی چنین اتفاقی نیفتاد و در هیچ موردی اعم از انتخاب بازیگر و نکات دیگر دخالت نکرد و من را به عنوان کارگردان اثر در هیچ تنگنایی قرار نداد. نمایش «خوشدلان» به سرانجام نمی‌رسید اگر آقای خانی نمی‌خواست در تئاتر یاد بگیرد. حضور ایشان بسیار در تولید و اجرای این نمایش تأثیرگذار بود.

    * آقای مولایی شما هم به‌عنوان بازیگر هم در عرصه تئاتر و هم در عرصه سینما فعال هستید و در حوزه آموزش تئاتر نیز فعالیت دارید. انگیزه شما برای حضور در «خوشدلان» چگونه شل گرفت؟

    مولایی: برایم سخت است وقتی وارد یک گروه جدید می‌شوم با افراد دیگر و نقطه‌نظراتی که دارند هماهنگ شوم اما در نمایش «خوشدلان» گروه به شدت خوب است و از حضور در این گروه لذت می‌برم. این ویژگی‌ای است که به خاطر آن تئاتر کار می‌کنم. از استاد حمید سمندریان این را یاد گرفتم و این شانس را داشتم که اولین تجربه حضورم روی صحنه در نمایش «دایره گچی قفقازی» استاد سمندریان و بازی در کنار آقای سعید پورصمیمی بود و در آن نمایش بسیار آموختم.

    گروه برای من خیلی مهم است و این گروه به شدت با هم خوب هستند. نمایش «خوشدلان» یک سال پیش آماده و قرار به اجرای نمایش در مهر ۱۴۰۱ بود که این امر میسر نشد و گروه یک سال در کنار هم و پای کار ماندند تا امسال اثر را روی صحنه بردیم. حال‌مان خیلی خوب است. آنقدر از کنار هم بودن انرژی کسب می‌کنیم که بخش اقتصادی تئاتر را فراموش می‌کنیم. این اتفاق برای من افتاده و خیلی خوشحال هستم در این گروه حضور دارم. ذوق این را دارم که «خوشدلان» ۱۰۰ تا ۲۰۰ اجرای دیگر داشته باشد.

    وقتی آقای پورصمیمی را می‌بینم که با انرژی یک جوان روی صحنه حضور دارد، لذت می‌برم. خیلی اداری و کارمندی به تئاتر نگاه نمی‌کنم بلکه مهم برای‌ام این است که گروه و نمایش حال‌ام را خوب کند.

    دوست دارم خاطره‌ای را برای‌تان تعریف کنم. پشت صحنه نمایش «خوشدلان» نشسته بودم و یاد دورانی که عشق سینما و بازیگری بودم و به سینما می‌رفتم افتادم و فیلم‌های «ناخدا خورشید»، «پاتال و آرزوهای کوچک»، «پناهنده» و «پرده آخر» یادم آمد. بعد از لحظاتی به خودم آمدم و دیدم که یک سمتم آقای پورصمیمی نشسته و سمت دیگرم آقای کرامتی. تجربه عجیبی بود و نمی‌توانستم در آن لحظه مرز بین واقعیت و رویا را تشخیص دهم.

    * در میان افرادی قرار گرفته‌اید که برای نسل‌های مختلف در سینما خاطراتی را رقم زده‌اند.

    مولایی: دقیقاً. حال عجیبی بود. درست است که زندگی‌مان از طریق تئاتر می‌گذرد ولی همین گروه و لذت بردن در آن برای‌ام مهم است. وقتی در زمینه آموزش نیز با جوان‌ترها کار می‌کنیم همین گروه بودن و کشف و تبادل دانسته‌ها برای‌ام مهم و لذت‌بخش است.

    * واقعیت این است که وضعیت اقتصادی در تئاتر چه به لحاظ دستمزدها و فروش هیچ توجیهی ندارد و برای تأمین زندگی باید به سراغ سینما و تصویر رفت.

    کرامتی: ما الان ۲ سال درگیر این نمایش هستیم.

    سیف: الان سایت فروش ما را طی ۳ هفته اجرا به عنوان پرفروش‌ترین نمایش معرفی کرده است ولی با این پرفروشی که گفته می‌شود اتفاقی نمی‌افتد.

    مولایی: حمایت‌های دولتی از تئاتر در کشور ما وجود ندارد.

    سیف: دوست دارم یک نفر به این پرسش من پاسخ داد که بودجه سالانه تئاتر به کجا می‌رود؟

    کرامتی: واقعیت این است که در کشور ما نهادهای بسیاری داریم که می‌توانند از تئاتر حمایت کنند اما هیچ اقدامی در این زمینه انجام نمی‌دهند. بگذارید برای‌تان خاطره‌ای را تعریف کنم. من شاگرد آقای بهرام بیضایی بودم. اوایل انقلاب بود و شنیده بودیم که آقای بیضایی فیلمنامه‌ای را به وزارت ارشاد ارائه داده که پذیرفته نشده است. در حیاط دانشگاه ایستاده بودیم و آقای بیضایی گفت که ۳ هزار نفر در وزارت ارشاد حقوق می‌گیرند تا به من بگویند «نه» تو حق نداری فیلم بسازی! در حالی که یک نفر هم می‌تواند این «نه» را به من بگوید!

    واقعیت این است که این همه حقوق‌بگیر در وزارت ارشاد و ادارات مختلف و هزینه‌های آب و برق و تلفن و غیره بخش زیادی از بودجه تئاتر را به خود اختصاص می‌دهد.

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    * آقای بهروز پوربرجی شما نیز از بازیگرانی هستید که سابقه حضور در نمایش‌های ایرانی را دارید و فعالیت‌های متعددی در این عرصه داشته‌اید. تجربه «خوشدلان» برای شما چگونه بود؟

    پوربرجی: همیشه سطح کیفی یک کار را پیشکسوتان کار و قصه اثر تعیین می‌کند و بسیار مفتخرم که در این گروه و نمایش حضور دارم. من پیش از این تجربه حضور در نمایش‌های ایرانی و حتی تجربه ۲ سال و نیم اجرا را هم داشته‌ام. اقتصاد تئاتر در درازمدت اتفاق می‌افتد و ممکن نیست با یک ماه اجرا و حتی کمک اداره‌کل هنرهای نمایشی اتفاقی رخ دهد.

    الان خبری منتشر شده که نمایش «خوشدلان» پرفروش شده است ولی هیچکدام از مدیران و مسئولان به تماشای این اثر ننشسته‌اند. شاخصه تئاتر این است که یک اتفاق هنری رخ می‌دهد ولی متأسفانه هیچ حمایتی در راستای این فرهنگ‌سازی وجود ندارد.

    تئاتر آزاد به عنوان تئاتری کمدی مخاطب بسیار بالایی دارد و سالن‌های سینما از سئانس اکران خود کم می‌کنند تا نوبت اجرایی در اختیار گروه‌های تئاتر آزاد قرار بگیرد. وقتی تئاتر می‌تواند اینقدر درآمدزا باشد چرا از آن حمایت نمی‌کنیم و آن را زیر سؤال می‌بریم.

    الان تبلیغات تئاتر محدود به گروه‌های تبلیغاتی شده که در شرایط فعلی نمی‌توانند کار خاصی بکنند. چرا دولت و شهرداری برای تبلیغ تئاتر حمایت نمی‌کنند؟ جامعه تئاتری نمی‌تواند از امکانات تبلیغاتی بهره‌مند شوند و فقط برخی افراد هستند که با حمایت برخی نهادها از این امکانات بهره‌مند می‌شوند.

    تئاتر یک اتفاق هنری است و تجارت نیست. باید شاخصه هنری را همیشه حفظ کنیم. مدیرانی وارد عرصه فرهنگ و هنر شده‌اند که دغدغه و تخصصی در این زمینه ندارند. فقط سلایق شخصی در مدیریت تئاتر ما اعمال می‌شود. ما استادانی داریم که در کنج خانه نشسته‌اند و کسی سراغ‌شان نمی‌رود. متأسفانه در تئاتر ما خانه تئاتر اداره‌کل هنرهای نمایشی را قبول ندارد و اداره‌کل هنرهای نمایشی خانه تئاتر را.

    وقتی در نمایش «خوشدلان» انرژی خوبی از گروه دریافت می‌کنم و لذت می‌برم، حاضر هستم از کار بیرون خود بزنم تا زودتر به سالن و پشت صحنه نمایش «خوشدلان» برسم. فرهنگ‌سازی برای هنرمندان عرصه تئاتر مهم است نه بخش درآمدزایی و شاید این حرف از نگاه دیگران حرفی غیرمنطقی باشد ولی برای عاشقان تئاتر اینگونه است.

    ادامه دارد…

    منبع

  • شکل‌گیری دادگاه تفتیش عقاید در تالار مولوی/ مدیون هم هستیم

    شکل‌گیری دادگاه تفتیش عقاید در تالار مولوی/ مدیون هم هستیم

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۴ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم که این گزارش‌ها تا نیمه سال ۱۴۰۱ ادامه یافت و بعد از وقفه‌ای چند ماهه قرار بر این است که از ابتدای سال ۱۴۰۲ این روند مجدداً ادامه پیدا کند.

    از این رو در پنجاه و پنجمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «کالون و قیام کاستلیون» نوشته حمیدرضا نعیمی و کارگردانی آرش دادگر رفته‌ایم.

    نمایش «کالون و قیام کاستلیون» یکی از آثار موفق ۴ دهه اخیر تئاتر ایران است که سال ۸۵ در تالار مولوی روی صحنه رفت و با استقبال قابل توجهی از سوی مخاطبان و منتقدان تئاتری مواجه شد.

    «کالون و قیام کاستلیون» اثر اشتفان تسوایک در مورد ژان کالون رهبر مذهبی فرقه پروتستان در ژنو است که میشل سروه را به دلیل اختلاف نظر مذهبی با او دستگیر و محاکمه می‌کند و قتل میشل سروه سرآغاز قیام سباستین کاستلیون علیه نظام خشک و استبدادی او است.

    در اجرای این اثر نمایشی در تالار مولوی، کامبیز امینی، فرید قبادی، مهران امام‌بخش، حمیدرضا نعیمی، خسرو شهراز، یعقوب صباحی، بهناز نازی، مسعود رحیم‌پور، آرش دادگر، افشین ارجمند، بهروز کاظمی، عمار عاشوری و مهراب رستمی به ایفای نقش پرداختند.

    شکل‌گیری دادگاه تفتیش عقاید در تالار مولوی/ مدیون هم هستیم

    آرش دادگر و حمیدرضا نعیمی از چهره‌های شناخته شده تئاتر ایران هستند که طی چندین تجربه همکاری مشترک خود در عرصه تئاتر، آثار قابل توجهی و تأملی را روی صحنه بردند. نمایش «کالون و قیام کاستلیون» از جمله این آثار موفق هستند.

    دادگر درباره روند تولید نمایش «کالون و قیام کاستلیون» در سال ۸۵، به تئاتر آنلاین گفت: از سال ۸۱ و با نمایش «آژاکس» تصمیم گرفتیم پروژه بازخوانی متون کلاسیک را برای رسیدن به راهکارهای جدید اجرایی در متن و اجرای اثر انجام دهیم تا مخاطب امروز رابطه راحت‌تری با ادبیات داستانی و کلاسیک به دست بیاورد. از این رو تصمیم گرفتیم به پیشنهاد حمیدرضا نعیمی سراغ «کالون و قیام کاستلیون» نوشته اشتفان تسوایک برویم. در آن زمان اثر چاپ نشده بود و نعیمی کتاب را در یک کهنه‌فروشی با ترجمه قدیمی خریده بود.

    وی ادامه داد: متن سختی بود. رمان تسوایک از بعد از محاکمه میشل سروه شروع می‌شود ولی ما بر خلاف رمان حرکت کردیم و به اتفاقات پیش از آن را مدنظر قرار دادیم. هر روز با حمیدرضا نعیمی وقت می‌گذاشتیم و روی نمایشنامه و دیالوگ‌ها کار می‌کردیم. در آن زمان اجرای عمومی منوط به حضور در جشنواره تئاتر فجر بود. سال ۸۵ یکی از دوستان اتاقی از هنرستان سوره را در اختیار ما گذاشت که فضایش شبیه پلاتوهای ساختمان استیجاری اداره تئاتر بود. اتاق بسیار گرمی بود که کولری بسیار ضعیف داشت. ما طی ماه‌های مرداد، شهریور و مهر از ساعت ۱۴ تا ۱۹ یعنی روزی ۵ ساعت تمرین می‌کردیم.

    شکل‌گیری دادگاه تفتیش عقاید در تالار مولوی/ مدیون هم هستیم

    دادگر یکی از لذت‌بخش‌ترین و در عین حال سخت‌ترین بخش‌های تمرین نمایش «کالون و قیام کاستلیون» در سال ۸۵ را تبدیل شدن تیم بازیگران مرد نمایش به کشیش‌هایی که مدام در حال مراقبه هستند، ذکر کرد. وی در این باره اظهار کرد: در ابتدا خیلی مقاومت از سوی بازیگران وجود داشت ولی همه این روند را طی کردیم و اتفاق قابل تأملی شکل گرفت. متأسفانه ما در گذشته در تئاتر روند تمرین‌ها را مکتوب نمی‌کردیم از این رو نسل جدید گمان می‌کنند که پیش از آن‌ها تجربیات ویژه و خاصی در تئاتر وجود نداشته است. در عین حال شرایط تئاتر ایران هم اجازه نمی‌دهد هنرمند و گروه روند خود را به درستی طی کنند.

    این هنرمند با سابقه تئاتر درباره شرایط بازبینی نمایش «کالون و قیام کاستلیون» در سال ۸۵، یادآور شد: وقتی بازبینی انجام شد گروه بازبین حدود نیم ساعت در دفتر مدیر وقت تالار مولوی حضور داشتند. وقتی دیدم جلسه شورای بازبینی طول کشیده به حمیدرضا نعیمی گفتم فکر می‌کنم تمام نمایشنامه گرفتار ممیزی شود. به نعیمی پیشنهاد دادم اگر این اتفاق بیفتد نمایش را اجرا نکنیم و نعیمی هم با این پیشنهاد موافق بود.

    وی ادامه داد: بعد از نیم ساعت از من و نعیمی خواستند به داخل دفتر مدیریت وقت تالار مولوی برویم و در کمال تعجب اعضای شورای بازبینی از ما خواستند تنها یک کلمه را در متن حذف کنیم. وقتی از آن‌ها پرسیدیم پس به چه دلیل جلسه گروهی‌شان طولانی شده بود به ما گفتند دلیل‌اش این بوده که درگیر نمایش شده بودند و با هم درباره نمایش بحث و گفتگو می‌کردند. آنجا بود که متوجه شدم خیلی کارها می‌شود کرد؛ می‌توان شو اجرا کرد و خود را سر زبان‌ها انداخت و یا کاری کرد که مخاطب و موافق همه درگیرش شوند و درباره آن بحث و گفتگو کنند.

    شکل‌گیری دادگاه تفتیش عقاید در تالار مولوی/ مدیون هم هستیم

    دادگر معتقد است نمایش «کالون و قیام کاستلیون» بهترین کار گروه‌شان در گذشته بود که در زمان و مکان درستی اجرا شد.

    کارگردان «کالون و قیام کاستلیون» اعلام کرد که این اثر نمایشی با بیش از ۱۰۰ اجرا بیشترین اجرای دوره‌ای را در بین آثار گروه به خود اختصاص داده است.

    وی در ادامه سخنان خود درباره اجرای مجدد این اثر نمایشی در سال ۹۳ و در تماشاخانه ایرانشهر و شرایط آن اجرا، توضیح داد: بزرگترین لطمه‌ای که اجرای مجدد «کالون و قیام کاستلیون» در تماشاخانه ایرانشهر خورد یک سویه بودن سالن اجرا بود. من صحنه نمایش در اجرای تالار مولوی را از عکس‌ها و نقاشی‌های دادگاه‌های تفتیش عقاید طراحی کردم و مخاطب در دل اتفاقات نمایش قرار گرفته بود. ما در اجرای تالار مولوی پشت صحنه نداشتیم و بازیگران که نقش کشیش را ایفا می‌کردند، اگر در میان صحنه بازی نداشتند در پشت جایگاه مخاطب راه می‌رفتند و مراقبه یا ذکر می‌کنند و نقش‌شان و فضای ایجاد شده در همه لحظات تداوم داشت. در اجرای این اثر نمایشی از شیوه بازیگری بسکتبال و تنیس استفاده کردم تا بازیگران مدام در فضا در حرکت باشند.

    شکل‌گیری دادگاه تفتیش عقاید در تالار مولوی/ مدیون هم هستیم

    دادگر یادآور شد: در تماشاخانه ایرانشهر همزمان با نمایش «خانواده» محمد مساوات اجرا داشتیم که ۲ اجرایی بودن هم به اجرای ما و هم به اجرای مساوات آسیب زد.

    این هنرمند عرصه تئاتر درباره اینکه آیا گروه در سال ۸۵ انتظار بازخورد قابل توجهی را که اجرای نمایش داشت متصور می‌شد، اظهار کرد: بازخورد اجرای نمایش «کالون و قیام کاستلیون» در تالار مولوی خاطره‌انگیز بود. این نمایش اولین اثر ما بود که نقدهای خیلی زیادی از آن داریم. روزی که متن را به همراه نعیمی به دوستانی دادیم تا نظرشان را به ما بگویند، ما را ترساندند که موفق نخواهیم شد. اول ترسیدیم ولی شب با خودم فکر کردم که باید این نمایش را اجرا کنیم حمیدرضا نعیمی نیز همین تصمیم را گرفته بود. نمایش را اجرا کردیم و استقبال مخاطبان و منتقدان از اثر چشمگیر بود.

    وی تأکید کرد: یوجنیو باربا اصطلاحی دارد مبنی بر اینکه در لابیرنتی که دیوار ندارد باد را محصور کرد. من قصدم این بود که با اجرای نمایش «کالون و قیام کاستلیون» چنین کاری را انجام دهم و تماشاگر در اجرای اثر اسیر شود. هدفم این بود وقتی مخاطب از سالن خارج می‌شود نسبت به زمانی که وارد سالن شده بود تغییر کرده باشد.

    شکل‌گیری دادگاه تفتیش عقاید در تالار مولوی/ مدیون هم هستیم

    این کارگردان تئاتر درباره هزینه‌های تولید نمایش «کالون و قیام کاستلیون» در سال ۸۵، یادآور شد: آن زمان سالی یک بار قیمت‌ها بالا می‌رفت و درصدش هم مشخص بود و در عین حال هم قیمت همه چیز بالا نمی‌رفت ولی الان هر روز قیمت همه چیز بالا می‌رود. الان برآورد ۳ ماه گذشته برای تولید یک اثر نمایشی قدیمی است زیرا قیمت‌ها به روز بالا می‌رود. در گذشته چند سال طول می‌کشید تا به عنوان مثال قیمت چوب بالا برود. در آن دوران همه منصف بودند و دستمزدها مشخص بود. الان سالن خصوصی پول می‌گیرد و با توجه به ظرفیت سالن باید قیمت بلیت‌ها را بالا برد ولی باز هم پاسخگوی هزینه‌های تولید و اجرای نمایش نیست. آن زمان دانشگاه آزاد هر ترم ۲ هزار دانشجوی تئاتر نداشت و پلاتوهای تمرین رایگان بود.

    دادگر ادامه داد: سالن‌های حرفه‌ای تئاتر در آن دوران کم بود و گروه باید با تلاش و کوشش خود را ثابت می‌کرد تا در لیست هنرمندان و گروه‌های فعال قرار گیرد. الان تولید یک اثر نمایشی بسیار سخت شده و به راحتی نمی‌توان کار کرد.

    وی متذکر شد: در شرایط سخت فعلی باید این واقعیت را مدنظر قرار دهیم که درست است تئاتر هیچوقت از بین نمی‌رود ولی خانواده تئاتر از بین می‌رود و برای دوباره تشکیل شدن این خانواده زمان زیادی صرف خواهد شد.

    کارگردان «کالون و قیام کاستلیون» درباره اینکه آیا به فکر بازتولید مجدد این اثر نمایشی هست یا نه، تأکید کرد: بعد از اجرا در تالار مولوی، در سال ۸۶ و به پیشنهاد اداره‌کل هنرهای نمایشی، اثر را که از تولیدات موافق سال گذشته‌اش بود بعد از بازسازی مجموعه تئاتر شهر در سالن چهارسو روی صحنه بردیم که تجربه خوبی بود ولی در اجرای تماشاخانه ایرانشهر اتفاق مدنظرم رخ نداد. سال ۸۵ حرف نمایش بکر بود ولی در دهه ۹۰ دیگر آن بکری را نداشت. اصلاً به فکر بازتولید این نمایش در ایران نیستم چون به نظرم مخاطب از موضوع نمایش گذر کرده است.

    دادگر در پایان سخنان خود تصریح کرد: دلم برای موقعی که همه بی چشمداشت بودیم که البته نظر فقط بخش مالی نیست، تنگ شده است. در آن دوران با هم حرف می‌زدیم و با هم درست‌تر بودیم ولی حالا آنگونه نیستیم. در عین حال نمی‌خواهم دوباره آن دوران را تجربه کنم چون به نوعی بیگاری بود زیرا در ازای زمان و انرژی زیادی که یک گروه صرف می‌کرد چندرغاز به گروه تعلق می‌گرفت. تیمی که نمایش «کالون و قیام کاستلیون» را کار کرد همه به مانند یک سرباز با جان و دل عمل کردند و استقبال تماشاگر از نمایش به ما آرامش و لذت زیادی می‌داد. من از تک تک آن بچه‌ها تشکر می‌کنم و معتقدم هر کدام به هر نقطه‌ای که رسیدیم مدیون هم هستیم و آن اتحاد باعث رشد هر کدام از ما شد.

    عکس از بابک حقی است.

    منبع

  • «چه» در تماشاخانه‌ ایرانشهر اجرا می‌شود/ جدال چه‌گوارا و لری گینگ

    «چه» در تماشاخانه‌ ایرانشهر اجرا می‌شود/ جدال چه‌گوارا و لری گینگ

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ ایرانشهر، نمایش «چه» به کارگردانی مهران رنجبر که به جدال میان ارنستو چه‌گوارا و لری کینگ مجری شبکه سی‌ان‌ان می‌پردازد، با بازی مهران رنجبر و مهدی یگانه از دوازدهم تیر ماه ساعت ۱۹ در سالن سمندریان اجراهای خود را آغاز می‌کند.

    سایر عوامل نمایش «چه» عبارتند از رها جهانشاهی مجری طرح، علیرضا عبدالکریمی آهنگساز و خواننده‌ اپرا، رضا کرمی‌زاده طراح صحنه، الهام شعبانی طراح لباس، حمید جلالی طراح نور، سپاس رضایی طراح حرکت، علیرضا لاجورد عکس و تیزر، کاظم بابایی دستیار کارگردان، آرمینا ضیانور و لیلا فرداد گروه کارگردانی، رعنا زندی گرافیک، فاطمه بابایی روابط عمومی، برهان رکنی مدیر تبلیغات، کوشا کریمی دستیار صحنه، امین ملکی و سعید کرمی‌زاده ساخت دکور، حسین پناهی دوخت لباس، حمید طاهری و مقداد صفری دستیار نور.

    منبع

  • اجرای ویژه «خوشدلان» در ایرانشهر

    اجرای ویژه «خوشدلان» در ایرانشهر

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ ایرانشهر، نمایش «خوشدلان» نوشته‌ سعید پورصمیمی، کارگردانی پریزاد سیف و تهیه کنندگی سعید خانی روز شنبه ۲۷ خرداد و در ساعت متفاوت اجرای ویژه خواهد داشت.

    این اثر نمایشی که از دوم خرداد ماه اجراهای خود را در سالن ناظرزاده‌ کرمانی آغاز کرده و تاکنون میزبان بیش از ۳۰۰۰ تماشاگر بوده است در اجرای ویژه‌ای روز شنبه ۲۷ خرداد ماه ساعت ۱۹:۳۰ به صحنه می‌رود.

    در این نمایش سعید ‌پورصمیمی، مسعود ‌کرامتی، بهرام ‌ابراهیمی، الهام ‌پاوه ‌نژاد، پریزاد ‌سیف، رضا ‌مولایی، بهروز پوربرجی، شاهین ‌علایی ‌نژاد، علی ‌پویا ‌قاسمی، شهاب ‌عباسیان، حامد ‌مهدی ‌نژاد، رضا فیض‌بخش، مریم ‌محبی به ایفای نقش می‌پردازند.

    منبع