برچسب: تئاتر شهر

  • «فالش» در تئاتر شهر شنیده شد!

    «فالش» در تئاتر شهر شنیده شد!

    به گزارش تئاتر آنلاین، اجراهای نمایش «فالش» به نویسندگی کامران شهلایی و کارگردانی مشترک کامران شهلایی ‌و محمد لارتی، از ۱۳ مهر ۱۴۰۳ هر شب ساعت ۲۰ در ‌سالن ‌چهارسوی مجموعه تئاتر شهر آغاز شده است.

    سام کبودوند، کیمیا خلج، آرزو کریمی زند و سعیده رودبارکی بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: خدا منو ببخشه من یه کار بد دیگه هم کردم!

    لارتی و شهلایی پیش از این نمایش‌های «نصفه شبی»، «آوانتاژ»، «خاطرات فیات تابستان ۵۹»، «هفت روز از تیر شصت» را مشترکا روی صحنه برده‌اند.

    فروش بلیت‌های نمایش «فالش» از طریق سایت تیوال انجام می‌شود.

    منبع

  • تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/لزوم نظارت برکیفیت آثار

    تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/لزوم نظارت برکیفیت آثار

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین مؤذن‌زاده-علیرضا سعیدی-فریبرز دارایی؛ نمایش «خالی» به نویسندگی کهبد تاراج و کارگردانی مجید رحمتی از جمله آثاری است که این روزها در مجموعه تئاتر شهر اجرا می‌شود؛ اثری که به شخصیت حاج احمد دلجو از چهارپایه‌خوان مطرح بازار تهران می‌پردازد.

    تاراج و رحمتی به عنوان نویسنده و کارگردان «خالی»، مهرداد ضیایی، ارسطو خوش‌رزم و لبخند بدیعی از بازیگران این اثر نمایشی با حضور در تئاتر آنلاین در نشست نقد و بررسی «خالی» شرکت کردند.

    در بخش اولین این نشست، عوامل نمایش «خالی» درباره روند تولید این اثر نمایشی، زاویه دید پرداختن به شخصیت حاج احمد دلجو، ایفای نقش هر کدام از شخصیت‌های اثر به ارائه نقطه‌نظرات خود پرداختند.

    در بخش دوم نشست نیز صحبت درباره موضوعات چالش‌برانگیز در تولید تئاتر از جمله نبود حمایت‌های لازم دولتی، وضعیت تئاتر خصوصی و پایین‌آمدن سطح کیفی آثار نمایشی صحبت شد.

    در ذیل بخش دوم گفت‌وگو آمده است:

    * اقتصاد تئاتر بسیار نابسامان است، از وقتی که تئاتر به ظاهر خصوصی شکل گرفت دولت حمایت خود را قطع کرد ولی از فروش گیشه گروه‌ها و خرید بلیت مخاطبان درصد دریافت می‌کند. دولت رفع مسئولیت کرد و بار را از دوش خود برداشت و فقط نظارت را انجام می‌دهد. شما نمایش «خالی» را در زمانی تولید و اجرا کردید که ایام ماه صفر بود و این امر هم باعث شد که بگویند کار مناسبتی اجرا می‌کنید. با توجه به چالش‌های اقتصادی روند تولید «خالی» چالش‌برانگیز بود.

    سعید سیادت: زمان‌بندی و نوبت اجرا دست ما نبود و مجموعه تئاتر شهر فقط این نوبت اجرایی را در اختیار ما گذاشت. ما نمی‌توانستیم زمان اجرا را جابجا کنیم. به گفته شد بابت تولید این نمایش می‌توانیم روی مبلغی حمایت حساب کنیم ولی این مبلغ کفاف قرارداد بازیگران و طراحان ما را به طور کامل نمی‌دهد. مجید رحمتی، کهبد تاراج، من و حسن جودکی به عنوان تهیه‌کننده قراردادی نداریم. بازیگران و طراحان نمایش «خالی» از حرفه‌ای‌های تئاتر هستند ولی با لطفی که به ما داشتند حداقل دستمزدهای خود را در نظر گرفتند.

    وقتی به سایت‌های بلیت‌فروشی این قدرت را بدهیم که به کارگردان یک اثر بگوید گروه بازیگری نمایش فروش ندارد، تأسف‌برانگیز است ما تمرکزمان را روی فروش بلیت گذاشتیم ولی برخی واکنش‌ها باعث شد تا مخاطب ما ریزش کند با وجود اینکه بازخورد مخاطبانی که نمایش را دیدند بسیار خوب بود و کیفیت کار را بسیار بالا دانستند.

    خوش‌رزم: وقتی به سایت‌های بلیت‌فروشی این قدرت را بدهیم که به کارگردان یک اثر بگوید گروه بازیگری نمایش فروش ندارد، تأسف‌برانگیز است. جای سؤال دارد که به سایت فروش بلیت چه ربطی دارد که نمایش من فروش دارد یا ندارد؟ چرا باید مدیر تماشاخانه خصوصی به کارگردان بگوید فلان بازیگر را بیاورد تا کار فروش داشته باشد؟ به خاطر همین رفتارها است که تئاتر ما در چنین شرایطی گرفتار شده است.

    ضیایی: این آفت از تئاتر خصوصی ناشی می‌شود. اساساً در هر جای دنیا هر چیزی را به این شکل خصوصی کنید طبیعتاً مساله اقتصادی پیش می‌آید. در فرانسه هم که مهد تئاتر است چیزی به اسم تئاتر خصوصی نداریم مگر تئاترهایی نظیر تئاترهای لاله‌زاری ما که مخاطب صرفاً برای سرگرمی به سراغ آن‌ها می‌رود. در کشورهای پیشرفته تئاتر شهرداری‌ها و وزارت‌های فرهنگ و هنرشان وظیفه دارند که از تئاتر حمایت کنند. طبیعی است که سالن خصوصی به دلیل سرمایه‌گذاری انجام شده از گروه پول بگیرد و کارگردان هم مجبور است که سراغ چهره‌ها برود تا بتواند هزینه‌های خود را تأمین کند.

    خوش‌رزم: وقتی مدیران و مسئولان ما دغدغه فرهنگ و هنر را ندارند، تئاتر گرفتار چنین وضعیتی می‌شود. هزاران فیلتر برای تولید و اجرای یک تئاتر وجود دارد. درآمد تئاتر نسبت به زحمت و هزینه‌ای که صرف می‌شود ارزشی دارد؟

    تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/قانون‌شکنی پژمان جمشیدی

    تاراج: نمایش «خالی» اصلاً سفارشی نیست. من و مجید رحمتی قراردادی نبسته‌ایم و بازیگران هم که دستمزدهای ناچیزی می‌گیرند، حال برخی فکر می‌کنند که ما بودجه آنچنانی گرفته‌ایم. تبلیغات تئاتر هزینه‌های بالایی دارد و نمی‌توان به راحتی از عهده آن‌ها برآمد.

    رحمتی: طبق گفته محمود سالاری معاون هنری وزیر ارشاد بودجه تئاتر در سال ۱۴۰۲ مبلغ ۴۰ میلیارد تومان بوده است؛ بودجه‌ای که معادل دستمزد یک بازیگر تیم فوتبال ایرانی برای یک فصل است. با این ۴۰ میلیارد تومان باید برای تمام تئاتر ایران و بخش‌های اداری و ساختاری و سخت‌افزاری تئاتر هزینه کرد که اصلاً در حد یک شوخی است.

    تاراج: متأسفانه مدیران و مسئولان آینده‌نگری ندارند. تئاتر ایران گرفتار آسیب بسیار بزرگی است که اگر برای آن فکری نشود در آینده شرایط تئاتر خیلی وخیم‌تر خواهد شد. الان در تئاتر شهر و سالن‌های تئاتری احترام به گروه و مخاطب با ۲ اجرایی کردن سالن‌ها از بین رفته است. الان از اجرای تئاتر لذت نمی‌بریم زیرا بسیار فشرده باید کار کنیم، نمایش را اجرا کنیم و سالن را ترک کنیم.

    باید دولت از تئاتر حمایت کند. چرا بازیگر تئاتر نباید حمایت شود، این آفتی است که به جان تئاتر افتاده است خوش‌رزم: درست است که برای معاش همه دغدغه پول را داریم ولی باید انسان جایی روی کاری که می‌خواهد انجام دهد فکر کند و پای آن بایستد. من همزمان با پیشنهاد بازی در نمایش «خالی» پیشنهاد یک میلیارد تومانی برای ۳۰ اجرا در اثر دیگری داشتم که نپذیرفتم. من با مجید رحمتی صحبتی درباره دستمزد نکردم. سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر با حضور پژمان جمشیدی و محسن کیایی فروش بالایی دارد. بازیگران سینمای ما که امروزه از اقبال بسیار بالایی برخوردار هستند همگی از بازیگران خوب تئاتر هستند اما اگر الان به آن‌ها پیشنهاد حضور در یک اثر نمایشی را بدهید دستمزد بسیار بالایی را تعیین می‌کنند. به نظرم این بازیگران باید به تئاتر کمک کنند.

    لبخند بدیعی: ما مدام درباره اینکه چرا فلان بازیگر در تئاتر حضور پیدا نمی‌کند یا چرا در فلان سایت کامنت‌های منفی می‌گذارند، صحبت می‌کنیم. سالن‌های برای تأمین هزینه‌های خود راهکاری را پیدا کرده‌اند که با بالا بردن قیمت بلیت یا استفاده از چهره‌ها هزینه‌های خود را تأمین کنند. ما در سالن‌های دولتی نمی‌توانیم بهای بلیت را تغییر دهیم. من الان کاری را تمرین و کارگردانی می‌کنم که هزینه‌های آن را هم خودم تأمین می‌کنم. محاسبه کرده‌ام اگر همه بلیت‌های نمایش هم فروخته شود باز هم جوابگوی هزینه‌های کار نیست و این در حالی است که این نمایش را در سالن دولتی اجرا خواهم کرد. موضوع اصلی حمایت است که باید دولت انجام دهد نه اینکه توقع داشته باشیم بازیگر چهره به تئاتر بیاید و کمک کند. ما در تئاتر همیشه منتظریم تا به ما کنند و عزت تئاتر پایین می‌آید. تئاتر به فرهنگ یک جامعه تأثیرگذار است پس باید دولت از تئاتر حمایت کند. چرا بازیگر تئاتر نباید حمایت شود، این آفتی است که به جان تئاتر افتاده است. حتی کمک‌هزینه‌ای که در سالن‌های دولتی به تئاترها می‌دهند در حد یک شوخی است.

    تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/قانون‌شکنی پژمان جمشیدی

    * خانه تئاتر به عنوان صنف تئاتر همیشه تئاتر را ندار و محتاج نشان داده در حالیکه خانه سینما رفتارش به شکل دیگری است. مردم وقتی گفته‌های مدیران خانه تئاتر را می‌شنوند یا می‌خوانند به این تصور رسیده‌اند که تئاتری‌ها افراد تهیدست جامعه هستند. در حالیکه صنف باید شأنیت تئاتر را حفظ کند و به درستی با دولت رایزنی کند تا حمایت لازم از تئاتر و هنرمندان تئاتر وجود داشته باشد.

    ضیایی: قطعاً اینگونه است.

    * تئاتر بر سر چیزهای ناچیز باید گدایی کند. بودجه افزایش پیدا نمی‌کند و توجهی به تئاتر نمی‌شود. برخی نیز از این شرایط سوءاستفاده می‌کنند و برای حضور خود دستمزدهای آنچنانی طلب می‌کنند.

    خوش‌رزم: برخی گروه‌ها برای جذب مخاطب در تبلیغات خود به حضور فلان چهره در فلان شب اجرا استفاده می‌کنند که این بی‌احترامی به تئاتر و مخاطب تئاتر است زیرا اگر تماشاگرانی هم آن شب به سالن نمایش مورد نظر بیایند به خاطر آن چهره آمده‌اند نه خود اجرا. البته برخی مواقع شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که گروه‌ها چاره‌ای جز انجام دادن چنین کارها و رفتارهایی ندارند. الان در تئاتر شهر هم اگر طی ۱۲ اجرا کف فروش را رعایت نکنید باید اجرا را جمع کنید.

    تاراج: تئاتر شهر هم که تئاتر دولتی است درگیر مناسبات شده است.

    خوش‌رزم: تئاتر شهر باید از گروه‌ها حمایت کند تا اثر خود را روی صحنه ببرند و نگران جمع شدن اجرا نباشند. من قصد اجرای اثری را در سالن سایه دارم و طبق محاسباتم فروش کامل نمایش پاسخگوی دستمزد ۲ بازیگر نمایش نیز نیست. در حالیکه یک سال است درگیر تمرین این کار هستیم.

    بدیعی: برخی آثار سطحی هستند که جذب مخاطب می‌کنند. معتقدم هنرمند وظیفه دارد که سطح سلیقه مخاطب را افزایش دهد اما از آنجایی که هیچ حمایت دولتی درستی وجود ندارد به سراغ آثار سطحی و موفق در جذب مخاطب می‌رود. کمک‌هزینه‌های اداره‌کل هنرهای نمایشی در حد شوخی است. اصل مشکل تئاتر این است که دولت از آن حمایت نمی‌کند. تئاتر خوب در تربیت نسل آینده بسیار تأثیرگذار است.

    تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/قانون‌شکنی پژمان جمشیدی

    * آقای ضیایی، شما این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ تأثیرات منفی این روند از نظر شما چیست؟

    ما نیاز به شورای بررسی کیفیت کارهای تئاتری داریم. اگر شورای کیفی داشتیم نیاز نداشتیم در پایتخت ایران روزی ۱۰۰ تا تئاتر روی صحنه ببریم بلکه نیاز داشتیم روزانه ۲۰ تا ۳۰ تا اجرا داشته باشیم که سطح درک و شعور خانواده‌ها، جوانان، مخاطب خاص و مخاطب عام را ارتقا دهد ضیایی: بعد از ۵ سال مجدداً روی صحنه تئاتر آمدم و خوشحالم که در نمایش «خالی» حضور دارم. درد قضیه این است که الان خیلی از مناسبات تئاتر را نمی‌فهمم. مثلاً من درک نمی‌کنم که کف فروش چیست و اگر کار نفروشد بعد از چند شب باید اجرا جمع شود. در سالنی دولتی یا متعلق به شهرداری که باید از تئاتر و هنرمندان تئاتر حمایت کنند، چرا باید چنین شرایطی برای اجراها پیش می‌آید. ۲۰ درصد فروش گیشه را که به خود اختصاص می‌دهند و اخطار نیز می‌دهند چون کف فروش رعایت نکرده‌اید باید اجرا را متوقف کنید.

    مسأله ما در تئاتر شورای نظارت و ارزشیابی نیست، ما بازیگرها، کارگردان‌ها و نمایشنامه‌نویسان از بهترین ممیزهای تاریخ تئاتر شده‌ایم زیرا خودمان همه نکات را مدنظر قرار می‌دهیم، ما نیاز به شورای بررسی کیفیت کارهای تئاتری داریم. اگر شورای کیفی داشتیم نیاز نداشتیم در پایتخت ایران روزی ۱۰۰ تا تئاتر روی صحنه ببریم بلکه نیاز داشتیم روزانه ۲۰ تا ۳۰ تا اجرا داشته باشیم که سطح درک و شعور خانواده‌ها، جوانان، مخاطب خاص و مخاطب عام را ارتقا دهد.

    متأسفانه این روزها شاهد اجرای آثاری هستیم که حاضرم بروم دست و پای تئاتر لاله‌زاری را ببوسم ولی به تماشای آن آثار ننشینم. تئاترهای خوب نیز اجرا می‌شوند اما تعداد مخاطبانی که به تماشای آن‌ها می‌نشینند زیاد نیست زیرا سطح سلیقه جامعه تئاتری و تئاتربین‌مان به سمت کارهای سطحی رفته است. وقتی تماشاگر فوتبال ۲ تیم باشگاهی ایرانی هستیم سطح سلیقه‌مان در حد لیگ ایران است ولی وقتی تماشاگر فوتبال تیم‌های باشگاهی لیگ برتر انگلستان می‌شویم سطح سلیقه‌مان بالا می‌رود. الان سطح تئاتر ما متأسفانه به لیگ دست پنج فوتبال ایران شده است و دیگر از لیگ برتر خبری نیست.

    رحمتی: وقتی تئاتر را فست‌فوودی می‌کنیم مخاطب دیگر به دنبال تغذیه با کیفیت نیست. من با شورای نظارت زاویه دارم زیرا برخی آثاری را روی صحنه می‌بینیم که مشخص نیست به لحاظ کیفی چرا مجوز اجرا گرفته‌اند. نمی‌دانم چرا شورای نظارت برخی آثار را به خاطر پایین‌بودن سطح کیفی رد نمی‌کند.

    تاراج: شورای نظارت اعتماد به نفس اینکه اثری را به خاطر پایین‌بودن سطح کیفی رد کند، ندارد.

    * از نظر شما راهکار برون‌رفت از این شرایط چیست؟

    رحمتی: شورای نظارت نباید فقط به فکر نظارت باشد بلکه باید به لحاظ کیفی، ارزش‌یابی و علمی آثار صلاحیت اجرا رفتن دارند یا نه. الان شما با داشتن یک کارت بانکی می‌تواند در سالن‌های خصوصی کارگردان شوید و اصلاً کار ندارند که تحصیل‌کرده هستید یا سابقه تئاتری دارید یا نه. وقتی در تئاتر صنف نداریم شرایط این چنین می‌شود. در سینما به همین راحتی در سینما اجازه نمی‌دهند به سراغ کارگردانی فیلم سینمایی بلند بروید.

    ما نیازمند آکادمی‌های هنری هستیم. من اگر مدیر بودم یک آکادمی به نام دکتر علی رفیعی تأسیس می‌کردم تا نسل‌های مختلف تئاتری را تربیت کند.

    تاراج: الان پژمان جمشیدی با پشتکاری که داشت در بازیگری رشد کرد و قابل احترام است. اما در حال حاضر نمایشی با حضور وی قانون تئاتر را زیرپا گذاشته است، بازتولید در سالن اصلی تئاتر شهر ممنوع است ولی الان شاهد اجرای اثری بازتولید با حضور پژمان جمشیدی روی صحنه سالن اصلی تئاتر شهر هستیم. مناسبات تغییر کرده است. سال گذشته نیز اثری بازتولید در سالن اصلی روی صحنه رفت. در کارگاه نمایش گروه‌های تئاتر معنا داشت و به دنبال اینکه صرفاً مخاطب داشته باشند کار تولید و اجرا نمی‌کردند. الان هیچکس پای تئاتر نمی‌ایستد. الان فقط از گروه پرسیده می‌شود که چقدر می‌فروشد. تئاتر فقط پول و فروش بلیت نیست.

    منبع

  • تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/قانون‌شکنی پژمان جمشیدی

    تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/قانون‌شکنی پژمان جمشیدی

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین مؤذن‌زاده-علیرضا سعیدی-فریبرز دارایی؛ نمایش «خالی» به نویسندگی کهبد تاراج و کارگردانی مجید رحمتی از جمله آثاری است که این روزها در مجموعه تئاتر شهر اجرا می‌شود؛ اثری که به شخصیت حاج احمد دلجو از چهارپایه‌خوان مطرح بازار تهران می‌پردازد.

    تاراج و رحمتی به عنوان نویسنده و کارگردان «خالی»، مهرداد ضیایی، ارسطو خوش‌رزم و لبخند بدیعی از بازیگران این اثر نمایشی با حضور در تئاتر آنلاین در نشست نقد و بررسی «خالی» شرکت کردند.

    در بخش اولین این نشست، عوامل نمایش «خالی» درباره روند تولید این اثر نمایشی، زاویه دید پرداختن به شخصیت حاج احمد دلجو، ایفای نقش هر کدام از شخصیت‌های اثر به ارائه نقطه‌نظرات خود پرداختند.

    در بخش دوم نشست نیز صحبت درباره موضوعات چالش‌برانگیز در تولید تئاتر از جمله نبود حمایت‌های لازم دولتی، وضعیت تئاتر خصوصی و پایین‌آمدن سطح کیفی آثار نمایشی صحبت شد.

    در ذیل بخش دوم گفت‌وگو آمده است:

    * اقتصاد تئاتر بسیار نابسامان است، از وقتی که تئاتر به ظاهر خصوصی شکل گرفت دولت حمایت خود را قطع کرد ولی از فروش گیشه گروه‌ها و خرید بلیت مخاطبان درصد دریافت می‌کند. دولت رفع مسئولیت کرد و بار را از دوش خود برداشت و فقط نظارت را انجام می‌دهد. شما نمایش «خالی» را در زمانی تولید و اجرا کردید که ایام ماه صفر بود و این امر هم باعث شد که بگویند کار مناسبتی اجرا می‌کنید. با توجه به چالش‌های اقتصادی روند تولید «خالی» چالش‌برانگیز بود.

    سعید سیادت: زمان‌بندی و نوبت اجرا دست ما نبود و مجموعه تئاتر شهر فقط این نوبت اجرایی را در اختیار ما گذاشت. ما نمی‌توانستیم زمان اجرا را جابجا کنیم. به گفته شد بابت تولید این نمایش می‌توانیم روی مبلغی حمایت حساب کنیم ولی این مبلغ کفاف قرارداد بازیگران و طراحان ما را به طور کامل نمی‌دهد. مجید رحمتی، کهبد تاراج، من و حسن جودکی به عنوان تهیه‌کننده قراردادی نداریم. بازیگران و طراحان نمایش «خالی» از حرفه‌ای‌های تئاتر هستند ولی با لطفی که به ما داشتند حداقل دستمزدهای خود را در نظر گرفتند.

    وقتی به سایت‌های بلیت‌فروشی این قدرت را بدهیم که به کارگردان یک اثر بگوید گروه بازیگری نمایش فروش ندارد، تأسف‌برانگیز استما تمرکزمان را روی فروش بلیت گذاشتیم ولی برخی واکنش‌ها باعث شد تا مخاطب ما ریزش کند با وجود اینکه بازخورد مخاطبانی که نمایش را دیدند بسیار خوب بود و کیفیت کار را بسیار بالا دانستند.

    خوش‌رزم: وقتی به سایت‌های بلیت‌فروشی این قدرت را بدهیم که به کارگردان یک اثر بگوید گروه بازیگری نمایش فروش ندارد، تأسف‌برانگیز است. جای سؤال دارد که به سایت فروش بلیت چه ربطی دارد که نمایش من فروش دارد یا ندارد؟ چرا باید مدیر تماشاخانه خصوصی به کارگردان بگوید فلان بازیگر را بیاورد تا کار فروش داشته باشد؟ به خاطر همین رفتارها است که تئاتر ما در چنین شرایطی گرفتار شده است.

    ضیایی: این آفت از تئاتر خصوصی ناشی می‌شود. اساسا در هر جای دنیا هر چیزی را به این شکل خصوصی کنید طبیعتا مساله اقتصادی پیش می‌آید. در فرانسه هم که مهد تئاتر است چیزی به اسم تئاتر خصوصی نداریم مگر تئاترهایی نظیر تئاترهای لاله‌زاری ما که مخاطب صرفا برای سرگرمی به سراغ آن‌ها می‌رود. در کشورهای پیشرفته تئاتر شهرداری‌ها و وزارت‌های فرهنگ و هنرشان وظیفه‌ دارند که از تئاتر حمایت کنند. طبیعی است که سالن خصوصی به دلیل سرمایه‌گذاری انجام شده از گروه پول بگیرد و کارگردان هم مجبور است که سراغ چهره‌ها برود تا بتواند هزینه‌های خود را تأمین کند.

    خوش‌رزم: وقتی مدیران و مسئولان ما دغدغه فرهنگ و هنر را ندارند، تئاتر گرفتار چنین وضعیتی می‌شود. هزاران فیلتر برای تولید و اجرای یک تئاتر وجود دارد. درآمد تئاتر نسبت به زحمت و هزینه‌ای که صرف می‌شود ارزشی دارد؟

    تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/قانون‌شکنی پژمان جمشیدی

    تاراج: نمایش «خالی» اصلا سفارشی نیست. من و مجید رحمتی قراردادی نبسته‌ایم و بازیگران هم که دستمزدهای ناچیزی می‌گیرند، حال برخی فکر می‌کنند که ما بودجه آنچنانی گرفته‌ایم. تبلیغات تئاتر هزینه‌های بالایی دارد و نمی‌توان به راحتی از عهده آن‌ها برآمد.

    رحمتی: طبق گفته محمود سالاری معاون هنری وزیر ارشاد بودجه تئاتر در سال ۱۴۰۲ مبلغ ۴۰ میلیارد تومان بوده است؛ بودجه‌ای که معادل دستمزد یک بازیگر تیم فوتبال ایرانی برای یک فصل است. با این ۴۰ میلیارد تومان باید برای تمام تئاتر ایران و بخش‌های اداری و ساختاری و سخت‌افزاری تئاتر هزینه کرد که اصلا در حد یک شوخی است.

    تاراج: متأسفانه مدیران و مسئولان آینده‌نگری ندارند. تئاتر ایران گرفتار آسیب بسیار بزرگی است که اگر برای آن فکری نشود در آینده شرایط تئاتر خیلی وخیم‌تر خواهد شد. الان در تئاتر شهر و سالن‌های تئاتری احترام به گروه و مخاطب با ۲ اجرایی کردن سالن‌ها از بین رفته است. الان از اجرای تئاتر لذت نمی‌بریم زیرا بسیار فشرده باید کار کنیم، نمایش را اجرا کنیم و سالن را ترک کنیم.

    باید دولت از تئاتر حمایت کند. چرا بازیگر تئاتر نباید حمایت شود، این آفتی است که به جان تئاتر افتاده استخوش‌رزم: درست است که برای معاش همه دغدغه پول را داریم ولی باید انسان جایی روی کاری که می‌خواهد انجام دهد فکر کند و پای آن بایستد. من همزمان با پیشنهاد بازی در نمایش «خالی» پیشنهاد یک میلیارد تومانی برای ۳۰ اجرا در اثر دیگری داشتم که نپذیرفتم. من با مجید رحمتی صحبتی درباره دستمزد نکردم. سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر با حضور پژمان جمشیدی و محسن کیایی فروش بالایی دارد. بازیگران سینمای ما که امروزه از اقبال بسیار بالایی برخوردار هستند همگی از بازیگران خوب تئاتر هستند اما اگر الان به آن‌ها پیشنهاد حضور در یک اثر نمایشی را بدهید دستمزد بسیار بالایی را تعیین می‌کنند. به نظرم این بازیگران باید به تئاتر کمک کنند.

    لبخند بدیعی: ما مدام درباره اینکه چرا فلان بازیگر در تئاتر حضور پیدا نمی‌کند یا چرا در فلان سایت کامنت‌های منفی می‌گذارند، صحبت می‌کنیم. سالن‌های برای تأمین هزینه‌های خود راهکاری را پیدا کرده‌اند که با بالا بردن قیمت بلیت یا استفاده از چهره‌ها هزینه‌های خود را تأمین کنند. ما در سالن‌های دولتی نمی‌توانیم بهای بلیت را تغییر دهیم. من الان کاری را تمرین و کارگردانی می‌کنم که هزینه‌های آن را هم خودم تأمین می‌کنم. محاسبه کرده‌ام اگر همه بلیت‌های نمایش هم فروخته شود باز هم جوابگوی هزینه‌های کار نیست و این در حالی است که این نمایش را در سالن دولتی اجرا خواهم کرد. موضوع اصلی حمایت است که باید دولت انجام دهد نه اینکه توقع داشته باشیم بازیگر چهره به تئاتر بیاید و کمک کند. ما در تئاتر همیشه منتظریم تا به ما کنند و عزت تئاتر پایین می‌آید. تئاتر به فرهنگ یک جامعه تأثیرگذار است پس باید دولت از تئاتر حمایت کند. چرا بازیگر تئاتر نباید حمایت شود، این آفتی است که به جان تئاتر افتاده است. حتی کمک‌هزینه‌ای که در سالن‌های دولتی به تئاترها می‌دهند در حد یک شوخی است.

    تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/قانون‌شکنی پژمان جمشیدی

    * خانه تئاتر به عنوان صنف تئاتر همیشه تئاتر را ندار و محتاج نشان داده در حالیکه خانه سینما رفتارش به شکل دیگری است. مردم وقتی گفته‌های مدیران خانه تئاتر را می‌شنوند یا می‌خوانند به این تصور رسیده‌اند که تئاتری‌ها افراد تهیدست جامعه هستند. در حالیکه صنف باید شأنیت تئاتر را حفظ کند و به درستی با دولت رایزنی کند تا حمایت لازم از تئاتر و هنرمندان تئاتر وجود داشته باشد.

    ضیایی: قطعا اینگونه است.

    * تئاتر بر سر چیزهای ناچیز باید گدایی کند. بودجه افزایش پیدا نمی‌کند و توجهی به تئاتر نمی‌شود. برخی نیز از این شرایط سوءاستفاده می‌کنند و برای حضور خود دستمزدهای آنچنانی طلب می‌کنند.

    خوش‌رزم: برخی گروه‌ها برای جذب مخاطب در تبلیغات خود به حضور فلان چهره در فلان شب اجرا استفاده می‌کنند که این بی‌احترامی به تئاتر و مخاطب تئاتر است زیرا اگر تماشاگرانی هم آن شب به سالن نمایش مورد نظر بیایند به خاطر آن چهره آمده‌اند نه خود اجرا. البته برخی مواقع شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که گروه‌ها چاره‌ای جز انجام دادن چنین کارها و رفتارهایی ندارند. الان در تئاتر شهر هم اگر طی ۱۲ اجرا کف فروش را رعایت نکنید باید اجرا را جمع کنید.

    تاراج: تئاتر شهر هم که تئاتر دولتی است درگیر مناسبات شده است.

    خوش‌رزم: تئاتر شهر باید از گروه‌ها حمایت کند تا اثر خود را روی صحنه ببرند و نگران جمع شدن اجرا نباشند. من قصد اجرای اثری را در سالن سایه دارم و طبق محاسباتم فروش کامل نمایش پاسخگوی دستمزد ۲ بازیگر نمایش نیز نیست. در حالیکه یک سال است درگیر تمرین این کار هستیم.

    بدیعی: برخی آثار سطحی هستند که جذب مخاطب می‌کنند. معتقدم هنرمند وظیفه دارد که سطح سلیقه مخاطب را افزایش دهد اما از آنجایی که هیچ حمایت دولتی درستی وجود ندارد به سراغ آثار سطحی و موفق در جذب مخاطب می‌رود. کمک‌هزینه‌های اداره‌کل هنرهای نمایشی در حد شوخی است. اصل مشکل تئاتر این است که دولت از آن حمایت نمی‌کند. تئاتر خوب در تربیت نسل آینده بسیار تأثیرگذار است.

    تئاتر ایران درحد لیگ دسته پنجم فوتبال است/قانون‌شکنی پژمان جمشیدی

    * آقای ضیایی، شما این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ تأثیرات منفی این روند از نظر شما چیست؟

    ما نیاز به شورای بررسی کیفیت کارهای تئاتری داریم. اگر شورای کیفی داشتیم نیاز نداشتیم در پایتخت ایران روزی ۱۰۰ تا تئاتر روی صحنه ببریم بلکه نیاز داشتیم روزانه ۲۰ تا ۳۰ تا اجرا داشته باشیم که سطح درک و شعور خانواده‌ها، جوانان، مخاطب خاص و مخاطب عام را ارتقا دهدضیایی: بعد از ۵ سال مجددا روی صحنه تئاتر آمدم و خوشحالم که در نمایش «خالی» حضور دارم. درد قضیه این است که الان خیلی از مناسبات تئاتر را نمی‌فهمم. مثلا من درک نمی‌کنم که کف فروش چیست و اگر کار نفروشد بعد از چند شب باید اجرا جمع شود. در سالنی دولتی یا متعلق به شهرداری که باید از تئاتر و هنرمندان تئاتر حمایت کنند، چرا باید چنین شرایطی برای اجراها پیش می‌آید. ۲۰ درصد فروش گیشه را که به خود اختصاص می‌دهند و اخطار نیز می‌دهند چون کف فروش رعایت نکرده‌اید باید اجرا را متوقف کنید.

    مسأله ما در تئاتر شورای نظارت و ارزشیابی نیست، ما بازیگرها، کارگردان‌ها و نمایشنامه‌نویسان از بهترین ممیزهای تاریخ تئاتر شده‌ایم زیرا خودمان همه نکات را مدنظر قرار می‌دهیم، ما نیاز به شورای بررسی کیفیت کارهای تئاتری داریم. اگر شورای کیفی داشتیم نیاز نداشتیم در پایتخت ایران روزی ۱۰۰ تا تئاتر روی صحنه ببریم بلکه نیاز داشتیم روزانه ۲۰ تا ۳۰ تا اجرا داشته باشیم که سطح درک و شعور خانواده‌ها، جوانان، مخاطب خاص و مخاطب عام را ارتقا دهد.

    متأسفانه این روزها شاهد اجرای آثاری هستیم که حاضرم بروم دست و پای تئاتر لاله‌زاری را ببوسم ولی به تماشای آن آثار ننشینم. تئاترهای خوب نیز اجرا می‌شوند اما تعداد مخاطبانی که به تماشای آن‌ها می‌نشینند زیاد نیست زیرا سطح سلیقه جامعه تئاتری و تئاتربین‌مان به سمت کارهای سطحی رفته است. وقتی تماشاگر فوتبال ۲ تیم باشگاهی ایرانی هستیم سطح سلیقه‌مان در حد لیگ ایران است ولی وقتی تماشاگر فوتبال تیم‌های باشگاهی لیگ برتر انگلستان می‌شویم سطح سلیقه‌مان بالا می‌رود. الان سطح تئاتر ما متأسفانه به لیگ دست پنج فوتبال ایران شده است و دیگر از لیگ برتر خبری نیست.

    رحمتی: وقتی تئاتر را فست‌فوودی می‌کنیم مخاطب دیگر به دنبال تغذیه با کیفیت نیست. من با شورای نظارت زاویه دارم زیرا برخی آثاری را روی صحنه می‌بینیم که مشخص نیست به لحاظ کیفی چرا مجوز اجرا گرفته‌اند. نمی‌دانم چرا شورای نظارت برخی آثار را به خاطر پایین‌بودن سطح کیفی رد نمی‌کند.

    تاراج: شورای نظارت اعتماد به نفس اینکه اثری را به خاطر پایین‌بودن سطح کیفی رد کند، ندارد.

    * از نظر شما راهکار برون‌رفت از این شرایط چیست؟

    رحمتی: شورای نظارت نباید فقط به فکر نظارت باشد بلکه باید به لحاظ کیفی، ارزش‌یابی و علمی آثار صلاحیت اجرا رفتن دارند یا نه. الان شما با داشتن یک کارت بانکی می‌تواند در سالن‌های خصوصی کارگردان شوید و اصلا کار ندارند که تحصیل‌کرده هستید یا سابقه تئاتری دارید یا نه. وقتی در تئاتر صنف نداریم شرایط این چنین می‌شود. در سینما به همین راحتی در سینما اجازه نمی‌دهند به سراغ کارگردانی فیلم سینمایی بلند بروید.

    ما نیازمند آکادمی‌های هنری هستیم. من اگر مدیر بودم یک آکادمی به نام دکتر علی رفیعی تأسیس می‌کردم تا نسل‌های مختلف تئاتری را تربیت کند.

    تاراج: الان پژمان جمشیدی با پشتکاری که داشت در بازیگری رشد کرد و قابل احترام است. اما در حال حاضر نمایشی با حضور وی قانون تئاتر را زیرپا گذاشته است، بازتولید در سالن اصلی تئاتر شهر ممنوع است ولی الان شاهد اجرای اثری بازتولید با حضور پژمان جمشیدی روی صحنه سالن اصلی تئاتر شهر هستیم. مناسبات تغییر کرده است. سال گذشته نیز اثری بازتولید در سالن اصلی روی صحنه رفت. در کارگاه نمایش گروه‌های تئاتر معنا داشت و به دنبال اینکه صرفا مخاطب داشته باشند کار تولید و اجرا نمی‌کردند. الان هیچ کس پای تئاتر نمی‌ایستد. الان فقط از گروه پرسیده می‌شود که چقدر می‌فروشد. تئاتر فقط پول و فروش بلیت نیست.

    منبع

  • معرفی بازیگران نمایش «گور پلاس»

    معرفی بازیگران نمایش «گور پلاس»

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «گور پلاس» به نویسندگی وهاب مهربان، شهاب ‌مهربان، کارگردانی شهاب ‌مهربان و تهیه‌کنندگی علیرضا ‌توسلی ‌زاده از ۱۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰ در ‌سالن ‌قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.

    داریوش ‌رشادت، الهام اخوان، مهدی ‌یگانه، میلاد مرادی، پرتو ‌مهر، رحمان یاوری بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «موش اگه قرار بود به همین راحتی گیر آدمیزاد بی‌افته که دیگه موش، موش نمی‌شد.»

    شهاب مهربان پیش‌ از این به‌عنوان کارگردان نمایش‌های «در»، «لوسیا» و «بوکسور» را روی صحنه برده است و نویسندگی «آخرین سه‌شنبه سال»، «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی»، «ونوم»، را به عهده داشته است.

    پیش‌فروش بلیت‌های این اثر نمایشی در سایت تیوال و گیشه تئاتر آغازشده است.

    عکس از امیرمنوچهر طیبی است.

    منبع

  • تمدید اجرا و تغییر ساعت نمایش «بی‌پایانی…» در تئاتر شهر

    تمدید اجرا و تغییر ساعت نمایش «بی‌پایانی…» در تئاتر شهر

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مشاور رسانه پروژه، نمایش «بی‌پایانی…» با طراحی، نویسندگی و کارگردانی صحرا فتحی و تهیه‌کنندگی رها جهانشاهی از ۳۰ مرداد در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفته است.

    اجرای نمایش «بی پایانی…» با استقبال مخاطبان تا ۶ مهر تمدید شد و با تغییر ساعت اجرا از ساعت ۲۰ به ساعت ۱۸:۱۵، در سالن سایه تئاتر شهر میزبان علاقه‌مندان و مخاطبان است.

    در این اثر نمایشی، الهام شعبانی، حدیث میرامینی، مهسا طهماسبی به‌عنوان بازیگر به ایفای نقش می‌پردازند.

    «بی‌پایانی…» قصه سه دوست قدیمی است که بعد از مدت‌ها دور هم جمع می‌شوند و دست تقدیر سرنوشتشان را زیر و رو می‌کند.

    با صدای: محمد چناری، مجری طرح: یوسف ‌میراحمدی، مدیر پروژه: عدنان کاپوسیان، مدیر اجرایی: وحید جوادی، مدیر تولید: کاظم ‌بابایی، آهنگساز، مهندسی صدا: بابک ‌کیوانی، طراح گرافیک، ساخت تیزر، عکاس: محمدصادق ‌زرجویان (کت ‌استودیو)، پوستر و موشن: امیرحسین ‌ستوده ‌نسب (کت ‌استودیو)، مدیر تبلیغات: نوید ‌آغاز، مشاور رسانه‌ای: علی ‌کیهانی، عکاس تبلیغات: آرش خدا کرمی، دستیار کارگردان، برنامه ریز: محسن ‌خسروی، مجیر ‌معینی، منشی صحنه: نادره ‌نادری، مدیر صحنه: علی مرادی، صدا بردار: امیر خوارزمی، مجری نور: علی ‌ذوالفقاری، با همراهی: آموزشگاه هشت ستاره، مبلمان باروس عواملی هستند که صحرا فتحی را در این اثر نمایشی همراهی می‌کند.

    علاقه‌مندان به تماشای نمایش «بی‌پایانی…» می‌توانند به سایت تیوال، سینما تیکت، گیشه تئاتر و یا گیشه مجموعه تئاتر شهر مراجعه کنند.

    منبع

  • «من و گربه پری» اثری مدرن با نگاهی کمدی و تراژدی است

    «من و گربه پری» اثری مدرن با نگاهی کمدی و تراژدی است

    به گزارش تئاتر آنلاین، محمدرضا دلیر پژوهشگر تئاتر در یادداشتی که در اختیار گروه هنر تئاتر آنلاین قرار داده به بررسی نمایش «من و گربه پری» به کارگردانی شهره سلطانی پرداخت که این روزها در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است.

    در این یادداشت آمده است:

    «در نمایش «من و گربه پری» گرچه خط اصلی داستان بر محور سرپرستی پری (شهره سلطانی) از یک گربه استوار است، ولی سیمین امیریان در مقام نویسنده نمایشنامه از دیگر مسائل حوزه زنان و البته مردان امروز که با آن روبه‌رو هستند غافل نبوده است و از هر کدام به میزان لازم چاشنی متن خود کرده است. نمایش با تعریف تازه‌ای از پدیده ازدواج به روایت ساسان همسر پری (بهروز پناهنده) آغاز می‌شود که بر خلاف تصور غالبا منفی عموم مردم از ازدواج، این اتفاق را یک موهبت بزرگ می‌پندارد و کاملا از آن راضی است. پری نیز زنی است که که وقتی حوصله‌اش از تنهایی سر می‌رود، به همسرش یادآوری می‌کند زنان بعد از ازدواج، وظایفی بیش از شستن و پختن دارند و برای تثبیت حرفش از زنان موفق تاریخ نظیر آتوسا (اولین زن شاعر)، رابعه بلخی (شاعر پارسی‌گوی) و مهستی گنجوی (شاعر ) نام می‌برد که ساسان هیچ کدام از آنها را نمی‌شناسد و با شخصیت‌های هم‌نام آنها شوخی می‌کند!

    برگ برنده نمایش «من و گربه پری»، کارگردانی و بازی‌های خوب بازیگران است. شهره سلطانی در مقام کارگردانی باتجربه است. کارگردانی او در این نمایش، قابل توجه و تحسین‌برانگیز است. میزانسن‌ها، انتخاب موسیقی و استفاده خلاقانه از نور، گویای تسلط شهره سلطانی بر کارگردانی است. صحنه پایانی نمایش و طراحی نور روی زمین به شکل میله‌های قفس، خیلی خوب و در خدمت دیالوگ و مفهوم کار شکل گرفته است. بازی هر سه بازیگر نمایش، دیدنی و دوست‌داشتنی است. بهروز پناهنده که پیشتر در نمایش «مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز» خوش درخشیده بود، در اینجا در یک نقش مدرن و متفاوت با بازی بی‌نقص خود تماشاگر را غافلگیر می‌کند. شهره سلطانی نیز نقش یک زن امروزی را خیلی روان بازی می‌کند اما بازی مجتبی رجبی‌معمار بسیار شگفت‌انگیز و به یادماندنی است. او نقش ساسان را طوری بازی می‌کند که انگار در خارج از صحنه نمایش هم چنین مردی بوده است!

    «من و گربه پری» روایت یک زوج جوان است که در دانشگاه همکلاسی بوده‌اند و پس از تجربه دوستی در آن دوران و قرارمدارهای آزادی زن و مرد به‌طور مطلق و عدم به‌دنیا آوردن بچه باهم ازدواج می‌کنند. قولی که این زن و شوهر جوان پیش از ازدواج به هم داده‌اند باعث می‌شود به سمت بچه‌دارشدن نروند و پری زن قصه که احساس تنهایی می‌کند، تصمیم می‌گیرد که به‌جای فرزند، گربه‌ای به خانه بیاورد. نمایش «من و گربه پری» درام اجتماعی خانوادگی با ابعاد روانشناسانه است که به موضوع حمایت از حقوق حیوانات نیز اشاره دارد. این نمایشنامه، متنی مدرن است و همزمان نگاه‌ کمدی و تراژدی را باهم دارد. فضای کمدی نمایشنامه «من و گربه پری» با سویه‌های سوررئالیستی تلاش دارد به رابطه انسان شهرنشین امروزی با حیوانات خانگی بپردازد. برای این منظور یک گربه در نظر گرفته شده تا فضای آشنایی برای مخاطبان تداعی شود اما در ادامه این آشنایی دلپذیر با مناسبات فراواقعی و عجیب و غریب جایگزین می‌شود. نویسنده نمایشنامه از فضای رئالیسم اجتماعی این روزهای طبقه متوسط فاصله می‌گیرد و به سرنوشت گربه‌ای می‌پردازد که به موازات اهلی‌شدن، امکان سخن گفتن می‌یابد. از منظر اجرایی کارگردان تاحدودی به متن نمایشنامه وفادار مانده است و نقش پری را هم خودش بازی کرده است. طراحی صحنه نیز مینی‌مالیستی است. در مجموع نمایش «من و گربه پری» تاحدودی این امکان را دارد که نقدی باشد بر رابطه انسان مدرن ایرانی با حیوانات خانگی.»

    عکس از رضا جاویدی است.

    منبع

  • «خالی» در تئاتر شهر می‌ماند

    «خالی» در تئاتر شهر می‌ماند

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «خالی» به نویسندگی کهبد تاراج و کارگردانی مجید رحمتی از ۴ شهریور ۱۴۰۳ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفته است. این اثر نمایشی که قرار بود ۳۰ شهریور به پایان برسد، برای 6 اجرای دیگر تمدید شد و از روز یکشنبه ۱ تا روز جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹ روی صحنه می‌رود.

    «خالی» با تهیه‌کنندگی حسن جودکی و مجری طرحی سعید سیادت روایتی از زندگی حاج احمد دلجو چهارپایه‌خوان معروف بازار را برای مخاطبان به تصویر می‌کشد.

    (به ترتیب ورود به صحنه) مهرداد ضیایی، ارسطو خوش‌رزم، مازیار مهرگان، لبخند بدیعی و امین میری بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    در خلاصه نمایش «خالی» آمده است: «ما اینجا تماشاگر نمی‌خواییم، بفرمایید. میخوام چارپایه بخونم! بفرمایید. می‌خوام تو یه جای خالی بخونم! خالی. بفرمایین.»

    طراح گریم: ماریا ‌حاجیها، طراح صحنه: سینا ‌ییلاق ‌بیگی، طراح نور: رضا ‌خضرایی، طراح لباس: سهیلا ‌جوادی، آهنگساز، طراح صدا: بابک ‌کیوانی، طراح پوستر: مهدی ‌دوایی، عکاس: امین صباغ، مصطفی فراهانی، دستیار کارگردان، برنامه ریز: میثم ‌انتظاری، منشی صحنه: هستی ‌اقدامی، مدیر صحنه: امین صباغ، آبتین رحمتی، مجریان گریم: سپهر ‌گودرزی، فرناز مرتضوی، دستیاران طراح لباس: فرنوش یاری، شهرزاد یاری، دستیار صحنه: محمدحسین ‌خلج، دستیار طراح نور: اصغر فرخی، مصطفی ‌جلمبادانی، میثم ‌صفری، کیوان ضیاپور، میثم ‌خانکی، دستیار طراح صحنه: حسین کاظمی، سرپرست ساخت دکور: مصطفی ‌طباطبایی ‌نسب، دستیار اجرا: مهدی عابدی، هادی ‌عابدی، مهدیس ‌بیدی، ساخت دکور: رضا زهره وند، تیزر، موشن، متریال تبلیغاتی: مصطفی ‌فراهانی، روابط عمومی و مشاور رسانه‌ای: علی ‌کیهانی دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

    منبع

  • «لباسی برای مهمانی» روی صحنه می‌رود

    «لباسی برای مهمانی» روی صحنه می‌رود

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «لباسی برای مهمانی» به نویسندگی محمد رحمانیان، کارگردانی و تهیه‌کنندگی آرزو خانی، به دراماتورژی مهدی قربانی و با بازی زهره محمودی، یاسمن گرگانی از ۲۷ شهریور تا ۱۲ مهر، ساعت ۱۹ در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.

    نمایشنامه «لباسی برای مهمانی» داستان دختری است که برای آماده‌شدن جهت حضور در یک مهمانی دچار چالش‌های ذهنی و کشمکش‌های درونی می‌شود.

    دیگر عوامل این نمایش عبارتند از:

    طراح و مشاور کارگردان: مهدی قربانی، مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری مهراز، مدیر تولید: حمیدرضا طالبی، دستیار کارگردان: سارا رستمی، منشی صحنه: فاطمه تقی‌زاده، طراح لباس: اکرم بایه، طراح صحنه: سمانه قربانی، طراح گریم: مهسا قنبری، طراح نور: اصغر فرخی، مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه: رضا پورزارعی، طراح پوستر و گرافیک: حمیدرضا بیدقی، عکاس: فرشاد فیضی، وحید دهرویه، دستیار طراح لباس: نگین شمالی، دستیار صحنه: امیر پارسا مهرابی، برنامه‌ریز: سید مجید جعفری

    علاقه‌مندان برای تهیه بلیت نمایش «لباسی برای مهمانی» می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

    منبع

  • ماجرای مداحی که برای همه عزیز بود/ پشت‌مان را خالی کردند!

    ماجرای مداحی که برای همه عزیز بود/ پشت‌مان را خالی کردند!

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین مؤذن‌زاده-علیرضا سعیدی-فریبرز دارایی؛ «خالی» نمایشی به نویسندگی کهبد تاراج است که با کارگردانی مجید رحمتی در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می رود. تاراج و رحمتی از هنرمندانی هستند که تجربه چندین همکاری در عرصه تئاتر را با هم داشته‌اند و «خالی» جدیدترین اثر آن‌ها است که به شخصیت حاج احمد دلجو از چهارپایه‌خوانان به‌نام ایران می‌پردازد.

    در این نمایش مهرداد ضیایی به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده و با سابقه بازیگری تئاتر که نقش‌آفرینی‌هایی به یادماندنی در ذهن مخاطبان دارد به همراه ارسطو خوش‌رزم برنده جایزه بهترین بازیگر مرد چهل و دومین جشنواره فیلم فجر و از بازیگرانی که پیش از این نیز با تاراج و رحمتی در عرصه تئاتر همکاری داشته است، حضور دارند.

    همچنین امین میری از بازیگران فعال تئاتر و سینما که خود در مقام کارگردان تئاتر نیز فعالیت دارد، لبخند بدیعی از بازیگران تئاتر که طی سال‌های گذشته همکاری مستمری با کهبد تاراج و مجید رحمتی داشته است و مازیار مهرگان بازیگر تئاتر در نمایش «خالی» به ایفای نقش می‌پردازند.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی، نشست گفت‌وگویی با حضور مهرداد ضیایی، مجید رحمتی، کهبد تاراج، ارسطو خوش‌رزم، لبخند بدیعی و سعید سیادت مجری طرح «خالی» در تئاتر آنلاین برگزار شد.

    در این نشست عوامل «خالی» درباره نکات مختلفی از جمله روند تولید این اثر نمایشی، ویژگی‌های شخصیت حاج احمد دلجو برای ارائه در اثری دراماتیک و شرایطی که برای اجرای این اثر نمایشی رقم خورد، به ارائه نقطه‌نظرات خود پرداختند.

    در ذیل بخش اول این نشست آمده است:

    * برای اینکه بحث آغاز شود درباره این صحبت کنید که لزوم پرداختن به شخصیتی همچون حاج‌ احمد دلجو به عنوان یک چهارپایه‌خوان چه بود؟ چه چیزی باعث شد که فکر کنید این شخصیت قابلیت دراماتیک شدن دارد؟ و اینکه چقدر توانستید شخصیت این فرد را وارد قصه کنید؟

    کهبد تاراج: تقریبا ۴ سال پیش بود که طرح نمایش حاج‌احمد دلجو را داشتیم که البته با این طرح و اجرا متفاوت بود. اوایل سال بود که آقای حمید نیلی به من گفتند که آیا می‌توانیم این طرح را به اجرا درآوریم؟ طرح قبلی ما گسترده بود ولی با شهادت رئیس‌جمهور شکل طرح ما تغییر کرد و نتوانستیم به چیزی که می‌خواستیم برسیم. البته صمیمیتی که در این اجرا شاهد آن هستم در طرح قبلی وجود نداشت. آن طرح گسترده‌تر بود ولی بودجه آن تأمین نشد و به سرانجام نرسید.

    * چه تفاوت‌هایی داشت؟ آیا پروژه بزرگتری بود؟

    حاج احمد دلجو به شکلی زندگی کرد که بسیاری از مداحان ما اینگونه زندگی نمی‌کنند. عین مردم عادی زندگی کرد و همه دوستش داشتم. باید قبول کنیم که مداحی برخی مداحان را گوش می‌کنیم اما شخصیت‌شان را دوست نداریمتاراج: بله، پروژه بزرگتری به همراه بازیگران سینما بود و سالن اجرا نیز فرق می‌کرد ولی به چند دلیل نشد. البته باز هم تأکید می‌کنم که صمیمیت این اجرا را بسیار دوست دارم. من در دوران نوجوانی حاج احمد دلجو را دیده بودم، آدم عجیبی از شکل راه‌رفتن، رفتار با مردم عادی و حتی رانندگی بود. البته من چهارپایه‌خوانی از ایشان ندیدم اما انگیزه‌ای که باعث شد به سراغ این شخصیت بروم این بود که حاج احمد دلجو به شکلی زندگی کرد که بسیاری از مداحان ما اینگونه زندگی نمی‌کنند. عین مردم عادی زندگی کرد و همه دوستش داشتم. باید قبول کنیم که برخی مواقع مداحی برخی مداحان را گوش می‌کنیم اما شخصیت‌شان را دوست نداریم. مهمترین نکته دیگری که در اجرای نمایش «خالی» مدنظر بود، هنر آیینی تعزیه است. اگر تعزیه فراموش و کنارگذاشته شود چه جایگزینی خواهیم داشت؟ چهارپایه‌خوانی یک هنر انفرادی است و در ۱۰ دقیقه ۲ هزار نفر درگیر اجرایش می‌شوند.

    ما توانستیم ۲۰ درصد از شخصیت حاج احمد دلجو را در نمایش «خالی» نشان دهیم.

    * نمایش «خالی» اطلاعات خاصی را درباره حاج احمد دلجو به مخاطب ارائه نمی‌دهد. مخاطب مجبور است به جستجوی اطلاعات بیشتری درباره این شخصیت بپردازد. آیا جدا از نشان‌دادن ظاهر متفاوت از حاج احمد دلجو نسبت به مداحان دیگر، عمدی برای قطره‌چکانی دادن اطلاعات وجود داشته یا ملاحظاتی در زمینه پرداختن بیشتر به این شخصیت مدنظر بوده است؟

    تاراج: ملاحظات که وجود داشته است. حدود ۳ سال پیش که با خانواده حاج احمد صحبت کردیم دوست نداشتند که نمایشی درباره این شخصیت ساخته شود زیرا معتقد بودند که حاج احمد دلجو فردی عادی است و نیازی به یادآوری ندارد و در زمان حیات خود تأثیر خود را گذاشته است. من از اجرای «خالی» بسیار راضی هستم. من و مجید رحمتی وجوه مشترکی داشتیم، مجید یک تعزیه‌خوان قابل است و وقتی درباره فضای نمایش با او صحبت می‌کردم به راحتی متوجه نکات ذهنی مدنظر من می‌شد. ما جز اینکه از فضای برزخ برای روایت اثرمان استفاده کنیم راه دیگری برای پرداختن به شخصیت حاج احمد دلجو نداشتیم.

    ماجرای مداحی که برای همه عزیز بود/ پشت‌مان را خالی کردند!

    مجید رحمتی: یک بخشی از ماجرا به پرتره احمد دلجو و بخشی به حواشی زندگی او مربوط می‌شود. در فیلم «جوکر» این جمله گفته می‌شود که «این روزها کافیه خودت رو پیدا کنی، بقیه چیزها در گوگل هست». ما مخاطب را ترغیب کردیم که برود و درباره حاج احمد دلجو جستجو و مطالعه کند. البته در گوگل هم اطلاعات زیادی درباره این شخصیت وجود ندارد. برای ما در شکل نگارش و شکل اجرا، رویدادهایی که در روایتگری ۳ کاراکتر نمایش وجود داشت از شخصیت حاج احمد دلجو مهم‌تر بود. تأثیراتی که یک اسطوره در فضا و پیرامون خود می‌گذارد به لحاظ جامعه‌شناسی برای ما خیلی مهم‌تر از قصه زندگی اصلی اسطوره است.

    چقدر خوب است که نمایش «خالی» به مخاطب تلنگری زده و برایش ایجاد سؤال کرده است که بعد از تماشای اثر به سراغ شخصیت حاج احمد دلجو برودمهرداد ضیایی: در این نمایش مهم فردیت حاج احمد دلجو نیست بلکه انسانیت احمد دلجو مهم است. ما سعی کردیم به بخش نوحه‌خوانی این شخصیت زیاد نپردازیم و مهم‌ترین موضوع برای ما نشان دادن ارتباط و رفتار این شخصیت با آدم‌های دیگر است. مهم‌ترین وجهی که مجید رحمتی و کهبد تاراج به سراغش رفتند و ما به عنوان بازیگر سعی کردیم آن را نشان دهیم، وجه انسانی حاج احمد دلجو است که همین وجه وی را نزد افراد دیگر عزیز کرده است. چه شده که حاج احمد دلجو در بین این همه نوحه‌خوان و مداح اینقدر عزیز شده است؟ به طور حتم جنبه انسانی این شخصیت خیلی مهم است. جنبه اعتقادی حاج احمد دلجو هم خیلی مهم است زیرا او برای اعتقاد خود چهارپایه‌خوانی می‌کرد نه برای دریافت پول و معروفیت.

    نکته دیگر اینکه چقدر خوب است که نمایش «خالی» به مخاطب تلنگری زده و برایش ایجاد سؤال کرده است که بعد از تماشای اثر به سراغ شخصیت حاج احمد دلجو برود. اگر این اتفاق افتاده یعنی ما کارمان را درست انجام داده‌ایم.

    کهبد تاراج: علیرضا سعیدی با حاج احمد دلجو زیست کرده و شناخت خیلی خوبی از این شخصیت داشته است. چقدر حیف که در کار نتوانستیم از حضور او در کنارمان بهره‌مند شویم.

    * آیا فکر نمی‌کنید مخاطب تشنه دیدن چهارپایه‌خوانی روی صحنه بود و دوست داشت حتی بخش کوتاهی از چهارپایه‌خوانی را با صدای مهرداد ضیایی در نقش حاج احمد دلجو بشنود.

    رحمتی: به عمد این کار را کردیم.

    ماجرای مداحی که برای همه عزیز بود/ پشت‌مان را خالی کردند!

    * چرا؟ به دلیل ملاحظات؟

    رحمتی: جنبه انسانی شخصیت برای ما مهم‌تر بود. من وقتی به عنوان کارگردان اثری را از یک نمایشنامه‌نویس که قبولش دارم کار می‌کنم، آن متن برای من جایگاه خاصی دارد و نه به خودم و نه به بازیگران اجازه نمی‌دهم که تغییری در آن ایجاد کنیم. در متن اشاره می‌شود که روضه وجود ندارد که نیاز به روضه‌خوان داشته باشد. در نمایشنامه درباره رسم و رسوم صحبت می‌شود. در آخرین صحنه نمایش هم به تماشاگر گفته می‌شود که ما در روضه تماشاگر نمی‌خواهیم. کلا هر اسطوره‌ای در طول تاریخ در مقابل ظلم مقاومت کرده و به شهادت می‌رسد روضه و تعزیتی دارد. به عمد چهارپایه‌خوانی و روضه را در نمایش «خالی» قرار ندادم که بگویم سیاه امام حسین (ع) ارث پدری هیچ کسی نیست.

    * نمایش در انتها نیز رورانسی ندارد.

    رحمتی: به عمد این کار را کردم. نمایش «خالی» اگر رورانس داشت هیچکدام از تأثیرات متن، نوع کارگردانی و طراحی و موسیقی که دارد در مخاطب ته‌نشین نمی‌شد. اینکه چه کسی بالای منبر و چهارپایه می‌رود خیلی مهم است. صحبتی مذهبی هست که می‌گوید تئاتر نیز نوعی «منبر» است. درست است که ما به عنوان گروه تئاتر در یک سالن به اجرای اثر خود می‌پردازیم ولی در واقع ما هم تافته جدا بافته از تماشاگر هستیم پس باید خیلی نسبت به رفتار و اجرای خود آگاه باشیم تا مفهوم درست را به مخاطب منتقل کنیم.

    تاراج: با مجید بحث‌هایی بر سر اینکه در نمایش «خالی» چهارپایه‌خوانی داشته باشیم یا نه مطرح شد که من به او گفتم باید بی‌رحمانه این بخش را حذف کنیم و در اجرا چهارپایه‌خوانی نداشته باشیم. دیدگاه‌مان این بود که چهارپایه‌خوانی باید حذف شود تا ببینیم تماشاگر چه برداشتی دارد. ریسکی را انجام دادیم و پای ریسک‌مان ایستاده‌ایم.

    معتقدم آیین‌ها و مراسم‌های مذهبی و ملی باید در شکل‌واره، فضا، مکان و زمان خود اجرا شود. اگر تعزیه را در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر اجرا کنید کار خاصی نکرده‌اید اما اگر تعزیه را در خیابان یا روستا اجرا کنید، در زمان خود تأثیر بسیار بالایی داردما بابت تولید و اجرای نمایش «خالی» پول آنچنانی نگرفتیم و به جای این اثر می‌توانستیم متون اجتماعی را تولید و اجرا کنیم ولی پای یک موضوع ایستاده‌ایم که البته مانند نام نمایش‌مان که «خالی» است پشت‌مان را خالی کردند.

    رحمتی: معتقدم آیین‌ها و مراسم‌های مذهبی و ملی باید در شکل‌واره، فضا، مکان و زمان خود اجرا شود. اگر تعزیه را در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر اجرا کنید کار خاصی نکرده‌اید اما اگر تعزیه را در خیابان یا روستا اجرا کنید، در زمان خود تأثیر بسیار بالایی دارد. اگر چهارپایه‌خوانی را در روز عاشورا در بازار تهران اجرا کنید بسیار تأثیرگذارتر است تا اینکه در روزهایی غیر از ماه‌های محرم و صفر و در مکانی دیگر اجرا شود. جوی که در فضا و زمان مربوط به آیین‌ها و مراسم‌های مذهبی وجود دارد، برای اجرای این آیین‌ها خیلی پررنگ و تأثیرگذارتر است. من روی صحنه تئاتر قرار است فقط اشاره‌ای به موضوع داشته باشم و برایم جالب می‌شود که مخاطب تشنه دیدن چهارپایه‌خوانی بشود.

    ماجرای مداحی که برای همه عزیز بود/ پشت‌مان را خالی کردند!

    * خانم لبخند بدیعی شما هم در این نمایش ایفاگر شخصیت «پری منفرد» بودید. درباره ایفای این نقش و تجربه با توجه به همکاری‌های متعدی که با کهبد تاراج و مجید رحمتی داشتید، توضیح بدهید.

    بدیعی: ما تجربه‌های زیادی داشتیم ولی این نقش برای من سخت‌تر بود. کلیشه‌هایی درباره این نوع شخصیت‌ها وجود دارد و من خیلی دوست داشتم وارد کلیشه‌ها نشویم و به شکلی شخصیت را نشان دهیم که تازگی داشته باشد. کار سختی بود ولی همه گروه به من کمک کردند. این شخصیت از زیست من خیلی دور بود ولی با تمرین و کمک گروه سعی کردیم به مخاطب نشان دهیم که این شخصیت چه روندی داشته و به کجا می‌رسد.

    * مهرداد ضیایی به لحاظ چهره خیلی شبیه حاج احمد دلجو است. احمد دلجو شخصیت رنگارنگ و چندوجهی بود و با مداحان امروز تفاوت داشت، متأسفانه برخی از مداحان امروز ۲ رنگ هستند و چیزی که روی منبر می‌خوانند با چیزی که بیرون منبر می‌خوانند متفاوت است ولی خصوصیت حاج احمد دلجو و حاج احمد شمشیری و حاج حسن ذوالفقاری با نسل‌های بعد خود بسیار متفاوت بودند. مواجهه حاج احمد دلجو با شخصیت‌های مختلف در سطح جامعه به گونه‌ای بود که باعث شد شخصیتی متمایز پیدا کند. او وابسته به هیچ جناح سیاسی نبود. فکر می کنید در این نمایش چقدر در نشان دادن این وجوه حاج احمد دلجو به مخاطب موفق بودید؟

    ضیایی: به قول کهبد تاراج چقدر خوب می‌شد که شما آقای علیرضا سعیدی در کنار گروه می‌بودید و در شکل‌گیری این اثر ما را همراهی می‌کردید. اتفاقا ما تمام تلاش خود را کردیم که شخصیت حاج احمد دلجو را این‌چنین نشان دهیم. شاید اگر دست و بال‌مان باز بود تا وجوه مختلف حاج احمد دلجو را نشان دهیم، این شخصیت خیلی رنگارنگ‌تر می‌شد. ما سعی کردیم حاج احمد دلجو را از جنس همه آدم‌ها ولی با اعتقادی راسخ درباره حرفی که می‌زند نشان دهیم، احمد دلجو آدم و بوق تبلیغاتی کسی نبود و شخصیت و جایگاه آدم‌ها را درک می‌کرد و خود را از کسی برتر نمی‌دانست. او بابت اعتقادش پولی دریافت نمی‌کرد.

    ماجرای مداحی که برای همه عزیز بود/ پشت‌مان را خالی کردند!

    تاراج: برای خود جایگاهی قائل نبود و به بهانه اینکه برای امام حسین (ع) مداحی می‌کرده توقع گرفتن امتیاز نداشته است.

    معتقدم اهمیت حاج احمد دلجو در این است که می‌توانسته از موقعیت خود برای قدرتی استفاده کند اما این کار را نکرده است. این اهمیت بالایی دارد که از موقعیت خود سوءاستفاده نمی‌کندبدیعی: من از بعضی مخاطبان شنیدم که چرا درباره چنین شخصیتی تئاتر کار کرده‌ایم. معتقدم اهمیت حاج احمد دلجو در این است که می‌توانسته از موقعیت خود برای قدرتی استفاده کند اما این کار را نکرده است. این اهمیت بالایی دارد که از موقعیت خود سوءاستفاده نمی‌کند. ما در یک ساعت فرصت زیادی نداشتیم که به تمام وجوه احمد دلجو بپردازیم.

    تاراج: یک ساعت فرصت کمی برای پرداختن به وجوه مختلف حاج احمد دلجو است. ما در نمایش «خالی» فلاش‌بک می‌زنیم و کل نمایش در «باغ طوطی» (گورستانی در ضلع غربی حرم شاه‌عبدالعظیم) می گذرد. ما مخاطبانی داشتیم که اصلا نمی‌دانستند «باغ طوطی» کجاست چه برسد به اینکه بدانند حاج احمد دلجو چه کسی است. ما درباره حاج احمد دلجو و بیشتر حواشی او صحبت می‌کنیم.

    * ارسطو خوش‌رزم در نمایش «خالی» ایفاگر نقش یک شمرخوان است. درباره این حضور و همکاری با مجید رحمتی و کهبد تاراج توضیح بدهید.

    خوش‌رزم: من با مجید و کهبد سال‌ها است که همکاری می‌کنیم و دیگر کار «من» یا «تو» معنی ندارد بلکه کار «ما» است که این «ما» خیلی سال است از بین رفته است. ما در گذشته گروه‌های تئاتری متعددی داشتیم و کار تئاتر گروهی بود. الان ما تلاش کردیم که خودمان این «ما» بودن کار تئاتر را حفظ کنیم. وقتی مجید رحمتی با من تماس گرفت با وجود اینکه خیلی درگیر بودم بدون اینکه فکر کنم چه کاری و کجا قرار است اجرا شود، پذیرفتم. یکی از دلایلی که این نمایش را پذیرفتم این بود که در کارنامه کاری‌ام افتخار کنم که با مهرداد ضیایی همکاری کرده‌ام. مهرداد ضیایی در تئاتر جایگاهی دارد که خیلی سخت آدم‌ها به آن جایگاه دست پیدا می‌کنند.

    یکی از آفت‌هایی که به هنر ما وارد می‌شود؛ مرجع و مبدأ قراردادن منابعی است که اصلا صلاحیت اظهار نظرکردن درباره یک اثر هنری را ندارند. وقتی مرجع تماشای یک اثر نمایشی می‌شود نقطه‌نظرات برخی افراد مجهول‌الحال در یک سایت فروش بلیت، آسیب‌زننده استیکی از آفت‌هایی که به هنر ما وارد می‌شود؛ مرجع و مبدأ قراردادن منابعی است که اصلا صلاحیت اظهار نظرکردن درباره یک اثر هنری را ندارند. وقتی مرجع تماشای یک اثر نمایشی می‌شود نقطه‌نظرات برخی افراد مجهول‌الحال در یک سایت فروش بلیت، آسیب‌زننده است. این افراد گروهی به تماشای نمایش می‌نشینند و بعد هجمه‌ای به کار ما وارد می کنند که مثلا این اثر مذهبی است و اگر می‌دانستند به تماشای «خالی» نمی‌آمدند. من معتقدم آدم باید با کاری که انجام می‌دهد صادق باشد. به عنوان مخاطب اگر نمایش «خالی» را می‌دیدم لذت می‌بردم. آصف آریا خواننده به تماشای نمایش «خالی» نشست. شب با من تماس گرفت و ۴۰ دقیقه صحبت کرد و گفت که تازه فهمیدم تئاتر چیست، نمایشنامه چیست، نور و طراحی صحنه، بازیگری و کارگردانی چیست. اینجا است که می‌گویم ما داریم تئاتر کار می‌کنیم.

    متأسفانه جنس تئاتر در ایران به سمت اقتصادی می‌رود که معتقدم بسیار وحشتناک است. در سالن‌های خصوصی نمایش‌های کمدی به نوعی سخیف اجرا می‌شود. آقای سیدجواد طاهری در دوره مدیریت خود بزرگترین ضربه را به مجموعه تئاتر شهر زد. افرادی در تئاتر شهر کار خود را اجرا کردند که مشخص نیست چه کسانی هستند. زمانی تئاتر شهر برای ما قبله بود و آرزو می‌کردم که روزی بشود در این مجموعه حضور پیدا کنم. حالا این مجموعه در اختیار افرادی قرار می‌گیرد که می‌خواهند تجربه کسب کنند در حالی که تئاتر شهر جای تجربه‌کردن نیست.

    ماجرای مداحی که برای همه عزیز بود/ پشت‌مان را خالی کردند!

    نمایش «خالی» بسیار برای من دلچسب است و از تماشاگر واقعی تئاتر بازخوردهای مثبت گرفته‌ایم. حال خودمان هم با کارمان خوب است زیرا نه دیدگاه و ایدئولوژی خاصی را تبلیغ می‌کنیم و نه کاری را انجام می‌دهیم که به آن اعتقاد نداشته باشیم. معتقدم آدم کاری را باید انجام دهد که به آن معتقد باشد. برای من مهم بود که بعد از جشنواره فیلم فجر در تئاتر با چه کسی چه کاری را انجام دهم. مجید رحمتی و کهبد تاراج برای من دارای جایگاه بسیار خوبی در تئاتر هستند، حضور مهرداد ضیایی، امین میری و لبخند بدیعی هم برای من خیلی مهم بود.

    من نقش «کاظم شمر» را در نمایش «خالی» بازی می‌کنم که از گلپایگان به «باغ‌طوطی» شاه‌عبدالعظیم آمده است. در آنجا موافق‌خوان ندارند و کاظم شمر در خواب از حاج احمد دلجو رخصت می‌گیرد که چهارپایه‌خوانی کند. ۲ شب در باغ‌طوطی می‌خوابد و با حاج احمد دلجو کلنجار می‌رود و در نهایت هم نمی‌تواند رخصت بگیرد و برمی‌گردد. خودم این نقش را خیلی دوست دارم و نمی‌توانم حال خود را در اجرا به زبان بیاورم. تقابل بازیگری با مهرداد ضیایی روی صحنه آتشی را در دل من روشن می‌کند که سال‌ها خاموش شده بود و می‌دانم اگر لحظه‌ای غافل شوم در نمایش عقب خواهم ماند. وقتی دیالوگ می‌گویم واقعا حاج احمد دلجو را می‌بینم نه مهرداد ضیایی را. بعد از خروج از صحنه چند دقیقه‌ای حال و احوال مناسبی ندارم و دگرگون می‌شوم.

    * مهرداد ضیایی جزو نسل طلایی بازیگران تئاتر است و در آثار هنرمندان مطرح همچون بهرام بیضایی، علی رفیعی و حمید امجد به ایفای نقش پرداخته است.

    تاراج: زندگی من با «قهوه تلخ» شبنم طلوعی با بازی مهرداد ضیایی تغییر داد و من را به سمت تئاتر آورد. در آن دوران یک اثر نمایشی می‌توانست زندگی انسان را تغییر دهد. به مجید رحمتی اصرار کردم که حتما باید مهرداد ضیایی در نمایش «خالی» حضور داشته باشد، وی پل ارتباطی نسل خود با نسل‌های بعد از خود است. جای این نسل خیلی در تئاتر ما خالی است.

    رحمتی: من با مهرداد ضیایی تجربه همکاری مشترک داشتم و خیلی تشکر می‌کنم که خیلی بی‌ریا صحنه‌های بازیگران دیگر نمایش را نگاه می‌کرد و از تجربیاتش استفاده کردیم. قسمت نشده که تا کنون در مقابل مهرداد ضیایی بازی کنم، روزی ارسطو در تمرین نبود و من به جای او در مقابل ضیایی بازی کردم و آنقدر انرژی خوبی دارد و بازیگر قدرتمندی است که من در مقابلش حرفی برای گفتن نداشتم.

    ادامه دارد … .

    منبع

  • من به جادوی بلوچستان دچار شدم/ تئاتر واسطه‌ای برای شناخت قوم بلوچ

    من به جادوی بلوچستان دچار شدم/ تئاتر واسطه‌ای برای شناخت قوم بلوچ

    به گزارش تئاتر آنلاین، «مچ مدگ» به کارگردانی صادق سهرابی از ۲۵ شهریور در سالن سایه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود و روایت حمله ملخ‌ها به مزارع کشاورزان بلوچ است. صادق سهرابی کارگردان این نمایش در نشست خبری نمایش «مچ مدگ» که شنبه ۲۴ شهریور در مجموعه تئاتر شهر برگزار شد، عنوان کرد: راه برون‌رفت بسیاری از مسائل استان ما از فرهنگ می‌گذرد. به همین دلیل هم دغدغه من به‌عنوان کارگردان این نبود که فقط به جشنواره برویم و از همان ابتدا به فکر اجرای عمومی بودم دوست داشتم یک کار بومی از بلوچستان اجرا کنیم چون به نظرم نمونه کارها شبیه به این جایشان در تئاتر خالی است. به همین دلیل از خانم اسکندری خواهش کردیم که برای اجرای این نمایش در تهران یاریگر ما باشد.

    ملازهی نویسنده نمایش «مچ مدگ» نیز در صحبت‌هایی گفت: مچ به زبان بلوچی همان نخل و مدگ همان ملخ است، داستان اشاره به هجوم ملخ‌ها به نخلستان‌ها دارد و یکی از بزرگترین آفت‌های مردم بلوچ و کشاورزان ملخ بوده است و داستان جریانی واقعی دارد. در این اثر ملخ به هر چیزی از داشته‌های یک جامعه اشاره دارد و بیانگر این است که جوامع چطور در برابر این هجوم مقابله می‌کنند.

    در ادامه ستاره اسکندری تهیه‌کننده این اثر نمایشی در صحبت‌هایی گفت: جا دارد که از مریم رودبارانی تشکر کنم که در دوره غیبت من به دلیل تداخل زمانی برگزاری کارگاه دکتر رفیعی در کاشان با این نمایش، به عنوان چشم‌ من بود و یک تنه کار را پیش‌برد و تشکر می‌کنم از اصحاب رسانه که سبب می‌شوند با نقد و انعکاس درست زحمت و تلاش یک گروه، آن‌ها را در دیده شدن یاری بدهد. البته ورای فروش به هر شیوه و وسیله‌ای، ما دستان‌مان را در دستان شما اصحاب رسانه می‌گذاریم و خود را جدا از شما نمی‌بینیم.

    وی افزود: نکته‌ای که لازم است حتما ذکر شود این است که حضور این تیم در پایتخت و مجموعه‌ تئاتر شهر به هیچ وجه به مثابه یک سیاست‌گذاری کلی نیست و تنها مختص به شخص آقای حمید نیلی مدیرکل هنرهای نمایشی و همکاران مجموعه‌ تئاتر شهر است و باید پذیرا باشیم که دولت‌مردان ما دغدغه‌ تئاتر و نمایش ندارند چه برسد به استعدادیابی تئاتر شهرستان. حتی یک سیاست‌گذار فرهنگی نیست که حرکتی در این خصوص به ثمر رسانده باشد. هدف برگزاری این نشست رساندن موضوع اهمیت تئاتر شهرستان است.

    وی علت حضور خود در این نمایش را مسئولیت فرهنگی و اجتماعی عنوان کرد و گفت: این فعالیت مختص به این نمایش نیست و همانطور که آگاه هستید سال‌ها است که در این حوزه فعال هستم چه در کنار دوستان دانشجو و چه در کارهایی مانند «خانه برناردا آلبا» به کارگردانی استادم دکتر علی رفیعی و امروز این ایستادگی کنار بچه‌ها را به این دلیل می‌دانم که بتوانم نگاه مرکز هنرهای نمایشی تهران را به تیمی جلب کنم که بدون هیچ‌گونه پشتوانه مالی در تلاش هستند که تئاتر کار کنند. افتخارم است اولین ارتباطم با بلوچستان در جشنواره مد و لباس بود و آنجا فهمیدم چقدر نسبت به کشورم کم دانش هستم. متاسفانه سینما و ادبیات ما آنچه انعکاس داده فقط بحث قاچاق، ترور و فقر بوده اما این استان فرهنگی غنی دارد که مهجور مانده است.

    اسکندری یادآور شد: وقتی فیلم «خورشید آن ماه» ساخته شد من به جادوی بلوچستان دچار شدم. این فیلم کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفت ولی در خارج از کشور خوب دیده شد. اگر چه اسم تهیه‌کننده از ابتدا تا انتها می‌تواند شامل حال من نشود اما کنار بچه‌ها ایستادم تا لااقل خیلی‌ها را متوجه این نگاه کنم که دوستان در شرایط سخت بدون پشتوانه مالی به این باور که تئاتر شاخصه فرهنگی است، اعتقاد دارند.

    تهیه‌کننده تئاتر «مچ مدگ» تاکید کرد: هدف ما بیدار کردن اهل فرهنگ است که ما باید سهم مسئولیت اجتماعی‌مان را ادا کنیم. اگر بخواهیم منتظر سیاستگذاران باشیم راه به جایی نمی‌بریم. در همه شهرهای ایران فرهنگ کتابخوانی در حال فراموشی و از بین رفتن است، کودک از طریق کتاب تخیل و رویاپردازی می‌کند. قدم بعدی همه ما امیدوارم در جهت ایجاد کتابخانه‌های سیار باشد.

    وی با بیان اینکه تئاتر دغدغه اهالی سیاست نیست، گفت: ما سال‌ها است دانشجوی تئاتر می‌پذیریم بدون این که سالنی برای اجرا داشته باشند. در گذشته تئاترهای تهران موظف بودند در شهرستان‌ها اجرا داشته باشند اما الان این اتفاق نمی‌افتد. من از حمید نیلی سرپرست مجموعه تئاتر شهر سپاسگزارم که با ما همراهی داشتند اما به شدت به سیاستگذاری تئاتر معترض هستم.

    منبع

  • پوستر سیزدهمین دوره جشنواره تئاتر لاهیجان رونمایی شد

    پوستر سیزدهمین دوره جشنواره تئاتر لاهیجان رونمایی شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، ظهر چهارشنبه پوستر سیزدهمین جشنواره تئاتر شهروند لاهیجان با حضور مسئولان و جمعی از اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه رونمایی و همچنین هیأت انتخاب، آثار راه یافته به بخش مسابقه جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان نیز معرفی شد.

    «رضا زنده دل» دبیر جشنواره شهروند لاهیجان در آئین رونمایی از پوستر سیزدهمین دوره جشنواره تئاتر شهروند لاهیجان اظهار کرد: پس از فراخوان سیزدهمین جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان ۱۵۵ اثر از ۲۲ استان کشور متقاضی شرکت در جشنواره شدند که توسط ۳ تیم سه نفره هیأت انتخاب متشکل از هنرمندان عرصه نمایشی ملی و استانی مورد ارزیابی قرار گرفت که در بخش مسابقه اصلی (شهر ما – آسمان آبی) ۱۵ اثر از استان‌های سراسر کشور انتخاب شدند.

    پوستر سیزدهمین دوره جشنواره تئاتر لاهیجان رونمایی شد

    شهردار لاهیجان با بیان اینکه در بخش کودک نیز ۸ اثر از سراسر کشور انتخاب شده است، گفت: ۷ اثر از آثار انتخاب شده را از شهرهای گیلان املش، رشت، رودسر، لاهیجان، کیاشهر، سیاهکل، کلاچای و یک اثر به عنوان مهمان مورد پذیرش قرار گرفت.

    پوستر سیزدهمین دوره جشنواره تئاتر لاهیجان رونمایی شد

    وی داوران بخش اصلی مسابقه را آقایان فرهاد قاسمیان، قطب الدین و کوروش سلیمانی و در بخش کودک نیز جعفر ستاری، مهدی حبیبی و نسرین بابایی معرفی کرد و گفت: این دوره جشنواره به صورت بین المللی برگزار می‌شود و از کشورهای ترکیه، روسیه و عراق نیز آثار ارسال شده است.

    منبع

  • ستاره اسکندری تهیه‌کننده تئاتر شد

    ستاره اسکندری تهیه‌کننده تئاتر شد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، ستاره اسکندری از جمله بازیگران با سابقه تئاتر است که در نمایش‌های «در مصر برف نمی‌بارد»، «رومئو و ژولیت»، «شازده احتجاب»،«سعادت لرزان مردمان تیره‌روز» و «شکار روباه» به ایفای نقش پرداخته است.

    اسکندری در جدیدترین اثر هنرمندان سیستان و بلوچستان با عنوان «مچ مدگ» به کارگردانی صادق سهرابی در مقام تهیه‌کننده حضور دارد.

    مریم رودبارانی مجری طرح و محمد دین دشتی مدیر پروژه این اثر نمایشی است.

    «مچ مدگ» از ۲۵ شهریور سال جاری در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.

    نمایش «مچ مدگ» روایتی ازحمله ملخ‌ها به نخلستان‌های بلوچستان است که توسط نصیر احمد ملازهی نوشته شده است.

    منبع