برچسب: آزاده صمدی

  • «آن دیگری» طراحان و عوامل خود را معرفی کرد

    «آن دیگری» طراحان و عوامل خود را معرفی کرد


    گروه طراحان و عوامل نمایش «آن دیگری» به کارگردانی سمانه‎ زندی‌نژاد که قرار است از ۹ آبان در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه برود، معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «آن دیگری» نوشته آرمین جوان و با کارگردانی سمانه زندی‌نژاد قرار است از ساعت ۱۹ روز پنجشنبه ۹ آبان اجرای عمومی خود را در پردیس تئاتر شهرزاد آغاز کند.

    خرید بلیت‌های این اثر نمایشی از طریق سایت ایران نمایش امکانپذیر است.

    در نمایش «آن دیگری» آزاده صمدی، محمدرضا علی‌اکبری و طاهره هزاوه به ایفای نقش می‌پردازند.

    عوامل اجرایی این اثر نمایشی نیز عبارتند از مجری طرح: محمدرضا حسین‌زاده، طراح صحنه و لباس: شیما میرحمیدی، طراحی صدا و موسیقی: آمین فیض آبادی، طراح ویدیو: فراز اسکندری، طراح گریم: سارا اسکندری، اسپیشیال گریم: سعید سام، بافت پروک و اجرای گریم: زهرا فردی پور، طراحی گرافیک: آرمان کوچکی، طراح نور: رضا خضرایی، مشاور حرکت: مصطفی شب‌خوان، مدیر تولید: رضا مصطفی پور، دستیارکارگردان و برنامه ریز: پریسا گودرزی، منشی صحنه: فرزانه زینتی، دستیار طراح لباس: سحر آشتیانی، دستیاران طراح صحنه: آلاله امیری، هانیه شجاع، تبیلغات: آرمان کوچکی، مشاور تبلیغات: پویان باقرزاده، دیبا خاتمی، مدیر صحنه: امیرحسین جلالیان، عکس: مهدی آشنا، سرپرست دکور: سید مصطفی طباطبایی نسب، امیرحسین بابائیان، دستیاران دکور: احمد بابائیان، مصطفی جمال لیوانی، فرزاد چوپانی، حمیدرضا صفوی برنا، محمدحسن درباغی فرد، طراحی و ساخت اکسسوار: استودیو زیرزمین، دوخت لباس: حسین پناهی.

  • آزاده صمدی جایگزین الهام کردا در «بداهه» شد

    آزاده صمدی جایگزین الهام کردا در «بداهه» شد


    به دلیل سفر الهام کردا بازیگر نمایش «بداهه» به ژاپن برای اجرای نمایش «شنیدن»، آزاده صمدی در چند اجرا جایگزین او می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آزاده صمدی از یکشنبه ۲۸ مهر با نمایش «بداهه» روی صحنه می‌رود. این درحالی است که نمایش «بداهه» از ۱۸ مهر اجرای خود را در تماشاخانه‌ ایرانشهر آغاز کرده و امروز ششمین اجرای آن خواهد بود.

    الهام کردا بازیگر این نمایش به دلیل سفر به ژاپن برای اجرای نمایش «شنیدن» در شهر کیوتوی ژاپن از اجرا در نمایش «بداهه» بازمی‌ماند اما پس از بازگشت به ایران از تاریخ ۸ آبان مجددا در نمایش حضور می یابد بدین‌ترتیب آزاده صمدی از ۲۸ مهر تا ۳ آبان به مدت شش شب در نمایش «بداهه» حضور خواهد داشت.

    «بداهه» تازه‌ترین اثر آروند دشت‌آرای است که بر اساس تکنیک بداهه در بازیگری اجرا می‌شود.

    ستاره پسیانی، دیبا خاتمی، کاظم سیاحی، علی شادمان، آزاده صمدی، امیراحمد قزوینی، الهام کردا، رضا کیانیان، سهیل مستجابیان، فاطمه نقوی و مارین ون‌هولک (به‌ترتیب‌الفبا) اجراگران این نمایش هستند.

    علاقه‌مندان می‌توانند از طریق سایت تیوال برای خرید بلیت اقدام کنند.

  • آزاده صمدی با «آن دیگری» همراه می‌شود

    آزاده صمدی با «آن دیگری» همراه می‌شود


    آزاده صمدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در نمایش «آن دیگری» به کارگردانی سمانه زندی‌نژاد که قرار است آبان‌ماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه برود، به ایفای نقش می‌پردازد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آزاده صمدی که در کارنامه کاری خود ایفای نقش در آثار سینمایی، تئاتر و تلویزیونی را به ثبت رسانده است، قصد دارد در جدیدترین تجربه خود در عرصه بازیگری تئاتر با نمایش «آن دیگری» به کارگردانی سمانه زندی‌نژاد روی صحنه برود.

    صمدی پیش از این در نمایش‌های متعددی از جمله «بی شیر و شکر» حمید امجد، «بیداری‌خانه نسوان» حسین کیانی، «بالاخره این زندگی مال کیه» اشکان خیل‌نژاد، «یه کلیک کوچولو» احمد سلیمانی، «رویای یک شب نیمه تابستان» مصطفا کوشکی، «زبان اصلی» رسول کاهانی و «بدون تماشاگر» علی سرابی به ایفای نقش پرداخته است.

    بازی در فیلم‌های «آفریقا» و «سیزده» هومن سیدی، «طبقه حساس» و «مارموز» کمال تبریزی، «خوب، بد، جلف» پیمان قاسم‌خانی، «۵۰ کیلو آلبالو» مانی حقیقی و «ساعت ۵ عصر» مهران مدیری از جمله نقش‌آفرینی‌های آزاده صمدی در عرصه سینما است.

    وی در مجموعه شبکه نمایش خانگی «نهنگ آبی» به کارگردانی فریدون جیرانی نیز ایفای نقش داشته است.

    نمایش «آن دیگری» نوشته آرمین جوان از آبان‌ماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.

    دیگر اطلاعات مربوط به گروه بازیگری و عوامل این نمایش نیز به زودی اعلام می‌شود.

  • بازی قدرت و انتخاب نوید محمدزاده در «بالاخره این زندگی مال کیه؟»

    بازی قدرت و انتخاب نوید محمدزاده در «بالاخره این زندگی مال کیه؟»

    تماشای فیلم-تئاتر «بالاخره این زندگی مال کیه؟» به کارگردانی اشکان خیل نژاد و بازی نوید محمدزاده می تواند گزینه مناسبی برای علاقه مندان به تئاتر در تعطیلات نوروز باشد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، علاقه‌مندان به تئاتر و هنرهای نمایشی می‌توانند در ایام تعطیلات نوروز به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «بالاخره این زندگی مال کیه؟» به کارگردانی اشکان خیل نژاد به آنها پیشنهاد می‌شود.

    این اثر نمایشی نوشته برایان کلارک است که از مهر تا آذر ۹۳ در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت. نوید محمدزاده، ندا گلرنگی، الهه شه‌پرست، محمدهادی عطایی، آزاده صمدی، هومن کیایی، مینا کریمی‌جبلی، کیوان ساکت‌اُف، حمید رحیمی، شهاب‌الدین حسین‌پور، سینا بالاهنگ، محمد اشکان‌فر بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    نمایش درباره کن هَریسن مجسمه‌ساز و استاد دانشگاه است که در پی یک سانحه رانندگی برای همیشه فلج می‌شود. وضعیت جسمانیِ درمان ناپذیرش چنان است که او تصمیم می‌گیرد از بیمارستان مرخص شود. مبارزه او برای به دست آوردن این امتیاز، مسائل بسیار مهمی را در زمینه اراده آزاد، حرمت انسانی و اخلاق اجتماعی مطرح می‌کند.

    این اثر نمایشی درباره حق انتخاب حیات و تداوم زندگی است به شکلی که در اجرا، بیمارستان به مثابه یک نظام قدرت که حق انتخاب را از یکی از شهروندانش گرفته به تصویر کشیده می‌شود اما در نهایت این هریسن است که پیروز می‌شود و تصمیم می‌گیرد به دلیل شرایط نامناسب و اینکه امکان علاجی هم برایش وجود ندارد از بیمارستان مرخص شده و دست به اتانازی بزند.

    یکی از ویژگی‌های این نمایش علاوه بر کارگردانی و میزانس هایی که در جهت فضاسازی مناسب بیمارستان شکل‌گرفته است بازی دقیق نوید محمدزاده در نقش یک بیمار قطع نخاعی است. با وجودی که محمدزاده در تمام طول نمایش روی تخت بیمارستان خوابیده و میزانسن ایستایی دارد اما با آگاهی از ویژگی‌های کاراکتری که ایفا می‌کند مرز بین شوخ‌طبعی و خشم را به درستی حفظ کرده است.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی، این محصولات را با قیمت مناسب‌تری تماشا کنند.

  • تمدید «بدون تماشاگر» در شهرزاد

    تمدید «بدون تماشاگر» در شهرزاد


    نمایش «بدون تماشاگر» به کارگردانی امیر اخوین به مدت ۱۰ شب تمدید شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «بدون تماشاگر» به نویسندگی ابوالفضل کاهانی و کارگردانی امیر اخوین تمدید شد. این نمایش از سه‌شنبه هفتم اسفند ماه فقط به مدت ۱۰ شب در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود و دیگر تمدید نخواهد شد.

    بازیگران «بدون تماشاگر» آزاده صمدی و علی سرابی هستند و تهیه کنندگی آن بر عهده سعید خانی است.

    علاقه مندان می‌توانند برای تهیه بلیت به گیشه پردیس تئاتر شهرزاد مراجعه کنند.

  • «بدون تماشاگر» به شهرزاد بروید/ آغاز اجرای «گذر لوطی هاشم»

    «بدون تماشاگر» به شهرزاد بروید/ آغاز اجرای «گذر لوطی هاشم»


    نمایش های «بدون تماشاگر» به کارگردانی امیر اخوین و «گذر لوطی هاشم» به کارگردانی حسین تبریزی عنوان آثار تازه ای هستند که از بیست آذرماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه خواهد رفت.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی پردیس تئاتر شهرزاد، ۲ اثر نمایشی تازه از بیست آذرماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه خواهد رفت. نمایش «بدون تماشاگر» به نویسندگی ابوالفضل کاهانی و کارگردانی امیر اخوین عنوان اثر نمایشی تازه ای است که از تاریخ ۲۰ آذرماه در سالن شماره ۲ پردیس تئاتر شهرزاد اجراهای خود را آغاز می‌کند.

    طبق برنامه ریزی های انجام شده این نمایش هر شب ساعت ۱۹ روی صحنه خواهد رفت. علی سرابی و آزاده صمدی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می پردازند.

    تهیه کنندگی نمایش «بدون تماشاگر» برعهده سعید خانی است. او که پیش از این به عنوان تهیه کننده و پخش کننده سینما شناخته می شود، در نخستین حضور خود در حوزه تئاتر به سراغ نمایشی با مضمون اجتماعی رفته است.

    پیش خرید بلیت های این نمایش طی روزهای آینده در سایت های اینترنتی آغاز خواهد شد و علاقه مندان می‌توانند به صورت حضوری از گیشه پردیس تئاتر شهرزاد، بلیت های این نمایش را خریداری کنند.

    همچنین از سوی دیگر نمایش «گذر لوطی هاشم» به کارگردانی حسین تبریزی عنوان نمایش تازه دیگری است که از ۲۰ آذرماه در سالن شماره ۱ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه خواهد رفت.

    ابوالفضل حاجی خانی نویسندگی این نمایش را بر عهده داشته است و روایتگر یک قصه عاشقانه در دوره پهلوی اول است. تمرینات این گروه نمایشی از ماه ها قبل آغاز شده و آمادگی های لازم برای اجرای نخست این نمایش در پردیس تئاتر شهرزاد صورت گرفته است.

    «گذر لوطی هاشم» نخستین تجربه کارگردانی حسین تبریزی در حوزه تئاتر است، او بیش از این تله فیلم هایی را برای صدا و سیما ساخته است و جزو کارگردانان تلویزیونی محسوب می‌شود. تبریزی کارگردانی فیلم های «افسونگر» و «مساله میهن، مشکل ملیحه» را در کارنامه خود دارد.

    نمایش موزیکال «وامانده تهران!» به نویسندگی و کارگردانی علی شعایی عنوان اثر تازه ای است که در تاریخ ۲۲ و ۲۳ آذرماه در روزهای پنجشنبه و جمعه در قالب ۲ اجرا روی صحنه خواهد رفت.

    نمایش «مده آی سن مدار» به کارگردانی بورژین عبدالرزاقی تا پایان آذرماه سال جاری به اجراهای خود در سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد ادامه خواهد داد. الیکا عبدالرزاقی، احمد ساعتچیان و مهدی بجستانی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند و تهیه کنندگی آن بر عهده امین زندگانی است.

    نمایش «مثل آب برای شکلات» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشت کوهی هم عنوان اثر نمایشی است که از تاریخ ۱۴ آذر اجراهای خود را در سالن شماره ۱ پردیس تئاتر شهرزاد آغاز کرده است و اجراهای این نمایش تا پایان آذرماه ادامه خواهد داشت.

    رویا نونهالی، بهنام پانیزه، معصومه بیگی، فاطمه جعفری، سارا شاهی، افسانه پرمر، علیرضا سرحدی، مسعود خادمی، سارینا ترقی، فاطمه احسانفر، غزل لوری، محمد شورانی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می پردازند.

  • آزاده صمدی و علی سرابی در «بدون تماشاگر»

    آزاده صمدی و علی سرابی در «بدون تماشاگر»


    آزاده صمدی و علی سرابی به زودی با نمایش «بدون تماشاگر» روی صحنه می‌آیند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آزاده صمدی و علی سرابی به زودی با نمایش «بدون تماشاگر» به کارگردانی امیر اخوین روی صحنه می‌آیند.

    نمایشنامه «بدون تماشاگر» را ابوالفضل کاهانی به نگارش در آورده است و سعید خانی تهیه این اثر نمایشی را بر عهده دارد.

    جری طرح این نمایش آرمان کوچکی و پیام نیکفرد مدیر تولید و برنامه ریز آن است.

    «بدون تماشاگر» هم‌اکنون در مرحله تمرین قرار دارد و بعد از اخذ مجوز از اداره کل هنرهای نمایشی تاریخ اجرا و محل آن اعلام خواهد شد.

    در خلاصه این نمایش آمده است: «من سوئد درس خوندم. کارشناس ارشد ادبیات نمایشی از استکهلم. شما تا به‌حال سوئد رفتی؟»

  • آزاده صمدی: تئاتر قلبم را به هیجان می‌ آورد

    آزاده صمدی: تئاتر قلبم را به هیجان می‌ آورد

    نمایش «آیس‌لند» نوشته نیکلاس بیلون، نمایشنامه‌نویس جوان کانادایی است که به کارگردانی آیدا کیخایی و ایفای نقش آزاده صمدی، احسان کرمی و فهیمه امن‌زاده در سالن تئاتر باران روی صحنه رفته و استقبال تماشاگران را به دنبال داشته است. اتفاقی جذاب برای نمایشی برپایه «مونولوگ» که توسط سه شخصیت روایت می‌شود. آزاده صمدی با ایفای نقش در «آیس‌لند» دومین تجربه متوالی حضور در نمایشی را پشت سر گذاشت که بر اساس مونولوگ خلق شده است.

    با او درباره تجربه اخیرش، جهانی که در بازیگری برای خودش در نظر دارد و سال‌های آغازین ورود به تئاتر گفت‌وگو کرده‌ایم. صمدی در سال‌های پرنشاط هنرهای نمایشی وارد دانشگاه شد و همزمان به کسب تجربه عملی پرداخت که ایفای نقش در نمایش «بی‌شیر و شکر» – ١٣٨٣- کاری از حمید امجد حاصل آن دوران است. این بازیگر به ویژه در سال‌های اخیر بسیار فعال‌تر از گذشته با گروه‌های نمایشی همکاری می‌کند. به همین نسبت در سینما نیز حضور پررنگ‌تری دارد اما بهانه اصلی گفت‌وگوی پیش‌رو استمرار حضورش در آثار نمایشی است.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از اعتماد، گفت‌وگو با آزاده صمدی را در ادامه می‌خوانید.

    کمی از سال‌های ابتدایی آشنایی خود با تئاتر بگویید؛ از تجربه حضور در نمایش «بی‌شیر و شکر» حمید امجد و دورانی که قطعا به یاد می‌آورید در مقایسه با امروز شور تئاتری متفاوتی بین مردم وجود داشت.

    آن سال‌ها دانشجوی تئاتر بودم و بیشتر نمایش‌های مجموعه تئاتر شهر را تماشا می‌کردم. علاقه به تماشای نمایش از سال‌ها قبل‌تر نیز وجود داشت ولی در دوران دانشگاه تشدید شد. مدتی هم دستیاری شبنم طلوعی و افروز فروزند را تجربه کردم. به واسطه همین رفت و آمدها با افشین هاشمی که انتخاب بازیگران نمایش «بی شیروشکر» آقای امجد را برعهده داشت به بازیگران این نمایش پیوستم. سال دوم دانشگاه در این نمایش روی صحنه رفتم و بعد در یک موسسه آموزش بازیگری و کارگردانی ثبت‌نام کردم. دانشگاه برایم بستری فراهم آورد تا ببینم اصلا توانایی بازیگری در من هست یا نه؟ برای پاسخ به این پرسش در موسسه ثبت نام کردم و اطمینان دارم اگر به نتیجه می‌رسیدم چنین استعدادی نیست حتما برای موفقیت در حرفه دیگری تلاش می‌کردم.

    نخستین نمایشی که به تماشا نشستید کار کدام کارگردان بود؟

    نخستین تئاتری که دیدم نمایش «شب سیزدهم» به کارگردانی حمید امجد بود و تماشای آن کار قضیه را بسیار برایم هیجان‌انگیزتر کرد. عواملی اینچنین موجب شد تئاتر بیش از هر هنر دیگری به دغدغه‌ام بدل شود.

    نمونه‌های دیگری از آن سال‌ها به یاد می‌آورید؟ به هرحال آن دوران شور و نشاط تئاتر بسیار بیشتر بود.

    بله، هیچ‌وقت نمایش «شازده احتجاب» دکتر رفیعی از ذهنم نمی‌رود. دکور، بازی‌ها و اتفاق‌های روی صحنه برایم به جادو بیشتر شباهت داشت. اتفاقی که با نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» هم تکرار شد. همان سال‌ها یک نمایش عروسکی خارجی نیز در ایران روی صحنه می‌رفت که فراموش نمی‌کنم همه‌چیز مثل جادو بود. یا وقتی روبرتو چولی نمایش «خانه برنارد آلبا» را با بازیگران ایرانی مثل فریده سپاه منصور، پانته‌آ پناهی‌ها و عاطفه تهرانی روی صحنه برد بسیار برایم جذابیت داشت. سالن تئاتر محلی بود که من در آن جان گرفتن رویاها روی صحنه را می‌دیدم.

    وقتی به دانشگاه بازمی‌گشتید خبری از این شور و هیجان بود؟

    نه، واقع بینانه این بود که سیستم آموزش توان نداشت آنچه نیاز داشتید را به شما آموزش بدهد و فقط یک بستر فراهم می‌کرد. بیشتر محلی برای آزمون و خطا بود. عروسک‌سازی را بیرون از دانشگاه و در همکاری با کارگردان‌ها فرا گرفتم. حتی فراموش نمی‌کنم به دلیل غیبت زیاد از درس کارگردانی خانم ماسوری حذف شدم چون همراه گروه و برای شرکت در یک جشنواره پانزده روزه به جزیره کیش سفر کرده بودیم. با تمام اینها یک حسی درونم می‌گفت کاری که می‌کنم درست است.

    البته آن سال‌ها شرایط طوری بود که واقعا کشش زیادی ایجاد می‌شد. حتی مخاطبان دیروز و امروز متفاوت هستند. در مجموع فضای تئاتر حرفه‌ای‌تر به نظر می‌رسید.

    دقیقا، فضا حرفه‌ای‌تر بود و با مخاطب حرفه‌ای‌تری هم مواجه بودیم.

    مثلا در همان دوران شما فکر می‌کردید چقدر زمان نیاز است تا در یکی از سالن‌های حرفه‌ای تئاتر روی صحنه بروید یا مثلا به چهره تئاتری تبدیل شوید؟

    واقعیت را بخواهید چه آن زمان و حتی امروز اصلا به این نکته فکر نکردم که قرار است به چه جایگاهی دست پیدا کنم. به‌صورت کاملا حسی و غریزی چیزهایی که برایم جذابیت داشت را ذخیره می‌کردم و پیش می‌رفتم. آن زمان حال خوبی داشتم و مشغول کشف بودم. اصلا به فکر بیلبورد یا سردر تئاترشهر نبودم و همه‌اش به این فکر می‌کردم که چه روزی در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌روم. چون تا آن زمان بازیگران صاحبنامی روی صحنه سالن اصلی قدم گذاشته بودند و من هم آرزو داشتم جایی بازی کنم که بازیگران بزرگ تئاتر ایران در آن به ایفای نقش پرداخته بودند.

    در این مدت هم قطعا با دشواری‌های کار بازیگر خانم مواجه شدید. آیا فکر کردید که هرطور شده باید پیش رفت و کوتاه آمدن در کار نیست؟

    بله، چون دقیقا برایم اتفاق افتاد. وقتی آموزشگاه می‌رفتم کار بسیار دشوار بود و فضای رقابتی متفاوتی وجود داشت. یک روز اعلام کردم دیگر به آموزشگاه نمی‌آیم و درحالی که شاگرد اول آموزشگاه بودم هیچ مقاومتی نشد. وقتی دلیل را پرسیدم پاسخ این بود که «اینجا نمونه بسیار کوچک فضای سینما است. تو اگر این را تاب نمی‌آوری، دوام آوردن در سینما که اصلا ممکن نیست. » پاسخ برخورنده‌ای بود. همین نکته موجب شد مقاومت کنم.
    ولی همان دوران شاهد اتفاق‌هایی مثل ماجرایی که برای شبنم طلوعی پیش آمد یا قبل‌تر سوسن تسلیمی بودید.
    و همه این اتفاق‌ها پشت سر هم رخ می‌داد و با هر قدم شاهد جریان‌های عجیبی بودم. دیدم چیزی به اسم عدالت اصلا وجود ندارد. باید تصمیم می‌گرفتم این جریان‌ها روحم را آزرده کند یا نه. فکر می‌کنم خود شبنم طلوعی هم در نهایت متوجه نشد چه اتفاقی افتاد؛ ولی واقعا جای تاسف دارد. چون علاوه بر استعداد، هنرمند با جربزه‌ای بود. بعد از بازی در نمایشی به کارگردانی دکتر رفیعی تصمیم گرفت وارد بازیگری به شیوه رئال شود و این کار را انجام داد. کارگردانی را تجربه کرد و بعد از ٩ ماه تمرین با تعدادی بازیگر جوان نمایشی را روی صحنه برد. واقعا حیف است ما افراد را به دلایل بی‌ربط به هنر حذف کنیم و سرنوشت آنها را تغییر بدهیم.

    البته همان دوران استقرار دولت نهم هم بر سرنوشت شما اثر گذاشت.

    همه متوجه بودیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است ولی مگر می‌توان جلوی بعضی مسائل ایستاد؟ ما در دوران اصلاحات آزادی تئاتر و سینما را دیده بودیم و در آن شرایط نفس می‌کشیدیم. صف‌های طولانی جشنواره‌های فیلم و تئاتر فجر فراموش شدنی نیست. روزگاری که فرهنگ و هنر اهمیت داشت. به هرحال برایم روشن بود چه اتفاقی در حال رخ دادن است و بر همین اساس سعی کردم با انداختن رای به صندوق نظرم را اعلام کنم. در نهایت وقتی دولت روحانی سر کار آمد همه‌اش به این فکر می‌کردم که آیا واقعا امکان دارد به آن سال‌ها بازگردیم؟ ولی خب گذر زمان نشان داد که قطعا چنین اتفاقی نمی‌افتد و نباید امید زیادی داشت.

    اما یک پرسشی برایم مطرح است که معمولا در گفت‌وگو با هر بازیگری تکرار می‌شود. اینکه با توجه به وضعیت دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها شما چطور خودتان را به روز می‌کنید یا مطابق جریان‌های روز پیش می‌روید؟

    خیلی به این مساله فکر می‌کنم. حتی گاهی به این نتیجه می‌رسم کارم را برای دوره‌ای یکساله تعطیل کنم و مدتی را به گذراندن کارگاه‌های آموزشی بازیگری خارج از کشور اختصاص بدهم. زمانی روبرتو چولی به ایران می‌آمد و ما این امکان را داشتیم از نزدیک با شیوه بازی بازیگران و کارگردانی‌ هنرمندان صاحبنام خارجی آشنا شویم، اما متاسفانه همین امکان را هم از دست دادیم. متاسفانه جشنواره تئاتر فجر هم از کیفیت سابق برخوردار نیست و اصلا قرابتی با عنوان یک رویداد بین‌المللی ندارد. این خیلی غم‌انگیز است و ما به عنوان بازیگر درحال دست‌وپا زدن هستیم. من اگر کاری انجام می‌دهم فقط برای روح خودم و کسب تجربه ارتباط نفس به نفس با تماشاگر است. حس ورزشکاری را دارم که با خودش در رقابت است. صحنه تئاتر برای من محل ایجاد یک ماه چالش با خودم است و همین ویژگی همه‌چیز را برایم جذاب می‌کند. فراموش نکنیم ما همه‌چیز را تجربی آموخته‌ایم و در این بی‌بضاعتی آموزش بازیگری کار چندانی از دست‌مان ساخته نیست. البته جا دارد به این نکته هم اشاره کنم که بعضا شاهد هستیم بعضی همنسلان ما به واسطه حضور در دو یا سه نمایش مشغول تدریس می‌شوند.

    در این بین اهمیتی ندارد فقط به عنوان بازیگر تئاتر شناخته شوید؟ یا مثل بعضی اصولا خودتان را بازیگر می‌دانید؟

    زمانی به‌شدت ایده‌آلیست بودم و اصلا تصور نمی‌کردم با سریال‌های تلویزیونی همکاری کنم. اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم کنار تئاتر و سینما حضور در سریال‌های تلویزیونی هم ایراد ندارد؛ چون به این ترتیب با خیال آسوده به عشق اصلی‌ام یعنی بازیگری تئاتر می‌پردازم. به هرحال همه بر این نکته اعتراف داریم که تامین هزینه‌های زندگی فقط با حضور در آثار نمایشی امکان‌پذیر نیست.

    در فقدان نقد جدی، کیفیت بازی خود را چگونه مورد ارزیابی قرار می‌دهید. مثلا استقبال مخاطب یا توجه کارگردان‌ها؟ چه چیز موجب می‌شود تصور کنید مسیر را درست طی می‌کنید؟

    اول باید به این نکته اشاره کنم که در هر مقطع طوری تصمیم گرفته‌ام که بعدا پشیمان نباشم. گاهی هم پیش آمده که از همه کارنامه کاری‌ام رضایت نداشته باشم اما به این نکته هم توجه دارم که حتما شرایط منجر به تصمیم‌گیری شده و خودم را سرزنش نمی‌کنم. در زمینه نقد اتفاق چندانی شاهد نیستم و سال‌ها است که پذیرفته‌ام نقد در کشور ما به شکلی کاملا سلیقه‌ای انجام می‌شود. وقتی شما در رسانه ملی با برنامه‌ای مواجه هستید که منتقدش می‌گوید فیلم‌های اصغر فرهادی بسیار بد و فیلم‌های مسعود ده‌نمکی بسیار خوب! هستند، تکلیف روشن است. همه‌چیز در این حد مغرضانه اتفاق می‌افتد.

    دو تجربه اخیرتان «پنج ثانیه برف» و «آیس‌لند» هردو نمایش به شیوه مونولوگ اجرا شدند اما ایفای نقش در کدام‌یک دشوارتر بود؟

    در «پنج ثانیه برف» ایفای نقش شخصیت اکرم را برعهده گرفتم که بسیار برایم جذاب بود، چون تابه‌حال تجربه بازی در چنین نقشی را نداشتم. البته در «زبان اصلی» تجربه متفاوتی را پشت سر گذاشته بودم ولی بازی در «آیس‌لند» طعم متفاوتی از بازیگری را برایم به همراه آورد. بنابراین جا دارد تاکید کنم در این دو نمایش با جنس متفاوتی از بازیگری مواجه هستیم. باید به یک نکته هم اشاره کنم و آن اهمیت انتخاب نقش است. یکی از خصوصیت‌های سینمای ما این است که تمایل دارد از بازیگر تیپ بسازد و ما اگر حواس‌مان نباشد و اندکی وا‌بدهیم خیلی سریع به کلیشه‌ تبدیل خواهیم شد. مثلا امکان داشت با ایفای نقش در فیلم «پنجاه کیلو آلبالو» تا ابد به یک چهره تکراری بدل شوم اما به سرعت شخصیتی مثل اکرم در نمایش «پنج ثانیه برف» را جایگزین کردم که البته برایم یک چالش اساسی بود. بعد از آن ماجرای «آیس‌لند» پیش آمد که واقعیتش را بخواهید اگر دست خودم بود دلم می‌خواست نقش حلیم – تنها شخصیت مرد داستان – را برعهده بگیرم. ایفای این نقش می‌تواند آرزوی هر بازیگری باشد و حقیقتا دوست داشتم مرد بودم این نقش را بازی می‌کردم. بعد از مطالعه نمایشنامه به حدی شیفته‌‌اش شدم که می‌خواستم هرطور شده در آن بازی کنم.

    ما در تئاتر با اسامی کارگردان‌هایی مواجه هستیم که بازی در نمایش‌های‌شان مساوی با ایجاد چالش برای بازیگر است. اما در تجربه‌های اخیر شما خبری از همکاری با این افراد نیست و بیشتر با کارگردان‌هایی کار کرده‌اید که به نظر توانایی چندانی در این زمینه ندارند.

    به هرحال همواره خودم تلاش می‌کنم در مسیر کاری‌ام چالش به وجود بیاورم. مثلا وقتی با مصطفی کوشکی در نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» همکاری می‌کنم جنس بازی‌ام تفاوت زیادی با کارهای قبلی دارد. کارگردان در این نمایش از بازیگر بازی فیزیکال می‌خواست که شما در کارنامه‌ام چندان به آن برنخورده‌اید. نقش هیپولیتا در نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» هم کار ساده‌ای نبود. در زندگی‌ هم تک بعدی نیستم و بنابراین در بازیگری هم این گونه نخواهم بود. به همین دلیل می‌بینید بلافاصله از آن تجربه که برای‌تان گفتم به نشستن روی صندلی در برابر تماشاگر در نمایش «آیس‌لند» می‌رسیم.

    چه عاملی موجب شد در سال‌های اخیر با کارگردان‌هایی عموما جوان کار کنید؟

    خب همیشه برای یک بازیگر بحث پیشنهاد هم مطرح است. من تلاش کردم از بین نمایشنامه‌های پیشنهادی همکاری با کارگردان‌هایی را انتخاب کنم که به توانایی‌شان اعتماد داشتم. از طرفی جذابیت کاراکتر هم در این مسیر موثر نبود چون همان طور که اشاره کردم تجربه نقش‌های متفاوت برایم اهمیت زیادی دارد. من پویایی بازیگری را دوست دارم و به نظرم بازیگر باید با کارگردان‌هایی همکاری کند که تجربه و اندوخته فکری زیادی داشته باشند.

    با ورود تهیه‌کننده‌ها به تئاتر این طور حس می‌شود که رفته‌رفته اختیار بازیگر و کارگردان کاهش پیدا کرده و بعضا تهیه‌کننده است که می‌گوید کدام بازیگر در نمایش حضور داشته باشد.

    این جریان در تئاتر کمتر است ولی نمی‌گویم اصلا وجود ندارد. البته بعضی کارگردان‌ها با گروه مشخص همکاری می‌کنند و شاید این است که باندبازی و مافیا لقب می‌گیرد ولی همکاری با افرادی که ذهنیت مشترک و درک نزدیک‌تر دارند طبیعی به نظر می‌رسد. هرچه عرصه تئاتر گسترش پیدا کند یا در گستره‌ای قرار بگیریم که پول و شهرت اهمیت پیدا کند بیشتر با چنین مسائلی مواجه خواهیم شد.

    یا مثلا عنوان می‌شود بعضی بازیگرها گیشه را بیمه می‌کنند.

    اصلا نمی‌گویم چنین چیزی مطرح نیست ولی نمی‌توان گفت به طور مطلق همین است. به هرحال در تئاتر باید میزانی از توانایی هم در بازیگر موجود باشد. شاید یک نفر برای مدتی چنین کارکردی داشته باشد ولی قطعا همیشگی نخواهد بود. جمله شازده کوچولو یادم می‌آید «به تعداد همه آدم‌ها راه برای رسیدن به خدا وجود دارد» پس بازیگر است که مسیر نهایی‌اش را انتخاب می‌کند. در این حرفه‌ کشف و شهود برایم بسیار جذابیت دارد مثل کودکی که وقتی به دنیا می‌آید آشنایی با زندگی و دریافت شناخت از محیط پیرامون را با لمس اشیا آغاز می‌کند.

    به عنوان نمونه شما و احسان کرمی در نمایش‌های «p٢» و «آیس‌لند» کنار یکدیگر بازی می‌کنید و نام یک تهیه‌کننده و مدیرتولید در هر دو نمایش مشترک است.

    جالب است چنین بحثی به وجود آمده اما آیدا کیخایی که کارگردانی نمایش را برعهده دارد خودش معتقد است وقتی در کانادا نمایشنامه را خوانده بازیگران نقش‌های «کاساندرا» و «آنا» را انتخاب کرده است. برای همکاری در این نمایش هم خودش مستقیم با من تماس گرفت. برای نقشی که احسان کرمی برعهده دارد هم کار سختی در پیش داشتیم و این طور نبود که از ابتدا مشخص باشد قرار است بازیگر کار باشد. البته به دلیل آسیب‌دیدگی پا در نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» اصلا مشخص نبود بتوانم در «آیس‌لند» بازی کنم.
    بازی در نمایش «آیس‌لند» کار ساده‌ای نیست. دشواری کار هم از ویژگی «مونولوگ» می‌آید. سختی جان بخشیدن به شخصیت و ساختن اتمسفر و برقراری ارتباط با تماشاگر.

    به ویژه که نمایش با حضور من در برابر تماشاگر شروع می‌شود و اگر کاستی به وجود بیاید به ریتم کل کار آسیب می‌زند. اینکه بتوانم در آغاز نمایش توجه بیننده را چنان جلب کنم که بخواهد ادامه ماجرا را بشنود اهمیت زیادی دارد.

    اضطراب‌آور بود؟

    باور کنید نه تنها در این نمایش بلکه پیش از شروع هر کار نگرانی و اضطراب دارم. در نظر بگیرید ما در یک اتاق تمرین می‌کردیم ولی بعد از چند روز ادامه تمرین‌ها به سالن نمایش منتقل شد. تازه آنجا تمام تصورمان از نقش‌ها به هم ریخت و متوجه شدیم بیان‌ بازیگران باید طور دیگری باشد. بعد هم از جایی در ارتباط با تماشاگر است که شما متوجه می‌شوید جنس بازی درست است یا باید تغییراتی به وجود بیاید. تازه در ادامه اجراها و در جریان ارتباط با تماشاگر است که کمی از این دلهره کاسته می‌شود.

    حالا نکته اینجاست که در این میان وظیفه کارگردان در هدایت بازیگر چیست؟

    به نظرم در بعضی نمایش‌ها وظیفه کارگردان لزوما هدایت بازیگر نیست. انتخاب هوشمندانه متن، چیدمان درست میزانسن در خدمت اجرا و انتخاب بازیگران بخشی از کار را پیش می‌برد. ایجاد هماهنگی میان اجزا به نحوی که خودنمایی کارگردان غالب نشود هم اهمیت زیادی دارد. کاری که‌ آیدا کیخایی در نمایش آیس‌لند انجام داد به وجود آوردن همین اتمسفر مورد نیاز بازیگران کار بود. طراحی صحنه ساده و به وجود آوردن شرایطی که بازیگر بتواند پیشنهادهای خودش را هم در نمایش اجرا کند. از هیاهو برای هیچ فاصله گرفت و این تشخیص را داشت که به آنچه بسته شده دست نزند.

    پس بین شما و کارگردان درک مشترک وجود داشت.

    بله و به نظرم آیدا قصد نداشت نمایش را طوری پیش ببرد که به زور اعلام کند اینجا من کارگردان هستم. همین رفتار هم نشان‌دهنده هوشمندی کارگردان است.

    در نمایش «پنج ثانیه برف» چطور؟ چون به نظرم آنجا خودنمایی کارگردان و طراحی صحنه کاملا واضح بود.

    شیوه کار کارگردان در نمایش «پنج ثانیه برف» در مقایسه با آنچه در «آیس‌لند» اتفاق افتاد متفاوت بود. اینجا کارگردان بسیاری اجزای شکل‌دهنده نمایش مثل چیدمان و طراحی صحنه را به نفع دیده شدن بازی‌ها عقب کشید.

    اصلا ایفای نقش دو شخصیت که به نظر می‌رسد قربانی هستند از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

    در «پنج ثانیه برف» همه کاراکترها قربانی بودند حتی فردی که مرتکب قتل می‌شد. در نمایش «آیس‌لند» شخصیت نمایش قربانی کاپیتالیزم است ولی بی‌مرزی و جهانشمولی نمایشنامه بیش از هرچیز برایم جالب بود. یعنی در متن، مناسباتی وجود دارد که به راحتی در همین تهران قابل مشاهده هستند. نویسنده هیچ روزنه‌ امیدی برای جهان متصور نیست و تو با خودت می‌گویی نظر درستی دارد و این واقعیت حاکم بر جهان هستی است.

    «پول» همه‌چیز است.

    بله و این حقیقتی است که این روزها نه تنها بر کشور ما که بر تمام جهان سایه انداخته است.
    پیش‌تر از واژه «شهود» استفاده کردید و من نمی‌دانم چقدر بنا بر نیاز جمله بود و چقدر آگاهانه به کار رفت، اما به نظرم تئاتر این روزها کمتر به چنین مسائلی توجه می‌کند.
    آگاهانه است چون من برای پایان دوران بازیگری‌ام زمان در نظر گرفته‌ام و بعد از آن دوران می‌خواهم به کسب تجربه‌های بیشتر و شناخت بهتر جهان تلاش کنم. این حرفه برای من همه زندگی نیست ولی فعلا یک پویایی هیجان‌انگیز دارد و ایستادن روی صحنه همواره قلبم را به هیجان می‌آورد. اما در این جهان چیزهای زیادی وجود دارد که همچنان کشف نکرده‌ام و دلم می‌خواهد با سفر به جست‌وجوی آنها بپردازم. اگر قرار باشد همه داشته‌های هستی‌ را در بازیگری خلاصه بدانیم به جهان و ظرف کوچکی بدل می‌شود که قرار است انسان‌های زیادی از آن آب بنوشند قطعا نتیجه‌ چندان جذابی نخواهد داشت.

    در یکی دو سال اخیر بعضی افراد که تجربه چندانی هم در بازیگری نداشتند از ایران مهاجرت کردند و بهانه‌شان هم پیشنهادهای غیراخلاقی بود.

    معتقدم سالم ماندن در هر حرفه‌ای کاملا به روحیات و ذهنیات اشخاص بستگی دارد. مثلا عده‌ای بیان می‌کنند «سینما کثیف است.» خب مگر سینما جزیی از جامعه نیست؟ و آیا همه‌چیز در جامعه پاک و پاکیزه و تمیز است؟ به نظرم کاملا به زاویه دید افراد بستگی دارد. به هرحال این مسائل در جامعه وجود دارد و حالا بخشی از آن در سینما هم دیده می‌شود ولی این طور نیست که بگوییم همه سینما ناپاک است. تفاوت اصلی اینجاست که به دلیل شهرت افراد، هر اتفاقی در سینما رخ می‌دهد در جامعه و بین مردم نمود و بازتاب گسترده‌تری پیدا می‌کند. در نهایت اگر سینما بیمار است پس مشکلی در کل جامعه وجود دارد که باید به آن توجه کرد. به عنوان مثال اگر ملاک قضاوت ما آمار طلاق در میان اهالی سینما باشد‌؛ کافی است به راهروهای دادگاه‌های خانواده سر بزنیم و آمار طلاق در کشور را جست‌وجو کنیم.

    دقیقا، طوری مطرح می‌شود که گویا اصناف دیگر مشکل ندارند.

    بله، جامعه در مرحله گذار قرار دارد و طبیعی است که نسبت به سی سال قبل ملاک‌های متفاوتی به میان بیاید. ما بین آنچه سه دهه قبل ارزش تلقی می‌شده و مسائلی که امروزه به عنوان ارزش مطرح هستند، گیر افتاده‌ایم. همچنان تابوهایی وجود دارد ولی در مرحله‌ای است که باید از آن عبور کنیم. در نهایت به شخص بازمی‌گردد. اگر کسی بخواهد سالم زندگی کند هیچ چیز نمی‌تواند مانع شود. ما هر روز در معرض دوراهی انتخاب قرار می‌گیریم و عملکرد نهایی است که نشان می‌دهد حقیقتا چطور آدمی هستیم.

  • آزاده صمدی: مونولوگ برایم تجربه‌ ای جذاب است

    آزاده صمدی: مونولوگ برایم تجربه‌ ای جذاب است

    یک‌شنبه، چهارم مهرماه نشست خبری نمایش «۵۰ ثانیه برف» با حضور عوامل نمایش در کافه حافظ برگزار شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آزاده صمدی؛ دیگر بازیگر نمایش ضمن اعلام این مطلب که در نمایش «پی ۲» با مرتضی میرمنتظمی کار کرده است، گفت: متن عباس جمالی را دوست دارم و برایم جذاب است چون دغدغه اجتماعی دارد. همچنین به‌غیر از نمایشی که با عباس جمالی و فرشته صدرعرفایی تمرین کرده‌ایم و هنوز اجرا نشده است، تا کنون تجربه بازی کردن در یک نمایش مونولوگ را نداشته‌ام.

    وی افزود: از این‌ که در کنار بزرگانی همچون رویا تیموریان کار می‌کنم و از تجربیات بازیگری و اخلاق حرفه‌ای می‌آموزم بسیار خوشحالم.

    همچنین سارا اخوت و سپیده صباغ، دو بازیگر دیگر نمایش، از حضور در «۵۰ ثانیه برف» ابراز خرسندی کردند و اعلام کردند که می‌توانند از تجربیات بازیگران با تجربه این نمایش استفاده کنند.

    نمایش «پنج ثانیه برف» به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی و با بازی رویا تیموریان، فرشته صدرعرفایی، آزاده صمدی، سپیده صباغ، سارا لاهوت و عباس جمالی از ۲۵ مهرماه در تالار حافظ اجرا خواهد شد.

  • مصدومیت آزاده صمدی در اجرای «رویای یک شب نیمه تابستان»

    مصدومیت آزاده صمدی در اجرای «رویای یک شب نیمه تابستان»

    آزاده صمدی هنگام اجرای نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» به کارگردانی مصطفی کوشکی مصدوم شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، در حالی که تنها یک هفته به پایان نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» به کارگردانی مصطفی کوشکی باقی مانده، آزاده صمدی بازیگر نقش هیپولیتا به دلیل پارگی رباط مچ پا قادر به ادامه همکاری در اجرا نخواهد بود و نازآفرین کاظمی بازیگر نقش هلنا، به جای آزاده صمدی هم ایفای نقش می‌کند.

    این اتفاق به دلیل کانسپت متفاوت این نمایش رخ داد. در «رویای یک شب نیمه تابستان» بازیگران به لحاظ فیزیکی تجربه متفاوت و عجیبی را از سر می‌گذرانند. نمایش «رویای یک شب نیمه تابستان» کمدی مشهور ویلیام شکسپیر که از ۲۷ تیرماه در تئاتر مستقل تهران روی صحنه رفت و با استقبال مخاطبان مواجه شد، این هفته به پایان می‌رسد.

    این نمایش با بازی نویسی باقر سروش، طراحی و کارگردانی مصطفی کوشکی و با حضور آزاده صمدی، محمد صادق ملک، سجاد باقری، روشنک گرامی، مجید نوروزی، شهروز دل افکار، نازآفرین کاظمی، هومن کیایی، علیرضا کیمنش، خاطره حاتمی و غزل شجاعی (به ترتیب ورو به صحنه) در تئاتر مستقل تهران روی صحنه می رود.

    حسن جودکی مدیر تولید و مجری طرح این پروژه است و مصطفی کوشکی طراحی صحنه، شیما میرحمیدی طراحی لباس و آکسسوار، علی کوزه گر طراح نور، سارا اسکندری طراحی گریم ، بهرنگ عباسپور ساخت موسیقی و ایمان یزدی دستیاری کارگردان این نمایش را برعهده دارند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «پادشاه آتن، قرار است چله تابستان، شبی که ماه قرص کامل است با هیپولیتا ازدواج کند. بنابراین شاه دستور میدهد آن شب جوانان آتنی واقعاً خوش‌گذرانی کنند. اما تمام جوانان آتنی از این موضوع خوشحال نیستند. لایساندر و دیمیتریوس که از کودکی با هم دوست بوده‌اند، هردو عاشق هرمیای زیبا دختر همسایه‌شان هستند ولی پدر هرمیا دو پا را در یک کفش کرده که دخترش باید شب عروسی شاه و در حضور شاه با دیمیتریوس ازدواج کند، وگرنه هرمیا را می‌کشد یا به معبد کاهنان می‌فرستد که تا آخر عمر همان جا ترشیده بماند، حال آنکه هیچکس در آن محله آتن نیست که نداند هرمیا از بچگی عاشق لایساندر بوده‌است…»

    عوامل دیگر این نمایش عبارتند از مشاور رسانه ای: مریم نراقی، عکاس: محمدصادق زرجویان، تبلیغات و فضای مجازی: علیرضا حسینی و فرید حسینی.

  • «زبان اصلی» در ایستگاه شیراز و بعد گرگان

    «زبان اصلی» در ایستگاه شیراز و بعد گرگان

    کارگردان نمایش «زبان اصلی» از آغاز تور اجراهای این اثر نمایشی در شهرستان‌های مختلف خبر داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، رسول کاهانی نویسنده و کارگردان تئاتر درباره تور اجراهای نمایش «زبان اصلی» در شهرستان‌ها گفت: نمایش «زبان اصلی» تور اجراهای شهرستان خود را از ۸ اردیبهشت ماه آغاز کرده است. این اثر نمایشی ۸ و ۹ اردیبهشت ماه در یزد به صحنه رفت و خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی نیز روبه‌رو شد.

    وی ادامه داد: در همین راستا قرار است از ۱۸ تا ۲۱ اردیبهشت ماه نیز این اثر نمایشی را در شیراز به صحنه ببریم. «زبان اصلی» در تالار احسان شیراز اجرا می شود و بعد از آن از ۲۳ اردیبهشت ماه این نمایش در شهر گرگان اجرا خواهد داشت.

    کاهانی درباره تغییراتی که نمایش نسبت به اجرای عمومی خود داشته است، توضیح داد: «زبان اصلی» به همان صورتی که اجرای عمومی داشته در شهرستان ها نیز به صحنه می رود و تغییری در اجرا و گروه بازیگران نخواهیم داشت البته در اجرایی که در شهر یزد داشتیم کمی لحن دیالوگ ها تغییر کرده بود اما در اجرای شیراز دستمان باز است و مانند اجرای عمومی کار را به صحنه می بریم.

    این کارگردان تئاتر درباره دیگر فعالیت هایش بیان کرد: نمایش «به اتفاق خانواده» را دو سال قبل در جشنواره تئاتر فجر به صحنه بردم اما با توجه به گذشت زمان و تغییر شرایط دیگر قصد اجرای این نمایش را ندارم و در واقع پرونده اش برایم بسته شده اما قرار است بعد از ماه مبارک رمضان نمایشی با نام «سرماخوردگی بزرگسالان» را در تماشاخانه باران به صحنه ببرم که اثری رئالیستی است و هفت بازیگر دارد.

    کارگردان «به اتفاق خانواده» در پایان صحبت هایش بیان کرد: آزاده صمدی و بهرنگ علوی بازیگران «زبان اصلی» جزو تقدیرشدگان بازیگری در جشنواره سی و چهارم تئاتر فجر بودند اما متاسفانه در میان نامزدهای جشن بازیگر حضور نداشتند و فکر می کنم کمی در حقشان اجحاف شد.

    نمایش «زبان اصلی» با بازی آزاده صمدی و بهرنگ علوی تیرماه ۹۴ در تماشاخانه باران به صحنه رفته بود.