بلاگ

  • “جیگر” و مسئله‌ای به‌نام‌ بودن یا نبودن!

    “جیگر” و مسئله‌ای به‌نام‌ بودن یا نبودن!

    حاشیه‌های حذف یکی از کاراکترهای مجموعه “کلاه قرمزی” همچنان ادامه دارد و هرچند هنوز مرجع خبر و حتی صحت و سقم آن مشخص نیست، تحلیل و رویکرد رسانه‌های مختلف به این خبر جالب توجه است.

    درست دو روز است “جیگر”؛ الاغی که به‌عنوان یکی از شخصیت‌های این مجموعه تلویزیونی “کلاه قرمزی” در نوروز 91 رونمایی شد، خودش را در سرفصل اخبار داخلی و حتی بعضاً خارجی جای داده‌است.

    موضوع از جایی آغاز شد که شبکه‌های نمایش و جام جم به بازپخش این برنامه پرداختند و نکته‌ای که در این بازپخش جلب توجه می‌کرد، عدم حضور این الاغ محبوب با تکه کلام “گفتم یا نگفتم” بود. همین موضوع باعث شد خبر ممنوع‌التصویر شدن این شخصیت عروسکی مورد توجه رسانه‌ها قرار بگیرد.

    البته بیشتر به نظر می‌رسد این موضوع یک حرکت رسانه‌ای برای حساسیت‌سنجی مخاطبان نسبت به این مجموعه باشد چراکه با وجود صحت خبر عدم نمایش این شخصیت در بازپخش‌ها، حمید مدرسی تهیه‌کننده مجموعه نسبت به این موضوع اظهار بی‌اطلاعی و علی زارعان مدیر گروه کودک شبکه دو سیما هم موضوع را از اساس تکذیب کرده است.

    در این مورد البته مسئولان شبکه جام‌جم اعم از مدیر گروه کودک، مدیر شبکه و مدیر روابط عمومی آن حاضر به ارائه توضیح درباره چرایی نبود این کاراکتر در قسمت‌های پخش شده از این شبکه نشدند.

    نبود جیگر چه تأثیری در “کلاه قرمزی” دارد؟

    با این حال همواره این موضوعات را می‌توان از دیدگاه منتقدان نیز مورد بررسی قرار دارد. در این زمینه جبار آذین مدرس و منتقد سینما و تلویزیون به خبرنگار مهر گفت: به نظر من در وهله اول باید سنجید بودن یا نبودن این شخصیت تأثیری در سرنوشت “کلاه قرمزی” در سینمای ایران و میزان موفقیت اکران فیلم و نمایش تلویزیونی آن دارد یا نه؟ در واقع آیا حضور این کاراکتر باعث رشد “کلاه قرمزی” می‌شود و اگر نباشد به آن لطمه می‌زند یا خیر؟

    وی افزود: همواره در هر زمینه و موضوعی مسائل حاشیه‌ای وجود دارد و پرداخت و مکث زیاد روی این مسائل حاشیه‌زا است و نه تنها باعث نمی‌شود رقم فروش “کلاه قرمزی” افزایشی داشته باشد، بلکه صرفا چند روزی چاشنی رسانه‌های زرد است.

    این منتقد تمرکز بر روی این قضایا را به منزله هدر دادن سرمایه و وقت معرفی کرد و گفت: مسئولان سیما و سینما باید به سلیقه‌ها و عقاید مردم احترام بگذارند و تولیداتشان تأمین‌کننده این سلیقه‌ها باشد.

    وی با رد تحلیل برخی رسانه‌ها مبنی‌بر راه انداختن این جریان رسانه‌ای از سوی خود صداوسیمایی‌ها، یادآور شد: مدیران و برنامه‌سازان سیما نیازی به این ترفندها ندارند و بارها ثابت کرده‌اند طبق سلیقه خود عمل می‌کنند. همانطور که اکنون در تلویزیون شاهد پخش سریال “افسانه دونگ‌یی” هستیم که به قدری در داستان آن تغییر داده شده که با مجموعه اصلی مشابهت و نزدیکی ندارد! از طرفی برخی مجریان صدا و سیما نیز به راحتی و بدون هیچ توجیهی کنار گذاشته می‌شوند.

    آذین تصریح کرد: به همین دلیل تنها نکته، احترام به مخاطب و مدنظر قرار دادن سلایق آنها است و رسانه‌ها باید از تمرکز بر این حاشیه‌پردازی‌ها اجتناب کنند.

  • درآمد موسیقی را صرف مدرسه سازی کردم

    درآمد موسیقی را صرف مدرسه سازی کردم

    استاد را همه می شناسند، من او را بیشتر در جشنواره های استانی و کشوری خیرین مدرسه ساز دیده ام و یک بار هم در موزه سفره خانه سنتی هزار دستان مشهد، در حالی که تار او مردم را به دنیایی از خلسه و عرفان می برد.

    “نوایی، نوایی” او را همه به یاد دارند، حتی خودش هم خوانده و زیر و بم های آن نوای شور انگیز و آن آواز آشنا از دل خراسان رضوی چنان شیدایت می کند که دست مریزاد می گویی به خدایی که چنین استعدادهایی را خلق کرده است.

    استاد عثمان محمد پرست اهل سرزمین هنرپرور خواف در خراسان رضوی است و در طی سال های دراز همگام با فعالیت هنری خود توانسته است بیش از 600 مدرسه را در مناطق محروم کشور بنا نهد.

    او  با مهربانی حرف می زند و می گوید: 8 تا بچه دارم و 4 کلاس بیشتر درس نخواندم، راستش پدرم توان مالی نداشت مرا برای درس بفرستد تربت حیدریه خیلی غصه دار بودم و دلم نمی خواست بچه ها، عین من کم سواد شوند، دوست نداشتم مردم وطنم مثل من بی سواد شوند، انگار از همان زمان خیر بودن آمد توی خونم.

    وی می افزاید: من علاقه مند بودم به آموزش و پرورش خدمت کنم، آن موقع راننده اتوبوس بودم و در سفری به تهران با دانشجویی که بعد وارد شرکت بوتان شد؛ آشنا شدم، مجتبی کاشانی هم عین من به مدرسه سازی عشق داشت، او توی تهران و من از خواف شروع کردم.

    او می گوید: دوتارم را به مجالس معتبر می بردم و می دیدم مردم چه عشقی به این ساز دارند، با مجتبی مشورت کردم که جامعه ای تشکیل بدهیم با نام” جامعه یاوری فرهنگی جنوب خراسان”، که تا به حال 637 مدرسه ساختند.

    او دوست و همراه مرحوم حاج قربان سلیمانی، خواننده موسیقی محلی و نوازنده دو تار اهل قوچان بوده است.

    می پرسم استاد از کی تار می زنید و تار نوازی را از که آموختید؟ می خندد و می گوید: از 8 سالگی از خدا یادگرفتم.

    و زمانی که تعجب مرا می بیند؛ می گوید: مگر مخترعان جهان از کس آموخته اند، من ابدا استادی نداشتم.

    بعد ادامه می دهد: دو تار را در ایران رواج دادم، البته این ساز در خانه های تربت جامی ها و خوافی ها بود ولی من رسمی اش کردم، یادم می آید، سال 38 در تهران نمایشگاه بزرگ خراسان بود که دعوت شدم،  دوتارم را بردم و زدم، همه حیران و عاشق شدند.

    وی می گوید: دستگاه دو تار آهنگهای محلی، چهار بیتی، سرحدی، الله مدد و مبارک داشت، از رادیو می شنیدم که برای خواننده ها جوابگو نیست، بعد کاری کردم که هیچ کس انجام نداده، 18 پرده، اضافه کردم، حالا دیگر با این پرده های اضافی، این ساز عزیز، همپای خواننده ها کم نمی آورد.

    وی می افزاید: راستش را بخواهی 6 تار و سه تار 25 پرده دارند که می توانست با موسیقی ایرانی نظیر شور، همایون و سه گاه برابری کند اما دو تار نمی توانست.

    استاد محمد پرست که برای خوانندگان بزرگی چون شجریان و شهرام ناظری نوازندگی کرده است می افزاید: از طریق ایران به دانشگاهها و مراکز معتبر ژاپن، مسکو، آفریقا، قطر و تاجیکستان رفتم، برای ایرانی ها و اهالی آن مملکتها نواختم و ایران را به آنها شناساندم.

    وی که دارای فعالیتهای خیرخواهانه در حوزه مدرسه سازی است تاکید می کند: من هیچ وقت از راه موسیقی استفاده مالی نکردم، موسیقی خیلی بزرگ است،  من نه مجلس عروسی رفتم و نه تولد و نه ختنه سوران، من فقط از راه موسیقی به مدرسه سازی کمک کردم.

    استاد محمد پرست معتقد است دروغ و ریا و کارهای خلاف است که حرام است. بعد استناد می کند به بیان رهبری که فرموده اند موسیقی مبتذل حرام است و اظهار می دارد: موسیقی درست انسان را به خدا می رساند موسیقی در راه اسلام حلال است، به قول حضرت مولانا:خوش سیم و خوش چوب و خوش پوست/از کجا می آید این آوای دوست

    از استاد که۸۵ سال سن دارد و از ۱۰ سالگی با دوتار مأنوس بوده است می خواهم مردم را توصیه ای هنرمندانه میهمان سازد و او می گوید: موفقیت همه را از خداوند خواهانم، فقط عزیزان فراموش نکنند که موسیقی بزرگ است، هنر آوایی خود را در راه خدا، حقیقت و فرهنگ مردم استفاده کنند، من خواهش می کنم فرهنگ غنی این ملت را پاس داشته و هنرهای بومی – محلی را زنده نگه دارند.

    گزارش: عزت خیابانی – مهر

  • فرزاد حسنی در رادیو تابستانه

    فرزاد حسنی در رادیو تابستانه

    فرزاد حسنی گوینده با سابقه رادیو، صبح جمعه همزمان با برگزاری شانزدهمین اجلاس جنبش غیر متعهدها در برنامه متنوع، جذاب، دیدنی و شنیدنی رادیو تابستانه اجرا دارد.

    برنامه‌های شاد و مفرح این شبکه رادیویی در صبح جمعه 10 شهریور  با اجرای متفاوت فرزاد حسنی از ساعت 8 صبح تا 12 روی آنتن می‌رود.

    در این رادیوی فصلی حسنی به مهم‌ترین رویداد سیاسی شانزدهمین اجلاس جنبش غیر متعهد اشاره دارد همچنین پخش نمایش‌های کوتاه و جذاب به صورت زنده، ارتباط با کارشناسان گردشگری در کنار معرفی مناطق جذاب گردشگری استان‌ها با اجرای دیدنی فرزاد حسنی در رادیو تصویری تابستانه درفرکانس FM ردیف 105.5 به صورت تصویری در آدرس radiotabestaneh.ir دیدن و شنیدن است.

  • غنی‌ زاده: اگر ممنوع‌ الکاریم، بگویند!

    همایون غنی‌زاده در نشست خبری نمایش “آنتیگونه” با تاکید بر اینکه باید کارش به صورت قانونی توسط همه اعضا شورای ارزشیابی و نظارت بازدید شود عنوان کرد حاضر است پیشنهادات اعضا این شورا را بپذیرد.

    دومین نشست خبری نمایش “آنتیگونه” که به دلیل مشکلات پیش آمده و مجوز اجرا نگرفتن این نمایش برگزار شد صبح امروز با حضور همایون غنی‌زاده کارگردان نمایش و بازیگران خارجی اثر در کافه گالری تماشاخانه ایرانشهر برپا شد.

    در ابتدای نشست غنی‌زاده درباره مشکلاتی که برای اجرای نمایش‌اش بوجود آمده توضیح داد: درخواست اجرای این نمایش ابتدا مورد قبول قرار نگرفت و گفتند چون من در جشنواره تئاتر فجر سال 89 حاشیه‌سازی کرده‌ام این نمایش نباید اجرا شود. اما طبق مذاکراتی که با قادر آشنا مدیر مرکز هنرهای نمایشی داشتیم قرار بود مشکلات این اثر رفع شود.

    وی ادامه داد: آقای آشنا به آقای الوند رئیس اداره نظارت و ارزشیابی دستور دادند که مشکل این نمایش حل شود و گفتند اگر حاشیه‌سازی وجود دارد به گروه اعلام کنید که این حاشیه‌ها را برطرف کنند و از من خواستند که این مشکل را از طریق اداره نظارت و ارزشیابی پیگیری کنم. بعد از چند روز آقای الوند به من اعلام کردند که اگر ما نامه‌ای به شما برای دعوت گروه به تهران بدهیم به معنی این نیست مجوز اجرا صادر شده‌است چون این کار هنوز دیده نشده بنابراین تنها مجوز اجرای ورک شاپ در ایران را صادر می‌کنیم.

    این کارگردان افزود: به این ترتیب بازیگران نمایش به کار دعوت شدند و قرار شد این نمایش دیده شود. البته ما ادبیات شورای نظارت و ارزشیابی و موانعی را که برای ما بوجود می‌آورند می‌دانیم. اما دکور نمایش را در ایران ساختیم و کار پیشرفت قابل توجهی کرده بود که متاسفانه دوستان برای بازبینی نمایش حضور پیدا نکردند.

    غنی‌زاده تاکید کرد: من یک هنرمندم و حق شهروندی در این کشور دارم. سال‌هاست که کار تئاتر می‌کنم بنابراین انتظار دارم که اعضای شورای ارزشیابی و نظارت متشکل از آقای سعید کشن فلاح، فرشید ابراهیمیان، رحمت امینی و عالی‌زاد کار من را ببینند اما متاسفانه روز بازبینی تنها آقای الوند که رئیس شورای ارزشیابی و نظارت هستند در جلسه بازبینی حاضر شدند. از سه‌شنبه هفته قبل ما منتظر هستیم تا کار بازبینی شود اما روز سه‌شنبه تنها آقای الوند ساعت 7 شب برای بازبینی کار حضور پیدا کردند.

    وی عنوان کرد: تا به حال سابقه نداشته کاری تک نفره و تنها توسط رئیس شورا بازبینی شود. ما با نظارت آقای الوند و ریاست شورا مشکل داریم و می‌خواهیم که کار توسط همه اعضا دیده شود. من تهدید ایشان را نسبت به نمایشم و همچنین کارهای گذشته قبول نداشتم و اثبات کردم این نظارت و تحقیرهای دیگر اعضا نسبت به کارهای گذشته‌ام اشتباه بوده است.

    کارگردان “کالیگولا” گفت: نمایش “آنتیگونه” کاملا مبتنی‌بر قوانین جاری مملکت و عرف جاری در جامعه اجرا می‌شود. من حتی ممیزی‌های اعمال شده در جشنواره تئاتر فجر سال 89 را در اجراهای مجدد اروپا اعمال کردم. اما متاسفانه این کار تنها توسط آقای الوند بازبینی شد و روز گذشته در آخرین ساعات اداری نظر جناب الوند مبنی‌بر اجرا نشدن این نمایش به ما اعلام شده است. ایشان استفاده از رنگ قرمز و تخم مرغ را در این اثر مورد انتقاد قرار داده بودند. دوست دارم دلیل این موارد را بدانم. علاقه‌مندم که مطلع شوم آقای الوند چه کتاب‌هایی را می‌خوانند که من نمی‌خوانم.

    وی توضیح داد: ایشان از اینکه ما از دوستانمان در کانون کارگردانان برای حمایت از کار بهره گرفتیم ناراحت هستند و می‌گویند چرا از آنها تقاضای پیگیری این نمایش را کردیم. این نمایش مثل بچه من می‌ماند و تا لحظه آخر برای زنده ماندنش می‌جنگم. مشکل این نمایش در حال حاضر این است که رئیس شورای ارزشیابی و نظارت فراقانونی عمل کرده‌است. ایشان درخواست ما را که تقاضا داشتیم کار توسط شورای عالی دیده شود نادیده گرفتند.

    وی افزود: من تا روز قیامت این حق را برای خودم محفوظ می‌دانم که کارم توسط اعضای شورای نظارت دیده شود حتی اگر در این زمینه با ما اختلاف نظر داشته باشند ما اطاعت می‌کنیم اما از این قضیه اطلاع دارم که حتی برخی از اعضا نمی‌دانستند که این نمایش قرار است بازبینی و به اجرای عموم برود.

    غنی‌زاده گفت: در طول این مدت دائما ما را دعوت به سکوت کردند. به خاطر مصاحبه آقای آشنا که تاکید داشتند هنرمندان با مطرح کردن مشکلاتشان در مطبوعات راه به جایی نمی‌برند ترجیح دادم این مشکل را رسانه‌ای نکنم اما متاسفانه در حال حاضر چاره‌ای جز این کار ندارم. این حق من است که نمایشم توسط همه اعضای اداره نظارت و ارزشیابی دیده شود.

    وی متذکر شد: یک گروه خارجی در ایران معطل نظر این دوستان هستند و حضورشان هم هزینه‌بر است اما متاسفانه این دوستان بی‌توجه به این امر چند روز بعد از درخواست ما نمایش را تنها با یک نفر مورد بازبینی قرار دادند و جواب این بازبینی هم روز گذشته و قبل از آغاز تعطیلات به من اعلام شد.

    این کارگردان عنوان کرد: من حتی اگر در دو روز آخر اقامت گروهم در ایران بتوانم اجرا بگیرم در همین دو روز این نمایش را 20 بار اجرا می‌کنم. آقای سرسنگی رئیس تماشاخانه ایرانشهر تلاش و پیگیری‌هایشان را در این زمینه انجام داده‌اند اما متاسفانه راه به جایی نبردند چون عملکرد برخی دوستان این است که اگر بخواهند ایستادگی کنند این امر به دعوا ختم می‌شود و برخی مدیران هم در شان خودشان نمی‌بینند که بر سر این مسائل دعوا کنند.

    وی افزود: متاسفانه برخی دوستان باب گفتگو را می‌بندند. من شرایط آقای سرسنگی را درک می‌کنم و انتظاری بیش از این از ایشان ندارم. من هر نوع همکاری معقول و نامعقول که دوستان اداره نظارت و ارزشیابی بر کار من اعمال کنند می‌پذیرم. این امر تنها به دلیل حفظ آبرو در مقابل گروه خارجی است که با آنها همکاری می‌کنم چون در حال حاضر در منگنه قرار گرفته‌ام.

    وی خاطرنشان کرد: اگر دوستان با رنگ قرمز دکور نمایش مشکل دارند حاضرم رنگ را عوض کنم حتی حاضرم به جای تخم مرغ از پرتقال، سیب یا توپ پینگ پنگ و هر چیزی که آقای الوند دوست دارند بهره ببرم حتی حاضرم اسم نمایش را هم عوض کنم و اسم خودم را به جای کارگردان به عنوان دستیار کارگردان در بروشور بیاورم.

    وی تاکید کرد: تمام نمایش‌های قبلی من نیز با همین مشکلات ممیزی مواجه شده‌اند. در طول این سال‌ها فرصت کار کردن به من داده نشده و هر ایده و خلاقیتی را که داشته‌ام از من گرفته‌اند. من حتی به آقای الوند اعلام کردم که اگر ما ممنوع‌الکار هستیم به ما بگویند که ایشان درجواب گفتند این حرف را نزن چون کسی در ایران ممنوع‌الکار نیست اما متاسفانه بخش زیادی از عمر من صرف مسائل حاشیه‌ای می‌شود.

    این کارگردان عنوان کرد: جای من اینجاست و قطعا تحت هیچ شرایطی از ایران نمی روم اگر خارج از کشور کار تولید می کنم برای این است که کارم را در ایران به اجرا بگذارم. این حرف در جواب دوستی است که به من گفت تو که در خارج از کشور موقعیت خوبی داری چرا دوباره به ایران برای ادامه کار باز می گردی؟ ما جزء اقلیت نیستیم بلکه اکثریت این مملکت را به خود اختصاص داده ایم بنابراین دوستانی که مخالف ما هستند می توانند از این کشور بروند. من تمام تلاشم را می کنم که نمایش “آنتیگونه” به صورت قانونی دیده شود.

    غنی زاده ادامه داد: دوستانه اداره نظارت و ارزشیابی باید به وظیفه اشان عمل کنند. ما نباید به این روند عادت کنیم هر چقدر هم که این مسائل و مشکلات به صورت هر روزه برای ما تکرار شود نباید برای من و دیگر هنرمندان به یک عادت تبدیل شود. اگر می خواهند کار من را رد کنند این عمل باید به صورت قانونی اتفاق بیافتد. اگر کار من آنقدر خطرناک است که دوستان حتی حاضر نیستند آن را ببینند و حتی اصلاحیه به آن بزنند پس چرا من را نمی گیرند و آزادانه می توانم از کشور خارج شوم.

    وی درپایان نشست متذکر شد: چرا باید هنرمندان را از رسانه‌ای کردن مشکلاتشان بترسانند. این کار به معنای عداوت نیست بلکه تنها مطرح کردن مشکلاتشان را در بر دارد. متاسفانه این کار آزادی بیان را از هنرمندان می‌گیرد.

    در پایان جلسه گروه بازیگران نمایش که از کشور استونی در ایران حضور دارند از برخورد شورای ارزشیابی و نظارت اظهار تعجب کردند و گفتند هیچ مشکل غیرقابل حلی وجود ندارد.

  • دیگر مرا صدا نزن ، مادر !

    دیگر مرا صدا نزن ، مادر !

    Ne m ‘ appelle plus , maman

    نویسنده : محمد رحمانیان
    اجرایی به زبان فرانسه

    با حضور :
    رویا دارا — نسترن حرسلاک
    کارگردان : نسترن حرسلاک
    مجری طرح : ناصر آویژه
    افکتور : بهنام افشار
    گروه کارگردانی : الهه جنوی — مهدی رجبی
    ارکیده هاشمی
    و همکاری :
    یاسمین کریمی

    مکان و زمان:
    سیزدهم تا پانزدهم ، هجدهم تا بیستم شهریور ۱۳۹۱
    ساعت ۶ بعد از ظهر
    خانه ی تئاتر ; تهران – چهار راه ولیعصر – خیابان شهید برادران مظفر (صبای جنوبی ) – پایین تر از بیمارستان مدائن – نبش کوچه ماه – ساختمان آفتاب – طبقه اول

    ویژه ی اعضای خانه ی تئاتر

  • خداحافظی لادن طباطبايی با بازيگری

    خداحافظی لادن طباطبايی با بازيگری

    روز گذشته مطلبي با عنوان «آشپزي، بهانه‌اي براي نمايش ثروت و تجمل» در نقد سري جديد «شام ايراني» به نقل از سايت شبكه ايران در صفحه 10 «باني‌فيلم» به چاپ رسيد كه متأسفانه موجبات آزردگي خاطر لادن طباطبايي از بازيگران هنرمند سينما و تلويزيون كشورمان را فراهم كرد. حال آنكه بخش‌هاي زيادي از نوشته مذكور به جهت رويكرد غيرمحترمانه و بعضاً توهين‌آميز آن در چاپ حذف شد و حتي تيتر آن را نيز تغيير داديم. علت اصلي درج مطالب يادشده، صرفاً عنايت به بحث تكثر آرا بود و نه تأييد كامل آن. با اين وصف، همين نسخه چاپ‌شده نيز موجب دلخوري شديد لادن طباطبايي، به عنوان يكي از چهره‌هاي اصلي حاضر در برنامه شام ايراني شد و او طي يادداشتي كه ديروز براي «باني‌فيلم» فرستاد، اعلام كرد از بازيگري خداحافظي خواهد كرد. با ابراز اميدواري نسبت به اينكه تصميم مزبور تنها واكنشي مقطعي و برآمده از عواطف حساس يك هنرمند به مطلب چاپ‌شده باشد و دلگيري اين بازيگر از روزنامه به درازا نكشد، نوشته او در ادامه از نظرتان مي‌گذرد.

    مي‌خواستم مثل خانم جميله شيخي باشم

    با سلام خدمت سردبير محترم تنها روزنامه تخصصی سينمای ايران، «بانی‌فيلم»

    سردبير محترم بخش تلويزيون و خوانندگان عزيزی که توقع خواندن مسائل تخصصی را دارند، عادت کرده‌ايم که به مطالبی که در اين روزنامه چاپ می‌شود اطمينان کنيم. اينجانب به‌شخصه، هميشه با فراغ‌بال و اعتماد به کادر تخصصی اين روزنامه، در هر بخشی که درخواست شد، همکاری کرده‌ام. برای من بسيار عجيب و شوکه‌کننده بود که در بخش نگاه ديگران با نقدی در مورد (بفرمایید شام ایرانی) مواجه شدم که جمله به جمله از روی يک سايت خبری برداشته شده بود، اين نقد توسط شخصی که مطلقاً بی‌اطلاع از کوچک‌ترين و بديهی‌ترين مسائل جاری در تلويزيون و سينماست، نوشته شده است. البته دوستان گرامی در «بانی‌فيلم» لطف کرده‌اند و فحاشی‌ها و توهين‌های اين شخص نسبت به من را حذف کرده‌اند.
    اجازه می‌خواهم که برای اولين و آخرين بار در طی دوران حرفه‌اي‌ام به مطلبی که بخشی از آن در مورد شخص من نوشته و چاپ شده است اعتراض کنم و در مورد اين قضاوت نادرست و مغرضانه درددل کنم.
    دفاع و يا توضيح در باب ساختار برنامه، وظيفه من نيست. کارگردان و تهيه‌کننده بايد پاسخگو باشند. ولی چيزی که می‌دانم اين است که اگر اين شخص منتقد فقط کمی تحقيق می‌کرد، متوجه می‌شد که اين برنامه در انحصار هيچ شخص و شبکه و گروهی نيست و اولين بار در دهه 1970 در اروپا تولید و پخش آن شروع شد و پس از آن تا به امروز اکثر کشورها به سبک و سياق خود آن را ساخته‌اند و در اغلب آنها هم يک نفر روی تصوير حرف می‌زند. اسم اين برنامه هم معمولاً ترجمه همين جمله استCome and dine with me و در آخر اين جمله اسم کشور می‌آيد. اين است که حرص و جوش و جوسازی در مورد تقليد از چه و چه، به نظر بی‌مورد می‌رسد.
    در عين حال عاملی که باعث شد من در منزلم را برای اولين بار روی ديگران باز کنم، همين بود. اين فکر را که ما هم «بفرماييد شام» خودمان را داشته باشيم پسنديدم. سال‌های دراز فکر جدا کردن زندگی خصوصی‌ام از حرفه را کنار گذاشتم و دل به دريا زدم. فکر کردم چه اشکالی دارد؟ بهتر است که بينندگان ببينند که ما هم زندگی عادی خودمان را داريم. خانواده، بچه، دغدغه والدين و…. ببينند که ما هم با هم شوخی می‌کنيم و برخلاف توقع منتقد سختگير کذايی (که انتظار بحث‌های وزين و سنگين را داشت) نه فيلسوف هستيم و نه اديب و نه سخنران…. می‌خواستم جوابی باشد برای خيلی از عزيزان که در صف نانوايی می‌پرسند: ا، شما هم تو صف نونوايی وامیستین؟
    و با لبخند جواب می‌‌دهی: بله، آخه بچه‌ها سنگک دوست دارن!!
    بله، ما هم گاهی خاله‌زنک می‌شويم… بله، غمگين می‌شويم، شاد می‌شويم، گريه مي‌کنيم، زار می‌زنيم، قهقهه می‌زنيم. بله ما هم برای همسران و فرزندانمان آشپزی می‌کنيم، لباس می‌شوريم، مريض می‌شويم، بيمارستان می‌رويم و… يادم هست يکبار زمانی که دخترم را باردار بودم، خانمی باتعجب از من پرسيد: ا… شما بارداريد؟ حميد فرخ‌نژاد وقتی شنيد با طنز خاص خودش گفت: آخه بعضی‌ها فکر می‌کنن بازيگرها مثل آميب از وسط نصف می‌شن!!!!
    يک چيز ديگر که همه اين سال‌ها برای من آزاردهنده بود، اين است که: حتی اطرافيان ما اغلب بروز احساساتمان را نوعی نقش بازی کردن می‌دانند!! با ديالوگ: بازيگره ديگه، داره بازی می‌کنه… و اين جمله بشدت گروتسک است، متناقض است، ايهام دارد، طنزيست تلخ، من را ياد کافکا می‌اندازد. هيچوقت نفهميدم تعريف است يا توهين (البته فقط همين يک مورد را. درمورد حرف‌های منتقد کذايی مطمئنم توهين است!)… بله، خلاصه، ما 4 زن بازيگر، با جسارت تمام پيشقدم شديم. هر چهار نفر فکر کرديم که چيزی برای پنهان کردن نداريم… صاف و صادق و شاد جلوی دوربين رفتيم. چه می‌دانستيم صداقتمان دروغ، صافی‌مان، ادا و شاديمان، کودکانه تعبير می‌شود!!
    بسيار جالب بود که اين شخص، منزل مرا مجلل و مرا ثروتمند معرفی کرده است. دوستانی که مرا می‌شناسند، می‌دانند که من بعد از سال‌ها دوندگی آپارتمانی 80 متری را با مصالح پيش ساخته، بر بام منزل پدري‌ام ساخته‌ام و تراسی که آنقدر چشم ايشان را گرفته است، در واقع پشت بام منزل پدرم است!!
    این که پشت بام تبديل به تراس شده است، فکر اينجانب بود، چرا که می‌خواستم دخترم به‌راحتی در آن بازی کند. گلدان‌های بزرگ پلاستيکی را لب ديوار چيدم که بچه از لبه آن پايين نيفتد. شمشادها را با عرض معذرت خريدم، باقی گل‌ها را يا از حياط دوستان قلمه زدم يا کادو گرفتم و بعد از يکسال حاصل آن شد چيزی که اين دوست محترم ما را عصبی کرده است!! تازه، يکی از گلدان‌ها را هم سبزی خوردن می‌کارم. نديدند که حرص بخورند!
    کليه اثاثی که در منزل ديده می‌شود، همگی دست دوم هستند و تنها بازسازی و مرمت شده‌اند، باعث افتخار است که هنر و سليقه اينجانب و توانايی‌ام در استفاده مناسب از وسايلی که با صرف ساعت‌ها وقت از سمساري‌های مناطق جنوب تهران خريده‌ام و بازسازی کرده‌ام و کنار هم قرار داده‌ام به نظر ايشان نشانه ثروت و تجمل می‌آيد. يک باربيکيو ساده به چشمشان آمده و آنقدر بی‌ادب هستند که به خانم همراه من توهين مي‌کنند و او را کلفت خطاب می‌کنند. خانمی که زمان‌هايی که من سر کار هستم، برای خانواده‌ام غذا می‌پزند. منتقد کذايی نگران نباشند، چون بندرت سر کار می‌روم، شايد در سال جمعاً ايشان 60 روز برايمان غذا بپزند!! باقی وقت‌ها خودم غذا می‌پزم و آشپز خوبی هم هستم. ايشان تا اندازه‌ای مشکل دارند که تلفظ باربيکيوی مرا مسخره می‌کنند و لابد سکته می‌کنند اگر بفهمند من چهار زبان ديگر غير از فارسی بلدم!! خب چاره چيست؟ هميشه به ياد گرفتن زبان علاقه داشتم و وقتم را با غيبت کردن از ديگران و تهمت زدن تلف نمی‌کردم!!! بابت استعدادم در آموختن زبان و لهجه‌های مختلف، اين منتقد بسيار باسواد و مؤدب، بايد مرا ببخشند. اين شخص که اين مطالب را به‌عنوان نقد نوشته است چه چيزی از زندگی من می‌داند که با لحنی توهين‌آميز مرا متهم می‌کند؟ چطور می‌فرمايد که ما چهار نفر نه آشپزی بلديم نه خانه‌داری می‌دانيم؟ مگر خانه‌مان آمده؟ یا دستپخت ما را خورده؟ به نظر مي‌آيد که ايشان فقط فيلم‌های هيچکاک و برگمان و… می‌بينند که در يک برنامه مفرح مسابقه‌اي دنبال تعليق می‌گردند. البته که باز هم دست مسئول اين صفحه در بانی‌فيلم درد نکند که حداقل فحاشی‌های اين شخص را حذف کرده‌اند. درعين حال تعجب می‌کنم از مسئول اين صفحه… آيا اصولاً هر چيزي را چاپ می‌کند و با تيتر نگاه ديگران، مسئوليت را از سر خود باز می‌کند؟
    ابراز ناراحتی من برای خودم نيست. دختر 18 ساله نيستم که منتظر تعريف و تمجيد ديگران باشم، همه می‌دانند که 20 سال است کار حرفه‌ای می‌کنم. هرگز نه شکايت کردم، نه وارد حاشيه‌ها شدم و نه رنجيدم. برای من در زندگی از هر چيزی مهم‌تر احترام و اعتماد است. دارم می‌بينم که لحن نقد سينمای ما روز به روز مبتذل‌تر می‌شود. هر مطلب خاله‌زنکی و توهين‌آميزی چاپ می‌شود چرا که به نظر جسورانه مي‌آيد. دوستان: بين جسارت و بی‌ادبی، تنها يک خط باريک است. و هر انسان بی‌ادبی، جسور محسوب نمی‌شود.
    تا آنجايی که شنيده‌ايم و ديده‌ايم و خوانده‌ايم، خبرنگار، يعنی کسی که خبرها را گردآوری می‌کند و به همراه ملزومات آن (عکس، فيلم و…) تحويل می‌دهد تا چاپ شود. روزنامه‌نگار: عقايد شخصی و تحليل خود را برپايه دانشی که بايد بسيار عميق‌تر از موضوع مورد بحث باشد، می‌نگارد. آن هم چاپ می‌شود. و اما منتقد، آن هم از نوع سينمايی‌اش…. چه عرض کنم؟… مختصر اينکه شلوغ کردن و توهين کردن را به عنوان نقد به رسانه‌ها خوراندن هم، خودش هنر می‌خواهد!
    قبل از بازی در سريال «راز پنهان» تصميم خودم را جهت خداحافظی با دنيای بازيگری گرفته بودم و راز پنهان آخرين بازيگری من در مقابل دوربين بود. بازيگری هميشه عشق من بوده و هست… کنکاشی بود برای به تعالی رسيدن…
    سعی بر انسان بهتري بودن. از اساتيدم، از کارگردان‌ها و بازيگران همکارم و از تک به تک عوامل هر صحنه‌ای، بسيار آموختم. اميدوارم که بتوانم آموخته‌هايم را در جهتی ديگر، به سود ديگران به‌کار ببندم.
    در اين مدت طولانی، دلخوشی من، توجه و حمايت هموطنانم بود و تمام سعی‌ام را کردم که در لحظات حضور بر پرده سينما يا صفحه تلويزيون، وقت گرانقدرشان را ارج بنهم.
    زمانی که بازيگری را شروع کردم، تصميم داشتم مثل نازنينم، خانم جميله شيخی باشم. زمانی که ايشان فوت کردند، روحشان شاد، گفتم من هم مثل او تا آخرين روزهای زندگی بر صحنه می‌مانم. اما، زمان انسانی دايره‌وار نمی‌گذرد. وقتی حرفی برای گفتن نداری، بايد بروی … شاد و پيروز باشيد.

  • سیزدهمین جشن خانه موسیقی و معرفی کتب برگزیده

    حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ضمن بیان این مطلب در توضیح کم و کیف برگزاری سیزدهمین جشن خانه موسیقی گفت: تازه‌ترین جشن خانه موسیقی در تاریخ 17 مهرماه در برج میلاد برگزار می‌شود و مطابق هر سال اجراهای متعددی از موسیقی نواحی، موسیقی ایرانی، موسیقی نواحی خواهیم داشت.

    وی در ادامه افزود: علاوه بر اجراهای متعدد از تعدادی از هنرمندان موسیقی تقدیر خواهد شد و تندیس خانه موسیقی در آنها اهدا خواهد شد. مدیرعامل خانه موسیقی در ادامه با اشاره به چگونگی انتخاب هنرمندان برای تقدیر گفت: در طول تمام این سال‌ها از پیشکسوتان موسیقی تقدیر شده است و سعی می کنیم در انتخاب افراد برای تقدیر حقی از هیچ هنرمندی ضایع نشود.

    نوربخش در پایان افزود: مهلت ارسال آثار مکتوب موسیقایی تا پایان شهریور است و پس از آن اعضای هیئت انتخاب و داوری کار بررسی و رای نهایی بر آثار را آغاز می‌کنند.

    جشن خانه موسیقی هرساله به منظور نکوداشت سالگرد تاسیس این نهاد صنفی توسط اهالی موسیقی و به همت خانه موسیقی برگزار می‌شود از همین رو سیزدهمین دوره از به دبیری حمیدرضا نوربخش برگزار می‌شود.

     

  • “آوازه‌خوان طاس” در آستانه اجرا

    “آوازه‌خوان طاس” در آستانه اجرا

    نمایش “آوازه‌خوان طاس” با کارگردانی بهمن معتمدیان و بازی سروش صحت، هومن برق‌نورد و فلامک جنیدی از 8 مهرماه در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

    بهمن معتمدیان گفت: قرار است از 8 مهرماه نمایش “آوازه‌خوان طاس” اثر اوژن یونسکو را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اجرا کنیم. به احتمال زیاد این نمایش را هر روز در دو نوبت به صحنه خواهیم برد.

    وی درباره عوامل و بازیگران این نمایش افزود: تا به حال حضور سروش صحت، بهاره رهنما، هومن برق‌نورد و فلامک جنیدی در این نمایش قطعی شده و تا هفته آینده دو بازیگر دیگر نیز به گروه خواهند پیوست. لیلی رشیدی و نیما محبی دستیاران کارگردان، پوریا آریانپور طراح صحنه، لباس و گریم، رضا موسوی عکاس و علیرضا فانی طراح پوستر، بروشور و آفیش نمایش “آوازه‌خوان طاس” هستند.

    معتمدیان درباره شیوه اجرای نمایش “آوازه‌خوان طاس” یادآور شد: در سال 76 این نمایش را به صورت اکسپرسیونیستی و کاریکاتوری به صحنه بردم ولی اجرای جدید به غیر از دکور واقع‌گرایانه خواهد بود.

    بهمن معتمدیان پیش از این نمایش‌های “آوازه‌خوان طاس”، “ژاک یا تسلیم” و “دختر دم بخت” را به صحنه برده است. وی همچنین ساخت فیلم‌های مستند “آوازی برای مردن” و “موسیقی و فراموشی” و فیلم کوتاه “آکواریوم” را در کارنامه کاری خود دارد.

  • پرفروش‌ ترین فیلم تاریخ سینمای هند

    این تحلیل در حالی ارائه می‌شود که این فیلم هفته قبل و همزمان با جشن‌های استقلال هند و عید فطر به روی پرده سینماهای هند رفت.

    «یک ببر» طی 9 روز اول نمایش – این فیلم هفته قبل به جای روز جمعه در روز چهارشنبه و همزمان با جشن سالگرد استقلال هند اکران عمومی شد- 154 کرور فروش کرده است.

    این رقم کلان فروش باعث حیرت و شگفتی اهالی صنعت سینمای هند و تحلیل‌گران اقتصادی آن شده است.

    به گفته تحلیل‌گران اقتصادی سینما، هیچ یک از محصولات سینمایی هند در یک چنین فاصله زمانی کوتاهی موفق به چنین فروش سرسام‌آوری نشده‌اند.

    به دلیل استقبال بالای تماشاگران هندی از فیلم جدید سلمان خان است که تحلیل‌گران اقتصادی سینما می‌گویند «یک ببر» در هفته دوم نمایش هم فروشی 50 کروری خواهد کرد.

    آن‌ها عقیده دارند این فیلم طی 2 هفته نمایش خود به فروشی بالای 202 کرور دست پیدا خواهد کرد و رکورد فروش «3 احمق» را خواهد شکست.

    کمدی اکشن خانوادگی و ماجراجویانه «3 احمق» با بازی عامرخان و کارینا کاپور در سال 2009، توانست با فروش 202 کروری لقب پرفروش‌ترین محصول سینمایی کل تاریخ سینمای هند را کسب کند.

    تحلیل‌گران اقتصادی سینما در هند می‌گویند «یک ببر» در طول زمان نمایش عمومی خود در هند به فروش کلی حدود 300 کروری دست پیدا خواهد کرد.

    «یک ببر» پس از «دابانگ»، «آماده» و «محافظ» چهارمین فیلم‌ سینمایی سلمان خان است که فروشی بالای 100 کرور در جدول گیشه نمایش سینماهای هند داشته است.

    به فیلم‌هایی که در هند موفق به فروشی 100 کروری شوند، لقب «بلاک باستر» (فیلمی با فروش عظیم) داده می‌شود.

    «یک ببر» را کبیرخان کارگردانی کرده و سلمان خان در آن نقش یک مامور ضدجاسوسی شبیه جیمز باند را دارد که باید با توطئه‌ای بین‌المللی که علیه ملت و دولت هند در جریان است مقابله کند.

    رسانه‌های گروهی هند به این نکته اشاره می‌کنند که هر دو فیلم «3 احمق» و «یک ببر» یک بازیگر مسلمان را در نقش‌های اصلی خود دارند.

    «یک کرور هندی برابر است با ۱۰۰لک یا ۱۰میلیون می باشد»

  • اجرای نمایش های (lev) و a+b)3) در تماشاخانه ایرانشهر

    اجراهای دو نمایش ‘ لو’ و a+b)3) به کارگردانی ‘کلودیا سوراسه’ از اواسط شهریور ماه سال جاری در مجموعه تماشاخانه ایرانشهر آغاز می شود.

    در راستای طرح اجرای گروه های بین المللی تئاتر در مجموعه تماشاخانه ایرانشهر که سال گذشته از سوی مجید سرسنگی مدیرعامل خانه هنرمندان ایران اعلام شد، دو نمایش”لو” و(a+b)3 به کارگردانی کلودیا سوراسه از شهریورماه سال جاری در سالن شماره یک مجموعه تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می رود.

    این دو نمایش که پیش تر در بیست و نهمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، کاندیدای دریافت بهترین طراحی صحنه شده بودند، از سال 2007 در بیش از چهل جشنواره بین المللی حضور داشته اند.

    گفتنی است؛ نشست خبری این نمایش اردیبهشت ماه، با حضور نویسنده و کارگردان،تهیه کننده و مجری طرح با حضور خبرنگاران در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.