بلاگ

  • «خاطرات مبهم» رضا یزدانی مجوز گرفت

    «خاطرات مبهم» رضا یزدانی مجوز گرفت

    رضا يزداني از دريافت مجوز جديدترين آلبوم خود خبر داد و عنوان كرد نام اين آلبوم «خاطرات مبهم» است و «راه نرفته» عنوان قدیمی آن است و به زودي راه بازار را براي انتشار در پيش خواهد گرفت.

    اين خواننده صاحب سبك همچنين افزود: ، قطعات آلبوم «خاطرات مبهم» را كارن همايونفر ساخته و تنظيم كرده است. ترانه هاي آن نيز توسط احسان گودرزی، اندیشه فولادوند، علیرضا باران و علیرضا کمارجی‌نژاد سروده شده است.

    وي افزود: ملودی 4  قطعه را نيز خودم ساخته ام. «خاطرات مبهم» شامل 10 قطعه است كه «بلاتکلیف»، «حرف‌های بی مخاطب»، «کجا گمت کردم»، «شک می کنم»، «حرف آخر» عنوان برخي از اين قطعات است.

    وي با اشاره به حضور همايونفر در آلبوم جديد خود يادآور شد: حضور اين هنرمند چهره متفاوتي از حضور من در عرصه موسيقي را رقم زده است . چون در اين آلبوم، موسيقي تلفيقي داریم و سعي كرده ام در آن از انواع مختلف موسيقي بهره بگيرم.

    گفتني است «خاطرات مبهم» به تهیه کنندگی علی اوجی بعداز ايام محرم و صفر روانه بازار موسيقي خواهد شد.این بعداز آلبوم هاي «شهر دل» 1380، «پرنده بی پرنده» 1382، «هیس»1386، «ساعت 25 شب» 1389 و «ساعت فراموشی» 1390 است ، ششمین آلبوم این خواننده پاپ-راک است.

    گفت و گو: ليلا رضايی – موسیقی ما

  • مبادا که چراغ سنگلج خاموش شود

    مبادا که چراغ سنگلج خاموش شود

    اتابک نادری از هنرمندان عرصه تئاتر کشورمان است که در حیطه مدیریتی خلاق و پرتلاش است و حدود چهار سال سابقه مدیریتی او در تماشاخانه سنگلج و ایجاد تغییرات مثبتی که در این تماشاخانه رخ داد گویای کارنامه کاری اوست.

    نادری، که هفته گذشته پس از حدود یک سال کناره گیری از مدیریت این تماشاخانه، مجددا با حکم قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی، به این سمت منصوب شد، مدت دو سال است که در مورد طرح توسعه تماشاخانه سنگلج با شهرداری تهران وارد مذاکره شده است.

    گفت و گو با اتابک نادری درباره آخرین اتفاقات و برنامه هایی که وی برای توسعه تماشاخانه سنگلج دارد، می خوانید:

    طرح توسعه تماشاخانه سنگلج چه مرحله ای را پشت سر گذاشته است؟
    این طرح اردیبهشت ماه سال 90 مطبوعاتی شد، ولی ما از آبان سال 89 آن را به سیستم اجرایی و اداری کشاندیم.

    یعنی نامه نگاری های اداری از آن زمان آغاز شد؟
    بله. من این طرح را خدمت استاد عزت الله انتظامی، که در آن زمان عضو شورای عالی خانه هنرمندان ایران بودند، ارائه کردم و با ایشان به عنوان هنرمند پیشکسوت این عرصه صحبت کردم و ایشان هم این نظر را داشتند که این طرح، طرحی است که می تواند پاسخگوی نیازهای فعلی و حتی آینده تئاتر کشور و نسل بعدی تئاتر سنگلج باشد. ایشان روی طرح من نامه ای را خطاب به دکتر قالیباف، شهردار محترم تهران مرقوم فرمودند.

    به خاطر دارم که این نامه رسانه ای هم شد.
    بله، این نامه نخستین نامه بود که البته تیرماه سال 90 آن را رسانه ای کردیم و تا قبل از آن رسانه ای نشده بود. این نامه برای آقای دکتر ایازی، معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، ارسال شد و ایشان نامه را به کارشناسان اداره کل فرهنگی خودشان در معاونت ارائه کردند و بررسی هایی صورت گرفت که نظر مثبت داشتند. نامه مجددا به شرکت توسعه فضاهای فرهنگی ارائه شد که آیا این طرح قابلیت اجرای فیزیکی دارد که در این شرکت نیز موافقت شده بود، زیرا در توسعه فضاهای فرهنگی منطقه این طرح را دیده ایم، ولی به این شکل ارائه شده درنظر نداشتیم؛ به هر حال قصد داریم چنین کاری را انجام دهیم. با بررسی های لازم از اداره حقوقی استعلام شد که ساختمان جنبی تماشاخانه سنگلج را برای تغییر کاربری می خواهیم و دکتر نوروزی، که از مدیران فرهنگ دوست اند، در جواب گفتند که برای من خیلی سخت است که اداره کل از خیابان بهشت به مثلا یک چهارراه آن سوتر نقل مکان کند، زیرا دعاوی حقوقی و امور کیفری و قضایی شهرداری در این اداره کل انجام می شود که درست در همسایگی دیوان عدالت اداری و دادگاه نیز در انتهای خیابان بهشت قرار دارد. دکتر نوروزی گفتند که بنده و همکارانم، که کارشناسان و وکلای شهرداری هستیم، برای حضور در جلسات دادگاهی ظرف پنج دقیقه به ساختمان موردنظر می رسیم و برایمان سخت است که دو چهارراه آن سوتر برویم، ولی سهیم شدن در این کاری که شما و استاد انتظامی فرمودند کار فرهنگی ماندگاری است بسیار ارزشمند است و می خواهیم کمکتان کنیم. من خدا را شکر می کنم که در فضاهای اداری و مدیریتی ما چنین نگاه های فرهنگ دوستانه ای وجود دارد و من  از راه دور به این بزرگوار تعظیم می کنم که چنین ذهنیت فرهنگی دارند.

    و نتیجه امر چه شد؟
    پس از نظر مثبت دوستان به تیرماه سال 90 رسید که این خبر را مطبوعاتی کردیم و دکتر قالیباف هم نظر مثبتی داشت و استاد انتظامی نیز رسما از شهرداری و مدیریت فرهنگی درخواست کرد و خطاب به ایشان گفت که مباد آن روز که چراغ تئاتر سنگلج مثل چراغ های تئاترهای لاله زار خاموش شود.
    خوشبختانه بازتاب خوبی در شهرداری داشت و شهرداری با آغوش باز از این مسئله استقبال کرد، ولی متاسفانه مشغله ای که در سال 90 داشتم و همزمان مدیر تئاتر استان های کشور و دبیر اجرایی سی امین جشنواره تئاتر فجر بودم، به غیر از یکی دو جلسه ای که با دکتر مجید سرسنگی، مشاور هنری شهرداری تهران، داشتم نتوانستم مسئله را پیگیری کنم و این مسئله قدری در سکوت گذشت تا سال 91.

    ولی امسال این پیگیری پررنگ تر شد.
    بله. در اوایل سال جاری با توجه به اینکه از سمت امور استان های اداره کل هنرهای نمایشی استعفا داده بودم و به عنوان مشاور در اداره کل خدمت می کردم، این فرصت را یافتم که مجددا پیگیر باشم و نظرات هم در این زمینه مثبت بود.
    پس از پیگیری های لازم شهرداری اعلام کرد که این مسئله و ضرورت ایجاد توسعه فضای فرهنگی در شهر تهران مشکلی ندارد و سنگلج نیز به عنوان قدیمی ترین تماشاخانه فعال با بافتی قدیمی در شهر تهران لازم است که رنگ و لعابی به خود بگیرد.

    ظاهرا هنرمندان طوماری را در این زمینه به امضاء رساندند.
    بله، هنرمندان نیز این مسئله را پیگیری کردند و 397 هنرمند سرشناس و فعال تئاتر کشور به حمایت از استاد انتظامی طوماری را خطاب به دکتر قالیباف امضاء کردند و شهردار محترم تهران مجددا دستور پیگیری و ارسال گزارش را دادند. نظرات مثبت بود که برای اجرایی شدن این طرح دستور صادر شود. استاد انتظامی نیز نامه دوم خود را نوشتند که خطاب به شهردار محترم چنین بود که : علی رغم پروژه های عمرانی بزرگی که شما دارید و به ساخت و ساز کلان شهر تهران مشغولید، دغدغه شما به فعالیت های هنری ستودنی است و من از روی این دغدغه است که به خودم جرئت می دهم مجددا از شما بخواهم طرح توسعه سنگلج را به مرحله اجرا برسانید. بی شک کارهای شما نزد پروردگار ارج خواهد داشت و من دستتان را می فشارم.
    این نامه خیلی تاثیرگذار بود و سپس استاد داوود رشیدی نامه ای مشابه را خطاب به دکتر قالیباف نوشتند و هنرمندان دیگری مثل بهزاد فراهانی، ایرج راد و استاد جمشید مشایخی نیز حمایت کردند.

    بنابراین شهرداری تهران نسبت به این پروژه نگاه مثبتی دارد؟
    بله، آنچه مسلم است نیت مثبت و نگاه مهربان شهرداری به این پروژه است که وظیفه خود می داند و به خواسته های ارزشمند جامعه هنر کشور به طور ارزنده پاسخ می دهد.

    با توجه به نگاه مثبتی که دکتر قالیباف در مورد طرح توسعه تماشاخانه سنگلج دارد فکر می کنید ما امسال خبر خوش الحاق ساختمان جنبی این تماشاخانه را دریافت کنیم؟
    این خبر هدیه ای بزرگ است که باید شهردار زمان آن را مشخص کند، ولی با توجه به زمانبندی ای که برای ساخت و ساز و تغییرات وجود دارد، فکر نمی کنم تا آخر امسال به صورت کامل اجرایی شود. خیلی امیدوارم که به لطف خداوند و همت مدیران تلاشگر در مجموعه خودمان و مجموعه شهرداری تهران این طرح در اردیبهشت یا خردادماه سال 92 به مرحله اجرا برسد.
    مسئله ای که برای من حائز اهمیت است نگاه کلان فرهنگی است که در این پروژه موج می زند. این طرح خارج از مناسبات سیاسی و اداری مطرح شده و خواسته هنرمندان است و طرح این مسئله برای یک مکان تاریخی، که نسل هایی در آن زحمت کشیده اند و باید به نسل های بعدی نیز منتقل شود در نظر گرفته شده است. خیلی جالب است که مدیریت شهرداری نیز بر این مسئله تاکید دارد که سنگلج را مربوط به اداره یا وزارتخانه خاصی نمی بیند و این نشان دهنده نگاه فرهنگی مدیریتی شهرداری بر ماندگاری این حرکت است.
    همه می دانیم که کار فرهنگی کار ماندگاری است و در دراز مدت جواب می دهد و مانا ترین حرکت است و ماناترین تاثیر را خواهد داشت.

    با توجه به اینکه ساختمان جنبی به لحاظ شکل ظاهری و نمای بیرونی با تماشاخانه سنگلج متفاوت است، چه برنامه ای برای آن دارید؟
    بارزترین فعالیت های فرهنگی و توسعه های فرهنگی شهری، که طی چند سال اخیر شکل گرفته، “باغ موزه دفاع مقدس” یا “باغ موزه قصر” است که اخیرا افتتحاح شد.

    آقای شهردار برای خرید و تغییر کاربری زندان اوین هم اعلام آمادگی کردند.
    بله. شما در نظر بگیرید یک زندان با فضای ناخوشایند، که شاید خیلی ها نمی توانند نام آن را به زبان بیاورند، تبدیل به واژه زیبایی چون “باغ موزه قصر” شده است. این مسئله مرا به یاد جمله ای در دومین نامه استاد انتظامی خطاب به دکتر قالیباف  می اندازد که گفته بودند: از آنجا که من به مدیریت و توانمندی های شما و گروهتان ایمان دارم، که هر طرح محالی را به بهترین شکل ممکن انجام می دهید، از شما می خواهم که تماشاخانه سنگلج توسعه پیدا کند.
    ساختمان جنبی یک فضای کاملا اداری است و بخشی از آن نیز مسکونی بوده که بعدها به این ساختمان اضافه شده است. ما قصد تخریب آن را نداریم، ولی نمای آن با استفاده از مهندسان خلاق شهرداری تغییر می کند.

    در مورد فضای داخلی این ساختمان چه تصمیم و طرحی دارید؟
    در طبقه همکف این ساختمان یک فضای رستوران وجود دارد که می تواند به یک “بلک باکس” تبدیل شود و سالن انتظاری که هم برای این سالن مورد استفاده قرار گیرد و هم برای سالن اصلی تماشاخانه سنگلج استفاده شود، زیرا ظرفیت سالن اصلی تماشاخانه سنگلج برای 256 تماشاگر طراحی شده و در روزهای سرد سال سالن انتظار گنجایش این جمعیت را ندارد.
    همچنین حیاطی در این ساختمان وجود دارد که برای اجرای تعزیه درنظر گرفته شده است تا خیمه عاشورا را برپا کنیم و اجراهای میدانی را نیز در آن داشته باشیم.

    آیا این خیمه چیزی شبیه به طراحی ای است که برای تالار محراب درنظر گرفته شده یا متفاوت است؟
    فکر می کنم طراحی که برای تالار محراب درنظر گرفته شده کاربری آن را محدود کرده است و به نظر من بهتر است طراحی ای برگرفته از معماری ایرانی داشته باشیم که شکل آمفی تئاتر داشته باشد، همراه با پلکانی با سقفی روباز که به صورت خیمه های متحرک سقفی پارچه ای داشته شد.

    بنابریان صرفا اجرای تعزیه و اجراهای محیطی را برای این مکان، که در حیاط ساختمان جدید قرار دارد، درنظر دارید.
    ما می توانیم کاربری  آن را افزایش دهیم و شب های شعر و شب های تئاتر نیز در آن برگزار کنیم.

    به این ترتیب در مورد معماری  این بخش، چیزی شبیه به تکیه دولت را مدنظر قرار دارید.
    بله، به نظر من بهتر است شکل آن به صورتی باشد که بتوانیم به یک معماری مدرن نیز برسیم.

    درمورد طبقات فوقانی چه برنامه ای دارید؟
    در طبقات فوقانی دیوارهای اتاق ها جابجا می شود و پنج پلاتوی استاندارد تئاتر به وجود می آوریم که شامل پلاتوهای بزرگ برای نمایش های پر پرسوناژ و پلاتوهای کوچک برای نمایشنامه خوانی و . . . است.
    در طبقه آخر این ساختمان نیز، تمام دیوارها برداشته می شود و به صورت یک گالری درست خواهد شد که “موزه تئاتر تهران” را در آن به وجود می آوریم. درحال حاضر ما در سنگلج بیش از صد قطعه عکس به دیوارها نصب کرده ایم و اسناد اداری و دست نوشته های نمایشنامه های قبل از انقلاب را داریم که در آن زمان برای شورای سنگلج ارائه کرده بودند و یکسری هم تصاویر و وسایل وجود دارد که طبیعتا همانند آن ها نیز در آرشیو شخصی اشخاص وجود دارد و با ایجاد این موزه می توان آن ها را به نمایش گذاشت.
    ضمن اینکه این سالن می تواند خاصیت های دیگری نیز داشته باشد و ما نشست های نقد و بررسی و پژوهشی را نیز می توانیم در آن برگزار کنیم. این مسئله تماشاخانه سنگلج را از یک سالن نمایش تبدیل به یک مرکز حرفه ای تئاتر می کند.

    طبیعتا با پلاتوهای تمرینی ای که درنظر دارید، از بار ترافیکی اداره برنامه های تئاتر، که صرفا به یک مکان تمرین تبدیل شده است، نیز کاسته می شود.
    بله، یکی از عمده ترین مشکلات ما برای تولید آثار حرفه ای و حتی تجربی، مسئله کمبود مکان تمرین است و به خصوص با وضعیت کنونی که گریبانگیر اداره تئاتر است و تراکم کاری گروه ها در این چند ماهه که می خواهند آثارشان را برای جشنواره تئاتر فجر ارائه کنند نیز زیاد شده است.
    به یاری خدا برای نظام مدیریتی و اجرایی این بخش نیز طرح هایی که برای تئاتر ایرانی منحصر به فرد است برای اولین بار ارائه خواهد شد و در این زمینه از مشاوره بزرگان و دوستان خوبی بهره مند می شوم. اگر این مجموعه ملحق شود می توانیم حدود 1200 نفر را تا آخر سال پوشش دهیم و این موجب اشتغال زایی می شود.
    ما اینجا با داشتن دو سالن، هم می توانیم جشنواره های مختلفی را پوشش دهیم و هم یک سرویس دهی بالا و افزایش بهره وری برای ارائه به تماشاگر داشته باشیم.

    جالب است که در کنار سالن اصلی سنگلج که به شکل کلاسیک است،  ایجاد یک سالن بلک باکس را نیز درنظر دارید. قدری هم در این مورد توضیح دهید.
    اینجا باید دید که چه تعریفی از تئاتر ایرانی و تئاتر ملی داریم. درست است که تئاتر ایرانی ما از تئاترهای تخت حوضی شروع شده است، ولی در زمانی که تماشاخانه سنگلج متولد شد این تعریف در دهه چهل به شکل دیگری مطرح شد و ما از تئاترهای روحوضی به تئاترهایی مثل “افعی طلایی”، “آنجاکه ماهی ها سنگ می شوند”، “آی باکلاه آی بی کلاه”، ” پهلوان اکبر می میرد”، ” آسید کاظم” و . . . رسیدیم و درحقیقت تئاتر ملی ما پوست اندازی کرد.
    نسل جدید و یک فکر جدید ایرانی در حال ورود به تئاتر ایران است که اندیشه تئاتر ایرانی دارد. تئاتر ایرانی تئاتری مبتنی بر فکر ایرانی، قصص تاریخی، فرهنگی و فلسفی ایرانی و مذهبی است. با این تعبیر می توانیم شاهد اجرای آثاری از این دست در بلک باکس سنگلج باشیم.
    در یکی از بندهای مصوبات شورای عالی، دستگاه های فرهنگی مثل شهرداری، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و دستگاه هایی که در امور نمایشی کشور دخیل اند، مکلف به تغییر و اصلاح ذائقه تماشاگران شده اند. این همان چیزی است که ما در مدیریت تئاتر سنگلج روی آن کار می کنیم. ما باید تنوع محصولمان را بالا ببریم تا مخاطب قدرت انتخاب داشته باشد و در این زمان است که رونق مجموعه های فرهنگی را شاهد خواهیم بود.

    گفت و گو: پیمان شیخی – ایران تئاتر

  • باران کوثری به دلیل ممنوع التصویر بودن کنار گذاشته شد

    باران کوثری به دلیل ممنوع التصویر بودن کنار گذاشته شد

    فیلم سینمایی “خسته نباشید” که چندی پیش توسط وزارت ارشاد در میانه فیلمبرداری توقیف شده بود، دوباره روند ساختش از سر گرفته شده است. این در حالی است که دو تغییر مهم در لیست عوامل سازنده این پروژه صورت گرفته است.

    بانی فیلم گزارش داد، بعد از وقفه ای چند هفته ای، فیلمبرداری این فیلم با تغییراتی در فهرست عوامل آن هفته گذشته از سرگرفته شد. در حالیکه این فیلم به کارگردانی مشترک افشین هاشمی و محسن قرایی آغاز شده بود بنا بر اعلام وزارت ارشاد ادامه کار به محسن قرایی سپرده شد.

    همچنین باران کوثری که از ابتدا در جمع بازیگران “خسته نباشید” قرار گرفته بود از جمع بازیگران این فیلم کنار رفت. این در حالی است که کوثری در فاز اول فیلمبرداری جلوی دوربین نیز رفته بود. گفته می شود سکانس های فیلمبرداری شده با باران کوثری با حضور یک بازیگر جوان و غیر چهره دوباره جلوی دوربین رفته است.

    طبق برنامه ریزی انجام شده فیلمبرداری “خسته نباشید” تا هفته آینده به پایان می رسد. تمام صحنه های “خسته نباشید” در کرمان فیلمبردای می شود.

    فیلنامه این فیلم را محمد رضایی راد بر اساس طرحی از رضا میرکریمی نوشته است و قرار است سپیده عبدالوهاب آن را مونتاژ کند.

    فیلم داستان رومن و ماریا زوجی جهانگرد است که درگیر اختلافاتی با یکدیگرند. آنها در میانه سفر خود در ایران با موسسه جهانگردی طرف قراردادشان به مشکل بر میخورند. تا اینکه مرضی مستخدم اخراجی هتل به کمک پسر عمویش برای آنها نقشه می کشند.

    غوغا بیات، جلال فاطمی، حسام محمودی، فرزاد باقری و رویا افشار بازیگران این فیلم هستند.

    “خسته نباشید” محصول حوزه هنری است و تهیه کنندگی آن را رضا میرکریمی بر عهده دارد.

  • شعر معروف «روباه و زاغ» سروده‌ی کیست؟

    شعر معروف «روباه و زاغ» سروده‌ی کیست؟

    تصویر زاغی که با یک قالب پنیر به دهان، بالای درختی نشسته و روباهی پای درخت در حال صحبت با او و در واقع گول زدن اوست، شاید برای همه‌ی ما آشنا باشد. بله این تصویر درس «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی فارسی است و شعر معروفی که سراینده‌اش حبیب یغمایی معرفی شده است.

    اما این شعر در واقع ترجمه‌ی منظوم حبیب یغمایی است از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی «ژان دو لافونتن»، که البته در کتاب درسی به نام شاعر اصلی آن اشاره‌ای نشده است.

    این در حالی است که دو ترجمه‌ی آزاد دیگر هم از این شعر در زبان فارسی منتشر شده است. آن‌طور که در کتاب «اصول فن ترجمه‌ی فرانسه به فارسی» (انتشارات سمت) آمده، ایرج میرزا و نیر سعیدی هم این شعر را ترجمه کرده‌اند.

    متن سه ترجمه‌ی موجود از این شعر در زبان فارسی در پی می‌آید:

    «روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی

    زاغکی قالب پنیری دید

    به دهان برگرفت و زود پرید

    بر درختی نشست در راهی

    که از آن می‌گذشت روباهی

    روبهک پرفریب و حیلت‌ساز

    رفت پای درخت و کرد آواز

    گفت به به چقدر زیبایی

    چه سری چه دُمی عجب پایی

    پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ

    نیست بالاتر از سیاهی رنگ

    گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان

    نبودی بهتر از تو در مرغان

    زاغ می‌خواست قار قار کند

    تا که آوازش آشکار کند

    طعمه افتاد چون دهان بگشود

    روبهک جست و طعمه را بربود

    «روباه و زاغ» / ترجمه‌ی ایرج میرزا

    کلاغی به شاخی جای‌گیر

    به منقار بگرفته قدری پنیر

    یکی روبهی بوی طعمه شنید

    به پیش آمد و مدح او برگزید

    بگفتا: «سلام ای کلاغ قشنگ!

    که آیی مرا در نظر شوخ و شنگ!

    اگر راستی بود آوای تو

    به‌ مانند پرهای زیبای تو!

    در این جنگل اکنون سمندر بودی

    بر این مرغ‌ها جمله سرور بودی!»

    ز تعریف روباه شد زاغ، شاد

    ز شادی بیاورد خود را به‌ یاد

    به آواز خواندن دهان چون گشود

    شکارش بیافتاد و روبه ربود

    بگفتا که: «ای زاغ این را بدان

    که هر کس بود چرب و شیرین‌زبان

    خورد نعمت از دولت آن کسی

    که بر گفت او گوش دارد بسی

    هم‌اکنون به‌ چربی نطق و بیان

    گرفتم پنیر تو را از دهان

    «روباه و زاغ» / ترجمه‌ی نیر سعیدی

    بامدادان رفت روباهی به باغ

    دید بنشسته است بر بامی کلاغ

    نشئه و شادی بی‌اندازه داشت

    زیر منقارش پنیری تازه داشت

    گفت در دل روبه پرمکر و فن

    کاش بود این لقمه اندر کام من

    با زبانی چرب و با صد آب و تاب

    گفت پس با وی که: ای عالیجناب

    از همه مرغان این بستان سری

    وه! چه مه‌رویی چه شوخ و دلبری

    این‌چنین زیبا ندیدم بال و پر

    پر و بال توست این یا مشک تر!

    خود تو دانی من نیَم اهل گزاف

    گر بُرندم سر نمی‌گویم خلاف

    گر تو با این بال و این پرواز خوش

    داشتی بانگ خوش و آواز خوش

    شهره چون سیمرغ و عنقا می‌شدی

    ساکن اقلیم بالا می‌شدی

    غره شد بر خود کلاغ خودپسند

    خودپسند آسان فتد در دام و بند

    تا که منقار از پی خواندن گشاد

    لقمه‌ی چرب از دهانش اوفتاد

    نغمه چون سر داد در شور و حجاز

    کرد شیرین کام رند حیله‌ساز

    شد نصیب آن محیل نابکار

    طعمه‌ای آن‌سان لذیذ و آب‌دار

    گشت روبه چون ز حیلت کامکار

    داد اندرزی چو درّ شاهوار

    گفت هر جا خودپسندی ساده است

    چاپلوسی بر درش استاده است

    آن تملق‌پیشه‌ی رند هوشمند

    نان خورد از خوان مرد خودپسند

  • لوافی‌ دوشنبه دوست داشتنی را می‌ سازد

    رامتین لوافی‌ پس از اتمام فیلم سینمایی «برلین منفی ۷»، قرار است فیلم سینمایی «دوشنبه دوست داشتنی» را در ژانر اجتماعی بسازد.

    «رامتین لوافی‌» کارگردان سینما در مورد فیلم سینمایی «برلین منفی 7»، اظهار داشت: به تازگی «مصطفی خرقه‌پوش» تدوین این فیلم را به اتمام رسانده و صداگذاری این کار توسط «محمد‌رضا دلپاک» همچنان ادامه دارد.

    وی در ادامه افزود: این فیلم فرم حضور در جشنواره سی و یکم فیلم فجر را پر کرده است.

    بنابراین گزارش، «برلین منفی 7» زندگی چند مهاجر از کشورهای مختلف را روایت می‌کند آدم‌هایی که زندگی تازه‌ای را در برلین جستجو می‌کنند. این فیلم که محصول مشترک آلمان و ایران است بازیگرانی از کشورهای آمریکا،آلمان، مصر و عراق به همراه مصطفی زمانی و مسعود رایگان از ایران در آن حضور دارند.

    وی در ادامه در مورد سایر فعالیت‌های خود به فارس، گفت: پس از پایان «برلین منفی 7»، قرار است فیلم سینمایی «دوشنبه دوست داشتنی» را در ژانر اجتماعی بسازم.

    لوافی‌ در ادامه در مورد موضوع فیلم جدیدش نیز توضیح داد: «دوشنبه دوست داشتنی» یک فیلم پرتنش شهری است که یک روز از زندگی پرفراز و نشیب یک مرد و دو زن را روایت می‌کند و کل داستان در یک روز می‌گذرد.

    فیلم سینمایی «آرام باش و تا هفت بشمار» در کارنامه این کارگردان به ثبت رسیده است.

  • کریس تاکر پرستار سیاه پوست شد

    کریس تاکر پرستار سیاه پوست شد

    نسخه دوباره‌سازی شده و انگلیسی زبان فیلم پرفروش فرانسوی «غیرقابل لمس‌ها»، کریس تاکر را برای ایفای یکی از دو نقش اصلی خود انتخاب کرد.

    این کمدین سیاه‌پوست قبل از این در فیلم‌های موفقی مثل مجموعه فیلم «ساعت شلوغی» و «عنصر پنجم» بازی کرده است.

    «غیر قابل لمس‌ها» دو کاراکتر اصلی دارد که یکی سیاه‌پوست و دیگری سفیدپوست است. بازیگر سفیدپوست نسخه جدید هنوز انتخاب نشده است.

    قصه فیلم درباره اشراف‌‌زاده‌ای است که به شدت تعصب نژادی دارد و از آدم‌های قوم‌های مختلف و غیر سفید‌پوست تنفر دارد.

    زمانی که این اشراف‌زاده بر اثر یک حادثه تصادف علیل و فلج می‌شود، یک پرستار مرد سیاه‌پوست مامور مراقب و نگهداری از او می‌شود.

    رابطه خصمانه این دو به تدریج شکل دوستی به خودش می‌گیرد و اشراف‌زاده متعصب، دیدگاه‌های نژادپرستانه خود را کنار می‌گذارد.

    کریس تاکر می‌گوید از این که برای بازی در این کمدی اجتماعی و ضد تبعیض نژادی انتخاب شده، بسیار خوشحال است.

    به گفته او: «از زمانی که بحث تولید نسخه انگلیسی‌زبان این کمدی پرفروش فرانسوی مطرح شد، آرزو می‌کردم مرا برای ایفای نقش پرستار سیاه‌پوست قصه انتخاب کنند.»

    قرار است نقش اشراف‌زاده قصه فیلم را یکی از بازیگران درجه یک انگلیسی‌زبان سینما بازی کند، ولی هنوز هیچ نامی در این رابطه مطرح نشده است.

    پل ‌فیگ که سال قبل فیلم اسکاری و پرفروش و کمدی درام «ساق دوش‌ها» را روی پرده سینماها داشت، کارگردانی نسخه جدید «غیر قابل لمس‌ها» را به عهده دارد.

    او که در حال انجام مذاکرات نهایی با تهیه‌کنندگان فیلم است، گفته مایل است کالین فیرث ایفای نقش اصلی آن را به عهده بگیرد.

    این بازیگر دو سال قبل برای درام شرح حال‌گونه «سخنرانی پادشاه» و بازی در نقش شاه جوان و الکن انگلستان، اسکار بهترین بازیگر مرد سال را دریافت کرد.

    اما تهیه‌کنندگان فیلم گفته‌اند قصد دارند این نقش را به یک بازیگر مشهور بدهند، تا حضور او تضمین‌کننده فروش فیلم در جدول گیشه نمایش سینماها باشد.

    در نسخه اصلی فرانسیس کلوزو و عمرسای بازی می‌کردند. دریک تولدانو و الیویه ناکاچه کارگردان این نسخه فرانسوی زبان بودند، که در این کشور اروپایی بیش از 200 میلیون دلار فروش کرد.

  • نیکی کریمی جایزه اصلی جشنواره فیلم آلمان را گرفت

    نیکی کریمی جایزه اصلی جشنواره فیلم آلمان را گرفت

    نیکی کریمی جایزه اصلی جشنواره فیلم «مانهایم» آلمان را گرفت.

    کارگردان فیلم سینمایی «سوت پایان» که با این فیلم در بخش مسابقه این جشنواره حضور داشت توانست جایزه اول جشنواره مانهایم را به دست آورد.

    هیئت داوران شصت و یک امین دوره این جشنواره که از ۱۰ نوامبر آغاز به کار کرده بود شب گذشته با اعلام برندگان به کار خود پایان دادند.

    در بیانیه هیئت داوران آمده است که «سوت پایان» با قدرت در بیان تصویری سینمایی به زیبایی انسانیت و کمک به همنوع را به ما نشان می‌دهد کشمکشی که تا پایان ما را با خود می کشاند وفیلمساز به ما خاطر نشان می‌سازد که برای سعادتمند شدن ابتدا باید به فکر کمک به دیگران و همنوعان خود باشیم.

    «سوت پایان» که سال پیش در جشنواره پوسان کره جنوبی برای اولین بار به نمایش در آمده بود درجشنواره فیلم وزول هم موفق به دریافت سه جایزه شده بود.

    نیکی کریمی علاوه بر کارگردانی نویسندگی بازیگری و تهیه کنندگی این فیلم را هم به عهده داشته است.

    در «سوت پایان» شهاب حسینی و هستی مهدوی‌فر به ایفای نقش پرداخته‌اند.

  • براد پیت و کریس همسورث در مغازه شیرینی‌ فروشی

    براد پیت و کریس همسورث در مغازه شیرینی‌ فروشی

    کریس همسورث با استفن گاهان فیلم‌ساز اسکار گرفته سینما در درام دلهره‌آور و جنایتکارانه «مغازه شیرینی‌فروشی» همکاری می‌کند.

    «مغازه شیرینی‌فروش» بر‌عکس فیلم‌های اکشن و ماجراجویانه قبلی همسورث، حال و هوایی واقع‌گرایانه و تلخ دارد.

    فیلم‌نامه این درام جنایتکارانه را خود گاهان نوشته و همسورث در آن در نقش یک کارمند مخابرات ظاهر می‌شود که شغل خود را تغییر می‌دهد.

    این کاراکتر با نقل مکان به منطقه بروکلین، تبدیل به یک مامور پلیس می‌شود و به زودی متوجه توطئه بزرگی می‌شود که در پیرامون وی وجود دارد.

    هنوز زمانی برای شروع کار فیلم‌برداری «مغازه شیرینی‌فروشی» اعلام نشده است، ولی گفته می‌شود کلید فیلم‌برداری آن فصل بهار زده خواهد شد.

    سازندگان فیلم برای انتخاب بازیگر مرد نقش مکمل – که اهمیت زیادی در قصه و ماجراهای آن دارد – به دنبال یک بازیگر مطرح و درجه یک سینما هستند.

    برادپیت و کریستف والتز گزینه‌های اصلی و اول سازندگان «مغازه شیرینی‌فروشی»، برای ایفای این نقش مهم هستند.

    اما هیچ یک از این دو بازیگر، هنوز در رابطه با این موضوع اظهار نظری نکرده‌اند.

    کریس همسورث در حالی قرارداد بازی در «مغازه شیرینی‌فروشی» را امضا کرده که هفته قبل اعلام شد او در اکشن «آدمکش‌ آمریکایی» بازی نخواهد کرد.

    به نقل از این بازیگر گفته شده وی فیلم‌نامه این فیلم را سطحی و کم‌ارزش ارزیابی کرده است. این در حالی است که این فیلم، بر اساس قصه یک مجموعه کتاب پرخواننده ساخته می‌شود.

    همسورث هم اکنون در شهر لندن جلوی دوربین قسمت دوم اکشن ابرقهرمانانه و کمیک استریپی «تور» به کارگردانی آلن تیلور است.

    او قرار است در اکشن علمی تخیلی جدید استیون اسپیلبرگ به نام «روبوپوکالیپس» هم بازی کند، اما زمان شروع کار تولید این فیلم هنوز اعلام نشده است.

    این بازیگر استرالیایی‌تبار سینما، تا قبل از پایان سال جاری میلادی اکشن ماجراجویانه «سقوط سرخ» را به روی پرده سینماهای جهان می‌فرستد.

  • شکرالله بابان گوینده پیشکسوت درگذشت

    شکرالله بابان گوینده پیشکسوت درگذشت

    شکرالله بابان چهره نام‌آشنای صداو سیما، گوینده پیشکسوت و فعال فرهنگی در سن 89 سالگی در تهران دار فانی را وداع گفت.

    شکرالله بابان چهره نام آشنای رادیو و تلویزیون و از گویندگان پیشکسوت صداو سیما اولین ساعت بامداد روز شنبه 27 آبان 91 براثر کهولت سن درگذشت و صبح امروز در مراسمی در قطعه نام آوران فرهیختگان و هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

    شکرالله بابان در سال 1302 هجری شمسی در سنندج متولد شد و فعالیت رادیویی‌اش را سال 1334 در تهران آغاز کرد.

    وی به عنوان گوینده، مفسر، شاعر، نویسنده، مترجم و مدیرکل مراکز صداو سیمای آذربایجان غربی، کرمانشاه و کردستان فعالیت کرده ‌است.

    زنده‌یاد شکرالله بابان در کنار پسرش فواد بابان

    کتاب‌ صلاح‌الدین ایوبی، جغرافیای کردستان و کرد و کردستان فرهنگ لغت هزار صفحه‌ای فارسی به کردی از جمله تالیفات مرحوم بابان است.

    وی دارای 8 فرزند (5پسر و 3 دختر) است که فواد بابان گوینده قدیمی صدا و سیما، بابک بابان گوینده اخبار ورزشی شبکه خبر و بختیار بابان کاپیتان پیشین تیم ملی بسکتبال ایران از جمله فرزندان سرشناس شکرالله بابان هستند.

    مراسم ختم آن زنده‌یاد روز سه شنبه 30 آبان ساعت 18 تا 19:30 در مسجد نور میدان فاطمی برگزار می‌شود.

  • آمادگی نیما دهقانی برای تئاتر فجر

    آمادگی نیما دهقانی برای تئاتر فجر

    نیما دهقانی نمایش «علی ایها الحال» را برای شرکت در بخش تجربه‌های نو سی و یکمین جشنواره تئاتر فجر آماده اجرا می‌کند.

    این هنرمند جوان تئاتر به ایسنا، گفت: این نمایش که فعلا نام آن «علی ایها الحال» است پروژه جدیدی است که در ادامه دو تجربه قبلی ما اجرا می‌شود.

    وی توضیح داد: شیوه تئاتر دستگاه که نمایش ما بر اساس آن اجرا می‌شود، شیوه جدیدی است که با نمایش «شیوه صحیح استفاده از دستگاه» آغاز شد و نمایش جدیدمان هم نوعی تئاتر دستگاه به حساب می‌آید که با یک سری تکنولوژی و دستگاه اجرا می‌شود.

    به گفته او، نویسنده این نمایشنامه علی رمضان‌پور است و داستان نمایش ترکیبی از تعدادی مونولوگ است که این مونولوگ‌ها را تماشاگران انتخاب می‌کنند به این معنا که سیر داستان مطابق میل تماشاگران عوض می‌شود.

    نیما دهقانی یادآور شد: این نمایش اثری محیطی نیست و کاملا صحنه‌ای است ولی با مشارکت تماشاگر پیش می‌رود. به این صورت که تماشاگران هم مانند بازیگر در روند کار دخیل هستند.

    او درباره موضوع این نمایش نیز توضیح داد: موضوع نمایش ما جنگ است که به شیوه‌ای خیلی فانتزی به آن می‌پردازیم.

    در این اثر نمایشی بازیگرانی چون ابراهیم عزیزی، مهدی شاهدی، امیر عزیزی، علیرضا کی‌منش و یک بازیگر دیگر که به این ترکیب اضافه خواهد شد، به ایفای نقش می‌پردازند.

    نیما دهقانی پیش از این دو نمایش «شیوه صحیح استفاده از دستگاه» و «مونو طلخک» را اجرا کرده بود که هر دو نمایش مورد توجه قرار گرفتند.

  • آغاز تور کنسرت محمدرضا شجریان و پورناظری‌ ها

    آغاز تور کنسرت محمدرضا شجریان و پورناظری‌ ها

    تور آمریکای شمالی محمدرضا شجریان از کانادا آغاز و در آمریکا ادامه می‌یابد.

    به گزارش روابط عمومی شرکت دل آواز، این کنسرت با به همراهی تهمورث و سهراب پورناظری و نوازندگان بین المللی در شهرهای تورونتو(اول دسامبر _ سونی سنتر)، مونترال(دوم دسامبر _ ل اولمپیا)، ونکور( هشتم دسامبر _دی سنتر)، کلگری(بیست و دوم دسامبر _اپکو سنتر) اجرا و سپس به ایالات متحده خواهند رفت.

    پورناظری‌ها ترکیبی مدرن از موسیقی ایران را بر اساس خانواده سازهای ابداعی استاد شجریان با اشعار نظامی، مولانا و باباطاهر به وجود آورده‌اند.

    هم اکنون استاد شجریان با همراهی گروه در شهر سان فرانسیسکو برای تمرین های نهائی اقامت دارند.

  • طلاق عاطفی سوژه فیلم تلویزیون شد

    فیلم تلویزیونی «کلید آسمان» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی جلال‌الدین دری با موضوع طلاق عاطفی آماده نمایش می‌شود.

    تصویربرداری فیلم تلویزیونی «کلید آسمان» با موضوع طلاق عاطفی به اتمام رسید و تدوین تصاویر همچنان ادامه دارد.

    ساخت موسیقی فیلم توسط امیر بکان انجام می‌شود.

    تصویربرداری طبق برنامه‌ریزی انجام شده و طی 16 جلسه انجام شد. داستان توسط سید جلال‌الدین دری و حسین تفنگدار نوشته شده است.

    قصه این فیلم در‌خصوص زوج جوانی است که دچار طلاق عاطفی می‌شوند. مهرداد در کوران حوادث و مشغله کاری است که فریبا همسرش او و آیدا را ترک می‌کند…

    برای اولین بار است که تلویزیون به موضوع طلاق عاطفی – که معمولا معضل شهرهای بزرگ و طبقات متوسط است – می‌پردازد.

    در این فیلم رحیم نوروزی، گلاره عباسی، سولماز غنی، حسن اسدی‌، فرداد صفاخو‌، زهرا برومند‌، محمد توفیق، سپیده صباغ‌، ‌محسن حاج‌قاسم، مریم صباغیان، ماندانا ناصری راد، صمد عدالت زاده، شکرانه کریمی، لیلا زارعی، آرمان فروغی،فریده غلامی،محسن صداقت خواه، اتابک رنجبر و بازیگران خردسال: عسل جلالی‌، عرشیا کوروند به ایفای نقش می‌پردازند.

    تعدادی از عواملی که در ساخت فیلم همکاری دارند، عبارتند از:

    نویسندگان: سید جلال الدین دری، حسین تفنگدار/ گروه کارگردانی: تهیه کننده و کارگردان:جلال الدین دری/ مدیر برنامه ریزی: مجید کرباسیان/ دستیار کارگردان: امید غضنفری/ دستیار کارگردان:متینا محمودی/منشی صحنه: سعیده دلیریان /عکاس: مهسا زرین جویی/ مشاور هنری: امیر حسین بیانی/ مدیر تولید: روح ا… مهاجری/ گروه تصویر برداری :مدیر تصویر برداری: مجید طرقی / دستیاران: سجاد سبحانی، سجاد عظیمی ، بهروز براتلو، محمد حسین برهانی زاده، هادی درزی رامندی/ گروه صدا برداری: مدیر صدا برداری: مجتبی برهانی زاده/ دستیار: محمد جواد یمقی/ گروه صحنه: طراح صحنه: فرنوش هنری/ دستیار: فرهاد ابراهیمی /گروه لباس: طراح لباس: سمیرا کشورنژاد،  دستیار: نسیم ملکی/ گروه گریم: طراح گریم: مهسا کریمی، محمد رضا گل افشار /مجری گریم: زینب استمراری/ مجری مرد:وحید مهین دوست/ گروه تدارکات: مدیر تدارکات: سعید عطایی/دستیار تدارکات: محمود کوچکی دوست/ خدمات: حمید شیخ ویسی/سینه موبیل: احمد هاشمی زاده/ حمل و نقل: امیر مرائی، فریبرز سلیمی، سید رضا خوشدل حسینی، علیرضا سعیدی‌نیا.