دسته: برگزیده

  • در دور جدید اجراهای «باغ بی‌آلبالو» آغاز شد

    در دور جدید اجراهای «باغ بی‌آلبالو» آغاز شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «باغ بی‌آلبالو» نوشته مهدی چاکری و کارگردانی مشترک لیلی رشیدی و محمد عاقبتی که از ۱۲ شهریور تا ۱۲ مهر با حضور بازیگران نوجوان تئاتر در بلک‌باکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر به صحنه رفت، با استقبال مخاطبان و علاقه‌مندان تئاتر مواجه شد.

    این نمایش در دور جدید اجراهای خود و از روز دوشنبه ۲۱ مهر به صحنه بازمی‌گردد و به مدت محدود اجرا می‌شود.

    فروش بلیت‌های «باغ بی‌آلبالو» از طریق سایت تیوال انجام می‌شود.

    این اثر نمایشی با حضور (به ترتیب حروف الفبا) سلینا اکبرپور، نیلتا جلالیان، گلسا حاج‌حسینی، هانا حسینی، آنی‌سا خامسی، الیسا خلیل‌پور، باران رفیعی، آلبا رضاعی، ساحل رمضانی، طاها سعیدی، آراد شاکری، بهار شمس، شراگیم شیرافکن، نیلیا صمیمی، نیکامهر غفاریان، کتایون قلمکاری، یاشار قائمی، هلنا کریمی، آوا کلانتری، رونیکا مرحمتی، ریحانه محمدیان، عسل مهربانی، کیارش ناصحی، رایا نصرتی‌مقدم، ترمه وثوق، نرگس یوسفی، ساعت ۱۹:۳۰ اجرا می‌شود.

  • «خفه‌شو عزیزم!» روایتِ چندپارگی، تعلیق و طنز تلخ

    «خفه‌شو عزیزم!» روایتِ چندپارگی، تعلیق و طنز تلخ

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «خفه‌شو عزیزم!» نوشته‌ محمدصالح‌علاء و به کارگردانی احمد بیگی از ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ در صحنه اصلی خانه نمایش «دا» روی صحنه برد و تا 18 مهرماه هر شب ساعت ۱۹ میزبان تماشاگران است. این اثر که با حمایت گالری هنری «ریور» تولید شده، در امتداد دغدغه‌های فرهنگی گروه سازنده، به سراغ کمدی اجتماعی رفته و با بهره‌گیری از منطق ابزورد، به بحران‌های جمعی و خاطره‌ی مشترک جامعه ایرانی نظر می‌کند. «خفه‌شو عزیزم!» به‌گفته‌ عوامل اجرایی، بیش از آنکه صرفاً روایتگر یک ماجرا باشد، تلاشی است برای کاویدن حقیقت در لابه‌لای گفت‌وگوها و مواجهه‌ مستقیم با آنچه تجربه کرده‌ایم؛ تجربه‌ای که گاه با خنده‌ای آمیخته به اشک همراه می‌شود.

    ساختار این نمایش بر چندپارگی روایت استوار است: داستان سه بار و هر بار به شیوه‌ای متفاوت روایت می‌شود تا لایه‌های پنهان واقعیت به‌تدریج از پشت نقاب کلام‌ آشکار شوند. این انتخاب روایی، هم به تعلیق اثر افزوده و هم امکان همذات‌پنداری و نگاه شخصی تماشاگر را فراهم کرده است؛ به‌نحوی که هر مخاطب می‌تواند از زاویه‌ دید خود، نشانه‌هایی تازه بیابد و به جمع‌بندی مستقلی برسد. گروه اجرایی این ساختار را «باستان‌شناسیِ حقیقت» می‌نامد؛ جایی که هر بار بازگشت به صحنه، معادل کنار زدن لایه‌ای از خاکستر وقایع است تا چیزهای ناگفته نمایان شود.

    «خفه‌شو عزیزم!» به‌لحاظ لحن و بازیگفتار، روی طنزی تلخ و موقعیت‌های کمیکِ موقعیتی حساب می‌کند؛ طنزی که از دل تناقضات برمی‌آید و با وارونه‌سازیِ کلیشه‌ها، تماشاگر را به مشارکت فکری می‌خواند. در خلاصه‌ داستانی که گروه برای معرفی اثر برگزیده‌اند، جمله‌ای کوتاه و کنایه‌آمیز برجسته شده است: «مرخصی عزاداری گرفتم تا تو را ببوسم!»؛ جمله‌ای که همزمان از تنش میان عاطفه و سوگ، و از جابه‌جایی اولویت‌ها در زمانه‌ ما پرده برمی‌دارد و سمت‌وسوی ابزورد نمایش را روشن می‌کند.

    بازیگران این تولید، شهروز آقائی‌پور و المیرا صارمی هستند که در فضایی کمینه‌گرا و متکی به دیالوگ، ضرباهنگ صحنه را پیش می‌برند. طراحی صحنه‌ اثر را احمد بیگی برعهده داشته و کوشیده با کمترین عناصر، امکانی منعطف برای جابه‌جایی موقعیت‌ها و بازخوانی‌های متوالی روایت فراهم کند. فاطمه موسی‌لو طراحی لباس را انجام داده و ایمان اسماعیلی طراح نور نمایش است؛ نوری که در این اجرا، به‌مثابه‌ ابزار جهت‌دهی به نگاه مخاطب و مرزبندی میان روایت‌ها عمل می‌کند. گرافیک و طراحی پوستر را علیرضا غفوری انجام داده و ساخت دکور به فرشاد رستمی سپرده شده است. «ریور گالری» به‌عنوان حامی مالی در کنار گروه قرار دارد؛ علی رستمی مدیر اجرایی، سارا سعادت‌نیا منشی صحنه، و آیدا فاضلی دستیار اول کارگردان هستند. در گروه کارگردانی، شاهین قیطاسی و محدثه بوربور حضور دارند. اردلان آشناگر و فوژان پارسا عکاسان مجموعه‌اند، طاها مجد فیلم‌بردار تیزر است، روژینا حاجیان تصویربرداری پشت صحنه را انجام داده و مدیریت رسانه برعهده‌ معصومه دهقان است.

    احمد بیگی، کارگردان نمایش، در یادداشتی که همراه اثر منتشر شده، «گفت‌وگو» را راه آشکارسازی حقیقت می‌داند، نه پوشاندن آن. او «خفه‌شو عزیزم!» را متعلّق به «علم باستان‌شناسی» می‌خواند؛ استعاره‌ای که نشان می‌دهد گروه به‌جای حل‌وفصل سریع یک قصه، بر کاوشِ آهسته و لایه‌به‌لایه تأکید دارد. به‌نوشته‌ بیگی، این نمایش در نهایت شاعرانه و بی‌پرده است؛ فضایی که گاهی خنده و اشک را در هم می‌آمیزد و از تماشاگر می‌خواهد به‌جای تماشاگری منفعل، هم‌سفر پرسش‌ها شود.

    دیدگاه‌های بیگی درباره وضعیت تئاتر نیز در گفت‌وگوهایی که همزمان با معرفی اثر انجام شده، به‌روشنی بازتاب یافته است. او تئاتر را «معلم اجتماع» می‌نامد؛ جایی برای کسب درک از درست و نادرست، و محلی برای تمرینِ کنشگری و اخلاق. به باور او، اگر تئاتر حتی کوچک‌ترین تأثیر فرهنگی بر زندگی مردم بگذارد، به وظیفه‌ خود عمل کرده است. بیگی، تئاتر را نه نمایشِ صرفِ آنچه هست، بلکه نمایشِ آنچه می‌تواند باشد می‌داند؛ به همین اعتبار، تئاتر را «پیش‌درآمد رخدادهای اجتماعی و فرهنگی» می‌خواند؛ عرصه‌ای که می‌تواند هشدار دهد، پیش‌بینی کند و راه گفت‌وگو را باز کند.

    کارگردان «خفه‌شو عزیزم!» با تأکید بر اهمیت دوران مدرسه در آشنایی با هنر نمایش، یادآور می‌شود که مدرسه «عصر طلایی» نهادینه‌سازی تئاتر در زندگی افراد است. او می‌گوید تمرین‌های نمایشیِ کلاس‌های درس می‌تواند به کتاب‌خوانی، رفتار اجتماعی و مشارکت در مسائل عمومی مدد برساند و از کودکی، نسلی پرسشگر و اهل نقد بسازد. این نگاه در امتداد دغدغه‌ اصلی اوست: بازگرداندن جامعه به سالن‌های تئاتر با ارائه‌ آثاری که با فرهنگ ملی پیوند دارند و از سطحی‌نگری فاصله می‌گیرند.

    بیگی همچنین از «قهر مردم با تئاتر» سخن می‌گوید؛ قهری که به‌باور او، یکی از دلایلش تولید نمایش‌هایی است که نسبت روشنی با فرهنگ و مسائل ملی ندارند. او معتقد است تبلیغات پرهزینه شرط کافی برای جذب مخاطب نیست؛ بلکه باید کیفیت و صداقتِ اثر، دست آشتی را به سوی مردم دراز کند. در مقام نقد ساختارها، بیگی به دشواری‌های دسترسی گروه‌ها به سالن‌ها، فرایندهای طولانی و ارزیابی‌هایی که به‌زعم او بیش از آنکه تخصصی باشد، ایدئولوژیک و مادی است، اشاره می‌کند. حذف یا تضعیف نهادهای تخصصی، از نگاه او، خلائی ایجاد کرده که نتیجه‌اش سرگردانی گروه‌ها یا حرکت ناگزیر به سمت تولیدات سطحی و صرفاً تجاری است.

    کارگردان «خفه‌شو عزیزم!» از «ورود پول‌های بی‌ضابطه» و غلبه نگاه صرفاً مالی در برخی فرآیندها نیز انتقاد می‌کند و «بازبینی‌های مکرر و موازی» را ابزاری برای کنترل می‌داند که در نهایت اعتماد مخاطب را مخدوش می‌کند. او می‌گوید تماشاگر امروز به دنبال صداقت است؛ اگر حس کند اثری صرفاً برای عبور از فیلترها شکل گرفته، با آن ارتباط نمی‌گیرد. بر همین مبنا، بیگی ترجیح داده است این نمایش را با هزینه‌ شخصی روی صحنه ببرد تا به تعبیر خودش، «برای هویت ملی هزینه کند» و ادای دینی به استاد محمدصالح‌علاء داشته باشد؛ شاعری که به‌باور بیگی، «جهانِ عمیق و سرشار»ش می‌تواند تئاتر را از سطح سرگرمی فراتر ببرد.

    در بُعد زیباشناختی، علاقۀ بیگی به متن‌هایی که نویسنده‌شان شاعر است، در انتخاب «خفه‌شو عزیزم!» نیز نمایان است. او می‌گوید شعر، لایه‌های پنهانی دارد که به تئاتر امکان می‌دهد فراتر از روایت خطی حرکت کند و ذهن تماشاگر را به کار اندازد. از نظر او، مخاطب امروز به دنبال «وام گرفتن ایده» از نمایش است؛ آنچه بتواند بیرون از سالن نیز ادامه یابد و به پرسش‌ها و تجربه‌های زندگی روزمره گره بخورد. بر همین اساس، گروه تولید کوشیده است اجرای خود را بر کمینه‌گرایی صحنه، ضرباهنگ دیالوگ‌ها و تناوبِ شوخ‌طبعی و تلخی بنا کند تا مسیرِ «سه روایت از حقیقت» روشن‌تر دیده شود.

    بیگی در بخشی دیگر از گفت‌وگو، از اثرات تورم و بحران معیشت بر فرهنگ سخن می‌گوید؛ بازتعریفی دردناک از اولویت‌ها که موجب می‌شود هنر از سبد خانوارها حذف شود. او معتقد است اگر فرهنگ از زندگی روزمره کنار گذاشته شود، جامعه آسیب می‌بیند. راه‌حل پیشنهادی او بازگشت به آموزش و تشویق کودکان و نوجوانان به تماشای تئاتر است؛ مسیری که به‌باور او می‌تواند نسلی «اهل کنشگری و نقد» بسازد.

    نگاه معنوی بیگی به تئاتر نیز در تعبیر مشهورش آشکار است: «تئاتر مثل مسجد است»؛ بنایی که آجر به آجر با حضور مردم معنا می‌یابد. این نگاه، مسئولیت اجتماعی هنرمندان و مخاطبان را همزمان پررنگ می‌کند؛ هنرمند باید اثر صادقانه بسازد و مردم باید با حضور و مشارکت، فرهنگ اصیل را پاس بدارند. او از کم‌کاری برخی متولیان نیز انتقاد می‌کند و می‌گوید ارزشگذاری باید بر مبنای کیفیت هنری و نسبت اثر با فرهنگ ملی باشد، نه صرفاً شاخص‌های اقتصادی یا ملاحظات غیرتخصصی.

    با وجود دشواری‌های اقتصادی و ساختاری و آسیب‌های دوره‌ کرونا، بیگی از تداوم راه سخن می‌گوید: «خستگی تئاتر، خستگیِ لذت‌بخش است.» او «خفه‌شو عزیزم!» را چهارمین تجربه‌ صحنه‌ای خود معرفی می‌کند و اذعان دارد مسیر پیش‌ رو طولانی است، اما تا زمانی که تئاتر «معلم مردم» باشد، انگیزه‌ ادامه دادن کافی است. بیگی باور دارد تحولات اجتماعیِ پس از کرونا، هرچند پرهزینه، اما پرسش‌های تازه‌ای پیش روی جامعه گذاشته که تئاتر می‌تواند آینه‌ آن باشد و با باز کردن میدان گفت‌وگو، نقش خود را ایفا کند.

    «خفه‌شو عزیزم!» در نهایت می‌کوشد با نگاهی شاعرانه و بی‌پرده، به حافظه‌ جمعی ما سلامی دوباره بدهد؛ سلامی که نه از سر نوستالژی، که از موضع پرسشگری و مواجهه است. این نمایش بر مرز باریک میان خنده و اندوه حرکت می‌کند و از تماشاگر می‌خواهد نقش «تماشاگر-کاوشگر» را بپذیرد: کسی که هر بار با روایتِ تازه، لایه‌ای دیگر از حقیقت را می‌کاود. چنین رویکردی است که «خفه‌شو عزیزم!» را از یک اجرای صرف فراتر می‌برد و آن را به بیانیه‌ای هنری بدل می‌کند؛ بیانیه‌ای برای پاسداری از هویت ملی، برای نقد سانسور و سطحی‌نگری، و برای دعوت به بازگشتِ تئاتر به قلب زندگی روزمره.

    • زمان و مکان اجرا: از ۲۶ شهریور ۱۴۰۴، هر شب ساعت ۱۹، مدت اجرا حدود ۶۰ دقیقه، صحنه اصلی خانه نمایش «دا».

    • متن و کارگردانی: نوشته‌ محمدصالح‌علاء؛ کارگردان و طراح صحنه احمد بیگی.

    • ژانر و رویکرد: کمدی اجتماعی با منطق ابزورد؛ روایت سه‌گانه برای آشکارسازی لایه‌های حقیقت.

    • بازیگران: شهروز آقائی‌پور، المیرا صارمی.

    • موتیف روایی: «مرخصی عزاداری گرفتم تا تو را ببوسم!»؛ تنشی میان عاطفه و سوگ، و جابه‌جایی اولویت‌ها.

    • گفت‌وگو به‌مثابه‌ حقیقت‌نمایی: درک گروه از «باستان‌شناسی حقیقت»؛ گفت‌وگو راه آشکار کردن است، نه پوشاندن.

    • عوامل پشت‌صحنه: طراح لباس فاطمه موسی‌لو؛ طراح نور ایمان اسماعیلی؛ پوستر و گرافیک علیرضا غفوری؛ ساخت دکور فرشاد رستمی؛ مدیر اجرایی علی رستمی؛ منشی صحنه سارا سعادت‌نیا؛ دستیار اول کارگردان آیدا فاضلی؛ گروه کارگردانی شاهین قیطاسی و محدثه بوربور؛ عکاسان اردلان آشناگر و فوژان پارسا؛ فیلم‌بردار تیزر طاها مجد؛ تصویربردار پشت صحنه روژینا حاجیان؛ مدیر رسانه معصومه دهقان.

    • حمایت مالی: گالری هنری «ریور».

    • دیدگاه کارگردان: تئاتر معلم اجتماع و پیش‌درآمد رخدادهاست؛ ضرورت بازگشت تئاتر به سبد فرهنگی خانواده‌ها؛ نقد ساختارهای غیرتخصصی، سانسور و نگاه صرفاً مالی.

    • هدف از تولید: بیانیه‌ای هنری برای پاسداری از هویت ملی و فراخوانی مخاطب به پرسشگری؛ تولید با هزینه شخصی برای صیانت از استقلال و صداقت اثر.

    • تجربه تماشاگر: هر مخاطب با زاویه‌ دید خود، حقیقتی تازه را کشف می‌کند؛ ترکیب خنده و اشک در فضایی کمینه‌گرا و مبتنی بر دیالوگ.

  • نمایش «پدرکشی یا مکتب چهارم اسکاتلند» راهی یاسوج شد

    نمایش «پدرکشی یا مکتب چهارم اسکاتلند» راهی یاسوج شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، قرار است این نمایش روزهای هفدهم و هجدهم ۱۴۰۴ در پلاتو پناهی یاسوج روی صحنه برود.

    این نمایشنامه با نگاهی تطبیقی به «شاهنامه» فردوسی و نمایشنامه «مکبث» شکسپیر نوشته شده و گروه اجرایی از آن به عنوان نمایش پژوهشی–تحلیلی دانشگاهی یاد کرده است.

    نمایش «پدرکشی یا مکتب چهارم اسکاتلند» به تهیه کنندگی الهام ابنی، تلاش دارد با ایجاد پیوندی میان اسطوره های ایرانی و تراژدی های کلاسیک اروپا، تجربه ای نو در بازخوانی متون کهن و بازیابی لایه های پنهان روایت های تاریخی فراهم آورد.

    همچنین قرار است این نمایش از ۲۳ تا ۲۵ مهر  در پلاتو استاد صغیری شهر بوشهر نیز روی صحنه برود.

    این اثر نمایشی با بازی صادق صبح زاهدی، حسین صحرایی،مهبد بهمنی، وحید نوری، آرش شجاعی، سارا شمس، گندم قجاوند و الهام ابنی اجرا خواهد شد و دیگر اعضای گروه اجرایی آن به این شرح هستند: مشاور اثر: الهام ابنی، دستیار کارگردان: امیرحسین محمدی، طراح حرکت: جواد صداقت، طراح نور: ایمان اسماعیلی، طراح صحنه: جواد صداقت،  طراح لباس و طراح گریم: الهام ابنی، گرافیست، عکاس: اردلان آشناگر، روابط عمومی و مدیر رسانه: نگار امیری، مجری طرح: خانه هنر آسوریک.

  • بازیگران نمایش «عروس انار» معرفی شدند

    بازیگران نمایش «عروس انار» معرفی شدند

    به گزارش تئاتر آنلاین، بازیگران نمایش «عروس انار» به نویسندگی و کارگردانی حسین جمالی که از 15 مهر ساعت 18:30 در سالن استاد سمندریان ایرانشهر روی صحنه می‌رود، معرفی شدند.

    رامونا شاه، لویی سیفی، الناز سلیمانی، فربد فرهنگ، آرش غلام‌آزاد، سالار دریامج، بهاءالدین مرشدی، مژگان چارانی و مائده کیوانی بازیگرانی هستند که در نمایش «عروس انار» به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «درخت در حال انتخاب قربانی بعدی خود است.»

    نمایش «عروس انار» از 15 مهر تا 16 آبان در سالن استاد سمندریان خواهد بود و علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال یا گیشه تماشاخانه ایرانشهر مراجعه کنند.

  • پوپک عظیم‌پور دبیر جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی تهران_مبارک شد

    پوپک عظیم‌پور دبیر جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی تهران_مبارک شد

    به نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، رضا مردانی مدیرکل هنرهای نمایشی با حکمی، پوپک عظیم‌پور تبریزی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، پژوهشگر و کارگردان تئاتر عروسکی را به عنوان دبیر بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی تهران_مبارک منصوب کرد.

    متن این حکم بدین شرح است:

    هنرمند ارجمند؛ سرکار خانم پوپک عظیم‌پور تبریزی

    آنجا که زبان از بیان باز می‌ماند و روایت در سایه‌ای از خیال به حرکت درمی‌آید؛ تنها عروسک‌ها هستند که بدون واسطه اما پرشور، سخن می‌گویند. دنیای عروسکی سرزمین شگفتی‌ها و گفتگوهای بی‌واسطه است. جهانی زنده و خیال‌انگیز که در آن همگان دست در دست هم برای ساختن رویایی مشترک، نام ایران را با افتخار زمزمه می‌کنند.

     این بار نیز گفتگوی تمدن‌ها را با زبان عروسک‌ها در کنار هنرمندان سراسر جهان روایت خواهیم کرد؛ روایتی از امید، صلح، اندیشه و آفرینش.

    نظر به نگاه هنرمندانه، تخصص، تجربه و دغدغه‌های ارزشمندتان و با مشورت خانواده‌ی بزرگ نمایشگران عروسکی به موجب این حکم سرکار عالی به عنوان دبیر بیست‌بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی تهران_مبارک منصوب می‌گردید.

    امید است که با اتکال به الطاف الهی، بهره‌گیری از تجربیات گران‌سنگ گذشته نگاهی نو و روزآمد و همراهی سرمایه‌های علمی هنری این مرزوبوم در برگزاری باشکوه این رویداد فاخر سربلند و پیروز باشید.»

    پوپک عظیم‌پور تبریزی، دارای مدرک کارشناسی کارگردانی نمایش عروسکی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد در دو رشته کارگردانی و پژوهش هنر و دکترای پژوهش هنر است.

    مدیر شورای سیاست‌گذاری اولین جشنواره بین‌المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویی دانشگاه تهران، عضو اصلی کمیته پژوهش یونیمای جهانی، مسئول احیا؛ بازخوانی؛ بازیابی و بازسازی عروسک‌های آیینی و سنتی مناطق آزاد، مدیر کارگاه‌های آموزشی جشنواره‌ی تئاتر تجربه، عضو اصلی هیات مدیره و مدیر امور بین‌الملل مبارک یونیما، عضو شورای سیاست‌گذاری سیزدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی، عضو اکادمیک کارگروه تئاتر عروسکی، مشاور پژوهشی بخش بین‌الملل جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر عروسکی دانشجویان و داوری جشنواره ملی فیروزه، بخشی از سوابق این هنرمند به شمار می‌آید.

  • بازیگران نمایش «ستاره‌ی سُهیل» معرفی شدند

    بازیگران نمایش «ستاره‌ی سُهیل» معرفی شدند

    به گازرش تئاتر آنلاین، لبخند بدیعی، سهیل ساعی و شیما ملکی بازیگرانی هستند که در نمایش جدید سهیل ملکی به ایفای نقش می‌پردازند.

    «ستاره‌ی سهیل» بازگوکننده روایتی عاشقانه‌ در یک بیمارستان است.

    در خلاصه داستان این نمایش می‌خوانیم: «نرسیده به جاده ی عجیب کجور و کندلوس، حتی کمانچه‌ی کلهر هم، دَردِی را دوا نکرد.»

    دیگر جزئیات نمایش «ستاره‌سهیل» به زودی اعلام خواهد شد.

  • بازخوانی جنگ و انسانیت در «دایره گچی قفقازی»

    بازخوانی جنگ و انسانیت در «دایره گچی قفقازی»

    به گزارش تئاتر آنلاین؛ نمایش «دایره گچی قفقازی» به نویسندگی برتولت برشت و دراماتورژی، طراحی و کارگردانی رضا بهرامی، این روزها در سالن چهار مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه است. اجرای این اثر هر شب ساعت ۱۸:۴۵ و با مدت زمان ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه برگزار می‌شود و تا پایان مهرماه ادامه دارد.

    این اثر بازخوانی نوآورانه‌ای از متن کلاسیک برشت است که جنگ را نه به عنوان صحنه‌ای برای قهرمان‌سازی یا سیاست‌ورزی، بلکه به عنوان آیینه‌ای صادقانه و روشن از واقعیت انسانی نمایش می‌دهد. متن نمایش با تأکید بر جمله کلیدی «جنگ نه شرف دارد، نه سیاست و نه دیانت»، مخاطب را با پرسش‌های عمیق درباره ماهیت خشونت، مسئولیت فردی و توانایی انسان در مواجهه با بحران و تنهایی مواجه می‌کند. این نگاه انتقادی و انسانی به جنگ، نقطه تمایز این اجرا نسبت به بسیاری از آثار مشابه است.

    کارگردانی رضا بهرامی، بدون شک نقطه قوت اصلی نمایش است. او با حساسیت ویژه روی جزئیات، ترکیبی متوازن از حرکات بازیگران، طراحی صحنه، نورپردازی و موسیقی خلق کرده که تجربه‌ای جذاب و تأمل‌برانگیز برای مخاطب ایجاد می‌کند. ریتم دقیق صحنه‌ها و هماهنگی میان بازیگران و موسیقی، سبب شده که تماشاگر بدون حواس‌پرتی، تمرکز خود را روی پیام اثر حفظ کند.

    بازیگران این اثر شامل فرزانه سهیلی، نیما مظاهری، محمد حیدری، روژینا ابراهیمی، رها حاجی زینل، آزاده کرمی، فائزه نصراله پور، سید علی مساوات، علیرضا صحبتی، سهراب گلدره، امیرعلی نوری، مانی یونسی، نرگس شهرجردی، حنا میرانشاهی، دنیا صانعی، مهدخت امینیان، ابوالفضل اخوان، نیما افشار، آرمین میر، حمید لیا، محمدحسین جعفری، محمد حبیبی، ماهان حبیبی، سمیه حسین‌طلب، شادی یگانه والا، امیر پارساجو، متین نجفیان، مریم کشفی، امین آباریان، کی‌آرمین بذرافشان و رضا جهانگیری هستند.

    تیم کارگردانی و عوامل اجرایی این نمایش شامل ایمان یزدی (مجری طرح)، دنیا صانعی و ابوالفضل بیات و سهراب گلدره (دستیار کارگردان)، علی صفری (مدیر تولید)، میلاد بهرامی و رضا سکوتی (مدیر صحنه) هستند. طراحی صحنه توسط رضا بهرامی، طراحی نور توسط رضا خضرایی، طراحی لباس توسط گروه عط با مدیریت عطیه حسن‌خانی و استایلیست آریا ایرجی انجام شده است. مشاور لباس نگار فعلی، سرپرست دوخت حمیده محمد کرمی و جامه‌دار دنیا صانعی هستند.

    علاوه بر این، آهنگسازی اثر بر عهده بهرنگ عباسپور، طراحی گریم ساچلین مهدیلو، مجریان گریم بهار مومنی و امیرعباس قربانی، دستیاران گریم الهه پوررضا، مهتاب مطلق و معصومه اکبرنژاد و طراحی صدا و افکت حسین طاهربخش است. تیم تبلیغات شامل محمدصادق زرجویان (طراح گرافیک)، ارشیا ثقفی (عکاس)، امیرحسین ستوده‌نسب (موشن‌گرافیک) و آیدا سرمست (مدیر تبلیغات) می‌باشد.

    «دایره گچی قفقازی» نمونه‌ای موفق از تلفیق متن کلاسیک با نگاه مدرن و اجرایی خلاقانه در تئاتر ایران است. این نمایش نه تنها مخاطب را سرگرم می‌کند، بلکه او را به تأمل درباره مفاهیم بنیادین انسانی، پیامدهای خشونت، اهمیت امید، مقاومت و نقش تنهایی انسان در مواجهه با بحران دعوت می‌کند.

    در نهایت، ترکیب اجرای حرفه‌ای بازیگران، کارگردانی دقیق و طراحی هوشمندانه صحنه، نور و موسیقی، «دایره گچی قفقازی» را به تجربه‌ای فراموش‌نشدنی برای علاقه‌مندان به تئاتر تبدیل کرده و نشان می‌دهد چگونه می‌توان متون کلاسیک جهانی را با نگاه مدرن و خلاقانه به صحنه آورد و پیام‌های انسانی و اجتماعی آن را به مخاطب امروز منتقل کرد.

    خبرنگار: آرمان صادقی

  • چه کسی دبیر چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر شد؟

    چه کسی دبیر چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر شد؟

    به گزارش تئاتر آنلاین، محمدمهدی احمدی، مشاور عالی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل حوزه وزارتی و سرپرست معاونت امور هنری، صبح امروز در حکمی سید وحید فخرموسوی را به سمت دبیر چهل و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر منصوب کرد.

    در متن حکم او آمده است:

    جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، چون چراغی فروزان در آسمان هنر انقلاب اسلامی، نه تنها دل‌های مخاطبان داخلی را روشن کرده، بلکه نگاه جهانیان را نیز به خلاقیت و تاب‌آوری فرهنگی ایران دوخته است. این جشنواره، یادآور همان ایستادگی غرورآفرین ملت در جنگ تحمیلی ۱۲روزه است؛ زمانی که همت و همدلی ایرانیان، همچون کشتی مقاوم در برابر تندبادها، جلوه‌ای از قدرت، صلابت و ایمان را به نمایش گذاشت.

    با اعتقاد به تعهد، دانش و تجربه گرانبهای جنابعالی در عرصه هنرهای نمایشی و شناخت از رویدادهای جهانی تئاتر، به موجب این حکم، به عنوان «دبیر چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر» منصوب می‌شوید.

    وظیفه خطیر شما به‌کارگیری تمام ظرفیت‌ها و توانمندی‌های تئاتر ایران، پاسداشت ارکان اصلی جشنواره و برنامه‌ریزی جهت برگزاری باشکوه این رویداد با نگاهی امیدبخش، همدلانه و پرشور است تا این جشنواره، چون مشعلی فروزان، مسیر هنر و فرهنگ را درخشان‌تر سازد.

    امید است با استعانت از الطاف الهی و تکیه بر تجربه هنری ارزشمندتان، در انجام این مسئولیت سترگ فرهنگی و هنری موفق و سربلند باشید و نام خود را در صفحات درخشان تاریخ هنر انقلاب اسلامی ثبت کنید.

    گفتنی است فخر موسوی، دارای مدرک کارشناسی ادبیات دراماتیک و کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش بوده و در حال حاضر سمت معاونت اجرایی اداره کل هنرهای نمایشی را عهده دار است.

    در سابقه‌ موسوی دبیری سومین دوره جشنواره تئاتر سردار آسمانی ویژه پاسداشت سپهبد شهید قاسم سلیمانی، دبیر جشنواره بین‌المللی تئاتر مقاومت، دبیر اجرایی سومین جشنواره تئاتر ستاره ناهید، مدیریت بخش ارزشیابی و نظارت جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در چهار دوره، ریاست شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش کشور، کارگردانی چندین اثر نمایشی، بازی در آثار نمایشی، تلویزیونی و سینمایی به چشم می‌خورد.

  • نمایش «شب» شهرام گیل آبادی در ایرانشهر + اطلاعات

    نمایش «شب» شهرام گیل آبادی در ایرانشهر + اطلاعات

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «شب» به نویسندگی و کارگردانی شهرام گیل‌آبادی و با حضور بازیگرانی چون امیرمهدی ژوله و صدف اسپهبدی، از ۹ مهر تا ۱۶ آبان ۱۴۰۴ در تماشاخانه ایران‌شهر روی صحنه می‌رود؛ نمایشی که قصه‌ سیاه‌بازی خسته از نقش‌آفرینی‌هایش را روایت می‌کند.

    داستان تئاتر شب

    این اثر نمایشی روایتگر یک «سیاه‌باز» است؛ شخصیتی که سال‌ها مردم را خندانده و نقش‌های متفاوتی ایفا کرده اما حالا از «سیاه بودن» خسته شده است. او تصمیم می‌گیرد برای نخستین بار قصه‌ی زندگی‌اش را بی‌پرده بازگو کند؛ روایتی پر از رازهای ناگفته.

    نمایش شب

    گروه بازیگران

    در نمایش «شب» جمعی از هنرمندان تئاتر حضور دارند: امیرمهدی ژوله، صدف اسپهبدی، سینا صفری، مرضیه حاج‌اسماعیلی، محمدحسین ابراهیمی، سمیرا صادقی، سحر بابایی، امیرحسین ادیم، الهام حسنی، محمد سنجری، فاطمه مفتخریان، رعنا رحمانی، فاطمه ارشادی و کامران کیان.

    معرفی بازیگر

    امیرمهدی ژوله (زاده ۱۳۵۸، تهران) نویسنده، کمدین و بازیگر شناخته‌شده است که کار حرفه‌ای خود را از نویسندگی در مجموعه‌های طنز آغاز کرد و سپس وارد بازیگری در سینما و تلویزیون شد. او تجربه‌های متعددی در طنزهای تلویزیونی، استندآپ کمدی و آثار نمایشی داشته است.

    نمایش این دنیا یه کنسرت به من بدهکاره در آمل با امیرمهدی ژوله و الیکا عبدالرزاقی به روی صحنه میرود

    صدف اسپهبدی (زاده ۱۳۷۲، ساری) بازیگر تئاتر و سینماست که با نقش‌آفرینی در فیلم «علفزار» و دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۰ به شهرت رسید. او برای این نقش طی هشت ماه حدود ۲۵ کیلوگرم وزن کم کرد. اسپهبدی پیش‌تر نیز در آثار نمایشی و تلویزیونی حضور داشته است.

    عوامل اجرایی

    مدیر هنری: نوید فرح‌مرزی

    طراح گرافیک: محسن سلیمانی

    مدیر تولید و مدیر تبلیغات: امیر پارسائیان‌مهر

    مشاور کارگردان: شقایق رحیمی‌راد

    دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: فاطمه گیل‌آبادی

    مدیر مالی: سید محمدحسین مرتضوی

    عکاس: رضا جاویدی

    تصویربردار پشت صحنه: محمدرضا میرزایی

    ساخت تیزر: محمدمهدی قاسمی

    دستیار دوم کارگردان: محمد سنجری

    گریم و لباس: پوریا برومند و ترمه فرح‌مرزی

    درباره کارگردان

    شهرام گیل‌آبادی (متولد ۱۳۵۱، خرم‌آباد) نویسنده، کارگردان و پژوهشگر حوزه هنر و رسانه است. او دارای مدرک دکتری پژوهش هنر از دانشگاه تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیماست.

    گیل‌آبادی در سال‌های گذشته مدیریت‌های متعددی همچون مدیریت شبکه‌های رادیویی تهران، جوان و نمایش، معاون اطلاع‌رسانی و پژوهش مجمع تشخیص مصلحت، مدیرکل نمایندگی‌های خارج از کشور صداوسیما، ریاست مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران و مدیرعاملی خانه تئاتر را در کارنامه دارد.

    او کارگردانی نمایش‌هایی چون «خانه اربابی»، «شب یلدا»، «محاکمه»، «آرش»، «ایرانیان»، «یک دقیقه و سیزده ثانیه»، «عاشقانه‌های خیابان» و نگارش نمایشنامه‌هایی مانند «خانه ابری»، «در گوش من زمزمه کن»، «بچه‌های لب خط» و «ششصد و پنجاه و هفت» را برعهده داشته است.

    گیل‌آبادی تاکنون ۳۵ جایزه ملی و بین‌المللی دریافت کرده و در هیئت‌های داوری جشنواره‌های معتبری همچون جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، جشنواره فیلم فجر و جشنواره رادیو حضور داشته است.

  • شب دوازدهم محسن صادقی؛ نمایشی با موسیقی زنده و نقش‌پوشی‌های شکسپیری + تیزر

    شب دوازدهم محسن صادقی؛ نمایشی با موسیقی زنده و نقش‌پوشی‌های شکسپیری + تیزر

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «شب دوازدهم» نوشته ویلیام شکسپیر، این روزها با کارگردانی و تهیه‌کنندگی محسن صادقی در عمارت هما روی صحنه است و به ایستگاه پایانی خود رسیده. این اثر که یکی از مشهورترین کمدی‌های عاشقانه شکسپیر به شمار می‌رود، تا پنجم مهرماه هر شب ساعت ۲۱ در سالن عمارت هما اجرا می‌شود.

    «شب دوازدهم» داستانی پر از سوءتفاهم، تغییر هویت و عشق‌های نافرجام دارد. در این روایت، خواهر و برادری در طوفان از هم جدا می‌شوند و ویولا برای حفظ جان خود، لباس مردانه می‌پوشد و در دربار کنت اورسینو خدمت می‌کند. اورسینو دل‌باخته دوشس اشرافی شهر، اولیویاست و ماجرایی از عشق، هوس، نقش‌پوشی و موقعیت‌های طنز رقم می‌خورد که از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار شکسپیر است.

    تیزر نمایش شب دوازدهم

    برای مشاهده کامل تیزر بزرگ‌نمایی را بزنید

    بازیگران این نمایش عبارتند از: محمدرضا آبانگاه، الهام جدی، آرش راسخ، حمید رشید، نگار سلحشور، الناز شهبازی، امین سیمیار، خشایار قائدرحمتی و شهاب نظام‌دوست. موسیقی زنده توسط علی‌سینا رضانیـا اجرا می‌شود و بازی‌نویسی اثر بر عهده شهاب نظام‌دوست، محسن صادقی و حمید رشید بوده است.

    در بخش طراحی و اجرا، ریحانه نادری و کامران وحیدی به‌عنوان دستیاران کارگردان، حامد جلالی‌منش در طراحی صحنه و رضا بابایی، مهرداد قدیری و حامد جلالی‌منش در ساخت دکور و آکسسوار حضور دارند. طراحی لباس را مهتاب کیوان‌جو بر عهده داشته و با همراهی زهرا محمدی، آزاده مقدسی و مریم حسین‌زاده و دوخت مریم خمسه اجرا شده است. همچنین مهتا فرزام‌نیا طراح گریم و ایملیا آجونیان مجری آن هستند. نورپردازی توسط رضا ملک‌زاده طراحی شده و گرافیک و پوستر اثر نیز کار متین خیبلی است.

    مدیریت تولید را خشایار قائدرحمتی، دستیار تولید آئین هوشیار، روابط عمومی نوید آغاز و تبلیغات شهاب نظام‌دوست همراهی می‌کنند. تیزر و تبلیغات توسط میترا شفیعی، محمد نوحی، شهاب نظام‌دوست و امیرعلی سیدجلالی طراحی شده و عکاسی نمایش نیز بر عهده امیرعلی سیدجلالی است.

    «شب دوازدهم» با بهره‌گیری از اشعار منظوم و موسیقی زنده، تجربه‌ای متفاوت و مفرح را برای مخاطبان خلق کرده و روزهای پایانی اجرای خود را پشت سر می‌گذارد.

  • نادر فلاح با یک نمایش جدید به تماشاخانه ایرانشهر می‌آید

    نادر فلاح با یک نمایش جدید به تماشاخانه ایرانشهر می‌آید

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «ببر سفید بنگال در باغ وحش بغداد» به نویسندگی راجیو جوزف و ترجمه سمیه نصرالهی، با طراحی و کارگردانی نادر فلاح و تهیه‌کنندگی افسانه کاشفی از ۷ مهر ساعت ۲۱ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

    رامین سیاردشتی، علیرضا اخوان، حامد فعال، سعید یعقوبی، مصطفی خیرالهی، ایوب بویزل، آوا بخشی، یسنا فلاح، حسنا فلاح بازیگران این نمایش هستند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «فقط مردگان پایان جنگ را دیده‌اند.»

    طراح پوستر: صالح تسبیحی، تیزر: مصطفی قاهری، مدیر روابط عمومی و تبلیغات: نوید آغاز، طراح صحنه: فرزاد هدایت، طراح لباس: نادر فلاح، طراح گریم: صالح شعبانلو، طراح صدا و آهنگساز: بنیامین وزیر، گروه چَرخِ، نقاش صحنه: نازلی ملکی، دستیاران کارگردان: یسنا فلاح، امیرحسین ولی‌زاده، مدیر تولید: مهدی محبی، عکاس: ساجده سادات سیفی، دستیار نقاش: سارا یوسف‌زاده، دستیاران صحنه: محمدرضا مهرآبادی، ایمان درمانی، دستیار لباس: الینا برخورداری، اجرای گریم: آرسا حسین‌زاده، پریناز نوری، تنظیم سازهای الکترونیک: اشکان جوبه، مهندس صدا: آریا کیایی راد، خواننده و طراح آواز: حجت طالب‌نژاد، ویولن و ویولا: میلاد کاظمی، ویولنسل: افرا شاه‌آبادی، پیانو: پارسا موسی‌زاده، فلوت: متین محمودی، سه‌تار: سارا داداش‌زاده دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

  • مصاحبه با لیلی رشیدی و مهدی چاکری در مورد نمایش باغ بی‌آلبالو

    مصاحبه با لیلی رشیدی و مهدی چاکری در مورد نمایش باغ بی‌آلبالو

    تئاتر آنلاین – مهین بهزادی: نمایش «باغ بی‌آلبالو» برگرفته از «باغ آلبالو»ی آنتون چخوف است که مهدی چاکری نگارش آن را بر عهده داشته است. لیلی رشیدی و محمد عاقبتی نیز در مقام کارگردان این اثر را روی صحنه برده‌اند. با این همه نخستین موضوعی که در این نمایش جلب توجه می‌کند، نه صرفا اقتباس به‌روز و هوشمندانه از نمایش‌نامه‌ چخوف، بلکه حضور گروهی از نوجوانان هنرجو و بااستعداد روی صحنه است.

    نمایش باغ بی آلبالو

    لیلی رشیدی و مهدی چاکری در گفت‌وگوی اختصاصی با سلام سینما و تئاتر آنلاین درباره‌ اهداف و دغدغه‌های این تجربه، ارتباط آن با شرایط امروز و همچنین ویژگی‌های نسل جوان صحبت کردند. آنچه می‌خوانید چکیده‌ای از این گفت‌وگوست.

    دلیل انتخاب باغ آلبالو نوشته چخوف

    رشیدی: بچه‌هایی که امروز اجرایشان را دیدید، تقریبا دو سال و نیم یا در مورد بعضی حتی سه سال است که در دوره‌های آموزشی که من و محمد عاقبتی با هم داشتیم شرکت می‌کنند. بعد از حدود یک سال و نیم، به بچه‌ها گفتیم نمایشنامه‌های چخوف را بخوانند. نمایشنامه‌های «سه خواهر»، «مرغ دریایی»، «باغ آلبالو»، «ایوانف» و «دایی وانیا» را خواندند. بعد از آشنایی نسبی آن‌ها با نمایشنامه‌ها و صحبت‌هایی که با هم داشتیم، قرار شد به‌عنوان پایان یکی از دوره‌ها، پرده‌های مختلفی از این نمایش‌ها را انتخاب و اجرا کنند. حاصل این کار دو شب اجرا در باغ کتاب، بدون بلیت‌فروشی و برای خانواده‌ها و دوستان‌مان، بود. ولی از همان زمان دوست داشتیم که بچه‌ها حضور در یک اجرای حرفه‌ای روی صحنه را تجربه کنند و افرادی جز خانواده‌های آن‌ها هم کارشان را ببیند. چون فکر می‌کنم همین بودن روی صحنه از هر کلاس درسی بهتر است.

    نمایش باغ بی آلبالو

    این‌جا بود که آقای چاکری به کمک ما آمدند. آن زمان فکر می‌کردیم که شاید بتوانیم خط ربطی بین صحنه‌های این نمایش‌ها پیدا کنیم اما با حرف‌هایی که زدیم به این نتیجه رسیدیم که ابتدا روی نمایش «باغ آلبالو» کار کنیم.

    چرا نوجوانان؟

    نمایش باغ بی آلبالو

    رشیدی: در صحبت‌هایی که با بچه‌ها داشتیم سعی کردیم دغدغه امروز بچه‌های ما را بفهمیم تا آن‌ها را پررنگ کنیم. من، مهدی چاکری و محمد عاقبتی نمی‌خواستیم مسئله خودمان را در این نمایش‌ها بیاوریم بلکه می‌خواستیم مسئله بچه‌ها معلوم شود. وقتی با بچه‌ها حرف زدیم متوجه شدیم که تقریبا مسئله همه آن‌ها رفتن و مهاجرت بود که یا خودشان درگیر این قضیه بودند یا خانواده‌شان یا دوستان‌شان؛ این‌که خانواده‌ها و جمع‌ها دارد روز به روز کوچک‌تر می‌شود مسئله بچه‌ها بود و به همین خاطر خواستیم این موضوع را در نمایشنامه پررنگ کنیم.

    نمایش باغ بی آلبالو

    چاکری: همان‌طور که خانم رشیدی گفتند از سمت ما هیچ توضیحی نبود که چیز خاصی بگویند یا موضوع را جور خاصی مطرح کنند. سعی کردیم دیدگاه‌های خود بچه‌ها خیلی خالصانه و در دنیای نوجوانی‌شان بازتاب داده شود. من، در کنار خانم رشیدی و آقای عاقبتی، فقط کمک‌کننده این بودیم که این بازتاب قوی‌تر و زیباتر باشد.

    ارجاعات باغ بی‌آلبالو به حوادث اخیر اجتماعی

    نمایش باغ بی آلبالو

    چاکری: خاصیت تئاتر به زنده‌بودنش است؛ به این‌که در لحظه بتواند به هر چیزی در جامعه اتفاق می‌افتد واکنش نشان دهد و این واکنش هم باید صادقانه باشد. وقتی این واکنش از سمت بچه‌ها بیاید احتمالا درصد صداقتش بالاتر می‌رود. این نوجوانان هر لحظه در معرض آسیب (آسیب‌های اجتماعی و آسیب‌های روانی) هستند. آن‌ها یک جنگ را پشت سر گذاشته‌اند؛ جنگی که هر چند کوتاه اما بر آن‌ها بسیار مؤثر بود. سعی کردیم این را هم لابه‌لای این متن عجیب و غریب چخوف بگنجانیم. خیلی جالب بود که تمرینات ما با جنگ مواجه شد. تا قبل از آن مسئله جنگ برای ما مطرح نبود اما وقتی بچه‌ها برگشتند و نوعی افسردگی را (که در خودمان هم بود) در بچه‌ها دیدیم، احساس کردیم این مسئله هم علاوه بر مهاجرت، خانواده، وطن‌دوستی، خاک و مواردی از این دست که رگ و ریشه‌هایش در متن چخوف وجود دارد باید برجسته شود. سعی کردیم این کار ضمن این‌که بر مبنای اثر چخوف است، خودش هم باید شخصیت و کاراکتر داشته باشد.

    نمایش باغ بی آلبالو

    رشیدی: این نوجوانان دو، سه سال کنار هم بودند اما اگر اشتباه نکنم در 6 یا 7 ماه اخیر، بیشتر با هم بودن را تجربه کردند. می‌خواهم بگویم صحنه تئاتر به نوجوانان ما این امکان را می‌دهد که خیلی از مسائل زندگی را یاد بگیرند. نمی‌دانم چند تن از این 25-6 نفری که امروز روی صحنه بودند تئاتر را ادامه می‌دهند ولی مطمئنم تأثیری که این اجرای تئاتر و بودن کنار هم روی آن‌ها گذاشته، هر جای دنیا و دنبال هر کاری که بروند با آن‌ها خواهند ماند: این‌که کنار هم و مواظب هم باشند، و روی صحنه به هم کمک کنند تا نفر روبه‌روی آن‌ها دیده شود، همه این‌ها را تئاتر می‌تواند به آدم یاد بدهد. امیدوارم صاحبان فرهنگ و هنر مملکت یا حتی آموزش و پرورش دنبال این باشند که حضور نوجوانان را روی تئاتر افزایش دهند.

    نمایش باغ بی آلبالو

    در مورد تفاوت نسل‌ها

    رشیدی: ما خیلی چیزها از نوجوانان و بچه‌های الآن یاد می‌گیریم. ولی نمی‌خواهم آرمان‌گرا باشم. فراموش نکنیم که برای این نسل، مملکت، دنیا و زندگی خیلی بزرگ‌تر از نوجوانی ما است. اگر من در جوانی‌ام کسی بودم که دلم برای کشورم می‌تپید یا فکر می‌کردم باید این‌جا باشم، دنیای این نسل خیلی بزرگ است و اتفاقا فکر نمی‌کنند حتما باید این‌جا باشند تا به چیزی برسند. رفتن و دل کندن برای آن‌ها خیلی راحت‌تر شده است. شاید به خاطر اینترنت و فضای مجازی است که همه جا به هم نزدیک شده اما این یک واقعیت است. شاید من در جوانی‌ام دلم می‌خواست این‌جا کاری انجام دهم اما بچه‌های الآن فکر می‌کنند این‌جا هم اگر نشد، جای دیگر. وابستگی‌هایی که شاید در نسل من تعریف شده بود، الآن کمرنگ شده و فکر نمی‌کنم این محدود به بچه‌های ایران باشد بلکه جهانی است. جایی جمله‌ای به نمایش اضافه کردیم با این مضمون که: «خدا را شکر داریم می‌رویم. آن موقع‌ها وقتی می‌خواستیم برویم فکر می‌کردیم باغ‌مان را چه کار کنیم ولی الآن دیگر باغی نداریم. با خیال راحت می‌رویم». این، جایی است که مسئولان باید مواظب باشند. چون خیلی راحت داریم جوان‌های‌مان را از دست می‌دهیم.

    نمایش باغ بی آلبالو

    نقش پردیس تئاتر و موسیقی دکُر در اجرای باغ بی‌آلبالو

    رشیدی: باید از پردیس تئاتر و موسیقی دکُر تشکر کنم که به ما این امکان را دادند که این مدت در این مکان کلاس‌هایمان را برگزار و مدت طولانی تمرین کنیم. واقعا قدردان‌شان هستیم. فکر می‌کنم آن‌ها هم اهمیت نوجوانان را فهمیدند. آقای مهرداد احمدزاده اهمیت آن‌ها را متوجه شد و فهمید که باید کنار آن‌ها و بعضی جاها حامی آن‌ها باشیم تا بتوانند خودشان را نشان دهند. فکر می‌کنم هر جایی این امکان را پیدا نمی‌کردیم که بتوانیم کاملا مثل یک اجرای حرفه‌ای با بچه‌ها کار کنیم.