وقتی همه نمایشها «بهترین» هستند؛ اعتماد مخاطب کجا میایستد؟
در سالهای اخیر، همزمان با گسترش تولید محتوای تئاتری در اینستاگرام، صفحههای متعددی با محوریت معرفی نمایشها شکل گرفتهاند؛ اتفاقی که در نگاه اول میتواند به دیدهشدن بیشتر آثار نمایشی و جذب مخاطب کمک کند.
تئاترآنلاین – محمدجواد عبدی: اما در کنار این جریان، یک الگوی مشترک نیز به چشم میخورد؛ ویدئوهایی که اغلب با جملاتی مانند «خفنترین تئاتر تهران را به شما معرفی میکنم»، «آب دستت است زمین بگذار و این نمایش را ببین»، «کمدیترین نمایش این روزهای تهران» یا «این نمایش را از دست ندهید» آغاز میشوند.
طبیعتاً هیچ ایرادی به معرفی و حمایت از تئاتر وجود ندارد و بسیاری از نمایشهایی که در این ویدئوها معرفی میشوند، واقعاً آثار قابل توجهی هستند. اما پرسش از جایی آغاز میشود که تقریباً برای هر نمایش، از همان ادبیات و همان صفتهای اغراقآمیز استفاده میشود.
اگر هر هفته یک «بهترین نمایش»، «بهترین انتخاب این شبهای تهرانه»، «اگه نبینیش ضرر کردی»، «حتماً باید ببینیش»، «خفنترین اجرا» یا «این اجرا رو از دست ندین» معرفی شود، مخاطب بر چه اساسی باید میان این همه تعریف و تمجید، انتخاب کند؟ آیا همه آثار در یک سطح هستند یا زبان تبلیغات، مرز میان معرفی و ارزیابی را کمرنگ کرده است؟
مسئله اصلی، تبلیغ نیست؛ بلکه شفافیت است. مخاطب حق دارد بداند محتوایی که میبیند، یک پیشنهاد شخصی است، یک معرفی رسانهای است یا بخشی از یک همکاری تبلیغاتی. وقتی این مرز مشخص نباشد، اعتماد مخاطب نیز به مرور آسیب میبیند و حتی تعریفهای صادقانه نیز ممکن است تبلیغ تلقی شوند.
شاید تفاوت امروز با گذشته، دقیقاً در همین نقطه باشد. سالها پیش بسیاری از علاقهمندان تئاتر، نمایشها را بر اساس نقدهای منتشرشده در روزنامهها، مجلات یا نظر منتقدان و اهالی تئاتر انتخاب میکردند؛ نقدهایی که اگرچه ممکن بود موافق یا مخالف یک اثر باشند، اما تلاش میکردند درباره نقاط قوت و ضعف آن نیز صحبت کنند. امروز اما در بسیاری از ویدئوهای معرفی تئاتر، نقد جای خود را به تبلیغ داده است؛ تبلیغی که معمولاً کمتر از ضعفهای یک اثر سخن میگوید و بیشتر بر هیجان خرید بلیت تأکید دارد.
در بسیاری از کشورهای جهان، اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان محتوا در صورت همکاری تبلیغاتی، آن را با برچسبهایی مانند Ad، Sponsored یا Paid Partnership مشخص میکنند تا مخاطب بداند با چه نوع محتوایی روبهرو است. این شفافیت، نه از ارزش اثر کم میکند و نه مانع معرفی آن میشود؛ بلکه به مخاطب اجازه میدهد با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرد.
تئاتر امروز بیش از هر زمان دیگری به دیدهشدن در فضای مجازی نیاز دارد و نقش تولیدکنندگان محتوا در این مسیر قابل انکار نیست. اما شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار جذابتر شدن معرفی نمایشها، اعتماد مخاطب نیز به عنوان مهمترین سرمایه این جریان، بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
زیرا اگر روزی همه نمایشها «بهترین» و «خفنترین» باشند، دیگر این واژهها چیزی به انتخاب مخاطب اضافه نخواهند کرد؛ بلکه ارزش و اعتبار خود را از دست خواهند داد.