به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از روابط عمومی این رویداد فرهنگی، هیات انتخاب و داوران بخش تئاتر دومین مراسم تئاتر و موسیقی علی معلم (تندیس حافظ) پس از بازبینی بیش از ۴۰۰ اثر نمایشی ارسال شده به دبیرخانه، نامزدهای خود را در رشتههای مختلف اعلام کردند.
بررسی آثار تئاتر این رویداد بر اساس ثبت نام متقاضیان شرکت در این مراسم بوده است. در بخش تئاتر آثاری که در بازه زمانی اول فروردین ماه سال ۱۴۰۱ تا ۳۰ دی ماه سال ۱۴۰۲ روی صحنه رفته اند و نویسندگانی که اثر آنها در این بازه زمانی چاپ و یا اجرا شده بود می توانستند متقاضی شرکت در این رویداد باشند.
آیین تئاتر و موسیقی علی معلم (تندیس حافظ) روز شنبه ۱۹ اسفند ماه برپا خواهد شد.
نامزدهای بخش تئاتر دومین دوره مراسم تئاتر و موسیقی علی معلم (تندیس حافظ) به شرح زیر هستند:
بهترین نمایشنامه نویس
۱- محمد میرعلی اکبری برای نمایشنامه معبد اقیانوس
۲- موسا درویشی برای نمایشنامه شازو
۳- رحیم رشیدی تبار برای نمایشنامه هنبوری (دیوارخانی)
۴- مهدی میرباقری برای نمایشنامه سیاوش در آتش
۵- وحید آبرود برای نمایش احتمال سقوط یک مترو در خانه شما
۶-حمید امجد برای نمایش وقت خوش
بهترین کارگردان
۱- گلاب آدینه برای نمایش پرده خانه
۲- علیرضا کوشک جلالی برای نمایش جنون محض
۳- مهران رنجبر برای نمایش چه
۴- کیومرث مرادی برای نمایش مانش
۵- ابراهیم پشت کوهی برای نمایش مکبث زار
۶- آرش دادگر برای نمایش فریز مکبث فریز
۷- کوروش شاهونه برای نمایش هیدن
۸- عبدالله برجسته برای نمایش بیست و هفت سالگی
بهترین بازیگر مرد
۱- مهران رنجبر / چه
۲- رشاد معینی / معجون السالطین
۳- سام درخشانی / مانش
۴- شهروز دل افکار / مکبث زار
۵- مهدی یگانه / کشتی نوح
۶- علی محمودی / معجون السالطین
۷-شهروز دل افکار / قصه ترانه های ماندگار
بهترین بازیگر زن
۱- نورا هاشمی / قصه ترانه های ماندگار
۲- صدف اسپهبدی / جنون محض
۳- حدیث میرامینی/ بی چرا زندگان
۴- یلدا عباسی / بی چرا زندگان
۵- صدف اسپهبدی/ فریز مکبث فریز
۶- آذین نظری / کشتی نوح
۷- ریحانه رضی / هیدن
بهترین دستاورد فنی
۱- سینا ییلاق بیگی برای طراحی صحنه نمایش توافق نامه
۲- مقدی شامیریان برای طراحی لباس نمایش پرده خانه
۳- فائزه سلطانی برای طراحی گریم نمایش معجون السالطین
۴- آرین کشیش زاده برای طراحی صحنه نمایش جنون محض
۵- کیومرث مرادی برای طراحی نور نمایش مانش
۶- رضا جاویدی برای عکسی از نمایش انسان اسب پنجاه پنجاه
۷- فرشید ترقی برای عکسی از نمایش مرگامرگ
۸- مهدی دوایی برای طراحی پوستر معرکه در معرکه
۹- ابوالفضل فیروزمندی برای عکسی از نمایش مرگامرگ
۱۰- احسان نقابت برای طراحی پوستر نمایش همکارها
استعداد تازه تئاتر ایران ( نشان علی معلم)
۱- ویدا موسوی برای کارگردانی و بازیگری نمیاش بهشت حکیم الله/ اصفهان
۲- فرشید روشنی برای کارگردانی نمایش اسفرود بی دم / تهران
۳- هاشم مِهری برای کارگردانی نمایش خان نهم / شوشتر
۴- امیرعلی تقی زاده برای کارگردانینمایش کشتی نوح/ تهران
۵- نینا گودرزی برای بازی در نمایش پیرهن زرشکی / مشهد
۶- صبا وحدتی برای بازی در نمایش پیرهن زرشکی / مشهد
۷- ضحا رجایی فر برای بازی در نمایش دشمن خدا/ تهران
۸- نفس جافری برای بازی در نمایش دشمن خدا/ تهران
۹- عمادالدین رجبلو برای کارگردانی نمایش دشمن خدا/تهران
۱۰- قحطبه فخرایی برای کارگردانی نمایش شازو/ بردخون
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، مراسم اختتامیه نخستین دوره جشنواره تئاتر «همآغاز»، سهشنبه شب ۲۶ دی ۱۴۰۲ با حضور سید محمدجواد طاهری(مدیر مجموعه تئاتر شهر)، امیرموسی کاظمی (دبیر جشنواره)، شهره سلطانی، اسماعیل نجار و کیومرث مرادی(اعضای هیئت داوران) به همراه جمعی از هنرمندان و شرکتکنندگان در جشنواره برگزار شد.
سید جواد طاهری؛ مدیر مجموعه تئاتر شهر در این مراسم، یا اشاره به اینکه که ایده اولیه این جشنواره با همفکری چند تن از هنرمندان و کارگردانان مطرح کشور نظیر کیومرث مرادی و سجاد افشاریان طراحی شده است، گفت: «این جشنواره مختص جوانان 20 تا 40 سال و با هدف کشف استعدادهای جوان طرح ریزی شد و سعی کردیم در همه مراحل جشنواره از توان جوانان استفاده کنیم، حتی در انتخاب دبیر، و ممنونم از امیر موسی کاظمی که به بهترین شکل این جشنواره را مدیریت و برگزار کرد.»
مدیر مجموعه تئاتر شهر افزود: «در مرحله بازخوانی طرحها هیئت انتخاب متون متشکل از وحید نفر، حسن معینی، مجید شکری، اشکان پیر زنده دل و وحید منتظری از میان بیش از 160 طرح و ایده اجرایی ارسالی به نخستین دوره این جشنواره و بیش از 150 اثر ارسالی برای بخش کار اولیها، 60 اثر را برای حضور در مرحله بازبینی معرفی کردند. مرحله بازبینی نیز هیئت انتخاب آثار شامل امیر نوروزی، کوروش شاهونه و حسن معینی انجام شد که نهایتا ۲۰ نمایش به مرحله اجرا رسید.»
پس از آن کیومرث مرادی به عنوان نماینده هیئت داوران سخنانی را در خصوص اهمیت حضور جوانان بر صحنه تئاتر مطرح کرد. وی گفت: «سال ۱۳۷۰ به عنوان یک جوان ۲۰ ساله در جشنواره تئاتر گلریزان شرکت کردم و جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کردم. استاد مرحوم سمندریان به من گفت فرایند تئاتر، یک مسیر است و قرار نیست که با گرفتن یک جایزه در یک کار بمانیم و یک کار ملاک ارزش ما نیست.»
او افزود: «خوشحالم از این جشنواره لذت بردید و امیدوارم که به این خلق کردن و لذت بردن ادامه بدهید.»
سپس هیئت داوران متشکل از شهره سلطانی، کیومرث مرادی و اسماعیل نجار به همراه هادی حجازی فر برای اهدای جوایز بهترین طراحی، بهترین بازیگری زن و بهترین بازیگری مرد روی صحنه حضور یافتند و جوایز این سه بخش را اهدا کردند.
نامزدهای بهترین طراحی (صحنه، نور، لباس، گریم، موسیقی):
بابک محمودزاده برای طراحی صحنه نمایش «تایتان»
محمدحسن علمائی برای طراحی صحنه نمایش «مرگ و دختر جوان»
مرتضی کوهی برای طراحی صحنه نمایش «پس از»
علی حیدری برای طراحی صحنه نمایش «نظام ابن عربی»
امید دانشوران برای طراحی صحنه نمایش «دوزاده، سی و شش»
مهران زاغری برای طراحی صحنه نمایش «رابطه»
مرتضا امینی پور برای طراحی صحنه نمایش «خورشت خون»
رضا خزایی برای موسیقی نمایش «نظام ابن عربی»
برگزیدگان بهترین طراحی:
با تقدیر از سجاد افشاریان برای طراحی نور نمایش «پشیز»
دیپلم افتخار و تقدیر از رضا خزایی برای موسیقی نمایش «نظام ابن عربی»
دیپلم افتخار و جایزه سوم مشترک طراحی صحنه به بابک محمود زاده برای نمایش «تایتان»
دیپلم افتخار و جایزه سوم مشترک طراحی صحنه به امید دانشوران برای نمایش «دوازده، سی و شش»
دیپلم افتخار و جایزه دوم طراحی صحنه به مرتضی کوهی برای نمایش «پس از»
هیئت داوران در بخش طراحی هیچ اثری را حائز رتبه اول تشخیص نداد.
نامزدهای بهترین بازیگری زن:
فرنوش نیک اندیش برای نمایش «تایتان»
شیدا پهلوان برای نمایش «پس از»
زهره محمدی برای نمایش «دوازده، سی و پنج»
گروه بازیگران زن نمایش «ناگفتههای هشت سال زنانگی»
نیکو بُستانی برای نمایش «آن بُرد»
نسیم عربانی برای نمایش «خورشت خون»
مهشید آبیار برای نمایش «خورشت خون»
شیدا شهیدی فر برای نمایش «خون مُردگی»
مهتاب وجدانی برای نمایش «لوپ»
برگزیدگان بهترین بازیگری زن:
دیپلم افتخار و تقدیر به فرنوش نیک اندیش برای نمایش «تایتان»
دیپلم افتخار و جایزه سوم مشترک بازیگری زن به زهره محمدی برای نمایش «دوازده، سی و پنج»
دیپلم افتخار و جایزه سوم مشترک بازیگری زن به شیدا شهیدی فر برای نمایش «خون مُردگی»
دیپلم افتخار و جایزه دوم بازیگری زن به نیکو بُستانی برای نمایش «آن بُرد»
تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه اول بازیگری زن برای گروه بازیگران نمایش «ناگفتههای هشت سال زنانگی»
نامزدهای بهترین بازیگری مرد:
پویا مهرپویان برای نمایش مردی در «آینههای ژینیاک»
علی ایزدی برای نمایش «پشیز»
علیرضا شعاعی برای نمایش در «انتهای گلو»
پدرام خیرابی برای نمایش «لوپ»
علی مهدی زاده برای نمایش «نظام ابن عربی»
محمد سیروس برای نمایش «دوازده، سی و پنج»
سجاد تابش برای نمایش «بیرون پشت در»
مهران مرادی برای نمایش «پس از»
پیمان محسنی برای نمایش «پس از»
امین اکبری نسب برای نمایش «رابطه»
محمد امین مقیسه برای نمایش «خون مُردگی»
مهدی زندیه برای نمایش «آن بُرد»
برگزیدگان بهترین بازیگری مرد:
دیپلم افتخار و جایزه سوم مشترک بازیگری مرد به محمد امین مقیسه برای نمایش «خون مُردگی»
دیپلم افتخار و جایزه سوم مشترک بازیگری مرد به پیمان محسنی برای نمایش «پس از»
دیپلم افتخار و جایزه دوم بازیگری مرد به علی ایزدی برای نمایش «پشیز»
تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه اول مشترک بازیگری مرد به علیرضا شعاعی برای نمایش در «انتهای گلو»
تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه اول مشترک بازیگری مرد به مهران مرادی برای نمایش «پس از»
در بخش دوم اهدای جوایز حسن معینی، اشکان پیر دل زنده، وحید نفر و مجید شکری از اعضای هیئت انتخاب به روی صحنه رفتند تا جوایز بخش بهترین نمایشنامه را اهدا کنند.
نامزدهای بهترین نمایشنامه:
امیر نصیری برای نمایش «دوازده، سی و پنج»
مزدک صالحی برای نمایش «ناگفتههای هشت سال زنانگی»
علی ایزدی برای نمایش «پشیز»
محمد رحمانیان ثابت برای نمایش «بیرون پشت در»
مهدی زندیه و آیدین تمبرچی برای نمایش «آن بُرد»
امیر دلفانی برای نمایش «رابطه»
مرتض کوهی برای نمایش «پس از»
برگزیدگان بهترین نمایشنامه:
با تقدیر از جابر رمضانی برای نمایشنامه قتل از پیش اعلام شده و امیر دلفانی برای نمایشنامه «رابطه»
دیپلم افتخار و جایزه سوم نمایشنامه به مهدی زندیه و آیدین تمبرچی برای نمایشنامه «آن بُرد»
دیپلم افتخار و جایزه دوم نمایشنامه به مزدک صالحی برای نمایشنامه «ناگفتههای هشت سال زنانگی»
تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه اول نمایشنامه به مرتضی کوهی برای نمایش «پس از»
برای اهدای جوایز بخش بهترین کارگردانی و بهترین اثر، اعضای هیئت داوران شامل کیومرث مرادی، دکتر اسماعیل نجار و شهره سلطانی به همراه سید جواد طاهری، مدیر مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفتند و جوایز این دو بخش را اهدا کردند.
نامزدهای بهترین کارگردانی:
سمیه آباده برای نمایش «ناگفتههای هشت سال زنانگی»
مصباح مقصودی برای نمایش «قتل از پیش اعلام شده»
مرتضی کوهی برای نمایش «پس از»
یاسمین عباسی برای نمایش «نظام این عربی»
امید دانشوران برای نمایش «دوازده، سی و شش»
مهدی زندیه و آیدین تمبرچی برای نمایش «آن بُرد»
نیلوفر مهاریان برای نمایش «رابطه»
برگزیدگان بهترین کارگردانی:
تقدیر و دیپلم افتخار به سمیه آباده برای نمایش «ناگفتههای هشت سال زنانگی»
دیپلم افتخار و جایزه سوم کارگردانی به مهدی زندیه و آیدین تمبرچی برای نمایش «آن بُرد»
دیپلم افتخار و جایزه دوم کارگردانی به امید دانشوران برای نمایش «دوازده، سی و شش»
تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه اول کارگردانی به مرتضی کوهی برای نمایش «پس از»
بهترین اثر:
تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه بهترین اثر به نمایش «پس از» به کارگردانی مرتضی کوهی
بخش بعدی جوایز که اختصاص به معرفی بهترین اثر از نگاه مخاطب بر اساس آرای تماشاگران در سایت تیوال داشت، محمد عمروآبادی، مدیر سایت تیوال، محمد دشتگلی، مدیر اسبق مرکز هنرهای نمایشی و سحر ناسوتی؛ منتقد جلسات نقد و بررسی آثار جشنواره روی صحنه آمدند.
در ابتدا محمد عمروآبادی توضیحاتی درباره نحوه انتخاب آثار برگزیده تماشاگران توسط سایت تیوال ارائه کرد و سپس جوایز چهار اثر که حائز بیشترین رای از سوی تماشاگران شده بودند، اهدا شد.
بهترین نمایش از نگاه مخاطب:
دیپلم افتخار و جایزه بهترین اثر از نگاه مخاطب به نمایش بیرون «پشت در» به کارگردانی پرهام خاکزاد
دیپلم افتخار و جایزه بهترین اثر از نگاه مخاطب به نمایش «تایتان» به کارگردانی بابک محمودزاده
دیپلم افتخار و جایزه بهترین اثر از نگاه مخاطب به نمایش «آن بُرد» به کارگردانی مهدی زندیه و آیدین تمبرچی
دیپلم افتخار و جایزه بهترین اثر از نگاه مخاطب به نمایش «لوپ» به کارگردانی مهتاب وجدانی
معرفی آثار منتخب جشنواره برای اجرای عموم:
در بخش پایانی مراسم اختتامیه، امیرموسی کاظمی؛ دبیر نخستین جشنواره «همآغاز» برای معرفی آثار منتخب جشنواره برای اجرای عموم در سال 1403 روی صحنه آمد.
او با اشاره به این که ««همآغاز»؛ اولین جشنوارهای است که از ابتدای تاسیس مجموعه تئاتر شهر، به صورت مستقل توسط این مجموعه برگزار شده است، گفت: «روزی که سید جواد طاهری پیشنهاد دبیری این جشنواره را مطرح کرد، تنها چیزی که باعث شد این مسئولیت را بپذیرم، امید به این بود که این جشنواره دری باشد برای ورود و معرفی نسل جدیدی از استعدادهای تئاتری و امروز خوشحالم که در پایان جشنواره «همآغاز»، این هدف محقق شده است.»
امیرموسی کاظمی ادامه داد: «جشنواره تئاتر «همآغاز» به صورت مستقل و بدون هیچگونه حمایت دولتی و به صورت خودگردان برگزار شد و در این راه سخت، تنها سایت تیوال بود که با حمایت مادی و معنوی خود ما را در برگزاری این جشنواره همراهی کرد.»
او با بیان اینکه جشنوارهای در این ابعاد با ۲۰ کار نمایشی از تهران و سایر شهرهای کشور، با هزینهای حدود ۵۰۰ میلیون تومان برگزار شد، گفت: «ما از ابتدا میخواستیم ثابت کنیم برای برگزاری یک جشنواره باکیفیت در چنین ابعادی نیازی به بودجههای میلیاردی و دبیرخانه عریض و طویل نیست و میتوان با همت و تلاش مضاعف، کارهای بزرگ کرد.»
دبیر جشنواره «همآغاز» ابراز امیدواری کرد که هرچند این جشنواره به صورت مستقل و خودگردان اجرا شد اما با شور و هیجانی که ایجاد شد، در دورههای آینده نهادهای مختلف از آن حمایت کنند و به جای برگزاری جشنوارههای میلیاردی بعضا بیحاصل، روی این جوانان با استعداد سرمایهگذاری کنند.
امیرموسی کاظمی در پایان آثار منتخب جشنواره «همآغاز» برای اجرای عموم در سال ۱۴۰۳ در مجموعه تئاتر شهر را معرفی کرد.
آثار برگزیده برای اجرای عموم در سال 1403:
1- نمایش «پس از» به کارگردانی مرتضی کوهی
2- نمایش «ناگفتههای هشت سال زنانگی» به کارگردانی سمیه آباده
3- نمایش «در انتهای گلو» به کارگردانی سید محمد جواد سیدی زاده
4- نمایش «دوازده، سی و شش» به کارگردانی امید دانشوران
5- نمایش «آن بُرد» به کارگردانی مهدی زندیه و آیدین تمبرچی
6- نمایش «رابطه» به کارگردانی نیلوفر مهاریان
7- نمایش «خورشت خون» به کارگردانی مرتضا امینی پور
8- نمایش «لوپ» به کارگردانی مهتاب وجدانی
9- نمایش «نظام ابن عربی» به کارگردانی یاسمین عباسی
10- نمایش «پشیز» به کارگردانی علی ایزدی
آثار مشروط برای اجرای عموم در سال 1403:
1- نمایش «تایتان» به کارگردانی بابک محمودزاده
2- نمایش «بیرون پشت در» به کارگردانی پرهام خاکزاد
3- نمایش «مرگ و دختر جوان» به کارگردانی محمدحسن علمائی
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، جلیله هیبتان از هنرمندان تئاتر و تئاتر عروسکی ایران که سابقه همکاری با هنرمندان شناختهشدهای همچون بهروز غریبپور، امیررضا کوهستانی، محمد عاقبتی، کیومرث مرادی، رکسانا مهرافزون را در کارنامه کاری خود دارد، روز سهشنبه ۲۳ آبان و بر اثر عفونت ریه چشم از جهان فروبست.
وی دانشآموخته دانشکده سینماتئاتر بود.
نمایش «ماهی سیاه کوچولو» به کارگردانی محمد عاقبتی و همچنین نمایش «در میان ابرها» به کارگردانی امیررضا کوهستانی از جمله نمایش هایی هستن که مرحوم جلیله هیبتان در مقام طراح لباس و اکسسوار در آنها فعالیت کرده است.
مراسم تشییع این هنرمند جمعه 26 آبان ماه ساعت 10 و سی دقیقه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار میشود.
خبرگزاری مهر درگذشت جلیله هیبتان را به خانواده این هنرمند و جامعه تئاتر ایران تسلیت میگوید.
به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «تنهایی و تنهایی وَطنهایی» که برداشتی آزاد از نمایشنامه «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی» نوشته ماتئی ویسنییک است به نویسندگی سجاد افشاریان، کارگردانی کیومرث مرادی و بازی سجاد افشاریان، آتنا اسدی، پرهام خاکزاد از ۹ مهر ماه ساعت ۱۸ اجراهای خود را در سالن سمندریان آغاز کرده است. محمدرضا آگاه کارگردان جوان تئاتر دربارهی این نمایش اینگونه نوشته است:
در جایی خوانده ام که تئاتر ضروریترین زبان بشر برای تحقق اهداف ستمدیدگان است ؛ ستمدیدگانی که شاید روزگاری با یک ایدئولوژی واحد تنها در یک قشر خاص همچون کشاورزان و کارگران خلاصه میشد اما حال با نگاه های متفاوتتر میتوان افراد و اقشار مختلفی را در زیر این کلیدواژه جای داد. سجاد افشاریان با اقتباس خود از متن « پیکر زن همچون میدانِ نبرد در جنگ بوسنی » نوشته ی ماتنی ویسنی یک ، ستمدیدگانِ بسیاری را مورد خطاب قرار میدهد ، افرادی که شاید متوجه امرِ تراژیک در زندگی روزمره ی خود نیستند اما در مواجهه بااین اثر به ناگاه تحت تاثیر قرار میگیرند و از جهانِ متن خارج و به پیرامونِ خود بهتر و دقیقتر نگاه میکنند.
در جایی خودِ نویسنده ( ویسنی یک ) میگوید از کتابِ رویدادِ فراموششدگان » اثر ولیبور سولیک برای توصیف صحنهی کشتارها از زبان دورا استفاده کرده است اما بهتر است به تنهایی وتنهایی وطنهایی بگوییم گونه ای از « تئاترِ ستمدیدگان »
تئاتری که مخاطب را از جایگاهِ منفعلِ خود خارج و به او عاملیت میبخشد تا جاهایی از اجرا را با توصیف خود از وطن کامل کنند. اگر متنِ اصلی در یک زنانگی غوطهور است و مارا در پشتِ مرزهای بوسنی یا کشورهای جنگزده نگه میدارد ، بنظرِ من متنِ تنهایی چرخشی جهانشمولتر دارد و اینبار این سوال را در ذهن شکل میدهد که آیا نامِ وطن و اینکه در کجای این جهانِ پهناور به دنیا آمده ایم ، مسئله ی اصلی و عاملِ سعادت و بدبختیِ ما نیست؟ اینکه خوشبختی و نگونبختی بجای اینکه امری فردی باشد آیا در جمعی بودنش خلاصه نمیشود؟ آیا ژنتیک / نژاد و عاملِ وراثت تضمین کننده ی خوشبختی یا بدبختی نمیشود؟! زیستِ یک نوزادِ متولدشده در نوارِغزه تفاوتی با یک نوزاد تازه متولد شده در کشور سوئیس ندارد؟ شاید دکتر کیت متوجه ی همین ایراد شده است که دیگر به خدا و ساز و کارش اعتقاد ندارد و شمایلی از یک مردِ اگزیستانسیالیست را به ما نشان میدهد. بماند که این اجرا را میتوان از دیدگاهِ اگزیستانسیالیستی هم موردِ کاوش قرار دارد ؛ اما قطعا و بقولِ معروف در این مقال نمیگنجد.
در شبی که بنده اجرا را دیدم در قسمتی که بازیگر ( سجاد افشاریان ) از مخاطب سوال میکرد : وطن از نگاهِ تو چیست؟ در پاسخ تنها و تنها تصاویری دیده میشد که نشان از عمقِ فاجعه میداد! اینجا بود که از خود پرسیدم : اگر این اثر در جایی خارج از خاورمیانه اجرا میشد چه پاسخ هایی شنیده میشد؟ این چه روحِ تراژدی است که بر فرازِ سرِ ما میچرخد؟ مسئله ی قابلِ گفتگو اگر در متنِ اصلی ، جنگ باشد و ما با یک نمایشنامه ی ضدِجنگ روبه رو باشیم ، سجاد افشاریان در جایگاهِ نویسنده ، تقدیر را نشانه میرود!
در جایی از اجرا بعنوانِ مخاطب وحشتی در ذهنم شکل گرفت ، کیت در دیالوگهایش انگار مسئله ی تجاوزِ سربازانِ دشمن به دورا را مسئله ای از پیش تعیین شده میدانست ، انگار در پسِ ذهنِ دکتر کیت تولد در این نقطه از جهان ( جهانِ ستمدیدگان ) عاملِ بدبختی است! برای همین میخواهد فرزندِ دورا را به جایی خارج از مرزها ببرد و بهگونه ای اورا نجات دهد چراکه میتواند دورا بعدی در رحمِ دورا فعلی شکل بگیرد اگر از این وطنِ خشن و وحشی خارج نشود. آخ که میشود در اینجا به نمایشنامه ی « بچه » نوشته ی نغمه ثمینی هم اشاره ای کرد ؛ درجاییکه یک مهاجرِ زن با فریاد از یک بازجو استرالیایی ( اگر اشتباه نکرده باشم ) میپرسد : – فرقِ من و تو توی جاییه که توش بدنیا اومدیم؟ آره؟!
حالا بااین تفاسیر متوجه میشویم که چرا نویسنده عنوان « تنهایی وتنهایی وطنهایی » را برای نمایشنامه اش برگزیده است.
نمایشنامه ی پیشِرو شاید حولِ همان تکگویی معروفِ « بودن یا نبودن » در نمایشنامه هملت نوشته ی شکسپیر میچرخد ؛ مفهوم این تکسخنگویی بدینگونه ادامه مییابد که آیا اصیلتر آن است که تقدیر زمانه (تغییرات دنیای پیش مدرن) را تاب آوریم، یا در برابر دریای مصائب آن از خودمان دفاع کنیم؟
البته که بازیگر ( دکتر کیت / سجاد افشاریان ) در جایی از دیالوگ هایش با بازیگرِ زن ( دورا / آتنا اسدی ) جوابِ این سوال را میدهد که باید ادامه داد / باامید و جسارت / شاید چنین مواجههای با زندگی و مفهوم تغییریافته آن، انسان عصر شکسپیر را به شک میانداخت که آیا باید تسلیم شود یا بهتر است با پویایی شتاب زده ی زمانه ی خود مقابله کند اما در این اجرا امید و ادامه دادن است که در انتها باقی میماند. از متن که فراتر رویم ، ایده ی اجرایی اثر خود را نمایان میکند ، شیوه ای که از فاصلهگذاری / بیگانهسازی استفاده میکند و مخاطب را در توهمِ تئاتر و جهانش غرق نمیکند و پرتش میکند به ایرانشهر! که چقدر درست و بهجا سالنی که این اجرا در آن اجرا میشود نامش ایرانشهر است! کارگردان بوسیله ی تکنیکِ فاصلهگذاری اشاراتِ درستی به ایران و مناسبت های اجتماعی / سیاسی آن با اجرا برقرار میکند؛ البته که در طولِ اجرا میشود به یادِ آگستوبوال و آرای او در راستای تئاترِ کاربردی هم افتاد و در انتها زمانیکه آن بینی قرمزرنگِ « دلقک » روی بینیِ بازیگر قرار میگیرد ، فیگورِ یک تسهیلگر از همانی که آگستوبوال نامش را « ژوکر » میگذاشت را تصویر میشود که مخاطب را در امرِ آگاهی و فهمیدن همراهی میکند ، روشی خلاقانه که زیربنای آن اما نه عینا از نظریاتِ آگستوبوآل و تئاتر ستمدیدگان اوست که در روزگاری که اجراها مخاطب را در انفعالِ خود تنها رها میکنند ، قابلِ ستایش است.
به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «تنهایی وَ تنهایی وَطنهایی» که برداشتی آزاد از نمایشنامه «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی» نوشته ماتئی ویسنیک است، به نویسندگی سجاد افشاریان و کارگردانی کیومرث مرادی از روز یکشنبه ۹ مهر ساعت ۱۸ اجراهای خود را در سالن استاد سمندریان آغاز میکند.
سجاد افشاریان، آتنا اسدی و پرهام خاکزاد، بازیگران این اثر نمایشی هستند.
سجاد افشاریان (طراح صحنه)، مسعود رنجبر شیرازی (طراح نور)، ندا نصر (طراح لباس)، محمدحسین غفاری و شایان صفوی (آهنگساز و طراح صدا)، پرهام خاکزاد و مجید بهجت (دستیار کارگردان)، محمد رحمانیانثابت (مدیر صحنه)، امیر صداقتی (طراح گرافیک)، مهرنوش لک (عکاس)، فرهاد توکلی و امیرحسین میرزائی (آنونس)، امیر قالیچی (روابط عمومی)، آریان امیرخان (تبلیغات مجازی) دیگر عواملی هستند که در این پروژه حضور دارند.
در خلاصه این نمایش آمده است: ما تنها نیستیم، کم هم نیستیم، جهان لبریزه از آدم هایی که یه جایی یه لحظهای موتورشون خاموش شده، مهم اینه که برن رو چال سرویس، تعمیر شن، موتورشون و روشن کنن، بعد بزنن دهن این دنیایی که می خواستن یا نمی خواستنش رو سرویس کنن
علاقهمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و خرید اینترنتی بلیتهای این نمایش میتوانند به سایت تماشاخانه ایرانشهر یا سامانه تیوال مراجعه کنند.
تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین موذنزاده: شاید اهالی تئاتر فکرش را هم نمیکردند بعد از رهایی از فاجعه کرونا و سپری کردن ۲ سال سخت قرار است باز هم با چالشهای جدی در حرفهشان روبرو شوند. هنرمندان تئاتر بر این تصور بودند که قرار است سال ۱۴۰۱ اجرای تئاترها روی روال بیفتد و بعد از مدتها از بدبیاری، خانه نشینی، تعطیلی و بلاتکلیفی نجات پیدا کنند و تازه بعد از فروکش کردن تب بیماری به این بیاندیشند که قرار است در روزهای پساکرونا برای رونق تئاتر چه کنند و چگونه این قایق طوفان زده را به ساحل نجات برسانند اما زهی خیال باطل. انگار قرار نیست تئاتر در کشور ما روی خوش هم ببیند چون همیشه در هر بزنگاه اجتماعی به عنوان گوشت قربانی به آن نگاه میکنند و اولین راه را در تعطیلی آن میبینند.
تا نیمه اول سال شرایط تا حدودی عادی بود و هنرمندان تئاتر در حال بازسازی وضعیت و تلاش برای روشن کردن دوباره همین چراغ کم سوی تئاتر بودند اما برنامهریزی هنرمندان برای آینده کاریشان فایدهای نداشت چون ناآرامیهایی که از اوائل مهر ماه در کشور شاهدش بودیم اول از همه مشاغل، دامن تئاتر را گرفت و به دلیل ناامنیهایی که وجود داشت کم کم همه سالنهای تئاتری که بیشترشان در مرکز شهر و در وسط ناآرامیها قرار داشتند، را مجبور به تعطیلی کرد اما این همه ماجرا نبود چون بعد از فروکش کردن نسبی ناآرامیها جو حاکم بر تئاتر به گونهای نبود که سالنهای نمایشی بتوانند به بازگشایی فکر کنند و در صورت بازگشایی نیز تقاضایی برای اجرا وجود نداشت و بسیاری از گروههایی هم که در نوبت اجرا بودند یا کارشان نیمه تمام مانده بود حاضر به اجرا نبودند و ترجیح میدادند در موقعیتی مناسبتر که فضا آرام تر شده و مخاطبان نیز دل و دماغ تئاتر دیدن داشته باشند، کارشان را روی صحنه ببرند.
در این میان فضا برای گروههای تئاتری جوان و کمتجربهتر فراهم شد و با وجود کم بودن مخاطبان و فشاری که از طرف همکارانشان برای روی صحنه نرفتن به آنها وارد میشد، آثارشان را فارغ از کیفیتی که جای بحث دارد به صحنه بردند. البته با تمام فشارها و تهدیدها و تهمتهایی که در این فضا بر هنرمندان تئاتر وارد میشد و از آنها انتظار میرفت که به نشانه اعتراض شغلشان را تعطیل کرده و کار نکنند تعداد از هنرمندان پیشکسوت و حرفهای نیز آثارشان را روی صحنه بردند که شناختهشدهترینشان گلاب آدینه بود که در ادامه به او و فعالیتش در این شرایط میپردازیم.
از این رو شاید اگر در نیمه دوم سال با چنین وضعیتی روبرو نبودیم فرصت برای بروز خلاقیت و ارائه آثاری جذاب و درخور برای هنرمندان بیشتری فراهم میشد و در این گزارش میتوانستیم از آنها هم به عنوان چهرههای تاثیرگذار تئاتر در سال ۱۴۰۱ نام ببریم.
در هر حال و با وجود مسائلی که در سال ۱۴۰۱ تئاتر ایران از سر گذراند در این گزارش به روال سالهای گذشته به معرفی ۵ چهره شاخص عرصه تئاتر در سال ۱۴۰۱ پرداختهایم؛ افرادی که با عملکرد و فعالیتشان توانستند رخدادهای یک سال از تئاتر کشور را رقم بزنند یا اینکه فراتر از حوزه تئاتر در مدیومهای دیگر هم موفق باشند. ترکیب این افراد البته یکی از ترکیبهای ممکن از چهرههای تأثیرگذار تئاتر در یک سال گذشته محسوب میشود و مطمئناً افراد شاخص دیگری که در فضای یک سال گذشته تئاتر تأثیرگذار بودهاند نیز میتوانستند به این لیست راه یابند.
کوروش زارعی؛ از ریسک دبیری تئاتر فجر تا سکته مغزی بر اثر فشار عصبی
کوروش زارعی نویسنده و کارگردان تئاتر و مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری است که شاید چهرهاش برای عامه مردم بعد از بازی در سریال «یوسف پیامبر» و «کیمیا» بیشتر شناخته شد اما زارعی سالهاست که به عنوان هنرمند و مدیر در تئاتر ایران فعال است و امسال به عنوان دبیر چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر در شرایطی که با وضعیت به سامانی در تئاتر روبرو نبودیم تلاش کرد جشنوارهای آبرومند برگزار کند.
زارعی اوائل سال را با حضور در کشور تونس آغاز کرد و به عنوان عضو هیأت داوران بخش رقابتی جشنواره «جندوقه» در این رویداد حضور داشت و در مراسم اختتامیه جشنواره نیز از وی به عنوان هنرمندی که بیش از ۳ دهه در عرصه بازیگری و کارگردانی تئاتر فعالیت میکند، تجلیل به عمل آمد. همچنین نمایش «عِند ِ ما تَنتَهی تَسقُط» با عنوان فارسی «وقتی به تکبر میرسی سقوط میکنی» که کاری از هنرمندان تئاتر خوزستان با موضوع مقاومت و ضد صهیونیست بود با حمایت حوزه هنری هم در جشنواره «جندوقه» و هم در سی و چهارمین جشنواره تئاتر «کاف» در استان و شهر کاف تونس به صحنه رفت و مورد استقبال قرار گرفت.
زارعی در ادامه به فعالیتهایش در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری پرداخت که از آن جمله میتوان به برگزاری نخستین سلسله رویداد آموزشی تئاتر مردمی بچههای مسجد ویژه مربیان مساجد و برپایی ششمین همایش بینالمللی تئاتر مردمی پیادهروی اربعین «روایت راهیان» اشاره کرد.
در کنار این فعالیتها زارعی از خرداد ماه حکم دبیری چهل و یکمین جشنواره تئاتر فجر را در شرایطی دریافت کرد که در این سالها شکاف عمیقی بین هنرمندان و مدیران به وجود آمده است و جشنواره تئاتر فجر در بین برخی از هنرمندان شناخته شده و قدیمی دیگر اعتبار سابق را ندارد و کمتر تمایلی برای حضور در این رویداد از طرف بسیاری از اهالی تئاتر وجود دارد. از طرف دیگر انتخاب زارعی برای دبیری این دوره از جشنواره این ذهنیت را بین اهالی تئاتر به وجود آورد که قرار است در این دوره شاهد آثاری با خط فکری خاصی باشند و کارگردانهای آوانگارد و تجربه گرا و هنرمندانی که دیدگاهی متفاوت با زارعی و یارانش دارند، جایی در این رویداد نخواهند داشت البته زارعی در نشست هم اندیشی که با اهالی رسانه داشت این گمانه زنیها را نادرست خواند و عنوان کرد، تلاش دارد تا از همه هنرمندان با سلایق مختلف و همچنین اساتید پیشکسوت تئاتر برای حضور در جشنواره تئاتر فجر دعوت به عمل آورد.
زارعی در ادامه فعالیتش به عنوان دبیر از حذف بخش مرور جشنواره خبر داد و عنوان کرد برای بازگشت شور و رغبت به جشنواره امسال همه آثار تولیدات تازه هستند و در بخش استانها هم تولیدات برگزیده استانها در جشنواره حضور مییابند.
زارعی در میان برنامه ریزی و فعالیتهای مربوط به جشنواره تئاتر فجر از ۲۵ مهر ماه سینمایش «۴۱۰» را هم که روایتی متفاوت از دفاع مقدس با محوریت شهید سپهبد قاسم سلیمانی و فتح گردان غواصی لشکر ۴۱۰ ثارالله بود در محوطه پارکینگ برج میلاد به صحنه برد.
«۴۱۰» تازهترین اثر حوزه هنری انقلاب اسلامی بود که به همت موسسه رسانهای مهنا به تهیه کنندگی علیرضا کوهفر روی صحنه رفت. از جلوههای ویژه این اثر میتوان به بزرگترین آکواریوم تئاتری با ظرفیت ۱۰۰ هزار لیتر آب و انفجارهای بزرگ اشاره کرد. اجرای «۴۱۰» حاشیههایی هم در پی داشت. به دلیل اینکه نمایش از انفجارها و جلوههای میدانی متعددی برخوردار بود در زمان تمرینها و اجرای نمایش صدای انفجارهای زیادی به گوش میرسید که باعث شکل گیری برخی گمانه زنیها مبنی انفجار در برج میلاد در شرایطی که ناآرامیها همچنان در کشور جریان داشت، شد که البته این شایعات دوامی نداشت و گروه روابط عمومی توضیحاتی برای این مساله ارائه کرد.
هرچه به روزهای برگزاری جشنواره تئاتر فجر نزدیک تر میشدیم فشار روی دبیر جشنواره و گروهش بیشتر بود چون مشکلاتی مانند تزریق نشدن بودجه به جشنواره و در کنار آن عدم امکان دعوت از هنرمندان پیشکسوت و تاثیرگذار در این رویداد از یک طرف و بی میلی هنرمندان و گروههای نمایشی تهرانی برای شرکت در این دوره از طرف دیگر فشار مضاعفی را به جشنواره وارد میکرد.
همین تحریمها و فشارهایی که از طرف برخی هنرمندان به همکارانشان وارد میشد باعث شد تعدادی از گروهها از حضور در جشنواره صرف نظر کنند اما تلاش زارعی و گروهش برای ایجاد تعامل با هنرمندان و بالا بردن میزان مشارکت همه گروههای تهرانی و شهرستانی در جشنواره بیشتر شد. بر همین اساس با وجودی که اعلام شده بود بخش مرور از این دوره جشنواره حذف شده و حتی در فراخوان نیز بخش مرور و دیگر گونههای اجرایی وجود نداشت به دلیل شرایط پیش آمده زارعی نه تنها بخش مرور را به جشنواره برگرداند بلکه در اقدامی غیرقابل پیش بینی این بخش را رقابتی و وارد بخش مسابقه بینالملل کرد تا کمبود حضور نمایشهای تازه را بپوشاند.
در نهایت شاهد حضور ۸ نمایش از تهران و ۳۹ نمایش از شهرستانها در بخش صحنهای این دوره از جشنواره بودیم. در مجموع ۱۱۰ گروه نمایشی و ۱۳ نمایش در بخش رادیو تئاتر در جشنواره حضور داشتند که البته از میان ۱۲ نمایش بخش بینالملل ۳ نمایش به دلیل برخی مشکلات از جشنواره انصراف دادند.
در این دوره به دلیل فعال شدن مجدد بخش تئاتر فجر منطقهای و جشنوارههای استانی شاهد حضور پررنگ هنرمندان تئاتر شهرستانها در جشنواره بودیم و از طرف دیگر کوروش زارعی از نفوذ و محبوبیتی که در طول این سالها از اجرای تئاتر و حضور در کشورهای اسلامی به دست آورده، استفاده کرده بود و از هنرمندان کشورهایی چون تونس، عراق، اردن، عمان و … برای حضور در بخش بینالملل دعوت به عمل آورد.
با تمام حاشیهها و جو منفی که از چند ماه قبل برای برگزاری این رویداد وجود داشت و با همه ناهماهنگیها و انتقاداتی که به این دوره از جشنواره وارد است در نهایت زارعی توانست به سلامت از این خان عبور کند و جشنواره آبرومندی را به سرانجام برساند اما همه این فشارهای عصبی بالاخره کار خودش را کرد و دبیر جشنواره را در اواخر بهمن ماه راهی بیمارستان کرد. متاسفانه زارعی به دلیل سکته مغزی در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان نمازی شهر شیراز بستری شد اما این روزها حال بهتری دارد و بعد از مرخص شدن از بیمارستان در منزل مشغول استراحت است.
البته زارعی علاوه بر فعالیتهای مختلفی که به عنوان مدیر، کارشناس و کارگردان در تئاتر دارد این روزها و بعد از سپری کردن دوران نقاهت دبیری شانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر رضوی را نیز عهده دار است که در خردادماه ۱۴۰۲ به میزبانی آذربایجانشرقی برگزار خواهد شد.
امیررضا کوهستانی؛ حضور دوباره لژیونر تئاتر ایران در آوینیون
احتمالاً اکثریت جامعه تئاتر بر این نکته که امیررضا کوهستانی یکی از موفقترین و شناختهشدهترین کارگردانان ایرانی در خارج از کشور است، اذعان دارند. او با بیش از ۲۰۰ اجرای خارجی در کشورهایی مثل سوئیس، هلند، آلمان، فرانسه، نروژ، بلژیک، ایتالیا، اتریش، یونان، صربستان و مقدونیه و کسب جوایز مختلف از فستیوالهای خارجی حضوری پررنگ در عرصههای بینالمللی دارد.
این کارگردان شیرازی را میتوان یکی از چهرههای شاخص تئاتر در سال ۱۴۰۱ دانست چون برای سومین بار و با نمایش «در ترانزیت» در بخش اصلی فستیوال بینالمللی و معتبر آوینیون حضور پیدا کرد؛ جشنوارهای که در طول هفتاد و شش دوره برگزاری به طور رسمی تنها ۳ بار میزبان اثری از ایران در بخش اصلی بوده و هر ۳ هم نمایشهایی از امیررضا کوهستانی بودهاند.
امیررضا کوهستانی که پیش از این و به دعوت برگزارکنندگان فستیوال بینالمللی «آوینیون» فرانسه بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای تئاتری جهان، با نمایشهای «شنیدن» و «بیتابستان» در بخش اصلی این فستیوال حضور پیدا کرده بود، فروردین ماه امسال برای سومین بار با نمایش «در ترانزیت» در بخش اصلی هفتاد و ششمین دوره فستیوال بینالمللی «آوینیون» حضور پیدا کرد.
در نمایش «در ترانزیت» مانند اجرای دیگر کوهستانی «در انتظار گودو» که سال گذشته در محوطه باز پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب اجرا شد، تمام بازیگران نمایش را زنان تشکیل میدادند. مهین صدری که پیش از این در چندین نمایش دیگر کوهستانی حضور داشت، در این نمایش نقش خود کوهستانی را بازی میکرد، خزر معصومی در اولین تجربه تئاتری اش نقش وکیل داوطلبی را بازی میکرد که در ۲ دوره زمانی مختلف به مهاجرانی که از آتش جنگ فرار کردهاند، کمک میکند. ۲ بازیگر فرانسه زبان دیگر، دانائه داریو و اگات لوکومت در نقشهای مختلف مهاجران اروپایی فراری از جنگ جهانی دوم را در کنار مرزداران و کنسولگران سفارتخانههای کشورهای میزبان تصویر میکردند.
در خلاصه داستان نمایش «در ترانزیت» چنین آمده است: امیررضا کوهستانی، کارگردان و نویسنده ایرانی در سال ۲۰۱۸ در فرودگاه مونیخ گیر افتاده است؛ کوهستانی قرار است برای شرکت به فستیوالی به سانتیاگو شیلی برود، اما ماموران فرودگاه چون اشتباهی در ویزایش صورت گرفته، به او اجازه نمیدهند به سفرش ادامه بدهد به همین دلیل کوهستانی مجبور میشود چند ساعتی را در کنار مهاجرانی سپری کند که قرار است از اتحادیه اروپا دیپورت شوند. کوهستانی در مدتی که در بخش ترانزیت فرودگاه مونیخ منتظر است تا وضعیتش روشن شود، در حال خواندن رمان «ترانزیت» آنا زِگرس است، تئاتری در آلمان به او پیشنهاد داده است که اقتباسی از آن رمان را روی صحنه ببرد و کوهستانی در همان سالن انتظار فرودگاه در کنار مهاجران امروز نمایشی را تصور میکند که قصه مهاجرانی است که در بندر مارسی پاریس گیر افتادهاند.
«در ترانزیت» که به زبانهای فرانسه، فارسی، انگلیسی و پرتغالی اجرا شد پیش از این در «کمدی دوژنو» سوییس نیز به صحنه رفته بود.
دیالوگهای ساده و روان که به زبان محاوره و روزمره مردم بسیار نزدیک است، میزانسنهای خطی و اغلب ایستای آثار کوهستانی و بازیهای فرمی جذابی که در عین سادگی، پیچیده هستند نمایشهای این هنرمند را منحصر به فرد کرده است.
با وجود تجربیات فراوانی که کوهستانی در طول این سالها از حضورهای بینالمللی خود در کشورهای مختلف کسب کرده است و به نوعی میتوان او را لژیونر تئاتر ایران نامید اما مدیران تئاتری هیچگاه علاقهای به استفاده از تجربیات وی در قالب برگزاری کارگاههای آموزشی در جشنواره تئاتر فجر و حتی جشنواره تئاتر دانشگاهی نداشتهاند در حالی که کوهستانی از انتقال تجربیاتش به نسل جوان و علاقهمند فروگذار نمیکند و از هر فرصتی برای برقراری دیالوگ با آنها استقبال میکند.
کیومرث مرادی؛ تلاش برای معرفی اصولی نسل جوان به تئاتر و سینما
کیومرث مرادی نویسنده و کارگردان شناخته شدهای در تئاتر ایران است؛ هنرمندی که از اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰ با کارگردانی نمایشهایی چون «هشتمین سفر سندباد»، «شکلک»، «افسون معبد سوخته»، «خواب در فنجان خالی»، «خانه»، «رازها و دروغ ها» و … خودش را به عنوان هنرمندی دغدغه مند و مستعد در تئاتر ایران ثابت کرد و همکاریهای درخشانی نیز با نغمه ثمینی در مقام نمایشنامه نویس داشت.
مرادی بعد از حدود سه سال دوری از تئاتر و اجرای نمایش «مرغ دریایی من» تیر ماه ۱۴۰۱ نمایش «مانش» را با بازی سام درخشانی، مهدی حسینینیا، و نازنین کریمی در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه برد که موضوعی در ارتباط با مهاجرت داشت و مورد استقبال خوبی نیز از جانب علاقه مندان به هنرهای نمایشی قرار گرفت. این اثر نمایشی بر اساس نمایشنامه «اهالی کاله» نوشته پیام لاریان با بازنویسی و کارگردانی کیومرث مرادی تیر ماه ۱۴۰۱ به صحنه رفت اما انتخاب مرادی به عنوان یکی از چهرههای تاثیرگذار تئاتر در سال ۱۴۰۱ تنها به دلیل اجرای نمایش «مانش» نبود بلکه او از این جهت به عنوان یک چهره موفق و تاثیرگذار معرفی میشود که در چند سال اخیر تلاش داشته روند ورود نسل جوان را به آثار تصویری و تئاتر سهل تر کرده و در مقام انتخاب بازیگر و بازیگردان به شکلی حرفهای و اصولی آنها را وارد دنیای هنر کند و هدایت بازیگران کم تجربه و البته حرفهای را هم به عنوان بازیگردان برعهده بگیرد.
مرادی سال هاست که به عنوان استاد دانشگاه و مدرس مشغول تربیت نسل جوان تئاتری است و در سالهای اخیر در مقام بازیگردان و انتخاب بازیگر با پروژههای سینمایی چون «هناس»، «منصور»، «کت چرمی» و … و سریالهایی چون «میوه ممنوعه»، «زخم کاری»، «سقوط»، «آقای قاضی» و… همکاری داشته است که اکثراً در زمینه بازیگری موفق عمل کردهاند.
بازیگردانی در سینما و تلویزیون ایران حرفهای نوپاست که هنوز آنطور که باید جدی گرفته نمیشود. اولین تجربیات این حوزه را رضا کیانیان، حبیب رضایی و آتیلا پسیانی کلید زدند و در طول سالهای اخیر هنرمندان دیگری که اکثراً تئاتری محسوب میشوند به این وادی ورود کردند. نقش بازیگردان به دلیل تسلطش بر تکنیکهای مختلف بازیگری، انتقال درست حس و بیان و فرم تاثیر غیرقابل انکاری در هدایت درست بازیگران و ارتقای کیفیت بازیها و محصول نهایی دارد. وظیفه اصلی بازیگردان ایجاد و امتداد حس بازیگران در تمامی صحنههای یک پروژه تصویری است و به دلیل رعایت نشدن توالی داستانی در مراحل تصویربرداری ضرورت و اهمیت عامل مهم بازیگردانی برای حفظ راکورد بازیگران بیشتر احساس میشود.
از طرف دیگر مرادی توانسته در طول این سالها بازیگران مستعد و توانایی را به تلویزیون و سینمای ایران معرفی کند تا جایی که سارا حاتمی به عنوان یکی از دست پروردههای نوجوان مرادی که کارش را از سریال «زخم کاری» محمدحسین مهدویان آغاز کرده بود و نظرات متفاوتی درباره بازی اش در آن سریال وجود داشت، توانست با ارائه بازی تاثیرگذار و تکنیکی در نقش یک دختر معتاد در فیلم سینمایی «کت چرمی» نظر هیات داوران جشنواره فیلم فجر را به خود جلب و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از آن خود کند از این رو میتوان کیومرث مرادی را فارغ تواناییهایش به عنوان کارگردان در تئاتر به عنوان یکی از ستارههای تاثیرگذار آثار تصویری در نظر گرفت که بدون حاشیه و در پشت صحنه کارش را به درستی انجام میدهد و مخاطبانش محصول تلاش و زحمتش را روی پرده سینما یا تلویزیون میبینند.
منبع : یادداشتهای سینمایی m-reza.blog.ir
گلاب آدینه؛ وقتی دود از کنده بلند میشود
گلاب آدینه هنرمند شناخته شده تئاتر و سینمای ایران برای دومین سال پیاپی یکی از چهرههای تاثیرگذار تئاتر لقب میگیرد. آدینه سال گذشته به دلیل اجرای نمایش «بانوی محبوب من» و بازگشت به عرصه کارگردانی تئاتر بعد از سالها به چهره خبرساز تئاتر در سال ۱۴۰۰ تبدیل شد و امسال نیز برای اجرای نمایش پرمخاطب «پرده خانه» که از جمله آثار شاخص بهرام بیضایی است و اجرایی مسلط و پرجزئیات از یک متن دشوار که در طول سه ساعت اجرا همچنان دوست داشتنی و جذاب مخاطب را روی صندلیاش نگاه میدارد به عنوان یکی از چهرههای تاثیرگذار این حوزه معرفی میشود.
گلاب آدینه پیشتر نمایشنامههای «سلطان مار» و «مرگ یزدگرد» از نوشتههای بهرام بیضایی را به صحنه برده بود و «پرده خانه»، سومین کارگردانی او از آثار بیضایی به شمار میآید.
نمایش «پرده خانه» ماحاصل ۸ ماه تمرین مداوم گروهی ۱۰۰ نفره است که با پرداختن به مساله آزادی، تلاش زنان سرکوب شده و ستمدیده برای دستیابی به آن را به تصویر کشیده است. نورا هاشمی، علیرضا ناصحی، مانیا علیجانی، سامان کرمی و سعید چنگیزیان به همراه بیش از ۵۰ نفر از بازیگران تئاتر، گلاب آدینه را در نمایش «پرده خانه» همراهی میکردند.
در توضیح داستان نمایش آمده است: ماجراهای این نمایشنامه قصهگو در بازیخانه حرمسرای سلطانی پریشانحال میگذرد. زنانی از نژاد و مذهبهای گوناگون به اجبار به این حرمسرا آورده شدهاند و هر یک با اندوه و حسرتی روزگار میگذرانند. با ورود عروسی نوسال روزگار زنان بازیخانه دیگرگون میشود … در این بین زنی به نام گلتن مربی زنان بازی خانه است. او که از شش سالگی در حرمسرا زندگی کرده، دختری است که مادرش را به اسارت گرفته بودند و بعد از مرگ مادر، او را هم به عقد سلطان درآوردند. گلتن هرچه از جهان میداند، مدیون کتاب هاست و در آرزوی رهایی و آزادی، فجایع دربار را تاب میآورد. هر روز جنایتی و هر روز فاجعهای رخ میدهد و گلتن سعی میکند تا دامان خود را این جنایات پاک نگاه دارد. او با سیاست و زیرکی اش رازی را برای زنان برملا میکند که در نامهای با مهر سلطان تایید شده است؛ رازی که میگوید در صورت مرگ سلطان، همه فرزندان دختر و زنان او باید کشته شوند و فرزندان پسرش را فراری دهند. وحشت بر زنان حرمسرا غالب میشود اما گلتن پیش میافتد و زمام امور را به دست میگیرد. او با تدبیر و کیاست خود نقشهای میکشد تا جان بقیه را نجات دهد و خود نیز به آرزوی همیشگی اش که آزادی و رهایی بود دست پیدا کند.
«پرده خانه» با داستان پردازی شورانگیز بهرام بیضایی، اثری درخشان در عرصه ادبیات نمایشی ایران به حساب میآید. این اثر نمایشی با اجرایی خوش ریتم و وفادارانه به متن بیضایی ۱۰۰ اجرا از ۱۵ آبان تا ۲۶ اسفند در پردیس تئاتر شهرزاد داشت و با همه سنگ اندازی ها و مخالفتهای برخی از مخاطبان و حتی اهالی تئاتر توانست مخاطبان زیادی را به سالن شهرزاد بکشاند مخاطبانی که مدتها بود با تئاتر قهر و حتی آن را تحریم کرده بودند و شرایط ماههای اخیر نیز دل و دماغی برای دیدن اجراها برایشان باقی نمیگذاشت.
آدینه در سالی که کمتر هنرمند شناخته شدهای به دلیل شرایط ناآرام کشور و جو منفی که برای تئاتر کار کردن وجود داشت، حاضر میشد ریسک کند و نمایشی به صحنه ببرد، تصمیم گرفت نمایشی را که به همراه گروهش ماهها برای روی صحنه بردنش زحمت کشیده بود، از آبان ماه و در زمانی که هنوز اعتراضات فروکش نکرده بود به صحنه ببرد. این هنرمند معتقد بود با وجود همه انتقادها و اعتراضها، تئاتر نباید تعطیل شود و هنرمندان اگر اعتراضی هم به شرایط موجود دارند، میتوانند روی صحنه تئاتر حرفشان را بزنند. آدینه حتی در صفحه شخصیاش در اینستاگرام جواب کامنت های مخالف را با سعه صدر و مهربانی میداد و تلاش میکرد دنبال کنندگانش را قانع کند.
با وجودی که در برخی از اجراهای نمایش برخی از معترضان شعار اعتراضی سر میدادند این اقدام خللی در اجراهای «پرده خانه» به وجود نیاورد و حتی آدینه بعد از اینکه در یکی از شبهای اجرا برخی در میانه نمایش شروع به خواندن سرود و سر دادن شعار کردند در صفحه شخصیاش نوشت: «چه مخالف این عمل در سالن تئاتر باشیم چه موافق، پویایی و زنده بودن تئاتر که مدام از آن میگوییم یعنی همین.»
آدینه از جمله بازیگران محبوب ایرانی است که مخاطبان چهره سمپات و مادرانه او را در آثار مختلف به یاد سپردهاند. این هنرمند در طول سالها فعالیت خود در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون نقشهای ماندگاری را خلق کرده است از سلطان بانوی سریال محبوب «سلطان و شبان» گرفته تا طوبای فیلم «زیرپوست شهر» و مامان «مهمان مامان».
گلاب آدینه با وجود حضور در آثار تصویری به عنوان بازیگر اما پیوندش را با تئاتر قطع نکرده است و در طول سالهای اخیر در آثار نمایشی متفاوتی از جمله «سیندرلا»، «بیوه های غمگین سالار جنگ»، «سهگانه اورنگ»، «شیرهای خان بابا سلطنه» و … به ایفای نقش پرداخته است اما حالا میتوان این هنرمند را به عنوان کارگردانی کاربلد و مسلط نیز شناخت که در بازگشت دوباره اش به عرصه کارگردانی تئاتر هم در جذب مخاطب موفق عمل کرده و همه نمایشهای جذاب و خوش ریتمی را در ژانرهای مختلفی به صحنه برده است که باعث میشود تماشاگران پیگیر تئاتر و اهالی هنر در انتظار اجراهای آینده این هنرمند پیشکسوت باشند.
محمد مساوات؛ تجربهگرایی در فرم بدون سلبریتی بازی
محمد مساوات در سالهای اخیر به نامی شناخته شده در تئاتر ایران تبدیل شده است و توانسته نام خودش را به عنوان یک کارگردان و آرتیست آوانگارد و نوگرا بین علاقه مندان به هنرهای نمایشی جا بیندازد. مساوات در سال ۱۴۰۱ نیز توانست با اجرای نمایش «شکوفههای گیلاس» که در ۲ تماشاخانه ایرانشهر (اردیبهشت و خرداد) و مجموعه تئاتر شهر (تیر و مرداد) به صحنه رفت به عنوان یکی از چهرههای تاثیرگذار تئاتر خودش را به اثبات برساند.
«شکوفه های گیلاس» بدون بهرهگیری از بازیگران شناخته شده و سلبریتی هایی که چند سال است به تئاتر راه یافتهاند و تبلیغات عجیب و غریب توانست به اثری پرفروش تبدیل شود و در ۲۱ اجرایی که در سالن اصلی تئاتر شهر داشت بیش از یک میلیارد و سی و هفت میلیون تومان فروش کند.
مساوات تلاش میکند در هر اجرا چالش تازهای پیش روی مخاطبانش قرار دهد. او علاقه فراوانی به تجربه گرایی در فرم اجرایی آثارش دارد و از آنجا که قبل از کارگردان شدن، نقاش بوده است استفاده از رنگ و نور و فضاسازیهای منحصر بفرد از ویژگیهای جدایی ناپذیر آثارش است. مساوات این بار در «شکوفههای گیلاس» به سراغ شرق دور و ژاپن رفته است و مشخص است که رومینا مومنی و حامد رسولی بازیگران نمایش برای ارائه حرکات مینیاتوری و مینیمال و بازی سکون و سکوتی که مخاطب را درگیر خودش میکند، تمرینات سخت شیوه «بیومکانیک» میرهولد را پشت سر گذاشتهاند شیوه اجرایی که محبوب مساوات است و در بیشتر آثارش از آن بهره میگیرد.
«شکوفههای گیلاس» در زبان ژاپنی با اصطلاح «ساکورا» مشخص میشود که یکی از نمادهای فرهنگ ژاپن است؛ اما به زندگی کوتاه یک سامورایی هم اشاره دارد. ضدقهرمان این نمایش یک سامورایی بی کارشده یا یک «رونین» است که به مرحله «هاراگیری» (خودکشی) رسیده اما سایهاش جلوی او را گرفتهاست. او اکنون تلاش میکند تا با استادی خاص ملاقات کند تا در این زمینه راهنماییاش کند اما زنی در محل زندگی استاد حضور دارد که مانع ملاقات آنها میشود. زن به سامورایی کارهایی ویژه آموزش میدهد اما سامورایی عاشق زن میشود و در نهایت نمیتواند دل زن را به دست بیاورد. سامورایی در پایان داستان، بدون شمشیر و با نیرویی جادویی که زن به او آموزش داده، دست به خودکشی میزند. مساوات برای پیش بردن داستان نمایشش با مهارت از تعالیم و فرهنگ ژاپنی ذن، بودیسم و سامورایی سود میجوید تا در نهایت یکی از بدیع ترین نمایشهای چند سال اخیر تئاتر ایران را خلق کند.
کارگردان جوان و نوجوی تئاتر و سرپرست گروه تئاتر «رادیکال ۱۴» در سالهای کوتاه فعالیتش در تئاتر ثابت کرده که برخلاف بسیاری از همنسلانش که به متن و تمرینات مستمر و طولانی توجه زیادی ندارند و تمرکزشان بیشتر روی فرم و شیوه اجرایی است به متن و تحلیلهای متفاوتی که از نمایشنامههایش میشود در کنار فرمهای جذاب اجرایی، میاندیشد که این مساله در تئاتر امروز ایران مساله مهم و قابل توجهی تلقی میشود.
پردیس تئاتر شهرزاد تیر ۱۴۰۱ با ۱۰ نمایش میزبان مخاطبان خواهد بود.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی پردیس تئاتر شهرزاد، تیر ماه امسال پردیس تئاتر شهرزاد میزبان گونه های مختلف نمایشی است. در این دوره آثاری از کیومرث مرادی، محمد رحمانیان، بهرام افشاری، شهرام گیل آبادی، علی اصغری، احسان گودرزی، شهاب مهربان و … در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می روند.
کیومرث مرادی تیرماه ۱۴۰۱ با نمایش «مانش» بار دیگر در این مجموعه میزبان مخاطبان می شود. این نمایش با ترکیبی متشکل از مهدی حسینینیا، نازنین کریمی و سام درخشانی روی صحنه میرود. نمایش «مانش»به تهیه کنندگی محمد قدس براساس نمایشنامه «اهالی کاله» نوشته پیام لاریان برای اجرا آماده شده و از ۱۷ تیرماه در پردیس تئاترشهرزاد روی صحنه می رود.
نمایش «عاشقانهها» با نویسندگی مشترک محمد چرمشیر و بهمن عباسپور و طراحی و کارگردانی شهرام گیل آبادی، اجراهای خود را از آخرین روز بهار در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد آغاز کرده است. در این نمایش امیر عظیمی، حمیدرضا ترکاشوند، سیما تیرانداز، شقایق فراهانی و ژاله صامتی ایفای نقش میکنند و در بخشهایی از این اجرا، امیر عظیمی و حمیدرضا ترکاشوند خوانندگی و اجرای زنده دارند.
نمایش «چه کسی جوجه تیغی را کشت؟» هر شب ساعت ۱۸ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود. این نمایش بازی بهرام افشاری و همراهی تینو صالحی و تهیهکنندگی محمد قدس تا پایان تیر ماه میزبان علاقه مندان است.
کنسرت تئاتر «لکانطه» با کارگردانی مشترک ساقی عطایی و علی اصغری که پیرو شکایت مدیر یک رستوران با نام مشابه از «کافه لقانطه» به «کافه لکانطه» تغییر نام داد، هرشب ساعت ۲۱:۳۰ در سالن شماره ۲ تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود. در این نمایش که تهیهکننده آن حمیدرضا علینژاد و مجری طرح آن را نورالدین حیدری ماهر بر عهده دارد، امیر غفارمنش، مهدی یغمایی، فرزاد حسنی، حسین پورکریمی، فرنوش نیکاندیش و آذین رئوف ایفای نقش میکنند. همچنین مهدی یغمایی در این نمایش در نقش خواننده ایفای نقش میکند و به صورت زنده برای مخاطبان اجرا دارد.
محمد رحمانیان سال ۸۲ نمایشی را با نام «مرغ دریایی یا چخوف ساد» اجرا کرد. او در این ۱۹ سال نمایشهای متعدد دیگری را روی صحنه برد ولی همچنان گوشهای از ذهنش درگیر «چخوف ساد» دیگری بود. این هنرمند تئاتر حالا قصد دارد به دغدغه سالیان خود پاسخ گوید، گرچه مترجمان متعددی به ترجمه آثار چخوف پرداختهاند ولی رحمانیان برای اجرای نمایش «چخوف ساد» از ترجمههای سروژ استپانیان استفاده میکند.
این کارگردان برای اجرای این نمایش نیازمند فضای یک بیمارستان است و از آنجاکه به تازگی فضای بیمارستان امید در مجاورت پردیس تئاتر شهرزاد با عنوان «بوتیک تئاتر ایران» برای اجرای نمایشهای خاص مورد بهرهبرداری قرار گرفته است رحمانیان از ۲۰ تیرماه تازهترین نمایش خود را در همین مکان اجرا می کند. او همچون اغلب نمایشهای خود، طراحی صحنه را به محسن شاهابراهیمی سپرده و این طراح صحنه این روزها مشغول طراحی فضای این بیمارستان است تا در این اجرا به عنوان یک بیمارستان بیماران روانی مورد استفاده قرار بگیرد. فردین خلعتبری نیز برای این نمایش در حال ساخت موسیقی است. نمایش تازه رحمانیان در قالب کاری آفاستیج در کل فضا و تمام طبقات این این بیمارستان اجرا خواهد شد.
نمایش «دَرهَمتَنیدگی» داستان آدمهایی است که درباره رازهای وحشتناک زندگی خودشان حرف میزنند، این نمایش به کارگردانی احسان گودرزی هرشب ساعت ۱۹:۳۰ در سالن شماره ۲ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه میرود. احسان گودرزی، نمایشهایی همچون «مثل شلوار جین آبی»، «آهواره» و «اسلحه ناموس منه» را در کارنامه کارگردانی خود دارد.
بازیگران نمایش ۷۰ دقیقهای «دَرهَمتَنیدگی»، خاطره حکیمی و احسان گودرزی هستند.
«بک تو بلک» به کارگردانی سجاد افشاریان که پر مخاطب ترین تئاتر سال ایران لقب می گیرد با حضور بیش از شصت هزار مخاطب در ۶ ماه، ۲۳۳ اجرا و فروش نزدیک به هفت میلیارد تومان در تئاتر شهرزاد به پایان رسید.
نمایش «برگشتن افتخار آمیز مردان جنگی» به نویسندگی شهرام احمدزاده و کارگردانی حسین شهبازی از روز یکشنبه ۵ تیر ماه در سالن شماره ۲ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه رفته است. ابوالفضل جمشیدی، محسن جلالی راد، امیر عباسی، آیدا سرمست، ناصر عزتی، اشکان دلاوری، عارف عباسی، فرشته آلوسی، نصیر ساکی، علی یعقوبی، نیلوفرحسنی، حامد پورمحمد، محمود صفری تعدادی از بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش میپردازند.
نمایش «بوکسور» به نویسندگی و کارگردانی شهاب مهربان از ۵ تیر در سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است و داستان ابراهیم دولابی معروف به ابی کلی را روایت می کند که طی تصادفی مشکوک در تیر ماه ۱۳۵۶ به قتل میرسد تا با مرگ او رازی مگو برای همیشه در خانواده وی پنهان بماند.
وحید خوش اقبال، جواد پولادی، وحید منتظری، فاطیما بهارمست، میثم نوروزی و علی حسین زاده در این نمایش ایفای نقش می کنند.
نمایش «سبکی» به نویسندگی و کارگردانی داریوش علیزاده و بازی محمدرضا محمدپور، کیوان احمدی، مرتضی مرادی، الناز فرجی، الهام احمدی و علی غفاری درباره رابطه پسری با پدر و پدربزرگاش است و چالش میان آنها، داستان این اثر را پیش میبرد.
«مونوپلژی» به نویسندگی و کارگردانی علی حاجی ملاعلی از ۵ تیر در سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه رفته است. نسیم بهادری، یگانه کلانتر، ابوالفضل گرجی نژاد، ستاره دهقانی، علی خورشیدی، سارا قاسمی در این نمایش ایفای نقش می کنند.
نمایش «پاهای خانم هزارپا» با این پیام که «گاهی حیات و در امان ماندن از بلایا وابسته به آن چیزی است که نقص خود یا گروهی از موجودات میدانیم» در تئاتر شهرزاد روی صحنه است. «پاهای خانوم هزارپا» تئاتری شاد، موزیکال و آموزشی در گروه سنی کودک ۴ تا ۱۲ سال است که این شبها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه میرود.
نمایشی با اجرای هنرمندان ناشنوا و توانیابان جسمی-حرکتی توانسته طی ۲ هفته اجرا رضایت مخاطبان کودک ونوجوان را به دست آورد و اجراهای خود را هر روز ساعت ۵ عصر تمدید کند.
مهدیحسینینیا، نازنین کریمی و سام درخشانی به «مانش» کیومرث مرادی پیوستند
به گزارش تئاتر آنلاین، کیومرث مرادی تئاتر جدید خود با نام «مانش» را با ترکیبی متفاوت متشکل از مهدی حسینینیا، نازنین کریمی و سام درخشانی روی صحنه میبرد.
مرادی برای نخستین بار با این بازیگران همکاری میکند تا با ترکیبی متفاوت تازهترین اثر خود را برای اجرا آماده کند.
تئاتر«مانش» بر اساس نمایشنامه «اهالی کاله» نوشته پیام لاریان برای اجرا آماده شده و قرار است از نیمه تیر در پردیس تئاتر«شهرزاد» روی صحنه برود.
کیومرث مرادی بعد از سه سال دوری از عرصه تئاتر با کارگردانی نمایش «مانش» به صحنه برمیگردد.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مشاور رسانهای پروژه، کیومرث مرادی که آخرین حضورش در تئاتر به کارگردانی نمایش «مرغ دریایی من» به سال ۱۳۹۸ برمیگردد بعد از سه سال دوری از صحنه، قرار است نمایش «مانش» را روی صحنه ببرد.
مرادی نمایش «مانش» را براساس نمایشنامه «اهالی کاله» نوشته پیام لاریان کارگردانی میکند و قصد دارد اجرای آن را از نیمه تیرماه در پردیس تئاتر «شهرزاد» شروع کند.
وی تاکنون نمایشهایی چون «شکلک»، «افسون معبد سوخته»، «خواب در فنجان خالی»، «نامههایی از خاور میانه»، «مرغ دریایی من» و … را کارگردانی کرده است.
نمایش «خواب در فنجان خالی» نوشته نغمه ثمینی و کارگردانی کیومرث مرادی از جمله نمایشهای خاطره انگیز اوائل دهه ۸۰ به حساب میآید که همچنان در یاد علاقهمندان به تئاتر باقی مانده است.
تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذنزاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالنهای تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطرهانگیز و پرمخاطب.
شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهههای ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.
از این رو در گروه هنر تئاتر آنلاین تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمعآوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.
در شانزدهمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «خواب در فنجان خالی» نوشته نغمه ثمینی و کارگردانی کیومرث مرادی رفتهایم.
نمایش «خواب در فنجان خالی» بهمن ماه ۸۱ در قالب بیستمین جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفت و در خرداد و تیر ۸۲ اجرای عمومی خود را در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر آغاز کرد. خوش درخشیدن نمایش در جشنواره تئاتر فجر باعث شد «خواب در فنجان خالی» در اجرای عمومی نیز مورد استقبال زیادی از جانب مخاطبان قرار گیرد.
نغمه ثمینی و کیومرث مرادی در سالهای گذشته تجربیات موفقی در مقام نویسنده و کارگردان با یکدیگر داشتهاند که میتوان به «ژولیوس سزار به روایت کابوس»، «مرگ و شاعر»، «خانه»، «رازها و دروغها»، «افسون معبد سوخته»، «شکلک» و «خواب در فنجان خالی» اشاره کرد.
داستان نمایشنامه «خواب در فنجان خالی» در هشت تابلو روایت میشود. فرامرز و مهتاب زوجی عکاس و پرستار که بازمانده از تبار قاجار هستند و تنها وارث این خاندان به شمار میآیند در انتظار مرگ عمه پدربزرگ شان (آقاعمه / ماه لیلی) که زنی ۱۲۰ ساله است، هستند تا بعد از مرگِ او به تقسیم ارث که شامل خانه اجدادی است، بپردازند و طبق قراری که سالها قبل در هنگام ازدواجِ صوری شان گذاشتهاند از یکدیگر جدا شوند، اما بر اثر یک اتفاق نادر پزشکی (سارماکوپندی) آقاعمه بعد از مرگ دوباره جان میگیرد و از آن به بعد در هر پرده جوانتر از پرده پیش ظاهر میشود و گذشته خویش را از طریق قرینه سازیِ موقعیت زوجِ امروزی و گذشتگان خانواده باز میگوید.
نمایشنامه از نظر ساختاری و شیوه روایت داستان بر تکرار تاریخ و بازی با زمان بنا شده است اما به جای استفاده از تکنیک فلاش بک به رئالیسم جادویی روی آورده و به شیوه جریان سیال ذهن گذشته در زمان حال حاضر میشود و در واقع به همپوشانی گذشته و حال میپردازد.
به اعتقاد نغمه ثمینی شخصیتهای این نمایش در دورهای با یک تقدیر تاریخی روبرو میشوند و چون نسبت به آن آگاه نیستند، به گونهای در برابر آن تسلیم میشوند اما زنده شدن پیرزن ثابت میکند که میشود بر این تقدیر تاریخی هم فائق آمد یعنی ادامه داستان، تکرار دوباره شرایط نیست…
در این نمایشنامه نغمه ثمینی علاوه بر پرداختن به مفاهیم مختلف با زیرکی به رگههایی از مردسالاری در جامعه ایران نیز کنایه زده است؛ عمارت اشرافی این نمایشنامه را میتوان نمادی از جامعه ایران دانست که مردانش اگر چه در ظاهر بهدنبال آزادی در جامعه هستند اما در پس ذهن خود و در خلوت خانه همچنان علاقه مند به برقراری نظامی مردسالار هستند که در آن کسی جز خودشان تصمیم گیرنده نباشد.
علاوه بر جذابیتهای نمایشنامه، شیوه کارگردانی، هدایت بازیگران، میزانسن و فضاسازیهای کیومرث مرادی در مقام کارگردان که میتوان آن را یکی از بهترین کارهایش در همکاری با ثمینی به حساب آورد، طراح صحنه پیام فروتن که به درستی در خدمت فضای رئال / رئالیسم جادوئی اثر بود و بازیهای تاثیرگذار و در خدمت متن پانتهآ بهرام در نقش آقاعمه، احمد ساعتچیان در نقش فرامرز / فرامرزخان، مریم کاظمی در نقش مهتاب / ماهرخ باعث شده با وجود گذشت سالها از اجرای نمایش همچنان شیوه اجرایی و فضاسازی جذاب اثر در ذهن مخاطبان باقی بماند.
در همین راستا احمد ساعتچیان بازیگر این اثر نمایشی در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره حضورش در این نمایش و همکاری با کیومرث مرادی و نغمه ثمینی عنوان کرد: برای پرداختن به چگونگی حضورم در نمایش «خواب در فنجان خالی» باید به عقب تر و زمستان سال ۷۸ برگردم؛ زمانی که کیومرث مرادی مشغول کار روی «هشتمین سفر سندباد» بهرام بیضایی به عنوان پایان نامه فوق لیسانسش بود که من در آن نمایش بازی کردم و این اولین همکاری ما بود. این نمایش سال ۷۹ نیز اجرای عموم داشت. از آنجا به بعد ما که همگی همدورهایهای دانشکده بودیم گروه تئاتر «تجربه» را شکل دادیم و شروع به کار کردیم.
وی ادامه داد: نغمه ثمینی تحت تاثیر سفری که همان سالها به ژاپن داشت نمایشنامه «افسون معبد سوخته» را نوشت که اجرا شد و بعد از آن نمایش «رازها و دروغها» به صحنه رفت و در ادامه این ۲ اثر، «خواب در فنجان خالی» را نوشت که اجرای بسیار موفقی بود و از طراحی صحنه پیام فروتن گرفته تا طراحی لباس آوا عربشاهی و بازی بازیگران و کارگردانی و متن اثر درخشانی از کار درآمد که دلیل این موفقیت را میتوان در عقبه، تجربیات و شناختی جستجو کرد که گروه پیش از این با هم داشتند و یکی از مهمترین عناصر پیوند دهنده این گروه حضور نغمه ثمینی به عنوان یک درامنویس متعهد بود چون در تمام تمرینها حضور مییافت و نظرات خودش را با ما در میان میگذاشت و پذیرای ایده بقیه اعضای گروه نیز بود. تا جایی که به یاد دارم متن نمایشنامه نیز قبل از تمرین تا حدود زیادی شکل گرفته بود و شاید در تمرینها تغییراتی داشت که با همفکری که ثمینی و مرادی با هم داشتند کامل شد.
وی درباره تداوم فعالیت گروههای تئاتری که این روزها دیگر کمتر نشانی از آن در تئاتر یافت میشود، بیان کرد: در آن دوران خیلی چیزها میتوانست تداوم داشته باشد که حالا دیگر ندارد. مسایل مالی از اهمیت زیادی برخوردار است از طرف دیگر گروههایی که به صورت منسجم کار میکنند، نیاز به حمایت دارند. همچنین مسایل و اختلافات درون گروهی هم یکی از مواردی است که باعث از هم پاشیدن گروهها میشود چون میبینیم که خیلی وقتها در گروه منیت به وجود میآید در حالی که به عنوان نمونه قرار نیست منِ بازیگر حتماً در همه کارها نقش اصلی را بازی کنم بلکه میتوانم در کنار گروه باشم، پیشنهاداتم را مطرح کنم و یا هر کار دیگری که از دستم برمیآید انجام دهم. هر نمایشی حتی ۱۰۰ شب هم که بخواهد اجرا برود بالاخره یک روز به پایان میرسد اما درنهایت این رفاقتها است که ماندگار میشود. ما در گروه تئاتر «تجربه» دوستیهای خوبی داشتیم که تا الان هم ادامه دارد اما شرایط کاری هرکداممان باعث شد که در سالهای اخیر نتوانیم کار مشترکی با هم داشته باشیم.
این بازیگر تئاتر افزود: بخش عمدهای از این نمایش در زیرزمین معروف منزل پانتهآ بهرام شکل گرفت که نمایشهایی زیادی در آنجا تمرین شد. آن زمان هرکدام از ما سر کارهای مختلفی بودیم و فقط شبها وقت آزاد داشتیم که در زیرزمین جمع میشدیم و تمرین میکردیم.
بازیگر نمایش «هیولاخوانی» درباره شیوه نگارش نغمه ثمینی یادآور شد: نغمه ثمینی اشراف بسیار خوبی نسبت به کاراکترهای زن دارد و من این نکته را همیشه به خودش نیز گفتهام چون شخصیتهای زن را بسیار کامل و درست مینویسد اما در این میان کاراکترهای مردش نسبت به زنان فشرده میشوند. ثمینی فردی بسیار احساسی است از این رو معتقدم نسخه اول متنهایش درست ترین و کاملترین آثارش هستند. من رکوردار بازی در نمایشنامههای نغمه ثمینی هستم و غیر از آثاری که از او به کارگردانی کیومرث مرادی بازی کردهام میتوانم به «سه جلسه تراپی» افسانه ماهیان، «دوشس ملفی» محمد رضایی راد، «هیولا خوانی» محمد یعقوبی و … اشاره کنم. همیشه پیشنهاد بازی در متنهای ثمینی را به اصطلاح «روی هوا میزنم» چون قلمش را به خوبی میشناسم. از طرف دیگر او یکی از باظرفیت ترین نمایشنامه نویسان ماست و با گروه تعامل بسیاری دارد و کار گروهی را خیلی خوب بلد است.
ساعتچیان درباره مفاهیم مستتر در نمایش و نقشی که ایفا میکرد، نیز گفت: نقش فرامرز در این نمایش کنایهای بر شرایط اجتماعی، سیاسی زمانه خودش است. در اوایل دهه ۸۰ در زمان تحولات دوران اصلاحات قرار داشتیم، روزهای خوب تئاتر که میشد درباره خیلی چیزها نوشت و اجرایشان کرد. نمایش علاوه بر اینکه نقدی بر شرایط روز داشت دوران قاجار را هم به نقد میکشید.
بازیگر نمایش «خانه» یادآور شد: نقش فرامرز / فرامرخان یکی از سختترین نقشهایی بود که تا امروز بازی کردهام و چون برای اولین بار بود که روی صحنه جان میگرفتند این سختی برای من در عین لذت بخش بودن، بیشتر نیز شده بود. در کلاسهای بازیگریام به جز مونولوگ های شناخته شده دنیای نمایش یکی از مونولوگ های که همیشه در کلاس با هنرجوها رو آن کار میکنم مونولوگ فرامرز در تابلو هفتم نمایش است که در حال تلفنی حرف زدن با سردبیر روزنامهاش است. در این مونولوگ چندین حس مختلف به صورت همزمان وجود دارد که تجربه بسیار جذابی برای یک بازیگر به حساب میآید.
این هنرمند با اشاره به خاطرهای که از این اجرا داشته است، گفت: یکی از خاطراتی که همچنان در ذهنم باقی مانده مربوط به صحنه پایانی نمایش است که مسموم شدن فرامرز دیزالو میشود به مسمومیت فرامرزخان کاشف میرزایی در گذشته. من یک سال قبل از این نمایش در نمایش «کرگدن» وحید رهبانی بازی کرده بودم و در آنجا شکل تبدیل شدنم از یک انسان به کرگدن شبیه همین صحنه پایانی «خواب در فنجان خالی» بود و احساسم این بود که در این صحنه نیز در حال یک استحاله هستم.
وی ادامه داد: در طول سالها فعالیتم به عنوان بازیگر تنها چند نمایش است که همچنان دیالوگها و مونولوگ هایش را از حفظ هستم که «خواب در فنجان خالی» یکی از آنهاست. یکی از دیالوگهایی که همچنان حفظ هستم دیالوگ فرامرزخان بود که میگفت: «کدام مشروطه طلبی؟ به عقده پا به پا دویدن با شما اگر نبود، من شازده قجری کی میدانستم ملت با ت است یا ط؟! حالا هم که شکرخدا تقش درآمده و عدالت خانه را به توپ بستند و ما هم شدهایم تنبان عثمان، تبعیدی و سرگردان. تاوانش را که میدهد. شما؟»
وی در پایان صحبتهایش اظهار کرد: آن زمان آقای بیضایی برای نمایش «شب هزارو یکم» به دنبال بازیگر بود و من هم برای تست دادم نزد ایشان رفتم و همین مونولوگ را اجرا کردم. آقای بیضایی وقتی فهمید این مونولوگ نمایشی است که در حال اجراست تعجب کرد و چند روز بعد هم به تئاتر شهر آمد و نمایش ما را دید. من نتوانستم در نمایشی با آقای بیضایی همکاری داشته باشم اما ایشان همیشه در مقام تماشاگر و منتقد، پیشنهادات خیلی خوبی نسبت به بازی ام داشت که من را خوشنود میساخت.
فراهم کردن شرایط مناسب برای تولید تلهتئاتر و تئاترآنلاین از جمله امکاناتی بود که دولت در زمان کرونا میتوانست روی آن تمرکز کند اما تنها شاهد فعالیتهای جسته و گریخته در این زمینه بودیم.
تئاتر آنلاین -گروه هنر- آروین موذنزاده: با اعلام تعطیلی یک هفتهای همه فعالیتهای فرهنگی و هنری در اسفند ماه ۹۸، شاید کمتر کسی تصورش را میکرد که این وضعیت تا نزدیک به دو سال ادامه دار شود و تا امروز که خرداد ۱۴۰۰ هم رو به پایان است ۱۵ ماه از آن زمان گذشته، همچنان همه چیز بلاتکلیف باقی مانده باشد.
در طول یک سال و سه ماه گذشته در مقاطعی فعالیتهای تئاتری به طور موقت از سر گرفته شدند اما این فعالیتها مدت زیادی به طول نینجامیده است و با بحرانی شدن وضعیت گسترش بیماری کرونا مجدد سالنهای تئاتری تعطیل شدهاند.
حالا و در روزهایی که همه تریبونها در اختیار شعارهای غالباً اقتصادی نامزدهای تکیه بر مسند هدایت دولت سیزدهم قرار دارد و کمتر رد و نشانی از برنامه، دغدغه و حتی شعاری از جنس فرهنگ و هنر است، بازخوانی یکی از مهمترین غفلتها در حوزه تئاتر شاید بتواند نگاه دولتمردان آینده را به وضعیت بحرانی این حوزه جلب کند.
بلاتکلیفی هنرمندان تئاتر به دلیل نبود مدیریت بحران
شروع پاندمی کرونا نه تنها فعالیتهای تئاتری در ایران بلکه در همه کشورهایی دیگر جهان را هم با بحران مواجه کرده و باعث تعطیلی سالنهای تئاتری و فعالیت گسترده هنرمندان و همچنین به تعویق افتادن و یا تعطیلی جشنوارههای مختلف تئاتری در همه جای دنیا شده است اما شاید این تعطیلی در ایران تاثیرگذارتر و بحرانیتر از سایر کشورهای جهان باشد چون در تئاتر ایران بی برنامگی و نداشتن مدیریت بحران هنرمندان تئاتر را در بلاتکلیفی نگه داشته است.
بسیاری از اهالی تئاتر در طول این مدت از شغل اصلیشان که تولید تئاتر بوده است و البته جزو مشاغلی هم است که از طرف دولت به رسمیت شناخته نمیشود، دور افتادهاند و جدا از مشکلات روحی و روانی از لحاظ وضعیت ارتزاق و معیشت هم با مشکلات عمدهای روبرو شدهاند.
آن دسته از هنرمندانی هم که جسارت این را داشتند که در طول این ۱۵ ماه اثری را آماده اجرا کنند به دلیل اوج گرفتن مدام بیماری و توقفهای پیایی نمایشهایشان با ضررهای مالی، از دست دادن بازیگران به دلیل حضورشان در پروژههای دیگر، نداشتن انگیزه برای اجرای دوباره و… روبرو شدند و آن تعدادی هم که موفق شدند نمایششان را در یک بازه زمانی به صورت کامل به صحنه ببرند در بیشترین استقبال ممکن از سوی مخاطبان هر شب تنها نیمی از ظرفیت سالن را در اختیار داشتند تا اجرایشان را با حداقل درآمد به پایان ببرند و تنها دلخوش به کمک هزینه اندکی بودند که برای اجرای نمایش به آنها وعده داده شده است.
در حالی که میدانیم در کشورهای دیگر دنیا تئاترها کاملاً تعطیل شده و دولت کمکهایی را به هنرمندانش برای جبران خسارتی که به آنها وارد آمده، پرداخت کرده است نه اینکه هنرمندان در بلاتکلیفی و شش و بش باز شدن یا نشدن سالنهای تئاتری به سر ببرند و به جای حمایت برای از دست ندادن نوبت اجرا و یا اندکی درآمد که باعث نفس کشیدن موقتی شان شود مجبور به روی صحنه رفتن با تمامی مشکلاتی که میدانیم این بیماری واگیردار برای مردم به وجود میآورد، شوند.
تلاشهای بخش دولتی برای استفاده از ظرفیت فضای مجازی تنها معطوف به برگزاری جشنوارههای زیرمجموعه دولت و نمایش آفلاین این آثار شده است این تعطیلات اجباری میتوانست مدیران فرهنگی کشور را به فکر جایگزین موقتی برای تئاترهای صحنهای بیندازد و با توجه بیش از پیش مردم در سالهای اخیر به فضای مجازی یکی از راه کارهای پیش رو حمایت از اجرای نمایشهای آنلاین و تولید تله تئاترهایی بود که خود هنرمندان بارها در گفتگوهایشان بر علاقه و استقبال از آن تاکید داشتند. متاسفانه در طول ۱۵ ماه گذشته بخش دولتی تلاشی برای استفاده از این ظرفیت نکرد در حالی که این پاندمی میتوانست برای مدیران ما تبدیل به فرصتی شود تا حداقل در سال پایانی دولت، توانایی، دغدغهمندی و تلاش برای ارتقای وضعیت معیشتی هنرمندان و توجه به رویکردهای نوین در هنر را به رخ مدیران بعدی خود بکشند اما به نظر میرسد این مدیران تصورشان این است که تنها بیلان کاری معتبری که میتوانند رویش مانور دهند تعدد اجراهای صحنهای در طول بحران کرونا و تاکید بر روشن نگاه داشتن چراغ تئاتر تنها از این طریق است.
تلاشهای بخش دولتی برای استفاده از ظرفیت فضای مجازی تنها معطوف به برگزاری جشنوارههای زیرمجموعه دولت و نمایش آفلاین این آثار شده است که در اولین گام جشنواره تئاتر «مقاومت» اقدام به نمایش آفلاین آثار شرکت کننده در جشنواره را کرد و در مرحله بعد با اعلام راه اندازی فاز نخست «تلویزیون تئاتر ایران» در زمستان سال ۹۹ این وعده داده شد که راه اندازی این پلتفورم مرجع کاملی برای ارائه مستندات تصویری تئاتر کشور خواهد بود و قرار است با هدف بهرهمندی از ظرفیتهای فضای مجازی برای ارائه آثار، «پروژه حمایت از تولید آثار برای عرضه در فضای مجازی» در دستور کار قرار گیرد.
استفاده از ظرفیت فضای مجازی؛ فرصتی که نادیده گرفته شد
در مراسم رونمایی از این سامانه قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی درباره دلایل راه اندازی این پروژه عنوان کرد: شیوع کرونا موجب شد تا در تدارک گسترش امکانات تئاتر باشیم و تلویزیون تئاتر ایران نیز در همین راستا راه اندازی شد. همچنین برای فازهای بعدی این پروژه از جمله سازوکارهای قانونی مربوط به عرضه آثار و استانداردهای ضبط با کیفیت فیلم نمایشها با همکارانمان در سازمان سینمایی وارد تعامل و گفتگو شدیم و تا این لحظه از حمایتهای همکارانمان در این سازمان بهره بردهایم.
با این وعده و وعیدها «تلویزیون تئاتر ایران» که بنا به گفته مجتبی حسینی معاون هنری وزارت ارشاد اسلامی به عنوان ارمغان ارزشمندی برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم به شمار میرود، همزمان با برگزاری سی و نهمین جشنواره تئاتر فجر فعالیت خود را آغاز کرد که در گام نخست با کاستیها و انتقاداتی در نمایش فیلم تئاترهای جشنواره تئاتر فجر هم همراه بود و مخاطبان برای دیدن آثار جشنواره با مشکلات نرم افزاری مختلفی روبرو شدند. اما در نهایت فعالیت «تلویزیون تئاتر ایران» با پایان جشنواره نمایش عروسکی تهران-مبارک نیز متوقف شد و اگر این روزها به این سامانه مراجعه کنید هیچ نشانی از فعالیت در آن یافت نمیشود. البته شنیدههایی مبنی بر مذاکره با گروههای نمایشی برای تبدیل آثارشان به صورت فیلم تئاتر و پخش این نمایشها از طریق «تلویزیون تئاتر ایران» به گوش میرسد که هنوز به مرحله پخش نرسیده اما میتواند توجیه مناسبی برای پرداخت سقف کمک هزینه به گروههایی باشد که در این شرایط روی صحنه میروند.
مدیران محافظه کاری که دست به عصا راه میروند
مدیران ما در طول ۱۵ ماه گذشته آنقدر محافظه کار بودند و ترجیح دادند که در این زمینه دست به عصا راه بروند که حتی خودشان نیز پرداختن به امکانات فضای مجازی را در اولویت برنامههایشان به عنوان یک امکان قرار نمیدادند و با وجودی که به دلیل گستردگی شدید بیماری در حوزههای دیگر هنری اغلب نشستهای رسانهای به صورت مجازی و با حداقل تعداد عوامل برگزار میشود اما مدیران و دبیران جشنوارههای مختلف تئاتری در طول یک سال اخیر ترجیح دادند نشستها و افتتاحیه و اختتامیه جشنوارههایشان را به صورت فیزیکی و با دعوت از رسانهها برگزار کنند و بعد از اعتراض خبرنگاران به این اقدام با حداقل اطلاع رسانی تعدادی از نشستها و مراسمها به صورت مجازی نیز پوشش داده شد که این مساله نشان دهنده نداشتن اعتماد به تاثیرگذاری فضای مجازی و علاقه مند به پر کرد سالن با حضور رسانههای تصویری و خبرنگاران با وجود خطر ابتلا به بیماری بود.
مدیران ما در طول ۱۵ ماه گذشته آنقدر محافظه کار بودند و ترجیح دادند که در این زمینه دست به عصا راه بروند که حتی خودشان نیز پرداختن به امکانات فضای مجازی را در اولویت برنامههایشان به عنوان یک امکان قرار نمیدادند در نهایت تمامی فعالیتهای جسته و گریخته تئاتری اعم از برگزاری جشنواره یا اجرای نمایشهای آنلاین و پخش فیلم تئاتر که در طول این مدت در فضای مجازی شکل گرفته به صورت خودجوش و از جانب خود هنرمندان بوده است و فعالیت منفعلانه سامانههایی چون «تلویزیون تئاتر ایران» نشان داد که نباید انتظاری از بخش دولتی در توجه به رویکردهای نوین اجرای تئاتر داشت. شاید تنها نهادی که در طول این مدت به صورت مداوم و بدون وقفه در طرحی با عنوان «نمایش نما» اقدام به پخش فیلم تئاترهایی برای کودکان و نوجوان کرد، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود که محصولات سالهای گذشته خود را به صورت رایگان به مخاطبان عرضه کرد.
البته از جانب برخی از هنرمندان تئاتر، مقاومتها و انتقادهایی نیز به تولید تئاترآنلاین -نه نمایشِ آنلاین فیلمها که کاملاً متفاوت با تولید اثری در چارچوب تئاترآنلاین است- به عنوان جایگزینی موقتی در این شرایط وجود داشت و اکثراً بر این مورد پافشاری داشتند که تئاترآنلاین را نمیتوان به عنوان مُسکن و خوراک فرهنگی به جامعه تزریق کرد که یکی از دلایل مخالفتشان نیز این بود که تئاتر با تماشاگر زنده هویت مییابد و تقابل مخاطب و بازیگران روی صحنه است که میتواند به صحنه جان ببخشد این انتقادات در حالی مطرح میشود که قرار نیست همان انتظاراتی را که از یک اجرای صحنهای داریم از یک نمایش آنلاین نیز داشته باشیم چون مناسبات اجرای این ۲ گونه با یکدیگر متفاوت است و علاوه بر انتخاب متفاوت متنی که برای یک نمایش آنلاین مورد توجه قرار میگیرد، نحوه کارگردانی، بازیگری، طراحی صحنه و لباس در کنار در اختیار داشتن امکانات مناسب فنی ضبط و پخش صدا و تصویر از اهمیت زیادی برخوردار است.
برخی دیگر از هنرمندان نیز معتقد بودند به هر حال اجرای تئاتر آنلاین و یا تله تئاتر نیز در شرایط امروز گستردگی بیماری کرونا خطرناک است و در وضعیتی که هنرمندان در اولویت دریافت واکسن قرار ندارند انجام چنین فعالیتهایی آسیبهایی بیشتر از نفعش دارد و دولت موظف است که در این شرایط بحرانی از هنرمندانش حمایت کند.
قطبالدین صادقی: لزوم تقویت زیرساختها برای اجرای تئاتر آنلاین
در همین زمینه قطبالدین صادقی نیز در گفتگویی درباره اجرای تئاتر به صورت آنلاین و لزوم تقویت زیرساختها به تئاتر آنلاین گفته بود: نباید در این زمینه شتابزده عمل کرد. در این شرایط نیز گروههایی دست به تولید تئاتر آنلاین زدهاند که اغلبشان خیلی حرفهای نیستند از همین رو اعتقادم بر این است که اگر قرار باشد تئاتر آنلاین داشته باشیم باید توسط گروههای بسیار حرفهای انجام گیرد تا قدرت تاثیر و جذابیت چنین اجراهایی پایین نیاید.
صادقی یادآور شده بود: نکته دیگر این است که باید امکانات فنی بسیار پیشرفتهای در اختیارشان قرار گیرد تا بتواند ضرر و زیان این ارتباط را جبران کند چون من اعتقاد راسخ دارم که هنر تئاتر یک هنر بی واسطه است و وابسته به ارتباط تنگاتنگ و نفس به نفس تماشاگران است به عنوان نمونه من برخی از نمایشهای خودم را که به صورت ضبط شده دیدم باورم نمیشد که این کارها را من به صحنه بردهام. حتی شاهد چند اجرای پیتر بروک از نزدیک بودهام و زمانی که اجرای ضبط شدهشان را دیدم واقعاً متعجب شدم چون این فیلم تئاترها یک دهم جذابیت اجرای زنده آثار او را نداشت. این اتفاق امری طبیعی است چون تئاتر یک مدیوم و وسیله بیان فرهنگی مجزاست و زمانی که در یک مدیوم دیگر برای عرضه قرار میگیرد باید دچار تغییر و تحولات اساسی شود.
از طرف دیگر هنرمندانی هم هستند که به اجرای تئاتر به صورت آنلاین به عنوان یک فرصت و کسب تجربیات جدید نگاه میکنند، هنرمندانی چون کیومرث مرادی و آریان رضایی از جمله اولین افرادی بودند که با شروع پاندمی کرونا و تعطیلی سالنهای تئاتری دست به تولید نمایشهای آنلاین زدند که تجربیات موفقی هم بودند.
کیومرث مرادی: تئاترآنلاین به مثابه یک کنش اجتماعی
در همین زمینه کیومرث مرادی در گفتگو با تئاتر آنلاین عنوان کرده بود: در جهت تحقق بخشیدن به این شعار که «تئاتر همواره زنده است» تصمیم گرفتم نمایشنامه مشهور «آنتیگونه» اثر سوفوکل را به صورت پرفورمنس و به شکل زنده پنجشنبه و جمعه اول و دوم آبان ماه در صفحه اینستاگرام خودم و تئاتر مستقل تهران اجرا کنم. اجراگر این پرفورمنس نیز خودم خواهم بود. بزرگترین هدف من از این کنش اجتماعی این است که اعلام کنم تئاتر همچنان زنده است و امید را برای جوانان تئاتری و مخاطبان این هنر حفظ کنم از همین رو این پرفورمنس به صورت رایگان به مخاطبان عرضه خواهد شد.
آریان رضایی نیز از اوایل سال ۹۹ دست به تولید چند اثر نمایشی بر بستر یکی از سامانههای مجازی زد که به عنوان اولین گامهای استفاده از این ظرفیت مود توجه مخاطبان نیز قرار گرفت. رضایی ابتدا نمایش «ارتباط تصویری» را به صورت آنلاین در فضای لایو اینستاگرام و در قالب فستیوال «ارتباط مجدد» اجرا و سپس به صورت مستقل نمایشهای «آقای شادی»، «خانم آنلاین» و «مرجان» را طراحی و کارگردانی کرد. آریان رضایی: شفافیت مالی برنامههایی که انجمن هنرهای نمایشی در همکاری با یک اپلیکیشن برگزار کرد، مشخص نیست و یا اینکه چه میزان بودجه صرف راه اندازی «تلویزیون تئاتر ایران» شده است که بدون مشورت با فعالان این حوزه فعالیت خود را آغاز کرد و در نهایت بازخورد مناسبی هم نداشت
این کارگردان تئاتر در گفتگویی درباره اجرای آنلاین نمایشها به عنوان جایگزین موقت تئاتر صحنهای در شرایط فعلی به تئاتر آنلاین گفته بود: متاسفانه در جامعه تئاتری ما همیشه نسبت به جریانهای نو، مقاومت وجود دارد و همین مساله باعث میشود اتفاقات دیرتر عملی شوند. من از ابتدای سال مطمئن بودم که حداقل تا پایان سال تئاتر نخواهیم داشت از این رو اجرای نمایشها به صورت آنلاین بهترین راهی است که میتوانیم ارتباطمان را با مخاطبان حفظ کنیم.
وی متذکر شده بود: این روزها ناامیدی در گفتگوهای رسانهای اهالی تئاتر و گله از بی پولی و حمایت نشدن موج میزند در حالی که میدانیم این حرفها کمکی نمیکند و در این ماههای پایانی دولت اتفاقی برای تئاتر نخواهد افتاد و تنها در کنار معضل کرونا، ناامیدی هم به جامعه تزریق میشود. معتقدم اجراهای آنلاین هم به اصطلاح «دهن کجی» به کسانی است که میخواهند تئاتر را تعطیل کنند و هم بهترین راه برای ادامه فعالیت در شرایط موجود. امیدوارم گروههای دیگر تئاتری نیز از این طرح استقبال کنند و شاهد استمرار این نوع از اجراها باشیم.
البته این گفتگوی رضایی مربوط به آبان ۹۹ میشود اما اجرای نمایش «مرجان» آخرین تجربه این کارگردان در فضای مجازی بود و وی در آخرین گفتگویی که با تئاتر آنلاین داشت به دلیل حمایت نشدن و بی علاقگی مدیران نسبت به اجرای تئاتر آنلاین از فعالیت در این زمینه دلسرد شده و این روزها ترجیح میدهد در زمینه نگارش فیلمنامه فعالیت داشته باشد.
آریان رضایی: انگیزه و انرژی که ناکام ماند
وی در تازهترین گفتگویش با تئاتر آنلاین درباره دلسردیاش از تئاتر و ضعفهای «تلویزیون تئاتر ایران» گفته است: متاسفانه از ناکارآمدی مدیریت تئاتر دلسرد و ناامید شدهام و فعلاً انگیزهای برای تئاتر کار کردن ندارم مگر نوشتن دربارهاش. در مدیریت دولتی تئاتر ما نبود شفافیت وجود دارد به این ترتیب که مدیران ما به جای سرمایهگذاری و حمایت از هنرمندان پروژههایی را تعریف میکنند که شفاف نیست. برای نمونه شفافیت مالی برنامههایی که انجمن هنرهای نمایشی در همکاری با یک اپلیکیشن برگزار کرد، مشخص نیست و یا اینکه چه میزان بودجه صرف راه اندازی «تلویزیون تئاتر ایران» شده است که بدون مشورت با فعالان این حوزه فعالیت خود را آغاز کرد و در نهایت بازخورد مناسبی هم نداشت و با مشکلات عدیدهای در پخش آنلاین نمایشها در جشنواره تئاتر فجر روبرو بودیم. چرا به جای حمایت از هنرمندان تئاتر در این شرایط، برنامههای غیرشفاف تعریف میکنند. این بی برنامگی و غیرشفاف بودن اعتماد را از هنرمندان ما گرفته است.
مونا فرجاد نیز از جمله هنرمندانی است که این روزها به صورت شخصی و خودخواسته مونولوگهای کوتاهی را بر اساس ادبیات عامیانه ضبط میکند که هر هفته از صفحه شخصیاش در فضای اینستاگرام برای مخاطبان به اشتراک گذاشته میشود و در این مدت کوتاه توانسته مخاطبان زیادی را به خود جذب کند. فرجاد بدون امکانات در منزل شخصیاش، با دوربین موبایل و گاهی همراهی یک نوازنده، دست به تولید «تک گوییهای زنانه بر اساس حروف الفبا» زده است؛ اجرایی که تنها بر خلاقیت فردی و مونولوگ های متنوع و کوتاه که توسط یکی از دوستان نویسندهاش نوشته میشود، استوار است. این قطعات نمایشی را شاید از لحاظ اصولی نتوان جزو تئاتر آنلاین به حساب آورد چون این ویدئوها از قبل ضبط شده و بعد به صورت آفلاین منتشر میشوند و مخاطبان نمیتوانند به صورت زنده کنشهای بازیگر را جلوی دوربین دنبال کنند و از زیرساختها و تجهیزات حرفهای که لازمه ضبط یک نمایش آنلاین یا حتی فیلمتئاتر است نیز برای ضبط این مونولوگ ها استفاده نمیشود اما همین تلاش در شرایط کرونا زده تئاتر میتواند به عنوان نقطه امیدی برای چنین فعالیتهایی در فضای مجازی از جانب هنرمندان تبدیل شود.
بخش دولتی پشت گروههای تئاتری بایستد
فرجاد در گفتگو با تئاتر آنلاین در پاسخ به اینکه آیا مدیریت دولتی باید به این فعالیت نوظهور در ایران ورود و از هنرمندان حمایت کند، عنوان کرد: چه بهتر که مدیریت دولتی به این فضا ورود و از لحاظ مالی از هنرمندان حمایت کند یا حداقل امکاناتی مثل استودیو و دوربین و تجهیزات فنی را در اختیارشان قرار دهد چون خود هنرمندان به تنهایی نمیتوانند امکانات ضبط و تولید آثار را تامین و به تئاترآنلاین به عنوان فضایی برای کسب درآمد فکر کنند مگر اینکه به بخش بازرگانی و چگونگی جذب سرمایه اشراف داشته باشند که باز هم فکر میکنم در شرایط اقتصادی این روزها کار بسیار مشکلی است یا اینکه ارگانها و نهادهایی باشند که دغدغه فرهنگی دارند و بخواند در این زمینه سرمایه گذاری کنند. به هرحال اتفاق خوبی میافتد که بخش دولتی پشت گروههای تئاتری بایستد و از آنها حمایت کند.
به گفته فرجاد هیچگاه تئاتر آنلاین نمیتواند جایگزین تئاتر در صحنه باشد اما در شرایط این روزهای تئاتر، میتوان به عنوان امکانی برای زنده نگاه داشتن و نفس کشیدن در فضای تئاتر از آن استفاده کرد. همچنین اتفاقی خوبی است اگر بخش خصوصی مانند حوزه سینما و برخی آثار تصویری بتواند به عنوان اسپانسر به این اتفاق ورود کند و به عنوان نمونه امکانی فراهم شود تا بتوان در پلتفورم های مختلف اقدام به نمایش تئاترهای آنلاین همراه با بلیت فروشی کرد.
به جز پرداختن به تئاتر آنلاین به عنوان یکی از گزینههای پیش رو در شرایط بحرانی کرونا، تولید تله تئاتر به عنوان یکی از دغدغههای هنرمندان تئاتر که در طول سالهای گذشته و جدا از بحران کرونا همواره جزو مطالباتشان بوده است و اکثراً برای تولید چنین محصولاتی اعلام آمادگی کردهاند نیز مسالهای مورد توجه است. البته به نظر میرسد بحث تولید تله تئاتر به شیوهای که در دهه ۷۰ و ۸۰ در تلویزیون باب بود از طرف مدیران رسانه ملی به کل منتفی است و در این زمینه باید به گزینههای دیگری فکر کرد که یکی از همین گزینهها میتوانست استفاده از قابلیتهای «تلویزیون تئاتر ایران» باشد که تا امروز نادیده گرفته شده است.
ایرج راد: مذاکرات بی نتیجه با رسانه ملی برای تولید تله تئاتر
ایرج راد رییس هیات مدیره خانه تئاتر نیز در این زمینه به تئاتر آنلاین گفته بود: در شرایط امروز که امکان اجرای تئاتر صحنهای تقریباً به صفر رسیده است بهترین موقعیت برای تولید تئاتر و پخش آن از طریق مدیومهای تصویری است تا تئاتر بتواند ارتباط خود را با تماشاگرش حفظ کند. اگر تلویزیون در این زمینه حمایتهای لازم را انجام دهد میتواند بهترین موقعیت و فرصت را برای هنرمندان و علاقه مندان به تئاتر به وجود بیاورد.
این هنرمند تئاتر با اشاره به مذاکراتی که طی سالیان گذشته با مدیران سازمان صداوسیما برای تولید تله تئاتر شده است، توضیح داده بود: از سه دهه پیش و زمان ریاست علی لاریجانی بر صداوسیما پیگیر تولید تله تئاتر در سازمان بودیم و حتی با دکتر علی رفیعی هم ملاقاتی با آقای لاریجانی داشتیم و موافقتهایی هم در این زمینه صورت گرفت و قرار بر این شد که شبکه چهار سیما متولی تولید تله تئاترها باشد و بعد تئاترهایی را که ضبط میکند براساس اهداف هرکدام از شبکهها در اختیارشان قرار گیرد. حتی در زمان عزت الله ضرغامی نیز این طرح پیشنهاد شد و در سالهای اخیر هم با وجودی که نتوانستیم رودررو با مدیران سازمان صحبت کنیم در مصاحبهها و بیانیهها بر لزوم تولید تله تئاترها تاکید داشتهایم اما نمیدانم چرا این اتفاق که در مقطعی به جریان افتاده بود، میسر نشد و تلویزیون با اهالی تئاتر همراهی نمیکند.
داریوش مودبیان: پر کردن خلا نبود اجرای صحنهای با تولید تله تئاتر
همچنین در زمینه اهمیت تولید تله تئاتر داریوش مودبیان مترجم و کارگردان تئاتر که از هنرمندان فعال در عرصه تولید تله تئاتر نیز بوده است به تئاتر آنلاین عنوان کرده بود: تولید تله تئاتر از چند جنبه اهمیت دارد و میتواند به تئاتر صحنهای نیز کمک میکند. وقتی به تاریخ تئاتر رجوع میکنیم، میبینیم در زمان توقف تئاتر و به طور مثال در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ که تئاترها تعطیل شده و میسوزند و گروههای تئاتری از بین میروند ما با خلائی در تئاتر روبرو میشویم اما در سال ۱۳۳۸ شاهد هستیم که به پیشنهاد دکتر فروغ تئاتر تلویزیونی روی کار میآید.
وی افزود: آن زمان با امکانات محدودی این طرح شکل میگیرد و تئاترهای تلویزیونی به صورت زنده از تلویزیون پخش میشوند. شبهای چهارشنبه ۵ گروه تئاتری در اداره هنرهای دراماتیک کنار هم جمع میشوند و تئاترهای تلویزیونی را ضبط میکردند. این افراد جریانی را به وجود آوردند که به راه اندازی و رونق تئاتر صحنهای کمک زیادی کرد.
با توجه به بی علاقگی رسانه ملی در تولید تله تئاتر و همکاری نکردن با هنرمندان در این زمینه، مدیران تئاتری میتوانستند به فکر گزینههای دیگری باشند اما با وجود وعدههایی که زمان تاسیس «تلویزیون تئاتر ایران» در این زمینه داده شد همچنان شاهد حرکتهای خودجوش و گذرایی از جانب خود هنرمندان در تولید تله تئاتر و فروختن محصولاتشان به پلتفورم های خصوصی هستیم.
البته این روزها مردم با فاصله گرفتن از فضای انحصاری تولیدات تلویزیونی بیشتر از قبل جذب فضای مجازی و پلتفورم های پخش آثار تصویری شدهاند از این رو به نظر میرسد مدیران تئاتری میتوانند با تدبیر و برنامهریزی وارد مذاکره با چنین سامانههایی برای تولید تله تئاتر شوند و یا زیرساختها و امکانات تولید تئاترهای آنلاین را در اختیار هنرمندان علاقه مند قرار دهند تا حداقل در روزهایی که بحران بیماری و شرایط نابهسامان اقتصادی فشار روانی زیادی بر آنها وارد ساخته است، بتوانند تا اندازهای سرگرم شده و اندکی از لحاظ اقتصادی نفس تازه کنند.