برچسب: کمپانی دیزنی

  • ممنوعیت نمایش «دکتر استرنج» جدید در عربستان/ حضور شخصیت همجنس‌گرا

    ممنوعیت نمایش «دکتر استرنج» جدید در عربستان/ حضور شخصیت همجنس‌گرا

    اکران فیلم «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» به دلیل حضور یک شخصیت همجنس‌گرا در فیلم، در عربستان سعودی ممنوع شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ورایتی، فیلم «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» در عربستان سعودی و چند کشور عربی دیگر به دلیل حضور شخصیت همجنس‌گرا اکران نخواهد شد.

    عربستان اجازه اکران این فیلم را پس از اینکه دیزنی حذف این شخصیت را نپذیرفت نداد.

    این فیلم جدید به کارگردانی سم ریمی که دنباله فیلم قبلی «دکتر استرنج» مارول با بازی بندیکت کامبربچ در نقش شخصیت اصلی است، یک قهرمان اضافه بر فیلم قبلی دارد که خوچیتل گومز ۱۵ ساله نقشش را ایفا می‌کند و مانند کتاب‌های کمیک مارول شخصیتی همجنس‌گرا را ارایه می‌کند.

    بندیکت کامبربچ در این فیلم نیز در نقش دکتر استیون استرنج جادوگر اعظم ظاهر شده است. وی جراح مغز و اعصابی است که پس از سانحه رانندگی راهی سفری به کامارتاج برای بهبود خود شد و در این مکان عرفانی تحت تعلیم ریش سفید که جادوگر اعظم بود قرار گرفت و پس از مرگ وی به مقام جادوگر اعظم رسید و به شخصیت دکتر استرنج تبدیل شد.

    ادامه «دکتر استرنج» از ۶ ماه می در آمریکا اکران می‌شود و قرار بود در عربستان سعودی و دیگر کشورهای مجاور از ۵ می راهی سینماها شود.

    چندی پیش نمایش «ابدی‌ها» از کمپانی مارول به کارگردانی کلوئی ژائو نیز به همین دلیل و پس از اینکه دیزنی از حذف این صحنه از فیلم خودداری کرد، در عربستان و شماری از کشورهای عربی دیگر ممنوع اعلام شده بود.

    پیش فروش بلیت در عربستان، کویت و قطر متوقف شده ولی امارات عربی همچنان در حال فروش بلیت است و به نظر می‌رسد فیلم اجازه نمایش در آنجا را داشته باشد.

  • باب ایگر آخرین روز کاری‌اش را در دیزنی گذراند

    باب ایگر آخرین روز کاری‌اش را در دیزنی گذراند

    مدیرعامل پیشین دیزنی در آخرین روز کاری‌اش در این کمپانی عظیم از همه کسانی که با وی در این ۴۷ سال و نیم همراهی کرده بودند تشکر و با آنها خداحافظی کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از پیپل، باب ایگر که تا سال ۲۰۲۰ مدیرعامل دیزنی بود و پس از آن به عنوان مدیر خلاقیت‌ها با این کمپانی همکاری کرده بود تا قراردادش به اتمام برسد، دیروز جمعه آخرین روز کاری‌اش در این کمپانی را پشت سر گذاشت.

    وی که ۱۵ سال به عنوان مدیرعامل در این کمپانی خدمت کرد و در فوریه ۲۰۲۰ سمتش را به باب چاپک واگذار کرد به عنوان رییس خلاقیت در دیزنی باقی ماند تا در پایان سال ۲۰۲۱ قراردادش تمام شود.

    ۳۱ دسامبر (دیروز) که آخرین روز کاری وی بود، ایگر ۷۰ ساله تشکر بی‌پایان خود را از همه همکاران، کارمندان و خانواده‌اش ابراز کرد و به کار خود در این کمپانی خاتمه داد.

    وی در پیام خود از این دوره به عنوان سفر ۴۷ سال و نیمه با دیزنی یاد کرد که تقریباً همه عمرش را دربرگرفته است.

    این مدیر به تازگی در مصاحبه‌ای با ورایتی تاکید کرد که قصد همکاری با کمپانی دیگری را ندارد.

    ایگر گفت از یکم اکتبر ۲۰۰۵ که مدیرعامل دیزنی شد حتی یک روز به کاری غیر از این فکر نکرده و در هر حال مشغول انجام دادن کارهای این کمپانی بوده است.

    باب ایگر مدیری بود که کمپانی دیزنی را که در دهه ۱۹۲۰ تاسیس شده بود وارد دوره جدیدی از تولیدات فیلم و تلویزیون کرد و سرویس استریم دیزنی پلاس را راه‌اندازی کرد و همکاری با پیکسار و مارول را رقم زد.

    وی که زمانی به فکر نامزدی برای ریاست جمهوری بود تاکید کرد که سیاست جایی در آینده وی نخواهد داشت و از همه این مسایل عبور کرده است. وی افزود: با نگاهی به گذشته فکر می‌کنم کمی زیاده از حد ایده‌آلیست بودم و فکر می‌کنم واقعاً ساده‌لوحانه به توانایی‌هایم می‌نازیدم. در واقع باید بیشتر به شانس‌هایی که آوردم می‌نازیدم. زمانی گفته بودم به ریاست جمهوری فکر می‌کنم اما حالا از همه این مسایل گذشته‌ام.

  • معرفی نامزدهای جوایز آنی ۲۰۲۲/ نتفلیکس از دیزنی جلو زد

    معرفی نامزدهای جوایز آنی ۲۰۲۲/ نتفلیکس از دیزنی جلو زد

    نامزدهای جوایز آنی برای انتخاب بهترین فیلم‌های انیمیشن شب پیش معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ورایتی، با معرفی نامزدهای جوایز آنی ۲۰۲۲، انیمیشن بلند «رایا و آخرین اژدها» از دیزنی با کسب ۱۰ نامزدی پیشتاز کسب جوایز شد ولی نتفلیکس از نظر تعداد نامزدی در مجموع در راس سرویس‌های نمایش آنلاین در بخش انیمیشن قرار گرفت.

    به این ترتیب باید گفت سرمایه‌گذاری نتفلیکس در بخش انیمیشن بسیار خوب جواب داده زیرا این پخش کننده در چهل و نهمین دوره جوایز آنی در مجموع موفق به کسب ۵۲ نامزدی شده است و پس از آن دیزنی جای دارد که ۲۹ نامزدی از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی خود کسب کرده است.

    در این میان نتفلیکس ۹ نامزدی برای سریال انیمیشن «آرکین» که بر اساس بازی آنلاین «لیگ افسانه‌ها» ساخته شده کسب کرده است. فیلم پرطرفدار انیمیشن «میچل‌ها در برابر ماشین‌ها» از سونی پیکچرز نیز با ۸ نامزدی در مکان سوم جای گرفت. «انکانتو» یا «افسون» دیزنی نیز با کسب ۹ نامزدی یکی از مهم‌ترین انیمیشن‌های سال است.

    در بخش بهترین فیلم بلند انیمیشن، فیلم‌های «رایا»، «افسون»، «لوکا» از پیکسار، «میچل‌ها» و «آواز بخوان ۲» از ایلومینیشن نامزد دریافت جایزه شده‌اند.

    در بخش بهترین فیلم بلند مستقل نیز «زیبا»، «فرار کن»، «شانس به نفع لیدی نیکوکو است»، «پومپو سینمادوست» و «نشست خدایان» نامزد دریافت جایزه هستند.

    «رایا» علاوه بر اینکه در شاخه بهترین فیلم نامزد دریافت جایزه انی شده در بهترین شخصیت انیمیشن، طراحی شخصیت، طراحی صحنه، جلوه‌های ویژه، نویسندگی، تدوین، صداپیشگی، استوری‌بورد و موسیقی نیز نامزد دریافت جایزه است.

    «انکانتو» یا «افسون» در بخش‌های بهترین انیمیشن شخصیت، جلوه‌های ویژه، ترانه و موسیقی، استوری‌بورد، ۲ مورد صداپیشگی و تدوین هم نامزد شده است.

    مراسم اهدای جوایز برگزیدگان آنی ۲۶ فوریه ۲۰۲۲ برگزار خواهد شد.

  • برد پیت ستاره یک فیلم ماشین‌رانی می‌شود/ رقابت کمپانی‌ها برای پخش

    برد پیت ستاره یک فیلم ماشین‌رانی می‌شود/ رقابت کمپانی‌ها برای پخش

    هالیوود همیشه علاقه خاصی نسبت به فیلم‌های ماشین‌سواری داشته، مخصوصاً چون این ورزش می‌تواند جذبه بصری خاصی داشته باشد و در عین حال از ارزش درام بالا و شخصیت‌های کله‌شق و منطقی بهره ببرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از هالیوود ریپورتر، ظاهراً هالیوود هنوز عاشق ماشین‌های سریع است. یک پروژه جدید درباره ماشین‌های مسابقه‌ای که تعدادی چهره بزرگ به آن متصل هستند باعث شده استودیوها و استریمرها وارد نبردی شوند تا حقوق پخش آن را در مزایده ببرند.

    این پروژه هنوز عنوانی رسمی ندارد اما برد پیت قرار است ستاره آن باشد و جوزف کوزینسکی فیلمساز «تاپ گان: ماوریک» روی صندلی کارگردانی آن می‌نشیند.

    هنوز داستان دقیق فیلم مشخص نیست اما منابع آگاه می‌گویند لوییس همیلتون راننده افسانه‌ای بریتانیایی در این پروژه حضور دارد.

    جری بروکهایمر تهیه‌کننده کارکشته و ارن کروگر فیلم‌نامه‌نویس که در «ماوریک» با کوزینسکی همکاری کرده هم قرار است بخشی از این پروژه باشند که می‌تواند بلاکباستر بزرگ بعدی هالیوود باشد.

    به گفته منابع، استودیوهای پارامونت، ام‌جی‌ام و یونیورسال و همچنین استریمرهایی مانند نت‌فلیکس، اپل و آمازون تا به حال پیشنهادهایی برای خرید حقوق پخش این فیلم ارایه داده‌اند. حتی دیزنی که معمولاً از این جور رقابت‌ها کناره‌گیری می‌کند هم قصد دارد این پروژه را خریداری کند.

    پیت و کوزینسکی سال‌هاست که قصد دارند یک فیلم ماشین‌سواری رقابتی درست کنند. در سال ۲۰۱۳، پیت قصد داشت وارد پروژه «حسابی بران» شود که کوزینسکی می‌خواست آن را کارگردانی کند و تام کروز هم در آن حضور داشت. اما آن پروژه در نهایت تبدیل به «فورد مقابل فراری» با بازیگران و کارگردان کاملاً جدید شد.

    هالیوود همیشه علاقه خاصی نسبت به فیلم‌های ماشین‌سواری داشته، مخصوصاً چون این ورزش می‌تواند جذبه بصری خاصی داشته باشد و در عین حال از ارزش درام بالا و شخصیت‌های کله‌شق و منطقی بهره ببرد.

    این ورزش همچنین همیشه بازیگران هالیوودی را جذب خود کرده که شاید بهترین مثال آن‌ها استیو مک‌کویین باشد.

    در نهایت، با وجود اینکه تمام فیلم‌های این چنینی به موفقیت باکس آفیسی دست نیافته‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان از «راش» ساخته ران هاوارد نام برد، فیلم‌هایی مانند «فورد مقابل فراری» که موفق می‌شوند، هم باکس آفیس و هم فصل جوایز را به تسخیر خود در می‌آورند.

  • شصتمین انیمیشن دیزنی گیشه را گرفت/ شروع اکران فیلم «خانه گوچی»

    شصتمین انیمیشن دیزنی گیشه را گرفت/ شروع اکران فیلم «خانه گوچی»

    «افسون» جدیدترین انیمیشن دیزنی در حالی موفق شد که گیشه سینماهای آمریکا را از آن خود کند که فیلم جدید ریدلی اسکات با بازی لیدی گاگا نیز راهی سینماها شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ورایتی، انیمیشن «افسون» شصتمین انیمیشن تاریخ کمپانی دیزنی، با اکران در سینماهای آمریکا در تعطیلات شکرگذاری موفق شد تا صدر گیشه را به خود اختصاص دهد.

    این انیمیشن موزیکال که با بودجه ۱۲۰ میلیون دلاری ساخته شده و از چهارشنبه اکرانش را در ۳۹۸۰ سالن سینما شروع کرد، در روز نخست ۷.۵ میلیون دلار فروخت و در نهایت با فروش ۴۰.۳ میلیون دلاری در ۵ روز، اولین آخر هفته اکرانش را به پایان برد.

    به این ترتیب به صدرنشینی «شکارچیان روح: افترلایف» خاتمه داده شد و این فیلم رده دوم فروش را با فروشی ۲۴.۵ میلیون دلاری از آن خود کرد. هرچند نسبت به هفته فروش این فیلم کاهشی ۴۴ درصدی را تجربه کرد، اما بازهم فروشی قابل قبول را به نام خود ثبت کرد.

    با اکران فیلم جدید ریدلی اسکات یعنی «خانه گوچی» این فیلم در جایگاه سوم جدول فروش قرار گرفت و این موقعیت را با فروش ۱۴.۲ میلیون دلاری از نمایش در ۳۴۷۷ سالن سینما کسب کرد. این فروش بهترین افتتاحیه برای یک فیلم درام در دوران کرونا را از آن خود کرد.

    این فیلم که با بودجه ۷۵ میلیون دلاری ساخته شده با نمره «ب+» در سایت سینمااسکور از خریداران بلیت و با امتیاز ۶۱% از منتقدان در سایت راتن تومیتوز روبه‌رو شده است.

    «خانه گوچی» در بازار بین‌المللی نیز از نمایش در ۴۰ کشور ۱۲.۸ میلیون دلار کسب کرده است. در این میان سهم بریتانیا و ایرلند با فروش ۳.۴ میلیون دلاری بیشتر از بقیه بوده است.

    «ابدی‌ها» با فروش ۱۱.۴ میلیون دلار در فاصله چهارشنبه تا یکشنبه و «رزیدنت اویل» با فروش ۸.۸ میلیون دلار، فیلم‌های رده چهارم و پنجم گیشه‌های فروش در آمریکای شمالی بودند.

  • «زمانی برای مردن نیست» پرفروش‌ترین فیلم هالیوودی دوران پاندمی شد

    «زمانی برای مردن نیست» پرفروش‌ترین فیلم هالیوودی دوران پاندمی شد

    آخرین حضور دنیل کرگ در قالب جیمز باند در حالی همچنان موفق است که فیلم «گشت‌وگذار در جنگل» محصول تازه دیزنی در سینماهای چین اقبال چندانی نداشته است.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از هالیوود ریپورتر، «زمانی برای مردن نیست» تبدیل به پرفروش‌ترین فیلم هالیوودی دوران پاندمی در باکس آفیس بین‌المللی شده و از رقم ۵۴۹ میلیون دلار فروش قسمت نهم «سریع و خشمگین» عبور کرده است.

    بیست‌وپنجمین فیلم از مجموعه جیمز باند که این بار توسط کری فوکوناگا کارگردانی شده، دنیل کرگ را برای آخرین بار در نقش اصلی دارد. با وجود اینکه اکران این فیلم چند بار به خاطر کووید -۱۹ به تاخیر افتاد، این انتظار نتوانست عملکرد فیلم را به مخاطره بیندازد.

    «زمانی برای مردن نیست» تا به حال توانسته از فروش فیلم قبلی یعنی «اسکای‌فال» در ۱۸ بازار و از «اسپکتر» در ۲۲ بار پیشی بگیرد. این فیلم پرفروش‌ترین پروژه تاریخ استودیوی یونیورسال در بریتانیا، ایرلند، هلند و سوییس است.

    این فیلم در آخر هفته‌ای که گذشت اکران خود را در استرالیا هم آغاز کرد که آخرین بازار بزرگ باقی‌مانده است و توانسته فعلاً ۸.۲ میلیون دلار بفروشد که با فاصله زیادی بهترین عملکرد یک فیلم در دوران پاندمی در این کشور است.

    در بازار آمریکای شمالی، «زمانی برای مردن نیست» از مرز ۱۵۰ میلیون دلار عبور کرد و به این ترتیب فروش کل جهانی آن به بیش از ۷۰۸ میلیون دلار رسیده است. این فیلم از حیث فروش کل جهانی هم با ۷۲۱ میلیون دلار از همه عناوین دوران پاندمی جلوتر است.

    از سوی دیگر، فیلم «گشت‌وگذار در جنگل» دیزنی با نقش‌آفرینی دوین جانسون و امیلی بلانت بالاخره در چین اکران شد اما با توجه به اینکه این اتفاق سه ماه پس از اکران آن در آمریکا و سرویس استریمینگ دیزنی افتاد، عملکردش بسیار ضعیف بود و فقط ۳.۳ میلیون دلار فروخت.

    تخمین زده می‌شود که دیزنی چیزی حدود ۲۰۰ میلیون دلار خرج ساخت این فیلم کرده باشد و از همین حالا دستور ساخت قسمت دوم آن را هم داده است.

    این فیلم روز سی‌ام جولای کار خود را در باکس آفیس آمریکا شروع کرد و بیش از ۳۵ میلیون دلار در سه روز اول در سینماها و بیش از ۳۰ میلیون دلار در دیزنی پلاس فروخت. تا اینجا فروش جهانی آن به حدود ۲۱۵ میلیون دلار رسیده است.

  • یاش راج فیلمز هند با ۶۷ میلیون دلار سرویس استریمینگ تاسیس می‌کند

    یاش راج فیلمز هند با ۶۷ میلیون دلار سرویس استریمینگ تاسیس می‌کند

    استودیوی بزرگ هندی در بازار پرسود و در حال رشد استریمینگ به رقابت با نام‌هایی مانند دیزنی و آمازون خواهد پرداخت.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ورایتی، استودیوی ارشد هندی یاش راج فیلمز (YRF) قصد دارد وارد بازار استریمینگ رو به رشد این کشور شود.

    کسب‌وکار استریمینگ این استودیو YRF Entertainment نام خواهد گرفت و این شرکت در حال حاضر مشغول انجام کارهای راه‌اندازی آن با سرمایه‌گذاری اولیه ۶۷.۱ میلیون دلار است.

    به احتمال زیاد این سرویس در داخل هند فعال باشد اما در عین حال می‌خواهد به بازار جهانی هندی‌های خارج از کشور هم خدمات ارایه کند و در نتیجه به رقابت با نام‌های دیگری مانند Zee5 و SonyLIV بپردازد که مدل مشابهی دارند.

    استودیوی یاش راج فیلمز توسط آدیتیا چوپرا هدایت می‌شود که در مقام رییس هیات مدیره کار می‌کند. او پسر موسس این شرکت یعنی یاش چوپرا فقید است.

    یک منبع آگاه داخل این شرکت گفت چوپرا قصد دارد استاندارد تولید محتوای دیجیتال در هند را بالا ببرد و برنامه‌هایی با استانداردهای جهانی اما با استفاده از بینش و داستان‌سرایی ریشه در هند تولید کند.

    یاش راج فیلمز اخیراً یک قرارداد استفاده از حقوق رسمی با آمازون پرایم ویدیو بسته تا بتواند در سرویس استریمینگ جدید خود از بزرگ‌ترین عناوین آمازون استفاده کند. از جمله آن‌ها می‌توان به فیلم اکشن «شمسرا» با نقش‌آفرینی رنبیر کاپور و فیلم اکشن تاریخی «پریتویراج» بر پایه زندگی یک پادشاه قدیمی اشاره کرد.

    آمازون در گذشته پخش‌کننده تعدادی از پروژه‌های کلاسیک تولید یاش راج فیلمز از جمله «سیلسیلا» و «چاندی» بوده و اخیراً هم حقوق پخش «جنگ» و «مردانی» را خریداری کرده است.

    ۲ شرکت تصمیم گرفته‌اند که راه‌اندازی سرویس استریمینگ جداگانه یاش راج فیلمز تاثیری روی قراردادش با آمازون نخواهد گذاشت. گفته می‌شود یاش راج فیلمز حدود ۱۶۱ میلیون دلار روی ساخت فیلم‌های جدیدش سرمایه‌گذاری کرده است.

    این شرکت در زمان بسیار خوبی دارد وارد بازار استریمینگ هند می‌شود. چیزی حدود ۲۸ میلیون شهروند هندی در سال ۲۰۲۰ برای خرید ۵۳ میلیون اشتراک استریمینگ پول دادند که نسبت به ۱۰.۵ میلیون نفر یک سال قبل بسیار بیشتر بود و همچنین منجر به رشد ۴۹ درصدی سود استریمرها شد.

    در بازار هند، علاوه بر دیگر بازیگران داخلی، سرویس استریمینگ جدید یاش راج فیلمز همچنین باید با نام‌های بزرگی از جمله دیزنی پلاس هات‌استار، نت‌فلیکس و آمازون پرایم ویدیو رقابت کند.

  • رمزگشایی از یک «طعمه‌گذاری» در انیمیشن «لوکا»

    رمزگشایی از یک «طعمه‌گذاری» در انیمیشن «لوکا»

    مسئله «لوکا» در تمایز بین طعمه‌گذاری دگربازی و رمزگذاری دگربازی ریشه دارد

    تئاتر آنلاین- گروه هنر: پیش‌تر در ماه ژوئن کمپانی پیکسار جدیدترین فیلمش به نام «لوکا» را منتشر کرد. فیلم روایتی است از ماجراجویی، فرار، تمایز و خانواده اکتسابی در یک شهر ساحلی خیالی به نام پورتوروسو. و همین‌طور به نظر بسیاری از افراد، فیلم روایتی است از یک رابطه همجنس‌بازی — حتی اگر این خوانش در خود فیلم مورد تأیید قرار نگرفته باشد.

    درون‌مایه‌هایی که در «لوکا» مورد کاوش قرار می‌گیرد، از زمان انتشار فیلم منجر به اتهاماتی در زمینه «طعمه‌گذاری دگربازی» شده است. طعمه‌گذاری دگربازی پدیده‌ای است که در آن روابط دگربازانه مورد اشاره قرار می‌گیرند، اما هیچ‌گاه به‌وضوح بروز داده نمی‌شوند. بنده به‌عنوان پژوهشگر موضوع دگربازی در انیمیشن، بی‌واسطه می‌دانم که این مسئله در سینما و تلویزیون تا چه میزان عیان و انگشت‌نما است.

    مسئله «لوکا» در تمایز بین طعمه‌گذاری دگربازی و رمزگذاری دگربازی ریشه دارد. رمزگذاری دگربازی زمانی اتفاق می‌افتد که هنرمندان دگرباز، درون‌مایه‌ها، شخصیت‌ها، و روابط دگربازانه را به‌منظور حساس نکردن شاخک‌های سانسورچی‌ها و منتقدین محافظه‌کار، بطوری سربسته و ضمنی به فیلم داخل می‌کنند. طعمه‌گذاری دگربازی زمانی است که هنرمندان به دگرباز بودن شخصیت‌ها اشاره می‌کنند تا مخاطبان ترقی‌طلب را جذب کنند، اما هیچ بازنمایی حقیقی از دگربازی ارائه نمی‌کنند تا مخاطبان محافظه‌کار را از دست ندهند.

    دیزنی هنوز هیچ پروتاگونیست دگربازی را در فیلم‌های بلندش به تصویر نکشیده است. حال، آیا «لوکا» مثالی از طعمه‌گذاری دگربازی است؟

    ما ابتدا شخصیت هیولای دریایی نوجوان به نام لوکا پاگورو را در حال چوپانی از گله ماهی خانواده‌اَش می‌بینیم. او بطور اتفاقی به یک شیء ساخت انسان برمی‌خورد و حس اشتیاقی برای پشت سر گذاشتن زندگی روزمره و رفتن به‌دنبال ماجراجویی در بالای امواج در او برانگیخته می‌شود. این ماجراجویی در قالب شخصیتی به نام آلبرتو اسکورفانو بروز پیدا می‌کند؛ هیولای دریایی دیگری که روی سطح زمین زندگی می‌کند. دو پسر سریع رابطه‌ای گرم و صمیمی شکل می‌دهند؛ یک وسپای قراضه می‌سازند و درباره سفر کردن با یکدیگر رؤیاپردازی می‌کنند.

    به راحتی می‌توان خوانشی دگربازانه از فیلم داشت. نه تنها لوکا و آلبرتو با یکدیگر رابطه آکیلیس‌گونه نزدیکی شکل می‌دهند (رابطه‌ای مردانه که می‌تواند دربردارنده احساسات رمانتیک و جنسی نیز باشد)، بلکه درون‌مایه‌ها و محورهای قصه نیز به تجربیات مشترک دگربازان اشاره می‌کند. بخاطر آن‌که هیولاهای دریاییِ آب‌های پورتوروسو از انسان‌ها می‌ترسند و ورود به قلمرو انسان‌ها را برای بچه‌هایشان قدقن کرده‌اند، لوکا مجبور است گشت و گذارهایش در سطح زمین و به تبع آن رابطه‌اَش با آلبرتو را مخفی نگاه دارد.

    پدر و مادر لوکا متوجه راز پسرشان شده و تصمیم می‌گیرند او را پیش عمویش بفرستند تا یک فصل در اعماق اقیانوس زندگی کند، اما پیش از عملی شدن این تصمیم، دو پسر به شهر پورتوروسو فرار می‌کنند. در بالای سطح آب، لوکا و آلبرتو ظاهری انسانی دارند. اما همانند افرادی که علناً دگرباز بودن‌شان را اعلام نکرده‌اند و به اصطلاح پشت پرده مخفی هستند، این دو نیز می‌ترسند که یک روز رازشان برملا شود. اهالی شهر در جهت پاسداشت از دگرباز بودن و خانواده اکتسابی، وقتی متوجه می‌شوند لوکا و آلبرتو هیولاهای دریایی هستند، با عشق و استقبال آن‌ها را می‌پذیرند؛ بطوری‌که هیولاهای دریایی دیگر که مدت‌ها در شهر بوده‌اند نیز با احساس آرامش خاطر راز خود را آشکار می‌سازند.

    بااین‌وجود، علیرغم این تلمیحات دگربازانه، فیلم بی‌سروصدا بر سنت‌های قصه‌گویی دگربازهنجارانه و ریشه‌دار در کمپانی دیزنی مجدداً تأکید می‌کند. شخصیتی ثالث به نام جولیا، لوکا را اغوا کرده تا به‌دنبالش به مدرسه‌ای در جنوآ برود و این‌گونه به مخاطب القا می‌شود که آن‌ها زوجی بسیار بالغ‌تر و پربارتر هستند و در نتیجه آلبرتو و لوکا از یکدیگر جدا می‌شوند. ازاین‌رو، «لوکا» روی خط بسیار باریکی میان رمزگذاری دگربازی و طعمه‌گذاری دگربازی حرکت می‌کند.

    هر دوی این موارد همواره دارای عنصر انکار مقبول هستند. تریلر انیمیشن دیزنی با عنوان «در جستجوی دوری» (۲۰۱۶) مثالی بارز در این زمینه است. در آن تریلر، یک جفت زن کنار کالسکه بچه ایستاده بودند، که این موضوع موجب گمانه‌زنی هواداران در مورد اولین حضور یک زوج همجنس‌باز زن در فیلم‌های دیزنی شد. صداپیشگی الن دی‌جنرس در این فیلم، که خودش نیز یک زن همجنس‌باز است، به این گمانه‌زنی‌ها دامن زد.

    متأسفانه، فیلم دلیلی قطعی دراین‌باره ارائه نکرد و کارگردان آن اندرو استنتون نیز از اظهار نظر در این مورد سر باز زد. قصد دیزنی از طعمه گذاشتن برای مخاطبان دگربازش نامشخص است.

    دیزنی و بازنمایی دگربازی

    چرا یک استودیو باید بخواهد که ارجاعات دگربازانه را در یک فیلم قرار دهد، اما عملاً آن‌ها را مخفی نگه دارد؟ پاسخش ساده است: سود. شان گریفین، استاد حوزه فیلم در دانشگاه متدیست جنوبی که مطالب مفصلی در مورد مسائل دگربازان در فیلم‌های انیمیشنی و لایو اکشن دارد، استدلال می‌کند که تصویر و وجهه دیزنی دربردارنده «ارزش‌های خانواده سنتی آمریکایی است – ارزش‌هایی که نهاد خانوادۀ مردسالار و غیردگرباز را برپا می‌دارد.»

    او به این موضوع اشاره می‌کند که دیزنی «بازار همجنس‌بازان» را برای محصولاتش به رسمیت شناخت، و نه «دستور کار همجنس‌بازان» را. به بیان دیگر، دیزنی حاضر است فیلم‌های انیمیشنی و برنامه‌های تلویزیونی بسازد که بطور ضمنی به محتوای دگربازانه اشاره دارند، مادامی‌که این کار به وجهه سنتی این شرکت لطمه نزند.

    البته دیزنی در چند سال اخیر در زمینه بازنمایی دگربازی در آثار انمیشنی خود پیشرفت‌هایی نیز داشته است. فیلم کوتاه «بیرون» (۲۰۲۰) پیکسار بر مرد همجنسبازی تمرکز دارد که در زمینه بیرون آمدن از پشت پرده همجنس‌بازی و آشکار کردن این راز برای پدر و مادرش با مشکل روبرو می‌شود، و فیلم بلند «به پیش» (۲۰۲۰) نیز دربردارنده یک شخصیت مؤنث فرعی است که خیلی عادی به دوست دخترش اشاره می‌کند.

    مجموعه «خانه جغد» (۲۰۲۰ – ادامه دارد)، دربردارنده یک پروتاگونیست مؤنث دوجنس‌باز به نام لوز که با دختری دیگر به نام آمیتی در رابطه است. بااین‌حال حتی دانا ترس سازنده «خانه جغد» نیز وقتی قصد داشت دوجنس‌بازیِ لوز را در مجموعه قرار دهد ابتداً با مقاومت مواجه شد. او در مصاحبه‌ای با وَنیتی فِر اظهار داشت: «به من گفته شد که به هیچ وجه نمی‌توانم هیچ نوع خط داستانی همجنس‌بازانه‌ای را برای شخصیت‌های اصلی قرار بدهم. نهایتاً پس از تلاش‌های ترس برای قرار دادن این خط داستانی در مجموعه، دیزنی به رابطه لوز و آمیتی چراغ سبز نشان داد.

    دیگر استودیوهای انیمیشن‌سازی نیز پروتاگونیست‌های دگرباز زیادی را در آثارشان گنجانده‌اند. مجموعه «جهان استیون» از شبکه کارتون دربردارنده چندین رابطه و شخصیت دگرباز و همچنین اولین مراسم ازدواج همجنس‌بازان در انیمیشن‌های جریان اصلی بوده است – اگرچه این موضوع نیز همانند مورد «خانه جغد» با مقاومت و مخالفت مدیران سینمایی روبرو شده بود. در مجموعه انیمیشنی «شی-را و شاهدخت قدرت» (۲۰۱۸ – ۲۰۲۰) محصول استودیوی دریم‌وُرکس انیمیشن و پخش شده از نتفلیکس، در پایان قهرمان زن داستان به نام آدورا عاشق دشمنش خودش کاترا می‌شود و او را می‌بوسد.

    هر دوی این مجموعه‌ها بسیار پرطرفدار هستند و همچنان برای استودیوهایشان سودآورند. باتوجه به فهرست رو به رشد مثال‌ها در این زمینه، دیزنی در حوزه خلق پروتاگونیست‌های علناً دگرباز در فیلم‌های انیمیشنی خود عقب افتاده است.

    منبع / ‏‬ مترجم: محمدمهدی کائینی

    تئاتر آنلاین- گروه هنر: پیش‌تر در ماه ژوئن کمپانی پیکسار جدیدترین فیلمش به نام «لوکا» را منتشر کرد. فیلم روایتی است از ماجراجویی، فرار، تمایز و خانواده اکتسابی در یک شهر ساحلی خیالی به نام پورتوروسو. و همین‌طور به نظر بسیاری از افراد، فیلم روایتی است از یک رابطه همجنس‌بازی — حتی اگر این خوانش در خود فیلم مورد تأیید قرار نگرفته باشد.

    درون‌مایه‌هایی که در «لوکا» مورد کاوش قرار می‌گیرد، از زمان انتشار فیلم منجر به اتهاماتی در زمینه «طعمه‌گذاری دگربازی» شده است. طعمه‌گذاری دگربازی پدیده‌ای است که در آن روابط دگربازانه مورد اشاره قرار می‌گیرند، اما هیچ‌گاه به‌وضوح بروز داده نمی‌شوند. بنده به‌عنوان پژوهشگر موضوع دگربازی در انیمیشن، بی‌واسطه می‌دانم که این مسئله در سینما و تلویزیون تا چه میزان عیان و انگشت‌نما است.

    مسئله «لوکا» در تمایز بین طعمه‌گذاری دگربازی و رمزگذاری دگربازی ریشه دارد. رمزگذاری دگربازی زمانی اتفاق می‌افتد که هنرمندان دگرباز، درون‌مایه‌ها، شخصیت‌ها، و روابط دگربازانه را به‌منظور حساس نکردن شاخک‌های سانسورچی‌ها و منتقدین محافظه‌کار، بطوری سربسته و ضمنی به فیلم داخل می‌کنند. طعمه‌گذاری دگربازی زمانی است که هنرمندان به دگرباز بودن شخصیت‌ها اشاره می‌کنند تا مخاطبان ترقی‌طلب را جذب کنند، اما هیچ بازنمایی حقیقی از دگربازی ارائه نمی‌کنند تا مخاطبان محافظه‌کار را از دست ندهند.

    دیزنی هنوز هیچ پروتاگونیست دگربازی را در فیلم‌های بلندش به تصویر نکشیده است. حال، آیا «لوکا» مثالی از طعمه‌گذاری دگربازی است؟

    ما ابتدا شخصیت هیولای دریایی نوجوان به نام لوکا پاگورو را در حال چوپانی از گله ماهی خانواده‌اَش می‌بینیم. او بطور اتفاقی به یک شیء ساخت انسان برمی‌خورد و حس اشتیاقی برای پشت سر گذاشتن زندگی روزمره و رفتن به‌دنبال ماجراجویی در بالای امواج در او برانگیخته می‌شود. این ماجراجویی در قالب شخصیتی به نام آلبرتو اسکورفانو بروز پیدا می‌کند؛ هیولای دریایی دیگری که روی سطح زمین زندگی می‌کند. دو پسر سریع رابطه‌ای گرم و صمیمی شکل می‌دهند؛ یک وسپای قراضه می‌سازند و درباره سفر کردن با یکدیگر رؤیاپردازی می‌کنند.

    به راحتی می‌توان خوانشی دگربازانه از فیلم داشت. نه تنها لوکا و آلبرتو با یکدیگر رابطه آکیلیس‌گونه نزدیکی شکل می‌دهند (رابطه‌ای مردانه که می‌تواند دربردارنده احساسات رمانتیک و جنسی نیز باشد)، بلکه درون‌مایه‌ها و محورهای قصه نیز به تجربیات مشترک دگربازان اشاره می‌کند. بخاطر آن‌که هیولاهای دریاییِ آب‌های پورتوروسو از انسان‌ها می‌ترسند و ورود به قلمرو انسان‌ها را برای بچه‌هایشان قدقن کرده‌اند، لوکا مجبور است گشت و گذارهایش در سطح زمین و به تبع آن رابطه‌اَش با آلبرتو را مخفی نگاه دارد.

    پدر و مادر لوکا متوجه راز پسرشان شده و تصمیم می‌گیرند او را پیش عمویش بفرستند تا یک فصل در اعماق اقیانوس زندگی کند، اما پیش از عملی شدن این تصمیم، دو پسر به شهر پورتوروسو فرار می‌کنند. در بالای سطح آب، لوکا و آلبرتو ظاهری انسانی دارند. اما همانند افرادی که علناً دگرباز بودن‌شان را اعلام نکرده‌اند و به اصطلاح پشت پرده مخفی هستند، این دو نیز می‌ترسند که یک روز رازشان برملا شود. اهالی شهر در جهت پاسداشت از دگرباز بودن و خانواده اکتسابی، وقتی متوجه می‌شوند لوکا و آلبرتو هیولاهای دریایی هستند، با عشق و استقبال آن‌ها را می‌پذیرند؛ بطوری‌که هیولاهای دریایی دیگر که مدت‌ها در شهر بوده‌اند نیز با احساس آرامش خاطر راز خود را آشکار می‌سازند.

    بااین‌وجود، علیرغم این تلمیحات دگربازانه، فیلم بی‌سروصدا بر سنت‌های قصه‌گویی دگربازهنجارانه و ریشه‌دار در کمپانی دیزنی مجدداً تأکید می‌کند. شخصیتی ثالث به نام جولیا، لوکا را اغوا کرده تا به‌دنبالش به مدرسه‌ای در جنوآ برود و این‌گونه به مخاطب القا می‌شود که آن‌ها زوجی بسیار بالغ‌تر و پربارتر هستند و در نتیجه آلبرتو و لوکا از یکدیگر جدا می‌شوند. ازاین‌رو، «لوکا» روی خط بسیار باریکی میان رمزگذاری دگربازی و طعمه‌گذاری دگربازی حرکت می‌کند.

    هر دوی این موارد همواره دارای عنصر انکار مقبول هستند. تریلر انیمیشن دیزنی با عنوان «در جستجوی دوری» (۲۰۱۶) مثالی بارز در این زمینه است. در آن تریلر، یک جفت زن کنار کالسکه بچه ایستاده بودند، که این موضوع موجب گمانه‌زنی هواداران در مورد اولین حضور یک زوج همجنس‌باز زن در فیلم‌های دیزنی شد. صداپیشگی الن دی‌جنرس در این فیلم، که خودش نیز یک زن همجنس‌باز است، به این گمانه‌زنی‌ها دامن زد.

    متأسفانه، فیلم دلیلی قطعی دراین‌باره ارائه نکرد و کارگردان آن اندرو استنتون نیز از اظهار نظر در این مورد سر باز زد. قصد دیزنی از طعمه گذاشتن برای مخاطبان دگربازش نامشخص است.

    دیزنی و بازنمایی دگربازی

    چرا یک استودیو باید بخواهد که ارجاعات دگربازانه را در یک فیلم قرار دهد، اما عملاً آن‌ها را مخفی نگه دارد؟ پاسخش ساده است: سود. شان گریفین، استاد حوزه فیلم در دانشگاه متدیست جنوبی که مطالب مفصلی در مورد مسائل دگربازان در فیلم‌های انیمیشنی و لایو اکشن دارد، استدلال می‌کند که تصویر و وجهه دیزنی دربردارنده «ارزش‌های خانواده سنتی آمریکایی است – ارزش‌هایی که نهاد خانوادۀ مردسالار و غیردگرباز را برپا می‌دارد.»

    او به این موضوع اشاره می‌کند که دیزنی «بازار همجنس‌بازان» را برای محصولاتش به رسمیت شناخت، و نه «دستور کار همجنس‌بازان» را. به بیان دیگر، دیزنی حاضر است فیلم‌های انیمیشنی و برنامه‌های تلویزیونی بسازد که بطور ضمنی به محتوای دگربازانه اشاره دارند، مادامی‌که این کار به وجهه سنتی این شرکت لطمه نزند.

    البته دیزنی در چند سال اخیر در زمینه بازنمایی دگربازی در آثار انمیشنی خود پیشرفت‌هایی نیز داشته است. فیلم کوتاه «بیرون» (۲۰۲۰) پیکسار بر مرد همجنسبازی تمرکز دارد که در زمینه بیرون آمدن از پشت پرده همجنس‌بازی و آشکار کردن این راز برای پدر و مادرش با مشکل روبرو می‌شود، و فیلم بلند «به پیش» (۲۰۲۰) نیز دربردارنده یک شخصیت مؤنث فرعی است که خیلی عادی به دوست دخترش اشاره می‌کند.

    مجموعه «خانه جغد» (۲۰۲۰ – ادامه دارد)، دربردارنده یک پروتاگونیست مؤنث دوجنس‌باز به نام لوز که با دختری دیگر به نام آمیتی در رابطه است. بااین‌حال حتی دانا ترس سازنده «خانه جغد» نیز وقتی قصد داشت دوجنس‌بازیِ لوز را در مجموعه قرار دهد ابتداً با مقاومت مواجه شد. او در مصاحبه‌ای با وَنیتی فِر اظهار داشت: «به من گفته شد که به هیچ وجه نمی‌توانم هیچ نوع خط داستانی همجنس‌بازانه‌ای را برای شخصیت‌های اصلی قرار بدهم. نهایتاً پس از تلاش‌های ترس برای قرار دادن این خط داستانی در مجموعه، دیزنی به رابطه لوز و آمیتی چراغ سبز نشان داد.

    دیگر استودیوهای انیمیشن‌سازی نیز پروتاگونیست‌های دگرباز زیادی را در آثارشان گنجانده‌اند. مجموعه «جهان استیون» از شبکه کارتون دربردارنده چندین رابطه و شخصیت دگرباز و همچنین اولین مراسم ازدواج همجنس‌بازان در انیمیشن‌های جریان اصلی بوده است – اگرچه این موضوع نیز همانند مورد «خانه جغد» با مقاومت و مخالفت مدیران سینمایی روبرو شده بود. در مجموعه انیمیشنی «شی-را و شاهدخت قدرت» (۲۰۱۸ – ۲۰۲۰) محصول استودیوی دریم‌وُرکس انیمیشن و پخش شده از نتفلیکس، در پایان قهرمان زن داستان به نام آدورا عاشق دشمنش خودش کاترا می‌شود و او را می‌بوسد.

    هر دوی این مجموعه‌ها بسیار پرطرفدار هستند و همچنان برای استودیوهایشان سودآورند. باتوجه به فهرست رو به رشد مثال‌ها در این زمینه، دیزنی در حوزه خلق پروتاگونیست‌های علناً دگرباز در فیلم‌های انیمیشنی خود عقب افتاده است.

    منبع / ‏‬ مترجم: محمدمهدی کائینی

  • نمایش زنان با تکبر مردانه/ «لنج جنگل» چگونه فیلمی است؟

    نمایش زنان با تکبر مردانه/ «لنج جنگل» چگونه فیلمی است؟

    دیزنی تصور می‌کند راه‌حل مسئله تاریخی جنسیت‌زدگی آن است که زنان را با تکبر مردانه نمایش بدهند.

    تئاتر آنلاین- گروه هنر- محمدمهدی کائینی: زنی سرسخت، که بسیار اتفاقی زیبا نیز هست با سرکشی در برابر هنجارهای اجتماعی، در تباین با یک مرد زن‌صفت و ترسو، و مرد دیگری که ابتدا او را دستِ کم می‌گیرد و نهایتاً بر مفروضات مردسالارانه‌اش غلبه می‌کند، به اثبات خود می‌پردازد. اگر تا این‌جا تکراری به نظر می‌رسد بگویید ادامه ندهم.

    البته فراموش نکنیم که در این فیلم، زنِ داستان برحسب اتفاق شلوار پوشیده (اتفاق «اسف‌باری» که شخصیت‌های مرد تا مرز تهوع مخاطب به آن اشاره می‌کنند) و همین‌طور از مهارت‌های غیرواقعی پارکور برخوردار است.

    این توصیف نقش اصلی کاملاً قابل پیش‌بینی دکتر لیلی هاتون (با بازی امیلی بلانت) در فیلم جدید دیزنی به نام «لنج جنگل» بود. مردان مقابل او با بازی جک وایت‌هال (مک‌گرگور ترسو که قرار است نقش آرامه کمدی را داشته باشد) و دواین جانسون (فرانک گردن کلفت که طبیعتاً لیلی را دست کم می‌گیرد) هستند. این سه به سفری «ایندیانا جونز» گونه در جنگل‌های آمازون سال ۱۹۱۶ رفته و و در جستجوی افسانه فاتح اسپانیایی در مسیرشان با آلمان‌های امپریالیست مبارزه می‌کنند.

    بلانت استعداد بالایی دارد، اما نقشش در «لنج جنگل» بسیار کلیشه‌ای و تکراری است. او با پاسخ‌های به ظاهراً هوشمندانه‌اَش به مردان به مانند یک دختر بچه ۱۲ ساله در پارک است که اصرار دارد، می‌تواند همه پسر بچه‌ها را لت و پار کند. البته در فیلم، به لطف قصه از پیش طراحی شده و جلوه‌های ویژه، این امر برایش میسر می‌شود.

    درک دیزنی از خصیصه‌های یک زن قدرتمند بسیار پوچ و تهی و بطرز غم‌انگیزی غیرالهام‌بخش است. برای آن‌که به‌عنوان یک زن آزادی داشته باشید، ظاهراً فقط کافی است که شلوار بپوشید، در مقابل موجودات جنگل نترس باشید، و از سر لجبازی، همه مردان و توقعات اجتماعی سنتی را به چالش بکشید (اگر بتوانید هر دو را باهم به چالش بکشید امتیاز اضافه دارد!).

    اول از همه، این شخصیت دوست داشتنی نیست. اعصاب خرد کن و نچسب است و احیاناً یادآوری از این موضوع که بیشتر زنان ابراز می‌کنند، ترجیح می‌دهند با مردها کار کنند تا با زن‌ها. در فیلم شاهد رشد شخصیتی قابل توجهی در جهت غلبه بر این نقایص نیستیم. وقتی لیلی مجبور می‌شود نقصش را آشکار کند (نمی‌تواند شنا کند) و از فرانک کمک می‌گیرد، این صحنه بیشتر از آن‌که فرصتی برای رشد او باشد، مجالی است برای مخاطبان تا همگی آهی از روی تأسف بکشند و بگویند «زمانش رسیده بود که کمی فروتنی و تواضع یاد بگیرد.»

    دلیل اعصاب خرد کن بودن او شکنندگی زیرپوستی‌ای است که تقریباً همیشه در این نوع شخصیت «زن قدرتمند نقش اصلی» وجود دارد. او متکبر و مغرور است و تحمل جدی گرفته نشدن را ندارد، درحالی‌که او (و نویسندگانش) با تمسخر همتایان مذکر او هیچ مشکلی ندارند. البته لیلی هم در مقاطعی مورد تمسخر قرار می‌گیرد (مثل زمانی که با بی‌اعتنایی به هشدار فرانک از درون کاشی‌های سقف سقوط می‌کند)؛ اما واکنش او — موضع می‌گیرد، بجای آن‌که با خنده از قضیه عبور کند — بطور واضح‌تری روحیه کینه‌توز او را نمایان می‌سازد.

    تکبر، عیبی است که از قدیم به مردانی منتسب شده است که زنان را با نگاهی از بالا به پایین می‌دیدند و باشگاه مردسالاری را تشکیل می‌دادند. پس حالا چرا دیزنی تصور می‌کند راه‌حل مسئله تاریخی جنسیت‌زدگی آن است که زنان را با همان تکبر مردان نمایش بدهند؟

    نسخه لایو-اکشن دیزنی از فیلم قدیمی «مولان» — اگر بداقبالی تماشای آن را داشته‌اید — همین اشتباه را مرتکب شد. بجای آن‌که مثل نسخه انیمیشنی مولان، اجازه دهند این شخصیت از طریق هوش و توانایی حل مسئله با تکیه بر خصیصه‌های زنانه خود، بر چالش‌ها قائق بیاید، نسخه لایو اکشن، عمق و ژرفنا را از شخصیت گرفت و در عوض قابلیت‌های کتک‌کاری و مردانه که از احتمالاً از شکم مادرش بر آن‌ها مسلط بوده را به شخصیت وارد کرد.

    دیزنی در گذشته انحصار شخصیت‌های مؤنثی که دختر بچه‌ها به‌عنوان الگو به آن‌ها نگاه می‌کردند را در دست داشت. سیندرلا متواضع و مهربان بود؛ بل باهوش و فداکار بود. آیا این شاهدخت‌های انیمیشن‌های ۹۰ دقیقه‌ای بی‌نقص و ژرف، و الگوهای کاملی بودند؟ البته که نه. اما حداقل دارای ویژگی‌هایی بودند که دوست داشتیم و تحسین می‌کردیم، نه آن‌که دیدن‌شان برایمان ملالت‌بار باشد.

    بجز شخصیت امیلی بلانت، چندین صحنه اجباری «بیداری‌خواه» دیگر نیز در فیلم وجود دارد. مک‌گرگور و فرانک گفتگویی نامطبوع و نامربوط به خط اصلی داستان در مورد همجنس‌باز بودن مک‌گرگور دارند و مناسبت آن شراب می‌نوشند. تأسف مردان در مورد شلوار لیلی به طرز دردناکی بیش از حد تکرار می‌شود.

    همین‌طور در اواخر فیلم، وقتی مک‌گرگور طی ارائه یافته‌های‌شان به جامعه باستان‌شناسان و ماجراجویان سلطنتی، به قبیله‌ای اشاره می‌کند که رئیسش یک زن است، دانشگاهیان مذکر و سفیدپوست حاضر شوکه می‌شوند. چون طبیعتاً تا آن مقطع در بریتانیا چیزی به‌عنوان رهبر زن وجود نداشته است — انگار نه انگار که ملکه ویکتوریا ۱۵ سال پیش از آن حکومت ۶۴ ساله خود را به پایان رسانده بود. (بگذریم که قرن‌ها قبل‌تر از آن هم ملکه محبوب، الیزابت اول حکمرانی می‌کرد.)

    چه کسی فکرش را می‌کرد که ملکه ویکتوریا الگوی تواضع فردی باشد (به‌عنوان رهبر یک امپراتوری، احتمالش بسیار کم است). بااین‌وجود به نظر می‌رسد که او در فرایند ازدواجش با شاهزاده آلبرت، متوجه چیزی شد که نویسندگان شخصیت دکتر لیلی هاتون از آن غافل بوده‌اند — این‌که برای به ثمر رساندن کارها نیاز است با دیگران همکاری کنیم، و همکاری کردن با دیگران یعنی باید تواضع داشته باشیم.

    حداقل وقتی از بیرون نگاه می‌کنیم، ملکه ویکتوریا آن‌قدری مغرور نبود که نتواند به همسرش احترام گذاشته و با او همکاری کند و در نتیجه آن حکومتی موفق و پربار را رقم بزند. بله! در «لنج جنگل» هم لیلی برای پیروزی نهایتاً مجبور به همکاری با فرانک می‌شود، اما این مسئله‌ای فرعی به نظر می‌رسد — چنین همکاری قابل باور به نظر نمی‌رسد زیرا با نگرش متکبرانه و استقلال‌خواهانه و احترام‌گریزی او در تناقض است.

    اگر می‌خواهید «لنج جنگل» را تماشا کنید، کمی منتظر بمانید تا بتوانید در خانه و از شبکه‌های تلویزیونی آن را ببینید، تا واکنش‌های منفی به فیلم را به وضوح مشاهده کنید. البته کار بهتر آن است که بجای این فیلم، مجموعه ایندیانا جونز را تماشا کنید.

    منبع

    تئاتر آنلاین- گروه هنر- محمدمهدی کائینی: زنی سرسخت، که بسیار اتفاقی زیبا نیز هست با سرکشی در برابر هنجارهای اجتماعی، در تباین با یک مرد زن‌صفت و ترسو، و مرد دیگری که ابتدا او را دستِ کم می‌گیرد و نهایتاً بر مفروضات مردسالارانه‌اش غلبه می‌کند، به اثبات خود می‌پردازد. اگر تا این‌جا تکراری به نظر می‌رسد بگویید ادامه ندهم.

    البته فراموش نکنیم که در این فیلم، زنِ داستان برحسب اتفاق شلوار پوشیده (اتفاق «اسف‌باری» که شخصیت‌های مرد تا مرز تهوع مخاطب به آن اشاره می‌کنند) و همین‌طور از مهارت‌های غیرواقعی پارکور برخوردار است.

    این توصیف نقش اصلی کاملاً قابل پیش‌بینی دکتر لیلی هاتون (با بازی امیلی بلانت) در فیلم جدید دیزنی به نام «لنج جنگل» بود. مردان مقابل او با بازی جک وایت‌هال (مک‌گرگور ترسو که قرار است نقش آرامه کمدی را داشته باشد) و دواین جانسون (فرانک گردن کلفت که طبیعتاً لیلی را دست کم می‌گیرد) هستند. این سه به سفری «ایندیانا جونز» گونه در جنگل‌های آمازون سال ۱۹۱۶ رفته و و در جستجوی افسانه فاتح اسپانیایی در مسیرشان با آلمان‌های امپریالیست مبارزه می‌کنند.

    بلانت استعداد بالایی دارد، اما نقشش در «لنج جنگل» بسیار کلیشه‌ای و تکراری است. او با پاسخ‌های به ظاهراً هوشمندانه‌اَش به مردان به مانند یک دختر بچه ۱۲ ساله در پارک است که اصرار دارد، می‌تواند همه پسر بچه‌ها را لت و پار کند. البته در فیلم، به لطف قصه از پیش طراحی شده و جلوه‌های ویژه، این امر برایش میسر می‌شود.

    درک دیزنی از خصیصه‌های یک زن قدرتمند بسیار پوچ و تهی و بطرز غم‌انگیزی غیرالهام‌بخش است. برای آن‌که به‌عنوان یک زن آزادی داشته باشید، ظاهراً فقط کافی است که شلوار بپوشید، در مقابل موجودات جنگل نترس باشید، و از سر لجبازی، همه مردان و توقعات اجتماعی سنتی را به چالش بکشید (اگر بتوانید هر دو را باهم به چالش بکشید امتیاز اضافه دارد!).

    اول از همه، این شخصیت دوست داشتنی نیست. اعصاب خرد کن و نچسب است و احیاناً یادآوری از این موضوع که بیشتر زنان ابراز می‌کنند، ترجیح می‌دهند با مردها کار کنند تا با زن‌ها. در فیلم شاهد رشد شخصیتی قابل توجهی در جهت غلبه بر این نقایص نیستیم. وقتی لیلی مجبور می‌شود نقصش را آشکار کند (نمی‌تواند شنا کند) و از فرانک کمک می‌گیرد، این صحنه بیشتر از آن‌که فرصتی برای رشد او باشد، مجالی است برای مخاطبان تا همگی آهی از روی تأسف بکشند و بگویند «زمانش رسیده بود که کمی فروتنی و تواضع یاد بگیرد.»

    دلیل اعصاب خرد کن بودن او شکنندگی زیرپوستی‌ای است که تقریباً همیشه در این نوع شخصیت «زن قدرتمند نقش اصلی» وجود دارد. او متکبر و مغرور است و تحمل جدی گرفته نشدن را ندارد، درحالی‌که او (و نویسندگانش) با تمسخر همتایان مذکر او هیچ مشکلی ندارند. البته لیلی هم در مقاطعی مورد تمسخر قرار می‌گیرد (مثل زمانی که با بی‌اعتنایی به هشدار فرانک از درون کاشی‌های سقف سقوط می‌کند)؛ اما واکنش او — موضع می‌گیرد، بجای آن‌که با خنده از قضیه عبور کند — بطور واضح‌تری روحیه کینه‌توز او را نمایان می‌سازد.

    تکبر، عیبی است که از قدیم به مردانی منتسب شده است که زنان را با نگاهی از بالا به پایین می‌دیدند و باشگاه مردسالاری را تشکیل می‌دادند. پس حالا چرا دیزنی تصور می‌کند راه‌حل مسئله تاریخی جنسیت‌زدگی آن است که زنان را با همان تکبر مردان نمایش بدهند؟

    نسخه لایو-اکشن دیزنی از فیلم قدیمی «مولان» — اگر بداقبالی تماشای آن را داشته‌اید — همین اشتباه را مرتکب شد. بجای آن‌که مثل نسخه انیمیشنی مولان، اجازه دهند این شخصیت از طریق هوش و توانایی حل مسئله با تکیه بر خصیصه‌های زنانه خود، بر چالش‌ها قائق بیاید، نسخه لایو اکشن، عمق و ژرفنا را از شخصیت گرفت و در عوض قابلیت‌های کتک‌کاری و مردانه که از احتمالاً از شکم مادرش بر آن‌ها مسلط بوده را به شخصیت وارد کرد.

    دیزنی در گذشته انحصار شخصیت‌های مؤنثی که دختر بچه‌ها به‌عنوان الگو به آن‌ها نگاه می‌کردند را در دست داشت. سیندرلا متواضع و مهربان بود؛ بل باهوش و فداکار بود. آیا این شاهدخت‌های انیمیشن‌های ۹۰ دقیقه‌ای بی‌نقص و ژرف، و الگوهای کاملی بودند؟ البته که نه. اما حداقل دارای ویژگی‌هایی بودند که دوست داشتیم و تحسین می‌کردیم، نه آن‌که دیدن‌شان برایمان ملالت‌بار باشد.

    بجز شخصیت امیلی بلانت، چندین صحنه اجباری «بیداری‌خواه» دیگر نیز در فیلم وجود دارد. مک‌گرگور و فرانک گفتگویی نامطبوع و نامربوط به خط اصلی داستان در مورد همجنس‌باز بودن مک‌گرگور دارند و مناسبت آن شراب می‌نوشند. تأسف مردان در مورد شلوار لیلی به طرز دردناکی بیش از حد تکرار می‌شود.

    همین‌طور در اواخر فیلم، وقتی مک‌گرگور طی ارائه یافته‌های‌شان به جامعه باستان‌شناسان و ماجراجویان سلطنتی، به قبیله‌ای اشاره می‌کند که رئیسش یک زن است، دانشگاهیان مذکر و سفیدپوست حاضر شوکه می‌شوند. چون طبیعتاً تا آن مقطع در بریتانیا چیزی به‌عنوان رهبر زن وجود نداشته است — انگار نه انگار که ملکه ویکتوریا ۱۵ سال پیش از آن حکومت ۶۴ ساله خود را به پایان رسانده بود. (بگذریم که قرن‌ها قبل‌تر از آن هم ملکه محبوب، الیزابت اول حکمرانی می‌کرد.)

    چه کسی فکرش را می‌کرد که ملکه ویکتوریا الگوی تواضع فردی باشد (به‌عنوان رهبر یک امپراتوری، احتمالش بسیار کم است). بااین‌وجود به نظر می‌رسد که او در فرایند ازدواجش با شاهزاده آلبرت، متوجه چیزی شد که نویسندگان شخصیت دکتر لیلی هاتون از آن غافل بوده‌اند — این‌که برای به ثمر رساندن کارها نیاز است با دیگران همکاری کنیم، و همکاری کردن با دیگران یعنی باید تواضع داشته باشیم.

    حداقل وقتی از بیرون نگاه می‌کنیم، ملکه ویکتوریا آن‌قدری مغرور نبود که نتواند به همسرش احترام گذاشته و با او همکاری کند و در نتیجه آن حکومتی موفق و پربار را رقم بزند. بله! در «لنج جنگل» هم لیلی برای پیروزی نهایتاً مجبور به همکاری با فرانک می‌شود، اما این مسئله‌ای فرعی به نظر می‌رسد — چنین همکاری قابل باور به نظر نمی‌رسد زیرا با نگرش متکبرانه و استقلال‌خواهانه و احترام‌گریزی او در تناقض است.

    اگر می‌خواهید «لنج جنگل» را تماشا کنید، کمی منتظر بمانید تا بتوانید در خانه و از شبکه‌های تلویزیونی آن را ببینید، تا واکنش‌های منفی به فیلم را به وضوح مشاهده کنید. البته کار بهتر آن است که بجای این فیلم، مجموعه ایندیانا جونز را تماشا کنید.

    منبع

  • «گشت و گذار در جنگل» هم قسمت دوم خواهد داشت/ دیزنی ادامه می‌دهد

    «گشت و گذار در جنگل» هم قسمت دوم خواهد داشت/ دیزنی ادامه می‌دهد

    کمپانی دیزنی اعلام کرده است قسمت دوم «گشت و گذار در جنگل» را می‌سازد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ورایتی، ادامه‌ای بر فیلم ماجراجویانه دیزنی که برمبنای گشت و گذار در یک پارک تفریحی ساخته شده در دست ساخت قرار می‌گیرد. دیزنی با فروش ۱۰۰ میلیون دلاری فیلم «گشت و گذار در جنگل» در آمریکا این تصمیم را گرفت.

    به این ترتیب دواین جانسون و امیلی بلانت برای یک فیلم ماجراجویانه دیگر بازمی‌گردند تا نقش شخصیت‌های کاپیتان فرانک وولف و مکتشف شجاع دکتر لیلی هوتون را تکرار کنند.

    انتظار می‌رود کارگردانی فیلم دوم هم بار دیگر به ژائومه کولت-سرا سپرد شود. مایکل گرین که با همکاری گلن فیکارا و جان ریکوآ فیلمنامه فیلم اصلی را نوشتند فیلمنامه ادامه آن را هم می‌نویسد.

    «گشت و گذار در جنگل» ۳۰ جولای اکرانش را شروع کرد و علاوه بر آن در دیزنی پلاس هم به صورت آنلاین در دسترس قرار گرفت و با قیمت ۳۰ دلار به فروش رسید. در هفته افتتاحیه این فیلم فروشی ۳۴.۲ میلیون دلاری از نمایش در سینماها و فروشی ۳۰ میلیون دلاری از دیزنی پلاس به دست آمد. این فیلم از آن زمان همچنان در گیشه به فروشش ادامه داده و این هفته که پنجمین هفته اکرانش را پشت سر گذاشت به فروش ۱۰۰ میلیون دلار دست یافت. فروش فیلم در سراسر جهان در این مدت ۱۸۷ میلیون دلار بوده است.

    این فروش برای دوران پاندمی قابل قبول بوده است. فروش هفته افتتاحیه «گشت و گذار در جنگل» بالاتر از «هرج و مرج فضایی» با فروش ۳۱ میلیون، «گودزیلا در برابر کونگ» با فروش ۳۱ میلیون، «کروئلا» با فروش ۲۱ میلیون بوده است. با این حال فروش آن با «بیوه سیاه» که ۸۰ میلیون دلار در ۳ روز افتتاحیه فروخت یا «سریع و خشمگین ۹» که ۷۰ میلیون دلار فروخت قابل مقایسه نیست. با هزینه تولید ۲۰۰ میلیون دلاری این فروش به معنی موفقیت در دوران عادی محسوب نمی‌شد اما اکنون این فیلم هم به دنباله‌های دیزنی پیوسته است.

    قابل توجه اینکه فروش «بیوه سیاه» از اکران سینمایی و آنلاین کسب شد اما «سریع و خشمگین ۹» تنها در سینماها اکران شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ورایتی، ادامه‌ای بر فیلم ماجراجویانه دیزنی که برمبنای گشت و گذار در یک پارک تفریحی ساخته شده در دست ساخت قرار می‌گیرد. دیزنی با فروش ۱۰۰ میلیون دلاری فیلم «گشت و گذار در جنگل» در آمریکا این تصمیم را گرفت.

    به این ترتیب دواین جانسون و امیلی بلانت برای یک فیلم ماجراجویانه دیگر بازمی‌گردند تا نقش شخصیت‌های کاپیتان فرانک وولف و مکتشف شجاع دکتر لیلی هوتون را تکرار کنند.

    انتظار می‌رود کارگردانی فیلم دوم هم بار دیگر به ژائومه کولت-سرا سپرد شود. مایکل گرین که با همکاری گلن فیکارا و جان ریکوآ فیلمنامه فیلم اصلی را نوشتند فیلمنامه ادامه آن را هم می‌نویسد.

    «گشت و گذار در جنگل» ۳۰ جولای اکرانش را شروع کرد و علاوه بر آن در دیزنی پلاس هم به صورت آنلاین در دسترس قرار گرفت و با قیمت ۳۰ دلار به فروش رسید. در هفته افتتاحیه این فیلم فروشی ۳۴.۲ میلیون دلاری از نمایش در سینماها و فروشی ۳۰ میلیون دلاری از دیزنی پلاس به دست آمد. این فیلم از آن زمان همچنان در گیشه به فروشش ادامه داده و این هفته که پنجمین هفته اکرانش را پشت سر گذاشت به فروش ۱۰۰ میلیون دلار دست یافت. فروش فیلم در سراسر جهان در این مدت ۱۸۷ میلیون دلار بوده است.

    این فروش برای دوران پاندمی قابل قبول بوده است. فروش هفته افتتاحیه «گشت و گذار در جنگل» بالاتر از «هرج و مرج فضایی» با فروش ۳۱ میلیون، «گودزیلا در برابر کونگ» با فروش ۳۱ میلیون، «کروئلا» با فروش ۲۱ میلیون بوده است. با این حال فروش آن با «بیوه سیاه» که ۸۰ میلیون دلار در ۳ روز افتتاحیه فروخت یا «سریع و خشمگین ۹» که ۷۰ میلیون دلار فروخت قابل مقایسه نیست. با هزینه تولید ۲۰۰ میلیون دلاری این فروش به معنی موفقیت در دوران عادی محسوب نمی‌شد اما اکنون این فیلم هم به دنباله‌های دیزنی پیوسته است.

    قابل توجه اینکه فروش «بیوه سیاه» از اکران سینمایی و آنلاین کسب شد اما «سریع و خشمگین ۹» تنها در سینماها اکران شد.

  • «هرکول» دیزنی نمایش موزیکال می‌شود

    «هرکول» دیزنی نمایش موزیکال می‌شود


    تابستان آینده انیمیشن «هرکول» دیزنی در قالب یک تئاتر موزیکال روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از آسوشیتدپرس، انیمیشن «هرکول»‌ دیزنی که سال ۱۹۹۷ راهی پرده‌های نقره‌ای شده بود، تابستان ۲۰۱۹ به صورت نمایش موزیکال دیده خواهد شد.

    این نمایش در تئاتر عمومی شکسپیر در خیابان پارک نیویورک سیتی روی صحنه می‌رود.

    آلن مِنکِن آهنگساز قدیمی دیزنی و دیوید زیپل ترانه سرایی که نامزدی اسکار را در کارنامه دارد، ترانه‌های این موزیکال را نوشته‌اند.

    منکن ساخت موسیقی آثاری چون «علاءالدین»، «پری دریایی کوچولو» و «دیو و دلبر» را برای کمپانی دیزنی بر عهده داشته است.

    نمایشنامه این اثر توسط کریستوفر دیاز نوشته شده و طراحی اجرای آن را چیس بروک انجام داده است.

    این نمایش را لرد دی‌بسونه بنیانگذار و کارگردان تئاتر شکسپیر، کارگردانی خواهد کرد. «هرکول» در یک دوره محدود از ۳۱ آگوست تا ۸ سپتامبر ۲۰۱۹ روی صحنه می‌رود.

    هنوز اسامی بازیگران ذکر نشده است.

    طراحی صحنه این نمایش بر عهده دین لافری و طراحی لباس آن بر عهده آندرآ هود است. تیلر میکولو طراحی نور و کیا کارادا طراحی صدا را برعهده دارند.