برچسب: کمال هاشمی

  • دور جدید اجراهای تئاتر پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب آغاز شد

    دور جدید اجراهای تئاتر پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب آغاز شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، سالن «کُرهال» پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب از روز چهارشنبه ۱۸ مرداد پذیرای نمایش «لحظه‌ها و همیشه» به نویسندگی و کارگردانی کمال هاشمی شد.

    این اثر نمایشی با حضور مجتبی پیرزاده، شیوا فلاحی، نیلوفر بیرامی، ساعت ۱۹:۴۵ اجرا می‌شود.

    در خلاصه داستان «لحظه‌ها و همیشه» چنین آمده است: «من هرجایی رو که نگاه می‌کنم هست، از لحظه گذشته.»

    همچنین سالن «بلک‌باکس» این مجموعه تئاتری و موسیقایی نیز از ۱۸ مرداد میزبان نمایش «سندروم روسمر» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی داوود زارع شد که بر اساس نمایشنامه «روسمرزهلم» نوشته هنریک ایبسن شکل گرفته است.

    در این اثر نمایشی که ساعت ۱۹:۳۰ اجرا می‌شود، علی باقری، سعید چنگیزیان، اصغر پیران، ایمان صیاد برهانی، امین اسفندیار، به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان «سندروم روسمر» چنین آمده است: «یان روسمر کشیش معتمد شهر، یکسال پس از خودکشی همسرش به همراه ربکا وست در عمارت روسمر زندگی می‌کند؛ تا اینکه با ورود دکتر کرول حقایق تازه‌ای درباره‌ گذشته آشکار می‌شود.»

    علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این آثار نمایشی می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

    منبع

  • معرفی بازیگران و عوامل نمایش «لحظه‌ها و همیشه»

    معرفی بازیگران و عوامل نمایش «لحظه‌ها و همیشه»

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش «لحظه ها و همیشه» به نویسندگی و کارگردانی کمال هاشمی از ۱۸ مرداد ماه در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب روی صحنه می‌رود. در این اثر نمایشی که فروش بلیت آن آغاز شده است، مجتبی پیرزاده، شیوا فلاحی و نیلوفر بیرامی به ایفای نقش می‌پردازند.

    محسن جعفری و مهدی اشرافی تهیه کننده نمایش«لحظه ها و همیشه» هستند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: من هرجایی رو که نگاه می‌کنم هست، از لحظه گذشته.

    دیگر عوامل این اثر نمایشی نیز عبارتند از ویدیو آرتیست: پویان رنجبر، دستیار ویدیو آرتیست: ساحل سهرابی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: هلیا ‌جمالی‌جم، مجری صحنه: مهران ‌زاغری، طراح پوستر و بروشور: هلیا ‌جمالی‌جم، دستیار دوم کارگردان: مصطفی صالحی ریحانی، مدیر صحنه: مهدی ‌صفرزاده ‌خانیکی، عکاس: محبوبه فرج اللهی، جانشین تهیه کننده: مهدی ‌صفرزاده ‌خانیکی، مدیر تولید: شقایق ‌شعبانی، مشاور رسانه: مریم ‌رودبارانی، موشن گرافی: شایان ‌معماری، ساخت تیزر: پارسا زنوزی، گرافیست: هلیا ‌جمالی‌جم، همیاران گروه: پرنیا شمس، محمود خداوردی، مجری طرح: گروه فرهنگی هنری پارادوکس.

    منبع

  • «لحظه‌ها و همیشه» در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب

    «لحظه‌ها و همیشه» در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه، نمایش «لحظه‌ها و همیشه» به نویسندگی و کارگردانی کمال هاشمی از ۱۵ مرداد در سالن کرهال پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب ‌روی صحنه می‌رود.

    «لحظه‌ها و همیشه» این روزها در حال آماده‌سازی نهایی است، نگارش متن این نمایشنامه در سال ۹۸ به اتمام رسید و قرار است به تهیه کنندگی مهدی اشرافی و محسن جعفری روی صحنه برود.

    کمال هاشمی فعالیت تئاتری خود را از گروه تئاتر مهر شیراز در سال ۷۴ آغاز کرده است. از جمله نمایش های او می‌توان به «درهای نیمه باز»، «تو با کدام باد می‌روی؟» و «امروز روز خوبیست برای مردن» اشاره کرد. نمایش «تو با کدام باد می‌روی؟» که در سال ۹۶ در سالن مستقل تهران اجرا شد، تولید کشور سوئیس و برنده گرنت فستیوال بولوار سوئیس بوده است. نمایش «امروز روز خوبیست برای مردن» آخرین اثر این کارگردان، تولید مشترک فرانسه و بلژیک بوده که در سال ۹۷ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به اجرا در آمده است.

    به زودی بازیگران و سایر عوامل نمایش معرفی می شوند.

    منبع

  • نقدی بر نمایش امروز روز خوبیست برای مُردن، به کارگردانی کمال هاشمی

    نقدی بر نمایش امروز روز خوبیست برای مُردن، به کارگردانی کمال هاشمی

    تئاتر آنلاین: نمایش «امروز روز خوبیست برای مُردن» درباره مرگ و رستگاری فردی است و به گونه در پس یک ویرانی و زوال فردیت و هویت یک زن رستگار شده را بر ما نمایان می سازد و از آنجا که پرداختن به وجوه و ابعاد روحانی مهمترین بخش زندگانی هر انسانی است، می توان این نمایش را در زمینه تئاتر شهودی بررسی کرد.

    شاید ما به امر واقع گرا و واقع نما از منظر حسی نگاه بکنیم و با اشخاص و موقعیت ها ارتباطی حسی برقرار کنیم و با آنها همذات پنداری نیز کنیم و در نهایت با دیدن چنین آثاری دچار کاتارسیس (پاکسازی روان) شویم، ارسطو نخستین نگارنده این روال تئاتری است و استانیسلاوسکی آن را در متد بازیگری اش به سرحد بسامانی و کارآمدی رسانیده است. یک نوع دیگر از تئاتر که با تکیه بر ساختگی بودن رویدادها و در پرهیز از ارتباط حسی با اشخاص نمایش شکل می گیرد و در نهایت با ایجاد فاصله و گسست حسی منجر به ارتباطی منطقی و استدلالی خواهد شد که این تئاتر روایی خواهد بود و برتولد برشت سرآمد این مکتب تئاتری است. اما نوعی دیگر از تئاتر هست که اتفاقا نمونه های بارز و کارآمدش را می شود در تئاتر شرق جست­وجو کرد. این نوع تئاتر که انسان را از منظر والا می نگرد و حتی گاهی آن را قدسی می نماید، تئاتر شهودی نام می گیرد. تئاتری که به دنبال کشف و شهود از موقعیت هاست و می خواهد ما را بیشتر متوجه ابعاد پنهان وجود و رازآمیزی های هستی گرداند و از تئاتر نوی ژاپن گرفته تا کاتاکالی هند، اپرای پکن چین و تعزیۀ ایران و… اینها در خود نمونه های درخشانی از تئاتر شهودی را بارها ارائه کرده اند و نمونه هایی همانند «امروز روز خوبیست برای مُردن» نیز نمونه ای نوین و امروزی از شرایط نزدیک به تئاتر شهودی برخوردار است و از نام نمایش نیز مشهود است که در این روز مرگی رُخ می دهد و از لحن این جمله نیز بیشتر برمی آید که اگر مرگی هست با گزینش و دلبخواهی به سراغش خواهند رفت. چنانچه در ایثارگری ها و جانثاری ها نیز برخی خودخواسته در کام مرگ فرو می روند و این گزینش همواره به نیکی و بزرگی یاد شده است.

    جهان والا

    در نمایش «امروز روز خوبیست برای مُردن» ما با جهان والا در ارتباط هستیم چنانچه از آغاز نمایش نیز یلدا زیر آوار است و انگار هنوز نیمه جان و به جای آنکه آرزویش نجات از زیر آوار باشد، گزینش مرگ در چنین روزی است بنابراین مرگ اندیشی و مرگ خواهی به عنوان امری مهم در روال زندگی ما را در این سیر نمایشی به دنبال خواهد کشانید. در این مسیر هویت دوباره یلدا برایمان آشکار می شود. دختری که از کودکی و زمان جنگ از ایران مهاجرت کرده و حالا برای فروش خانۀ پدری اش به ایران آمده اما به طور ناگهانی با یک مهمان ناخوانده در آنجا همراه می شود. زنی به نام مونا که جنگزده و آبادانی است و پس از سالها زندگی در شیراز برای یافتن آرامش به تهران آمده و حالا در این خانۀ رو به ویرانی زندگی می کند. این خانه را بنگاه محل اجاره داده و مونا در برابر این مالک ناگهانی حالت عصبانی و هجمه ای می یابد. بنابراین یلدا می رود که فردایش با سند خانه برگردد و این خود دیباچه ای است برای آشنایی و اینکه حالا یلدا دوربین اش را در برابر بیگانه ای بگیرد که هر لحظه برایش آشناتر می شود و البته در آغاز مونا مخالف دوربین بوده اما وقتی متوجه می شود که یلدا فعلا از فروش خانه پشیمان شده، در برابر دوربین از خود و خانواده و آوارگی هایش در همه این سالها می گوید. انگار او دریچه ای می گشاید رو به همه دردهای موجود و به گونه ای یلدا را با مفهوم زندگی آشنا می گرداند و زمینه تلاطم و تحول را ایجاد می کند و چه بسا با رفتن ناگهانی مونا، دیگر یلدا عزمش را جزم می کند به ماندن و اوست که آستین همت بالا می زند برای آبادانی دوباره خانه اش… بی خبر از سرنوشت که این گونه برایش رقم می خورد، اینجا خانه ابدی اوست.

    حالت القاگر

    نمایش در ساختار نیز به گونه ای است که همه چیز حالت القاگر بیابد و بتواند ما را در فرآیند تلقینات رو به پیش مسحور خویش گرداند؛ انگار ما نیز در روال رو به پیش یلدا، از درک مفهوم انسان دردمند یا ژرفا بخشیدن به زندگی در شرایط سخت و ناهموار، از بسیاری توهمات و لذت ها و وسوسه ها باید به ناگهان چشم بپوشانیم و خود را در مسیری قرار دهیم که در آن مرگ اوج و عروجی است که بی چون و چرا برای همۀ انسانها خواهد بود و این شتری است که روزی یا شبی در خانه هر یک از ما خواهد نشست و چه بهتر که ما نیز با فهم و ذوق مرگ را به سوی خود بخوانیم یا مرگ درنگی باشد برای پیش گیری از بیهوده ای که زندگی ما را دچار کژ راهه های بسیار خواهد کرد و چه بهتر که در این توفانی شدن ها به دنبال آرامش بی پایان باشیم. اینها همان حس و حال های موجود است که در برخورد بازیگران و ماهیت تصویری و کلامی و درواقع برخورد و درهم تنیدگی سینما و تئاتر پیش رویمان قرار می گیرد. ذهن از منظر تصاویر و سینما ما را دچار کنکاشی سیال می کند و ما در جهانی سیر خواهیم کرد که در آن خیلی ساده و حتی در مواردی خیلی پیش پا افتاده چیزهایی را می بینیم که در آن زندگی باید مفهوم داشته باشد چنانچه درخت نارنج درآن خانۀ ویران و موریانه زده ریشه گرفته است و نیازمند آب بسیار است تا به میوه و عطر دلنشین فرجام یابد.

    سینما ابزاری است برای نشان دادن واقعیت های آشکاری که زودگذر است و ما را در تلاطمات روحی و روانی شخصیت دچار دگرگونی و فهم دقیق تر روابط انسانی می کند و به مرور ما را نیز دچار تلاطم و درواقع درک ژرفای وجود خواهد کرد. کلمات افسونگرند اما ساده و صمیمی در روال بازی ها ما را افسون می کنند. نوعی بازی ها مینیاتوری است که باید در مکتب شیراز و برگرفته از شیوه مخصوص امیررضا کوهستانی دسته بندی اش کرد. کمال هاشمی دستیار و شیوا فلاحی بازیگر کارهای آغازین امیررضا بوده اند و درک درستی از این شیوه بازیگری و در نهایت جلوه گری میزانسن های کم تحرک و آرامش بخش داشته اند. نوعی مواجهه که زبان حالش تلقین و بیداری روحی و روانی را به دنبال خواهد داشت. ترکیب بندی هایی که در آن افسونگری در مدار هیپنوتیزم کلمات و تصاویر ممکن خواهد شد. بازیگران هم در نرمای وجود خویش در مدار این افسون شدگی و بی اراده دارند این بازی را به ما نمایان می سازند. کم تحرک و کم حرف می نمایند چون دیگر حرف زدن ها هم آن حس و حال های هیجانی را برنمی انگیزد بلکه ما را با کم مایگی درازای کلماتی همراه می کنند که انگار هیچ چیزی نیست و رخدادی را به چالش نمی کشند.

    مرکز ثقل

    شیوا فلاحی دیگر مرکز ثقل کارهای کمال هاشمی شده و به درستی می تواند ذهن و روان مخاطبان را در این تلاطم روحی به بازی بگیرد و نگذارد از این راه بلند و بی پایان به بیرون نگاهی بیندازد، باید که همه هوش و حواسش به دنبال کردن همین راهی باشد که فلاحی در نقش یلدا برایمان تدارک می بیند. او دارد مرگ را بازی می کند و یا آهسته آهسته به دنبال مرگ می رود. این مرگ خود خواسته از یک نقطه ای که آوار را بر سرش می بینیم و لمس می کنیم که این دگرگونی ها دارد پایان خوبی می یابد و خیری هست در تکامل این فرد، به نوعی دارد رستگاری فردی اش را نمایان می کند بی آنکه بخواهد انکار کند که در آن بیرون، رستگاری اجتماعی ممکن نیست و با رفتن مونا، انگار همه چیز با همان آوارگی ها، فقر زدگی ها و بیچارگی ها دنبال خواهد شد و تنها یلداست که در بلندای نامش که یک شب بلند و بی مانند را تداعی می کند که در آن سرور و شادکامی روی می دهد، مرگش نیز بیانگر چنین حال و هوایی است. مرگی که در آن، آغاز و زایش دوباره ای خواهد بود که انسان می تواند به معنای دقیق تر خویشتن نزدیک شود.

    سارا سجادی هم نویسنده بوده در این نمایش در کنار جمال و کمال هاشمی که هر دو برادر به درستی نویسندگی خلاق را در پیش گرفته اند، و حتی از نفر سومی که یک زن است خواسته اند در این بازی همراهی شان کند که بتوانند زنانگی بسامان تر را در روابط و دیالوگ ها و تک گویی های مونا و یلدا جاری سازند. هم او نقش بازیگری را بازی می کند که درواقع نقش دشواری نیزدارد. کار او سخت است برای اینکه باید در برابر دوربین مختصری از زندگی اش را بگوید که هیچ آدمی را تاب شنیدنش نیست. یک کودکی سرشار از خوشبختی در آبادان که با هجوم هواپیماهای جنگی و بمباران این شهر از بین می رود. اینها جنگزده اند و به شهر شیراز پناه می برند، شهری که در آن باید ریشه بگیرند اما نمی گیرند. پدری که در این شهر می میرد و مادر را دچار جنون می کند که دست به خودکشی بزند یا در تیمارستان نگهداری شود چون خواسته دخترش را بکشد! عشقی که باید در همان آغاز به دلیل بی خانمانی مونا از بین برود و بعد هم تنهایی و تداوم آوارگی در تهران! همین کلمات و روایت دیگر اتکایشان به یک قصه خطی نیست بلکه در مدار رنج هایی است که باید لمس و باور شود. اگر بازیگر این زندگی را نفهمد از بار شهودی کلمات و درواقع سنگینی درد حامل روایت ها کاسته خواهد شد. بنابراین بازیگر شاید به ظاهر بی تفاوت و درواقع در باطن دردمند به این روایت ها هویت می بخشد و فضا را اشباع میکند از حس و حالت هایی که هم یلدا و هم ما را متاثر می گرداند.

    مفهوم تئاتر

    داد و دهشی درمی گیرد این همان مفهوم دقیق تئاتر است که در اکنون بودنش هیچ شک و تردیدی نیست و از سوی دیگر در مدار تلاطمات، ما دچار چالش های درونی تر و ذهنی تر خواهیم شد تا اینکه بخواهیم دچار واقعیت های خطی و نمایشی شویم. این نوع مواجهه فراتر از حس و عقل ما را دچار تلاطم و درک روحی و روانی از یک رویداد خواهد کرد و در پایان نیز مرگی که خاستگاه هر نوع تراژدیی هست رقم خواهد خورد و فرجام یلدا قهرمان اصلی مرگ است؛ مرگی که در یک اوج رقم می خورد و در فرود و گره گشایی اش پذیرش آن مرگ خیلی ناب و شیرین اتفاق می افتد و ما نیز چون یلدا پذیرای چنین مرگ راحتی با رویاهای دنباله دار خواهیم شد. البته این مرگ برای کمتر کسی رُخ می دهد اما هستند کسانی که به هر تقدیر دچار سرنوشت زیبا خواهند شد و می دانیم در مدار دنیا و زندگی دنیوی چنین چیزی یافت نمی شود.

    ایران تئاتر- رضا آشفته

  • «امروز، روز خوبی‌ست برای مردن» در پایان راه

    «امروز، روز خوبی‌ست برای مردن» در پایان راه

    نمایش «امروز، روز خوبی‌ست برای مردن» هفته پایانی اجرای خود را در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر سپری می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «امروز، روز خوبی‌ست برای مردن» به کارگردانی کمال هاشمی تولید سال ۲۰۱۷ است و از تلفیق ۲ مدیوم تئاتر و سینما شکل گرفته که بنا به ضرورت متن از این فرم اجرایی استفاده شده است.

    در این نمایش از یک پرده ترنس پرنت استفاده می شود و تلاش شده است که در عین هویت مستقل هر مدیوم، ترکیب جدیدی به دست آید.

    «امروز، روز خوبی‌ست برای مردن» به تاثیرات جنگ بر نسل‌های مختلف اشاره دارد و تا ۳۰ شهریور هر شب ساعت ۲۱:۱۵ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

    عوامل این اثر نمایشی عبارتند از کارگردان: کمال هاشمی، تهیه کننده: سیدمحمد منقا، مدیرتولید: شقایق شعبانی، نویسنده: جمال هاشمی، کمال هاشمی، سارا سجادی، بازیگران: شیوا فلاحی، سارا سجادی، طراح لباس: آتوسا قلمفرسایی، صدا و موسیقی: آنکیدو دارش، نور و ویدئو: امین باقری، طراح صحنه: نوشین نجفی، مهدی زارعی، طراح گریم: سارا ولی زاده، طراح پوستر و بروشور: مهدی طالقانی، دستیاران کارگردان: آوا صالحی، محمدرضا خاکی، مدیر صحنه: سجاد طاهری، مشاور حرکتی: امیر امیری، عکاس: رضا جاویدی، شهرزاد شعبانی.

  • تاثیر جنگ بر زندگی ۲ دختر مهاجر روایت می‌شود/ روز خوبی برای مردن

    تاثیر جنگ بر زندگی ۲ دختر مهاجر روایت می‌شود/ روز خوبی برای مردن


    کارگردان «امروز روز خوبیست برای مردن» عنوان کرد در این نمایش تاثیر جنگ روی زندگی ۲ شخصیت نمایش که هر یک به نوعی مهاجرت کرده‌اند، به تصویر کشیده می‌شود.

    کمال هاشمی کارگردان نمایش «امروز روز خوبیست برای مردن» که به تازگی اجرای خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است در این باره به تئاتر آنلاین گفت: این اثر نمایشی که تا ۳۰ شهریور ماه در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است به تاثیرات جنگ روی زندگی ۲ کاراکتر اصلی نمایش می‌پردازد.

    وی ادامه داد: ساختار اجرایی نمایش تلفیقی از ۲ مدیوم تئاتر و سینماست و کار به شیوه ای مستندگونه روایت می‌شود به این ترتیب که انگار یکی از کاراکترها در حال ساخت مستندی از زندگی شخصیت دیگر نمایش است و در این میان گذشته این ۲ و اتفاقاتی که برایشان رخ داده است نیز مرور می‌شود. به دلیل ضرورت متن و داستانی که روایت می‌شود از ویدئو پروجکشن در کار استفاده شده اما این استفاده به شیوه‌ای متفاوت که کمتر دیده شده به کار گرفته می‌شود.

    هاشمی درباره داستان نمایش توضیح داد: در این نمایش ملاقات ۲ دختر در یک مکان که یکی از آن‌ها مهاجر جنگ زده است و دیگری در دوران جنگ به کشوری دیگر مهاجرت کرده باعث می‌شود که تاثیرات جنگ روی زندگی ۲ نفر که هرکدام به شکل متفاوتی مهاجرت کرده‌اند، به تصویر کشیده شود. مونا یک دختر جنگ‌زده است که در ادامه ماجراهایی که برایش اتفاق افتاده، در خانه‌ای مخروبه و خالی از سکنه زندگی می‌کند. یلدا که در زمان جنگ به همراه خانواده‌اش به کشوری دیگر مهاجرت کرده، به ایران می‌آید که خانه پدری‌اش را بفروشد. او تصمیم می‌گیرد که برای آخرین بار خانه را ببیند و از آن فیلم بگیرد که در خانه با مونا مواجه می‌شود. مونا سوژه خوبی برای فیلمش است …

    وی در پایان درباره حضور این نمایش در فستیوال‌های خارجی بیان کرد: این نمایش پیش از این در سال ۲۰۱۷ در فستیوال واگاموندس در شهر مولوز فرانسه و همچنین در سال ۲۰۱۹ در مرکز هنرهای زیبایی بروکسل «بوزار» اجرا شده است که این ۲ اجرا به سفارش مشترک این فستیوال و مرکز بوده است اما در اجرای ایران تهیه کنندگی اثر بر عهده خود گروه است.

    نمایش «امروز، روز خوبیست برای مردن» نوشته جمال هاشمی، کمال هاشمی و سارا سجادی به کارگردانی کمال هاشمی از ۱۰ شهریورماه ساعت ۲۱:۱۵ در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است. بازیگران این نمایش شیوا فلاحی و سارا سجادی هستند.

  • «تو با کدام باد می روی» به ایران رسید

    «تو با کدام باد می روی» به ایران رسید

    نمایش «تو با کدام باد می روی» به کارگردانی کمال هاشمی که این روزها در تئاتر مستقل تهران اجرا می شود، به موضوع مهاجرت در معنایی کلی می پردازد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، کمال هاشمی کارگردان نمایش «تو با کدام باد می روی» به نویسندگی جمال هاشمی که این روزها در تئاتر مستقل تهران اجرای عمومی خود را آغاز کرده است درباره موضوع این اثر نمایشی به مهر گفت: ۵ سال پیش ایده این نمایش از داستان هایی که درباره مهاجرت و سفرهای غیرقانونی می شنیدم در ذهن من شکل گرفت. ۲ سال درگیر این ایده بودم و در گام بعدی نگارش آن را به برادرم جمال هاشمی سپردم.

    وی ادامه داد: در روند نگارش نمایشنامه در سال ۲۰۱۵ بودیم که فستیوال بولوار در شهر فریبورگ سوییس فراخوانی را با موضوع مهاجرت منتشر کرد و ما هم کار را برای فستیوال ارائه دادیم. خوشبختانه از میان ۴۳۲ اثر متقاضی، نمایش «تو با کدام باد می روی» پذیرفته شد و فستیوال در مقام تهیه کننده اثر حضور پیدا کرد. بعد از آن نمایش «تو با کدام باد می روی» با درخواست هایی که وجود داشت در فستیوال های دیگری در اروپا نیز به صحنه رفت.

    این کارگردان تئاتر با اشاره به اینکه نمایش دارای چهار شخصیت ایرانی و یک شخصیت افغانستانی است، توضیح داد: موقعیت نمایش اینگونه است که این ۵ شخصیت از ۶ مرز عبور کرده اند و در حال گذراندن از مرز هفتم که ناکجاآباد است، هستند. کار به مفهوم مهاجرت به معنای کلی اش می پردازد. این مرز هفتم نیز به نوعی ارجاع به خوان هفتمی است که اسفندیار در شاهنامه فردوسی قصد عبور از آن را دارد.

    هاشمی درباره دلایل اینکه چرا طی ۲ سال گذشته نمایش «تو با کدام باد می روی» را در ایران اجرا نکرده است، یادآور شد: شرایط برای اجرا در ایران به گونه ای بود که همکاری مناسب از سوی سالن های نمایشی اتفاق نمی افتاد. ۲ سال پیش نیز برای اجرای این اثر در ایران اقدام کردیم ولی چون سالن ها به دنبال پارامترهای دیگری به جای شایستگی اثر هستند، این شرایط برای ما مهیا نشد.

    کارگردان «تو با کدام باد می روی» افزود: مدیریت تئاتر مستقل تهران چون از فعالان تئاتر هستند و دغدغه تئاتر دارند، این فرصت را برای اجرا نمایش مهیا کردند.

    وی درباره بازخورد مخاطبان از اجرای «تو با کدام باد می روی» اظهار کرد: ما تا کنون سه اجرا داشتیم و بازخوردهای خوبی از مخاطبان دریافت کردیم. افتتاح اجرای عمومی نمایش نیز با حضور رایزن فرهنگی کشور سوییس به عنوان تهیه کننده کار و نادر مشایخی انجام شد.

    نمایش «تو با کدام باد می روی» با بازی کاظم سیاحی، محمد عباسی، شیوا فلاحی، سونیا سنجری و حامد نجابت ساعت ۱۹:۳۰ در تئاتر مستقل تهران به صحنه می رود. این نمایش تا اواخر اردیبهشت ماه به اجرای عمومی خود ادامه می دهد.

    آنکیدو دارش طراح صدا و آهنگساز، نگار نعمتی طراح لباس، مهرداد متجلی عکاس، مازیار تهرانی طراح پوستر و بروشور و سارا سجادی مدیر پروژه نمایش «تو با کدام باد می روی» هستند.

  • کاظم سیاحی از مهاجرت می گوید

    کاظم سیاحی از مهاجرت می گوید

    گروه بازیگران نمایش «تو با کدام باد می روی؟» به کارگردانی کمال هاشمی اعلام شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، کاظم سیاحی، محمد عباسی، شیوا فلاحی، سونیا سنجری و حامد نجابت در نمایش «تو با کدام باد می روی؟» به ایفای نقش می پردازند.

    این نمایش نوشته جمال هاشمی و به کارگردانی کمال هاشمی است که به موضوع مهاجرت می پردازد و قرار است از ۲۲ فروردین ماه ساعت ۱۹ در تئاتر مستقل تهران روی صحنه برود.

  • «تو با کدام باد می‌ روی» اثری که در ایران اجرا نشده است

    «تو با کدام باد می‌ روی» اثری که در ایران اجرا نشده است

    نمایش «تو با کدام باد می روی» به کارگردانی کمال هاشمی در قالب توری اروپایی در سه شهر کشور فرانسه به صحنه رفت و در ادامه این تور در کشور بلژیک به صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «تو با کدام باد می روی» به نویسندگی جمال هاشمی و کارگردانی کمال هاشمی از ۳ ژانویه (۱۴ دی ماه) در قالب توری اروپایی، اجرای خود را در ۳ شهر کشور فرانسه آغاز کرد. این نمایش در روزهای ۵ و ٦ ژانویه (۱۶ و ۱۷ دی ماه) در شهر آراس کشور فرانسه در ۲ اجرا به صحنه رفت. در ادامه نمایش «تو با کدام باد می روی» در روزهای ١٢ و١٣ ژانویه (۲۲ و ۲۳ دی ماه) در شهر مارسی ۲ اجرا داشت.

    همچنین این نمایش در روزهای ۱۷ و ۱۸ ژانویه (۲۷ و ۲۸ دی ماه) در شهر مولوز کشور فرانسه نیز در قالب ۲ اجرا به صحنه رفت.

    نمایش «تو با کدام باد می روی» قرار است در ادامه تور اروپایی خود، روزهای ۲۷ و ۲۸ ژانویه (۷ و ۸ بهمن ماه) در شهر بروکسل کشور بلژیک نیز ۲ اجرا داشته باشد.

    این نمایش پیش از این و در سال ۲۰۱۵ در فستیوال بین المللی تئاتر بولوار سوئیس که هر ساله در یک فراخوان بین المللی موضوعی را مطرح می کند و پذیرای ایده های مرتبط با موضوع است، حضور داشت. نمایش «تو با کدام باد می روی» تنها اثر برگزیده از آسیا و جزو ٧ اثر برگزیده این فستیوال در سال ۲۰۱۵ بود.

    این نمایش با حضور بازیگرانی چون کاظم سیاحی، محمد عباسی، شیوا فلاحی، سونیا سنجری و حامد نجابت اجرا می شود و آنکیدو دارش طراحی صدا و ساخت موسیقی اثر را بر عهده دارد.

    نمایش «تو با کدام باد می روی» علیرغم حضور بین المللی موفق خود، هنوز در ایران در قالب اجرای عمومی به صحنه نرفته است.