حسین کیانی – تئاترآنلاین، نمایش «مجلس توبهنامهنویسی اسماعیل بزاز» نوشته حسین کیانی، به کارگردانی کارن کیانی و با بازی بهروز پناهنده از پانزدهم فروردین ۱۴۰۳ در تالار کوچک مولوی، ساعت ۱۹ به اجرا در می آید.
حسین کیانی در ارتباط با جدیدترین نمایشنامهاش یادداشتی با عنوان «اولین نمایشنامه حسین کیانی در شکل مونودرام یا تکگفتار و مهمتر از آن، نخستین اجرای نمایشی کارن کیانی» منتشر کرده که به شرح زیر است:
من به جز نمایشنامهی زنانهی «زبان اموات» که پنج سال پیش نوشتم و هنوز بخت اجراشدن نیافته، نمایشنامهی دیگری برای یک تک اجراگر ننوشته بودم. کاری که همیشه وسوسهی آن را داشتم اما بنا بر دلایلی چند از انجام آن سر باز میزدم و شانه خالی میکردم.
سال ۹۷ به پیشنهاد مدیر وقت تماشاخانهی ایرانشهر برای نوبت اجرا، دست به کار نوشتن تکاجراگری زنانهی «زبان اموات» شدم اما بازیگری برای تمرین نیافتم و نوبت از دست رفت.بجز این، شورای نظارت وقت هم اجازه اجرای نمایشنامه را نداد.
گذشت تا سال گذشته و پیشنهاد دوست هنرمند و کارگردانی، برای اجرایی در دومین جشنواره ی چندرسانهای میراث فرهنگی، که گرفتاری خودم اجازه ی حضور به عنوان کارگردان را نداد و صحبت از کارگردانیِ کارن کیانی با همان دوست کارگردان پیش آمد. تصمیم بر این شد که نمایشنامهای تک اجراگر بنویسم و به کارن بسپارم.
کارن از سال ۹۴ به صورت مستقیم در گروه نوازندگان نمایش «مضحکهی شبیه قتل» سالن اصلی کارش را شروع کرد و طی این سالها در نمایشهای «گروه تیاتر سعدی»-سال 95 ،«همسایه آقا »-سال۹۵ ، «روز عقیم»-سال۹۶، «چشم به راه میرغضب» ، «پروین»-سال ۱۴۰۱ در بخشهای گوناگون اجرایی کارکرد تا نوبت به دستیار اولیاش در نمایش «کافه کات» سال گذشته رسید.
پس از آن دستیار اولیاش در نمایش “ط” کار موفق مجید رحمتی و بعد هم نخستین کارگردانیاش که دیگر وقتش رسیده بود، بیگمان پشتیبانی گروه و شخص من مسیر را هموار کرده. اما تلاش بی وقفهی خود او به عنوان کسی که زادگاهش و پایگاهش تئاتر بوده در تجربه کردن و سپس پیگیری تئوریک، خوانشی و دانشی تئاتر و سینما خودش سببساز به اجرا رسیدن نخستین اثر صحنهای اش بوده است.
امیدوارم اجرای او که با اجراگری حرفهای بهروز پناهندهی هنرمند و همراهی چند جوان هنرجوی با استعداد در کنار گروه حرفهای چریکه همراه است، بالاخره ترس من را از نوشتن مونودرام و شیوهی تکنمایشگری کمتر کند. و امیدوارتر شوم به نوشتن چند نوشتار نمایشی تکاجراگرانهی دیگر بر اساس زندگی هنرمندان تئاتر ایران. که به نظرم به گردن هر نمایشنامهنویس، نمایش ساز و نمایشگری است که دربارهی تاریخ سوگناک و تاسفبار هنر نمایش ایران و سرگذشت اندوه بار نمایشسازان و نمایشنویسان و نمایشگران رنج دیده، کام ندیده و قدرنشناختهی آن بخواند، بنویسید و بسازد.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، محسن سوهانی، مدیر رادیو نمایش در گفتوگویی ضمن تاکید بر تولید کارهای نمایشی و برنامههای ویژه نوروز، از ساخت یک مجموعه نمایشی ریتمیک و موزیکال که در آن از نوشتههای زندهیاد علی حاتمی استفاده شده است در رادیو خبر داد.
او با اشاره به تولید این مجموعه توضیح داد: ما به رسم هر ساله سعی میکنیم نو به نو شویم و کارهای جدیدی را آماده کنیم؛ امسال هم از لحظه سال تحویل تا ایام ماه مبارک رمضان آثار و سریالهای مختلفی خواهیم داشت.
سوهانی در این زمینه با اشاره به تولید نمایش «خاتون ترنج» توضیح داد: به تازگی قرار است یک کنسرت نمایش موزیکال را در رادیو برای اولین بار داشته باشیم که توسط قربان نجفی ساخته میشود.
به گفته او این نمایش بر اساس یکی از متنهای زندهیاد علی حاتمی است که تاکنون کار نشده بود. بر این اساس سعی کردند در قالبی جذاب و شاد آن را به اجرا دربیاورند و برای نوروز آماده کنند.
سوهانی در ادامه از چالشهای مرکز هنرهای نمایشی رادیو گفت و بیان کرد: این مرکز یکی از قدیمیترین مجموعههای فعال سازمان صداوسیماست. این مجموعه تنها حوزهای است که هنرمندان و چهرهها یا کارمند آن هستند یا مستقیم با مجموعه کار میکنند. یکی از جنبههای کار ما مدیریت این مجموعه است. به عنوان نماینده هنرمندان معتقدم آنها باید دغدغههایشان را بگویند، واقعا به اندازه جایگاهشان قدر نمیبینند و معتقدم صداوسیما خیلی بیش از این باید اینها را تکریم کند.
وی در پایان گفتوگوی خود درباره سلبریتیزم و استفاده صداوسیما از هنرمندان به شکل هدفمند هم نکاتی را بیان کرد و گفت: واژه «سلبریتیزم» را که از فرنگ آمده و حتی معادل فارسی برای آن نداریم، میتوان به جهت محتوایی برای چهرههای مشهور در صنعت سرگرمی به کار برد. مدیریت این چهرهها موضوع پُرمناقشهای است و حرف و حدیث درباره آن زیاد وجود دارد. همه جای دنیا یک چهارچوب ارتباطی به عنوان ائتلاف مرجع وجود دارد. شما برای اینکه گفتمانسازی کنی، فرهنگسازی کنی و بر روی جامعه و افکار عمومی اثر بگذارید از آنها باید درست استفاده کنید و همه جای دنیا این کار را میکنند. هیچ جای دنیا نه اینگونه است که سازمانهای رسانهای چهرهها را به حال خودشان رها کنند و نه این گونه است که قلع و قمعشان کنند. در نتیجه مدیریت درست و متعادل و هدفمند چهرهها مهمترین بستر راهبردی پیشروی سازمان صداوسیماست. تلویزیون راهبرد چه گفتن را میداند اما مسئله ما چگونه گفتن است؛ آن هم در جهانی که خیلی پیچیده شده است، در جهانی که مخاطب ما منفعل نیست و قدرت دارد.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین مراسم افتتاحیه چهلودومین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، شامگاه یکشنبه یکم بهمن در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد.
محمود سالاری (معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)، کاظم نظری (مدیرکل هنرهای نمایشی)، مهدی حامدسقایان (دبیر جشنواره)، اسرافیل فرجاللهی (مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی ایران)، غلامرضا نعمتی (معاون اجرایی ادارهکل هنرهای نمایشی)، اسماعیل خلج، داوود فتحعلیبیگی، جلیل فرجاد، هوشنگ توکلی، میکائیل شهرستانی، بهرام ابراهیمی، محمود فرهنگ، مسعود فروتن، فرهاد بشارتی، ایوب آقاخانی، احمد جولایی و جمعی دیگر از هنرمندان، ازجمله حاضران این مراسم بودند.
در حاشیه مراسم افتتاحیه جشنواره بین المللی تئاتر فجر، تئاترآنلاین به گفت و گویی کوتاه با «ایوب آقاخانی» برنده بهترین کارگردانی بخش تئاتر تلویزیونی جشنواره تئاتر فجر 42 پرداخت. آقاخانی در این مصاحبه از تاثیر تله تئاتر و تئاتر تلویزیونی بر مخاطبین دور از شهرهای بزرگ گفت.
شما میتوانید ویدئوی کامل این مصاحبه را از کانال یوتیوب تئاترآنلاین ببینید.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، دومین نمایشگاه رصتا با هدف ایجاد همگرایی و همافزایی بین فعالین و ذینفعان و حمایتکنندگان رسانههای صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی از ۱۰ تا ۱۲ دی ماه ۱۴۰۲ در مصلای امام خمینی(ره) برگزار شد.
در این نمایشگاه رسانه خبری «تئاترآنلاین» در همکاری با رسانه «سلام سینما» به مصاحبه با اهالی تئاتر، فرهنگ و رسانه پرداخت.
در سومین قسمت از سری مصاحبههای تصویری دومین نمایشگاه ملی رصتا، الهام حسینی از رسانه تئاترآنلاین به گفتگو با جواد قارایی، تهیهکننده، کارگردان و مستندساز «ایرانگرد» نشست.
در این مصاحبه جواد قارایی از چگونگی شروع ساخت مستند ایرانگرد، سختیهای این مسیر و دغدغهمندیاش برای ترویج فرهنگ سفر کردن و شناخت عمیق فرهنگ و اقوام ایران گفت.
ویدئوی کامل مصاحبه با آقای ایرانگرد را از کانال یوتیوب تئاترآنلاین ببینید.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از مشاور رسانه پروژه، نمایش «گناه مشترک» با تهیهکنندگی فرانک یوسفی و طراحی، نویسندگی و کارگردانی ماهیار چرمچی از اواسط آذر در پردیس تئاتر شهرازد روی صحنه خواهد رفت.
ماهیار چرمچی، نقاش، شاعر و کارگردان سینمای کوتاه است. تمام آثار این هنرمند چه در حوزه تصویر و چه در حوزه تجسمی بنمایههای اسطوره، فلسفه و روانشناسی دارند. او تاکنون نمایشگاههای انفرادی و گروهی بسیاری در گالریها و آرت فیرهای مختلف داخل و خارج از کشور برگزار کرده است.
چرمچی، پیش از این نمایشنامهخوانی «تاب بازی روی عرشه» را اجرا کرده ایت و تاکنون درمقام پرفورمر اجراهای زیادی در داخل و خارج از ایران داشته است.
او اینبار در جایگاه کارگردان نمایش، «گناه مشترک» را که مضمونی زنانه و فضایی وهم آور با نگاهی فلسفی و روانشناسانه دارد؛ به صحنه خواهد برد.
همچنین، فرانک یوسفی، تهیهکننده این نمایش، گوینده رادیو و مجری تلویزیون است که «گناه مشترک» را به عنوان دومین تجربه تهیهکنندگی خود پس از نمایش «شمعدونیها» در کارنامه هنریاش ثبت خواهد کرد.
بازیگران و عوامل نمایش گناه مشترک بهزودی اعلام خواهند شد.
به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، شهابالدین حسینپور کارگردان تئاتر که از ۵ سال پیش به دنبال اجرای نمایش «گالیله» بود و شرایط برای اجرای این اثر فراهم نشد، قصد دارد در جدیدترین تجربه خود، نمایش «سلام خداحافظ» نوشته آثول فوگارد را روی صحنه ببرد.
این نمایش که محمد امیر یاراحمدی دراماتورژی آن را بر عهده داشته است، از ۷ آذر در تالار حافظ اجرای عمومی خود را آغاز میکند.
طبق دراماتورژی انجامشده بخش زیادی از نمایشنامه فوگارد تغییر کرده است و نمایش به شکلی مدرن روی صحنه میرود.
«سلام خداحافظ» که تمرینهای آن بیش از ۲ ماه به طول انجامیده است، درباره رویاباختگی انسانها و شرایطی است که اجازه نداده به آرزوهایشان برسند. شهاب الدین حسین پور نمایش هایی مانند بیوه های غمگین سالار جنگ (1392) و طپانچه خانم(1396) را پیش از این نیز به صحنه برده است.
به زودی اخبار و اطلاعات مربوط به بازیگران و عوامل «سلام خداحافظ» منتشر می شود.
حوالی چهل روز پیش، همزمان با دومین جمعه ماه مهر، خبر درگذشت آتیلا پسیانی، جامعه غمزده هنری را غصهدارتر کرد و به گفته سحر دولتشاهی، پاییز را پاییزتر کرد.
به انگیزه چهلمین روز درگذشت این هنرمند، یادی میکنیم از او که زندگی کردن را خوب میدانست و با مرگش هم همه دوستانش را گرد هم آورد.
از فاصله درگذشت پسیانی تا به امروز جامعه هنری، دوستان عزیز دیگری را به آغوش خاک سپرده است و شگفت آنکه هر جان عزیزی که میرود، خاطره درگذشتگان قبلی را دوباره زنده میکند. اما اجازه بدهید برای آتیلا پسیانی آه و ناله نکنیم که خودش هرگز چنین مرام و مسلکی نداشت.
او در سالهای پر شمار فعالیتش هرگز نخواست نقش قربانی را بازی کند، به شیوه خود زندگی کرد و با آنکه آثار سبک و سیاق کارهایش مورد پسند برخی از هنردوستان و هنرمندان نبود اما هرگز به کسی باج نداد تا محبوبیتی دروغین به چنگ آورد. او برای اجرای هر اثرش به دل خود رجوع میکرد و آنچنان که خود گفته، بسیاری از نمایشهایش را با الهام از خوابها، رویاها و کابوسهایش به صحنه برد.
پسیانی اهل شو کردن نبود و علاقهای نداشت تا خود را فرهیختهتر یا روشنفکرتر از آنچه بود، نشان دهد. او خود خود خودش بود. حتی در موقعیتهای سادهای مانند گپ و گفتهای دوستانه، هرچند همیشه نسبت به زبان فارسی و استفاده به جای واژگان و عبارات، حساسیت زیادی داشت و در این زمینه تذکر میداد، اما هرگز با خشکاندیشی یا تعصب این کار را انجام نداد و همواره توصیههایش به رعایت قواعد درست زبان فارسی، شیرین و آمیخته با طنز ویژه خودش و عموما همراه با این عبارت بود که «فارسیتون رو خوب کنین!»
نسبت به محیط زیست و وضعیت آب و هوا حساسیتی جدی داشت ولی مانند یک کارشناس حرفهای درباره این موضوعات اظهار نظر نمیکرد و به کنشهای فردی خود به عنوان یک شهروند مسئول بسنده میکرد.
سالها پیش که آلودگی هوای تهران به اوج خود رسیده بود، در گفتگویی دوستانه با همان لحن طنزآمیز همیشگیاش گفته بود تاریخ بعدها از مابه عنوان سسلسله «سختجانان» یاد خواهد کرد که نه بحران بیآبی، نه کرونا و نه آلودگی هوا نتوانستند ما را بکشند!
در فضای حرفهای نیز همواره از حق خود دفاع کرد و در دورانی که امکانات تئاتر بسیار اندک و سالنهای نمایشی بسیار محدود بود، هرگز ژست مظلومنمایی به خود نگرفت. اهل قهر کردن هم نبود، او همیشه با کار، آشتی بود و حتی زمانی که معتقد بود حقش ادا نشده، نه آه و نالهای به راه انداخت و نه شکوه و شکایتی کرد. آتیلا پسیانی هرگز اهل نق زدن نبود و با تمام همتی که برای تحقق رویاهایش داشت، اما او نیز مانند هر انسان دیگری، آرزوهایی داشت که هرگز به آنها نرسید. پسیانی دوست میداشت تا در برج طغرل تئاتری اجرا کند که شرایط این کار هرگز فراهم نشد.
او که همیشه از تجربههای تازه استقبال میکرد، با آغوش باز به سالنهای تازه ساز تئاتر میرفت، جاهایی که کمتر کسی برای اجرای نمایش در آنها پیش قدم میشد و سکوت هر سالن ناشناختهای را با تئاترش میشکست و به تاریکی آن رنگی از نور و حیات میداد.
او که سالها پیش گروه تئاتر «بازی» را پایهگذاری کرده بود، همواره آرزو داشت تا این گروه سالنی برای خود داشته باشد و بتواند به طور مرتب برنامههایش را در آن اجرایی کند. با همین شوق بود که در راهاندازی کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر مشارکتی جدی داشت. به یاد دوران نوجوانیاش و به سبب عِرق و علاقهای که به کارگاه نمایش داشت، همین نام را برای این سالن برگزید. در قید و بند نبود که این سالن کوچک است یا بزرگ، برایش مهم بود که مکانی تازه به فضاهای تئاتر که تا ۱۰ سال پیش بسیار محدود بود، اضافه شود.
پس از آن نیز با اجرای یک پرفورمنس، تالار استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر را افتتاح کرد. مکانی که پیش از آن به عنوان سولهای در مجاورت خانه هنرمندان ایران شناخته میشد. او خطر میکرد و به گسترش تئاتر میاندیشید و به گفته آروند دشتآرای، آینده را میدید و لابد پیشبینی میکرد که روزی همکارانش برای اجرا در همین سالن ناشناخته، مدتها منتظر بمانند.
شاید پس ذهنش این بود خوب میشد اگر یکی از این مکانها به گروه تئاتر «بازی» اختصاص داده شود، شاید در گفتگوهای دوستانه یا معدود گفتگوهای رسانهای خود، اشاره ظریفی به این موضوع میکرد اما هرگز از این بابت گله و انتقادی نداشت و همواره تاکید میکرد مهم این است که فضایی تازه به تئاتر اختصاص پیدا کرده است.
آتیلا پسیانی با وجود این نامرادیها هرگز به خاطر مشکلات، زندگی را متوقف نکرد
شاید همپای زمان ندوید ولی اجازه نداد که موانع، فرصت کار را از او بگیرند. این چنین بود که در عمر نه چندان طولانی خود، فهرستی بلند بالا از تجربههای گوناگون ثبت کرد.
او برخلاف بعضی از ما، آداب زیستن را میدانست و به گواه تصاویری که از آخرین روزهای زندگیاش به جای مانده، خوب بلد بود با خندههای از ته دل، از بیرحمیهای زندگی انتقام بگیرد. شاید یادآوری این روحیه او برای امروز ما که به مشکلات گوناگون آمیخته شده، تلنگری کارساز باشد.
به گزارش رسانه خبری تئاتر آنلاین، صابر ابر «امشب به صرف بورش و خون » را که توسط مهدی یزدانیخرم با نگاهی به رمان «نازنین» شاهکار فئودور داستایوفسکی اقتباس شده است، روی صحنه میبرد.
«نازنین» با ترجمه یلدا بیدختینژاد توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است و یکی از شناختهشدهترین آثار نویسنده تاریخساز روس محسوب میشود که در سال ۱۸۷۶ در اوج پختگی و ۵ سال قبل از مرگش، آن را نوشت.
آخرین نمایشی که صابر ابر، 5 سال پیش و آذر 97 با آن به روی صحنه رفت نمایش «تن شوری» به کارگردانی رضا ثروتی بود.
حال صابر ابر در «امشب به صرف بورش و خون» در مقام بازیگر و طراح حضور دارد و امیرسپهر تقیلو مجری طرح این نمایش است.
اطلاعات تکمیلی اعم از تاریخ و مکان اجرا و همچنین عوامل «امشب به صرف بورش و خون» به زودی اعلام میشود.
به گزارش تئاترآنلاین، مراسم وداع با داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر امروز در مقابل تالار وحدت با حضور پرشور مردم و بزرگان و هنرمندان عرصه تئاتر و سینما برگزار شد.
مراسم رسمی بدرقه پیکر داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر راس ساعت۱۰ صبح با اجرای بهرام رادان برپا شد.
بر اساس این گزارش قبل از آغاز مراسم تشییع پیکر داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر که صبح ۲۶ مهر ماه برگزار شد، جمعی از مردم علاقهمند و هنرمندان با حضور در محوطه پهنه رودکی تالار وحدت آماده وداع شدند و ترانه «چرا رفتی؟» همایون شجریان و بخشی از موسیقی فیلم «سنتوری» تا پیش از آغاز مراسم پخش شد.
مونا مهرجویی فرزند این کارگردان هم در مراسم حاضر شد.
مراسم با اجرای بهرام رادان بازیگر همراه شد که در ابتدا از حاضران خواست به احترام ورود پیکر این فیلمساز و همسرش به پا خیزند. مسعود کیمیایی به سخنرانی پرداخت و از شدت تاسف نتواست به روی سن برود و سخنان کوتاهی را در بدرقه همنسل فیلمسازیاش داریوش مهرجویی مطرح کرد و گفت: نمیتوانم سخن بگویم، غیرممکن است از رفتن داریوش مهرجویی بگویم.
فرهاد آییش بازیگر سخنانش را با تسلیت برای قتل داریوش مهرجویی و همسرش آغاز کرد و گفت: استاد علی نصیریان در سفر هستند و پیامی را فرستادند. نصیریان در این پیام صوتی گفت: در بیماری با فکر و خیالت به سر میبرم. من فرو ریختم و بیخواب شدم. چه کنم؟ از اولین کار خلاقهات در کنارت بودم تا آخرین کار اما الان نیستم. ای مهر فرزانه! این چه روزگاری است؟!
بهمن فرمان آرا کارگردان هم در سخنانی گفت: داریوش جان قرار نبود این ملاقات اینجا انجام شود. ما کجا زندگی میکنیم؟ یکی از بزرگترین هنرمندان این مملکت باید سلاخی شود؟
وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: همانطور که مسعود کیمیایی گفت: «هیچ چیز نمیتوانم بگویم. چطور دوربین کار نکرد؟ دل ما شکسته است و هر هفته قرار است اینطور جمع شویم برای یک نفر دیگر که میرود؟» با این حال تشکر میکنم از اینکه آمدید.
علی مصفا (بازیگر) نیز در این مراسم با حضور در جایگاه، پیام فریار جواهریان (همسر سابق داریوش مهرجویی) و صفا مهرجویی را قرائت کرد.
فریار جواهریان (همسر سابق داریوش مهرجویی) نوشته بود: چطور میتوانم از شیفتگان داریوش تشکر کنم. چگونه چنین مرگ هولناکی برای داریوش و وحیده رقم خورد؟ دلم به این خوش است که نسلی جدید فیلمهایت را کشف میکند و معنای خاص خود را از آن پیدا میکند.
چند سال است مشغول نوشتن خاطراتی هستیم. خاطراتی که در آن خشم هم بود ولی حالا دیگر خشمی وجود ندارد و چه حیف که در هفت ماه گذشته با داریوش قهر بودم، نمیشود اینطور بدون خداحافظی بروی.دلم پیش موناست که یک شبه تنها شد. پیش صفا و مریم که چطور پدرشان را از دست دادند.
صفا مهرجویی فرزند مهرجویی نیز در پیام خود نوشته بود: دنیا یک پدر خوب و بزرگ را از دست داد. ای کاش سرنوشت جور دیگری رقم میخورد. من میدانم و مطمئنم که خاطره پدرم زنده میماند هم بخاطر آثارش و هم بخاطر زندگی شریفش. از صمیم قلب قدردان مردم و هنرمندان هستم که در غیاب من مراسم را برپا کردند.
بهرام رادان در ادامه پیامی از کیانوش عیاری کارگردان خواند که در بستر بیماری است و اعلام کرد که متاثر است از این اتفاق و از ویژگیهای داریوش مهرجویی گفت. عیاری در پیام خود نوشته بود: داریوش مهرجویی متبحرترین ترسیم کننده زندگی بود. او حتی در فیلمهای پیچیده و روشنفکرانهاش چنین ویژگی داشت. او با دانش و بینش خود میتوانست روایت مطلوبی از هر زندگی تصویر کند. این جنایت وحشتناک معمای تازه ای است که به زودی ابعاد آن برای مردم مشخص میشود.
در ادامه محسن امیریوسفی، رییس کانون کارگردانان پیام کانون کارگردانان را قرائت کرد که در بخشهایی از صحبتهایش متاثر شد و با گریه پیام را خواند.
او پیش از قرائت متن گفت: بعد از مرگ غمانگیز کیومرث پوراحمد در اول بهار، شاهد مرگ فجیع داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر در اول پاییز هستیم.
در بخشی از پیام کانون کارگردانان در مورد اتفاق تلخ مرگ داریوش مهرجویی و همسرش نوشته شده بود:
این شب پایان تلخی شد برای سینمای روشنفکری.
در این پیام از سینماگران مختلفی مانند تقوایی، کیارستمی، حاتمی و… نام برده و درخواست شده بود شرایط برای فیلمسازی همه فراهم شود.
کانون کارگردانان همچنین درخواست کرد که عاملین این حادثه در هر لباسی شناسایی و مجازات شوند. در بخشی دیگر بهرام رادان پیام صوتی دختر بزرگتر مهرجویی، مریم را پخش کرد.
همچنین در ادامه مرضیه برومند، مدیرعامل خانه سینما از مردم حاضر در مراسم که خواستار محاکمه قاتلان بودند، درخواست کرد که با آرامش و احترام بگذارند مراسم برگزار شود.او گفت: قرار بود پیامی نوشته شود تا من به عنوان مدیرعاملِ بدبختِ خانه سینما بخوانم ولی کسی نتوانست چیزی بنویسد. الان قاصرم از صحبت و عظمت دردی که خانه سینما به دوش میکشد. ما کارگردانی بزرگ و تأثیرگذارترین فیلمساز ایران را از دست دادیم. او باعث شد سازمان انتقال خون تاسیس شود آن هم در شرایطی که فیلم «دایره مینا» دو، سه سال ممنوع از پخش بود. فیلم «گاو» نیز همین طور بود. از مسئولان برای همراهی در این مراسم و مراسم آتیلا پسیانی قدردانی میکنم و از آنها میخواهم شرایط فعالیت جوانهای سینما را فراهم کنید.از اینها ( جوانان سینماگر) نترسید. بگذارید کارشان را بکنند. آستانه درد هنرمندان کم است ولی سیاستمداران آستانه تحمل بالایی دارند. وی تاکید کرد: ما اینجا ماندیم در مملکت خودمان باشیم. با ما خوب باشید آنوقت با اسراییل و رژیم صهیونسیتی هم میجنگیم.او خطاب به مونا مهرجویی هم گفت که آغوش ما همیشه برای تو باز است.
در آخر مونا مهرجویی دختر کوچکتر داریوش مهرجویی با تشکر از حاضران گفت: تنها احساسی که دارم این است که مامان و بابا کنارم ایستادهاند تا من نیفتم. امیدوارم قاتلین زودتر پیدا شوند. به قول بابام قاتلین بین ما هستند. در ادامه پیکر داریوش مهرجویی و همسرش به قطعه هنرمندان بدرقه شد.
به گزارش خبرگزاری تئاترآنلاین و به نقل از روابط عمومی کانون کارگردانان خانه تئاتر، عصر روز شنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۲ با دستور جلسه تغییر بند تعداد اعضاب هیات مدیره و رایگیری برای انتخاب اعضای هیات مدیره، مجمع عمومی و انتخابات این کانون در محل تماشاخانه جوانمرد خانه تئاتر برگزار شد.
بر اساس دستور جلسه با انتخاب هیات رئیسه سنی، شهرام گیلآبادی گزارش عملکرد دوره قبل را ارائه داد و مجمع به تغییربندی از آییننامه کانون کارگردانان مبنی بر تغییر تعداد اعضا هیات مدیره از پنج نفر به هفت نفر رای مثبت داد.
سپس نامزدهای هیات مدیره و بازرسی به ترتیب حروف الفبا به ارائه معرفی و برنامههای خود پرداختند.
بعد از فرایند رایگیری و شمارش آرا ترکیب هیات مدیره جدید کانون کارگردانان خانه تئاتر برای مدت ۲ سال به شرح زیر مشخص گردید.
۱. شهرام گیلآبادی
۲. احسان حاجیپور
۳. محمد رحمانیان
۴. حسین کیانی
۵. بهزاد فراهانی
۶. آرش دادگر
۷. هادی عامل
عضو اول علیالبدل: محمد میرعلیاکبری
عضو دوم علیالبدل: شیما اسدی
بازرس اصلی: احسان فکا
بازرس علیالبدل: مجید کریمی
به گزارش تئاتر آنلاین نمایش «اسکرین شات» به روزهای پایانی خود رسید. «اسکرین شات» که در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه میرود به سه روز پایانی خود رسید.
به گزارش مشاور رسانه نمایش اسکرین شات به نویسندگی و تهیه کنندگی سامان شمس و کارگردانی امیر عباسی که به علت استقبال مخاطبین تا دهم شهریور تمدید شده بود به سه روز پایانی خود رسید.
وی در مورد تمدید دوباره نمایش افزود: تمدید دوباره نمایش اسکرین شات بستگی به میزان استقبال مخاطبان در سه روز پایانی و شرایط پردیس تئاتر شهرزاد دارد.
امیرحسین رضازاده، حامد آرامی، امیرحسین همایونی، ستاره فلاح فرد، سحر قلباربند،حسین جاهد، رومینا کوهزاد و مرضیه ابراهیمی بازیگران «اسکرین شات» هستند. دیگر عوامل این نمایش عبارتند از دستیار کارگردان و برنامه ریز: سمیه قدیمی، مدیر اجرایی: حسین عباسی، منشی صحنه: مبینا گروسی، طراح صحنه: امیر عباسی، مدیر صحنه: معصومه پور نورام، طراح نور: علی حیدری قمصری، طراح صدا: حمید باباخانی، طراح لباس: ستاره فلاح فرد، طراح گریم: شانا زیوردار، طراح پوستر: واهب مصلحی فرد، عکاس: ندا رضایی، ساخت تیزر: علی گلزاری، مشاور امور رسانه: ناصر ارباب. در خلاصه داستان نمایش آمده است: فرض کنید در یک دورهمی، در کنار همسر و دوستانتان، مجبور شوید تمام محتویات تلفن همراهتان را با صدای بلند بخوانید.
نمایشنامه این اثر برداشتی از فیلم غریبه های تمام عیار ( Perfect Strangers) است که واقعیت های درون جامعه را با زبانی طنزآلود به نمایش آورده است.