برچسب: پویا سعیدی

  • نمایش‌های ایران‌شهر تا پایان هفته به اتمام می‌رسند

    نمایش‌های ایران‌شهر تا پایان هفته به اتمام می‌رسند

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه ایران‌شهر، اجرای نمایش‌های «گنجشک مفرغی» به کارگردانی شهرام کرمی، «آرت» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی، «خارشتر» به کارگردانی سید علی موسویان و «نکبت» به کارگردانی پویا سعیدی که اجراهای خود را از ۲۵ اردیبهشت ماه آغاز کرده بودند روز جمعه ۸ تیر ماه به اتمام می‌رسند.

    علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نمایش‌ها و خرید اینترنتی بلیت‌های هفته پایانی اجراها می‌توانند به سایت تماشاخانه ایران‌شهر مراجعه کنند.

    منبع

  • نمایش «اسفرود بی دم» در تئاتر شهرزاد

    نمایش «اسفرود بی دم» در تئاتر شهرزاد

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «اسفرود بی دم» به کارگردانی فرشید روشنی و همراهی پویا سعیدی از نویسندگان نمایش «لانچر ۵» به عنوان نویسنده و مشاور کارگردان در تئاتر شهرزاد روی صحنه رفت.

    داستان «اسفرود بی دم» از یک شکل موسیقایی تبعیت می‌کند که درچند موومان مستقل و به هم پیوسته روایت می‌شود. این نمایش تلاشی نو برای ارتباط با طیف گسترده مخاطبان است.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: وقتی سوژه یک مستندساز چموشی می‌کند، زنی نمی‌پذیرد این غریبه مزاحم شوهرش است، بازجویی نمی‌خواهد توسط همکارش بازجویی شود، نویسنده‌ای نمی‌تواند مرگش را با ماشین تایپش بنویسد و استندآپ کمدینی نمی‌تواند از جا بلند شود، تقابل آغاز می‌شود، بی‌خبر از این که همیشه حریف بزرگ‌تری وجود دارد، کسی به اسمِ «یارو اره برقیه».

    در این نمایش، پویا نوروزی سازنده موسیقی «لانچر ۵» قطعه تازه ای را ساخته است که با ترانه‌هایی توسط مجید عبدالهی اجرا خواهد شد. «اسفرود بی دم» توسط جلیل اکبری صحت تهیه شده است.

    بازیگران: (به ترتیب ورود به صحنه) شهروز ‌دل ‌افکار، حامد ‌محمودی، محمد ‌اسلامی، ایرج ‌تدین، هانیه ‌رادمهر، صفورا ‌خوش ‌طینت، پگاه ‌سعیدی و میثم ‌عبدی

    خبرنگار: محمد جواد عبدی

  • «اِسفرود بی‌دُم» نمایش دیگری از نویسنده «لانچر 5»

    «اِسفرود بی‌دُم» نمایش دیگری از نویسنده «لانچر 5»

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، نمایش «اسفرود بی‌دم» به کارگردانی فرشید روشنی و همراهی پویا سعیدی به‌عنوان نویسنده و مشاور کارگردان نیمه آبان در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.

    این نمایش تلاشی نو برای ارتباط با طیف گسترده مخاطبان خواهد بود.

    داستان «اسفرود بی‌دم» از یک شکل موسیقایی تبعیت می‌کند که در چند موومان مستقل و به‌هم‌پیوسته روایت می‌شود.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است:

    وقتی سوژه‌ یک مستندساز چموشی می‌کند، زنی نمی‌پذیرد این غریبه‌ مزاحم شوهرش است، بازجویی نمی‌خواهد توسط همکارش بازجویی شود، نویسنده‌ای نمی‌تواند مرگش را با ماشین تایپش بنویسد و استندآپ‌کمدینی نمی‌تواند از جا بلند شود، تقابل آغاز می‌شود. بی‌خبر از این‌که همیشه حریف بزرگ‌تری وجود دارد؛ کسی به اسمِ «یارو ارّه برقیه».

    در این نمایش، پویا نوروزی سازنده موسیقی «لانچر ۵» قطعه‌ تازه‌ای را کار کرده که ترانه‌هایی با صدای مجید عبداللهی اجرا خواهد شد.

    تهیه‌کننده اسفرود «بی‌دم»، جلیل اکبری‌صحت است که پیش‌ازاین تجربه تهیه‌کنندگی و کارگردانی در حوزه سینما را در کارنامه خود دارد.

    پیش‌فروش اینترنتی بلیت‌های این نمایش از شنبه 6 آبان در سایت تیوال آغاز شده است.

    به‌زودی سایر عوامل این نمایش معرفی می‌شوند.

  • از پرمخاطب‌ترین گروه خصوصی تئاتر دهه ۹۰ چه خبر؟/ به یاد «لانچر ۵»

    از پرمخاطب‌ترین گروه خصوصی تئاتر دهه ۹۰ چه خبر؟/ به یاد «لانچر ۵»

    به گزارش تئاتر آنلاین، با وجودی که نمایش «لانچر ۵» را می‌توان یکی از اجراهای موفق تئاتری در اواخر دهه ۹۰ دانست تا جایی که انتظار مخاطبان از کار آنقدر بالا رفته بود که مشتاقانه منتظر اجراهای آینده این گروه موفق بودند اما به نظر می‌رسد گروه «لانچر ۵» بعد از شرایط کرونایی و جذب شدن اکثر عوامل و بازیگران نمایش به پروژه‌های سینمایی و سریال‌های شبکه نمایش خانگی از همه پاشیده و بیشتر عوامل گروه از فضای تئاتر فاصله گرفته‌اند.

    گروه نمایش «لانچر ۵» را می‌توان یکی از موفق‌ترین گروه‌های تئاتری جوان در سال‌های اخیر دانست. این گروه با اجرای این نمایش در طول سال ۹۸ در سه تماشاخانه مختلف رکورد اجرای ممتد یک اثر نمایشی را زد و اگر تعطیلات اجباری کرونایی اجرای نمایش را در تماشاخانه ایرانشهر لغو نکرده بود، این اثر نمایشی تا پایان اسفند ماه همچنان به اجرای خودش ادامه می‌داد.

    «لانچر ۵» با همراهی یک گروه جوان که از دل تئاتر دانشگاهی بیرون آمده بودند، بدون داشتن سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده، تبلیغات گزاف و بدون هیچ بازیگر ستاره‌ای توانست خیلی بیشتر از نمایش‌هایی که با هزینه‌های سرسام‌آور و استفاده از بازیگران چهره به صحنه می‌روند، روی صحنه بماند و مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد. این مساله نشان دهنده اهمیت همکاری گروهی و وابسته نبودن به چهره‌های سرشناس و اتکا به توانایی‌ها و خلاقیت فردی بود و البته این موفقیت‌ها کار را برای فعالیت بعدی گروه و بازیگران و کارگردانان جوان نمایش سخت‌تر کرد چون حالا انتظارات از آن‌ها بالا رفته بود و مخاطبان مشتاق کارهای آینده آن‌ها بودند اما بعد از موفقیت این اثر نمایشی، پیشنهادات مختلف کاری به بازیگران و ۲ کارگردان نمایش که حالا تبدیل به چهره‌های شناخته شده تری شده بودند، سرازیر شد و اغلب آن‌ها ترجیح دادند فضای تئاتر را که در شرایط نابه سامانی به سر می‌برد حداقل برای مدتی رها کنند و جذب پلتفورم ها و آثار سینمایی چه به عنوان نویسنده و چه بازیگر شوند.

    پویا سعیدی یکی از کارگردانان نمایش در طول این چند سال به عنوان نویسنده مشغول به فعالیت شده و نامش به عنوان یکی از نویسندگان سریال‌هایی چون «سیاوش» سروش محمدزاده و «می خواهم زنده بمانم» شهرام شاه حسینی به چشم می‌خورد اما شاید بیشتر از بقیه عوامل «لانچر ۵» این نام امیر نوروزی بازیگر نقش سروان شایگان در این نمایش است که در آثار مختلف سینمایی و سریال‌های شبکه نمایش خانگی دیده می‌شود. بازی در سریال‌هایی چون «مردم معمولی» رامبد جوان، می‌خواهم خواهم زنده بمانم» شهرام شاه حسینی و «روزی روزگاری مریخ» پیمان قاسم‌خانی و محسن چگینی باعث شد این بازیگر بین عامه مردم بیشتر شناخته شود. نوروزی در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد برای فیلم «مامان» آرش انیسی شد و این روزها هم سریال «قهوه ترک» علیرضا امینی و فیلم سینمایی «مصلحت» حسین دارابی را در حال پخش و اکران دارد.

    مسعود صرامی

    در همین راستا مسعود صرامی یکی از کارگردانان نمایش «لانچر ۵» در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره فعالیت این روزهایش گفت: بعد از اجرای «لانچر ۵» از آنجا که تئاتر درگیر بحران کرونا شده بود و ۲ سالی همه فعالیت‌های ما را تحت تاثیر خودش قرار داد به ناچار از تئاتر فاصله گرفتم و مسیر کاری‌ام را به زندگی کارمندی و حضور در یک شرکت تبلیغاتی تغییر دادم البته در کنارش ذهنم درگیر نوشتن طرح‌های سینمایی و سریال برای پلتفورم‌ها هم است. پویا سعیدی دیگر کارگردان نمایش که کاملاً درگیر پلتفورم‌ها شده و به عنوان نویسنده در سریال‌های مختلفی همکاری دارد.

    وی درباره سرنوشت گروه «لانچر ۵» عنوان کرد: می‌توان گفت «لانچر ۵» برای همه بچه‌های گروه به اصلاح «آمد داشت» و باعث شد اکثر گروه درگیر سینما و سریال‌های مختلف شوند. گروه ما گروه بزرگی بود و این نمایش هم نمایش سنگینی به حساب می‌آمد و متاسفانه دیگر امکان جمع شدن ما کنار یکدیگر فراهم نبود. از طرف دیگر بعد از کرونا هم تا تئاتر می‌خواست کمی پا بگیرد با التهابات در کشور روبرو شدیم که تئاتر را هم تحت تاثیر قرار داد از این رو عملاً هیچکدام از ما دوست نداریم فعلاً به اجرای تئاتر فکر کنیم.

    صرامی با اشاره به شکل‌گیری تئاتر زیرزمینی در چندسال اخیر یادآور شد: متاسفانه برای بچه‌های تئاتر هم نسل من تئاتر کار کردن با وجودی ممیزی‌هایی که وجود دارد، سخت شده است و این شرایط باعث شده تئاترهای زیرزمینی بیشتر از گذشته شکل بگیرد که برای من هم جذاب است. من از سال ۹۳ که برای کارشناسی ارشد تئاتر به تهران آمدم شاهد بودم بچه‌های تئاتری از همان ترم‌های اول با انگیزه به دنبال اجرای تئاتر و جمع کردن گروه بودند. در آن دوره جشنواره تئاتر دانشگاهی بسیار پربار بود و دانشجویان از همان ابتدای سال دغدغه شرکت در جشنواره را داشتند و از این طریق می‌توانستند در سالن‌های شناخته شده اجرا بگیرند. اما الان جشنواره تئاتر دانشگاهی که عملاً تعطیل شده و برای اجرا در سالن‌های مختلف هم باید مراحل سختی را برای گرفتن مجوز اجرا از سر گذراند از این رو بسیاری از هنرمندان ما به اجرای تئاتری زیرزمینی روی آورده‌اند.

    این کارگردان تئاتر در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: همین نمایش «لانچر ۵» در اجرای جشنواره دانشگاهی متفاوت از اجرای عمومی به صحنه رفت و همان زمان برخی از اعضای گروه موافق تغییراتی که به واسطه ممیزی بر نمایش اعمال شده بود، نبودند اما در هر حال ما کار را با برخی اصلاحات و تغییر در زمان به صحنه بردیم اما حالا این تضادها خیلی بیشتر از گذشته شده است و شاید اگر می‌خواستیم این نمایش را دوباره به صحنه ببریم، امکانش فراهم نبود.

    امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، پویا سعیدی، مرتضی سلطان محمدی، باسط رضایی، حامد محمودی، مجتبی یوسفی، فرشید روشنی، امیرحسین احمدی، منصور نصیری، پویا عربگری، علی چایچی بازیگران نمایش «لانچر ۵» بودند.

    منبع

  • احتمال بازگشت پاییزی «لانچر۵»/«سیاوش» را برای شبکه خانگی می‌نویسم

    احتمال بازگشت پاییزی «لانچر۵»/«سیاوش» را برای شبکه خانگی می‌نویسم


    پویا سعیدی از کارگردانان نمایش تحسین‌شده «لانچر ۵» از احتمال اجرای مجدد این اثر در پاییز خبر داد و عنوان کرد فعلاً از تئاتر فاصله گرفته و مشغول نگارش سریالی برای پخش از شبکه نمایش خانگی است.

    پویا سعیدی نویسنده و کارگردان تئاتر و یکی از کارگردانان نمایش «لانچر ۵» درباره اجرای مجدد این اثر نمایشی به تئاتر آنلاین گفت: با توجه به شرایط پیش رو فعلاً اجرای این اثر نمایشی میسر نیست و از طرف دیگر هم بازیگر نقش اصلی «لانچر ۵» مشغول بازی در یک کار تصویری است به همین دلیل تا پاییز امکان اجرای نمایش فراهم نیست.

    وی ادامه داد: به دلیل بحران کرونا ادامه اجراهای نمایش در تماشاخانه ایرانشهر متوقف شد اما تلاشمان این است که اوایل پاییز «لانچر ۵» را مجدداً در ایرانشهر به صحنه ببریم. البته برنامه‌ای برای شروع دور جدید اجرای نمایش داریم اما همه چیز به شرایط بستگی دارد. در حال حاضر فعالیت تئاتری ندارم و ترجیحم این است که مدیوم‌های دیگری را برای فعالیت امتحان کنم.

    سعیدی در پایان درباره فعالیت‌های دیگرش بیان کرد: در حال نگارش سریالی به نام «سیاوش» هستم که برای پخش در شبکه نمایش خانگی تولید می‌شود. این مجموعه تلویزیونی به کارگردانی سیروس محمدزاده و تهیه‌کنندگی مهدی یاری یک ملودرام معمایی است که زمستان از شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود.

    گروه نمایش «لانچر ۵» را می‌توان یکی از موفق‌ترین گروه‌های تئاتری جوان در سال‌های اخیر دانست. این گروه با اجرای نمایش «لانچر ۵» در طول سال ۹۸ در سه تماشاخانه مختلف رکورد اجرای ممتد یک اثر نمایشی را زدند و اگر تعطیلات اجباری کرونایی اجرای نمایش را در تماشاخانه ایرانشهر لغو نکرده بود، این اثر نمایشی تا پایان اسفند ماه همچنان به اجرای خودش ادامه می‌داد.

    اتفاقات «لانچر ۵» در یک پادگان نظامی رخ می‌دهد و ماجرا از این قرار است که در پادگان سه تیراندازی رخ داده که به فاصله زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل، مأمور حل و فصل پرونده می‌شود و در نهایت پرده از رازهایی برداشته شده و مشخص می‌شود که این سه قتل بی ارتباط به هم نبوده‌اند.

    امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، پویا سعیدی، مرتضی سلطان محمدی، باسط رضایی، حامد محمودی، مجتبی یوسفی، فرشید روشنی، امیرحسین احمدی، منصور نصیری، پویا عربگری، علی چایچی بازیگران نمایش «لانچر ۵» هستند.

  • خبرسازان «تئاتر» در سال ۹۸/ گروه‌هایی که از نام‌ها فراتر رفتند

    خبرسازان «تئاتر» در سال ۹۸/ گروه‌هایی که از نام‌ها فراتر رفتند

    تعدادی از هنرمندان و گروه‌های تئاتری در سال ۹۸ حضور تأثیرگذاری در این حوزه داشتند به صورتی که می‌توان آن‌ها را به‌عنوان چهره‌های شاخص سال گذشته معرفی کرد.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین مؤذن‌زاده: سال ۹۸ سالی پرفرازونشیب برای تئاتر ایران در عرصه مدیریت و همچنین فعالیت هنرمندان بود و در اواخر سال نیز شیوع بیماری کرونا و تعطیلی مراکز فرهنگی و هنری باعث شد عملا چرخ تئاتر از کار بیفتد و فعالیت اهالی تئاتر به نوعی متوقف شود.

    نکته مورد توجه در طول سال ۹۸ این بود که بیشتر از اینکه نام یک چهره تئاتری و فعالیت هایش برسر زبان‌ها بیفتد این گروه‌های تئاتری بودند که شناخته شده و در کارشان موفق بودند.

    در این گزارش به روال سال گذشته به معرفی ۵ چهره و البته گروه نمایشی شاخص عرصه تئاتر در سال ۹۸ پرداخته‌ایم؛ افراد و گروه‌هایی که با عملکرد و فعالیتشان توانستند رخدادهای یکسال از تئاتر کشور را رقم بزنند.

    ترکیب این افراد البته یکی از ترکیب‌های ممکن از چهره‌های تأثیرگذار تئاتر در یکسال گذشته محسوب می‌شود و مطمئناً افراد شاخص دیگری که در فضای یکسال گذشته تئاتر تأثیرگذار بوده‌اند نیز می‌توانستند به این لیست راه یابند.

    گروه «لانچر ۵»؛ بدون سلبریتی هم می‌توان موفق بود

    گروه تئاتر «هفتاد» یا همان گروه نمایش «لانچر ۵» را می‌توان یکی از موفق‌ترین گروه‌های تئاتری جوان در سال‌های اخیر دانست. این گروه با استعداد و بی‌ادعا با اجرای نمایش «لانچر ۵» در طول سال ۹۸ در سه تماشاخانه مختلف رکورد اجرای ممتد یک اثر نمایشی را زدند.

    «لانچر ۵» به کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی نزدیک به یک سال است روی صحنه بود و اگر تعطیلات اجباری کرونایی اجرای نمایش را در تماشاخانه ایرانشهر لغو نکرده بود، این اثر نمایشی تا پایان اسفند ماه همچنان به اجرای خودش ادامه می‌داد. البته دور اجراهای این نمایش هنوز به پایان نرسیده چون قرار است تابستان ۹۹ نیز مجدد و برای دومین بار در تئاتر مستقل تهران به صحنه برود.

    این اثر نمایشی تندیس بهترین نمایشنامه را از نوزدهمین جشنواره دانشگاهی (جایزه اکبر رادی) در سال ۹۵ دریافت کرده بود و علاوه بر تقدیر به‌عنوان بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر در سال ۹۶، تندیس بهترین نمایشنامه را در بخش صحنه‌ای بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی هم دریافت کرد. تقدیر در بخش بهترین بازیگر مرد در بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی (امیر نوروزی)، نامزدی دریافت چهار جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین طراحی نور(علیرضا میرانجم) از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی، نامزدی بهترین نمایشنامه و تقدیر بهترین بازیگر مرد و بهترین طراحی نور در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر در سال ۹۷ از دیگر افتخارات جشنواره‌ای این نمایش است.

    «لانچر ۵» با همراهی یک گروه جوان، بدون داشتن سرمایه گذار و تهیه کننده، تبلیغات گزاف و بدون هیچ بازیگر ستاره‌ای توانست خیلی بیشتر از نمایش‌هایی که با هزینه‌های سرسام آور و استفاده از بازیگران چهره به صحنه می‌روند، روی صحنه بماند و مورد استقبال مخاطبان قرار گیرددیده شدن در جشنواره تئاتر دانشگاهی و جشنواره بین المللی تئاتر فجر باعث شد این نمایش مورد توجه قرار گیرد و از ۲۴ تیرتا ۸ شهریورماه در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر به صحنه برود.

    بعد از اجرا در تئاتر شهر و استقبال مخاطبان از کار، این نمایش به تئاترمستقل تهران رفت و از شهریور تا پایان آذرماه در این تماشاخانه اجرا داشت که باز هم با استقبال مخاطبان روبرو شد و به صورت ۲ اجرایی به صحنه می‌رفت.

    «لانچر ۵» ادامه اجراهای خود را از دی ماه در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر پی گرفت که بعد از پایان جشنواره تئاتر فجر نیز این اجراها ادامه داشت که شیوع بیماری کرونا و تعطیلی تماشاخانه اجرای نمایش را موقتا به تعطیلی کشاند.

    اتفاقات «لانچر ۵» در یک پادگان نظامی رخ می‌دهد و ماجرا از این قرار است که در پادگان سه تیراندازی رخ داده که به فاصله زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل مامور حل و فصل پرونده می‌شود و در نهایت پرده از رازهایی برداشته شده و مشخص می‌شود که این سه قتل بی ارتباط به هم نبوده‌اند.

    این نمایش با همراهی یک گروه جوان، بدون داشتن سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده، تبلیغات گزاف و بدون هیچ بازیگر ستاره‌ای توانست خیلی بیشتر از نمایش‌هایی که با هزینه‌های سرسام آور و استفاده از بازیگران چهره به صحنه می‌روند، روی صحنه بماند و مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد. این مساله نشان دهنده اهمیت همکاری گروهی و وابسته نبودن به چهره‌های سرشناس و اتکا به توانایی‌ها و خلاقیت فردی است و البته این موفقیت‌ها کار را برای فعالیت بعدی گروه و بازیگران و کارگردانان جوان نمایش سخت تر می‌کند چون انتظارات از آن‌ها بالا رفته و مخاطبان مشتاق کارهای آینده آن‌ها هستند.

    حسن معجونی و گروه «لیو»؛ محبوبیت بدون قیل و قال

    گروه تئاتر «لیو» به سرپرستی محمدحسن معجونی یکی از حرفه‌ای‌ترین و باثبات‌ترین گروه‌های تئاتری بعد از انقلاب است که در سال ۱۳۷۶ کار خود را با فعالیت‌های آموزشی و کار بر روی متونی که جنبه اجرایی- بصری قوی‌تری دارند، آغاز کرد اما شروع فعالیت اجرایی گروه به سال ۱۳۸۰ بازمی‌گردد.

    این گروه مستقل و پرکار طی سال‌های مختلف فعالیت‌های زیادی را به سرانجام رساندند که جدا از روی صحنه بردن نمایش‌های مختلف می‌توان به راه‌اندازی فستیوال «مونولیو» و «میکروتئاتر»، برپایی آکادمی تئاتر «لیو» که یک مرکز تخصصی آموزش بازیگری است، پروژه آشنایی با کارگردانان نوگرای دنیای تئاتر و راه اندازی گروه «لیو سایه» که شاخه دانشگاهی گروه «لیو» است و از تعدادی دانشجو تشکیل می‌شود، اشاره کرد.

    در اهدافی که این گروه برای فعالیت هایش درنظر گرفته، آمده است: «گروه «لیو» به دنبال ارتباط قوی‌تر با مخاطب و مشارکت اوست. از دید این گروه، مخاطب فقط مصرف‌کننده نیست، بلکه همکار است. در حالی که بیشتر فعالیت‌های تئاتری در ایران دولتی‌ست، دورنمای گروه «لیو» رسیدن به تئاتری مستقل است. آموزش یکی از مهمترین ارکان گروه ‌است که شامل آموزش‌های درون‌گروهی، آموزش‌های هنری به علاقه‌مندان و آموزش مخاطب می‌شود.»

    امسال معجونی و گروهش سال پرکاری را پشت سرگذاشتند و فعالیتشان از همان ابتدای سال ۹۸ با اجرای نمایش «شهر ما» نوشته تورنتون وایلدر در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز شد. همزمان با اجرای این اثر نمایشی معجونی در شهرهای رشت و شیراز مشغول کار با هنرجویانش بود که در نهایت حاصل این آموزش به اجرای نمایش «آشپزخانه» در چهار نسخه بچه‌های شیراز، رشت، تهران و تلفیقی از متن و بازیگران سه ورژن قبلی انجامید.

    حسن معجونی در سال‌هایی که فعالیت می‌کند بدون قیل و قال و تلاش برای جذب شهرت و محبوبیت به هنرمندی محبوب و دوست داشتنی در بین اهالی تئاتر تبدیل شده است؛ هنرمندی که با وجود گسترده شدن فعالیتش در حوزه سینما، همچنان به تئاتر و امر آموزش جوانان وفادار مانده استمعجونی مهر و آبان ۹۸ به ترتیب سه نسخه نمایش را که شامل اجرای گروه بازیگران شیراز، رشت و تهران می‌شد در تالار مولوی به صحنه برد و پس از آن از نیمه دی ماه برآیندی از این سه اجرا را در پردیس تئاتر شهرزاد اجرا کرد که این اجرا قبل از تعطیلات کرونایی به پایان رسید.

    معجونی در ادامه فعالیت‌هایش در کنار اجرای «آشپزخانه»، اجرایی از نمایش «خرس و خواستگاری» را که به زبان گیلکی در رشت تولید کرده است و تا به حال اجراهای متفاوتی به شکل رپرتوار در تماشاخانه‌های مختلف داشته است، به صورت محدود در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه برد و قرار بود که ادامه این اجراها در تماشاخانه ملک صورت پذیرد که به دلیل تعطیلی تماشاخانه‌ها پرونده این اجرا بسته شد.

    از دیگر فعالیت‌های حسن معجونی در حوزه تئاتر در سال ۹۸ می‌توان به بازی وی در نمایش «اختراع والس» نوشته ولادیمیر ناباکف و به کارگردانی سارا افشار اشاره کرد که آذر و دی در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه رفت و معجونی در نقش یک مخترع نابغه و مجنونی که سودای قدرت دارد، ایفای نقش می‌کرد.

    حسن معجونی در سال‌هایی که فعالیت می‌کند بدون قیل و قال و تلاش برای جذب شهرت و محبوبیت به هنرمندی محبوب و دوست داشتنی در بین اهالی تئاتر تبدیل شده است؛ هنرمندی که با وجود گسترده شدن فعالیتش در حوزه سینما، همچنان به تئاتر و امر آموزش جوانان وفادار مانده و تلاش می‌کند نسلی تازه نفس و خلاق را به جامعه تئاتر معرفی کند.

    محمد مساوات و گروه «رادیکال ۱۴»؛ ایده‌پردازی می‌کنم پس هستم

    محمد مساوات کارگردان جوان و نوجوی تئاتر و سرپرست گروه تئاتر «رادیکال ۱۴» چندسالی است که نام خودش را به عنوان یک کارگردان و آرتیست آوانگارد و نوگرا بین علاقه مندان به هنرهای نمایشی جا انداخته است و در هر نمایشش چالش تازه‌ای را پیش روی مخاطبان قرار می‌دهد.

    مساوات نقاش، نویسنده و کارگردان تئاتر است و تاکنون در نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی متعددی شرکت کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به نمایشگاهای «اورانیوم غنی‌زاده» و «سمبوسه» در گالری دی اشاره کرد. از جمله اجراهای مساوات می‌توان به نمایش‌های «ارتش میرزا ملکم خان خانبلوکی»، «بازیخانه قیاس‌الدین مع‌الفارق»، «قصه ظهر جمعه»، «خانه‌.وا.ده»، «بیضایی»، «بی پدر» و «این یک پیپ نیست» اشاره کرد.

    او در سال‌های فعالیت تئاتری خود موفق به کسب جوایز مختلفی از جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی و جشنواره بین‌الملی تئاتر فجر شده است. همچنین نشر بوتیمار ۲ نمایشنامه «قصه ظهر جمعه» و «یافت آباد» نوشته وی را چاپ و منتشر کرده است.

    مساوات که سال ۹۷ برای نمایش‌های «بی پدر» و «این یک پیپ نیست» در هفدهمین جشن سالانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر برگزیده شده بود و عنوان بهترین گروه تئاتر سال برای گروه تئاتر «رادیکال ۱۴» را نیز از آن خود کرد موفقیتش را در سال ۹۸ با اجرای نمایش «بیگانه در خانه» که می‌توان آن را از لحاظ فضاسازی ادامه نمایش «این یک پیپ نیست» دانست، ادامه داد.

    مساوات در این اثر نمایشی به مفاهیمی چون هویت، بیگانگی، دروغ، فضای مجازی، ناتوانی در برقراری و بیان احساسات و… پرداخته و در خلاقیتی نوآورانه دوربین را به عنوان یک عنصر نامرئی در مواجهه با کاراکترهای نمایش و مرئی برای مخاطبان وارد صحنه کرده بود. وی در این اجرای نمایشی کلاژی از تئاتر و سینما را به مخاطب عرضه کرد که در این میان کفه سینما سنگین تر از تئاتر بود.

    مساوات ثابت کرده که برخلاف بسیاری از همنسلانش که به متن و تمرینات مستمر و طولانی توجه زیادی ندارند و تمرکزشان بیشتر روی فرم و شیوه اجرایی است به متن و تحلیل‌های متفاوتی که از نمایشنامه هایش می‌شود در کنار فرم‌های جذاب اجرایی، می‌اندیشد که این مساله در تئاتر امروز ایران مساله مهم و قابل توجهی تلقی می‌شودالبته پخش تصاویر و ویدئوهایی از یک اجرای خارجی که شباهت‌های زیادی به شیوه اجرایی «بیگانه در خانه» داشت حرف و حدیث‌هایی را درباره کپی بودن بخش‌هایی از نمایش در پی داشت که البته مساوات واکنشی به این نقدها نشان نداد و تنها محمد علی محمدی بازیگر نمایش این ادعا را تکذیب و عنوان کرد که از ابتدای کار در پروژه حضور داشته و این نمایش کاملا براساس ایده پردازی مساوات شکل گرفته است.

    نکته قابل توجه دیگری که در این نمایش وجود داشت حضور نوید محمدزاده با نامی مستعار و غیر معمول در نمایش بود که مساوات با آگاهی ترجیح داده بود در تمام طول اجراهای نمایش حضور محمدزاده ناشناس بماند و وی تنها در چند اجرای پایانی نمایش با برداشتن ماسکش برای چند لحظه از چهره اش رونمایی کرد.

    «دینو زمام حدده» نام بازیگر ناشناس نمایش بود که با به هم ریختن حروف اسم و فامیل محمدزاده خلق شد. البته درست است که چهره این پیرزن خمیده و مزاحم آلمانی با ماسکی تیره پوشانده شده بود اما مخاطبان آشنای تئاتر از تن صدای محمدزاده می‌توانستند حضور او را در نمایش تشخیص دهند.

    بازی در این نقش برای محمدزاده جایزه ویژه هیات داوران سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر را به ارمغان آورد و تندیس کارگردانی و نمایشنامه نویسی را برای مساوات و جایزه بزرگ جشنواره را هم نصیب گروه نمایش «بیگانه در خانه» کرد.

    مساوات در سال‌های کوتاه فعالیتش در تئاتر ثابت کرده که برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش که به متن و تمرینات مستمر و طولانی توجه زیادی ندارند و تمرکزشان بیشتر روی فرم و شیوه اجرایی است به متن و تحلیل‌های متفاوتی که از نمایشنامه هایش می‌شود در کنار فرم‌های جذاب اجرایی، می‌اندیشد که این مساله در تئاتر امروز ایران مساله مهم و قابل توجهی تلقی می‌شود.

    نادر برهانی‌مرند؛ تلاش قابل احترام برای عبور از حاشیه‌ها

    نادر برهانی مرند را به‌عنوان یک کارگردان و نمایشنامه نویس خوش‌قریحه می‌شناسیم که کارگردانی نمایش‌هایی چون «زندگی»، «پائیز»، «تولد»، «چیستا»، «مرغابی وحشی»، «تهران زیر بال فرشتگان»، «کابوس‌های یک پیرمرد بازنشسته ترسو»، «رومولوس کبیر»، «رویای هالیوود»، «شکارگاه ممنوع»، «تیغ کهنه»، «یک راز کوچک»، «باغ زیتون» و… را برعهده داشته و در زمینه‌های دیگری چون عضویت در شورای عالی تئاتر فجر، عضویت در شورای سیاست‌گذاری رادیو نمایش، عضویت در کمیته آموزش صدا، مدیریت دفتر ادبیات نمایشی مرکز هنرهای نمایشی رادیو، مدیریت گروه نمایش و ادبیات رادیو نمایش، مدیریت و سردبیری برنامه‌های رادیویی «جمعه‌ها با تئاتر»، «پرده دوم»، «در آدینه با نمایش»، «گفتگوی هنر»، «نمایش اقتصاد»، «از رمان تا نمایش»، «کارنامه» فعال بوده است.

    برهانی مرند دبیری دوره‌های سی و هفتم و سی و هشتم جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر را نیز عهده دار بود اما امسال شرایط آنطور که او انتظارش را می‌کشید و از ابتدای سال برایش برنامه ریزی کرده بود، پیش نرفت و اتفاقاتی که برای جشنواره رقم خورد باعث شد او احتمالا بدترین سال تئاتری خود را پشت سر بگذارد البته در نهایت با درایت وی و همراهی شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی جشنواره برگزار و در طول برگزاری با کمترین حاشیه‌ای همراه شد در حالی که قبل از آغاز جشنواره برهانی مرند و گروه همراهش روزهای سختی را پشت سر گذاشتند.

    پس از واقعه سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ و کشته شدن تعدادی از هموطنانمان در ۱۸ دی ماه، تعداد زیادی از گروه‌های نمایشی پذیرفته شده در جشنواره سی و هشتم تئاتر فجر به آنچه ابراز همدردی با این وقایع و احترام به جانباختگان اعلام شد و همچنین اعتراض به رعایت نشدن عدالت و صداقت در بیان موضوع مورد بحث انصراف خود را از حضور در جشنواره تئاتر فجر اعلام کردند.

    این انصراف‌ها ابتدا از سوی هنرمندان مشهدی اعلام شد و سپس در بین دیگر گروه‌های شرکت کننده در جشنواره نیز جامعیت یافت. انصراف سی و یک گروه نمایشی از جشنواره چالش بزرگی را برای برهانی مرند رقم زد چون با وجود این اتفاق و فشارهای زیادی که از سوی برخی از هنرمندان مبنی بر انصراف وی از دبیری جشنواره به او وارد می‌شد، وی باید به سلامت از این رخداد عبور می‌کرد.

    برهانی مرند همیشه خودش را یک نویسنده و کارگردان تئاتر می‌داند تا دبیر یک رویداد هنری از همین رو تلاش کرد همدلانه و مصلحت اندیشانه در کنار هنرمندان حرکت کند و حتی احترام افرادی را که تمایل به حضور در جشنواره نداشتند، نگه دارد. شاید اگر کسی غیر از او در این جایگاه بود برخوردی قهری با هنرمندان در پیش می‌گرفتبرهانی مرند ۲۴ دی ماه در یادداشتی خطاب به هنرمندان از همدلی و لزوم در کنار هم ماندن اهالی تئاتر سخن گفت. در بخشی از یادداشت وی آمده بود: «روزهای سختی است برای همه‌ ما مردمی که در سوگ عزیزان نشسته‌ایم و به حق، کیست که از عمق جان لمس نکرده باشد اندوه و التهابی را که بر قلب و جان همگی ما سایه انداخته است؟! اگر ما بیش از هموطنان غم‌خوار و هموندان هنرمندمان، پریشان و غم‌گسار نبوده باشیم، کمتر از ایشان خون به دل و اشک بر دیدگانمان نیست و عجب است اگر زمانی که احساس نجیب همدردی انسانی در لحظات سخت به جای گشودن آغوشی از مهر و نگاهی تسلی‌بخش به بغضی بدل شود که رشته‌های پیوندمان را بگسلد و خط فرضی از جدایی و رویارویی را میان ما بکشد … خانم‌ها، آقایان، همکاران محترم، دیگر بار صمیمانه و همدلانه از شما خواهش می‌کنم که افتراق‌های ناچیزمان را کناری بگذاریم و در خانه خویش بمانیم، یقین بدانید همه ما یک آرمان مشترک بزرگ داریم: اعتلای فرهنگ و هنر این مرز و بوم و خدمت به مردمان نجیب و رنج دیده کشورعزیزمان.»

    با وجود این یادداشت همدلانه اما تغییری در وضعیت انصرافی‌ها به وجود نیامد و متاسفانه علاوه بر این انصراف گروه‌های خارجی و از همه آن‌ها مهمتر انصراف یوجینو باربا و رومئو کاستلوچی که از مدت‌ها قبل حضورشان برای اجرای آثاری نمایشی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی در ایران قطعی شده بود، کار را برای برهانی مرند سخت تر کرد.

    حضور نیافتن این ۲ هنرمند که البته تحریک برخی از تئاتری‌ها از داخل ایران نیز در انصرافشان بی تاثیر نبود کار را برای تیم روابط عمومی و دبیر جشنواره سخت تر کرد و متاسفانه اعلام انصراف این ۲ دیرتر از زمانی که باید و بعد از اعلام خود این ۲ کمپانی از طرف جشنواره اعلام شد و در واقع برهانی مرند ترجیح داد اول نامه دومش به هنرمندان را منتشر و سپس اعلام انصراف یوجینو باربا و رومئو کاستلوچی را رسانه‌ای کند که همین مساله انتقاداتی را از عملکرد وی در پی داشت.

    در فاصله انتشار دومین نامه برهانی مرند خطاب به هنرمندان تئاتر، وی با گروه‌های انصرافی جلساتی را برگزار کرده و تعدادی از آنها راضی به حضور در جشنواره شده بودند. برهانی مرند نیز پیشنهاد داده بود: «در راستای کاستن از آلام هموطنان شریف و داغدیده سیستان و بلوچستانی، با رضایت گروه‌هایی که به جشنواره باز خواهند گشت، بخشی از کمک هزینه آنان، درآمد حاصل از فروش بلیت‌های جشنواره، قسمتی از هزینه‌های بخش ملل و بخشی از حق‌الزحمه نیروهای ستادی از طریق انجمن هنرهای نمایشی استان سیستان و بلوچستان به عنوان محور این پویش، به این هموطنان عزیز رنج‌دیده اختصاص می‌یابد.»

    وی در نامه‌ای که ۲۶ دی ماه منتشر کرد با اشاره به همین موضوع و انتقاد از اظهارات غیرکارشناسانه یکی از مسئولان مبنی بر اینکه افرادی که در هر حوزه هنری از حضور در جشنواره‌ها انصراف داده اند از این پس اجازه ادامه فعالیت نخواهند داشت، گفت: «این روزهایی که نیاز به همگرایی بیشتر داریم، اظهارنظری غیرمسئولانه از یک مقام مسئول منتشر شده که به آتش گسست اجتماعی می‌دمد. من با هر نوع برخورد سلبی که راه مفاهمه و گفتگو را مسدود می‌کند، شدیداً مخالفم و این مسئله عزم مرا بر اصرار به همگرایی فزاینده هنرمندان تئاتر برای حضور در خانه خود بیشتر کرده است.»

    برهانی مرند در پایان نامه دومش به هنرمندان، مجددا آنها را به همگرایی دعوت کرد. او در این بحران تا جایی که می‌توانست تلاش کرد تا هنرمندان را به همدلی و صلح دعوت کند و سرانجام با وجود انصراف‌های زیاد گروه‌های تئاتری با دعوت از گروه‌های رزرو دوم و سوم تلاش کرد جشنواره‌ای آبرومند را به سرانجام برساند و در عین حال کیفیت جشنواره را هم حفظ کند و به دلیل حضور نداشتن آثار و هنرمندان شاخص از هر کار بی کیفیتی برای پرکردن جدول جشنواره بهره نگیرد.

    برهانی مرند همیشه خودش را یک نویسنده و کارگردان تئاتر می‌داند تا دبیر یک رویداد هنری از همین رو تلاش کرد همدلانه و مصلحت اندیشانه در کنار هنرمندان حرکت کند و حتی احترام افرادی را که تمایل به حضور در جشنواره نداشتند، نگه دارد. شاید اگر کسی غیر از او در این جایگاه بود برخوردی قهری با هنرمندان در پیش می‌گرفت.

    هادی حجازی‌فر؛ تلاش برای تغییر رویکردهای تئاتر خصوصی

    این روزها و همزمان با پخش سریال نوروزی «دوپینگ» دیگر همه هادی حجازی‌فر را می‌شناسند او در سال ۹۴ با بازی در نقش حاج احمد متوسلیان در فیلم «ایستاده در غبار» به چهره شناخته شده‌ای در رعصه بازیگری مقابل دوربین تبدیل شد و تداوم حضورش در آثار سینمایی مختلف، شبکه نمایش خانگی و تلویوزیون به شناخته تر شدن و محبوبیت بیشتر او دامن زد. البته شاید مردم عادی کمتر بدانند که خاستگاه حجازی‌فر از تئاتر بوده و همچنان هم پیوندش را با این حوزه حفظ کرده است و به گفته خودش تئاتر برایش ارزش افزوده دارد و حالش با تئاتر خوب است.

    حجازی فر سال ۹۸ حضور پررنگی در تئاتر داشت به شکلی که می‌توان او را یکی از چهره‌های تاثیرگذار تئاتر در سال ۹۸ قلمداد کرد. در اختیار گرفتن تماشاخانه «باران» که حالا به «هامون» تغییر نام پیدا کرده است و بازسازی و تجهیز این تماشاخانه جزو اولین برنامه‌هایی حجازی فر در سال ۹۸ بود. تیرماه این تماشاخانه خصوصی به صورت رسمی افتتاح شد و حجازی‌فر عنوان کرد که ترجیح داده به جای خرید ملک و ماشین، درآمدش از چند سال حضور در سینما را خرج تئاتر کند و از تمایلش برای حمایت مالی و معنوی از تئاتر خصوصی و گروه‌های جوان بااستعدادی گفت که آثار باکیفیتی تولید می‌کنند.

    وی همچنین بعد از بازگشایی تماشاخانه «هامون» و پیدا کردن فراغ بال نسبی، نمایش «رومئو و ژولیت؛ یا تو چرا تیبالت رو کشتی؟!» را که نگاهی پارودیک به تراژدی «رومئو و ژولیت» داشت در تماشاخانه خودش روی صحنه برد که مورد استقبال نیز قرار گرفت.

    این نمایش که نخستین تجربه کارگردانی حجازی‌فر در تئاتر پس از دوری چندساله وی از این عرصه و حضور مداوم در سینما بود، بازسازی اثری بود که پیش‌تر ۱۰ سال پیش به صحنه رفته و برنده جایزه بهترین کارگردانی و اثر منتخب در دوازدهمین جشنواره بین‌المللی عروسکی تهران شده بود.

    هادی حجازی فر نشان داده که فرد دغدغه‌مندی است و با وجود تبدیل شدن به هنرمندی شناخته شده در حوزه تصویر باز هم ارتباط خودش را با تئاتر قطع نکرده و ترجیح می‌دهد درآمد و وقت و انرژی اش را صرف کارهای ریشه‌ای در تئاتر، حمایت از هنرمندان جوان و توجه به زیرساخت‌هایی کند که شاید در چند سال گذشته در حوزه تئاتر خصوصی نادیده گرفته شده استبلندپروازی حجازی فر در تئاتر با راه اندازی جشنواره تئاتر «هامون» بیشتر نمود پیدا کرد. جشنواره‌ای خصوصی که از ۱۵ تا ۲۵ بهمن ماه و تقریبا همزمان با برگزاری جشنواره تئاتر فجر در ۲ بخش صحنه و نمایشنامه نویسی برگزار شد.

    حجازی فر همیشه فرد رک و صادقی بوده است و از بیان حرف دلش ابایی ندارد که همین مساله گاهی برایش حاشیه ساز می‌شود. در همین راستا او در نشست رسانه‌ای جشنواره «هامون» دلیل همزمانی جشنواره اش با جشنواره تئاتر فجر را اینطور عنوان کرد: «همه ما از زمان دانشجویی علاقه مند به حضور در جشنواره تئاتر فجر بودیم و من همه تلاشم را می‌کردم تا از خوی در جشنواره حضور پیدا کنم اما در طول سال‌های اخیر شاهد هستیم خیلی از کارهای درجه یک در نهایت بیرون از جشنواره می‌مانند و جشنواره دیگر کمتر حال و هوای قدیم را دارد و نام‌هایی به تئاتر ایران معرفی نمی‌کند. بنابراین تصمیم گرفتیم کارهایی که ممکن است از جشنواره جا بمانند و یا آثاری را که آماده اجرا هستند، بپذیریم. امیدوارم جشنواره تئاتر هامون اولین جشنواره خصوصی باشد که قرار است بعد از تعطیلی جشنواره تئاتر فجر که می‌دانم تا چندسال آینده رقم خواهد خورد، برگزار شود.»

    حجازی فر قصد دارد جشنواره تئاتر «هامون» را با حمایت بخش خصوصی ادامه دهد و حتی از تلاش برای برگزاری بین المللی آن در سال‌های آتی خبر داده است.

    وی در اظهارنظری عنوان کرده بود: «امیدواریم با برگزاری نخستین جشنواره تئاتر هامون بتوانیم ضمن جلب اعتماد از سوی مخاطبان و هنرمندان تئاتر، این جشنواره را در سال‌های آینده با همکاری سالن‌های خصوصی در سطح ملی و بین المللی برگزار کنیم و روزی برسد که جشنواره فجر از سیطره دولت خارج شود و بخش خصوصی آن را بر عهده بگیرد. البته به هیچ وجه با مدیران فعلی اداره کل هنرهای نمایشی و ستاد جشنواره تئاتر فجر مشکلی ندارم بلکه مشکل اصلی من با نگاه دولتی است که روی این حوزه وجود دارد چرا که تقریباً دولت از همه چیز حمایت می‌کند اما از تنها جایی که حمایتش را برداشته، تئاتر است.»

    هادی حجازی فر نشان داده که فرد دغدغه مندی است و با وجود تبدیل شدن به هنرمندی شناخته شده در حوزه تصویر باز هم ارتباط خودش را با تئاتر قطع نکرده و ترجیح می‌دهد درآمد و وقت و انرژی اش را صرف کارهای ریشه‌ای در تئاتر، حمایت از هنرمندان جوان و توجه به زیرساخت‌هایی کند که شاید در چند سال گذشته در حوزه تئاتر خصوصی نادیده گرفته شده است.

  • «لانچر ۵» به تماشاخانه ایرانشهر رسید

    «لانچر ۵» به تماشاخانه ایرانشهر رسید


    نمایش «لانچر ۵» به کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی از روز پنجشنبه ۵ دی‌ماه در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «لانچر ۵» به نویسندگی و کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی که در اجراهای پیشین با استقبال قابل‌توجه مخاطبان مواجه شده است از روز پنجشنبه ۵ دی‌ماه ساعت ۲۱ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.

    بازیگران نمایش (به ترتیب ورود به صحنه) عبارتند از میلاد چنگی‌ (صادقی)، مرتضی سلطان محمدی (سلطون)، فرشید روشنی (موسوی)، امیر نوروزی (شایگان)، صادق برقعی (بذرافشان)، محمد حق‌شناس (عبدی)، مجید یوسفی (کمالی)، علی چایچی (نخعی)، باسط رضایی (هرسینی)، مجتبی یوسفی (تیغ نورد)، پویا عربگری و عرفان امین (سعیدی)، امیرحسین احمدی (کلباسی شاهی)، منصور نصیری (بی‌سوده).

    عباس اکبری دستیار کارگردان و مدیر تولید، مهدیه صمدی دستیار کارگردان و برنامه‌ریز، پانیذ حسینی دستیار کارگردان و امور پشت صحنه، گروه کارگردانی نمایش را تشکیل می‌دهند.

    همچنین میلاد ابراهیمی طراح صحنه، علیرضا میرانجم طراح نور، آیدا میرزاخانی طراح لباس، امیر قادری طراح و مجری گریم، پویا نوروزی طراح صدا و موسیقی گروه طراحان «لانچر۵ » هستند و در بخش تبلیغات و رسانه نیز کیارش مسیبی عکاس، سیاوش تصاعدیان طراح گرافیک، سهند کبیری طراحی تیزر، حسین خوش‌بین، سهند کبیری و آرمان رازقندی ساخت تیزر، مهسا همتی مدیر تبلیغات و بابک احمدی به عنوان مدیر امور رسانه با این نمایش همکاری می‌کنند.

    «لانچر ۵» تندیس بهترین نمایشنامه و بهترین بازیگری مرد در بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی، نامزد بهترین نمایشنامه در جشنواره تئاتر فجر، تقدیر بهترین بازیگر مرد و طراحی نور در جشنواره تئاتر فجر و ‏نامزد دریافت چهار جایزه از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی را در کارنامه دارد.

    در خلاصه داستان نمایش آمده است: در پادگانی نظامی سه تیراندازی به فاصله‌ زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل مأمور حل و فصل پرونده می‌شود.

  • «لانچر ۵» به تئاتر مستقل تهران می‌رود/ کشف راز سه قتل مشکوک

    «لانچر ۵» به تئاتر مستقل تهران می‌رود/ کشف راز سه قتل مشکوک


    نمایش «لانچر ۵» به کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی دور تازه اجراهای خود را در تئاتر مستقل تهران آغاز می کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «لانچر ۵» نوشته و کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی که تا ۸ شهریور در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه خواهد بود، قرار است دور جدید اجراهای خود را در تئاتر مستقل تهران آغاز کند.

    این اثر نمایشی از ۱۰ تا ۱۵ شهریورماه در ۲ نوبت ۱۸ و ۲۰:۴۵ در تماشاخانه تئاتر مستقل تهران اجرا می‌شود.

    پیش فروش بلیت این اثر نمایشی نیز از ساعت ۱۲ امروز دوشنبه ۴ شهریورماه در سایت تیوال آغاز شده است.

    این اثر نمایشی پیش از این تندیس بهترین نمایشنامه از نوزدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی (جایزه اکبر رادی)، لوح تقدیر بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر، تندیس بهترین نمایشنامه در بخش صحنه بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران، نامزد دریافت جایزه بهترین نمایشنامه در جشنواره تئاتر فجر و لوح تقدیر بهترین بازیگری مرد و طراحی نور را در جشنواره تئاتر فجر دریافت کرده بود.

    در این نمایش امیر نوروزی، مجید یوسفی، میلاد چنگی، محمد حق شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی، حامد محمودی، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، پویا عربگری، عرفان امین، هادی شیخ الاسلامی به عنوان بازیگر حضور دارند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: در پادگانی نظامی سه تیراندازی به فاصله زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل مامور حل و فصل پرونده می شود …

  • «لانچر ۵» به تئاتر مستقل تهران می‌رود/ آغاز پیش فروش بلیت

    «لانچر ۵» به تئاتر مستقل تهران می‌رود/ آغاز پیش فروش بلیت


    نمایش «لانچر ۵» به کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی دور تازه اجراهای خود را در تئاتر مستقل تهران آغاز می کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «لانچر ۵» نوشته و کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی که تا ۸ شهریور در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه خواهد بود، قرار است دور جدید اجراهای خود را در تئاتر مستقل تهران آغاز کند.

    این اثر نمایشی از ۱۰ تا ۱۵ شهریورماه در ۲ نوبت ۱۸ و ۲۰:۴۵ در تماشاخانه تئاتر مستقل تهران اجرا می‌شود.

    پیش فروش بلیت این اثر نمایشی نیز از ساعت ۱۲ امروز دوشنبه ۴ شهریورماه در سایت تیوال آغاز شده است.

    این اثر نمایشی پیش از این تندیس بهترین نمایشنامه از نوزدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی (جایزه اکبر رادی)، لوح تقدیر بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر، تندیس بهترین نمایشنامه در بخش صحنه بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران، نامزد دریافت جایزه بهترین نمایشنامه در جشنواره تئاتر فجر و لوح تقدیر بهترین بازیگری مرد و طراحی نور را در جشنواره تئاتر فجر دریافت کرده بود.

    در این نمایش امیر نوروزی، مجید یوسفی، میلاد چنگی، محمد حق شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی، حامد محمودی، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، پویا عربگری، عرفان امین، هادی شیخ الاسلامی به عنوان بازیگر حضور دارند.

  • تئاتری که در سینما متولد شد/ یک پایان خوش اما تلخ!

    تئاتری که در سینما متولد شد/ یک پایان خوش اما تلخ!

    عوامل نمایش «لانچر ۵» درباره چگونگی ایفای نقش و فضاسازی در یک نمایش رئالیستی، نورپردازی نمایش و شکل‌گیری نمایشنامه از درون سینمای پلیسی و معمایی سخن گفتند.

    تئاتر آنلاین-سرویس هنر-آروین موذن‌زاده: به بهانه اجرای نمایش «لانچر ۵» در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر و استقبال منتقدان و مخاطبان از اجرای این اثر نمایشی نشستی با حضور تعدادی از عوامل این نمایش متشکل از مسعود صرامی و پویا سعیدی کارگردانان نمایش، امیر نوروزی بازیگر نقش سروان شایگان، محمد حق‌شناس بازیگر نقش عبدی و علیرضا میرانجم طراح نور نمایش در تئاتر آنلاین برگزار شد.

    در بخش ابتدایی این نشست، درباره شکل‌گیری ایده این اثر نمایشی، چگونگی درک بازیگران از نقش‌هایی که ایفا کردند، فضاسازی نمایش و پرداختن به موضوع خشونت کلامی و فیزیکی در نمایش صحبت کردیم و در بخش دوم و پایانی این گفتگو در ادامه بحث خشونت عریان جاری در اثر به چگونگی ایفای نقش بازیگران در این فضاسازی، نگارش نمایشنامه با توجه به آثار سینمایی مورد علاقه کارگردانان و تاثیری که از فیلم‌های پلیسی/ معمایی گرفته اند، پرداختن به موضوع حقیقت و واقعیت و همچنین چگونگی طراحی صحنه و نور نمایش با توجه به رئالیستی بودن اثر پرداخته شد.

    نمایش «لانچر ۵» با بازی امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی، حامد محمودی، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، پوریا عربگری، عرفان امین، هادی شیخ‌الاسلامی تا ۱۸ مرداد ماه ساعت ۲۰:۳۰ در تالار سایه مجموعه تئاترشهر میزبان علاقه مندان به تئاتر خواهد بود.

    بخش دوم و پایانی گفتگوی تئاتر آنلاین با عوامل نمایش «لانچر۵ » را در ادامه می‌خوانید:

    * در ادامه بحث خشونت جاری در اثر، بد نیست درباره نحوه بازی گرفتن از بازیگران و تحلیل متن هم صحبت کنید. بازیگران، این خشونت کلامی و فیزیکی را در رفتار و گفتارشان به شکلی کاملا واقعی انتقال می‌دهند که نشان دهنده درک درستشان از اتفاقاتی است که روی صحنه جاری می‌شود.

    سعیدی: همیشه در کارگردانی و نوشتن اصل را بر بازیگری می‌گذارم چون اگر بازی‌ها خوب نباشد هیچ چیز خوب به نظر نمی‌رسد. قرار ما این بوده که آدم‌های واقعی را جلو چشم مخاطبان بیاوریم و در این زمینه با هرکدام از بازیگران گفتگوهای بسیاری داشتیم. حالا روش هر بازیگر برای رسیدن به نقش با دیگری فرق دارد. مثلا با محمد حق‌شناس باید بنشینید و نقش را تحلیل کنید و گپ و گفت داشته باشید و به بازیگری دیگر باید بگویید در فلان صحنه این حرکت یا فیگور را داشته باشد و دیگر جمله اضافه‌ای به او نگویید که البته پیدا کردن این ارتباط کار سختی است.

    در این نمایش خشونت غیرضروری وجود ندارد و حتی در این زمینه کم‌کاری هم کرده‌ایم چون برای نمایش این خشونت روی صحنه محدودیت‌هایی هم داریموقتی قرار است به واقعیت وفادار باشید و برای بازسازی آن تلاش کرده‌اید دیگر نمی‌توانید در کار خشونت نداشته باشید. چون داریم فضایی را به نمایش می‌گذاریم که خشونت اصل اولش است که البته این مساله جدای از سلیقه شخصی است. خشونت برای من دغدغه است اما در این نمایش خشونت غیرضروری وجود ندارد و حتی در این زمینه کم کاری هم کرده‌ایم چون برای نمایش این خشونت روی صحنه محدودیت‌هایی هم داریم.

    صرامی: یکی از دلایلی هم که نمایش این خشونت روی صحنه آنقدر تاثیرگذار است، این است که خشونت در صحنه کاملا واقعی شکل می‌گیرد. مثلا در نمایش‌های غیررئالیستی و انتزاعی از همان ابتدا کارگردان با وقایع و اتفاقاتی که به نمایش می‌گذارد به شکل انتزاعی برخورد می‌کند در نتیجه خشونتی هم که نشان می‌دهد غیر واقعی است و با وجودی که ممکن است سطح خشونتی که به نمایش می‌گذارد از چیزی که ما نشان می‌دهیم بیشتر باشد ولی چون نمایش ما بر پایه واقعیت بنا شده است مخاطب آن را باور می‌کند. مثلا چَکی که محمد در یکی از صحنه‌ها می‌خورد کاملا واقعی است و مخاطب هم باورش می‌کند.

    محمد حق شناس و مسعود صرامی

    نوروزی: کلا روال چیدمان این نمایشنامه به فیلمنامه خیلی شبیه است و ما سکانس به سکانس و پلان به پلان مثل سینمای کلاسیک جلو می‌رویم و نمایشنامه هم به همین شکل نوشته شده است. اگر روزی فیلمی مثل این نمایش ساخته شود باید همه چیز واقعی باشد اما در سینما با تروکاژ می‌توان این واقعیت را خلق کرد ولی در تئاتر این مساله امکان‌پذیر نیست و اگر غیر از این باشد خنده‌دار می‌شود. ما محدودیت‌هایی برای نمایش خشونت روی صحنه داریم و نمی‌توانیم آنها را روی صحنه به نمایش بگذاریم به همین دلیل به خشونت فیزیکی رو می‌آوریم.

    من برای رسیدن به نقش شایگان فیلم بازجویی‌های زیادی را دیدم. در این بازجویی‌ها فرد را کتک نمی‌زنند و به نظر می‌رسد هیچ فشاری روی فرد نیست اما حرف‌هایی به او می‌زنند که طرف آرزو می‌کند زیر مشت و لگد باشد اما آن حرف‌ها را نشنود.

    * البته در نمایش هم کمی شاهد خشونت کلامی هستیم مثل صحنه‌ای که سروان شایگان با توهین و اهانت‌هایی که به عبدی می‌کند سعی در تحقیر او و در نهایت به حرف کشیدنش را دارد.

    حق شناس: بله در این صحنه شایگان کاملا دارد با عبدی بازی روانی می‌کند.

    * به نظر می‌رسد نگارش نمایشنامه‌ای با این سبک و سیاق به علاقه شخصی خودتان به سینما و فضای فیلم‌های پلیسی و معمایی و حتی فضای سرد پادگان در فیلم‌های مختلف نیز باز می‌گردد؟

    صرامی: علاقه شخصی خود من به سینماست و کلا از سینما وارد تئاتر شدم چون قبلا فیلمنامه می‌نوشتم. می‌دانم پویا نیز خیلی سینمایی است و علاقه شخصی‌اش اول سینماست و همین مساله باعث شده کار را به شکل یک سینمای داستانگو ببینیم.

    علیرضا میرانجم

    سعیدی: کلا تولد این نمایش از سینما شروع شده تا تئاتر و من و مسعود منابعمان برای نگارش متن از سینما بوده است.

    * از چه فیلم‌هایی برای نگارش متن تاثیر گرفتید؟

    صرامی: مثلا «غلاف تمام فلزی» استنلی کوبریک یا به عنوان نمونه آن ضربه چَکی که در پایان نمایش نفس مخاطب را می‌گیرد از فیلم‌های کوتاه می‌آید. در فیلم‌های کوتاه همیشه می‌گوییم که فیلم باید یک چک داشته باشد تا مخاطب را بگیرد. مورد دیگری که می‌توانم مثال بزنم مثلا در سینمای تارانتینو است که شاهد خشونت زیادی هستیم اما این خشونت آزاردهنده نیست.

    برای صحنه اعتراف گرفتن شایگان از عبدی چیزی که مد نظرم داشتم فیلم «پنهان» میشاییل هانکه و صحنه‌ای بود که یکی از کاراکترها در یک لحظه رگ گردنش را می‌زند و نفس مخاطب را می‌گیرد. از همین رو با خشونت به شکل فانتزی برخورد نکردیم. مثلا مارتین مک دونا یکی از نمایشنامه‌نویسان محبوب من است اما خشونت مک دونا، خشونتی است که مخاطبان شاید از آن لذت ببرد اما جنس خشونت نمایش «لانچر ۵» اینگونه نیست و مخاطب را تکان می‌دهد.

    اگر بخواهیم با تفنگ کسی را روی صحنه بکشیم هر چقدر هم طبیعی باشد، مخاطب می‌گوید خب اینکه واقعی نبود و بازیگر واقعا تیر نخورده و نمرده است اما وقتی بازیگر ۲ تا سیلی پشت سر هم بخورد تاثیرش از قطع کردن سر به شکل حرفه ای روی صحنه، بیشتر استسعیدی: ما اگر بخواهیم با تفنگ کسی را روی صحنه بکشیم هر چقدر هم طبیعی باشد، مخاطب می‌گوید خب اینکه واقعی نبود و بازیگر واقعا تیر نخورده و نمرده است اما وقتی بازیگر ۲ تا سیلی پشت سر هم بخورد تاثیرش از قطع کردن سر به شکل حرفه ای روی صحنه، بیشتر است.

    صرامی: به غیر از آن خشونت کلامی و تحقیری که شایگان نسبت به عبدی اعمال می‌کند نیز تاثیرگذار است. شایگان یک شخصیت خاکستری است و کار درستی انجام نمی‌دهد اما منطق عملش طبیعی جلوه می‌کند.

    * کاراکتر سروان شایگان به نحو درستی پرداخت شده و در طول نمایش قوام می‌یابد و مثلا برعکس واکنش انتهایی سرگرد جاهد (با بازی نوید محمدزاده) فیلم «سرخپوست» که غیرمنطقی جلوه می‌کند، رفتار سروان شایگان و تصمیمی که در پایان می‌گیرد منطقی و قابل قبول است.

    سعیدی: سروان شایگان قهرمان متناقضی است؛ همه تحقیرکننده است و همه در پایان تصمیم غیرمعمولی می‌گیرد.

    صرامی: خود من عاشق سینمای دهه ۷۰ آمریکا و شخصیت‌های ضدقهرمانی که از اواخر دهه ۶۰ وارد سینما می‌شوند و در دهه ۷۰ تبلور می‌یابند مثل «بانی و کلاید» و «این گروه خشن» هستم. یکی از مواردی که من در ناخودآگاهم از آن الهام گرفتم فیلم‌هایی از این دست مثل «هری کثیف» دان سیگل با بازی کلینت ایستوود است. هری در این فیلم یک پلیس بسیار خشن است که برای رسیدن به هدفش دست به هر کاری می‌زند.

    نوروزی: مساله‌ای که در این نمایش خیلی مهم است این است که چطور بتوانیم این مساله را بومی کنیم چون ما خیلی کم درام پلیسی جنایی که در فضای یک پادگان اتفاق بیفتند، دیده‌ایم که بدون اغراق همه باور کنند که اتفاقات در ایران رخ داده است.

    پویا سعیدی

    صرامی: ما چند نوع ژانر پلیسی داریم؛ نوعی از آن کاراگاهی است که آگاتا کریستی نمونه اش را می‌نویسد و یک کاراگاه مثل خانم مارپل یا پوآرو قتلی را پیگیری می‌کنند. نمونه‌های دیگرش داستان‌های پلیسی سیاه است که در آن پلیس‌هایی را می‌بینیم که جدای از باهوش بودن دست به خشونت هم می‌زنند که از دل این کاراکترها، فیلم نوآر بیرون می‌آید و ما همیشه به این فکر می‌کردیم که چرا در ایران این ژانر را نداریم.

    * آقای میرانجم از طراحی نور نمایش بگویید که تقدیر شده جشنواره تئاتر فجر نیز بوده است در حالی که معمولا طراحی نور در نمایش‌های رئالیستی زیاد مورد توجه قرار نمی‌گیرد و بسیاری فکر می‌کنند کار ساده‌ای است.

    میرانجم: من چون میلاد ابراهیمی طراح صحنه نمایش در نشست حضور ندارد از طراحی صحنه هم کمی صحبت می‌کنم. از زمانی که طراحی نور و صحنه به ما پیشنهاد شد سه کانسپت اصلی را مورد توجه قرار دادیم. یکی از آن‌ها خفقانی بود که در آن دهه شاهدش بودیم. مورد دیگر رئالیستی بودن نمایش بود که دست و بال ما را خیلی می‌بست چون در یک کار رئالیستی شما ملزم هستید هرچه را در متن گفته شده است، انجام دهید و طراحی نور و صحنه باید براساس متن جلو برود. عنصر اصلی که باعث طراحی صحنه و نور ما می‌شد خشونت بود؛ خشونتی که در کف صحنه و جنس آکسسوار مثل میز و قفسه‌ها آمده است و در نورپردازی نیز نمودش به این شکل بود که باید نورهای پرکنتراست و سایه‌های زیاد استفاده می‌کردیم که این کنتراست را با نورهای فلورسنت تلطیف کردیم.

    در جشنواره دانشگاهی از نورهای سینمایی برای فضاسازی و رنگ دادن به کار بیشتر استفاده کردیم اما در اجرای عمومی آنها را کمتر کردیم. در نمایش برای نورپردازی سه نقطه اوج داریم. اول صحنه ابتدایی نمایش است، دوم میانه‌های نمایش و صحنه شایگان و عبدی و سوم صحنه پایانی نمایش که رورانس است و شاهد ضد نور در نورپردازی کار هستیم. اصولا در نمایش طراحی صحنه خیلی به ما کمک کرد.

    معمولا در جشنواره‌ها سالن‌ها را براساس طراحی صحنه و نور تقسیم بندی می‌کنند و به ما می‌گفتند کار شما چون رئالیستی است طراحی خاصی ندارد اما بعد که همین افراد آمدند و نمایش را دیدند، از کار حیرت زده شدند.

    علیرضا میرانجم

    یکی از اتفاقاتی که در اجرای عمومی افتاده است نداشتن عمق میدان سالن سایه است که دست و بال ما را می‌بندد در حالی که در اجرای جشنواره فجر که در تالار چهارسو بود این مشکل وجود نداشت. ۲ اجرایی بودن سالن هم مشکلات دیگری را برایمان رقم زده است. کاری که در اجرای عموم کردیم این بود که با نور یک سری راهرو درست کردیم که مشخص شود بازیگران از عمق سالن می‌آیند اما باز هم مناسبات سالن اذیتمان می‌کند.

    * مساله دیگری که در نمایش روی آن تاکید می‌شود مرز بین حقیقت و واقعیتی که جلوه داده می‌شود، است. به این مفهوم که تا انتهای نمایش و حتی در صحنه اعتراف کمالی مشخص نمی‌شود که دقیقاً چه اتفاقی رخ داده که منجر به کشته شدن بویراحمدی و حداد شده است و ممکن است تا انتها نیز روایت‌های مختلفی وجود داشته باشد. به نظر می‌رسد این عدم قطعیت از روی عمد در نمایش وجود دارد و ترجیح می‌دهید هرکس روایت متفاوتی از این واقعه داشته باشد. حتی در پایان نمایش و شوخی‌هایی که شایگان با صادقی می‌کند و مشخص نشدن مرز بین شوخی و جدی و حقیقت و واقعیت مانیفست اصلی شما در این نمایش بوده است.

    نوروزی: مساله این است که اصلا حقیقت چیست؟ هیچ پدیده‌ای یک دلیل واضح ندارد که ما بخواهیم علت رخ دادنش را تعمیم دهیم به آن دلیل. البته در این نمایش می‌خواهیم حقیقت جامعِ کاملِ یک جمله ای را پنهان کنیم.

    نمایش ما در واقع یک هپی‌اند سرپوش‌گذار و در عین حال تلخ است. ما می‌خواستیم ببینیم واقعا تماشاگران بعد از دیدن ماجراهایی که در این پادگان رخ داده باز هم در صحنه‌های پایانی می‌خندند؟نمایش ما در واقع یک هپی‌اند سرپوش گذار و در عین حال تلخ است. ما می‌خواستیم ببینیم واقعا تماشاگران بعد از دیدن ماجراهایی که در این پادگان رخ داده باز هم در صحنه‌های پایانی می‌خندند؟ برای من این اتفاق شگفت انگیز است و اگر به سی ثانیه قبل از صحنه پایانی و شوخی شایگان و صادقی دقت کنید، می‌بینید که می‌گویند مرگ‌ها زود فراموش می‌شود و واقعا هم چند ثانیه بعد این اتفاق می‌افتد و مخاطبان را می‌بینیم که دارند به شوخی‌های این ۲ نفر می‌خندند.

    صرامی: البته در انتها خللی در منطق و باورپذری نمایش به وجود نمی‌آید. ممکن است مخاطبان دقیقا نفهمند که آن شب در کنار لانچر ۵ چه رخ داده اما متوجه اتفاق که افتاده می‌شوند.

    نوروزی: البته اگر تماشاگران به دیالوگ‌هایی که در نمایش مطرح می‌شود دقت کنند، تا ۹۰ درصد متوجه اتفاق رخ داده می‌شوند.

    امیر نوروزی

    و حرف آخری اگر باقی مانده؟

    صرامی: شانس خوبی که من آوردم آشنایی با پویا سعیدی و شکل‌گیری این گروه بود. شاید اگر پویا نبود این گروه منسجم در کنار هم جمع نمی‌شد. خیلی‌ها از ما می‌پرسند که چطور ۲ نفری نمایشنامه نوشتید و کارگردانی کردید در حالی که من معتقدم وقتی قرار است ۲ نفری کار کنید، نمی‌شود همیشه صددرصد حرف شما باشد بلکه باید جاهایی به نفع کار کوتاه بیایید و این نکته ای بود که ما از همان ابتدا به آن پایند بودیم. همچنین علاوه بر تشکر از همه عوامل و دوستانی که در این اجرا در کنار ما بودند می‌خواهم از روابط عمومی مجموعه تئاترشهر که بسیار با ما همراه هستند، تشکر کنم.

  • «افعال بی‌قاعده» با هنرجویان بازیگری صرف شد/ یک تجربه فانتزی

    «افعال بی‌قاعده» با هنرجویان بازیگری صرف شد/ یک تجربه فانتزی


    پویا سعیدی کارگردان نمایش «افعال بی‌قاعده» درباره ویژگی‌های این اثر نمایشی توضیح داد.

    پویا سعیدی کارگردان نمایش «افعال بی قاعده» که در تماشاخانه ملک روی صحنه است به تئاتر آنلاین گفت: این نمایش که تا امروز ۱۶ مرداد ماه در تماشاخانه ملک روی صحنه است به سفارش و همکاری موسسه این/جا میان شهر تولید شده است. «افعال بی‌قاعده» اثری فانتزی و اپیزودیک است و تفاوت فراوانی با نمایش «لانچر ۵» که این روزها در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر به کارگردانی من و مسعود صرامی اجرا می‌شود، دارد.

    وی ادامه داد: بازیگران این نمایش هنرجویان آموزشگاه این/جا میان شهر به مدیریت صابر ابر هستند که این امکان برای هنرجویان فراهم شده است که در یک نمایش حرفه‌ای به اجرای عموم بروند. البته آنها تحت آموزش من نبودند و من تنها به عنوان کارگردان تلاش کردم زبان مشترکی با این جوانان پیدا کنم.

    سعیدی درباره مضمون نمایش توضیح داد: در نمایش نویسنده‌ای در حال نوشتن مطالبی است اما این مطالب از عهده خودش هم خارج می‌شود و در هر اپیزود موقعیتی دور از واقعیت و به شکلی فانتزی اتفاق می‌افتد. من این متن را از قبل نوشته بودم و زمانی که قرار شد آن را با این هنرجویان به صحنه ببرم، دوباره بازنویسی‌اش کردم.

    وی درباره اجرای این اثر متذکر شد: کارگردانی این نمایش برای من تجربه زیادی به همراه داشت، چون برعکس کارهای دیگر که بعد از نگارش متن به دنبال بازیگران موردنظر برای اجرا می‌گردیم این بار این اتفاق رخ نداد و من با متنی آماده با بازیگرانی روبرو شدم که هیچ شناختی از آن‌ها نداشتم اما در نهایت با همراهی هم کار را آماده اجرا کردیم.

    الهام میرشفیعی، طلیعه ایمانی، فروغ کوهی، نورآرش چارلی، عرفان داداشیان، پایار الله‌یاری، باران فرد، شهرزاد رحمانی، پریا حیدری، مهرداد بهاالدینی بازیگران این نمایش هستند و صابر ابر و پانته‌آ پناهی‌ها با صدای خود این نمایش را همراهی می‌کنند.

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به مشاور پروژه: صابر ابر، مجری طرح: امیرسپهر تقی‌لو، مشاور کارگردان: صالح علوی‌زاده، نفیسه زارع، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: مهدیه صمدی، طراح صحنه: پوریا اخوان، طراح نور: علیرضا میرانجم، طراح لباس: مهدیه صمدی، گرافیست: امیر صداقتی، تیزر و موشن: محمد نوحی اشاره کرد.

    تماشاخانه ملک در خیابان شریعتی، خیابان ملک (نرسیده به بهار شیراز)، نبش خیابان وزوایی، پلاک ۱۳ واقع شده است.

  • روایت خشونت عریان در «لانچر۵»/ بازیگرانی که روی صحنه کتک می‌خورند

    روایت خشونت عریان در «لانچر۵»/ بازیگرانی که روی صحنه کتک می‌خورند

    عوامل «لانچر ۵» ضمن بازخوانی ایده‌ها و ملاحظاتی که به شکل‌گیری فضای تأثیرگذار این نمایش منتهی شده است، درباره تجربه به تصویر درآوردن این خشونت عریان بر صحنه نمایش سخن گفتند.

    تئاتر آنلاین-سرویس هنر-آروین موذن‌زاده، نمایش «لانچر ۵» به کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی کاری از گروه تئاتر «هفتاد» است که این روزها در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود.

    این اثر نمایشی تندیس بهترین نمایشنامه را از نوزدهمین جشنواره دانشگاهی (جایزه اکبر رادی) در سال ۹۵ دریافت کرده و علاوه بر تقدیر به‌عنوان بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر در سال ۹۶، تندیس بهترین نمایشنامه را در بخش صحنه‌ای بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی هم دریافت کرد.

    تقدیر بهترین بازیگر مرد در بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی(امیر نوروزی)، نامزدی دریافت چهار جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین طراحی نور (علیرضا میرانجم) از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی، نامزدی بهترین نمایشنامه و تقدیر بهترین بازیگر مرد (امیر نوروزی) و بهترین طراحی نور در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر در سال ۹۷ از دیگر افتخارات جشنواره‌ای این نمایش است.

    اتفاقات «لانچر۵» در یک پادگان نظامی رخ می‌دهد و ماجرا از این قرار است که در پادگان سه تیراندازی رخ داده که به فاصله زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل مامور حل و فصل پرونده می‌شود و در نهایت پرده از رازهایی برداشته شده و مشخص می‌شود که این سه قتل بی ارتباط به هم نبوده‌اند.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی که کاری از یک گروه جوان و بااستعداد است و تا امروز مورد توجه مخاطبان و منتقدان تئاتر قرار گرفته، گفتگویی با عوامل نمایش انجام دادیم.

    در این نشست، میزبان مسعود صرامی و پویا سعیدی کارگردانان نمایش، امیر نوروزی بازیگر نقش سروان شایگان، محمد حق‌شناس بازیگر نقش عبدی و علیرضا میرانجم طراح نور نمایش بودیم که در بخش اول درباره شکل‌گیری ایده این اثر نمایشی، چگونگی درک بازیگران از نقش‌هایی که ایفا کردند، فضاسازی نمایش و پرداختن به موضوع خشونت کلامی و فیزیکی در نمایش صحبت کردیم.

    بخش اول گفتگوی تئاتر آنلاین با عوامل نمایش «لانچر۵» را در ادامه می‌خوانید:

    * نمایش «لانچر ۵» هم در بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی و هم در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر موردتوجه قرار گرفت. درباره شکل‌گیری نمایش و ایده‌ای که از ابتدا مدنظرتان بود توضیح دهید و اینکه آیا تجربه سربازی داشته‌اید؟ اگر اینطور است این تجربه در ایده‌پردازی و طراحی فضای اثر چقدر به شما کمک کرده است.

    مسعود صرامی: من و پویا سعیدی از حدود ۴ سال قبل که از اصفهان به دیدن یکی از دوستانم در خوابگاه می‌آمدم با هم آشنا شدیم. سعیدی هم اتاقی دوستم بود، با هم آشنا شدیم و از همان زمان متوجه شدیم که ذهنیت و علایقمان بسیار به هم نزدیک است. هر ۲ به سینمای داستانگو و قصه محور علاقه‌مند بودیم و از همان زمان نظرات یکدیگر را درباره طرح‌ها و نمایشنامه‌هایمان جویا می‌شدیم.

    نمایشنامه‌ای نوشته بودم به نام «آخر دنیا» که همین فضای پادگان را داشت و تندیس متن جشنواره تئاتر دانشگاهی را گرفت و کلا بازخوردهای خوبی دریافت کرده بود. متن را برای پویا فرستادم و او هم از کار خوشش آمد و حدود یک سال و نیم بعد عنوان کرد که دوست دارد نمایشنامه را به صحنه ببرد و قرار شد با هم کار کنیم.

    مسعود صرامی

    پویا براساس این متن، نمایشنامه دیگری نوشت و در نهایت به یک متن سوم رسیدیم که در جشنواره تئاتر دانشگاهی و جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفت و تندیس بهترین متن جشنواره دانشگاهی را دریافت و علاوه بر نامزدی در شاخه‌های بازیگری و طراحی نور، تقدیر بازیگری نقش اول را نیز دریافت کرد. البته نمایش برای اجرا در جشنواره تئاتر فجر دچار تغییراتی شد اما مورد توجه قرار گرفت.

    شانسی که برای اجرای این نمایش داشتیم این بود که بازیگران جوان و پرانرژی در کنار ما بودند که همگی با فداکاری پای کار ایستادند و جنگیدند چون واقعا کار سختی است که ۱۲ بازیگر بدون امکانات در کنار هم باشند. متن نیز متن راحتی نیست و بیشتر بازیگرمحور است که تنها با کمک بچه‌ها اجرای آن امکان‌پذیر بود.

    * بعد از دیده شدن کار در جشنواره‌های مختلف برای اجرای عمومی اسپانسر یا تهیه‌کننده‌ای پیشنهاد همکاری به شما نداد؟ خودتان تصمیم نگرفتید هزینه‌ها را توسط یک حامی مالی یا تهیه‌کننده تامین کنید؟

    صرامی: نمایش بدون تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار به صحنه می‌رود و یک جورهایی با هزینه شخصی اجرا می‌شود. واقعا از بچه‌ها سپاسگزارم که پای کار ایستاده‌اند و بدون چشم‌داشت مالی پای کار هستند و من هم تا آنجا که بتوانم برای کار هزینه می‌کنم.

    * برخی ویژگی‌های نمایشنامه و فضاسازی اثر کمی مخاطب را به یاد فیلم «سرخپوست» و حتی نمایشنامه «پچپچه‌های پشت خط نبرد» علیرضا نادری می‌اندازد و حتی خشونت جاری در اثر نمایشنامه «مرد بالشی» مارتین مک دونا را هم تداعی می‌کند. بحثی که در این نمایش مطرح می‌شود این است که فشار محیط و شرایطی که آدم‌ها در آن قرار دارند، می‌تواند آنها را به سمت خشونت سوق دهد. هر کدام از افراد این پادگان می‌توانند در محیط بیرون از این فضا افراد معمولی باشند اما جمع شدنشان در این محیط و شرایطی که در آن قرار دارند آنها را به سمت اعمال غیراخلاقی و یا خشونت می‌کشاند. این خشونت هم به شکل فیزیکی و عینی در نمایش جریان دارد و هم به صورت کلامی…

    پویا سعیدی: ماهیت این نمایش از ابتدا با خشونت درگیر بود. نگاهی که مسعود داشت با نگاهی که من داشتم در جاهایی با هم متفاوت بوده است اما ما تلاش کردیم این نگاه را به تعادل برسانیم. الان شاید مساله‌ای که نمایش ما را نسبت به نمایش‌های روی صحنه متفاوت می‌کند، خشونت عریانی است که روی صحنه شاهدش هستیم، ما برای نمایش این خشونت برنامه‌ریزی کردیم. از این نظر که نمایش ما تا نیمه نمایش خشنی نیست و حتی در جاهایی خنده‌دار و با مزه است.

    سعیدی: فضایی که ما در این نمایش رویش دست گذاشته‌ایم هیچ شوخی ندارد پس ما نیز برای نمایش خشونت جاری در این فضا تعارف نداریمالبته از خشونت کلامی به دور نیست و سروان شایگان مدام خشونت کلامی‌اش را خرج همه می‌کند و بقیه سربازها نیز این نوع خشونت را برای هم خرج می‌کنند. فضایی که ما در این نمایش رویش دست گذاشته‌ایم هیچ شوخی‌ای ندارد، پس ما نیز برای نمایش خشونت جاری در این فضا تعارف نداریم.

    من خودم شخصا خدمت نرفته‌ام ولی زمانی که درگیر نوشتم این متن بودم خیلی درباره سربازها و حضورشان در پادگان تحقیق و پرس و جو کردم. کلا محیط پادگان فضای خشنی است و مجموعه قراردادهایی در آنجا وضع شده است که همه ملزم به رعایت آن هستند.

    ما کارگردان‌هایی را مثل همایون غنی‌زاده و یا رضا ثروتی داریم که در هر کارشان یک منطق حرکتی را برای کارکترها تعریف می‌کنند. این مجموعه قراردادهای فیزیکی در طول تمرین‌ها و براساس اتودها شکل می‌گیرد. در این نمایش نیز ما با فضای پادگان روبرو هستیم که کاملا واقعی است اما در آن هم مجموعه قراردادهای فیزیکی وجود دارد به شکلی که مثلا همه موظف هستند از در که وارد می‌شوند یا در برخورد با مافوقشان پایشان را به هم بکوبند، یا با تُن صدای مشخصی صحبت کنند و لباس‌های متحدالشکلی بپوشند.

    پویا سعیدی

    در این شرایط لازم نیست برای کارگردانی کار خاصی بکنید فقط باید همین قراردادها را بیاورید روی صحنه و انگار همان مسیر انتزاعی را رفته‌اید که کارگردان‌هایی که نام بردم رفته‌اند. در فضای پادگان رابطه بین همه افراد عمودی و از بالا به پایین است که در نمایش ما هم جریان دارد. در هر مجموعه‌ای وقتی رابطه قدرت به این شکل عمودی باشد خشونت وارد می‌شود چون خشونت است که این نظم نمادین را سرپا نگه می‌دارد.

    * آقای نوروزی و آقای حق‌شناس شما از تجربه حضورتان در این نمایش بگویید. چقدر تجربیات شخصی به کمکتان آمد و فضای معمایی و پلیسی تا چه اندازه برایتان جذابیت داشت؟

    امیر نوروزی: من شانس این را داشتم که متن اولیه را خوانده بودم و در جریان تغییراتی که متن می‌کرد، قرار داشتم. البته متن هنوز هم در حال تغییر است و هر شب ممکن است کار تغییراتی در اجرا داشته باشد. شخصیت شایگان که من نقش آن را ایفا می‌کنم در متن ابتدایی هم، کاراکتر محوری ماجرا بود و داستان را به صورت معمایی پیگیری و تمام می‌کرد.

    در بازنویسی‌های بعدی قرار بر این شد که هرکدام از کاراکترها دارای هویت و شخصیت منحصر به خودشان باشند و پادگان نیز بستر مناسبی برای این اتفاق رقم می‌زند چون جایی است که افراد مختلف با لهجه‌ها و ویژگی‌های متفاوتی از فرهنگ و سواد در آن حضور دارند و حیف است که به راحتی از کنارش بگذریم.

    شخصیت کمالی با بازی مجید یوسفی در این پروسه خیلی تغییر و گسترش پیدا کرد و دلیلش هم این بود که متوجه شدیم مجید یوسفی بازیگر بسیار خوبی است و بهتر است که نقشش در نمایش افزایش یابد. ما اجرا به اجرا پخته‌تر می‌شویم و تلاش می‌کنیم که کارمان را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم.

    شخصیت شایگان از همان ابتدا برای من بسیار جذاب بود و اینکه درام را تا حدودی می‌شناسم و به عنوان نمایشنامه‌نویس نیز فعالیت می‌کنم، کمکم می‌کند که به نمایشنامه یا کاراکتری که برای بازی انتخاب می‌کنم، توجه درست‌تری داشته باشم و تشخیصم برای پرمخاطب و با کیفیت بودن کار درست باشد. جدا از این مورد من در ارتش خدمت کردم و خدمت سختی هم داشتم از همین رو کاراکترهای نمایش را از نزدیک می‌شناختم و برایم موقعیت‌های نمایشی خلق شده جذاب بودند. زیست من در آن محیط و دانستن سلسله مراتبی که در ارتش وجود دارد کمک زیادی برای خلق شخصیت شایگان کرد.

    صرامی: از آنجایی که من دوبار سربازی رفتم یعنی هم با سرباز صفری خدمت کردم و در کنار لانچرها پست دادم و هم اینکه بعد از ۹ ماه دانشگاه قبول شدم و بعد با درجه ستوان سه به سربازی بازگشتم و آنجا هم مناسبات کادری‌ها را می‌دیدم در نگارش متن و شناخت مناسبات بین آدم‌ها در پادگان از تجربیات واقعی ام کمک می‌گرفتم.

    مجید حق شناس: من هم با متن اولیه آشنایی داشتم و از همان زمان که پویا متن نهایی را برای من فرستاد تصمیم گرفتم نقش عبدی را بازی کنم در حالی که ابتدا گفته بودم نقش کوچک بازی نمی‌کنم. این نمایشنامه جذاب، روراست و صادق است و فکر می‌کنم هر بازیگری دوست داشته باشد نمایش رئالیستی بازی کند چون این نوع از کاراکترها زیست و حال و هوایشان به مردم نزدیکتر است و فکر می‌کنم هر چقدر بازیگر بتواند خودش را به این حال نزدیکتر کند از اینکه روی صحنه متدهای دیگری را به نمایش بگذارد که البته من به همه آنها نیز احترام می‌گذارم؛ موفق تر خواهد بود.

    حق‌شناس: هر بازیگری دوست دارد نمایش رئالیستی بازی کند چون این نوع از کاراکترها زیست و حال و هوایشان به مردم نزدیکتر است و هر چقدر بازیگر بتواند خودش را به این حال نزدیکتر کند، موفق تر خواهد بودزمانی که متن را خواندم و با شخصیت عبدی آشنا شدم خودم را زیاد درگیر مکان اتفاقات که یک پادگان نظامی است نکردم بلکه بیشتر وضعیت کاراکتر برایم مهم بود. کاراکتر عبدی ویژگی‌هایی دارد که می‌تواند جذاب ایفا شود و بیرونی کردن این جذابیت نیز بسیار سخت است.

    در متن نمایشنامه به لَنگ بودن عبدی اشاره شده و همه کتک خوردن‌ها نیز در متن وجود داشت پس وقتی که یک بازیگر ایفای چنین نقشی را قبول می‌کند اگر درست انجامش ندهد شخصیت باورپذیر نیست و تبدیل به یک بالماسکه می‌شود.

    بنابراین در چنین نقش‌هایی مخاطب با علم به اینکه در حال دیدن تئاتر است باید نقش را باور کند. از این جهت اگر ۱۰ بار دیگر این نمایشنامه به من پیشنهاد شود و دستم برای انتخاب نقش باز باشد باز هم شخصیت عبدی را انتخاب می‌کنم چون کاراکتر جذابی است و با اینکه حضور کوتاهی دارد می‌توان به درستی آن را ارایه کرد.

    * کلا اندازه نقش همه کاراکترها به غیر از سروان شایگان و صادقی که در همه صحنه‌ها در کار حضور دارند به یک اندازه است. البته عبدی تاثیر دیگری در داستان دارد و اواخر نمایش متوجه می‌شویم در بلایی که سر سیاوش تابان آمده و منجر به خودکشی‌اش شده، مقصر بوده است پس کوتاهی نقش نشان‌دهنده کم تاثیر بودن آن در داستان نیست. عبدی شخصیتی دچار کمبود و نقص جسمانی است که انتقام کمبودهایش را می‌خواهد از فردی خوش قیافه چون تابان بگیرد. عبدی می‌تواند یک ریچارد سوم در اِشلی کوچکتر باشد.

    حق شناس: عبدی می‌توانست تیمور لنگ هم باشد و باید دید چه تاثیری در تماشاگران، کاراکترهای دیگر و کلا روند داستان می‌گذارد و زمانی که به این تاثیرگذاری پی بردید می‌توانید برای این شخصیت و چگونگی ارایه آن برنامه ریزی کنید.

    من با مسعود و پویا بر سر ایفای این نقش چالش‌های زیادی داشتیم تا نقش به ثمر برسد و حتی می‌توانم بگویم الان حضورش در داستان کمتر از متن اولیه است چون اینجا داستان است که اهمیت پیدا می‌کند و همه چیز باید در راستای روند اصلی قصه باشد. از آنجایی که من شخصیت درون گرایی دارم، توانستم عبدی را از همان ابتدا درک کنم.

    محمد حق‌شناس

    معتقدم اگر در زمان اجرا در صحنه اول و دوم اتفاق خوبی نیفتد و زنجیره‌ها درست به هم وصل نشوند آن زمان است که اگر منِ بازیگر یک کار احساسی روی صحنه انجام دهم در بهترین حالت ممکن است تماشاگر عکس‌العمل اشتباهی به اتفاقات نمایش داشته باشد و یا به کار بخندد به همین دلیل است که اگر صحنه‌ای تاثیرگذار است و به دل می‌نشیند متاثر از صحنه‌های قبل از خود است.

    * درباره نقص فیزیکی شخصیت عبدی و حفظ راکورد بازی‌تان هم توضیح می‌دهید چون ویژگی‌های رفتاری نقش خیلی خوب شکل گرفته و در طول کار برخی از مخاطبان تصور می‌کردند که بازیگر این نقش واقعا مشکل جسمانی دارد.

    حق شناس: وقتی من به عنوان بازیگر قبول می‌کنم نقشی را ایفا کنم، چند تعهد دارم که اولین آن به خودم است چون به عنوان یک بازیگر انتظاراتی از خودم دارم و می‌دانم که باید این کار را درست انجام بدهم. از طرف دیگر شما به عنوان بازیگر به پارتنرت و اصلا کل نمایش متعهدی و اگر بخواهی انرژی لازم را نگذاری ممکن است طرف قبول کند و لِوِل نمایش کمی پایین‌تر بیاید ولی در کل داری به خودت و نمایش خیانت می‌کنی. در نهایت مخاطبی که در سالن نشسته است لایق این است که آن اتفاق را درست و به اندازه ببیند نه کمتر از آن.

    وقتی می‌گوییم یک بازیگر بدن خوبی دارد که البته واژه سنگینی هم است باید به این معنی باشد که آن بازیگر بدن خودش را به خوبی می‌شناسد و این شناخت درست به این مفهوم است که با همه عضلات بدنش و مثلا سی و خورده‌ای عضلات صورتش آشناست و آنها را در کنترل دارددر مورد ویژگی‌های فیزیکی که در نقشم به کار گرفته‌ام هم باید توضیحاتی بدهم. زمانی که درباره بدن خوب یک بازیگر در ایران صحبت می‌شود تصور همه این است که بازیگر باید یک رقصنده یا ژیمناست باشد اما من معتقدم که لازم نیست یک بازیگر چنین بدنی داشته باشد چون وقتی می‌گوییم یک بازیگر بدن خوبی دارد که البته واژه سنگینی هم است، باید به این معنی باشد که آن بازیگر بدن خودش را به خوبی می‌شناسد و این شناخت درست به این مفهوم است که با عملکرد همه عضلات بدنش و مثلا سی و خورده‌ای عضلات صورتش آشناست و آن‌ها را تحت کنترل دارد.

    یک بازیگر باید با بدن خود آنقدر تمرین کرده باشد که در زمان مناسب هماهنگی عصب و عضله داشته و بدون اینکه بیرون بزند، بتواند این هماهنگی را به وجود بیاورد و بدنش را در کنترل خودش داشته باشد.

    واقعیت این است که ساختن بدن عبدی برای من زیاد زمان نبرد و من فوکوسم را تا جایی که توانش را داشتم روی ویژگی‌هایی که کارگردانان و خودم می‌خواستیم، گذاشتم. بدن این شخصیت هیچ چیز جز هماهنگی عصب و عضله و تمرین درباره این قضیه نیست و اینکه بدانی چه عضله‌ای را به کار بگیری و کدام عضله را منبسط یا منقبض کنی بدون اینکه تماشاگر متوجه شود.

    صرامی: چند روز قبل بعد از اجرا متوجه شدم که محمد کمی ناراحت است. وقت از او پرسیدم که چه اتفاقی افتاده او به من گفت که فکر می‌کنم امروز امیر (سروان شایگان) تمرکز کافی نداشت چون زیاد محکم من را کتک نمی‌زد!

    نوروزی: واقعا بعد از اجرا و خواندن کامنت‌های مثبت مخاطبان به این فکر می‌کنم که چرا من باید هر روز دوستانم را آنقدر کتک بزنم و همین مساله باعث می‌شود شب‌ها خوابم نبرد. مخاطبان به من پیغام می‌دهند که چرا آنقدر بازیگران را کتک می‌زنی در حالی که من پیام‌های آن‌ها را برای تماشاگران فوروارد می‌کنم که هر شب به من می‌گویند چرا امشب ما را محکم‌تر کتک نزدی تا همه چیز طبیعی‌تر جلوه کند.

    صرامی: شانسی که ما آوردم این بود که اگر همه بچه‌ها آنقدر فداکاری نمی‌کردند و برای نقش‌های کوتاهشان تا این اندازه وقت نمی‌گذاشتند اصلا کار در نمی‌آمد و اتفاقی که افتاده این است که علی رغم کوتاه بودن نقش‌ها همه به چشم می‌آیند.

    امیر نوروزی

    نوروزی: واقعیت این است که شاید خود من نقش کوچک بازی نکنم و دلیلش هم این نیست که مثلا دون شأن خودم می‌دانم و از نقش کوچک بدم می‌آید، بلکه دلیلش این است که بازیگری نیستم که بتوانم یک نقش کوتاه را بازی کنم.

    البته شاید روزی این کار را کردم اما مساله این است که احساس می‌کنم بازیگری هستم که می‌توانم مدت زیادی روی صحنه باشم و برای مخاطب اذیت‌کننده نباشم چون این مساله بسیار مهم است که شما نقش کوتاه را چطور بازی می‌کنید و نقش بلند را چگونه ایفا می‌کنید.

    نقش بلند پارامترها و ویژگی‌های متفاوتی نسبت به نقش کوتاه دارد اما وقتی یک بازیگر می‌پذیرد یک نقش ۵ دقیقه‌ای را بازی کند و همانقدر خوب است که بازیگر نقش شایگان که در تمام طول نمایش روی صحنه قرار دارد، خوب است مساله ساده‌ای نیست. پیدا کردن چنین بازیگری واقعا سخت است چون شما نمی‌توانید بازیگران شناخته شده‌ای را پیدا کنید که بپذیرند یک نقش کوتاه بازی کنند بنابراین باید خیلی بگردید که در میان بازیگران جوان و دانشجو بازیگر مورد نظرتان را طی یک آزمون و خطا پیدا کنید.

    مساله‌ای که مسعود و پویا از همان ابتدا رویش تاکید داشتند این بود که این نمایش، اثری رئالیستی است و متمرکز بر حضور بازیگر، بنابراین ما قید همه چیز را می‌زنیم تا کار به درستی روایت شود. روی هر کدام از این کاراکترها ده‌ها ساعت وقت گذاشته شده است تا حضور ۵- ۶ دقیقه‌ای آن‌ها روی صحنه درست شکل بگیرد برعکس بسیاری از تئاترهای این روزها که می‌بینیم در عرض یک هفته نمایشی را برای اجرا آماده می‌کنند. واقعا باید به دقت نظر و شعور بالای مسعود و پویا احترام گذاشت که برای تئاتر کار کردن وقت می‌گذارند.

    ادامه دارد …