برچسب: هنر 1401 در آینه مهر

  • پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین موذن‌زاده: شاید اهالی تئاتر فکرش را هم نمی‌کردند بعد از رهایی از فاجعه کرونا و سپری کردن ۲ سال سخت قرار است باز هم با چالش‌های جدی در حرفه‌شان روبرو شوند. هنرمندان تئاتر بر این تصور بودند که قرار است سال ۱۴۰۱ اجرای تئاترها روی روال بیفتد و بعد از مدت‌ها از بدبیاری، خانه نشینی، تعطیلی و بلاتکلیفی نجات پیدا کنند و تازه بعد از فروکش کردن تب بیماری به این بیاندیشند که قرار است در روزهای پساکرونا برای رونق تئاتر چه کنند و چگونه این قایق طوفان زده را به ساحل نجات برسانند اما زهی خیال باطل. انگار قرار نیست تئاتر در کشور ما روی خوش هم ببیند چون همیشه در هر بزنگاه اجتماعی به عنوان گوشت قربانی به آن نگاه می‌کنند و اولین راه را در تعطیلی آن می‌بینند.

    تا نیمه اول سال شرایط تا حدودی عادی بود و هنرمندان تئاتر در حال بازسازی وضعیت و تلاش برای روشن کردن دوباره همین چراغ کم سوی تئاتر بودند اما برنامه‌ریزی هنرمندان برای آینده کاری‌شان فایده‌ای نداشت چون ناآرامی‌هایی که از اوائل مهر ماه در کشور شاهدش بودیم اول از همه مشاغل، دامن تئاتر را گرفت و به دلیل ناامنی‌هایی که وجود داشت کم کم همه سالن‌های تئاتری که بیشترشان در مرکز شهر و در وسط ناآرامی‌ها قرار داشتند، را مجبور به تعطیلی کرد اما این همه ماجرا نبود چون بعد از فروکش کردن نسبی ناآرامی‌ها جو حاکم بر تئاتر به گونه‌ای نبود که سالن‌های نمایشی بتوانند به بازگشایی فکر کنند و در صورت بازگشایی نیز تقاضایی برای اجرا وجود نداشت و بسیاری از گروه‌هایی هم که در نوبت اجرا بودند یا کارشان نیمه تمام مانده بود حاضر به اجرا نبودند و ترجیح می‌دادند در موقعیتی مناسب‌تر که فضا آرام تر شده و مخاطبان نیز دل و دماغ تئاتر دیدن داشته باشند، کارشان را روی صحنه ببرند.

    در این میان فضا برای گروه‌های تئاتری جوان و کم‌تجربه‌تر فراهم شد و با وجود کم بودن مخاطبان و فشاری که از طرف همکارانشان برای روی صحنه نرفتن به آنها وارد می‌شد، آثارشان را فارغ از کیفیتی که جای بحث دارد به صحنه بردند. البته با تمام فشارها و تهدیدها و تهمت‌هایی که در این فضا بر هنرمندان تئاتر وارد می‌شد و از آنها انتظار می‌رفت که به نشانه اعتراض شغلشان را تعطیل کرده و کار نکنند تعداد از هنرمندان پیشکسوت و حرفه‌ای نیز آثارشان را روی صحنه بردند که شناخته‌شده‌ترین‌شان گلاب آدینه بود که در ادامه به او و فعالیتش در این شرایط می‌پردازیم.

    از این رو شاید اگر در نیمه دوم سال با چنین وضعیتی روبرو نبودیم فرصت برای بروز خلاقیت و ارائه آثاری جذاب و درخور برای هنرمندان بیشتری فراهم می‌شد و در این گزارش می‌توانستیم از آنها هم به عنوان چهره‌های تاثیرگذار تئاتر در سال ۱۴۰۱ نام ببریم.

    در هر حال و با وجود مسائلی که در سال ۱۴۰۱ تئاتر ایران از سر گذراند در این گزارش به روال سال‌های گذشته به معرفی ۵ چهره شاخص عرصه تئاتر در سال ۱۴۰۱ پرداخته‌ایم؛ افرادی که با عملکرد و فعالیتشان توانستند رخدادهای یک سال از تئاتر کشور را رقم بزنند یا اینکه فراتر از حوزه تئاتر در مدیوم‌های دیگر هم موفق باشند. ترکیب این افراد البته یکی از ترکیب‌های ممکن از چهره‌های تأثیرگذار تئاتر در یک سال گذشته محسوب می‌شود و مطمئناً افراد شاخص دیگری که در فضای یک سال گذشته تئاتر تأثیرگذار بوده‌اند نیز می‌توانستند به این لیست راه یابند.

    کوروش زارعی؛ از ریسک دبیری تئاتر فجر تا سکته مغزی بر اثر فشار عصبی

    کوروش زارعی نویسنده و کارگردان تئاتر و مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری است که شاید چهره‌اش برای عامه مردم بعد از بازی در سریال «یوسف پیامبر» و «کیمیا» بیشتر شناخته شد اما زارعی سال‌هاست که به عنوان هنرمند و مدیر در تئاتر ایران فعال است و امسال به عنوان دبیر چهل و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در شرایطی که با وضعیت به سامانی در تئاتر روبرو نبودیم تلاش کرد جشنواره‌ای آبرومند برگزار کند.

    زارعی اوائل سال را با حضور در کشور تونس آغاز کرد و به عنوان عضو هیأت داوران بخش رقابتی جشنواره «جندوقه» در این رویداد حضور داشت و در مراسم اختتامیه جشنواره نیز از وی به عنوان هنرمندی که بیش از ۳ دهه در عرصه بازیگری و کارگردانی تئاتر فعالیت می‌کند، تجلیل به عمل آمد. همچنین نمایش «عِند ِ ما تَنتَهی تَسقُط» با عنوان فارسی «وقتی به تکبر می‌رسی سقوط می‌کنی» که کاری از هنرمندان تئاتر خوزستان با موضوع مقاومت و ضد صهیونیست بود با حمایت حوزه هنری هم در جشنواره «جندوقه» و هم در سی و چهارمین جشنواره تئاتر «کاف» در استان و شهر کاف تونس به صحنه رفت و مورد استقبال قرار گرفت.

    زارعی در ادامه به فعالیت‌هایش در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری پرداخت که از آن جمله می‌توان به برگزاری نخستین سلسله رویداد آموزشی تئاتر مردمی بچه‌های مسجد ویژه مربیان مساجد و برپایی ششمین همایش بین‌المللی تئاتر مردمی پیاده‌روی اربعین «روایت راهیان» اشاره کرد.

    در کنار این فعالیت‌ها زارعی از خرداد ماه حکم دبیری چهل و یکمین جشنواره تئاتر فجر را در شرایطی دریافت کرد که در این سال‌ها شکاف عمیقی بین هنرمندان و مدیران به وجود آمده است و جشنواره تئاتر فجر در بین برخی از هنرمندان شناخته شده و قدیمی دیگر اعتبار سابق را ندارد و کمتر تمایلی برای حضور در این رویداد از طرف بسیاری از اهالی تئاتر وجود دارد. از طرف دیگر انتخاب زارعی برای دبیری این دوره از جشنواره این ذهنیت را بین اهالی تئاتر به وجود آورد که قرار است در این دوره شاهد آثاری با خط فکری خاصی باشند و کارگردان‌های آوانگارد و تجربه گرا و هنرمندانی که دیدگاهی متفاوت با زارعی و یارانش دارند، جایی در این رویداد نخواهند داشت البته زارعی در نشست هم اندیشی که با اهالی رسانه داشت این گمانه زنی‌ها را نادرست خواند و عنوان کرد، تلاش دارد تا از همه هنرمندان با سلایق مختلف و همچنین اساتید پیشکسوت تئاتر برای حضور در جشنواره تئاتر فجر دعوت به عمل آورد.

    زارعی در ادامه فعالیتش به عنوان دبیر از حذف بخش مرور جشنواره خبر داد و عنوان کرد برای بازگشت شور و رغبت به جشنواره امسال همه آثار تولیدات تازه هستند و در بخش استان‌ها هم تولیدات برگزیده استان‌ها در جشنواره حضور می‌یابند.

    زارعی در میان برنامه ریزی و فعالیت‌های مربوط به جشنواره تئاتر فجر از ۲۵ مهر ماه سینمایش «۴۱۰» را هم که روایتی متفاوت از دفاع مقدس با محوریت شهید سپهبد قاسم سلیمانی و فتح گردان غواصی لشکر ۴۱۰ ثارالله بود در محوطه پارکینگ برج میلاد به صحنه برد.

    «۴۱۰» تازه‌ترین اثر حوزه هنری انقلاب اسلامی بود که به همت موسسه رسانه‌ای مهنا به تهیه کنندگی علیرضا کوهفر روی صحنه رفت. از جلوه‌های ویژه این اثر می‌توان به بزرگ‌ترین آکواریوم تئاتری با ظرفیت ۱۰۰ هزار لیتر آب و انفجارهای بزرگ اشاره کرد. اجرای «۴۱۰» حاشیه‌هایی هم در پی داشت. به دلیل اینکه نمایش از انفجارها و جلوه‌های میدانی متعددی برخوردار بود در زمان تمرین‌ها و اجرای نمایش صدای انفجارهای زیادی به گوش می‌رسید که باعث شکل گیری برخی گمانه زنی‌ها مبنی انفجار در برج میلاد در شرایطی که ناآرامی‌ها همچنان در کشور جریان داشت، شد که البته این شایعات دوامی نداشت و گروه روابط عمومی توضیحاتی برای این مساله ارائه کرد.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    هرچه به روزهای برگزاری جشنواره تئاتر فجر نزدیک تر می‌شدیم فشار روی دبیر جشنواره و گروهش بیشتر بود چون مشکلاتی مانند تزریق نشدن بودجه به جشنواره و در کنار آن عدم امکان دعوت از هنرمندان پیشکسوت و تاثیرگذار در این رویداد از یک طرف و بی میلی هنرمندان و گروه‌های نمایشی تهرانی برای شرکت در این دوره از طرف دیگر فشار مضاعفی را به جشنواره وارد می‌کرد.

    همین تحریم‌ها و فشارهایی که از طرف برخی هنرمندان به همکارانشان وارد می‌شد باعث شد تعدادی از گروه‌ها از حضور در جشنواره صرف نظر کنند اما تلاش زارعی و گروهش برای ایجاد تعامل با هنرمندان و بالا بردن میزان مشارکت همه گروه‌های تهرانی و شهرستانی در جشنواره بیشتر شد. بر همین اساس با وجودی که اعلام شده بود بخش مرور از این دوره جشنواره حذف شده و حتی در فراخوان نیز بخش مرور و دیگر گونه‌های اجرایی وجود نداشت به دلیل شرایط پیش آمده زارعی نه تنها بخش مرور را به جشنواره برگرداند بلکه در اقدامی غیرقابل پیش بینی این بخش را رقابتی و وارد بخش مسابقه بین‌الملل کرد تا کمبود حضور نمایش‌های تازه را بپوشاند.

    در نهایت شاهد حضور ۸ نمایش از تهران و ۳۹ نمایش از شهرستان‌ها در بخش صحنه‌ای این دوره از جشنواره بودیم. در مجموع ۱۱۰ گروه نمایشی و ۱۳ نمایش در بخش رادیو تئاتر در جشنواره حضور داشتند که البته از میان ۱۲ نمایش بخش بین‌الملل ۳ نمایش به دلیل برخی مشکلات از جشنواره انصراف دادند.

    در این دوره به دلیل فعال شدن مجدد بخش تئاتر فجر منطقه‌ای و جشنواره‌های استانی شاهد حضور پررنگ هنرمندان تئاتر شهرستان‌ها در جشنواره بودیم و از طرف دیگر کوروش زارعی از نفوذ و محبوبیتی که در طول این سال‌ها از اجرای تئاتر و حضور در کشورهای اسلامی به دست آورده، استفاده کرده بود و از هنرمندان کشورهایی چون تونس، عراق، اردن، عمان و … برای حضور در بخش بین‌الملل دعوت به عمل آورد.

    با تمام حاشیه‌ها و جو منفی که از چند ماه قبل برای برگزاری این رویداد وجود داشت و با همه ناهماهنگی‌ها و انتقاداتی که به این دوره از جشنواره وارد است در نهایت زارعی توانست به سلامت از این خان عبور کند و جشنواره آبرومندی را به سرانجام برساند اما همه این فشارهای عصبی بالاخره کار خودش را کرد و دبیر جشنواره را در اواخر بهمن ماه راهی بیمارستان کرد. متاسفانه زارعی به دلیل سکته مغزی در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان نمازی شهر شیراز بستری شد اما این روزها حال بهتری دارد و بعد از مرخص شدن از بیمارستان در منزل مشغول استراحت است.

    البته زارعی علاوه بر فعالیت‌های مختلفی که به عنوان مدیر، کارشناس و کارگردان در تئاتر دارد این روزها و بعد از سپری کردن دوران نقاهت دبیری شانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر رضوی را نیز عهده دار است که در خردادماه ۱۴۰۲ به میزبانی آذربایجان‌شرقی برگزار خواهد شد.

    امیررضا کوهستانی؛ حضور دوباره لژیونر تئاتر ایران در آوینیون

    احتمالاً اکثریت جامعه تئاتر بر این نکته که امیررضا کوهستانی یکی از موفق‌ترین و شناخته‌شده‌ترین کارگردانان ایرانی در خارج از کشور است، اذعان دارند. او با بیش از ۲۰۰ اجرای خارجی در کشورهایی مثل سوئیس، هلند، آلمان، فرانسه، نروژ، بلژیک، ایتالیا، اتریش، یونان، صربستان و مقدونیه و کسب جوایز مختلف از فستیوال‌های خارجی حضوری پررنگ در عرصه‌های بین‌المللی دارد.

    این کارگردان شیرازی را می‌توان یکی از چهره‌های شاخص تئاتر در سال ۱۴۰۱ دانست چون برای سومین بار و با نمایش «در ترانزیت» در بخش اصلی فستیوال بین‌المللی و معتبر آوینیون حضور پیدا کرد؛ جشنواره‌ای که در طول هفتاد و شش دوره برگزاری به طور رسمی تنها ۳ بار میزبان اثری از ایران در بخش اصلی بوده و هر ۳ هم نمایش‌هایی از امیررضا کوهستانی بوده‌اند.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    امیررضا کوهستانی که پیش از این و به دعوت برگزارکنندگان فستیوال بین‌المللی «آوینیون» فرانسه به‌عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تئاتری جهان، با نمایش‌های «شنیدن» و «بی‌تابستان» در بخش اصلی این فستیوال حضور پیدا کرده بود، فروردین ماه امسال برای سومین بار با نمایش «در ترانزیت» در بخش اصلی هفتاد و ششمین دوره فستیوال بین‌المللی «آوینیون» حضور پیدا کرد.

    در نمایش «در ترانزیت» مانند اجرای دیگر کوهستانی «در انتظار گودو» که سال گذشته در محوطه باز پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب اجرا شد، تمام بازیگران نمایش را زنان تشکیل می‌دادند. مهین صدری که پیش از این در چندین نمایش دیگر کوهستانی حضور داشت، در این نمایش نقش خود کوهستانی را بازی می‌کرد، خزر معصومی در اولین تجربه تئاتری اش نقش وکیل داوطلبی را بازی می‌کرد که در ۲ دوره زمانی مختلف به مهاجرانی که از آتش جنگ فرار کرده‌اند، کمک می‌کند. ۲ بازیگر فرانسه زبان دیگر، دانائه داریو و اگات لوکومت در نقش‌های مختلف مهاجران اروپایی فراری از جنگ جهانی دوم را در کنار مرزداران و کنسولگران سفارتخانه‌های کشورهای میزبان تصویر می‌کردند.

    در خلاصه داستان نمایش «در ترانزیت» چنین آمده است: امیررضا کوهستانی، کارگردان و نویسنده ایرانی در سال ۲۰۱۸ در فرودگاه مونیخ گیر افتاده است؛ کوهستانی قرار است برای شرکت به فستیوالی به سانتیاگو شیلی برود، اما ماموران فرودگاه چون اشتباهی در ویزایش صورت گرفته، به او اجازه نمی‌دهند به سفرش ادامه بدهد به همین دلیل کوهستانی مجبور می‌شود چند ساعتی را در کنار مهاجرانی سپری کند که قرار است از اتحادیه اروپا دیپورت شوند. کوهستانی در مدتی که در بخش ترانزیت فرودگاه مونیخ منتظر است تا وضعیتش روشن شود، در حال خواندن رمان «ترانزیت» آنا زِگرس است، تئاتری در آلمان به او پیشنهاد داده است که اقتباسی از آن رمان را روی صحنه ببرد و کوهستانی در همان سالن انتظار فرودگاه در کنار مهاجران امروز نمایشی را تصور می‌کند که قصه مهاجرانی است که در بندر مارسی پاریس گیر افتاده‌اند.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    «در ترانزیت» که به زبان‌های فرانسه، فارسی، انگلیسی و پرتغالی اجرا شد پیش از این در «کمدی دوژنو» سوییس نیز به صحنه رفته بود.

    دیالوگ‌های ساده و روان که به زبان محاوره و روزمره مردم بسیار نزدیک است، میزانسن‌های خطی و اغلب ایستای آثار کوهستانی و بازی‌های فرمی جذابی که در عین سادگی، پیچیده هستند نمایش‌های این هنرمند را منحصر به فرد کرده است.

    با وجود تجربیات فراوانی که کوهستانی در طول این سال‌ها از حضورهای بین‌المللی خود در کشورهای مختلف کسب کرده است و به نوعی می‌توان او را لژیونر تئاتر ایران نامید اما مدیران تئاتری هیچ‌گاه علاقه‌ای به استفاده از تجربیات وی در قالب برگزاری کارگاه‌های آموزشی در جشنواره تئاتر فجر و حتی جشنواره تئاتر دانشگاهی نداشته‌اند در حالی که کوهستانی از انتقال تجربیاتش به نسل جوان و علاقه‌مند فروگذار نمی‌کند و از هر فرصتی برای برقراری دیالوگ با آنها استقبال می‌کند.

    کیومرث مرادی؛ تلاش برای معرفی اصولی نسل جوان به تئاتر و سینما

    کیومرث مرادی نویسنده و کارگردان شناخته شده‌ای در تئاتر ایران است؛ هنرمندی که از اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰ با کارگردانی نمایش‌هایی چون «هشتمین سفر سندباد»، «شکلک»، «افسون معبد سوخته»، «خواب در فنجان خالی»، «خانه»، «رازها و دروغ ها» و … خودش را به عنوان هنرمندی دغدغه مند و مستعد در تئاتر ایران ثابت کرد و همکاری‌های درخشانی نیز با نغمه ثمینی در مقام نمایشنامه نویس داشت.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    مرادی بعد از حدود سه سال دوری از تئاتر و اجرای نمایش «مرغ دریایی من» تیر ماه ۱۴۰۱ نمایش «مانش» را با بازی سام درخشانی، مهدی حسینی‌نیا، و نازنین کریمی در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه برد که موضوعی در ارتباط با مهاجرت داشت و مورد استقبال خوبی نیز از جانب علاقه مندان به هنرهای نمایشی قرار گرفت. این اثر نمایشی بر اساس نمایشنامه «اهالی کاله» نوشته پیام لاریان با بازنویسی و کارگردانی کیومرث مرادی تیر ماه ۱۴۰۱ به صحنه رفت اما انتخاب مرادی به عنوان یکی از چهره‌های تاثیرگذار تئاتر در سال ۱۴۰۱ تنها به دلیل اجرای نمایش «مانش» نبود بلکه او از این جهت به عنوان یک چهره موفق و تاثیرگذار معرفی می‌شود که در چند سال اخیر تلاش داشته روند ورود نسل جوان را به آثار تصویری و تئاتر سهل تر کرده و در مقام انتخاب بازیگر و بازیگردان به شکلی حرفه‌ای و اصولی آنها را وارد دنیای هنر کند و هدایت بازیگران کم تجربه و البته حرفه‌ای را هم به عنوان بازیگردان برعهده بگیرد.

    مرادی سال هاست که به عنوان استاد دانشگاه و مدرس مشغول تربیت نسل جوان تئاتری است و در سال‌های اخیر در مقام بازیگردان و انتخاب بازیگر با پروژه‌های سینمایی چون «هناس»، «منصور»، «کت چرمی» و … و سریال‌هایی چون «میوه ممنوعه»، «زخم کاری»، «سقوط»، «آقای قاضی» و… همکاری داشته است که اکثراً در زمینه بازیگری موفق عمل کرده‌اند.

    بازیگردانی در سینما و تلویزیون ایران حرفه‌ای نوپاست که هنوز آنطور که باید جدی گرفته نمی‌شود. اولین تجربیات این حوزه را رضا کیانیان، حبیب رضایی و آتیلا پسیانی کلید زدند و در طول سال‌های اخیر هنرمندان دیگری که اکثراً تئاتری محسوب می‌شوند به این وادی ورود کردند. نقش بازیگردان به دلیل تسلطش بر تکنیک‌های مختلف بازیگری، انتقال درست حس و بیان و فرم تاثیر غیرقابل انکاری در هدایت درست بازیگران و ارتقای کیفیت بازی‌ها و محصول نهایی دارد. وظیفه اصلی بازیگردان ایجاد و امتداد حس بازیگران در تمامی صحنه‌های یک پروژه تصویری است و به دلیل رعایت نشدن توالی داستانی در مراحل تصویربرداری ضرورت و اهمیت عامل مهم بازیگردانی برای حفظ راکورد بازیگران بیشتر احساس می‌شود.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    از طرف دیگر مرادی توانسته در طول این سال‌ها بازیگران مستعد و توانایی را به تلویزیون و سینمای ایران معرفی کند تا جایی که سارا حاتمی به عنوان یکی از دست پرورده‌های نوجوان مرادی که کارش را از سریال «زخم کاری» محمدحسین مهدویان آغاز کرده بود و نظرات متفاوتی درباره بازی اش در آن سریال وجود داشت، توانست با ارائه بازی تاثیرگذار و تکنیکی در نقش یک دختر معتاد در فیلم سینمایی «کت چرمی» نظر هیات داوران جشنواره فیلم فجر را به خود جلب و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از آن خود کند از این رو می‌توان کیومرث مرادی را فارغ توانایی‌هایش به عنوان کارگردان در تئاتر به عنوان یکی از ستاره‌های تاثیرگذار آثار تصویری در نظر گرفت که بدون حاشیه و در پشت صحنه کارش را به درستی انجام می‌دهد و مخاطبانش محصول تلاش و زحمتش را روی پرده سینما یا تلویزیون می‌بینند.


    منبع : یادداشت‌های سینمایی m-reza.blog.ir

    گلاب آدینه؛ وقتی دود از کنده بلند می‌شود

    گلاب آدینه هنرمند شناخته شده تئاتر و سینمای ایران برای دومین سال پیاپی یکی از چهره‌های تاثیرگذار تئاتر لقب می‌گیرد. آدینه سال گذشته به دلیل اجرای نمایش «بانوی محبوب من» و بازگشت به عرصه کارگردانی تئاتر بعد از سال‌ها به چهره خبرساز تئاتر در سال ۱۴۰۰ تبدیل شد و امسال نیز برای اجرای نمایش پرمخاطب «پرده خانه» که از جمله آثار شاخص بهرام بیضایی است و اجرایی مسلط و پرجزئیات از یک متن دشوار که در طول سه ساعت اجرا همچنان دوست داشتنی و جذاب مخاطب را روی صندلی‌اش نگاه می‌دارد به عنوان یکی از چهره‌های تاثیرگذار این حوزه معرفی می‌شود.

    گلاب آدینه پیش‌تر نمایشنامه‌های «سلطان مار» و «مرگ یزدگرد» از نوشته‌های بهرام بیضایی را به صحنه برده بود و «پرده خانه»، سومین کارگردانی او از آثار بیضایی به شمار می‌آید.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    نمایش «پرده خانه» ماحاصل ۸ ماه تمرین مداوم گروهی ۱۰۰ نفره است که با پرداختن به مساله آزادی، تلاش زنان سرکوب شده و ستمدیده برای دستیابی به آن را به تصویر کشیده است. نورا هاشمی، علیرضا ناصحی، مانیا علیجانی، سامان کرمی و سعید چنگیزیان به همراه بیش از ۵۰ نفر از بازیگران تئاتر، گلاب آدینه را در نمایش «پرده خانه» همراهی می‌کردند.

    در توضیح داستان نمایش آمده است: ماجراهای این نمایشنامه قصه‌گو در بازیخانه حرمسرای سلطانی پریشان‌حال می‌گذرد. زنانی از نژاد و مذهب‌های گوناگون به اجبار به این حرمسرا آورده شده‌اند و هر یک با اندوه و حسرتی روزگار می‌گذرانند. با ورود عروسی نوسال روزگار زنان بازیخانه دیگرگون می‌شود … در این بین زنی به نام گلتن مربی زنان بازی خانه است. او که از شش سالگی در حرمسرا زندگی کرده، دختری است که مادرش را به اسارت گرفته بودند و بعد از مرگ مادر، او را هم به عقد سلطان درآوردند. گلتن هرچه از جهان می‌داند، مدیون کتاب هاست و در آرزوی رهایی و آزادی، فجایع دربار را تاب می‌آورد. هر روز جنایتی و هر روز فاجعه‌ای رخ می‌دهد و گلتن سعی می‌کند تا دامان خود را این جنایات پاک نگاه دارد. او با سیاست و زیرکی اش رازی را برای زنان برملا می‌کند که در نامه‌ای با مهر سلطان تایید شده است؛ رازی که می‌گوید در صورت مرگ سلطان، همه فرزندان دختر و زنان او باید کشته شوند و فرزندان پسرش را فراری دهند. وحشت بر زنان حرمسرا غالب می‌شود اما گلتن پیش می‌افتد و زمام امور را به دست می‌گیرد. او با تدبیر و کیاست خود نقشه‌ای می‌کشد تا جان بقیه را نجات دهد و خود نیز به آرزوی همیشگی اش که آزادی و رهایی بود دست پیدا کند.

    «پرده خانه» با داستان پردازی شورانگیز بهرام بیضایی، اثری درخشان در عرصه ادبیات نمایشی ایران به حساب می‌آید. این اثر نمایشی با اجرایی خوش ریتم و وفادارانه به متن بیضایی ۱۰۰ اجرا از ۱۵ آبان تا ۲۶ اسفند در پردیس تئاتر شهرزاد داشت و با همه سنگ اندازی ها و مخالفت‌های برخی از مخاطبان و حتی اهالی تئاتر توانست مخاطبان زیادی را به سالن شهرزاد بکشاند مخاطبانی که مدت‌ها بود با تئاتر قهر و حتی آن را تحریم کرده بودند و شرایط ماه‌های اخیر نیز دل و دماغی برای دیدن اجراها برایشان باقی نمی‌گذاشت.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    آدینه در سالی که کمتر هنرمند شناخته شده‌ای به دلیل شرایط ناآرام کشور و جو منفی که برای تئاتر کار کردن وجود داشت، حاضر می‌شد ریسک کند و نمایشی به صحنه ببرد، تصمیم گرفت نمایشی را که به همراه گروهش ماه‌ها برای روی صحنه بردنش زحمت کشیده بود، از آبان ماه و در زمانی که هنوز اعتراضات فروکش نکرده بود به صحنه ببرد. این هنرمند معتقد بود با وجود همه انتقادها و اعتراض‌ها، تئاتر نباید تعطیل شود و هنرمندان اگر اعتراضی هم به شرایط موجود دارند، می‌توانند روی صحنه تئاتر حرفشان را بزنند. آدینه حتی در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام جواب کامنت های مخالف را با سعه صدر و مهربانی می‌داد و تلاش می‌کرد دنبال کنندگانش را قانع کند.

    با وجودی که در برخی از اجراهای نمایش برخی از معترضان شعار اعتراضی سر می‌دادند این اقدام خللی در اجراهای «پرده خانه» به وجود نیاورد و حتی آدینه بعد از اینکه در یکی از شب‌های اجرا برخی در میانه نمایش شروع به خواندن سرود و سر دادن شعار کردند در صفحه شخصی‌اش نوشت: «چه مخالف این عمل در سالن تئاتر باشیم چه موافق، پویایی و زنده بودن تئاتر که مدام از آن می‌گوییم یعنی همین.»

    آدینه از جمله بازیگران محبوب ایرانی است که مخاطبان چهره سمپات و مادرانه او را در آثار مختلف به یاد سپرده‌اند. این هنرمند در طول سال‌ها فعالیت خود در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون نقش‌های ماندگاری را خلق کرده است از سلطان بانوی سریال محبوب «سلطان و شبان» گرفته تا طوبای فیلم «زیرپوست شهر» و مامان «مهمان مامان».

    گلاب آدینه با وجود حضور در آثار تصویری به عنوان بازیگر اما پیوندش را با تئاتر قطع نکرده است و در طول سال‌های اخیر در آثار نمایشی متفاوتی از جمله «سیندرلا»، «بیوه های غمگین سالار جنگ»، «سه‌گانه اورنگ»، «شیرهای خان بابا سلطنه» و … به ایفای نقش پرداخته است اما حالا می‌توان این هنرمند را به عنوان کارگردانی کاربلد و مسلط نیز شناخت که در بازگشت دوباره اش به عرصه کارگردانی تئاتر هم در جذب مخاطب موفق عمل کرده و همه نمایش‌های جذاب و خوش ریتمی را در ژانرهای مختلفی به صحنه برده است که باعث می‌شود تماشاگران پیگیر تئاتر و اهالی هنر در انتظار اجراهای آینده این هنرمند پیشکسوت باشند.

    محمد مساوات؛ تجربه‌گرایی در فرم بدون سلبریتی بازی

    محمد مساوات در سال‌های اخیر به نامی شناخته شده در تئاتر ایران تبدیل شده است و توانسته نام خودش را به عنوان یک کارگردان و آرتیست آوانگارد و نوگرا بین علاقه مندان به هنرهای نمایشی جا بیندازد. مساوات در سال ۱۴۰۱ نیز توانست با اجرای نمایش «شکوفه‌های گیلاس» که در ۲ تماشاخانه ایرانشهر (اردیبهشت و خرداد) و مجموعه تئاتر شهر (تیر و مرداد) به صحنه رفت به عنوان یکی از چهره‌های تاثیرگذار تئاتر خودش را به اثبات برساند.

    «شکوفه های گیلاس» بدون بهره‌گیری از بازیگران شناخته شده و سلبریتی هایی که چند سال است به تئاتر راه یافته‌اند و تبلیغات عجیب و غریب توانست به اثری پرفروش تبدیل شود و در ۲۱ اجرایی که در سالن اصلی تئاتر شهر داشت بیش از یک میلیارد و سی و هفت میلیون تومان فروش کند.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    مساوات تلاش می‌کند در هر اجرا چالش تازه‌ای پیش روی مخاطبانش قرار دهد. او علاقه فراوانی به تجربه گرایی در فرم اجرایی آثارش دارد و از آنجا که قبل از کارگردان شدن، نقاش بوده است استفاده از رنگ و نور و فضاسازی‌های منحصر بفرد از ویژگی‌های جدایی ناپذیر آثارش است. مساوات این بار در «شکوفه‌های گیلاس» به سراغ شرق دور و ژاپن رفته است و مشخص است که رومینا مومنی و حامد رسولی بازیگران نمایش برای ارائه حرکات مینیاتوری و مینیمال و بازی سکون و سکوتی که مخاطب را درگیر خودش می‌کند، تمرینات سخت شیوه «بیومکانیک» میرهولد را پشت سر گذاشته‌اند شیوه اجرایی که محبوب مساوات است و در بیشتر آثارش از آن بهره می‌گیرد.

    «شکوفه‌های گیلاس» در زبان ژاپنی با اصطلاح «ساکورا» مشخص می‌شود که یکی از نمادهای فرهنگ ژاپن است؛ اما به زندگی کوتاه یک سامورایی هم اشاره دارد. ضدقهرمان این نمایش یک سامورایی بی کارشده یا یک «رونین» است که به مرحله «هاراگیری» (خودکشی) رسیده اما سایه‌اش جلوی او را گرفته‌است. او اکنون تلاش می‌کند تا با استادی خاص ملاقات کند تا در این زمینه راهنمایی‌اش کند اما زنی در محل زندگی استاد حضور دارد که مانع ملاقات آنها می‌شود. زن به سامورایی کارهایی ویژه آموزش می‌دهد اما سامورایی عاشق زن می‌شود و در نهایت نمی‌تواند دل زن را به دست بیاورد. سامورایی در پایان داستان، بدون شمشیر و با نیرویی جادویی که زن به او آموزش داده، دست به خودکشی می‌زند. مساوات برای پیش بردن داستان نمایشش با مهارت از تعالیم و فرهنگ ژاپنی ذن، بودیسم و سامورایی سود می‌جوید تا در نهایت یکی از بدیع ترین نمایش‌های چند سال اخیر تئاتر ایران را خلق کند.

    پنج چهره خبرساز «تئاتر ۱۴۰۱»/ سایه این طاعون بر سر تئاتر می‌ماند؟

    کارگردان جوان و نوجوی تئاتر و سرپرست گروه تئاتر «رادیکال ۱۴» در سال‌های کوتاه فعالیتش در تئاتر ثابت کرده که برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش که به متن و تمرینات مستمر و طولانی توجه زیادی ندارند و تمرکزشان بیشتر روی فرم و شیوه اجرایی است به متن و تحلیل‌های متفاوتی که از نمایشنامه‌هایش می‌شود در کنار فرم‌های جذاب اجرایی، می‌اندیشد که این مساله در تئاتر امروز ایران مساله مهم و قابل توجهی تلقی می‌شود.

    منبع

  • متن و حاشیه«تئاتر۱۴۰۱» در پنج پرده/پاییزی که برای تئاتر رقم خورد!

    متن و حاشیه«تئاتر۱۴۰۱» در پنج پرده/پاییزی که برای تئاتر رقم خورد!

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ طی ۲ دهه اخیر تئاتر کشور سال‌های متفاوتی را تجربه کرده است؛ یک سال شروع خوبی داشته اما پایان‌اش مناسب نبوده است، یک سال شروع بدی داشته اما پایان مناسبی داشته و در اکثر موارد شروع بد و پایان هم به بدترین شکل ممکن بوده است.

    برخی مواقع سال‌ها با درگذشت هنرمندان و چهره‌های تئاتری شروع یا به پایان رسیده و جامعه تئاتری جامه سیاه به تن کرده است و برخی سال‌ها به ویژه در دوران کرونایی تئاتر با تعطیلی به استقبال سال جدید رفته و با تعطیلی هم سال را پشت‌سر گذاشته است.

    اما نخ تسبیح حداقل ۲ دهه اخیر تئاتر ایران، نبود برنامه‌ریزی مشخص و منسجم و حمایت کافی و لازم از تئاتر و ایجاد امنیت شغلی برای هنرمندان تئاتر ایران از سوی مدیران و مسئولان تصمیم‌گیرنده فرهنگی کشور بوده است.

    این شرایط باعث شده تا هنرمندان و تئاتر ایران امکان برنامه‌ریزی و حرکت به سوی آینده‌ای روشن نداشته باشند و هر سال این کلام بر زبان جاری شود که «هر سال دریغ از پارسال».

    سال ۱۴۰۱ هم از سال‌های گذشته خود مستثنی نبود و انتظار اتفاق و رویداد خاصی در رشد و ارتقای وضعیت تئاتر و هنرمندان تئاتر از آن وجود نداشت اما تنها دلخوشی هنرمندان تئاتر این بود که این سال بدون خطر تعطیلی کرونایی آغاز می‌شود. با گذشت زمان مشخص شد این دلخوشی نیز مقطعی است و دوامی ندارد.

    در گزارش ذیل به ۵ رویدادی که در میان اتفاقات مختلف در تئاتر ایران وجود داشته پرداخته و به صورت اجمالی درباره آن‌ها صحبت می‌کنیم.

    پرده اول؛ بیشترین آمار توقیف تئاترها در ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۱

    سال ۱۴۰۱ با مدیریت جدید در تئاتر ایران آغاز به کار کرد؛ مدیریتی که در سطح معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین اداره‌کل هنرهای نمایشی در نیمه دوم سال ۱۴۰۰ مسند هدایت تئاتر را بر عهده گرفت. از ابتدای سال هنرمندان تئاتر که همیشه با تغییر مدیریت‌ها تجربه‌های مختلفی داشتند منتظر تعامل و رویکرد این دوره از مدیریت تئاتر بودند. با گذشت روزها و سپس ماه‌ها نه تنها رویکرد و برنامه مشخصی از سوی مدیریت جدید هنری و تئاتر رؤیت نشد بلکه بحث تعامل با هنرمندان تئاتر نیز نادیده گرفته شد و ارتباط مدیریت هنری و تئاتر با هنرمندان شکل نگرفت.

    این نبود تعامل با اتفاقاتی همراه شد که فاصله میان مدیریت جدید و تصمیم‌گیری‌های اتخاذ شده از سوی آن با بدنه تئاتری بیش از پیش شد.

    یکی از اتفاقات مهم برای جامعه تئاتری، بالا رفتن آمار توقیف اجراهای نمایشی طی ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۱ بود. در این مقطع زمانی و بدون اینکه شفاف‌سازی لازم از سوی مدیریت تئاتر صورت گیرد، در حین اجرای نمایش یا سایت فروش بلیت علیرغم خرید انجام شده توسط مخاطبان بسته یا از اجرای نمایش جلوگیری می‌شد.

    نمایش‌های «خونین‌زار» سهراب حسینی، «آن سوی آینه» علی سرابی، «مخاطب» جابر رمضانی، «دختران بابا آنتون»، «شب شک»، «بازی بزرگ» زهره بهروزی‌نیا در تهران و نمایش‌های «در هم تنیدگی» احسان گودرزی، «و چند داستان دیگر» و همچنین «حکم» در شهرهای شیراز، کرمانشاه و خراسان رضوی از جمله آثاری بودند که یا به صورت کامل یا به صورت مقطعی توقیف شدند.

    درباره این توقیف‌ها هیچ شفاف‌سازی یا توضیحی که بیانگر روندی منطقی از سوی مدیریت فرهنگی و هنری باشد انجام نشد و این امر فضا را برای هنرمندان و فعالان تئاتری سخت‌تر کرد.

    این شرایط در ماه‌های باقیمانده سال هم به گونه‌ای دیگر رقم خورد که شاید توقیفی اتفاق نیفتاد ولی شرایط برای آثار نمایشی و به صحنه رفتن آن‌ها ایده‌آل نبود. محمد رضایی‌راد کارگردانی که قرار بود نمایش «به گزارش زنان تروا» را در سالن اصلی روی صحنه ببرد از اجرای خود انصراف داد.

    در ایام پایانی سال هم مدیر یکی از تماشاخانه‌های خصوصی طی نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از وضعیت موجود برای صدور مجوز اجراهای نمایشی انتقاد کرد.

    در مجموع مدیریت فرهنگی و هنری در این زمینه شفاف‌سازی لازم را انجام نداد و سال ۱۴۰۱ با این روند سپری شد.

    اما نکته قابل تأمل این است که وضعیت در کمدی‌های شبانه (تئاتر آزاد) به گونه‌ای دیگر است و حجم بالایی از دیالوگ‌ها و حرکات نامناسب برای صرفاً خنداندن مخاطب روی صحنه اتفاق می‌افتد اما هیچ‌گونه نظارتی روی این آثار وجود ندارد. این در حالی است که گروه سنی مخاطبان کمدی‌های شبانه از کودک تا بزرگسال را شامل می‌شود و اکثراً خانواده‌ها نیز به تماشای این آثار می‌نشینند اما مدیریت و تصمیم‌گیرندگان فرهنگی و هنری که داعیه فرهنگسازی دارند نسبت به چنین اتفاقی بی‌توجه هستند.

    جالب این است که مجوز اجرای این آثار هم توسط اداره‌کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر می‌شود.

    پرده دوم؛ وضعیت دشوار تماشاخانه‌های خصوصی و تعطیلی برخی از آن‌ها

    در دوران کرونا هم تئاتر، هم هنرمندان تئاتر و هم سالن‌های تئاتری آسیب بسیاری را متقبل شدند. به دلیل اینکه اجرای تئاتر تعطیل بود هم معیشت هنرمندان و هم وضعیت درآمدی سالن‌های تئاتر به ویژه تماشاخانه‌های خصوصی بسیار نامطلوب شد.

    در ایام کرونایی حمایت خاص و قابل توجهی نه از هنرمندان به عمل آمد و نه از تماشاخانه‌های خصوصی که معیشت هر ۲ گروه در تولید و اجرای تئاتر گره خورده است. در همان ایام تعدادی از تماشاخانه‌های خصوصی مجبور به تعطیلی شدند و گمان می‌رفت با پایان شرایط کرونایی این روند تغییر کند.

    اما در سال ۱۴۰۱ هم پس‌لرزه‌های رکود دوران کرونا گریبانگیر تماشاخانه‌های خصوصی شد و برخی از آن‌ها نظیر تماشاخانه «شانو» ورشکسته شدند. تماشاخانه‌های سپند و دیوار چهارم هم از سالن‌های فعال در حوزه خصوصی تئاتر بودند که به دلایل مختلف نتوانستند به حیات خود ادامه دهند.

    اکثر تماشاخانه‌های خصوصی هم که فعال هستند شرایط مطلوبی را سپری نمی‌کنند و در سال ۱۴۰۱ بر خلاف تصور باز هم شرایط برای فعالیت مستمر و مداوم این سالن‌ها فراهم نشد.

    پرده سوم؛ جدایی تماشاخانه ایرانشهر از خانه هنرمندان

    تماشاخانه ایرانشهر یکی از مجموعه‌های مهم تئاتری کشور است که در نیمه دوم دهه ۸۰ ساخته و راه‌اندازی شد. این مجموعه تئاتری با ۲ سالن سمندریان و ناظرزاده‌کرمانی طی حدود ۱۳ سال جایگاهی مهم برای تئاتر حرفه‌ای ایران داشته است.

    مدیریت این تماشاخانه که از زیرمجموعه‌های شهرداری تهران است و با حضور شهردار وقت تهران نیز افتتاح شد، با خانه هنرمندان ایران بود و مدیرعامل این خانه برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری درباره تماشاخانه ایرانشهر را بر عهده داشت.

    این روند طی دوره‌های حضور مجید جوزانی، مجید سرسنگی و مجید رجبی معمار به عنوان مدیرعامل خانه هنرمندان ایران ادامه داشت ولی با استعفای رجبی‌معمار و مطرح شدن نام محمدمهدی عسگرپور به عنوان مدیرعامل جدید این خانه، زمزمه‌های جدا شدن تماشاخانه ایرانشهر از خانه هنرمندان شنیده شد.

    این اتفاق با قطعی شدن حضور عسگرپور در خانه هنرمندان رخ داد و مدیریت تماشاخانه ایرانشهر برای اولین بار بعد از بیش از یک دهه فعالیت این مجموعه مجزا شد و حمید نیلی که خود از گزینه‌های مدیرعاملی خانه هنرمندان نیز بود مدیریت تماشاخانه ایرانشهر را عهده‌دار شد.

    تماشاخانه ایرانشهر با این تغییرات زیر نظر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران قرار گرفت.

    این اتفاق حواشی متعددی را مبنی بر اینکه اختلاف نظر مدیریت شهری با شورای عالی خانه هنرمندان ایرانی برای انتخاب مدیرعامل جدید باعث بروز این اتفاق شده است، ایجاد کرد.

    در آن ایام هنرمندان تئاتر واکنش‌هایی نسبت به این تصمیم‌گیری داشتند و معتقد بودند که این روند هم باعث تضعیف خانه هنرمندان ایران و هم تماشاخانه ایرانشهر می‌شود.

    پرده چهارم؛ پاییزی که برای تئاتر رقم خورد!

    با همه شرایطی که مدیریت فرهنگی و هنری برای تئاتر ایران در نیمه اول سال ۱۴۰۱ رقم زده بود هنرمندان تئاتر تولید و اجرای تئاتر را مدنظر قرار داده بودند و هنرمندان از نسل‌های مختلف برنامه‌ریزی اجرای آثارشان را داشتند.

    اما با ورود به فصل پاییز شرایط بار دیگر برای تئاتر و هنرمندان آن به گونه‌ای دیگر رقم خورد. بروز التهابات اجتماعی در کشور باعث شد تا بار دیگر فعالیت‌های تئاتری متوقف شوند و تداوم این شرایط باعث شد تا اختلاف نظری میان هنرمندان تئاتر شکل بگیرد و به نوعی آن‌ها را به ۲ دسته تقسیم کند.

    گروهی از هنرمندان تئاتر معتقد بودند که تئاتر در هر شرایطی نباید تعطیل نشود و گروهی دیگر باورشان بر این بود که تئاتر و هنرمندان نمی‌تواند از جامعه جدا باشد و فعالیت در چنین شرایطی نادرست است.

    این کشمکش‌ها ادامه داشت و عده‌ای که تمایل به کار داشتند بعد از مدتی تعطیل بودن سالن‌های تئاتری، آثار خود را روی صحنه بردند اما شرایط اجرای آثارشان مناسب نبود. در التهابات نیمه دوم سال ۱۴۰۱، گروه‌های تئاتری امکان تبلیغ اجراهای خود در فضای مجازی را از دست دادند؛ روندی که طی سال‌های اخیر به عنوان یکی از مهمترین فرصت‌های تبلیغاتی تئاتر محسوب می‌شد. حذف این امکان با جایگزینی مناسب از سوی مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری که هنرمندان را به اجرای آثار خود تشویق می‌کردند همراه نشد و مدیریت شهری هم امکان و بستر تبلیغ آثار نمایشی در سطح شهر را فراهم نکرد.

    از سوی دیگر مخاطبان تئاتری نیز به دلیل شرایط اجتماعی پیش‌آمده تمایلی به حضور در سالن‌های تئاتر نداشتند.

    این وضعیت در کنار تورم اقتصادی حاکم بر جامعه و کم شدن کمک‌هزینه‌های دولتی برای گروه‌های تئاتر باعث شد تا روند تولید و اجرای تئاتر در نیمه دوم سال ۱۴۰۱ بسیار سخت‌تر از گذشته شود و بسیاری از گروه‌هایی که آثارشان را روی صحنه بردند متضرر شوند.

    در کل پاییز سال ۱۴۰۱ خزانی دیگر برای تئاتر بعد از دوران کرونایی رقم زد.

    پرده پنجم؛ توجه به تئاتر استان‌ها به بهانه چهل و یکمین جشنواره تئاتر فجر

    تئاتر در کل از حمایت قابل قبولی چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی از سوی مدیران و مسئولان و تصمیم‌گیرندگان فرهنگی و هنری برخوردار نیست و در این بین تئاتر استان‌ها نیز شرایط وخیم‌تری دارد.

    هنرمندان تئاتر مقیم استان‌ها از امکانات و بودجه مناسبی برای فعالیت خود برخوردار نیستند و در برخی نقاط کشور حتی از حداقل‌ها هم محروم هستند. سال ۱۴۰۱ اتفاقی رقم خورد که طی آن جشنواره‌های تئاتر استانی بار دیگر احیا و فعال شدند تا علاوه بر برگزاری این رویدادها در مناطق مختلف کشور، خروجی آن‌ها نیز در چهل و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ارائه شود.

    چهل و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر هم که به دلیل التهابات اجتماعی نیمه دوم سال در شرایطی متفاوت برگزار شد، تمرکز و توجه خاصی به هنرمندان تئاتر مقیم استان‌های مختلف و آثارشان داشت.

    در این دوره از جشنواره بیش از ۸۰ درصد آثار حاضر از شهرها و استان‌های مختلف کشور بود و این فرصت و مجال برای توجه به تئاتر استان‌ها بعد از غفلتی چندین و چندساله فراهم شد.

    البته برخی معتقد بودند که این توجه به دلیل کنار کشیدن بخشی از هنرمندان تئاتر برای اجرای تئاتر در شرایط فعلی و حضور در جشنواره تئاتر فجر، شکل گرفته بود.

    اینکه توجه به تئاتر استان‌ها که حق دارند که همپای تئاتر تهران از توجه و حمایت برخوردار باشند به هر بهانه‌ای وجود داشته باشد اتفاق خوشایندی است، حتی اگر این بهانه برگزاری جشنواره تئاتر فجر در هر شرایطی باشد.

    باید دید که مدیران و تصمیم‌گیرندگان فرهنگی در طول سال ۱۴۰۲ چگونه به تئاتر استان‌ها و هنرمندان تئاتر مقیم شهرهای مختلف کشور توجه خواهند داشت و آیا توجه به این بخش از تئاتر فقط به صورت مقطعی و به بهانه برگزاری جشنواره‌ها خواهد بود یا در طول سال استمرار داشته و برای آن برنامه‌ریزی می‌شود.

    سال ۱۴۰۱ نیز با تمام آه و افسوس‌ها و شادی‌های مقعطی خود برای تئاتر ایران به پایان راه رسید و باید دید سال ۱۴۰۲ چه آغاز و پایانی را برای تئاتر رقم خواهد زد.

    منبع

  • یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین موذن زاده: شاید مرگ بزرگترین و غیرقابل پیش بینی‌ترین رخداد زندگی بشر باشد که در تمام طول زندگی مدام به آن می‌اندیشد. علاوه بر توجه به مفهوم مرگ در ادیان و مذاهب مختلف، اندیشمندان و هنرمندان و ادبا نیز در باب مرگ و نیستی تفاسیر و تحلیل‌های متفاوتی دارند اما با تمام تفاسیری که از آن وجود دارد مرگ همچنان اتفاقی هراس‌انگیز حداقل برای عامه مردم به حساب می‌آید و راهی برای فرار و چیرگی بر هول و هراس ناشی از آن وجود ندارد. روبرو شدن هر فرد با مقوله مرگ به عنوان اتفاقی فردی یک مساله است و غم فقدانی که بازماندگان مجبور به تحملش هستند مساله‌ای دیگر. این دلتنگی برای عزیز از دست رفته به قدری دردناک است که شاید برای برخی تا سال‌ها به دردی غیرقابل التیام تبدیل شود و البته برخی نیز راحت تر با آن کنار می‌آیند.

    درگذشت هنرمندان و چهره‌های شناخته شده که هرکدام عمر خود را در جهت اعتلای فرهنگ و هنر گذاشته‌اند نیز می‌تواند به اندازه از دست دادن یکی از عزیزان نزدیک تلخ و غم انگیز باشد مخصوصاً افرادی که مردم با آثار و فعالیت‌ها و اظهاراتشان خاطره داشتند و آنها را عضوی از خانواده خود می‌دانستند، هنرمندانی که دیگر در میان ما نیستند اما خواندن یا دیدن دوباره آثار و مرور فعالیت‌هایشان قطعاً یادشان را در خاطر ما زنده نگاه می‌دارد و ندیدن دوباره شان را برایمان پذیرفتی‌تر می‌کند.

    از این رو در گزارش پیش رو تلاش شده است نگاهی اجمالی به فعالیت‌ها و زندگی هنرمندان تئاتری داشته باشیم که در سال ۱۴۰۱ رخ در نقاب خاک کشیدند تا از این طریق یادبودی هرچند کوچک برای این عزیزان در نظر گرفته باشیم؛ هنرمندانی که قطعاً جایشان در هنر این سرزمین خالی خواهد بود.

    هفته دوم فروردین / اکبر یادگاری

    اکبر یادگاری، هنرمند تئاتر، نقاش، نویسنده و شاعر هفته دوم فروردین ماه در آلمان درگذشت و ۲۶ فروردین ماه در شهر کلن به خاک سپرده شد.

    یادگاری متولد سال ۱۳۳۰ بود که اواخر دهه ۴۰ با ورود به دانشکده هنرهای زیبا در رشته تئاتر مشغول به تحصیل شد. وی که بعد از تحصیل در دانشکده به استخدام اداره تئاتر درآمده بود، از جمله بازیگرانی است که در اجرای افتتاحیه مجموعه تئاتر شهر در نمایش «باغ آلبالو» به کارگردانی آربی اوانسیان بازی کرده بود.

    «سقوط از اسب سیاه»، «این همه قاسم من»، «حسین بن منصور حلاج»، «یک مجلس سیاه بازی سلطان»، «واقعه قتل امیر کبیر»، «زندگی قمرملوک وزیری»، «راز شکست فاتحان»، «رستم و اسفندیار»، «طوطی و بازرگان» و «رستم و سهراب» از جمله نمایشنامه‌های این هنرمند تئاتر است.

    وی همزمان با فعالیت در تئاتر در سینما و تلویزیون نیز فعال بود و علاوه بر آن به نگارش شعر و رمان و نیز نقاشی می‌پرداخت. همچنین آثار گوناگونی از او در کشورهای مختلف به انتشار رسیده‌اند و نمایشگاه‌های نقاشی متعددی در داخل و خارج از کشور برپا کرده بود.

    از جمله فعالیت‌های او در ایران برپایی نمایشگاه نقاشی «تروما» در گالری «آتبین» بود. او گرچه در بسیاری از کشورها فعالیت هنری انجام داده بود ولی همواره خود را یک هنرمند ایرانی می‌دانست و علاقه‌مند بود در کشور خودش هم کار کند.

    کتاب «بی خانگی» و «بازیگر نو» (درباره بازیگری تئاتر و فیلم)، از جمله فعالیت‌های ادبی یادگاری است.

    ۱۲ تیر / پیتر بروک

    درست است که این گزارش اختصاص به هنرمندان تئاتر ایرانی دارد که در سال ۱۴۰۱ دار فانی را وداع گفتند اما نمی‌توان از هنرمندان درگذشته گفت و نامی از پیتر بروک کارگردان افسانه‌ای دنیا که نامش با نمایش‌های شرقی و تعزیه گره خورده است، نامی به میان نیاورد.

    این هنرمند در ۹۷ سالگی در پاریس، شهری که از دهه ۱۹۷۰ محل سکونتش بود، از دنیا رفت. بروک که زاده لندن بود اولین کارگردانی خود را برای فیلم «دکتر فاستوس» در سال ۱۹۴۳ انجام داد و از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۰ مدیر تولیدات اپرای سلطنتی کاونت گاردن بود. او پس از آن تا سال ۱۹۷۰ با کمپانی رویال شکپسپیر همکاری کرد که کارگردانی «شاه‌لیر» با بازی پل اسکافیلد و «تیتوس آندرونیکوس» با بازی لارنس اولیویه و ویوین لی از جمله آنها بود.

    این کارگردان با گروه تئاتری‌اش بیشتر به استفاده از اسطوره، افسانه، موسیقی و بداهه گویی علاقه داشت و در اوایل دهه ۱۹۷۰ راهی سفرهایی به خاورمیانه و آفریقا شد. برگزاری کلاس‌های وی در ایران نیز با اقبال زیاد هنرمندان نمایش روبرو شده بود.

    او علاوه بر اجرای آثاری از چخوف، ساموئل بکت، کاریل چرچیل و اتول فوگارد از آثار نویسندگان نسبتاً ناشناخته نیز بهره می‌برد.

    وی همواره در جست و جوی نوعی عرفان شرقی بود و سعی داشت زبانی نمایشی برای روایت آن بیابد؛ روایتی که اصلاً ساده نیست و مشکلات خاص خود را همراه دارد. بروک در سال ۱۳۵۱ (۱۹۷۱ میلادی) برای شرکت در جشن هنر شیراز به ایران سفر کرده بود. او در آن مراسم، تئاتر «اورگاست» را با حضور بازیگران ایرانی همچون سیاوش تهمورث، پرویز پورحسینی، هوشنگ قوانلو و فهیمه راستگار اجرا کرد. بروک به دلیل سفر دهه پنجاه به ایران و نیز ترجمه بسیاری از نوشته‌هایش در مورد تئاتر به فارسی، در ایران بسیار شناخته شده و محبوب است.

    یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    بروک هم نزد هنرمندان تجربه‌گرا صاحب اعتبار است و هم هنرمندانی که در کار نمایش‌های سنتی و به ویژه تعزیه هستند. او در سفرهای خود به ایران، هم با هنرمندان جوان و نوگرا دیدار کرد و هم با چهره‌هایی مانند سعدی افشار، سیاه‌بازی نامی کشور و هاشم فیاض، چهره تاثیرگذار تعزیه.

    یکی از آخرین آثار این کارگردان سرشناس نمایش «زندانی» بود که او آن را نوشت و در پاریس و جشنواره ادینبورو و در تئاتر ملی لندن روی صحنه برد. این نمایش را وی وقتی کارگردانی کرد که ۹۲ ساله بود.

    وی همین امسال برای کارگردانی «پروژه طوفان» با همراهی ماری هلن استین – همکار قدیمی‌اش- به سرخط اخبار نمایشی بدل شده بود.

    این کارگردان ۸ دهه در عرصه هنر فعال بود و آثارش از اپرا گرفته تا نمایشنامه، تئاتر موزیکال و همچنین تولیدات سینمایی و تلویزیونی را دربرمی گرفت. وی پس از دهه‌ها رویکرد غیرمتعارف به آثار سنتی از جمله آثار شکسپیر و پوچینی، راهی پاریس شد و آنجا نگاهی جسورتر و تجربی‌تر را در آثارش ارایه کرد از جمله در یکی از آثارش تماشاگران اجرای یک گروه نمایش فرانسوی، به تماشای نمایشی نشستند که زبانش را بازیگران اختراع کرده بودند.

    از خاطره انگیزترین آثار بروک می‌توان به نمایش «مارا / ساد» در سال ۱۹۶۴ اشاره کرد که نمایشی پیچیده درباره مارکی دو ساد و زندانیان یک آسایشگاه روانی بود. وی وقتی این نمایش را سال ۱۹۶۶ در برادوی اجرا کرد برنده جایزه تونی شد و دومین جایزه تونی خود را پس از آن برای نمایش شگفت‌انگیز «رویای شب نیمه تابستان» دریافت کرد.

    ۲۴ تیر / اسماعیل شنگله

    متاسفانه با وجود واکسیناسیون سراسری و کم شدن تعداد کشته شدگان بر اثر ویروس منحوس کرونا اما در اوائل سال ۱۴۰۱ همچنان شاهد از بین رفتن تعداد زیادی از هموطنانمان بودیم که هنرمندان نیز از این قاعده مستثنی نبودند. در میان هنرمندانی که سال ۱۴۰۱ براثر ابتلا به کرونا از میان ما رفتند می‌توان به اسماعیل شنگله بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون اشاره کرد که بامداد ۲۵ تیر ماه در ۸۶ سالگی درگذشت.

    اسماعیل شنگله در سال ۱۳۱۵ در تهران متولد شد. تئاتر را از سال ۱۳۳۲ و با عضویت در جامعه باربد آغاز کرد و در سال ۱۳۳۵ وارد هنرستان هنرپیشگی شد. این هنرمند در سال ۵۳ با فیلم «دایره مینا» داریوش مهرجویی وارد عالم سینما شد و عمده فعالیت‌هایش در فیلم‌های سینمایی به اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ با ایفای نقش در آثاری چون «سام و نرگس»، «سگ کشی»، «پارتی»، «گاهی به آسمان نگاه کن» و «عروسک فرنگی» برمی‌گردد.

    شنگله بازی مقابل دوربین‌های تلویزیونی را از تله‌تئاتر آغاز کرد. «تاجر ونیزی»، «قضیه رابرت اپنهایمر»، «در منطقه جنگی»، «قطار ارواح» و «کسب و کار آقای فابریزی» از حمله تله تئاترهایی هستند که از وی به یادگار مانده است.

    یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    وی در طول حیاتش در مجموعه‌هایی چون «مدرس»، «رعنا»، «روشن‌تر از خاموشی»، «عطر گل یاس»، «آوای فاخته»، «شیخ بهایی» و … بازی داشت.

    او در اواخر عمر حضور چندانی در عرصه بازیگری نداشت و آخرین کارش به سال ۹۳ و ایفای نقش در مجموعه «سالهای ابری» برمی‌گردد که با علی عمرانی، عاطفه رضوی و علیرضا اوسیوند هم‌بازی بود.

    ۲۴ مرداد / محمد رئیس زاده

    محمد رئیس زاده هنرمند و پیشکسوت عرصه تئاتر استان گیلان ۲۴ مرداد ماه در سن ۹۶ سالگی به دلیل کهولت سن درگذشت.

    مرحوم رئیس زاده در اولین دوره آغاز به کار انجمن نمایش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان به عنوان عضو هیات مدیره به مدت یک سال فعالیت کرده است.

    رئیس زاده از پیشگامان هنر نمایش در استان گیلان است و در طول بیش از ۶۰ سال خدمت هنری، در تأسیس گروه‌های هنری مشارکت مؤثر داشته است. این استاد پیشکسوت تئاتر و نمایش استان گیلان بیش از ۱۰۰ اثر را در تماشاخانه گیلان، سالن‌های مدرسه ارامنه، شهرداری، دبیرستان‌های مختلف گیلان و مجتمع هنری سردار جنگل رشت اجرا کرده است. وی در طول عمر هنری خود در عرصه‌های کارگردانی، گریم، طراحی لباس صحنه، دکور و جلوه‌های ویژه فعالیت داشته و در اولین حضور جدی خود در نمایش «قضاوت دنیا» به کارگردانی استاد میر کیا در سال ۱۳۲۳ نقش آفرینی کرد.

    فریده دریامج، زنده یاد سروش خلیلی، عباس امیری از جمله شاگردان مرحوم رئیس زاده بودند.

    ۲ شهریور / فریده توکلی

    فریده (فاطمه) توکلی که بیش از نیم قرن به عنوان بازیگر، کارگردان تئاتر و شاعر در گیلان مشغول کار بود، در سن ۷۳ سالگی بر اثر بیماری درگذشت.

    این هنرمند که در سال‌های اخیر با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد به واسطه سال‌ها فعالیت و احساسات مادرانه، «مادر تئاتر گیلان» لقب گرفته بود.

    یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    این هنرمند که سال ۱۳۴۱ با بازی در نمایشنامه «بهترین بابای دنیا» نوشته غلامحسین ساعدی وارد دنیای تئاتر شد در شانزده سالگی با نمایشنامه «بام‌ها و زیر بام‌ها» در ۲ جشنواره کشوری مقام اول را به دست آورد و حدود ۶۰ سال در آثار مختلفی به عنوان بازیگر و کارگردان فعالیت داشت.

    این پیشکسوت تئاتر گیلان، همسر غلامحسین منیرزاد نمایشنامه‌نویس و عکاس رشتی بود که سال ۹۹ درگذشت. توکلی به جز فعالیت در حوزه تئاتر، ۲ کتاب شعر به نام‌های «بی مقدمه» و «توشا» هم منتشر کرده بود و علاوه بر مدیریت انجمن شعر و ادب شیدای انزلی در برگزاری چند دوره جشنواره «فصل شاعری» هم نقش داشت.

    ۵ مهر / حمیدرضا ممتازان

    حمیدرضا ممتازان، تهیه‌کننده گروه «هنر مقدس» ۵ مهر ماه بر اثر تصادف از دنیا رفت. این هنرمند در هنگام رانندگی بر اثر سکته در جاده تهران شمال تصادف کرد و به دیدار حق شتافت.

    او که تهیه‌کننده و حامی گروه «هنر مقدس» به عنوان اولین گروه فرهنگی بانوان برای بانوان بود، پس از دو دهه خدمت در جبهه انقلاب اسلامی و تلاش برای معرفی چهره‌های شاخص اسلام خصوصاً چهره‌های فاخر زن مسلمان، به رحمت خدا رفت. از جمله نمایش‌هایی که وی تهیه‌کنندگی آنها را برعهده داشت، می‌توان به «فاطمه»، «اقلیما»، «علیا مخدره» و «خلود» (معرفی حقیقت منافقین) اشاره کرد.

    حمیدرضا ممتازان همسر مریم شعبانی از هنرمندان تئاتر دینی و آیینی کشور بود.

    ۱۸ آبان / خسرو بامداد

    خسرو بامداد محقق، مدرس، نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر ۱۸ آبان در سن ۸۴ سالگی دارفانی را وداع گفت.

    نمایشنامه‌های «چاقو تیزکن»، «بدرود تا ابد»، «حسنک وزیر»، «منصور حلاج»، «دو زن» و «خسی در میعاد» بخشی از آثار این هنرمند در مقام نمایشنامه نویس است. همچنین نمایش‌هایی چون «خرس»، «توهم»، «سفری در کویر»، «شب بارانِی» و «مستخدم ماشینی» از جمله آثاری است که بامداد به عنوان کارگردان روی صحنه برده است.

    تحلیل آثار نمایشی نمایشنامه نویسانی چون شکسپیر، استریندبرگ، هارولد پینتر، یونسکو، یوجین اونیل از دیگر فعالیت‌های این محقق و مدرس تئاتر به شمار می‌آید.

    بامداد از جمله اساتیدی محبوب و مورد توجه دانشجویان تئاتر محسوب می‌شد و قطعاً فقدانش باعث تاسف دانشجویان هنر خواهد بود.

    یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    مانی بامداد فرزند این هنرمند فقید در مراسم یادبود پدرش از انتشار تمامی آثار زنده‌یاد بامداد با حمایت اداره کل هنرهای نمایشی خبر داد و عنوان کرد که کتابخانه شخصی پدرش به مجموعه تئاتر شهر تقدیم خواهد شد تا دانشجویان بتوانند از این گنجینه کوچک استفاده کنند.

    ۲۶ آذر / حاج حسن مصفا

    حاج حسن مصفا یکی از پیشکسوتان تعزیه مازندران که از او به عنوان «حاج سقا» ی شبیه خوانی یاد می‌شد، ۲۶ آذر ماه در سن ۷۶ سالگی به دیار باقی شتافت.

    مرحوم مصفا، براثر بیماری ناشی از درد لگن و نخاع از دو سال گذشته قادر به فعالیت نبود.

    این هنرمند در سال ۱۳۲۵ شمسی در روستای ترا دهستان امیری از بخش لاریجان شهرستان آمل چشم به جهان گشود و از سن هفت سالگی، هنر تعزیه را فرا گرفت و از محضر استادان به نام تعزیه کشور تجارب زیادی کسب کرد.

    وی که در مدت حدود ۷۰ سال مسئولیت تعزیه‌گردانی، یکی از ارکان مهم تعزیه در شهرستان آمل شناخته می‌شد، عمری را در مسیر خدمت به ابا عبدالله الحسین (ع) گذراند و هنرمند بزرگی در عرصه شبیه خوانی بود.

    ۲۲ دی / مرتضی خادمی اردکانی

    مرتضی خادمی اردکانی از هنرمندان استان کهگیلویه و بویراحمد ۲۲ بهمن ماه به دلیل عارضه قلبی درگذشت.

    این بازیگر و کارگردان جوان تئاتر که از دهه شصت به همراه برادرش عبدالمطلب پا به عرصه تئاتر گذاشت در نمایش‌های «تیه ری»، «سوسوی آن سوی سپیدارها»، «بندیر» به ایفای نقش پرداخته بود.

    ۱۶ بهمن / عبدالهادی معتمدی

    عبدالهادی معتمدی پیشکسوت و پایه‌گذار تئاتر نوین هرمزگان و یکی از چهره‌های درخشان تئاتر استان هرمزگان، شامگاه شنبه پانزدهم بهمن در سن ۷۵ سالگی دار فانی را وداع گفت.

    معتمدی یکی از مؤثرترین هنرمندان تئاتر هرمزگان بود که گروه نمایشی «گِشِر» را پایه‌گذاری کرد و نمایش «زار» او دریچه‌های تازه‌ای به هنر نمایش هرمزگان باز کرد.

    او متولد ۱۳۲۶ رودان و آموزگار بازنشسته بود. وی سال ۱۳۴۸ پس از اخذ مدرک دیپلم در رشته طبیعی، در دانشکده تربیت معلم تهران (انستیتوی امور هنر) پذیرفته شد. عبدالهادی معتمدی در رشته هنر به‌ویژه تئاتر در نزد استادانی چون ایرج زهری به تحصیلات خود ادامه داد و مدرک فوق‌دیپلم هنری گرفت و پس از بازگشت به بندرعباس در نخستین اقدام خود، گروه نمایش «گشر» را راه‌اندازی کرد.

    ۲۹ بهمن / علاءالدین قاسمی

    علاءالدین قاسمی تعزیه‌خوان با سابقه ایرانی و اولین تعزیه‌خوانی که در فستیوال آوینیون به اجرای تعزیه پرداخت ۲۹ بهمن ماه در ۶۹ سالگی چشم از جهان فروبست.

    یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    علاءالدین قاسمی متولد ۱۳۳۲ طالقان بود. او به عنوان یکی از بهترین شهادت‌خوانان ایرانی شناخته می‌شود که از زمان طفل‌خوانی تا شهادت‌خوانی در حسینیه حضرت ابوالفضل قودجان به اجرای تعزیه پرداخته است. قاسمی همچنین یکی از اعضای انجمن تعزیه‌خوانی ایران بود که در ایران و کشورهایی چون آمریکا، فرانسه و آلمان به اجرای تعزیه پرداخته است. این هنرمند پیشکسوت دارای نشان درجه یک هنری بود که متاسفانه در طول دو سه سال گذشته به دلیل آسیب مغزی و به دنبال آن سکته مغزی دیگر امکان فعالیت نداشت و به همین دلیل نیز در ۶۹ سالگی دار فانی را وداع گفت.

    علاءالدین قاسمی اولین تعزیه‌خوانی بود که سال ۷۰ در فستیوال آوینیون به اجرای تعزیه پرداخت و بعد از آن هم چندین سفر خارجی داشت.

    ۲ اسفند / ملیکا روح انگیزی

    ملیکا روح انگیزی بازیگر جوان تئاتر متولد سال ۶۷ بود که دوم اسفند ماه از دنیا رفت.

    وی در سال ۹۴ در نمایش «متاستاز» به کارگردانی علی اصغر دشتی که درباره هم‌پایان بیماران مبتلا به سرطان بود، به ایفای نقش پرداخت. او در این اثر نمایشی هم‌پای خواهرش بود که با بیماری سرطان مبارزه می‌کرد.

    این بازیگر بعدتر در نمایش «تئاتر بازی» به کارگردانی ایلناز شعبانی بازی کرد که در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت.

    ۱۲ اسفند / یارعلی پورمقدم

    یارعلی پور مقدم داستان نویس و نمایشنامه نویس ایرانی بامداد جمعه دوازدهم اسفند ماه بر اثر سکته در خواب از دنیا رفت. شاید پورمقدم بیشتر از اینکه به عنوان نویسنده شهرت داشته باشد به دلیل کافه‌ای به نام شوکا که در پاساژ گاندی واقع بود و به عنوان پاتوق هنرمندان و نویسندگان و جوانان علاقه مند به هنر شناخته می‌شد، مشهور بود. پورمقدم معمولاً خودش را کافه چی معرفی می‌کرد در حالی که به عنوان نویسنده و نمایشنامه نویس آثار قابل تاملی را به نگارش در آورده بود.

    یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    پورمقدم نمایشنامه نویسی را با «آه اسفندیار مغموم» آغاز کرد و با همین اثر برنده جایزه نمایشنامه‌نویسی جشن هنر طوس در سال ۱۳۵۶ شد.

    «آینه، مینا، آینه»، «ای داغم سی رویین‌تن»، «گنه گنه‌های زرد»، «حوالی کافه شوکا»، «یادداشت‌های یک قهوه چی»، «یادداشت‌های یک اسب»، «رساله هگل، «تیغ و زنگار»، «مجهول الهویه»، «ده سوخته» و «یادداشت‌های یک لاابالی» از جمله داستان‌های به جا مانده از او هستند. از نمایشنامه‌های پورمقدم می‌توان به «آه اسفندیار مغموم»، «هفت خاج رستم»، «آقا باور کن آقا»، «ده سوخته»، «پاگرد سوم»، «باران و مه» و «فالگیر» اشاره کرد.

    ۲۵ اسفند / درگذشت احمد دامود همیشه استاد

    احمد دامود مدرس، پژوهشگر، کارگردان و بازیگر پیشگام تئاتر کشورمان ۲۵ اسفند ماه در سن ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت. درگذشت احمد دامود در اخرین روزهای اسفند ماه غم بزرگی را بر دل شاگردان این مدرس و پژوهشکر باسابقه تئاتر ایران گذاشت چون به جد می‌توان از دامود به عنون یکی از اساتید بزرگ تئاتر ایران یاد کرد که دلسوزانه و پدرانه برای دانشجویانش وقت می‌گذاشت و تلاش داشت هرآنچه را که در طول سال‌ها آموخته به آنها بیاموزد.

    این هنرمند که دانش آموخته اولین دوره آموزشی هنرهای دراماتیک به سرپرستی مهدی فروغ بود و کارشناسی روانشناسی از دانشگاه تبریز، کارشناسی ارشد ارتباطات جمعی سینما و تلویزیون از دانشگاه کلمبیا آمریکا و کارشناسی ارشد آموزش تئاتر از دانشگاه لوبولا آمریکا را داشت. شرکت در دوره‌های آموزشی کلاس‌های اسکویی (۱۳۴۱ تا ۱۳۳۷)، سرپرستی و اداره کلاس‌های گروه آناهیتا، عضو انجمن درام واشنگتن (۱۹۸۳)، فعالیت در موسسه تئاتری آرنا استیج (Arena Stage)، مهمترین موسسه تئاتری شرق آمریکا بعد از برادوی، عضو هیأت داوران اولین دوره فستیوال بین‌المللی فیلم رزباد واشنگتن (۱۹۹۱)، مدرس کالج (atrayer) در واشنگتن از جمله فعالیت‌های هنری زنده یاد دامود بود.

    مرحوم دامود اوایل دهه ۷۰ به ایران بازگشت و در کنار تدریس مشغول کار بازیگری شد. همچنین در تعدادی نمایش تلویزیونی و سینمایی به ایفای نقش پرداخت.

    یادی از هنرمندان تئاتری که از بین ما رفتند/ از پیتر بروک تا شنگله

    «درباره کارگردانی»، «بازیگری و پرفرمنس آرت»، «بازیگری حرفه‌ای»، «اصول کارگردانی در تئاتر»، «بازیگری متد»، «تکنیک بازیگری» تنها بخشی از کتاب‌هایی هستند که توسط این استاد تئاتر به نگارش درآمدند.

    احمد دامود در طول زندگی خود شاگردان زیادی را تربیت کرد که بسیاری از آنها حالا جزو چهره‌های شاخص تئاتر هستند.

    منبع

  • «هنر ۱۴۰۱» را با «مهر» مرور کنید/چهره‌ها و رویدادهای سالی که گذشت

    «هنر ۱۴۰۱» را با «مهر» مرور کنید/چهره‌ها و رویدادهای سالی که گذشت

    تئاتر آنلاین – سرویس هنر: هر ساله در واپسین روزهای سال و در آستانه فرارسیدن عید نوروز، بازخوانی مهمترین تحولات و رویدادهای یک سال گذشته، در دستور کار رسانه‌ها قرار می‌گیرد. دستور کاری که در کنار جذابیت‌های ژورنالیستی، ریشه در سنت «تجربه‌اندوزی» هم می‌تواند داشته باشد.

    در آستانه نوروز ۱۴۰۲ و بر اساس اصول و قواعدی که از نوروز ۹۷ در بخش «هنر» تئاتر آنلاین پایه‌ریزی شد، امسال هم قصد بازخوانی مهمترین تحولات یک سال گذشته را در همان قالب و چارچوب داریم.

    اصول حاکم بر روایت یکساله خود از تحولات هنری را بار دیگر مرور می‌کنیم؛

    تحولات عرصه‌های مختلف هنر از سینما، تئاتر و تلویزیون گرفته تا موسیقی و تجسمی در ایران طی یک سال گذشته، طبیعتاً متأثر از متغیرهای مختلفی بوده است که در نگاهی کلی می‌توان آن‌ها را در سه ضلع «هنرمند»، «مدیر» و «مخاطب» دسته‌بندی کرد؛ با این پیش‌فرض زمانی که آلبوم خاطرات هنری سال ۱۴۰۱ را ورق می‌زنیم، همچنان آثار به جا مانده از هر یک از این سه ضلع است که بیشتر به چشم می‌آید.

    آثاری که هنرمندان خلق کردند، سیاست‌هایی که مدیران به اجرا درآوردند و استقبالی که مخاطبان رقم زدند در کنار یک تعامل سه‌جانبه، امروز تبدیل به خاطراتی شده‌اند که تا سال‌ها مختصات فرهنگ و هنر ایران در سال ۱۴۰۱ را با آن‌ها به یاد خواهیم آورد.

    بر همین مبنا سرویس هنر تئاتر آنلاین در آستانه نوروز ۱۴۰۲ و در واپسین روزهای سال ۱۴۰۱ در نظر دارد در قالب پرونده‌ای ویژه خاطرات هنری یک سال گذشته را ذیل دو عنوان «چهره‌های شاخص» و «رویدادهای شاخص» در هر یک از حوزه‌ها مورد بازخوانی قرار دهد.

    تعدد خاطرات یکسال اما طبیعتاً محدود و متناسب با حجم مرسوم گزارش‌های رسانه‌ای نیست و به همین دلیل خبرنگاران حوزه‌های سینما، تئاتر، موسیقی، رادیو و تلویزیون و تجسمی تئاتر آنلاین، از میان چهره‌ها و رویدادهای متعدد، دست به انتخاب زده و به پنج چهره و رویداد «شاخص» در هر حوزه پرداخته‌اند.

    نکته مهم در فرآیند انتخاب این چهره‌ها و رویدادها، تمرکز بر وجوه «خبری» و نه الزاماً «کیفی» و «محتوایی» است. به این معنا که چهره‌ها و رویدادهایی که قرار است در قالب سلسله گزارش‌های «هنر ۱۴۰۱ در آینه مهر» معرفی و مورد بازخوانی قرار بگیرند، الزاماً «برترین» ها نیستند و ملاک انتخاب آن‌ها گستره تأثیرگذاری‌شان (اعم از مثبت و یا منفی) در حوزه فعالیت خود بوده است.

    این پرونده ویژه برای بازخوانی دستاوردها و تجربه‌های «هنر ایران» در سالی که گذشت از آخرین روزهای اسفندماه آغاز و تا ایام نوروز ۱۴۰۲ ادامه خواهد یافت؛ از فردا شنبه ۲۷ اسفندماه در این بازخوانی، با سرویس هنر تئاتر آنلاین همراه شوید.

    منبع