برچسب: هما روستا

  • «باغ آلبالو» به روایت حسن معجونی/ شاهد هنرنمایی هما روستا باشید

    «باغ آلبالو» به روایت حسن معجونی/ شاهد هنرنمایی هما روستا باشید

    فیلم تئاتر «باغ آلبالو» به کارگردانی محمدحسن معجونی از جمله پیشنهاداتی است که علاقه مندان به هنرهای نمایشی در ایام نوروز از دیدن آن لذت می‌برند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، تعطیلات نوروز فرصت مناسبی برای علاقه‌مندان به تئاتر است که به دیدن آثار نمایشی روی صحنه که معمولاً از ۷ فروردین ماه اجراهای خود را آغاز می‌کنند، بنشینند اما در طول ۲ سال گذشته با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز هنری در ایام تعطیلات نوروزی به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم، استقبال از دیدن فیلم‌تئاترهای مختلف توسط علاقه مندان به هنرهای نمایشی بیشتر شده است. البته امسال با کنترل وضعیت بیماری و عادی‌تر شدن شرایط از نیمه دوم تعطیلات نوروزی نمایش‌های مختلفی در تماشاخانه‌های تئاتری روی صحنه می‌روند یا اجرای سال قبلشان را ادامه می‌دهند و شهروندان تهرانی و یا مهمانان نوروزی که به پایتخت می‌آیند می‌توانند به دیدن این آثار بنشینند اما با این وجود دیدن فیلم تئاتری قدیمی و جدید برای افرادی که دیدن یک نمایش اجرا شده را از دست داده‌اند، علاقه‌مندانی که به دنبال تکمیل آرشیوشان هستند و یا در تهران زندگی نمی‌کنند و دیدن نمایش‌هایی که در مرکز تئاتر کشور به صحنه می‌رود برایشان امکان پذیر نیست، خالی از لطف نخواهد بود.

    در همین راستا به روال سال‌های قبل در گزارش‌هایی جداگانه به معرفی فیلم تئاترهایی می‌پردازیم که در زمان اجرای عمومی مورد توجه قرار گرفتند و حتی فیلم تئاترهایشان نیز بعد از انتشار همچنان پرمخاطب هستند. از این رو دیدن فیلم تئاتر «باغ آلبالو» به کارگردانی محمدحسن معجونی به علاقه مندان هنرهای نمایشی پیشنهاد می‌شود.

    «باغ آلبالو» از آثار شناخته شده آنتوان چخوف است که به کارگردانی حسن معجونی فروردین و اردیبهشت ۹۲ در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته است.

    این نمایش ماجرای مادام رانوسکایا را روایت می‌کند که بعد از پنج سال دوری از وطن به خانه و باغ پدری بازمی‌گردد و متوجه می‌شود که باغ آلبالویشان قرار است به‌خاطر بدهی بانکی به حراج گذاشته شود هرچند مادام رانوسکایا و خانواده هیچ کاری برای نجات خود و البته ممانعت از فروش باغ انجام نمی‌دهند. در پایان، باغ به یک دهقان‌زاده ثروتمند به نام لوپاخین فروخته می‌شود و خانواده مادام مجبور می‌شوند باغ را ترک می‌کنند. درحالی‌که هنگام ترک باغ صدای قطع درختان به وسیله تبر شنیده می‌شود …

    در «باغ آلبالو» فروش باغ حکایت از وداع با گذشته دارد؛ گذشته‌ای که رو به افول است و تبری که بر درخت‌ها فرود می‌آید تبری است که زندگی قدیم و اشرافیت رو به زوال طبقه فئودال را واژگون می‌کند و خبر از ظهور طبقه‌ای تازه می‌دهد.

    نمایشنامه «باغ آلبالو» آخرین اثر آنتوان چخوف است که در سال ۱۹۰۳ نوشته شده و در سال ۱۹۰۴ برای اولین‌بار در تئاتر هنری مسکو به کارگردانی استانیسلاوسکی به صحنه رفته است. چخوف این اثر را یک نمایشنامه کمدی می‌دانست که عناصر فارس در آن وجود دارد این در حالی است که استانیسلاوسکی این نمایش را به‌عنوان یک اثر تراژدی کارگردانی کرد.

    تاکنون اقتباس‌های بسیار زیادی از این نمایشنامه شده است و کارگردانان ایرانی نیز علاقه بسیاری به روی صحنه بردن این نمایشنامه آنتوان چخوف دارند که به عنوان مثال می‌توان از اقتباس‌های آربی آوانسیان که افتتاح کننده مجموعه تئاترشهر بود تا آثاری که اکبر زنجانپور و آتیلا پسیانی از این نمایشنامه به صحنه بردند، نام برد.

    در نمایش «باغ آلبالو» معجونی بازیگرانی چون هما روستا، لیلی رشیدی، کاظم سیاحی، مهدی کوشکی، رضا بهبودی، هوتن شکیبا، به‌آفرید غفاریان، اشکان جنابی، سعید چنگیزیان، سارا افشار و داریوش موفق به نقش‌آفرینی پرداخته‌اند. نکته جالب توجه در این اجرا حضور هما روستا هنرمند فقید و برجسته تئاتر و سینمای ایران در نقش مادام رانوسکایا است که از آخرین هنرنمایی‌های این بازیگر و کارگردان شناخته شده به حساب می‌آید.

    این روزها علاقه مندان به دیدن فیلم‌تئاترها می‌توانند این محصولات را با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌ها و پلتفورم های مختلف نمایش فیلم تماشا کنند.

  • از «حمیدلبخنده جوان» به «استاد حمید لبخنده» که حالا در آسمان‌هاست

    از «حمیدلبخنده جوان» به «استاد حمید لبخنده» که حالا در آسمان‌هاست

    جواد نمکی بازیگر تئاتر که در نمایش «مخاطب خاص» نقش حمید لبخنده را ایفا کرده بود خطاب به این هنرمند یادداشتی نوشته و یاد و خاطره وی را گرامی داشته است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، جواد نمکی بازیگر تئاتر که سال ۹۲ در نمایش «مخاطب خاص» که به کارگردانی علی شمس در کافه تریای مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفته بود در نقش حمید لبخنده ایفای نقش کرد در یادداشتی درباره حضورش در این نقش و خاطراتی که از زنده یاد حمید لبخنده داشته است، توضیح داد و یاد این هنرمند تازه درگذشته را گرامی داشت.

    زنده یاد حمید سمندریان در مقطعی از زندگی حرفه‌ای خود به راه اندازی رستورانی با عنوان «رستوران ۱۴۱» در خیابان فلسطین پرداخت تا دوره دوری خود و تعدادی دیگر از هنرمندان تئاتر از صحنه را سپری کند. در آن رستوران بسیاری از هنرمندان نام‌آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون ایران همچون زنده یاد احمد آقالو و حمید لبخنده نیز مشغول به کار بودند و «رستوران ۱۴۱» بهانه‌ای برای گردهمایی هنرمندان تئاتر بود.

    علی شمس از نمایشنامه نویسان و کارگردان‌های جوان تئاتر ایران در سال ۹۲ بعد از گفتگوهای متعدد با زنده یاد هما روستا همسر زنده یاد حمید سمندریان و هنرمندانی همچون حمید لبخنده که آن مقطع زمانی از زندگی حمید سمندریان را از نزدیک تجربه کرده بودند، نمایشنامه «مخاطب خاص» را نوشت و در کافه تریای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

    در این نمایش رضا مولایی در نقش حمید سمندریان، وحید آقاپور در نقش احمد آقالو و جواد نمکی در نقش حمید لبخنده حضور داشتند و الهام شعبانی نیز ایفاگر نقش خبرنگاری بود که با حمید سمندریان مصاحبه می‌کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    در یادداشت جواد نمکی آمده است:

    «آقای لبخنده اجازه هست؟

    روزهایی که برای اجرای نمایش «مخاطب خاص» کار دوست عزیزم علی شمس تمرین‌ها را آغاز کرده بودیم، تمام دلهره ام آن بود که چگونه شخصیتی معاصر را که می‌شناسم و از او بسیار آموخته‌ام باید به روی صحنه بازی کنم!؟ به ویژه آنکه او یار و همراه استادان همه ما تئاتری‌ها، یعنی استاد حمید سمندریان و بانو هما روستا بود و من باید لحظه‌ها و روزهایی را می‌ساختم که او زندگی کرده بود. روزهایی که صحنه‌های تئاتر با بی مهری و بی رحمی از آنها دریغ شده بود و جبر روزگار آنها را به رستوران ۱۴۱ رسانده بود. یعنی جایی که آنها را در کنار هم نگاه می‌داشت. رستورانی که بیشتر بوی تئاتر و تمرین تئاتر از آن می‌آمد.

    نخستین بار که آقای لبخنده برای دیدن تمرین آمدند، پیش از آغاز تمرین و پس از خوش و بش هایی که سرشار از شادی و سرزندگی بودند، از او پرسیدم: استاد اجازه هست؟ و پاسخی که آن صدای متین و مهربان به من داد که تا امروز در گوشم تکرار می‌شود این بود: «خواهش می‌کنم جواد جان، راحت باش عزیزم.»

    تمرین آغاز شد و آنچه ما می‌گفتیم و اجرا می‌کردیم روایت خاطرات و زندگی او بود و دیدم که چشمانش از یاد گذشته هم تر شد و هم درخشید. حالا آن نگاه آرام، آن صدای مهربان و آن چشم‌های درخشان تنها در خاطرم تا ابد می‌مانند و انگار بخشی از وجودم برای همیشه رفته است.

    از «حمیدلبخنده جوان» به «استاد حمید لبخنده» که حالا در آسمان‌هاست

    برای من سعادت بزرگی بود که روزگاری از خاطرات استادی را به روی صحنه بازی کنم که وجودش برای تئاتر ما همیشه به نیکی و به متانت به یادگار خواهد ماند.

    آقای لبخنده عزیز خبر را که خواندم بهت زده و سرگردان برای علی شمس نوشتم، برای رضا مولایی هم. انگار یک دفعه در رستوران ۱۴۱ تنها شده بودم و می‌خواستم همه را صدا بزنم. حتی خواستم برای شما هم بنویسم. اما افسوس که دیر شده بود. خیلی دیر.

    آقای لبخنده عزیز چشمانم در زمان نوشتن این سطرها به یاد شما تر شده است. جای شما و یاد شما همیشه تا ابد در قلب ماست. سلام ما را به استاد سمندریان و هما جان برسانید.

    به خانواده محترم استاد حمید لبخنده و جامعه شریف تئاتر ایران تسلیت می‌گویم.

    روانش شاد و یادش گرامی.

    از حمید لبخنده جوان در رستوران ۱۴۱ به استاد حمید لبخنده که حالا در آسمان‌هاست.»

  • زوجی که چراغ آموزشگاه و آکادمی سمندریان را روشن نگه داشته‌اند

    زوجی که چراغ آموزشگاه و آکادمی سمندریان را روشن نگه داشته‌اند

    کاوه سمندریان و همسرش شیوا حضرتی زمان و انرژی‌شان را وقف احیای آموزشگاه و آکادمی حمید سمندریان کرده‌اند تا منش و نگاه این چهره مطرح تئاتر ایران به نسل‌های جوان منتقل شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «خیابان شریعتی، نرسیده به تقاطع عباس آباد، خیابان اندیشه یکم، پلاک ۶، طبقه همکف»؛ این نشانی شاید در نگاه اول خیلی ساده و مرتبط به یک منزل یا مکان اداری باشد اما برای خانواده تئاتر، بازیگران و کارگردان‌های ۳ نسل از تئاتر ایران نشانی خاص و ویژه‌ای است؛ نشانی مکانی که با حضور شخصیت ماندگار تئاتر ایران یعنی حمید سمندریان زندگی‌شان را تغییر داد.

    حمید سمندریان به حق، استاد بسیاری از کارگردان‌ها و بازیگران تئاتر ایران است که هر کدام نام و جایگاهی به خود اختصاص داده‌اند. سمندریان علاوه بر تدریس در دانشگاه در آموزشگاه خود که مکانی استیجاری است به آموزش جوانان علاقه مند به تئاتر می‌پرداخت زیرا همیشه به جوانان اهمیت می‌داد.

    با درگذشت حمید سمندریان، هما روستا همسر این کارگردان و مدرس فقید تئاتر ایران هدایت آموزشگاه سمندریان را بر عهده گرفت و برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره و همچنین نگاه سمندریان به تئاتر مراسم اهدای «نشان حمید سمندریان» به هنرمندان و آثار تئاتری در هر سال را به راه انداخت.

    اما درگذشت هما روستا نیز پایان راه زوج حمید سمندریان و هما روستا نبود و به همت حمید لبخنده از شاگردان سمندریان و کارگردان شناخته شده عرصه تصویر، آموزشگاه سمندریان به فعالیت خود ادامه داد تا کرونا مجال فعالیت و تنفس را از این مکان نوستالژیک و در عین حال تأثیرگذار و همچنین مراسم اهدای «نشان حمید سمندریان» بگیرد.

    در این شرایط برخی گمان می‌کردند که نام حمید سمندریان و هما روستا تنها در کتاب‌ها و یاد هنرمندان تئاتر زنده خواهد بود و فعالیت آکادمیک و نگاه و منش حمید سمندریان تنها در سخنان و رفتار شاگردانش باقی خواهد ماند که آن‌ها هم به نوبه خود به برخی از جوانانی که شناختی از این استاد بزرگ تئاتر ایران نداشتند منتقل خواهند کرد.

    اما این روزها وضعیت به گونه‌ای دیگر رقم خورده و کاوه سمندریان فرزند زنده‌یادان حمید سمندریان و هما روستا به همراه همسرش شیوا حضرتی چراغ آموزشگاه و آکادمی حمید سمندریان را روشن نگه داشته‌اند و برای تحقق این امر زمان، انرژی و ذخیره مالی شخصی خود را صرف کرده و می‌کنند؛ «بعد از شروع شیوع ویروس کرونا آموزشگاه و آکادمی حمید سمندریان فعالیتش متوقف شد و وقتی به آموزشگاه آمدم از وضعیت غمگینی که در آن شکل گرفته بود ناراحت شدم. به همین خاطر به همراه شیوا تصمیم گرفتیم که کارهایی را که به آنها اشتغال داشتیم رها کنیم و با پس‌انداز شخصی‌مان آموزشگاه را بازسازی و فعالیت آن را از سر بگیریم.»

    وقتی وارد مکان آموزشگاه سمندریان می‌شویم با فضایی متفاوت اما همچنان نوستالژیک مواجه هستیم که تغییراتی اساسی به لحاظ فیزیکی پیدا کرده است.

    کاوه سمندریان و شیوا حضرتی با انرژی و زمانی که صرف کرده‌اند آموزشگاه سمندریان را همانگونه که خودشان تأکید دارند با توجه به شأن و جایگاه حمید سمندریان و هما روستا بازسازی و فعال کرده‌اند.

    کاوه که ابتدا در رشته سینما تحصیل کرده و سپس بنا به نصیحت حمید سمندریان در رشته‌ای غیرهنری نیز به تحصیل پرداخته و در رشته کامپیوتر نیز تحصیلات آکادمی را سپری کرده، از کودکی در کنار پدر خود حضور داشته و به نوعی در مکتب تئاتری حمید سمندریان آموزش و پرورش یافته است.

    وی معتقد است پدرش که همه معتقدند بازیگران بسیاری را پرورش داده، استادان بسیاری را هم تربیت کرده است که در حال آموزش آموزه‌ها و دانسته‌های خود به نسل‌های جوان‌تر هستند.

    به گفته کاوه سمندریان قرار است در آموزشگاه سمندریان کیفیت حفظ شده و فدای کمیت نشود از این رو ترم جدید آموزشگاه با حضور تعداد محدودی از هنرجویان آغاز به کار کرده و به قولی شبیه کلاس‌های نیمه خصوصی برگزار می‌شود و این امر باعث بالا رفتن سطح کیفی کلاس‌ها و ارتباط استادان با هنرجویان می‌شود؛ در این ترم حسین کیانی، محمودرضا رحیمی، سعید ساحلی و سعید بهنام به عنوان استاد حضور دارند.

    وی که به همراه همسرش چراغ آموزشگاه سمندریان را روشن نگه داشته چشم اندازی نیز برای آموزشگاه و آکادمی سمندریان مدنظر دارد مبنی‌بر راه اندازی موزه حمید سمندریان و هما روستا و همچنین راه‌اندازی مکانی بزرگ‌تر در یکی از نقاط فرهنگی و آموزشی شهر تهران نظیر منطقه پیرامون دانشگاه تهران یا خانه هنرمندان ایران برای اینکه تبدیل به خانه‌ای برای هنرمندان تئاتر و سینما شود، ضمن اینکه قصد بر این است تا از سال آینده و در سالروز تولد حمید سمندریان در اردیبهشت جشنی آکادمیک و در مهرماه و سالروز تولد هما روستا مراسم اهدای «نشان حمید سمندریان» برگزار شود.

    شیوا حضرتی نیز معتقد است که تمامی امور از جمله فعالیت آموزشگاه سمندریان و همچنین آکادمی و برگزاری مراسم‌های آکادمی و راه اندازی موزه باید با حساسیت بالا پیگیری و انجام شود تا شأن و جایگاه حمید سمندریان و هما روستا حفظ شود.

    آموزشگاه سمندریان در بازسازی صورت گرفته ابعاد بلک باکس خود را افزایش داده و با ظرفیت ۵۰ تا ۶۰ تماشاگر، احداث سالن‌های گریم و سیستم تهویه هوا میزبان اجراهای پایان نامه هنرجویان آموزشگاه و همچنین اجرای عمومی آثارشان خواهد بود. همچنین پلاتوی تمرینی نیز در این آموزشگاه احداث شده تا هنرجویان آموزشگاه بتوانند از آن برای تمرین اجراهای خود استفاده کنند.

    کاوه سمندریان تأکید دارد که در آینده و با گسترش آموزشگاه و آکادمی حمید سمندریان و احداث سالنی جدید در مکانی جدید، آن سالن فقط به اجراهای دانشجویی و همچنین هنرجویان آموزشگاه اختصاص خواهد داشت.

    کاوه سمندریان و شیوا حضرتی با انرژی بالا برنامه‌ریزی و چشم انداز فعالیت‌های آموزشگاه و آکادمی سمندریان را تعریف کرده و در راستای آن فعالیت می‌کنند و هدف شان علاوه بر زنده نگه داشتن نام حمید سمندریان و هما روستا، انتقال نگاه و منش حمید سمندریان به نسل‌های جدید است؛ نسل‌هایی که نام حمید سمندریان را شنیده‌اند و نیاز است تا از تأثیرگذاری این نام در تئاتر ایران هم بهره مند شوند.

  • چطور داود رشیدی به کارگردانی جوان اعتماد کرد/ «زمین مقدس» کجاست؟

    چطور داود رشیدی به کارگردانی جوان اعتماد کرد/ «زمین مقدس» کجاست؟

    نمایش «زمین مقدس» نوشته و کارگردانی ایوب آقاخانی از جمله آثاری است که در دهه ۸۰ توانست توجه منتقدان و مخاطبان تئاتر را به خود جلب کند.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تئاتر آنلاین تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در هجدهمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «زمین مقدس» به نویسندگی و کارگردانی ایوب آقاخانی رفته‌ایم.

    آقاخانی «زمین مقدس» را در سال ۱۳۸۳ نوشت. این نمایش در سال ۱۳۸۵ با بازی زنده‌یاد داوود رشیدی و افسانه ماهیان و صدای زنده یاد هما روستا در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر اجرا شد.

    چطور داود رشیدی به کارگردانی جوان اعتماد کرد/ «زمین مقدس» کجاست؟

    مازیار نژاده که قبل از انقلاب در کنفدراسیون جهانی محصلان و دانشجویان ایرانی عضو بوده، ظاهراً با خیانت به هم‌فکران خود در آن گروه، قصد رسیدن به دختری روس به نام «کاتیا» را داشته است…

    «زمین مقدس» زمینی است که در دهه ۱۹۷۰ میلادی همچون آرمان‌شهری برای اعضای کنفدراسیون دانشجویان ایرانی بود. اما حالا اعضای سابق آن فقط خاطره‌ای گنگ و محو از آن به‌یاد دارند و هرکس از آن روزگار روایتی نقل می‌کند که با روایت مهندس مازیار نژاده تفاوت دارد؛ حتی دختر مازیار، کتایون هم از خاطره‌های نادیده آن دوران چیزهایی را به‌یاد می‌آورد؛ خاطراتی که مرورشان انگیزه جدلی سخت و سرد میان پدر و دختری است که بعد از سال‌ها دوری از وطن، همدیگر را دیده‌اند. دختر به راز پدر پی برده است. حالا مازیار باید سهمگین‌ترین عذاب را در زیرزمین یکی از خانه‌های ایالت میشیگان تحمل می‌کند، او در عذابِ انتظار و قضاوت است.

    یکی از نکات جالب توجه در این اجرا حضور داوود رشیدی هنرمند قدیمی و بادانش تئاتر ایران در نمایشی از یک کارگردان جوان تئاتر و بازی در نقش شخصیتی بود که بیشتر طول نمایش روی صحنه است. در آن سال‌ها ایوب آقاخانی که این روزها به چهره شناخته شده‌ای در حوزه نویسندگی، کارگردانی، بازیگری و فعالیت در رادیو تبدیل شده است، هنرمند جوانی بود که نمایش قبلی اش یعنی «روزهای زرد» خوش درخشیده بود و او در گام بعدی‌اش قصد داشت موفقیت نمایش قبلی را تکرار کند. بلندپروازی این جوان او را به سمت دعوت از هنرمند پیشکسوت تئاتر ایران یعنی داوود رشیدی کشاند که این همکاری در کنار جذابیت‌های متن و اجرا باعث شد نمایش مورد توجه مخاطبان و همچنین اصحاب رسانه قرار گیرد.

    چطور داود رشیدی به کارگردانی جوان اعتماد کرد/ «زمین مقدس» کجاست؟

    ایوب آقاخانی در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره شکل گیری این اثر نمایشی عنوان کرد: این نمایش جزو آثاری بود که با رسمیت بخشیدن گروه تئاتر پوشه به معنای حرفه‌ای بعد از نمایش «روزهای زرد» که سال ۸۳ در تالار سایه به صحنه رفته بود، اجرا شد. بعد از اجرای «روزهای زرد» مصر بودم که کار بعدی‌ام ارتفاع قابل توجه تری نسبت به کار قبلی پیدا کند. چون با توجه به بازخوردهای مثبتی که از نمایش «روزهای زرد» گرفته بودم و از دید جامعه منتقدان و مخاطبان آن سال‌ها کارهایم را منسوب به فضای ذهنی، فرمی و ساختاری اکبر رادی و افرادی نظیر ایشان می‌دیدند احساس کردم که مسئولیت عمیقی در قلم و ذهنم ایجاد شده است و کار بعدی‌ام نباید پایین‌تر از «روزهای زرد» باشد اما دورخیزم با وسواس توام شد و در نهایت رسیدم به ایده «زمین مقدس» که برآمده از ذهنیت قدیمی من در مورد مساله مهاجرت و پلشتی ذات امر سیاست است.

    وی ادامه داد: نمایشنامه از یک طرح ساده شروع شد و سپس گسترش پیدا کرد. برای نگارش نمایشنامه تحقیقات بسیار زیادی کردم که یکی از پررنج ترین فرایند تحقیقاتی بود که در طول کارنامه ام داشته‌ام چون باید همه ابعاد جاری در فضای روشنفکری قبل از انقلاب، دهه ۷۰ میلادی و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در آمریکا را با جزئیات در می‌آوردم تا بتوانم اثر قابل تکیه‌ای بنویسم. آن زمان حدود ۸۰۰ صفحه پژوهش داشتم که به لحاظ آماری برابری می‌کرد با سه پایان نامه.

    آقاخانی با اشاره به خاطره جالبی از نوشتن نمایشنامه روی کاغذهای نوار قلب، بیان کرد: آن زمان مراوداتی با فردی داشتم که در مرکزی که نوار قلب می‌گرفتند، کار می‌کرد. یک بار که پیشش بودم به او گفتم چه کاغذهای مرغوب و پهنی برای نوار قلب وجود دارد اما حیف که خیلی راحت دور ریخته می‌شوند. این دوست من چند وقت بعد مقدار زیادی کاغذهای باطله نوار قلب را برای من آورد که من نیز نسخه اولیه «زمین مقدس» و این ۸۰۰ صفحه پژوهش را روی این کاغذها نوشتم. کار که شکل گرفت طرح نمایشنامه را برای زنده یاد احمد آقالو خواندم و قرار شد که این نمایش را با بازی آشا محرابی و احمد آقالو اجرا کنیم. من در نگارش متن کمی وسواس به خرج دادم و در این مدت آقای آقالو درگیر بازی در نمایشی از محمد رحمانیان شده بود و به دلیل ویژگی خاصی هم که ایشان داشت فایده‌ای نداشت که برایشان صبر کنیم چون همیشه می‌گفت من سالی یک تئاتر بازی می‌کنم چون از انجمن نمایش حقوق می‌گیرم و دوست دارم در ذهن خودم این حقوق مشروع باشد و بیشتر از یک تئاتر هم نمی‌خواهم بازی کنم چون یکی از کابوس‌هایم این است که روی صحنه رفته‌ام و دیالوگ‌هایم را به یاد نمی‌آورم. از این رو من دیگر اصرار نکردم و تنها برای ادای فریضه اخلاقی خودم پیشنهاد دادم که یکبار متن را نمایشنامه خوانی کنیم که در سال ۸۴ این کار هم انجام شد.

    چطور داود رشیدی به کارگردانی جوان اعتماد کرد/ «زمین مقدس» کجاست؟

    وی یادآور شد: بعد از آن نادر برهانی مرند که از نمایشنامه خوشش آمده بود تصمیم گرفت آن را برای اجرا در جشنواره تئاتر فجر آماده کند. بر همین اساس در حد دورخوانی تمریناتی با ایرج راد و افسانه ماهیان انجام داد اما بعداً به دلایلی تصمیم گرفت از حضور در جشنواره انصراف دهد و من نیز از این فرصت استفاده کردم و تصمیم گرفتم نمایش را خودم کارگردانی کنم چون به این نتیجه رسیدم این همان کاری است که برای تداوم کیفیت «روزهای زرد» می‌توانم در کارنامه ام ثبت کنم. از این رو به دنبال کستینگ ایده آل تری برای ذهن خودم گشتم نه اینکه بازیگران قبلی ایده آل نبودند. در هر حال آقای آقالو را نداشتم چون تازه نشانه‌های بیماری شان هویدا شده بود و تاب تحمل استرس‌های اینچنینی را نداشت. افسانه ماهیان را به توجه به تلاشی که دیده بودم سر تمرین‌های برهانی مرند دارد و اینکه سابقه آشنایی هم با او داشتم دعوت به همکاری کردم اما در مورد بازیگر مرد نمایش به دنبال گزینه دیگری بودم.

    وی افزود: آن زمان خیلی جسورانه به سراغ عزت الله انتظامی رفتم. ایشان نمایشنامه را خواند و دوست داشت اما با بزرگواری و صداقت خودشان مساله مهمی را به من گوشزد کرد؛ اینکه بازیگر نقش مازیار از اول تا آخر نمایش روی صحنه است. آقای انتظامی سال‌ها بود که روی صحنه نرفته بود و در این نمایش هم بازیگر نقش مرد حدود ۹۰ دقیقه بی وقفه روی صحنه است. با وجودی لطفی که به من داشتند اما این ترسشان به من هم منتقل شد و با خود فکر کردم نکند که با این کارم ناخواسته به آقای انتظامی آسیب بزنم.

    چطور داود رشیدی به کارگردانی جوان اعتماد کرد/ «زمین مقدس» کجاست؟

    کارگردان «مرثیه‌ای برای یک سبک وزن» عنوان کرد: گزینه دیگر من برای بازی در نقش مازیار ابتدا استادم زنده یاد پرویز پورحسینی و بعد از آن داوود رشیدی بود. از استاد رشیدی هم واهمه داشتم چون وی کارگردان بزرگ و کاربلدی است و من می‌ترسیدم او را کارگردانی کنم و شایعاتی هم مبنی بر بیماری ایشان و مشکلات گفتاری شان مطرح بود که البته صحت نداشت. آقای پورحسینی مشغول کار در یک سریال بود و نشد که با ایشان همکاری کنم. به سراغ این بزرگان رفتن بلندپروازی عجیبی برای منی بود که مجبور بودم بازیگرانی با این سن و سال برای نقش مورد نظرم انتخاب کنم اما جسور بودم که سراغ این دردانه‌های تئاتر را می‌گرفتم.

    آقاخانی با اشاره به اینکه داوود رشیدی با وجودی که وی را نمی شناخته حاضر به خواندن نمایشنامه شده است، یادآور شد: قرار بود بعد از دو روز برای نتیجه کار تماس بگیرم و اغراق نمی‌کنم که در این مدت به شدت استرس داشتم نه به خاطر اینکه آیا آقای رشیدی قبول می‌کند در نمایش من بازی کند یا نه بلکه به این دلیل که نمایشنامه‌ام را به هنرمندی داده بودم، بخواند که سال‌هایی که اکثر هنرمندان تئاتر با کج سلیقگی تمام نمایش‌های تکراری را برای اجرا انتخاب می‌کردند اون «پیروزی در شیکاگو» را انتخاب کرده بود و یا رفته بود سراغ «هنر» و یاسمینا رضا و در واقع این نویسنده را به ما معرفی کرده بود. داوود رشیدی آدم مترقی بود و این مساله کاملاً در انتخاب‌هایش مشخص بود و همین مساله من را درگیر اضطراب می‌کرد. البته مساله‌ای که به من قوت قلب می‌داد این بود که همان سال محمد رحمانیان در گفتگویی با یک رسانه نمایشنامه «زمین مقدس» را جزو ۵ نمایشنامه برتر بعد از انقلاب دانسته بود.

    چطور داود رشیدی به کارگردانی جوان اعتماد کرد/ «زمین مقدس» کجاست؟

    وی ادامه داد: بعد از گذشت ۴ روز جرات کردم که به آقای رشیدی زنگ بزنم و این جمله وی را هیچگاه فراموش نمی‌کنم که به من گفت «خیلی خوب بود. در این چند روز درباره تو تحقیقاتی کردم و همه، حتی دشمنانت به من گفتند که آقاخانی آدم باسوادی است.» این جمله خیلی برای من خوشایند بود و در نهایت پذیرفتند که در نمایش بازی کنند و ما تمرینات را شروع کردیم که می‌توان گفت طولانی‌ترین تمرینات کارنامه من مربوط به همین نمایش «زمین مقدس» است به این دلیل که فکر کردم برای واکسینه کردن اجرا، خودم و آقای رشیدی از چیزی که از آن واهمه داشتم این راه حل که تمرینات طولانی اما کم تعداد باشد بهترین انتخاب است. در همان تمرینات بود که به این نتیجه رسیدم که برای صدای شخصیت کاتیا از بزرگ دیگرمان خانم هما روستا خواهش کنم که این نقش را بگویند چون خانم روستا مثل شخصیت کاتیا در گفتارشان فضای روسی وجود داشت که ایشان هم با بزرگواری پذیرفتند. در یکی از اجراها نیز استاد سمندریان و خانم روستا به دیدن نمایش نشستند که آن اجرا برای من به یکی از خاطرات ماندگارم تبدیل شد چون استاد سمندریان برای این اجرا به من نمره ۱۸ دادند که نمره قابل قبولی از این استاد بود.

    این بازیگر و کارگردان تئاتر عنوان کرد: اجرای نمایش «زمین مقدس» به دلیل کار کردن با داوود رشیدی برایم عمیق‌ترین درس بعد از دانشگاه بود چون او به طرز حیرت‌آوری سرشار از دانش بود و وقتی پذیرفته بود یک جوان کارگردانش باشد کاملاً فروتنی می‌کرد و تا وقتی لازم نبود درباره دانشش حرف نمی‌زد. هرگز به یاد ندارم که ایشان حتی یک دقیقه در تمرین‌ها تاخیر داشته باشد. جالب است همه هنرمندان هم سن و سال آقای رشیدی به هر حال واهمه‌هایی از این حجم از حضور روی صحنه داشتند و حتی شاهد هستیم که هنرمندانی با این سنین برای ایفای چنین نقش‌هایی کمتر دعوت به همکاری می‌شوند اما آقای رشیدی برای ایفای این نقش بی نهایت جسور بود. اما من برای نوشتن این متن به چنین مساله‌ای فکر نکرده بودم. زندگی مازیار نژاده کلاً در زیرزمین خانه دخترش در میشیگان آمریکا می‌گذرد که گاهی دخترش به او سر می‌زند وگرنه او هست و تنهایی‌اش.

    چطور داود رشیدی به کارگردانی جوان اعتماد کرد/ «زمین مقدس» کجاست؟

    وی با اشاره به استقبال منتقدان و اصحاب رسانه از نمایش «زمین مقدس» در این زمینه توضیح داد: خوشبختانه بعد از اجرا من و گروه با آماج نقدها و مصاحبه‌ها و نشست‌ها درباره نمایش روبرو شدیم که جای خوشحالی داشت. آقای رشیدی در نشست رسانه‌ای نمایش با گشاده دستی درباره تجربه همکاری با من عنوان کرد «همین که در تمرینات جلو رفتیم من متوجه شدم که با علی حاتمی زمانه کار می‌کنم.» که این سخنان بازتاب بسیار زیادی در رسانه‌های مختلف پیدا کرد و تا امروز من و روحم را در شارژر نگاه داشته است. با وجودی که این حرف خیلی از سر من زیاد بود اما از اینکه این حرف را از زبان داوود رشیدی می‌شنیدم و این تیتر آنقدر پژواک پیدا کرد، بسیار خوشحال هستم من باعث شد که برای برداشتن گام‌های بعدی جسورتر شوم و من را مومن تر کرد به اینکه می‌توانم با همین فرمان و همین سرعت این اتوبان را جلو بروم.

    آقاخانی در پایان صحبت‌هایش به ذکر خاطره‌ای از اجرا پرداخت و گفت: بعد از پایان یکی از اجراها داوود رشیدی از من خواست که جلو صحنه بیایم و بعد از آن بود که با ۱۷-۱۸ پیرزن و پیرمرد سالخورده و تکیده و در عین حال تحصیل‌کرده روبرو شدم که آن شب تماشاگر نمایش بودند. یکی از بانوان سالخورده این جمع به من گفت آقای آقاخانی شما چطور با این جوانی و سن و سال کم به این درستی درباره ما نوشته‌اید و من متوجه شدم که این افراد دانشجویان سابق کنفدراسیون جهانی محصلان هستند که در این نمایش به آنها پرداخته‌ام. این نمایش در سال ۸۵ پرمخاطب‌ترین نمایش سالن‌های بلک باکس مجموعه تئاترشهر به جز سالن اصلی شد که نشان دهنده توجه مخاطبان به این اثر بود.

    عکس‌ها از شکوفه هاشمیان است.

  • ساخت سالن روباز «هما» به پایان رسید/ آمادگی برای بهره برداری

    ساخت سالن روباز «هما» به پایان رسید/ آمادگی برای بهره برداری


    ویدئویی از مراحل ساخت سالن روباز و تخصصی تئاتر و موسیقی «هما» که به تازگی به پایان رسیده است، منتشر شد.

    دریافت 14 MB

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی سالن هما، تصاویری از ساخت سالن روباز و تخصصی تئاتر و موسیقی «هما» که توسط گروه هنری «مونگو» به سرپرستی همایون غنی‌زاده طراحی شده است، منتشر شد.

    مجموعه‌ تئاتری «هما» آماده بهره‌برداری است و محمد قدس پروژه را مدیریت می‌کند. همچنین پس از اخذ مجوزهای لازم برنامه‌های اجرای تئاتر و کنسرت در این سالن اطلاع رسانی می‌شود.

    نازنین گودرزی مدیر اجرایی، محمد جابری مدیر فنی، ایلیا شمس مدیر روابط عمومی، امیرحسین بزرگ‌زادگان مدیر تبلیغات، حامد حکیمی طراح لوگو و بهرام رامه طراح گرافیک با گروه تئاتر «مونگو» در سالن «هما» همکاری می‌کنند.

    ساخت ویدیو از علیرضا پورآخوندی، شانا شهیدی/ استودیو ماژان است.

  • سالن روباز اجرای تئاتر و موسیقی ساخته شد

    سالن روباز اجرای تئاتر و موسیقی ساخته شد


    اولین سالن تخصصی روباز اجرای تئاتر و کنسرت با ظرفیت ۶۰۰ خودرو ساخته شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی پروژه، اولین سالن تخصصی روباز برای اجرای تئاتر و کنسرت به نام زنده‌یاد «هما روستا» بازیگر نام‌آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون نامگذاری شده است. این سالن به سیستم تخصصی صدا، نور و ال ای دی هایی وسیع تجهیز شده است و دارای استیجی مسقف به ارتفاع ۱۲ متر، در ابعاد ۵۰۰ مترمربع است تا امکان اجراهایی زنده و با کیفیت، جهت تئاتر و کنسرت فراهم شود.

    ایده ساخت این سالن در دوران تعطیلی سالن های تئاتر و موسیقی به دلیل شیوع گسترده ویروس کرونا شکل گرفته است تا از این طریق هم بخشی از فعالیت های هنری دوباره به حیات خود ادامه دهند و هم مخاطبان از این مکان با رعایت پروتکل های بهداشتی بتوانند استفاده کنند.

    فاز اول پروژه و استقرار سالن «هما روستا» در شهر آفتاب است که ۲ ماه از مراحل ساخت خود را پشت گذاشته و به زودی افتتاح می‌شود. ظرفیت سالن فوق در زمان اجرای تئاتر یا کنسرت با ماشین حداکثر ۶۰۰ خودرو بوده و در مجموع می تواند پذیرای ۲۰۰۰ نفر در هر رویداد هنری باشد.

    اطلاعات تکمیلی پروژه متعاقبا اعلام می‌شود.

  • انتشار ششمین «پاراگراف» ویژه هما روستا

    انتشار ششمین «پاراگراف» ویژه هما روستا

    ششمین شماره ماهنامه «پاراگراف» ویژه زنده‌یاد هما روستا بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، ماهنامه هنرهای نمایشی «پاراگراف» که می‌کوشد هر شماره خود را به شکل پرونده، به یک چهره ماندگار در عرصه‌های هنرهای نمایشی (سینما، تئاتر و تلویزیون) اختصاص دهد، در ششمین شماره‌ خود به سراغ زنده‌یاد هما روستا رفته است.

    در این شماره از «پاراگراف»، علاوه روایت زنده‌یاد هما روستا از دوران کودکی‌ به قلم خودش، گفت‌وگویی با وی درباره زندگی و آثارش و نیز دو نمایشنامه برای او به قلم محمد رحمانیان و محمد چرم‌شیر منتشر شده است.

    علاوه بر این، یادداشت‌هایی از: حمید لبخنده، محمدعلی سجادی، بهروز غریب‌پور، علی دهکردی، محمد صالح علاء، احترام برومند، سیروس تسلیمی، مژده شمسایی، ساعد باقری، حمید پورآذری، محمودرضا رحیمی، اشکان خطیبی، امیر روشن و غلامرضا کاظمی دینان در ششمین شماره «پاراگراف»، منتشر شده است.

    عکس‌های کمتر دیده شده و یا دیده نشده‌ از زندگی شخصی و حرفه‌ای هما روستا، از دیگر بخش‌های این شماره از «پاراگراف» است.

    صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه «پاراگراف» بهاره برهانی و سردبیر آن محمدرسول صادقی است. ششمین شماره این ماهنامه، در ۷۲ صفحه گلاسه و تمام رنگی، با قیمت ۶ هزار تومان از هم ‌اکنون در کیوسک‌های مطبوعاتی منتخب تهران و شهرکتاب‌ها و کتاب‌فروشی‌های معتبر سراسر کشور در دسترس علاقمندان است.

  • جشن آکادمی سمندریان در ماه تولد هما روستا برگزار می‌شود

    جشن آکادمی سمندریان در ماه تولد هما روستا برگزار می‌شود

    سخنگوی هیأت مدیره آکادمی سمندریان اعلام کرد که چهارمین دوره جشن اهدای نشان این آکادمی، همزمان با ماه تولد زنده‌یاد هما روستا در مهرماه برگزار خواهد شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، کاوه سمندریان فرزند هنرمندان فقید حمید سمندریان و هما روستا به عنوان سخنگوی هیأت مدیره آکادمی سمندریان طی یادداشتی درباره برگزاری چهارمین دوره جشن آکادمی که در دوره‌های گذشته همزمان با سالروز تولد زنده‌یاد حمید سمندریان در اردیبهشت‌ماه برگزار شده بود ولی سال جاری در اردیبهشت‌ماه برگزار نشد، توضیحاتی را ارائه داد.

    در این یادداشت چنین آمده است: «اهدای نشان سمندریان در اردیبهشت‌ماه سال ١٣٩٢ (ماه تولد استاد سمندریان) از طرف بنیانگذار آکادمی سمندریان «سرکار خانم هما روستا» طی جشنی باشکوه اعلام و به سه تن از برگزیدگان این آکادمی اهدا گردید. در آن جشن خانم روستا اعلام کرد در بازه زمانی «اردیبهشت‌ماه سال جاری تا اردیبهشت‌ماه سال آینده» تمامی نمایش‌های اجرا شده، توسط داوران آکادمی سمندریان داوری شده و به دو هنرمند برگزیده آن «بازه زمانی» این نشان اهدا خواهد شد. یادآور می شود که در زمان حیات خانم روستا «سه دوره» این نشان به برگزیدگان آکادمی سمندریان اهدا گردید.

    امسال اما به دلیل درگذشت خانم روستا، هیأت مدیره «آکادمی سمندریان» تصمیم گرفت جشن چهارم را در مهرماه «ماه تولد سرکار خانم هما روستا» برگزار کند و از جشن پنجم، این مراسم به روال عادی خود همچنان که خانم روستا می خواست، بازخواهد گشت.

    این مراسم در بعدازظهر دوم مهرماه امسال برگزار خواهد شد.

    با رونمائی وبسایت آکادمی سمندریان اخبار این آکادمی به اطلاع عموم خواهد رسید.

    با احترام

    کاوه سمندریان

    سخنگوی هیأت مدیره آکادمی سمندریان»

  • هما روستا به روایت هنرمندان

    هما روستا به روایت هنرمندان

    هنرمندان از همایی گفتند که پروازش به سوی آسمان ابدیت، جامعه هنری و هنر‌دوستان را عزادار کرده ‌است.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ایران تئاتر، یک هفته از رفتن هما روستا می‌گذرد و دیروز پیکر این بانوی کم‌نظیر عالم تئاتر، به خاک سپرده شد تا برای همیشه در کنار همسرش حمید سمندریان آرام بگیرد. هنرمندان و همکاران این هنرمند از او گفتند.

       میکائیل شهرستانی: هما روستا اندیشمند بود

    آن چه که خیلی سریع از هما به‌یاد می‌آورم، صراحت لهجه و راستگویی اوست. نام هما روستا برای من تداعی‌کننده راستگویی و صراحت لهجه است.

     در همان چند تجربه‌ای که به عنوان بازیگر با ایشان همکاری کردم ارتباط بسیار خوشایند و ماندگار و دوستانه‌ای با هم برقرار کردیم و علاوه بر این قرار گرفتن در مقام شاگرد همسر ایشان منجر به استحکام هر چه بیش‌تر این ارتباط شد.

    گذشته از راستگویی و صراحت لهجه هما روستا، باید عرض کنم او جزو معدود هنرمندانی است که صاحب اندیشه و تفکر بود و مترجم و صاحب ایده بود و به عقیده من، این خصوصیت در این سامان کم‌تر است.

    هما جزو معدود آدم‌‌هایی بود که رفتنشان ضربه‌ای به بدنه این نوع اندیشه زد.

     آزیتا حاجیان: نام سمندریان را جاودانه کرد

    هما روستا بانویی بسیار فرهیخته و قابل تحسین بود. متاسفانه من تنها یک بار در تمام زندگی هنری‌ام سابقه همکاری با ایشان را داشتم.

    یکی از کارهای بسیار ارزشمند ایشان بعد از فوت همسرشان، پایه‌گذاری آکادمی سمندریان بود و در این آکادمی به بچه‌هایی که کار تئاتر می‌کردند، جایزه می‌دادند و نام همسرشان، استاد سمندریان را با این‌ کاری که با عشق انجام دادند، بزرگ‌تر و جاودانه کردند.

     پوران درخشنده: بازیگری حرفه هما نبود، عشقش بود

    خانم روستا شخصیت بسیار برجسته و با ارزشی بود که متاسفانه از دست‌مان رفت.

    هما به هیچ عنوان و هرگز از کارش کم نمی‌گذاشت و همواره با عشق کار را ادامه می‌داد. تا جایی که می‌توان گفت: بازیگری حرفه او نبود، عشقش بود.

     گذشته از بخش حرفه‌ای روحیه‌اش، خود ایشان شخصیتی بسیار مهربان و دوست‌داشتنی بود.

    اکنون و این لحظه ها فقدان ایشان نه تنها برای من بلکه برای جامعه هنری بسیار دردناک و آزاردهنده است.

    من هر چه از ایشان بگویم، کم گفته‌ام چون تجربه کار با ایشان را داشته‌ام و می‌دانم تا چه اندازه کاری که انجام می‌داد برایش مهم بود.

    در پایان باید این را هم بگویم که او همسری بسیار خوب برای آقای سمندریان بود و یک لحظه ایشان را تنها نگذاشت و با عشق تا آخرین ثانیه‌ها کنار ایشان ماند.

     مجید مظفری: هما روستا جایگزین ندارد

    زنده‌یاد هما روستا، یکی از بازیگران با سواد و تحصیل‌کرده در عرصه سینما و تئاتر بود که هم به حرفه بازیگری مسلط بود و هم اشراف کامل به نمایشنامه‌های کلاسیک و ایرانی داشت.

    من افتخار همکاری با ایشان را در فیلم «مسافران» داشتم که برایم خاطره‌ای ارزشمند است.

    ایشان همیشه در کارهای موثر و ماندگار بازی می‌کرد و همواره در عرصه تئاتر و سینما به‌روز بودند و در انتخاب نقش‌ها و آثاری که بازی می‌کردند بسیار دقت داشتند و کارهایشان را با حساسیت برمی‌گزیدند.

    به اعتقاد من هنر نمایش گوهری را از دست داد که به این زودی‌ها جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد.

  • هما روستا درگذشت

    هما روستا درگذشت

    هما روستا بازیگر توانمند سینمای ایران بعد از مدت‌ها مبارزه با بیماری درگذشت.

    او چندی قبل با وخیم شدن وضع جسمانی به بیمارستان منتقل شده بود.

    هما روستا متولد ۱۳۲۵ در تهران بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، کارگردان و مترجم و همسر زنده یاد حمید سمندریان بود.

  • هما روستا نمایشنامه «آنا کارنینا» را بازخوانی کرد

    هما روستا نمایشنامه «آنا کارنینا» را بازخوانی کرد

    نمایشنامه «آنا کارنینا» با کارگردانی هما روستا، پانزدهم آذرماه در کتابخانه ملّی و در حمایت از هنرمندان مبتلا به سرطان نمایشنامه‌خوانی کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، هما روستا نمایشنامه «آنا کارنینا» را به نفع هنرمندانی که از بیماری سرطان رنج می‌برند، در قالب نمایشنامه‌خوانی اجرا کرد.

    ترانه علیدوستی، حسن معجونی، رضا بهبودی، اشکان خطیبی، ستاره پسیانی، لیلی رشیدی، شبنم فرشادجو، هومن کیایی، نگار عابدی و محمد چرم‌شیر در این تک‌اجرای نمایشنامه‌خوانی، هما روستا را همراهی کردند. همچنین بامداد افشار اجرای موسیقی و افکت را در این نمایشنامه‌خوانی بر عهده داشت.