برچسب: نمایش هیپولیت

  • نقد نمایش هیپولیت به کارگردانی فرزاد امینی

    نقد نمایش هیپولیت به کارگردانی فرزاد امینی

    مسعود موسوی:یکی از مهم ترین مسائلی که در کارگردانی اثار نمایشی می بایست در نظر گرفته شود دقت به این موضوع است که نمایش مورد نظر برای مخاطبینی با چه ویژگیهای تاریخی و جغرافیایی ،در چه سطح اجتماعی؛فرهنگی و با چه هدف و منظوری قرار است به اجرا دراید ،در غیر اینصورت علیرغم اینکه ممکن است اجرا ی مورد نظر با حداکثر خلاقیت و زیبائی خلق شده باشد، اما با تماشاگر ارتباط برقرار نکرده و وی با دست خالی سالن را ترک گوید در این صورت تمامی زحمات گروه اجرائی به هدر رفته و نمی بایست امتیاز مثبتی را از این اجرا در کارنامه تئاتری خود به ثبت برسانند.

    یکی از مهم ترین مسائلی که در کارگردانی اثار نمایشی می بایست در نظر گرفته شود دقت به این موضوع است که نمایش مورد نظر برای مخاطبینی با چه ویژگیهای تاریخی و جغرافیایی ،در چه سطح اجتماعی؛فرهنگی و با چه هدف و منظوری قرار است به اجرا دراید ،در غیر اینصورت علیرغم اینکه ممکن است اجرا ی مورد نظر با حداکثر خلاقیت و زیبائی خلق شده باشد، اما با تماشاگر ارتباط برقرار نکرده و وی با دست خالی سالن را ترک گوید در این صورت تمامی زحمات گروه اجرائی به هدر رفته و نمی بایست امتیاز مثبتی را از این اجرا در کارنامه تئاتری خود به ثبت برسانند.
    استفاده از متون کلاسیک قدیمی و شناخته شده به دلیل شناسنامه معتبرنویسنده ، محتوای غنی و ساختار عالی و حساب شده آن همواره در دستور کار تعداد زیادی از کارگردانان قرار داشته و دارد و سالهای سال است که به عنوان مثال اجرا های متعددی را ازنمایشنامه های سوفوکل ؛اوری پید ؛اریستوفان و..دیده و شاهد هستیم اما یکی از شروط لازم برای کارگردانی این اثار این است که کارگردان با دراماتورژی اگاهانه و به اصطلاح به روز به این اثار پرداخته و در صورت ایجاد تغییراتی در محتوا وشیوه اجرا، ویژگیهایی را جایگزین کند که موجب ارتقا نمایشنامه، در مفهوم و اجرا بشود نه اینکه هویت عالی اولیه انها را از بین برده و اصولا جایگزین مناسبی را هم برای ان ارائه ندهد.
    استفاده از یک شیوه اجرائی خاص برای ارائه یک متن نمایشی، قطعا می بایست به گو نه ای باشد که با تم ، موضوع ، شخصیت پردازیها و دیگر ویژگیهای محتوائی ان هماهنگ بوده و در یک راستا حرکت کنند در غیر این صورت هر کدام از متن و اجرا حرف خود را زده ، تماشاگر با تناقص شدیدی در اجرا مواجه شده و نمی تواند افکارش را منسجم کرده و با اثر نمایشی کنار بیاید .
    چندی است که نمایش هیپولیت نوشته نمایشنا مه نویس یونانی اوری پید توسط فرزاد امینی کارگردان جوان ، پر انرژی وجسور کشورمان در سالن حافظ به اجرا درامده است فرزاد امینی از بدو فعالیت های تاتری خود به عنوان کارگردان با ریسک پذیری بالا همواره تلاش کرده است تا به تکرار دچار نشده ،در مسیری جدید قرار گرفته و حرفهای تازه ای را منطبق بر دیدگاه ، شناخت و هدف خود از تئاتر به مخاطبین اثارش ارائه دهد و طبیعتا میبایست بپذیرد که در این مسیر همانند سایر کارگردانانی که میخواهند به تجارب ناب و دست اولی دست یابند ممکن است در بخشهایی به اهداف مورد نظر خود نرسیده و با اسیب شناسی نهایی اثار نمایشی خود پس از هر اجرا؛ ضریب موفقیت خود را بالا برده و گام به گام به اهداف مورد نظر خود نزدیک تر شود در غیر این صورت از نظر نگارنده این سطور اجراهایش در اینده فقط از سوی تماشاگرانی خاص و محدود مورد استقبال قرار گرفته و وی تماشاگران غیر متخصص تئاتری را که حدود ۸۰ در جامعه تئاتری ما را تشکیل می دهند از دست خواهد داد مقوله ای که قطعا مورد توجه فرزاد و گروه پر تلاشش قرار نداشته و انان حاضر نخواهند شد که برای رسیدن به نگاهی بسیار خاص در تاتر از این درصد بالای تماشاگر معمولی و متوسط تئاتراز لحاظ اطلاعات علمی و اجرائی، چشم پوشی کنند.
    امینی در مقام کارگردان در طی مصاحبه ای اعلام کرده است که متن هیپولیت از اوری پید برای ااولین بار است که در ایران به اجرا درامده است و وی با احساسی که نسبت به روزگار و تاریخ و اجتماع خود دارد انگیزه لازم را برای اجرا به دست اورده و بدون هیچ تغییراتی نمایش فوق را در تهران به روی صحنه اورده است ..اجازه بدهید که با طرح این سوال به قسمت اصلی نقد اجرای نمایش هیپولیت وارد شوم که اصولا چند درصد از اهالی تئاتری ما اوری پید را می شناسند ؟..چند درصد از انان نمایش هیپولیت را خوانده اند و داستان و ماجرای ان را می دانند؟چند درصد از دانشجویان رشته تاتر که اصولا در این هنر متخصص به حساب آمده و در شرایطی تحصیلی مجبور به خواندن اثار نمایشی کلاسیک هستند ، با اثار اوری پید و شخصیت های نمایشهای او اشنا هستند ؟و پاسخگویی صادقانه به این سوال قطعا میبایست به این نگرش ختم شود که کارگردانی که به سراغ متونی از این دست میرود می بایست این تمرکز را داشته باشد که به شیوه ای اجرایی دست بزند که در وهله اول تماشاگر یا محتوای متن به صورت کامل اشنا کرده و در ادامه با انتخاب شیوه اجرایی مناسب و قابل درک ، گامهای بعدی را مطمئن تر بردارد .تازه این اتفاقات زمانی رخ میدهد که به عنوان مثال نمایش هیپیولیت در جایگاه واقعی خود یعنی به شیوه ی رئالیستی به اجرا در اید در غیر اینصورت و انتخاب شیوه اجرایی متفاوت،درک نمایش و ارتباط با ان بسیار مشکلتر و کار کارگردان بسیار سخت تر خواهد بود که از دیدگاه نگارنده این سطور نمایش هیپولیت فرزاد امینی در عین داشتن نکات مثبت و خلاقانه بسیار زیاد در بازی و کارگردانی با این مشکل عدم ارتباط تماشاگران با اجرا بشدت مواجه شده و اسیب میبیند.درک روابط بین شخصیت های نمایش هیپیولیت از سوی تماشاگران غیر متخصص و گاها متخصص با توجه به انتخاب شیوه اجرائی توسط کارگردان، کار بسیار سخت و دشواری است .شیوه اجرائی که برگرفته از نمایشهای کاتاکالی و کابوکی از یک سو و شیوه اجرائی اثار مدرن از سوی دیگر است کار را برای درک تماشاگر که خودبخود با متن هیپولیت با توجه به ویژگیهای ان نااشناست نیز بسیار سخت و طاقت فرسا میکند.در طول اجرا تماشاگرانی که متن را قبلا خوانده اند و با ان اشنائی دارند با میزانسن هاو حرکاتی مواجه میشوند که منطق اجرایی و انتخاب این حرکات بهیچوجه شفاف نبوده و نمیتوانند تصاویر اجرایی را با محتوا در هم هم بیامیزند هر چند که انتخاب این شیوه اجرائی با خلاقیت و امادگی عالی بدنی و ذهنی بازیگران همراه باشد و در ادامه متاسفانه گویش بازیگران به گونه ای انتخاب شده که شاید بیش از ۵۰ درصد دیالوگها اصولا درست شنیده نمیشوند و این امر در کنار شیوه اجرایی خاص ، کار برا برای مخاطب عام در رابطه با برقراری ارتباط با اجرا به کل دچار مشکل میکند.در تمامی زمان نمایش در لحظه ای که یک بازیگر دیالوگ میگوید تمامی بازیگران از خود حرکاتی قطعا حساب شده و با معنی از خود نشان می دهند اما مگر یک تماشاگر حتی متخصص تئاتری در یک زمان میتواند به چند نقطه صحنه ای تمرکز کرده و رابطه و علت و معلولی حرکتی همه بازیگران را بر اساس دیالوگها درک کند. مشکلی که در تمام طول نمایش در اجرا دیده شده و تماشاگر را بلا تکلیف میکندو متاسفانه به این ترتیب بخش عظیمی از تلاشهای امینی و گروه نمایشی صمیمی اش به هدر می رود.
    شاید می بایست از ورود تماشاگر غیر متخصص تئاتری به این اجرا جلوگیری می شد. شاید میبایست از تماشاگران در خواست میشد قبل ار حضور در سالن حتما متن هیپولیت را بخوانند و با ویژگیهای شخصیت های نمایشی اوری پید مانند تزه،فدر؛آفرودیت، و…آشنا باشند .
    شاید می بایست از تماشگران درخواست می شد .از کاتاکالی و کابوکی بخوانند و سپس در اجرا حضور یابند. در شرایط کنونی و در صحنه تاتری کشور ظاهرا دو مشکل اساسی اجرا ئی وجود دارد :دسته اول اثار اجرائی هستند که به عنوان نمایش صحنه ای اعلام میشوند که در سالن اجرا متوجه میشویم که انگار به دیدن یک نمایشنا مه خوانی امده ایم و هیچ اثاری از ترکیب بندیهای زیباشناسانه و مقوله های حرکتی تاتری در ان دیده نمیشود، یک عده نشسته اند و سرتاسر اجرا فقط و فقط دیالوگ میگویند و به این ترتیب خط بطلان میکشند بر اموزشهای اساتیدی مانند استاد سمندریان ها و خسروی ها در دانشگاه ها، که مدام بر بحث زیباشناسانه اجراهای نمایشی و ترکیب بندیهای خاص و حساب شده تاکید دارند و از سوی دیگر و در دسته دوم به اثار نمایشی سرشار از حرکات و ترکیب بندیهای منطقی و غیر منطقی برخورد میکنیم که اصولا فرصتی به تماشاگر نمیدهند که به اصلاح تصویر را با صدا و صدا را با تصویر میکس و همراه کند که نمایش فرزاد امینی در گروه دوم قرار میگیرد که البته ایجاد تعادل بین دو شیوه فوق میتواند کمک شایانی به ارتباط تماشاگر با یک اجرا بکند.
    با ذکر دو پاراگراف کوتاه از استاد اسماعیل شنگله هنرمند مطرح و قدیمی تئاتر و تلویزیون کشورمان در کلاسهای اموزش کارگردانی مطلب را به پایان برده و امیدوارم که این دو رهنمود تاتری اساتیدمان ،راهگشا بوده و بتوانند بسیاری از مشکلات اجراهای تاتری و ارتباط تماشاگران با این اجراها را بر طرف کنند :
    نخست اینکه اگر متنی با ساختارو مفاهیم پیچیده برای کارگردانی در اختیار دارید به هیچوجه شیوه اجرائی خود را پیچیده انتخاب نکنید که با مشکل عدم درک و همراهی تماشاگر روبرو نشوید و دوم اینکه نه محتوا بر شکل اجرا مقدم است و نه شکل اجرائی برمحتوا ..و حق ندارید هیچکدام را فردای ان یکی بکنید.اینجانب کماکان منتتظر دیدن اثار خلاقانه اتی گروه نمایشی فرزاد امینی خواهم ماند و اطمینان دارم این گروه با توجه به اعضای پر تلاش و فهیمش با رعایت برخی مسائل کلیدی؛ میتوانند نقش مهمی را در اینده تاتر کشورایفا نمایند .

  • گفت و گو با فرزاد امینی کارگردان نمایش هیپولیت

    گفت و گو با فرزاد امینی کارگردان نمایش هیپولیت

    به سراغ هیپولیت رفتم چرا که تقدیر جامعه و فرهنگم بر نظم و نسق نیک سرشتی نبود. اینهمه فتوت نامه و حکایت از عیاری و عیاران در تاریخ ادبیاتمان اعتراف به فقدان عیاری و فتوت است، نه وجود آن، حقیقت همان است که در «داش آکل» روایت شده. رسم عیاری، رسم هیپولیت است، و تقدیر این رسم، نیستی است. آنچه از نهاد تاریخ سر بر آورده تا همین اکنون، جز استقرار اراده ای رو به سوی آشوب و تخریب چیزی نبوده.
    چطور شد اثری از اورپید و نمایشنامه «هیپولیت» که پیش از این در ایران اجرا نشده را برای کار انتخاب کردید؟

    اوریپید به متفکرانی در یونان باستان و ماقبل سقراط تعلق داشت که بنده آن را آباء و نیای اومانیسم در تاریخ اندیشه غرب میدانم. این تفکر، تفکر سوفسطایی بود و فیلسوفان بزرگی چون پروتاگوراس، گرگیاس یا آنتیفون از برجستگان آن بودند. در نظر ایشان ارتباط انسان و خدایان در دیالتیکی از ترس و خصم و شفقت رقم میخورد. تقدیر در این نظام اندیشه رو به سوی مفهوم اراده و شرارت در نهاد بشر دارد و جامعه جمیع اشرار است و نه جمیع خیر افلاطونی یا فضیلت ارسطویی. از این رو انسان تک و تنها با خویش محور اندیشه میشود تا اولاً به خویش و سپس به زئوس و سرانجام به جامعه بیاندیشد.

    آن رئالیسمی که به اوریپید نسبت میدهند چنین ریشه ی فلسفی ای دارد. اوریپید از لاهوت المپ و سپهر هومر فرود میاید به ناسوت و انسانش زشت و خون آلود و خشن و فریبکار و نگون بخت و کینه ورز و تنها و افسرده و پرخاشگر است. او از دشت و دمن، از سواحل آفتابی و شمشیرهای آخته ی عاشقان برای معشوق طناز باستانی به شهر (پولیس) قدم میگذارد و مناسبات اجتماعی انسان را در بستر شرارتِ اشرار و خصم شرِ نهاد آدمی با قانون و مروت و مردانگی نشان میدهد. طبیعت یا زنانگی یا هرج و مرج احساسات در لحظه در مقابل هیپولیت(یا نظم و قانون و اخلاق فتوت) است. هیپولیت شکست میخورد و جز نیستی تقدیرش نیست.

    به سراغ هیپولیت رفتم چرا که تقدیر جامعه و فرهنگم بر نظم و نسق نیک سرشتی نبود. اینهمه فتوت نامه و حکایت از عیاری و عیاران در تاریخ ادبیاتمان اعتراف به فقدان عیاری و فتوت است، نه وجود آن، حقیقت همان است که در «داش آکل» روایت شده. رسم عیاری، رسم هیپولیت است، و تقدیر این رسم، نیستی است. آنچه از نهاد تاریخ سر بر آورده تا همین اکنون، جز استقرار اراده ای رو به سوی آشوب و تخریب چیزی نبوده.

    اراده ی جمعیت آدمی رو به این سو است اگر به عنوان کارگردان به هیپولیت اندیشیده ام از آن روست که نه اکنون بلکه همیشه به ایران اندیشیده ام و سراغ هر متنی که میروم جز اینکه خواسته باشم خودم را بعنوان فردی تاریخی در کشوری مشخص و جامعه ام را و وطنم را به عنوان بخشی از تاریخ و فرهنگ بشر، انگیزه ای دیگر نداشته ام. سراغ هیپولیت یا مکبث یا رمان عشق سالهای وبا، که کار قبلیم بود و در ایرانشهر به اجرا درآمد، نمیروم که مثلاً حرفی جهانشمول و اینترنشنال بزنم، من میخواهم مرکز ثقل خودم را و حضور تاریخی ایران و جامعه ی آن را بفهمم و درباره اش بیاندیشم. روح زمانه ام اومانیسم است و هیپولیت مانیفست اومانیسم است، از زبان اوریپید سوفسطایی. روح دورانم تاریکی است و آنالیز این روح در اندیشه ی تراژیک اوریپید میسر است.

    کارهای شما غالبا دارای فرمی از ژست و فیگور است، درباره تئوری و زیبایی شناسی تئاترتان بیشتر توضیح دهید؟

    در سنتی از تاتر به فرم می اندیشم که آن را تاتر فیگوراتیو و تنانه مینامم، سنتی که بزرگانی چون میر هولد، آنتونن آرتو، اتین دکروا، گروتفسکی، باربا یا جولین بک در آن سنت بوده اند. این سنت تاتری بسیار سختگیر و پیچیده و فلسفی است.

    به معنایی شدیداً متعهدانه تئوریک است. منظورم این است که اصلاً با عبارت پردازیهای شاعرانه و شبه رومانتیک و شیوه های خلسه گرایانه و باطن گرایانه که بسیار رواج دارد و این بزرگان متفکر و دقیق را با این برداشت های غلط و عرفان زده می آلایند، ربطی ندارد. مانند تفسیر های موجود در ایران از آرتو یا گروتفسکی، البته اگر بتوان نام تفسیر بر آنها گذاشت، چرا که بیشتر انشاهایی شبه شاعرانه است. برداشت مغشوشی از مفهوم مواجهه با نقش یا فرو رفتن در یک “آن” از احساس یا عبارت غلط فهمیده شده ی “اکت ناب” که تمام تلاش این فهم اشتباه، حذف خردمندی و تعقل در اکسپرشن اکت و ژست است که این فهم مغشوش باطن گرایانه جز هرج و مرج و پراکندگی رفتار روی صحنه چیزی به بار نمیاورد و حاصلش تکرار کلیشه های غلو شده است. هم آرتو و هم گروتفسکی (که بیشترین سوء تفاهم درباره ایشان است) صریحاً این خلسه گرایی و باطنی گری و در لحظه و آن سیر کردن را مردود اعلام میکنند و با عباراتی چون هرج و مرج یا روانشناسی گرایی یا ذهنی گرایی طرد میکنند.

    درباره بزرگان فیلسوف و تئوریسینی چون مایر هولد و باربا و دکروا تکلیف روشن تر است و از اینان کمتر سوء برداشت میشود. در تمام سالها کار و زحمت در تاتر و اکنون در چهل سالگی به این سنت از تاتر اندیشیده ام و زیبایی شناسی ام را بر این بنیاد تئوریک آجر به آجر بنا کرده ام. برای لحظه لحظه ی اکت و اکسپرشن هیجان بازیگرم، آنالیز زیبایی شناسانه و مبنای تئوریک در این سنت تاتری دارم. هیچ اکسپرشنی به هرج و مرج عاطفی و برون ریزی های کلیشه ای احساسات نباید منتهی شود. پرخاشگرانه ترین و پرآشوب ترین اکت ها نیز میبایست به دقت یک فیزیک دان در محاسبه پرتاب یک موشک به
    فضا، محاسبه و سپس اجرا شود. صحنه ی تاتر برای من چونان قوانین مکانیکی بین اجزای در هم پیچ شده ی لوکوموتیو است. اجزایی پیچیده در روابطی ارگانیکی و مکانیکی که یک کل متحد پیچیده را حاصل میکند؛ چونان جامعه. جامعه برای من اینگونه است که صحنه ی تاترم نیز اینگونه میشود. از این منظر، هرگز در هیچ کدام از کارهایم، حتی یک بازیگر از صحنه خارج نمیشود.

    هیپولیت حاصل چند ماه تمرین و آماده سازی است و از تعداد محدود اجراهای خود راضی هستید؟

    امیدوارم فرصتی محیا شود که بتوانم هیپولیت را مجدداً اجرا کنم، کاری که هفت ماه تمرین سخت جسمانی و حرکتی داشته ده شب اجرا برایش بسیار کم است. هیپولیت شیره ی جان من است که نوزده سال در تاتر اندیشیده، خوانده و جان کنده ام. راه بسیار طولانی و جانفرسایی را در تنهایی و بی هیچ حمایتی تا الان پیموده ام و چه سخت و جانفرسا گذشت همه ی این سالها تابمانم و تنم زخمی است اما عشق به تاتر، عشق به سوفوکل، اشیل، اوریپید، شکسپیر، برشت، عشق به نور صحنه، عشق به لحظه ای که درِ سالن بسته میشود و اجرا شروع میشود، عشق به روزهای سخت تمرین و کار با بازیگر در جزئی ترین رفتارش، هنوز مرا در این میانه ی کارزار جانکاه هنوز زنده و امیدوار نگه داشته. در شرایط دشوار تنهایی و تاریکی راهم و مغاک روزگارم همیشه این شعر نیما را زمزمه میکنم و صحبتم را با شعری از نیما تمام میکنم:

    پای آبله زراه بیابان رسیده ام
    بشمرده دانه دانه کلوخ خراب او
    برده بسربه بیخ گیاهان وآب تلخ
    دربررخم مبند که غم بسته بر درم
    دلخسته ام به زحمت شب زنده داریم
    ویرانه ام زهیبت، آبادِ خواب تلخ
    عیبم مبین که زشت و نکو دیده ام بسی
    دیده گناه کردن شیرین دیگران
    وزبی گناه دلشدگانی ثواب تلخ
    درموسمی که خستگی ام می برد زجای
    با من بدار حوصله بگشای در زحرف
    اما در آن نه ذرّه عتاب و خطاب تلخ
    چون این شنید بر سر بالین من گریست
    گفتا« کنون چه چاره ؟» بگفتم «اگررسد
    باروزگارهجروصبوری شراب تلخ »

  • «هیپولیت» به روزهای پایانی خود نزدیک می‌ شود

    «هیپولیت» به روزهای پایانی خود نزدیک می‌ شود

    آخرین اجرای نمایش «هیپولیت» به کارگردانی فرزاد امینی جمعه 18 تیرماه در تالار حافظ روی صحنه می‌‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی گروه تئاتر پرومته، نمایش «هیپولیت» اثر «اوریپید» از شاعران و نمایش نامه نویسان یونان باستان است که برای نخستین‌بار در ایران به کارگردانی «فرزاد امینی» به روی صحنه رفته و بازيگران اين نمايش؛ بهرام عباسی فرد، الناز اسماعیل زادگان، محمدرضا فرزام، ساناز پوردشتی، مجید جور، سرور خسروانی و سروش حائری هستند.

    ساير عوامل اين نمايش عبارتند از: طراح لباس: پارمیس امینی، طراح صحنه: بهناز علی آبادی، گریم: آیدا فرشادی، طراح پوستر و بروشور: حامد حکیمی، موسیقی قطعاتی از: کارمینا بورانا اثر کارل اُرف، رکوئیم جوزپه وردی، رکوئیم آلفرد شنیتکه، ساخت ویدئو: فرزاد امینی، دراماتورژی، بازنویسی دیالوگ، کورئو گرافی: فرزاد امینی.

    نمایش «هیپولیت» از 9 تا 18 تیر‌ماه، ساعت 21 در تالار حافظ به نشانی خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت اجرا می‌شود و علاقمندان می‌توانند با مراجعه به سایت تیوال به نشانی www.tiwall.com اقدام به تهیه و رزرو بلیط این نمایش نمایند.

  • «هیپولیت» شنبه هم به روی صحنه می رود

    «هیپولیت» شنبه هم به روی صحنه می رود

    به دلیل استقبال تماشاگران نمایش «هیپولیت» روز شنبه 12 تیرماه اجرای فوق العاده خواهد داشت.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی گروه تئاتر پرومته، نمایش «هیپولیت» نوشته «اوریپید» به کارگردانی «فرزاد امینی» و دهمین کار گروه تئاتر «پرومته» است و بازيگران اين نمايش؛ بهرام عباسی فرد، الناز اسماعیل زادگان، محمدرضا فرزام، ساناز پوردشتی، مجید جور، سرور خسروانی و سروش حائری هستند.

    ساير عوامل اين نمايش عبارتند از: طراح لباس: پارمیس امینی، طراح صحنه: بهناز علی آبادی، گریم: آیدا فرشادی، طراح پوستر و بروشور: حامد حکیمی، موسیقی قطعاتی از: کارمینا بورانا اثر کارل اُرف، رکوئیم جوزپه وردی، رکوئیم آلفرد شنیتکه، ساخت ویدئو: فرزاد امینی، دراماتورژی، بازنویسی دیالوگ، کورئو گرافی: فرزاد امینی.

    نمایش «هیپولیت» از 9 تا 18 تیر‌ماه، ساعت 21 در تالار حافظ به نشانی خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت اجرا می‌شود و علاقمندان می‌توانند با مراجعه به سایت تیوال به نشانی www.tiwall.com اقدام به تهیه و رزرو بلیط این نمایش نمایند.

  • نمایش هیپولیت

    نمایش هیپولیت

    محل: سالن حافظ
    دوره اجرا: چهارشنبه ۰۹ تير ۱۳۹۵ – جمعه ۱۸ تير ۱۳۹۵
    ساعت: ۲۱:۰۰
    مدت: ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
    بهای بلیت: ۲۵,۰۰۰ تومان

    نویسنده: اوریپید
    کارگردان: فرزاد امینی
    بازیگران: بهرام عباسی فرد، الناز اسماعیل زادگان، ساناز پور دشتی، محمد رضا فرزام، سرور خسروانی، مجید جور، سروش حائری
    طراح لباس: پارمیس امینی
    طراح صحنه: بهناز علی آبادی
    گریم: آیدا فرشادی
    طراح پوستر و بروشور: حامد حکیمی
    موسیقی قطعاتی از: کارمینا بورانا اثر کارل اُ رف، رکوئیم جوزپه وردی، رکوئیم آلفرد شنیتکه
    ساخت ویدئو: فرزاد امینی
    دراماتورژی، بازنویسی دیالوگ، کورئو گرافی: فرزاد امینی
    کارهای پیشین تئاتر پرومته (کارگردان: فرزاد امینی):
    – پروا- آبان ۱۳۸۵ تالار مولوی
    – منشاء همه نابود کنندهایت یک چیز بیشتر نیست- اردیبهشت ۱۳۸۶، جشنواره تئاتر دانشگاهی
    – حکایت حیات سه‌ سگ و خیابان و شب- اردیبهشت ۱۳۸۷، جشنواره تئاتر دانشگاهی
    – مکبث- ۱۳۸۹ جشنواره تئاتر دانشگاهی، کاندید بهترین کارگردانی/فرهنگسرای بهمن ، شهریور ۱۳۹۰
    – من از سگ بودنم چیزهای جدیدی فهمیده بودم- مرداد ۱۳۹۲ خانه هنرمندان، سالن استاد انتظامی
    – آه شهلا این گاوی که جلوم داره راه میره اسمش داوده _ دی ۱۳۹۳ خانه هنرمندان ایران. نمایشخانه استاد انتظامی
    – عشق سال های وبا _ تیر ۱۳۹۴ ایرانشهر، سالن استاد سمندریان

  • «هیپولیت» به تالار حافظ می‌ رود

    «هیپولیت» به تالار حافظ می‌ رود

    نمایش «هیپولیت» نوشته اوریپید به کارگردانی فرزاد امینی در تالار حافظ روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمايش «هیپولیت» به کارگردانی فرزاد امینی دهمین کار گروه تئاتر «پرومته» است که از ۹ تا ۱۸ تیر‌ماه، ساعت ۲۱ در تالار حافظ اجرا می شود.

    بازيگران اين نمايش بهرام عباسی فرد، الناز اسماعیل زادگان، محمدرضا فرزام، ساناز پوردشتی، مجید جور، سرور خسروانی و سروش حائری هستند.

    ساير عوامل اين نمايش عبارتند از طراح لباس: پارمیس امینی، طراح صحنه: بهناز علی آبادی، گریم: آیدا فرشادی، طراح پوستر و بروشور: حامد حکیمی، موسیقی قطعاتی از: کارمینا بورانا اثر کارل اُرف، رکوئیم جوزپه وردی، رکوئیم آلفرد شنیتکه، ساخت ویدئو: فرزاد امینی، دراماتورژی، بازنویسی دیالوگ، کورئو گرافی: فرزاد امینی.

    نمایش های پیشین فرزاد امینی در مقام کارگردان تئاتر عبارتند از «پروا» (آبان ۱۳۸۵ تالار مولوی)، «منشاء همه نابود کنندهایت یک چیز بیشتر نیست» (اردیبهشت ۱۳۸۶، جشنواره تئاتر دانشگاهی)، «حکایت حیات سه‌ سگ و خیابان و شب» (اردیبهشت ۱۳۸۷، جشنواره تئاتر دانشگاهی)، «مکبث» (۱۳۸۹ جشنواره تئاتر دانشگاهی و فرهنگسرای بهمن شهریور۱۳۹۰)، «من از سگ بودنم چیزهای جدیدی فهمیده بودم» (مرداد ۱۳۹۲ خانه هنرمندان، سالن استاد انتظامی)، «آه شهلا این گاوی که جلوم داره راه میره …» (دی ۱۳۹۳ نمایشخانه استاد انتظامی)، «عشق سال های وبا» (تیرماه ۱۳۹۴ سالن استاد سمندریان).