برچسب: نمایش همه پسران من

  • «همه پسران من» اعتراض به جنگ است

    «همه پسران من» اعتراض به جنگ است

    یکی از کارگردان های «همه پسران من» با اشاره به تلاش برای ارایه فضایی رئالیستی در این اثر، این نمایش را واکنش اعتراضی آرتور میلر نسبت به جنگ دانست.

    به گزارش تئاتر آنلاین، مهیار اسلامی که با ارمین مهدیلو به صورت مشترک نمایش «همه پسران من» را در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه دارد در این باره به مهر گفت: این اجرا از اول مهرماه آغاز شده است و تا ۲۶ مهرماه در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه خواهد ماند.

    وی با اشاره به اینکه نمایشنامه «همه پسران من» آرتور میلر مثل دیگر آثار این نویسنده اثری اعتراضی نسبت به اتفاقات اجتماعی و اقتصادی دوران خود محسوب می شود، بیان کرد: آرتور میلر در آثارش به اتفاقات و شرایط ناراحت کننده ای که در جامعه جریان داشته است و گریبان خودش را هم می گرفته، می پردازد به عنوان نمونه در نمایشنامه «چشم اندازی از پل» به مساله مهاجرت می پردازد چون خانواده اش از مهاجران لهستانی بودند و یا «مرگ فروشنده» را در نقد وضعیت اقتصادی آمریکا و مشکلاتی که گریبان مردم از جمله خودش را گرفته بود، می نویسد. «همه پسران من» هم اثری ضدجنگ است که بر این نکته تاکید دارد که جنگ می تواند چه بلاهایی سر یک کشور بیاورد و خانواده ها را درگیر خود کند.

    اسلامی با اعلام اینکه میلر نیز تحت تاثیر شرایط کشور در جنگ جهانی دوم مدتی نتوانست به فعالیت بپردازد، گفت: نمایشنامه «همه پسران من» در کلیت اثری اعتراضی نسبت به جنگ است اما در جزییات بدون شعارزدگی و غلو به مسایل مختلفی مثل وجدان کاری، خانواده دوستی، عشق، وفاداری و حتی تقابل سنت و مدرنیته می پردازد.

    وی درباره تغییراتی که در نمایش برای اجرا داده‌اند، توضیح داد: در سال های اخیر مخاطبان دیگر صبر و حوصله دیدن نمایش هایی با مدت زمان بیش از ۲ ساعت را ندارند. در دنیای امروز همه به دنبال رسیدن به سریع ترین وضعیت ممکن هستند در همین راستا برای کوتاه شدن اثر ۲ شخصیت فرعی را که تاثیری در روند داستان ندارند، حذف کردیم البته این کار نیز با مشاوره انجام گرفته است. در اصل ما به متن آرتور میلر وفادار بودیم اما با این کار، نمایش چابک شده است و مخاطبان ارتباط بیشتری با کار برقرار می کنند.

    این کارگردان در پایان درباره فضاسازی نمایش بیان کرد: این اثر نمایشی مانند دیگر آثار آرتور میلر اثری رئالیستی محسوب می شود و سلیقه شخصی ما نیز کار کردن روی متون رئالیستی است در همین راستا تلاش کردیم در فضاسازی و صحنه آرایی هم به این ویژگی نزدیک شویم. دوست داشتیم به نگاه تماشاگر احترام بگذاریم و خودمان را به دلیل تنبلی پشت واژه های دست مالی شده ای مثل مینی‌مال پنهان نکنیم.

    نمایش «همه پسران من» نوشته آرتور میلر به کارگردانی مهیار اسلامی و ارمین مهدیلو جدیدترین تولید گروه تئاتر ریما است که به همت دانش آموختگان آموزشگاه حمید سمندریان و بعد از چند ماه تمرین با نگاهی وفادارانه و تلاش برای اجرایی رئالیستی اجرا می شود.

    نمایش «همه پسران من» با بازی فرید رحمتی، المیرا صارمی، آرمین مهدیلو، اناوا صدر هاشمی، مهیار اسلامی، محمدرضا هلال زاده، علی آشمند، هدی کاویانی نسب از اول مهرماه ٩٧ هر شب ساعت ٢١ در تماشاخانه دیوار چهارم به صحنه می رود.

  • نقد نمایش «همه پسران من» به کارگردانی مهیار اسلامی و آرمین مهدیلو

    نقد نمایش «همه پسران من» به کارگردانی مهیار اسلامی و آرمین مهدیلو

    تئاتر آنلاین: مهیار اسلامی و آرمین مهدیلو کارگردانان نمایش «همه پسران من» سعی کرده‌اند به متن آرتور میلر وفادار بمانند؛ هرچند که می‌توانستند ریتم نمایش را به سطح مطلوب‌تری برسانند، چرا که در این نوع نمایش‌ها ریتم نقش مهمی دارد .

    نمایش «همه پسران من» تقریباً یکی دوسال قبل از نمایش‌نامه معروف آرتور میلر یعنی مرگ فروشنده نوشته شده است . در سال 1948 یک فیلم سینمایی بر اساس این نمایش‌نامه به کارگردانی “اروینگ ریس” ساخته شد که بازیگرانی چون ادوارد جی رابینسون ، برت لنکستر، الیزابت فریزر ، فرانک کانروی ، هری مورگان و…. در آن بازی می‌کردند .

    «همه پسران من» درسال‌های قبل نیز توسط کارگردانانی دیگر به روی صحنه رفته است . با نگاهی به این نمایش می توان ارتباط آن را با نمایشنامه «مرگ فروشنده » از همین نویسنده به وضوح دریافت؛ در مرگ فروشنده قشر کارگر محور اصلی نمایش است و در همه پسران من قشر مرفه وبورژوای جامعه .

    در هر دو نمایش پدرها دارای دو پسر هستند که در عین حالی‌که پدرشان را دوست دارند، با او اختلاف نظر پیدا می‌کنند و در نهایت زمانی که به حقیقت پی‌می برند از پدر کناره می‌گیرند و رفتن را بر ماندن ترجیح می‌دهند . در این آثار هر دو پدرها اذعان می‌دارند که هر کاری کرده‌اند برای رفاه و آسایش خانواده بوده است. همچنین در هردو نمایش پدرها برای پسرهایشان و جبران گذشته وخلاصی از وضع موجود در انتها دست به خودکشی میزنند همینطور هر دو مادرها در این دو اثر سعی دارند اوضاع را درست کنند اما موفق نمی شوند. و… موارد مشابه دیگری نیز می‌توان بر شمرد که میلر در این دو نمایش‌نامه اوضاع جامعه آمریکا ی بعد از جنگ را نشان می‌دهد .

    در واقع جنگ در اینجا عامل اصلی است؛ وقتی ویلی لومن در ” مرگ فروشنده ” با خود می‌اندیشید که اگر پول‌دار بود چه‌ها که نمی‌توانست بکند، در گوشه‌ای دیگر از کشور مرد کارخانه‌دار و متمولی به نام ” جوکلر ” در نمایش ” همه پسران من ” در انتها به همان وضعی دچار می‌شود که همچون ویلی دستفروش یا ویلی بازاریاب ، ” جوکلر” نیز در نهایت خود را می‌کشد. حتی دلایل این دو نیز تقریباً شبیه به هم است؛ جوکلر خود را برای فرار از گذشته ، برای بی آبرویی‌ای که دوباره در پیش روی دارد و البته برای اینکه متوجه می‌شود به نوعی باعث کشته شدن پسربزرگش بوده خود را با یک شلیک می‌کشد؛ هرچند این تعلیق در اواسط نمایش میلر لو می‌رود .

    دلیل خودکشی ” ویلی لومن ” نیز شبیه همین‌ها ست؛ او برای فرار از آینده ، برای پنهان‌کاری‌هایی که کرده و مقصر دانستن خود در زندگی ، برای فرار از خود و برای اینکه در انتها پول بیمه‌اش به پسرش برسد خود را می‌کشد و مگر نه اینکه در ” همه پسران من ” کار خانه در انتها به پسر جو کلر خواهد رسید . دلایل ” جوکلر” و ” ویلی لومن ” بسیار به هم نزدیک هستند . شاید ” آرتور میلر ” می‌خواهد بگوید فرقی نمی‌کند که ویلی لومن باشی یا جوکلر ، فرقی نمی‌کند که جایگاه اجتماعی‌ات چه باشد؛ دستفروش یا یک کارخانه‌دار، چرا که سرنوشت هردو در انتها یکی است. اینجا مسئله نظام سرمایه‌داری و کسانی است که جنگ‌افروزی برای سیاستهای‌شان منفعت دارد و لازم و ضروری مینماید . مسئله سیاست‌مداران و سیاست‌های‌شان در نظام سرمایه‌داری آمریکاست که باید به جد اصلاح شود ؛ و نحوه زندگی آمریکایی است که تا این اندازه تبلیغش را می‌کنند .

    جوکلر حالا خود را مقصر مرگ همه پسرهایی می‌داند که به واسطه موتورهای خرابی که کارخانه او برای هواپیما‌های جنگی تولید کرده سقوط کرده‌اند وکشته شده‌اند . میلر این داستان را از رویدادی واقعی گرفته و از آن نمایشنامه‌ای بی‌نظیر خلق کرده که تاریخ مصرف ندارد؛ نمایش‌نامه‌ای که نظام سرمایه‌داری و جنگ و تبعات آن را به نقد می‌کشد.

    جو کلر در نزدیکی‌ انتهای نمایش به پسرش می‌گوید: ” همه اینها به خاطر پوله ، جنگ ، صلح ، همه “. باید گفت این واقعیتی است که در دنیای امروز وجود دارد؛ در دنیای به اصطلاح مدرن، دنیایی که انسان امروز برای خودش ساخته است .دنیایی پر از جنگ ودروغ و سود و پول و تزویر و ریا.

    چیزی که در نمایش و اصولاً در کارهای میلر نظر مخاطب را ابتدا به خو د جلب می‌کند قصه است . در واقع او ابتداء به ساکن برای ما شروع به تعریف یک قصه می‌کند؛ یک داستان . به همین دلیل مخاطب تا به انتها می‌نشیند که قصه ‌اش را ببیند و بشنود وسرانجام ماجرا و سرنوشت شخصیت‌ها را بداند . از همین رو کاملا ًحواسش را جمع می‌کند و داستان نمایش را دنبال می‌کند تا چیزی را ازدست ندهد . میلر تعلیق‌ها و پیچ وخم‌های دراماتیکی را با استادی خلق می‌کند تا توجه مخاطب دو چندان به نمایش جلب شود؛ تا در ذهن او سوال ایجاد کند و این یکی از مهم‌ترین کارهای استادانه اوست؛ یعنی ” ایجاد پرسش در ذهن مخاطب”. سپس او در لابه‌لای این قصه حرفش را می‌زند و چون یک جامعه‌شناس مجرب به جرح و تعدیل اوضاع موجود در جامعه‌اش می‌پردازد و آن را به مخاطب نشان می‌دهد و باز می‌نمایاند، به گونه‌ای که تحت تاثیر قرار بگیرد و به یک کاتارسیس درونی برسد .

    باید گفت قصه نمایش یکی از مهم‌ترین اجزای آن است. یک درام‌نویس باید بلد باشد و بتواند خوب قصه بگوید و آن را با عناصر دراماتیک تلفیق کند. به همین دلیل درام‌نویسی کار دشواری است؛ آن هم نوشتن واقعیات جامعه وآنچه که اتفاق افتاده و البته موشکافی و جراحی آن از منظر جامعه‌شناسی وابعاد روان‌شناسانه، اعتقادی، انسان‌شناسانه و ایجاد پرسش‌های زیر بنایی وبنیادی.

    کارگردانان این نمایش سعی کرده‌اند به متن وفادار بمانند؛ هرچند که می‌توانستند ریتم نمایش را به سطح مطلوب‌تری برسانند، چرا که در این نوع نمایش‌ها ریتم نقش مهمی دارد . منظورم از ریتم تنها زمان نمایش نیست، یا تندی وکندی و یا چیزی که به اشتباه آن را ” تمپو” می‌نامند؛ بلکه ریتم مربوط به بازی و شخصیت‌پردازی‌ها و حس وحال وت حولات حسی وغریزی و درونی و بیرونی است .

    بنا به این تعریف “شاکلۀ اصلی وجودی شخصیت و حضور صحنه‌ای آن در ریختار درونی و بیرونی شخص با در نظر گرفتن فضا ، رویدادها ، اتفاقات و روند قصه ، متن و زیرمتن و ارتباط کاراکترها با یکدیگر ” ریتم حتی بر ایستادن ، راه رفتن ، لحن بیان ، کنش و واکنش‌ها نوع شخصیت‌پردازی‌ها ، حس و حال و میزان و حرکت و… در ارتباط است و تاثیر مستقیم بر روند هریک می‌گذارد .

    به طور مثال ریتم ” جوکلر” باید چگونه باشد ؟ هر آن‌گاه که به انتهای نمایش نزدیک می‌شو یم طبعا ًباید ریتم بازی فرق کند چون نبض یک انسان که هر آنگاه به لحظه تنش ویا کشف وبرملا شدن یک حقیقت که پنهان کرده است نزدیک می شود تغییر می یابد. این تغییر ریتم در نوع راه رفتن وایستادن ونفس کشیدنش هم تاثیر می‌گذارد و باید خود را نشان دهد .

    حالا از تولید ” آدرنالین ” در بدن و کنش و واکنش‌های شیمیایی و فیزیکی‌ای که ایجاد می‌کند، قطعا بر رفتار و حس و حال و کنش ‌ها تاثیر مستقیم می‌گذارد حرفی نمی‌زنیم . البته بخشی از این مطلب به کارگردان و بخش دیگر آن به بازیگر بر می‌گردد . با مداقه بر روی این موارد می‌توان به ریتم و زمان مطلوب‌تر و دراماتیک‌تری دست یافت .

    در واقع ما باید زمانی که او نامه پسرش را می‌خواند و می خواهد به سوی اتاق برود نوعی آرامش را در رفتارش ببینم ، چرا که تصمیم خود را گرفته ودر جایی از نمایش هم به آن اشاره‌ای گذاراکرده است. او می‌داند که گناه کار است و حال می‌خواهد اولاً خود را مجازات کند و از بار گناه خالی شود، دوم خویش را تطهیر نماید و رستگار گردد، و سوم اینکه از خودش انتقام بگیرد؛ همین‌گونه است تمامی ریتم‌ها در بازی بازیگران. در حال باید گفت بازیگران کار سختی را در پیش داشته‌اند، چون معتقدم سخت‌ترین بازی ایفای نقش‌های رئالیستی است و بازیگران نسبتاً از پس این مهم برآمده‌اند و بازی‌های قابل قبول را ارائه داده‌اند؛ بازی‌هایی روان وبدون غلو و ادا واطواری که این روزها در نمایش‌ها شاهد آن هستیم. از این رو به آن‌ها خسته نباشید می‌گویم .

    بخش دیگر نمایش که با دقتی در راستای خواست متن صورت پذیرفته ، طراحی صحنه است . طراحی صحنه توانسته فضایی قابل باور را به وجود بیاورد و امکانی را برای طراحی میزان‌ها وحرکات ایجاد نماید تا بازیگران فضای کافی داشته باشند. چه خوب می‌شد مثلاً از میزی که صفحه شطرنج دارد استفاده بهتری بشود چرا که توجه به این ریزه‌کاری‌ها نمایش را غنی‌تر می‌کند . در هر حال طراحی صحنه نمایش کاربردی بود . ” نمایش همه پسران من ” کاری درخور است که دیدن آن را به همگان توصیه می‌نمایم و به کارگردانان مهیار اسلامی و آرمین مهدیلو وبه عوامل وبازیگران خسته نباشید می‌گویم .

    ایران تئاتر_سیدعلی تدین صدوقی

  • مردم باید احساس نیاز کنند و به دیدن تئاتر بیایند

    مردم باید احساس نیاز کنند و به دیدن تئاتر بیایند

    مشهید شریفی درخصوص وضعیت کار بازیگری در مشهد گفت:«آدمها خودشان شرایط را می سازند و مسائلی که در اطراف موضوع را تحت الشعاع قرار می دهد به خود آدم ها بر می گردد ، به اعتقاد من تئاتر در مشهد بعد از تهران قرار دارد و با هر شرایطی که کار شده و مشکل وجود داشت باز هم تئاتری ها خودشان شرایط را ساختند. یکی از مشکلات بزرگ شاید این است که ما دانشگاه هنری دولتی نداریم و اگر این مشکل حل بشود دیگر بچه های تئاتر این شهر را برای درس خواندن در شهرهای دیگر از دست نمی دهیم . مشکل دیگر شاید کارگاه های آموزشی که در این شهر برگزار می شود باشد که بسیار به ندرت اتفاق می افتد .»

    http://www.qudsonline.ir/newsQods/Images/News/Editor/image/pasr.jpg

    وی در واکنش به کمبود مخاطب تئاتر افزود : « من به دلیل پایین بودن تجربه کار و سالهای کمی که در تئاتر هستم ، به چیزهایی که از بزرگترها شنیدم بسنده میکنم . در این سالهایی که من بودم مخاطب خوب بوده و البته از نظر کمی هم بالاتر رفته ، بزرگترها هم گفتند که خدا را شکر نسبت به سالهای اخیر مخاطب بیشتر شده و سالنی که دو هفته اجرا در آن هست پر می شود ، ضمنا ً مخاطب تئاتر بسیار هوشمند است و حتما ً نیازی نیست که تئاتر کار کرده باشد و بسیار صاحب نظر هست ، به نظر من مردم باید احساس نیاز کنند و بیایند تئاتر ببینند.»
    بازیگر نمایش همه پسران من درباره اختلاف نظر میان بازیگران تجربی و آکادمیک گفت : « این حرف وجود دارد اما به نظر من وقتی کسی در زمینه ای تحصیل میکند باید تجربه کار کردن را در کنارش داشته باشد . این دو موضوع مکمل هستند ، وقتی کسی تجربی کار میکند بالاخره به جایی می رسد که دیگر چیزی برای عرضه ندارد و برای بهتر شدن باید علم خود را بالا ببرد برعکس این موضوع هم وجود دارد یعنی کسی که فقط علم دارد و تبدیل به یک انسان تئوریک شده است »
    وی در ادامه با انتقاد از حمایت های موجود و همچنین وجود برخی جریانات خاص در تئاتر مشهد افزود : « در حال حاضر بچه های تئاتر هستند که کار را پیش می برند و اتفاقات خوبی در این زمینه در حال وقوع است ، اگر همه حواسشان به یکدیگر باشد روند به خوبی پیش خواهد رفت ، ضمن اینکه شخصا ً برایم خوشایند نیست که درگیر چنین فضاهایی شوم ، وقتی پیشنهاد کاری به من میشود به خاطر وجود بعضی افراد آن کار را رد نمی کنم و تجربه بودن و یاد گرفتن در کنار آنها برایم مهم است ، پیشنهاد من به دیگران این است که اگر مسائل مالی برایشان اهمیتی ندارد وارد شوند چرا که متأسفانه بعضی از دوستان ما وقتی به جایی می رسند متوجه می شوند که از لحاظ مالی توجیه وجود ندارد و آن چیزی که هست را نمی شود درآمد نامید »
    شریفی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اگر مدیر کل اداره ارشاد شود چه تصمیمی برای بهتر شدن شرایط اتخاذ خواهد کرد گفت : « من در این سالها بیشتر روی کار بازیگری خودم تمرکز داشتم و به هیچ وجه درگیر مسائل اجرایی نشدم ، شاید به خاطر همین تجربه نداشتن و درگیر نبودن نمی توانم نظر خاصی در مورد این موضوع بدهم در عین حال توجه به مسائل آموزشی برایم مهم است »
    وی در پایان با مطلوب توصیف کردن کوچ هنرمندان برای پیشرفت شخصی اشاره کرد : «کسی مثل سروش طاهری با پیشرفت در زمینه هنر و رفتن به تهران اتفاقات خوبی را رقم زد و این موضوع به خود آدم ها بستگی دارد به علم و تلاش خود آدم ها . همچنین باید اشاره کنم که از کار کردن در کنار اقای حجت طباطبایی و رضا کمال علوی بسیار خوشحالم و گروه بسیار خوبی هستند . »