برچسب: نمایش موسیو ابراهیم

  • نقدی بر نمایش «موسیو ابراهیم» اثر علیرضا کوشک جلالی

    نقدی بر نمایش «موسیو ابراهیم» اثر علیرضا کوشک جلالی

    تئاتر آنلاین – مسعود موسوی: در این داستان به پسری بدشانس به نام موسی پرداخته می‌شود که مادرش وی را ترک کرده و با پدر منزوی سخت گیر و گوشه‌گیر خود زندگی می‌کند، پدری که مدام بهانه جوئی می‌کند و به شکل های مختلف زمینه تحقیر و سرزنش وی را فراهم می‌کند.

    قلب انسان مانند یک پرنده است، وقتی انسان می رقصد قلب او شروع به چرخیدن می کند و به همین دلیل است که صوفی ها وقتی به دور خود میچرخند در اصل به دور قلب خودمیچرخند، آن‌ها کف یک دستشون را به طرف زمین و کف دست دیگرشون را به طرف اسمان میگیرند چون میخواهند از زمین و وابستگی های آن فاصله بگیرند و…
    مفاهیم تخصصی و بسیار اندیشمندانه فوق از مجموعه جملاتی هستند که موسیو ابراهیم صاحب یک مغازه خواروبار فروشی با دایره اطلاعاتی بسیار محدود بر زبان می آورد، وی کسی است که حتی گواهینامه رانندگی ندارد و یکی از ارزوها و ارمانش دیدن برژیت باردو هنرپیشه معروف فرانسوی و عکس گرفتن با وی است. موسیو ابراهیم شخصیت اصلی نمایشی است که مدام بیانیه صادر می‌کند و با همین واژگان که اصولا و منطقا در دایره شعور و شناخت شخصیت اصلی نمایش از زندگی و هستی نمی گنجد، زندگی را به چالشی خاص و فیلسوفانه می کشاند. واژگانی که به نظرمی آید از دهان امانوئل اشمیت نویسنده و بالطبع کوشک جلالی کارگردان استخراج شده و به شکلی غیر قابل باور در دهان موسیو ابراهیم گذاشته شده و مطرح می گردند. جملاتی که با میزان سواد، فرهنگ لغات، رفتاری و اجتماعی وی هیچگونه سنخیتی نداشته و ندارند. جملاتی مانند مطالب فوق و یا مطالبی ازاین‌دست که: شعور در وجود خود انسانهاست و وجود انسان می تواند بسیار عمیق تر فکر کند…واقعا این موسیو ابراهیم کیست و چطور می شود درباره او، ویژگیها، جهان بینی و عملکردش قضاوت کرد و وی را به تحلیل نشست؟
    قبل از پرداختن به تناقضات احتمالی در متن و چگونگی کارگردانی نمایش موسیو ابراهیم و گلهای قرآن، بد نیست کمی با مشخصه های این نمایش اشنا بشویم. علیرضا کوشک جلالی کارگردان نویسنده و طراح نمایش نامه موسیو ابراهیم است که بر اساس داستانی از اریک امانوئل اشمیت آن را نگاشته است و این نمایش در حال حاضر با بازیگری رضا مولائی و اشکان خطیبی در سالن پایتخت مجموعه نمایشی کنش معاصر به اجرا درامده است. کارگردان این اثر که سوابق زیادی مانند کارگردانی نمایشهای مسخ، پستچی، پابلو نرودا، بازرس، خدای کشتار و راهزنان را در کارنامه تئاتری خود دارد همانگونه که ذکر شد این بار داستانی از مانوئل اشمیت را دستمایه کارگردانی خود قرار داده و تلاش کرده است تا با استفاده از خلاقیتها و استعداد دو بازیگر مطرح تئاتر کشورمان زندگی شخصیت های اصلی داستان یعنی موسیو ابراهیم و موسی را به تماشاگرا ن ارائه دهد. در این داستان به پسری بدشانس به نام موسی پرداخته می‌شود که مادرش وی را ترک کرده و با پدر منزوی سخت گیر و گوشه‌گیر خود زندگی می‌کند، پدری که مدام بهانه جوئی می‌کند و به شکل های مختلف زمینه تحقیر و سرزنش وی را فراهم می‌کند. موسی در گریز از سرزنش های پدر و تنهایی کشنده ای که او را احاطه کرده است به موسیو ابراهیم مغازه دار محله خود پناه می برد، مغازه داری که بر خلاف پدرش، زندگی را از دریچه و بعد دیگری بسیارزیبا و پرمعنا دیده و برای موسی توصیف می‌کند. آن‌ها در بیشتر مواقع با یکدیگر بوده و زندگی را سپری میکنند تا اینکه با خودکشی پدر موسی، زمینه کاملا فراهم می‌شود تا موسیو ابراهیم پدر خواندگی رسمی وی را بر عهده گرفته و ازاو حمایت کند و به این ترتیب یک حرکت ریشه ای از سوی موسیو ابراهیم برای ارتقا اندیشه، درک و فهم موسی از زندگی و فلسفه آن اغاز می‌شود؛ و …
    شناخت کارگردان از عناصر، در اختیار کارگردانی و استفاده درست و تا حدودی منطقی وی از این عناصر، به ویژه انتخاب درست بازیگران و نحوه بازیگیری از آنان در راستای به نمایش گذاشتن زندگی موسیو ابراهیم و فرزند خوانده اش موسی، لحظات نسبتا قابل قبولی را در این اجرا برای مخاطب فراهم می‌کند اما متن این نمایش دارای تناقض ها و تضادهایی است که موجب می‌شوند این نکات مثبت اجرائی تا حدودی رنگ باخته و نادیده گرفته شوند. همانگونه که در ابتدای مطلب گفته شد تضاد آشکار بین جایگاه اجتماعی، خانوادگی و شخصیتی موسیو ابراهیم و ادبیات گفتاری وی، علت ترک خانواده توسط مادر موسی، نحوه مرگ موسیو ابراهیم و منطق و دلیل آن، علت مرگ همسر موسیو ابراهیم، ضرورت مطرح کردن برادر تخیلی موسی از سوی پدرش و شاخصه های متناقض شخصیتی عبدالله دوست موسیو ابراهیم، از آن دسته مسائلی هستند که چرائی و چگونگی آن‌ها در پروسه اجرائی نمایش شفاف نبوده و سوالات بسیاری را در ذهن مخاطب ایجاد میکنند که تا پایان اجرا چه از طرف متن و چه از سوی کارگردان به این سوالات و تضاد ها، پاسخی منطقی و قابل قبول داده نمیشود. موسیو ابراهیمی که دم نوش رازیانه مینوشد! مدام به خیابان عشق سر میزند! و در حسرت دیدن هنرپیشگان انچنانی سینمائی است! در برخی لحظات با لهجه ترکی به اصطلاح نیم بند وطنی سخن گفته و شوخی می‌کند که قابل قبول و درک نیست، وی در جای دیگری از اجرا، کاملا هوشمندانه و تخصصی از تفاوتها و شاخصه های ادیان سخن میگوید. ادیانی که بوی عطر آنان هویت و معرفشان بوده و با استشمام این عطرها می‌توان حدس زد که وارد مکان ویژه کدام ادیان شده آید (هرچند در این بررسی به شکلی بی انصافانه به دین مربوط به رنگ آبی برخورد کرده و ارزشهای آن را کمرنگ می‌کند)! موسیو ابراهیمی که با الاغ جابجا میشده است و حتی یک بار پشت فرمان یک ماشین ننشسته است در این نمایش، چنان از صوفی و صوفیگری و رسیدن به درجات بالای معنویت سخن میگوید که بسیاری از معتقدان واقعی و دلباخته این سلوک هم به این درجه و دقت نمی توانند از آن سخن گفته و نگاه خاص و اندیشمندانه ای به این مسلک و مرام داشته باشند.
    اما گذشته از متن، از جنبه کارگردانی آنچه نمایش را تا انتها پیش می بردو موجب می‌شود تماشاگران با نمایش همراه شده و آن را دنبال کنند بازی بازیگران نام‌آشنای این نمایش اشکان خطیبی و بخصوص رضا مولایی است که در یک هماهنگی بسیار عالی و حساب‌شده، هرکدام به‌تنهایی بار اجرائی ۵ الی ۶ نقش را بر دوش کشیده و بدون توسل به ارائه تیپ‌سازی‌هایی سطحی و کلیشه‌ای، با بهره‌گیری از تکنیک (بازیگر نوعی) نقش‌های خود را ارائه می‌دهند. نقش‌هایی که به باور نشسته، لحظات جذابی را در نمایش ایجاد کرده و مخاطب با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند. هرچند که صحنه‌هایی مانند خواندن نامه عبدالله دوست موسیو ابراهیم به این اجرای هویت دار آسیب‌زده و نمایش را در لحظاتی به سطحی آورد. عدم استفاده از طراحی نوری خلاقانه و متنوع و توسل جستن به نوری یکنواخت و خسته‌کننده در کل اجرا، نگاه ظاهراً مینی مالیستی اما اقتصادی و محقرانه به طراحی صحنه درحالی‌که می‌شد این طراحی صحنه بسیار جذاب‌تر و کاربردی‌تر بوده و امکان خلق ترکیب‌بندی‌های زیباتر و متنوع‌تری را به کارگردان بدهد، عدم تحلیل واقعی از رفتار پدر موسی و گذری بسیار سطحی از فاجعه جنگ جهانی و کشتار طرفداران ادیان مختلف در آن بدون اینکه در این زمینه اطلاعاتی به تماشاگر داده شود، عدم استفاده از ویدئو پروجکشن که می‌توانست نقش بسیار مهمی در القای رؤیاها و فضاسازی‌های نمایش و اشخاص نمایشی آن بکند و کمی طولانی بودن بدون دلیل متن و اجرا، ازجمله دیگر مواردی هستند که توجه به آن‌ها می‌توانست اجرای نمایش موسیو ابراهیم را به سطحی بالاتر و کیفی‌تر ارتقا داده و ویژگی‌های مثبت آن را افزایش دهد.
    جنبه‌های کمیک این اجرا در لحظاتی به‌خوبی به بار می‌نشیند اما در برخی از دقایق اجرایی، تأکید بدون دلیل بر این جنبه‌ها موجب می‌شود که مسائل مهم، جهان‌شمول و تراژیک اجرا و متن در هاله‌ای از لودگی‌ها گم شود که ازجمله این موارد می‌توان به سخره گرفتن رفتاری و گفتاری پدر موسی اشاره کرد که خنده تماشاگر را برمی‌انگیزند اما مخاطب به این مسئله فکر نمی‌کند که ویژگی‌های نابهنجار رفتاری پدر موسی مانند گوشه‌گیر و افسرده بودن وی براثر خاطرات دردناک وی از کشتارهای وحشتناک جنگ جهانی دوم حادث‌شده است که درنهایت هم به خودکشی وی منجر می‌شوند، مرگی اسفبار که در سایه خودها گم می‌شود و یا حضور چند و چندین‌باره موسی در خیابان عشق و جریان خاص و ویژه لبخند زدن در این خیابان و لحظاتی ازاین‌دست که در اجرا کم هم نیستند و موجب می‌شوند تماشاگر درنهایت با مجموعه‌ای از شوخی‌های متنی و اجرائی سالن نمایش را ترک گوید و حتی دقیقه‌ای به دستاوردها و نکات انسان سازانه و تراژیک نمایش فکر نکرده و نیندیشد، مقوله‌ای که گمان نمی‌رود خواسته امانوئل اشمیت فیلسوف، کوشک جلالی کارگردان و مولائی و خطیبی در جایگاه بازیگران این نمایش، بوده باشد. در پایان این مکتوب بایستی بر این نکته تأکید ورزید که نقش تعیین‌کننده علیرضا کوشک جلالی این کارگردان پرتلاش کشورمان در ارتقا سطح کیفی آثار نمایشی در تهران و بالأخص سایر استان‌های کشور و به روی صحنه بردن متون ارزشمند داخلی و خارجی نکته‌ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت و بر آنان تأکید ویژه نداشت اما به نظرمی آید که (کمیت) آثار نمایشی تولیدشده توسط این کارگردان درصحنه تئاتر کشور موجب شده است که (کیفیت) این آثار کمی تنزل کرده و برخی مسائل کلیدی از دید این کارگردان خوب کشورمان دور بماند که امیدواریم شاهد این نقیصه در آثار آتی این هنرمند عزیز نباشیم.

    ایران تئاتر

  • گفت‌وگو با رضا مولایی بازیگر نمایش «موسیو ابراهیم»

    گفت‌وگو با رضا مولایی بازیگر نمایش «موسیو ابراهیم»

    به گزارش تئاتر آنلاین، رضا مولایی، بازیگر شناخته شده تئاتر، که نتجربه بازی در نمایش‌هایی چون «سه روایت از زندگی»، «سیستم گرون هلم»، «در انتظار گودو» ، «خدای کشتار»، «مجلس ضربت زدن» و.. را در کارنامه خود دارد، به بهانه اجرای مجدد «موسیو ابراهیم» گفت‌وگویی انجام داده است.

    رضا مولایی به بهانه اجرای مجدد «موسیو ابراهیم» در تماشاخانه «پایتخت» موسسه کنش معاصر، با اشاره به روندی که در دل این متن جریان دارد گفت: «تبدیل یک اثر داستانی به نمایشنامه کار دشواری است و علیرضا کوشک جلالی با تبدیل داستان «موسیو ابراهیم و گل‌های قرآنی» نوشته نویسنده بزرگ فرانسوی اریک امانوئل اشمیت و تبدیل این داستان به نمایشنامه، کار بزرگی انجام داده است. این اثر داستانی در بین مخاطبان کارهای امانوئل اشمیت اثری محبوب و ستایش شده است.» او ادامه داد: «کوشک جلالی با برداشتی درست و سالم از کار و نگاهی دقیق به این اثر داستانی، نمایشنامه‌ای را به رشته تحریر در آورد که قابل ستایش است. تاکنون آثار زیادی از داستان به نمایشنامه تبدیل‌شده‌اند. این مسئله با در نظر گرفتن قدرت قلم و نگاه صحیح به اصل اثر، امری است مشکل و نیاز به دانش و تجربه و درک بالایی در ساختار ادبیات داستانی و نمایشی دارد. کوشک جلالی این نمایش را در آلمان سال‌ها پیش اجرا کرده است. این متن به خاطر نگاه انسانی‌اش به ماجرا، از شعار به دور است و چنانکه اصلا خود آقای کوشک جلالی نگاهش به تئاتر، نگاهی شعاری نیست؛ او دوست دارد زندگی را به روی صحنه بیاورد تا تماشاگر با آن ارتباط بر قرار کند. این متن از آن دسته آثاری است که روی لبه تیغ حرکت می‌کند؛ می‌توان با دیدی یک‌سویه، راجع به ادیان به آن نگاه کرد؛ اما به عقیده من «موسیو ابراهیم» راجع به زندگی و لذت بردن از آن حرف می‌زند.»
    مولایی در بخش دیگری از صحبت‌هایش عنوان کرد: «این نمایش همان‌قدر که ساده است، اگر ساده نیز به آن نگاه شود به عمق آن می‌توان پی برد. همان‌گونه که جایی از متن گفته می‌شود: «آرامش رمز خوشبختی است» ؛ این جمله ساده و راحتی است، اما اگر عمیق به آن نگاه کنید می‌فهمید چه معنا و مفهومی در آن نهفته است؛ مفاهیمی چون: صلح، آشتی ادیان و لذت بردن از زندگی و اگر به این مفهوم برسید شاید زندگی‌تان زیر و رو شود.»
    او افزود: «اجرای این سادگی سخت است چون تماشاگر باید آن را درک و در محیط اطراف خود حس کند و وقتی از سالن بیرون می‌رود تازه با توجه به اتفاقاتی که دارد در درونش می‌افتد، به اثر فکر کند.» او در پاسخ به چگونگی برداشت‌های مخاطبان در چنین اثری گفت: «هر تماشاگر در مواجهه با هر اثری ممکن است درگیر برداشت‌هایی شود که سازنده حتی به فکرش هم نرسد؛ زیرا تماشاگر با تخیل و داشته‌های خود با اثر رو به رو می‌شود. این برداشت‌ها برای ما لذت‌بخش است. من دوست ندارم بگویم ما از اول هم می‌خواستیم تنها این حرف را بزنیم، نه. البته این در حالی است که متن مشخص است و رویکرد آن معلوم است. اما به‌عنوان مثال وقتی تماشاگری می‌گوید: شما آن صندلی را آنجا گذاشتید و پدر به این شکل حرکت کرد، من به این برداشت رسیدم و به این دنیا رسیدم، برای من بسیار شیرین و لذت‌بخش است. با توجه به این روند من فکر می‌کنم ما تأثیر خود را گذاشتیم. تماشاگر خیلی ساده با متن ارتباط برقرار می‌کند.»
    بازیگر نمایش «موسیو ابراهیم» در رابطه با حساسیت‌های تحلیلی این اثر گفت: «تماشاگر دنبال دیدن تحلیل نیست! او دوست دارد یک اثر را بدون قضاوت ببیند درعین‌حال هنرمند هم باید بداند که چه کار می‌کند.»

    مولایی که پیش‌ازاین به دفعات با علیرضا کوشک جلالی تجربه همکاری داشته است، درباره همکاری‌اش با استاد کوشک جلالی، گفت: «علیرضا کوشک جلالی از کلمه استاد خوشش نمی‌آید!». او همچنین در مورد چگونگی کار با کوشک جلالی ادامه داد: «کار کردن با او، خودش دنیای لذت بخشی است. من در همکاری با او بسیار راحتم. او دست بازیگر را باز می‌گذارد و می‌داند که چه‌کار می‌کند. من تعامل خوبی با او دارم. هنوز هم از اینکه آقای کوشک جلالی به من پیشنهاد می‌دهد بسیار خوشحال می‌شوم. این ششمین تجربه همکاری من با او است. امیدوارم همیشه سلامت و پرانرژی باشد. او خیلی دور از شعار و شعارزدگی کار می‌کند. چنانکه او هیچ‌وقت انتخاب بدی نداشته است.»
    رضا مولایی در پاسخ به این سؤال که با چه رویکردی نقش‌هایش را انتخاب می‌کند، گفت: «بخشی مهمی از کار روابط انسانی پشت‌صحنه است. من هیچ‌گاه در کار تعارف ندارم! باید کاری را دوست داشته باشم تا با تمام انگیزه و انرژی واردش شوم، بنابراین نمی‌توانم شعار دهم. متن و نقش تکلیف مرا مشخص خواهد کرد. اما اگر وارد کاری شوم برایم اهمیتی ندارد که گروه کار اولی باشد و یا کارگردان اثر اولش باشد و یا … ،اگر ایده خوبی در میان باشد، کار را قبول می‌کنم. متن، خط قرمز من است. اگر نقشی را دوست ندارید، به دنبال آن نروید، اما اگر دوستش دارید تمام وجودتان را ببرید. کار تئاتر، کاری گروهی است؛ اگر حال یک نفر بد باشد، حال همه بد می‌شود. مخاطبان تئاتر محدودند اما تک‌تکشان برایم مهم هستند. دوست ندارم مخاطبی که از من «خدای کشتار»، «سیستم گرون هلم»، «موسیو ابراهیم» و … دیده با انتخاب بدی از من، حال به هر دلیل یا هر شرایطی، مواجه شود. در «موسیو ابراهیم» خوشبختانه چون سلیقه‌های ما به هم نزدیک بوده مشکلی در پذیرش متن نداشته‌ام.»
    او در مورد همکاری‌اش با اشکان خطیبی و دیگر عوامل «موسیو ابراهیم» گفت: «این سومین تجربه همکاری من با اشکان خطیبی است. من با او و چند بازیگر دیگر بسیار راحت هستم و این خیلی مهم است که در یک گروه همفکر کار کنی. اشکان خطیبی یک دوست خوب و صمیمی و یک بازیگر حرفه‌ای و فعال است. همکاری با تک‌تک اعضای این نمایش برای من جذاب است و تمامی گروه با دل و جان در تلاش ارائه کار به نحوه احسنت هستند. شاید بخش زیادی از این تلاش ما به خاطر حضور در کار شخصی مثل علیرضا کوشک جلالی است. مطمئن باشید اگر نمایشی خوب از آب در آمده، قطعاً گروهی همفکر پشت آن بوده‌اند. در این اثر هیچ‌چیزی جز من و اشکان خطیبی در صحنه نیست. ابزار ما تنها بدن و بیان تخیل است که باید با این‌ها تماشاگر را با خود همراه سازیم و در این سفر این تجربه را با ما داشته باشند.»

    «موسیو ابراهیم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی که هیئت‌داوران تئاتر شهر کلن، جایزه‌ مخصوص تئاتر سال ۲۰۱۶ کلن آلمان را به‌پاس چند دهه فعالیت در عرصه‌های بین‌المللی به وی تقدیم کرده‌اند، با بازی رضا مولایی و اشکان خطیبی در تماشاخانه «پایتخت» موسسه کنش معاصر تا تاریخ ۱۰ دی اجرا می‌شود.

    گفت و گو از حمیدرضا اسد زاده – ایران تئاتر

  • 25 آبان ماه اجرای پایانی نمایش علیرضا کوشک جلالی

    25 آبان ماه اجرای پایانی نمایش علیرضا کوشک جلالی

    نمایش «موسیو ابراهیم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی که پیش از این با بازیگران آلمانی در این کشور به روی رفته بود، تا سه‌شنبه ۲۵ آبان ماه، مهمان تماشاخانه کنش معاصر خواهد بود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش موسیو ابراهیم که اقتباسی است از رمان موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن اثر اریک امانوئل اشمیت، به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی از ساعت ۱۸ به روی صحنه می‌رود. اریک امانوئل اشمیت در یک داستان فلسفی بسیار هوشمندانه و ساده، در ارتباط با دوستی غیرمتعارف بین پسربچه‌ای یهودی و پیرمردی خردمند و عارف را به زیبایی به تصویر کشیده و کوشک جلالی در این نمایش جانی تازه به شخصیت‌های اشمیت بر روی صحنه داده است.

    این اثر در سال ۱۳۸۵ توانست از انجمن منتقدان خانه تئاتر جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کند. پیش ‌از این نیز پردیس چارسو به بهانه اجرای نمایش «موسیو ابراهیم»، نسخه سینمایی آن را به کارگردانی فرانسوا دو پرون و نقش‌آفرینی عمر شریف اکران کرد.

    عوامل این نمایش عبارتند از: تهیه‌کننده: مسعود سید هاشمی، طراح پوستر و بروشور: آیدین قشلاقی، عکاس: مصطفی پیر هادی، دستیار کارگردان: مهرداد تقوی و سید فرشاد هاشمی، مشاور امور تبلیغات خارجی: سروین سری، اجرای صحنه: مهرداد تقوی، دستیار صحنه: سمانه آگاه

    این نمایش با بازیگران آلمانی از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۶ اجرا و نامزد بهترین اجرا در ایالت غرب آلمان شده‌ است. نمایش «موسیو ابراهیم» از ۲۸ مهرماه تا ۱۲ آبان ماه هرروز ساعت ۱۸ در سالن کنش معاصر واقع در میدان فلسطین، خیابان طالقانی، بین خیابان سرپرست و فریمان، پلاک ۵۴٢ به روی صحنه رفته است و تا ۲۵ آبان بر صحنه خواهد بود.

  • نمایش موسیو ابراهیم

    نمایش موسیو ابراهیم

      سالن کنش معاصر
      چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۵ – جمعه ۱۰ دى ۱۳۹۵
      ۱۸:۰۰
      ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
     بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

     

    :  علیرضا کوشک جلالی (بر اساس داستان «موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن» اریک امانوئل اشمیت)
    :  علیرضا کوشک جلالی
    :  رضا مولایی، اشکان خطیبی
    :  مسعود سید هاشمی

    : آیدین قشلاقی
    : مصطفی پیر هادی
    : مهرداد تقوی، سید فرشاد هاشمی
    : اریان امیر خان (فیلم نیوز)
    : سروین سری
    : مهرداد تقوی
    : سمانه آگاه
    : رضا پژوهش
    : آناهیتا درگاهی
    : عباس غفاری
    : سارا حدادی
    : اریان امیر خان (فیلم نیوز)
    : سروین سری

    : منصوره بسمل، علی آگاه و عسل عباسیان

    این نمایش با بازیگران آلمانی از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۶ اجرا و کاندید بهترین اجرا در ایالت غرب آلمان شده‌است.

    اریک امانوئل اشمیت یک داستان فلسفی بسیار هوشمندانه و ساده، در ارتباط با دوستی غیرمتعارف بین پسربچه‌ای یهودی و پیرمردی خردمند و عارف را به زیبایی به تصویر کشیده است.
  • «موسیو ابراهیم» به یاد زنده یاد داوود رشیدی روی صحنه می‌رود

    «موسیو ابراهیم» به یاد زنده یاد داوود رشیدی روی صحنه می‌رود

    نمایش «موسیو ابراهیم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی به پاس یاد و خاطره زنده یاد داوود رشیدی روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «موسیو ابراهیم» که بر اساس نمایشنامه «موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن» اریک امانوئل اشمیت توسط علیرضا کوشک جلالی طراحی و کارگردانی شده است با یاد و خاطره زنده یاد داوود رشیدی اجرا می شود.

    این نمایش با بازی رضا مولایی و اشکان خطیبی و تهیه‌کنندگی مسعود سید هاشمی از روز چهارشنبه ۲۸ مهرماه ساعت ۱۸ در تماشاخانه «کنش معاصر» به صحنه می‌رود.

    افتتاحیه «موسیو ابراهیم» با حضور خانواده زنده یاد رشیدی برگزار می شود.

    نمایش «موسیو ابراهیم» سال‌ها پیش با بازی بهزاد فرهانی و هومن برق نورد در تئاتر شهر اجرا شد