













تئاتر آنلاین: نمایش «معاشر» به کارگردانی احسان حاجی پور آخرین اجرای خود را به روی صحنه برد.















تئاتر آنلاین: نمایش «معاشر» به کارگردانی احسان حاجی پور آخرین اجرای خود را به روی صحنه برد.

تئاتر آلاین – بهنام حبیبی : در تالار سنگلج تهران، نمایشنامهی معاشر به نویسندگی و کارگردانی احسان حاجی پور ارتباط انسانهای امروزی را در داستانی ساده به روی صحنه آورده است.
نمایشنامهی “معاشر” با جایگیری در رئالیسم اجتماعی، پلات ارتباط انسانی را مایهی کار خود قرار داده و با تم خیانت، با اکسیون ارتباط یک زن متأهل با مردی غریبه، بیپروا به زیربافت خانوادهی ایرانی امروزی سرک میکشد. رویداد نمایشنامه در خانوادهای ساده و به ظاهر آرام کلید میخورد. “امیرحسین”، مرد خانواده، دارای کار خوب و درآمد مناسب، خانوادهدوست، و دارای مقبولیت در خانواده و فامیل. “ساقی”، زن خانواده، دارای توجه و دقت بسیار در ایجاد و حفظ ساختار خانواده، و مقبول خانواده و فامیل. “آلا”، دختر چهاردهسالهی خانواده، دانشآموز، که در کنار تحصیل به فراگیری موسیقی نیز میپردازد. در ابتدای کار، همه چیز با خبر خوب جشن تولد “تارا”، دوست خانوادگی این خانواده آغاز میشود و تلاش “ساقی” در برگزاری هر چه بهتر این جشن به مخاطب نشان داده میشود. بحران در این نمایشنامهی مدرن، از لحظهای آغاز میشود که مرد، با ورود خود، نشانههای خشم و تهدید را به روی صحنه میآورد. گشایش خوب بحران در برخورد مرد با همسر و فرزندش، مقدمهی چینش نیروهای موافق و مخالف را در ذهن تماشاگر تداعی میکند، اینکه “آیا خشم مرد موجه و مقبول است؟” و یا اینکه: “چه رویداد مهمی در آخرین ساعات پیش از برگزاری جشن، به کنترل روانی مرد چیرگی یافته است؟”. گشایش موضوع ارتباط پنهانی زن با مردی غریبه و کشف اتفاقی این موضوع توسط مرد، آغاز فاز اول نبردی رو در رو، با سلاح کلام و البته گاهی تا سر حد درگیری فیزیکی است، که این نبرد در ادامهی داستان و با ورود پرسوناژهای دیگر به چینشهای گوناگونی تغییر شکل میدهد و رویدادهای کلی داستان را میآفریند. آن چه در طول مسیر داستان بیشتر به چشم میخورد، تأکید نویسنده بر نوعی از ارتباط انسانی متعارف در جامعه است که در آن، افراد دارای نسبتهای نزدیک نیز، پس از سالها زندگی با یکدیگر، هنوز به ایجاد و درک زبان مشترک خود دست نیافتهاند و این خود، بهانهای شده است که در این داستان، “ساقی” به ایجاد ارتباط روانی و حتی جسمانی با فرد دیگری روی آورد و حتی گسترش این موضوع را در شخصیت دختر چهاردهسالهی آنها نیز ببینیم، جایی که در آغاز نمایشنامه، “آلا” به مادرش میگوید که دوستش “غنچه” با پسری به نام “عرفان” دوست شده است و در پایان نمایشنامه میبینیم که این حرف دختر نیز مانند حرفها و رفتار مادرش، دروغ و تنها برای انحراف ذهن خانواده از دقت روی دوستی خود او با این پسر بوده است. در واقع، مسیر بازگویی دیالوگها از آغاز تا پایان نمایشنامه، به بررسی این موضوع میپردازد که بیان دیالوگ یا ادای کلمات، هر چند به زبان گفتاری خود انسان باشد، دلیلی بر ایجاد و حفظ ارتباط انسانی نیست، وگرنه بین یک زوج که پیشینهی زندگی شانزدهساله دارند میبایست این ارتباط به طور کامل برقرار شده باشد. تأکید بیشتر نویسنده بر کمرنگی تأثیر زبان در ارتباط انسانهای امروزی، با ورود پرسوناژهای بیشتر به داستان و آغاز فاز دوم نبرد شکل میگیرد، جایی که خواهر، دوست، و افراد فامیل و نزدیکان، همگی در چینش رویارویی این نبرد قرار میگیرند و تلاش میکنند تا در تعیین فرجام این نبرد تأثیرگذار باشند ولی کشمکش در بین این زوج، تقریباً بدون رسیدن به فرجامی مشخص، فقط دچار کمی و افزونی آتش و انرژی میشود و حتی تا پایان داستان، آن دو خود به هیچ دیدگاه مشترکی نمیرسند و پسر فامیل، کسی که در واقع آتشافروز واقعی این داستان بوده است، نقطهی پایانی بر آن میگذارد، اگرچه او نیز خود، با آگاهی از فضای خیانت آلود این خانواده، با آگاهی از ارتباط پیش از ازدواج “امیرحسین” و “ساقی”، ارتباط جسمانی و روانی نامتعارف “ساقی” و مدیر موسسه، و در آخر با آگاهی از دوستی “آلا” و “عرفان” دور از چشم والدینش، با افشای این موضوع برای “امیرحسین” و بازگویی این افشاگری برای “ساقی” برگ برندهای در دست میگیرد تا در هنگام نیاز از آن برای قدرتنمایی در برابر “آلا” و انتقام از او بهره برد. به نظر میرسد، تم نمایشنامه که همان خیانت است، بر اکسیون آن یعنی چگونگی ایجاد ارتباط زن با مدیر موسسه، و در گام بعدی، چگونگی کشف این موضوع توسط شخص ثالث، پیشی میگیرد. آن چه در ادامهی مسیر رویداد این نمایشنامه، مورد نظر مخاطب است، پرداخت بیشتر نویسنده به دو موضوع علل روانشناختی گرایش زن به مرد غریبه و همچنین هویت و عملکرد شخص ثالث است که گویی در گرمای سوزان و مخاطب پسند درگیری ناموسی بین شوهر و زن، کمی کمرنگ میشود و بار اصلی رویداد بر پاشنهی مات شدن “امیرحسین” در بین قضاوتها و توصیههای اطرافیان و ایجاد شک و گمان در او به نادرستی تحلیلش از “ساقی” میچرخد. نمایشنامه، با ورود نفر پنجم یعنی “پسر” که با بیپروایی خود را عامل افشای این رسوایی معرفی میکند به گروه چهارنفرهی “امیرحسین، “ساقی”، “آلا”، و مدیر موسسه به نقطهای از آغاز فاز سوم نبرد میرسد که البته نویسنده در همین هنگام، قلم بر زمین میگذارد و ما را با پرسشی بیپاسخ از فرجام این نبرد تنها میگذارد تا بدانیم این سرباز وزیرشده، بر مسند وزارت چه حکمفرمایی ها خواهد کرد.
نمایشنامه از دیالوگهایی برخوردار است که دارای پوستهای محاورهای و گفتارمحورند و در ذات خود، دارای بار کنشگری و جستجوگریاند. شیوهی چینش پرسوناژها و تخصیص دیالوگهای کارکتری و دیالوگهای بیان صحنهای، و همچنین گردش ناگزیر رویدادها بر اضلاع مثلث عشقی، ناخودآگاه ساختار چخوفی در رئالیسم نمایشی را به یاد میآورد که پس از گذشت سالیان، همچنان حضور خود در دنیای درام را حفظ کرده است. به عنوان مثال، دیالوگهای بیان صحنهای دربارهی گرفتگی فاضلاب و برداشت سمبلیک از آن برای گوشزد کردن اوج فساد و درماندگی در خانواده. پرسوناژها دارای کارکترهای پوستهایاند تا در ادامهی مسیر رویدادها، به کشف زوایای پنهان شخصیت یکدیگر بپردازند و این خود، تعلیقی زیبا را به کار میافزاید.
“معاشر” “احسان حاجی پور” از دراماتورژی خوبی در ایجاد شخصیتپردازی، دیالوگهای تصویری، میزانسن های لازم و گوناگون و القای معنایی درام برخوردار است. تأکید ویژهی او بر تم نمایشنامه یعنی خیانت، به خوبی قابل ادراک و احساس است.
طراحی صحنهی کاملاً رئالیستی “معاشر”، با حذف واقعگرایانه ی هر گونه افکتها و آرایشهای نوری و دیداری و شنیداری، همگی به خوبی با لباس و دکور و اکسسوار صحنه هماهنگ میشوند و فضایی کاملاً آشنا و خودمانی برای مخاطب ایرانی میسازند، گویی تماشاگر از آغاز تا پایان نمایش را خود، بر روی صحنهی تالار سنگلج و در کنار این خانواده سپری میکند و او نیز چون یک دادرس، موضوع مورد بحث بین آنان را به قضاوت مینشیند. صحنه از فضاسازی لازم برای ایجاد فضای بازی برای تماشاگران برخوردار است که البته این کنش متقابل بین صحنه و بازیگران نیز روی میدهد و صحنه نیز در پیشبرد رویدادی داستان شراکت میکند.
بازیگران خوب نمایش “معاشر” پیشینهی هنری خود را در این نمایش به راستی به رخ تماشاگر میکشند و با ارائهی یک بازی خلاق سیستمی، لحظهلحظهی حضور خود روی صحنه را در اختیار میگیرند. ایجاد حس متقابل و داد و ستد حسی و حرکتی بین پرسوناژهای نمایش، خبر از درک درست نقش، پرورش درونی نقش، و ارائهی کامل آن بر روی صحنه میدهد، چرا که بیشتر پرسوناژها اگرچه دارای رفتار شخصیتی برونی در دیالوگها و میزانسن خود هستند، اما در واقع شخصیتی دیگر را در پس آن و در درون خود پنهان نگه میدارند که البته بیاغراق، بازی “لیلا برخورداری” در نقش “ساقی” یک سر و گردن بالاتر از رقبای صحنهایاش خودنمایی میکند.
“معاشر” داستان زندگی غریبانهی آدمهایی است که از معاشرت، تنها ادای روزمرهی ارتباط، زندگی، و عشق را با بیان دیالوگها و اجرای حرکات تکراری خود، آموختهاند و معاشرت بینشان از پوستههای سخت بیرونیشان در نمیگذرد و به درونمایه ی جانشان نمیرسد. “معاشر” حکایت انسان غریب امروز است.

یوناتن بت کلیا نماینده مجلس شورای اسلامی شب گذشته به تماشای نمایش معاشر نشست.
به گزارش تئاتر آنلاین، اجرای شب گذشته این نمایش با استقبال خوب تماشاگران و با حضور هنرمندانی همچون محسن امیر یوسفی، رضا توکلی، بهزاد صدیقی، وحید لک و آلبرت کوچویی به روی صحنه رفت و یوناتن بت کلیا نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی نیز یکی دیگر از مهمانان این نمایش بود.
بت کلیا پس از پایان نمایش طی گفتگویی با تقدیر از عوامل و کارگردان نمایش گفت: «معاشر یک نمایش اجتماعی است که با زبانی گویا و صحیح به نقد معضلات اجتماعی و خانوادگی که این روزها گریبانگیر جامعه ما شده است میپردازد.» او در ادامه افزود: «باید از پدید آورندگان این نمایش به دلیل دغدغه و نگاهشان تقدیر کرد و همچنین تشکر ویژهای از مدیریت مرکز هنرهای نمایشی و تماشاخانه سنگلج داشت که با ایجاد فضایی مناسب برای به صحنه رفتن چنین آثاری به مطرح شدن و ارائه راهکاری برای حل این معضلات اجتماعی قدمهای مثبتی برداشتهاند.»
این نماینده مجلس ادامه داد: «نمایش معاشر و نویسنده و کارگردان آن به خوبی توانستهاند بخشی از زندگی واقعی را به روی صحنه بیاورند و این برای من بسیار جذاب بود و بسیار خوشحالم که امشب در این تماشاخانه که جز هویت ملی ماست به دیدن این اثر نمایشی نشستم.»او خاطر نشان کرد: «احسان حاجی پور کارگردان این اثر، هنرمند جوانی است که به خوبی توانسته از عهده کار مهمی در نمایشش بر بیاید و این وظیفه همه ماست که از هنرمندان جوانمان که دغدغههای فرهنگی دارند حمایت کنیم.»
نمایش «معاشر» که این روزها با استقبال خوب تماشاگران به روی صحنه رفته است، تا روز جمعه ۱۹ آذر ماه هر شب در تماشاخانه سنگلج واقع در خیابان وحدت اسلامی بعد از پارک شهر خیابان بهشت از ساعت ۲۰ به روی صحنه میرود.
عکس: مسعود ساکی

«معاشر» تکهای از واقعیت جامعه امروز ماست
تئاتر آنلاین – گروه فرهنگ و هنر | سنگلج، قدیمیترین تماشاخانه فعال شهر تهران این روزها میزبان نمایشی است که در آن به یکی از مهمترین مسائل و معضلات خانوادگی پرداخته شده است، مسئلهای که شاید برای هر خانوادهای پیش نیاید، اما بدون شک وجود آن در جامعه بر هیچکس پوشیده نیست؛ خیانت، مسئله مهمی که با ورود فضای مجازی و گسترش جهان ارتباطات، متاسفانه رشد بسیار چشمگیرتری داشته است و خانوادههای بسیاری را به جدایی کشانده است.
«معاشر» اثری از احسان حاجیپور است که بازیگران خوشنامی در آن ایفای نقش میکنند؛ در رابطه با متن روان و بازیهای این نمایش میتوان گفت که حاجی پور با زیرکی و درستبینی خود، این نمایش را به واقعیترین شکل ممکن به روی صحنه برده است؛ نکته مهم دیگری که در این نمایش شاید بسیار مورد توجه قرار گیرد، بحث وجود نقشهای مکمل است، نقشهایی که شاید تنها چند خط دیالوگ داشته باشند، اما در لحظات پایانی، تماشاگران و صحنه را مجذوب خود خواهند کرد.
محوریت اصلی داستان بین دو شخصیت ساقی و امیرحسین میگذرد؛ لیلا برخورداری یا همان شخصیت ساقی به زیبایی توانسته است شخصیت ساقی داستان را به تصویر بکشد، شخصیتی که اگرچه نقش منفی نمایش محسوب میشود، اما حرفهای زیادی را بیان میکند؛ فریدون محرابی که یکی از اساتید بزرگ بازیگری تئاتر در ایران به شمار میرود، حسهای بینظیر شخصیت امیرحسین را به خوبی به مخاطب منتقل میکند، او به نحوی عصبانیت خود را بروز میدهد که بدون شک، هیچ فردی نمیتواند از بازی او گلهای داشته باشد.
بنابرگفته امیرحسین، ساقی عاشقانه او را دوست داشته است و او حتی قبل از ازدواج نیز با ساقی در ارتباط بوده است، بدون شک مفهوم عشق همواره در تمامی تاریخ وجود داشته و مسلما این احساس شگرف لایتناهی همانگونه که از ازل همراه انسان بوده، تا پایان ابدیت نیز او را همراهی خواهد کرد. اما به راستی این پدیده انسانی به چه طریقی میتواند خدشهدار شود؟ عشق از سمت چه کسی و چگونه از بین میرود؟ چرا عشق انسانها به یکدیگر در درازمدت کاسته میشود و نیازهای احساسی یکدیگر را نمیبینند؟
سمیرا صبوری یکی از بازیگران مکملی است که میتوان گفت حضور بسیار موثری در این اثر دارد، تارای «معاشر» برای لحظاتی حتی تمامی بار دراماتیک داستان را برعهده میگیرد و یکی از ستونهای کارگردان برای ایجاد حدس و گمان مخاطبان به شمار میرود؛ بدون شک انتخاب این نقش از لحاظ نحوه پوشش لباس و چهره برای کارگردان بسیار مهم بوده است.
«همدلی» گفتوگویی با سمیرا صبوری ترتیب داده است که در ادامه از نظرتان میگذرد:
بهنظر شما آیا میتوان گفت«معاشر» به نقش منفی فضای مجازی در زندگیهای خانوادگی اشاره دارد؟
فکر نمیکنم قصد کارگردان بر این بوده تا فضای مجازی یا عامل دیگری را متهم کند، اما به هر حال وجود این فضا برای آشناییهایی که نباید وجود داشته باشد، فضارا آمادهتر میکند و میتواند آسیب جدی را به ساختار خانوادهها وارد کند؛ همانطور که در نمایش مشاهده میشود ساقی و مدیر آموزشگاه شاید در فضای مجازی با یکدیگر در ارتباط بودهاند، اما آشنایی آنها در فضای مجازی نبوده است. از نگاه من باید بیش از اینها ریشهیابی شود، تا بهطور کامل مشخص شود که مسئله اصلی چیست که یک زندگی به این نقطه میرسد.
اما در طول نمایش، در بسیاری از مواقع، صحبت از تلگرام و تلفن همراه است و حتی
دختر بچه نمایش نیز دائما آن را در دست دارد، فکر نمیکنید اینها یک اشاره غیرمستقیم است؟
بله، اشاره دارد، اما هدف اصلی معاشر این موضوع نبوده است؛ این نمایش تکهای از واقعیت جامعه امروز را نشان میدهد، در زندگی امروزِ جوانان و نوجوانان ما نیز، دنیای مجازی بسیار بسیار پررنگ است و از این جهت که بگوییم باب گفتگو بین افراد کم شده است، کمتر دورهمیهای قدیمی برگزار میکنند و… درست است و متاسفانه به ساختار خانواده نیز آسیب جدی وارد میکند. ولیکن اگر بخواهیم بگوییم که موضوع اصلی «معاشر»، فضای مجازی بوده است، درست نیست، چراکه «معاشر» تنها روایتکننده است و به هیچ وجه قصد ندارد تا چیزی را متهم و محکوم کند و تنها بخشی از زندگی همه انسانهایی را نشان میدهد که به شکلهای گوناگون اتفاق میافتد، به این صورت که کسانی که داخل آن زندگی هستند، از بیرون نیز این واقعه را تماشا کنند و آگاه شوند که چه اتفاقاتی در زندگیهایشان در حال رخ دادن است.
متاسفانه بعضی اتفاقات آرام آرام برای ما عادی میشوند و این عادی شدن از نگاه من میتواند ضرر بسیار بالایی به زندگیهای خانوادگی و زیست اجتماعی افراد جامعه وارد کند.
در قسمتی از نمایش مخاطب به این باور میرسد که تمامی اتفاقات یک سوءتفاهم بوده و حل شده است، اما به یکباره همه پیچیدگیها باز میگردد و مخاطب مجددا ذهن خود را درگیر ماجرا میبیند؛ این بازی با ذهن مخاطب را مثبت میدانید یا منفی؟
من نویسنده کار نبودهام و نمیدانم این بخش چه مقدار حرفهای بوده است و چه مقدار غیرحرفهای؛ اما بهعنوان یک تماشاگر حرفهای تئاتر، فکر میکنم این بازی با ذهن مخاطب اتفاق بدی نیست چرا که همه ما انسانها بازی را دوست داریم؛ از کودکان که دلمشغولی اصلیشان بازی است تا بزرگسالان، اما در نهایت فکر میکنم که نویسنده ذهن مخاطب را بازی نداده است، در واقع او را در بازی راه داده است و این دو امر کاملا با یکدیگر متفاوت هستند.
این اتفاق مخاطب را عصبی نمیکند، اما جرقهای در ذهن او ایجاد میکند که در تصورش میگوید ممکن است اینگونه نیز باشد و به راستی که هرکدام از این اتفاقات ممکن است رخ دهد و من این بازی را دوست دارم.
بهنظرم کارگردان یک اتفاق دیگر را نیز به ما نشان داده است و آن این است که همه اتفاقات به خوبی و خوشی تمام میشود، اما باید از سویی دیگر نیز به آن نگاه کرد که این نوع اتفاقات خطرات بسیار بزرگی است که باید حواس مان را جمع کنیم؛ به همین دلیل من آن را مثبت میدانم، اما بدون شک هر مخاطبی خود به تنهایی میتواند در رابطه با این موضوع اظهارنظر کند.
چیزی که باعث شد تا من در این کار ایفای نقش کنم، علاقه شدیدم به نمایشنامه بود و احساس میکردم این اتفاقات حداقل در اطراف من بسیار واقعی است و از امیرحسین و ساقی و ساغر، مدلهای مختلفی در جامعه امروزی وجود دارد و من بسیار با اینگونه افراد مواجه شدهام.
از آنجایی که این روزها کمتر نمایشی به واقعیتهای جامعه نزدیک است؛ اینکه تمامی اتفاقات این نمایش در یک ساعت رخ میدهد از نگاه شما آیا با منطق واقعیت منطبق است؟
ما متاسفانه در کشورمان نمایش رئال بسیار کم داریم و میدانیم که سلیقه مردم به سمتی رفته است که برشی از زندگی واقعی انسانها را تماشا کنند و دنبال داستانهای عجیب و غریبی که در زندگی معمولی رخ نمیدهد، نیستند.
این اتفاق بیشتر در سینما روی داده است، اما باید در عرصه تئاتر نیز رخ بدهد، چرا که رسالت تئاتر این است که بهعنوان یکی از شاخههای نمایشی بتواند به مردم آگاهی دهد و متاسفانه توجه به رئالیسم و واقعیت پیرامون، مسئلهای است که در تئاترهای کشورمان کمتر بدان پرداخته میشود.
اگر یک دعوا و یا مشاجرهای در خانواده و یا جمعی به این شکل رخ میدهد، ممکن است به هر نحوی سرباز کند و پس از آن تصمیمگیری با اعضای آن خانواده یا جمع است که در نهایت چه کار درستی را از نظر خود انجام دهند؛ همانطور که امیرحسین در نمایش «معاشر» به این نتیجه رسید که باید زندگیاش را حفظ کند، نگاه او در انتهای کار در واقع نشاندهنده حس و آگاهی او نسبت به این اتفاق است، اما بخاطر زندگی، دختر و کارش، ترجیح میدهد که موضوع بیش از این باز نشود و همسرش را به روال زندگی سابق بازگرداند؛ این واقعیتی است که در زندگی همه ما وجود دارد.
طلاق عاطفی و یا مسئله خیانت، دو موضوع مهمی هستند که عامل جدایی و طلاق زوجها میشوند و امروزه باید از این دسته معضلات جلوگیری شود.
فریدون محرابی در گفتگویی تاکید کرده است که زوجهای جوان و کسانی که در شرف ازدواج هستند، نمایش «معاشر» را ببینند؛ علت را چه میدانید؟
بدون شک علت دقیقش را خودشان بهتر میدانند و ممکن است دلیل من با آن تفاوت بسیاری داشته باشد، اما من بهعنوان فردی که فعالیت اصلیام آموزش و تربیت است، گاهی به اولیاء فیلمها و تئاترهایی را پیشنهاد میدهم که تماشا کنند و در این مورد نیز با آقای محرابی موافق هستم.
از نگاه من زوجهای جوان باید بدانند که بعد از مدتی از تب و تاب اولیه خارج خواهند شد و ممکن است اتفاقات بسیاری در کمین آنها باشد، صرف اینکه زوجی با یکدیگر ازدواج کردهاند و زیر یک سقف زندگی میکنند و یا اینکه با فرزند داشتن، پایههای زندگیشان محکم شده است، دلیل نمیشود تا همه امور به روال عادی خود پیش برود؛ زندگی درختی است که باید دائما آبیاری شود و به آن عشق و اهمیت و… تزریق کنیم.
این نمایش نشان داد که درخت زندگی اگرچه یک ریشه شانزده ساله و گذشتهای عاشقانه که حتی منجر به بارداری پیش از ازدواج ساقی شده بود نیز داشته باشد، اما شاید خشکیده باشد آن هم به این دلیل که به آن رسیدگی نشده است و مواد مورد نیازش تزریق نشده است؛ همانطور که ما در داستان میبینیم، امیرحسین برای راحتی همسر و فرزندش تلاش فراوانی میکند اما متاسفانه گویا نیازهای عاطفی همسرش را فراموش کرده است و همین موضوع باعث شده تا همسرش به سراغ فردی برود که ممکن است نسبت به امیرحسین از امتیازات بسیار کمتری برخوردار باشد، اما درون او حس خوبی را ایجاد میکند.
از نگاه من جوانان قبل از ازدواج باید با یک دید باز و عاقلانه به سمت این موضوع بروند، ما متاسفانه در بسیاری از فیلمها و سریالهایمان تنها علاقه دو نفر به یکدیگر را نشان میدهیم و با یک عروسی قصه را تمام میکنیم، در حالی که قصه به تازگی از این نقطه شروع میشود و خوشبختانه این روال در سینما و تئاتر کشورمان رو به کاهش است.
شما یکی از نقشهای مکمل در این نمایش بودید، از نگاه شما اهمیت نقشهای مکمل در عرصه تئاتر چیست؟
واقعیت این است که نه فقط در عرصه تئاتر و هنر بلکه در زندگی واقعی نیز همه انسانها، مکمل یکدیگر هستند و هرکدام به نحوی در زندگی اطرافیانشان نقشی را ایفا میکنند که به هیچوجه نمیشود آنها را نادیده گرفت؛ تئاتر، یک کار گروهی و زمان بر است و ما جدا از تمرینهایمان حدود یک ماه بر روی صحنه با یکدیگر زندگی میکنیم.
هنگامی که آقای محرابی و یا خانم برخورداری نقش خود را به خوبی در این نمایش ایفا میکنند، بدون شک من بهعنوان تارا باید کمکی برای آنها باشم و بالعکس آنها هم باید مرا در ایفای نقشم یاری کنند، چرا که کار تیمی و گروهی است، در غیر اینصورت تبدیل به یک کار مونولوگوار خواهد
شد.
به همین دلیل از نگاه من اهمیت نقشهای مکمل کمتر از نقشهای اصلی نیست، اما طبیعتا کمتر دیده خواهند شد و نقشهای اصلی بیشتر در ذهن و خاطره مخاطب ماندگار میشوند؛ بدون شک برای من تنها خود هنر و علیالخصوص تئاتر از اهمیت ویژهای برخوردارند و تفاوت زیادی بین نقش اصلی و مکمل در این کار نمیبینم، حتی اگر کارگردان نقش کوتاهتری را مناسب من میدیدند با کمال میل آن را میپذیرفتم، چرا که من به خودِ داستان علاقه پیدا کرده بودم نه به نقش خاصی.
هنر و تئاتر از اهمیت بالایی برخوردار هستند و من بهعنوان فردی که روزانه با تعداد زیادی از والدین در ارتباط هستم، همچنان این دغدغه را داشتهام که برخلاف تصور عمومی تئاتر در بین خانوادههای مرفه جایی ندارد و میبینم که حوصله تماشای یک نمایش خوب در پایین شهر و یا مرکز شهر را ندارند و نهایت اتفاقی که ممکن است در اینباره رخ دهد، تماشای نمایشهای کودک برای فرزندانشان و یا تئاترهای آزاد است و بدون شک این امر نیاز به یک فرهنگسازی مهم دارد.
بهنظر شما چرا اجرای نمایشها در نقاط مرکزی شهر و مکانهایی که مردم بیشتر در آنها رفت و آمد دارند، بهتر است؟
امروزه بیشترین افرادی که نمایش را به صورت حرفهای دنبال میکنند یا دانشجویان و اساتید این رشته هستند و یا افرادی هستند که فعالیت تئاتری انجام میدهند، به نوعی میتوان گفت طرفداران نمایش در کشور ما قشر متوسطه جامعه و دانشجویان میباشند و این افراد رفت و آمد در نقاط مرکزی شهر از نظر وقت، برایشان بهتر و راحتتر است.
من فکر میکنم که این امر نشاندهنده آن است که ما همچنان به آن نقطهای که باید، نرسیدهایم، چرا که ما تا جایی باید برویم که طبقه مرفه جامعه نیز به تماشای تئاتر رغبت نشان دهند؛ با اینکه رفت و آمد برای آنها سخت و دشوار است، اما بدون شک تعداد سالنهای شمال شهر نیز به مراتب افزایش پیدا خواهد کرد.
آیا میتوان گفت که هنر نمایش در تهران اشباع شده است؟
بهعنوان یک تماشاگر به این سوال پاسخ خیر میدهم، متاسفانه ما در سطح شهر نمایشهای خوب و قابل قبولی داریم که با تماشاگران اندکی به روی صحنه میروند و از لحاظ گیشه یک شکست بزرگ را تجربه میکنند، اما این به دلیل اشباع شدن هنر نمایش در تهران نیست، این امر به دلیل کم اهمیت بودن هنر نمایش اتفاق میافتد.
اگر در خاطر داشته باشیم، چندین سال قبل، سینما نیز این دوران را تجربه کرد و مردم در منزل فیلم را تماشا میکردند، اما امروز فرهنگ سینما رفتن جا افتاده است و فضا کاملا فضای متفاوتی شده است؛ سینما رفتن تبدیل به فرهنگی شده است که باید در جامعه وجود داشته باشد.
متاسفانه من فکر میکنم در این مورد، تئاتر بسیار بسیار مظلوم واقع شده است و جایگاه خود را در بین مردم جامعه پیدا نکرده است، اما مطمئنا در سالهای آینده، نسلهای بعدی این شرایط را نخواهند داشت و ما در آن زمان دیگر نمیتوانیم بگوییم که هنر تئاتر در تهران اشباع شده است، به این دلیل که تقاضاها و درخواستها بیشتر شود و مردم بلیطهای یک نمایش را از قبل پیشخرید کنند، اینها اتفاقاتی است که بسیار کم در عرصه نمایش رخ میدهد اما بدون شک آینده این چنین نخواهد بود.
بهعنوان صحبت پایانی اگر نکتهای باقی مانده، بفرمایید…
پیشنهاد میکنم افرادی که میخواهند وارد یک زندگی مشترک شوند و افرادی که وارد زندگی مشترک شدهاند، به تماشای این نمایش بیایند و ببینند که چه خطرات احتمالی ممکن است در کمین خانوادهها باشد و چگونه باید از این خطرات مراقبت کنند تا به آن سمت و سو نروند.
روزنامه همدلی

تئاتر آنلاین: «معاشر» امروز به دلیل تقارن با اربعین حسینی (ع) به روی صحنه نمی رود.
به گزارش «تئاتر آنلاین»، این نمایش به کارگردانی احسان حاجی پور به احترام روز اربعین حسینی (ع) امروز اجرا نخواهد داشت.
در معاشر لیلا برخورداری، نفیسه روشن، فریدون محرابی، جواد یحیوی، سمیرا صبوری، مژگان رایگان، رضا مرشد، ملیکا بوکایی نقش آفرینی می کنند.
تماشای این تئاتر به هنردوستان بالای ۱۶ سال توصیه می شود.
خلاصه نمایش: پس از شانزده سال در یک شب اتفاقی مسیر زندگی خانواده ای را تغییر می دهد… شبی مثال همه شب های دیگر سال ولی متفاوت از شب های آتی…

فروش سانسهای جدید نمایش «معاشر» به نویسندگی و کارگردانی احسان حاجیپور آغاز شد.
به گزارش تئاتر آنلاین، احسان حاجیپور در نشست نمایش «معاشر» درباره داستان آن اظهار داشت: «داستان این نمایش درباره خانوادهای است که مسیر زندگیشان بعد از ۱۶ سال، در یک شب دچار تغییراتی میشود. خط داستان این نمایش بیشتر روایتی است و مفهوم کلیتری از روابط بین آدمها در آن تنیده شده است.» او در ادامه افزود: «در این نمایش، دو نسل مختلف حضور دارند و روابط بین آنها واکاوی میشود.»
لیلا برخورداری، فریدون محرابی، نفیسه روشن، جواد یحیوی، سمیرا صبوری، مژگان رایگان، ملیکا بکایی و رضا مرشد از بازیگران این نمایش هستند. همچنین فریدون محرابی که این روزها در نمایش «سردار» هنرنمایی میکند، در «معاشر» شخصیت متفاوتی را نسبت به آثار قبلی خود بازی می کند.
سایر عوامل این نمایش عبارتند از: انتخاب بازیگر و مجری طرح: مازیار رضاخانی، طراح لباس: فرامرز فرمانی، طراح صحنه: محمد صبوری، طراح گریم: بهاره خلیلی، موسیقی: داریوش صالح پور و هادی فیض آبادی.
نمایش «معاشر» در آبان و آذر ماه هر شب ساعت ۱۹:۴۵ در تماشاخانه سنگلج اجرا می شود.دوستداران تئاتر می توانند برای تهیه بلیط این نمایش به سایت www.tik۸.com مراجعه نمایند.

عمار تفتی که در مقطعی به گروه بازیگران «معاشر» اضافه شده بود از این گروه جدا شد.
به گزارش تئاتر آنلاین، احسان حاجی پور کارگردان نمایش «معاشر» درباره جدایی عمار تفتی از گروه بازیگران این نمایش گفت: در ابتدا برای انتخاب بازیگر صحبت ها و مذاکراتی با فریدون محرابی صورت گرفت اما در مرحله اول به توافق نهایی دست نیافتیم و در مرحله دوم عمار تفتی این مسئولیت را پذیرفت اما متاسفانه ادامه همکاریمان بنا به دلایلی از جمله تداخل چند برنامه ما با یکدیگر منتفی و در نهایت فریدون محرابی که از ابتدا نیز قرار بود در «معاشر» به ایفای نقش بپردازد به گروه بازگشت.
فریدون محرابی، لیلا برخورداری، نفیسه روشن، جواد یحیوی، سمیرا صبوری، مژگان رایگان، ملیکا بکایی و رضا مرشد بازیگران این نمایش هستند.
نمایش «معاشر» با سبک و سیاقی واقعگرایانه، روایتگر داستان خانوادهای است که زندگی آنها بعد از ۱۶ سال با یک اتفاق دچار تغییراتی میشود؛ تغییراتی که مسیر زندگیشان را عوض میکند.
این اثر که تولید مشترک گروه فرهنگی- آموزشی جیکو و پایگاه خبری – تحلیلی نمایشخانه محسوب میشود، قرار است بعد از گذراندن مراحل بازبینی در شورای نظارت و ارزشیابی از اواسط آبان ماه در تماشاخانه سنگلج روی صحنه برود.

نفیسه روشن از اولین تجربهی تئاتریاش که قرار است در تالار «سنگلج» به صحنه برود، سخن گفت و ادامه داد: من بارها و بارها در گذشته پیشنهادهای خوبی در تئاتر داشتم اما متاسفانه فرصت نمیشد.
به گزارش تئاتر آنلاین، «نفیسه روشن» بازیگری که تجربهی بازی در قاب تلویزیون و سینما را دارد با پیوستن به گروه نمایش «معاشر» قرار است از 17 آبان ماه در «تماشاخانه سنگلج» به روی صحنه برود، او در پاسخ به اینکه چه اتفاقی افتاد که از سینما و تلویزیون به یکباره در مسیر تئاتر قدم گذاشته است به ایسنا گفت: در حقیقت این یک تغییر مسیر ناگهانی نبود، من بارها و بارها در گذشته پیشنهادهای خوب در تئاتر داشتم اما متاسفانه به دلیل اینکه درگیر بازی در نقشهای اصلی سریال های تلویزیونی با مدت زمان طولانی 6 یا 8 ماهه یا حتی به عنوان مثال در سریال «ساختمان 85» به مدت یکسال و نیم شدم، به اجبار فرصت ایفای نقش روی صحنه و در کارهای سینمایی را از دست میدادم.
او ادامه داد: به بیان دیگر از آغاز دوران حرفهای کارم، در سال 79 تا سریال «اغما» که در سال 86 بازی کردم، در حال کسب تجربه بودم اما از آن پس تا سال 92 این پروسه بر مبنای انتخاب خودم شکل گرفت و خوشبختانه افتخار همکاری با کارگردانان مطرحی همچون «مازیار میری»، «مهدی کرم پور» ، «مهدی فخیم زاده»، «محمدحسین لطیفی» و دیگر عزیزان را پیدا کردم، اما کم کم احساس کردم که نقشهای پیشنهادی در سالهای اخیر به نوعی تکرار کاراکترهایی است که در گذشته توانسته بود در میان مردم جای خود را باز کند و از طرفی این شائبه را ایجاد کرده است که نفیسه روشن صرفا هنرپیشه تلویزیون است یا پیشنهادی از سینما و تئاتر ندارد، به همین دلیل نزدیک به 2 سال کار تلویزیون انجام ندادم، تا فرصتی را برای خودم ایجاد کنم که در پی آن بتوانم یک کار تئاتر و سینمایی متفاوت را از بین پیشنهاداتی که مطرح میشود با فراغ بال و بدون درگیری کارهای بلند مدت تلویزیونی انتخاب کنم.
این بازیگر همچنین در پاسخ به اینکه”آیا قرار است این فاصله گرفتن از تلویزیون ادامه پیدا کند؟ توضیح داد: در تلویزیون نقشها داشت برای من تکرار میشد و من را به ورطه کلیشه آن دختر مظلوم و معصوم و همواره مثبت سریالها میکشاند، اما باید اذعان کنم که اگر نقشی ویژه و متفاوت از قبل برای یک مجموعه تلویزیونی به من پیشنهاد شود، حتما کار میکنم، چون تلویزیون خانه اول من و جای نخست رشد و رسیدن من به شهرت است، اما در حال حاضر ترجیح میدهم عرصه هنر بازیگریام را گسترش دهم، تجربههای جدیدی کسب کنم و کارم را متفاوتتر از قبل دنبال کنم و فکر میکنم تئاتر به عنوان یک هنر مادر این فرصت را در اختیار من قرار میدهد.
نفیسه روشن در بخش دیگری از این گفتوگو در پاسخ به اینکه “آیا تا به حال تجربه رویارویی مستقیم و نفس به نفس با مخاطب را برای اجرای نقشی داشته است، پاسخ داد: بله ، اما مربوط به 13 سال قبل و دوران دانشجوییم است که خیلی جدی محسوب نمیشود، در واقع نمایش «معاشر» نخستین تجربه من به صورت حرفهای است که در قدیمی ترین تماشاخانه تهران یعنی «تماشاخانه سنگلج» اتفاق خواهد افتاد و از این حیث حس افتخار دارم که آغاز کارم روی صحنه نمایش از این تماشاخانه صاحب قدمت و اصالت شروع میشود.
او در پاسخ به اینکه برای روی صحنه رفتن،استرسی دارید؛پاسخ داد: به هر ترتیب تجربه بازیگری و همکاری با بزرگان این عرصه در تلویزیون و سینما در سالهای گذشته از میزان استرس میکاهد، برای من لحظه بسیار شیرینیست و بی صبرانه انتظار میکشم تا رقم بخورد، اگر بخواهم تشبیه کنم باید آن را به لحظه تولد یک نوزاد تشبیه کنم که همه چشم انتظار آمدنش هستند، حس زیبای یک تولد را تداعی میکند.
این بازیگر دربارهی فضای نمایش «معاشر» و داستان آن خاطرنشان کرد: البته قرار نیست که در این مرحله از کار که مشغول تمرین و دورخوانی نمایشنامه هستیم، توضیحاتم داستان را لو دهد، اما نمایشنامه حکایت از درد امروز خانوادههای ایرانی دارد، دردی که بدون شک بیننده آن در زندگی روزمره خود یا در اطرافیانش با آن مواجه شده است. نمایشنامه با مهارت به تحریر درآمده و با فضایی واقعگرایانه مخاطب را به گونهای درگیر خود میکند که گویی خود به مثابه موقعیت سنی،جنسی و اجتماعیش نقش آفرین یکی از شخصیتهاست، به همین دلیل وقتی آن را خواندم، با تفاوتی که نسبت به سایر کارهای پیشنهادی داشت و همچنین گروه حرفهای که نویسنده و کارگردان این اثر، «احسان حاجی پور» انتخاب کرده است در انتخابش شک نکردم.
نفیسه روشن در پاسخ به این نقطه نظر که “با توجه به اینکه هم اکنون نام سنگلج بیشتر مترادف با نمایشهای سنتی همچون سیاه بازی است، اجرای چنین اثری در این تماشاخانه که برای نخستین بار اتفاق خواهد افتاد بازخورد خوبی خواهد داشت؟” خاطرنشان کرد:در ابتدا این سوءتفاهم برای خودم نیز پدید آمد، تئاتر هم همچون سایر هنرها ژانرها و شیوههای خودش را در اجرا دارد که هر یک در جذب مخاطب عملکرد مشخصی دارد، به عقیده من یکی از نکات جذاب و حتی یکی از دلایل پذیرش من برای ایفای این نقش همین ساختار شکنی بود. همین که قرار است به واسطه این اتفاق نو ، این تماشاخانه قدیمی دوباره به کانون توجه بدل شود و من نیز در این اتفاق سهیم هستم خود انگیزه مضاعفی برای کار به من میدهد زیرا سنگلج به واسطه اینکه در منطقهای پر رفت آمد و در مجاورت پارک شهر قرار گرفته است، این قابلیت را دارد که همچون «تماشاخانه ایرانشهر» یا «تئاترشهر» دوباره رونق گذشته خود را بازیابد و به یکی از قطبهای فرهنگی پر رفت آمد تهران بدل شود و از این حیث باید به مدیریت تماشاخانه سنگلج برای انتخاب نمایش «معاشر» تبریک گفت.
او همچنین دربارهی پیش بینیاش از بازخورد مخاطبین، گفت: در وهله اول به عقیده من فضای داستانی کار به قدری کشش و جذابیت دارد که میتواند مخاطب را راضی کند، اما در ادامه نیز باید اضافه کنم که من به عنوان یک بازیگر حتی اگر مورد تشویق و تحسین قرار نگیرم، تعهد و مسولیت دارم که با تمام توانم تا آخرین شب اجرا کار را ادامه دهم و چنین نیز خواهد شد، البته میزان رضایت مخاطب و مقبولیت یک اثر چه در تلویزیون،سینما یا تئاتر فرقی نمیکند، ماحصل یک کار گروهی است و من به این گروه حرفهای و قضاوت درست مردم ایمان دارم.
نفیسه روشن در پایان دربارهی اینکه بعد از این تجربه به سراغ تئاتر میرود یا دوباره به مقابل دوربین برمیگردد، گفت: تئاتر هیچگاه حیاط خلوت من نخواهد بود، هنر تئاتر برای من مثل یک خانه مادری است که مدتها از آن دور بودهام و حالا این فرصت پدید آمده تا به آن وارد شوم، الهام بگیرم، پختهتر شوم و درسهای جدیدی بیاموزم. به عقیده من اگر رفتار حرفهای،متد و روش بازیگری یک هنرپیشه به استانداردهای اصیل و اصلی آن منطبق باشد، در هر عرصهای مورد استقبال قرار میگیرد، مگر اینکه آن فرد فاقد استعداد و قابلیت باشد، بعد از «معاشر» نیز حتما این زمینه را فارغ از هر بازخوردی ادامه خواهم داد، این تازه شروع فعالیت من در تئاتر است.

احسان حاجی پور با بیان اینکه این روزها روابط بین آدم ها دستخوش تحولاتی شده است از واکاوی ارتباطات انسان ها در «معاشر» گفت.
به گزارش تئاتر آنلاین، احسان حاجی پور کارگردان عرصه تئاتر در گفتگو با مهر، درباره نمایش «معاشر» گفت: داستان این نمایش در عصر حاضر و در سال ۹۵ روایت می شود و در واقع شرایط اجتماعی این روزها، خانواده ها و روابط بین آدم ها را واکاوی می کند. درواقع قصه اصلی این نمایش در یک ساعت و نیم از یک شب روایت می شود، به عبارتی مشکلی در یک خانواده پیش میآید و در این میان برخورد آدم ها را با یکدیگر می بینیم.
وی عنوان کرد: نمایشنامه این اثر نوشته خودم است و به همین دلیل ما سعی کردیم اتفاقات عجیب و غریبی در این نمایش رخ ندهد و بر همین اساس دیالوگ ها را به صورت واقع گرایانه نوشته ایم، بنابراین من فکر می کنم مخاطب هنگامی که در مواجهه با این اثر قرار میگیرد خود و اطرافیان خود را در آن می بیند. البته تلاش ما هم بر این است که که «معاشر» به زندگی آدمها نزدیک باشد. بنابراین ما سعی می کنیم با رعایت قواعد به زندگی عادی آدم ها بپردازیم.
این کارگردان ادامه داد: با توجه به اینکه در چند سال اخیر روابط آدم ها دستخوش تحولاتی شده است این موضوع ذهن من را درگیر کرده بود و تصمیم به اجرایی کردن آن گرفتم، به همین دلیل ما در این نمایش چند نسل را می بینیم که در فضای خانواده و در کنار هم قرار می گیرند. در واقع ما می خواهیم بگوییم که مشکل آنها در اصل مشترک است اما شاید ظاهری متفاوت داشته باشد.
حاجی پور بیان کرد: ما در «معاشر» یک نقد به دهه هفتادی ها و یک نقد به دهه شصتی ها می کنیم، اما قضاوت نمی کنیم و تنها در مقام یک راوی هستیم. به همین دلیل در نهایت نمایش ما یک پایان باز دارد و قضاوت را به عهده تماشاگر می گذاریم.
وی اظهار کرد: ما در این نمایش ۹۰ دقیقه ای لحظه به لحظه با شخصیت های داستان همراه می شویم و می بینیم که آنها هر لحظه با تنش های جدیدی روبه رو می شوند، به همین دلیل فکر میکنم مخاطب بتواند در این ۹۰ دقیقه به تماشای این اثر بنشیند.
این کارگردان ادامه داد: ما این روزها با نمایش هایی مواجه هستیم که زمان آنها برای مثال ۲ ساعت است اما مخاطب را با خود همراه نمی کند این موضوع مشکلی است که ما این روزها با آن مواجه هستیم به نظرم باید نگاهی به تولیدات خودمان بیندازیم و ببینیم که چرا دچار این مشکل شده اند و دلیل آن را بیابیم.
حاجی پور در پایان با اشاره به اجرای این نمایش در تماشاخانه «سنگلج» گفت: در این سال ها نمایش های با سبک و سیاق سیاه بازی در تماشاخانه «سنگلج» به صحنه رفته، اما حالا قرار است چنین نمایشی در آن اجرا شود که در واقع کمی کار را برای ما سخت میکند.

نفیسه روشن بازیگر تلویزیون و سینما در نخستین تجربه نمایشی خود به گروه بازیگران تئاتر «معاشر» پیوست.
به گزارش تئاتر آنلاین، نفیسه روشن که پیش از این بازی در تلویزیون و سینما را با ایفای نقش در مجموعه های تلویزیونی همچون «اغما» از سیروس مقدم، «ساختمان ۸۵ » از مهدی فخیم زاده، «فرات» از مازیار میری و فیلم هایی سینمایی همچون «چک» اثر کاظم راست گفتار و «شاخه گلی برای عروس» به کارگردانی قدرت اله صلح میرزایی تجربه کرده است اینبار پس از ۲ سال دوری از تلویزیون سعی دارد برای نخستین بار بازی روی صحنه تئاتر را هم تجربه کند.
نمایش «معاشر» به نویسندگی و کارگردانی احسان حاجی پور، با سبک و سیاقی واقعگرایانه، روایتگر داستان خانوادهای است که زندگی آنها بعد از ۱۶ سال با یک اتفاق دچار تغییراتی میشود؛ تغییراتی که مسیر زندگیشان را عوض میکند.
این اثر که تولید مشترک گروه فرهنگی – آموزشی جیکو و پایگاه خبری – تحلیلی نمایشخانه محسوب میشود، قرار است بعد از گذراندن مراحل بازبینی در شورای نظارت و ارزشیابی از اواسط آبان ماه در تماشاخانه سنگلج روی صحنه برود.

نمایش معاشر با سبک و سیاق واقعگرایانه در تماشاخانه سنگلج اجرا میشود.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تئاتر «معاشر»، این نمایش که به نویسندگی و کارگردانی «احسان حاجی پور» قرار است از نیمه آبان در تماشاخانه سنگلج اجرا شود با سبک و سیاقی واقعگرایانه، روایتگر داستان خانوادهای است که زندگی آنها بعد از 16 سال با یک اتفاق دچار تغییراتی میشود، تغییراتی که مسیر زندگیشان را عوض میکند.
اجرای این نمایش بر صحنه تماشاخانه سنگلج که تا امروز همواره محلی برای اجرای نمایشهای آیینی و سنتی محسوب شده است، اتفاقی تازه به حساب میآید.
احسان حاجیپور، نویسنده و کارگردان معاشر در همین رابطه گفت: مخاطبان تئاتر همواره با شنیدن نام سنگلج به یاد آثاری از قبیل سیاه بازیها، نمایشهای سنتی و کارهایی از این دست میافتند، اما با رویکرد مدیریت جدید این نمایشخانه و مذاکرات انجام شده، این تابو شکسته خواهد شد و خوشحالم که این اتفاق با معاشر رقم میخورد.
وی با بیان این نکته که، اجرای آثاری متفاوت از گذشته در تماشاخانه سنگلج، با بهرهگیری از چهرههای آشنا و استعدادهای تازه در هنرپیشگی تئاتر، میتواند اثر مثبتی بر روی میزان مخاطب قدیمیترین سالن تئاتر تهران بگذارد، افزود: امیدوارم که این اتفاق بتواند فضایی رقابتی نیز برای آثار سنتی تئاتر ایران ایجاد کند که در نوع خود سبب تقویت و رشد هر دو شیوه کار باشد.
کارگردان معاشر در پایان گفت: بهزودی خبرهای غافلگیرکنندهای در زمینه هنرپیشگان نامآشنای این کار که برای نخستین بار به روی صحنه سنگلج حاضر میشوند، منتشر خواهد شد.
این اثر که تولید مشترک گروه فرهنگی – آموزشی جیکو و پایگاه خبری – تحلیلی نمایشخانه محسوب میشود، قرار است بعد از گذراندن مراحل بازبینی در شورای نظارت و ارزشیابی اواسط آبان ماه روی صحنه برود.