

















نمایش «کسوف» به کارگردانی ایوب آقاخانی به زنده یاد عباس کیارستمی تقدیم شد، همچنین محمد رحمانیان کارگردان «مجلس ضربت زدن» نیز یاد این هنرمند را گرامی داشت.
ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان این نمایش در پایان این نمایش از تماشاگران خواست که به احترام این هنرمند بزرگ یک دقیقه سکوت کنند و متذکر شد: دیشب عباس کیارستمی را از دست دادیم و من متاسفم که در کشوری زندگی می کنم که با یک اشتباه ساده می شود اسطوره ای بی جایگزین را از دست داد. جای خالی عباس کیارستمی تا قرن ها خالی خواهد ماند حتی اگر صدا و سیمای کشورمان آنقدر که باید به این شکوه و جایگاه نپردازد. پس به احترام عباس کیارستمی و به احترامی مردی که در جهان نام ایران را در عرصه فرهنگ به قله نشاند یک دقیقه سکوت می کنیم
نمایش «کسوف» با بازی حمیدرضا آذرنگ، نسیم ادبی و ایوب آقاخانی تا ۲۰ تیرماه هر شب ساعت ۲۱ در تئاتر باران اجرا می شود.
عشق به عباس کیارستمی هنوز با مااست محمد رحمانیان کارگردان نمایش «مجلس ضربت زدن» سه شنبه شب ۱۵ تیر ماه در پایان اجرای این اثر نمایشی ضمن تبریک عید سعید فطر، یاد و خاطره زنده یاد عباس کیارستمی را گرامی داشت. براساس گزارش تئاتر آنلاین، وی بعد از پایان اجرا ضمن تبریک فرا رسیدن عید سعید فطر بیان کرد: چند روز پیش در همین جا جشن تولد عباس کیارستمی را در تالار اصلی با حضور شما تماشاگران برگزار کردیم و خوب یادم می آید که در همین شب با عشق این جشن تولد را گرفتیم و حالا که او از این دنیا رفته باز هم با عشق یاد او را گرامی می داریم. امیدوارم حالا که عباس کیارستمی از میان ما رفته است، روح او آرام باشد. بنده به سهم خودم و از طرف گروه اجرایی نمایش فقدان این هنرمند عزیز و پرافتخار کشورمان را تسلیت می گویم. محمد سریر، عزیز ساعتی، میترا محاسنی، محسن حسینی، سعید عقیقی از جمله هنرمندانی بودند که در این اجرا به عنوان مهمان ویژه حضور داشتند. نمایش «مجلس ضربت زدن» نوشته بهرام بیضایی و کارگردانی محمد رحمانیان با بازی امیر جعفری، رامین ناصر نصیر، رضا مولایی، اشکان خطیبی، سینا رازانی، سانیا سالاری، یاسر خاسب و مهتاب نصیرپور در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مندان تئاتر است.
هر روز اجرا با تحلیل های جدید روی صحنه می روم
تئاتر آنلاین: در آثار بهرام بیضایی همواره زنان در پیشانی ایجاد درام هستند و گاها از شخصیت های مردان نیز اکتیو واثر گذارترند و این ویزگی شاید نوشته های بهرام بیضایی را از سایر آثار هم نسلانش متمایز می کند. یک جورهایی در آثار نوشتاری بیضایی به شخصیت اسطوره ای و یا ابر زن بودن تاکید حاصی انجام می شود و به تعبیری او فمینیست ترین کارگردان – نویسنده معاصر ایرانی است که به دور از هیاهوهای رایج به این سمت رفته است و شاید به همین دلیل است که هنوز شخصیت زن و دخترآسیابان نمایش نامه مرگ یزد گرد و یا زن جوان نمایش نامه اشغال در ذهن مخاطبان مانا شده اند.
نمایش مجلس ضربت زدن یک نمایش درنمایش است که به چالش های یک نویسنده در باره نوشته اش می پردازد .نمایشی که به نوعی در زمان حال و گذشته دررفت وآمد است و یک بخش قصه به زمان شهادت امام علی علیه السلام و یک بخش دیگر به زمان حال برمی گردد .بخشی از قصه که به زمان حال بر میگردد، درباره گروه نمایشی است که در تکاپوی اجرای تئاتر هستند.در آثار بهرام بیضایی همواره زنان در پیشانی ایجاد درام هستند و گاها از شخصیت های مردان نیز اکتیو واثر گذارترند و این ویزگی شاید نوشته های بهرام بیضایی را از سایر آثار هم نسلانش متمایز می کند. یک جورهایی در آثار نوشتاری بیضایی به شخصیت اسطوره ای و یا ابر زن بودن تاکید حاصی انجام می شود و به تعبیری او فمینیست ترین کارگردان – نویسنده معاصر ایرانی است که به دور از هیاهوهای رایج به این سمت رفته است و شاید به همین دلیل است که هنوز شخصیت زن و دخترآسیابان نمایش نامه مرگ یزد گرد و یا زن جوان نمایش نامه اشغال در ذهن مخاطبان مانا شده اند. درنمایش مجلس ضربت زدن با دو شخصیت زن ( نویسنده و قطام ) روبه رو هستیم. ایفاگر نقش دشوار و چند لایه قطام سانیا سالاری است. با او در باره نقش و چالش های که حین بازی در این نمایش داشت گفت وگویی انجام داده ایم.
در اولین تجربه جدی بازیگریتان در نمایش بزرگ و مهمی مثل مجلس ضربت زدن بازی دارید. این موقعیت برایتان چه ویزگی هایی دارد ؟
من در دانشگاه رشته تدوین خوانده ام وبازیگری را در کلاس های مهتاب نصیرپور شروع کردم و درادامه در کارگاهای بازیگری محمد رحمانان شرکت داشتم. خدا را شکر می کنم که دراولین تجربه جدی و حرفه ای بازیگریم توانستم در نمایش مجلس ضربت زدن بازی کنم .
موقعی که متوجه شدید قرار است محمد رحمانیان به شما اعتماد کند و در نمایشش بازی کنید چه حس و حالی داشتید؟
قبل از حضورم در این نمایش در چند مراسم نمایش نامه خوانی منجمله مجلس ضربت زدن با محمد رحمانیان همکاری داشتم. پدیده جمال ها دستیار محمد رحمانیان با من تماس گرفت و بعد از رفتن به دفتروملاقات با محمد رحمانیان متوجه شدم من را برای بازی درنقش قطام در نظر گرفته اند.و کلی خوشحال شدم. حضور در نمایشی که نویسنده اش بهرام بیضایی و کارگردانش محمد رحمانیان است برای من در حکم یک چالش بزرگ بود .خیلی از بازیگران بزرگ تئاتر ما آرزو دارند در چنین نمایشی بازی کنند و این حضور برایم ضمن هیجان آمیز بودنش یک ماجراجویی بزرگی است .
چگونه از دلهره و استرس حضور و بازی در این نمایش خارج شدید؟
صحبت های مهتاب نصیر پور و محمد رحمانیان خیلی تاثیر و نقش داشت .
در اولین شب اجرا با دیدن جمعیت انبوه مخاطبان چه حسی داشتید؟
تمام توجه ام به این امر متمرکز بود که بازیم را درست و مطابق خواسته کارگردان ارائه کنم تا از اعتماد ایشان سربلند بیرون بیایم و شش دنگ حواسم روی این قضیه متمرکز بود و به حضورانبوه تماشاگران در سالن فکر نکردم .
آیا به بازی بازیگرانی که در گذشته نقش قطام را در تلویزیون و تئاتر مثل یکتا ناصر و ویشکا آسایش بازی کرده بودند، رجوعی داشتید؟
نمایش ترور حمید رضا نعیمی را ندیده بودم و کارگردان از من هم نخواست به بازی بازیگر خاصی که در گذشته این نقش را ایفا کرده بود رجوعی داشته باشم . معتقدم راهنمایی های رحمانیان بهترین شیوه نزدیک شدن به نقش و درک ویزگی های مختلف آن بود .
از شخصیت قطام چه ویزگی هایی را مد نظر داشتید؟
استباطم از شخصیت قطام این است که او درعین داشتن خصلت های پررنگ زنانه ، آدم بسیار کینه توز، مغرور و رومانتیکی است و مثل اغلب ادم های در درونش مجموعه ای ازخصلت های بشری که شرش پر رنگ تر است وجود دارد .دراوردن همه این نوع احساسات در حین بازی کار دشواری بود . منتهی راهنمایی های کارگردان باعث شد تا با شناخت بروم سراغ نقشم.
در اغلب آثاری که در باره حضرت علی ساخته شده و شخصیت قطام هم در آن حضور دارد ، تاکید اصلی روی جذابیت های زنانه این شخصت متمرک شده است. اما در نمایش مجلس ضربت زدن این رویکرد کمتردیده نمی شود . این مسئله را چگونه ارزیابی می کنید؟
قطام مجلس ضربت زدن زن مقتدری است و صرفا از زنانگیش استفاده نمی کند .صلابت و اقتدارش درشخصیتش موج می زند و با ان وسیله تلاش می کند تا آتش کینه توزیش را نسبت به حضرت علی خاموش کند ..قطام مجلس ضربت زدن در عین حال از جذابیت های زنانه تهی نیست و در لحن و گفتارهایش با مردان در جاهایی که نیاز است از این حربه زنانه بهره می برد.
در حین بازی ایفای کدام بخش نمایش برایتان دشوار تر بود؟
بازی در تمام صحنه های نمایش برایم دشوار و سخت بود و تلاش کردم از این فرصتی که برایم پیش آمده به درستی استفاده کنم و نقش را به شایستگی در معرض دید مخاطب قرار بدهم .
حضور بازیگران با تجربه ای مثل امیر جعفری ، رضا مولایی ، مهتاب نصیر پور و سایرین چه تاثیراتی در بازیتان داشت؟
برای من خیلی حائز اهمیت است که با این بازیگران بزرگ همبازی بشوم و کلی انرزی مثبت از آنها گرفتم و تلاش کردم از تجربیاتشان به نحو احسنت بهره برداری کنم .بعد ازخاتمه هر روی تمرینات نظراتشان را در باره بازیم جویا می شدم و از نظراتشان برای ارتقا بازیم استفاده می کردم .
آیا هر شب بعد ازخاتمه هر اجرا بازیتان را مورد بازنگری قرار می دهید؟
بعد از خاتمه هر شب اجرا به این مسئله فکر می کنم که می شود به گونه ای دیگر به نقش نگاه کرد و درادامه بازیش کرد و با خودم فکر می کنم بهتر می شد با تغییرلحن یک صحنه را بهتر بازی می کردم و همیشه روز بعد با تحلیل های جدید از نقشم روی صحنه می روم.
گفت وگو: احمد محمد اسماعیلی – ایران تئاتر | عکس: راحله کرمی

سالن های مجموعه تئاتر شهر با چهار اجرای نمایشی ، تالار هنر و خانه نمایش آمار تماشاگران خود تا تاریخ ۱۱ تیر ماه ۱۳۹۵ را اعلام کردند.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی ، در مجموعه تئاتر شهر چهار نمایش “روز های بی باران ” ، “بیگانه” ، ” راهنمای تئاتر شهر” و “مجلس ضربت زدن” در حال اجرا هستند که طبق آمار اعلام شده نمایش “روزهای بی باران” به کارگردانی امین بهروزی که ۱۵ اجرای خودر ا در تالار سایه پشت سر گذاشته تا کنون ۹۰۹ تماشاگر داشته است.
برای این نمایش ۶۳۴ بلیط تمام بها ، ۹ بلیط نیم بها ، ۱۰۸ بلیط تخفیف دار و ۱۵۸ بلیط میهمان ارائه شده و مبلغ گیشه ۱۴۳ میلیون و ۹۰۰ هزار ریال ثبت شده است.
در تالار چهارسو نیز نمایش “بیگانه” به کارگردانی مسعود دلخواه طی ۳۶ اجرا میزبان ۴۲۸۷ تماشاگر بوده است. برای این نمایش ۲۴۷۰ بلیط تمام بها ، ۴۳۱ بلیط نیم بها ، ۵۵۹ بلیط تخفیف دار ، ۸۲۷ بلیط میهمان ارائه شده و مبلغ گیشه این نمایش ۷۸۳ میلیون و ۱۷۵ هزار ریال اعلام شده است.
نمایش “راهنمای تئاتر شهر” به کارگردانی نیکو ممدوحی که ۲ اجرای اول خود را پشت سر گذاشته میزبان ۷۸ تماشاگر بوده که ۳۶ بلیط تمام بها ، ۲۳ بلیط تخفیف و ۱۹ بلیط میهمان را شامل می شود. مبلغ فروش این نمایش ۱۰ میلیون و ۸۸۰ هزار ریال بوده است.
نمایش “مجلس ضربت زدن” به کارگردانی محمد رحمانیان نیز که در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است طی ۱۵ اجرا تا ۱۱ تیر ماه جاری میزبان ۹۴۲۲ تماشاگر بوده است. برای این نمایش ۳۸۴۸ بلیط تمام بها ، ۴۷۳۲ بلیط تخفیف دار ،۸۴۲ بلیط میهمان ارائه شده است. مبلغ گیشه این نمایش ۳ میلیارد و ۱۴۱ میلیون و ۴۰۰ هزار ریال اعلام شده است.
خانه نمایش اداره تئاتر نیز که میزبان نمایش هفت هشتم به کارگردانی حمید اصغری تتماج و علی برجی است طی هفته گذشته از ۹ تا ۱۱ تیر میزبان ۷۷ تماشاگر بوده است.
نمایش لاکی به کارگردانی آناهیتا غنی زاده که دو اجرای اول خود را در تالار هنر انجام داده طی روزهای ۱۰ و ۱۱ تیر ماه جاری میزبان ۱۷۹ تماشاگر بوده است. برا این نمایش ۱۵۸ بلیط تمام بها ، ۲۱ بلیط میهمان ارائه شده و مبلغ گیشه این دو روز ۲۲ میلیون و ۱۲۰ هزار ریال اعالم شده است.

نصیرپور با آرامش درونی که در بازیگری دارد هنرمندانه نقش های مختلف را در صحنه و جلوی دوربین عینیت می بخشد. بازیگر صورت سنگی که عواطف بشری را هم به درستی به نقشش افزون می کند. سگ کشی ، دو ، فرزند خاک، فیزیکدانها، نکراسوف، توی گوش سالمم زمزمه کن ، نیمکت، دایی وانیا، مجلس نامه ، خروس ، عشقه ، مانیفست چو، ترانه های محلی و مرغ دریایی از جمله کارهای شاخص دوران بازیگری نصیرپور محسوب می شوند . نصیرپور سالها است که در دانشکده های هنری و مراکز آموزش بازیگری به تدریس جوانها می پردازد و خیلی از بازیگران مطرح فعلی تئاتر و سینما از شاگردانش محسوب می شود. با نصیرپور در باره حضورش در مجلس ضربت زدن و ابعاد و لایه های نقش زن نویسنده گفت وگویی انجام داده ایم.
مهتاب نصیرپور فارغ التحصیل رشته کارگردانی تئاتر را از دانشکدهٔ هنرهای زیبا است و از سال ۶۵بازیگری را در تئاتر و از سال ۷۰ بازی در سینما را با فیلم مسافران آغاز کرد. اوج همکاری های مهتاب نصیرپور با بزرگانی مثل بهرام بیضایی ، محمد رحمانیان ، رسول صدر عاملی و ابراهم حاتمی کیا است. او بارها جوایزی متعددی را به دست آورده است. به خاطر بازی در فیلم به نام پدر در بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، برنده سیمرغ بلورین نقش دوم زن شد و برای بازی در فیلم من، ترانه ۱۵ سال دارم از بیستمین دوره جشنواره فیلم فجرسیمرغ نقش مکمل زن را دریافت کرد . نصیرپور با آرامش درونی که در بازیگری دارد هنرمندانه نقش های مختلف را در صحنه و جلوی دوربین عینیت می بخشد. بازیگر صورت سنگی که عواطف بشری را هم به درستی به نقشش افزون می کند. سگ کشی ، دو ، فرزند خاک، فیزیکدانها، نکراسوف، توی گوش سالمم زمزمه کن ، نیمکت، دایی وانیا، مجلس نامه ، خروس ، عشقه ، مانیفست چو، ترانه های محلی و مرغ دریایی از جمله کارهای شاخص دوران بازیگری نصیرپور محسوب می شوند . نصیرپور سالها است که در دانشکده های هنری و مراکز آموزش بازیگری به تدریس جوانها می پردازد و خیلی از بازیگران مطرح فعلی تئاتر و سینما از شاگردانش محسوب می شود. با نصیرپور در باره حضورش در مجلس ضربت زدن و ابعاد و لایه های نقش زن نویسنده گفت وگویی انجام داده ایم.
برای شما که با بهرام بیضایی سابقه همکاری در سینما را دارید، بازی در نمایشی که بیضایی متنش را نوشته است چه جذابیت هایی دارد؟
برای من بازی در هر نمایشی مهم و جذاب است و تفاوت زیادی ندارد. در تمام سال هایی که با محمد رحمانیان همکاری دارم ، همواره با متن های خوبی روبه رو بوده ام . نمایش مجلس ضربت زدن به لحاظ کاری تفاوت زیادی با سایرنمایش های محمد رحمانیان ندارد . بازیگر پر کاری نیستم و کمتر با کارگردان و یا گروه تئاتری جز گروه خودم همکاری دارم . تصور می کنم شکل و شیوه کاری محمد رحمانیان با بهرام بیضایی شباهت های زیادی دارد و به همین دلیل در حین کار با چیز جدیدی مواجه نبودم و این فضای کاری را قبلا تجربه کرده بودم . نقشم در مجلس ضربت زدن یک نقش مردانه است و بنا به دلائلی که همه می دانیم تبدیل به یک نقش زنانه شد.
آیا اعتقاد دارید با تغییر جنسیت شخصبت زن نویسنده ، نقش همچنان ویژگی های مردانه دارد؟
نه، منظورم این است که نقش مرد نویسنده تبدیل به زن نویسنده شد. اصولا نقش نویسنده نسبت چندانی با جنسیت ندارد و بیشتر مناسبات شغلی و تفکری نویسنده در میان است . در نمایش برخی از نقش ها خیلی سمبولیک هستند . اگر متن نمایش نامه را خوانده باشید متوجه می شوید خیلی از شخصیت های نمایش اسم هم ندارند و با پیشینه و زندگیشان آشنا نمی شویم . می دانیم بازیگرند و یا دستیار کارگردان و غیره و ذالک وآنها را از طریق اسم های تاریخی می شناسیم .مثل اعرابی ، قطام و ابن مجلم و….. این رویه نمادین بودن نقش ها را تشدید می کند .
در طول نمایش مدام با تردیدهای زن نویسنده در تداوم همکاریش مواجه می شویم. آیا جنس این تردیدها کاری است و یا تردیدهای هستی شناسانه است؟
من به تردید زن نویسنده اعتقادی ندارم و معتقدم حتی نسبت به سایر شخصیت های دیگر نمایش آگاه تر است.
این تردید در باره نوشتن متن با قضای خواسته شده، آیا در نویسنده وجود ندارد؟
دلیل این تردید به دلیل بروز مشکلاتی است که مدام در نوشتن ادامه متن برایش افزوده می شود و هر چقدر تلاش می کند که بر این چالش غلبه پیدا کند و به روشنگری کمک کند ، تلاشش بی ثمر می شود و از سر نااامیدی و استیصال است که می خواهد کار را رها کند وبرود. همانطوریکه اشاره کردم او از همه شخصیتها با خرد و داناتر است و به نوشته اش ایمان دارد و این آگاهی برایش رنج زیادی ایجاد کرده است و از اینکه نمی تواند شرایط را تغییر دهد احساس ضعف و درماندگی می کند.
آیا دلیل بازگشت چند باره زن نویسنده مبنی بر تصمیمش برای ادامه ندادن تکمیل متن، علاقه قلبیش به نوشته است؟
زن نویسنده با نوشته اش ارتباط دلی و عاطفی پیدا کرده است و از طرفی تنها به خواسته خودش هم نگاه نمی کند. در مفابلش یک گروه سی نفره هستند که با ادامه ندادن او بیکار می شوند و تمریناتشان در طی این مدت بی حاصل و ابتر می شود .چند جایی هم در نمایش می بینیم همه بازیگران از او درخواست می کنند که شرایطشان را درک کند و ادامه متن را با توجه به شرایط موجود بنویسد. در خیلی از تصمیمات ماها اعتقاد به مصلحت اندیشی گروهی باعث می شود از خواسته و ایده المان چشم پوشی کنیم . زن در نوشته اش بارها به صورت سمبولیک به موقعیتش اشاره می کند .” شمشیر را بر فرق سرت ضربت می زدم ، به خدای کعبه سوگند که راحت می شدم”. در این دیالوگ ردو بدل شده میان حضرت علی و ابن ملجم مرادی موقعیت زن نویسنده مبنی بر اینکه اگر متن را ننویسد راحت تر و خشنودتر است وجود دارد.
آیا تقابل زن نویسنده با کارگردان محافظه کار نمایش باعث بهتر نوشته شدن متن می شود؟
زن در برابر خواسته های کارگردان بعد از کشمش و چالش های ایجاد شده درباره نشان دادن فیزیکال شخصیت اصلی نمایش کوتاه می آید. اما در عین حال تلاش می کند با اتخاذ تمهیداتی حرفش را در شکل و فرمی متفاوت دیگری مطرح کند و این رویه در صحنه دهم نمایش کاملا قابل بازخوانی و دیده شدن است.
جایی در اواسط نمایش زن نویسنده از تاریکی بیرون صحنه با کارگردان ارتباط برقرار می کند. این رویکرد چه ویژگی دارد؟
نویسنده می گوید با این رویکرد خودم را حذف کردم تا در اظهار نظر آزاد باشید.
گفت وگو : احمد محمد اسماعیلی – ایران تئاتر

اشکان خطیبی که یازده سال پیاپی و در سال های اخیر فراتر از بازیگری با رحمانیان در سمت های مثل مدیر تولید و مجری طرح فعالیت کرده است در نمایش مجلس ضربت زدن سوای بازیگری درنقش کارگردان نمایش به عنوان مشاور و مجری طرح هم حضور دارد. در این گفت و گو در باره ویژگی های نقش و شرایط تولید این نمایش با او به صحبت نشستیم
تئاتر آنلاین: اشکان خطیبی فارغ التحصیل رشته کارگردانی تئاتر ازدانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد است .سالها است درحوزه بازیگری صحنه و تصویرو موسیقی فعالیت می کند. اوگاهی نمایشنامههای انگلیسی را هم به فارسی ترجمه میکندو عضو گروه موسیقی ترافیک نیز هست .درتئاتر هم چند سالی است با بزرگانی مثل علیرضاکوشک جلالی ،هما روستا و محمد رحمانیان همکاری دارد.اوج فعالیت تتاتری و هنری خطیبی با محمد رحمانیان گره خورده است و در این سال های اخیر فراتر از بازیگری با رحمانیان در سمت های مثل مدیر تولید و مجری طرح هم فعالیت کرده است و در اولین فیلم سینمایی محمد رحمانیان به نام سینما نیمکت بازی جذابی از یک شخصیت نامتعارف ارائه کرده است.نمایش خدای کشتار، زمستان ،هامون بازان ،پیشخدمت، مانیفست چو،روزهای آخر اسفند،ترنه های قدیمی و ملاقات شبانه ازجمله کارهای شاخص بازیگری خطیبی محسوب می شوند.
با خطیبی که در نمایش مجلس ضربت زدنی سوای بازیگری درنقش کارگردان نمایش به عنوان مشاور و مجری طرح هم حضور دارد در باره ویژگی های نقش و شرایط تولید نمایش گفت وگویی انجام داده ایم.
آیا همچنان انجام فعالیت های سخت و دشوار در عرصه نمایش برایتان دارای جذابیت است؟
آنطوریکه از شواهد و قراین مشخص است دوست دارم همچنان به کار سخت و ایفای نقش های جذاب و دشوار در صحنه بپردازم
.
در این چهار – پنج ساله اخیر و بازگشت محمد رحمانیان سوای بازیگری در سایر امورات اجرای یک نمایش با محمد رحمانیان همکاری می کنید. چگونه این دایره همکاری گسترده تر از قبل شد؟
امسال سال یازدهم همکاریم با محمد رحمانیان است وهر تلاشی که از دستم بر آمده انجام داده ام تا کارم به بهترین نحو در دوحوزه تولید و بازیگری در نمایش های محمد رحمانیان انجام بشود .دوسال قبل به خاطر فیلم محمد رحمانیان در حدود بیست کیلو وزن کم کردم و در شرایط سخت سرما ی هوا به صورت فشرده ویلون آموختم . همیشه سعی کرده ام برای محمد رحمانیان چیزی کم نگذارم . مهم ترین دلیل حضورم در بخش تولید نمایش های رحمانیان این است که بتوانم بستر آرامی را برایش فراهم کنم که این مولف تئاتری بتواند بدون دغدغه اثرش را خلق و در پیش روی مخاطب اجرا کند.
بزرگترین معضلات پیش روی گروهای تئاتری برای اجرا در سال های اخیر بحث بازیگر است و به نظرم این معضل از کمبود نقدینگی درتئاتر هم مهم تراست و شرایط سختی برای هماهنگی با بازیگران مورد نظر کارگردان به وجود آمده است. منظورم کمبود بازیگر نیست. در این دوران خیلی ازبازیگران بزرگ تئاتر نسبت به بازی صحنه بی انگیزه شده اند . مسائل اقتصادی برایشان مهم شده است و با بازی در تئاتر مثل یک تله فیلم و یا یک سریال برخورد می کنند و دریک زمان مشخص و با این مقدار دستمزد حاضر به همکاری می شوند درنمایش بازی کنند.به همین دلیل خیلی از نمایش ها به دلیل اینکه به میزان لازم بازیگرانشان فرصت تمرین نداشته اند از ساختار درستی برخوردار نیستند و پروسه آشنایی و نزدیکی بازیگر با نقش به طور درست و منطقیش اتفاق نمی افتد. بحث دیگر گرفتن مجوز است. زیرا اگر به موقع اینکار را انجام ندهید نمی توانید پیش فروش بلیط داشته باشید و در مرحله بعدی مدت زمانی است که سالن مربوطه برای اجرا اختصاص می دهد.در برخی از سالنها اقدامات موثری برای حذف بیست درصد سهم دولت از بلیط فروشی انجام شده است
.
برای هماهنگی و انتخاب بازیگران نمایش مجلس ضربت زدن چگونه عمل کردید؟
آرزوی هر بازیگرایرانی این است که در نمایشی که متنش را بهرام بیضایی نوشته بازی کند . همانطوریکه یک بازیگر انگلیسی علاقه دارد در نمایشی از کارهای شکسپیر مثل هملت و شاه لیر و غیره بازی کند. بنابراین درباره انتخاب بازیگران چالشی نداشتم. چالش آنجا است که باید بتوانید انتخاب درست داشته باشید. زیرا باید جوابگوی تصورات ذهنی آن گروه ازمخاطبانی باشید که تصویری ذهنی ازنمایش نامه بعد از خواندش دارند و نباید این تصور به هم ریخته شود.درمرحله انتخاب بازیگران و میان گزینه های موجود ، فکر می کنم بهترین گزینه ها را برای بازی نمایش انتخاب کردیم. علی عمرانی به واسطه مشکلاتش نتوانست درکنار تیم بازیگری باشد و بقیه انتخابها را طبق نظر کارگردان انجام شد.خوشحالم که بازیگران به درستی سرجای خودشان در اجرا هستند و هرشب شاهدم عاشقانه نقش هایشان را ایفا می کنند .دلم از این می گیرد که بازیگری مثل امیر جعفری با این میزان توانایی باید سالها منتظر بماندتا چنین نقشی را ایفا کند . امیرجعفری به خاطر بازیش در مجلس ضربت زدن یک سال و نیم هیچ پیشنهاد بازی درتلویزیون را نپذیرفت و خودش را تطهیر و آماده برای این حضور مهم کرد و مزد زحماتش را با درخشش در نقشش گرفته است. درهامون بازان هم که رضا عطاران حضور داشت از علاقه و استمرارش در تمرینات شگفت زده شدم و حواسش به همه چیز بود .امیدوام نمایش های از جنس مجلس ضربت زدن بیشتر ازاین تولید شود وبیشتر پی به عیار واقعی بازیگرانی نظیر امیر جعفری ببریم.
آیا هماهنگی یک گروه پنجاه – شصت نفره برای تمرینات و سایر مسائل دشوار نبود؟
در تولید نمایش مجلس ضربت زدن مسئله مهم هماهنگی یک تیم چهل نفره صحنه یاران بود و با یاسر خاسب بیش از شصت بازیگران جوان را برای حضور در تیم صحنه یاران رصد کردیم . ورک شاپ های فشرده سه روزه برایشان برگزار کردیم و منتخبین دوباره آزمون دادند. چهل نفر صحنه یاران زمان زیادی صرف تمرینات کردند و بارها با خطر مصدومیت در این دکور پیچیده و مرتفع روبه رو شدند و تعدادیشان هم دچار مصدوم شدند.
آیا حضور شما به عنوان بازیگر درکنار پروسه تولید نمایش برای شما چالش ایجاد نمی کرد؟
تمرکزم در بی تمرکزی است و هیچ وقت تمرکزم را از دست نمی دهم و در اینکار به خصوص چون نقش کارگردانی را بازی می کنم که گروهش را برای اجرا آماده می کند ، زیاد با چالش جدی در باره دو وظیفه ام در نمایش برخورد نکردم و به نوعی نقش واقعیم را در این نمایش ایفا می کنم و بارها پیش آمد که تا دقیقه نود درگیر آماده کردن صحنه برای شروع نمایش بودم و بازیم هم همزمان چند دقیقه بعد شروع می شد.
آیا این جنس کارگردان نمایش مجلس ضربت زدن را زیاد دیده بودید؟
این جنس کارگردان در تئاتر ایران زیاد داریم. آدم هایی که برای اینکه حیات هنریشان تداوم داشته باشد اهل مماشات هستند. البته همه ماها در مقاطعی از دوران کاریمان مجبور به این نوع مماشات هستیم.
بنابراین به خاطر این محافظه کاری ها به کارگردان حق می دهید؟
بله، در خیلی از جاها حق را به او می دهم و آدم خاکستری محسوب می شود تا منفی.
گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی – ایران تئاتر

«مجلس ضربت زدن» در حالی این شبها در تئاتر شهر روی صحنه است که یکی از دغدغههای خود را ارائه چهرههای واقعی از حضرت علی(ع) میداند؛ امری که خود در آن موفق نبوده است.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مهر، نمایش «مجلس ضربت زدن» به کارگردانی محمد رحمانیان این شب ها در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است و در این یادداشت به ابعاد مختلف و نقد و بررسی آن پرداخته شده است.
« «مجلس ضربت زدن» نمایشی است که به نویسندگی «بهرام بیضایی» و کارگردانی «محمد رحمانیان»، از پنجم تیرماه در سالن اصلی تئاتر شهر به صحنه رفته است. رحمانیان در «مجلس ضربت زدن» گروهی نمایشی را نشان می دهد که می خواهند شب ضربت خوردن امیرالمومنین را به نمایش بگذارند، اما با نظر مُمیِزان وزارت «فرهنگ و ارشاد اسلامی» نمی توانند چهره حضرت را به نمایش بگذارند. نویسنده نمایشنامه که فردی روشنفکر است، این موضوع را تقبیح و مدعی می شود حکومت برای معرفی نکردن چهره واقعی امیرالمومنین آن را از دیدگاه مردم سانسور می کند. او با تشبیه روشنفکران به امیرالمومنین، حضرت را همچون روشنفکران کشته شده در قتل های زنجیره ای، قربانی طرز تفکرش در عصر خود معرفی می کند. رحمانیان در انتهای نمایش، قربانی شدن نویسنده توسط افراد خودسر را به نمایش می گذارد.
نمایشنامه نویس و کارگردان، در این نمایش ادعا می کنند چهره واقعی امیرالمومنین برای نسل امروز معرفی نشده و علت آن را نشان ندادن چهره ایشان در آثار هنری عنوان می کنند؛ چنان که بخشی از نمایش در حالی به روایت زندگی حضرت علی(ع) اختصاص دارد، که چهره ایشان نمایش داده نمی شود. کارگردان عبدود را در مبارزه با امیرالمومنین در جنگ خندق نشان می دهد که در حال مبارزه با فردی خیالی است که پس از کلی جست و خیز کشته می شود.
وی در ادامه با اشاره به لیلةالمبیت، بازیگران را نشان می دهد که تنها پتویی را به روی زمین کشیده اند. آنها همچنین به لحظه قدمگاه حضرت اشاره می کنند. بازیگرانی به دور نقطه ای نورانی جمع و فردی عنوان می کند که این لحظه، یکی از تاریخی ترین لحظه های تاریخ است؛ اما چون نمی شود ایشان را نشان داد، دیده نمی شود. این بخش ها به صورتی کمدی به نمایش درآمده و موجب خنده مخاطبین می شود. نویسنده روشنفکر همچنین در طول نمایش مدعی می شود که صحنه نمایش، مجلس احضار روح و آوردن فردی شبیه از اعماق تاریخ نیست و نمی شود فردی شبیه حضرت را پیدا کرد.
نمایشنامه نویس در ادامه مدعی می شود حکومت در حالی امیرالمومنین را به عنوان اسوه و شخصیتی برجسته و انحصاری معرفی می کند که اجازه نشان دادن آن به هنرمندان داده نمی شود. به همین دلیل مردم هیچ گاه تصور رسیدن به چنین شخصیتی را به ذهن نیاورده و شخصیت ایشان از دهان ابن ملجم ها و افراد شقی روایت و معرفی شده است.
حکومت از این خلاء سوءاستفاده و حضرت را آن طور که دلخواه خویش است معرفی می کند. نمایشنامه نویس در ادامه بی محابا مدعی می شود همان گونه که عدل توسط ابن ملجم از میان برداشته و ظلم و تزویر باقی مانده هم اکنون هم روشنفکر که نماد عدالت است، توسط افراد خودسر از میان برداشته و حکومت سرشار از ظلم و تزویر باقی مانده است. چنان که بیضایی در این نمایش صراحتا اشاره می کند مجلسی که خوارج برای ترور معاویه، عمروعاص و حضرت علی(ع) جمع شده اند همان مجلس برنامه ریزی برای قتل های زنجیره ای است.
بیضایی، چهره روشنفکر حضرت را عامل پنهان کاری حکومت معرفی می کند و برای اثبات روشنفکر بودن ایشان، حدیثی در خصوص تربیت فرزندان بر اساس زمانه را قرائت می کند. او سپس نتیجه گیری می کند منظور امیرالمومنین این است که هر زمان، مقتضیات خودش را داشته و نمی شود چیزی را که ۱۴۰۰ سال پیش جاری بوده را به مردم امروز اجبار کرد. نویسنده، اسلام و خدای واحد را تنها راه حلی برای وحدت اقوام بدوی ۱۴۰۰ سال پیش معرفی می کند. او می گوید امروز دیگر نمی شود با القابی همچون ابوتراب و جداکننده درب خیبر و … حضرت را معرفی کرد بلکه باید جنبه های انسانی حضرت را برای مردم گفته و ایشان را از عرش به روی زمین بیاوریم چرا که او هم همچون روشنفکران امروزی، تنها فردی آزاده بوده و افراد خودسر نتوانستند او را تاب بیاورند و به همین علت فرقی میان او و روشنفکر امروزی وجود نخواهند داشت. این اشاره به اندازه ای ملموس است که رحمانیان خود در ابتدای نمایش اجرای آن را تقدیم به صاحبان اثر یعنی امیرالمومنین و بهرام بیضایی می کند.
این ادعا که عدم نمایش چهره حضرت علی (ع) موجب عدم انتقال فضائل ایشان می شود امری نامربوط و به نوعی غلوآمیز است. احساس می گردد این موضوع بیشتر محملی است برای تشبیه روشنفکران به آن حضرت و ادعای رسم نخبه کشی در جامعه اسلامی است؛ چراکه تشبیه بازیگران تعزیه به هنرمندان امروزی، نشان از عدم شناخت یا به عمد نادیده گرفتن فضای رسانه در دنیای امروز است. فضای رسانه ای صد سال پیش تا کنون بسیار تغییر کرده و ماهیت آن تغییر کرده است. بازیگران تعزیه اغلب از مردم بازاری و کشاورز امین و مذهبی همان منطقه بوده و به مناسبت های مختلف تنها به اجرای آن نقش می پرداختند اما در دنیای امروز، بازیگری تخصصی شده و اجرای یک نقش توسط یک فرد در فضای رسانهای گسترده، نقش او را در افکار عمومی تثبیت می کند. نسبت دادن ذهنی مخاطبین میان بازیگران و نقش های مقدس، موجب می شود به تصور قدسی و پاکی که از آن معصوم دارند لطمه بخورد. قابل اشاره است که تاکنون هنرمندان زیادی همچون «داود میرباقری» در سریال امام علی (ع) توانسته اند بدون نمایش چهره حضرت علی (ع)، فضائل اخلاقی ایشان را به نمایش بگذارند. و اساسا این توانمندی هنرمند است که بتواند درامی طراحی کند که با نپرداختن به چهره حضرت، فضیلت های ایشان را به مخاطبین انتقال دهد.
برداشت این موضوع که آیا نظر امیرالمومنین در خصوص تربیت فرزندان بر اساس زمانه، یعنی قبول کردن شرایط اجتماعی، عرفی و عقل مادیگرانه روشنفکرنمایی قرن بیستم جامعه ایرانی، تنها می تواند یک نظر شخصی نمایشنامه نویس باشد، که آن هم به دلیل عدم وجود اطلاعات عمیق دینی و مذهبی به هیچ وجه قابل اتکا نیست. به همین دلیل این ادعا که دین اسلام و خدای واحد تنها دلیل اتحاد و عدم تفرقه مردم عرب و قومیت های مختلف بوده و برای فضای جامعه امروزی قابل استناد نیست هم غیرعقلانی است. نمایشنامه نویس و کارگردان برخلاف ادعای اولیه خود برای نمایش چهره واقعی حضرت علی، خود با استناد به یک حدیث و عدم تفسیر صحیح و یک سویه نگاه کردن به آن، چهره ای مجعول و غیرواقعی از آن را به مخاطبین نشان داده اند؛ چهره ای که در جهت منفعت صنفی و شخصی خودشان و تشبیه کردن روشنفکران به آن مقام والا و قدسی است.
مدیران دولتی و مناصب اجرایی جمهوری اسلامی ایران بارها و به مناسبت های مختلف قتل های زنجیره ای را محکوم و آن را نتیجه عملکرد افرادی خودسر معرفی کرده اند. اما این ادعا که روشنفکران دارای ارج و قرب و رتبه معنوی و شهودی همچون امیرالمومنین بوده غیرقابل قبول و به نوعی طنازانه می آید. و در ادامه این که ایشان همچنان مدعی هستند جریانهای خودسر در جامعه حاضر و اقدام به حذف اندیشه و مخالفین میکنند امری بعید و قابل تامل است. چنان که ایشان نمایشی در معوج نشان دادن چهره امیرالمومنین به عنوان اولین امام شیعیان را به لطف مدیران وزارت «فرهنگ و ارشاد اسلامی» در بهترین سالن جمهوری اسلامی ایران، بهترین زمان ممکن، همزمان با ماه رمضان، شبهای قدر، ضربت خوردن حضرت و شهادتشان به دست آورده و هر شب آن را اجرا میکنند. نمایشی که علیرغم حاشیههای فراوانی که رحمانیان خود علاقهمند به ایجاد آن است هر شب در تهران به اجرا رفته و تیزی انتقادهای ناجوانمردانه خود را به چهره مبارک و تفکرات والای آن حضرت و در ادامه سیاستهای کلان فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران مینشاند.
نکته قابل اشاره این است که احتمال چنین موارد و مسائلی در این نمایشی پیش از اجرا برای مدیران و دلسوزان فرهنگی قابل پیشبینی بوده است؛ چنان که رحمانیان پیش از شروع نمایش فوق و در نشستی خبری به صراحت به موضوع قتلهای زنجیرهای و نخبهکشی اشاره کرده است. او نمایش فوق را سفارشی از سوی مدیران وزارت «فرهنگ و ارشاد اسلامی» دانسته و آنها را پاسخگو در این خصوص معرفی میکند. رحمانیان خود بارها به حساسیت نمایش اشاره و از نگرانیهای خود برای توقیف نمایش فوق گفته است؛ نگرانیهایی که بعد از بازدید وزیر محترم «فرهنگ و ارشاد اسلامی» از پشت صحنه نمایش فوق مرتفع نشده و رحمانیان دوباره پیش از هر اجرای نمایش آن را تکرار و افراد خودسر را به صبر و سعه صدر فرا خوانده و از آنها میخواهد که ضربه دیگری بر فرق شکافته تئاتر وارد نکنند.
در آخر باید به این نکته اشاره کرد که رحمانیان در حالی مدعی است این تئاتر را با نظر مدیران ارشاد و تایید آنها اجرا کرده است که وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیش از نیز فیلم سینمایی «لانتوری» را فیلمی قرآنی معرفی کرده است. فیلمی که دارای شاخصههای متعددی علیه قصاص به عنوان حکمی الهی است. از این رو بعید نیست که نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این نمایش، به اختلاف در نشان دادن چهره ائمه تقلیل و آن را به آثاری همچون فیلم سینمایی «رستاخیز» ارتباط دهند.»

«آنها سه تناند که میمیرند. یکی برای ظلمش، یکی برای مکرش و یکی برای عدالتش. ولی نه، حالا پس از قرنها میدانیم واقعا چه شد. در عمل، ظالم و مکار جان به در بردند و تنها سومی بود که فرقش شکافت. بلی؛ عدالت میمیرد و ظلم و مکر میماند. این شروع خوبی است؟» این احتمالا شروع خوبی برای نمایشی است که به حضرت علی (ع) و ظلمی میپردازد که نه فقط در دوره خودش که در چهارده قرن بر او رفته است.
به گزارش تئاتر آنلاین، «مجلس ضربت زدن» محمد رحمانیان، به نویسندگی بهرام بیضایی چند روزی است که روی صحنه تئاتر شهر تهران رفته است. نمایش همینطور که از نامش پیداست، به ماجرای شب ضربت خوردن امام علی(ع) میپردازد اما با نگاهی امروزی از او و ظلمی که بر او رفته است؛ سخن میگوید.
نمایش دو داستان موازی را به صورت همزمان روایت میکند؛ یکی شهادت امام علی (ع) و گفتگوهای ابنملجم مرادی با قطامه و دو اعرابی دیگر که قرار است معاویه و عمروعاص را به قتل برسانند و دیگری مشکلات گروه نمایشی که قرار است این ماجرا را روی صحنه ببرند و نویسنده از حذف حضور امام اول شیعیان در مجلس ضربت خوردن ناراضی است.
«مجلس ضربت زدن» یکی از جدیترین نمایشنامههایی است که درباره امام علی (ع) نوشته شده و برای نخستین بار روی صحنه رفته است؛ نویسنده این نمایشنامه بهرام بیضایی است؛ یکی از هنرمندان فعال عرصه تئاتر و سینما در ایران که چند سالی است وطن را ترک کرده و همین هم باعث شد تا محمد رحمانیان در ابتدای اجرای نمایشنامه مجلس ضربت زدن این هنرمند، روی سن بیاید و آرزوی بازگشت او را به ایران کند.
بیضایی تنها یک راوی نیست؛ هنرمندی است منتقد و نکتهبین که تاکنون بسیاری از آثارش را خودش نتوانسته بسازد و تنها به انتشار آنها پرداخته است. او برای اجرای هر اثر خود وسواس زیادی به خرج میدهد و به گفته رحمانیان حتی اجازه تغییر یک کلمه از گفتوگوهای نمایشنامه را هم به او نداده است. بیضایی پیشتر در مدیوم سینما، با نگاهی نو، فیلمنامه «روز واقعه» را برای حادثه روز عاشورا نوشته بود و در مجلس ضربت زدن هم به شیوهای نو برای به تصویر کشیدن شهادت امام علی (ع) دست زده است؛ شیوهای خلاف تمام آنچه در این سالها درباره امام اول شیعیان از تلویزیون و سینما و تئاتر دیدهایم. او میپرسد چرا نمیتوان حضرت علی را در تصویر نشان داد؟ و اساس نمایشنامه را بر همین سوال قرار میدهد. بیدلیل نیست که رحمانیان، پیش از اجرا گفته بود که منتظر واکنش تند عدهای درباره این تئاتر است. شروع اجرای این نمایش اواسط ماه مبارک رمضان است و بخشی از اجرا با شبهای قدر و ایام ضربت خوردن و شهادت امام اول شیعیان هم زمان شده؛ شبهایی که فرصت بیشتری برای گفتن و شنیدن از شخصیت و منش امام علی (ع) مهیا میکند. خیلیها در این شبها بر منبرها از او میگویند تا کردارش الگویی برای شیعیان باشد، اما به گفته بیضایی، در این نمایشنامه مهمترین رسانهها، یعنی نمایش و تصویر از این حضور و ابراز نظر بیبهره ماندهاند. بیضایی میگوید شما با حذف تصویر شخصیت اصلی، به زندگی شخصیتهای فرعی پرداختهاید؛ «با حذف علی، ابن ملجم شخصیت اصلی شده. نیکی را حذف کردید و بدی را پیش چشم گذاشتهاید.»
مجلس ضربت زدن به روایت بهرام بیضایی، بر سه نکته تاکید میکند؛ در این نمایش ما به امام علی (ع) و شهادت او، به مهجور کردن هنرمندان از نقش پیامرسانیشان و نیز بیتوجهی به هنر و سنت تعزیه و شبیهخوانی مواجه میشویم. قرنها، در هنر مردمی تعزیه و شبیهخوانی، نقشخوانان تجسمی از اولیا و اشقیا را برای بازسازی تراژدیها و حماسههای دینی و مذهبی داشتهاند و حالا بیضایی میپرسد چرا نمیتوانیم همچون آنها، بازیگرانی برای نقش اولیا داشته باشیم؟ مهتاب نصیرپور بازیگر این نمایش هم در گفتوگوی مطبوعاتی خود پیش از اجرا، به بیان این مشکل پرداخته بود و از «رستاخیز» احمدرضا درویش صحبت به میان آورد که نتوانست چهره حضرت عباس را با بازیگر به نمایش درآورد و به همین دلیل این شخصیت مهم و نیک از فیلم حذف شد.
محمد رحمانیان در اجرای این نمایش، شخصیت نویسنده را به جای مرد، یک زن (با بازی مهتاب نصیرپور) انتخاب کرده؛ که به گفته خودش برای این کار از بهرام بیضایی اجازه گرفته است. نقش نویسنده در این نمایش، فردی مذهبی و مقید معرفی نمیشود، اما انگار بیش از هر کسی، دغدغه نمایش چهرهای واقعی از امام علی (ع) را دارد؛ چهره واقعی کسی که به گفته او، روشنفکر زمان خود بود و از عدل و نیکی میگفت.
نویسنده، به گفته خود خوابی میبیند که در آن، امام اول شیعیان از مظلومیت خود و جفایی که بر او رفته میگوید؛ نه جفای زمان خود، بلکه ظلمی که ۱۴ قرن بعد بر او رفته و او را تا مقام عرش بالا بردهاند ولی با حذف او از نمایش، در اصل خود او را حذف کردهاند: «من کجا هستم؟ حقیقت من کجاست؟ روزگاری ساکن شهری بودم؛ و اینک قرنهاست سرگشته بیابان خضر الیاسم! شما مرا از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. شما با من چه کردید؟ شما با من چه کردید؟ ای شما که دوستداران منید! من کجا هستم؟ بر صحنه شما، حقیقتِ من کجاست؟ حذفم میکنید به خاطر نیکیهایم. و با من، نیکی را حذف میکنید. آری، نیکی بر صحنه شما مرده! و اگر قاتل نیک مردی بودم، با سربلندی نشان میدادید! شما که دوستداران منید با من چنین کنید، دشمنانم چه باید بکنند؟ شما با من چه کردید؟ شما با من چه کردید؟ بزرگم کردید برای حذفم! به راستی که من انسان بودم پیش از آنکه به آسمان برین برانیدم! چنین است که صحنهها از ابن ملجم پر است و از علی خالی! شما دوستداران که با من چنین کنید، دشمنانم چه باید بکنند…» «کسی داره گریه میکنه؟»؛ بیگمان خیلیها در سالن نمایش، چشمهایشان با شنیدن این جملات و تجسم امامشان در امروز و رویارویی با او، خیس شد. شبهای مبارک قدر با نام امام اول شیعیان گره خورده است و چه کسی است که این شبها به او نیاندیشد؟ این شبها فرصت خوبی برای فکر کردن بیشتر درباره اندیشهها و کردار اوست؛ بهرام بیضایی و محمد رحمانیان، با انتقاد از حذف چهره امام علی (ع)، فرصتی فراهم کردهاند تا نگاهی جدید به مسلک و زندگی امامی داشته باشیم که نماد نیکی و عدالتخواهی بود.
«مجلس ضربت زدن» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی محمد رحمانیان، از ۲۹ خرداد تا ۱۵ تیر در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه است.

تقدیم «مجلس ضربت زدن» به سربازان فقید حادثه نیریز، اجرای «چهل گیس و حسن کچل» در حوزه هنری و اجرای نمایشنامه خوانی «شب بیست و یکم» در فرهنگسرای نیاوران سه خبر از حوزه تئاتر است.

نمایش «مجلس ضربت زدن» روزهای پایانی هفته و نمایش «بیگانه» در روزهای سوم، دهم و یازدهم تیرماه در دو نوبت به صحنه می روند.
به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «مجلس ضربت زدن» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی محمد رحمانیان روزهای پایانی هفته در دو نوبت به صحنه می رود.
این اثر نمایشی تا پایان اجراda روزهای پایانی هفته در دو نوبت به صحنه می رود. بر اساس برنامه ریزی های انجام گرفته اجرای اول این نمایش طی روزهای پنجشنبه و جمعه ساعت ۲۱ و اجرای دوم ساعت ۲۳:۳۰ خواهد بود.
نمایش «مجلس ضربت زدن» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی محمد رحمانیان هر روز حتی شنبه ها ساعت ۲۱ با بازی امیر جعفری، رامین ناصر نصیر، رضا مولایی، اشکان خطیبی، سینا رازانی، سانیا سالاری ، یاسر خاسب و مهتاب نصیرپور در تالار اصلی تئاتر شهر میزبان علاقه مندان تئاتر است.
نمایش «بیگانه» بار دیگر دو اجرایی شد
نمایش «بیگانه» به کارگردانی مسعود دلخواه که این روزها در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است روزهای سوم، دهم و یازدهم تیرماه در دو نوبت به صحنه می رود.
به گزارش تئاتر آنلاین، طبق برنامه ریزی انجام گرفته این اثر نمایشی روزهای یاد شده در ساعت های ۱۸:۳۰ و ۲۱ در تالار چهارسو میزبان علاقه مندان خواهد بود.
نمایش «بیگانه» نوشته آلبرکامو و کارگردانی مسعود دلخواه در روزهای دیگر هر روز ساعت ۲۱ با مدت زمان ۱۰۰ دقیقه در تالار چهارسو به صحنه می رود.
رحیم نوروزی، حسین سحرخیز، سیاوش چراغی پور، علی زرینی، حمیدرضا هدایتی، ناصر عاشوری، محمد رضا ترابی، هومن رستگار، افسون دلخواه، ، سارا نجفی، صادق حیدری، محمد مهدی شاهی، آریا توسلی، حمیدرضا نقره دوست، شفق خانی، علی دولت یاری و شیوا بیرانوند بازیگران این اثر نمایشی هستند.
[ad_2]

سامان احتشامی گفت: متن بسیار قوی و زیبا با قلم منحصربفرد بهرام بیضایی در کنار کارگردانی محمد رحمانیان اثر خوبی را خلق کرده که باید به همه دوستان و همکاران و شاگردانم توصیه می کنم حتما مجلس ضربت زدن را ببینند.
به گزارش تئاتر آنلاین، این آهنگساز و مدرس موسیقی درباره نمایش مجلس ضربت زدن به کارگردانی محمدرحمانیان و نویسندگی بهرام بیضایی به ایران تئاتر گفت: در اولین شب اجرای این نمایش به تماشایش نشستم. من سالها در تئاتر فعالیت و به نوعی با آن زندگی کردم. با بسیاری از کمبودها و کاستی های اولین شب اجرا آشنا هستم و اگرچه این نمایش هم درگیر چنین موضوعی بود اما بدلیل کیفیت بالای اجرا، این کاستی ها به چشم نیامد و هر چه زمان بگذرد بهتر هم می شوند.
احتشامی معتقد است: صحنه پردازی نمایش که کار محسن شاه ابراهیمی است، بسیار خوب و تاثیرگذار بود. روند و ریتم نمایش هم متعادل و خوب است و تا پایان اثر حوصله ام سر نرفت.
وی درباره بازیگران این نمایش گفت: همگی بازیگران این نمایش به متن تسلط داشتند. صحنه یاران نمایش که به اندازه بازیگران اصلی دیده نمی شوند، کارشان را بسیار خوب انجام دادند. امیر جعفری هم در نقش ابن ملجم مرادی خوب است.
احتشامی ادامه داد: به محمد رحمانیان با داشتن چنین گروهی تبریک می گویم و برای این نمایش آرزوی موفقیت دارم.
وی خاطر نشان کرد: من در این نمایش حضور نداشتم پس از روی تعصب نظر نمی دهم اما مجلس ضربت زدن از آن دست نمایش هایی بود که بسیار از آن لذت بردمو هر وقت هم زمان پیدا کنم دوباره به دیدن این نمایش می روم.
مجلس ضربت زدن از ۲۹ خرداد الی ۱۵ تیر هر شب ساعت: ۲۱:۰۰ در سالن اصلی تئاتر شهر با بازی، امیر جعفری، رامین ناصرنصیر، رضا مولائی، اشکان خطیبی، سینا رازانی، سانیا سالاری و مهتاب نصیرپور روی صحنه برود.
مشاور کارگردان و مجری طرح این اشکان خطیبی است. موسیقی آن را فردین خلتعبری ساخته است. مدیریت هنری نمایش را محسن شاه ابراهیمی بر عهده دارد. طراح چهره پردازی سارا اسکندری و طراح اعلان و برنوشت آیدین قشلاقی هستند.
طراح حرکات مجلس ضربت زدن مهدی ساکی و یاسر خاسب هستند. اجرای لباس بر عهده شیوا شیبانی است و گروه کارگردانی این نمایش را پدیده جمال ها، علیرضا فولادشکن، محمود زهره وند تشکیل می دهند.

طبقه هفتم تالار وحدت محل تمرین نمایشی است به کارگردانی محمد رحمانیان و نوشته بهرام بیضایی. نام هایی که بودنشان در کنار هم کنجکاوی هر علاقمند به تئاتری را بر می انگیزد تا نتیجه این همکاری را ببیند. مجلس ضربت زدن یکی از نمایشنامه هایی است که توسط بهرام بیضایی نوشته شد و قرار است به کارگردانی محمد رحمانیان از ۲۹ خرداد هر شب در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه برود.
ساعت ۸ شب را نشان می دهد. در سالن محل تمرین رحمانیان در حالی که متن را در دست دارد، توضیحاتی را به گروه می دهد و از بازیگران می خواهد که برای تمرین صحنه یک دورخوانی داشته باشند. صندلی هایی دور هم گذاشته می شوند. رحمانیان از گروه حرکت که در سمت دیگری از سالن، مشغول تمرین هستند، می خواهد که به کار خودشان ادامه بدهند. هنگام اذان، تمرین قطع می شود و گروه برای افطار می روند. در این میان فرصتی دست می دهد تا با رحمانیان به گفتگو بنشینیم.
می شود، گفتگو کرد
طبقه هفتم تالار وحدت با مجلس ضربت زدن شوقی از تئاتر به خود گرفته است و در این مجال اندک از رحمانیان درباره پیشرفت تمرینات می پرسیم. او می گوید: با تلاش دوستان مرکز هنرهای نمایشی همه چیز خوب است البته چند روزی به دلیل برنامه های تالار وحدت ساعت تمرین ماجابجا شد.
او درباره زمان روی صحنه رفتن نمایش نیز می افزاید: برای من سخت است که در ساعت متفاوت با گروهم تمرین کنم. زمان اجرای ما دوبار به تعویق افتاده و هنوز در دکور اصلی تمرین نکرده ایم. برخی صحنه های این نمایش به گونه ای است که تا وارد دکور اصلی نشویم، نمی توانیم به حس صحنه برسیم. بچه های گروه آماده هستند و فقط باید در دکور تمرین کنند. امیدواریم ۲۹ خرداد نمایش را روی صحنه ببریم.
یکی از ویژگی های این تئاتر حضور صحنه یارانی است که کارهای حرکتی را به سرپرستی یاسر خاسب و مهدی ساکی انجام می دهند. رحمانیان در این باره می گوید: برای اولین بار قصدم این بود که در نمایش صدام که هیچوقت اجرا نشد با یاسرخاسب کار کنم. قبل از این هم مهدی ساکی این زحمت را برای گروه ما کشیده بود. حالا حضور این دو نفر در این بخش برای نمایش ما اتفاق خوبی است.
کارگاه های بازیگری رحمانیان به تازگی آغاز شده و او در کارهای اخیرش از حضور جوانترها بهره گرفته است. رحمانیان درباره اینکه چقدر به حضور بازیگران جوان معتقد است، می گوید: همه اعتقاد من به جوانترها است. در همین نمایش یکی از شخصیت های اصلی زن داستان را سانیا سالاری که یک بازیگر جوان است، ایفا می کند. او می افزاید: اولین اجراهای کارگاه های بازیگری من در شهریور در تماشاخانه کنش معاصر آغاز خواهد شد. این اجراها شامل بیست نمایش کوتاه درباره سلفی است که مجموعه هنرجویان کارگاه بازیگری در آن شرکت می کنند. حدود پانزده نمایش آماده است و پنج نمایش دیگر را در این ترم با هم کار می کنیم. حجم این بیست نمایش حدود هفتادوپنج دقیقه می شود اما برایشان تجربه بسیار خوبی است.
رحمانیان در پاسخ به این سوال که آیا متن های دیگری از بیضایی را کار خواهد کرد، خاطرنشان می کند: متنی که همیشه دلم می خواست از آقای بیضایی کار کنم و بسیار به آن علاقه مند هستم، خاطرات هنرپیشه نقش دوم است. یکبار هم نمایشنامه خوانی شد و شنیدم که گروه های جوانتر هم اجرا کردند. این متن را یکبار آقای هادی مرزبان کار کرده است اما به نظرمتن تازه و جذابی است. اگر فرصت پیدا کنم، مایل هستم این متن را در یک سالن کوچک و به شکل یک اجرای دانشجویی تر روی صحنه ببرم.
رحمانیان درباره مدیریت تئاتر نیز می گوید : به نظرم همه چیز خوب پیش می رود. ممیزی یکی از مشکلات اساسی ما است اما آدم هایی آمده اند که می شود با آنها گفتگو کرد و اگر دچار سوتفاهم هایی بشویم ، می توان آن سوتفاهم ها را برطرف کرد.
او ادامه می دهد: امیدوارم مدیران فرهنگی در برابر اتفاقاتی که می افتد از جمله نقدهای غیرمنصافه و فشار نهادهایی که از تئاتر فاصله دارند، از تئاتر حمایت کنند.
نویسنده کاراکتری نمادین است
مهتاب نصیرپور در حال خواندن متن است که با او به گفتگو می نشینیم. او ویژگی کار کردن با همسرش محمد رحمانیان را اینگونه می داند: مدت زمان طولانی که از آشنایی و همکاری ما از دوران دانشگاه تا کنون گذشته در تداوم این همکاری موثر بوده است. هم چنین پیوستگی کارهای آقای رحمانیان در تئاتر در تلویزیون و گهگاهی در سینما نیز در این روند همکاری تاثیرگذاشته است.
نصیرپور می افزاید: هر وقت فرصت هایی بوده با دیگران نیز همکاری کردم اما برای من به عنوان یک بازیگر همکاری با محمد رحمانیان فرصت مغتنمی است چرا که کارگردانی اش را بسیار دوست دارم. از همان سالهای دانشکده که با کارهایش آشنا شدم، این علاقه در من بوجود آمد و همچنان باقی است. وقتی کاری را با هم شروع می کنیم، من آن اثر فقط به چشم یک کار جدید نمی بینم بلکه برایم مرور خاطرات رخ می دهد. به دلیل مدت زمان زیادی که با هم گذراندیم، بسیار زودتر با هم به تفاهم می رسیم
.
او ادامه می دهد: با نحوه کار هم آشنایی داریم و همه این ویژگی هاست که یک گروه تئاتری را شکل می دهد. به نظرم من و آقای رحمانیان هسته این گروه پرچین هستیم که مدت هاست با هم کار می کنیم. دوستان دیگری هم مانند علی عمرانی نیز در این گروه هستند. اشکان خطیبی به گروه ما اضافه شده است و بهنوش طباطبایی هم در کارهای اخیر ما مستمر حضور دارد.
در متن اصلی مجلس ضربت زدن کاراکتر نویسنده مرد است اما رحمانیان با هماهنگی بیضایی، کاراکتر را تغییر داده و نقش نویسنده را نصیرپور ایفا می کند. نصیرپور می گوید: نمی توانم بگویم نویسنده کاراکتر است چون بسیار نمادین نوشته شده است. اگر کسی نمایشنامه را بخواند، هیچ اشاره به جنسیت نقش بجز یکی دو دیالوگ محدود نمی شود. وقتی قرار شد من این نقش را بازی کنم، دیدم که نشانه ها کم است و حتی خود آقای بیضایی هم به نوشتن نویسنده بسنده کرده است. این کاراکتر نمادین نوشته است. من هم سعی کردم در بازی چندان به ویژگی های زنانه این نقش نپردازم و همان شکل نمادین را حفظ کنم.
کمک های رحمانیان و نصیرپور برای نقش قطامه
مهتاب نصیرپور درباره این صحنه نکاتی را به سانیا سالاری گوشزد می کند و سالاری در حال تمرین است. از او درباره آشنایی و همکاری با این گروه می پرسم. سالاری می گوید: کلاس های بازیگری را با خانم مهتاب نصیرپور شروع کردم. کلاس بازیگری خانم نصیرپور، دوره های مقدماتی متوسطه و پیشرفته دارد. پس از گذراندن این دوره ها در نمایشنامه خوانی خاطرات هنرپیشه نقش دوم نوشته آقای بیضایی و کارگردانی آقای رحمانیان حضور داشتم و همینطور شب سال نو به نویسندگی و کارگردانی آقای رحمانیان. در پرفورمنس آدامس خوانی به کارگردانی آقای رحمانیان در گالری آریانا جزو گروه سرودخوان بودم و چند شبی نقش یک زن عرب را داشتم
.
سالاری می افزاید: در این نمایش هم نقش قطامه را بازی می کنم. قطامه کاراکتر سختی است و عشق و نفرت و کینه را به همراه زنانگی توامان دارد. آقای رحمانیان و خانم نصیرپور بسیار کمک کردند تا بتوانم به درک درستی از این نقش برسم.
نمایشی پر از جزئیات
رضا مولایی در این نمایش نقش اعرابی دوم را بازی می کند.او می گوید: این تئاتر نمایش در نمایش است. در زمان حال نقش یک بازیگر را بازی می کنم .
او می افزاید: تمام سختی پرداختن به جزئیات این نقش ها است. شاید در نگاه اول ، اجرای از روی متن چندان سخت نباشد اما وقتی پیش می رویم متوجه می شویم که بسیار پر از جزئیات است. متن بسیار درخشان و کارگردان و گروه خوبی داریم. خیلی خوشحالم که در این تئاتر حضور دارم.
چالش بازی در دو نقش متفاوت
سینا رازانی به تمرینات گروه حرکت با توجه خاصی نگاه می کند. از او درباره حضورش در این نمایش می پرسم.
رازانی می گوید: زمانی که با من برای این کار تماس گفتند نیازی به اینکه فکر کنم، نداشتم چون مایل بودم با آقای رحمانیان کار کنم خصوصا که از شاگردان قدیمی آقای رحمانیان هستم. متن آقای بیضایی هم بسیار خوب است.
او می افزاید: من نقش اعرابی اول را بازی می کنم. نکته جالب برای من این بود که نمایش در دو زمان می گذرد. یکی زمان حال که یک گروه نمایشی تمرین می کنند و دیگری صده اول هجری . دو زمان مختلف بودن قطعا برای من چالش ایجاد می کرد که درست در صحنه های پشت سرهم باید این دو نقش متفاوت را بازی کنم. تجربه این نقش ها برایم جذاب است.
اجرای ویژه ای را شاهد خواهید بود
رامین ناصر نصیر را درحال خواندن متن می بینیم و چند کلامی از او درباره نقش و همکاری در این گروه می پرسیم که می گوید: من نقش دستیار کارگردان این گروه را بازی می کنم. مجلس ضربت خوردن یکی از متن های خاص آقای بیضایی است که بسیار دوستش دارم. یکبار هم به اتفاق اقای رحمانیان و یک گروه دیگر این متن را نمایشنامه خوانی کرده ایم .همه چیز دست به دست هم داده که اجرای ویژه را شاهد باشید.
با انرژی تماشاگران خستگی ام را فراموش می کنم
اشکان خطیبی مشاور کارگردان و مجری طرح این نمایش است. او علاوه بر اینکه به تمرینات و متن توجه دارد، کل گروه را نیز زیرنظر دارد و توضیحاتی را به گروه می دهد.
او می گوید: در طول چهار سالی که از همکاری من و آقای رحمانیان می گذرد، فقط در دو نمایش به عنوان بازیگر حضور نداشتم . همزمان علاوه بر مجری طرح بودن ، روی صحنه هم بودم و این کار بسیار کار سختی است.
و می افزاید: هر چه تعداد اعضای گروه بیشتر باشد، مسئولیت هم بیشتر می شود. در این نمایش چهل صحنه یار داریم که کارهای فیزیکی نمایش بر عهده آنهاست. تمرینات سختی دارند و باید مراقب بود که خدای نکرده دچار سانحه نشوند. همیشه دو ساعت قبل از شروع تمرین با بازیگران اصلی به محل تمرین می آیند. هماهنگ کردن آنها سخت است. ضمن اینکه هر نمایشی کارهای اجرایی خاص خودش را دارد اما همه این سختی ها وقتی کار به اجرا می رسد و از انرژی که در پایان اجرا از تماشاگران می گیرم، خستگی ام را فراموش می کنم.
خطیبی از نقش خود در این نمایش اینگونه می گوید: من در این نمایش نقش کارگردان را بازی می کنم. فکر می کنم نقش کارگردان در این نمایش نقطه رابط نویسنده یا تفکری است که قرار است متن را بنویسد با آنهایی که قرار است اجازه روی صحنه رفتن نمایش را بدهند.
می خواستم موسیقی در بافت نمایش بنشیند
فردین خلعتبری آهنگساز این نمایش است. او از راه رسیده و رحمانیان موسیقی را از طریق لب تاپ خلعتبری ، موسیقی را گوش می کند.
او می گوید: تلاش کردم به متن و کارگردان نزدیک شوم. موسیقی را طوری ساختم که خودنمایی نباشد و در بافت نمایش بنشیند. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد.
می شنویم که دکور نمایش آماده است اما هنوز به تئاتر شهر منتقل نشده. گروه منتظر هستند تا سالن برای تمرین در دکور در اختیارشان قرار بگیرد. گروه حرکت به شکل ذهنی دوباره حرکتشان را و اینکه چه زمان هایی دکور باید بچرخد را تمرین می کنند.
عوامل نمایش
در مجلس ضربت زدن به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی محمد رحمانیان، امیر جعفری، رامین ناصرنصیر، رضا مولائی، اشکان خطیبی، سینا رازانی، سانیا سالاری و مهتاب نصیرپور با حضور یاسرخاسب بازی می کنند.
مشاور کارگردان و مجری طرح نمایش اشکان خطیبی است.
محسن شاه ابراهیمی مدیر هنری نمایش است. طراحی حرکات مجلس ضربت زدن بر عهده مهدی ساکی و یاسر خاسب است.
عبداله اسکندری طراحی چهره پردازی را انجام می دهد.
طراح اعلان و برنوشت آیدین قشلاقی است. فردین خلعتبری موسیقی نمایش را ساخته است. پدیده جمال ها ،علیرضا فولادشکن و محمود زهره وند گروه کارگردانی نمایش را تشکیل می دهند.
گزارش از مریم رضازاده