برچسب: نمایش مافیا

  • اختصاص عواید نمایش «مافیا» به دانشجویان نیازمند

    اختصاص عواید نمایش «مافیا» به دانشجویان نیازمند

    عواید یک شب اجرای نمایش «مافیا» به دانشجویان نیازمند اختصاص می یابد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، عوامل نمایش «مافیا» با همراهی موسسه خیریه آراسته اجرای روز دوشنبه ۲۸ فروردین ماه جاری را به حمایت از دانشجویان نیازمند اختصاص می دهند.

    اجرای خیریه نمایش «مافیا» روز دوشنبه ساعت ۲۱ در تماشاخانه باران برگزار می شود. نمایش مافیا به نویسندگی و کارگردانی افروز فروزند و تهیه‌کنندگی بابک قهرمانی و بازی نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاج‌میر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان و آواز گلچهر دامغانی در تماشاخانه باران روی صحنه می رود. این نمایش داستان هفت دوست را که در یک مهمانی خداحافظی گرد هم آمده اند روایت می کند؛ دوستانی که تصمیم می گیرند برای واپسین بار مافیا بازی کنند، غافل از آنکه به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آن‌ها آشکار می‌شود.

    موسسه خیریه آراسته تا کنون ۳۰ هزار متر مربع فضای آموزشی از جمله دانشگاه ،مدرسه، خوابگاه و درمانگاه به جامعه علمی و پزشکی کشور اهدا کرده و حدود ۲۰۰ دانشجوی نیارمند را نیزتحت پوشش دارد.

  • نقد نمایش مافیا به کارگردانی افروز فروزند

    نقد نمایش مافیا به کارگردانی افروز فروزند

    تئاتر آنلاین : نمایش مافیا ایده اصلی‌اش را از بازی‌ای دسته‌جمعی بنام مافیا گرفته است که در این روزها بین جوانان و خانواده‌ها باب شده است. بازی که بر اساس زیر لایه‌های سیاسی اجتماعی شکل‌گرفته که منطبق با مسائل مبتلابه روز جامعه و مردم و البته قشر جوان است.

    بازی از این‌قرار است که تعدادی مثلاً پنج یا هشت نفر و حتی بیشتر گرد هم می‌نشینند. از این تعداد یک نفر به‌عنوان بازی گردان و یا همان «اوستای » بازی انتخاب می‌شود. سپس با کارت‌های بازی و یا عناوینی که روی کاغذ نوشته و به دست هر نفر داده می‌شود. شخصیت و یا نقش هر نفر در بازی مشخص می‌گردد که دیگری نباید از این نقش او باخبر باشد. درواقع کسی نقش دیگری را در بازی نمی‌داند. شخصیت‌ها و نقش‌های بازی تشکیل‌شده است از پلیس، پزشک، مافیا و مردم شهر و یا شهروندان. به دستور اوستای بازی که در بازی نامش «خداست »، همه چشم‌هایشان را می‌بندند و با فرارسیدن شب می‌خوابند. اوستا اعلام می‌کند که شب شده است و همه بخوابند. سپس می‌گوید مافیا بیدار شوند تا یکدیگر را بشناسند. زمانی که مافیا یکدیگر را شناختند دوباره می‌خوابند.
    حالا پزشکان و پلیس و شهروندان باید به ترتیب بیدار شوند و یکدیگر را بشناسند. زمانی که این بخش تمام شد. صبح می‌شود و همه برمی‌خیزند. حالا همه باید مافیا را شناسایی کنند و آنان را حذف نمایند. مافیا هم که یکدیگر را می‌شناسند باید طوری رفتار کنند که کسی به هویت آنان پی نبرد و با منحرف کردن افکار دیگران بتوانند کس دیگری را بجای خود مظنون به مافیا نشان دهند. هر کس برای مافیا نبودن خود عدله ای می آورد. در ادامه همه رأی‌گیری می‌کنند. سپس خدا می‌گوید همه بخوابند و مافیا بیدار شود و یکی را بکشد. مافیا به‌اتفاق هم یکی را نشان خدا می‌دهند بعد می‌خوابند و پزشک بیدار می‌شود تا آن‌یک نفر را نجات دهد؛ اما نمی‌داند کیست. پس باید حدس بزند. در نهایت یکی را برای نجات انتخاب می‌کند؛ اما معلوم نیست که همان فرد باشد. سپس خدا به پلیس می‌گوید که بیدار شود و یکی از مافیا را به او معرفی می‌کند. حالا پلیس که البته کسی نقش او را نمی داند می‌تواند در بیداری بعدی همگانی، با راهنمایی‌ها وهدایت والبته قانع کردن دیگران یکی از مافیا را توسط آنان حذف کند. سپس خدا می‌گوید همه بیدار شوند و اعلام می‌کند که دیشب توسط مافیا مثلاً یک شهروند و یا پلیس و یا پزشک کشته‌شده و بازی همین‌طور ادامه پیدا می‌کند الی آخر.
    نویسنده و کارگردان با استفاده از پیش‌زمینه ذهنی بعضی از مخاطبانش که این بازی را می‌دانند نمایش را به‌پیش می‌برد. او جمعی نه‌نفره را که زوج زوج هستند و سال‌هاست که باهم دوست‌اند نشانمان می‌دهد؛ که چگونه عملکردی چون مفهوم بازی مافیا دارند. این جمع تصمیم می‌گیرند که به ترکیه بروند شهرام و منیر راهم که از همین جمع قدیمی نه‌نفره هستند برای سفر دعوت می‌کنند. شهرام ظاهراً وبلاگ نویس است و برای چیزهایی که نوشته ممنوع‌الخروج. در مرز مانع خروج شهرام می‌شوند منیر و شهرام را برمی‌گردانند؛ اما بقیه با توجیه و قانع کردن خود آن‌ها را رها می‌کنند و به سفرشان ادامه می‌دهند.
    منیر یک هفته بعد آزاد می‌شود و حالا پس از چند سال هنوز از شهرام خبری نیست. این دقیقاً به‌زعم کارگردان اوضاع امروز اجتماع است؛ که به‌طریق‌اولی در بازی مافیا متبلور شده است. بی‌اعتمادی، آدم‌فروشی، توجیه و رازضی کردن وجدان خود، ترس، عدم درک یکدیگر بخصوص زوج‌های جوان، فرار مغزها، جو بی‌اعتمادی در جامعه وعدم احساس امنیت در زندگی فردی و اجتماعی، عدم تقسیم فرصت‌های مناسب، نبود فضای روشنفکری و آزادی عقیده وبیان و… در این میان ما با اختلافات فکری و عدم درک زوج‌های جوان نیز آشنا می‌شویم؛ مانند بنفشه وغلامرضا که علاوه برعدم درک و تفاهم، تردید و شک هم در زندگی اشان رسوخ کرده است؛ اما چاره‌ای جز ادامه زندگی مشترک و تحمل یکدیگر ندارند. متن درواقع به سبک فرهادیسم «بازنمایی روزمرگی زندگی است» که با پایانی باز و نیمه‌باز، سرانجام نمایش را به تماشاگر وامی نهد. از سویی باید گفت بازی رئالیستی وایضا طبیعی با ادای بازی رئالیستیک و واقعی را درآوردن متفاوت است. درواقع پرواضح است که بازیگران علیرغم تلاشی که کرده‌اند دارند در جاهایی بازی را بازی می‌کنند. واین شاید یکی از موارد نمایش باشد که البته بخشی از آن به هدایت کارگردان بازمی‌گردد.
    نمایش در بخش‌هایی به بازی مافیا می‌پردازد و در بین بازی حالا هرکس که نوبتش می‌شود به جلوی صحنه می‌آید و صحبت می‌کند. درواقع این روند پس از یکی دو مورد دیگر تکراری می‌شود. از سویی با جدل و بحثی که هر بار بین آن‌ها درمی‌گیرد دیگر برگشت به بازی و ادامه آن کمی بعید و غیرطبیعی به نظر می‌آید؛ یعنی بازی به‌مثابه بهانه‌ای در دستان نویسنده است تا هر بار که می خواهد بتواند ماجرای افراد و شخصیت‌ها را به‌پیش برده و ادامه دهد. ازاین‌رو به روندی کلیشه‌ای در ادامه نمایش تبدیل می‌شود؛ اما درنهایت باید گفت ایده‌ی ربط بازی مافیا با مسایل مبتلابه جامعه و خانواده‌ها و زوج‌های جوان و قشر روشنفکر و تحصیل‌کرده، یکی از خلاقیت‌های نویسنده و کارگردان است. مافیایی که شاید درون هریک از ما نهفته است و فقط به دنبال موقعیت و فرصت مناسب می‌گردد تا خود را نشان داده و به بروزو ظهور برساند و ما هرگز نباید بگذاریم که این‌چنین شود. نباید بگذاریم این الیناسیون که شرایط جامعه به ما تحمیل می کند در ما رخ دهد. این ما هستیم که نباید تنها به فکر حفظ منافع و موقعیت خویش باشیم و نسبت به وقایع و اتفاقاتی که پیرامونمان می‌گذرد بی‌تفاوت و منفعل بمانیم؛ که این نه نجات خود بلکه خیانت به خود و جامعه و آیندگان است. چراکه مافیا می‌خواهد ما را به جان هم بیندازد و افکارمان را منحرف کند تا به خواسته‌های خود برسد و درنهایت همه را حذف نماید.
    این ما هستیم که باید هوشیار باشیم و فریب مافیا را نخوریم و به دست خویش خود و دیگران را به چنگال مافیا درنیفکنیم و حذف نکنیم و ایضا به مافیای درون نیز اجازه بروزوظهور ندهیم. بقول مولانا «نفس اژدرهاست این کی خفته است از غم بی آلتی افسرده است.» به افروز فروزند و گروهش خسته نباشید می‌گویم.

    ایران تئاتر_سید علی تدین صدوقی

  • اجرای مجدد نمایش «مافیا» همزمان با روز جهانی تئاتر

    اجرای مجدد نمایش «مافیا» همزمان با روز جهانی تئاتر

    نمایش «مافیا» به کارگردانی افروز فروزند همزمان با آیین گرامیداشت روز جهانی تئاتر اجرای مجدد خود را آغاز کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، عوامل نمایش «مافیا» با همراهی تماشاگران روز جهانی تئاتر را با قرائت پیام برت بیلی کارگردان مطرح و اهل آفریقای جنوبی در سال 2014 گرامی داشتند. بیلی در پیام خود به مناسبت روز جهانی تئاتر یادآور شده بود که ما (علاقه مندان تئاتر) جمع شده ایم که با هم اشک بریزیم و به خاطر بیاوریم، بخندیم و بیاندیشیم، یاد بگیربم و تایید کنیم و تخیل کنیم.

    اجرای نمایش «مافیا» که از هفتم فروردین در تماشاخانه باران شروع شده، تا پایان ماه جاری ادامه دارد. این نمایش به تهیه‌کنندگی بابک قهرمانی و با بازی نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاج‌میر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان و با صدای گلچهر دامغانی داستان هفت دوست را که در یک مهمانی خداحافظی گرد هم آمده اند روایت می کند؛ دوستانی که تصمیم می گیرند برای واپسین بار مافیا بازی کنند، غافل از آنکه به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آن‌ها آشکار می‌شود.

  • «مافیا» و «برای کلاه آهنی ها» در تعطیلات نوروز اجرا می شوند

    «مافیا» و «برای کلاه آهنی ها» در تعطیلات نوروز اجرا می شوند

    دو نمایش «مافیا» و «برای کلاه آهنی ها» در تعطیلات نوروز و از ۷ فروردین ماه روی صحنه می روند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «مافیا» به نویسندگی و کارگردانی افروز فروزند و «برای کلاه آهنی ها» به نویسندگی و کارگردانی پژمان عبدی در تعطیلات نوروز در تماشاخانه باران اجرا می شوند.

    اجرای نمایش «مافیا» از ۷ فروردین ماه سال آینده در تماشاخانه باران شروع خواهد شد. این نمایش به تهیه کنندگی بابک قهرمانی و با بازی نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان و با صدای گلچهر دامغانی داستان ۷ دوست در یک مهمانی خداحافظی است که مافیا بازی می کنند و به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آنها باز می شود.

    همچنین نمایش «برای کلاه آهنی ها» از هفته دوم فروردین در روزهای پنجشنبه و جمعه و شنبه در تماشاخانه باران اجرا می شود. این نمایش با بازی محمدعلی حسینعلی پور، میثاق زارع، پژمان عبدی، مهتاب شیروانی، به مقوله جنگ می پردازد. این نمایش در هشتمین دوره‌ جشنواره‌ سراسری تئاتر ماه موفق به دریافت ۵ جایزه (نمایشنامه، کارگردانی، طراحی صحنه، بازیگری زن، بازیگری مرد) شده است.

  • اجرای نمایش «کلاه آهنی» و «مافیا» تمدید شد

    اجرای نمایش «کلاه آهنی» و «مافیا» تمدید شد

    به دلیل استقبال مخاطبان اجرای ۲ نمایش «مافیا» به نویسندگی و کارگردانی افروز فروزند و «کلاه آهنی ها» به نویسندگی و کارگردانی پژمان عبدی تا ۲۷ اسفندماه در تماشاخانه باران تمدید شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «مافیا» به تهیه کنندگی بابک قهرمانی و با بازی نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان و با صدای گلچهر دامغانی داستان ۷ دوست در یک مهمانی خداحافظی است که مافیا بازی می کنند و به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آنها باز می شود.

    «مافیا» هر شب ساعت ۲۱ روی صحنه می رود.

    همچنین نمایش «کلاه آهنی ها» با بازی محمدعلی حسینعلی پور، میثاق زارع، پژمان عبدی، مهتاب شیروانی، به مقوله جنگ می پردازد. این نمایش در هشتمین دوره‌ جشنواره‌ سراسری تئاتر ماه موفق به دریافت ۵ جایزه (نمایشنامه، کارگردانی، طراحی صحنه، بازیگری زن، بازیگری مرد) شده است.

    نمایش «کلاه آهنی ها» هر شب ساعت ۱۹ اجرا می شود.

  • گفت‌وگو با افروز فروزند نویسنده و کارگردان نمایش «مافیا»

    گفت‌وگو با افروز فروزند نویسنده و کارگردان نمایش «مافیا»

    تئاتر آنلاین: سال گذشته وقتی افروز فروزند پس از دوازده سال دوری، با نمایش موفق «بهمن» به دنیای کارگردانی تئاتر بازگشت، دوستداران هنرهای نمایشی بی‌صبرانه منتظر اثر بعدی او ماندند، و اکنون این روزها نمایش تازه فروزند با عنوان «مافیا» در تماشاخانه باران روی صحنه رفته؛ نمایشی که به دلیل استقبال خوب تماشاگران و منتقدان، تمدید شده است.

    در برخورد نخست با نمایش مافیا، به نظر می‌رسد در مورد بازی جدیدی است که طی سال‌های گذشته میان مردم و بخصوص قشر جوان رواج پیدا کرده اما در واقع این نمایش بخشی از مهم‌ترین مسائل و دغدغه‌های جامعه معاصر را روایت می‌کند. خالق اثر از فراگیرشدن دروغ و ریا می‌گوید، از منفعت‌طلبی و خودخواهی انسان‌ها، و بی‌مسوولیتی نسبت به سرنوشت یکدیگر. در این نمایش، نگار عابدی، تِنی آواکیان، حمیدرضا فلاحی، علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر و اِروین گالستیان به ایفای نقش پرداخته‌اند. سراغِ افروز فروزند، نویسنده و کارگردان نمایش «مافیا» رفتیم و درباره روندِ شکل‌گیری متن و اجرا با او به گفتگو پرداختیم

    خانم فروزند، تا جایی که می‌دانیم همیشه نمایش‌های ایرانی و رئالیستی کار می‌کنید. هیچ‌وقت سراغ نمایشنامه‌های خارجی یا غیررئالیستی نرفته‌یید؟
    خب من که کارگردان نیستم! نمایشنامه‌نویسی هستم که بلدم نمایشنامه‌های خودم را کارگردانی بکنم. اگر شخص دیگری یک نمایشنامه خارجی یا حتا ایرانی دستم بدهد، واقعاً نمی‌دانم چه کارش بکنم. بلد نیستم، ولی نمایشنامه‌های خودم را می‌دانم چطور کار بکنم.

    یعنی فقط می‌توانید متن‌های خودتان را اجرا بکنید؟!

    بله، واقعیت اینست که کمی وسواس دارم، نه تعصب. این دو مقوله با هم فرق می‌کنند. اگر نمایشنامه‌نویسی متنی را درست نوشته باشد ـ نه این چیزهایی که گاهی وقت‌ها می‌خوانیم و خواندن‌شان روان‌مان را به هم می‌ریزد ـ لابد در نوشته‌اش قصدی داشته که دیالوگی را نوشته، موقعیتی را خلق کرده یا آن دو نفر را کنار هم گذاشته. وقتی کارگردانی پیدا می‌شود که نمایشنامه شما را در دست می‌گیرد و می‌گوید این دیالوگ یا آن صحنه را نمی‌خواهم، نویسنده فکر می‌کند کارگردان من را چی فرض کرده؟! فقط در نمایشنامه‌نویسی هم نیست. ماجرا در فیلمنامه‌نویسی بدتر و تلخ‌تر است. به همین دلیل، فکر می‌کنم اگر نمایشنامه‌های دیگران را برای کارکردن بردارم ـ چون یکی‌دو بار پیش آمده افرادی گفته‌اند متن‌های ما را کار بکن ـ باید به آن ها بگویم بلد نیستم! نه این‌که نخواهم، چون آن‌وقت نمایشنامه آن ها را تبدیل به نمایشنامه خودم می‌کنم. خودم را می‌شناسم، یعنی می‌گویم این بخش‌ها را نمی‌خواهم، می‌ریزم دور، خودم می‌نویسم. خب این چه کاری است؟ از ابتدا می‌نشینم خودم می‌نویسم.کارگردان‌های دیگری هم که نمایشنامه‌یی را به هم می‌ریزند، به ضرس قاطع می‌گویم بلد نیستند. فقط می‌خواهند حرفی را بزنند، آن حرف را بلدند بزنند، نه این‌که آن نمایشنامه را کارگردانی بکنند. خب من جسارت نمی‌کنم که حرف دیگران را کارگردانی بکنم. این‌ها تعصب نیست. وقتی کسی می‌گوید من می‌نویسم، یعنی حرفی برای گفتن دارم. وقتی یک کارگردان می‌گوید می‌خواهم نمایشنامه شما را کار بکنم، یعنی من حرف شما را قبول دارم، بیا حرفی را که می‌خواهید بزنید، با هم بزنیم! شما گفته‌یید، من تصویرش می‌کنم اما در مرحله عمل می‌بینید او دارد حرف خودش را می‌زند. پس چرا این متن را انتخاب کرده؟! سراغ نمایشنامه‌های خارجی هم نمی‌روم، چون اول دوست ندارم و دوم معتقدم آن‌قدر کشور ما لبالب از مساله است که اگر بخواهم فلان‌مساله خارجی را مطرح بکنم، قافیه را باخته‌ام.

    جالب این‌که در نمایشنامه‌هایی هم که می‌نویسید، معمولاً سراغ بحران‌های اجتماعی می‌روید. انگار نمی‌توانید درباره مسائل مثبت، آرام‌بخش و امیدواری‌های زندگی بنویسید. همین‌طور است؟

    خب بحران را دوست دارم. فکر می‌کنم جذاب‌تر است. من دو نمایش کار کرده‌ام که زمان‌شان یک ساعت بود و سه نمایش با مدت‌زمان یک‌ساعت‌ونیم. خوشبختانه یکی از چیزهایی که درباره کارهایم می‌گویند اینست که تا پایان نمایش، متوجه زمان نمی‌شویم، حتی در نمایش‌های یک‌ساعت‌ونیمه. بخشی از این اتفاق به منِ نمایشنامه‌نویس برمی‌گردد. بخش دیگری از ارتباط مخاطب با اثر، به چیزی است که در صحنه می‌بیند؛ انتخاب بحرانی که من کرده‌ام. همان تماشاگر را نگه می‌دارد و می‌خواهد بداند چه اتفاقی می‌افتد اما خودم دوست دارم به تماشای نمایش‌هایی بنشینم که فضای تخت، آرام و حتی به تعبیر برخی دوستان، کسالت‌بار دارد. همیشه فکر می‌کنم چگونه کار بکنم که یک ساعت یا هفتاد، هشتاد دقیقه با ریتم کُند پیش بروم؟ ممکن است تماشاگر خسته بشود، ولی وقتی از سالن بیرون بیاید، بگوید خوب بود. خودم چند بار چنین کارهایی دیده‌ام اما وقتی از سالن خارج شده‌ام، حالم خوب بوده، چون کسل‌کننده‌بودنِ نمایش، لازمه آن فضاست. قطعاً یک روز چنین کاری را تجربه می‌کنم.

    خودتان تجربه بازیگری داشته‌اید؟

    بله، بازی هم کرده‌ام.

    پس چرا در کارهای خودتان بازی نمی‌کنید؟

    چون بازیگر نیستم. هیچ‌وقت در کارهای خودم بازی نکرده‌ام، چون نمایش‌هایم همیشه هم درباره زن‌هاست، ولی به نظرم سخت است. باید کسی باشد که آدم را کارگردانی بکند …

    شما که خودتان کارگردان هستید و بر شخصیت‌ها تسلط دارید …

    بله اما آن‌وقت از پسِ دیگران برنمی‌آیم. ضمن این‌که بازیگری دغدغه‌ام نیست. البته می‌توانم انتخاب بکنم در این نمایشنامه کدام شخصیت زن یا مرد را بیش‌تر دوست دارم، یا کدام شخصیت به من نزدیک‌تر است. همیشه وقتی نمایشنامه می‌نویسم، یکی از شخصیت‌ها شباهتی به خودم دارد، شاید هم تمام شخصیت‌ها به من شبیه باشند، یکی کم‌تر و یکی بیش‌تر. سیزده سال پیش نمایشی کار کردم که یکی از شخصیت‌ها شبیه به خودم بود. همه می‌گفتند خودت بازی بکن! گفتم اصلاً فکرش را نکنید، چون موقع کارگردانی آن‌قدر انرژی از من گرفته می‌شود که دیگر نمی‌توانم هنگام اجرا هم در صحنه باشم. یکی از لذت‌های زندگی من اینست که اجرای هر شب را تماشا بکنم. مثل مادری که به قد و بالای بچه‌اش نگاه می‌کند و قربان‌صدقه‌اش می‌رود و رشدِ روزبه‌روز فرزندش را می‌بیند.

    خانم فروزند، بازی‌های نمایش‌های شما، حرفه‌یی، حیرت‌آور و ستایش‌برانگیزند.گویا تخصص ویژه‌یی در بازی‌گرفتن از بازیگران دارید. این نکته ویژه‌یی در کارهای شماست؛ ما نمایشی می‌بینیم که بازی‌ها، تماشاگر را اذیت نمی‌کند، بازی‌ها یکدست هستند و بازیگران به یک اندازه و خوب دیده می‌شوند اما در تیم بازیگران، دو بازیگر ارمنی دارید که بی‌نظیرند و می‌توان از آن ها به عنوان پدیده‌های تازه بازیگری یاد کرد.«تِنی آواکیان» و «اِروین گالستیان» را از کجا پیدا کردید و آیا سابقه بازیگری داشتند؟

    زمانی که نمایشنامه مافیا را می‌نوشتم، این دو شخصیت یک خواهر و برادر مسلمان مثل بقیه بودند. بعد فکر کردم باید رنگ دیگری در نمایشنامه بیاورم، یعنی آدم‌هایی غیر از افرادی که هر روز اطرافم می‌بینم. به قومیت فکر کردم و بعد نمی‌دانم چه شد به شخصیت‌های ارمنی رسیدم. شاید موسیقی ارمنی گوش می‌دادم یا چی … یادم نمی‌آید. فکر کردم چقدر خوب است این‌ها ارمنی باشند. وقتی مساله را با دوستان در میان گذاشتم،گفتند بازیگر ارمنی پیدا نمی‌کنی! گفتم مگر می‌شود بازیگر ارمنی پیدا نشود؟! بنابراین به تمام ارامنه‌یی که اطرافم در کار تئاتر بودند، سپردم.گفتند «باشد، اگر کسی بود معرفی می‌کنیم». بخصوص که بازیگرها باید دارای ویژگی‌های هم می‌بودند. بازیگر دختر باید حتماً بیست‌ویکی‌دو ساله می‌بود و بازیگر پسر سی‌ویکی‌دو ساله. بازیگرهایی می‌خواستم که بتوانند خوب هم بازی بکنند. بعضی بازیگران پیشنهاد دادند زبان ارمنی یاد بگیریم و خودمان بازی بکنیم.گفتم نه، آن را که اصلاً نمی‌خواهم. حتی اگر یک بازیگر ارمنی پیدا می‌کردم، ریسک می‌کردم و شخصیت دیگر را غیرارمنی می‌گذاشتم که با هم کار بکنند. تصمیم گرفته بودم اگر بازیگر ارمنی پیدا نکردم، اصلاً شخصیت‌ها ارمنی نباشند. مثلاً کُرد باشند یا اصلا قومیتی نداشته باشد. مثل بقیه حرف بزنند. در نهایت یک نفر پیشنهاد داد فراخوان بازیگری بدهیم. فراخوان دادم و عده‌ایی آمدند ثبت‌نام کردند. تست گرفتیم و این دو نفر انتخاب شدند. واقعاً حضور این دو نفر، از محبت‌های روزگار به من بود.
    خوشبختانه بازیگران دلخواهم را پیدا کردم و رنگی توی کار آورده‌اند. هر دو خیلی باانگیزه و علاقه‌مند هستند. خیلی باهوشند. سن‌شان زیاد نیست اما از کودکی در باشگاه آرارات تئاتر کار کرده‌اند. «مافیا» اولین کار آن ها خارج از باشگاه آرارات است.گاهی فکر می‌کنم اگر این دو بازیگر نبودند، می‌رفتم سراغ دو بازیگر غیرارمنی و فارسی‌زبان، ولی این اتفاق نمی‌افتاد که الان افتاده. همه می‌گفتند این‌ها ارمنی حرف بزنند، شاید تماشاگر نفهمد.گفتم خب نفهمد، اصلاً مهم نیست که بفهمد. مهم اینست فضا را حس می‌کند. دلم می‌خواست بیش‌تر باشد اما ترسیدم دیگر روی اعصاب تماشاگر باشد. اگر بیش‌تر می‌شد، انگار به رُخ‌کشیدن بود. ته‌لهجه‌ایی که خودشان داشتند، شیرین بود. می‌خواستم به قدری از زبان ارمنی استفاده بکنم که تماشاگر نگوید «وای! چقدر ارمنی حرف می‌زنند. من نمی‌فهمم. قصه را گم کردم». آن‌وقت به جای این‌که رنگی بیاورد، رنگی را هم می‌گرفت.

    به هرحال، دو بازیگر ارمنی نمایش عالی‌اند اما «تِنی آواکیان» فوق‌العاده‌تر است. تماشاگر باور نمی‌کند مشغول بازی است. بازی او چیزی فراتر از زندگی در صحنه است. انگار مخاطب به خانه واقعی یک زوج سرک کشیده و شاهد زندگی طبیعی آن ها و رفتارشان است.

    اگر این‌طور باشد که خیلی خوشحالم. یکی از علائق من همین است. تاکیدی که به همه بازیگران می‌کردم این بود که فرض بکنید دیوار چهارم واقعی است و شما پشت به تماشاگر تکیه داده‌یید به آن و او را نمی‌بینید، یعنی تا این حد دلم می‌خواست تماشاگر را ندید بگیرند. در «بهمن» هم می‌گفتند انگار ما درِ یک پلاتو را باز کرده‌اییم و تمرین یک گروه تئاتر را می‌بینیم. بنابراین الان دیگر کسانی که با من کار کرده‌اند، من را شناخته‌اند. من حتی از یک راه‌رفتن نمی‌گذرم. در «مافیا»، دو سه صحنه هست که هنوز دلم می‌خواهد به زندگی واقعی نزدیک‌تر باشد، ولی نشده. شاید اگر بیش‌تر تمرین می‌کردیم، قطعاً می‌شد.

    خانم فروزند، در «مافیا»، غیر از خانم نگار عابدی، سایر بازیگران چندان شناخته‌شده و نام‌آشنا نیستند. هیچ‌وقت دوست نداشته‌ایید از بازیگران مطرح یا ستاره‌های سینما و تئاتر در کارهای‌تان استفاده بکنید؟ منظورم هنرمندانی است که دست‌کم بر فروش نمایش تاثیر می‌گذاشتند.

    راستش نشد، نه این‌که نخواهم. اتفاقاً با چند نفر از دوستان درباره حضورشان صحبت کردم، ولی نتوانستند بیایند. به خاطر وضعیت اقتصادی مملکت، این چیزی نیست که نخواهم.گرچه علاقه خودم اینست با آدم‌هایی کار بکنم که واقعاً مساله‌شان تئاتر باشد. دوست داشته باشند تئاتر کار بکنند. با آن ها راحت‌تر می‌توانم گفت‌وگو بکنم. شاید به همین دلیل در نمایش‌های «بهمن» و «مافیا» به چنین ترکیب بازیگرانی رسیدم.

    یکی از زیباترین دیالوگ‌های دو نمایش اخیر شما، جمله شاعرانه‌یی است که می‌گوید «صدای سفیدشدن موهام‌رو می‌شنوم»! این جمله از کجا آمده؟ آیا شما واقعاً صدای سفیدشدن موهای خودتان را می‌شنوید؟!

    (می‌خندد) نه، واقعاً نمی‌دانم چطور شد این دیالوگ را استفاده کردم. در «بهمن» بازیگران خیلی به این دیالوگ می‌خندیدند و خیلی‌ها می‌گفتند عجب دیالوگی! زمانی که آن را می‌نوشتم، فکر نمی‌کردم این جمله دیالوگ قشنگی است. در «مافیا»، همین دیالوگ وقتی گفته می‌شود، خیلی تلخ است. در «بهمن» هم خیلی تلخ بود اما با مدلی که خانم سیما تیرانداز می‌گفت و به خاطر اتفاقی که قبل از گفتنش افتاده بود، موجب خنده می‌شد. اینجا در نمایش مافیا، دیالوگ را در موقعیت تلخ و تراژیکی می‌شنویم که تماشاگر را متأثر می‌کند.

    حالا که پس از دوازده سال دوری، به تئاتر برگشته‌یید و دو سال پشت سر هم نمایش‌های خوبی روی صحنه برده‌یید، آیا قرار است از این پس نمایش‌های بیش‌تری از شما ببینیم؟ انگار می‌خواهید آن دوازده سال دوری را جبران بکنید!

    (می‌خندد) نه، ولی ببینید، موقعی که تئاتر کار می‌کنید، واقعاً صدای سفیدشدن موهای‌تان را می‌شنوید! وگرنه خیلی دوست دارم کار بکنم. بچه‌های خوبی هم اطرافم هستند. یکی از خوش‌شانسی‌هایم در دو نمایشی که سال گذشته و امسال کار کردم، این بود که با آدم‌های خوبی کار کرده‌ام اما مشکلات تئاتر آن‌قدر فراتر از این حرف‌هاست که چنین چیزهای خوبی تا یک مدتی آدم را سر پا نگه می‌دارد. از جایی به بعد، شما را به زانو درمی‌آورد و مجبورید به خودتان استراحت و فرصت بدهید. الان دارم به کار بعدی فکر می‌کنم، ولی نمی‌دانم آیا اصلاً انرژی دارم؟! چون کارگردانی نمایش «مافیا» از «بهمن» خیلی سخت‌تر بود.

    ایران تئاتر – احمد رضا حجارزاده

  • اجرای نمایش «مافیا» تمدید شد

    اجرای نمایش «مافیا» تمدید شد

    اجرای نمایش «مافیا» به دلیل استقبال مخاطبان تا ۱۳ اسفندماه تمدید شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «مافیا» به نویسندگی و کارگردانی افروز فروزند که از ۱۵ بهمن ماه در تماشاخانه باران روی صحنه رفته است به دلیل استقبال مخاطبان تا ۱۳ اسفندماه اجرا می شود.

    این اثر روایتگر داستان ۷ دوست در یک مهمانی خداحافظی است که با یکدیگر مافیا بازی می‌کنند و به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آن ها باز می شود.

    نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان در این اثر نقش آفرینی می‌کنند. همچنین بابک قهرمانی تهیه‌کننده، منوچهر شجاع طراح صحنه، پژمان عبدی دستیار کارگردان، برنامه ریز و مدیر تولید، زهرا آقاپور منشی صحنه، حمیدرضا صفوی برنا مدیر صحنه، حمیدرضا جدیدی دستیار صحنه، هادی بادپا دستیار طراح صحنه، صدا گلچهر دامغانی، وحید یعقوبیان تبلیغات و طراح پوستر و بروشور، مهرانگیز قهرمانی و غزل نهانی امور رسانه دیگر عوامل اجرایی این اثر هستند.

    افروز فروزند نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، پس از ۱۲ سال دوری از تئاتر، سال ۹۴ نمایش «بهمن» را در سالن سایه مجموعه تئاترشهر به صحنه برد که به عنوان پرفروش‌ترین نمایش این سالن معرفی شد.

    نمایش «مافیا» هر شب ساعت ۲۱ در تئاتر باران واقع در خیابان فلسطین، پایین‌تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲ به صحنه می رود.

    عکس از سارا ثقفی

  • نمایش مافیا

    نمایش مافیا

    📍 تئاتر باران
    📅 جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ تا يكشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵
    ⏰ ۲۱:۰۰
    ⏳ ۱ ساعت و ۲۵ دقیقه
    💳 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

    نویسنده و کارگردان: افروز فروزند
    بازیگران: نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان و با صدای گلچهر دامغانی
    تهیه کننده: بابک قهرمانی
    طراح صحنه: منوچهر شجاع
    دستیار کارگردان، برنامه ریز و مدیر تولید: پژمان عبدی
    منشی صحنه: زهرا آقاپور
    مدیر صحنه: حمیدرضا صفوی برنا
    دستیار صحنه: حمیدرضا جدیدی
    دستیار طراح صحنه: هادی بادپا
    عکاسان: مصطفی قاهری، تایماز رضوانی، بهادر باستان حق
    طراح پوستر و بروشور: وحید یعقوبیان
    امور رسانه: مهرانگیز قهرمانی، غزل نهانی
    خلاصه: هفت دوست در یک میهمانی خداحافظی جمع می شوند و با هم مافیا بازی می کنند و به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آنها باز می شود.

  • تازه‌ ترین اثر افروز فروزند به صحنه می‌ رود/

    تازه‌ ترین اثر افروز فروزند به صحنه می‌ رود/

    نمایش «مافیا» به کارگردانی افروز فروزند و با حضور نگار عابدی به عنوان یکی از بازیگران این اثر در تماشاخانه باران به صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، افروز فروزند تازه‌ترین نمایش خود با نام «مافیا» را بعد از سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در تئاتر باران به صحنه می‌برد. این اثر روایتگر داستان ۷ دوست در یک مهمانی خداحافظی است که با یکدیگر مافیا بازی می کنند و به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آنها باز می شود.

    نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان در این اثر نقش آفرینی می‌کنند. همچنین بابک قهرمانی تهیه‌کننده، منوچهر شجاع طراح صحنه، پژمان عبدی دستیار کارگردان، برنامه ریز و مدیر تولید، زهرا آقاپور منشی صحنه، حمیدرضا صفوی برنا مدیر صحنه، حمیدرضا جدیدی دستیار صحنه، هادی بادپا دستیار طراح صحنه، وحید یعقوبیان تبلیغات و طراح صحنه و بروشور، مهرانگیز قهرمانی امور رسانه دیگر عوامل اجرایی این اثر هستند.

    نمایش «مافیا» ۱۵ بهمن ماه تا ۶ اسفندماه ساعت ۲۱ در تئاتر باران واقع در خیابان فلسطین، پایین‌تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲ به صحنه می‌رود.

    افروز فروزند نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، پس از ۱۲ سال دوری از تئاتر، سال ۹۴ نمایش «بهمن» را در سالن سایه مجموعه تئاترشهر به صحنه برد که به عنوان پرفروش‌ترین نمایش این سالن معرفی شد.