برچسب: نمایش روزهای بی باران

  • «روزهای بی‌باران» پس از هشت سال به صحنه برمی‌گردد

    «روزهای بی‌باران» پس از هشت سال به صحنه برمی‌گردد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مدیر رسانه و تبلیغات اثر، امین بهروزی، نویسنده و کارگردان تئاتر به‌زودی نمایش «روزهای بی‌باران» ار عمارت هما روی صحنه خواهد برد.

    «روزهای بی‌باران» عنوان نمایشنامه‌ای از بهروزی است که برای اولین بار در بخش تازه‌های تئاتر و مسابقه تئاتر ایران در سی‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر روی صحنه رفت و پس از آن در سال 1397 ابتدا در سالن سایه تئاتر شهر و پس از آن در سالن یک پردیس تئاتر شهرزاد میزبان مخاطبان شد.

    این هنرمند، همچنین نمایش «روزهای بی‌باران» را به دعوت کمپانی گلوب در تفلیس گرجستان و در قالب یک اجرای عمومی به صورت رپرتوار به نمایش گذاشت.

    او اکنون پس از گذشت هشت سال از آخرین اجرای این نمایش به کارگردانی خودش در ایران، آن را در سالن 2 عمارت هما روی صحنه خواهد برد.

    «روزهای بی‌باران» عاشقانه‌ای است درباره انتخاب و جای خالی آدم‌ها، درباره دو کلمه‌ای که سرنوشت ما را رقم می‌زند.

    اطلاعات تکمیلی این اثر نمایشی به‌زوی منتشر خواهد شد.

  • نمایش «روزهای بی‌باران» در شیراز

    نمایش «روزهای بی‌باران» در شیراز

    نمایش «روزهای بی‌باران» از ۲ تا ۷ مرداد ماه هر شب دو اجرا در تماشاخانه استاد سپاسدار شهرستان شیراز خواهد داشت.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «روزهای بی‌باران» به کارگردانی امین بهروزی در ادامه اجرای موفقش در سالن سایه مجموعه تاتر شهر از دوم تا هفتم مرداد ماه در شیراز روی صحنه می‌رود.

    «روزهای بی‌باران» هر شب دو اجرا در تماشاخانه استاد سپاسدار شهرستان شیراز خواهد داشت. سجاد افشاریان، وحید آقاپور، نازنین احمدی، سوگل خلیق در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

    «روزهای بی‌باران» نمایشی رئالیستی است درباره عشق. این نمایش تلاش می‌کند روایتی متفاوت از بودن ما در کنار دیگری خلق کند. بودنی که با نبودن دیگری معنایش را از دست می‌دهد، نمایشی عاشقانه درباره جای خالی آدم‌ها.

    این نمایش هر شب ساعت ۱۹ و ۲۱ در تماشاخانه استاد سپاسدار روی صحنه می‌رود.

    دیگر عوامل این نمایش عبارتند از طراح صحنه: کامیاب امین عشایری، طراح لباس: شهرزاد مظاهری، برنامه ریز و دستیار کارگردان: صالح علوی زاده، دستیار دوم کارگردان: یگانه خدیوی، مدیر اجرا: محمد مرادی، مدیر فرهنگی و مشاور امور رسانه: مریم نراقی، تبلیغات مجازی: امیر قالیچی، عکاس: گلشن قربانیان، مدیر صحنه: مریم بهروزی، منشی صحنه: مهدی بهروزی، طراح پوستر و بروشور: شهاب اشتری، طراح تیزر: نازنین احمدی، دستیار طراح صحنه: وهاب یحیی زاده، دستیار طراح لباس: الهه رجبی، مترجمان به زبان انگلیسی: صالح علوی زاده، شهرزاد مظاهری.

  • «روزهای بی باران» به گرجستان می‌ رود

    «روزهای بی باران» به گرجستان می‌ رود

    امین بهروزی نمایش «روزهای بی‌باران» را در شهر تفلیس گرجستان کارگردانی می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، تسندرو ملویشولی استاد دانشگاه و مدیر تیاتر گلوب بعد از تماشای نمایش «روزهای بی باران» در جشنواره تئاتر فجر از امین بهروزی دعوت کرد تا این نمایش را با بازیگران و عوامل گرجستانی در تفلیس کارگردانی کند.

    در حالی که نمایش «روزهای بی باران» این روزها در سالن سایه تئاتر شهر روی صحنه است، بهروزی اخیرا به مدت چند روز به تفلیس سفر کرده تا بازیگران خود را انتخاب کند.

    این کارگردان درباره حضور خود در تفلیس و تئاتر گلوب گفت: تئاتر گلوب که متشکل از فارغ التحصیلان تئاتر و بازیگران حرفه ای گرجستان است، شرایط مناسبی را برای شروع پروژه فراهم کرده است. در سفر اول ملاقاتی با تمام بازیگران داشتم و از میان آنها چهار بازیگر انتخاب شدند و تمرین های مقدماتی انجام شد.

    وی افزود: بازیگران گرجستانی انگیزه فراوانی برای این پروژه دارند. آنها قبل از حضور من چندین بار نمایشنامه را خوانده بودند و به شدت به این نمایشنامه علاقمندند. بیشترین نگرانی من تطابق فرهنگی نمایشنامه بود که خوشبختانه بعد از حضور در گرجستان متوجه شدم تمام لحظات نمایشنامه برای آنها قابل فهم است و نیاز به تغییر چندانی نداریم.

    این کارگردان ادامه داد: به سرعت ارتباط خوبی بین من و بازیگران گرجستانی برقرار شد و به راحتی یکدیگر را درک می کنیم. قرار بر این است که مدتی بعد برای تمرین های نهایی و سپس اجرای «روزهای بی باران» به تفلیس سفر کنم و از اینکه این نمایشنامه علی رغم بومی بودنش توانسته با آنها ارتباط برقرار کند بسیار خوشحال هستم.

    وی در پایان گفت: همچنین طبق توافق انجام شده قرار است «روزهای بی باران» با حضور بازیگران ایرانی نیز در تفلیس روی صحنه برود و همچنین گروه گرجستانی اجراهایی را در ایران داشته باشند.

  • مردی در آستانه انتخاب بین مرگ و فراموشی

    مردی در آستانه انتخاب بین مرگ و فراموشی

    وحید آقاپور بازیگر نمایش «روزهای بی باران» با اشاره به قرائتی که در این نمایش از عشق بیان می شود، عنوان کرد اگر به جای شخصیت اصلی نمایش مجبور به تصمیم گیری می‌شد، برعکس او عمل می کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، وحید آقاپور بازیگر تئاتر که این روزها با نمایش «روزهای بی باران» روی صحنه تالار سایه است با اشاره به مفاهیم مستتر در این اثر نمایشی و پرسشی که در ذهن مخاطب شکل می دهد به مهر گفت: یکی از جذابیت های اصلی نمایش «روزهای بی باران» مطرح کردن پرسشی اساسی و بنیادین درباره معنا و مفهوم زندگی است و اینکه جوهر اصلی زندگی چیست.

    وی ادامه داد: در این نمایش چنین پرسش مهمی طرح می شود و کاراکتر اصلی دست به انتخاب می زند. در «روزهای بی باران» پوریا که من نقشش را برعهده دارم در سرش توموری دارد که اگر آن‌ را با جراحی خارج کند باعث از دست دادن حافظه‌اش می شود و حفظ تومور نیز مرگش را به همراه دارد. اینجاست که پوریا باید تصمیم مهمی بگیرد؛ اینکه بماند و همه خاطرات و گذشته و عشقش را فراموش کند یا اینکه همه اینها را حفظ کند اما مدت کوتاهی زنده بماند.

    آقاپور متذکر شد: نکته جالب این است که این پرسش و مساله مهمی که در «روزهای بی باران» مطرح می شود به شکل امروزی و ملموس و در جریان مناسبات زندگی عرضه می شود تا برای مخاطب قابل درک باشد. این پرسش ظاهر ساده ای دارد اما به مساله مهمی اشاره دارد و بار فلسفی زیادی را با خود حمل می کند. شیوه اجرایی که امین بهروزی کارگردان نمایش انتخاب کرده، باعث می شود مخاطب بی واسطه و مستقیم وارد کار شود. من به عنوان بازیگر در نمایش هایی که کار کردم کمتر با این ویژگی روبرو شدم به همین جهت از این منظر «روزهای بی باران» یکی از نمایش هایی بود که بازی در آن را با اشتیاق پذیرفتم.

    بازیگر نمایش «سوراخ» درباره ارتباطی که با نقش برقرار کرده است، گفت: تلاش کردم در این نمایش خودم را کاملا با جهان پوریا وفق دهم، به جای او فکر کنم و خودم را در موقعیت او قرار دهم. در واقع خودم را در مقابل چنین پرسشی قرار دادم که اگر جای پوریا بودم چه واکنشی نشان می دادم و دوست داشتم بمانم و خاطره ای از گذشته نداشته باشم یا اینکه بمیرم.

    وی در پاسخ به این پرسش که اگر جای شخصیت پوریا بود چه عکس العملی نشان می داد، بیان کرد: من اگر جای پوریا بودم دوست داشتم بمانم و دلیل ماندنم هم به خاطر ملاحظه دیگران را کردن است. چون به نظرم همه ما ملزم هستیم از نگاه خانواده و اطرافیانمان هم به این قضیه نگاه کنیم. در زندگی روزمره، انسان با سختی هایی مواجه می شود که گاهی آرزو می کند کاش بمیرد یا اینکه اصلا به دنیا نمی آمد تا این مشکلات برایش رخ نمی داد اما بعد که کمی فکر می کند به معنای وسیع تر و کامل تر از زندگی می رسد معنایی که زندگی را از وضعیت فردی خارج می کند. زندگی ما کاملا متعلق به خودمان نیست و بخش زیادی از زندگی مان به دیگران وابسته است که به نظرم این معنای انسانی زندگی ما آدم هاست.

    آقاپور درباره پرداخت مینیمال در شیوه اجرایی و تاثیری که بر کار بازیگران داشته است، توضیح داد: از همان ابتدا قرار بود این نمایش به شیوه کمینه گرایی به صحنه برود. ما حتی در همین فضای ساده هم میزانسن حرکتی نداریم و کاراکترها مثل دنیای واقعی و زندگی روزمره شان غالبا نشسته یا ایستاده دیالوگ می گویند. معتقدم حذف برخی وسایل، آکسسوار و زوایدی که کمکی به داستان نمی کند یکی از جذابیت های اجرا است. در این نمایش هم تاکید روی مضمون مورد نظر است و شاید اگر به شکل دیگری نمایش اجرا می شد، نمی توانست ارتباط لازم را با مخاطب برقرار کند.

    وی یادآور شد: مساله مهمی که در این نمایش مطرح می شود، عشق است چون همه ما برای کسی که دوست داریم زندگی می کنیم اما قرائت پوریا از عشق متفاوت از فرد دیگری است و معتقد است اگر خاطره ای از عشقش نداشته باشد این عشق برایش بی معنا می شود.

    وی در پایان درباره دیگر فعالیت هایش اضافه کرد: قرار است از ۱۲ مردادماه نمایش «ایوانف» به کارگردانی امیر رضا کوهستانی را که ۵ سال قبل در تماشاخانه ایرانشهر اجرا شده بود مجددا به صحنه ببریم.

    نمایش «روزهای بی باران» نوشته و کارگردانی امین بهروزی با بازی وحید آقاپور، سجاد افشاریان، نازنین احمدی، سوگل خلیق تا ۲۹ تیرماه ساعت ۲۰ در تالار سایه تئاتر شهر به صحنه می رود.

  • نقدی بر نمایش روزهای بی باران نوشته و کار امین بهروزی

    نقدی بر نمایش روزهای بی باران نوشته و کار امین بهروزی

    رضا آشفته: روزهای بی باران ما را در مواجهۀ با مرگ متوجه زندگی به عنوان امری میرا و ویران شدنی می گرداند. این آگاهی هم می تواند تلخ و تراژیک باشد چون بن مایۀ هستی بر پایۀ نظر متفکری چون بودا رنج است و هم می تواند شیرین تلقی شود چون تنها راه بیرون رفت از این رنج همانا مرگ است و باید در گذر از زندگی به مرگ متوجۀ گذر زمان شد.

    به گفتۀ امیل سیوران: از آنجا که مرگ خود تعادل است، زندگی و عدم تعادل از یکدیگر تمیزناپذیرند: یک مثال منحصر به فرد برای دو واژۀ کاملا مترادف… زمان، تنها برای بیماران درمان ناپذیر مفهومی مطلق است.
    بنابراین در این بازی که در نمایش روزهای بی باران به تماشا درمی آید، ما متوجۀ مرگ یکی می شویم که دچار بیماری لاعلاج است و این زمان را مطلق می کند برایش و باید که سخت بگذرد اما در پذیرفتن این بیماری است که همه چیز واژگون می شود و مسیر سرنوشت و عاقبت دیگرگونه ای را پیش پایشان می گذارد و این همسر فرد بیمار است که دچار زمانی مطلق خواهد شد که یاد مرد را هرگز از خطر پاک نمی کند. همچنین پزشک که او هم دچار چنین حس و حالی است.
    روزهای بی باران دربارۀ گذر از زندگی و پذیرفتن مرگ است. واقع شدن در برزخ مرگ و زندگی برای بسیاری از بیماران و افرادی که در نبرد و جنگ و کارهای سخت و خطرآفرین مواجه هستند، امری پذیرفتنی است. در این نمایش هم روابط چند نفر بر پایه همین جدایی ها از همدیگر دارد به تماشا در می آید. مهرداد (سجاد افشاریان) پزشک و جراح که در کلن آلمان تحصیل کرده در بازگشت به ایران دلتنگ حضور بارانی است که برای همیشه در کنارش نخواهد بود چون او در همان روزهای تحصیل مهرداد بر اثر تصادف خودرو جان سپرده است. حالا مهرداد با درد بیماری سخت دوستش پوریا (وحید آقاپور) همراه شده است و نمی داند چگونه او و همسرش شبنم (سوگل خلیقی) را متوجۀ این تومور مغزی کند که برایش دو حالت پیش بینی می شود:
    اولی؛ عمل نکردن و مردن
    دومی؛ عمل کردن و از دست دادن حافظه برای همیشه
    در نهایت از این وضع مطلع می شوند و پوریا هیچ امیدی برای زندگی بدون حافظه ندارد هر چند شبنم اصرار می کند که زنده بماند و همه گونه از او پرستاری می کند به این امید که روزی حافظه اش برگردد.
    امین بهروزی در فضایی مینی مال به لحاظ متن و امکانات صحنه ای و حتا کنترل حس در میان بازیگران است که درد ناشی از جدایی ناخواسته پوریا و شبنم را به تماشا درآورد. وضعیتی که ملودرام است اما بر اساس این داده پردازی های گفته شده، به سمت ماجرایی کمدی- تراژدی پیش رفته است چون پوریا مدام طنازی می کند برای اینکه نمی خواهد لحظات تلخ را برای خودش و دنیای پیرامونش رقم بزند و البته چنین وضعیتی رقم خورده است.
    در این بین صحنه تبدیل به ۵ پاره مساوی تقسیم شده است که در هر پاره روی کف و دیوار خطوط پیوسته ای هست که کلیت ماجراها را دربرخواهد گرفت که شامل بیمارستان، خانۀ خواهر مهرداد و خانۀ شبنم خواهد شد. مهرداد خط رابط مکان ها، زمانها و روابط و در نهایت نقل رویدادهاست. او یک راوی است که از دردهای خود که شامل مرگ باران، مرگ مادر و طلاق خواهر می شود به بیماری و مرگ دوستش پوریا و جدایی او با شبنم پل می زند. زیبایی کار هم بریدن از احساسات رایج و کلیشه شده است که در واقع می خواهد ما را نسبت به مرگ و جدایی به لحاظ فکری حساس تر کند و این گونه است که موفق می نماید. در جایی نیز مهرداد رودررو به تماشاگران همین مرگ و زندگی بدون حافظه را از آنها می پرسد و این پرسش می تواند پاسخ های متنوعی را به دنبال داشته باشد. اینکه بشود در تئاتر آدمها را آماده کرد برای اینکه مواجهه با مسائل در شرایط سخت و غیر قابل باور را تمرین کنند خودش راه حلی برای تفکر پیرامون مسائل با اهمیت در زندگی است و هیچ جایی بهتر از تئاتر نیست که به شکل زنده و پویا ذهن را درگیر خواهد کرد. چالشی که نتیجه بخش است و پیامدش آماده تر شدن برای گذر از بحران هاست.
    زبان در این متن چند گانه است چون قرار است که همدیگر را به بازی بگیرند. این بازی که از روی سود و زیان نیست بلکه از برای گذر از قلمرو ناراحتی و اندوه به وادی خیال است. انسان به قاعدۀ ملاحظه گرایی هایش هیچگاه راحت و صریح نیست و به همین دلیل نیز زبانش گاهی گرفتار چالش ها و پنهان گویی ها و حتا دروغ و تهمت می شود و حتا دربرگیرندۀ توهم و فانتزی و خیال پردازی نیز خواهد شد. مهرداد پزشک است اما در برابر پوریا و شبنم دچار عدم صراحت است چون نمی داند کی و چگونه باید حقیقت دردناک تومور را آشکار کند که منجر به جدایی این عشق جاودانه خواهد شد.
    زبان آن واسطۀ جهان شمولی است که از طریق آن تفاهم بین انسانها میّسر می شود. گفت­وشنود درواقع به منزلۀ همان فرایند دستیابی به تفاهم است. از سوی دیگر، تفاهم وابسته به تفسیر است، بدین معنی که تنها از طریق تفسیر گفت­وشنود فهم پذیر می شود؛ و تفسیر تنها در واسطۀ یک زبان می تواند صورت گیرد. (صاحب جمعی، ۱۳۸۹: ۳۵)
    زبان چند گانگی خود را به دلیل چالش پنهان آدمها پیداکرده است و انگار امری تحمیلی و به ناچار باشد. شبنم در سادگی و ندانستگی سیر می کند چون گنگ است و دلش عاشقانه برای تندرستی یارش می تپد اما ملایم است و قدردان که در این بازی در نهایت بازنده است و این امر طبیعی است که انگار طبیعت سرنوشت محتوم را به جدایی این دو دلداده می کشاند و این وضعیت را دردناک می کند. آوا خواهر مهرداد (نازنین احمدی) که از شوهرش طلاق گرفته و در چالوس به تنهایی زندگی می کند به ناچار دروغ می گوید و این نوعی توهم و فانتزی است برای ترمیم زندگی بر باد رفته که هنوز در حسرت گذشته و شوهر سابقش به سر می برد. مهرداد عاشق و ویران است و تجربۀ از دست دادن باران او را گرفتار توهم بودنش کردن است و بین دروغ و زیبایی ناشی از خیال به سر می برد و به همین سادگی سخت است برایش برملاشدن بیماری پوریا و از بین رفتن رابطۀ عاشقانه اش با شبنم و به ناچار کتمان می کند و می گریزد از حقیقت اما پوریا بیشتر یاوه می گوید و حرف مفت می زند که از حقیقت و هستی وجودی خویش دوری کند.
    افلاطون معتقد بود که اندیشه، گفت­وشنود روح است با خود که چه در سکوت یا در گفتار، مدام در صورت مفاهیم شکل می گیرد… زبان تجلی و تجسم بیرونی ذهنیات آدمی است: زبان روح، و روح زبان است. (همان، ۵۵)
    بنابراین در اینجا تعارضاتی اگر به لحاظ جنس واژگان و نحوۀ کژتابی این آدمها به میان می آید حتما پیامد روح پریشان ایشان است که نمی خواهند با ملاحظات معین گویندۀ حال ناخوش خویش باشند مگر شبنم که در سادگی و ندانستگی هایش غرق در رویای شیرین و مثبتی است که در آن حال خوشش را در تندرستی و بازگشت دوبارۀ همسرش به زندگی می جوید.
    در این بازی، پوریا برای گریز از بیماری لاعلاج دچار یاوه گویی و حرف مفت است و زبانش در جنگ با خود است تا اینکه بخواهد دیگران را دور بزند:
    در جریان زندگی روزانه و روابط متقابل آدمها با یکدیگر، حرف مفت نمایندۀ بی تفاوتی و بی اعتنایی نسبت به حقیقت است. درواقع، بنیاد مفهوم حرف مفت بر اساس نبود هرگونه عنایت و توجه به حقیقت و واقعیت است. آنکه دروغ می گوید، بنابر تعریف، با حقیقت آشناست وگرنه آنچه می گفت دروغ نمی بود. پس دروغگویی مستلزم آگاهی از حقیقت است. در حالیکه حرف مفت هیچ پیوندی با حقیقت ندارد. (همان، ۱۴۷)
    بنابراین این آدمها بی آنکه بخواهند و بدانند مقابل هم صف آرایی کرده اند با آنکه مدعی عشق (شبنم و پوریا) و دوستی (مهرداد و پوریا) هستند اما ناچارا همدیگر را دارند پس می زنند که به مراد دلشان برسند که درواقع نابودی از آن ایشان می شود. هم شبنم که نمی تواند پوریا را به زندگی گیاهی دعوت کند و هم مهرداد که نمی تواند در درمان معجزه­گر باشد؛ یعنی در تلاطمات و طغیان طبیعی به قاعده از پیش تعین شده، انسان به ناچار کم می آورد و شکست می خورد.
    در روزهای بی باران مفاهیم بر اذهان غالب می شوند و گاهی بغضی می آید و رعدآسا می گذرد اما نمی شود با آن به راحتی کنار آمد. مگر در خلوت که هر یک از ما که به تماشایش نشسته ایم مثل یک روز بارانی اشک بریزیم و اما در نهایت سکوتی فراگیر و ابدی شامل حالمان می شود و انگار درنگی است دامنه دار با واژگانی صُلبی که ما را در خود فرو می کند:
    بیهودگی، عدم قطعیت، ناامنی، آسیب­پذیری –اینها واژه هایی هستند که معمولا معنای ضمنی منفی ای را می رسانند. ما معمولا حواسمان به این احساسات هست و در تلاشیم به هر نحو ممکن از آنها اجتناب کنیم. اما بی اساسی چیزی نیست که لازم باشد از آن دوری کنیم. همان احساسی که وقتی در معرضش قرار می گیریم بسیار نگران کننده به نظر می آید می تواند به منزلۀ آرامش زیاد، به منزلۀ رهایی از تمامی محدودیتها تجربه شود. می تواند به منزلۀ ذهنی بی طرف و آرمیده تجربه شود که ما را شاد و سرحال می کند. (چُدرُن، ۱۳۹۳: ۱۵۲ و ۱۵۳)
    ما در روزهای بی باران با خرده پیرنگهایی مواجه هستیم:
    ۱. مهرداد و باران که جدایی ابدی گریبانگیر مهرداد است که به دلیل گرفتن مدرک پزشکی به غربت رفته و در نبودنش عشق هم بر فنا رفته است.
    ۲. مهرداد و مادر که باز هم در غربت با خبری کوتاه که مامان مُرد، برای همیشه این ارتباط عاشقانه نیز از هم گسسته است.
    ۳. پوریا و شبنم که تومور مغزی که درمان ناپذیر است چون درمان توام با بی حافظگی دلالت بر مرگ درونی است و هویت باختگی است.
    ۴. آرام و همسرش که طلاق تا ابدیت این رابطه را به جدایی و دوری انجامیده است هر چند زن فانتزی حضور مرد را مرور می کند.
    در این بازی تنها پوریا محور اصلی است که به تماشایش نشسته ایم و بقیه موارد روایت می شوند که این وضعیت را تحت الشعاع خود قرار می دهند و چون زنجیره ای دردناک بر سلسله اعصاب آدمی حرکت می کند که ما چون قطاری رنج را با خود یدک خواهیم کشید.
    پیامد این خرده پیرنگها همانا جُدایی است که روح را می گستراند در انزوای فرد که در سوگ یار همنشین اندوه و ماتم است و چه حیف که ما کمتر فرصت آموزش می یاب
    یم که باید از این دور باطل بیرون بیاییم و زندگی را با همۀ صلابت و شادابی اش برای بهتر زیستن تداوم دهیم.
    هیچ انسانی به دنبال زندگی کسالت آور نیست. کسالت معمولا نتیجۀ داشتن زندگی بی معنا و بدون هدف است. کسانی کسل محسوب می شوند که فراتر از اهداف شخصی خود، هدفی در زندگی ندارند. با پذیرش تحلیل [آلدو] لئوپلد [زیست شناس طبیعت وحشی] راه دوری از رخوت در زندگی پیش روی ما، به دست آوردن فرصتهای بیشتر است. هر چند برای کسب آن، امنیت، رفاه، و آسایش مان کمتر شود. یا حتی به قیمت از دست دادن زندگی پر نشاط باشد. (استن رو: ۱۳۸۷: ۱۵۲)

    منابع:
    چُدرُن، پِما، زیبا زندگی کنید، برگردان مهین خالصی، تهران، انتشارات ققنوس، چ اول، ۱۳۹۳.
    رو، استن، و دیگران، دربارۀ معنای زندگی، برگردان محمد قلی پور و رضا دانشمندی، مشهد، نشر مرندیز، چ اول، ۱۳۸۷.
    سیوران، امیل، قطعات تفکر، برگردان بهمن خلیقی، تهران، نشر مرکز،، چ دوم، ۱۳۹۲.
    صاحب جمعی، حمید، خانۀ هستی (زبان، اندیشه، و خرد)، تهران، نشر ثالث، چ اول، ۱۳۸۹.

  • تعطیلی اجراها در شب‌ های قدر

    تعطیلی اجراها در شب‌ های قدر

    تعطیلی اجراهای تئاتر شهر در شب های قدر و ایام شهادت حضرت علی (ع) و دو اجرایی شدن نمایش «روزهای بی باران» در سوم، دهم و یازدهم تیرماه دو خبر از مجموعه تئاتر شهر هستند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، با انتشار اطلاعیه ای برنامه زمان بندی تعطیلی اجراهای نمایشی مجموعه تئاتر شهر همزمان با شب های گرامی قدر و ایام شهادت حضرت علی (ع) اعلام شد. برنامه زمان بندی تعطیلی اجراهای نمایشی این مجموعه همزمان با شب های گرامی قدر و ایام شهادت حضرت علی (ع) به ترتیب زیر اعلام می شود: نمایش «مجلس ضربت زدن» به کارگردانی محمدرحمانیان در تالار اصلی روزهای یکشنبه ششم ، دوشنبه هفتم و سه شنبه هشتم تیرماه اجرایی ندارد. این در حالی است که نمایش «بیگانه» به کارگردانی مسعود دلخواه در تالار چهارسو از روز جمعه چهارم تیر تا سه شنبه هشتم تیر به صحنه نخواهد رفت. نمایش «روزهای بی باران» به کارگردانی امین بهروزی در تالار سایه نیز از روز جمعه چهارم تیرتا چهارشنبه نهم تیر اجرایی ندارد. نمایش «روزهای بی باران» سه روز در دو نوبت به صحنه می‌رود نمایش «روزهای بی باران» به نویسندگی و کارگردانی امین بهروزی روزهای سوم، دهم و یازدهم تیرماه در دو نوبت روی صحنه می رود. طبق برنامه ریزی های انجام گرفته این اثر نمایشی در روزهای یاد شده ساعت ۱۹ و ۲۱:۱۵ میزبان علاقه مندان تئاتر خواهند بود. نمایش «روزهای بی باران» به نویسندگی و کارگردانی امین بهروزی و بازی وحید آقاپور، سجاد افشاریان، نازنین احمدی و سوگل خلیق در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر میزبان دوستداران نمایش است.

  • «روزهای بی باران» دو اجرایی شد

    «روزهای بی باران» دو اجرایی شد

    دو اجرایی شدن نمایش «روزهای بی باران» در روزهای اول و دوم تیر و اعلام اسامی عوامل نمایش «راپورت های شبانه دکتر مصدق» به کارگردانی اصغر خلیلی دو خبر از تئاتر هستند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «روزهای بی باران» به کارگردانی امین بهروزی روزهای سه شنبه و چهارشنبه هفته جاری در دو نوبت میزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود.

    این اثر نمایشی که از روز پنجشنبه ۲۷ خرداد ماه اجرای خود را در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر آغاز کرده است، روزهای سه شنبه اول و چهارشنبه دوم تیرماه در دو نوبت ساعت های ۱۹ و ۲۱:۱۵ پذیرای مخاطبان است.

    نمایش «روزهای بی باران» به نویسندگی و کارگردانی امین بهروزی با بازی وحید آقا پور، سجاد افشاریان، نازنین احمدی، سوگل خلیق در تالار سایه میزبان دوستداران تئاتر است.

    عوامل نهایی «راپورت‌های شبانه دکتر مصدق» معرفی شدند

    بازیگران و عوامل نمایش«راپورت‌های شبانه دکتر مصدق» تازه‌ترین تولید گروه تئاتر «تجربه نو» به نویسندگی و کارگردانی اصغر خلیلی که برهه‌هایی از زندگی محمد مصدق یکی از معروف‌ترین چهره‌های سیاسی ایران را به تصویر می‌کشد، معرفی شدند.

    بازیگران این نمایش به ترتیب ورود به صحنه عبارتند از: فرهاد آئیش (دکتر مصدق)، رویا میرعلمی (خدیجه دختر مصدق)، ایرج راد (روزولت)، علیرضا زمانی‌نسب (رشیدیان)، علیرضا آرا (سرلشگر زاهدی)، علی نیکزاد (رئیس مجلس)، رضا بهبودی (نماینده موافق)، خسرو امیری (نماینده فدوی)، امین زارع (نماینده مجلس ممتنه)، علی محمد رادمنش (نماینده مخالف)، نرگس محمدی (خانوم رئیس)، خسرو احمدی (گنده لات)، پیمان شیخی (گوینده رادیو)، حمیدرضا کاظمی‌پور (سرتیپ دفتری)، فاطمه مردانی (اشرفی)، نگین ابدالی (ملکه)، شیوا دیناروند (بی ام و)، حامد نظامی (نصیری)، منوچهر علیپور (رئیس دادگاه)، محمد سیاه پوش (انتظام)، یزدان منصوری (گیلانشاهی)، محمد یادگاری (اردشیر زاهدی)، مسعود حاجی ها (گارسون)، وحید امینی (گارسون)، صادق کیانی مقدم (زورگیر تهران)، ایوب دمان (زورگیر شهرنو)، یکتا حصار سرخی (کودک)، نیما اولیایی (کودک)، علیرضا اسدی جوزانی (نماینده حزب ملت ایران)، کوروش اشراقی (نماینده حزب زحمتکشان ایران)، مریم امینی (نماینده حزب زحمتکشان ایران)، امیر عباس باغی (نماینده حزب ملت ایران)، حجت بیات (نماینده نیروی سوم)، علی هادی پسیان (نماینده نیروی سوم)، رها پور رستمی (دانشجو معترض)، احمد جعفری (دانشجو معترض)، مصطفی جنتی (نماینده جامعه بازرگانان و اصناف)، شیما جهانگیری (نماینده پیشه وران تهران)، لیلا حقانی (دانشجو معترض)، ساحل داوودی (دانشجو معترض)، دنیا رحیمی (نماینده پیشه وران تهران)، مهدی رزمگاه (دانشجو معترض)، بهنام سوزنی (نماینده سندیکای ملی ایران)، محمد محسن شفیعی (نماینده جمعیت آزادی مردم ایران)، زهرا شیخی اسدی (نماینده سندیکای ملی ایران)، سمیه صباغ (نماینده جمعیت آزادی مردم ایران)، آوا عاقل (نماینده حزب ایران)، فاطمه قدیمی (نماینده نیروی سوم)، رضاکاشی لو (نماینده حزب ایران)، رضوان کرباسی (نماینده حزب ایران)، مجتبی کریمی (سردسته مطربان)، شهرزاد کیانی (سردسته دوره گردان)، مائده کیوانی (نماینده مطربان)، علی اکبر مجد راد (نماینده دوره گردان)، علی محمدی (نوچه لات)، بهرنگ نیرومند (نوچه لات)، فاطمه ولی خانی (مخالف رفراندوم).

    همچنین محمدرضا منصوری تهیه کننده، حیدر رضایی دستیار کارگردان و برنامه ریز، شیوا دیناروند دستیار دوم کارگردان، مهلا پاکدامن منشی صحنه، سارا کریمیان منشی صحنه کودتا، بهزاد بابایی مدیر صحنه، سیدحسین رضایی مدیر صحنه کودتا، متین سلیمی پژوهش سیاسی، اصغر خلیلی طراح صحنه، علی طهرانچی طراح آکسسوار صحنه و مدیر ساخت دکور، مازیار رافتی، امیررضا هرمزی، فراز فرازبخت، فاطمه احمدی، مجتبی خلیلی دستیاران ساخت دکور، علی تهرانچی ساخت مجسمه، الهام شعبانی طراح لباس، سما ستوده، مبینا استادعلیرضا دستیار لباس، زهره سلیمی پناه خیاط، مسعود رنجبر طراح نور، ماریا حاجیها طراح گریم، محمدرضا منصوری آواز و موسیقی، مهراد نوبخت پور تنظیم کننده قطعات موسیقی، علی سلیمانی مجری طرح، پیمان شیخی مدیر اجرایی، مهدی آشنا عکاس تمرینات و اجرا، فهیمه حکمت اندیش عکاس VIP ، پیمان شیخی مشاور رسانه، مهرانگیز قهرمانی مدیر روابط عمومی، مریم سلیمی مدیر روابط بخش بین‌الملل، یحیی پاکدل گرافیک تئاتر، سینا پاکدل تصویربرداری، علیرضا شمدانی مدیر تولید دیگر عوامل اجرایی این نمایش‌اند.

    نمایش «راپورت‌های شبانه دکتر مصدق» به نویسندگی و کارگردانی اصغر خلیلی از ۲۰ تیرماه در تالار وحدت به صحنه می‌رود.

  • تئاتر شهر ۲۶ خرداد تعطیل است

    تئاتر شهر ۲۶ خرداد تعطیل است

    آغاز اجرای نمایش «روزهای بی باران» از ۲۷ خردادماه و تعطیلی یک روزه تئاتر شهر به مناسبت سالروز وفات حضرت خدیجه (س) دو خبر از این مجموعه هستند.

    به گزارش تئاتر آنلاین و به نقل از مهر، نمایش «روزهای بی باران» در تالار سایه تئاتر شهر به صحنه می رود. نمایش «روزهای بی باران» به نویسندگی و کارگردانی امین بهروزی از روز پنجشنبه ۲۷ خرداد ماه در تالار سایه تئاتر شهر اجرای خود را آغاز می کند.

    «روزهای بی باران» عنوان نمایشی به نویسندگی و کارگردانی امین بهروزی است که از روز پنجشنبه ۲۷ خرداد ماه اجرای خود را در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر آغاز می کند.

    «روزهای بی‌باران» نمایشی رئالیستی درباره عشق است. این نمایش تلاش می‌کند روایتی متفاوت از بودن ما در کنار دیگری خلق کند؛ بودنی که با نبودن دیگری معنایش را از دست می‌دهد، نمایشی عاشقانه درباره جای خالی آدم‌ها.

    در این اثر نمایشی که پیش از این نیز در جشنواره بین المللی تئاتر فجر روی صحنه رفته بود سجاد افشاریان، وحید آقاپور، نازنین احمدی، سوگل خلیق به عنوان بازیگر حضور دارند. این در حالی است که کامیاب امین عشایری طراح صحنه، شهرزاد مظاهری طراح لباس، صالح علوی زاده برنامه ریز و دستیار کارگردان، یگانه خدیوی دستیار دوم کارگردان، محمد مرادی مدیراجرا، مریم نراقی مدیر فرهنگی و مشاور امور رسانه و امیر قالیچی تبلیغات مجازی به عنوان گروه اجرایی نمایش حضور دارند.

    گلشن قربانیان عکاس، مریم بهروزی مدیر صحنه، مهدی بهروزی منشی صحنه، شهاب اشتری طراح پوستر و بروشور، نازنین احمدی طراح تیزر، وهاب یحیی زاده دستیار طراح صحنه، الهه رجبی دستیار طراح لباس، صالح علوی زاده و شهرزاد مظاهری مترجمان زبان انگلیسی دیگر عوامل اجرایی این اثر نمایشی را تشکیل می دهند.

    نمایش «روزهای بی باران» از روز پنجشنبه ۲۷ خرداد ماه ساعت ۱۹ با مدت زمان ۶۵ دقیقه و قیمت بلیت ۲۰ هزار تومان میزبان دوستداران تئاتر است.

    تمامی نمایش های تئاتر شهر ۲۶ خرداد ماه به صحنه نمی روند

    تمامی آثار نمایشی به صحنه رفته در تالارهای چهارسو و قشقایی مجموعه تئاتر شهر چهارشنبه ۲۶ خرداد ماه اجرایی نخواهند داشت.

    تمامی نمایش های به صحنه رفته در تالارهای چهارسو و قشقایی تئاتر شهر روز چهارشنبه ۲۶ خرداد ماه به مناسبت سالروز وفات حضرت خدیجه (س) اجرایی ندارند.

    نمایش «اکتبر ۱۹۴۲،پاریس» به کارگردانی مسعود موسوی در تالار سایه دوشنبه ۲۴ خرداد و نمایش «راه مهر، راز سپهر» به کارگردانی شکرخداگودرزی در تالار اصلی جمعه ۲۱ خرداد ماه به اجرای خود پایان دادند.

  • «روزهای بی‌ پایان» درباره عشق و انتخاب است

    «روزهای بی‌ پایان» درباره عشق و انتخاب است

    کارگردان «روزهای بی باران» با اشاره به اینکه این نمایش درباره مضامینی چون عشق و انتخاب است عنوان کرد گروه نمایش با هزینه شخصی ظرفیت صندلی های سالن سایه تئاتر شهر را افزایش خواهند داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، امین بهروزی نویسنده و کارگردان نمایش «روزهای بی باران» درباره اجرای این اثر نمایشی به (تئاتر آنلاین) مهر گفت: این نمایش از ۲۷ خردادماه اجرای خود را در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر آغاز می کند. «روزهای بی باران» در جشنواره سی و چهارم تئاتر فجر در بخش تازه های تئاتر ایران در سالن چهارسو به صحنه رفته بود اما از آنجا که سالن سایه برای اجرای عمومی ما در نظر گرفته شده است و این سالن در حالت یک سویه ظرفیت بسیار کمی دارد و در وضعیت دو سویه و سه سویه نیز عمق میدان صحنه کم می شود ما تصمیم گرفتیم با هزینه شخصی تعدادی صندلی به ظرفیت سالن اضافه کنیم تا نمایش در وضعیت یک سویه به اجرا برود و مخاطبان بیشتری بتوانند به دیدن اثر بنشینند.

    وی درباره استفاده از عناصر سینمایی و تقطیع در نمایش توضیح داد: متاسفانه سال هاست که نوعی تفکیک بندی بین بازی های تئاتری و سینمایی وجود دارد و به نظر می رسد هر بازی بدی را که غلو شده و همراه با ادا باشد بازی تئاتری می نامند که من اصلا این حرف را قبول ندارم چون معتقدم بازی خوب، خوب است چه در سینما باشد و چه در تئاتر. در اجرای این اثر نمایشی نیز مخاطب شاهد تقطیع و برش های زمانی و سادگی در بازی ها خواهد بود.

    بهروزی بیان کرد: در واقع ما اصرار داشتیم که بازی ها کاملا رئالیستی و صحنه نمایش نیز خالی باشد. معتقدم تئاتر هنر آدم هاست و فقط با حضور چند بازیگر نیز می تواند اجرا شده و حرفش را بزند به همین جهت موسیقی و افکت و استفاده از ویدئو پروجکشن را که قبلا مدنظرم بود به تعمد حذف کردم. امیدوارم بازی ها و فرم روایت نمایش برای مخاطبان جذاب باشد.

    وی درباره مضمون نمایش و پررنگ بودن مساله انتخاب در این اثر عنوان کرد: «روزهای بی باران» درباره عشق و جای خالی آدم ها در زندگی است. معتقدم انتخاب های دشوار ذاتا دراماتیک هستند و این نمایش نیز درباره انتخابی است که ممکن است تاثیر بسزایی در زندگی یک فرد و خانواده اش داشته باشد. امیدوارم این نمایش بتواند با مخاطب همذات پنداری کند و اینکه تماشاگران خودشان را جای شخصیت اصلی کار بگذارند و ببینند در شرایطی که او دارد، انتخاب و تصمیم گیری چقدر کار دشواری است.

    این نویسنده و کارگردان تئاتر درباره دغدغه ای که باعث شده این اثر نمایشی را به صحنه ببرد، گفت: روابط پیچیده آدم ها، موضوع عشق و دوست داشتن و درگیر جای خالی افرادی که دوستشان داریم، بودن برایم بسیار اهمیت دارد و جذاب است چون این مضامین بدون در نظر گرفتن مرزبندی ها و ملیت افراد در همه جا وجود دارد و انسان ها را درگیر خودش می کند. از طرفی انسان ها مدام در معرض انتخاب هایی هستند که زندگی شان را تحت تاثیر قرار می دهد و می سازد.

    بهروزی در پایان صحبت هایش اضافه کرد: اگر ساده تر به زندگی نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که زندگی یک فرد تا چه اندازه فیزیکال است و چقدر درگیر احساسات و خاطرات آن فرد و اگر این احساسات و خاطرات نباشند دیگر چیزی از آن شخص باقی نمی ماند. «روزهای بی باران» نیز همین موضوع را به چالش می کشد.

    «روزهای بی‌باران» نمایشی رئالیستی درباره عشق است. این نمایش تلاش می‌کند روایتی متفاوت از بودن ما در کنار دیگری خلق کند؛ بودنی که با نبودن دیگری معنایش را از دست می‌دهد. «روزهای بی باران» نمایشی عاشقانه درباره جای خالی آدم‌ها است. سجاد افشاریان، وحید آقاپور، نازنین احمدی، سوگل خلیق در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

    نمایش «روزهای بی‌باران» از ۲۷ خرداد تا ۲۹ تیر در سالن سایه روی صحنه می‌رود.