برچسب: نمایش راه مهر راز سپهر

  • ساعت اجرای نمایش «راه مهر راز سپهر» تغییر کرد

    ساعت اجرای نمایش «راه مهر راز سپهر» تغییر کرد

    ساعت اجرای نمایش « راه مهر راز سپهر» به نویسندگی و کارگردانی شکر خدا گودرزی همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان تغییر کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، ساعت اجرای نمایش «راه مهر راز سپهر» به نویسندگی و کارگردانی شکرخدا گودرزی در تالار اصلی همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان تغییر کرد.

    بر این اساس نمایش یاد شده که تا روز دوشنبه ۱۷ خرداد ماه ساعت ۲۰:۳۰ روی صحنه می رفت، از روز سه شنبه ۱۸ خرداد ماه ساعت ۲۱ میزبان علاقه مندان تئاتر است.

    نمایش «راه مهر، راز سپهر» به نویسندگی و کارگردانی شکرخدا گودرزی ساعت ۲۱ با بازی پرویز فلاحی‌پور، نوید گودرزی، جلیل فرجاد، کاظم هژیرآزاد، ساغر عزیزی، مجید جعفری، نیما گودرزی، مانلی حسین‌پور، مهدی علی‌نژاد، رضا جعفری، آگرین کرمی، محمد روحانی، محسن گودرزی، جواد قنبری، فرزاد سقا، فرهاد شفیع سلطان، وحید رضا خانلو روی صحنه می رود.

  • شکرخدا گودرزی: تئاتر ایرانی حمایت نمی‌‌ شود

    شکرخدا گودرزی: تئاتر ایرانی حمایت نمی‌‌ شود

    کارگردان نمایش «راه مهر راز سپهر» با اشاره به رویکرد ساختارشکنانه ای که در اجرای داستان رستم و اسفندیار در این نمایش داشته است از اینکه از نمایش های ایرانی حمایت نمی شود، گله کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، شکرخدا گودرزی نویسنده و کارگردان نمایش «راه مهر راز سپهر» که این روزها در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه است درباره انتخاب این نام به مهر گفت: این نام نشان دهنده درون‌مایه اثر است و بر این نکته تاکید دارد که کدام راه، راه مهر است و راز گیتی در چیست؟ معتقدم که شالوده خیر و شر در درون هر فرد وجود دارد و آدمی زمانی به آرامش می رسد که درونش متعادل باشد پس اگر درونش در جنگ باشد در بیرون هیچ آرامشی ندارد.

    وی ادامه داد: جایگاه اولیه خداوند در نهاد آدمی قرار دارد و زمانی که انسان دروغ می گوید به دنبال کسب قدرت است، ظلم می کند، خشونت طلب است و … خدا را در درون خود کشته است. معرفت از درون ما ساطع می شود و مولانا به درستی معتقد است که: «از کوزه همان تراود که در اوست» به اعتقاد من داستان رستم و اسفندیار نیز از این منظر قابل توجه و خوانشی مجدد بود. در واقع منظور از چشم اسفندیار که نقط ضعف او به حساب می آید چشم بیرونی نیست بلکه بر بینش و نگرش او به دنیا تاکید دارد. این بینش و نگرش است که به این اسطوره معنایی نمادین می بخشد.

    گودرزی یادآور شد: اینکه چرا چشم اسفندیار آسیب پذیر است و مثلا مانند زیگفرید کتفش نقطه ضعفش نیست و یا همچون آشیل پاشنه پایش آسیب پذر نیست ذهن من را به خود مشغول کرده بود. معتقدم ویژگی داستان رستم و اسفندیار این است که مخاطب را به لایه های زیرین معرفتی هدایت می کند چون چشم برای چگونه دیدن است که در این داستان اسفندیار از این ناحیه ضعف دارد.

    وی درباره خوانش متفاوتی که از این داستان داشته است و کاراکتر اسفندیار را با ویژگی های منفی و خصوصیات جنگ طلبی به نمایش گذاشته است، بیان کرد: من به عنوان یک نویسنده تفسیری از قصه اولیه دارم و داستان را با رویکرد و تفکر خودم تحلیل می کنم ولی تمام ادله ای که در این نمایشنامه کنار هم می چینم براساس مستندات است. اسفندیار نه به خیرخواهی برادرش توجه می کند، نه راهنمایی های رستم و نه به اندرزهای مادرش. او جزم اندیشانه می خواهد همه از منظری به جهان نگاه کنند که خودش نگاه می کند. اینجاست که شخصیت مستبد او مشخص می شود و از همین منظر نیز آسیب می بیند. اسفندیار همیشه بیدار است اما بدون تفکر و باریک اندیشی چون خودش را حق مطلق می داند.

    کارگردان «بهرام چوبینه» متذکر شد: نگاهی که در این نمایش به داستان رستم و اسفندیار شاهنامه شده، نگاهی ساختارشکنانه است. البته فردوسی در این داستان خیلی شفاف توضیح می دهد که اسفندیار چگونه مستبدانه به حرف هیچ کس گوش فرا نمی دهد اما این واضحات در طول سال ها نادیده گرفته شده است.

    وی درباره سالن اجرای نمایش توضیح داد: متاسفانه امکانات سالن اصلی تئاتر شهر دستخوش مشکلاتی شده است و تعمیرات به دلیل کمبود بودجه ناتمام مانده و سالن به صورت نیمه کاره در اختیار گروه های نمایشی قرار می گیرد. در واقع فقط سالن بدون هیچ امکاناتی در اختیار یک نمایش قرار می گیرد و کارگردان و طراح صحنه باید خیلی خلاقیت داشته باشند که با این وضعیت جلوه خوبی به کارشان ببخشند.

    گودرزی در پایان صحبت هایش اظهار کرد: معتقدم نمایش «راه مهر راز سپهر» باید به عنوان یک وظیفه ملی دیده شود چون کمتر شاهد این هستیم که هنرمندان به سراغ داستان های اساطیری ایرانی بروند و با رویکردی متفاوت از آنچه تاکنون خوانش شده به مضامین مستتر در این قصه ها بپردازند اما متاسفانه تاکنون حمایتی از کار صورت نگرفته و حتی شهرداری هم به این نمایش هیچ بیلبورد تبلیغاتی اختصاص نداده است در حالیکه اگر درباره یکی از اساطیر خارجی مثل یونان باستان نمایشی به صحنه رفته بود همه هنرمندان، رسانه ها و ارگان ها آن را مورد حمایت قرار می دادند.

    نمایش «راه مهر راز سپهر» تا ۳۱ خردادماه ساعت ۲۰:۳۰ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است.

    پرویز فلاحی پور، جلیل فرجاد، کاظم هژیرآزاد، ساغر عزیزی، مجید جعفری، نیما گودرزی، مانلی حسین پور، مهدی علینژاد، رضا جعفری، راز محمدرضایی، محسن گودرزی، وحید رضاخانلو، فرزاد سقا، جواد قنبری، محمد روحانی و نوید گودرزی بازیگران این اثر نمایشی هستند.

  • شکست اسطورۀ اسفندیار

    شکست اسطورۀ اسفندیار

    نقد و نقبی بر نمایش راه مهر، راز سپهر کار شکرخدا گودزی

    رضا آشفته *
    راه مهر، راز سپهر نمایشی درباره تعصب کورکورانه و غالب شدن نادانی است و در این باره یک بازنگری و نگاه تاویل گرایانه و نوین به حماسۀ رستم و اسفندیار –برگرفته از شاهنامۀ فردوسی- شده است که بشود در یک موقعیت کلاسیک یک پدیدۀ نوین را که این روزها جهان پیرامونی ما را تهدید می کند مورد نقد و واکاوی فلسفی، روانشناسانه و جامعه نگرانه قرار داد. بنابراین تماشای راه مهر، راز سپهر می تواند ما را به چالش بکشاند که هیچگاه نسبت به داشته های بنیادین مان نباید برخورد کورکورانه داشته باشیم.
    راه رسیدن
    باید بپذیریم که به تعداد آدمها می تواند راه رسیدن باشد به سر منزل مقصود که به گفتۀ مولانا انسانم آرزوست و این انسان با پرسشهای اساسی مواجه است که از کجا آمده ام و آمدنم بهر چه بود و به کجا خواهم رفت؟! این نگرۀ عارفانه آزاداندیشی را پیش روی انسان می گذارد که در فضایی مردمسالارانه این تفکر را برای خویشتن قائل باشد که دیگران هم چون او حق زندگی دارند و هیچ عقیده ای نباید زندگی دیگران را تهدید کند حتا به دلیل اختلاف عقیده که در کتب آسمانی نیز چنین باوری بارها تاکید شده و حتا زرتشت نیز چنین عقیده داشته که الان اسفندیار دارد زیادی سنگ این عقیده را به سینه می کوبد و سعی می کند رستم و خاندانش را که آیین مهر دارند به صلابه بکشاند!
    دلوز و گاتاری دو نظریه پرداز پسامدرن، «این ایده را که روان طبیعتا یکپارچه و واحد یا منسجم است رد می کنند» (وارد، 1387: 207) این تفکر است که وضعیت نمایش راه مهر، راز سپهر را در حس و حالت پسامدرن قرار می دهد و این نمود فضایی برزخ گونه است که در آن هر چیزی می تواند هم درست باشد و هم اشتباه اما برآیند اینهاست که گره گشایی می کند از معضلات انسانی که همواره دست و پاگیرند.
    «در دیدگاه پست مدرن، سوبژکتیویتۀ شما به منزلۀ نوعی ترکیب رمزها و ایدئولوژی های متفاوت است که به نژاد، طبقۀ اجتماعی، خانواده، سن، موقعیت و جنس شما ارتباط دارد و بر آنها تاثیر می گذارد، اینکه شما در لحظه کیستید یا چیستید ناشی از این است که چگونه این گفتمان های متفاوت، روندهای تضاد یا ترکیب را در شما به نمایش می گذارند؛ شما همیشه در بطن اجتماع تعریف می شوید، اما ضرورتا تنها یک تعریف ندارید؛ به عبارت دیگر، وقتی این عوامل متفاوت در تعادل های چند سطحی درگیر می شوند و تلاش می کنند برهم تسلط یابند، تغییراتی در خود صورت می گیرد.» (وارد، 1387: 207 و 208)
    باید در این قلمرو بتوانیم اسفندیار را به چالش بکشانیم که نمی خواهد بنابر اصول انسانی و واقعیت های پیرامونی سرجایش بنشیند، تحرک و طغیان او به صلاح خود و جامعه اش نیست. او نمی خواهد عقاید دیگران را محترم شمارد و بنابر یک تفکر نزدیک می خواهد جامعه و دیگران را به سود خویشتن هماهنگ کند. او می خواهد پادشاه شود و باید که بتواند رقیبان را از پیش پا بردارد و شاید علاوه بر گشتاسب بتوان رستم را دیگر مخالف او در نظر گرفت.
    شکرخدا گودرزی در دیباچۀ متن راه مهر، راز سپهر دربارۀ این بازخوانی می نویسد:
    «بازخوانی داستان رستم و اسفندیار در زمان معاصر برای من، خود برآمده از چند ضرورت بود. ضرورت مبتنی بر نگاهی امروزی، تفسیری، یا اصطلاحا هرمنوتیکی به این داستان کهن، نگاهی متکی بر دریافتی متفاوت از نشانه های موجود در متن که از منظر نگارنده تحلیل و بازآفرینی شد.» (گودرزی، 1394: 9)
    بنابراین پشوتن اولین منتقد برادرش اسفندیار است که هم سیمرغ ها را کشته و هم می خواهد رستم را به صلابه بکشد چون معتقد به دین بهی نیست و همچنان در دین کهن پابرجاست. این تقابل راه به جایی نمی برد چون دیگر نیروی رویین تنی باید از اسفندیار سلب شده باشد چنانچه نقطۀ ضعف او نیز چشمانش است و در این مقابلۀ متافیزیکی است که از جهان دیگر رهنمودهایی به رستم می شود و سیمرغ نمایندگی می کند این تقابل را که تیری زهر آلود را بر هر دو چشمان اسفندیار فرو کند!
    اسفندیار هم چشم دلش کور است و هم چشم سرش باید کور شود که نمی خواهد حقایق زیبای زندگی و انسان را ببیند بنابراین پیش از برون رفت از بلخ احساس درد شدیدی در چشمانش می کند و انگار به استقبال دردی شدیدتر از این خواهد رفت! اسفندیار که پیش از این انسان قدسی است و جایگاه و اعتباری دارد در دین و آیین اما چون نگاهش آغشته به خطاست و مسیر را به انحراف در پیش می گیرد، پایان شومی او را دربرخواهد گرفت. این خطا و خطر در نگاه متفرعانه و نژادپرستانه اوست.
    کافی است که به این عبارات در «یسنای فراورنه» که به معنای اعترافات یک مزادپرست است، دقیق شویم:
    من شهادت می دهم که مزادپرست و زرتشتی ام. من به این کیش گرویده و آن را باور دارم.
    من نیک اندیشیده، گفتار نیک گفته و کردار نیک ورزیده را باور دارم. من دین مزادپرستی را باور دارم که جنگ را براندازد و رزم افزار را کنار گذارد… دین پاکی که در میان همۀ [دینهای] کنونی و آینده، بزرگترین و بهترین و زیباترین [دین] است؛ [دین] اهورائی زرتشتی.» (بویس، 1377: 160)
    در بالا به روشنی آمده که در این دین جنگ کارایی ندارد و باید که مزادپرست رزم افزار را به کنار بگذارد اما اسفندیار کوردلانه به سیستان می رود که رستم را کت بسته به دربار گشتاسب بیاورد و قدرت پادشاهی را صاحب شود بی آنکه بداند که این دسیسه ای است از جانب جاماسب وزیر که بر دشمنی اسفندیار بر خود آگاه است و پدر را علیه پسر می شوراند که امنیت و زندگی را بر خویشتن هموار سازد! برای همین است که این تناقضات مانع از تاویل تک سویه خواهد شد و این راهی است برای ورود به یک متن که برداشتهایی گوناگونی را به همراه خواهد داشت. این تازگی که برداشت هنرمنوتیک شکرخدا گوردرزی را بر ما معلوم تر خواهد کرد که در این نگرۀ رو به پیش یکه تازی می کند که ما هم ظرفیت بیشتری برای درک و فهم موقعیت بیابیم و بتوانیم نسبت به خود چون آینه ای شفاف آگاهی را به تلنگر واداریم و اگر خشکه مقدسی ها و تعصبات کورکورانه ای داریم، از این بی قاعده مندی ها دست بشوییم و با نگاهی دیگر هستی را بنگریم و در تلاطمات روح و روان به دنبال آرامش ابدی در یافتن مواجه ای بهتر با دیگران باشیم که رضایت مندی انسانهاست که عافیت طلبی ما را رقم خواهد زد.
    اما اسفندیار بر اریکۀ قدرت تکیه زده است و می خواهد فراتر از گشتاسب پدر معنوی جلوه کند و متفرعانه به دنبال قدرت گرفتن و یکه تازی و فرمانروایی در امپراتوری ایران است؛ غافل از اینکه راه به جایی نمی برد و در نبرد رودررو با رستم دستان بازنده میدان است چون خطای تراژیک اسفندیار که کوردلی و تکبر است، پیش از اینها در مقابلۀ سیمرغ که نماد و نشانه ای از متافیزیک است، به شکست انجامیده است. انگار که سیمرغ چشم انتظار است که اسفندیار حرکت دیگری علیه آرمانهای آسمانی انجام دهد و چه بهتر از این که رستم نوادۀ زال است که او دست پرودۀ سیمرغ است و باید که در این جنگ ناخواسته و به عبارت بهتر دفاع از خویشتن بداند که ازکجا می توان نابودی اسفنیار را ممکن ساخت. اسفندیار چون کورد دل است و چشم دلش زیبایی ها و حقیقت را نمی بیند همان بهتر که از چشم سر هم نابود شود!
    شکرخدا تفسیر تازه ای از اسفندیار را به صحنه آورده است و این هماهنگی با عناصر حقیقی است که راه به جایی می برد که ما همسو با این نگرۀ نوین فرصت می یابیم که فراتر از حرکات بازیگران و میزانسن ها و قاب های شکرخدا گودرزی به جست و جوی خویشتن بپردازیم. این رویارویی حالتی مکاشفگر دارد و همسوی با حرکتی اشراقی ما را به تمنیات دل می خواند. هر گاه که کشفی باشد دوباره پاکی بر ما سیطره می یابد که در اینجا رفتاری کنشمند و به قاعده چون یک آیین فراهم خواهد شد که در آن رستگاری ما را روشنگرانه به سوی خویش می خواند. چنانچه اردشیر صالحپور در نارسینا می نویسد:
    « دلبستگی و نیاز روحی و معنوی انسان به شناخت خود، دنیای درون و جهان پیرامون و پیوند و ارتباط با عالم کائنات موجب خلق و بروز اسطوره ها گردید.» (صالح پور،1395: 7)
    و همچنین باز به نقل از نارسینا و از میرچا الیاده اسطوره شناس بدانیم:
    «دشوار است انسان و جامعه را بدون آئین تصور کنیم. آئین جزء خمیرمایۀ اصلی تحلیل های انسان شناختی است. آئین را با فرهنگ های ابتدائی، دانش عینی و محسوس انسان اسطورهساز مرتبط میدانند.» (الیاده، 1388: 22)
    بنابراین گودرزی در تئاتر آیین نوینی را تدارک می بیند که در آن فضایی تاثیرگذار جلوه گری می کند که می تواند ما را متلاطم کند. این تشویش به دلیل ویران شدن یک اسطوره خطاکار است. کمتر جسارت کرده ایم که بپذیریم و اعتراف کنیم که اسطوره ها هم گاهی به خطا می روند و گاهی این خطای بزرگ تا سقوط تراژیک اسطوره را به سوی افول و زوال فراخوانده است.
    با این تعبیرات روشنگر باید دانست که میزانسن گوردزی فراتر از ابعاد فیزیکی که در آن حجم و ماده به درازا، پهنا و بلندا شناسا می شود، گزارۀ دیگری را پیش رویمان می گذارد که متافیزیک در آن جلوه می کند و در اینجا فضا و فضاسازی سلطه گر است و با گذر از بعد زمان به دنبال چاره اندیشی های رهنمون گر برخواهیم آمد. هژمونی سلطه که تک ساحتی و تک صدایی می نماید در راز مهر و راز سپهر به چالش در می آید و در آن سه گونۀ متفاوت از صداها مقابل هم صف آرایی می کنند. پشوتن، اسفندیار و رستم سه اندیشه متفاوت اند که البته در همگرایی و اندیشۀ پشوتن و رستم است که جهان دموکراتیک به موازات هم آدمها را در کنار هم قرار می دهد و آن تک صدایی خودکامه و سلطه جو از بین خواهد رفت. انگار که در تئاتر که بیانگر نیایشگاه است، ما در آئینی دربرگیرنده حماسه و اندوه (تراژدی) سوگوار نعش خود در پیکرۀ اسفندیار خواهیم نشست. این سوگواری تنها تلخ نیست بلکه شیرینی در خوری هم دارد که می تواند مکاشفۀ ما را تکامل بخشد، که همانی است که به بین شیرین تر مولانا می فرماید: انسانم آرزوست!
    بخشی از این فضا را مدیون طراحی صحنه هستیم و نور… فریبرز قربانزاده، طراح صحنه بی ادعایی است که در این سالها همواره توانسته ما را به درنگ زیبایی شناسانه ای از نمایش های اجرا شده دعوت کند. این زیبایی را باید در برخورداری از المان های مدرنی دانست که ریشه در تفکر گوردن کرگ طراح و کارگردان جهانی دارد. چنانچه این بزرگوار خود نیز بر این باور است:
    «نقش دکور آن نیست که در چشم بیننده زیبا جلوه کند و او را سرگرم و خوشحال سازد، بلکه در واقع؛ آن زمینه ای است که با اندیشۀ نویسنده نمایش در هماهنگی کامل باشد.» (کرگ، 1394: 48)
    قربانزاده هم تمایل دارد که هم منابع الهام بخش را برای متن فراهم کند و هم بر میزانسن های بهتر برای ژرف اندیشی ها راه مهر، راز سپهر تاکید کند. چنانچه بخشی از این پلکان ها؛ هم میزانسن ها را در هماهنگی بهتر بازیگران تداعی می کند و هم می تواند بین جهان فیزیک و متافیزیک که در آن انسان با عالم مجردات پیش می رود، همه چیز را قابل تصور کند چنانچه اشباح و ارواح خبیثه مدام پیرامون اسفندیار و سیمرغ ها پیرامون رستم دستان در حرکت هستند. یعنی بعد دیگری هم هست که در آن جلوه ای از انسان به ازای نزدیکی روحش با نیروی خیر و شر قابل تصور خواهد بود.
    جان کانکلین، طراح صحنه و لباس بزرگترین سالن های اپراهای آمریکا می گوید: «در صورتی که نمایش بد باشد، صحنه نمی تواند خوب باشد. مشکل اینجاست که صحنه ها و لباس ها نیز مانند تابلوهای نقاشی، زندگی مادی دارند (نوعی حضور) که به خودی خود می توانند از لحاظ عقلی یا احساسی ارضاءکننده باشند؛ اما این حضور نباید ما را به اشتباه بیاندازد، زیرا صحنه، فقط در نمایش زنده است. (ابراهیمیان، 1392: 41)
    قربانزاده در طراحی به دنبال خلق زیبایی صرف نیست بلکه جوانب دیگر از کار که میزانسن کارگردان، و حرکت راحت بازیگران و کارایی بهتر نورپردازی است، در نظر گرفته است که بشود در یک شکل واحد فضاهای متعدد و متنوعی را تصویر و تصور کرد و از همه مهمتر رسیدن به همان ابعاد مجردانه است که در هماهنگی با نور، لباس، گریم و حرکات موزون رقصندگان به درستی نمودار می شود. محسن گودرزی هم در این سالها در طراحی حرکات با اندیشه خلاق توانسته نمونه های قابل درکی را برای خلق وضعیت و ایجاد فضاهای پیوسته به متن و میزانسن تدارک ببیند.
    نور و تاریکی
    چه بسا جنگ نور و تاریکی در این فضای آئینی همانا با یک نورپردازی دقیق که بیانگر نظر آپیاست، انجام شده است:«برای انسان های زنده، نور زنده لازم است.» (شهمیری، 1394: 164) و «آپیا، هنر نورپردازی صحنه را بزرگ ترین عامل وحدت بخش صحنه می دانست.» (همان، 163) و این طراح نور جهانی نور را به قاعدۀ پیشبرد بازی بازیگران به کار می گرفت و نه خودنمایی نور و در اجرای راه مهر، راز سپهر هم تفکیک دو جهان فیزیک و متافیزیک به قاعدۀ تمایز بازی بازیگران اصلی و حرکات موزون در خدمت اجراست و اگر این قاعده مندی و تمایز نبود بلکه همه چیز باری به هر جهت و غیرمنطقی جلوه می کرد اما در حال حاضر نورپردازی که تخیل ما را متمرکز رویدادها و شخصیتها می گرداند و تصویر را جهت دهی می کند که از حالت توهم و گمانۀ اشتباه بیرون بیاورد و تاکیدی سنگین بر همان فضای متافیزیکی است که می تواند ناخودآگاه ما را سمت و سوی دیگری بدهد.
    چنانچه رابرت نیلسون بر این باور است که؛
    « و بدون نور، فضایی نیست. نور ضروری ترین عنصر تئاتر است، عنصری که به ما کمک می کند تا بهتر بشنویم و ببینیم.» (ابراهیمیان، 1392: 171)
    بنابراین ما می توانیم متمرکز بر همان فضایی بشویم که درآن اسفندیار به اشتباه می پندارد که به دنبال انجام یک امر قدسی است بی آنکه بداند اراواح خبیثه او را به ویرانی رهنمون می کنند که فرمانده ای این دسیسه گران هم جاماسب خواهد بود.
    منابع:
    ابراهیمیان، بابک، طراحی برای تئاتر، برگردان سلما محسنی، تهران، انتشارات نمایش، چ اول، 1392.
    بویس، مری، تاریخ کیش زرتشت، برگردان همایون صنعتی زاده، تهران، چ اول، 1377. شهمیری، امین، امکانات صحنه، تهران، نشر نی، چ دوم، 1394.
    صالح پور، ادشیر، مارسینا (کولفرح)، خوزستان، نشر الیما، چ اول، 1395.
    کرگ، گوردن، در باب هنر تئاتر، برگردان دکتر افضل وثوقی، تهران، نشر قطره، چ دوم، 1394.
    گودرزی، شکرخدا، راه مهر، راز سپهر (نمایشنامه)، تهران، نشر نگاه معاصر، چ اول، 1394.
    وارد، گلن، پست مدرنیسم، برگردان قادر فخر رنجبر و ابوذر کرمی، تهران، نشر ماهی، چ دوم، 1387.

  • «راه مهر راز سپهر» به نقد چهار می‌رود

    «راه مهر راز سپهر» به نقد چهار می‌رود

    نمایش «راه مهر راز سپهر» به کارگردانی شکرخدا گودرزی شنبه ۱۵ خردادماه در برنامه نقد تئاتر شبکه چهار سیما نقد می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نقد و بررسی نمایش «راه مهر راز سپهر» به نویسندگی و کارگردانی شکرخدا گودرزی که در سالن اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه است از جمله بخش‌های برنامه «نقد تئاتر» است که شنبه ۱۵ خرداد‌ماه روی آنتن شبکه چهار می‌رود.

    پرویز فلاحی پور، جلیل فرجاد، کاظم هژیرآزاد، ساغر عزیزی، مجید جعفری، نیما گودرزی، مانلی حسین‌پور، مهدی علی‌نژاد، رضا جعفری، راز محمدرضایی، محسن گودرزی، وحید رضاخانلو، فرزاد سقا، جواد قنبری، محمد روحانی و نوید گودرزی بازیگران این نمایش‌ هستند.

    «نقد تئاتر» از مجموعه برنامه‌های «نقد چهار» است که ساعت ۲۱ روزهای شنبه هر هفته به طور زنده و تکرار آن در ساعت ۱۶ روز بعد (یکشنبه) از شبکه چهار پخش می‌شود.

    تهیه‌کنندگی این برنامه را مجید گیاه‌چی و اجرای آن را عطاالله کوپال بر عهده دارند.

  • فیلم/ دیداری متفاوت با اساطیر ایران در «راه مهر راز سپهر»

    فیلم/ دیداری متفاوت با اساطیر ایران در «راه مهر راز سپهر»

    نمایش «راه مهر راز سپهر» به کارگردانی شکرخدا گودرزی با رویکردی متفاوت داستان اسطوره ای رستم و اسفندیار را روایت می کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «راه مهر راز سپهر» نوشته و کارگردانی شکرخدا گودرزی این روزها در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است.

    این اثر نمایشی که به نبرد بین رستم و اسفندیار از زاویه ای جدید نگاه می کند با رویکردی متفاوت به این داستان اساطیری پرداخته است و در این میان اتفاقات متاثرکننده دنیای معاصر و خشونت طلبی را که این روزها از راه توصل به دین در رویکرد گروه های تروریستی مثل داعش نمود یافته نیز مدنظر قرار داده است.

    پرویز فلاحی‌پور، نوید گودرزی، جلیل فرجاد، کاظم هژیرآزاد، ساغر عزیزی، مجید جعفری، نیما گودرزی، مانلی حسین‌پور، مهدی علی‌نژاد، رضا جعفری، آگرین کرمی، محمد روحانی، محسن گودرزی، جواد قنبری، فرزاد سقا، فرهاد شفیع سلطان، وحیدرضا خانلو و نوید گودرزی بازیگران «راه مهر راز سپهر» هستند. همچنین بهزاد عبدی آهنگسازی این اثر نمایشی را بر عهده دارد.

    نمایش «راه مهر راز سپهر» از ۲۴ اردیبهشت‌ تا ۳۱ خردادماه ساعت ۲۰:۳۰ در سال اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می رود.

    [ad_2]

  • گودرزی: نسل جوان با اساطیر ایران بیگانه است

    گودرزی: نسل جوان با اساطیر ایران بیگانه است

    در نشست رسانه ای نمایش «راه مهر راز سپهر» درباره ویژگی های این اثر نمایشی صحبت و به این نکته اشاره شد که قصه رستم و اسفندیار شاهنامه با نگاهی به اتفاقات دنیای معاصر بازتعریف شده است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نشست رسانه ای نمایش «راه مهر راز سپهر» روز گذشته بیستم اردیبهشت با حضور کارگردان و دیگر عوامل این نمایش در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار شد.

    در این نشست خبری شکرخدا گودرزی کارگردان نمایش، فریبرز قربان زاده طراح صحنه، بهزاد عبدی آهنگساز و جلیل فرجاد، مجید جعفری، ساغر عزیزی، نوید گودرزی، کاظک هژیرآزاد بازیگران نمایش حضور داشتند.

    در ابتدای نشست گودرزی عنوان کرد: آنچه که ما به عنوان تئاتر باید در کشورمان اجرا کنیم باید همراه با دانش روز تئاتر و البته زمینه های فرهنگی و بومی کشورمان باشد چون بین این دو رابطه قوی و مستحکمی برقرار است و در غیر این صورت مخاطب حرفی را که می زنیم نمی فهمد و از آن ناآگاه است.

    وی درباره چگونگی شکل گیری نمایشنامه «راه مهر راز سپهر» گفت: نگارش این نمایشنامه سه سال طول کشیده است، وقتی که داستان رستم و اسفندیار شاهنامه را مطالعه کردم به دنبال این بودم که این قصه چه ویژگی هایی دارد که بتواند با زمان معاصر همخوانی داشته باشد. من به عنوان یک کارگردان در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی روز قرار دارم و از اتفاقات روز جامعه خودم نیز مطلع هستم و با این نگاه به سراغ قصه ای از شاهنامه رفتم.

    این کارگردان تئاتر یادآور شد: متوجه شدم که این قصه شاهنامه یکی از داستان هایی است که در آن جنگ دینی، مطرح می شود چون اسفندیار با اتکا به شمشیرش و بدون تلاش برای گفتگو می خواهد دین زرتشت را در جهان رواج دهد. این نگاه خشونت آمیز به دین که امروزه نیز در دنیا نمود زیادی دارد باعث شد به سراغ این قصه بروم.

    گودرزی متذکر شد: متاسفانه عدم شناخت نسل جوان و بخشی از جامعه ما نسبت به تاریخ و اساطیر باعث شده است که نسبت به این مضامین بیگانه باشیم و در عوض گرایش افراطی به تفکر غرب در این نسل مشاهده می شود.

    وی درباره تغییراتی که نمایش نسبت به اجرا در جشنواره تئاتر فجر داشته است گفت: در جشنواره شرایطی داشتیم که نتوانستیم بسیاری از ایده هایمان را عملی کنیم اما در اجرای عمومی شکل بازی ها، دکور، میزانسن و کلا فلسفه ام راجع به کار تغییر کرده است. در این اجرا ما سه ساحت زیرین، میانی و زبرین داریم که ساحت زیرین متعلق به حضور شیاطین و نیروهای خبیث است، ساخت زبرین اختصاص به ورود پادشان دارد و ساحت میانی در سطح برابری با مردم قرار گرفته که رستم نیز در آن سطح حرکت می کند. بنابراین میزانسن نمایش به سمت یک میزانس مفهومی رفته است. همچنین تلاش من این بوده که از طراحان و بازیگرانی برای اجرای این اثر نمایشی استفاده کنم که دغدغه مسائل فرهنگی داشته باشند. خوشبختانه حامی مالی ما هم با نگاه فرهنگی و بدون چشم‌داشت بازگشت مالی در این کار مشارکت کرده است.

    در ادامه مرتضی محمدرضایی سرمایه گذار نمایش بیان کرد: من به عنوان یک ایرانی در مورد شناخت اساطیر دِینی بر عهده دارم بنابراین تصمیم گرفتم با سرمایه گذاری مالی دینم را در این زمینه ادا کنم و این کار را نیز با آگاهی انتخاب کردم بنابراین خوشحالم به عنوان یک عضو کوچک مجموعه ای را از لحاظ مالی حمایت می کنم.

    جلیل فرجاد یکی از بازیگران نمایش نیز در زمینه همکاری اش با شکرخدا گودرزی بیان کرد: بسیار خوشحالم که بعد از سال ها در سالن اصلی تئاتر شهر به صحنه می روم زمانی که نمایشنامه را خواندم کار به دلم نشست و خوشحال شدم که نقش گشتاسب را به من پیشنهاد داده بودم. زمانی که با افکار و منش گودرزی آشنا شدم از انتخابم رضایت بیشتری پیدا کردم.

    وی افزود: شکرخدا گودرزی در کارش محیط سالمی به وجود آورده و به همه عوامل و بازیگران به یک چشم نگاه می کند. من در این نمایش نقش پدر اسفندیار را بر عهده دارم او فردی جاه طلب، خودخواه و قدرت دوست است که آنقدر جاه و مقامش را دوست دارد که حتی پدرش را اسیر کرده و حاضر است جگرگوشه اش را نیز از بین ببرد تا بتواند سلطنت را برای خودش حفظ کند.

    در بخش دیگری از این نشست رسانه ای مجید جعفری درباره نقشی که در این اثر بر عهده دارد بیان کرد: من تا به حال کمتر کار ایرانی که مربوط به ادبیات کهن ما باشد انجام دادم باید بگویم که این نمایش اصل قصه شاهنامه نیست بلکه نگاه اندیشمندانه شکرخدا گودرزی نیز وارد کار شده است که به نظر من این کار رسالت یک هنرمند به حساب می آید.

    این بازیگر باسابقه تئاتر تصریح کرد: من در این نمایش نقش جاماسپ را بر عهده دارم که البته همان شخصیت شاهنامه نیست و کارگردان نگاهی امروزی به این شخصیت داشته است. در واقع شکرخدا گودرزی به تندخویی هایی که در دنیای معاصر به نام مذهب می شود توجه داشته و شخصیت جاماسپ هم در همین راستا تعریف شده است.

    ساغر عزیزی یکی دیگر از بازیگران نمایش بیان کرد: من زاویه نگاه آقای گودرزی را بسیار دوست دارم زیرا نگاه ضدجنگی در این اثر جریان دارد. معتقدم خشک اندیشی و تعصب اصلا زمان و جغرافیا ندارد و گودرزی در این نمایش به این مقوله نگاه بسیار درستی کرده است.

    نوید گودرزی بازیگر نقش اسفندیار نیز در باره حضورش در این نمایش گفت: رستم و اسفندیار شاهنامه با این نمایش فرق دارد چون معمولا اکثر مردم ما طرفدار اسفندیار هستند اما اسفندیار در اینجا شخصیت منفی و بدمن قصه است و فردی است که می خواهد با شمشیر دین گستری کند و ما شاهد هستیم که در دنیای امروز این اتفاق رخ می دهد و شمشیر جایش را به بمب و تفنگ داده است و می توان گروه تروریستی داعش را جزوی از این داستان دانست.

    وی ادامه داد: اگر این نمایش درباره آشیل بود الان بلیت های نمایش ما تا روز آخر رزرو شده بود اما متاسفانه زمانی که اسم یک نمایش ایرانی به میان می آید هم دولت هم مخاطبان نسبت به آن دافعه دارند.

    کاظم هژیرآزاد نیز درباره نقشش بیان کرد: من در این نمایش نقش پشوتن برادر اسفندیار را بر عهده دارم نقشی که از لحاظ سن و سال از من خیلی دور است بنابراین موهایم را رنگ کردم و تلاش کردم تا چند کیلو لاغر شوم. تقابل و تضاد بین مشرب تروریستی و دین در این نمایش مطرح می شود که معتقدم قرائت حال زمانه ماست.

    فریبرز قربان زاده طراح صحنه نمایش نیز با اشاره به تغییراتی که در اجرای عمومی نمایش نسبت به اجرا در جشنواره رخ داده است، توضیح داد: در جشنواره نتوانستیم ایده هایمان را عملی کنیم و به درستی از متریال پارچه جواب بگیریم بنابراین در اجرای عمومی نمایش کاملا به یک طراحی جدید فکر کردیم که الان به شخصه من از آن رضایت دارم.

    این طراح صحنه باسابقه یادآور شد: متاسفانه انگار مدیران ما تئاتر را شوخی گرفته اند برای همین همه چیز علی السویه شده است مثلا اصلا برایشان مهم نیست که کارگاه دکور و لباس را تعطیل کردند و این مساله مشکلات زیادی برای گروه های تئاتری به وجود آورده است.

    بهزاد عبدی آهنگساز نمایش نیز درباره حضورش در تئاتر گفت: من موسیقی را برای آن انتخاب کردم که دغدغه های فرهنگی ام برطرف کنم معتقدم در تئاتر نباید صدای سازها از اسپیکر پخش شود چون همه چیز در تئاتر زنده است و باید موسیقی هم زنده باشد پس باید ارکستر زنده در صحنه حضور داشته باشد اما امکانات این اجازه را به ما نمی دهد.

    آهنگساز «اپرای عاشورا» در پایان بیان کرد: متاسفانه جوانان ما هیچ آشنایی با تاریخ و اساطیر ندارند و این اتفاق به این دلیل رخ داده که امسال شکرخدا گودرزی را حمایت نمی کنیم. بخش هایی از موسیقی این نمایش با ارکستر ناسیونال اوکراین ضبط شده است و بخش هایی هم نیز به صورت زنده در صحنه اجرا می شود و همچنین ما بخش خنیاگری و کوبه ای هم در نمایش داریم که بخش کوبه ای نمایش به سرپرستی مهدی رضایی انجام می شود.

    [ad_2]

  • اسامی نهایی بازیگران «راه مهر راز سپهر» اعلام شد

    اسامی نهایی بازیگران «راه مهر راز سپهر» اعلام شد

    اسامی نهایی بازیگران نمایش «راه مهر راز سپهر» نوشته و کار شکرخدا گودرزی در حالی اعلام شد که از ۲۴ اردیبهشت‌ماه در سال اصلی مجموعه تئاترشهر به صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین و به نقل از مهر،، نمایش «راه مهر راز سپهر» نوشته و کار شکرخدا گودرزی از ۲۴ اردیبهشت‌ماه در سال اصلی مجموعه تئاترشهر به صحنه می‌رود. این نمایش برگرفته از داستان رستم و اسفندیار شاهنامه اثر ماندگار حکیم ابوالقاسم فردوسی است و روایت‌گر يكی از مهم‌ترین آفرينش‌های ادبی جهان در حوزه‌ ادبيات حماسی به حساب می آید.

    پرویز فلاحی‌پور، نوید گودرزی، جلیل فرجاد، کاظم هژیرآزاد، ساغر عزیزی، مجید جعفری، نیما گودرزی، مانلی حسین‌پور، مهدی علی‌نژاد، رضا جعفری، آگرین کرمی، محمد روحانی، محسن گودرزی، جواد قنبری، فرزاد سقا، فرهاد شفیع سلطان، وحید رضا خانلو بازیگران این نمایش‌ هستند.

    همچنین بهزاد عبدی موسیقی، فریبرز قربان زاده طراح صحنه، مژگان عیوضی طراح لباس، فریدا صفاریان طراح گریم، عادل بزدوده طراح عروسک های سایه، مهدی رضایی سرپرست نوازندگان، مرتضی محمد رضایی و هادی کرمی سرمایه گذاران، نیما گودرزی دستیار اول کارگردان و مدیر تولید، امیر خدامی عکاس، میلاد حسینی دستیار دوم و مدیر صحنه، لیلا صوفی هماهنگی و منشی صحنه و مهرانگیز قهرمانی مشاور رسانه‌ای دیگر عوامل اجرایی این اثرند.

    این نمایش برای اولین‌بار در سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر روی صحنه رفت بود. نمایش «راه مهر راز سپهر» به کارگردانی شکرخدا گودرزی اردیبهشت و خردادماه سال جاری ساعت ۲۰:۳۰ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود.