برچسب: نمایش تریو بدون هارمونی

  • گفت و گو با سیاوش پاکراه کارگردان نمایش تریو بدون هارمونی

    گفت و گو با سیاوش پاکراه کارگردان نمایش تریو بدون هارمونی

    سیاوش پاکراه کارگردان نمایش «تریو بدون هارمونی» با اشاره به معضل تماشاگران کاذبی که وارد تئاتر شده اند درباره شیوه اجرایی این اثر نمایشی صحبت کرد.

    تئاتر آنلاین - گروه هنر- آروین موذن زاده: نمایش «تریو بدون هارمونی» که این روزها در تماشاخانه باران روی صحنه است روایت از هم پاشیدگی یک گروه تئاتری بعد از ۲۰ سال است. سیاوش پاکراه نویسنده و کارگردان این اثر نمایشی به بهانه روی صحنه بودن این نمایش مهمان تئاتر آنلاین و به نقل از مهر شد و در بخش ابتدایی صحبت هایش درباره «تریو بدون هارمونی» در باب نگارش این نمایشنامه، چگونگی رسیدن به مضمون اثر، ویژگی شخصیت های نمایش، مساله قضاوت کردن درباره آدم ها، اطلاعات اندکی که از گذشته کاراکترها بیان می شود و... صحبت کرد.

    در بخش دوم و پایانی این گفتگو بیشتر درباره شیوه کارگردانی و نوع اجرای اثر، چگونگی فضاسازی، طراحی نور، صحنه و لباس کاراکترها و وضعیتی که این روزها تئاتر خصوصی با آن روبه رو است و معضلی به نام مخاطب کاذب تئاتر صحبت کردیم.

    در بخش پایانی این گفتگو با ما همراه باشید:

    *در دنیای واقعی اتفاقاتی شبیه به آنچه در نمایش «تریو بدون هارمونی» می افتد، زیاد رخ می دهد. هر کدام از ما ممکن است با این چالش روبه رو شویم که در مقاطعی به فکر عملی کردن کاری باشیم که به نفع ماست درحالیکه می دانیم ممکن است این کار به ضرر دیگری تمام شود. مسائلی مثل اخلاقیات و حفظ حرمت ها، آدمی را به جایی می رساند که گاهی نمی‌دانیم چه کاری درست است و چه کاری غلط و اینکه اگر ما جای آدم هایی باشیم که به آنها حق نمی دهیم خودمان چه عکس العملی نشان خواهیم دادیم. با این شرایط مرز بین درست و غلط از بین می رود چون هرکس از نگاه خودش دارد کار درست را انجام می دهد.

    -دقیقا درست است. مساله ای که در این نمایش برایم اهمیت داشت این است که اصولا ما نمی توانیم به صورت کامل واژه درست یا غلط را به کار ببریم. نکته ای که شما به آن اشاره می کنید واقعی است و چیزی که واقعی است به معنای زنده بودن است و چه آن را قبول داشته باشیم و چه نه راه فراری از آن نیست و باید بپذیریمش.

    *نحوه فضاسازی و طراحی صحنه نمایش مخاطب را به سمت فضای سردی که بین این سه بازیگر وجود دارد، سوق می دهد و وجود قالب های یخی که در چهارگوشه صحنه است و در طول اجرا در حال آب شدن هستند، تصویری بیرونی از این ارتباط سه نفره ارایه می کند.

    - از همان سال های دانشگاه و اولین نمایش هایی که به صحنه بردم با امیرحسین دوانی به عنوان طراح صحنه و لباس نمایش هایم همکاری داشتم. این ارتباط چندین ساله شناختی برای هر دو ما به وجود آورده که اصولا حتی لازم نیست درباره فضاسازی و طراحی یک نمایش زیاد با هم حرف بزنیم و با نگاه، مقصود هم را می فهمیم اما در این نمایش تنها یک چیز از امیرحسین دوانی خواستم که البته می دانستم هم برای کارگردان و هم طراح صحنه خطرناک است. برعکس دیگر نمایش هایی که با هم همکاری داشتیم و طراحی های پرطمطراقی داشت در طراحی این نمایش از او فقط یک کانسپت خواستم. می خواستم این کانسپت روی صحنه فریاد بزند و ایجاد اتمسفر کند. تلاش من این بود که طراحی صحنه خاصیت کانسپشوال آرت داشته باشد و مفهومی باشد.

    به واسطه حضور سه بازیگر در صحنه و اسم نمایش یعنی «تریو ...» سه عنصر یخ، فلز و شمع انتخاب شد. فلزی که در صحنه وجود دارد یک فلز زنگ زده است که نشانگر تاریخی است که از آن گذشته است و ناخودآگاه این تصور را به بیننده می دهد. روی این فلز، یخ درحال آب شدن است و زیر آن آتش شمع وجود دارد. شمع های زیر فلز دارند یخ ها را آب می کنند، یخ ها دارند روی شمع ها چکه می کنند و برخی از آنها را خاموش می کنند. عنصر میانی بین یخ و شمع که آنها را از هم جدا کرده، همچنان سخت است اما دارد رنگ از رویش می رود و فرسوده می شود. با این تعریف ها می توانیم این سه عنصر را معادل سه شخصیت نمایش فرض کنیم.

    به این ترتیب که مشخصا «کِی» تبدیل به فنز فلزی می شود که بین دو عنصر دیگر قرار گرفته است و «دَن» تبدیل به شعله های آتش و «اتان» تبدیل به یخ می شود. البته علاوه بر اینکه این معادل سازی یک مفهوم سازی به وجود می آورد، فضاسازی مناسبی نیز خلق می کند. صدای چکه کردن آب، تصویر سوختن و خاموش شدن شمع ها صحنه را زیبا می کند. بعد از آن برای این فضاسازی یک شیوه کارگردانی تعریف کردم. دن مثل یک نگهبان در طول نمایش دور تا دور این فنز می چرخد و دن و کی مثل دو زندانی تمام مدت روی این سازه فلزی قرار دارند.

    *طراحی نور نمایش هم شیوه متفاوتی دارد و نورها در سازه فلزی که به عنوان دکور روی صحنه قرار دارد، تعبیه شده اند.

    - با حضور عابس خلقی طراح نور نمایش هم اتفاق خوبی رخ داد و باعث شد من از نورهای ضعیف تماشاخانه باران بتوانم فرار کنم چون دو اجرا پشت سر هم در این تماشاخانه می رود و اینکه بتوانم نورها را در خود سازه مستقر کنم باعث می شد وابسته به نورهای سالن نباشم. البته کلا به کار پر نور هم علاقه ای ندارم و تاجایی که این امکان به من داده شود کارهایم را به سمت تاریکی می برم. آمدن نورها در سازه این امکان را به ما داد تا شیوه تازه ای را امتحان کنیم به این ترتیب که در بخش اجرای نمایش «هملت» با وجودی که انتظار می رفت بازی ها اکسپرسیونیستی و اغراق شده باشد ما برعکس و به صورت مینیمال عمل کردیم اما در برخورد نوری، عملا مخالف عمل کردیم و نورهایی برای صحنه طراحی شد که ایجاد سایه کرده و به صورت خطی باشند و سایه فنز فلزی تا روی زمین و جلو تماشاگران کشیده می شود و برخوردی کاملا اکسپرسیونیستی با مخاطب دارد. در حقیقت در بخش نمایشی نمایش در بازی ها به سراغ مینیمال گرایی اما در صحنه و فضاسازی به سمت کثرت گرایی رفته ایم.

    *شاید ایرادی که بتوان به نمایش گرفت در طراحی لباس کِی باشد چون به نظر می رسد بازیگر با این لباس راحت نیست و نمی تواند تحرک لازم را داشته باشد و اینکه اگر از پارچه ظریف تری برای دوخت لباس استفاده می شد مفهوم مورد نظر بهتر انتقال می یافت. مورد دیگر استفاده از روسری برای نقشی که اساسا ایرانی نیست و قرار است یک اوفلیای دانمارکی مربوط به چند قرن قبل باشد، مناسب به نظر نمی رسد. البته لباس دن و اتان تا اندازه ای مناسب شخصیتشان طراحی شده است.

    - در مورد لباس دَن باید بگویم که این لباس از قصد معمولی طراحی شده است و یکی از دلایلش این است که او تا آخر نمایش روی صحنه تئاتر نمی رود مگر لحظه آخر که به عنوان هملت روی صحنه می رود و تن پوشی شبیه شنل به تن می کند. در مورد لباس اتان هم قرار بود تزلزلش را با طراحی لباسی ناموزون و غیر متقارن به نمایش بگذاریم. اما در مورد لباس کِی موافقم و فکر می کنم اگر لباسش لَختی بیشتری داشت جذابیت بصری بهتری پیدا می کرد و در مورد استفاده از روسری، خودِ من هم راهکاری برای حل آن ندارم و می دانم که روسری در مورد شخصیت خارجی توی ذوق می زند اما کلا من طراحی لباس نمایش را دوست دارم چون ما به عمد از به کار بردن رنگ در آن پرهیز کردیم و همه لباس ها تونالیته ای از خاکستری را طی می کنند.

    *اجرا در یک تماشاخانه خصوصی چه مزیت ها و چه نکات منفی برایتان داشته است و اصولا نگاهتان به تئاتر خصوصی که در چند سال اخیر رواج یافته است، چیست؟

    -من برای تماشاخانه باران ارزش قایلم چون شاید اولین تماشاخانه خصوصی است که به معنای درست شکل و شمایل یک سالن را دارد و امکاناتی در اختیار گروه های متقاضی قرار می دهد و همچنین خوشحالم این مکان در اختیار خیام وقارکاشانی و فهیمه امن زاده است که خودشان جزو پیکره تئاتر هستند.

    اما تئاتر خصوصی الان تبدیل به معضل تئاتر ایران شده است به این ترتیب که ابتدا بودجه از تئاتر گرفته شد و هنرمندان ما هم چون عادت دارند هر تحمیلی را بپذیرند با این موضوع کنار آمدند. حرف تئاتر طغیان است اما متاسفانه کمترین طغیان در درون خود ما وجود دارد و معمولا موضع انفعالی داریم.

    در این شرایط چندین تماشاخانه خصوصی ساخته شد که تنها یکی دوتا از آنها شرایط مناسبی از لحاظ ساختمانی دارند. در کنار این تماشاخانه های خصوصی تعداد بسیار زیادی سالن تاسیس شده که اینها در واقع پلاتوهای تمرین هستند که تبدیل به مکان اجرا شده اند و این اتفاق خیلی بد است. در مرحله بعد قیمت بلیت ها افزایش پیدا کرد که باعث ریزش مخاطب شد. ما پرورش مخاطب نداریم و برای رفع مشکل مخاطب، مدیریت تئاتر روندی را درست کرد که پوپولیست سابق سینمایی وارد تئاتر شود.

    تئاتر در ذاتش یک هنر خاص است و وقتی شما به عنوان تماشاگر از جلو کولر خانه ات و از پای تلویزیون و سریال های ماهواره ای بلند می شوید و در این ترافیک تهران به سالن های بدون امکانات تئاتر می آیید و یک ساعت تئاتر می بینید، پس یک انسان اندیشه ورز هستید. حفظ و نگهداری چنین مخاطبی کار بسیار سختی است اما ما با نادیده گرفتن این مخاطب خاص، ستاره سازی سینما را وارد تئاتر کرده ایم و اقتصاد را به این هنر گره زده ایم. معتقدم اگر اقتصاد به تئاتر گره بخورد این هنر می میرد. هنری که دچار بیزینس بشود رویکرد و هدف گذاری اش متفاوت خواهد شد و الان این اتفاق برای تئاتر افتاده است.

    این نوع جذب مخاطب وقتی خوب است که وقتی این تماشاگر که به واسطه یک چهره یا تمهیدات دیگر به تئاتر آمده پایش را از سالن بیرون بگذارد، درگیر تئاتر بشود اما این اتفاق نمی افتد و این تماشاگران کاذب هستند که در تئاتر ما حضور دارند. به این ترتیب بازیگری کار بسیار سخیف و دم دستی می شود و اعتبار و زحمت سالیان دراز عده ای که در تئاتر استخوان خرد کرده اند به فنا می رود و هرکس که در رشته دیگری شهرتی به دست آورده علاقمند می شود شهرتش را در تئاتر خرج کند.

    زمانی در تئاتر هنرمندان مصاحبه می کردند که تئاتر ما بیمار است و باید نجاتش بدهیم اما به نظر من تئاتر ما خیلی وقت است که از بیماری رهایی یافته و به ملکوت پیوسته است اما هنوز ما به معجزه ایمان داریم درحالی که معتقدم با سخیف کردن تئاتر نمی توان آن را نجات داد.

  • گفت وگو با نویسنده و کارگردان نمایش «تریو بدون هارمونی»

    گفت وگو با نویسنده و کارگردان نمایش «تریو بدون هارمونی»

    سیاوش پاکراه نویسنده و کارگردان نمایش «تریو بدون هارمونی» معتقدست در این اثر سه مفهوم عادت، فراموشی و از دست دادن نقش مهمی دارد.

    تئاتر آنلاین - گروه هنر: نمایش «تریو بدون هارمونی» نوشته و کارگردانی سیاوش پاکراه از ۱۷ خردادماه با بازی ایوب آقاخانی، حمیدرضا نعیمی و نگار عابدی اجرای عمومی خود را در تماشاخانه باران آغاز کرده است. این اثر نمایشی درباره ارتباط سه بازیگر تئاتر است که ۲۰ سال در یک گروه در کنار هم فعالیت و به نوعی زندگی کرده اند اما در طول این ۲۰ سال آن‌طور که به نظر می رسد با یکدیگر صادق و رفیق نبوده اند. در آخرین شب اجرای نمایش «هملت» که آخرین کار این گروه است رازهایی برملا می شود که هرکدام مدت ها سعی در پنهان کردنش داشته اند. در نگاه اول به نظر می رسد این اثر نمایشی درباره چگونگی متلاشی شدن یک گروه تئاتری بعد از ۲۰ سال است اما وقتی با نگاهی ریزبینانه تر به رفتارها و ارتباط این سه بازیگر نگاه می کنیم، متوجه می شویم که این سه، نماینده افراد مختلف جامعه ای هستند که ما در آن زندگی می کنیم و حتی جهان نمایش را می توانیم همچون جهانی که در آن زندگی می کنیم به حساب بیاوریم؛ جهانی با تمام دوستی ها، رفاقت های غیر صادقانه، منفعت طلبی ها و عشق های ناکامی که همچنان در ذهن و روح ما باقی مانده اند. در حقیقت هر سه کاراکتر این نمایش به نوعی محق هستند اما از زاویه دید خودشان. به بهانه اجرای این اثر نمایشی گفتگویی با سیاوش پاکراه نویسنده و کارگردان این نمایش انجام دادیم. پاکراه در بخش ابتدایی این گفتگو درباره نگارش این نمایشنامه و ویژگی شخصیت های نمایش، مساله قضاوت، اطلاعات اندکی که از گذشته کاراکترها بیان می شود و... صحبت کرده است. در این گفتگو با ما همراه باشید: *نمایش «تریو بدون هارمونی» درباره سه بازیگر تئاتری است که در یک گروه فعالیت می کنند و هرکدام در ارتباط ۲۰ ساله ای که با هم دارند با فراز و فرودهایی روبرو شده اند. مخاطب می تواند این فضای تئاتری را به مثابه دنیایی بزرگتر و واقعی تری که در آن زندگی می کند، ببیند. هرکدام از شخصیت های نمایش نماینده قشری از افراد جامعه هستند که دور و برمان زیاد دیده ایم. روابط و برخوردهای انسانی که بین این سه نفر اتفاق می افتد، می تواند جهان شمول باشد و در هر موقعیت و شغلی رخ دهد. درباره خلق این شخصیت ها کمی صحبت می کنید؟ -ابتدا باید بگویم که خیلی خوشحالم که شما به این شکل به نمایش و شخصیت های آن نگاه کرده اید چون نظر شخصی من هم این است. نمایشنامه «تریو بدون هارمونی» چهاردهمین متنی است که از من روی صحنه می رود و من وقتی در نوع نگارش همه این متون که حتی برخی از آنها به سفارش شخص دیگری نوشته شده اند، دقیق می شوم به این نتیجه می رسم که در همه آثارم به صورت ناخودآگاه سه واژه عادت، فراموشی و از دست دادن تکرار می شود. از نظر من این سه عنصر برای همه آدم ها اتفاق می افتد و یک شمشیر دولبه است پس لزوما بد نیست. من در سال ۸۵ در نمایش «آشویتس خصوصی» روی خوب این شمشیر را نشان دادم؛ اینکه عادت و فراموشی باعث این می شود که تو از سختی های زندگی عبور کنی و بتوانی زندگی را با همه مشکلاتش بپذیری و همچنان امید داشته باشی. روی بد این عادت و فراموشی از دست دادن زیبایی هایمان است چون وقتی انسان ها در گذر زمان در کنار هم زندگی می کنند و در رفاقت سالیان به سر می برند در پیکره این زمان به هم عادت می کنند و وقتی انسان ها به هم عادت کردند دیگر تلاشی برای حفظ و نگه داشتن یکدیگر از نظر احساسی نمی کنند درحالیکه من فکر می کنم باید برعکس این قضیه اتفاق بیفتد. به عنوان نمونه من باید از دوستی و رفاقتم در طی سالیان مراقبت کنم، باید حس احترام و زیبایی را حفظ کنم و نگذارم عادت باعث از بین رفتن آنها بشود. در لحظه از دست دادن است که زمان می ایستد و تن شما مثل روزهای اول می لرزد، ترس در شما به وجود می آید و آنگاه به هر دست آویزی متوسل می شوید تا چیزی را که دارید از دست می دهید، حفظ کنید. پیکره «تریو بدون هارمونی» در نگاه اول از این قضیه سود می برد. مسایل دیگری هم در نمایشنامه وجود دارد که باعث می شود در طول ۷۰ دقیقه ای که نمایش را می بینید زمان برایتان سنگین نگذرد؛ البته امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. نکته مورد توجه در این نمایش این است که هیچ کدام از سه کاراکتر نمایش به عنوان شخصیت اول معرفی نمی شوند. هرکدام یک نیاز دراماتیک تعریف شده دارند. نیاز دراماتیک «دن» حفظ این گروه تئاتری است. نیاز دراماتیک «اتان» رسیدن به آرامش در ازای ترک گروه است بنابراین در ابتدای اثر ما دو کاراکتر داریم که نیاز دراماتیکشان دقیقا مخالف یکدیگر است. *به نظر می رسد «کِی» تنها شخصیتی باشد که دقیقا مطمئن نیست می خواهد چه کار کند. - ممکن است اینطور به نظر برسد چون نیاز دراماتیک «کِی» در تضاد با هیچکدام از این دو شخصیت نیست اما قوی ترین پیکر مثلث من را تشکیل می دهد. برای من کاراکتر کِی قوی ترین شخصیت نمایشنامه است. تضاد اتان و دن کنش دراماتیک نمایش را شکل می دهد. بعد از مدتی کِی وارد داستان می شود که نیاز دراماتیکش یک آرزو است؛ آرزویی که سال هاست همراه با عشق نسبت به سرپرست گروه یعنی دن ساخته است؛ گرفتن یک خانه ساحلی همراه دن، یک زندگی دو نفره زیبا و حفظ گروهشان در پیکره رفاقت. کِی سال هاست که به این آرزو نرسیده است و مثل هر آدم قوی دیگری بخشی از این آرزو را که زندگی با دن است و می داند به آن نخواهد رسید کنار می گذارد اما همچنان بقیه آرزوهایش سر جایش است. کِی به دلیل مهربانی نهفته اش، بخش کنار گذاشته شده آرزویش را با شخص دیگری سهیم می شود چون اتان سرطان دارد و بیشتر از دو سال دیگر زنده نیست. اگر شخصیت مثبت و منفی وجود داشته باشد کِی مثبت ترین شخصیت نمایشنامه است البته تلاش من این بوده که کاراکترها، مثبت یا منفی صرف نباشند. *یکی دیگر از نکاتی که در این نمایش مورد توجه است مساله قضاوت است. شما به عنوان خالق این شخصیت ها نسبت به هیچ کدامشان قضاوت نداشته اید. هر سه کاراکتر نمایش از نظر خودشان محق هستند و از نظر شخصیت مقابل محق نیستند. اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم همه آدم ها در زندگی شان و در مواجهه با افراد دیگر حس های مثل حسادت، برتری طلبی و طمع را تجربه می کنند اما این مسائل دلیل نمی شود که آنها به شخصیت های منفی مطلقی تبدیل شوند. شخصیت های این نمایش نیز همینطور تعریف شده اند و مثل همه آدم های معمولی در برخورد با هم رفتارهای متفاوتی دارند. - خود من کلا آدم ها را بد و خوب نمی بینم و قبول هم ندارم که نمایش قضاوت نمی کند چون همه کارهای انسان ها از روی قضاوت است از این منظر که وقتی من شخصی را به عنوان دوست انتخاب می کنم خواه ناخواه در مورد برخی از رفتارهای او مرتکب قضاوت شده ام که به عنوان دوست انتخابش کرده ام اما نکته مورد توجه این است که در مورد بد یا خوب بودن انسان ها نمی شود، قضاوت کرد به خاطر همین هم است که هیچ کدام از کاراکترهای این نمایش بد یا خوب نیستند. این شخصیت ها تصمیم می گیرند و تصمیمشان باعث معضل می شود مثل همه ما آدم ها. آدم ها حاضر نیستند از زاویه دید دیگری به قضایا نگاه کنند. ما آدم ها پرسپکتیو نگاهمان را عوض نمی کنیم و به نظرم این معضل بزرگ هستی است. مثلا من حاضر نیستم از زاویه نگاه یک زن به زندگی نگاه کنم و ببینم این خواسته ها چقدر شریف است و برعکسش. اتفاقی که در «تریو بدون هارمونی» می افتد هم همین است که هر سه نفر درست می گویند اما از زاویه دید خودشان درست می گویند. *به نظر می رسد در این مبارزه کِی قربانی است چون درست است که به دن علاقه مند است اما در هر دو رابطه عاطفی که برقرار کرده انتخاب شده و خودش انتخاب گر نبوده است. -در واقع هر سه نفر قربانی هستند اما اگر بخواهم به عنوان نویسنده به کاراکترها نگاه کنم دن را بیشتر از بقیه قربانی می بینم. بگذارید درباره کِی با شما مخالفت کنم چون فکر می کنم کِی زن ضعیفی نیست و کسی نیست که به او ظلم شده است. او زمانی دن را دوست داشته و هنوز هم دارد اما آنقدر زن قوی است که در دیالوگی به دن می گوید «گاهی وقت ها فقط یک لحظه فرصت هست این آخرین باری است که دارم تلاش کی کنم.» او با وجودیکه دلش جای دیگری است به دلیل بخش مهربانی وجودش اتان را می پذیرد و به سمت آرزویش می رود. از نظر من چند بعدی ترین شخصیت نمایش کِی است. * از زاویه ای دیگر این نمایشنامه می تواند ۲۰ سال قبل از اتفاقات نمایشنامه «پسران آفتاب» نیل سایمون باشد. چون در آن نمایشنامه شاهد هستیم یکی از شخصیت ها از بازیگری کنار کشیده و همین مساله باعث از هم پاشیدن یک گروه دو نفره شده و کینه و نفرتی را در وجود شخص دیگر شکل داده است. - بله این نگاه درست است و دن و اتان در صورت زنده ماندن اتان می توانند ۲۰ سال بعد یک دشمنی در عین رفاقت مثل رابطه ویلی کلارک و ال لوییس در «پسران آفتاب» داشته باشند. * نمایش اطلاعات کمی درباره گذشته شخصیت ها به مخاطب می دهد. به نظر می رسد احتیاج به چند خرده پیرنگ نیز برای معرفی بیشتر کاراکترها وجود داشته است به عنوان نمونه ما غیر از آرزویی که کِی دارد اطلاعات دیگری از نیازها و ویژگی های او نداریم. - من این حرف را می پذیرم اما دلیل اینکه این اتفاق افتاده این است که وقتی ما راجع به گذشته حرف می زنیم کنش جاری را از دست می دهیم. نمایشنامه ای که به گذشته بپردازد دچار روایت می شود چون درباره گذشته باید حرف زد. وقتی این اتفاق می افتد بزرگترین مشکل نمایشنامه نویسی ایران به وجود می آید و آن هم این است که آدم ها راوی می شوند. این اتفاق یک سَم است در حالیکه نمایشنامه قدرت، سختی و چالشش کنش جاری است. ترفند من این بود که مخاطب ارتباط این سه را به عنوان یک دوست بپذیرد و بعد وارد کنش جاری شود. در حقیقت به دلیل قوی کردن کنش جاری مجبور بودم کمی از اطلاعات دادن درباره گذشته شخصیت ها کم بگذارم و برای همین هم است که مخاطب تا پایان به دیدن نمایش می نشیند چون کنش روی صحنه اتفاق می افتد. به عنوان نویسنده باید جایی تصمیم می گرفتم که چه چیزی را فدای چه چیز دیگر کنم. *انتخاب نمایشنامه «هملت» برای نمایشی که این سه بازیگر قرار است در آن بازی کنند و شخصیت های هملت، اوفلیا و لایرتیس که توسط دن، کِی و اتان بازی می شوند و ارتباطشان با شخصیت های نمایش اصلی چگونه صورت گرفت؟ -در شیوه اجرایی، نمایش در نمایش وجود دارد اما در متن و ساحت نویسندگی نمایش در نمایش وجود ندارد. دلیل اینکه من به سراغ این ویژگی رفتم همان سه عنصر عادت، فراموشی و از دست دادن بود. حالا از طریق یک کهن متن که همان «هملت» است و برای همه دارای بازشناخت است یک زیرمتن ساخته ام تا متن اصلی را حمایت کند. زیبایی و خصوصیت شخصیت هملت این است که بی عمل ترین کاراکتر نمایشنامه شکسپیر است و از اول تا آخر نمایشنامه فکر می کند و در آخر هم که انتقامش را می گیرد این اتفاق براساس یک حادثه رخ می دهد. لایرتیس کاراکتری نزدیک به بلاهت است. خونش به جوش می آید، اصلا قضاوت نمی کند و تحت تاثیر کلادیوس تصمیم به انتقام می گیرد و افلیا هم بی شک یک قربانی است. اما من در این نمایشنامه تصمیم گرفتم «هملت» خودم را بسازم و ابتدا دست گذاشتم روی شخصیت لایرتیس که از نظر من در نمایشنامه «هملت» مورد خیانت قرار گرفته است و تاثیر مهمی هم در داستان ندارد. اما در این نمایش لایرتیسی را ساختم که فرد اندیشمندی است و نسبت به زندگی ایدئولوژی دارد. در اوفلیا هم شاهد ادغامی از لحظه هایی که در «هملت» دارد و برخورد من با این شخصیت هستیم. در واقع نشانه شناختی کلامی بین اوفلیا و کی جریان دارد. از طرف دیگر ما تا آخر نمایش «تریو بدون هارمونی» هملت را نمی بینیم و نبودنش معمای هملت را جذاب تر می کند. در صحنه های اجرایی هم به عنوان کارگردان تمهیدی اندیشیده ام به این ترتیب که ایوب آقاخانی بازیگر نقش دن هیچ گاه روی دکور نمایش نمی رود اما دو بازیگر دیگر همیشه روی آن فنز فلزی هستند و دن مثل یک نگهبان همیشه دور آنها می چرخد و انگار مراقب است تا آنها هیچگاه از این صحنه فرار نکنند جز لحظه آخر که کِی و اتان صحنه را ترک می کنند و آن موقع دن است که به عنوان هملت روی فنز باقی می ماند و مونولوگ معروف «بودن یا نبودن» هملت را بر زبان می آورد. این مونولوگ باعث عدم قضاوت می شود. به دلیل جنس بازی که من از ایوب آقاخانی خواسته ام و معتقدم بسیار موفق در ارایه آن عمل کرده است ناخودآگاه کاراکتر دن کمی به سمت تاریکی میل می کند اما آن مونولوگ آخر نجاتش می دهد و حس و حالی به مخاطب می دهد که تا حدودی به او هم حق بدهد. این نمایش نگاهی اگزیستانسالیستی دارد به این مفهوم که آدم ها بر اساس تصمیمشان دچار نابودی می شوند و یک جبر بر آنها حاکم می شود. هر کدام از آنها از نظر خودشان بهترین کار را می کنند اما انگار برایشان نابودی سرنوشتی تعیین شده است. ادامه دارد...

  • نمایش تریو بدون هارمونی

    نمایش تریو بدون هارمونی

    محل: تئاتر باران
    دوره اجرا: دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ – جمعه ۱۱ تير ۱۳۹۵
    ساعت: ۱۹:۰۰
    مدت: ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
    بهای بلیت: ۲۵,۰۰۰ تومان

    نویسنده و کارگردان: سیاوش پاکراه
    بازیگران: (به ترتیب الفبا) ایوب آقاخانى، نگار عابدى، حمیدرضا نعیمى
    تهیه کننده: فرشته آریان
    مدیر تولید: حسن جودکى
    گروه کارگردانى: روزبه کمالى، آرزو رونقى
    برنامه ریز و منشى صحنه: آرزو رونقى
    مدیر صحنه: حمیدرضا بزدوده
    طراح صحنه و لباس: امیرحسین دوانى
    طراح نور: عابس خلقى
    طراح حرکت: امیر امیرى
    طراح پوستر و بروشور: مهدى فاتحى
    دستیاران طراح صحنه: آرمان خسروى، محمد غضنفرى
    دستیار لباس: الهه عبادى
    ساخت دکور: امیرحسین باباییان، احمد باباییان، محمدحسن درباغى فرد
    عکاس: هومن جهرمى
    تیزر: مهرداد متجلى
    گروه رسانه: بابک احمدى، مهرانگیز قهرمانى، مهتا کریمى
    تبلیغات مجازى: امیر قالیچى
    دستیار تولید: مریم شریعتى

  • توقف اجرای دو روزه «بیگانه»/ «دریادلان» به سردار سلیمانی تقدیم شد

    توقف اجرای دو روزه «بیگانه»/ «دریادلان» به سردار سلیمانی تقدیم شد

    توقف اجرای دو روزه نمایش «بیگانه» به دلیل بیماری رحیم نوروزی، تقدیم اجرای نمایش «دریادلان» به سردار سلیمانی و تخفیف ۵۰ درصدی نمایش «تریو بدون هارمونی» به دانشجویان سه خبر از تئاتر هستند.

    به گزار تئاتر آنلاین، نمایش «بیگانه» به کارگردانی مسعود دلخواه روزهای یکشنبه ۲۳ و دوشنبه ۲۴ خرداد ماه در تالار چهارسو به صحنه نخواهد رفت.

    نمایش «بیگانه» که این روزها در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفته به دلیل تجویز پزشکان مبنی بر استراحت دو روزه رحیم نوروزی بازیگر اصلی نمایش اجرا نمی شود.

    اجرای این اثر نمایشی که تاکنون نیز با استقبال قابل توجه مخاطبان مواجه شده از روز سه شنبه ۲۵ خرداد ماه ساعت ۲۱ با بازی رحیم نوروزی، حسین سحرخیز، سیاوش چراغی پور، علی زرینی، حمیدرضا هدایتی، ناصر عاشوری، محمد رضا ترابی، هومن رستگار، افسون دلخواه، ، سارا نجفی، صادق حیدری، محمد مهدی شاهی، آریا توسلی، حمیدرضا نقره دوست، شفق خانی، علی دولت یاری و شیوا بیرانوند در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر به صحنه می رود.

    تقدیم اجرا چهاردهم «دریادلان» به سردار قاسم سلیمانی

    نمایش «دریادلان» کاری از امیرحسین شفیعی در چهاردهمین اجرای خود میزبان سید نظام الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس و خانواده شهیدان احمد کشوری، محمد علی و نادعلی بیدگلی، محمد ابراهیم زحمتکش و حمید راد بود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این اجرا از طرف گروه به سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس تقدیم شد که با استقبال و تشویق تماشاگران مواجه شد.

    مدیرعامل خبرگزاری فارس در پایان، نمایش «دریادلان» را اثری قدرتمند خواند و اظهار کرد: هنرمندان این اثر به زیباترین شکل به شهدای غواص دفاع مقدس پرداخته بودند و در نوع خود نمایشی نو و بدیع تلقی کردند.

    موسوی درباره حواشی به وجود آمده درباره این نمایش گفت: این حواشی بیشتر به یک شانتاژ شبیه است. جالب است شاید این موارد از سوی کسانی بیان شود که خودشان را طرفدار آزادی بیان و هنر می دانند. اساسا از نظر حرفه ای این موضوع بهانه ای اشتباه است.

    موسوی در پایان بیان کرد: حضور این بازیگر که در نقش مادر و ناموس میهن و کشور است نه تنها امر ناپسندیده ای نیست بلکه امری ناگزیر و کاری هنرمندانه است. کسانی که چنین حرف هایی را می زنند از تاثیرگذاری این نوع آثار بر مردم هراس دارند.

    علی براتی، رضا راد، روح الله سنایی، ‌سروش کریمی نژاد،‌ مهرداد آبجار،‌ محمدامین وظایفی، میلاد محمدزاده،‌ محمدرضا ابراهیمی،‌ یونس حمزه لویی، آسف جاودانفرد،‌ علیرضا کاظم زاده،‌ آرمان صلحی، علی پناهی، سامان توحیدی،‌ پیمان گنجی، علی گلگزی، علی آبسالان، دانیال بیات، رضا خاکی، شاهین کیانی نژاد،‌ ارسلان محمدی، محسن قربانی، ایمان مسعود، دانیال ضیاعی فر، مجید جبلی، سعید بهادری تاج و رستا رضوی در نمایش «دریادلان» به ایفای نقش می پردازند.

    «دریادلان» جدیدترین تولید کارگاه تئاتر خیابانی ایران است که انتظار مادر شهیدی را که سال‌هاست در جست و جوی فرزند خود است، روایت می‌کند.

    حسین مسافرآستانه مشاور هنری و علی براتی طراحی حرکت این اثر نمایشی هستند و روح الله زندی‌فرد به عنوان مجری طرح این گروه را همراهی می‌کند.

    این نمایش از ۸ خرداد تا ۴ تیر ماه ساعت ۲۱:۳۰ در پارک دانشجو اجرا می شود

    تخفیف پنجاه درصدی نمایش «تریو بدون هارمونی» به دانشجویان

    دانشجویان می‌توانند با حضور در تئاتر باران و ارایه کارت دانشجویی، بلیت نمایش «تریو بدون هارمونی» را با پنجاه درصد تخفیف خریداری کنند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، گروه نمایشی «تریو بدون هارمونی» تصمیم گرفته بهای بلیت نمایش را برای دانشجویان به نصف کاهش دهد تا به سهم خود گامی هرچند کوچک در جهت رفاه حال این قشر از علاقه‌مندان بردارد. برهمین اساس دانشجویان می‌توانند با حضور در سالن تئاتر باران و ارایه کارت دانشجویی بلیت نمایش را نیم‌بها خریداری کنند.

    نمایش «تریو بدون هارمونی» به کارگردانی سیاوش باکراه با ایفای نقش ایوب آقاخانی، نگار عابدی و حمیدرضا نعیمی هر روز جز شنبه‌ها ساعت ۱۹ در تئاتر باران روی صحنه می‎رود.