برچسب: نمایش بیرون پشت در

  • نمایشی که تمامأ از جنس تئاتر است

    نمایشی که تمامأ از جنس تئاتر است

    تئاتر آنلاین – حسن پارسائی: یک نمایشنامه خوب معمولأ تضمین کننده اجرای نمایشی قابل قبول است ، مگرآن که کارگردان بخواهد فراجوئی و فرا نمائی بکند وبا اتکاء برداده ها و داشته های شخصی و غلط ، نمایشش را به تعبیری ازمحدوده متن فراترببرد. البته درصورتی که استنباط ها و داشته های ذهنی کارگردان به تضاعف ویژگیهای موضوعی و ساختاری متن مورد نظربینجامد،این مقوله دیگربه عنوان یک کارگردانی خلاق تعریف و ارزیابی می شود .

    نمایش ” بیرون ، پشت در ” به نویسندگی ” ولفگانگ بورشرت ” و طراحی وکارگردانی ” ایمان اسکندری ” ، که هم اکنون در سالن سمندریان ازمجموعه سالن های تماشاخانه ایرانشهر اجرا می شود، نمونه بارز وقابل تأملی از کارکرد دراماتیک نمایشنامه ای شاخص به شمار می رود که کارگردان ، در جاهائی از آن ، که در قسمت های پایانی ومخصوصأ ماقبل پایان نمایش کاربری آن ها چشمگیر تر و عینی ترمی شود، حذف واضافات قابل توجهی انجام داده است. آنچه “اسکندری” ازلحاظ محتوائی به متن ومتعاقبأ به اجرا افزوده، صرفنظر از آن که سبب طولانی تر شدن نمایش شده ، در جاهائی “فاصله ذهنی” ایجاد کرده وبه “دوجنسی شدن موضوع” منجر شده است و درجاهائی هم تا حدی مضمون و محتوای نمایش را تعمیق داده است ؛ فراموش نشود که نمایش حتا اگربه گونه ای ساختارمند مملو از داده های زیبا ومعنادار باشد، چنانچه به تناسب موضوع و حوادث،” زمان بندی نمایشی” مناسبی نداشته باشد، معمولأ ظرفیت ذهنی وعاطفی تماشاگر را پس می زند وگیرائی اش کم می شود .

    نمایش”بیرون، پشت در” به دلیل آن که یکی از پرسوناژها بسیار محوری تر ازدیگران است وبقیه درجهت مرکزیت بخشیدن به او پردازش شده اند و نیز به خاطر آن که او موقعیت ” ایزوله شده” و واخورده وجداافتاده ای دارد، “ولفگانگ بورشرت ” به گونه ای خلاقانه و هنرمندانه “زمان بندی معینی برای حضورصحنه ای او درنظرگرفته و حتا این را هم اندیشیده که اواساسأ والزامأ به عنوان “یکی ازضایعات جنگ” باید تا حدودی تماشاگران را خسته وبیزار هم بکند،اما دراجرای این نمایش توسط ” ایمان اسکندری” اضافات لحاظ شده زیاد است وتماشاگر را بیش از حد خسته می کند. با همه این ها ، نمایش از لحاظ اجرا، دارای ویژگی های تأمل برانگیز ، هوشمندانه وهنرمندانه فراوانی است ؛ طراحی صحنه ، یک سن ضربدری شکل را که در هر طرف به دو نقطه انتهائئی ونهایتأ به دو”در” ختم می شود، به نمایش می گذارد.درطرفین این سن خاص ،وکمی پائین تر،دو نیمدایره وجود دارند که ازآن هم به موقع برای ” بازی” بازیگران استفاده می شود . این طراحی شاکله مند نشان می دهد که کارگردان اساس اجرا را به شیوه ای هنرمندانه بر “طراحی” گذاشته است وتماشاگران طی اجرای نمایش پی می برند که برای پرسوناژها ، میزانسن ها ، نور ، موسیقی ، لباس و چهره پردازی هم طراحی های شاخص و مشخصی وجود دارد .

    بازی بسیار هنرمندانه و شیوه مند همه بازیگران و از جمله بازی بسیارشاخص، دشواروهنرمندانه ” حمید رحیمی ” که نقش”بکمان” را ایفا می نماید، به دلیل استفاده کامل ازهمه قابلیت ها و حالات و حرکات اعضای بدن وچهره، واقعأ ستودنی،هنرمندانه ومثال زدنی است .

    در نمایش”بیرون، پشت در” به نویسندگی ” ولفگانگ بورشرت ” و طراحی وکارگردانی”ایمان اسکندری”،دررابطه باطراحی واجرای گریم و چهره پردازی بازیگران وحتا “ریخت شناسی” پرسوناژها ازرویکردی ترکیبی که آمیزه ای ازنگاه فانتزیک، شیوه گروتسک و مایه های کاریکاتوریک است ، استفاده شده و پرسوناژ ها روی صحنه عملأ جلوه های دراماتیک قابل قبولی پیدا کرده اند.

    میزانسن ها عمده تأ روی همان سن ضربدری شکل دهی می شوند و شاکله و مضمون حضورهر پرسوناژی را در ارتباط با پرسوناژ مقابل به طور متناقض و پارادوکسیکالی تقابل گرایانه و همزمان ” دگر گریزانه” نشان می دهند و این کاملإ با مضمون و موقعیت پرسوناژهای خاص این نمایش تناسب و هماهنگی دارد .” ایمان اسکندری” درطراحی ، شکل دهی و بازی دهی بازیگران ، تمثیلی کردن برخی پرسوناژها ، توجه زیاد به مبانی بصری و تجسمی و لحاظ کردن عناصرونشانه های آن ها در اجرا و حتا لباس و چهره پردازیشان و نیزدر شیوه بازی غیرهمسان بازیگران و استفاده از مایه ها و نمایه های” اپُرائی” بسیارموفق است.در رابطه با تمثیلی شدن پرسوناژها باید گفت که اساسأ درهمه پرسوناژ ها گونه ای از ” تمثیل وارگی ” وجود دارد که در پرسوناژ اصلی ( بکمان) این خصوصیت بیشتر است . ضمنأ پرسوناژی که با ترکیب و ریختی ” کولاژ ” گونه اندام های عروسکی تکه پاره شده بچه ها را برتن دارد واز رنج ازدست دادن کودکان می نالد و شکوایه دارد ، عملإ نشانه ای تمثیل وار از مصائب جنگ است .

    دراین اجرا ” آواز اپُرائی” نیز کارکرد نمایشی بسیار خوبی پیدا کرده است ؛ “هادی قضات ” که آواز یا دیالوگ های خاصی را با “خوانش اپُرائی” بسیارزیبائی به اجرا درمی آورد ، صدا وهنرش ستودنی است ومدیوم تئاتربه این ویژگی اوبسیارنیاز دارد. موسیقی کلیسائی هم که با صدای گروه ” ُکر”همراه است هماهنگی وتناسب آشکار، آمیخته و عجین شده ای با مضمون نمایش دارد.

    طراحی لباس که در آن نگره های “فانتزیک” وتمثیلی خاصی جلوه پیدا کرده، عملأ به شکل گیری بیرونی وظاهری پرسوناژ ها بسیار کمک کرده و حتا تا حدی آن ها را تأویل آمیز نموده است.

    نوردهی باریک و شکافنده ای که فضای تاریک صحنه را ُبرش می دهد وهاشورمی زند، نورموضعی و نور سایه روشن ،از جمله ترفندهای هنرمندانه کاربری” نور” دریک اجرای اکسپرسیونیستی است که گاه تا حدی ” امپرسیونیستی” هم می شود : نوردهی های ناگهانی، تأثرزا و”چشم آزار” ی که دراثر بازو بسته شدن درها به روی ” بکمان ” ایجاد می گردد با چرخش های غیر قابل انتظار به روی تماشاگران هم می تابد وعملأ حضور آن ها را هم به عنوان تمثیلی از یک جامعه خاموش و بی اعتنا جزو نمایش می کند .

    استفاده ازصدائی که همراه نوری روشنگرانه تلاش دارد ” من” واقعی”بکمان” را به خود اوبازشناساند، کارکردی بسیار دراماتیک از” نور مضمون دار” به شمار می رود .

    نمایش از لحاظ ” ژانر ” ، به علت حالت اشمئزاز اولیه ای که با نشان دادن “ازهنجار در رفتگی” های سُخره آمیز درمخاطب ایجاد می شود، تا حدی به “کمدی سیاه” وبه سبب پوچی و بیهودگی حاکم برروابط ،و استحاله درونی انسان ها، تا اندازه ای” ابُزورد” و در کل چون با نشان دادن دغدغه های تلخ و تنگناهای روحی ، روانی طاقت فرسا وعذاب آور، تا سرحد تراژدی پیش می رود، اماهرگز به تراژدی تبدیل نمی شود – نهایتأ و کلأ ” یک درام تلخ” است .

    دراین اجرا کاربری ژست و حرکات شکیل ، به زیبائی و مفهوم زائی نمایش بسیار کمک کرده است . ضمنأ استفاده از ” وانموده سازی” نسبتأ زیاد است ؛ درجاهائی ازنمایش ، اندازه این وانموده سازی ازمتن فراتر رفته و تا حدی در تقابل با آن قرارگرفته است؛ این خصوصیت گاهی تاحد ترفندهای عامدانه ” امپرسیونیستی” ، برای” تأثرزا کردن” هرچه بیشترموقعیت ” بکمان” پیش می رود.

    نمایش ” بیرون، پشت در” به نویسندگی ” ولفگانگ بورشرت ” و طراحی وکارگردانی”ایمان اسکندری” اجرائی”شیوه گرا” ،سبک و سیاق دار و ساختارمند است که برفرم وداشته های بصری ونمایشی تأکید مضاعف دارد وبه گونه ای” تئاتر ناب” ارزیابی می شود؛این نمایش،عذاب، رنج ، کابوس زدگی ، تنهائی انسان و بیرون ماندن اواز دایره زندگی را خیلی خوب به نمایش می گذارد وتاحد “انسان چیست”، “چه می تواند باشد و چه نمی تواند باشد” پیش می رود. ضمنأ به لحاظ اجرائی به حدی ساختارمند وفرم گرا است که همه چیزبه صورت “نشانه ها” وداشته های تأویل پذیرو معناداردرآمده است.کارکرد وکاربرد دراماتیک وهنرمندانه مقوله های کارگردانی ، بازیگری،طراحی صحنه ولباس، چهره پردازی، موسیقی و نور دراین نمایش به اثبات رسیده و همین ها به لحاظ آموزشی وهنری، دیدن نمایش را برای کارگردان ها،بازیگران و دوستداران و دست اندر کاران تئاتر، الزامی کرده است.

  • اجرای فوق‌العاده برای نمایش «صوراسرافیل» و «بیرون پشت در»

    اجرای فوق‌العاده برای نمایش «صوراسرافیل» و «بیرون پشت در»

    نمایش‌های «صوراسرافیل» و «بیرون پشت در» به دلیل استقبال مخاطبان از روز ۱۴ تیرماه در قالب ۳ اجرای فوق‌العاده در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌روند.

    به گزارش تئاتر آنلاین و به نقل از مهر، ۲ نمایش «صور اسرافیل» به کارگردانی عامر مسافرآستانه و «بیرون پشت در» به کارگردانی ایمان اسکندری که پیش از این در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفته و تا ۱۳ تیرماه به اجرای عمومی خود ادامه می‌دهند، به دلیل استقبال مخاطبان از روز ۱۴ تیرماه در قالب ۳ اجرای فوق‌العاده به صحنه می‌روند.

    این ۲ نمایش‌ طی روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ تیرماه اجراهای فوق‌العاده خود را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر سپری می‌کنند.

    نمایش «صوراسرافیل» ساعت ۱۹:۱۵ و نمایش «بیرون پشت در» نیز ساعت ۲۱:۳۰ به صحنه می‌رود.

    تماشاخانه ایرانشهر با پایان ایام سوگواری شهادت حضرت علی (ع) و لیالی قدر، از روز چهارشنبه ۹ تیرماه با اجرای نمایش‌های «صوراسرافیل» و «بیرون پشت در» فعالیت خود را از سر می‌گیرد.

  • بررسی «من خیال تو نیستم»/ ۲ نمایش در ایرانشهر اجرا نمی‌شوند

    بررسی «من خیال تو نیستم»/ ۲ نمایش در ایرانشهر اجرا نمی‌شوند

    اجرا نشدن دو نمایش «شکار مرغابی» و «بیرون پشت در» به مناسبت وفات حضرت خدیجه (س) در ایرانشهر و بررسی نمایش «من خیال تو نیستم» در دومین نشست پویش تئاتر مردمی ایران دو خبر از تئاتر هستند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش‌های «شکار مرغابی» به کارگردانی حمیدرضا قطبی و «بیرون پشت در» به کارگردانی ایمان اسکندری به مناسبت وفات حضرت خدیجه (س)، روز چهارشنبه ۲۶ خردادماه اجرا نمی‌شوند.

    به دلیل فرارسیدن سالروز وفات حضرت خدیجه (س) نمایش‌های «شکار مرغابی» در سالن استاد ناظرزاده کرمانی و «بیرون پشت در» در سالن استاد سمندریان که ساعت ۲۱:۳۰ (بعد از اذان مغرب و عشاء) به صحنه می‌روند، روز چهارشنبه ۲۶ خردادماه اجرا نمی‌شوند.

    همچنین نمایش‌های «من خیال تو نیستم» به کارگردانی حمید شریف‌زاده و «صوراسرافیل» به کارگردانی عامر مسافرآستانه که ساعت ۱۹:۱۵ به ترتیب در سالن استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان به صحنه می‌روند، روز پنجشنبه ۲۷ خردادماه اجرا نمی‌شوند.

    بررسی نمایش «من خیال تو نیستم» در دومین نشست پویش تئاتر مردمی ایران

    دومین نشست پویش تئاتر مردمی ایران با محوریت نمایش «من خیال تو نیستم» در پاتوق جنبش رسانه انقلاب برگزار می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این برنامه دومین نشست هفتگی پویش تئاتر مردمی ایران است که قرار است هر هفته با محوریت آثار نمایشی روی صحنه، اتفاقات روز تئاتر و بحث و گفتگو در رابطه با جریان‌های تئاتر به ویژه جریان تئاتر پس از انقلاب برگزار شود.

    نشست نمایش «من خیال تو نیستم» با حضور عوامل این نمایش و چند تن از هنرمندان تئاتر و رسانه‌ها صورت می‌گیرد و حضور برای عموم مردم آزاد است.

    نشست بحث و گفتگو در رابطه با نمایش «من خیال تو نیستم» چهارشنبه، ۲۶ خرداد ساعت ۱۰ صبح در پاتوق جنبش رسانه انقلاب به نشانی خیابان انقلاب، نرسیده به میدان فردوسی، خیابان پارس، انتهای کوچه تمدن غربی، بن بست اول، پلاک ۲، طبقه دوم برگزار شود.

  • نمایش بیرون پشت در

    نمایش بیرون پشت در

    محل: ایرانشهر – سالن استاد سمندریان
    دوره اجرا: پنجشنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۵ – يكشنبه ۱۳ تير ۱۳۹۵
    ساعت: ۲۱:۰۰
    مدت: ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
    بهای بلیت: ۳۰,۰۰۰ تومان

    نویسنده: ولفگانگ بورشرت
    مترجم: سیامک گلشیری
    طراح و کارگردان: ایمان اسکندری
    بازیگران: حمید رحیمی، هادی قضات، پوریا سلطان زاده، رزگار خاطری، حمید حبیبی فر، مهتاب جورابچی، نعیمه دوستی، علی رضا قنبری، فرامرز رمضانیان، مهناز افتاده نیا،
    دستیار کارگردان و برنامه ریز: علی نصر
    طراح صدا و آهنگساز: آرمین خیردان
    مهندسی صدا: آیدین الفت
    طراح صحنه: ایمان اسکندری
    طراح لباس: ایمان اسکندری
    طراح گریم: سارا اسکندری
    طراح نور: رضا حیدری
    طراح پوستر و بروشور: کورش شبگرد
    طراح جلوه های ویژه: سامان دلشاد
    مشاور تولید: سینا عدلی
    مشاور رسانه ای: مریم نراقی
    تبلیغات مجازی: آریان امیر خان،امیر حسین فاضلی
    عکس و فیلم بردار پشت صحنه: سینا عدلی
    ساخت تیزر: نوشین شمس
    مهندس فنی: علی کج باف
    دستیار دوم کارگردان: حامد سلطانی ، امیر اکبری
    دستیار آهنگساز: صبا ندایی
    دستیاران مهندس صدا: داتیس اسکندری،امیر والی
    مجریان گریم: آیدا آستارکی،فایزه سلطانی
    امیر عباس حاتمی
    مدیر صحنه: رضا رضایی
    دستیاران صحنه: مهرداد زمانی، علی رضا قربان نژاد،اکبر رسولی
    نمایش برگزیده سی و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر
    – جایزه اول بازیگری مرد سی و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر (بخش بین الملل – توماج دانش بهزادی)
    – جایزه اول طراحی صحنه سی و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر (بخش بین الملل)
    – جایزه اول طراحی لباس سی و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر (بخش بین الملل)
    – کاندیدای موسیقی سی و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر (بخش بین الملل)
    – طراح گریم برگزیده سال از انجمن گریم و ماسک

  • بازیگر «بیرون پشت در» پاسخ کارگردان را داد

    بازیگر «بیرون پشت در» پاسخ کارگردان را داد

    توماج دانش بهزادی نسبت به صحبت های کارگردان نمایش «بیرون پشت در» مبنی بر درخواست ۳۵ میلیونی اش برای بازی در این اثر نمایشی در قالب یادداشتی واکنش نشان داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، توماج دانش بهزادی بازیگر، مشاور و دراماتورژ نمایش «بیرون پشت در» در پاسخ به یادداشت ایمان اسکندری کارگردان این نمایش که درباره دستمزد غیر متعارف ۳۵ میلیونی این بازیگر سخن گفته بود، یادداشتی منتشر کرد.

    در یادداشت این بازیگر آمده است:

    «اگر ادعا می کنیم که هنرمند تئاتریم و نام تئاتر را چه به صورت پیشوند یا پسنود با خویش یدک می کشیم پس به ناچار باید در خدمت حقیقت و راستی باشیم و هر کجا بین مصالح خود و حقیقت و منافع تئاتر ناچار به انتخاب شدیم باید در خدمت حقیقت و منافع تئاتر باشیم.

    اما هستند افرادی در این خانه که نه تئاتر برای آنها اهمیتی دارد و نه حقیقت و فقط به فکر منافع خویش هستند. برای ایشان هیچ ارزش راستینی بجز نام و نان خویش در جهان وجود ندارد و از هر حرکت و کلامِ غیر واقع استفاده می کنند که اگر ایشان را غیر از این مرامی بود چه دلیل که صحبت های اولیه برای مذاکره در جمعی خصوصی آن هم به شکل و محتوایی خلاف واقعیتِ آنچه اتفاق افتاده را در رسانه ها انعکاس داده اند؟

    ایشان با جعل واقعیت و بزرگنمایی این تصویر خلاف واقع را حقیقت ترسیم کرده اند که بنده فقط برای «دستمزد بازیگری» مبلغ ۳۵ میلیون تومان تقاضا کرده ام. خدای عادل را به شهادت می طلبم و حقم را به او واگذار می کنم و شما مردم عزیز را شاهد می گیرم که بنده برای دستمزد بازیگری برای اجرای مجدد مبلغ ۱۵میلیون یا ۱۵درصد از فروش را پیشنهاد داده ام. توجه کنید «پیشنهاد» داده ام و هیچگونه پیشنهادی تا این لحظه از جانب ایشان دریافت نکرده ام. دقت داشته باشید که بنده به عنوان دراماتورژ و مشاور اجرا نیز حق و حقوق مادی و معنوی دارم و مذاکرات ما در قالب ۳ عنوان قرارداد جداگانه بوده است یعنی قرارداد برای بازیگری برای مشاوره و برای دراماتورژی.

    در اجرای مجدد دو عنوان (دراماتورژ و مشاور) مصادره و اقدام به حذف آن نموده اند. گویی با حذف کردن، حقیقت هم نابود می شود. این دو عنوان به شهادت بسیارانی که در طول تمرین و اجرای این نمایش در طی این ۳ سال با ما همراه بوده اند از آموزش تا هدایت بازیگر و کارگردان از تحلیل و ایده پردازی و اجرایی و مادی کردن ایده ها و تطبیق آنها با مسایل روز جهان و مسایل اساسی انسان معاصر و نشست های طولانی و متعدد با طراحان مخصوصا آهنگساز که رکنی اساسی در اجرا به عهده دارد شامل می شود. وظایفی که اگر کمی اهل این خانه باشید می دانید که مهمترین وظایف کارگردانی است. کارگردان تصویرسازی کلامی است نه ایشان که در برابر مهمترین و اساسی ترین سوالات اعضای گروه تنها به واژه «ردیفِ» بسنده می کرد. به قول خود ایشان کارگردانی به شیوه ردیفه!

    طنز تلخ و شاید گروتسک این ماجرا اینجاست که ایشان هدف غایی تئاتر و سعادتمند شدن در این عرصه را کسب جایزه در جشنواره فجر می دانند و تلاش و رزومه عملی و علمی ۱۴ ساله دیگران را به دلیل نگرفتن جایزه فجر «ناکام» توصیف می کنند. اگر فرض ایمان اسکندری را اصل بگیریم در رابطه با کارگردانی ایشان ناکام بزرگ جشنواره فجر هستند و همچنین در رابطه با جایزه ویژه که ایشان در تلاش هستند به نام خویش مصادره اش کنند متعلق به همه اعضای نمایش می باشد و بعد از گذشت دو سال ایشان برای مصادره این جایزه به نام خویش لوح های تقدیر اعضای گروه را نداده اند.

    تراژدی تئاتر ما از جایی آغاز می شود که می کوشند قهرمانان جعلی تولید کنند و هزار افسوس که برای اینچنین قهرمانانی «کَف» می زنند؛ چه هنرمندانه تادئوش روژه ویچ در نمایشنامه فهرست نتیجه تراژیک و سیاه دستانی را ترسیم می کند که برای قهرمانان جعلی «کَف» می زنند.

    هنگامی که غم و خشم بزرگان و عزیزان تئاتر را می بینم بر خویش شرمسارم که به خاطر اعاده حیثیت و روشن شدن حقیقت با پافشاری اساتید و دوستان این یادداشت را نوشتم. امیدوارم که ذات راستین تئاتر من را ببخشد اگر خطایی کرده ام که هرچه می کنم در جهت ارتقای نام این عرصه فرهنگی است که به عقیده من مهم ترین و کارآمدترین عنصر برای تغییر وضعیت نابسامان انسانیت در جهان معاصر است.

    و اما شما هنرمندان مخصوصا بازیگران را به دادخواهی می طلبم و شما را در رنجی که می کشم شریک می کنم. رنجی که از غارتِ «بکمان» نقشی که از پاییز ۱۳۹۲ برای ساختن و خلقش و جان دمیدن در کالبدش از جان و تن خویش مایه گذاشتم تا جایی که دیگر بین من و او حجابی نبود. او، من بودم و من او. «بکمان»، عزیزم ببخش مرا که تو را قربانی ارزش های والای تئاتر و اهداف راستین حقیقت کردم اما می دانم و ایمان دارم روزی خداوندگار تئاتر تو را چون اسماعیلِ ابراهیم به من باز می گرداند. بدرود تا درودی دوباره بکمانِ خوبِ من.»

  • واکنش کارگردان به درخواست دستمزد ۳۵ میلیونی بازیگر

    واکنش کارگردان به درخواست دستمزد ۳۵ میلیونی بازیگر

    ایمان اسکندری کارگردان نمایش «بیرون پشت در» در واکنش به درخواست مالی غیر متداول یکی از بازیگران این نمایش یادداشتی منتشر کرده و از جایگزین کردن بازیگر دیگری به جای وی خبر داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، ایمان اسکندری کارگردان نمایش «بیرون پشت در» که قرار است از ۶ خردادماه در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه برود در واکنش به درخواست مالی غیر متداول یکی از بازیگران این نمایش یادداشتی منتشر کرده است.

    در یادداشت وی آمده است:

    «به زندگی باید آری گفت!

    در جامعه کوچکی همچون تئاتر که متشکل از هنرمندانی است که چنین شیوه بیان هنری را برای فهم از زندگی خویش انتخاب کرده‌اند لاجرم می‌بایست برای حفظ و پرورش چنین بیانی به اصولی اندیشید که این فهم را تداوم بخشد. برای مثال یکی از این اصول که ذاتی خود تئاتر است و تئاتر را به مساله زندگی پیوند می‌دهد، بازیگر است.

    انسانی که بر صحنه «امکان» ساخت یک جهان را میسر می‌کند. فارغ از این، بازیگر امکان ایجاد رابط بی واسطه است؛ رابط بی واسطه تماشاگر با جهان نمایش، جهانی که زمان دارد، زنده است، شروع می‌شود و پایان می‌یابد. این جهان همانگونه که بر زندگی، بر مرگ نیز استوار است. جهانی که باید سرانجام در زمانی پایان یابد و بمیرد و همین مرگ یابندگی تئاتر است که زمان و زندگی در تئاتر را ایجاد می‌کند. بازیگر در این تجربه زندگی و مرگ است که امکان ساخت یک جهان را میسر می‌کند از همین‌رو اگر این تجربه اعتبار و ارزشی برای فهم زندگی و هستی را داشته باشد لاجرم با فهم انسان از زندگی گره خورده است. بازیگری که فهمی از زندگی و خلق یک جهان را نتواند در زندگی روزمره اش به دست بیاورد در نهایت تمام امکانات مخرب برای نابود کردن یک اثر هنری را دارد اثری به مثابه جهان که از مواجه هنرمندان، عوامل و تماشاگران پدید می‌‌آید.

    اگر این پیش فرض و تحلیل را بپذیریم آنگاه می‌توانیم این سوال را در سطح کلانی مطرح کنیم: مسئولیت بازیگر نسبت به جهانی که در آن زیست می‌کند و امکانی است ضروری برای بیان و خلق چیست؟

    من نمی دانم چه تعدادی از بازیگران تئاتر در ایران فارغ از جلب توجه کردن و خودنمایی چقدر خود را مسئول مواجهه با زندگی و مرگ روی صحنه تئاتر می‌دانند. ما می‌توانیم تئاتر را همچون سرگرمی صرف بدانیم. می‌توانیم اثری از نیل سایمون انتخاب کنیم و در طول یک ماه و نیم نمایشی برای خنداندن تماشاگر اجرا کنیم. می‌توانیم صحنه را جولانگاه بازیگران چهره کنیم و ارزش یک اثر را به فروش گیشه آن فروبکاهیم. اما پرسش مذکور – که از بازیگران تئاتر می‌توان مطرح کرد- پاسخی دریافت نمی‌کند. در چنین وضعیتی نمایشِ «بیرون پشت در» که مسئله اش ایجاد پرسش از جنگ _ انسانی‌ترین وضعیت انسان_، پرسش از مفهوم انسانیت، پرسش از مرگ و نابودی است نمی‌تواند با بازیگرِ نقشِ «بکمان» – توماج دانش بهزادی – همراه باشد که پس از بیش از یک سال همراهی با گروهی که دغدغه پرسش از مسائل زندگی دارد، کل گروه را با مشکلاتی مواجه کند که همچون مد این روزهای تئاتر صرفا مشکلات مالی است و از محتوای نقش بکمان و رنج های ولفگانگ بورشرت هیچ فهمی ندارد و تاثیری نپذیرفته است.

    بازیگری که به لطف تلاش گروهی توانست موقعیتی بیابد تا پس از اجراهای ناکامش در تئاترهای دیگر به جایزه جشنواره فجر دست یابد، توانست برای نخستین بار تجربه اجرا در خارج از ایران را – به عنوان نقش اصلی- کسب کند ناگهان برای اجرای مجدد نمایش درخواست نامعقولی می کند که به تحقیق می توان گفت تا کنون هیچ یک از بازیگران چهره و سینمایی در تئاتر نیز، چنین درخواستی نداشته اند.

    درخواست ۳۵ میلیون تومان دستمزد با توجه به پرداخت حق و حقوق قبلی شاید برای یک بنگاه معاملات ملکی که خانه ای ۱ میلیاردی را می فروشد به عنوان حق کمیسیون مشکلی نباشد و از یک عرف تبعیت کند اما درباره هنر تئاتر با توجه به وضعیت اقتصاد در تئاتر چندان معقول و عرفی نمی نماید. اگر این را نیز اضافه کنیم که این درخواست تنها دو هفته پیش از اجرا، ناگهان، بیان می‌شود می‌توان گفت که مشکل چنین بازیگرانی نه صرفا پول، بلکه از بحران اخلاقی نشات می‌گیرد.

    چنین بازیگری بیش از آنکه درگیر پرسش از تئاتر و رابطه آن با زندگی اش _ به عنوان یک مدیوم فکری_ باشد بیشتر اهل باج خواهی است. از قرار تئاتر این روزهای ما نیاز به خانه تکانی دارد برخی‌ها همه چیز برایشان سرگرمی است اما برخی، از این سرگرمی نیز باج می‌طلبند. از همین‌رو گروه نمایش «بیرون پشت در» تصمیم گرفت با وجود کمبود وقت و به علت تعهدی که به خود و پرسش‌های دغدغه مندانه‌اش دارد مصرانه بر اجرای مجدد این نمایش با بازیگری دیگر در نقش بکمان تاکید کند و تمام همِّ خود را برای به اجرا در آوردن هر چه بهتر نمایش آشکار کند. ذات تئاتر نبرد است نبردی مداوم بی‌آنکه پایانی برای آن تصور کنیم. به زندگی باید آری گفت!»

  • اجرای «بیرون پشت در» در تماشاخانه ایرانشهر

    اجرای «بیرون پشت در» در تماشاخانه ایرانشهر

    نمایش «بیرون پشت در» نوشته ولفگانگ بورشرت به کارگردانی ایمان اسکندری از ۶ خرداد ماه در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «بیرون پشت در» که دوم اردیبهشت ماه به دعوت کمپانی اشتاتس تیاتر در کالسروه آلمان روی صحنه رفته بود از ۶ خرداد هر شب ساعت ۲۱ در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

    توماج دانش‌بهزادی، مهران امام‌بخش، حسین کشفی، بهرنگ شگرف‌کار، حمید حبیبی‌فر، سهراب دانش‌بهزادی، علیرضا قنبری، متاب جورابچی، نعیمه دوستی، عماد قرهی در این نمایش به ایفای نقش می پردازند.

    نمایش «بیرون پشت در» که دو سال پیش در سالن حافظ روی صحنه رفته بود، جایزه اول بازیگری مرد، جایزه اول طراحی صحنه، جایزه اول طراحی لباس و جایزه ویژه سی‌ و سومین جشنواره تئاتر فجر را دریافت کرد. گریم نمایش «بیرون پشت در» نیز به عنوان گریم برگزیده سال ۹۳ از سوی انجمن گریم و ماسک انتخاب شد.

    نمایشنامه «بیرون پشت در» یک روز پس از مرگ بورشرت یعنی ۲۱ نوامبر سال ۱۹۴۷ میلادی روی صحنه رفت. این اثر نمایشی راویتگر زندگی مردانی است که از جنگ جهانی دوم جان سالم به در برده اند اما به واسطه شرایط تلخ و دردناکی که پس از جنگ برای آنها به وجود آمده، زندگی از کشته شدن در جنگ برایشان تلخ تر شده است.