برچسب: نمایش اکسیژن

  • مهسا غفوریان و مهدی ضیاچمنی برای چهارمین بار متوالی به فجر می آیند

    مهسا غفوریان و مهدی ضیاچمنی برای چهارمین بار متوالی به فجر می آیند

    تئاتر آنلاین – مهسا غفوریان و مهدی ضیاچمنی امسال با «اکسیژن» برای چهارمین بار متوالی به فجر می آیند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «اکسیژن» به نويسندگي مشترك “مهسا غفوريان” و “مهدي ضياءچمني” و كارگرداني “مهدی ضياءچمني” اولين نمايشي است كه حضورش در سي و پنجمين جشنواره ي بين المللي تئاتر فجر
    از استان خراسان رضوی به طور قطعي اعلام شد.

    جشنواره تئاتر فجر در بخش “نسل نو” 104 متقاضي حضور داشت، كه از اين ميان تنها ٨ نمايش موفق به راه يابي در اين بخش شدند كه اكسيژن يكي از اين تعداد محدود را به خود اختصاص داد.

    اين چهارمين ساليست كه گروه نمايشي مهدي ضياءچمني و مهسا غفوريان به طور مستمر تقریبا در تمام بخش هاي جشنواره ي فجر حضور خواهند داشت.

    اين گروه در سال گذشته با نمايش تب سرد روي پيشاني داغ موفق شد جايزه ي بازيگر برگزيده ي مرد ايران توسط محمدرضا صولتي ، و در سال ١٣٩٢ با نمايش دو/يك به نفع بارسلونا ( ركوردار پرمخاطب ترين نمايش بلك باكسي تئاتر خراسان) بازيگري برگزيده ي نوجوان توسط حميدرضا شجري را از جشنواره ي فجر ، براي تئاتر خراسان به ارمغان آورد.

  • تماشاگرانی که به سردرد خود بیشتر از مردن من و شما اهمیت می‌دهند!

    تماشاگرانی که به سردرد خود بیشتر از مردن من و شما اهمیت می‌دهند!

    نگاهی به نمایش اکسیژن و نقدی که برآن نوشته شد
    تئاتر آنلاین – شادی غفوریان: پیش‌تر فکر می‌کردم وقتی مردان برای زنان یا به جای زنان می‌نویسند، شاید یک جای کار می‌لنگد. حالا ممکن است جایی از کار خود مردان باشد یا جایی از کار زنان. مثلا اینکه زنها نویسندگان ضعیفتری هستند، زنها قدرت استدلال و استنتاج کمتری دارند، زنها اعتماد به‌نفس پایینتری دارند، زنها تفکرمحدودتر و اندیشه ناپخته‌تریی دارند و بدینسان مردها، همچون مرد قوزی اکسیژن این ازخودگذشتگی را انجام می‌دهند و برای زنی که کمتر می‌فهمد، شعور کمتری دارد و نیازمند حمایت یک “مرد” است پا پیش می‌گذارند.
    اکنون فکرم را تصحیح می‌کنم؛ وقتی مردان به جای زنان هم فکر می‌کنند، هم می‌نویسند و هم نقد می‌کنند، قطعا بیش از یک جای کار می‌لنگد.
    قبل از تماشای اکسیژن، نقدی که براجرای آن نوشته شده بود را خواندم. “نبودِ نظریه را جدی بگیریم” نوشته سهند خیرآبادی. تاثیر نقد شاید بر من مخاطب آن قدر بود که با نگرانی از ایجاد سردرد به سالن رفتم و برآن بودم که مدام حرکات قوزی را برای پیشگیری برانداز کنم که چه زمان می‌خواهد نعره بکشد…
    سرم درد گرفت. اما نه از نعره‌ها و لگدها و جیغ‌ها. ازینکه تاکنون نمایشی ندیده بودم که بتواند عصاره‌ی خشونت‌های آشکار و پنهان بر زنانگی‌ام را به این شکل نشان دهد. این نمایش در پنجاه و پنج دقیقه موجز و معجزوار، خشونتی را که من مخاطب در طول سی و سه سال نشستن بر نیمکت زنانگی‌ام تجربه کردم، به درستی بیان نمود. بیانی که شاید خود از گفتن و نمایاندن آن عاجز بودم.
    سهند خیرآبادی در نقدش گفته است”هیچ زنی در چنین شرایطی چنین احمقانه نمی‌نشیند و نظاره‌گرِ تبعاتِ حرکاتِ مردِ روبه‌رویِ خود باشد. اصلن باورپذیر نیست. همین اکنون بلند شوید و به یک پارکِ روبه‌رویِ خانه‌ی خود بروید و به یک زن بگویید از رویِ نیمکتِ من بلند شو! اگر بفهمد شما دیوانه هستید می‌رود و اگر بفهمد شما بی‌کار هستید داد و بیداد می‌کند. و فرض کنید که شما به او بگویید من به نگهبانِ پارک هم دروغ می‌گویم. آیا زن پس از این جمله‌ی شما، می‌نشیند کنارِ شما تا شما به او فحش بدهید؟ بعید می‌دانم. کاری که زنِ بی‌عُرضه کرد. این اتفاق هیچ‌گاه در ایران لااقل نمی‌افتد. مطمئنن مکانِ اثر ایران است.”
    از دید من، این اتفاق و مشابه این اتفاق با همین جزئیات باورناپذیر برای منتقد، هرروز و هر لحظه درحال وقوع است. برای منتقد احمقانه است چرا که تجربه‌اش نکرده است، اما برای من و امثال من دردناک است.
    در نقد مذکور، منتقد در جستجوی نظریه‌ی اجرا، پنج حالت را بررسی کرده است که حالتِ اول را به آشنایی زدایی اختصاص داده و چنین آورده است: “در تئوریِ شکلوفسکی ما پس از بیگانه‌گی با موقعیتِ روبه‌رو، خود را در آن آشنا خواهیم دید. اما آشنایی از جنسِ دیگر… در اجرایِ “اکسیژن” هیچ‌چیز نه آشنا بود، نه آشنا شد. پُر بود از چیزهایِ اخته. یک مونولوگِ زنِ بی‌عُرضه با مخاطب که نه در ادامه‌ی اجرا پخته شد، نه معلوم شد که گپِ او با مخاطب نتیجه‌ی چه چیزی است. دو حضورِ بی‌دلیل و پروپاگاندایِ مردِ دوم (مهدی ضیاء چمنی) که یک‌بار به استهزاء خندید و بارِ دوم با وحشی‌گری لگد زد. یک مردِ قوزیِ اعصاب‌خُرد کن که هرچه به آخرِ کار نزدیک شد، بی اختیار فریاد برمی‌آورد و هیچ‌گونه کاتارسیسی را با او به دست نیاورده‌ایم. اتفاقن با زنِ بی‌عُرضه هم کاتارسیسی که مبنی بر آشناییِ جدید باشد، کسب نمی‌کنیم. پس عمومن این اجرا «آشنایی‌زدایی» نیست.”
    اگر بخواهم همچون منتقد به دنبال نظریه برای اجرا باشم، بی‌شک گزینه حاضر را تیک خواهم زد.
    آشنایی که یک مخاطب زن از دیدن نمایش احساس می‌کند می‌تواند آنقدر قوی باشد که خراشها و زخمهایی که از خشونت‌های اینچنین علیه خود دیده است دوباره سربازکند.
    آشنایی ازجنس دیگر نیز آنچنان روی می‌دهد که تجسم تمام خشونت‌های خُرد و کلانی را که در خیابان، پارک، اداره، دانشگاه، سینما، رستوران، کوچه، تاکسی و … رخ می‌دهد، بر من مخاطب، در پیکر غلط‌انداز و گاه موجه یک مرد قوزیِ وسواسی نمایان می‌شود؛ مردی که با کت شلوار اتوخورده، جورابهای سفید، کیفی در دست و عینک طبی برچشم به هیچوجه با تصور عام از مزاحمان خیابانی تطبیق ندارد. مردی که شاید مجرد یا متاهل باشد، رییس یا مرئوس باشد، همکار یا دوست باشد و در بدو امر از سوی زنی که روی نیمکت زنانگی‌اش نشسته است یک تهدید جدی تلقی نشود. اگرهم با استناد به تجربه، آنرا تهدیدی بالقوه درنظر گرفت، بطور معمول، عدم توانایی زنان در بیان صریح و سریع کلمه “نه” به ناچار او را وارد مسیرپلکانی خشونت می‌کند که خروج از این رابطه بیمارگونه، در هر مرحله از آن، دردسرها و البته سردردهای خاص خودش را دارد. این دست از مزاحمت‌ها به کوچه خلوت و باغ آلو و جاده‌های متروکه و زیرزمین‌های مخوف ختم نمی‌شود، این دست از مزاحمت‌ها در “به ظاهر امن‌ترین مکان‌های ممکن” رخ می‌دهد و گاه مزاحم چنان تردست و دقیق است که هیچ رد و اثری از خود برجای نمی‌گذارد مگر اثری که بر روان خراشیده زن گذاشته است.
    منتقد چنین ادامه داده است: “در ایران، سیستمِ امنیتی بسیار قوی است و جدی. لااقل در این موارد که در فضایِ باز اتفاق می‌افتد.” سوال من این است: بطور مثال وقتی زنی از خیابانی یک‌طرفه، به‌حق، با خودرویش عبور می‌کند و قوزی عصبانی که ممکن است وکیل، کارمند، پزشک، مهندس و هر آدم به ظاهر شریف دیگری باشد، خیابان را ممنوع آمده، راه زن را گرفته است، زن به او راه عبور نمی‌دهد، و قوزی عصبانی با ناسزا، ارعاب یا هر حربه خشن دیگر، نهایتا خیابان را ممنوع رد می‌کند و گاه زن را در دل یا به زبان فاحشه خطاب می‌کند، آیا سیستم امنیتی وارد عمل می‌شود؟! لااقل در مورد من و تمام زنانی که میشناسم سیستم امنیتی تاکنون هیچ دخالتی نکرده است!
    تنها توصیه به قربانی درچنین مواردی پرهیز از درگیری، بی‌پاسخ گذاشتن فحاشی، پرهیز از بروز واکنش، ترک محل و عمدتا فرار است. حال اگر دونده باشی، سرعت فرارت بیشتر شده و آسیب کمتری میبینی. این است که حق بازهم با قوزی عصبانی است، به جای بوکسور خوبی بودن بهتر است دونده‌ی خوبی باشی و فرار را بر قرار ترجیح دهی.
    نیمکت یک استعاره درست از تمام موقعیت‌های محتملی است که زن به حق برروی آن نشسته است و قوزی عصبانی با عقده‌های فروخورده‌ی جنسی و غیرجنسی‌اش، در سیری پلکانی، حقوق بدیهی زن را ازو سلب می‌کند و با تحریک و گاه اجبار زن به نشان دادن واکنش‌های مطلوبش (ترس، خشم، ناسزاگویی، تسلیم شدن و…) ارضا می‌شود.
    مردقوزی که در ابتدا ترحم برانگیز است و شفقت مرا بیش از احساس تنفرم برمی‌انگیزاند تجسم دقیق آنچه است که بر زنان این شهر و کشور می‌گذرد و گاه نه کسی می‌بیند، نه کسی درباره‌اش حرف می‌زند و شوربختانه اینکه ازآنجا که نه کسی چیزی دیده و نه کسی حرفی زده، حق اعتراض از زن سلب می‌شود و منتقد با دیدن نمایشی که براین اساس شکل گرفته است، حکم قطعی به باورناپذیر بودن واقعه و بی‌عرضگی زن می‌دهد.
    زنانی ازین دست که من نیز از آن جمله‌ام، بارها در چنین موقعیت‌هایی قرار گرفته‌اند. زنانی که برای دفاع از خود سالهای نوجوانی‌شان را در کلاسهای ورزشهای رزمی سپری کرده‌اند اما در مواجهه با تجسمِ قوزیِ خشونت، گرفتن یک گارد ساده در توان و باورشان نمی‌گنجد. زنانی که حتا اگر درکیفشان اسپری فلفل، کاتر و شوکر باشد، درموقعیت‌هایی این چنین بی‌دفاع می‌مانند و از دید نقاد، خوشبینانه فقط بی‌عرضه قلمداد می‌شوند و پرهیز از خشونتشان به جای فضیلت، به نوعی رذیلت به‌شمار می‌رود.
    زنانی که از آنجا که نمی‌زنند و نمی‌کُشند و تجاوز نمی‌کنند و اسید نمی‌پاشند و گلو نمی‌برند و ناسزانمی‌گویند، بی‌عرضه‌اند!
    اجرایِ اکسیژن، قرار را بر این گذاشته است که یک اثرِ ضدِ مردسالاری را نشان دهد و اگر منتقد یا هر مخاطب دیگری آنرا اینچنین ندیده است از بی‌توجهی و شاید عدم آگاهی نسبت به موقعیت زنان در جامعه مردسالار است. خشونت‌ها و سواستفاده‌های نرم علیه زنان آنقدر بی‌شمار است که دیگر از چشم مخاطب بی‌واکنش افتاده است. مخاطبی که از دیده پراشک زن و آن نگاه معنادارش در هنگام ترک محل، همچنان لال و منفعل فقط نگاه می‌کند و هیچ نمی‌گوید. چه دارد که بگوید؟ تماشاگری که اگر زن باشد خود را درنگاه آخر زن دیده است و همراه او، تحقیرشده و زخم خورده نیمکتش را ترک می‌کند و اگر مرد باشد، شاید خوشبینانه، دیگر در عالم واقع، حقارت تماشای در سکوت و منفعلانه خویش را برنتابد.
    اما عجیب است که منتقد، با کراهتی سرد از سردرد پس از دیدن نمایش می‌گوید و من را به یاد آن مطلب می‌اندازد که”اگر بدانید مردم هزاران بار بیشتر به یک سردرد ِمعمولی خود اهمیت می‌دهند تا به خبر مرگ من و شما دیگر نگران نخواهید شد که درباره‌ی شما چه فکری می‌کنند.”
    اتفاقی که در متن و فرامتن نمایش می‌افتد چیزی جز این نیست. زن نمایش و آنچه بر او می‌رود، از سردرد تماشاگر با اهمیت‌تر قلمداد نمی‌شود! تماشاگری که یا در سالن نمایش نشسته است، یا در دنیای واقع چنین اتفاقی را می‌بیند. برای او تنها سردردش مهم است!
    و در نهایت اینکه: مهدی ضیاچمنی، مهسا غفوریان و محمدرضا صولتی، سپاس و خداقوت، می‌دانم که نگران نیستید که درباره‌ی شما چه فکری می‌کنند…

  • «اکسیژن» ضیاچمنی در مشهد تمدید شد

    «اکسیژن» ضیاچمنی در مشهد تمدید شد

    محمد جواد عبدی – «اکسیژن» پس از حضور بی سابقه تماشاگران تئاتر مشهد در ماه مبارک رمضان نیز به روی صحنه می رود.

    به گزارش خبرنگار تئاتر آنلاین، این نمایش به نویسندگی مهسا غفوریان و مهدی ضیاءچمنی و طراحی و کار گردانی مهدی ضیاءچمنی از دوم خرداد ماه سال جاری به روی صحنه رفت و تا 21 خرداد ادامه خواهد داشت.

    بازیگران این نمایش عبارتند از محمدرضاصولتی، مهسا غفوریان و مهدی ضیاءچمنی و دستیارکارگردان آن مهیارغازی و علی احمدی هستند.

    طراح نور این تئاتر مصطفی محمدزاده، طراح گریم: مهشید غفوریان، تنظیم افکت: شهاب افتخار، عکاس: فائزه علی آبادی، ساخت دکور: امید صحرایی، روابط عمومی: محمدجواد عبدی و ساخت فیلم این تئاتر توسط سعید ملتجی انجام شده است همچنین این نمایش کاری از گروه تئاتر کربن به سرپرستی عبدالله برجسته است.

    اکسیژن تا جمعه 21 خرداد ماه سال جاری در ساعت 21:30 در محل تماشاخانه اشراق به روی صحنه می‌رود.

    تماشاخانه اشراق در خیابان هاشمیه، بین هاشمیه 20 و 22 (حوزه هنری) واقع شده است.

    علاقه‌مندان می‌توانند از طریق سایت www.mashhad-gisheh.ir نسبت به خرید اینترنتی بلیت این نمایش اقدام کنند.

  • بازیگری در صحنه ؛ از تقلید تا بازبرنمود نمایی

    بازیگری در صحنه ؛ از تقلید تا بازبرنمود نمایی

    یادداشت کوتاهی در فضای نمایش اکسیژن (مشهد)

    تئاتر آنلاین – سید حمید رضوی. کارشناسی هنر های نمایشی

    کافه
    کارگردان: می خوام یه نمایش جدید کار کنم؟
    بازیگر: هستم. اسمش چیه؟
    کارگردان: اکسیژن
    بازیگر: خلاقانه ست. درباره چیه؟
    کارگردان: بپرس درباره کیه؟
    بازیگر: خوب کیه؟
    کارگردان: انسان
    بازیگر: یعنی چی انسان؟! خیلی کلی نیست به نظرت؟
    کارگردان: جزئیات مشخصی هم داره که نوشته شده
    بازیگر: خوب من قراره نقش کیو بازی کنم؟
    کارگردان: بهتره بگی نقش چه چیزی رو!
    بازیگر: خوب من قراره نقش چه چیزی رو بازی کنم؟
    کارگردان: چیزهای مختلفی که تو وجود انسان وجود داره. اونا رو بازی می کنی
    بازیگر: مطمئنی می شه؟ شدنیه؟
    کارگردان: هیچ پقت اینقدر مطمئن نبودم
    بازیگر: ببین… این چیزا چی ان؟ شخصیت رو چی می سازه؟ همینا
    کارگردان: دقیقن .. چیزایی مثل قدرت، مثل خواستن، مثل کارآمدی، مثل شهوت، مثل حسادت، مثل گرسنگی، مثل بودن، به طور کلی نیاز های سرکوب شده… اینا کاراکتر ها هستن
    بازیگر: گفتی چند تا بازیگر داره؟
    کارگردان: سه تا. با چندین کاراکتر که مال یک نفره
    بازیگر: فک کنم دارم می فهمم
    کارگردان: خوبه ..
    بازیگر: آخرش نفهمیدم کیو بازی می کنم
    کارگردان: چیو.. بگو چیو… این چیزایی که گفتم رو بازی می کنی بعد آخرش می فهمی شخصیت چیه…
    بازیگر: اسمش چیه این یارو شخصیته؟
    کارگردان: انسان!
    بازیگر: پست مدرنه؟
    کارگردان: نه!
    بازیگر: آخه مگه می شه؟ کدوم انسان؟
    کارگردان: همین انسانی که داره اینجا نفس می کشه..
    بازیگر: کدوم؟
    کارگردان: با دست نشونش نده….. بازیش کن همین حال الانشو..
    بازیگر: الان چیه؟
    کارگردان: پیداش کن

    خدا کنه این نور نره

    پانوشت 1 : بازبرنمودگرایی : representationalism

  • اکسیژن در اشراق مشهد به روی صحنه می‌ رود

    تئاتر اکسیژن در تماشاخانه اشراق حوزه هنری خراسان رضوی به روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این نمایش به نویسندگی مهسا غفوريان و مهدي ضياءچمني و طراحی و كار گردانی مهدي ضياءچمني از دوم خرداد ماه سال جاری به روی صحنه خواهد رفت.

    بازیگران این نمایش عبارتند از محمدرضاصولتي، مهسا غفوريان و مهدي ضياءچمني و دستياركارگردان آن مهيارغازي و علي احمدی هستند.

    طراح نور این تئاتر مصطفي محمدزاده، طراح گريم: مهشيد غفوريان، تنظيم افكت: شهاب افتخار، عكاس: فائزه علي آبادی، ساخت دكور: اميد صحرایی، روابط عمومي: محمدجواد عبدی و ساخت فيلم این تئاتر توسط سعيد ملتجي انجام شده است همچنین این نمایش كاري از گروه تئاتر كربن به سرپرستی عبدالله برجسته است.

    اکسیژن تا 18 خرداد ماه سال جاری هر شب یک نوبت در ساعت 20 در محل تماشاخانه اشراق به روی صحنه می‌رود.

    تماشاخانه اشراق در خیابان هاشمیه، بین هاشمیه 20 و 22 واقع شده است.

    علاقه‌مندان می‌توانند از طریق سایت www.mashhad-gisheh.ir نسبت به خرید اینترنتی بلیت این نمایش اقدام کنند.

  • «اکسیژن» در مشهد روی صحنه می رود

    تئاتر آنلاین- محمدجواد عبدی: نمایش «اکسیژن» به نویسندگی و کارگردانی مهسا غفوریان و مهدی ضیاچمنی به زودی در مشهد اجرا می شود.

    به گزارش «مشهدتئاتر»، نمایش «اکسیژن» که این روزها مراحل پایانی تمرین خود را می گذراند، به زودی با بازی مهسا غفوریان و مهدی ضیاچمنی در مشهد به روی صحنه خواهد رفت.

    بنا بر این گزارش؛ مهدی سجادیان، مهیار غازی و علی احمدی در این نمایش به عنوان دستیار کارگردانان فعالیت می کند.