برچسب: نمایش آکواریوم

  • جایگاه هنرمندان در دولت برجسته‌ تر می‌ شود

    جایگاه هنرمندان در دولت برجسته‌ تر می‌ شود

    محمود واعظی رییس دفتر رییس جمهور با حضور در مجموعه تئاتر شهر در جمع خبرنگاران عنوان کرد در دولت دوازدهم نقش هنرمندان باید برجسته تر از دولت گذشته باشد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، شب گذشته پنجشنبه ۵ بهمن ماه محمود واعظی رییس دفتر رییس جمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری با حضور در مجموعه تئاتر شهر به دیدن نمایش «آکواریوم» به کارگردانی سیامک احصایی نشست و سپس با حضور در جمع خبرنگاران به سوالات آنها پاسخ گفت.

    واعظی در پاسخ به این پرسش که با توجه به فشارهایی که روی هنرمندان، آثار هنری و همچنین مدیران هنری وجود دارد قرار است در سه سال باقی مانده از فعالیت دولت چه حمایتی از اهالی هنر صورت گیرد، گفت: هنرمندان عزیز هم در سال ۹۲ و هم ۹۶ از دکتر روحانی و دولتشان حمایت کردند و این حمایت متقابل هم بود که هم در دیدگاه رییس جمهور و هم در تلاش هایی که در دولت یازدهم صورت گرفت و همچنین قول هایی که در دولت دوازدهم برای حمایت از هنرمندان داده شده، مشخص است.

    وی ادامه داد: شادابی و توسعه کشور عملا بدون اینکه مردمی شاداب و امیدوار داشته باشیم محقق نخواهد شد و این هدف بدون نقش هنرمندان به نتیجه نخواهد رسید. من هم می دانم که هنرمندان محدودیت هایی دارند که ممکن است برخی از آنها به دولت ارتباطی نداشته باشد و در این زمینه دولت و هنرمندان در یک صف قرار گیرند پس باید فرهنگسازی کنیم و آرام آرام فضای بیشتری برای هنرمندان در نظر بگیریم. تلاش ما بر این است که آنچه که دولت وعده داده، محقق شود و دولت و هنرمندان اهدافشان را پیش ببرند.

    وی در پاسخ به (تئاتر آنلاین) مهر مبنی بر اینکه با وجود حمایت هایی که هنرمندان در دوران انتخابات از رییس جمهور کرده اند چرا تاکنون دیداری با آنها صورت نگرفته است در حالی که رهبری در طول چند هفته اخیر ۲ دیدار با مستندسازان و سینماگران داشته اند، عنوان کرد: در ابتدای این دولت و هر دولتی برای اینکه برنامه ریزی شود و کارها به درستی پیش رود، مدت زمانی صرف اموری می شود که زیاد هم به چشم نمی آیند. از سوی دیگر مسایل دیگری هم برای دولت پیش آمد از جمله اینکه ما در برنامه ریزی هایمان دونالد ترامپ و رفتارهایش را زیاد به حساب نیاورده بودیم و دیدید که از رفتارهای او اذیت هم شدیم اما طبیعی است که در آینده با فراغ پیدا کردن دولت، جایگاه هنرمندان باید برجسته تر از دولت گذشته باشد.

    واعظی درباره توجه به حریم تئاتر شهر و فضای نامناسبی که اطراف این بنا را فرا گرفته است، متذکر شد: من زیاد در جریان این موضوع قرار ندارم اما در این دولت چون هماهنگی نزدیک تری بین شهرداری و دولت است قطعا بین معاونت فرهنگی شهرداری و وزارت فرهنگ و ارشاد نیز باید هماهنگی نزدیک تری به وجود بیاید که در نتیجه حل چنین مسایلی آسان تر خواهد شد.

    رییس دفتر رییس جمهور درباره تخصیص کامل بودجه تئاتر بیان کرد: نکته اول اینکه تنها بودجه تئاتر نیست که در آن محدودیت وجود دارد بلکه این محدودیت در بقیه دستگاه ها هم هست و به آنها هم همه بودجه مورد نظر تخصیص پیدا نمی کند. مساله دیگر نیز این است که همین مقدار بودجه ای که صرف هنر می شود باید مدیریت و مهندسی شود تا در جای درستش مورد استفاده قرار گیرد.

    وی در پایان صحبت هایش گفت: نکته سوم نیز این است که در سال ۹۷ تلاش سازمان برنامه و بودجه این است که تمام بودجه در نظر گرفته شده، تخصیص داده شود که البته این مساله به عوامل مختلف بستگی دارد. بخشی از این عوامل به قیمت نفت بازمی گردد و یا پیش بینی که برای مالیات ها شده است که البته از آنجا که بودجه هنر بودجه زیادی نیست باید تلاش کنیم اگر محدودیتی هم وجود دارد در حوزه هنر بودجه بیشتری تخصیص داده شود.

  • آدم‌ ها این روزها خیلی تنها شده‌ اند

    آدم‌ ها این روزها خیلی تنها شده‌ اند

    کارگردان نمایش «آکواریوم» ایده اولیه شکل گیری این اثر نمایشی را تنهایی آدم ها ذکر کرد؛ موضوعی که طی سال های اخیر به زعم این هنرمند تئاتر بیشتر و آزاردهنده‌تر شده است.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر: نمایش «آکواریوم» به کارگردانی سیامک احصایی اجرای عمومی خود را در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به پایان رساند. در گفتگویی که با حضور کارگردان و بازیگران نمایش در تئاتر آنلاین و به نقل از مهر برگزار شد، درباره نکات مختلف از جمله نگاه منتقدانه ای که هنرمند باید نسبت به خود داشته باشد، چالش هایی که بین بازیگران و کارگردان نمایش برای رسیدن به موقعیت و تصویر مدنظر وجود داشت و تجربیاتی که در اجرای «آکواریوم» پشت سر گذاشتند، صحبت شد.

    در بخش دوم این گفتگو نیز موضوعات دیگری در ادامه بحث شکل گرفته مطرح شد که در ذیل آمده است.

    * آقای حق گوی لسان، ۲ بازیگر دیگر نمایش از مواجهه خود با «آکواریوم» و نگاه منتقدانه ای که نسبت به خود برای ارزیابی عملکرد و جایگاهی که دارند صحبت کردند. شما این روند را چگونه توضیح می دهید؟

    روح الله حق‌گوی لسان: وقتی تمرین های «آکواریوم» را شروع کردیم و سیامک احصایی به من گفت که بر خلاف تمام بازی هایی که پیش از این داشتم و تیپ هایی که بازی می کردم، از من نمی خواهد که کار عجیب و غریبی را انجام دهم و بیشتر می خواهد که خیلی آرام و بدون هیچ حرکت اغراق آمیزی در بازی، در کنار بازیگران دیگر حضور داشته باشم، با خود می گفتم که فردا به سیامک احصایی می گویم که دیگر در تمرین ها حضور پیدا نمی کنم. حتی ۲ روز مانده به اجرا می خواستم به سیامک احصایی بگویم این انتخاب از ابتدا اشتباه بوده است.

    نقشم در «آکواریوم» به این دلیل برایم سخت بود که ابتدا باید در کنار بازیگران خوبی همچون کاظم سیاحی و غزل شاکری به ایفای نقش می پرداختم و در عین حال نمی توانستم از میمیک و حالات صورتم همانند نقش های قبلی ام به راحتی استفاده کنم. روز اول سیامک احصایی به من گفت قصد دارد با من به گونه ای کار کند که خسته شوم تا شاید از لج بازی برای اضافه کردن ذره ای به شخصیت، دست بردارم.

    حضور در نمایش «آکواریوم» برای من تولد دوباره بود و در نمایش هر روز برایم یک اتفاق جدید می افتاد و آنقدر همه چیز روی صحنه به هم وابسته بود که حتی رورانس نیز بخشی از صحنه بود و من هر روز با انرژی متفاوتی برای رورانس می آمدم.

    در «آکواریوم» اتفاقی افتاد که این روزها کمتر در عرصه بازیگری تئاتر شاهد آن هستیم و آن توجه بازیگران به یکدیگر است؛ اینکه بازیگر مقابل من چقدر زیباتر از من به نظر می آید و بازی می کند و بنا به فضایی که بازیگر مقابل ایجاد می کند من نیز خود را در آن فضا قرار دهم، نه اینکه بخواهم مجزا این کار را انجام دهم.

    من در نمایش «آکواریوم» چالش های زیادی داشتم و بزرگترینش این بود که اسکلت بندی ایجاد شده برای شخصیت من در نمایش، مورد تأیید سیامک احصایی و مخاطبان قرار می گیرد یا نه، آیا یکدست بودن من در کنار دیگر بازیگران دیده می شود یا نه. خوشبختانه در نمایش «آکواریوم» در کنار بازیگرانی قرار گرفتم که به من کمک کردند ریزه کاری ها را بیشتر ببینم زیرا ناخواسته من غلو و اغراق در بیان احساسات را در بازی ام داشتم. خوشحالم که سیامک احصایی بعد از نمایش «تونل» این لطف بزرگ را به من کرد که تجربه متفاوتی را روی صحنه تئاتر داشته باشم.

    * جزییات نقش شما در «آکواریوم» بیشتر از نقش های دیگر بود و قرار بود با جزییات رفتاری نکات مختلفی از شخصیت را به مخاطب منتقل کند.

    حق‌گوی لسان: قطعا اینگونه بود زیرا سیامک احصایی این ریزه کاری ها و نکات را از من می خواست. درباره برخی آکسان گذاری ها و تأکیدها با سیامک احصایی صحبت می کردم و اگر روندی به درستی پیش نمی رفت خوشبختانه بازیگران کار این موضوع را می گفتند.

    * نمایشنامه «آکواریوم» یک عاشقانه سیاسی و اجتماعی و حتی این عاشقانه سیاسی و اجتماعی می توانست در زندگی امروز ما نیز صادق باشد. نقطه شکل گیری و ایده ای که برای «آکواریوم» وجود داشت، کدام بود؟

    ایده اولیه «آکواریوم» موجودیت تنهایی در جامعه امروز بود. طی ۳ سال گذشته خیلی مسأله تنهایی آزارم داده استسیامک احصایی: ایده اولیه «آکواریوم» از موجودیت تنهایی در جامعه امروز بود. طی سه سال گذشته خیلی مسأله تنهایی آزارم داده است. وقتی به آدم های اطراف خود نگاه می کنم، احساس می کنم با وجود جمعیتی که از کنارمان می گذرند و ما با آنها مواجه هستیم، بدون اینکه با هم صحبت کنیم واگویه موضوعات مختلف را برای خود انجام می دهیم. وقتی هم با فردی صحبت می کنیم بدون توجه به صحبت های طرف مقابل فقط صحبت خود را می کنیم و حتی به این موضوع فکر نمی کنیم جوابی که ارایه می دهیم، جواب صحبت های طرف مقابل نیست. طرف مقابل نیز ما را نمی شنود و فقط به حرفی که خود می خواهد بزند فکر می کند.

    طی عمری که داشتم بیشترین وضعیت تنهایی آدم ها را در این چند سال اخیر دیدم. ایده اولیه «آکواریوم» همین تنهایی بود و به فضای ۲ تا پنجره فکر می کردم و زمانی تبدیل به آکواریوم شد که جایگاه ۲ پنجره را پیدا کردم؛ مانند ۲ ماهی که از پشت ۲ شیشه آکواریوم همدیگر را نگاه می کنند.

    زمانی با مهرک قزوینی صحبت کردم و متوجه شدم مونولوگ هایی را می نویسد و قرار است آنها را به شکل پاراگراف هایی در فضای اینستاگرام خود منتشر کند. وقتی چند پاراگراف نوشته شده را خواندم به او گفتم که ایده ای در ذهنم دارم که با این مونولوگ ها و پاراگراف ها همخوانی دارد. بعد از اینکه نمایشنامه را با هم نوشتیم به قصه ای رسیدیم که طی آن در ابتدای نمایش مرد و زن مونولوگ های خود را بیان می کردند. غزل شاکری پیشنهاد داد که روند قصه به شکلی باشد که ما از ابتدای نمایش متوجه نشویم زن نیز مرد را از پشت پنجره تماشا می کند و گمان مخاطب بر این باشد که تنها مرد است که از پشت پنجره خود زن را می بیند و تماشا می کند.

    پیشنهاد خوبی بود و همه با آن موافق بودیم و همین کار را در قصه نمایش انجام دادیم. در کل ایده اولیه من برای نمایش «آکواریوم» تنهایی بود؛ یک تنهایی عاشقانه. تنهایی وقتی به حد بالای خود می رسد ما زیباترین های ممکن و زشت ترین های ممکن را فقط در ذهن مان و برای خودمان خلق می کنیم و آنقدر به آنها می پردازیم که به رفتارهای بیرونی ما تبدیل می شود که یا باعث جذابیت و یا طرد شدن ما می شود.

    * وقتی نمایش «آکواریوم» به نقطه پایانی می رسد و جای بازیگر زن و مرد عوض می شود، این سوال در ذهن ایجاد می شود که حالا اگر زن بخواهد درباره مرد صحبت کند چه خواهد گفت. ما یک بار درباره زن از زبان مرد شنیده بودیم و در انتها با این جابجایی می شد به این ذهنیت رسید. بخشی از این وضعیت در ذهن مخاطب شکل می گرفت که در این جابجایی با چه اتفاقی مواجه می شود. در واقع در این وضعیت مخاطب نقطه پایانی برای نمایش قائل نمی شد و در ذهنش باز هم ماجرا را این بار از زاویه ای دیگر دنبال می کرد.

    احصایی: این همان چیزی است که من می گویم نقطه چین است و مخاطب نقطه چین ها را پُر می کند. من این نقطه چین را برای خودم اینگونه پُر کردم که آدمی دچار یک عشق از راه دور، در یک نگاه، از پشت یک پنجره شده است. این مرد آنقدر در تخیل خود این قصه و خواستن را کامل می کند، در پایان قصه در شیفتگی خود با خیال خود یکی می شود ولی در نهایت در واقعیت به دنبال آن نداشته خود می گردد و وارد خانه زن می شود و روی مبل زن دراز می کشد. زن هم وقتی جای مرد می نشیند، جای غریبی نیست زیرا تبدیل به خیال مرد شده است.

    * برای شما هم تصویر بین رویا و واقعیت در «آکواریوم» به همین شکل بود؟

    کاظم سیاحی: برای من هم به همین شکل بود ولی برای انتهای نمایش تصاویر مختلفی داشتیم.

    غزل شاکری: تصویر آخر برای من به همین شکل بود که مرد به خانه زن می رود.

    سیاحی: ولی تصویر برای من اینگونه نبود.

    شاکری: من دوست داشتم ذره ای بیشتر در صحنه رویا داشته باشیم ولی در نهایت به این نتیجه رسیدم که شاید اگر هر کدام از شخصیت ها اضافه گویی هایی داشته باشند کار به سرانجامی نرسد. آقای احصایی خیلی به حرف های ما گوش می داد ولی یک جایی به درستی تصمیم گرفت.

    احصایی: من می دانستم که باید یک جایی کار جمع شود و زیاد نباید تغییر داد و شاخ و برگ اضافه کرد.

    شاکری: فکر می کنم صحنه پایانی «آکواریوم» خیلی خوب بود.

    احصایی: این صحنه پایانی به شکلی است که پایان قصه نقطه ندارد و باز است. برخی مواقع احساس می کنم پافشاری روی صحنه هایی باعث لطمه خوردن به اتفاقی می شود که ایجاد کرده ایم.

    * مواجهه بازیگران با طراحی صحنه نمایش «آکواریوم» چگونه بود؟

    حق گوی لسان: طراحی صحنه سیامک احصایی از ابتدا برای من زیبا و جذاب بود، البته جای حرکت زیادی نمی گذاشت.

    * احساس نمی کردید که طراحی صحنه خود را به بازیگر تحمیل می کند؟

    سیاحی: من از ابتدای حضورم در نمایش «آکواریوم» می دانستم که طراحی صحنه سیامک احصایی خود را تحمیل می کند چون همواره طراحی های صحنه بسیار جذاب و خوبی دارد.

    شاکری: فکر می کنم طراحی صحنه به جای تحمیل، کار ما را تکمیل می کرد. یکی از دلایل پذیرفتن بازی در «آکواریوم» برای من این بود که مطمئنم بودم تصویری که آقای سیامک احصایی ارایه می دهد بسیار زیبا و جذاب است.

    * بله این درست ولی منظور بنده این است که آنقدر جزییات و طراحی صحنه مهم است که بازیگر باید خود را با آن وفق دهد، یعنی بازیگر را ناچار می کند البته نه از روی استیصال، حرکات خود را بر اساس آن انجام دهد.

    سیاحی: معتقدم تحمیل کردن خیلی واژه بزرگی برای این موضوع است و من نمی توانم واژه ای جایگزین آن کنم که بتواند مفهوم مدنظرم را ادا کند. به نظرم اینکه این اتفاق بیفتد طبیعی است و مطمئن بودم که در کار کردن با سیامک احصایی این اتفاق می افتد. من طراحی صحنه «آکواریوم» را دوست داشتم ولی می دانستم که من را تحت شرایطی قرار می دهد که پیش از این نیز گفتم، واژه تحمیل برای آن زیاد است.

    شاکری: من خیلی تصویر و طراحی صحنه را دوست داشتم و معتقدم زیاده گویی نداشت.

    * زیاده گویی نداشت ولی از بدو ورود تماشاگر بسیار جلوه‌گر بود و خود را به رخ می کشید…

    من این اواخر خیلی تلاش می کنم که بر اساس ایده های کارگردانی، صحنه ام را تنظیم کنم نه به عنوان یک طراح صحنه این کار را انجام دهم ولی جالب این است که در نهایت باز هم به پای طراحی صحنه ام ثبت می شود. مدت ها است که این موضوع را درک نمی کنماحصایی: من این اواخر خیلی تلاش می کنم که بر اساس ایده های کارگردانی، صحنه ام را تنظیم کنم ولی جالب این است که در نهایت باز هم به پای طراحی صحنه ام ثبت می شود. مدت ها است که این موضوع را درک نمی کنم. برخی از اتفاقاتی که در «آکواریوم» رخ داد بر اساس ایده کارگردانی من شکل گرفته بود نه تنها بر مبنای طراحی صحنه ام.

    * جذابیت طراحی صحنه شما به عنوان یک نقطه منفی لحاظ نمی شود بلکه این توانایی طراحی صحنه شما را ثابت می کند که مخاطب با مواجهه با طراحی صحنه تحت تأثیر آن قرار می گیرد.

    احصایی: بله، گریزی از این موضوع که طراحی صحنه ام بیشتر دیده می شود نیست زیرا من هیچ وقت از یک متن به یک نمایش نمی رسم، من از یک اتفاق تصویری درون ذهن ام به این می رسم که چه متنی را باید به دست بیاورم. جالب این است که من در طراحی صحنه دیوار نداشتم و ستونی در اتاق شخصیت کاظم سیاحی وجود داشت که در ذهن من به عنوان دیوار بود. کاظم در صحنه ای وقتی می خواهد از نگاه زن در پشت پنجره پنهان شود خود را در پشت این ستون قرار داد که گویی دیوار است. آن لحظه برای من خیلی جالب بود زیرا چیزی از ذهنیت خودم درباره اینکه این ستون یک دیوار است به کاظم سیاحی نگفته بودم ولی او در بازی اش این تصویر را در نظر گرفت.

    زیباترین بخش یک کار این است که حس و حال و اتفاقات خوبی را با خود به خانه ببرم. زیباترین چیزی که می توانم از هر کار با خود همراه ببرم روابط و اتفاقات آرتیستیک و عاطفی است. نمایش «آکواریوم» هم برای من خیلی دلچسب و جذاب بود و آرامش عجیبی از اجرای این نمایش نصیبم شد.

  • نقطه‌چین‌ هایی که سر از یک نمایش درآوردند

    نقطه‌چین‌ هایی که سر از یک نمایش درآوردند

    کارگردان و بازیگران «آکواریوم» معتقدند چالش هایی که برای اجرای این نمایش در ذهنشان وجود داشت و نحوه رسیدن به نقطه نظر مشترک درباره آنها یکی از ویژگی‌های این اثر بود.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر: این روزها نمایش «آکواریوم» به نویسندگی مشترک سیامک احصایی و مهرک قزوینی و کارگردانی سیامک احصایی در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. در این اثر نمایشی غزل شاکری، کاظم سیاحی و روح الله حق گوی لسان به ایفای نقش می پردازند. «آکواریوم» اثری است که طی آن رابطه ای عاشقانه بین یک زن و مرد از پشت ۲ پنجره شکل می گیرد؛ رابطه ای که در آن کلامی بین ۲ شخصیت شکل نمی گیرد تا صحنه ای که در پس حادثه ای که برای زن رخ داده، این سکوت شکسته می شود و مرد با ورود به خانه دختر راز عشق خود از پس پنجره رو به رو را فاش می کند.

    نمایش همزمان با روایت صحنه های عشق این زن و مرد، صحنه هایی از بازجویی مرد را دارد که تحت فشار بازجو ناچار است دیده ها و احساسات خود را نسبت به زن بازگو کند.

    «آکواریوم» در عین حال با توجه به موضوعات سیاسی و اجتماعی، در فضای بین بازجویی و بیان احساسات مرد درباره زن از پشت پنجره اتاق خود و همچنین گفتگوی زن و مرد در حال و هوایی رویاگونه در رفت و آمد است و سکوتی را در فضای کلی خود به همراه دارد.

    کارگردان و بازیگران نمایش «آکواریوم» با حضور در تئاتر آنلاین و به نقل از مهر به گفتگو و ارایه نقطه نظرات خود درباره اتمسفر کلی اثر و همچنین شکل اجرایی کار و تعاملی که در این زمینه بین کارگردان و بازیگران شکل گرفت، پرداختند.

    در ابتدای این گفتگو، بحث وضعیت نقد تئاتر و تأثیر وجود نقد کارشناسانه و همچنین نقدهای سلیقه ای مطرح و حضور منتقدان متخصص در عرصه سینما و تئاتر مطرح شد. در این بخش از گپ و گفت به وجود برخی نقدهای غیرکارشناسانه که تنها به تخریب یک اثر نمایشی یا انتقادهای سلیقه ای از هنرمندانی که دارای جایگاه هستند، اشاره شد.

    در ادامه، این بحث به بررسی این نقطه نظر رسید که در میان هنرمندان تئاتر هم جایگاه «نقد بر خود» کمرنگ شده است؛ یعنی اکثریت هنرمندان دیگر منتقد آثار خود نیستند و این نگاه شاید حاصل از اطمینان خاطر از رسیدن به جایگاه حرفه ای است.

    ادامه این گفتگو در ذیل آمده است:

    * چرا هنرمندان تئاتر دیگر عملکرد خود را نقد نمی کنند؟ گویا نقد بر خود دیگر معنایی ندارد در حالیکه این جریان باعث می شود هنرمند هر بار عملکرد و جایگاه خود را مورد بررسی قرار دهد.

    کاظم سیاحی: خیلی از هنرمندان در اکثر موارد از یک الگوی مشابه و خاص برای نحوه کار کردن استفاده می کنند و از این رو کار خلاقه خیلی کم اتفاق می افتد. در حال حاضر موفق بودن بیشتر به در چشم بودن، تبدیل شده و وقتی شرایط اینگونه است دیگر برخی هنرمندان نیازی برای نقد کردن خود نمی بینند و همه هدفی را دنبال می کنند که منجر به دیده شدن است، یعنی برای همه دیده شدن مهم است. نقد بر خود زمانی اتفاق می افتد که کار خلاقانه اتفاق بیفتد و هر کسی بخواهد سبک و سیاق خود را داشته باشد.

    * شما در مواجهه با «آکواریوم» چقدر به این موضوع فکر کردید که آیا این اثر، کاری است که شما را به چالش بکشد و قدمی رو به جلو برای شما باشد؟ آیا با نگاه منتقدانه نسبت به خود، نمایش «آکواریوم» را انتخاب کردید؟

    غزل شاکری: فکر می کنم این چند سال اگر کاری انجام دادم، کارهایی بوده که من را به چالش کشیده اند. من از انتخاب و همراهی گروه «آکواریوم» خیلی خوشحال هستم زیرا در کارهای آنها باب گفتگو باز است و می توان نظرات خود را ارائه داد و خلاق بود. در روند تمرین و اجرای نمایش «آکواریوم» هم نظر می دادیم و هم می شنیدیم که معتقدم اتفاق خوبی است که در این نمایش رخ داد.

    * سیامک احصایی هنرمندی است که هیچگاه به فکر تجاری بودن اثرش نیست و بیشتر تجربه و کاری که باید شکل بگیرد برایش مهم است و مخاطب به لحاظ فکری برایش مهم است. «آکواریوم» برای خود شما دارای چه جایگاهی است و آیا در نگاه خودتان قدمی رو به جلو است؟

    من هیچوقت عادت توجیه کردن کارهایم را ندارم. وقتی کار در مراحل مختلف و بنا به تصویری که در ذهنم داشتم شکل می گیرد، با خود می گویم که این همان تصویری است که می خواستمسیامک احصایی: من هیچوقت عادت ه توجیه کردن کارهایم ندارم. وقتی کار در مراحل مختلف و بنا به تصویری که در ذهنم داشتم شکل می گیرد، با خود می گویم که این همان تصویری است که می خواستم. معتقد به این نیستم که آدم کاری را انجام دهد و به نقطه ای برسد که بگوید اگر بیشتر وقت داشتم یا فلان بازیگر در نمایش بود، کار بهتر می شد. اگر به تصویری که داشتم نرسم مسئولیت کاستی خود در نرسیدن به آن تصویر را می پذیرم ولی وقتی به تصویر مدنظر می رسم، با آرامش به سخنان دیگران گوش می کنم و ایرادات را می شنوم زیرا معتقدم اگر چیزی اشتباه و ایراد باشد از دید، تفکر و ذهن من است.

    «آکواریوم» از آن دسته کارهایی است که مانند تصویر ذهنی مدنظرم شد. ایده ای در ذهنم داشت که نمایش «آکواریوم» اجرای همان ایده است و در ذهنم تصور اجرای آن را اینگونه داشتم. «آکواریوم» اجرایی است که لایه های اجتماعی و سیاسی آن نمی تواند بر لایه عاشقانه آن قالب شود؛ این همان چیزی است که در ذهنم تصور می کردم و فکر می کنم چیزی را که در ذهنم بود درست اجرا کردم.

    هیچ گاه در تولید یک اثر به اینکه چقدر بفروشم فکر نمی کنم، من از ابتدا بازیگرانی که می خواهم در ذهنم متصور می شوم و انتخاب می کنم.

    به نظر من همه چیز در ذهن من آنگونه شکل گرفت که دیگر هیچ بهانه ای برای نپذیرفتن مسئولیت نمایش ندارم زیرا آنچه در ذهنم بوده بر صحنه نمایش شکل گرفته است. دوست نداشتم که کار مانند آثار روتین و تکراری باشد. دوست نداشتم طراحی صحنه ام در نمایش «آکواریوم» اکت داشته باشد یا بازیگرها مانند اکثر کارهایی که می بینیم با صدای بلند دیالوگ ها را بیان کنند.

    بعد از مدت ها کاری را انجام دادم که وقتی از گوشه سالن به تماشاگر نگاه می کنم، می بینم که تماشاگر متمرکز به صحنه نگاه می کند و حتی برای به هم نخوردن تمرکز، حرکت نمی کند. اینکه مخاطب اینگونه با فضای «آکواریوم» ارتباط برقرار می کند باعث خوشحالی من است.

    * این سکون و سکوت تماشاگر به خاطر سکوتی است که در نمایش «آکواریوم» وجود دارد، تماشاگر احساس می کند که اگر حرکتی یا صحبتی داشته باشد باعث بر هم خوردن سکوت موجود در اجرا می شود. تماشاگر مایل است که با این سکوت همراه شود.

    کاظم سیاحی: من سیامک احصایی را پیشتر از این می شناختم و جدا از کارگردان و طراح صحنه، سیامک احصایی همیشه برای من یک آرتیست بوده و خیلی دوست داشتم که با او کار کنم. برای من ایده آل این است که وقتی متنی را می خوانم فضای شخصیت و کاری که قرار است انجام دهم در ذهنم شکل بگیرد. این اتفاق وقتی که نمایشنامه «آکواریوم» را خواندم برای من رخ داد و به دلیل تمایلی که در همکاری با احصایی داشتم، پیشنهاد بازی در این نمایش را پذیرفتم.

    اتفاقی که در تمرین و اجرای نمایش «آکواریوم» برای من افتاد بسیار لذتبخش بود و «آکواریوم» برای من جزو کارهایی شد که خاص است و تجربه کردن در آن برایم جذاب بود. چالشی که در «آکواریوم» برایم ایجاد شد سخت و دوست داشتنی بود، تجربه کردن چیز جدیدی از ذهن خود را دوست دارم اتفاقی که در تمرین و اجرای نمایش «آکواریوم» برای من افتاد بسیار لذتبخش بود و «آکواریوم» برای من جزو کارهایی شد که خاص است و تجربه کردن در آن برایم جذاب بود. چالشی که در «آکواریوم» برایم ایجاد شد سخت و دوست داشتنی بود زیرا تجربه کردن چیز جدیدی از ذهن خود را دوست دارم. هیچ وقت دوست ندارم ۲ فضای مشابه را بر صحنه تئاتر تجربه کنم و سعی کردم در فضاهای مختلف، با آدم ها و دیدگاه های مختلف کار کنم تا ببینم چقدر می توانم کارآیی داشته باشم.

    * ویژگی «آکواریوم» برای شما در بخش نمایشنامه چه بود؟

    سیاحی: این فضای عاشقانه که ۲ آدم بدون نزدیک شدن به هم و تنها از طریق دیدن یکدیگر از پشت ۲ پنجره یکدیگر را دوست دارند و نشان دادن این اتفاق با کوچکترین و مینی مال ترین شکل ممکن، برای من جذاب بود. رد و بدل شدن فضا بین عاشقانه و بازجویی نیز از جذابیت های دیگر متن برای من بود و می خواستم ببینم که نرم چرخیدن در این ۲ فضا را می توانم به درستی انجام دهم یا نه؛ اینکه در صحنه به محض اینکه موضوعی عاشقانه را درباره همسایه رو به رو بیان می کنم باید بلافاصله جواب بازجویی را بدهم که با تمام وجود از آن می‌ترسم.

    چالش این اتفاق و اینکه ببینم می توانم این کار را انجام دهم برایم جذاب است و اینگونه کارها را بدون توجه به اینکه فروش می کند یا نه می پذیرم. البته با سیامک احصایی خیلی صحبت کردیم و کلنجار رفتیم و در نهایت اتفاقی را که روی صحنه افتاده خیلی دوست دارم. البته دوست داشتم شکل دیگری از بازی را تجربه کنم ولی طبق وظیفه ای که برای بازیگر در نظر دارم مطیع کارگردان بودم.

    شاکری: فکر می کنم همه ما در روند کار دوست داشتیم برخی بخش ها را به شکل دیگری بازتر کنیم و انرژی متفاوتی در آن بخش ها داشته باشیم اما چند روز مانده به اجرا وقتی با دکور و نور همراه شدیم، مجاب شدم که تصاویر کامل است و نیاز به حرکت بیشتری ندارد. نکته شیرین برای من در «آکواریوم» داد و ستد فکری با آقای احصایی در مقام کارگردان بود.

    سیاحی: این داد و ستد در «آکواریوم» وجود داشت.

    احصایی: گاهی موارد بر سر موضوعات با هم بحث و چالش داشتیم ولی همه آنها مرتفع شد.

    * در کارهای سیامک احصایی فضای برزخ گونه ای وجود دارد و در «آکواریوم» نیز گویا برای بازیگران نیز این فضای برزخ گونه وجود دارد.

    احصایی: بازیگران در ابتدای کار خود را با این فضای برزخ گونه تنظیم می کنند تا کار به سرانجام می رسد. احساس من این است که شاید حتی هر کدام از بازیگران چیزهایی را که دوست داشتند انجام دهند تا شاید اتفاق دیگری بیفتد، انجام می دادند به اندازه اتفاقی که الان افتاده است درست در نمی آمد. در کارهای من چیزی به عمد وجود دارد و آن این است که من در کارهایم نقطه چین های زیادی دارم. من این نقطه چین ها را برای تماشاگران مختلف و متعددی که به تماشای کارهایم می آیند، می گذارم تا هر کدام با ذهنیت خودشان پر کنند. حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد مخاطبان بدون سوال از من، نقطه چین ها را پر می کنند.

    جالب این است ذهنیت و پاسخ مخاطب به این نقطه چین ها در کل ۴ یا ۵ پاسخ متفاوت است و اکثر پاسخ ها مشترک است؛ گویی آدم ها شرایط و مشکلات مشترکی با هم دارند ولی آنها را بازگو نمی کنند و در ذهن خود نگه می دارند. این نقطه چین ها برای من جذاب ترین کاری است که در کارهایم انجام می دهم زیرا پاسخ نقطه چین ها را به خود آدم ها محول می کنیم و گاه می بینم که بیرون از سالن با هم درباره برخی از آنها صحبت می کنند. این اتفاق از نظر من خیلی قشنگ است که نمایش بعد از خروج از سالن برای مخاطب تمام نشود و درباره آن حرفی بزنند.

    این نقطه چین ها برای بازیگرها نیز وجود دارد و نکته جذابش اینجاست که خودشان این نقطه چین ها را پر می کنند.

    آقای احصایی در بازی گرفتن هم نقطه چین داشت و اجازه می داد که بعد از فکر کردن راجع به آن ها، بعضی از نقطه چین ها را با هم پر کنیمشاکری: آقای احصایی در بازی گرفتن هم نقطه چین داشت و اجازه می داد که بعد از فکر کردن راجع به آنها، بعضی از نقطه چین ها را با هم پر کنیم. اگر بازیگران دیگری در این کار بودند شاید نقطه چین ها عوض می شد.

    احصایی: وقتی متن را انتخاب می کنم تا مقطعی با متن کلنجار می روم ولی بعد از مدتی این کار را انجام نمی دهم. وقتی با بازیگران متن را می خوانیم و واکنش های بازیگران را می بینم پیشنهادهای آنها را می شنوم و با بیان اینکه از هر کدام از بخش های متن تصویر و هدفی را دنبال می کنم، می خواهم که پیشنهاد خود را ارایه دهند. حتی گاهی تصویری را که بازیگران به جای بیان یک دیالوگ یا کلمه پیشنهاد می دهند، جایگزین می کنم. به همین دلیل سعی می کنم همه چیز تنها روی متن اتفاق نیفتاد زیرا به این فکر می کنم که چند بازیگر با چند ذهنیت متفاوت می آیند و هر کدام در حرکت و رفتار خود، بازی بازیگران مقابل خود را برای من باز می کنند.

    سیاحی: در این کار، سختی جذابی برای من وجود داشت و آن هم این بود که شخصیت مرد با دختری در پشت پنجره رو به رو است و به دیدن اش عادت کرده و به او عشق می ورزد. این روند باید در اجرا مشخص باشد و در عین حال یک روند ۳۱ روزه هم وجود دارد که من باید به شکلی آن را بازی کنم که این روند نیز باورپذیر باشد. با توجه به اینکه این روند ۳۱ روزه در متن «آکواریوم» به اندازه یک هفته و در اجرا در یک ساعت اتفاق می افتد و دیزالو موقعیت از چیزی به چیز دیگر باید برای تماشاگر باورپذیر باشد، برای من جذاب بود.

    چیزی که الان در نمایش اتفاق افتاده بهترین چیز از نظر توانایی من است. در راستای نقد به خود من خیلی راجع به خود بی رحم هستم و از اولین شب اجرا به نظرم یک چیز درست نبود …

    احصایی: بارها این نکته را از کاظم سیاحی شنیدم که می گفت یک چیزی درست نیست.

    سیاحی: مدام در تنهایی خود به این موضوع فکر می کردم و می دانم چه چیزی درست نیست ولی برای من مهم است کاری که می کنم مورد پسند سیامک احصایی در مقام کارگردان باشد.

    شاکری: فکر می کنم همه ما آنقدر درگیر هسته مرکزی کار شدیم و احساسمان خوب بود که دلمان می خواست کارهای بیشتری انجام دهیم. این درگیری ها تا شب های قبل از اجرا برای من هم وجود داشت.

    * چون شخصیت شما در نمایش بسیار محدود است و بیشتر درباره این شخصیت صحبت می شود تا اینکه بتواند صحبت کند.

    شاکری: بله. قرار بود این دختر در نمایش زمزمه ای داشته باشد و من آنقدر با این داستان و شخصیت یکی شدم که شعری را برای شخصیت و صحنه ای از نمایش نوشتم و قرار شد همین شعر زمزمه شود. من احساس می کردم جا دارد در صحنه رویایی که در نمایش وجود دارد درباره دختری که تا پایان نمایش تمام اطلاعات ما از او در حد پنجره ای است که پسر او را از پشت آن می بیند، بیشتر ببینیم. تا سه روز قبل از اجرا من مانند اسپند روی آتش بودم و خیلی از آقای سیامک احصایی ممنونم که شنونده بسیار خوبی بود و حرف های ما را شنید. بعد که دکور، نور و صدا آمد به این نتیجه رسیدم که همه ما دلبسته این داستان و ماجرا شده ایم ولی باید یک جایی کار جمع شود و مجاب شدم که کار زیادی نباید انجام دهم بخصوص که نتیجه این محدود بودن را در مخاطب و آقای احصایی می بینم.

    هسته مرکزی کار و داستان به قدری جذاب است که جا داشت شاخ و برگ بیشتری داشته باشد ولی الان برای مخاطب مانند یک لقمه جذاب است که از خوردن آن لذت می برد و خسته نمی شود. همه ما دغدغه این را داشتیم که بیشتر شاخ و برگ داشته باشیم ولی آقای احصایی از بیرون تصویر را می دید و می دانست با همراهی دکور و نور در صحنه همین اندازه از حضور ما کافی است. حالا که می بینم در بازخورد مخاطب این حضور کافی بوده خیلی راضی هستم ولی خیلی طول کشید به این ذهنیت برسم.

    من واقعا بچه ها را محدود کردم و گفتم که دیگر به چیزهای جدید فکر نکنند و داشته ها را پخته تر کنند. معتقدم حجم هر کاری اندازه ای دارد و اضافه کاری و یا کم کاری آن کار را تبدیل به چیز دیگری می کند. شاید اگر جای من فرد دیگری بود کار شکل دیگری می شداحصایی: من واقعا بچه ها را محدود کردم و گفتم که دیگر به چیزهای جدید فکر نکنند و داشته ها را پخته تر کنند. معتقدم حجم هر کاری اندازه ای دارد و اضافه کاری و یا کم کاری آن کار را تبدیل به چیز دیگری می کند. شنیدن و اجازه گفتن در کار تا جایی است که بشود از فیلتر من هم رد شود. این نوعی خودخواهی است ولی حق من است چون کارگردان کار هستم. این روند است که شکل اجرایی من را به وجود می آورد و فرد دیگری شکل اجرای خود را دارد.

    من اگر احساس کنم که چیز زیبایی در کارم دارم خیلی نسبت به آن خساست به خرج می دهم و بیش از یک بار نشانش نمی دهم و سعی می کنم آن یک بار هم در نقطه ای باشد که بهترین امتیاز را بگیرد. به عنوان مثال اگر صحنه پل و بالا رفتن روی میز را در نمایش «آکواریوم» در هر صحنه دیگری از این نمایش می گذاشتم، نمی توانست تا این حد تأثیرگذار باشد. در روزهای اولیه اجرا اتفاقی را روی صحنه داشتیم که من را درگیر کرده بود و مدام با خود فکر می کردم که این اتفاق از آن من نیست، در نتیجه بعد از چند اجرای ابتدایی نمایش، آن اتفاق را تغییر دادم.

    بچه ها اگر این حس محدودیت را دارند حق دارند که نسبت به آن درگیر باشند ولی برای من مهم بود که از دیدگاه هر کدام از بازیگران کار را نبندم بلکه مهم برایم این بود که از دیدگاه خود با دیدن هر سه بازیگر و شخصیت روی صحنه، کار بسته شود. به بچه ها می گفتند اتودهایی را که می زنید، نگه دارید تا اگر به چیز بهترین رسیدیم آن را جایگزین کنیم.

    ادامه دارد…

  • نمایش آکواریوم

    نمایش آکواریوم

    📍 تئاترشهر – سالن چهارسو
    📅 یکشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۶ تا جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶
    ⏰ ۱۹:۴۵
    ⏳ ۱ ساعت
    💳 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

    نویسنده: سیامک احصایی، مهرک قزوینی
    طراح و کارگردان: سیامک احصایی
    دراماتورژ: نشمینه نوروزی
    بازیگران: (به ترتیب ورود به صحنه): کاظم سیاحی، غزل شاکری، روح الله حق‌گوی لسان (مهمان از گروه تئاتر بازی)

    مدیر تولید: محمدرضا حسین زاده
    طراح لباس: ندا نصر
    موسیقى: آنکیدو دارش، باران احصایی
    شعر و‌ ملودی ترانه: غزل شاکری
    دستیار کارگردان: آرش فصیح
    منشی صحنه: نسیم صبا
    دستیار لباس: بیتا نصر
    دوخت لباس: زهرا بهرامى
    دستیاران صحنه: دانیال حبیبی پور، میلاد فرخی
    مشاور رسانه: روح الله زندی فر
    گرافیک: افسانه پلویی
    عکس: البرز تیمورزاده
    تیزر: حامد عاشق
    گروه ساخت دکور: امیرحسین بابائیان، احمد بابائیان، جواد ارجستانی، محمدحسن درباغی‌فرد، هوراد بابائیان
    خلاصه: زن و مردی از پشت دو پنجره تنهایی یکدیگر را پر می کنند.